گفتگوهای زندان

 

 

از هستی به نیستی ( به یاد دکتر زهرا بنی عامری )

 

 

در نگاه طوفان زده‌ات،

عشق، سرود هستی سر داده بود

به هنگامی که

خفّاشان خدا

تن برهنه‌ات را به حراج آیه‌های قران سپردند.

فریاد ت

در پیچ و خم خنده‌های مریدان خدا

شلاق خورد و گم شد

و تو چون پرنده‌ای

زیر دستان خون‌آلودشان

بر زمین غلتیدی!

 

در این جدال،

عشق را در ذهن زندگی به یاد معشوق‌ات عبور دادی

و این ناکسان خدا

نور عشقی را که در آسمان چشمان‌ات به بازی نشسته بود،

به سیاهی‌ها بردند

و آنگاه زیباترین شکوفه فصل را هدیه (به عید فطر‌شان)کردند.

 

طناب عید فطر را

بر گردن عشق آویختند

و تو این عشق را با تمامی زیباییش

به ابدیت سپردی

و داغ شرم را بر پیشانی سرسپرده‌گان راه خدا

حک کردی.......

 

 

 

ی. صفایی

 

8 نوامبر 2007