| ||
|
دستاوردها وچشم اندازها
به کمیته برگزار کننده دومین " گردهمايي سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران- 24تا26آگوست 2007"
دوستان عزیز،
قبل از هرچیز به شما و دیگر دوستانی که در تدارک، برگزاری و کارهای پایانی دومین گردهمائی با جان دل تلاش کردند درود فرستاده وخسته نباشید میگویم. من از زمان اولین گردهمائی نوشته ها و مصاحبه های مختلف برگزار کنندگان و یا منتقدین به گردهمادی را دنبال میکردم. در دومین گردهمائی نیز شخصا توانستم در دو روز پایانی شرکت کرده واز نزدیک مباحث را دنبال کنم. روز دوم و در قسمت نظرات و پاسخ به سوالات، از سوی شرکت کنندگان انتقاداتی مطرح شد. مایلم در نوشته زیر نظر خود را با شما در میان گذاشته و تمرکز خود را بر نکات زیر قرار دهم:
الف) نکات مثبت و دستاوردها ب) ضعفها و اشکالات پ) بازنگری در تعریف و مشخص کردن اهداف ت) ابزار و ضرورتهای پیشبرد کار ث) مرکز دفاع از قربانیان خشونت و بازماندگان آنها .....................................................................
الف) نکات مثبت و دستاوردها 1- دو سال قبل و بعد ازسپری شدن 17 سال از کشتار زندانیان سیاسی درتابستان و پائیز سال67، شما موفق شدید در حالی که رژیم جمهوری اسلامی تلاش میکرد تا این جنایت را در اذهان مردم ایران وجهان به تاریکخانه سوق دهد، با برگزاری اولین گردهمائی، آنرا از فراموشخانه اذهان خارج و درسطح افکار عمومی مطرح کنید. این بزرگترین قدم در جهت دادخواهی خون آن عزیزان بشمار میائید. 2- از آن زمان توجه افکارعمومی به این جنایت بیشتر جلب شده و رسانه های عمومی فارسی زبان خارج کشور با حساسیت بیشتری نسبت به آن واکنش نشان میدهند. 3- در این سالها و از جمله با تلاشهای شما، ابعاد این جنایت رژیم به تدریج بیشتر آشکار شده و به یک پرسش جدی برای معیار سنجش آندسته از جدا شدگان(؟!) از رژیم، نظیر گنجی و سازگارا تبدیل گشته که اکنون داعیه آزادیخواهی! دارند. طفره رفتن این افراد از پذیرش نقش خود در سالهای سیاه اعدام زندانیان سیاسی و بویژه کشتار های سال 67 ، پایبندی و وفاداری آنها را به "نظام" و شخص خمینی بیشتر افشاء کرده وعملا موجب رسوائی ادعاهای آنها شده است، به نحوی که قدرتهائی که تلاش میکنند تا آنها را به عنوان اپوزیسیون و "چهرهای بین المللی" و یا "قهرمانان ملی " رنگ کرده و بار دیگر مردم ایران را به ناکجا آباد دیگری بکشانند نیز متوجه دست خالی خود شده اند. 4- بدلیل همین فعالیتها و بازتابهای رسانه ای آن، امکانی بوجود آمده تا نسل جوان ایران که اینک دو سوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند با بخشی از تاریخ مقاومت آزادیخواهان کشور خویش آشنا شوند. موضوعی که رژیم تلاش میکرد تا ارتباط با آن را قطع کند، ارتباطی که زمینه ساز انگیزه بیشتر این نسل برای مبارزه با رژیم خواهد بود. همچنین این مسئله میتواند ارتباط نسل جوان با مبارزان قدیمی تر اغلب تبعیدی در خارج کشور را موجب گردد. این ارتباط میتواند تجارب نسل جدید در مبارزه با دیکتاتوری حاکم را غنی ترسازد. همچنین ارتباط با نسل جوان میتواند به مبارزان دهه شصت و سازمانهای مختلف ضد رژیم که اساسا در خارج کشور فعال میباشند، این شانس و فرصت را بدهد که گذشته و حال خود را نقادی کرده و بویژه از دید و نگاه نسل جوان امروز، ضعفها و اشکالات خود را بازخوانی و برای برطرف کردن آن تلاش کنند. 5- مراسم گرامیداشت مبارزان راه آزادی در عین زنده کردن بسیاری خاطرات سخت و دردناک برای