گفتگوهای زندان

 

  جنبش مقاومت، ستم ملی و کشتار رژیم اسلامی در کردستان

توضیح: متنی را که‌ ملاحظه‌ می کنید فشرده‌ بحثی است که‌ در گردهمایی کلن به‌ دلیل کمبود وقت چند پاراگراف آن حذف شد. علی  رغم ادعای کسانی که‌ گویا هیچ سخنرانی متن سخنرانیش را برای گروه‌ دست اندرکار نفرستاده‌ بود  صاحب این قلم  قبلأ متن این بحث را  برای رفقای مجری فرستاده‌ بودم.

متأسفانه‌ در فرهنگ سیاسی ایرانیان بطور کل و اپوزسیون آن به‌ ویژه‌ طیف چپ آن ، در تمام جلسات،سخنرانی ها کنفرانس ها،سمینارها ،این سنت جا افتاده‌ که‌ گویا فقط سخنرانان مشهور شاعران و نویسندگان و نخبگان سیاسی  هستند که‌ باید رۆل و فرمان سخنرانیها را در  دست داشته‌ باشند وخط و گرایش سیاسی خود را به‌ هر طریقی که‌ می خواهند تبلیغ و به‌ گوش دیگران برسانند و وظیفه‌ شرکت کنندگان فقط دست زدن و هورا کشیدن و تأیید آنان است سخنران های که‌ 3 دهه‌ است  بحث هایشان آنقدر  تکرار شده‌ است که‌  همه‌ آن را از خود سخنرانها بهتر از بر دارند. گردهمایی کلن هم  همانند دیگرسمینارها و کنفرانس ها   از این مسئله‌ مثتثنێ نبود .

انسانهای که‌  خود  طعم تلخ زندان ، شکنجه‌،اعدام  و دربدری را کشیده‌ اند که‌ همیشه‌  هم با استناد و بر اعتبار آنان است که‌ چنین سمینارهایی برگزارمی شود، که‌ خود هیچ جایگاهی در این سمینارها ندارند. و این مسئله‌ را که‌ گویا فقط آدمهای با اسم و رسم و پیشینه‌ ی سیاسی در امر سخنرانیها هستند که‌ باید  به‌ جلسات دعوت شوند و با نام نامی آنان سخنرانیها شروع و  به‌ اتمام برسد، این دروغ بزرگ  را آنقدر تکرار کرده‌ اند که‌ رنگ حقیقت به‌ خود گرفته‌ است و تمام گردهمایی ها باید با حضور و  صحبت آنان افتتاح و به‌ اتمام برسد .

برنامه‌ 3 روزه‌ کلن که‌ قرار بود بحثها و پرسش و پاسخ ها در سالن مجاور ادامه‌ پیدا کند این برنامه‌  به‌ دلیلی که‌ هنوز هم بر من روشن نیست انجام نشد.

ما بعنوان رفقای همکار گردهمایی که‌ ماهها با دیگر رفقا همکاری کردیم و قرار شد که‌ به‌ محض ورود به‌ کلن جلسه‌ ای با حضور رفقای گردهمای برای سازماندهی برنامه‌های سه‌ روزه‌ گرده‌همایی و برنامه‌ ریزی و تصمیماتی با مشورت همه‌ دستندرکاران گردهمایی برگزار گردد، این جلسه‌ هم بدونه‌ هیچ توضیحی  از طرف رفقای کلن برگذار نشد.

در واقع  رفقا و دستندراران گردهمایی کلن که‌ جمعی وسیعی از دیگر  کشورها ها بودند در کلن  هیچ نقشی در تصمیم گیریها و برنامه‌ ریزی ها  نداشتند  و همه‌ کارها از قبل توسط رفقای کلن برنامه‌ ریزی شده‌ بود و  ما همانند دیگر شرکت کنندگان در آن حضور داشتیم  و هر گونه‌ انتقادی به‌ نحوه‌ برگذاری مستقیمأ به‌ خود رفقای کلن برمی گردد .

ارزیابی من از گردهمایی با وجود نقاط ضعف و کمبودها  مثبت است و از همه‌ رفقای دستندرکار  گردهمایی تشکر و خسته‌ نباشید می گویم  در نوشته‌ای دیگر به‌ ارزیابی کامل از گردهمایی می پردازم.

