«گنجینه قلب من و یک شعار»

 

 

 

«آنچه می‌تواند اشتباه‌ناپذيری ما را صد در صد تضمين کند فقط بی‌عملی مطلق است. آنگاه که عمل می‌کنيم، در پی فراگيری مارکسيسم هستيم، در راه اشاعه آن می‌کوشيم و از نوعی ارتباط با ديگران - هر قدر هم محدود - برخورداريم، امکان اشتباهمان نيز وجود دارد»  رفیق کبیر امیر پرویز پویان

 

صبا اسکوئی عزیز  خیلی خوشحال هستم که تا حدودی از فرهنگ یکطرفه خود فاصله گرفته اید و تلاش دارید همه چیز را طبقاتی بررسی کنید .در اینجا لازم می دانم اشاره کوتاهی به نوشته اخیرتان داشته باشم و سپس به بررسی طبقاتی یک شعار (پاسداران را به سلاح های سنگین مجهز کنید) می پردازم و در صورت تمایل شما به بررسی مسائل دیگر از جمله دو سئوالی که در زیر می آیدویاماهیت طبقاتی جریانات وابسته به سرمایه داری یا جایگاه وپایگاه نیرو های انقلابی خواهیم پرداخت. البته اینها در گرو خواست وتمایل شما برای داشتن یک بحث پلمیک در این خصوص خواهد بود . شاید برای شما این سئوال مطرح باشد که این همه نیرو وعناصر رنگا رنگ به زندانیان سیاسی سابق یورش برده اندو می برند چرا مخاطب من آنها نیستند؟ تفاوتهائی که من بین شما و صبا راهی با این جماعت می بینم و در پاره ای مواردنزدیکی های دیدگاهی موجود با تمامی انتقاداتی که به عملکرد های شما دارم (البته این انتقادات فقط  مربوط به امروز نیست ) شاید اصلی ترین دلیل آن باشد .

مطمئنا" هر عنصری بر مبنای دیدگاهها و نظرات خود وبا حفظ جایگاه طبقاتیش حرکت می کند . همانطور که به درستی هم اشاره کردید غیر طبقاتی برخورد کردن با پدیده ها مستلزم تفکر غیر کمونیستی وبهتر بگوئیم بورژوا رفرمیستی است وبی عملی ودعوت به بی عملی خود نیز یک عملکرد غیر انقلابی وضد انقلابی است .

شما به درستی انتقاد وانتقاد از خود را مطرح می کنید ولی این جاده را یکطرف می بینید . یعنی اینکه شما مجازید به همه انتقاد کنید ولی دیگران را از این نعمت محروم می سازید حتی تلاش دارید آن چه در قلب ومغز من می گذرد را وارونه جلوه داده وبه سبک خودتحریف کنید. حداقل من نوعی به هیچ عنوان نمی خواهم که شما را از میدان به در کنم(اگر شما این دید را دارید مشکل ازشماست ) تا زمینه ساز حضور اپورتونیستها باشم بلکه به برداشتها وشیوه عمل شما انتقاد دارم و همانطور که شما این حق را برای خود محترم می دانیدوبا تلاش بی وقفه وفحاشی تلاش دارید دیگران را از گردونه خارج سازید وهرکس را که مثل شما به مسائل نگاه نمی کند را با یک نسخه مرعوب سازید.من این گونه نمی اندیشم به همان اندازه که شما انتقاد را حق خود می دانید باید به شما یاد آوری کنم  این حق طبیعی من است که با دید انتقادی با شما بر خورد کنم و برای صیغل خوردن ذهن شما بی محابا به رویا هایتان بتازم شاید تفنگ چوبیتان را به مسلسلی نو برای درهم کوبیدن سرمایه تعویض کنید .ولی مطمئن باشید از چهار چوب معیار ها وپرنسیپ های خود خارج نخواهم شد وبا تمام الفاظی که  شما بکار بسته اید وخواهید بست به شیوه شما عمل نخواهم کرد . یک بار هم اشاره کردم شما درد را می شناسید درمان را هم می دانید ولی نحوه بکارگیری این دو را نمی دانید مانند آن کسی که مکانیک قابلی است ولی رانندگی بلد نیست و همه رانندگان را هم غیر قابل اعتماد می داند .

