| ||
|
فراخوان !
ً و چه باشکوه و زیباست با بانکی بلند ، توده را به نبرد طبقاتی فراخواندن ! ً ( برتولد برشت)
جهان در محاصره ارتش هاست !
خشم ستم دیده گان ؛ در فریادهای طغیانی انسان و طبیعت به اوج خود رسیده است !
جنگ طبقات !
تحمیل جنگ وبحران !
جنایات بی مکافات استثمار و استبداد !
فاشیسم مذهبی نئو لیبرالیسم نئو فاشیسم عصر امپریالیسم ! راسیسم آپارتاید حکومت های نظامی همه جا استوارند !
.... سگان قریه خاموشند !
کاراجباری بیگاری و بیکاری کارگران بی نان بیماری ، فقر ، گرسنگی ، ... اعتراض و اعتصاب سرکوب و اختناق مقاومت و مداومت !
تحمیل جعل و جهل از صدر تا ذیل خرید وفروش نیروی کار ، اندیشه و انسان ! تحمیل سکوت و سلوک ! تحمیل و تحمیق فرهنگی عادت ! ارتشاء و فحشاء !
انفجار و انهدام فرهنگ انسانی ! مرگ ارزشها ! درد و وحشت !
فرار ومهاجرت اجباری ! کارگران ارزان ! جابجائی نیروی کار ! جابجائی سرمایه ! جابجائی قدرت !
.... سگان قریه خاموشند !
نگاه کنید !
محاصره عمومی شهر ها و روستاها دوربین ها و میکروفون ها فانتوم ،آواکس ، تورنادو ، میراژ و میگ ... محاصره با آتش محاصره با کار محاصره با کالا محاصره با مصرف محاصره با آب محاصره با نان محاصره با دارو خرید و فروش قطعات یدکی انسان ارتشاء و فحشاء خودکشی و خود سوزی زنده بگور کردن انسان اعدام های اجباری اختیاری درد و وحشت ! ... سگان قریه خاموشند !
خشم ستم دیدگان ... به اوج خود رسیده است !!
میشنوید !
اعتراض و اعتصاب مقاومت و مداومت انفجار و باروت انفجار خون و استخوان از کشته ها ، پشته ها ! سرخ اندیشه گان اعدامی و زندانی ! زندانهای انفرادی گوانتانامو، اوین ، ابوغریب ،..... زندانهای اجتماعی شکنجه و شلاق .... زندان افغانستان ، عراق ، فلسطین ، لبنان ، ترکیه ،...... و ایران فریاد وحماسه و مقاومت ! خونین ترین صفحات تاریخ !
جنگ طبقات !
رودخانه های خون ، تا کنون جاری است ! وهنوز طاعون قدرت ، دیانت و سیاست ، فاشیسم عصر امپریالیسم ، همه جا بال گسترده است !
گوش کنید ! گفتگوی تمدنها ! نشست سران جهان ، در ً هایلیگه دام ً ..... در سرزمینهای مقدس دیانت و سرمایه ، چپ و راست ، .... یهودی و مسیحی واسلامی و.... سوسیالیست و کمونیست ومائوئیست و ناسیونالست... پشت دیوار های نظامی الکترونیکی و بتونی با مارش هماهنگ چکمه پوشان سرمایه فاشیستی به وضوع بگوش میرسد : حفظ امنیت سرمایه و قدرت ! تجارت وجنگ ! شرکت در برنامه کنترل بحران ! شرکت در برنامه تقسیم مجدد زمین ، منابع کانی و انرژی و سوخت ، کار وانسان ، و بازار های مصرف ! شرکت در برنامه تولید، مصرف تنظیم برنامه تولید وفروش سلاح های جدید و اتمی !
نگاه کنید ! میادین جنگ ! فروشگاهها ونمایشگاههای دائمی مرگ ، ابزارهای کشتار جمعی و فردی ! انفجار تار و پود ، انفجار خون ، انفجار نسلها ، قطع ریشه ها و شاخک های حساس اجتماعی ! جابجائی سروهای ایستاده و مرده ! تخریب آگاهانه فرهنگ انسانی ! تخریب آگاهانه طبیعت ! چپاول و غارت گنج ها ! عصای زرین در مذاب زمین ! قطع درختان ! کارخانه های عظیم کاغذ توالت ! سربرگهای خرید و فروش کار و انسان ! قراردادهای رسمی برده داری نوین !
اعتصاب و اعتراض !
فرامین اخراج و بیکاری ! فرامین مرگ ! فرامین زندان ، شکنجه ، قطع دست و انگشتان ، کور کردن چشمان ، و اندیشه ، اعدام ، تیرباران ، سنگسار ! درد و وحشت !
ً بیابان را سراسر مه گرفته است ! ً
رهبران وآموزگاران : چپ و راست ! درعشرتکده ها و آرامسایشگاههای داخلی و خارجی سیاه مشق های علمی و الهی و ملی تفسیر عدالت و برابری و .... را باز نویسی میکنند !
چپ و راست سیاست و دیانت : فاشیست دموکراتهای عصر امپریالیسم ! خباثت و جنایت ! زر و زور و تزویر ! پذیرش و سلوک ! تحمیق و تحقیر و تحمیل ! دعوت به سکوت و سازش ، اطاعت و انتظار و مصلحت ! کار و فرهنگ استثماری ! انفجار تولید ! انفجارمصرف ! تپه های اشغال ، نسلهای لولیده در آن نسلهای پابرهنه گان و بی سرپناهان ! انهدام و غارت تاریخ و تمدن انسان ! تحمیل انحطاط و بربریت !