 

 

دوستان عزیز رفقای گرامی     

       درود های صمیمانه‌ من را پذیرا باشید

  قبل از هر چیز درود می فرستم  به‌ تمامی جانباختگان راه‌ آزادی و سوسیالیسم  بخصوص جانفشانان دهه‌ 60 و قهرمانان ،، قتل عام و کشتار تابستان 67 و خانواده‌ این عزیزان و همچنین تمامی زندانیان سیاسی در بند.....

 به‌ همه‌ شما خوش آمد  می گویم  و  من هم به‌ سهم خود می خواهم کمی در مورد یکی از موضوعات گردهمای امسال تحت نام زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم با شما صحبت کنم.

در شرایطی که‌ رژیم با وحشیگری و کشتار هر روزه‌ مردم می کوشد که‌ جنبشهای آزادیخواهانه‌ و برابری طلبانه‌ را همچون دهه‌  های گذشته‌ سرکوب و به‌ عقب براند،

راهکارهای جدیدی را از طرف فعالین سیاسی در عرصه‌ های مختلف  می طلبد

براستی ما تا کی قرار است  شاهد این همه‌ جنایت و تا کجا  قصد تحمل این وضعیت اسفبار را داریم

 و سایه‌ شوم پراکندگی ..... و تن دادن به‌ تئوری بقا را حفظ کنیم؟

شاید پرسیده‌ شود  چکار میتوان کرد؟

بدونه‌ شک اگر بار دیگر برایمان، مردم ، توده‌ های زحمتکش، زنان،کودکان،جوانان،کارگران و سرنوشت مردم ایران در الویت قرار دارد،خواهیم دید که‌ می توانیم بسیار کار انجام دهیم.

و انرژی و توان خود را در صورت تمرکز در جهت اقدام صحیح و همگانی و همبستگی، با ابزار ها وامکاناتی  که‌ در اختیار داریم ،رژیم را از بسیاری از توطئه‌ ها و تجاوزاتش به‌ حقوق مردم باز داریم و برای رهای زندانیان سیاسی دربند و لغو زندان و شکنجه‌ و اعدام و دفاع از جنبشهای اعتراضی مردم متنفر از جمهوری اسلامی گامهای مثبتی برداریم.

 و این وظیفه‌ ماست،جنبشهای اجتماعی نیازمند ارتباط و یاری رساندن و کمک هستند و بر همه‌ مدعیان آنان است  تا با دخالتگریهای مستقیم عملی به‌ وظایف خویش جامه‌ ی عمل بپوشانیم،بدونه

قرار دادن چنین وظایفی در  پیشاروی فعالیت خود  سخن گفتن از دستاوردهای این گرده‌همای  بی مورد خواهد بود.

من قراراست در مورد مسئله زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم  کمی صحبت کنم بعدأ در ادامه‌ بحث و یا در فرصت های میز گرد و پانل به‌ موضوع فوق می پردازیم.

بحث مردم تحت ستم را بر روی مسئله‌ ملی بخصوص در کردستان متمرکز میکنم امیداوار مایه‌ خستگی شما را فراهم نکنم.

   دنیای سرمایه‌ داری  در بند بند وجودش کانون وقوع هولناک ترین کشتارها و توحش و بی حقوقی انسانهاست

 آنچه‌ از دیر باز  تا کنون برسر مردم تحت ستم ایران و زحمتکشان این سرزمین رفته‌ است گوشه‌ هایی از همین توحش و درندگی سیستم سرمایه‌ داری جهانیست.

رژیم های حاکم بر ایران از هر قماش آن ورثان بلافصل  شریرانه‌ ترین استبداد ها و سرکوب و بی حقوقی هستند،          حاکمان سیستمی که‌ بجز زبان زورگوی، بریدن زبان ها، گردن زدنها و زدن سرها  ،ارعاب و  داغ و شکنجه‌، زبانی دیگر نمی شناسند.

