گفتگوهای زندان

  

 ًرویاروئی  اندیشه ها و احترام به فرهنگ گفتگو ً به سبک یک همکار رژیم جمهوری اسلامی

مسعود کوچک

 

زینب ( سیبا ) زیبا معمار نوبری، همکار رژیم جمهوری اسلامی درنوشته ای در سایت اینتر نتی روشنگری  بخشی ازهمکاری خود  با رژیم جمهوری اسلامی را باز گو کرده است. این برای اولین بار است که یک همکار رژیم جمهوری اسلامی آشکارا پرده از همکاری خود با رژیم را بر می دارد. زینب (سیبا ) معمار نوبری در بخش اول نوشته اش  بیوگرافی خود را تشریح می کند  و بعد از توضیح دستگیری همسر اول و خودش، اینچنین می گوید  ً بعد از برگشت من از مواضع کمونیستی و تواب شدنم ....... ً و   ً برگشت ایدئولوژیکی – سیاسی من در دورانی که در تابوتها بودم بوقوع می پیوندد . من داوطلبانه مصاحبه می کنم و بر مبنای اعتقادات جدیدم حاضر به همکاری با جمهوری اسلامی می شوم. ً  ً ..... و هر چند مبارزه با گروههای ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلامی و حتی سرکوب آنها را نفی نمی کردم ،.......... طبیعی است که بدنبال این تحولات ، مسئولین زندان هر اطلاعاتی از من می خواستند با کمال میل در اختیارشان می گذاشتم .ً  ً سوال من اینست ! آیا بازجوئی ، سرکوب ضد انقلاب و نیروهای ضد انقلاب و نیروهای ضد دولت حاکم و حتی اعدام ، لازمه سیاست،مبارزه و تشکیلات مسلحانه نیستند؟ آیا اگر ما به قدرت می رسیدیم نیروهای ضد خودمان را سرکوب و بازجوئی نمی کردیم؟ یا اینکه می فرمائید آنها را ناز و نوازش می کردیم و با آنها رقص تا نگو ؟!! ً نقل قولهای طولانی زینب( سیبا) را با این جمله از نوشته اش به پایان می برم، او از گزارش 75 صفحه ای  که در زندان نوشته است سخن می گوید و درانتها اینچنین مطرح می کند ً شاید امروز اگر آنها را ملاحظه کنم ، خودم هم آنها را بسیار نقد کنم ، ولی نفس حرکت را هرگز! ً

 

این بخشی ازتوضیحا ت ( یا بهتر است گفته شود اعترافات ) شخصی است که در زندان و خارج از زندان با جمهوری اسلامی همکاری کرده است و می کند. در گذشته رژیم جمهوری اسلامی در ارتباط  با سازماندهی  همکارانش سیاستهای دیگری را اتخا ذ می کرد  از جمله، از این مهره های سوخته در کسوت  ً اپوزیسیون ً  استفاده می نمود ، نمونۀ شاخص این مهره ها ، سعید شاهسوندی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق می باشد. سعید شاهسوندی بعد از همکاری با رژیم در ایران، به خارج از ایران فرستاده شد و در هامبورک ( آ لمان ) مستقر و توسط  افراد و نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون برای او جلسا ت سخنرانی متعدد ی برگزار گردید، اما این سیا ست رژیم  بجز معدود همکارانش نظر اشخا ص د یگری را جلب نکرد ه و پروژۀ رژیم در نطفۀ خود با شکست روبرو گردید.

در دورۀ اخیر رژیم جمهوری اسلامی سیاستهای کاملا متفاوتی را برای استفاده از مهره های خود اتخاذ می کند و آنهم فرستا د ن این مهره ها به جلسا ت و محافل  نیروهای اپوزیسیون ( بخصوص اپوزیسیون چپ ) با موضع طلبکارانه و دفاع علنی از رژیم  در جهت شکستن جو ضد رژیمی  در میان نیروهای اپوزیسیون می باشد . از جمله  شرکت زینب ( سیبا ) معمار نوبری  در جلسۀ زنان در هانور ( آلمان ) و انتشار نوشتۀ او نیز در راستای همین سیا ست رژیم برای نفوذ در مجامع اپوزیسیون و بطور کلی شکستن جو ضد رژیمی است. خوشبختانه با هوشیاری وآگاهی  بخشی از نیروهای انقلابی اپوزیسیون (زندانیان سیاسی سابق  ) و افشا گریهای آنها دررابطه با زینب ( سیبا ) ، این حرکت رژیم نیز با شکست روبرو شد.

