| ||
|
پيام به سمينار زندانيان سياسي
با درود به همه کساني كه مستقيم و غير مستقيم در برگزاري اين سمينار نقش داشته اند و با اميد آن كه اين تلاشها هر چه گسترده شود و مسئله زنداني سياسي نه فقط امر همه مردم ايران بلکه در گستره اي جهاني فراگير شود. اهميت اين سمينار و تداوم اينگونه تلاشها در پرتو چنين اوضاعي بسيار حياتي است. پس بار ديگر درود مي فرستيم به شما برگزارکنندگان اين سمينار و همراه گام هاي استوار شما اين مبارزه را ادامه خواهيم داد. درشرايط کنوني ايران مسئله زنداني سياسي نه فقط موضوع دادخواهي خانواده هاي جانباختگان و بازماندگان اين جنايات بلکه آينده ايران يعني سرنوشت اکثريت مردم ايران به چگونگي بررسي اين جنايات هولناک و رسيدگي به آن گره خورده است. قتل عام زندانيان سياسي بدست مرتجعين اسلامي، زخمي است هميشه تازه بر پيکر مردم ايران و اين زخم تا سرنگوني اين رژيم و محاکمه و مجازات عاملين و آمرين اين جنايات مرهم نخواهد شد
جانباختگان زندانيان سياسي كساني بودند كه از بيدادگري هاي اين جهان نفرت داشتند و خشم و نفرت خود را به عملي جدي براي تغيير اين جهان تبديل كرده بودند. آنها دولت جمهوري اسلامي رامركز و شالوده رنجهاي جامعه ما مي دانستند. پس مبارزه را عليه آن متمركز كردند. در ميان جانباختگان كمونيست ها و انقلابيوني بودند كه دير زماني بود مبارزه عليه ستم و استثمار را آغاز كرده بودند. آنها عليه خاندان اشرار پهلوي مبارزه كرده بودند و از مبارزات خلق هاي جهان عليه استعمار و امپرياليسم تاثير و آگاهي گرفته بودند. بسياري از آنان مبارزين زني بودند كه بر بال هاي انقلاب 57 در فضاي سياسي كشور به پرواز درآمدند، زنجيرهاي سنت را شكستند، ترانه آگاهي خواندند و در زندانها ي قرون وسطايي تحت شديدترين شكنجه ها قرار گرفتند اما شوق پرواز را فراموش نكردند و با اهداي جان خود شوق پرواز را در خاطره ميليونها زن شكفتند. زنان زنداني سياسي نمادهاي برجسته اي از طغيان عليه آتوريته هاي سنتي بودند. جمهوري اسلامي در وجود اينان بزرگترين طغيان گران ضد فرهنگ و مناسبات مردسالاري و پدر سالاري، فرهنگ بندگي و ارزشهاي قرون وسطائي و خرافه را مي ديد. قتل عام زنان زنداني سياسي و اذيت و آزار مخصوصي كه بخاطر زن بودن به آنان روا ميشد و مي شود بخشي از سركوب عمومي زنان و تحكيم موقعيت بردگي و نيمه بردگي آنان تحت حكومت جمهوري اسلامي است. زناني كه مي خواهند عليه ستم بر زن مبارزه كنند، بايد از مقاومت اين زنان مانند ميراث گرانبهائي حراست كنند و آن را به منبعي براي اين مبارزه تبديل كنند. مبارزات آنان نه فقط بخشي از مبارزات جنبش کمونيستي ايران بلکه هم چنين بخش مهمي از مبارزات زنان ايران عليه زن ستيزان جمهوري اسلامي است. به همين دليل مقاومت و پايداري آنان بايد بخشي از تجربه و تاريخ جنبش زنان شود. زنان زنداني سياسي از پيشتازان مبارزه زنان عليه زن ستيزان جمهوري اسلامي هستند. اينها همان زناني هستند که کيت ميلت از فعالين جنبش زنان در آمريکا گفت من مبارزات زنان بسياري ديده بودم اما براي اولين بار بود ه مي ديدم زناني براي مبارزه عليه ستم و استثمار مرگ را به سخره مي گيرند.
جمهوري اسلامي هنگام اين قتل ها تنها نبود. قتل عام زندانيان سياسي بخصوص قتل عام سال 67 با سكوت بين المللي روبرو شد. يعني جمهوري اسلامي شريك جرم داشت. سكوت دول امپرياليستي بيشتر بيان اين بود كه اين رژيم حاميان بين المللي دارد. چرا كه قتل عام زندانيان سياسي به تثبيت جمهوري اسلامي و آغاز دوره به اصطلاح بازسازي كمك مي كرد. بازسازي اي كه طي آن قرار بود سرمايه هاي مختلف كشورهاي امپرياليستي وارد ايران شود و امنيت و سوددهي آنها تضمين گردد. بنابراين مسئله كشتار زندانيان سياسي مسئله اي صرفا مربوط به كل هيئت حاكمه ايران نيست، بلكه مربوط به كل مرتجعين جهان است
وجود زندانيان سياسي بيشماري چون موميا ابوجمال، مارلين باك، ساندييات اكولي ها كه سالهاي طولاني است در زندان بسر مي برند تاکيدي بر اين واقعيت است که نظام جهاني بر پايه سرکوب مردم ستمديده جهان مي چرخد سرکوب و استثماري که زندان، شکنجه و اعدام جزئي لاينفک از آن است. اين زمينه مادي همبستگي و پيوند مبارزات زندانيان سياسي و خانواده هاي جانباختگان در سراسر جهان است. اين زمينه مادي طنين جهاني اين مبارزه است. دردي مشترک، تجمع هميشگي خانواده جانباختگان در گلزار خاوران را به تجمع هفتگي مادران هزاران ناپديد شده آرژانتيني متصل مي کند. فريادي مشترک مبارزه هزاران زنداني سياسي در آمريکا، آمريکاي لاتين، ترکيه، کردستان.... و ايران را بهم پيوند مي دهد: مبارزه اي مشترک با اهدافي مشترک.
هر جنبش و نهاد مردمي و دمكراتيك بايد جنايات رژيم را در حق زندانيان سياسي و عقيدتي افشا كند. و براي رهائي زندانيان سياسي از قيد اسارت مبارزه كند. و جنبش زنان به مثابه بخشي از جنبش سياسي و اعتراضي مردم ما، از اين امر مستثني نيست. به ويژه آنكه جمهوري اسلامي زن ستيزي خود را در رابطه با زنان زنداني سياسي به جنايتكاران ترين وجهي به نمايش گذارده است. ما بعنوان بخشي از زنان فعال ايراني که در تبعيد بسر مي بريم و بعنوان بخشي از پيکره واحد جنبش زنان در ايران مبارزه اي مشترک را براي لغو قوانين نابرابر و مجازات هاي اسلامي عليه زنان در ايران آغاز کرده ايم . ما همراه و همگام مبارزات زندانيان سياسي و خانواده هاي جانباختگان زنداني سياسي هستيم. و در کنار شما خاطره هزاران زنداني سياسي را گرامي مي داريم.
کارزار مبارزه براي لغو قوانين نابرابر و مجازاتهاي اسلامي عليه زنان جولاي 2005/ تير 1384
| ||