مردم زحمتکش ایران برای  رسیدن به‌ آن آرزوی  والای انسانی می بایست با چنین درندگان و مدفعان  سیستم استثمار و ستم،  

 نسل اندر نسل مبارزه‌ کنند، بهمین دلیل در نزدیک به‌ سه‌ دهه‌ گذشته‌ یکی از دشوارترین مبارزات تاریخ بشری را تا به‌ امروز هم تجربه‌ کرده‌ اند و هم اکنون  نیز در کوران درگیری و مبارزه‌ و رنج و عذاب با یکی از سیاهترین و هارترین و وحشیانه‌ ترین  رژیمها،....  یعنی جمهوری اسلامی جهل و جنایت و سنگسار قرار دارند.

 

کردستان هم بخشی از جغرافیای جهان سرمایه‌ داریست،

جهانی مبتنی بر ستم و کشتار و جنگ و غارت و بی حقوقی انسانها

 و رقابتهای  بخشهای  سرمایه‌ داران و دولتهای مرجع حامی این سیستم،..........

 که‌ برای حفظ و بقای حاکمیت ننگین خود  و در هم  کوبیدن هر فریاد و اعتراضی و هر جنبشی که‌ به‌ نحوی ثبات اقتصادی، سیاسی ،نظامی بردگی را  دچار اخطلال کند، در چنین جهانی ،رهایی هیچ مردم تحت ستمی ،هیچ انسان کارگر و هیچ زن بی حقوق و فرودستی و هیچ کودک بیخانمانی در نبود یک جنبش نیومند طبقاتی و برابری طلبانه‌ هم محال است هم ادعای آن یک دروغ بزرگ.

مبارزه‌ مردم کردستان هم بر روی این حقیقت شفاف استوار است

 و دهه‌های متمادی است که‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌ و بند به‌ بند حیات ساکنان آن تاوان گریز این حقیقت  روشن را پرداخت می کنند.

ستم ملی  به‌ موازات ستم  طبقاتی   در کردستان  و دیگر مناطق تحت ستم ایران  بر بستر و زمینه‌ های استعماری،ستم و زورگویی ،،  و بی حقوقی و سیاست تحقیر و اهانت  زاده‌ شده‌ و می شود.

و مبارزه‌ برای رفع این ستم واکنش و عکس للعمل بر حق مقاومت مردم تحت ستمی که‌ در برابر عظمت طلبی شونیستی به‌ همراه‌ سرکوب و کشتار حاکمان هستند.

درست بر پایه‌ واقعتیات ملموس  مادی و عینی است که‌ مبارزه‌ برای این ستم  سر بر می آورد.

این جنبش و مبارزه‌ که‌ حاصل بی حقوقی  و جریحه‌ دار شدن غرور انسانی  مردمی است که‌ مدتهای طولانی تحت ستم و استثمار بوده‌ اند.

ستم ملی  همراه‌  با ستم طبقاتی یک واقعیت  انکار ناپذیر و یک پدیده‌ تاریخی و بعضأ  ناگزیر اجتماعی در سیستم سرمایه‌ داریست.

میل و گرایش به‌  سوی خود اختیاری  و دخالت در سرنوشت خویش و مبارزه‌ در راه‌ تحقق خواسته‌ ها و دستیابی به‌ استقلال و نقش آفرینی خود.

که‌ طبیعتأ در این جبشها، احزاب و تشکل ها،سازمان ها و گرایشات متفاوت در کنار هم قرار می گیرند.

 

بدین گونه‌  یک جنبش وسیع و پر دامنه‌  و در  همان حال غبار آلود به‌ میدان می آید.

  که‌ بخش وسیعی از انرژی و پتانسیل مبارزات عمومی را به‌ خود  مشغول می کند که‌ اکثرأ از یک نقطه‌ موجه‌  علیه‌ ستمگری و زور گویی  سرچشمه‌ میگیرد.

ستم ملی مانعی است بر سر راه  مبارزه‌ سوسیالیستی  و پیوند مشترک کارگران متعلق به‌ خلق های مختلف برای رهای از استثمار و بندگی طبقاتی

و ابزاریست در دست سرمایه‌ داران محلی برای ادامه‌ سلطه‌ سیاسی،فرهنگی،اقتصادی خود بر زندگی و مئیشت مردم محروم.

چپ ایران و کمونیستها  همیشه‌ با توجه‌ و علاقه‌ خاصی مسئله‌ ملی را  مد  نظر داشته‌ اند و رفع ستم ملی یکی از ویژگی های اعتقادی و برنامه‌ ای چپ بوده‌ است.