 

زینب ( سیبا ) معمار نوبری  در نوشته اش نکتۀ قابل تحمل و به ظاهر منطقی را مطرح می کند که پرداختن به این نکته بیشتر از هر چیز باید مورد توجه عناصر و نیروهای چپ ( بخصوص چپ سوسیا لیست ) قرار بگیرد  و آنهم این است که چرا همکار  ( و همکاران ) رژیم جمهوری اسلامی با شعار  ً رویاروئی اندیشه ها و احترام به فرهنگ گفتگو ً وارد میدان شده اند ؟

در این شکی نیست که رویاروئی اندیشه ها و احترام به فرهنگ گفتگو در پرنسیب و درعمل مورد تایید همگان می باشد، بخصوص سوسیالیستها که برای آزادی اندیشه مبارزه می کنند.اما سوال در اینجا است که از رویاروئی کدام اندیشه و احترام به چه فرهنگ گفتگویی سخن می گوئیم ؟ آیا منظور از رویا روئی اندیشه ها  برسر یک میز نشاندن شکنجه گر و شکنجه شده است ؟ آیا منظور از رویا روئی اندیشه ها همراهی کردن با همکاران رژیم سرما یه ، زندان، شکنجه و اعدام است ؟ و تازه چه کسی گفته است که همیشه  باید به  دیگران احترام گذاشت؟ در این شکی نیست که احترام به عقاید دیگران الزامی است اما نه خود افراد و نیروها یکه بمثابۀ یک نیروی مخالف اجتماعی و سرکوبگردرجهت مقا بل قرار دارند. رژیم جمهوری اسلامی و همکارانش نه تنها عقاید شان قا بل احترام نمی باشد بلکه هر گونه دیالوک هم با آنان در غلتید ن به دامی است که رژیم  درتدارک آن است . حال می خواهد این سخن از جا نب زینب ( سیبا ) معمار نوبری ویا نیروهای به اصطلا ح اپوزیسیون همچون حزب توده ، اکثریت و دیگر نیروهای بورژوایی خارج از قدرت زده شود.

زینب ( سیبا ) معمار نوبری بخوبی می داند جائی در میان افراد و نیروهای واقعی اپوزیسیون ( بخصوص زندانیان سیاسیسابق   که مواضع انقلابی خود را حفظ کرده اند و از نزدیک او را می شنا سند ) را ندارد . زینب ( سیبا ) بگفته خود ش  بیمار روانی نیست ،آنطوریکه بعضی از افراد اپوزیسیون سعی در روانکاوی او  را دارند . او در گذشته و هم اینک آگاهانه و داوطلبانه با جمهوری اسلامی همکاری کرده و می کند، او مامور است و معذور و باید همچون گذشته که دستورات حاج داوود ها را اجرا می کرده ، امروز هم دستورات قاضی مرتضوی ها را اجرا بکند. هدف  زینب ( سیبا ) همانگونه که خودش می گوید   ً تلاشم ( در واقع تلاش دستکاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی )  بر این است که جوی را بوجود آورم که انسانها بتوانند راحت و آرام و با جرات خودشان را معرفی کنند، بدون آنکه ترس از قضا وت روی آنها بوجود آید ً و در ادامه خواهان ً رویاروئی اندیشه ها و احترام به فرهنگ گفتگو ً می شود.

زینب ( سیبا ) از بوجود آوردن کدام جوی سخن می گوید ؟ ازشکستن جو مبارزه علیه رژیم سرمایه ،زندان ، شکنجه و اعدام...... ویا جوی برای حضور حاج داوود ها و برادر جواد ( شکنجه گر زندان قزل حصار) برای گفتگو ( ببخشید برای ارشا د ) درجلسات زندانیان سیاسی سا بق   ........ است؟

حال که خانم  زینب ( سیبا ) معمار نوبری خواهان  ً رویاروئی اندیشه ها  ً شده اند و قصد جو شکنی دارند ، بمثابه یک اندیشه مقابله گر با ایشان وهمکارانشا ن حاج داوودها و قاضی مرتضوی ها یک جواب صریح و روشن را می توان گفت :  ما  نه فراموش می کنیم ونه می بخشیم.  و ما  با این رژیم و همکاران آن در هر لباسی مبارزه نموده و آنها را افشا  و طرد می نما ئیم.

 در آستانۀ  سا لروز یکی از جنایات رژیم جمهوری اسلامی ، کشتا ر زندانیان سیاسی در سال   67 قرار داریم ، یاد و خاطره هزاران انسانی که درراه آزادی و سوسیالیسم جا نفشانی کردند را با تشدید مبارزه علیه رژیم سرمایه ، زندان، شکنجه و اعدام گرامی بداریم .

 

 

ونکوور – کانا دا  23.07.2006      مسعود کوچک