| ||
|
دومين گردهمايي سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران 25 آگوست 2007 / آلمان ـ کلن
نوزده سال گذشته است. انگار نوزده روز یا نوزده ساعت. یا هم این دیشب بود تابستان67. نه! کدام تابستان 67؟ تابستان 58، پاییز 60، زمستان 62، بهار70، تابستان 85، سال پشت سال ، فصل پشت فصل . خون داغشان همچنان در زمین موج می زند. هُرم نفس های گرم شان در هواست. و صدا ی پچ پچشان هنوز از چهار سوی آن دیوارهای بسته می آید. کابوس های ما از این قتل عام ها پایانی ندارد. کابوس مرگ آن عزیزان. ما می آییم، می نشینیم، حرف می زنیم، حتی جان خود را بر سر دست می گیریم، اما ، نه. چنین کارهایی این همه تلخی را کفایت نمی کند. وجود این همه واقعیت های تلخ ، کابوس های ما را شکل می دهد.
واقعیت ها چنان تلخ است و خشونت بار، که انگار هنرهم حتی، جوابگوی این همه درد نیست و در تصویرش و بیان اش در می ماند . باید برخاست. باید فریادشان شد. فریاد تمام پا کی های جهان. جان باختگان دیروز باید همیشه در ما زنده بمانند تا مرگ را به زندگی بدل کنیم. زندگی را که ماییم. وزندگی را به یک مبارزه ی بی امان برای آزادی و برابری انسان. باید فریادشان شویم و فریادمان مبارزه ِِی بی مرزی باشد برای سرنگونی تجسم تمام بی عدالتی ها و خشونت ها و ستم گری های جهان ، یعنی رژیم جمهوری اسلامی ایران.
گیسو شاکری 25 آگوست 2007 / آلمان ـ کلن Gissooshakeri.blogfa.com | ||