| ||
|
آقای درزی آستين شما هنوز هم خونی است حسين ملکی
در تاریخ 85/11/26 سایت روز آنلاین در ارتباط با کتاب آقای حمزه فلاختی تحت عنوان «از آن سال ها و سالهای دیگر» مقاله ای را در ارتباط با زندان های رژیم جمهوری اسلامی از یک زندانی به نام محسن درزی درج می کند، که در در این آدرس می توانید مقاله را بخوانید: http://www.roozonline.com/archives/2007/02/002351.php پيرو درج اين مقاله آقای ايرج مصداقی درارتباط بانويسنده آن خاطره يعنی محسن درزی مقاله ای رادر سايت ديدگاه درهمان تاريخ منتشر ميکند: بااين عنوان: "روز آنلاين، حمزه فراحتی و پروژهی سفيد سازی” که لينک آن بدين قرار است: www.didgah.net آنچه که مرا واداشت که اين چند سطررا بنويسم درج مجدد آن خاطره(خاطره محسن درزی) در تاریخ 85/3/12 در روز آنلاين بدون پرداختن به محتوای مقاله مصداقی درارتباط با محسن درزی باطرح صرفايک اتهام (ديدگاهی وجوددارد که ترورشخصيت ميکند؛پرونده سازی ميکند، متهم ميکند وخود را متولی همه زندانيان ميداند) اين خاطره راکه از قضامورد تاييد منابع مستقل!!! هم قرارگرفته؛حال اين منابع مستقل چه افراد يا جرياناتی هستند مشخص نميکند، درسايت قرارميدهد. اينجانب ازتيرماه۱۳۶۱تامهرماه ۱۳۶۲دربند يک واحدسه قزلحصاربا محسن درزی هم بند بوده وازنزديک شاهد رفتار وعملکرد او بوده ام. رابطه درزی با توابين به عنوان يک عنصربا تجربه که عنوان زندانی زمان شاه راهم يدک ميکشيد درخط و ربط دادن به آنها را به عينه ديده ام. با توجه به خط سياسی درزی به عنوان يک هوادار ياعضوسازمان اکثريت ونگرش اين سازمان به رژيم جمهوری اسلامی و همکاريش با آن، درزی دقيقا می دانست که چه می خواهد و چه ميکند. هيچ فشار ويژه ای هم برروی او نبود با توجه به حساسيتی که نسبت به زندانيان زمان شاه وجود داشت. بنابر اين او اين همکاری را که در ابتداغير مستقيم بود وبعد علنی، آگاهانه انتخاب کرده بود. اعتقاد اوبراين بود که تمام جريانات سياسی که درمقابل رژيم ايستاده بودند بايد سرکوب ميشدند و زندان هم از اين قاعده مستثنی نبود، همانگونه که سازمان متبوعش يعنی اکثريت اين اعتقاد را داشت. او برخلاف ديگر توابينی همچون ناطقيان، سعيدصادق صميمی يا اسماعيل قناعتی درهمان بند که قادر نبودند محيط زندان را تحمل کنند و بريده بودند وبا رژيم همکاری ميکردند،ازموضع سياسی خود بود که تن به اين همکاری داده بود. اما در رابطه با خاطره ای که او نقل ميکند. در سال۱۳۶۰ من باافرادی روبرو شدم که در شرايط مشابه درزی قرارميگيرند اما باعکس العمل کاملا متفاوت. درمهرماه ۱۳۶۰ بعد ازبه اصطلاح دادگاه مرا به آموزشگاه منتقل ميکنند. به دليل نوع اتهام وشرايط سنی ام من به سالن ۶ فرستاده شدم. محمدرضا نقده پاسداری که در شبهای اعدام زندانيان ديگر را انتخاب ميکرد تا برای حمل اجساد زندانيان اعدامی يا حتی تيراندازی به محکومين به اعدام، مشابه آنچه که درزی ميگويد، مرابه سمت سالن ۶ برد تا تحويل مسول سالن دهد. درجلوی سالن ما به انتظاراينکه در سالن که قفل بودايستاده بوديم. ناگهان من ديدم که نقده به سمت قسمت کناری در سالن رفت و لگدی به يک کپه ای زد. در ابتدا من خيال کردم که يک مشت خرت وپرت آنجا گذاشته اند وپتوهايی هم برروی آن کشيده اند. اما ناگهان ديدم که زير پتوتکان خورد ونقده هم روبه آنان گفت:آدم شده ايد يا هنوزسرموضع هستيد؟در اين هنگام درباز شد ومن به داخل سالن رفتم. بعدا از بچه های داخل اتاق که تعدادی را ازقبل می شناختم قضيه کسانی که زير پتو هابه حالت نشسته بودند رو پرسيدم که موضوع چيست؟ موضوع ازاين قراربود که دوشب قبل محمدرضا نقده تعدادی را ازاتاقها بيرون ميکشد برای بردن در سر مراسم اعدام برای کارهای فوق الذکر. ازميان آنها تعدادی ازاين کارسرباز ميزنند وحاضرنميشوند بعدازاعدام خواسته آنان مبنی برحمل جنازه به داخل ماشين را انجام دهند. درنتيجه بعد ازخوردن کتک مفصل به نشستن زيرپتو درکنارسالن تنبيه ميشوند. درميان آنان که همگی سن زير ۱۸سال را داشتند فردی بود به نام احمد غلامی که هنوز که هنوزه نامش را فراموش نکرده ام. احمدغلامی درسال۱۳۶۰به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين خلق دستگير ميشود. آقای درزی احمد به هنگام دستگيری ۱۴ سال بيشترنداشت زندانی دو نظام هم نبود، اما حاضرنشده بود همچون شما دستش را آغشته جنايتی بکند که ديگران مرتکب شده بودند. با اينکه ۱۴سال بيشترنداشت ولی مرزخود را با رژيم درهرشرايطی حفظ کرده بود. متاسفانه احمد در سال۱۳۶۷ درجريان قتل عام زندانيان سياسی توسط رژيم ضدامپرياليستی!!مورد حمايت آقای درزی به دار کشيده شد و نامش برای هميشه درصفحه جنبش آزاديخواهی مردم ايران ثبت شد. محسن درزی وهمپالکی هايش بدهی هايشان به جنبش مردم ايران سنگينترازاينها است که بشود باسرهم کردن داستانی درچند صفحه، که تازه آنهم سندی است برمحکوميتشان، تسويه گردد. اگردرمورد زندانيان ديگری که دچارضعف شدند وبه همکاری با رژيم در درون زندان پرداختند وامروزه گذشته خود رانقد ونفی ميکنند بشود گفت: نبايد فراموش کرد اما بايد بخشيد.درمورد آدمهايی همچون درزی که آگاهانه در سرکوب زندانيان ديگر دست داشتند بايد گفت: نبايد فراموش کرد و نبايد هم بخشيد. شايد طرح اينگونه موضوعات درشرايط فعلی که جامعه ايران وجنبش آزاديخواهی مردم ايران مبتلا به مسائل مهمتری هستند چندان منطقی به نظرنيايد، و يا صحبت از پديده توابين واختصاص دادن حجمی از يک نشريه ياسايتی به اين موضوع معضلی ازمعضلات ما را حل نکند، اما سکوت درمقابل جريانات وآدمهايی که جنبش مردم ايران آنها را ازدر بيرون کرده وديگرانی سعی ميکنند در يک قالب وشکل ديگری ولی با همان محتوا از پنجره واردشان کنند،هم چندان منطقی نباشد. محسن درزی که در عرض ۲۰دقيقه" واقعيتی را تصويرميکند که به يک داستان استادانه پهلو ميزند" قطعا درمدت زمان بيشتری که دارد می تواند به شرح ماجراهای دوران زندانش درارتباط با روابط خود با توابين شاهکاری را خلق کند که ديگران باخواندنش با پديده تواب در زندان جمهوری اسلامی بيشترآشنا شوند. مقطع زمانی که درزی باتوابين همکاری ميکرد جزو سياهترين دوره حاکميت توابين بر زندان بود. به عنوان مثال آقای درزی با قلم شيوا!! خود ميتواند واقعه ای را که درآخرتابستان ۱۳۶۲در بند يک واحد سه قزلحصاراتفاق افتاد را شرح دهد. واقعه ای که در آن داود رحمانی رئيس زندان به همراه تعدادی پاسدار۹۰ نفررا زيرهشت به قصد کشت ميزنند. در آنروز درزی به همکاری علنی با توابين ميپردازد و به همراه ديگرتوابين اين نود نفر را به زير هشت ميکشند تا مورد تنبيه حاجی و پاسدارانش قرارگيرند. بعدازاين واقعه ۱۳-۱۴ نفرازجمله خود من که اکثرا يا بينی اشان شکسته بود يا مصدوميت های ديگر داشتند را درمهرماه به بند يک واحد يک قزلحصارمنتقل ميکنند. روزآنلاين با کارگردانی مسعود بهنود که استاد جمع کردن افراد به دور هم(البته خودی ودر دايره شيخ وشاه)است هم بدان که چهره آدمهايی همچون محسن درزی سياهتر از اينست که بتوان با اينگونه ترفندها پرده برروی اعمال جنايتکارانه آنان کشيد وفضا را برای آنان مساعد کرد. اگرچه زندانيان سياسی در اين سوهم هيچگونه متولی ندارند که از حقوقشان دفاع کند،اماهستند کسانی که دچارکم حافظه گی نشده اند که درمقابل اينگونه ترفندها سکوت اختيارکنند وبگذارند که ديگران همچون درزی و روزآنلاين هرکاری بخواهند انجام دهند.
حسين ملکی ۲۸.۲.۲۰۰۷ | ||