| ||
|
در حاشیه جلسه اتاق دموکراسی شورائی معصومه مهدوی مقدمه: در ماههای گذشته، در چندین سایت اینترنتی اخباری در مورد اختصاص بودجه ای به مبلغ 15 میلیون یورو از سوی دولت هلند به رادیو هلند برای "کمک رسانی به رسانه های ایران" و یا کمک به گسترش "حقوق بشر و دمکراسی" در ایران درج شده است. در چارچوب اين برنامه رسانه اینترنتی " شهرزاد نیوز" راه اندازی شده ودر مطالبی که در سایت هایی نظیر روشنگری، گزارشگران، گفتگوهای زندان درج شده از جلمه لینک هایی ارائه داده شده که حاکی از رفت و آمد مبتکر و یا گرداننده و یا سردبیر این پروژه، مینا سعدادی به وزارت امور خارجه هلند و شرکت او در برخی گردهمایی ها و یا سمینارهایی بوده که نماینده گان جمهوری اسلامی نیز در آن شرکت داشته و درج اطلاعات و هویت شخصی ست که مینا سعدادی خود در یک سایت در اخیتار عموم از جمله وزارت خانه های رژیم که برای هدایت "ان جی او ها" بکار برده میشود ، قرار داده است. لینکهای مانند: http://amdb.amarc.org/public_list.php?admreg=EOU&memcat=A و یا در لینک زیر که در یک یاهو گروه اینترنتی به اسم " خانه فرهنگ و توسعه پایدار" آمده، ایشان از نام تشیکلاتی خود " مژده فرهی" همراه با " زنبورک" استفاده کرده است که در ایمیلی هم که به همان گروه ارسال کرده، فرمی از شهرزاد نیوز را برای "ان جی او" هایی که در آن گروه ایمیلی عضو هستند را بعنوان " سردبیر شهرزاد نیوز" بصورت ضمیمه ارسال کرده است. که با مراجعه به سایت شهرزاد نیوز لازم به هوش زیادی نیست که بتوان فهمید که سردبیر شهرزاد نیوز همان مژده فرهی یا همان زنبورک معروف یعنی " مینا سعدادی " است. http://groups.yahoo.com/group/ngonews/message/471 اما در لینک زیر که به زبان انگلیسی است، مینا سعدادی با اسم تشکیلاتی خود یعنی " مژده فرهی" ، در اواخر سال 2000 بعنوان دستیار پارلمان هلند، برای نماینده گان "ان جی او ها"ی دولتی از جمله ایران -که دولت هلند با پرداخت هزینه سفر و اقامت و خوراک آنها جهت تبادل برنامه مابین "ان جی او ها"ی زن هلندی و ایرانی ترتیب داده بود- جلسه ی غیر رسمی برگزار میکند! بخش زیر عینا از لینک زیر کپی شده است. تاکید ها از من است. http://www.iranngos.org/Dutch%20Exchange.htm 10:00 Towards effective cooperation between government and civil society Training in lobby and advocacy by Mr. Govert van Oord and Mirjam van Dorssen, staff members of BBO 12:30 Lunch 14:00 Continuation of the training 17:00 Evaluation of the day. 19:00 Informal meeting with Ms. Mojdeh Farahi, assistant of the Dutch Parliament. آیا مصاحبه نشریه کار با مژده فرهی " اتقاقی " بود؟ اما نکته قابل تعمق اینجاست که یک سال بعد از تور مجانی دولت هلند برای تبادل نظر با " ان جی او ها"ی زن ایرانی، نشریه کار ارگان رسمی سازمان فدائیان اقلیت مصاحبه ای با " مژده فرهی" بعنوان " عضو تحریه نشریه کار" درج میکند که به وضوح سمت و سوی مسیری که مینا سعدادی ( مژده فرهی ) در همکاری با اهداف و سیاستهای دولت هلند در آن گام برمیدارد را نشان میدهد. در آن مصاحبه که ظاهرا به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن ترتیب یافته بود در پاسخ به این سوال نشریه کار :( زنان در شرق اروپا چه وضعیتی دارند؟ و چه موضوعاتی در دستور کار آنهاست؟)، مژده فرهی به پروژه موسسه خیریه میلیارد آمریکای جرج سوروس که از هواداران " دموکرات ها" در آمریکاست اشاره میکند که بی شباهت با پروژه ی شهرزاد نیوز نیست! مژده فرهی میگوید جرج سوروس با شعار " جامعه باز" و " جامعه مدنی" معتقد است که باید روی مبارزات زنان " سرمایه گذاری شود. مژده فرهی در مصاحبه با نشریه کار ادامه میدهد: او( جرج سوروس) با گشایش شعبات انستیتوهای جامعه باز دراین کشورها، به " استخدام در آوردن نیروهای محلی و تعین خط و مشی سیاسی حاکم بر عملکرد این نهادها برای تضعیف سازمان ها و گروه های " غیر دولتی" در این کشورها می پردازد، شرکت در دوره های آموزشی، بورسیه تحصیلی در آمریکا پرداخت هزینه سفرهای داخلی و خارجی تنها در ازای پذیرفتن شرایط " مطروحه" ممکن میگردد. عدم عضویت در احزاب کمونیست و اعتقاد به " جامعه باز مدنی" از جمله پیش شرط های سیاسی این موسسه میباشد! در این مورد در سطرهای بعدی به این مسئله که عینا در مورد پروژه شهرزاد نیوز صدق میکند نیز بیشترپرداخته میشود. اما آیا تصادفی بود که نشریه کار شماره 400 چنین مصاحبه ای را با مژده فرهی درست یکسال بعد از شرکت او با نام تشکیلاتی اش در جلسه ای که به دعوت و هزینه دولت هلند ترتیب داده شده بود و نماینده گان جمهوری اسلامی نیز در آن شرکت داشتند ، ترتيب می دهد؟ آیا سازمان اقلیت نظارتی بر حرفه عضو هئیت تحریریه نشریه رسمی خود داشته یا اینکه شرکت در چنین جلساتی با استفاده از اسم تشکیلاتی از نظر این سازمان "بلامانع" است؟ آیا سازمان اقلیت از پروژه شهرزاد نیوز مطلع بود؟ هدف نشریه کار از چنین مصاحبه ایی به راستی چه بود؟ لینک مصاحبه نشریه کار با مژده فرهی: http://www.fadaian-minority.org/women/pdf/mojdeh400.pdf
واکنش به اطلاعات درج شده سایت ها در واکنش به درج این اخبار، مدیر پروژه یا " سردبیر" شهرزاد نیوز ( مینا سعدادی همان مژده فرهی و زنبورک معروف ) دفاعیه ای تحت عنوان " تجاوز به شعور دیگران" نوشت. در این دفاعیه که بیشتر به " فحش نامه" شبیه بود تا " دفاعیه سیاسی" ، مینا سعدادی با فحاشی و بد دهنی ضمن اینکه اطلاعات بیشتری از سوابق کاری خود را شخصا در اختیار خواننده قرار میدهد در واقع تجاوز اصلی به شعور دیگران را خود متقبل میشود. بدینصورت که با نوشتن یک سناریوی " پلیسی" و تلاش برای مرعوب کردن منتقدین ، بجای آنکه پاسخگوی عملکرد غیر انقلابی خود باشد سعی می کند تا توجه خواننده را به " کار پلیسی" مخالفين خود معطوف کرده و با توسل به شیوه شناخته شده " تظلم خواهی"، بجای توضیح واقعیت، شعور خواننده را به مسخره بگیرد! این به اصطلاح دفاعیه آنقدر حقیر و توهین آمیز بود که حتی هیچ سایتی آنرا درج نکرد ( حتی سایت شهرزاد نیوز دولت هلند هم با شرایطی که ظاهرا برای نویسنده گان در استخدام خود تنظیم کرده از درج آن معذور بود). تنها یک سایت که گفته میشود همکاریهای تنگاتنگی با مینا سعدادی داشته آنرا درج کرد. البته این سایت هم که معلوم بود گرداننده اش در پروژه "کمک به رسانه ها" حد اقل تا مقطعی در کنار مینا