| ||
|
مضحكهي "كاريكاتور محمد" يا دوروئي سياسي غرب
همانطور كه همگان اطلاع دارند, مدتي است كه درگيريهايي در رابطه با چاپ كاريكاتور محمد, پيامبر اسلام, در كشورهاي مسلمان نشين در جريان است. به نظر نگارنده اين سطور, ابعاد اين درگيريها را بايد در نماي تاريخي خود ديد و بررسي كرد. كاريكاتورهاي محمد در ماه سپتامبر 2005 در روزنامه دانماركي Jylland posten, كه يك روزنامه راست محافظه كار است, به چاپ رسيد. بعد از چاپ اين كاريكاتورها يكي از امامان دانمارك خواستار ملاقات با نخستوزير راست دانمارك Fogh Rasmusen Anders كه از متحدين بوش نيز ميباشد, شد. اما نخست وزير دانمارك به خواسته اين امام وقعي ننهاد. امام مزبور با در دست گرفتن كاريكاتورها و با سفر به كشورهاي خاورميانه و مذاكره با تعدادي از علماي دين, حمايت آنها را از اعتراض خود به دست آورد و به دانمارك برگشت. در ژانويه سال 2006 يك هفتهنامه مسيحي نروژي همان كاريكاتورها را در مجله خود به چاپ رساند, كه مقارن با اعتراض و تظاهرات مسلمانان در كشورهاي مسلمان و تعدادي از كشورهاي اروپايي گرديد. تظاهرات مسلمانان در كشورهاي مختلف آنچنان وسيع بود كه نخست وزير دانمارك را به پاي تلويزيون كشاند و خواستار مذاكره با رهبران مسلمان مقيم دانمارك گرديد. او از اينكه به اعتقادات مسلمانان اهانت روا شد, عذر خواهي كرد. در اين ميان دولت نروژ سياست ديگري در پيش گرفت. وزير خارجه اين كشور با آمدن بر روي صفحه تلويزيون الجزيره, تلاش كرد نقش ميانجي را در اين ميان بازي كند, ولي او نتوانست كاري از پيش ببرد. سرانجام يكي از وزراي كابينه نروژ با فرا خواندن رهبر شوراي اسلامي در نروژ و سردبير هفتهنامه مزبور, به اين نتيجه رسيدند كه سردبير مجله مزبور از اين كار خود ابراز پشيماني كند و رهبر شوراي اسلامي هم با قبول معذرتخواهي وي از همه مسلمانان بخواهد كه آرامش را حفظ كنند و در درگيريها و تظاهرات شركت نكنند.
اين موضوع زواياي زيادي دارد كه جاي بررسي دارد.
برخورد كشورهاي مسلمان: در اين رابطه برخورد كشورهاي مسلمان از جهات بسياري آموزنده است. ابتدا فلسطين. همانطور كه همه ميدانند در انتخابات اخير در فلسطين گروه حماس با پيروزي چشمگيري بر رقباي خود پيروزگرديد. اين پيروزي چنان قوي بود و است كه حماس را قادر ميسازد بدون حمايت گروههاي ديگر فلسطيني به تنهايي اقدام به تشكيل دولت كند. گروه اسلامي حماس در اوايل 1980 با كمك و همياري جمهوري اسلامي ايران تاسيس گرديد. اين گروه توانست با مبارزات انتفاضه اول جاي خود را در صفوف جنبش فلسطين باز كند. اين گروه توانست با ايجاد درمانگاهها و كلاسهاي سوادآموزي مجاني براي اعضا و خانواده شهداي خود, به عنوان يك گروه جدي در فلسطين مطرح گردد. حماس خصوصا" بعد از عقد قرارداد اسلو كه حقارت فلسطينيان را در بر داشت با عمليات انتحاري توانست با اشغال اسراييلي به مقاومت برخيزد. و اين در حالي بود كه الفتح و ساف در پي مذاكره با صاحبان قدرت بودند. نكته جالب در ارتباط با تظاهرات مسلمانان عليه كاريكاتورهاي محمددر فلسطين, نوار غزه, اين است كه اين تظاهرات از طرف بخش نظامي الفتح, بريگاد الاقصي, كه كاملا" سكولار ميباشد, دامن زده شده است. اين كاملا" يك نوع اعتراض به نتايج انتخابات بوده است و سعي داشته كه آب رفته را به جوي برگردانند. مردم فلسطين در طول چندين سال ديدهاند كه سياستمداران قديمي فلسطيني چگونه در تشريفات و رشوهخواري غرق شدهاند و به فكر منافع خود ميباشند. در حالي كه حماس با عمليات خود و با فعاليتهاي امدادي وآموزشي و فقدان رشوهخواري در صفوف خود, توانست اعتماد مردم را به خود جلب كند.
از طرف ديگر مردم فلسطين با تظاهرات خود, خشم و نفرت تاريخي خود را از سياستهاي مزورانه غرب در رابطه با مسئله اسرائيل _ فلسطين نشان دادند. در طول بيش از پنجاه سال غرب از اسرائيل بطور همه جانبه حمايت كرد. اسرائيل بطور مداوم اردوگاهها و محلات مسكوني فلسطينيها را بمباران كرد, نسلكشي براه انداخت و غرب فقط به يك اعتراض بسنده كرد. و اين در حالي بود كه غرب در رابطه با فلسطينيها فقط با وعده و وعيد عمل كرد. همه اين تحقير شدنها و سركوبها در طول ساليان سال به شكل تظاهرات اخير به منصه ظهور رسيد. نتيجه اين سياست غرب و اسرئيل پيروزي حماس در انتخابات است.
