line decor
بازگشت به صفحه اول
HOME  ::  
line decor
   
 

هرکس به تنهایی می میرد، اما گاه مرگ یکی مرگ همه است

گاه بسته شدن یک کارخانه یا یک کارگاه در یک کشور یک شکست تاریخی است برای کل جنبش کارگری. در این صورت، ازدست رفتن یکی به معنی ازدست رفتن همه است.*
15 سال تمام فیات در آرامش زیست. مبارزه طبقاتی تعطیل بود و اتحادیه ها رتق و فتق امور را به دست داشتند: مذاکره می کردند. به توافق می رسیدند. قرارداد امضا می کردند و به اطلاع کارگران می رساندند که به خوشی و سلامتی اندک درصدی اضافه حقوق دریافت خواهند کرد. این آرامش مرگبار تا زمستان 2009 ادامه داشت. 22 نوامبر سرگیو مارچیونه رئیس کنسرن فیات، که مرکز اصلی آن در شهر تورین ایتالیا قرار دارد، اعلام کرد که به دلیل بحران در صنعت اتومبیل سازی کارگاه هایی از فیات در 6 شهر ایتالیا بسته خواهد شد تا کنسرن بتواند 400 میلیون یورو صرفه جویی کند و نجات یابد. قرعه اول به نام سیسیل افتاد. او گفت تولید ما در شش شهر ایتالیا به اندازه تولید ما در یک شهر برزیل است، دیگر نمی شود این گونه بی منطق عمل کرد. وی طرح بستن کارخانه ها را برای سال 2010 ارائه داد. درست یک ماه بعد وی اعلام کرد که می خواهد در طی دو سال آینده 8 میلیارد یورو در ایتالیا سرمایه گذاری کند تا بارآوری کار بالا برود اما این کار شروطی دارد. همزمان با این گفتار کارگران فیات برای حفظ کار خود دست به تظاهرات زدند و شیرخفته بیدار شد. در ژانویه 2010 در کل کنسرن 80 هزار نفر علیه طرح تغییرات ساختاری اعلام شده به اعتصاب دست زدند. رئیس فیات اتحادیه های کارگری فیات را تهدید کرد که اگر با قرارداد جدید موافقت نکنند و اعتصاب را نخوابانند کنسرن تولید اتومبیل مدرن پاندا را از ناپل به شهر Tychy در لهستان منتقل خواهد کرد و این را آخرین فرصت برای عمل نامید. او گفت یا در این مورد به توافق می رسیم یا تولید منتقل می شود. شرایط جدید کار را نیز اعلام کرد. کارخانه باید 24 ساعته کار کند بنابراین کارگران باید در سه شیفت مختلف کارکنند. کار هفتگی بنا به نیاز بازار بین 4 تا 6 روز خواهد بود و آن را کنسرن اعلام خواهد کرد. زمان استراحت بین کار از 40 دقیقه به 30 دقیقه کاهش یابد. هر کارگری باید 80 ساعت  اضافه کاری سالانه را تضمین کند. حرکت کارگران با کمک یک سیستم کامپیوتری محاسبه و کنترل خواهد شد و باید در این کارگاه 25 اتومبیل به تولید روزانه اضافه شود.  و اتحادیه ها تضمین بدهند که اعتصابی رخ نخواهد داد! طبق موافقت نامه جدید در سه روز اول بیماری پولی به کارگر پرداخت نخواهد شد. حق اعتصاب مورد فشار قرار می گیرد. حق قرارداد جمعی کار مورد حمله واقع می شود.
بلافاصله یک سخنگوی اتحادیه کارگران لهستان اعلام می کند که ما در وضعیتی قرار داریم که می توانیم تولید پاندا را در این جا تضمین کنیم. گویی اخراج های توده ای و پاک سازی های سیاسی اکتبر 1980 بعد از 37 روز اعتصاب کارگران فیات تورین علیه تغییرات ساختاری پیشنهادی رئیس وقت دوباره درپومیگیانو در جنوب ایتالیا در همان کارگاه سابق آلفا نزدیک شهر ناپل که در آن 5200 نفر مشغول به کارند تکرار می شود.
