| ||
|
این متن به زبان آلمانی توسط مینا زرین در تاریخ 16دسامبر2006 در پنجمین کنفرانس بین المللی علیه ایزلاسیون در آتن بیان گردید
پيام زندانيان سياسي سابق گردآمده حول گفتگوهاي زندان به کنفرانس« پلاتفرم بین المللی علیه ایزلاسیون »
درود بر تمامي زندانيان سياسي در سرتاسر جهان سخنم را با نام کساني آغاز مي کنم که براي رهايي انسان ها يک لحظه درنگ نکردند و براي شرافت انساني حتي از جانشان نيزگذشتند. با نام تمام زندانيان سياسي، چه آنان که ديگر در ميانمان نيستند و چه آناني که هنوز هم در سياهچال هاي جانيان حاکم بر جهان به مقاومت مي پردازند.. و با درود به دست اندرکاران و شما، شرکت کنندگان اين کنفرانس که مي خواهيد صداي رساي زندانيان سياسي در سرتاسر جهان باشيد. به خصوص در شرايطي که فرهنگ دروغ، فريبکاري، جنگ و جنايت به يگانه فرهنگ حاکم بر جهان تبديل شده است. من از جانب تعدادي از زندانيان سياسي سابق ايران سخن مي گويم که سالياني دراز و به عبارتي بهترين سال هاي عمر خود را در مخوف ترين زندانهاي موجود، زندان هاي سياسي ايران سپري کردند. جمهوري اسلامي از فرداي به قدرت رسيدنش تمامي توان خود را به کار برد تا جنبش نوپاي انقلابي ايران را به نابودي بکشاند و تلاش کرد تا کاري را که رژيم شاه آغازش کرده را پايان برساند. از همان آغاز نابودي تشکل هاي کارگري و کمونيستي را در سرلوحه برنامه هاي سرکوبگرانه جمهوري اسلامي قرار گرفت و ديري نپاييد که زندان ها مملو از زنان و مرداني شد که تنها آرزويشان عدالت اجتماعي و آزادي بود. هزاران هزار کارگر، کمونيست و انقلابي به جوخه هاي مرگ سپرده شدند و شهرها و روستاهاي ايران به ميدان تاخت و تاز جنايتکاران حزب الله تبديل شد. با قتل عام سراسري زندانيان سياسي در سال 1988، درست بعد از اعلام آتش بس در جنگ ميان ايران و عراق، يک دوره تاريخي از نابودي سيستماتيک جنبش انقلابي به پايان رسيد و سرمايه جهاني به ويژه امپرياليست هاي آمريکايي و اروپايي توانستند نفس راحتي بکشند، چرا که وحشت آنان از يک جنبش فراگير و انقلابي در فرداي پايان جنگ را از بين برد. هيچ رژيمي نمي توانست ارزنده تر از چنين خدمتي را به سرمايه جهاني بکند.
اما قابل پيش بيني بود که با نابود فيزيکي نسلي از انقلابيون در ايران، جمهوري اسلامي نتوانست و نخواهد توانست جنبش هاي اجتماعي را براي هميشه به نابودي بکشاند. مقاومت ها و مبارزات کارگران، دانشجويان، زنان و ديگر اقشار اجتماعي در چند سال اخير نشان حضور روشن و غير قابلا انکار تناقضات اجتماعي در ايران و به تبع آن بحران رو به رشدي است که بر بستر آن مقاومت و مبارزه طبقات و اقشار مختلف اجتماعي شکل گرفت و در دوره جديد، باز هم زندان هاي سياسي نسلي از مبارزين و انقلابيون را در خود جاي داده است. امروز زندانيان سياسي ايران را نه تنها اعضاء و طرفداران جريانات سياسي فعال موجود، بلکه کارگران، دانشجويان و زناني تشکيل مي دهد که جان به لب آمده از غارت، تحقير و جنايت حاکمان اسلامي، بي پروا رنج شکنجه، زندان و اعدام را به جان مي خرند تا به حقوق حقه خود دست يابند.
از جانبي ديگر شعبده بازان حرفه اي حاکم بر ايران با استفاده از سلاح پرقدرت امروزي خود، يعني اسلام و مذهب، چنان به تحميق و فريب مردم به جان آمده از جنايات امپرياليست ها در خاورميانه و افريقا پرداخته اند که گويي تنها قدرتي است که به دفاع از منافع آنان در مقابل غارتگري و جنايات امپرياليست ها مي پردازد. در ميان هياهوي جنگ تبليغاتي که بين قدرت ها مختلف به خصوص در خاورميانه در جريان است، توده هاي ميليون خاورميانه از اين واقعيت غافلند که چگونه رژيمي در طي27 سال حاکميتش در ايران به جز فقر و فحشا، زندان و شکنجه و اعدام و جمع شدن ثروت هاي افسانه اي در دست رهبران مذهبي شان، هيچ چيز ديگري را به ارمغان نياورده است، خواهد توانست از منافع آنان در مقابل غارتگري هاي امپرياليست هاي غربي دفاع کرده و آنان را به سعادت برساند. تلاش جنبش چپ و پيشرو براي قدرت بخشيدن به يک آلترناتيو انقلابي و انساني، تنها نقطه اميد مردم ايران و خاورميانه است تا از سويي جانياني مثل صدام حسين و خميني و معمر قذافي به قهرمانان رهايي بشريت تبديل نشوند، و از سوي ديگر جورج بوش خود را به "قهرمان آزادي" در رسانههاي امپرياليستي بدل نسازد.