خانواده و بازماندگان آنها ، میتواند برای بسیاری از آنان تسکین بخش بوده و به آنان این امکان را میدهد تا در این گردهمائی ها و در جمع افرادی که ارزش فداکاری و انسانیت عزیزانشان را قدر میشناسند، از دردها، عصبانیت ها، سختی ها و آرزوهای خود سخن بگویند. ادامه گرامیداشت گشته شدگان راه آزادی و عدالت اجتماعی، میتواند انگیزه قوی انسانی بازماندگان آنها برای دادخواهی و برقراری عدالت را هرچه بیشتر تقویت کند. 6- تدارکات و برگزاری گردهمائی توسط افرادی انجام شده که درکشورهای مختلف و در هر کشور، در شهرهای مختلف پراکنده هستند. این واقعیت نه تنها نشان از انگیزه بالای افراد بلکه نشان از یک استعداد و پتانسیل بالا دارد. همچنین در حالی که احزاب و سازمانهای بزرگ درهمین آلمان، یعنی کشوری که برنامه در آن برگزار شد، در اجرا چنین برنامه هائی انجام برخی از امور نظیر امور فنی، سرو غذا و نظافت را به تیم های حرفه ای واگذار کرده و بابت آن پول میپردارند، همه این کارها در برنامه شما توسط خود شما و با پشتیبانی افرادی انجام شد که شاید بعضی برای اولین بار همدیگر را میدیدند. این موضوع نیز به نوبه خود وجود یک انگیزه قوی در پشتیبانان را گواهی کرده که بسیار با ارزش بوده و هر جائی هم یافت نمیشود. 7- در مراسم امسال تعداد قابل توجهی جوان، جوانانی که بویژه به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی میاندیشند حضور داشتند. جوانانی که در حد توان خود نیز در این زمینه فعال هستند. همچنین جوانان بسیاری نیز اجرای کارهای فنی، سرو غذا یا برنامه های هنری را عهده دار بودند. وجود این جوانان این امید را تقویت میکند که در صورتی که به سخنان و ایده های آنان میدان داده شود، ارتباط نسل دهه شصت با نسل امروزی میتواند بیش از این نیز گسترش پیدا کند.
ب) ضعفها و اشکالات 1- نقض حقوق بشر و سرکوب آزادی ها و شلاق وشکنجه در ایران تحت حاکمیت رژیم دیکتاتوری اسلامی، مسئله ای عمومی میباشد. این موضوع خاص "جان باختگان را ه سوسیالیسم" و یا این و آن یکی گروه و سازمان سیاسی نمیباشد. محدود کردن محکومیت جنایات رژیم به کشتار سال 67، موجب به زیر علامت سوال رفتن میزان وفاداری شما ( برگزار کنندگان گردهمائی) به اصل دفاع از حقوق بشر در تمایت آن میشود. توجه داشته باشید که حقوق بشر تفکیک پذیر نیست. برای جلوگیری از شکل گیری چنین شک و تردید هائی باید از تمرکز بر دسته ای خاص از زندانیان سیاسی فاصله گرفت و پدیده اعدام و شلاق و شکنجه را در تمامیتش محکوم نمود. البته این حق برای هر گروه و دسته وسازمان سیاسی یا اقلیت ملی و مذهبی به قوت خود باقی است که بخواهند بطور خاص به گرامیداشت عزیزان خود پرداخته و یا دادخواهی آنان را بطور خاص دنبال کنند. در این صورت اگر برگزار کنندگان گردهمائی مایل هستند که تنها یاد زندانیان چپ و مارکسیست سرنگونی طلب را گرامی بدارند، در این حالت باید برای مراسم خود تیتر مناسبی انتخاب کرده و با تاکید بر دسته ای که مورد نظرشان است، خواست خود را روشن بیان کنند. مسلما در چنین حالتی انتظارات از برگزار کنندگان، دیگر انتظارات محدود تری خواهد بود. 2- یاد آوری یاد دوستان و رفقا و هم بندان سابق وعزیزانی که توسط رژیم اعدام شده و به قتل رسیدند البته که لازم و ضروری است. برای تک تک ما و برای بازماندگان آن عزیزان فرصتی است تا در چنین مراسمی بتوانیم به لحاظ عاطفی و احساسی ساعات و روزهائی را با عزیزانمان خلوت کرده باشیم. اما آیا " یادآوری، بزرگداشت، تجدید عهد و دیدار و ..."