| ||
|
یادداشت های شتابزده – 2 در تدارک دومین گردهمایی سراسری (کلن، 24 تا 26 اوت 2007)
جنبش های پایه اجتماعی و مسئله زندان همان طور که در نوشته نخست نوشتم، به عنوان یک زندانی سیاسی سابق، موضوعات و نکاتی در مورد دومین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی به ذهنم می رسد، که نوع و سبک و سیاق واحدی ندارند و در عین حال برای رفع ابهامات و ناروشنی ها ضروری است که هر چه زودتر درباره آن ها بحث هایی دامن زده شوند. به همین دلیل بهتر دیدم هر نکته را در نوشته ای کوتاه ارائه دهم. می دانم که در یادداشت ها حتما همه جوانب موضوع بحث نشده و یا به پختگی کافی نرسیده اند، از همین رو آن ها را «یادداشت های شتابزده» نام گذاشته ام.
***
دومین گردهمایی سراسری موضوع «زندانیان سیاسی و جنبش های اجتماعی» را در دستور کار خود قرار داده است. جنبش هایی که در سال های اخیر از پویایی نوینی برخوردار شده اند. با این وجود، درهم تنیدگی متقابل این جنبش ها با یکدیگر از سویی و نیز پیوند سرنوشت این جنبش ها با خواست آزادی همه زندانیان سیاسی از سوی دیگر، به اندازه کافی و سیستماتیک مورد بررسی قرار نگرفته است. گردهمایی تابستان امسال تلاشی برای روشنگری درباره ساز و کار سرکوبگری اجتماعی و طبقاتی در عرصه های جنبش های کارگری، زنان، جوانان و مردم تحت ستم به شمار می رود که پرداختن به آن و تعمیق بحث ها نبایستی فقط به روزهای برگزاری گردهمایی محدود شود. روشنگری و مستندسازی تاریخ مبارزه مردم کشورمان در این زمینه از آن چنان کاستی ای برخوردار است که طرح آن به عنوان موضوع اصلی گردهمایی سراسری فقط تلنگری برای یادآوری مسئولیت تک تک پژوهشگران، فعالین و مدافعین این جنبش هاست تا هدفمند و با برنامه در رفع این کاستی ها بکوشند.
بازشکافی و تدقیق همه جانبه ویژگی های جنبش های اجتماعی و طبقاتی در ایران از عهده نوشته کنونی خارج است ولی یکی از این ویژگی ها، یعنی تبدیل و ارتقای مطالبات مردمی از خواسته ای صنفی به خواسته ای سیاسی، همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است. این فراگرد از هر دو سوی مجادله تسریع می شود: حاکمان به آن رنگ و بوی سیاسی می دهند تا کوچک ترین خواسته ها را به بهانه «توطئه» برعلیه تمامیت حکومت سرکوب کنند. به این طریق به جنبش های اعتراضی کوچک و بزرگی که در راه است نشان می دهند که مطالبه یک خواست کارگری برای حقوق عقب افتاده، حضور در یک تظاهرات اعتراضی زنان برای حقوق برابرشان با مردان و یا همراهی با مردم زحمتکشی که برای مثال به قطع آب منطقه اشان معترضند، می تواند «بهایی گزاف» داشته باشد. تاوان این «بهای گزاف» را فعالین جنبش های اعتراضی تاکنون با زندان، شکنجه و حتی اعدام پرداخت کرده اند. از سوی دیگر، توده های فعال در چنین جنبش های اعتراضی نیز با اولین دستاوردهای موفقیت آمیزشان به سرعت در رادیکالیزه کردن این اعتراضات می کوشند. توده های پیشرو، معمولا اولین حاضرین چنین حرکت هایی هستند. در جامعه ای محروم از حق تشکل یابی سیاسی و صنفی، این اعتراضات فرصتی برای انفجار خواسته های سرکوب شده سیاسی می شود. برای توده های پیشرویی که حاضر در جنبش های اعتراضی هستند، رابطه معضل اقتصادی و اجتماعی با معضل اصلی سیاسی، یعنی حکومت، روشن است، و این رابطه نقش مهمی در تبدیل سریع حرکات اعتراضی به مقابله با تمامیت حکومت ایفا می کند. از دیگر ویژگی این جنبش ها، تکاپوی آنان برای استقلال عمل شان در مقابل حکومت و اپوزیسیون بورژوایی است. خصایص طبقاتی جنبش های اجتماعی کنونی چنان است که طبقات فرادست تمایلی به بازتاب دقیق و گسترده مبارزات و خواسته های آنان در افکار عمومی ندارند. نه فقط حاکمان جمهوری اسلامی، بلکه فرادستانِ در انتظار قدرت، حداکثر این جنبش ها را همچون «زائده» و دنباله روی مجادلات و چانه زنی های خود با رژیم جمهوری اسلامی می خواهند. فرودستان، کارگران، زحمتکشان شهر و روستا، کارمندان و سایر اقشار مردم همواره با دو چالش هم زمان و مکمل یکدیگر روبرو بوده اند. چالش نخست، رودررویی با نیروهای سرکوبگر رژیم است که برای منهدم ساختن جنبش های نوپا، دست به حمله مستقیم، دستگیری و کشتار بی رحمانه معترضین می زنند. چالش دوم، به ویژه پس از دوام این جنبش ها برجسته تر می شود و آن تلاش حکومتیان و سایر طبقات بالایی برای تحت کنترل در آوردن و به دست گیری رهبری جنبش ها و اعتراضات است. هردو این چالش ها در جمهوری اسلامی پاسخ خود را از طریق گسترش زندان های سیاسی یافته است. اگر در سرکوب خونین و رودررو، کارکرد مستقیم زندان، شکنجه و اعدام های بی محابا به راحتی دیده می شود، در تلاش جمهوری اسلامی برای به انحراف کشیدن جنبش ها ظاهرا این ردپا کمی پنهان می ماند. با این همه کافیست به تاریخ سه دهه اخیر کشورمان نگاه کنیم تا نمونه های مکرری از این ترور و نابودی سیستماتیک رهبران جنبش های خلقی، کارگری، دانشجویی و یا روشنفکری روبرو شویم. در جنبش خلق های تحت ستم نمونه ها بسیارند. اعدام مبارزین خلق کرد و ترور رهبران خلق ترکمن توماج، مختوم، واحدی و جرجانی آغاز کار رژیمی بود که کارش را به ترور رهبران سیاسی این جنبش ها در خارج از کشور نیز گسترش داد. در جنبش کارگری نمونه قتل جهان قلعه میاندوآب، نمادی از کارگران پیشرو و مبارزی شده است که تاکنون برای مبارزه در راه دفاع از حقوق بدیهی خود تاوان سنگینی پرداخته اند. در زندان جمهوری اسلامی کارگران پیشرو یکی از وزنه های مقاومت و مبارزه برعلیه سرکوب های دائمی زندانبانان به شمار می رفتند و می روند. کارگران نفت و کارخانه های بزرگ نظیر ایران ناسیونال، ذوب آهن، صنایع دفاع، ماشین سازی ها و... بسیاری از همکاران خود را در زندان های سیاسی کشور یافتند، چرا که با «سازمان های کمونیستی» همکاری می کرده اند و یا در راه اندازی صندوق های اعتصاب و یا کمیته های کارگری تلاش داشته اند. می توان ده ها و صدها نمونه از سرنوشت تلخ مبارزین این جنبش ها ذکر کرد که از فضای صفحات نوشته کنونی فراتر می رود ولی همه این نمونه ها، تلاش سیستماتیک حکومت برای دستگیری و نابودی عناصر با تجربه و رادیکال این جنبش ها را نشان می دهد. جمهوری اسلامی این حرکات را «بی چهره» و «بی تاریخ» می خواهد، تا خودش از برای آن ها «چهره» بسازد و «تاریخ» بنویسد. حاکمان می کوشند تا دانش و تجربه مبارزاتی این جنبش ها به نسل نوین انتقال نیابد تا قلم بدستان حکومتی و «آکادمسین»های طبقات فرادست تصویری تحریف شده و نارسا را از تاریخ مبارزات مردم کشورمان در افکار عمومی بازسازی کنند. تبلیغ حکومتیان برای تسلیم شدن به «واقعیت موجود» و زانو زدن در مقابل «سرنوشت محتوم»، با حضور و سخن گفتن شاهدان و مبارزان این جنبش ها خنثی می شود. اگر از این نقطه نظر به گردهمایی سراسری بنگریم، آنگاه این گردهمایی محلی برای «سخن گفتن» است: سخن گفتن از تجربیات و دستاوردهای این جنبش ها، سخن گفتن از ضعف هایی که تاکنون مانع از دستیابی به موفقیت شان شده، سخن گفتن از نبرد دلاورانه انسان هایی که در هیچ کجا نامی از آنان برده نمی شود، سخن گفتن از سرنوشت گذشته ما، از وضع کنونی و از امیدهای آینده... بگذارید و بگذاریم با هم در این وادی فراتر از وضع کنونی قدم برداریم و سخن بگوییم.
همایون ایوانی، 6 آپریل 2007
برای اطلاع بیشتر: * در تدارک دومین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران بکوشیم! http://dialogt.org/seminar/tadarok_seminar2.html
* یادداشت های شتابزده – 1: | ||