گفتگوهای زندان

 

 

ازجنبش دانشجوئی و دانشجویان زندانی حمایت کنیم

 

مرجان افتخاری

 

25.10.2007

 

 

در تابستان 2006، زمانی که موضوع پرونده هسته ای رژیم اسلامی بیش از هر زمان دیگری در دستور کار کشورهای امپریالیستی غرب قرار گرفت و ارسال این پرونده به کمیته امنیت سازمان ملل قطعیت یافت، منطقه خاورمیانه با بحران دیگری غیر از عراق مواجه شد. در همین رابطه، جنگ 1 ماهه حزب الله-اسرائیل و صف بندی های سیاسی دولت ها ( بویژه سوریه) و گروه های ارتجاعی منطقه مانند، القاعده و اخوان المسلمین را شاهد بودیم .در آن زمان رژیم اسلامی تمام تلاش خود را برای ایجاد جنگ، آشفگی و بهره برداریهای سیاسی بکار برد. با حمایت های بیدریغ مالی–سیاسی از حزب الله لبنان و حماس از یک سو و گسترش روابط با دولت سوریه که هنوز بدنبال روزنه و امیدی برای باز گشت به لبنان بود، تا مدت ها توانست از این بحران و آشفتگی سیاسی در منطقه استفاده کند.

 

دولت صهیونیستی اسرائیل با تمام توان نظامی لبنان را به ویرانه ای تبدیل کرد و اتفاقا، علیرغم مخالفت، هم سو با رزیم اسلامی و در امتداد خواسته این رژیم حرکت کرد. پس از مدت کوتاهی، بعلت کنار کشیدن و سکوت حماس، حساب گری سوریه در مقابل تهدید های کشور های غربی، سکوت عمیق سایر کشور های عربی و اتحاد عرب، در نهایت رژیم اسلامی متوجه شد که بیش از این توانائی مانور سیاسی در این گوشه از خاورمیانه را ندارد. به همین دلیل، تمام توان نظامی و مالی خود را در عراق متمرکز کرد. همانطور که میدانیم یک سرنخ تمامی درگیری های مذهبی، فرقه ای و قومی در عراق را رژیم اسلامی در دست دارد. تجربه چند ساله از دولت اسلامی این شناخت را بما میدهد که کشتار، .ویرانی، آوارگی و بدبختی مردم یا بعبارتی روشن تر ایجاد جنگ یکی از شیوه هائی است که این دولت برای برون رفت از بحران، پیشبرد نفوذ و تثبیت قدرت سیاسی خود در داخل، در منطقه و در سطح جهانی بکار میگیرد.

 

جنگ 8 ساله که بقول خمینی "نعمت" بود تنها وسیله ای شد برای تثبیت رژیمی که در آن زمان ثبات سیاسی نداشت، و با مشکلات بسیاری در داخل و خارج مواجه بود. بحران اقتصادی، تعطیلی بسیاری از کارخانجات و مراکز تولیدی، بیکاری، جیره بندی مایحتاج عمومی، نارضایتی مردم از هرج و مرج قیمت ها مجموعه بود که در آن دوره بقدرت رسیدگان را دچاربی ثباتی و سردرگمی شدید کرده بود. اختلافات داخلی، عدم وجود مرکزیت سایسی، و قدرت تصمیم گیری از مشخصه های این دوره رزریم اسلامی بود.

 

از سوی دیگر، رشد و آگاهی مردم، مبارزات ضد امپریالیستی آنان، دفاع از آزادیهائی که خود بدست آورده بودند، مجموعه دیگری بود که دقیقا جنگ را به نعمتی برای جمهوری اسلامی تبدیل کرد. در این میان، تحریکات قدرت طلبانه صدام حسین هم بیاری جمهوری اسلامی شتافت و جنگی خانمانسوزی را به هر دو ملت ایران و عراق تحمیل کرد.

در پناه این جنگ، کودتای شبه نظامی 30 خرداد سال 60، انگیزه ای شد برای دستگیری گسترده دانش آموزان، دانشجویان، فعالین و اعضاء سازمانها، گروه های چپ، سیاسی و بطور کلی کسانی که نقش آفرینان بهمن 57 بودند. دستگیری، شکنجه و اعدام ویژگی این دوران بود. در حقیقت، جنگ 8 ساله این رژیم نکبتبار را نجات داد.

 

پس از پایان جنگ 8 ساله، که از 2 جنگ جهانی هم طولانی تر شده بود و دیگر کارآئی خود را، هم برای رژیم اسلامی و هم کشور های امپریالیستی از دست داده بود، دولت اسلامی،کشتار سراسری زندانیان سیاسی سال 67 را برای تثبیت سیاسی نهائی در دستور کار قرار داد.

