| ||
|
در حاشیه" دومین گردهمائی در باره کشتار سراسری زندانیان سیاسی" قسمت (4)
"سرکوب" موضوع اصلی و محوری مرجان افتخاری 11.07.2007
دو موضوع انگیزه اصلی این نوشتار شد. ابتدا، نزدیک شدن سالروز قتل عام و کشتار سراسری زندانیان سیاسی، در تابستان 67 و برگزاری سمیناری به همین مناسبت از 24 تا 26 اوت در شهر کلن آلمان. موضوع دیگر، دستگیری تعداد زیادی از دانشجویان در سالروز کشتار 18 تیر سال 78، و ربودن گانگستری آقای اسانلو، رهبر سندیکای شرکت واحد. به عبارت دیگر، سرکوب و حمله وحشیانه رژیم اسلامی به جنبش-های اجتماعی-کارگری. با توجه به چنین شرایطی، و از آنجائی که در حال حاضر "سرکوب" محوری ترین و مهمترین موضوع و پدیده جامعه ما است، ضروری است تا با تمام نیرو و امکانات به مقابله با سرکوب رژیم اسلامی پرداخت شود و آزادی زندانیان سیاسی را محور حرکت-های خود قرار دهیم.
وقتی به تاریخ جنبش-های اجتماعی و آزادیخواهانه مردم کشورمان نگاه میکنیم، همیشه " سرکوب" بعنوان یکی از ویژگیهای بارز و اصلی این جنبش-ها و حرکت-های مردمی برجستگی پیدا میکند. اگر گذشته-های دور را کنار بگذاریم و فقط مبارزات مردمان را در 50 سال اخیر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم، باز هم " سرکوب" بیش از هر موضوع دیگری برجسته میشود. در رژیم گذشته، علاوه بر زندان، شکنجه و اعدام مبارزین و روشنفکران فضای اختناق چنان سنگین بود که هر نفسی خود بخود در قفس سینه حبس میشد. رژیم نکبت بار اسلامی از همان ابتدا، چنگیز وار شمشیر به کمر بست و به سرکوب وحشیانه و عریان کارگران، دانشجویان، زنان، ملت-های ستم دیده و اقلیت-های مذهبی پرداخت. بطور مشخص، در تاریخ مبارزات هیچ ملتی و هیچ کشوری، نمی-توان نمونه-ای مانند کشتار سراسری زندانیان سیاسی سال 67 را مشاهده کرد. این کشتار و قتل عام بیان روشن و صریح سیاست سرکوب رژیم نفرت انگیز اسلامی است. تنها در سال جدید، ابعاد گسترده و وحشیانه سرکوب را در رابطه با زنان، دانشجویان و کارگران، سه جنبش مهم و اصلی کشورمان می-توان مشاهده کرد. این نوشتار قصد تحلیل و یا بررسی این جنبش-ها را ندارد و تنها بطور مختصر و گوتاه به مقوله "سرکوب" در رابطه با این جنبش-ها میپردازد.
به جرائت می-توان گفت که جنبش دانشجوئی بیش از هر جنبش دیگری در عرصه سیاسی و مبارزاتی مردم کشورمان بطور دائمی حضور داشته است. بدون هیچ تردیدی، این جنبش یکی از فعالترین، رادیکال-ترین جنبش-های انقلابی نه تنها در ایران که در منطقه خاورمیانه است. جنبش قدیمی که هرگز و هرگز تنها از حقوق و خواستهای صنفی خود دفاع نکرده بلکه، بنا به خصلت روشنفکری-انقلابی، دفاع و حمایت از حقوق کارگران، زنان، زحمتکشان و ملل تحت ستم از ویژگی-ها آن بوده و هست. به همین دلیل هم، همیشه بیش از هر جنبش و هر نیروی دیگری مورد سرکوب و وحشیگری قرار گرفته است. بستن دانشگاهها این کانون آگاهی و حرکت، کشتار دانشجویان تحت عنوان "انقلاب فرهنگی" و از آن ددمنشانه تر، کشتار 18 تیر سال 78 نمونه-هائی است که چون 16 آذر تاریخ درخشان و مبارزاتی جنبش دانشجوئی را رقم میزنند. ولی به صراحت باید گفت که بیان دیگر چنین سرکوبی هراس و وحشت این رژیم از جنبش دانجشوئی است، مضمون انقلابی–کمونیستی و مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر آن برای نابودی دیکتاتوری در هر شکل و سرمایه یکی از دلائل اصلی این سرکوب است.
