| ||
|
پیام : مسئولین فرهنگسرای اندیشه – گوتنبرگ (سوئد) به : دست اندرکاران دومین گردهمایی سراسری در باره کشتار زندانیان سیاسی درایران – کلن (آلمان )
حال خونین دلان که گوید باز؟ وز فلک خون خُم که جوید باز؟ هر که چون لاله کاسه گردان شد زین جفا رُخ به خون بشوید باز حافظ
یاران نازنین رفقای عزیز مهمانان گرامی
شما و ما هر ساله صحنه گردان ، یادمان جانهائی هستیم که همراهان دیروز، امروز و فردایمان خواهند بود. جان های عاشقی که سرود خوانان در برابر عمله جان گیر و قتاله بند نظام ، نه گویان ایستادند تا به آرمانی پاسخ گویند که با خویشتن خویش ، دفاع از آن را برعهده خود داشتند.... کشتار کننده گان به فرمانی کمربسته بودند که (رهبر) عظیم الشان شان تا مرفق درپیرانه سری رسالت خون خوارانه خویش، فرمانش را از پیش صادرکرده بود: « یوم الله، روزیست که امیرالمومنین شمشیرش راکشید و خوارج را ازا ول تا به آخر درو کرد و تمامشان راکُشت. امیرالمومنین اگرقرار بود مسامحه بکند، شمشیر نمی کشید تا هفتصد(700) نفررا بکشد. درحبس ما هم بیشتر این افراد مفسدند، اگر ما آنها را نکشیم، هر کدامشان که بیرون روند، آدم می کشند. آیات قتال را بخوانید. قرآن می گوید؛ بکُشید، بزنید، حبس کنید مفسدین را!»(خمینی 30 آذر1363) این چنین شد که همه به صف شدند تا تحت عنوان "مفسد" پیکری را باقی نگذارند . " آیات قتال" نخوانده ، فرمان بردند و حبسیان را زدند ، کشتند و به قربا نگاه بردند. بی شک این پندار که با واژه " فاجعه ملی" یا " جنایت " می توان به تشریح کشتار زندانیان سیاسی تابستان 60 و بویژه تابستان سال 67 پرداخت، خطای نوشتاریست. به گمان ما اساسا کلماتی نظیر : قتل، کشتار، سرکوُب، جنایت، اعدام جمعی ، تیر باران، چوبه دار، قلع وقمع، سر به نیست و .... نمی تواند گویای واقعه خیانت باری باشد که عاملان این قصاوت و سنگدلی، فرمان امام مرگ، خمینی را اینگونه گردن گذاشتند و عاشقان آن سال و همه دوران را از کف مان ربُودند ! شما امروز به پای صحبت بیشمارانی نشسته اید ، که کودکان دیروزی ، نوجوانان برومند امروز اند که برای مااز مادران و پدرانشان و آن روزهای سخت و ناگوارسخن می رانند. پس دامنه این جنایات نه تنها دامن هزاران هزار زندانی سیاسی را گرفت، بلکه تاثیرمخرب و ویرانگر آن کودکان، جوانان دختر و پسر، همسران، مادران و پدران وکسان بیشماری را نیز ویران کرد و زمین گیر نمود. زخمی جان کاه و التیام ناپذیراز خود باقی گذاشته وخیل کسان را نیز از پای در آورده است . ازهمین زاویه و تنها از همین زاویه، اگر بخواهیم دادخواهی این همه خونهای بر زمین ریخته را کارنامه ننگین نظام سازیم . جا دارد کشتار جمعی زندانیان سیاسی دو تابستان 60 و 67 را از مصادیق بارز، " جنایت علیه بشریت" قلمداد کنیم و همه مراجع بین المللی را مورد خطاب قرار داده و هر چه بیشتراین نهادها را به اقدامات ضد بشری نظام جمهوری اسلامی که تا به امروز برعلیه اندیشه، اندیشه ورزان زندانی در جامعه 70میلیونی ایران، سازمان داده شده جلب نماییم. بی گمان کارنامه خونین سردمداران نظام اسلامی آن از کل تا جزء را پوشه سیاهی تشکیل می دهد، که برگ برگ آن دادخواهی مردمی ایست که آنرا برای تدارک دادگاه بین المللی و به محاکمه کشاندن سرای این نظام فاسد کافی می شناسند!.