انتقاد باید بی رحمان وخشن وبدون چشم پوشی از خطا های باشد ولی انتقاد را با فحاشی اشتباه گرفتن و هر کس که به ما انتقاد داشت رابا انگ ووچوب تهمت وتوهین از میدان خارج ساختن  خطائی غیر قابل جبران است .

میل به فحاشی همیشه از طرف عناصر ناتوان و ضعیف مشاهده می گردد .  در مبارزه طبقاتی ما دو سلاح بیشتر نداریم 1- تئوری انقلابی (م-ل) 2- عمل انقلابی . هر کدام آنها از طرف هر کس با هر عنوانی به تنهائی بکار بسته شود مسلما" بجز انحراف بی راهه  نتیجه ای در بر نخواهد داشت .

 

اما در رابطه با اینکه شما اکثریت و حزب توده را خائن می دانید ومن بخشی از سرمایه داری ، دراین بحث کوتاه برای نقد و بررسی پایگاه طبقاتی این دو جریان وابسته به سرمایه داری فقط به بررسی یک شعار می پردازم اگر کافی نبود نمونه های فراوان تری را برای اثبات این ادعا ارائه خواهم داد.

 

پس از قیام بهمن ماشین نظامی سرمایه داری تا حدودی به هم ریخته بود بویژه گارد سلطنتی بخاطر سرکوب وسیع مردم زحمتکش وانقلابی مورد نفرت اقشار جامعه (بجز سرمایه داران جدید حاکم ) قرار داشت . از اینرو برای باز سازی ابزار سرکوب جدید وجایگزینی این گارد (با حفظ ماشین کهنه نظامی سابق ) بورژوازی حاکم دست به  تشکیل ارگانی جدید بنام سپاه پاسداران زد . و با خلع سلاح کردن تمامی مردم، کارگران ،زحمتکشان ونیروهای انقلابی در صدد ارگانیزه کردن این ماشین جدید سرکوب بود . سردمداران اکثریت بعنوان دنبالچه بورژوازی سلاح هائی را که نیرو های انقلابی ومبارز گرد آورده بودند را نه تنها دودستی تقدیم رژیم نمودند بلکه پا را فرا تر نهاده وبرای فضا سازی بیشتر درون پایگاه طبقاتی خود، خواهان مسلح نمودن این ماشین نظامی جدید به سلاح های سنگین شدند .

خلع سلاح کارگران وزحمتکشان در برابر بورژوازی نه انحراف است ونه خیانت بلکه سرکوبگری طبقاتی است از این رو نمی شود گفت که یک جریان در مقطعی دچار لغزش وانحراف واشتباه شده بلکه باید گفت ماهیت طبقاتی خود را نشان داده و این عمل خدمت و وظیفه ایست بر دوش عناصر بورژوا که دارو دسته نگهدار بخوبی این وظیفه را بعهده گرفتند و در انجام آن موفق بودند . از نظر تاریخی حضور در دستگاههای سرکوب وشکنجه ، تعقیب و مراقبت وشناسائی نیرو های رادیکال وانقلابی ، رفت وآمد به زندانها نقش هائی بود که این جماعت باید اجرا می کردندکه به نحو ممکن انجام دادند و زمانی که تاریخ مصرفشان به پایان رسید مانند هزاران مهره ریزو درشت سرمایه داری دور ریخته شدند تا نشان داده شود بورژوازی برای حفظ منافع خود از روی نعش فرزندانش هم عبور خواهد کرد همانطور که از روی نعش لیبرالهای رنگا رنگ ،وعزیز ترین فرزندانش مثل قطب زاده ها ، شریعتمداری ها ،انگجی ها ،سید مهدی هاشمی ها، حسینعلی منتظری ها،سید احمد خمینی ها، گنجی ها ،حجاریان ها، سعید امامی ها و...... به راحتی عبور کرد .

در خاتمه از شما می خواهم نظرتان را در دو مورد زیر (بازهم در صورت تمایل )بیان کنید:

1-      لمپن پرولتاریا و پرولتاریای لمپن

2-      لمپن روشنفکر و روشنفکر لمپن

 

 

                            صبا احمد زاده

                          16شهریورماه 86