سعدادی بوده و سپس ظاهرا برعلیه وی به موضع گبری آتشین پرداخت، تعطیل گشت. به هر صورت در فحش نامه مینا سعدادی او برای رفع " اتهامات بی مدرک " از خود، اتهام زنند گان را تهدید به اقامه دعوا در دادگاه وآوردن " پلیس" میکند که دقیقا این نوع برخورد خود نشان دهنده عمق سقوط مینا سعدادی در لجنزاری ست که زیر نام شهرزاد نیوز پیش می رود. تهدید کمونیستها و مبارزین به اقامه دعوا در دادگاه های بورژوازی و تهدید ضمنی از کمک خواستن از پلیس و دستگاه قضایی بورژوایی برای رفع اتهام چه چیزی جز انحاط سیاسی ست؟! بدنبال این جار و جنجال ها از آنجاییکه مینا سعدادی عضو سازمان فداییان اقلیت بوده (البته تا این لحظه معلوم نیست که که سازمان فدائیان اقلیت چه برخوردی با ایشان کرده است)، اتاق دموکراسی شورایی که اتاق رسمی اینترنتی سازمان اقلیت است جلسه ای را تحت عنوان " دورغگوها باید پاسخ بگویند" ترتیب میدهد که درادامه این نوشته سعی می شود که به آنچه در اتاق دموکراسی شواریی سازمان فداییان اقلیت گذشت پرداخته شود. جلسه ی اتاق دموکراسی شوارئی
اتاق با چندین موزیک پر سوز و گداز بی کلام ( گل سنگم؛ مرا ببوس و دریاچه نور) برنامه خود را شروع کرد که به نظر میرسید تلاش بر آن است تا زمینه های تظلم خواهی مینا سعدادی را برای افرادی مانند ایشان " غنی " ترکند. سپس مینا سعدادی با لحنی تحقیر و توهین آمیز اعلام کرد که به دو نکته خواهد پرداخت. یکی کارهای پلیسی و دیگری اتهاماتی که به ایشان وارد شده است. ایشان ضمن تکرار داد و بیداد هایی که براه انداخته بود مدام خطاب به حضار در اتاق که تعدادشان هم متجاوز از 250 نفر بود تکرار میکرد که " درک درستی از سرمایه داری ندارند!"، و با پوشاندن اصل ماجرا و نقش خویش در یک کار نادرست سعی داشت که باصطلاح شعور شنونده گان را از تجاوزی که به آنان شده بود نجات دهد! ایشان از جمله گفت: ( انستیتویی در هلند پروژه ای برای " زنان " نوشته و ایشان ( مینا سعدادی) هم در آن انستیتو کار میکرده؛ پروژه شهرزاد نیوز به این موسسه تحویل داده شده، این موسسات دولتی هستند، و موسسات دولتی هم موسساتی هستند که بودجه اشان از دولت آن کشور تامین میشود. عجب!!؟ این عین گفته مینا سعدادی در اتاق دموکراسی شورایی است. ایشان اما سعی داشت که به حضار در اتاق که " درک درستی از سرمایه داری نداشتند" نیز " بفهماند" که این موسسات دولتی " نرمهایی دارند که قابل کنترل است مثل " حقوق کارکنان" !! جالب این بود که مینا سعدادی که مخالفین و منتقدینش را ولگردان اینترنتی می نامد که یا چندین آی دی و نقاب بر چهره باصطلاح به لجن پراکنی بر علیه این و آن میپردازند، ولی خود نتوانست در طول 5 ساعت جلسه اتاق نقاب خود را از چهره برنگیرد و در همان اتاق که با آی دی می –نا حضور پیدا کرده بود به یکی از حضار با آی دی " قوزک پا" چنین نوشت: قوزک پا شما فعلا عقلتون در قوزک پاتونه ، به سرتون که رسید خبر بدید! ایشان با چنین سطح برخورد نازلی سعی داشت به دیگران درس شناخت از سرمایه داری بدهد. البته برخوردهای بورژایی از این قبیل در طول جسله اتاق دموکراسی شورائی کم نبود. مینا سعدادی در طی داد و بیدادی که براه انداخته بود دیگران را به " بی