|
|
گفتگوهای زندان بازگشت
به صفحه اول |
|
|
|
گزارش تفصيلي
و پاياني سمينار
سراسري درباره
کشتار زندانيان
سياسي در ايرانPDF پس از
سه روز گردهمايي
پرشور و پربار
در روزهاي 15، 16 و
17 ژوئيه 2005، نخستين
سمينار سراسري
با موفقيت به کار
خود پايان داد.
استقبال وسيع
از اين گردهمايي
ناشي از ضرورتهايي
بود که سالها بدون
پاسخ باقي ماندهاند.
از جمله اين ضرورتها،
همانا لزوم کارزاري
مداوم و گسترده
براي آزادي تمامي
زندانيان سياسي،
مقابله با سرکوب
و اختناق در ايران
است که در حد توانهاي
واقعيِ موجود
در جنبش آزاديخواهي
و عدالتجويانه،
بازتابي از صداي
مردم، کارگران
و زحمتکشان در
عرصه داخل و خارج
از کشور باشد. حضور
و همياري بيشائبه
زندانيان سياسي
سابق در رژيمهاي
شاه و جمهوري اسلامي،
خانوادهها و وابستگان
جانفشانان و جانباختگان
سالهاي اخير و
نيز مدافعين آزادي
زندانيان سياسي
در اين گردهمايي،
نشان داد که توانهاي
واقعي موجود در
اين جنبش، بسي
فراتر از آن است
که ابعاد آن را
به حرکات موضعي
و کوتاه مدت محدود
سازيم. اگر گامهاي
سنجيدهاي که در
اين گردهمايي
برداشته شدند،
به درستي و با احساس
مسئوليت دنبال
شوند، اميد فرارويي
توانهاي نهفته
براي جنبشي وسيع
و همگاني براي
آزادي زندانيان
سياسي، و برکندن
ريشههاي سرکوبگري
اجتماعي، سياسي
و طبقاتي در ايران
افزايش خواهد
يافت. اين گردهمايي
گامي کوچک در اين
راه بود و مسلم
است که پيگيري
و کوشش تک تک ما،
پيروزي و گسترش
چنين تلاشي را
ممکن ميسازد. علاوه
بر اين، زندانيان
سياسي مسائل و
مشترکات بسياري
دارند که ضرورت
ديدارهاي مشترکشان
را از حد يک فعاليت
سياسي فراتر ميبرد.
احساسي که در فضاي
گردهمايي موج
ميزد، بدون هيچ
شک و شبههاي حاکي
از اعتماد عميق
افراد به يکديگر
بود. بسياري از
حاضرين در جلسه،
از زندانياني
که پس از سالها
همديگر را مييافتند،
گرفته تا کساني
که پس از سالها
براي اولين بار
به چنين مراسمي
ميآمدند، خود
را درون خانوادهٌ
بزرگي احساس ميکردند
که برخلاف تبليغات
رژيم همچنان يار
و ياور يکديگر
و سندي بر افشاي
ستمگري حکومت
کنونياند. گردهمايي
نخست، ايجاد اعتماد
متقابل و برقراري
روابط وسيعتر
بين زندانيان
سياسي را هدف خويش
نهاد تا بنيان
تداوم کارهاي
مبارزاتي آتي
را استحکام بخشد.
خوشبختانه، نتايج
گردهمايي و بازتابهايي
که تاکنون به دست
ما رسيده است حکايت
از رسيدن سمينار
به چنين اهدافي
دارد. از جمله
موفقيتهايي که
کميته برگزارکننده
را به آينده گردهمايي
سراسري اميدوار
ميسازد، حضور
وسيع و کم نظير
جوانان و نسل نوين
از فعالين سياسي
در اين مراسم بود.
بسياري از آنان
در سازماندهي
کارها از امور
فني و تدارکاتي
گرفته تا حضور
و اجراي بخشهايي
از برنامههاي
سمينار ياري رسان
اين گردهمايي
بودند. برخي از
آنان با طرح بحثهاي
خود، حال و هواي
تازهاي به اين
گردهمايي بخشيدند.