کمونیست ها همیشه‌ به‌ مناطقی که‌ آماده‌ چنین جنبش های بوده‌ از کردستان تا ترکمن صحرا،آزربایجان و خوزستان ،بلوچستان، توجه‌ ویژه‌ ای داشته‌ اند.

از این زاویه‌ است که‌ کمونیستها  همچنان که‌ در گذشته‌ نشان دادن به‌ سراغ مبارزه‌ در راه این ستم و دخیل شدن در مبارزات  مردم تحت ستم در کنار  این جببش ها  قرار میگیرند.

 

 و درکمک همیاری  برای  پیوند این جنبش  با مبارزات سراسری برای سرنگونی رژیم تلاش کرده‌ اند.

 در 28 سال گذشته‌ فعالین کمونیست و احزاب چپ در کردستان  با علم بر این مسئله‌  در جنبش کردستان  شرکت فعالانه‌  و پیوند عمیق با مردم کردستان داشته‌ و دارند.

 

جنبش کردستان ایران در عین اینکه‌ خواسته‌ ها و مطالبات  ویژه‌ی خود را دارد  در همان حال بخشی از یک جنبش  عمومی و سراسری و رادیکال بر علیه‌ رژیم اسلامی است.

و  باید بکوشیم همچنان خواهان وحدت و همبستگی جنبش سراسری مردم ایران با مردم و جنبش کردستان بود.

 

هم سرنوشتی مشترک و زندگی مشترک تحت اقتصاد و روابط اجتماعی مشابه‌ ،

مردم کردستان را به‌ درآمیختگی عمیق  با مردم سراسر  ایران پیوند داده‌ است

 و بعضأ پیوندهای فرهنگی و  زبانی نقش تعین کننده‌ ای را ایفا میکند.

جنبش کردستان در کل حرکتی در راستای برچیده‌ شدند دولتها و سیستم سرمایه‌ داری و سرکوبگر و نیل به‌ آرزوهای انسانی  و برابری طلبانه‌ است. با این حال بعضی از احزاب ناسیونالیسم چه‌ در بین سایر نقاط مردم تحت ستم ایران وچه‌ در کردستان با تبلیغات بغایت راست روانه وبا اهداف از پیش برنامه‌ ریزی شده می خواهند‌

  این پیوند مبارزاتی را به‌ بیراه‌ بکشانند.

جنبش ناسیونالیستی عظمت طلبان ایرانی،آرمانی جز ایرانی قدرتمند،امپراطوری منطقه‌ ای،تمامیت ارضی خواه و سرکوب جنبشهای رادیکال ندارند،همان آرمانهای که‌ رژیم کنونی اسلامی سرمایه‌ در ایران به‌ آن عمل میکند.

به‌ همان نسبت  جنبش ناسیونالیسم مردم تحت  ستم هم آرمانی جز بند و بست با بورژوازی و مذهب و خفه‌ کردن و به‌ انزوا کشاندن جنبشهای طبقاتی و برابری طلبانه‌  ندارند.

 

ناسیونالیسم بنا به‌ ماهیت خود هیچگاه‌ نمی تواند پلورالیسم و دگر اندیشی و چند گانگی را تحمل کند به‌ همین دلیل هرگونه‌ مخالفت و مبارزه‌ طبقاتی و همبستگی زحمتکشان سراسری را   زیر نام ضربه‌ زدن به‌ همبستگی ملی و میهنی و شکاف انداختن در صفوف ملت سرکوب کرده‌ است.

 

تا کنون نیز منافع کارگران،زنان،کودکان و جوانان از طرف  بورژوازی  محلی و احزاب ناسیونالیسم  چه‌ در بعد سراسری و چه‌ در بعد محلی آن  به‌ بهانه‌ وحدت و همبستگی ملی

بطور گسترده‌ نادیده‌ گرفته‌ شده‌ است.

 

این جریانات  با  دستاویز قرار دادن کلمات و عباراتی همچون آب و خاک مقدس،مرزوبوم و فرهنگ و تاریخ مقدس،پرچم و لباس و زبان و میهن پرستی ،

 و برجسته‌ کردن هویت ملی و میهنی بجای هویت انسانی و طبقاتی  مبارزات و خواسته‌ های بر حق مردم  را دستاویزی برای معامله‌ گری با قدرتهای بزرگ و دولت های مرتجع منطقه‌ قرار میدهند.