، همه آن چیزی است که میتواند اتفاق بیافتد؟ در حالی که برگزار کنندگان و پشتیبانان چنین برنامه هائی انگیزه، توان و پتانسیل بالاتری دارند، چرا نباید در کنار یک روز یاد آوری عزیزانمان، خود را دو روز هم به اقدامات جدی برای دادخواهی خون تمام قربانیان نقض حقوق بشر در ایران متمرکز کنیم؟ 3- همانطور که گفته شد در دوسال گذشته رسانه های فارسی زبان خارج کشور به کشتار سال 67 بطور خاص توجه بیشتر ی نشان میدهند. تاکید بر کشتار سال 67 بدلیل اسیر کشی و بدلیل آنکه مطابق قوانین بین المللی امکان طرح آن در مجامع حقوقی وجود دارد، میتواند بطور سمبلیک نشان دهنده اوج شقاوت رژیم جمهوری اسلامی باشد. اما به لحاظ میزان آشنائی افکار عمومی جهانی و برانگیختن حساسیت رسانه های خارجی و مجامع حقوقی جهانی در این زمینه ضعف وجود دارد. پیشنهاد فریبا در دومین روز گردهمائی برای به پرواز درآوردن یک بالن با جزئیاتی که او طرح کرد، میتواند از سوی رسانه ها و افکار عمومی کشورهای غربی بسیار با استقبال روبرو شود. نمایشگاهی که در کنار گرد همائی برگزار شده بود بسیار تکان دهنده بود. موقعی که با فریده مسئول نمایشگاه صحبت کردم بخوبی میشد عمق رابطه عاطفی و احساسی او را با یادگارهائی که از عزیزانمان بر روی میزها و دیوار ها چیده شد بود را دریافت. چنین نمایشگاهی با توضیحاتی به زبان آلمانی میتواند برای رسانه های عمومی بسیار جذاب باشد. حتی میتوان این نمایشگاه را در طول سال در شهر های مختلف برگزار کرد. از این طریق ارتباط با افکار عمومی کشورهای مختلف نیز بر یک بستر واقعی و قابل لمس پیش خواهد رفت. 4- برخی مطالب خوانده شده و یا سخنرانی ها حالت شعاری داشت. مراسم به میدانی برای تبلیغ سازمانی یا تصفیه حساب و یا یارگیری تبدیل شده بود. در قسمت پرسش و پاسخ مینا زرین و مژده ارسی بعنوان دو تن از اعضاء کمیته برگزار کننده بدرستی و با عصبانیت قابل فهمی تاکید داشتند که چنین روش هائی را نمیتوانند قبول کرده و تاکید کردند که نمیخواهند "مهره" ای در جهت اهداف دیگران شده و یا اجازه دهند که مورد " سوء استفاده" قرار بگیرند. اما با وجود چنین موضعی، از سوی دو تن دیگر از افراد کمیته برگزار کننده عنوان شد که "ترس" کمیته برگزاری برای حذف برخی افراد و اسامی به این خاطر بوده که به آنان " مهر جانبداربودن و سکتاریسم و سانسورچی و ..." زده نشود. با کمال احترام باید بگویم اگر بواقع کمیته برگزار کننده افرادی مستقل بوده که تعلق و وابستگی تشکیلاتی ندارند، ترس آنان میتواند نشانه ای از عدم اعتماد به نفس به خود باشد. چنین "ترس" و مشکلاتی در یک برنامه ریزی و کار تخصصی، حرفه ای و مستقل، جائی برای مطرح شدن پیدا نکرده و یا در صورت " سر وصدا و شانتاژ و هوچی گری" نیز میتوان با منطق به آن پاسخ داد. 5- سطح منطق و استدلال و یا نوع طرح مسئله از سوی برخی از سخنرانان در روز دوم، ساختار علمی یا کارشناسانه نداشته و حتی اگر بخواهیم بعنوان مطلبی تحلیلی یا تفسیری به آن نگاه کنیم نیزهمانگونه که گفته شد، بیشتر جنبه شعاری ( و نه آرمانی) داشتند. روشی که دیدگاه ها ئی قفل شده در دهه 40 و50 شمسی را بدون پیوند با واقعیتهای جهان، جامعه و جوانان امروز منعکس میکرد. طرح چنین دیدگاههائی تا آنجا که در چهارچوب یک تشکیلات انجام میشود، امری درونی و مرتبط با همان گروه و سازمان میباشد، اما طرح آنها از تریبون یک گردهمائی عمومی، نه تنها عدم وابستگی برگزار کنندگان آن گردهمائی، بلکه سطح اعتبارآنرا نیز به زیر سئوال میکشد.
