گفتگوهای زندان                                                                               بازگشت به صفحه اول

 

 

گزارش تفصيلي و پاياني سمينار سراسري درباره کشتار زندانيان سياسي در ايرانPDF

 

پس از سه روز گردهمايي پرشور و پربار در روزهاي 15، 16 و 17 ژوئيه 2005، نخستين سمينار سراسري با موفقيت به کار خود پايان داد. استقبال وسيع از اين گردهمايي ناشي از ضرورت­هايي بود که سال­ها بدون پاسخ باقي مانده­اند. از جمله اين ضرورت­ها، همانا لزوم کارزاري مداوم و گسترده براي آزادي تمامي زندانيان سياسي، مقابله با سرکوب و اختناق در ايران است که در حد توان­هاي واقعيِ موجود در جنبش آزادي­خواهي و عدالت­جويانه، بازتابي از صداي مردم، کارگران و زحمتکشان در عرصه داخل و خارج از کشور باشد. حضور و همياري بي­شائبه زندانيان سياسي سابق در رژيم­هاي شاه و جمهوري اسلامي، خانواده­ها و وابستگان جانفشانان و جانباختگان سال­هاي اخير و نيز مدافعين آزادي زندانيان سياسي در اين گردهمايي، نشان داد که توان­هاي واقعي موجود در اين جنبش، بسي فراتر از آن است که ابعاد آن را به حرکات موضعي و کوتاه مدت محدود سازيم. اگر گام­هاي سنجيده­اي که در اين گردهمايي برداشته شدند، به درستي و با احساس مسئوليت دنبال شوند، اميد فرارويي توان­هاي نهفته براي جنبشي وسيع و همگاني براي آزادي زندانيان سياسي، و برکندن ريشه­هاي سرکوب­گري اجتماعي، سياسي و طبقاتي در ايران افزايش خواهد يافت. اين گردهمايي گامي کوچک در اين راه بود و مسلم است که پي­گيري و کوشش تک تک ما، پيروزي و گسترش چنين تلاشي را ممکن مي­سازد.

علاوه بر اين، زندانيان سياسي مسائل و مشترکات بسياري دارند که ضرورت ديدارهاي مشترک­شان را از حد يک فعاليت سياسي فراتر مي­برد. احساسي که در فضاي گردهمايي موج مي­زد، بدون هيچ شک و شبهه­اي حاکي از اعتماد عميق افراد به يکديگر بود. بسياري از حاضرين در جلسه، از زندانياني که پس از سال­ها همديگر را مي­يافتند، گرفته تا کساني که پس از سال­ها براي اولين بار به چنين مراسمي مي­آمدند، خود را درون خانوادهٌ بزرگي احساس مي­کردند که برخلاف تبليغات رژيم همچنان يار و ياور يکديگر و سندي بر افشاي ستمگري حکومت کنوني­اند. گردهمايي نخست، ايجاد اعتماد متقابل و برقراري روابط وسيع­تر بين زندانيان سياسي را هدف خويش نهاد تا بنيان تداوم کارهاي مبارزاتي آتي را استحکام بخشد. خوشبختانه، نتايج گردهمايي و بازتاب­هايي که تاکنون به دست ما رسيده است حکايت از رسيدن سمينار به چنين اهدافي دارد.

از جمله موفقيت­هايي که کميته برگزارکننده را به آينده گردهمايي سراسري اميدوار مي­سازد، حضور وسيع و کم نظير جوانان و نسل نوين از فعالين سياسي در اين مراسم بود. بسياري از آنان در سازماندهي کارها از امور فني و تدارکاتي گرفته تا حضور و اجراي بخش­هايي از برنامه­هاي سمينار ياري رسان اين گردهمايي بودند. برخي از آنان با طرح بحث­هاي خود، حال و هواي تازه­اي به اين گردهمايي بخشيدند. کميته برگزارکننده ضمن ارج گذاشتن به اين حضور فعالانه، زيبا و اميدبخش از سوي جوانان و نسل نوين فعالين سياسي، در گام­هاي آتي تلاش خواهد کرد که سهمي گسترده­تر و شايسته­تر به اين دوستان و رفقاي پرتوان، پرشور و مبتکر اختصاص دهد.

