به ابتكار نشر باران (سوئد) هفت كتاب در قلمرو ادبيات زندان، به
تدريج انتشار خواهد يافت. خبردار شدم اخيرا جلد اول اين مجموعه با نام "كابوس
بلند تيزدندان" در سوئد منتشر شده است. ويراستار اولين كتاب از اين مجموعهء
هفت جلدى بهروز شيدا، شاعر و منتقد مقيم سوئد و همراه و همكار ثابت قدم
صاحب اين قلم در سال هاى "سنگ" است.
بهروز شيدا هم منتقد است و هم شاعر. زبانى تازه در نقد ادبى ايران آورده
است كه با شعر پهلو مى زند، و با اين حال در بيان مفاهيم نقد ادبى رساست.
بهروز شيدا از منظر روانشناسى قدرت به جهان اثر نزديك مى شود و همواره به
انسان قربانى نظر دارد.
با بهروز شيدا گفت و گويى تلفنى انجام داديم به مناسبت انتشار اولين جلد از
مجموعهء هفت جلدى ادبيات زندان، توجه خوانندگان "با شما نيستم" را به اين گفت و
گو كوتاه جلب مى كنم:
آقاى شيدا، مجموعهء خاطرات زندان شامل چند كتاب است و هر كتاب پيرامون كدام
موضوع منتشر خواهد شد؟
- پروژهی کتابهای زندان شامل هفت کتاب خواهد بود: کتاب اول: خاطرات، کتاب دوم:
قصهها، کتاب سوم: شعرها، کتاب چهارم: نگاهها و نظرها، کتاب پنجم: خاطرات
خانوادهها، کتاب ششم: خاطرات، کتاب هفتم: کتاب شناسی. اين پروژه به کوشش نشر
باران انجام میشود.
كتاب اول از اين مجموعه چه نام دارد؟
- نام کتابِ اول خاطرات زندان،" کابوس بلند تيز دندان" است.
آيا تعمدى بوده است در گزينش چنين نامى؟
- گمان میکنم زخمی که بر تن زندانيان سياسیی جمهوریی اسلامی نشسته است، زخمی
هر دم نوشونده است؛ کابوسی سمج که جان میجود. پس "کابوس بلند تيز دندان" هم به
عمق زخم اشاره دارد و هم به تداوم زخم.
اين كتاب به چه موضوعاتى مى پردازد؟
- کتاب اول زندان، خاطرات، مجموعهای است از خاطرات دوازده زندانی از زندانهای
رشت، کرمانشاه، اهواز، بندرانزلی، شيراز، گوهردشت کرج و زندانهای گوناگون تهران.
من نيز مقدمهای بر اين کتاب نوشتهام.
انتشار خاطرات زندانيان از نظر روانشناسى اجتماعى چه اهميتى مى تواند داشته
باشد؟
- ثبت خاطرات زندان سبب میشود که فراموشیی يک جنايت رخ ندهد؛ که اين خود راه بر
تکرار بیمروتیی قدرتمداران میبندد. نکتهی دوم آنکه: آن کس که اززخم خويش
خاطره میگويد، هم سينه سبک میکند، هم ياد دوست را تکرار و هم حس همدردی را
بيدار. گمان میکنم روان جامعهای که ابعاد جنايت را بشناسد، سينهی
زخمخوردهگاناش سبک باشد، ياد دوست را پاس بدارد و همدردی را فضيلت بداند،
روان سخت سالمتری است.
به تجربه ديده ايم اغلب فرد آزار ديده به دشوارى مى تواند از شكنجه و دوران
اسارت ياد كند. از شما در مقام ويراستار اين كتاب مى پرسم آيا متن ناويراسته از
نظر روانشناسى شكنجه از برخى لحاظ نمى توانست افشاگر ديناميسمى باشد كه ميان
زندانى و زندانبان وجود دارد؟
ـ فرد آسيب ديده از آسيب خويش بهسختی سخن میگويد و همين خود کليدی است برای کشف
رابطهاش با آسيب زننده از يکسو و ناگفتههايش از سوی ديگر. در متن بلند خاطرات
زندان اما، آسيب ديدهگیای زندانی با چند عنصر جبرانکننده مواجه است: نخستين
عنصر يادآوریی لحظههای مقاومت زندانی در مقابل زندانبانان است. حضور مقاومت،
بهمتن بلند خاطرات زندان ويژهگیی حماسی میبخشد که خود جبران کنندهی آسيب
ديدهگیی ناشی از زندهگیی طولانی در کنار زخم و مرگ است. عنصر دوم هويتيابیی
زندانی از يادآوریی شجاعت ياران از دسترفته است که خود هم غرور تعلق به جمعی
آرمانی را زنده میکند و هم با آفرينش افراد آرمانی امکان تحقق آرزو را مجسم.
نکتهی سوم باور به حقانيت خويش است که درآينهی سبعيت زندانبانان منعکس میشود.
متن بلند خاطرات زندان با تکرار همارهی مقاومت و شجاعت و حقانيت اردوی خويش از
خاطرهی به تاراج رفتهگیی تن و جان پيروزی میسازد و از قدرت تاراجکنندهگان
شکست.بهدين ترتيب ويراستاریی خاطرات زندان قادر نيست فضای ماجرا و حال راوی را
تغيير دهد. تنها ساختار ادبی و دستور زبان را جا بهجا میکند.
در ايران در جلسات داستان خوانى برخى از زندانيان سياسى رها شده شركت داشتم.
اينان اغلب با آوردن برخى اشارات و كنايه ها، در جهان داستان زندگى در بند را
بازمى آفريدند. در خاطرات زندان طبعا صراحت در بيان وجود دارد. در قلمرو ادبيات
زندان ادبيت اثر را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ـ متن بلند خاطرات زندان ماجراهای "خام" را در دايره میريزد. در متن بلند خاطرات
زندان ميل به افشاء جايگزين ميل به ايجاز میشود؛ ميل بهداوری جاىگزين ميل
بهنگاه؛ هيجان جایگزين خونسردی؛ باور به ارزش خود محتوا جایگزين باور به
ادبيت متن. در متن بلند خاطرات زندان، از جمله، حضور صفتهای بسيار، توصيف مکرر
مکانها، حضور تيپها بهجای شخصيتها، ادبيت متن را به حاشيه میراند. متن بلند
خاطرات زندان از روايت ابزار میسازد تا دادنامهای سياسی- قضايی- انسانی بنويسد.