برای ما که‌ خاطرات  قهرمانیهای بسیاری را درتاریخ معاصر خود داریم،

 برای ما که‌ هنوزاز محل دفن  هزاران زن و مرد مبارز و سوسیالیسم و آزادیخواه‌ بی خبر مانده‌ ایم،

برای ما که  با حدس و گمان  میتوانیم ردپای از گورهای عزیزانمان را که‌ در کشتار سالهای 60 و 67 که‌ به‌ خون کشیده‌ شده‌ اند بدست آوریم،

 

برای ما که‌ مبارزه‌ برای پاره‌ کردن زنجیر قید و بند ستم بر کارگران، زنان، و دیگر اقشار مختلف مردم به‌ قیمت قهرمانیهای هنوز ناگفته‌ و نا آشنای زنان و مردان آزادیخواه‌  و جسور و قهرمان ایران را به‌ همراه‌ داریم.

 

  به‌ تمام نیروها به‌ هر جریان ملی گرا، رفرمیست ومعامله‌گر و ناسیونالیستی که‌ بخواهد

آرمانها و عقاید و مبارزه‌ نسل های ما را و نسلهای پیشین ما را برای امر به‌ آزدی و سوسیالیسم و برابری انسانها و این حقیقت بزرگ را به‌ تحقیر و استهزا  بگیرد و در مقابل مذهب،

زن ستیزی،   قتلهای ناموسی،   کودک آزاری  و مبارزه‌ طبقاتیمان ،و با برجسته‌ کردن شعارهای قومی به‌ تفرقه‌ در صفوف کارگران،زحمتکشان، مبارزه‌ برابری طلبانه‌ زنان  و جوانان و مردم تحت ستم سراسر ایران  دامن بزند باید قاطعانه‌ ایستاد و بدونه‌ هیچ اما و اگری  یک نه‌ بزرگ گفت.

‌‌

و در افشای نقش  این تفاله‌های نظام سرمایه‌ داری با اراده‌ و عزم انقلابی همانند آنهای که‌ در شکنجه‌ گاههای اسلامی وسللطنتی در تاریکترین  و سخت ترین  لحظات  تاریخ

ایستادند ،شکنجه‌ شدند،تیرباران شدن و در تپه‌های اطراف شهرها  و گورستانهای دسته‌ جمعی و بی نشان ،لنگر و سنگر، اعتماد  به‌ انسانیت همه‌ ما شدند و با اعتماد به‌ آینده‌

و چشم انداز پیروزی،مبارزه‌ امروز را برای ما به‌ یادگار گذاشتند،   آنانی که ‌مرگ رابخاطر آرمانهای سوسیالیستی به‌ تحقیر و در نبردهای حماسی و مقاومت های دلیرانه‌ در سنگر های آزادی و سوسیالیسم در کردستان بدست جمهوری اسلامی جنگ و جنایت و سنگسار  و در مبارزه‌ با مرتجعین  قلدر ایستادند و  از حرمت آزادی  دفاع کردند     .   که‌ شایسته‌ بزرگترین احترامها هستند.

 به‌ علت کمبود وقت  از گفتن جزئیات پرهیز میکنم و آن را موکول میکنم به‌ قسمت  میز گرد و پانل و سئوال و پاسخ ها

مسائل زندان،انواع شکنجه‌ های روحی و روانی،اسامی جانباختگان،مقاومت و پایداری زندانیان سیاسی، از فضای زندانها از شیوئ بازجویها از شکل و برپای دادگاهای چند دقیقه‌ ای و سرکوب خشن و عریان در زندانها

درد و رنج خانواده‌های زندانیان، توهین و تحقیر این خانواده‌ ها دربدری واز شهری بشهر دیگر رفتن شان برای ملاقات فرزندانشان،  از تبعید خانواده‌ های پیشمرگان به‌ نقاط دور افتاده‌ و گرمسیر ایران، از تجاوز به‌ دختران و زنان زندانی و  تجاوز به‌ زنان باردار زندانی  در زندان سنندج از تحقیر و بی حرمتی نسبت به‌ خانواده‌ زندانیان سیاسی از اینکه‌

 دهها بار مادران زندانی را  در  جلو دره‌  زندانها به‌ مشت و لگد  می گرفتن،

اشک ریختنها ناله‌ و مویه‌ کردنهای مادران و نو عروسان  هنگامی که‌   بجای ملاقات  لباسهای  عزیانشان را تحویلشان می دادند.