یاران نازنین تجمع کننده در دومین گردهمایی سراسری کشتار زندانیان سیاسی ایران – کلن
امروز نیز سران جمهوری اسلامی با اوج دستگيريها، زندان کردن ها، شكنجه ها، صدوراحکام سنگسارو اعدام های فله ای، از يكسو حذف مخالفین عقیدتی خویش را دنبال می کنند و از سوی ديگربا ايجاد هراس ورعب، ویرانگری دیگر باره دربین مردم و جامعه را در سر می پروراند. نیروهای انتظامی و امنیتی دستگیری گسترده ای را با شعار " امنیت ملی" در سطح محلات و خیابانها با عنوان پرطمطراق "اراذل و اوباش " دردستور کار گذاشتند و بخش وسیعی از آنان را نیز به سرعت و بدون وکیل مدافع، در بیدادگاههای دربسته محکوم به اعدام و برای وحشت سطح عمومی جامعه در معابر عمومی با عنوان" اجراء عدالت مساوی ارتقاء امنیت " به جرثقیل ها آویختند و بار دیگر چهره دژم قاضی سعید مرتضوی ،در رسانه های رژِیم هویدا گردید. این در حالی است که واقعیت امر را باید درحاکمیت 28 ساله همین ارازل و اوباشی یافت که خود در حكومتند و مانع مقدم آزادی و رادیکالیزه شدن جنبش های اجتماعی زنان- دانشجویان- معلمان – فعالان ملی غیر وابسته - کارگران و مردم آزاديخواه و برابری طلبی اند، که برای سرنگونی شان کمربسته اند. درايران اوج این ددمنشى ها، نشانه استيصال و وحشت نظام از پیشروی جنبش های مستقل است . درست در این شرایط توطئه سکوت مطبوعات و رسانه های بزرگ و قدرتهای امپرياليستی و يا واکنش محدود آنان، در بازتاب اين جنايت ها، بارديگر نشان مى دهد كه اين قدرتهای جهانی مانند هميشه درسركوب مبارزات مردم در كنار حكومت های ديكتاتور قرارمى گيرند و آنجا هم که از آزادی ها دَم مي زنند، مرادشان آزادی چپاول و غارت ملک و ملتی ایست که زیر تیغ چنین حاکمانی فراهم می آید. سران رژیم اسلامی بجای آنکه برای مقابله با تجاوزات احتمالی مداخله جویانه امپریالیستها به نیروی مردم تکیه و به بسیج آنها برای جلوگیری از هر گونه مداخله ( فرهنگی- اقتصادی ، سیاسی – نظامی ) بوش و متحدان جهانی اش ، مبادرت ورزند. از یکسو از پیش به سرکوب گسترده فعالان جنبش های اجتماعی مشغولند و از سوی دیگر درعراق با نمایندگان بوش و سرمایه جهانی به چانه زنی سر می کنند . در درون مساجد و صحن نمازجمعه ها نیز شعار توخالی " ضد استکباری " ، " آمریکا نمی تواند غلطی بکند" را سر می دهند . این امر نشانه این بوده و است که سران نظام بیش ازهرنوع تجاوز امپریالیستی ، از پیشروی خود توده مردم در هراسند. از همین روست که جمهوری اسلامی ایران هیچ امنیتی را برای ایران نمی خواهند ، بلکه تنها به امنیت و دوام و بقاء خویش می اندیشند . پس بر ما است که جامعه را برای حکومت گران ، به هر طریق ممکنی غیر قابل حکومت گردانیم . وظیفه ماست که با یاد آوری آن همه خاطرات تلخ و ناگوارو گرامیداشت یاد نازنین یاران ، تا "نگویند که از یاد فراموشانند" با همه قدرت و توان مان که کم هم نیست ، با اتحاد عمل وسیع مبارزاتی مان، نظام تاریک اندیش جمهوری اسلامی حاکم بر ایران را به عقب نشینی وا داریم و نگذاریم که خونخواران این نظام ، تابستان ویرانگر دیگری را در برابر مردمان جامعه ما قرار دهند. برای سیمنارسراسری شما، سالی ازپی دیگرسال، رشد و ترقی و مانده گاری همه جانبه تری راطالبیم. با آرزوی شادی ومهربانی فزاینده از طرف مسئولین فرهنگسرای اندیشه – گوتنیرگ ( سوئد) : امیر جواهری 20 مرداد 86 ( 11 اگوست2007) gbgandishe@yahoo.com | ||