گفتگوهای زندان

 

 

نقدی  کوتاه‌ بر" خطاب به پیشمرگان دلیر کومله از رفیق محمود خلیلی"

 

محمود خلیلی رفیق و یار و همکارم در گفتگوهای زندان  طی نوشته‌ ای خطاب به‌ پیشمرگان کومله‌  که‌ برایم فرستاد و چند لحظه‌ بعد بر روی سایت ها درج گردید نگرانی خود را از احتمال درگیری در اردوگاه‌ سازمان زحمتکشان کرستان ایران" کومله‌" ابراز داشته‌ است .

من بلافاصله‌ با امیل چند سئوال را  را برای  رفیق محمود  فرستادم و تکمیل آن را علنی میکنم باشد که‌ سکوت سنگین اپوزسیون چپ و رفقای طیف کومله‌  شکسته‌ شود و با بحث های همه‌ جانبه‌ بکوشیم  و خواستار آن باشیم که‌ هیچ رویداد تلخی در این اوردوگاه‌ پیش نیاید و نقد و بررسی خود را از این جریان و فضای جنگی که‌ بر تشکیلات این سازمان حاکم شده‌ است انجام دهیم به‌ این امید که‌ همه‌ نیروها در ایجاد فضای دمکراتیک از چپ و راست بتوانند فعالیت آزادنه‌ خود را داشته‌ باشند و بی شک این افکار عمومی مردم است که‌ قضاوت نهای را در انتخاب خود خواهند داشت.

در حال حاضر نوشتن مطلبی که‌ بتواند قدمی در راه‌ حل مشکلات این جریان و سایر جریانات که‌ متأسفانه‌ دچار بحران و دو دستگی هستند

و هر از چند گاهی سازمانی دیگر از دل آنها بیرون می آید و اسمی انقلابی تر از قبلی را بر خود میگذارد  باشد کار بسیار مشکلی است.

بجز احزاب برادر و به‌ هم پیوسته‌ کمونیست کارگری که‌ خود قریب به‌ 14 سال است در بحران درگیری درون تشکیلاتی بسر میبرند   و هنوز درگیری چپ و راست بودنشان  برای خودشان  هم در ابهام و ناروشنی است سایر نیروها  در این مورد سکوت کرده‌ اند.احزاب برادر کمونیست کارگری با  تبلیغات نا روشن و خالی از محتوای طبقاتی و بر مبنای منافع سازمانی و سکتاریستی و انتقام گیرانه ای که‌ ‌ شکل گرفته‌ است  به‌ مسئله‌ بحران در سازمان زحمتکشان  می نگرند که‌ هدف آن ایجاد فضای خصمانه‌ می باشد که‌ هیچ کمکی به‌ جوی  که‌ در آن مردم بتوانند با درایت و اگاهی و بدور از تشنج های رایج و زود گذر  به‌ انتخاب و قضاوت بنشینند نمی کند.

 

کومه‌له‌ ثمر رنچ و فداکاری جمع وسیعی از انسانهای انقلابی و آزادیجواه‌ و به‌ میدان آمدن هزاران انسان شریف و اگاه‌ و انقلابی بود که‌ علیه‌ ستم و زور و استثمار  نظام سرمایه‌ داری و برای جامعه‌ ای آزاد و برابر  پا به‌ میدان مبارزه‌ گذاشتن که‌ امروز جمع وسیعی از این جانباختگان آرام در خاک خفته‌ اند  و تنها خاطره‌  عزیزشان برای ما ،مردم کردستان و خانواده‌ هایشان  بجا مانده‌ است

و واقعیت انکار ناپذیر دیگر این است بخش زیادی از مبارزین و رزمندگان کومه‌له‌ ،فرماندهان جسور،اعضا و هواداران تشکیلاتی و پیشمرگانی که‌ از هیچ فداکار دریغ ننمودند  امروز بنا به‌ اختلافاتی  با تشکیلات های موجود  همکاری نمی کنند اگر چه‌ سرنوشت آنها برایشان مهم است.

انشعابات  مختلف از این جریان  اجتماعی و سوسیالیسم تعدادی راه‌ دیگری و حزب دیگری  را انتخاب نمودند و در کل تشکیلات کومه‌ له‌  تا کنون  ضربات  بسیاری را متحمل شده‌ است که‌ بدونه‌ شک دودش تنها به‌ چشم  مردم ستمدیده‌ کردستان و نفعش را دشمنان مردم زحمتکش و رژیم سنگسار و اعدام اسلامی ایران  برد.
‎‎‎‎‎دیدن کومه‌له‌ در قد و قامت و طول عرض تشکیلاتی سازمان زحمتکشان کردستان ایران که‌ هم اکنون در کوران بحران و اختلافات تشکیلاتی بسر می برند  آن خطا و اشتباهی است که‌ رفیق محمود خلیلی و دیگرانی که‌ از اوضاع منطقه‌،انشعابات در کومه‌له‌ و جهت گیری های سیاسی  یا بی خبرند یا از روی عمد و دل بخواه‌ و تمایلات سیاسی به‌ حمایت از آن می پردازند.