پ) بازنگری در تعریف و مشخص کردن اهداف اگر فرض را بر این بگذاریم که تشکلی که تا کنون دو گردهمائی مربوط به بزرگداشت یاد زندانیان سیاسی در سال 67 را به عهده داشته، بخواهد به عنوان یک تشکل مستقل با تاکید و تمرکز بر کشتار زندانیان سیاسی در سال 67، تمامیت نقض حقوق بشر بویژه توقف اعدام و شکنجه و سرکوب در ایران را در دستور کار خود قرار دهد، در این صورت لازم است تا در کنار مشخص کردن هدف دراز مدت، که مسلما تنها با سرنگونی یا ساقط شدن رژیم جمهوری اسلامی میتواند محقق شود، اهداف مرحله ای برای خود تعیین کند. برخی اهداف مرحله ای پیشنهادی میتواند این چنین باشد: - بطور عمومی؛ جمع آوری اسناد نقض حقوق بشر( اعدام و زندان و شکنجه و سرکوب) با ذکر منبع به همراه ترجمه به زبانهای رسمی بین المللی ( بخشی از این اسناد و نیز ترجمه های آنها در حال حاضر در نزد نهادهای مختلف حقوق بشری موجود است. همچنین در سالهای اخیر چندین سایت اینترنتی در این زمینه فعال شده اند).
- بطور خاص؛ جمع آوری اسناد کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 با ذکر منبع به همراه ترجمه به زبانهای رسمی بین المللی ( بخشی از این اسناد و نیز ترجمه های آنها در حال حاضر در نزد نهادهای مختلف حقوق بشری موجود است. همچنین در سالهای اخیر چندین سایت اینترنتی ایرانی در این زمینه فعال شده اند).
- ارتباط با حقوق دانان و سیاستمداران در سطح کشورهای اروپائی و یا آمریکای شمالی و نیز حقوق دانان و سیاستمداران بین المللی برای بررسی چگونگی مقدمه چینی و تنظیم لوایح لازم، با هدف نشکیل دادگاه و به محاکمه کشاندن آمران و مجریان کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 یک نفر ایرانی در حزب چپ سوئد که در سمینار حاضر بود، برای محقق کردن چنین ایده ای اعلام آمادگی کرد.
- تلاش برای آشنا کردن افکار عمومی جهانی در مورد نقض حقوق بشر در ایران و تلاش همزمان برای حضور گسترده و تأثیر گذار در رسانه های جهانی برای زمینه سازی تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه آمران و مجریان کشتار زندانیان سیاسی سال 67
- در صورت موفقیت از تصویب گذراندن قوانین لازم در مجامع اروپائی یا بین المللی، برگزاری دادگاه بین المللی با حضور یا بدون حضور آمران و مجریان این جنایت
- برقراری ارتباط با زندانیان سیاسی سابق شاهد کشتار سال 67 و تنظیم لیست اسامی و مشخصات و آدرس آنها
- برقرای ارتباط با خانواده قربانیان و بازماندگان آنها به عنوان شاکیان خصوصی و تنظیم لیست اسامی ومشخصات و آدرس از آنها
- جمع آوری لیست اسامی و مشخصات بهمراه عکس و سابقه کار و موقعیت کنونی از آمران و مجریان کشتار سال 67 و یا اخبار واظهار نظرهای افرادی که با رژیم کار کرده یا کار میکنند. ( بخشی از این اسناد و نیز ترجمه های آنها در حال حاضر در نزد نهادهای مختلف حقوق بشری موجود است. همچنین در سالهای اخیر چندین سایت اینترنتی در این زمینه فعال شده اند).