در طول 50 سال اخیر، با تمام خطر-ها، تنها یک بار کارگران اقدام به تشکیل نهاد و ارگان مشخص کارگری نمودند" سندیکای شرکت واحد"، و تا حدود زیادی هم علیرغم سرکوب بیسابقه، اخراج، تعقیب، زندان و شکنجه موفق شدند بطور غیر رسمی به این سندیکا رسمیت ببخشند. هم اکنون سندیکای شرکت واحد در بین سایر بخش-های کارگری، معلمان و دانشجویان شناخته شده و رسمیت یافته است. در همین حال اتحادیه سراسری کارگران اروپا هم این سندیکا را به رسمیت شناخته است. جنبش کارگری کشورمان از ضعف-های مختلفی رنج میبرد، عدم درک و ضرورت اتحاد و همبستگی درون طبقه-ای، پراکندگی، عدم پیوند و ارتباط ارگانیک با سایر جنبش-های اجتماعی و طبیعتا، عدم وجود ارگان و نهاد-های کارگری از جمله ضعف-های این جنبش محسوب میشوند. شاید بتوان گفت که مضمون اصلی و محوری اعتراضات و حرکت-های کارگری را تا کنون "کار و نان" مشخص کرده است. چرا که کارگران محروم از بیمه بیکاری و حمایت-های مالی و اجتماعی راه دیگری جز "کار" برای بدست آوردن "نان" و زنده نگهداشتن زن و فرزند خود ندارند. بنظر میاید، سرکوب به عنوان عامل اصلی، محوری و باز دارنده جنبش کارگری محسوب نمیشود. گرچه نقش برجسته-ای دارد ولی عدم اتحاد و همبستگی درون طبقه-ای نقطه گره-ای این جنبش است که اتفاقا راه را برای سرکوب بیشتر آن آسان میکند.
جنبش زنان عمدتا در این چند سال اخیر سازماندهی و گسترش یافته است، با مضمونی برابری طلبانه، آزادیخواهانه و کاملا دمکراتیک. قوانین پوسیده اسلامی، نابرابری-های اجتماعی، شکاف-ها و سرکوب-های جنسی انگیزه-های اصلی بوجود آمدن تشکل-ها، حرکت-ها و اعتراضات زنان است. با توجه به اینکه جنبش زنان از سابقه طولانی مبارزاتی برخوردار نیست، ولی نابرابری، بی حقوقی اجبار-ها و محدودیتها ی اسلامی-اجتماعی به عبارتی سرکوب مذهبی و فرهنگی بعنوان واقعیتی دردناک، جنبش زنان را رادیکالتر و فعالتر کرده است. گر چه دیدگاه-های رفرمیستی و لیبرالی، چون 1 میلیون امضاء برای تعدیل و آرام کردن سرکوب-های قانونی و به نوعی آشتی بین اسلام و زنان تلاش میکنند، ولی این دیدگاه، فراموش کرده است که خانه از پای بست ویران است، چرا که بطور ایدئولوژیکی و بطور بنیادین نمی توان رابطه آشتی جویانه-ای بین اسلام و زن ایجاد کرد.
مردم کشورمان در شرایط بسیار حساسی بسر میبرند، وضعیت اسفبار اقتصادی، بیکاری و فقر از یک سو، سرکوب، زندان و شکنجه از سوی دیگر مسئولیت سنگینی را بر دوش هر نیروی آگاه و هر وجدان بیداری قرار میدهد. وظیفه داریم و مسئولیم با تمام توان و نیرو و با تمام امکانات از آزادی زندانیان سیاسی دفاع کنیم.
eftekhari_marjan@yahoo.com | ||