گفتگوهاي زندان

پیام به سمینار سه روزه زندانیان سیاسی
فريدون گيلاني

 ( پانزدهم تا هفدهم جولای – کلن )


اگر دیگر زبانی نمانده باشد
که صدایت را
از پشت میله ها بنویسد
من همه ی سیم های خاردار جهان را
به کلمه تبدیل خواهم کرد !

فریاد بکش زندانی !
که زمین آبستن گل سرخ است .
( از کتاب « این هزاره سوم » )

همبندان عزیزم در سمینار زندانیان سیاسی
شاید شعر « زندان » از آخرین کتابم « این هزاره سوم » گویا ترین پیام من به شما گرامی ترین فرزندان صفوف مقدم مبارزات آزادیخواهانه مردم باشد ، اما برای با شما بودن و با آن خلق ستم دیده بودن ، همواره در حد توان خود ، میدان ها و شهرها و کشورهائی را هم که توانسته ام ، از فریاد همبندانم پرکرده ام ، و همواره نیز چنین خواهم کرد .
بسیار بسیار متاسفم که به دلیل تقارن برنامه ای دیگر ، نتوانستم شخصا به دیدار شما عزیزانم بیایم ، اما هرجا که باشم ، روح و جانم با شماست .
برای شما آرزوی بهروزی و پیروزی می کنم و از صمیم قلب امیدوارم که بتوانیم دست در دست هم ، چنان و چندان فریاد بر آوریم که همبندان ما صدای ما را بشنوند و آن مردم ستمدیده ، هرچه زودتر از آن زندان بزرگ خلاص شوند و دیوارها را فرو ریزند .

رفیق و شاعر شما

نهم جولای 2005