گفتگوهای زندان

 

بهروز سورن : بخشي از كتاب سيماي شكنجه (7)




شكنجه گر با اعمال شكنجه به حريم خصوصي ارتباطي ميان انسانها تجاوز ميكند و هاله مقدس خصلتها، ويژگي هاي اخلاقي و تعلقات فكري شكنجه شونده را وسيله اي براي خرد و له كردن اين مختصات به خدمت ميگيرد. زور و قدرت و ابزار اعمال انرا نيز در اختيار دارد.

آنسوي صحنه هيچ چيز نيست، شكنجه شونده حقوقي زير صفر دارد.
همه چيز متعلق به مجري است. جا و مكان و زمان و ابزار و حتي هواي تنفسي محيط نيز به وي تعلق دارد.

اينكه نفسي كشيده شود، فريادي فضا را پر كند، نظري به ابعاد اتاق و ابزار شكنجه انداخته شود، سخني بزبان آيد، مرزي براي تحمل بشري مشخص شود يا شكنجه شونده از حال رفته و بيهوش شود كه براي شكنجه گر مانعي نيست، سوزني زير ناخن فرو ميكنند و يا سطلي از آب سرد كه بر زنداني فرو ميريزند و به كار خود ادامه ميدهند.
غالبا اينكه چه اطلاعاتي و به چه نحوي اعتراف شود را نيز شكنجه گر تعيين ميكند.بسياري اعترافات و اقاريري كه بدين نحو گرفته شدند و از واقعيات فاصله داشتند و بيشمار مصاحبه شونده اي كه از اتاق شكنجه با پيكري در هم كوبيده به جلوي دوربين هاي اعتراف و ندامت كشانده شدند.

ايجاد درد وسيله ارتباطي شكنجه گر با مورد است و تحميل برتري و اقتدار وي در اتاق شكنجه اينگونه تامين ميشودو تجاوزات و شكنجه هاي رواني معمولا براي افراد و يا گروههايي اجتماعي كه خارج از محدوده تاثيرات آن قرار دارند به سختي مورد توجه قرار ميگيرد و دقيقا از همين زاويه اجتماعات انساني به تشريح و بيان مكرر چگونگي اعمال تجاوز و شكنجه نياز دارند.

تجاوزاتي كه به اشكال مستقيم به حقوق انسانها از جانب رژيم جمهوري اسلامي صورت گرفته است و ادامه دارد، در معنا و مفهوم كامل خود شكنجه ناميده ميشود.
شكنجه در جمهوري اسلامي حكم و واجب شرعي، ضروري و صواب تصوير ميشود، در هاله اي از فتاوي روحانيت و تقدس پيچيده ميشود. تمايلي الهي كه مجريان آن را در رستگاري و بهشت قرار ميدهد.
فتوا وسيله اي است ارتباطي ميان خواست خدا و شكنجه گر كه از جانب فقهائي كه بر سرير قدرت سياسي و اقتصادي نشسته اند، صادر ميشوند.

تعزير،مرتد،محارب، مفسد في الرض، ظاله،رجم و.... واژگاني هستند كه نوع برخورد با (دشمنان خدا) و مرتبطين او يعني فقها را تعيين ميكنند و مضمون ميدهند. اين تمايل الهي را جهل بازمانده از ريشه هاي مذهبي جامعه به نيروئي مادي و گسترده تبديل ميكند و در بخشهاي متوهم و عقب مانده به لحاظ فرهنگي مقبوليتي ضمني مييابد و شكنجه را پوششي حمايتي از جانب (ستم پذيران) در سطحي وسيع گسترش ميدهد.
شكنجه در تمامي اشكال ضد انساني خود آثاري به جاي ميگذاد كه هرگز هم از ميان نميرود. پيامدهاي روحي و رواني آن همچنان بر جاي ميمانند. اين پيامدها در هاله اي از ياس، هراس، افسردگي و اندوه، حس تعقيب شدن و كابوس بي پايان شبانه تبلور مي يابند. تاثيرات مخرب روحي سالهاي اسارت پس از آزادي از زندان نيز در اشكال مختلف ظاهر ميشوند.

افسردگي مزمن و در تداوم ان حواس پرتي و فراموشي
پرخاشگري و تغييرات روحي سريع و دائم
حساسيت غير طبيعي نسبت به روحيات و اخلاق نزديكان
بيخوابي مزمن و خستگي
كابوس هاي شبانه و ناارامي
احساس تعقيب دائمي و هراس ناشي از آن
گرايش به خودكشي ناشي از افسردگي مزمن
ضعف تمركز، بي ثباتي فكري، كم دقتي
احساس گناه در قبال خانواده ، همسر و فرزندان ناشي از سالهاي طولاني دوران زندان و دوري از آنان
لرزش صدا و لكنت زبان ناشي از صدمات روحي و جسمي درازمدت در انفرادي
كناره گيري و ايزوله كردن خود در اجتماع
از دست دادن كنترل بر احساسات ( گريه هاي ناگهاني )
ضعف ارتباط گيري، تصميم گيري و جوشش با ديگران، تاثيرات جسمي همراه مانند سردرد، مگگرن، زخم معده، ضعف بينائي ناشي از محدود بودن فضاي ديد بمدت طولاني ( سلول ) نيز بنوبه خود بر روحيات زنداني ازاد شده اثرات مخربي بر جاي خواهد گذاشت.

فرد شكنجه شونده تنها با مقوله تجاوز به حقوق فردي و اوليه خود مانند حبس، ممنوعيت گفتگو با دوستان و اقوام، عدم دريافت اخبار، محروميت از نور و هواي تازه، شكنجه جسماني و كتك خوردن، منزوي شدن مكانيكي و... و طبعا پيامدهاي رواني و روحي آن مواجه نيست، بلكه دهها مولفه جانبي را كه در پيامدهاي آن گنجانيده ميشود در نظر ميگيرد.

اين پارامترها اغلب با جريان زندگي روزمره شكنجه شده پس از آزادي سرو كار دارد.

هراس از تكرار تجاوز
هراس از آلوده نمودن ارتباطات خود بلحاظ امنيتي
هراس از محروم شدن از امكانات طبيعي، اجتماعي،استخدامي
هراس از بازخواني كابوس درد و تابوت و سكوت
مجموعه اي از دلواپسي هائي است كه شكنجه شدگان را از بازگوئي و بازبيني تجاوز اعمال شده باز ميدارد.
اين چنين است سكوت هزاران زنداني سياسي كه پس از رهائي از زندانهاي مخوف و شكنجه خانه هاي رژيم سكوت اختيار نموده و لب به سخن نميگشايند. اين طيف در بسياري از موارد و براي حفظ خود در زندگي روزمره حتي از خواندن مطالب مربوط به زندان و شكنجه پرهيز ميكنند
بيماري هاي روحي و جسمي زندانيان سابق با اين كه سالها از دوران شوم زندان گذشته است، به همان وسعت جنايات رژيم تداوم دارد و براي بخشي از اين طيف دوري از خاطرات شوم اين دوران هميشه به عنوان اولين راه حل مطرح ميشود.

بهروز سورن

29..5 2006