در این کارخانه شش اتحادیه کارگری فعال اند!! چهارتای آن یعنی اتحادیه مسیحی FIM-CISI ، سندیکای کارگری  UILM ، اتحادیه زرد FISMIC و اتحادیه متمایل به نئوفاشیست ها CISNAL توافق خود را با قرارداد جدید کار اعلام کردند و کارگران و منافع آن ها را طبق معمول به نفع سرمایه به کارفرما فروختند و به قرارداد جدید کار رای مثبت دادند. حمله جلوگیری کننده رد می شود و دو اتحادیه دیگر یعنی فیوم FIOM بزرگ ترین اتحادیه متال ایتالیا و اتحادیه چپ که در انتخابات قبلی 10٪ آرا را به دست آورده بود به نحوتحقیرآمیزی تسلیم می شوند. فیوم ا زمدیریت کنسرن انتقاد کرد که این خواسته قانون کار مصوبه 1970 را نقض می کند و کارگران را به یک اعتصاب 8 ساعته و نظردهی راجع به این خواسته ها فرا خواند. مدیریت اما می گوید که اگر اتحادیه ها چراغ سبز نشان دهند 700 میلیون دلار در این کارخانه سرمایه گذاری خواهیم کرد تا سالانه 250 هزار پاندا تولید شود و حجم کل تولید اتومبیل در فیات به 900 هزار در سال برسد. وی می گوید ما با آن هایی کار می کنیم که طرح ما را قبول کنند، یعنی در غیر این صورت کارگاه بسته خواهد شد. سپس با نامی جدید آغاز به کار خواهد کرد و تنها کارگرانی که قرارداد و شرایط جدید را قبول کنند پذیرفته خواهند شد.
این قصه دردناکی است که هرروزه در گوشه ای از جهان تکرار می شود. همه این مصیبت ها از ناتوانی ماست نه از قدرت سرمایه. کنسرن می خواهد به تغییرات ساختاری در مراکز تولید اقدام کند. طبق معمول تاوان همه تغییرات را که به معنای کاهش در مخارج و افزایش در سود است کارگران باید بپردازند. چگونه باید بپردازند؟ بخشی را با اخراج و بیکاری، چیزی که آن را با عقلایی کردن کار و کاهش مخارج تعریف می کنند. بخشی را با افزایش وحشتناک استثمار، چیزی که آن را با بالا بردن بارآوری کار تعبیر می کنند و کارگر مجبور می شود در حالی که با همان ساعات کار قبلی کار می کند کالای بیشتری را تولید کند که در این کارگاه روزانه 25 اتومبیل است که قیمت مدل های مختلف آن بین 9600 تا 18000 یورو است و اگر میانگین را 14000 بگیریم در این کارگاه روزانه کارگران 350000 یورو به سرمایه کنسرن علاوه بر مبالغ قبلی اضافه خواهند کرد، چیزی حدود 70 یورو به ازای هر گارگر بدون این که پشیزی ازاین کار انجام یافته به جیب خودشان برگردد. تازه باید هفتگی بدون احتساب زمان استراحت 40 ساعت کار کنند. 40 ساعت کاری که حاصل مبارزات کارگران در بیش از صد سال قبل است و با توجه به بالا رفتن چشمگیر بارآوری کار قاعدتا می بایستی به حدود مثلا 30 ساعت یا کمتر می رسید . بخشی را با حذف سهم سرمایه در مخارج مربوط کارگران چون پول ایام بیماری یا درصد مربوط به بازنشستگی، عیدی سالانه و پول یک ماه مرخصی که قدم به قدم دارند کاهش می یابند یا حذف می