کميته برگزارکننده همان­گونه که در مراسم افتتاحيه اعلام کرد، مي­داند و آگاه است که چنين گردهمايي­اي بارسنگيني از مسئوليت را بر دوش برگزارکنندگان مي­نهد و با توجه به گستردگي جنايات جمهوري اسلامي، نمي­توان در نخستين قدم بر همه ضعف­ها و کاستي­ها فائق آمد. از همين رو، از همگان در خواست مي­کند که نکات، انتقادات و پيشنهاداتي را که مي­توانند در ارتقاي گردهمايي آتي کارساز باشند، براي ما ارسال کنند.

آنچه در پي مي­آيد، گزارش کوتاهي از برنامه­هاي سه روزه سمينار است که تقديم حضور علاقمندان مي­شود:

 

جمعه 15 ژئيه 2005

برنامه افتتاحيه با با خيرمقدم و يک دقيقه کف­زدن حاضرين به افتخار جانفشانان و جانباختگان دهه­هاي اخير که به دست رژيم­هاي شاه و جمهوري اسلامي به قتل رسيده­اند، آغاز شد. مژده ارسي از سوي کميته برگزارکننده طي سخنان کوتاهي، مقدمه و اهداف سمينار را بيان کرد. او در اين مقدمه تاکيد کرد که:

"ما، به عنوان بخشي از زندانيان سياسي سابق رژيم­هاي شاه و جمهوري اسلامي، براين باوريم که کارزاري عميق­تر و وسيع­تر برعليه سرکوب، اختناق و زندان لازم است تا پيوند ريشه جنايت و سرکوبگري را با تماميت حکومت جمهوري اسلامي و از آن فراتر با تماميت سيستم سرمايه­داري نشان دهيم. اين کارزار، با اين گردهمايي آغاز نشده و با آن نيز خاتمه نخواهد يافت، ليکن حضور تک تک ما در اينجا، بر کارايي، کيفيت و برّايي آن مي­افزايد. حوداث روزهاي اخير در ايران نشان داد، که افشاي سردمداران و سازمان­دهندگان کشتارهاي سال­هاي 1360 و 1367 امري نه مربوط به "گذشته"، بلکه حال است.

در عين حال، حاضرين در اين گردهمايي به خوبي مي­دانند که پاسخ به ضرورتي سياسي، تنها انگيزه ما براي چنين همايشي نيست. بسياري از ما، سال­هاي زندگي مشترکي را در زندان­هاي شاه و يا جمهوري اسلامي گذرانده­ايم، لحظات تلخ و شيريني را با هم تجربه کرده­ايم که به بخش ناگسستني در وجودمان تبديل گشته است..."

 

علاوه براين، وي در پايان سخنانش تاکيد کرد که:

"همان گونه که در فراخوان نخست نيز اعلام کرديم، علاقه­اي عميق و انساني به جانفشانان و جانباختگان کشتارهاي سراسري 1360 و 1367 در بازماندگان اين جنايت مهيب وجود دارد که با مرور زمان، از دل ما پاک نمي­شود. مهر و علاقه­اي که به روزگاران زندگي و مبارزه مشترک در بندهاي زندان بازمي­گردد ولي با گذشت روزگاران از آن کاسته نمي­شود. از همين رو در تدارک بزرگداشتي وسيع­تر از يارانمان در اين روزها برآمديم. اميد داريم که روزهايي پربار و موفق را با همکاري يکديگر در اين گردهمايي داشته باشيم."

