گفتگوهای زندان

 

لیست جنایات نظام سرمایه داری ایران هرلحظه کامل تر می شود

 

       فریده ثابتی

 

دیروزی که از فردای تشکیل جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، یورش به جنبش اجتماعی در همه زمینه ها بنیان گذاشته شد. زندان هایی که قرار بود موزه شوند مرمت شد و زندان های تازه بنا گردید. زندان ها چون قارچ در سراسر ایران جوانه زدند. هرمنطقه ی شهری زندانی پیدا کرد. هرچه زنجیره ی  بقای سرمایه  محکم ترشد، فضای تنفس برای توده های مردم کارگرایران تنگ تر شد. کل جامعه زندان شد. زندان های تو در تو. زندانی به نام ایران و زندان های بیشمار دیگر؛ زندان اوین، زندان گوهردشت، زندان عادل آباد، زندان سنندج و . . .

با قطبی شدن شدید جامعه، با گسترش فقر و همه گیر شدن آن، با ریختن توهم توده ها به رژیم، با تصویب و اجرای قوانین ضد کارگری، با اخراج های توده ای کارگران، بیکارسازی های مداوم و لیست میلیونی ارتش بیکاران، با خانه نشین کردن زنان و تحمیل قوانین ضد زن، با فشار و تهدید و آپارتاید جنسی و تشدید نابرابری های جنسیتی، با به اصطلاح انقلاب فرهنگی و اعمال فیلترینگ دانشگاه ها، با قتل و عام و کشتار، با جنگی خانمانسوز و هشت ساله همراه با 1000 میلیارد دلار خسارت مالی و یک میلیون کشته و یک میلیون معلول، با اعمال مو به موی سیاست های سرمایه جهانی برای انکشاف و برقراری شدت استثمار چند صد درصدی، تخریب بنیان های اقتصادی و اجتماعی، دیگر همه ی آحاد کارگر و زحمتکش جامعه در لیست سیاه جمهوری اسلامی جای گرفتند.

هرکارخانه، هرکارگاه، هرمدرسه، هردانشگاه، هربیمارستان، هرخانه، هرمحل اجتماع، هرخیابان و هر پارک به مکانی مظنون تبدیل شد که در آن ها به ظن سردمداران و وابستگان به رژیم، برای براندازی رژیم وعلیه امنیت سرمایه توطئه می شود.

امروز دیگر کسی به جز اعوان و انصار رژیم و سرمایه ازین سوء ظن در امان نیست. همه در معرض اتهام قرار دارند. همه نه متهم که مجرم اند و جرم شان این است که به طبقه کارگر تعلق دارند و بالقوه ضد سرمایه داری اند. اگر متشکل شوند، آگاه خواهند شد. اگر نه امروز، که فردا سد راه خواهند شد. پس باید متوقف شوند. و بدین سان می بینیم که سرکوب و ارعاب تداوم می یابد. هرلحظه در گوشه ای و در بخشی ازین جمعیت میلیونی. یک روزه صدها فعال زنان دستگیر می شوند، حتی اگر از آن زمره باشند که در محدوده قدرت رژیم خواهان اندکی تحمل و تغییر باشند. روزی دیگر صدها معلم. سپس نوبت به پرستاران می رسد. دانشگاه ها تحت کنترل نظامی در می آید و تنها طی سه روز 12 تا 15 آذر 50 دانشجو دستگیر می شوند و این امر در تمام دانشگاه های کشور دنبال می شود.

کارگران کارخانه ها و فعالین کارگری مظنون تر از همه هستند. اگر به بیکار شدن خود اعتراض کنند، اگر به بسته شدن کارخانه و به پرداخت نشدن دستمزد خود، اگر به خصوصی سازی ها و قوانین ضد کارگری اعتراض کنند، برایشان پرونده سازی می شود، تهدید یا دستگیر می شوند. اگر بخواهند روز خود را جشن بگیرند، دستگیر می شوند. اگربخواهند مطابق قوانین حاکم نیز حرکت کنند و حرف از تشکل بزنند دستگیر می شوند. اگر از تشکل سراسری کارگران حرفی به میان آورند و بگویند که کارگران باید تشکل خود را به نیروی خود ایجاد کنند، نه تنها رژیم که همه ی اعوان راست و چپ سرمایه و رفرمیسم نیز مدعی می شوند. دیروز صالحی وحکیمی و دستگیر شده گان اول ماه مه، اسانلو، حسین خواه ، دهقان، نجاتی

امروز احسانی، آزادبار، محبی، دوستی پور و جدید ترین شان دستگیرشدگان پارک چیتگر و از فعالین کارگری  محسن حکیمی، علیرضا عسگری، حسین غلامی و ابراهیم گوهری

اعمال هیستریک رژیم سرمایه از ناتوانیش سرچشمه می گیرد، زیرا که می داند نمی تواند چرخ زمان را متوقف کند. می داند که نمی تواند جلوی حرکت به پیش را بگیرد. همه فنون ارعاب و سرکوب را تجربه کرده است. اما اکنون دریافته که چاره ساز نبوده اند. جنبش طبقاتی اجتماعی به حرکت در آمده است و راهش را می گشاید هرچند که با سختی های طاقت فرسا مواجه است. برای همگامی در این راه  باید بپا خاست. باید اعتراض کرد. باید کارزاری برای همبستگی با زندانیان در هر کارخانه و محل کار و زندگی در ایران و در هر جای دنیا که زندگی می کنیم را به پیش ببریم. باید خواهان آزادی بدون قید و شرط و فوری همه زندانیان در بند: فعالان کارگری، دانشجویی و زنان شد. باید سکوتی که در رابطه با دستگیر شدگان پارک چیتگر حاکم شده است شکسته شود.

فعالان کارگری باید آزاد گردند.

فعالان کارگری جدیدا دستگیر شده در پارک چیتگر؛ محسن حکیمی، علی رضا عسگری، حسین غلامی و ابراهیم گوهری  باید آزاد شوند.

دانشجویان زندانی تا کنونی باید آزاد شوند.

فعالین جنبش زنان باید آزاد شوند.

پرونده سازی ها برای کارگران معترض و فعالین کارگری و... باید متوقف شود.    

                                                                                      26 دسامبر 2007/ 3 دی 1386