شوند، تامین می کنند. در کنار این موارد موردی دردناک تر وجود دارد و آن حق قیمومیت اتحادیه هاست که دیر زمانی است در مناسبات سرمایه داری حل شده اند و در اصل گویی اتحادیه ها نفوذی سرمایه در میان کارگران اند. بخشی از آن ها بدون شرم وابسته اند که حسابشان سوا است. اما بخشی دیگر وقتی درمیان کارگران اند سخنرانی های غرا می کنند و دن کیشوت وار به جنگ آسیاب های بادی می روند اما وقتی با شرکای مذاکراتی خود نشست و برخاست می کنند جلو پای سرمایه را آب و جارو می کنند تا غباری بردامنش ننشیند و حق قیمومیت و ولی بودن خود را به بهای ارزان خیانت به منافع کارگران ممهور می کنند. این هم از ضعف طبقه کارگر است که منفعل می نشیند تا دیگری در هیات روسا و وکلا و وزرا برایش جامه مناسب قامتش بدوزند و حقا تا زمانی که این انفعال وجود دارد این جامه نیز برازنده کارگران است. تعدد اتحادیه ها در این کارگاه بیانگر تشتت فکری بین کارگران است، از راست افراطی نئوفاشیستی تا چپ اتحادیه ای. باید دید چرا کارگر به فاشیسم و شبه فاشیسم گرایش پیدا می کند؟ چرا محافظه کاراست و یا راست یا زرد و به بدترین دشمنان طبقه کارگر دل می بندد و به دست خود دشمن را پروار می کند. این مساله در همه جا وجود دارد. فقط اسمش فرق می کند، مثلا حزب الهی، انجمن اسلامی، بسیجی  یا خانه کارگری و نام هایی با مفهوم مشابه در دیگر کشورها. چرا کارگران قدرت طبقاتی خود را ندیده می گیرند؟ چرا برای ایجاد سازمان سراسری خود که در آن خود همه کاره اند اقدام نمی کنند؟ چرا به جای سپردن کار به اتحادیه ها و روسای شان که در سر سودای دیگری دارند شوراهای کارگری خود را تشکیل نمی دهند تا بتوانند در شرایط حاضر از منافع خود دفاع کنند و سرمایه را به چالش بکشند و راه را برای آینده ای که مالکیت ابزار تولید اجتماعی می شود و منافع آن به کل جامعه و توده های کارگر تعلق می گیرد آماده کنند؟ فیات در مجموع با بیش از 50 میلیارد یورو فروش سالانه بیش از 198 هزار نفر را در سراسر جهان استثمار می کند. که بخش اتومبیل فیات در ایتالیا بیش از 80 هزار نفر کارگر دارد. تورین مرکز اصلی کنسرن تاریخ افتخارآمیز مبارزه طبقه کارگر ایتالیا را در خود دارد. شوراهای تورین آلترناتیو انقلابی اتحادیه ها بود که که گرامشی آن ها را "جزء لاینفک جامعه سرمایه داری" می نامید. می رفت که شوراهای تورین بینانی نوین و موفق در مقابل چشم طبقه کارگر جهانی قرار دهد که "تجسم وحدت طبقه کارگر" باشد و به توده های کارگر شکلی از اداره امور و پیوستگی درونی را ارائه بدهد که برای سازمان کل جامعه به کار رود. تورین مبارزه طبقاتی را جامعه عمل پوشانده بود و برای شکل نوین زندگی و مالکیت مبارزه می کرد. تورین خاطرات مبارزات دهه 1960 را با خود دارد. نگاهی به یکی ازاین مبارزات می اندازیم.