 

در فاصله سالهای 67 تا 2003 و حمله نئوکان های آمریکائی و امپریالیسم انگلیس به عراق، که رژیم اسلامی با بی صبری منتظر آن بود، شاهد قتل های زنجیره ای، کشتار و ترور نویسندگان، ژورنالیست ها، روشنفکران و سرکوب شدید و باورنکردنی جنبش دانشجوئی در سال 78 هستیم. حمله به دفاتر روزنامه های "مجاز" و بستن آنها.چیزی جز ادامه همان دوران ترور و وحشت نیست. اگر بیاد داشته باشیم، این دوره انعکاس مشخص جنگ قدرت در بین جناح های مختلف رژیم اسلامی است.

دو تجربه گذشته نشان میدهد که جمهوری اسلامی برای پاسخگوئی به مشکلات داخلی و بحران های خارجی، سیاست جنگ، مداخله در جنگ و سرکوب وحشیانه را تنها راه برون رفت و ادامه حیات خود میداند.

 

بیش از 1 سال از ارسال پرونده هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل میگذرد. در این مدت مرحله سوم تحریم اقتصادی به اجراء گذاشته شده است. این تحریم فشار فزاینده ای را بر زندگی کارگران و مردم زحمتکش کشورمان بوجود آورده است. ماه ها است که کارگران بعضی از مراکز تولیدی حتی حقوق های عقب افتاده خود را دریافت نکرده اند، حرکت های اخیر کارگران هفت تپه و اعتصابات آنها تنها یک نمونه از وضعییت این طبقه است. از طرف دیگر، کشور های غربی، از جمله فرانسه، نئوکانهای امریکائی و اسرائیل تحریم اقتصادی را کافی ندانسته و روی این موضوع که ایرانی مجهز به سلاح هسته ای برای جامعه بین المللی خطرناک است پافشاری میکنند (برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه و سرکوزی رئیس جمهور فرانسه تا کنون چندین بار در این مورد تاکید کرده اند.) و خواهان بکار گیری روشهای سخت تر در مورد ایران هستند!!؟؟. سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان هم که از دیر باز بر طبل جنگ میکوبند تبلیغات خود را در مورد حمله نظامی به ایران تشدید کرده اند. ( ماه گذشته مهدی ابریشم چی و مریم رجوی در مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی بر این مورد صحبت کردند). رژیم های ارتجاعی عرب منطقه، عربستان، مصر و اتحاد عرب با سکوت خود تا کنون هیچگونه مخالفتی در این زمینه مطرح نکرده اند.

 

در کنار سیاست های پنهان و آشکار کشور های غربی، مسکو و چین روابط خارجی و سیاست های داخلی دولت اسلامی اهمیت خود را دارد. دولت اسلامی راه مذاکره با غرب را باز گذاشته و تلاش میکند متحدان خارجی خود را تقویت نمایند ( کشور های همسایه دریای خزر). در عین حال بر سیاست آشفته کردن، دخالت و جنگ در عراق و افغانستان ادامه میدهد. مانور اخیر به مناسبت آزاد سازی خرمشهر و به نمایش گذاشتن سلاح دور برد 1 کیلو متری ( یا 800 متری) بار دیگر، این دولت، قدرت نظامی خود را در رابطه با احتمال جنگ نشان داد. بر اساس سخنان و اظهار نظرهای احمدی نزاد، رژیم خود را برای جنگ و حمله نظامی آماده کرده است.

 

در داخل، سیاست سرکوب شدید را به اشکال مختلف از اسفند ماه گذشته در رابطه با جنبش اجتماعی معلمان در دستور کار قرار داد. اگر تنها به همین چند ماه گذشته نگاه کنیم، سرکوب شدید را در رابطه با کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان متوجه میشویم.

 

اعدام های گسترده خیابانی، موج دستگیری دانشجویان و در کنار آن برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر، طرح های" ارتقاء امنیت اجتماعی" یا مبارزه با "اشرار" را میتوان بعنوان طرح سرکوب گسترده و سازمان یافته ارزیابی کرد. که در حال حاضر تنها شامل مردم عادی است ولی هیچ بعید نیست که آنرا به شکلی دیگر و در شرایطی دیگربطور همگانی تری بکار گیرد.