کميته برگزارکننده
ضمن ارج گذاشتن
به اين حضور فعالانه،
زيبا و اميدبخش
از سوي جوانان
و نسل نوين فعالين
سياسي، در گامهاي
آتي تلاش خواهد
کرد که سهمي گستردهتر
و شايستهتر به
اين دوستان و رفقاي
پرتوان، پرشور
و مبتکر اختصاص
دهد. کميته
برگزارکننده
همانگونه که در
مراسم افتتاحيه
اعلام کرد، ميداند
و آگاه است که چنين
گردهمايياي بارسنگيني
از مسئوليت را
بر دوش برگزارکنندگان
مينهد و با توجه
به گستردگي جنايات
جمهوري اسلامي،
نميتوان در نخستين
قدم بر همه ضعفها
و کاستيها فائق
آمد. از همين رو،
از همگان در خواست
ميکند که نکات،
انتقادات و پيشنهاداتي
را که ميتوانند
در ارتقاي گردهمايي
آتي کارساز باشند،
براي ما ارسال
کنند. آنچه در
پي ميآيد، گزارش
کوتاهي از برنامههاي
سه روزه سمينار
است که تقديم حضور
علاقمندان ميشود: جمعه 15
ژئيه 2005 برنامه
افتتاحيه با با
خيرمقدم و يک دقيقه
کفزدن حاضرين
به افتخار جانفشانان
و جانباختگان
دهههاي اخير که
به دست رژيمهاي
شاه و جمهوري اسلامي
به قتل رسيدهاند،
آغاز شد. مژده ارسي
از سوي کميته برگزارکننده
طي سخنان کوتاهي،
مقدمه و اهداف
سمينار را بيان
کرد. او در اين مقدمه
تاکيد کرد که: "ما، به
عنوان بخشي از
زندانيان سياسي
سابق رژيمهاي
شاه و جمهوري اسلامي،
براين باوريم
که کارزاري عميقتر
و وسيعتر برعليه
سرکوب، اختناق
و زندان لازم است
تا پيوند ريشه
جنايت و سرکوبگري
را با تماميت حکومت
جمهوري اسلامي
و از آن فراتر با
تماميت سيستم
سرمايهداري نشان
دهيم. اين کارزار،
با اين گردهمايي
آغاز نشده و با
آن نيز خاتمه نخواهد
يافت، ليکن حضور
تک تک ما در اينجا،
بر کارايي، کيفيت
و برّايي آن ميافزايد.
حوداث روزهاي
اخير در ايران
نشان داد، که افشاي
سردمداران و سازماندهندگان
کشتارهاي سالهاي
1360 و 1367 امري نه مربوط
به "گذشته"، بلکه
حال است. در عين
حال، حاضرين در
اين گردهمايي
به خوبي ميدانند
که پاسخ به ضرورتي
سياسي، تنها انگيزه
ما براي چنين همايشي
نيست. بسياري از
ما، سالهاي زندگي
مشترکي را در زندانهاي
شاه و يا جمهوري
اسلامي گذراندهايم،
لحظات تلخ و شيريني
را با هم تجربه
کردهايم که به
بخش ناگسستني
در وجودمان تبديل
گشته است..." علاوه
براين، وي در پايان
سخنانش تاکيد
کرد که: "همان
گونه که در فراخوان
نخست نيز اعلام
کرديم، علاقهاي
عميق و انساني
به جانفشانان
و جانباختگان
کشتارهاي سراسري
1360 و 1367 در بازماندگان
اين جنايت مهيب
وجود دارد که با
مرور زمان، از
دل ما پاک نميشود.
مهر و علاقهاي
که به روزگاران
زندگي و مبارزه
مشترک در بندهاي
زندان بازميگردد
ولي با گذشت روزگاران
از آن کاسته نميشود.
از همين رو در تدارک
بزرگداشتي وسيعتر
از يارانمان در
اين روزها برآمديم.