 

به اين ترتيب

-                     کارزاري سياسي برعليه تماميت جمهوري اسلامي،

-                     ضرورت ديدار جان به­در بردگان اين جنايات

-                     و نيز بزرگداشت جانفشانان و جانباختگان

از اهداف اين گردهمايي سه روزه اعلام شد. لازم به ذکر است که ايجاد بنيان­هاي اوليه براي کارزارهاي وسيع­تر آتي براي ما اهميتي وسيع­تر از آکسيون کوتاه مدت در اين گردهمايي داشته و دارد. به همين دليل، تمرکز کارها را به سوي اين بنيان­ها در گردهمايي سه روزه متمرکز کرديم.

سپس شيرين مهربد، هنرمند و زنداني سياسي سابق با سخنان کوتاهي از احساس خود در شرايط زندان و اعدام رفيقان چنين گفت:

"فکر مي­کنيد در اين شرايط آدم چه برخوردي مي­تواند بکند؟ سکوت؟ من چون خودم عاشق خواندن بودم، هميشه در دلم مي­خواندم... حتما خيلي از بچه­هاي ديگر هم مي­خواندند... شايد اين طوري خودمان را آرام مي­کرديم ... براي اين گونه جدايي..."

پس از آن با صداي زيباي خود به اجراي آهنگ "يگانگي" پرداخت و آن را به ياد تمامي عزيزاني تقديم کرد که در ميان ما نيستند.

پس از آن پيام کانون نويسندگان توسط کيومرث نويدي قرائت شد. وي در بخشي از پيام گفت:

"دوستان! کانون نويسندگان ايران و زندانيان سياسي ايران چنان با هم خويشاوندند که نمي­توان مرزي ميان آنان گذاشت... کانون نويسندگان ايران را نيز بخشي از شما تشکيل داده­اند. نويسندگاني که به خاطر آنچه نوشته­اند، برخي­شان بارها زنداني سياسي بوده­اند. هم اکنون نيز، بسياري از زندانيان سياسي ايران نويسندگان و روزنامه­نگاران هستند..."

او با تاکيد بر هم­سرنوشتي نويسندگان ايران با زندانيان سياسي، همايشي موفق را براي زندانيان سياسي ايران آرزو کرد.

پيام ديگري که از سوي شرکت­کنندگان با استقبال زيادي روبرو شد، پيام موميا ابوجمال زنداني سياسي از درون زندان­هاي آمريکا بود. موميا ابوجمال در اين پيام که توسط عزيزه شاهمرادي قرائت شد با اين جملات پايان داد که:

"ايران اين سرزمين کهن، مهد باورهاي متفاوت به بقاي خود در اين روزهاي تاريک و سياه ادامه خواهد داد.

چنان که ايران در گذشته نوري به سوي آينده بود، در آينده نيز نوري براي مبارزه در راستاي رهايي، آزادي و کرامت انساني خواهد بود. با ايمان به آن آينده به شما مي­پيوندم..."

 

ستاره عباسي از سوي کميته برگزارکننده نکاتي را از کاستي­هايي که از همان آغاز بر کميته برگزارکننده آشکار بوده است را با جمع حاضر در سالن و شنوندگان حاضر در اتاق­هاي پال­تاکي در ميان گذاشت. از آن جمله به ذکر کاستي­اي پرداخت که در روزهاي برگزاري اين گردهمايي از سوي علاقمندان و دلسوزان اين جنبش نيز بيان شده است. او به عنوان اولين نکته به اين  مسئله پرداخت که:

