| ||
|
یادداشت های شتابزده – 3 در تدارک دومین گردهمایی سراسری (کلن، 24 تا 26 اوت 2007)
گردهمایی سراسری و "مسئله سازمان یابی" از موضوعات ویژه ای که پس از گردهمایی نخست در مقاطع مختلف طرح شده، جستجوی پاسخ برای شکل سازمان یابی مناسب زندانیان سیاسی سابق و نیز فعالین دفاع از زندانیان سیاسی در سطح ملی و بین المللی است. تاکنون برای پاسخ به این مسئله، بحثی منظم و سیستماتیک در بین علاقمندان به این امر صورت نگرفته است. گردهمایی دوم، مجالی فراهم می آورد تا بحث و پیشنهادهای تاکنونی، در جمعی وسیع تر به گفتگو گذاشته شود و چشم انداز پیشبرد چنین فرایندی تا حدی روشن تر شود. به برداشت من، فرایند پیچیده و پراهمیت تشکل یابی زندانیان سیاسی سابق و فعالین دفاع از زندانیان سیاسی، پیوند نزدیک با موفقیت و رشد جنبشی در داخل و خارج از کشور دارد که برای آزادی زندانیان سیاسی و سرانجام مبارزه برای برچیدن این پدیده منفور در جامعه ایران می کوشد. جنبشی که با سایر جنبش های فعال اجتماعی و سیاسی کنونی در ایران هم سرنوشت است و پیوندی درونی و لاینفک دارد. از سوی دیگر، پیچیدگی این روند را نبایستی از نظر دور داشت. گردهم آوردن طیف های گسترده و گونه گونی که ستم و بیداد جمهوری اسلامی را در طول سه دهه اخیر تجربه کرده و می کنند، «یک شبه» به انجام نمی رسد! طبقات و اقشار مختلف اجتماعی، گروهبندی های متفاوت سیاسی، پراکندگی فرهنگی و نیز جغرافیایی، سم پاشی مداوم جمهوری اسلامی برای گسترش بی اعتمادی مابین فعالین اپوزیسیون، «مسائل معوقه و حل نشده» طیف های مختلف اپوزیسیون با یکدیگر و... تنها بخش بسیار کوچکی از موانع پیش روی هستند. با این حال، خواست بخش وسیعی از زندانیان سیاسی سابق و نیز مدافعین حقوق زندانیان سیاسی در دوره فعلی، شرایط ذهنی مناسبی را فراهم می آورد تا گام های سنجیده ای به سوی رفع مشکلات و پیش داوری ها برداشته شود. پیشنهادات رسیده در این زمینه، به زوایای مخلتفی اشاره می کنند که هر کدام به نوبه خود بایستی مورد توجه قرار گیرند. برای باز شدن مطلب سعی می کنم نخست به برخی از این موارد اشاره کنم:
الف- گسترش روابط و همکاری ها حول پیشبرد کارهای گردهمایی سراسری: نمونه ای از آن را در پیشنهاد «سیروس - فرانکفورت» می بینیم که در کنار پیشنهادات دیگر، تشکیل «کمیته تدارک و هماهنگی» در شهرهای مختلف را برای پیشبرد کارهای گردهمایی مطرح می کند. (http://dialogt.org/seminar/pishnahadat.htm)
ب- کمیته تحقیق و مستندسازی: ضرورت مستندسازی جنایات رژیم جمهوری اسلامی، یکی از دلایل شکل گیری «گفتگوهای زندان» به عنوان ابتکار عمل مشترک بخشی از زندانیان سیاسی چپ بوده است. با این حال، ابعاد این جنایات چنان وسیع و ناشناخته است که در همین زمینه، در پیشنهادی از سوی پانتآ بهرامی در سال 2006 می خوانیم (http://dialogt.org/seminar/2pishnahad_pantea.html): «...رفقا 18 سال از اين جنايت ميگذرد ما هنوز آمار جانباختگان را با ضريب احتمال اشتباه حدود 10 در صد نداريم. ما هنوز گردآوری از عکس ها و زندگی نامه های اين عزيزان نداريم. هنوز بسياری از جان بدربردگان از اين فاجعه با ما زندگی ميکنند. و ما اين امکان را دارِيم که ضريب اشتباه آمارهای موجود را کاهش دهيم. چرا ما نسبت به کا رپژوهشی بی اعتنا هستيم و عاشقانه به اکسيون های تهييجی می پردازيم؟ چون بازده اکسيون را در جا می گیريم ولی برای کار تحقيقی بايد ماه ها و سالها زحمت بکشيم. ما هنوز کتابی که گردآوری عکسها و زندگی نامه جانباختگان 67 باشد در دست نداريم. اگر ما امروز بخواهيم پرونده 67 را به دادگاه های بين المللی رجوع دهيم، کاری که بسيار واجب و حياتی است، بايد با مدارک مستند عمل کنيم . پيشنهاد مشخص من ايجاد يک کميته تحقيق به دور از تنگ نظری های گروهی و فرقه ای برا ی گرد آوری آمار عکسها و زندگی نامه هاست.»