اميد داريم که
روزهايي پربار
و موفق را با همکاري
يکديگر در اين
گردهمايي داشته
باشيم." به اين
ترتيب -
کارزاري
سياسي برعليه
تماميت جمهوري
اسلامي، -
ضرورت
ديدار جان بهدر
بردگان اين جنايات
-
و نيز
بزرگداشت جانفشانان
و جانباختگان
از اهداف
اين گردهمايي
سه روزه اعلام
شد. لازم به ذکر
است که ايجاد بنيانهاي
اوليه براي کارزارهاي
وسيعتر آتي براي
ما اهميتي وسيعتر
از آکسيون کوتاه
مدت در اين گردهمايي
داشته و دارد. به
همين دليل، تمرکز
کارها را به سوي
اين بنيانها در
گردهمايي سه روزه
متمرکز کرديم.
سپس شيرين
مهربد، هنرمند
و زنداني سياسي
سابق با سخنان
کوتاهي از احساس
خود در شرايط زندان
و اعدام رفيقان
چنين گفت: "فکر ميکنيد
در اين شرايط آدم
چه برخوردي ميتواند
بکند؟ سکوت؟ من
چون خودم عاشق
خواندن بودم،
هميشه در دلم ميخواندم...
حتما خيلي از بچههاي
ديگر هم ميخواندند...
شايد اين طوري
خودمان را آرام
ميکرديم ... براي
اين گونه جدايي..." پس از
آن با صداي زيباي
خود به اجراي آهنگ
"يگانگي" پرداخت
و آن را به ياد تمامي
عزيزاني تقديم
کرد که در ميان
ما نيستند. پس از
آن پيام کانون
نويسندگان توسط
کيومرث نويدي
قرائت شد. وي در
بخشي از پيام گفت:
"دوستان!
کانون نويسندگان
ايران و زندانيان
سياسي ايران چنان
با هم خويشاوندند
که نميتوان مرزي
ميان آنان گذاشت...
کانون نويسندگان
ايران را نيز بخشي
از شما تشکيل دادهاند.
نويسندگاني که
به خاطر آنچه نوشتهاند،
برخيشان بارها
زنداني سياسي
بودهاند. هم اکنون
نيز، بسياري از
زندانيان سياسي
ايران نويسندگان
و روزنامهنگاران
هستند..." او با
تاکيد بر همسرنوشتي
نويسندگان ايران
با زندانيان سياسي،
همايشي موفق را
براي زندانيان
سياسي ايران آرزو
کرد. پيام ديگري
که از سوي شرکتکنندگان
با استقبال زيادي
روبرو شد، پيام
موميا ابوجمال
زنداني سياسي
از درون زندانهاي
آمريکا بود. موميا
ابوجمال در اين
پيام که توسط عزيزه
شاهمرادي قرائت
شد با اين جملات
پايان داد که: "ايران
اين سرزمين کهن،
مهد باورهاي متفاوت
به بقاي خود در
اين روزهاي تاريک
و سياه ادامه خواهد
داد. چنان که
ايران در گذشته
نوري به سوي آينده
بود، در آينده
نيز نوري براي
مبارزه در راستاي
رهايي، آزادي
و کرامت انساني
خواهد بود. با ايمان
به آن آينده به
شما ميپيوندم..." ستاره
عباسي از سوي کميته
برگزارکننده
نکاتي را از کاستيهايي
که از همان آغاز
بر کميته برگزارکننده
آشکار بوده است
را با جمع حاضر
در سالن و شنوندگان
حاضر در اتاقهاي
پالتاکي در ميان
گذاشت. از آن جمله
به ذکر کاستياي
پرداخت که در روزهاي
برگزاري اين گردهمايي
از سوي علاقمندان
و دلسوزان اين
جنبش نيز بيان
شده است. او به عنوان
اولين نکته به
اين مسئله پرداخت
که: "بر ما
آشکار بود که زندانيان
سياسي ايران،
طيفي يک دست و يک
نظر نيستند. هماهنگي
و تامين نظر طيفي
چنين گسترده و
گوناگون، اگر
نه کاري ناممکن،
ولي سخت و صعب است.
به ويژه آن که پراکندگي
جغرافيايي همه
ما، از داخل کشور
گرفته تا کشورهاي
اروپايي و آمريکا
و کانادا، مشکلي
جدي براي تبادل
نظر فعال و موثر
مابين تک تک زندانيان
سياسي فراهم ميآورد.