نه ! ........... نبآید این باشد ! خاک خسته است و آب آلوده بردباری نه ! تغییر ! چه باید کرد ؟ .............. غریبه ائی میخواند : از شهر ها گذشتم مرزها راشکستم تو هر شهر وکارخانه ، دانشگاه و مدرسه تو هر جمع انسانی زدم به طبل طغیان فریاد زخم کشیدم بهر کسی رسیدم گفتم قصه دیوان راه علاج پرسیدم !
گلدونها گل ندادند ابر ها بارون ندادند چشمه های کوهستون یه چیکه آب ندادند ماهی های رودخانه صید شدند و خشکیدند دشت های بکر و سوخته گندم و جو... ندادند آسیاب های بادی از حرکت و سایش ایستادند و پوسیدند !
آفتابکاران دیروز کارگران امروز خسته و زار وخونین در جنگی نابرابر ؛ کار، تولید، کالا ، سود و سرمایه زخم شکست دیدند خویشتن خویش ، شکستند گرسنگی چشیدند !
در کوره و کارخانه مدرسه و دانشگاه کشتزار و دیم و شالی گل مشت های سرخ آفتاب فریاد درد کشیدند !
بردباری نه ! هرگز ! دیگرخاک خسته است و ما گرسنه ایم !
جنگل های فراوان ، پرنده و چرنده ، خزنده و رونده ، پلاسیدند وخشکیدند! کفتار و کرکس و موش به نعش ها رسیدند ، دریدند و چریریدند !
به کوه گفتم ، فروریخت !
به هرکی هر چی گفتم به من جواب ندادند !
آی آدمهای آگاه آی آدمهای ساده آی آدمهای خوشبخت آی آدمهای بی غش آی آدمهای بی درد آی آدمهای عاشق آی آدمهای زخمی ً آهای آدمها که در ساحل نشسته ، شاد و خندانید ! یکی در آب دارد میسپارد جان ! ً
انسان اسیر تقدیر تو هم اسیرتخدیر تقدیر اسیر اغماء اندیشه حقارت , اندیشه تجارت !
نگاه کنید به اطراف !
زمین ، خونین و چرکین ! دریا ، خروش و طغیان ! آسمان ، بیمار و مجروح ! حیوان ، اسیر انسان ! انسان خونین و مالین ! انسان برده انسان !
میتونید صحنه را ببینید ؟ صدا میرسه به گو شها ؟
چطور میشه بشینینیم ؟ چطور میشه بخوابیم ؟ چطور میشه بخندیم ؟ چطور میشه برقصیم ؟
وقتی انسان اسیره ، از گرسنگی میمیره ، بر دست و پاش زنجیره ، تو انفجار میسوزه ؟
چطور میشه نببینیم و نفهمیم..... نقش خودو نیآبیم ؟
کارگر و زحمتکش اداری و تجاری معلم و محصل دانشجو ومدرس ..... آدمهای بی شماره عابران مست کوچه شاد و شنگول غزل خوان تو جیبهاشون کلوچه حش ، تریاک ، هروئین ، کوکائین اسید و شیشه ،..... آبجو و شراب بدستی دست تو دست عزیزی تلو تلو گذشتن از پیچ و تاب کوچه
نگام کردند با تردید !؟
به ریش من خندیدند !
گه بگیره ! گفتند واخم کردند و گریختند !
آب شدند و گریستند !
راه رو ادامه دادند !
داد کشیدم با وحشت ، آهای آدم های..... بازی اسم توگذاشتی انسان ؟
آی آدمهای ساده در لحظه های بی نیازی بازیت با جان ما هاست میلیاردها انسان خاکی !
نمیتونی اینو بفهمی ؟
چرا پاسخ نمیدید ؟
سنگ ، قلب تون روساخته ؟ نون ، مغزتون رو خورده ؟ ترس ، دلهاتون رو برده ؟
به هرکی هر چی گفتم به من جواب ندادند !
آی آدمهای آگاه !
چه فایده داره اینجا ، چه فایده داره اونجا ، چه فایده داره بودن، وقتی نشه ببینید وقتی نشه بفهمید ، عشق بکنید بخندید از عشق تون بگرئید ، با عشق تون بمیرید ؟
به هر کی هر چی گفتم به من جواب ندادند !
آری ! جواب ابله هان خاموشی نیست ! آگاهی است !
تن میسپارم به راهم به راه پیش پایم به راه همرهانم تو راه قصه هایم با لاکپشت و حلزون ماهی سیاه و دوستاش جاری میشم تو مرزها کار میکنم ، داد میزنم ، جار میزنم تا تغییر :
میتونیم پاشیم رو پا ها میتونیم با هم بمونیم بشیم گلمشت آفتاب بکوبیم بر سر دیوان بشکنیم شیشه عمرش
میتونیم با هم بسازیم قصه نوین بودن ؛ حق حیات و ماندن زندگی انسانی سقفی برای زیستن قلبی برای همنوع از هر رنگ و از هر جنس و ستاره !
تفسیر نه ، تغییر ! میتونیم تاریخ بسازیم !
با یاد ونام پر افتخار کشته شدگان راه آزادی و حماسه سازی تاریخی شان درنفی فاشیسم مذهبی درکشتار جمعی سال 67 و شاهدان آگاه تاریخ معاصر ایران که توان و تلاش بی پایان خود را برای روشنگری و آگاهی همگانی جامعه ، بکار میبرند. جهان / ماینز – 15.7.2007 | ||