سپتامبر 69 بود.30 هزار کارگر فیات تورین به عنوان استفاده از مهم ترین حربه کارگری از 2 تا 6 سپتامبر دست به اعتصاب زدند. 8 هزار کارگر در سالن 32 و 33 ساختمان اصلی به مدت 4 روز تمام تولید روزانه 6500 اتومبیل را متوقف ساختند. حرکتی آگاهانه با شناخت منافع سرمایه و ضربه به آن. ابتدا مطالباتی را از موافقت نامه 26 و 27 ژوئیه 69 را که اجرا نشده بود اعلام کردند. سریعا مطالباتی برعلیه سرمایه و رویزیونیسم حاکم در جنبش کارگری به آن اضافه شد. اتحادیه ها که با اعتصاب مخالف بودند و همراه سرمایه هدف مبارزه قرار گرفته بودند سعی در ایجاد فشار علیه کارگران اعتصابی کردند. آن ها بعد از دو روز اعتصاب برای اقدامات جلوگیری کننده با هم نشستی ترتیب دادند و اعلام کردند که اعتصاب محدود می شود به دو اعتصاب دو ساعته در دو شیفت. اما تصمیم آن ها نوشته روی یخ بود و تنها توانستند 6٪ کارگران را از جمع جدا کنند. در کل کنسرن هنوز 103 هزار نفر در مقابل این 6000 نفر در اعتصاب بودند.  کارفرما با ممنوعیت ورود 6700 کارگر این دو سالن به کارخانه سریعا عکس العمل نشان داد. بعد از 4 روز اعتصاب تعداد کارگران اخراج شده به 27500 نفر رسید. اعتصاب کارگران تورین کل حکومت را زیر را سئوال برد و کشور در تلاطم قرار گرفت. حکومت با رهبران اتحادیه ها برای چاره جویی تماس گرفت. در مقابل سه کارخانه در سه شهر دیگر به اعتصاب حمایتی اقدام کردند. اعتصاب به سرعت به کارگاه های مختلف فیات گسترش یافت. اواخر ماه مه 1970 اتحادیه ها بیشترین سعی خود را برای پایان دادن به اعتصاب به کار بردند اما موفق به مهار آن نشدند. کارگران آگاه و فعال کارخانه های پیزا، تورین و ترینت باهم و با کارگران ارتباطات بینابین را بیشتر و تنگتر کردند و زمانی که اتحادیه ها نتیجه مذاکرات خود با دولت و کارفرما برای خاتمه اعتصاب را اعلام کردند، آن ها با وجود موافقت بعضی از کارگاه ها با پایان اعتصات گفتند ما کارگران به اعتصاب ادامه خواهیم داد. کارگران جوان سایر شهرها و کارگران فولکس واگن آلمان از آن ها اعلام حمایت کردند. اتحادیه ها مجبور به عقب نشینی شدند و اعلام کردند که تغییراتی در جهت بهتر کردن موافقت نامه ارائه خواهند کرد اما کارگران به آن رضایت ندادند. اتحادیه ها فکر کردند شاید با اعلام یک اعتصاب 24 ساعته در سوم ژوئیه بتوانند دوباره نظر کارگران را جلب کنند. کارگران با خانواده های خود یعنی با هزاران زن و کودک در راه پیمایی شرکت کردند. حمله پلیس و درگیری متقابل تا صبح روز 4 ژوئیه ادامه داشت. سپس بخش کارگران جدا از اتحادیه خواسته های خود را تنظیم کرده و ارائه دادند:
کارگران خود تصمیم می گیرند که چه و چه مقدار می خواهند
افزایش حقوق پایه برای همه به طور مساوی
به جای پرداخت های امتیازی باید افزایش حقوق به حقوق پایه باشد
40 ساعت کار در هفته بدون کاهش یک لیر از دستمزدها
لغو اضافه کاری ها
لغو طبقه بندی مشاغل و لغو فوری پایین ترین گروه طبقه بندی شغلی
برخورداری یکسان کارگران و کارمندان از همه خدمات اجتماعی.
اما اکنون بعد از 40 سال می بینیم که شرایط کار و مبارزاتی کارگران بدتر شده است. به جای حمایت کارگری، رقابت کارگری تشدید شده است و کارگران به جان هم افتاده اند. امروزه کارگران اروپا کارگران کشورهای اروپای شرقی و کشورهای در حال رشد را به جای رفیق، رقیب خود می بینند. مساله برای آن کشورها هم همین طور است، زیرا  سرمایه دائم برای کسب ارزش اضافی بیشتر نقل مکان می کند و تولید از یک کشور به کشور دیگر منتقل می شود و بورژوازی ازاین مساله برای ایجاد تفرقه استفاده می کند. هنوز در محل های کار تقسیمات برمبنای گروه شغلی و تخصص وجود دارد و کارگران را با هم دشمن می کند. راه درازی برای غلبه براین همه نابسامانی وجود دارد. اما راه با وجود همه موانع باز است. باید موانع را برداشت. باید خود را برای مبارزه با سرمایه و مناسبات حاکم سازماندهی شورایی کرد. این بار نیز کارگران مبارزه را باختند اما زنده باد مبارزه.
فریده ثابتی        24 ژوئن 2010        
*- فوروم اتحادیه ای هانوفر    
منبع : LabourNet Germany و منابع دیگر


 
 

 
 
HOME  ::  
line decor