براي داخل کشور،
سانسور و اختناق
سياسي، عدم تضمين
جاني زندانيان
سياسي کنوني و
سابق و دستگيريهاي
بيمحاباي مخالفين
توسط نيروهاي
سرکوبگر جمهوري
اسلامي، بخشي
دائم از زندگي
سياسي در ايران
تحت سيطره حکومت
اسلامي است. در
چنين وضعي، روشن
است که اميد به
تماسي گسترده
با فعالين داخل
کشور، با توجه
به خطراتي که از
سوي رژيم براي
اين دوستان و رفقا
متصور است، نميتواند
به صورتي وسيع،
همه جانبه و آشکار
تحقق يابد. اين
کاستياي است که
از همين آغاز بر
آن اذعان داريم
و رفع اين کاستي
با سرنگوني تماميت
رژيم جمهوري اسلامي
پيوند خورده است." با اين
حال، حضور گسترده
و بازتاب اميدبخش
گردهمايي کنوني
ما را بر آن ميدارد
که قدمهاي آتي
با خبررساني وسيعتر
و کوشش تک تک حاضرين
در گردهمايي نخست،
بسي فراتر از مرزهاي
کنوني رفته و گوشهاي
ديگر از توان نهفته
در آتشفشان جنبش
آزاديخواهي و
عدالتجويي را
متبلور سازد. علاوه
براين ستاره عباسي
تاکيد کرد که: "اين گستردگي
و گونهگوني، فقط
در عرصه سياسي
و نظري نبوده و
نيست. تنوع قومي
و فرهنگي زندانيان
سياسي نيز بايستي
بازتابي شايسته
در اين گردهمايي
داشته باشد. براي
ما مهم بود و هست
که از زندانهاي
کردستان، آذربايجان،
سيستان و بلوچستان،
خوزستان، گيلان
و مازندران، بوشهر
و شيراز و اصفهان
و خلاصه همه آن
جاهايي تاکنون
درباره آنها کمتر
گزارشي منتشر
شده است را در اين
سمينار داشته
باشيم. مگر نه اينکه
همايش ما سراسري
بايستي باشد و
براي همه سرزمين
ايران است؟ پس
بايستي ميکوشيديم
و از همه راههاي
ممکن نيز کوشيديم
تا پيام خود را
به همبنديان ناديده
خود برسانيم." در طول
اين گردهمايي
سه روزه، بسياري
از ما همزنجيران
ناديدهامان را
از شمال، جنوب،
غرب و شرق کشور
يافتيم، و اميد
است که در گردهماييهاي
آتي اين زنجيره
دوستي و اعتماد
بر سراسر شهرها
و مناطق کشورمان
به نحوي گسترش
يابد که قادر باشيم
تصويري همه جانبه
از سرکوبگري وحشيانه
رژيم جمهوري اسلامي
ارائه دهيم. سومين
نکته مهمي که ستاره
عباسي از سوي کميته
برگزارکننده
مطرح کرد، مربوط
به حضور بحثها
و طيفهاي مختلف
فکري در اين سمينار
بود. او گفت: "سوداي
برگزاري سميناري
با کيفيت و کارآيي
خوب و قابل قبول
نيز، از ديگر آرزوهاي
کميته برگزارکننده
بوده است. توجه
به کيفيت بحثها،
طرح بحثها از نقطه
نظرات مختلف و
حضور ديدگاههاي
گونهگون در برنامههاي
سمينار نشاني
از چنين تلاشي
است که در حد مقدورات
و محدوده زماني
سمينار براي تحقق
آن کوشيدهايم.
فشردگي بحثها
نشان ميدهد که
عليرغم کوشش ما،
امکان بازتاب
همه رنگارنگي
فکري، هنري، نظري
و تجربي در مجالي
کوتاه و در اولين
گردهمايياي از
اين دست، ممکن
نيست. اگر ضرورت
طرح گستردهتر
اين موضوعات وجود
داشته و دارد،
پس بهتر است به
جاي تلاش غيرواقعبينانه
براي تحقق همه
خواستهها در يک
سمينار سه روزه،
راهي براي تداوم
چنين جلسات و گردهماييهايي
بيابيم." او سخنان
خود را در لحظات
اوليه شروع برنامهها
چنين پايان داد: "ميدانيم
و آگاهيم که بسياري
از کارها بهتر
ميتوانسته است
انجام شود، ميدانيم
و آگاهيم که بسياري
از ايدهها و نوآوريها،
مجال بروز در اولين
همايش مشترکمان
را نيافته است.