ج- تشکیل کمیته ی جهانی علیه قتل عام های دهه ی 60: با توجه به حضور وسیع تشکل ها و نهادهای دفاع از زندانیان سیاسی در سطح اروپا، آمریکا و کانادا برای هماهنگی و اتحاد عمل این تشکل ها با یکدیگر از سوی «کانون خاوران» پیشنهاد تشکیل کمیته ای جهانی در این مورد ارائه شده است. در این پیشنهاد می خوانیم (http://dialogt.org/seminar/az%20khavaran.pdf): «1- تشکیل کمیته ای جهانی متشکل از نهادها و تشکل هایی که تاکنون در زمینه ی زندانی سیاسی و افشای قتل عام های دهه ی 60 فعال بوده و به نفی شکنجه، لغو اعدام و ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی باور دارند. نام این کمیته را به طور پیشنهادی «کمیته ی جهانی علیه قتل عام های دهه ی 60» فرض می کنیم. 2- کمیته ی مذکور با چند فصل مشترک مشخص مثل فعالیت حول آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری یادمان 67 با پوستر مشترک و امضای «کمیته ی جهانی علیه قتل عام های دهه ی 60» خواهد بود که در زیر آن نام همه ی نهادهای عضو کمیته ی جهانی به ترتیب حروف الفبا ذکر خواهد شد...» دو بحث دیگر که در تدقیق پیشنهاد کانون خاوران کمک می کرد با توجه به تجربه برگزاری یادمان های غیرمتمرکز در تابستان 2006 از سوی مرجان افتخاری (http://dialogt.org/seminar/eftekhari_kanoon.html) و فعالان کانون دفاع از آزادی بیان، گوتنبرگ (سوئد) (http://dialogt.org/marasem67_2007/gutanberg.html) ارائه شد که در تعمیق بحث در زمینه هماهنگی تشکل های مدافع حقوق زندانیان سیاسی در سطح جهان یاری می رسانند.
د- سندیکای زندانیان سیاسی: شکل دیگری از سازمان یابی زندانیان سیاسی سابق از سوی سیروس کفایی طرح شده است. او تشکیل «سندیکای زندانیان سیاسی» را به گردهمایی سراسری امسال پیشنهاد می کند. در این پیشنهاد می خوانیم (http://dialogt.org/seminar/sendikay_zandanian_siasi_kafaii.html): «من بعنوان يک شرکت کننده به برگزار کنندگان سال 2007 – کلن، پيشنهاد می کنم تا کمپينی هدفمند، فراسوی افشاء گری و گراميداشت، در دستور جلسه اش قرار دهد. خطوط کلی پيشنهاد مشتمل بر دو بخش است : 1- سياسی : - آزادی زندانيان سياسی بدون قيد و شرط - آزادی احزاب و تشکلها و قلم و... اعم از سياسی و صنفی بدون قيد و شرط - اعاده حيثيت از تمامی زندانيان سياسی و داشتن مصونيت سياسی 2- صنفی: - پرداخت غرامت (ناشی از ناراحتی های روانی ، روحی، جسمی، ترور شخصيت، خانوادگی، از دست دادت موقعيتهای شغلی، تحصيلی و ...) - پرداخت مستمری ماهيانه و اعطای رفاه اجتماعی و بهداشتی (چه بازماندگان اعدام شدگان، چه در دوران حبس يک زندانی) - پرداخت مستمری ماهيانه پس از آزادی تا پيدا کردن شغل يا ادامه تحصيل فراخور زندانی آزاد شده. - مستمری بر پايه حقوق ماهيانه يک استاد دانشگاه تعيين شود.»
د- بنیاد دفاع از زندانیان سیاسی: تشکیل بنیادی وسیع که اهداف و وظایف گسترده در زمینه دفاع از زندانیان سیاسی را با هم در پیوند ارگانیک سازمان دهد، از جمله ایده هایی است که انعطاف پذیری زیادی برای مقابله با کوه انتظارات برآورده نشده در این زمینه نشان می دهد. به گمانم، پیشنهاد تشکیل «بنیاد دفاع از زندانیان سیاسی» از پراکنده شدن نیروهای علاقمند به سرنوشت زندانیان سیاسی جلوگیری می کند و در عین حال، استقلال عمل و تفاوت های موجود در بین این نیروها را می تواند مورد قبول و توجه قرار دهد. این بنیاد می تواند در عرصه سیاسی، هماهنگی مابین نیروها و تشکل های دفاع از زندانیان سیاسی را با پرنسیپ های مشخصی به پیش ببرد (نگاه کنید به پیشنهاد الف از سوی سیامک فرانکفورت و ج از سوی کانون خاوران). در جنب بنیاد امکان شکل گیری «مرکز پژوهشی درباره زندانیان سیاسی» وجود خواهد داشت (نگاه کنید به پیشنهاد ب از سوی پانتآ بهرامی) و به همین منظور می توان «مرکز گردآوری اسناد و اطلاعات درباره سرکوبگری» را راه اندازی کرد (از پیشنهادات شفاهی ارائه شده به گفتگوهای زندان). پیگیری جنبه های حقوقی مربوط به جانفشانان و جانباختگان رژیم های شاه و جمهوری اسلامی، به ویژه پرونده سیاه کشتارهای سراسری سال های 1360 و 1367، نیز از کارهایی است که فقط با حضور نهادی توانمند و باثبات قابل پیگیری است. بحث کامل در این زمینه را بایستی با شرکت همه علاقمندان و صاحبنظران به انجام رساند، ولی از روزهای پس از گردهمایی نخست تاکنون، هر لحظه ضرورت وجودی چنین بنیادی پررنگ تر می شود. امیدوارم در فرصتی جداگانه دقیق تر به جوانب مختلف این بحث بپردازم.