"بر ما آشکار بود که زندانيان سياسي ايران، طيفي يک دست و يک نظر نيستند. هماهنگي و تامين نظر طيفي چنين گسترده و گوناگون، اگر نه کاري ناممکن، ولي سخت و صعب است. به ويژه آن که پراکندگي جغرافيايي همه ما، از داخل کشور گرفته تا کشورهاي اروپايي و آمريکا و کانادا، مشکلي جدي براي تبادل نظر فعال و موثر مابين تک تک زندانيان سياسي فراهم مي­آورد. براي داخل کشور، سانسور و اختناق سياسي، عدم تضمين جاني زندانيان سياسي کنوني و سابق و دستگيري­هاي بي­محاباي مخالفين توسط نيروهاي سرکوبگر جمهوري اسلامي، بخشي دائم از زندگي سياسي در ايران تحت سيطره حکومت اسلامي است. در چنين وضعي، روشن است که اميد به تماسي گسترده با فعالين داخل کشور، با توجه به خطراتي که از سوي رژيم براي اين دوستان و رفقا متصور است، نمي­تواند به صورتي وسيع، همه جانبه و آشکار تحقق يابد. اين کاستي­اي است که از همين آغاز بر آن اذعان داريم و رفع اين کاستي با سرنگوني تماميت رژيم جمهوري اسلامي پيوند خورده است."

 

با اين حال، حضور گسترده و بازتاب اميدبخش گردهمايي کنوني ما را بر آن مي­دارد که قدم­هاي آتي با خبررساني وسيع­تر و کوشش تک تک حاضرين در گردهمايي نخست، بسي فراتر از مرزهاي کنوني رفته و گوشه­اي ديگر از توان نهفته در آتشفشان جنبش آزادي­خواهي و عدالت­جويي را متبلور سازد. علاوه براين ستاره عباسي تاکيد کرد که:

"اين گستردگي و گونه­گوني، فقط در عرصه سياسي و نظري نبوده و نيست. تنوع قومي و فرهنگي زندانيان سياسي نيز بايستي بازتابي شايسته در اين گردهمايي داشته باشد. براي ما مهم بود و هست که از زندان­هاي کردستان، آذربايجان، سيستان و بلوچستان، خوزستان، گيلان و مازندران، بوشهر و شيراز و اصفهان و خلاصه همه آن جاهايي تاکنون درباره آن­ها کمتر گزارشي منتشر شده است را در اين سمينار داشته باشيم. مگر نه اينکه همايش ما سراسري بايستي باشد و براي همه سرزمين ايران است؟ پس بايستي مي­کوشيديم و از همه راه­هاي ممکن نيز کوشيديم تا پيام خود را به هم­بنديان ناديده خود برسانيم."

 

در طول اين گردهمايي سه روزه، بسياري از ما هم­زنجيران ناديده­امان را از شمال، جنوب، غرب و شرق کشور يافتيم، و اميد است که در گردهمايي­هاي آتي اين زنجيره دوستي و اعتماد بر سراسر شهرها و مناطق کشورمان به نحوي گسترش يابد که قادر باشيم تصويري همه جانبه از سرکوبگري وحشيانه رژيم جمهوري اسلامي ارائه دهيم. سومين نکته مهمي که ستاره عباسي از سوي کميته برگزارکننده مطرح کرد، مربوط به حضور بحث­ها و طيف­هاي مختلف فکري در اين سمينار بود. او گفت:

"سوداي برگزاري سميناري با کيفيت و کارآيي خوب و قابل قبول نيز، از ديگر آرزوهاي کميته برگزارکننده بوده است. توجه به کيفيت بحث­ها، طرح بحث­ها از نقطه نظرات مختلف و حضور ديدگاه­هاي گونه­گون در برنامه­هاي سمينار نشاني از چنين تلاشي است که در حد مقدورات و محدوده زماني سمينار براي تحقق آن کوشيده­ايم. فشردگي بحث­ها نشان مي­دهد که علي­رغم کوشش ما، امکان بازتاب همه رنگارنگي فکري، هنري، نظري و تجربي در مجالي کوتاه و در اولين گردهمايي­اي از اين دست، ممکن نيست. اگر ضرورت طرح گسترده­تر اين موضوعات وجود داشته و دارد، پس بهتر است به جاي تلاش غيرواقع­بينانه براي تحقق همه خواسته­ها در يک سمينار سه روزه، راهي براي تداوم چنين جلسات و گردهمايي­هايي­ بيابيم."