و در عين حال، ميدانيم
و آگاهيم که "آغاز
هر کار، مشکلترين
قسمت آن است." پس
اکنون که با حضور
و پشتيباني تک
تک ما، چنين کاري
آغاز شده است،
بکوشيم که روزها،
ساعات و دقايقي
پربار را داشته
باشيم، شايد که
ره توشهاي باشد
براي قدمهايي
سنجيدهتر، همهجانبهتر
و پربارتر." پس از
آن، شاعر و هنرمند
گرانقدر سعيد
يوسف به شعرخواني
پرداخت. حسن ختام
برنامه افتتاحيه
ترانهخواني گيسو
شاکري بود. او با
تاکيد براهميت
چنين گردهماييهايي
گفت که برگزاري
اين سمينار باعث
ميشود که رژيم
نتواند که مبارزات
و ياد عزيران از
دست رفته را کم
رنگ کرده و از خاطرهها
بزدايد. او با شعري
افغاني که مضامينش
يادآور سرنوشت
زندانيان سياسي
و خاوران بود به
اجراي برنامه
پرداخت. درقسمتي
از اين ترانه تمام
سالن با گيسو شاکري
ميخواند: "نام
چو جاويد شد، مردنش
آسان کجاست؟"
و چنين همراهياي
پايان پرشکوهي
در برنامه افتتاحيه
بود. موضوع
يک: خانوادهها،
فعالين و وابستگان
زندانيان سياسي
اين قسمت
از برنامه با پخش
بخشهايي از فيلم
مادر رياحي آغاز
شد که پيش از آن
متني از سوي خانواده
رياحي درباره
مادر توسط مجري
برنامه ميلا مسافر
قرائت شد. اين گفتگو
بنا به تقاضاي
مادر رياحي، پس
از درگذشت او اجازه
انتشار بيروني
داشت و به همين
دليل تاکنون از
ارائه آن به عنوان
سندي از مبارزات
خانوادههاي زندانيان
سياسي به صورت
علني خودداري
شده بود. اولين
سخنراني را با
عنوان اين سوي
ديوار، آن سوي
ديوار مينا زرين
فعال سياسي چپ
و زنداني سياسي
سابق و فيروز مستعان
از فعال سياسي
چپ به طور مشترک
انجام دادند. متن
سخنراني، گفتاري
به شکل نظم ونثر
بود که بياني از
سرنوشت نسلهاي
مختلف مبارزين
در درون و بيرون
از زندان، از حکومت
رضاخاني تا محمد
رضا پهلوي و سپس
جمهوري اسلامي
را داشت. سخنرانان
با بياني نمادين
از سويي زندگي
سياسي زن و مرد
را و از سوي ديگر
وضعيت خانوادههاي
زندانيان سياسي
را باز گفتند. سخنران
بعدي اردوان زيبرم،
از فعالين سازمان
فدائيان (اقليت)
بود. پيش از آغاز
سخنراني، شعر
احمد شاملو با
صداي شاعر از مجموعه
"کاشفان فروتن
شوکران" در سالن
گردهمايي پژواکي
زيبا يافت. اين
شعر به نام "ميلاد
آنکه عاشقانه
بر خاک مرد" را
شاعر بزرگ ميهنمان
در شهادت احمد
زيبرم در دوران
ستمشاهي سروده
بود. موضوع سخنراني
او درباره نقش
ديکتاتوريهاي
سلطنتي و جمهوري
اسلامي در به سکوت
واداشتن خانوادههاي
زندانيان سياسي
و جانفشانان راه
آزادي و سوسياليسم
بود. سپس مهرنوش شجاعي،
از فعالين سياسي
و از کارگران پيشرو،
به وضعيت فعالين
سياسي در سالهاي
1360 تا 1365 پرداخت. اين