دوستان و رفقا!
ماجراجويي هاي حکومت هاي امريکا و ساير کشورهاي امپرياليستي از يک طرف، و جانيان حرفه اي همانند صدام و خامنه اي و احمدي نژاد و خاتمي از طرفي ديگر، نه براي دفاع از آزادي و منافع مردم و سعادت بشريت، بلکه دقيقاً بر عليه آن و براي بردن سهم بيشتري از غارت و چپاول توده هاي رنجديده و منافع طبيعي باقيمانده جهان است.
جنگي که ديروز در يوگسلاوي و عراق به وجود آوردند و امروز نيز در تدارک جنگي ديگر در ايران هستند، تنها نتيجه اش بازگشت بشريت به سوي بربريتي وحشيانه است که تمامي دستآوردهاي انساني را به نابودي مي کشاند. آن چيزي که امروز در عراق در جريان است آينه تمام نماي فرداي ايران است. بايد در مقابل ماجراجويي هاي امپرياليست هاي آمريکايي و اروپايي از يک طرف و حاکمان اسلامي ايران متحدانه ايستاد و مقامت کرد. سطح مبارزات اجتماعي و طبقاتي در ايران مانعي مهم در جلوگيري از هجوم عنان گسيخته رژيم جمهوري اسلامي به جنبش هاي کنوني در ايران است، ليکن سياست هاي جنگ طلبانه امپرياليست ها بهانه خوبي براي تشديد سرکوب داخلي به رژيم ايران داده است. مرتجعين حاکم بر ايران و جنگ طلبان امپرياليست، از هر دو سو يکديگر را تقويت مي کنند و از جنبش هاي مستقل و پيشرو در هراسند. امروز وظيفه تمامي انسان هاي آزاده، مقابله با سياستهاي جنگ طلبانه و پشتيباني از مبارزات مردمي براي بدست آوردن خواست هاي به حق شان است. تنها با ايجاد و تقويت سازمانهاي توده اي و قدرتمند کارگران، زحمتشکان و ديگر اقشار اجتماعي است که مي توان در مقابل روند رو به رشد بربريت در جهان ايستادگي کرد و دنياي نويي را نويد داد که با دستان پر قدرت ميليون ها کارگر و زحمتکش ساخته مي شود
درخاتمه چند پیشنهاد زیرین را در مورد همکاريهای بیشتر در سطح بينالمللي مورد تاکيد قرار ميدهيم:
1- ما براي پيشبرد همکاري در سطح بينالمللي، بر توجه همه نيروها به خودويژگيهاي ملي و منطقهاي تاکيد داريم. همکاريهاي مشترک زماني ميتواند به صورت با دوامي شکل گيرد که در عين توافق با سمتگيريهاي بينالمللي نيروهاي مبارز و پيشرو، پيچيدگيهاي مبارزه طبقاتي و انقلابي در هرکشور مورد قبول عملي همه ما قرار گيرد. 2- تاکيد ما بر طرح سازنده آلترناتيو چپ و پيشرو در مبارزات کنوني است. هرگونه مماشات و همکاري با آلترناتيوهاي ارتجاعي، فاشيستي و يا امپرياليستي بنا به اصطلاح «مصالح تاکتيکي» را به زيان پيشبرد همکاري دراز مدت نيروها ميدانيم. 3- مبارزه بر ضد اشغال عراق يکي از محورهاي مهم فعاليتهاي مبارزاتي مشترک ماست. جنبش صلح و در راس آنها نيروهاي چپ و کمونيست بايستي خواهان خروج بيقيد و شرط و فوري نيروهاي اشغالگر از عراق باشند. با همان توان و گستردگي که براي مخالفت با آغاز جنگ اقدام شد بايستي براي پايان فوري اشغال اقدام شود. 4- از مبارزات مردم آمريکاي جنوبي و نيروهاي انقلابي عليه امريکا و به خصوص نيروهاي انقلابي کلمبيا حمايت ميکنيم. 5- ما پيشنهاد گسترش مبارزه برعليه «ليست سياه» آمريکا و جامعه اروپا هستيم. 6- ما از طرح تريبونال بينالمللي مستقل و مردمي به مثابه آلترناتيوي در مقابل تريبونالهاي ارتجاعي و امپرياليستي حمايت ميکنيم. 7- تشکيل دفتر تبادل اطلاعاتي مشترک و ايجاد شبکه اطلاع رساني براي دفاع از زندانيان سياسي در سراسر جهان. 8- در مورد روز بينالمللي زنداني سياسي، ما تاريخ 18 مارس روز کمون پاريس را پيشنهاد ميکنيم. با تشکر از تمامی شما شرکت کننده گان کنفرانس که به صحبت های من توجه داشتید مینا زرین آتن/ یونان 16.12.2006 تماس:goftogooha@web.de | ||