کلاس" بودن متهم کرد که بازهم نشان از دید تحقیر آمیز بورژوائی وی دارد که ایشان با افتخار با آنها همکاری میکنند! برای کسانی که با آی دی اینترنتی ایشان یعنی " زنبورک" آشنایی دارند لازم به توضیح نیست که چگونه مینا سعدادی ( مژده فرهی ) با آی دی "زنبورک" خود در اتاق های اینترنتی به "ولگردی" می پرداخت و در لباس زنبورک نیش های آلوده خود را به جریانات رادیکال و سازش ناپذیر وارد میکرد. ایشان از جمله زمانی تحت عنوان " کارزار زنان یا امضاء زار زنان"! مطلب می نوشتند و امروز همه می بینیم که چگونه خود در یک شغل " حرفه ای" لباس کمونیستی را از تن بدر میاورد و در جهت اهداف کارزار " یک میلیون امضاء" زنان دو خردادی که در جهت استحکام رژیم دد منش در ایران فعالیت دارد کمک میکنند ، شانه به شانه آنها حرکت میکند! لازم به یادآوری است که در افتتاحیه رسانه ای بنام شهرزاد نیوز چهره های معروفی از جمله " علامه زاده " که در رسای جلادانی نظیر خمینی مدیحه سرایی می کردند شرکت داشتند. قلم زنان سایت زنستان که دور نوشین خراسانی جمع شده اند امروز در شهرزاد نیوز قلم میزنند و اگر رسما مواجب بگیررژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی نیستند اما شهرزاد نیوز با دست و دلبازی دولت هلند به آنها حقوق می پردازد، مراسم جایزه به شهلا لاهیجی را درج میکند و برغم همه اینها برای مخفی کردن مسئله اصلی یعنی " کمک مالی امپریالیستی" سعی میکند در اتاق دموکراسی شورایی داد و بیداد براه اندازد که البته موفق هم نشد! پروژه شهرزاد نیوز
بنا به گفته مینا سعدادی " پارلمان هلند اعلام کرده بود که باید به رسانه های ایران کمک شود. و قضیه طبق گفته او از این قرار است که دولت هلند برای کمک رسانی به رسانه ایرانی و در راستای مسایل " زنان" بودجه کلانی را تصویب کرده که در اختیار یکی از موسسات دولتی قرار گیرد که مینا سعدادی بنا به گفته خود در استخدام رسمی این نهاد دولتی (یعنی رادیو هلند) است. سوال بسیار ساده این است که دولت های امپریالیستی با چه اهداف معینی چنین بودجه های کلان میلیونی را در اختیار موسسات دولتی خود قرار میدهند تا به رسانه های " داخل ایران" کمک کنند؟ آیا اهداف این دولتها بنا به ماهیت ضد خلقی "امپریالیستی" شان در خدمت به منافع مردم و " انقلاب مردم" است و یا برعکس در راستای سرکوب و به عقب راندن حرکتهایی که می تواند در یک مسیر درست به انقلاب منجر شود؟ آیا دولتهای امپریالیستی یک یور و یا یک دلار و پوند خود را بی هیچ قید و شرطی در اختیار موسسات خود قرار میدهند تا به حل مشکلات کشورهای دیگر بپردازند؟ چند سال پیش در کنفرانس " بین المللی مسایل زنان در پکن آمریکا، توسط نماینده گانش در آن کنفرانس رسما اعلام کرد که هیچ کمک مالی به کشورهای افریقایی که بیشترین آمار ابتلا به بیماری ایدز را دارد برای جلوگیری از بارداری نخواهد کرد مگر این کشورها رسما " سقط جنین" را غیر قانونی اعلام کنند! آنوقت چطور ممکن است که دولت هلند دلش به حال مسایل و مشکلات زنان که بنا به گفته مینا سعدادی در رسانه ها " انعکاس ندارد" بسوزد و از روی خیرخواهی کمک هنگفت 15 میلیون یوروئی به این پروژه ها داشته باشد؟ کدام بخش از جنبش زنان؟ شهرزاد نیوز در راستا و اهداف کدام بخش از جنبش زنان در ایران قدم برمیدارد؟ و اصولا انتخاب اسم شهرزاد نیوز بر چه مبنایی است؟ آیا شهرزاد نیوز قصد دارد که زنان را در جهت آگاهی نسبت به ستم طبقاتی موجود در جامعه " هشیار و آگاه " نماید یا اینکه با غزل های "هزار و یک شب" وار در مسیر اصلاحات و دمکراسی گام به گام جنبش دو خرداد، زنان را به "خلسه" فرو برد؟ آنهم در حالی که جبنش زنان و بویژه زنان زحمتکش و کارگر در طول چند دهه گذشته در ایران در جبهه مقدم مبارزه انقلابی بوده و به همین اعتبارهراسی جدی برای رژیم های حاکم و دولت های امپریالیستی بوده است؟ آیا رژیم موجود و امپریالیست ها دست به هر کاری نمی زنند که جنبش زنان " سمت و سوی رادیکال" بخود نگیرد؟ و در راستای اهداف امپریالیستها چه رسانه ای بهتر، سودآورتر از امثال " شهرزاد نیوز" قصه گو برای دوام بخشیدن به عمر ننگین رژیم جمهوری اسلامی و منافع دولت های امپریالیستی ؟ آن هم شهرزاد قصه گو یی که قصه هایش قرار است " دل هارون الرشید" نظام حاکم را برباید نه اینکه دانش و آگاهی طبقاتی زنان را در مسیر یک انقلاب اجتماعی دوشا دوش کارگران و جنبش دانشجویی هدایت کند؟! بله این جعل محض و" تجاوز به شعور دیگران" است اگر کسی مدعی شود و یا حتی فکر کند که دولت های امپریالیستی بودجه های کلان خود را در اختیار موسسات وابسته قرار میدهند که اهداف " انقلابی" جنبش زنان یعنی یک بخش از جامعه ای مثل ایران به پیش رود؟ بنا به گفته خود مینا سعدادی در اتاق دموکراسی شورائی" موسسات دولتی به پروژه های رادیکال بودجه نمیدهند"! و اگر بپذیریم که جنبش رفرمیستی دو خرداد امروزه برای خیلی ها هم که به ماهیت آن توهم داشتند جز پروژه ای برای دوام بخشیدن بیشتربه عمر رژیم منفور در ایران نیست آیا مینا سعدادی حتی با پذیرفتن ادعاهای خودش ، به راستی " به شعور دیگران تجاوز نمیکند؟ آنهم با رفتاری و گفتار و نوشتار او که شبیه به هر چیزی بود به غیر از برخوردی " انقلابی و کمونیستی"! آیا اینگونه کمک های مالی " ترمز" انفجار جنبش رادیکال نیروهایی نیست که در جامعه ایران از رژیم ضد کارگری موجود جانشان به لبشان رسیده است؟ مینا سعدادی در حرفهای خود در اتاق دموکراسی شورایی می گوید: شهرزاد نیوز که به نویسنده گان خود " حقوق" می پردازد و شرایط معینی نیز برای قلم زنان خود مقرر داشته است . اما خواننده با مراجعه به مطالب اين سايت خواهدديد که چیزی جز اهداف دو خردادی ها را دنبال نمیکند. دو خردادی که اگر معماران اصلاح طلب رژیم آنرا طراحی نمیکردند به اعتراف خودشان اعتراضات مردم راديکاليزه می شد! اما گویا شهرزاد نیوز که سردبیر " کمونیست نمای" آن در لباس " دموکراتیک" ظاهر شده تصمیم دارد که با فراموش کردن و لاپوشانی تمامی این واقعیات زنان ایرانی را از قرنطیه نجات دهد آنهم با پولهای امپریالیست ها که نمونه " دلسوزی اشان" را برای برقراری " دموکراسی " در عراق شاهد هستیم. "دمکراسی" ای که شرایط اجتماعی زنان در عراق را نه تنها ذره ای نسبت به دوران زمامداری رژیم ضد خلقی صدام حسین بهتر نکرد، بلکه در شرایط زمامداری حکومت دست نشانده موجود در عراق، سرنوشت بسیارفجیعی را بویژه دچار زنان زحمتکش عراقی نمود.