همیشه‌ ما گله‌ مندیم که‌  احزاب چپ اروپا  همه‌ ما را و سازمانها و احزاب واپوزسیون ایرانی خارج از کشور را به‌ یک چشم می بینند و هیچ تفاوتی برای انها قائل نیستند که‌ کدام جریان چپ

طرفدار کارگران و کدام یک سلطنت طلب،مرتجع و اصلاح طلب هستند و همه‌ را به‌  در یک ظرف می بینند.

جای بسی تأسف است که‌ همین مسئله‌ برای خود ما اپوزسیون ایرانی صدق میکند و کمونیستهای ما تشخیص آن را ندارند که‌ در کردستان که‌ اتفاقأ خودآنها طرفداران پر پا قرص  جنبش مقاومت کردستان هستند سازمانها و احزاب  و مرز بندی،برنامه‌ سیاست و تاکتیکهای مبارزاتی آنها را نمی شناسند. ، در یک سخنرانی  رفیق فدایی دیگری  که‌ خود را خیلی رادیکال و مبارز میدانست می گفت که‌ حزب دمکرات بزرگترین و مبارز ترین جریان کرستان......

که‌ من از ایشان سئوال کردم که‌ با چه‌ معیار و سنجشی و آماری  اعلام میکنید حزب دمکرات بزرگترین و پر طرفدار ترین حزب خلق کرد است؟

و متأسفانه‌ چهره‌ دیگری از جامعه‌ کردستان،احزاب سیاسی آن در خارج از کردستان ترسیم میکنند

به‌ هر حال امروز کومه‌له‌ برای هر فعال قدیمی کومه‌له‌ و مردم کردستان معنا و محتوای دیگری دارد  که‌ متفاوت با سیاستهای تشکیلاتهای موجود  و از جمله‌ سازمان زحمتکشان کردستان ایران است .

کومه‌له‌ آن جریان بالنده‌ و رزمنده‌ ای بود که‌ همیشه‌ خلاف جریان عمل میکرد،به‌ هیچ جریان قلدر و مرتجعی آوانس نمیداد ،رزمندگی و بدونه‌ ترس از سنن و آینن های کهنه‌ پرست وسخت جان جامعه‌ طبقاتی تا آنجا که‌ در توان داشت در مقابل زور و ستم نابرابری فرصت طلبان با مقاومت و پایداری ایستاد و مبارزه‌ کرد و نکته‌ اتکایش مردم محروم ،زحمتکشان ، جوانان و زنان زحمتکش جامعه‌ بودن،  صداقت و تطابق در حرف و عمل به‌ عنوان یک شاخص کومه‌له‌ بودن،به‌ عنوان یک پرنسیب یکی از وجود بارز این  تشکیلات رزمنده‌ بود که‌ باعث شد همچون سرچشمه‌ زلال  رفاقت ها،فداکاریها،ایستادگی و مقاومت ها جسارت های بی نظیر و مقاومت های کمونیستی،سرسختی در مقابل دشمنان و  عطوفت و مهربانی در مقابل دوستان و عشق به‌ مردم و توده‌های فرودست و زحمتکش آن شاخص های بود که‌ کومه‌له‌ را به‌ یار و یاوار کردستان  تبدیل کرد.

یکی از انشعبات در کومه‌له‌ جریانی بود که‌ با چرخیدن براست و پیوستن به‌ بلوک طرفدار دمکراسی  زیر چتر سرمایه‌ داران امریکا با برنامه‌ و استراتژی فدرالیسم  و همراه‌ کردن خود به‌ کشتی سرگردان و نیروی نظامی و ماشین جنگی امریکا در منطقه‌ همین سازمانیست که‌ امروز با به‌ گل نشستن کشتی دمکراسی امریکا در عراق همراه‌ حزب دمکرات  دچار بحران هویتی و خلأ شدند

و سرگردان و بی برنامه‌ برای قدرت و منفعت خود در مقابل هم صف آرای کرده‌ اند ،که‌ هیچ ربطی به‌ خوسته‌های مردم کردستان،کارگران،زحمتکشان و زنان و دیگر اقشار جامعه‌ چه‌ در بعد سراسری و چه‌ در بعد منطقه‌ ای ندارند،پیشمرگان این جریان همراه‌ با خانواده‌ هایشان باید صف خود را از این جریان جدا کنند  و خود را گوشت دم توپ رهبران قدرت پرستی  که‌ برای منافع

خود جان آنها را بخطر می اندازند نکنند،جریانیکه‌ در 6 سال گذشته‌ همکاری با اکثریتهای خیانتکار و همدست رژیم اسلامی،ناسیونالیستهای بلوچ و آذری، نشستن در اطاق انتظار امریکا  سر لوحه‌ کار و مبارزه‌ اش بود نمی تواند و صلاحیت قدم گذاشتن در  را ه‌ رزمندگان کومه‌له‌ ای که‌ فقط به‌ زحمتکشان تکیه‌ میکرد ندارد،

رفیق محمود باید متوجه‌ این مسئله‌ باشد که‌ در کنار اردوگاه‌ همین جریان سازمانی دیگر و کومه‌له‌ ای دیگر قرار گرفته‌ است که‌ با توجه‌ به‌ اختلافات نظری یا تاکتیکی که‌ با آن داشته‌ باشیم  شبانه‌ روز در امر به‌ آزادی و سوسیالیسم  با تمام نقطه‌ ضعف ها و کمبود هایش  مبارزه‌ میکند .

                        

                                               م شکیب 29،08،07 استهکلم