 

او سخنان خود را در لحظات اوليه شروع برنامه­ها چنين پايان داد:

"مي­دانيم و آگاهيم که بسياري از کارها بهتر مي­توانسته است انجام شود، مي­دانيم و آگاهيم که بسياري از ايده­ها و نوآوري­ها، مجال بروز در اولين همايش مشترک­مان را نيافته است. و در عين حال، مي­دانيم و آگاهيم که "آغاز هر کار، مشکل­ترين قسمت آن است." پس اکنون که با حضور و پشتيباني تک تک ما، چنين کاري آغاز شده است، بکوشيم که روزها، ساعات و دقايقي پربار را داشته باشيم، شايد که ره توشه­اي باشد براي قدم­هايي سنجيده­تر، همه­جانبه­تر و پربارتر."

پس از آن، شاعر و هنرمند گرانقدر سعيد يوسف به شعرخواني پرداخت. حسن ختام برنامه افتتاحيه ترانه­خواني گيسو شاکري بود. او با تاکيد براهميت چنين گردهمايي­هايي گفت که برگزاري اين سمينار باعث مي­شود که رژيم نتواند که مبارزات و ياد عزيران از دست رفته را کم رنگ کرده و از خاطره­ها بزدايد. او با شعري افغاني که مضامينش يادآور سرنوشت زندانيان سياسي و خاوران بود به اجراي برنامه پرداخت. درقسمتي از اين ترانه تمام سالن با گيسو شاکري مي­خواند: "نام چو جاويد شد، مردنش آسان کجاست؟" و چنين همراهي­اي پايان پرشکوهي در برنامه افتتاحيه بود.

 

موضوع يک: خانواده­ها، فعالين و وابستگان زندانيان سياسي

اين قسمت از برنامه با پخش بخش­هايي از فيلم مادر رياحي آغاز شد که پيش از آن متني از سوي خانواده رياحي درباره مادر توسط مجري برنامه ميلا مسافر قرائت شد. اين گفتگو بنا به تقاضاي مادر رياحي، پس از درگذشت او اجازه انتشار بيروني داشت و به همين دليل تاکنون از ارائه آن به عنوان سندي از مبارزات خانواده­هاي زندانيان سياسي به صورت علني خودداري شده بود.

اولين سخنراني را با عنوان اين سوي ديوار، آن سوي ديوار مينا زرين فعال سياسي چپ و زنداني سياسي سابق و فيروز مستعان از فعال سياسي چپ به طور مشترک انجام دادند. متن سخنراني، گفتاري به شکل نظم ونثر بود که بياني از سرنوشت نسل­هاي مختلف مبارزين در درون و بيرون از زندان، از حکومت رضاخاني تا محمد رضا پهلوي و سپس جمهوري اسلامي را داشت. سخنرانان با بياني نمادين از  سويي زندگي سياسي زن و مرد را و از سوي ديگر وضعيت خانواده­هاي زندانيان سياسي را باز گفتند.

سخنران بعدي اردوان زيبرم، از فعالين سازمان فدائيان (اقليت) بود. پيش از آغاز سخنراني، شعر احمد شاملو با صداي شاعر از مجموعه "کاشفان فروتن شوکران" در سالن گردهمايي پژواکي زيبا يافت. اين شعر به نام "ميلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد" را شاعر بزرگ ميهن­مان در شهادت احمد زيبرم در دوران ستم­شاهي سروده بود. موضوع سخنراني او درباره نقش ديکتاتوري­هاي سلطنتي و جمهوري اسلامي در به سکوت واداشتن خانواده­هاي زندانيان سياسي و جانفشانان راه آزادي و سوسياليسم  بود.