نکته مهم دیگر آنکه نماینده سازمان اقلیت در اتاق دموکراسی شورائی " حسن بهزاد" در جریان جلسه مزبوربه عوض آنکه موضع صریح سازمان اقلیت در مورد دریافت کمک مالی هنگفت از طریق پروژه شهرزاد نیوز را اعلام نماید موضع دیگری از سازمان اقلیت را به سمع حضار رساند که شگفتی عمیق تری در میان شرکت کننده گان در اتاق دموکراسی شورائی ایجاد کرد و آن این بود که ایشان در پاسخ به سوالات متعددی که در تکستها نوشته میشد مبنی براینکه آیا یک فرد انقلابی مجاز است که از هر طریق امرار معاش کند، و یا اینکه، پروژه شهرزاد نیوز در خدمت جنبش دو خردادی هاست، گفت: " جنبش زنان به خواسته های عام زنان می پردازد و نه به مسایل کارگران" !!!! و با اين حرف تلاش کرد هم ماهيت و محتوی جنبش زنان را مخدوش سازد و هم کار رفيق خود را توجيه نمايد. چنین تفکر نادرستی که عدم شناخت درست از جنبش زنان توسط " نماینده سازمان اقلیت" را به نمایش میگذاشت برخورد تحقیر آمیزی بود که می شد زیر اسم نماینده یک سازمان مدعی کمونیسم و طبقه کارگر نسبت به جنبش مبارزاتی زنان ارائه داد. کار پلیسی و یا " نامحرم" بودن " جنبش"؟
چنین به نظر میرسد که مینا سعدادی که خود هر در تمام رسانه های خارجی و برخی کنفرانسهایی که در آن نماینده گان جمهوری اسلامی حضور داشته اند با هویت اصلی خود ظاهر شده است از اینکه جنبش کمونیستی ایران نام ایشان را بداند مسئله دارد و نه نماینده گان رسمی رژیم اسلامی در ایران ! اما ایشان خیلی زود حتی ادعاهای خود را نیز در مورد افشای اسم و مشخصات افراد را فراموش نمود و با داد و بیداد و توهین و تحقیر و تلاش برای ایجاد ارعاب در میان حضار که همان شیوه کثیف بورژازی ست خود در جلسه اتاق دموکراسی شورایی اقدام به افشای هویت سازمانی یکی از حضاری نمود که وقت گرفت و نظر خود را در مورد محکوم کردن کمک های مالی امپریالیستی اعلام کرد. سقوط و انحطاط سیاسی ای که مینا سعدادی در راه آن قدم گذاشته در مدت چند ساعت اتاق بخوبی ماهیت سیاسی او را برای حضار در اتاق عریان میکرد. در واقع برخوردهای مینا سعدادی و فحش نامه اش بخوبی نشان داد که چگونه ایشان مسحور " قدرت" بودجه کلان دولت هلند شده که با داد و بیداد، توهین و تحقیر نه تنها " اتهام زننده گان" را به تهدید به رجوع به مراجع همان دولتهای امپریالیستی میکرد بلکه حضار در اتاق را به عدم درک درست از سرمایه داری جهانی متهم میکرد! او از طرفی "پرنسیپ های کمونیستی" را به حضار در اتاق " یادآور" میشد و ازطرف دیگر خوددر کمال بی شرمی به " له کردن" این پرنیسپ ها می پرداخت و مدعی بود پولی دست " ایشان" نیامده است، تو گویی که حضار در اتاق جمع شده بودند که از این خانم " حساب و کتاب" پولها را پس بگیرند که " پولها" را چکار کرده اید.! وقتی یکی از حضار اتاق در تکستها نوشت که ایشان یعنی مینا سعدادی سعی دارد که بحث را از موضوع اصلی منحرف کند، او را از اتاق بدون هیچ گونه تذکری بیرون انداختند. البته کسانی که بدون دلیل تیغ اتاق دمکراسی سازمان اقلیت، بر تنشان مالیده شد فقط یک نفر نبودند گردانندگان اتاق دموکراسی شورایی سازمان فدائیان اقلیت بدون هیچ گونه تذکری حداقل بیست و پنج نفررا در طول مدت جلسه از اتاق