   هزاران سنگ قبر جانباختگان به‌ گستردگی سراسر ایران و مقاومت و دلیریشان  به‌ بلندی کوههای سربه‌ فلاک کشیده‌  کردستان

کومه‌ های از کشته‌ ،دریای از خون و بستری از رنج  و درد  داغ و شکنجه

 با این همه‌ پیکار سیاسی و طبقاتی در جنبش کارگری ،رزمندگی در جنبش زنان،جوانان و دیر اقشار مردم کردستان فعالیتهای گسترده‌ و ابتکارات و گرامی داشتهای توده‌ای و فستیوال های گونا گون در دفاع از کودکان،زنان، زیر تیغ و سرنیزه‌ و خفقان  رژیم ،مبارزات  کارگران سقز و سنندج،

محمود صالحی قهرمان این کارگر مبارز

 که‌ هم اکنون سرود  خوانان در زندان  مخوف سنندج بسر می برد.

پیام آوران و جلو گاه‌ و تحقق ایده‌های انسانی و رادیکال مردم کردستان و نوید دهنده‌  مقاومت و مبارزه‌ مردم کردستان برای آینده‌ جنبش سراسری ایران است،

 اکثر سرفصلهای نمونه‌ وار تاریخ معاصر ایران که‌ از جنایت و کشتار و بی رحمی رژیم سلطنتی و اسلامی سرمایه‌  از سر گذرانده‌ اند

در تابستان  و بخصوص ماه‌های  مرداد و شهریور خلق شده‌ اند

 28 مرداد سال 1332 و 28 مرداد 58 و فتوای حمله‌ سراسری  خمینی جلاد و نوکر سرمایه‌  به‌ کردستان   و آمدن خلخالی جانور درنده‌ ای که‌ از پاوه‌ تا مهاباد و مریوان و سقز و بانه‌ به‌ اعدام مبارزین و مخالفین  رژیم دست زد که‌ اعدامهای مبارزین سنندج نمونه‌  بارز این قساوت و بی رحمی بود. سوزاندن سینما رکس آبادان در مرداد ماه‌ 57

 

 قتل عام و سوزاندن 2 روستای قارنا و قلاتان در تابستان 58 و جانباختن رفیق فواد مصطفی سلطانی و یارانش  که‌  یکی از رهبران  زحمتکشان کردستان بود در شهریور  58 ،

 آغاز جنگ ارتجاعی و ویرانگر ایران و عراق در آخره‌ تابستان 59 اعدامها و کشتارهای تابستان 60  و بلآأخره‌  پایان جنگ ایران و عراق بعد از 8 سال در تابستان 67 و کشتار  و قتل عامهای دسته‌ جمعی در شهریور

 

 

از همان روزهای بعد از قیام 22 بهمن مردم کردستان بدونه‌ هیچ توهمی به‌ طور گسترده‌ و تحت سازماندهی  رهبران سوسیالیسم و کار آمد خود برای دفاع از دستاوردهای انقلاب و دفاع از توده‌های مردم به‌ ایجاد تشکلها،شوراهای کارگری و محلات و بنکه‌ هاو سازماندهی و مسلح کردن دهقانان زحمتکش برای  بدست آوردن مطالبات و خواسته‌های انسانیشان و رفع ستم ملی و طبقاتی اقدام کردند که‌ با حمایت بی دریغ  و سراسری مردم  و زحمتکشان کردستان قرار گرفت.

رژیم جنگ خونین و لشکر کشی سراسری را به‌ مردم کردستان تحمیل نمود که‌ با  واکنش احزاب سیاسی مصلح و توده‌های مردم قرار گرفت که‌ 1 دهه‌ این رویاروی مسلحانه‌ بطول آنجامید

تجربه‌ آن دهه‌ ارزشمند ترین  درسهای تاریخی برای ما و نسل های آینده‌ بر جای گذاشت برای مردم ستمدیده‌ در مقابل رژیمی دیکتاتور و خون خوار و تا به‌ دندان مسلح ....هیچ عکس لعملی انسانی تر از  مقاومت قهر آمیز نیست.