سپس مهرنوش شجاعي، از فعالين سياسي و از کارگران پيشرو، به وضعيت فعالين سياسي در سال­هاي 1360 تا 1365 پرداخت. اين سخنراني جمع­بندي­ِ کوتاهي از شرايط زندگي نيروها و مبارزين سياسي دستگيرنشده در ايران در سال­هاي 1360 تا  1365 بود، که شرايطي سخت را براي ادامه مبارزه و زندگي خود طي کرده­اند. سخنران به طرح­هاي رژيم جمهوري اسلامي براي شناسايي نيروهاي دستگير نشده در زمينه­هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اجتماعي، از جمله طرح مالک و مستاجر در سال 1361 پرداخت.

در پايان اين قسمت، با حضور ثريا يکي از زندانيان سياسي که همسرش توسط رژيم جمهوري اسلامي اعدام شده و فرزندش نيز از چهل روزگي با او در زندان بوده، با خواندن قطعه شعري، سرنوشت خود و تعداد بي­شماري از بازماندگان جنايات رژيم جمهوري اسلامي را تصوير کرد. بلافاصله، فرزند يکي از جانفشانان و جانباختگان کشتار سراسري 1367 به بيان احساس خود به عنوان کودکي چهار ساله در روزهاي ملاقاتِ پيش از اعدام پدرش پرداخت. او که اينک جواني بيست ساله بود، چنان با جزئيات به احساس­هاي کودکانه خود در آن سال­هاي سياه پرداخت، که بسياري از حاضرين در سالن را منقلب ساخت. در اين لحظات مجري برنامه از افرادي که در خانواده­اشان عزيزي را از دست داده­اند درخواست کرد به روي صحنه بيايند تا با شاخه گلي ياد اين گل­هاي سرخ انقلاب و آزادي را گرامي دارند. به تدريج صحنه از انبوه مادران، همسران و فرزنداني پر شد که داغ جنايات رژيم شاه و جمهوري اسلامي را بر دل دارند. براي تک تک ما، صحنه­اي تکان­دهنده بود، که کلام از بيان آن قاصر است...

دو سخنراني اين روز به دليل کمبود وقت به جلسه روز شنبه انتقال يافت.

 

 

 

برنامه­هاي فرهنگي و هنري جمعه شب

برنامه هنري با آوازخواني سيما بهمنش آغاز شد. او در سال 1351 فعاليت جدي هنري خود را با "انجمن تئاتر ايران" آغاز کرد. پس از دستگيري همراه اين گروه و آزادي از زندان، فعاليت سياسي را جانشين فعاليت هنري نمود. در سال 1996 با شرکت در نمايشنامه موزيکال "مشهدي عباد" وارد صحنه هنر ايران در تبعيد شد و همراه گروه تماشاخانه اجراهاي فراواني در شهرهاي مختلف آلمان، اروپا و آمريکاي شمالي داشت. به هنگام اجراي برنامه سيما شور وصف­ناپذيري حاضرين سالن فرا گرفته بود. آهنگ "ياران" با صداي پرطنين او در سالن پايان بخش برنامه سيما بود.

سپس هايده ترابي، هنرمند برجسته تئاتر و عضو GEDOK

(Gemeinschaft Deutscher und Österreichischer Künstlerinnenvereine aller Kunstgattungen)

روخواني نمايشي: با من برقص را به اجرا در آورد. وي که متن اين نمايشنامه را پس از وقوع قتل­هاي زنجيره­اي در تورنتو نوشته بود. در اين باره مي­گويد:

"در فضايي هنوز گيج فضاي بهت و وحشت و انزجاري بودم که پيامد اين فاجعه بود. رژيم ضد بشري جمهوري اسلامي بارها نشان داده بود که در شکار مخالفان و سرکوب انديشه­ورزان و آزاديخواهان تا حد غيرقابل تصوري درنده­خو و کينه­توز است و اين بار هم ضربتي و غافلگيرانه عمل کرده بود. گمانم يکي دو هفته پس از ترور ياران نويسنده و انديشمند ما، زنده يادان مختاري و پوينده بود که در خواب دچار کابوسي عجيب شدم. اين کابوس يکي از سورئاليستي­ترين تصاوير ممکن را در سرکوب انديشه و انسان معترض در ذهن من بيدار کرده و هفته­ها مرا به خود مشغول ساخته بود. ماه­ها بعد تصوير آن کابوس تبديل به متن تک پرده­اي شد به نام با من برقص. فضا و روايت نمايشنامه متأثر از همان کابوس شکل گرفت، همانگونه سوررئاليستي... با گرته­اي از طنز!"