 

 

 

 

 

در حمایت ازجنیش دانشجوئی و دانشجویان زندانی

 

دانشجویان و جنبش دانشجوئی یکی از قدیمی ترین جنبش های آزادیخواهانه و مترقی کشورمان است که همیشه از منافع کارگران و زحمتکشان دفاع کرده و در این راه بهای سنگینی را هم پرداخته کرده است، و همچنان آگاه و استوار به این مبارزه ادامه میدهد.

 

پس از بهمن 57، جنبش دانشجوئی مانند بسیاری از جنبش های دیگر دستخوش تغیر و تحولاتی شد، بویژه در ابتدای دوران ریاست جمهوری خاتمی. ولی پس از مدتی، با بازنگری سیاسی، توانست با ایده ها و اهدافی کاملا متفاوت و سازماندهی جدید در مسیر انقلابی گام های اساسی بردارد. حرکت ها، اعتصابات، طرح مطالبات و شعار های چند ماه اخیر در صحنه سیاسی کشورمان گویای رشد و کیفت دیگرجنبش دانشجوئی از دهه 50 تا کنون است.

 

از دیر باز، جنبش دانشجوئی تحت تاثیر مارکسیسم نقش مبارزاتی خود را در رابطه با مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی به اثبات رسانده است. در گذشته، بسیاری ازفعالین جنبش دانشجوئی، رهبران و کادرهای جنبش چپ را تشکیل میدادند، و یا به عبارتی جنبش چپ و دانشجوئی دو وجه جدا ناپذیری بودند که یکدیگر را تکمیل میکردند. هم اکنون، علیرغم تمام محدودیتها و سیاست  هائی که برای کنترل داوطلبان کنکور دانشگاه ها اعمال میشود وسیاست اسلامیزه کردن دانشگاهها ولی مشاهده میکنیم که جنبش دانشجوئی رنگ دیگری دارد.

 

متن بیانیه ها، اطلاعیه ها، طرح مطالبات و خواسته های آنان انعکاس مشخص جنبش دانشجوئی چپ است. در تظاهرات مختلف دانشجوئی که به مناسبت های مختلف برگزار شد، طرح شعارها رنگ پلاکارت ها باز تاکیدی دیگری در رشد ایدئولوژی چپ در جنبش دانشجوئی است. این بار با شعار " یا سوسیالیزم یا بربریت" هویت و برجستگی ایدئولوژیکی خود را بطور مشخص اعلام میکند. در واقع، این به نوعی اعلام موجودیت چپ دانشجوئی است.

 

این جنبش از مطالبات عمومی، مانند، آزادی،برابری، آزادی زندانی سیاسی یا آزادی دانشجویان زندانی فراتر رفته و مطالباتی را چون ازادی اسانلو و صالحی ( پیوند با جنبش کارگری)، مخالفت با جنگ، موضوع سیاسی و مهم شرایط کنونی کشورمان را بدرستی اعلام میکند. در مورد سایر موضوعات اجتماعی مانند لغو حکم اعدام و برابری حقوق زنان (جنبش های اجتماعی) هم بطور پیگیر فعالیت دارد. یا به عبارتی، جنبش دانشجوئی خود را تنها محدود به خواسته ها و مطالبات دانشجوئی نکرده و فراتر از آن در تمامی عرصه های سیاسی نظر و حضور مشخص دارد.

 

در مقابل رشد فزایند تعداد دانشجویان فعال و دخالت آنها در مسائل سیاسی و از همه مهمتر انتشار نشریات دانشجوئی، رژیم اسلامی به شیوه های مختلف سرکوب، از جمله ربودن،

(دانشجویان دانشگاه مازندران) دستگیری، شکنجه، اخراج ، تعلیق، ممنوع الورود کردن، و ستاره دار کردن آنها سعی در هم شکستن جنبش دانشجوئی و در نتیجه خفه کردن تمامی جنبش های دیگر دارد.با توجه به نفییر جنگ که هم امپریالیست ها و هم رژیم نکبتبار اسلامی بر طبل آن میکوبند باید تا دیر نشده دست به کار شویم.

بدون هیچ تردیدی،از تمامی امکانات برای آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان زندانی استفاده کنیم. در همین راستا با توجه به اعدام های گسترده خیابانی و سایر اعدام ها باید برای لغو حکم اعدام که چیزی جز "قتل و آدم کشی دولتی" نیست بطور جدی از همه امکانات استفاده کرد. احزاب چپ و مترقی، سازمان های دانشجوئی خارج از کشورو AI میتوانند در این هدف با ما همگام باشند.

به امید آنکه در آینده با پدیده زندانی سیاسی و حکم اعدام" قتل و آدمشکی دولتی" روبرو نباشیم .

Eftekhri_Marjan@yahoo.com