حذف کردند که این عمل خود نشانگر فقدان ظرفیت و تاب نیاوردن سخنان مخالف بود! سازمان فدائیان اقلیت در اتاق رسمی خود لبه تیز سانسور بر نوشته های اتاق گذاشته بود که این عمل زشت بسیاری از حضار در اتاق را نیز به اعتراض واداشت. در حالیکه عملی که مینا سعدادی مرتکب آن شده بود(کمک مالی از امپریالیسم) "ابتکاری" بود که برای اولین بار در میان نیروهای مدعی جنبش کمونیستی اتفاق می افتاد و انتظار می رفت تا سازمان فدائیان اقلیت هم موضع رسمی خود را در این مورد صریح و شفاف اعلام کند و هم اینکه تکلیف خود را با کادر خود " مینا سعدادی" روشن نماید. اما همانطور که حضار در اتاق شاهد بودند اتاق دموکراسی شورائی با روش نوبت گيری آگاهانه طرفدارانش برای افرادی که می خواستند به بحث و اظهار نظر در مورد کمک مالی دولت هلند بپردازند فقط " سه دقیقه" وقت قائل شده بود در حالیکه مینا سعدادی که اولین نفر بود که بعنوان عضو شناخته شده سازمان اقلیت "مفتخر" به دریافت کمک مالی امپریالیستی در جنبش کمونیستی ایران میشد بطور نامحدود وقت یافت تا با سفسطه بازی و تحقیر بوژامآبانه حضار در اتاق سعی کند که موضوع اصلی را با تکرار مکررات که حوصله بسیاری از حضار در اتاق را سربرده بود منحرف ساخته و مساله را به " شغل " شخصی خود منحرف کند که عذری بدتر از " گناه" بود! آیا کمونیست ها مجازند " هر " شغلی را انتخاب کنند؟
در این زمینه سوالاتی که می توانند پیشا روی هر فعال سیاسی مبارز باشند و متاسفانه نماینده اقلیت و خانم مینا سعدادی نیز آگاهانه از زیر باز پاسخ به آن شانه خالی کردند، از این قبیل است: آیا کمونیست ها مجاز هستند که " هر " شغلی را انتخاب کنند؟ آیا سازمانهای کمونیستی مسئولیتی در رابطه با ارائه رهنمودهای لازم در رابطه با انتخاب شغل اعضای خود ندارند؟ اینها سوالاتی بود که چندین بار از طرف حضار در اتاق تکرا میشد و مطمئنا این سوال در ذهن شما هم شکل گرفته است. اما مینا سعدادی در جواب با لحن توهین آمیز بورژوائی میگفت:( من اجازه ندارم در یک موسسئه دولتی کار کنم، ولی این جسارت را دارم که پایش بایستم! من به تجربیات جهانی متکی هستم! من روی کار متمرکز شدم ، روی محتوی و معماری طرح کار میکردم که منافع فردی ندارد و شغل ایجاد نمیکند!) بله ! مینا سعدادی میگوید کاری که او میکرده این بوده که " شغل" ایجاد نکند، اما براستی چنین بوده است؟ پس وجود فرمی که برای نویسنده گان مزد بگیر شهرزاد نیوز در این سایت هم موجود است خبر از چه میدهد؟ آیا مینا سعدادی برای زنانی که در" زنستان"، " مجانی" قلم میزدند مزد پرداخت نمیکند؟ آیا مینا سعدادی این فرم را برای خیلی ها که در راه مبارزه شان قلم میزنند نفرستاده است؟ آیا مینا سعدادی خود با این کار بعنوان مدعی کمونیسم و زن به اصطلاح کمونیست بیشترین ضربه را به جنبش کمونیستی و جنبش زنان نزده است؟ در سراسر دنیا کمونیست های شریفی هستند که تعدادشان هم کم نیست و با پای بندی به اصول و پرنسیپ های کمونیستی شغل هایی چه در بخش های دولتی و چه در بخش های خصوصی انتخاب میکنند که هم جهت با اهداف کمونیستی آنها یعنی خدمت به مردم باشد. آیا شغلی که مینا سعدادی انتخاب کرده نباید با اهداف سازمان او انطباق داشته باشد؟ یکی از شغل های حساس در این مورد " حرفه " روزنامه نگاری ست که برخی از کسانی که خود را "کمونیست" می نامیدند را نیز به استخدام " روزی نامه های دولتی" و با شبکه های خبری دولتی مانند بی بی سی در آورد! اما کسانی که مثل مینا سعدادی خود را " انقلابی" هم میدانند با پروژه دولت هلند ( شهرزاد نیوز) نه تنها خدمت رسانه ای به مبارزات مردم به ویژه زنان در ایران نمیکند، بلکه از نظر طبقاتی در خدمت سیستمی قلم خود را آلوده می سازند که جز تباهی ثمرات مبارزات رادیکال و انقلابی کارگران و زنان و جنبش دانشجویی حاصل دیگری ندارد. چه بسیارند زنان و مردان کمونیستی که در فقر قلم میزنند اما هرگز رسالت و قلم خود را آلوده اهداف کثیف و شوم دولت های امپریالیستی نکرده و نمیکنند! زنان و مردانی که به راستی قلبشان برای طبقه کارگر و زحمتکش میطپد و برای برکندن ظلمی که امپریالیسم روز و شب بر این طبقه حاکم کرده است مبارزه کرده و در جهت ارتقاء آگاهی بیشتر جامعه از این ظلم و راههای مبارزه با آن قلم میزنند. قلمهای که با اتکا به آموخته های آموزگاران راستین کمونیستهای واقعی نظیر مارکس و لنین و انگلس سعی دارند که نیروی مبارزه جوانان، دانشجویان، زنان و کارگران را در جهت یک انقلاب اجتماعی هدایت کنند. قلمهایی که می کوشند تا مبلغ پرنسیبهای مبارزاتی و کمونیستی باشند: اینکه مسئول باشی، اینکه صادق باشی، اینکه وفادار به اصول کمونیستی باشی، اینکه مدام در اندیشه شرایط زندگی هولناک زنان و مردانی باشی که در لا به لای چرخ استثمار امپریالیست ها له میشوند و تو باید کاری بکنی، کاری " انقلابی" و با شعور انقلابی که در خدمت برافکندن این وضع هولناک و مسببین آن باشد؛ اینکه تو خود را مسئول بدانی که زحمتکشان حقشان است که همه چیز را بدانند، اینکه تو خود را مسئول و بخشی هر چند کوچک ازاراده ای پولادین و به وسعت اردوی بیشمار کار برای متحقق شدن آرمانهای کمونیستی بدانی، اینکه تو بعنوان یک کمونیست زن، ستم بر زنان و به ویژه ستم مضاعف بر کارگران زن را بخوبی درک کرده باشی، و راههای علمی رسیدن به حقوق برابر را نیز از آموزگاران انقلاب آموخته باشی و ... بله ! همه و همه اینها به آن برمیگردد که موضع طبقاتی تو چیست و خط قرمز تو چه بعنوان یک فعال مستقل و چه به ویژه بعنوان فعال یک سازمان " کمونیستی " کجا کشیده میشود!
به هر حال مینا سعدادی حتی با تکیه به " تجربیات جهانی اش" هر آنچه که سعی کرد اما موفق نشد که حضار در اتاق را در جهت عمل غیر انقلابی خود ( یعنی کمک مالی امپریالیستی) و پروژه شهرزاد نیوز متقاعد سازد. که او سعی داشت با جار و جنجال، توهین و تحقیر و ارعاب دیگران مسئله اصلی ( کمک مالی دولت هلند) را به فراموشی بسپارد! اما وظیفه سازمان فدائیان اقلیت با مواضع تا کنونی اش است که باید نشان دهد " خط قرمز" این سازمان در رابطه با کمک های مالی امپریالیستی کجا کشیده میشود و موضع خود را صریح و شفاف در مورد پروژه شهرزاد نیوز و کادرسازمانی اش مینا سعدادی و عمل غیر انقلابی به اطلاع همگان و جنبش کمونیستی برساند و نگذارد که این مساله به یک سنت زشت و غیر انقلابی تبدیل گردد.
معصومه مهدوی بیست و پنجم نوامبر دوهزار وشش
| ||