تمامی اسناد و اطلاعات فوق باید به چند زبان رسمی ترجمه رسمی گردند. ( انگلیسی، فرانسه، آلمانی)
ت) ابزار و ضرورت های پیشبرد کار در صورتی که بر روی حرف پ توافق وجود داشته باشد، در این حالت انجام موارد زیرضروری می گردد: - اولین و مهمترین قدم این است که تشکل کنونی زندانیان سیاسی سابق و کمیته برگزار کننده گرد همائی گرامیداشت کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 ، باید به عنوان یک شخصیت حقوقی و بصورت یک انجمن رسمی به ثبت برسد. - انجمن باید یک اساسنامه برای ثبت در دادگاه داشته و نیز برای حل و فصل امور داخلی خود یک آئین نامه اجرائی تنظیم کند. - این انجمن باید نامی را برای خود برگزیند که از یک سو دفاع از حقوق بشر در ایران را در تمامیتش بازتاب و خواهان لغو مجازات اعدام و شکنجه و زندان سیاسی باشد، از طرف دیگر زندانی سیاسی و کشتار زندانیان سیاسی سال 67 و دادخواهی وتلاش برای برگزاری دادگاه بین المللی برای مجازات آمران و مجریان آن کشتار را بعنوان علت وجودی اصلی خود مشخص و منعکس کند. - انجمن باید گروه های کاری متفاوت و مختلفی داشته باشد که هرکدام در ارتباط با متخصصین همان رشته، وظایف و کار خود را دنبال میکند. شرح وظایف این گروهای کاری باید تهیه وتنظیم شود. از آنجا که بطور واقعی افرادی که در این نهاد / انجمن فعال هستند، برای در آمد و خرج عادی زندگی روزانه خود ناگزیر به کار هستند و هر کدام مسئولیتها و یا فعالیتهای مختلف سیاسی دیگری نیز دارند، بنا براین کار آنها تنها بر پایه کار داوطلبانه وغیر متمرکز صورت میگیرد. منظور از غیر متمرکز، پراکندگی و جمع نبودن زیر یک سقف و پیشبرد کار با وجود سکونت در شهرها و کشورهای مختلف میباشد. مهمترین گروهای کاری میتوانند اینها باشند: - گروه کار ی حقوقی (ملی، اروپائی، بین المللی) - گروه کاری سیاسی ( ارتباط با احزاب وسیاستمداران در سطوح ملی، اروپائی وبین المللی ) - گروه کاری هماهنگی های در سطح ملی ( برای ارتباط با سازمانها و نهادهای سیاسی یا حقوق بشری ایرانی) - گروکاری هماهنگی های بین المللی ( برای ارتباط با سازمانها و نهادهای حقوق بشری غیر ایرانی و غیردولتی) - گروه کاری مرکز اسناد (جستجو، جمع آوری، حفظ ونگهداری و آرشیو اسناد و یادگاری ها) - گروه کاری روابط عمومی ( شامل، سایت اینترنتی، ارتباط با رسانه های فارسی زبان، بخش ارتباطا ت با رسانه های غیر فارسی زبان، چاپ وانتشارات) - گروه کاری ترجمه ومترجمین ( برای یک دست کردن روش های کار همه مترجمین در یک گروه کاری خواهند بود، اما بسته به ضرور میتوانند بین گروه های کاری مختلف تقسیم گردند) - گروه کاری مشاوره اجتماعی ( در خارج کشور برای فراهم کردن کمک رسانی به قربانیان و بازماندگان آنها در زمینه درمان، روان درمانی، امور اقامتی، تأمین اجتماعی و برقرای ارتباطات لازم در ین زمینه با مراکز موجود در هر کشور) - گروه کاری مالی ( تهیه کمک های مالی، شناخت منابع مالی و برقرای ارتباط و جذب کمک، امور مالیاتی) - دبیر خانه ( شامل هیئت رئیسه یا شورای هماهنگی و مدیریت و برنامه ریزی، امور پرسنلی)