سوريه: بعد از قتل نخست وزير سابق لبنان, رفيق الحريري, همه نگاهها به طرف سوريه متمايل گرديد. بازرسان سازمان ملل كه ماموريت بررسي اين پرونده را در دست داشتند, به اين نتيجه رسيدند كه دست سوريه در اين قتل غير قابل انكار است. آنها خواستار اين بودند كه رييس جمهور سوريه, بشار اسد, در يك مجمعي حضور بيابد و به تعدادي از سوالات در ارتباط با اين قتل پاسخ گويد. جواب مقامات سوري طبيعتا" در اين رابطه منفي بوده است و ادعا نمودند كه اين امر اصلا" بي مورد ميباشد. در ارتباط با تطاهرات عليه كاريكاتورها, دولت سوريه كه بطور معمول همه تظاهرات را كنترل ميكند, فضا را براي اين گونه تظاهرات مساعد ميبيند. حتي وقتي كه سفير نروژ در دمشق درخواست كمك براي حفاظت از سفارت نروژ را از مقامات سوري مينمايد, با برخورد بي تفاوت آنها روبرو ميگردد. مقامات سوري به سفير نروژ گفتند كه مشكلي پيش نخواهد آمد.
ايران: تظاهرات بر عليه كاريكاتورها در ايران همان روندي را طي كرد كه كتاب آيات شيطاني سلمان رشدي. مقامات ايراني در انتظار نتيجه جلسه دفتر بينالمللي انرژي اتمي بودند. آنها منتظر بودند كه ببينند كه ايا پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده خواهد شد يا نه. به محض روشن شدن نتيجه مذاكرات دال بر اينكه پرونده به شوراي امنيت ارجاع داده شد, تظاهراتي در تهران بعد از نماز جمعه برقرار گرديد. در اين تظاهرات كه به اصطلاح "خود جوش" بود, نيروهاي خودي رژيم, لباس شخصيها, به سفارتخانههاي نروژ و دانمارك هجوم بردند و آنها را به آتش كشيدند. اين امر به اينجا خاتمه نيافت و تقريبا هر روز متناسب با وضعيت جديد ابعاد جديدي به خود ميگيرد. هر قدر قضييه انرژي اتمي در ايران بغرنجتر مي شود, تعداد بيشتري از سفارتخانهها مورد حمله قرار ميگيرد. اخيرا" سفارت انگليس و آلمان هم مورد هجوم واقع شد. اين امر به اضافه تهديد حمله نظامي آمريكا به ايران سبب شده است كه رژيم جمهوري اسلامي حربه جديدي را براي به اختناق كشيدن جامعه و دستگيري فعالين كارگري و مترقي به دست بياورد.
نكته جالب اين است كه كشورهاي مسلماني كه داراي ارتباط تنگاتنگ با غرب و آمريكا هستند از جمله مصر, اردن... توانستند اين موج را كنترل كنند. در اردن حتي همين كاريكاتورها در يك روزنامه به چاپ رسيد. بعضي ديگر از كشورهاي اسلامي از جمله بوسني و هرزگوين به يك اعتراض شفاهي قناعت كردند.
پا پس كشيدن كشورهاي نروژ و دانمارك البته با منافع اقتصادي آنها ارتباط دارد. شركتهاي نروژي داراي قراردادهاي عظيم نفتي و آلومينيوني با ايران هستند.
بايكوت كالاهاي دانماركي سبب گرديد كه تعداد زيادي از مشاغل در دانمارك از بين برود و بر تعداد بيكاران اضافه گردد, چنان كه كارگران اين بخشها نيز با انتشار كاريكاتورها مخالف شدند. اخيرا" حتي شيرينيهاي دانماركي در ايران ديگر نامي جديد به خود گرفتهاند.
مقامات كشورهاي اروپايي برخوردي پراگماتيستي با پديده "آزادي بيان" داشتند. آنها در عمل نشان دادند كه منافع اقتصادي را در مقابله با آزادي بيان ترجيح ميدهند.
مسلمانان مقيم كشورهاي اروپايي بطور اعم و ساكنان مسلمان دو كشور اخير در رابطه با موضوع كاريكاتورها به يك نمايش قدرت دست زدند. آنها با به خيابان كشاندن تقريبا" اكثر مسلمانان ساكن اين دو كشور قدرت خود را نشان دادند. امامان جمعه در اين كشورها در چند روز اخير مدام بر صفحه تلويزيونهاي اين دو كشور ظاهر ميگرديدند و به اين طريق به نوعي خود را به عنوان بخشي از قدرت به تثبيت رساندند. اينان به صاحبان قدرت نشان دادند كه داراي چه قدرتي ميباشند و آنها را بايد در آينده نزديك بعنوان يك وزنه در جامعه به حساب بياورند.
و اما دوباره ايران : اين واقعه سند ديگري بر ديكتاتوري رژيم سركوبگر جمهوري اسلامي ايران ميباشد. درگيريهاي اخير شايد بتواند به جهانيان بفهماند كه چگونه اين رژيم از اعتقادات مذهبي مردم در راه اميال خود سوئاستفاده كردهاست و هر چه را كه نشاني از تمدن و پيشرفت داشته را به كشتارگاه فرستاده است. اين امر يكبار ديگر حقانيت مبارزه عليه رژيم جمهوري اسلامي ايران را كه توسط نيروهاي كمونيست و مترقي ايران از فرداي انقلاب 57 آغاز شده بود, نشان ميدهد. رژيمي كه هزاران نفر از بهترين فرزندان اين سرزمين را قتل و عام كردو غرب سخني نگفت. آيا غرب از اين امر عبرت خواهد گرفت؟ جواب تا حالا منفي بوده است.
پرنيان 17.02.06
| ||