 در این دهه‌ مزدوران و عوامل رژیم در هیچ کجای کردستان  آرامش و امنیت نداشتند، پیشمرگان مسلح  زنان و مردانی که‌ تاب تحمل  ستم و زورگوی و جنایت و غارتگریهای رژیم را نداشتند  و برای نیل به‌ آرمان سوسیالیسم

 و به‌ خود جرأت داده‌ بودند  در مقابل هارترین و سیاهترین حکومتهای تاریخ اسلحه‌ بردارند و از حرمت و کرامت انسانیشان و در دفاع از مردم محروم بجنگند، و با خلق  مقاومت ها،جسارت ها،حماسه‌ های بی نظیر ،گرنبهاترین تجربیات را برای جنبش سوسیالیستی ایران بجا گذشتند .

در شرایطی که‌ در سایر نقاط ایران هر صدای آزادیخواهی جوابش وحشیانه‌ ترین شکنجه‌ و اعدام های خود سرانه‌ و بدونه‌ محاکمه‌ بود مجازات کسانی که‌ مسلح بودند و یا به‌  کمک  وهواداری  وحمایت  از جنبش مسلحانه‌  کردستان   می پرداختند  مجازاتی بمراتب سنگین تر ،بیرحمانه‌ تر، و وحشیانه‌ تری در انتظار شان بود ،

تمامی پیشمرگان به‌ اسارت درآمده‌  که‌ اکثرأ  زخمی بودند و در مواردی یکی از اعضای بدن خود را از دست داده‌ بودند امأ با وجود این تحت  دشوارترین و غیره‌ انسانی ترین  شکنجه های  جسمی و روحی  قرار  می گرفتند و  تیرباران می شدند. و متأسفانه‌ مقاومت مسلحانه‌ همراه و همگام با قتل عام و کشتار زندانیان در سال 67 نیز به‌ دلایلی سیاسی ( که‌ وقت و فرصتی دیگر میطلبد) که‌ بر این جنبش تحمیل شد  کنار گذاشته‌ شد.

.

خاورانها از بين رفتنی نيستند، چون زير خاک آنها صدای فرياد هزاران کودک گرسنه خيابانی است، صدای فرياد ميليونها زنی است که زير احکام اسلامی خرد ميشوند، صدای فرياد کارگرانی است که زير چرخ دنده های کارخانه روزانه له می شوند. صدای فرياد يک مردم بپاخواسته عليه  جنایتکاران سرمایه‌ست ، صدای فرياد ميليونها انسانی است که‌ برای رهای انسان و جامعه‌ ای آزاد و برابر و سوسیالیستی مبارزه‌ کردند

 

   ما مجبوریم  بر شانهای پیام آوران انقلاب کبیر فرانسه‌

بر دوش کمونارهای پاریس ،، میلیونها  رزمنده‌ ضد فاشیست در سراسر جهان

رزمندگان سیاهکل ،مبارزه‌ و اعتصاب   شکوهمند کارگران  شرکت نفت در سال 57

سرسختی و مبارزات زنان برای حرمت و حق برابرشان

کوشندگی و تلاشهای چگوارای رزمنده‌ و قهرمان

مبارزین شکنجه‌ گاهای مخوف رژیم اسلامی ایران

رزمندگان قهرمان سیاهکل

سربداران رزمنده‌

 قهرمانان بخون خفته‌ خاوران ها  ،، حماسه‌ آفرینهای  جنگهای تودای  و مسلحانه‌ مرم کردستان

 و نسلی از انسانها و اندیشمندان بزرگ  که‌ پیام آوران علم و دانش و احترام به‌ انسانند

 همراه‌ با جنبش کنونی مردم ایران  رسالت با شکوه‌ و امر مقدس پرچم آرمانهای بزرگ بشری را کماکان برفراشته‌ نگاه‌ داریم

 

                                       پیروز باد مبارزات مردم ستمدیده‌ ایران

م شکیب