سخنراني جمعبنديِ
کوتاهي از شرايط
زندگي نيروها
و مبارزين سياسي
دستگيرنشده در
ايران در سالهاي
1360 تا 1365 بود، که
شرايطي سخت را
براي ادامه مبارزه
و زندگي خود طي
کردهاند. سخنران
به طرحهاي رژيم
جمهوري اسلامي
براي شناسايي
نيروهاي دستگير
نشده در زمينههاي
مختلف سياسي،
اجتماعي و اجتماعي،
از جمله طرح مالک
و مستاجر در سال
1361 پرداخت. در پايان
اين قسمت، با حضور
ثريا يکي از زندانيان
سياسي که همسرش
توسط رژيم جمهوري
اسلامي اعدام
شده و فرزندش نيز
از چهل روزگي با
او در زندان بوده،
با خواندن قطعه
شعري، سرنوشت
خود و تعداد بيشماري
از بازماندگان
جنايات رژيم جمهوري
اسلامي را تصوير
کرد. بلافاصله،
فرزند يکي از جانفشانان
و جانباختگان
کشتار سراسري
1367 به بيان احساس
خود به عنوان کودکي
چهار ساله در روزهاي
ملاقاتِ پيش از
اعدام پدرش پرداخت.
او که اينک جواني
بيست ساله بود،
چنان با جزئيات
به احساسهاي کودکانه
خود در آن سالهاي
سياه پرداخت،
که بسياري از حاضرين
در سالن را منقلب
ساخت. در اين لحظات
مجري برنامه از
افرادي که در خانوادهاشان
عزيزي را از دست
دادهاند درخواست
کرد به روي صحنه
بيايند تا با شاخه
گلي ياد اين گلهاي
سرخ انقلاب و آزادي
را گرامي دارند.
به تدريج صحنه
از انبوه مادران،
همسران و فرزنداني
پر شد که داغ جنايات
رژيم شاه و جمهوري
اسلامي را بر دل
دارند. براي تک
تک ما، صحنهاي
تکاندهنده بود،
که کلام از بيان
آن قاصر است... دو سخنراني
اين روز به دليل
کمبود وقت به جلسه
روز شنبه انتقال
يافت. برنامههاي
فرهنگي و هنري
جمعه شب برنامه
هنري با آوازخواني
سيما بهمنش آغاز
شد. او در سال 1351 فعاليت
جدي هنري خود را
با "انجمن تئاتر
ايران" آغاز کرد.
پس از دستگيري
همراه اين گروه
و آزادي از زندان،
فعاليت سياسي
را جانشين فعاليت
هنري نمود. در سال
1996 با شرکت در نمايشنامه
موزيکال "مشهدي
عباد" وارد صحنه
هنر ايران در تبعيد
شد و همراه گروه
تماشاخانه اجراهاي
فراواني در شهرهاي
مختلف آلمان،
اروپا و آمريکاي
شمالي داشت. به
هنگام اجراي برنامه
سيما شور وصفناپذيري
حاضرين سالن فرا
گرفته بود. آهنگ
"ياران" با صداي
پرطنين او در سالن
پايان بخش برنامه
سيما بود. سپس هايده
ترابي، هنرمند
برجسته تئاتر
و عضو GEDOK (Gemeinschaft Deutscher und
Österreichischer Künstlerinnenvereine aller Kunstgattungen) روخواني
نمايشي: با من برقص
را به اجرا
در آورد. وي که متن
اين نمايشنامه
را پس از وقوع قتلهاي
زنجيرهاي در تورنتو
نوشته بود. در اين
باره ميگويد: "در فضايي
هنوز گيج فضاي
بهت و وحشت و انزجاري
بودم که پيامد
اين فاجعه بود.