سازمان یابی: توجه به مضمون دمکراتیک همکاری چند نمونه فوق نشان می دهد که برای روشن شدن همه جوانب همکاری و همیاری طیف وسیع فعالان و دلسوزان در زمینه دفاع از زندانیان سیاسی، بایستی صبورانه و در عین حال پیگیرانه به بحث و تبادل نظر پرداخت. تجربه چند سال اخیر، از گردهمایی نخست در سال 2005 (http://dialogt.org/seminar2005/index.html) گرفته تا هماهنگی در «یادمان کشتار سراسری زندانیان سیاسی در ایران» در تابستان 2006 (http://dialogt.org/marasem67_2007/index.html) نشان می دهد که تماس ها از سطح «هماهنگی موردی» به «همکاری های مداومی» تبدیل شده است. این که افراد مستقل، تشکل های دمکراتیک و نیز سازمان های سیاسی از این همکاری های منظم قادر به دستیابی به سطح معینی از روابط سازمان یافته خواهند شد، بستگی به نوع پیشبرد فرایند تبادل نظرها و رعایت حقوق دمکراتیک تک تک افراد و نیز تشکل های همکار در این زمینه را دارد. به عنوان یک فعال مستقل، برای من، حقوق برابر و برخورد همپایه همه افراد در این پروسه اهمیت بالایی را برخوردار است. تاکنون یکی از دلایل موفقیت گردهمایی سراسری در این بوده و هست که به ابتکارات و همیاری آگاهانه و آزادانه فعالین مستقل و دلسوزان این جنبش میدان باروری داده است. در زمینه ایده های مربوط به سازماندهی نیز به گمانم، بایستی فضای گفتگویی همه جانبه در این زمینه را، به دور از پیش داوری ها و برخوردهای کلیشه ای، فراهم آورد. هنر در این است که تنوع نظرات و ایده ها را به ابزاری برای تعمیق و تدقیق بحث های مربوط به سازماندهی در این زمینه تبدیل سازیم. معین ساختن مضمون دمکراتیک مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، در خود همکاری نیروها، طبقات و اقشار مختلف اجتماعی را مستتر دارد. طبقات و اقشاری که در اثر سیطره حکومت جمهوری اسلامی، بدیهی ترین حقوقشان نقض شده و می شود. با هر اعتراضی، خطر زندان، شکنجه و اعدام را بایستی در انتظار باشند یا هر روز در خانه، محل کار و یا وسط خیابان در انتظار ربوده شدن و انتقال به خانه های امن وزارت اطلاعات. از همین روست که تنوع نقطه نظرات، دیدگاه ها در دفاع از زندانیان سیاسی قابل فهم است. کارگری که وسط خیابان ربوده می شود؛ زنانی که مورد ضرب و شتم اراذل و اوباش حکومتی قرار می گیرند؛ فرزند نویسنده و یا محققی که پدرش به خاطر نوشتن به طرز فجیعی به قتل رسیده است؛ دانشجویی که به خاطر اعتراض به حکومت به زندان افکنده می شود؛ نونهالی که به خاطر دستگیری پدر یا مادرش در سن 2 یا 3 سالگی بایستی در اوین بازجویی و شکنجه عزیزانش را نظاره گر باشد و ده ها و صدها نمونه دیگر از این دست، نشان می دهد که این افراد، نیروها، اقشار و طبقات اجتماعی در بسیاری از زمینه ها با هم تفاوت دارند ولی چند چیزی را با هم مشترکند: مبارزه برای دفاع از زندانیان سیاسی، تلاش برای دادخواهی بر علیه جمهوری اسلامی و سرانجام سرنگونی تمامیت این حکومت. با توجه به مضمون دمکراتیک این همکاری ها، امیدوارم که گردهمایی دوم قدمی در راه متشکل تر کردن مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی باشد.
همایون ایوانی، 17 ژوئیه 2007
برای اطلاع بیشتر: | ||