کاملا واضح است محقق کردن موارد فوق کار یک سال و دوسال نیست، اما باید از یک نقطه شروع کرد. یک شرط بسیار مهم در پیشرفت این پروژه علاوه بر متفق بودن افراد برای محقق کردن آن، داشتن افرادی است که بتوانند مستقل از وابستگی تشکیلاتی و ایدئولوژیک، مسئولیت قبول کرده و برای این کار وقت بگذارند. افرادی که تخصص و تجربه داشته یا میتوانند تخصص و تجربه را بتدریج کسب کنند. شرط مهم دیگر موفقیت و استمرار این پروژه، تامین مالی درازمدت آن است. برای آنکه انجمن بتواند بطور مؤثر تری اهدافش را دنبال کند، باید تلاش کرد از طریق منابع مخلتف غیر دولتی در سراسر جهان کمکهای مالی جذب نمود. این امر البته از زمانی که این تشکل به عنوان یک انجمن رسمی به ثبت برسد ساده تر خواهد شد. اما از زمان به ثیت رسیدن انجمن و استارت کار تا دریافت اولین کمکها، یک تا دو سال زمان لازم خواهد بود. راه دیگر تأمین کمکهای مالی بجز منابع جهانی، دریافت کمک از ایرانیان است. علاوه بر کمک اعضاء انجمن، هادی خرسندی نیز در نوشته اش در رابطه با دومین گردهمائی، برای جمع آوری کمکهای مالی از ایرانیان متمول اعلام آمادگی کرده است. در هر صورت برای شروع کار وجود یک تیم قوی و آشنا با مسائل مالی و مالیاتی برای این کار بسیار لازم است.
ث) مرکز دفاع از زندانیان سیاسی، قربانیان خشونت و بازماندگان آنها در آلمان ( و در بسیاری دیگر از کشورها) سازمانهای غیر دولتی ای وجود دارند که در زمینه درمانی، روان درمانی، تأمین اجتماعی، امور خانوادگی و مشکلات اقامتی به قربانیان خشونت و سرکوب و دیکتاتوری و جنگ و به زندانیان سابق و تبعیدیان و پناهجویان و پناهندگان سیاسی کمکهای تخصصی ارائه میدهند. این کمکها در اساس رایگان میباشد. در کنار پروژه محکومیت رژیم در سطح جهانی و در کنار بزرگداشت یاد اعدام شدگان و زندانیان سیاسی، بسیار لازم است تا خانواده و بازماندگان آنها در کشورهای مختلف آدرس و مکانی را داشته باشند تا در موارد فوق از آن کمک بگیرند. خانواده ها و بازماندگان قربانیان رژیم کشتار و شکنجه جمهوری اسلامی نباید به حال خود رها شوند. آنها بدلیل آسیبهای روحی و عاطفی عمیقی که دریافت کرده اند نه تنها نیاز به همدردی، بلکه نیاز به حمایت و پشتیبانی تخصصی دارند. در انجمن پیشنهاد شده در این نوشته، یک گروه کاری میتواند نقش هماهنگی و برقراری ارتباط این افراد با انجمن های مختلف در کشورهای محل زندگی آنها را به عهده بگیرد. در آینده و در قد مهای بعدی و در صورتی که تعداد افراد متخصص ایرانی که با این انجمن در ارتباط هستند کافی باشد، خود انجمن میتواند یک مرکز رواندرمانی و مددکاری اجتماعی مختص بخود را ایجاد کند. برای این قسمت من اعلا م آمادگی کرده و در دور نخست میتوانم برقرای ارتباط با چنین مراکزی در را آلمان به عهده بگیرم.
با آرزوی موفقیت برای شما و با آرزوی روز به محاکمه کشاندن آمران و مجریان کشتار مردم ایران و زندانیان سیاسی ایران
حنیف حیدرنژاد- 02.08.2007
| ||