( پانزدهم تا هفدهم
جولای – کلن )
اگر دیگر زبانی نمانده باشد
که صدایت را
از پشت میله ها بنویسد
من همه ی سیم های خاردار جهان را
به کلمه تبدیل خواهم کرد !
فریاد بکش زندانی !
که زمین آبستن گل سرخ است .
( از کتاب « این هزاره سوم » )
همبندان عزیزم در سمینار زندانیان سیاسی
شاید شعر « زندان » از آخرین کتابم « این هزاره سوم » گویا ترین پیام من به
شما گرامی ترین فرزندان صفوف مقدم مبارزات آزادیخواهانه مردم باشد ، اما
برای با شما بودن و با آن خلق ستم دیده بودن ، همواره در حد توان خود ،
میدان ها و شهرها و کشورهائی را هم که توانسته ام ، از فریاد همبندانم
پرکرده ام ، و همواره نیز چنین خواهم کرد .
بسیار بسیار متاسفم که به دلیل تقارن برنامه ای دیگر ، نتوانستم شخصا به
دیدار شما عزیزانم بیایم ، اما هرجا که باشم ، روح و جانم با شماست .
برای شما آرزوی بهروزی و پیروزی می کنم و از صمیم قلب امیدوارم که بتوانیم
دست در دست هم ، چنان و چندان فریاد بر آوریم که همبندان ما صدای ما را
بشنوند و آن مردم ستمدیده ، هرچه زودتر از آن زندان بزرگ خلاص شوند و
دیوارها را فرو ریزند .
رفیق و شاعر شما
نهم جولای 2005