هايده ترابي در حين روايت­هاي گونه­گون از جنايت، مخاطب خويش را به زواياي دهشت­آور جنايت هولناک توسط رژيم جمهوري اسلامي مي­کشاند و طنز تلخ ياري مي­رساند که تباهي چنين سيستم مخوفي از جنايت، سرکوب و دروغ­پردازي را به آشکار و از فاصله ببينيم.

پس از تئاتر هايده ترابي فيلمي از پانته­آ بهرامي با نام از اين فرياد تا آن فرياد  به نمايش در آمد. پانته­آ بهرامي که فارغ­التحصيل رشته علوم ارتباطات اجتماعي در تهران است، در سن 22 سالگي دستگير و سال­هاي سياه 1360 تا 1364 را در زندان­هاي جمهوري اسلامي تجربه کرده است. پس از خروج از ايران تز فوق­ليسانس خود را در سال 1994 در دانشگاه دورتموند در مورد "سيري در روزنامه­نگاري زنان در ايران از ابتدا تاکنون" به رشته تحرير در آورد. او تز دکتراي خود را در سال 2002 در مورد "نقش زن در سينماي ايران – مقايسه­اي بين سينماي متفاوت در قبل و بعد از انقلاب" نوشت.

فيلم "از اين فرياد تا آن فرياد" آخرين اثر وي در جشنواره بين­المللي زنان در فلورانس ايتاليا در سال 2004 به نمايش درآمد. اين فيلم را مي­توان فرياد بخشي از جامعه خفقان­زده ايران دانست. فيلم دو داستان موازي را دنبال مي­کند: اول داستان زن هنرمندي که هشت سال جواني خود را در زندان­هاي جمهوري اسلامي سپري کرده و حدود 200 نقاشي را ترسيم و به کمک هم­بندي­هايش به صورت غيرقانوني از زندان خارج کرده است.

دوم، ترسيم دو قتل­عام بزرگ سياسي که در دهه شصت صورت گرفت. به ويژه آن که پس از گذر بيش از يک دهه، هنوز بر زواياي قتل­عام 1367 مُهر سکوت خورده و رژيم آن را در هاله­اي از تاريکي پنهان نموده است. فيلم برشي از پستي و بلندي­ها، محروميت­ها، مبارزات، سرکوب­ها، دوستي­ها و... در زندان مي­باشد.

حسن ختام برنامه­هاي جمعه شب برنامه هادي خرسندي بود که با استقبال وسيع علاقمندان روبرو شد. هادي خرسندي طنزپرداز با سابقه ايران، همچنان پاي بندي خود را به مبارزه برعليه ارتجاع حاکم بر ايران با حضور در چنين مراسمي نشان داد. او با نمايش­هاي کمدي يک نفري به مبارزه با جهل و خرافات مذهبي پرداخته و از اين راه انبوهي از علاقمندان را به سوي خويش مي­کشد.

 

 

شنبه صبح: تاثيرات جسمي و روحي زندان و شکنجه

صبح شنبه با موضوع تاثيرات جسمي و روحي زندان و شکنجه آغاز شد. ناصر پرنيان، از زندانيان سياسي سابق، فعال سياسي چپ، درباره تاثيرات جسمي و رواني شکنجه  سخن گفت. او با استفاده از عکس و طرح و نمودارها، نشان داد که پديده غير انساني شكنجه موضوع جديدي نيست.