رژيم ضد بشري جمهوري
اسلامي بارها
نشان داده بود
که در شکار مخالفان
و سرکوب انديشهورزان
و آزاديخواهان
تا حد غيرقابل
تصوري درندهخو
و کينهتوز است
و اين بار هم ضربتي
و غافلگيرانه
عمل کرده بود. گمانم
يکي دو هفته پس
از ترور ياران
نويسنده و انديشمند
ما، زنده يادان
مختاري و پوينده
بود که در خواب
دچار کابوسي عجيب
شدم. اين کابوس
يکي از سورئاليستيترين
تصاوير ممکن را
در سرکوب انديشه
و انسان معترض
در ذهن من بيدار
کرده و هفتهها
مرا به خود مشغول
ساخته بود. ماهها
بعد تصوير آن کابوس
تبديل به متن تک
پردهاي شد به نام
با من برقص. فضا
و روايت نمايشنامه
متأثر از همان
کابوس شکل گرفت،
همانگونه سوررئاليستي...
با گرتهاي از طنز!"
هايده ترابي
در حين روايتهاي
گونهگون از جنايت،
مخاطب خويش را
به زواياي دهشتآور
جنايت هولناک
توسط رژيم جمهوري
اسلامي ميکشاند
و طنز تلخ ياري
ميرساند که تباهي
چنين سيستم مخوفي
از جنايت، سرکوب
و دروغپردازي
را به آشکار و از
فاصله ببينيم.
پس از تئاتر
هايده ترابي فيلمي
از پانتهآ بهرامي
با نام از اين
فرياد تا آن فرياد
به نمايش
در آمد. پانتهآ
بهرامي که فارغالتحصيل
رشته علوم ارتباطات
اجتماعي در تهران
است، در سن 22 سالگي
دستگير و سالهاي
سياه 1360 تا 1364 را در
زندانهاي جمهوري
اسلامي تجربه
کرده است. پس از
خروج از ايران
تز فوقليسانس
خود را در سال 1994
در دانشگاه دورتموند
در مورد "سيري
در روزنامهنگاري
زنان در ايران
از ابتدا تاکنون"
به رشته تحرير
در آورد. او تز دکتراي
خود را در سال 2002
در مورد "نقش زن
در سينماي ايران
– مقايسهاي بين
سينماي متفاوت
در قبل و بعد از
انقلاب" نوشت.
فيلم "از
اين فرياد تا آن
فرياد" آخرين
اثر وي در جشنواره
بينالمللي زنان
در فلورانس ايتاليا
در سال 2004 به نمايش
درآمد. اين فيلم
را ميتوان فرياد
بخشي از جامعه
خفقانزده ايران
دانست. فيلم دو
داستان موازي
را دنبال ميکند:
اول داستان زن
هنرمندي که هشت
سال جواني خود
را در زندانهاي
جمهوري اسلامي
سپري کرده و حدود
200 نقاشي را ترسيم
و به کمک همبنديهايش
به صورت غيرقانوني
از زندان خارج
کرده است. دوم، ترسيم
دو قتلعام بزرگ
سياسي که در دهه
شصت صورت گرفت.
به ويژه آن که پس
از گذر بيش از يک
دهه، هنوز بر زواياي
قتلعام 1367 مُهر
سکوت خورده و رژيم
آن را در هالهاي
از تاريکي پنهان
نموده است. فيلم
برشي از پستي و
بلنديها، محروميتها،
مبارزات، سرکوبها،
دوستيها و... در زندان
ميباشد. حسن ختام
برنامههاي جمعه
شب برنامه هادي
خرسندي بود که
با استقبال وسيع
علاقمندان روبرو
شد. هادي خرسندي
طنزپرداز با سابقه
ايران، همچنان
پاي بندي خود را
به مبارزه برعليه
ارتجاع حاکم بر
ايران با حضور
در چنين مراسمي
نشان داد. او با
نمايشهاي کمدي
يک نفري به مبارزه
با جهل و خرافات
مذهبي پرداخته
و از اين راه انبوهي
از علاقمندان
را به سوي خويش
ميکشد. شنبه صبح:
تاثيرات جسمي
و روحي زندان و
شکنجه صبح شنبه با موضوع تاثيرات جسمي و روحي زندان و شکنجه آغاز شد. ناصر پرنيان، از زندانيان سياسي سابق، فعال سياسي چپ، درباره تاثيرات جسمي و رواني شکنجه سخن گفت. او با استفاده از عکس و طرح و نمودارها، نشان داد که پديده غير انساني شكنجه موضوع جديدي نيست. |