یادداشت های
شتابزده – 1
در تدارک سومین
گردهمایی سراسری (هانوفر، 2009)
خاوران: مخالفین چندبار اعدام می شوند؟
خاوران، خاوران،
دشت عاشقان
خفته در دامنت طوفان زمان
رفته از خاطرت
شادمانی ها
داری در یاد خود درد و تلخی ها
خسته ای خاوران ،
خسته خاوران
خار ستم به دل بسته خاوران
رنگ غم از رخت ما
می زداییم
خاک پاک ترا ما می ستاییم
گلگون نام تو در
یاد دوران ها
رسته جان تو از قید طوفان ها
آب صد چشمه در چشم
پاک تو
خواب صد برکه در زیر خاک تو
قهرمان ، قهرمان
دشت خاوران
رسته از قلب تو یاد ارغوان
لاله در لاله ای
دشت خاوران
روح آلاله ای دشت خاوران
***
شهر هانوفر به
عنوان محل برگزاری سومین گردهمایی سراسری زندانیان سیاسی
درباره کشتار زندانیان سیاسی
در ایران
اعلام شده است. کمیته برگزارکننده با انتشار اطلاعیه ای[1]
در تاریخ 22 ژانویه 2009 با اعلام این خبر، جلسه پالتاکی ای را
در تاریخ 15 فوریه 2009 اعلام کرد تا از همان آغاز با مشورت
طیف وسیع تری از علاقمندان کارهای مربوط به این گردهمایی را به
پیش ببرد[2].
پرسش های همیشگی و تکراری این است که آیا چنین کاری ضرورت
دارد؟ برای چه موضوع را به فراموشی نسپریم؟ چرا زندانیان سیاسی
سابق این قدر به «گذشته» چسبیده اند؟ و...
در تکاپوی نوشتن
پاسخی بودم، تا شاید بتوان از پیش داوری های رایج اجتناب کرد.
تلاش کرد که با روشی سازنده به برپایی موفق گردهمایی یاری
رساند و این که چگونه می توان، سمپاشی های حاکمان برعلیه
فعالیت بازماندگان از کشتارهای رژیم جمهوری اسلامی را یاری
نرساند. از عربده جویی های شکنجه گران که خاک خاوران را نیز به
جوخه اعدام می سپارند، نهراسید و دستگیری های مداوم فعالین
کارگری و یا مردم کوچه و خیابان را با سکوت برگزار نکرد.
اما، وقایع چند
هفته اخیر، مجالی برای گفتگویی با فراغ خاطر را باقی نگذاشته و
نمی گذارد.
به دریافت
من، گردهمایی سراسری، محلی برای مقابله در برابر چنین رخدادهای
تحمیل شده از سوی حکومتیان اسلامی است. مشورت جمعی و تبادل نظر
درباره تعرضاتی که هر روزه از سوی حاکمان ایران به ما تحمیل می
شود، در گردهمایی سراسری بایستی جایگاهی برجسته تر بیابد. یکی
از این تعرضات، طرح نابودسازی خاوران است. تعرضی که بی پاسخ
نباید بماند، گرچه سانسور وسیع و بی رحمانه رسانه های حاکم در
این زمینه کار را برای ما مشکل تر می کند. نه فقط رسانه های
بین المللی، بلکه حتی رسانه های فارسی زبان نیز به این حرکت
رژیم حساسیتی شایسته نشان نمی دهند. به همین دلیل، بحث های
دیگر، که مربوط به سومین گردهمایی هستند، را به نوشته های آتی
واگذار می کنم و به خاوران، نماد کشتارها و اعدام های رژیم می
پردازم.
خاوران
همان طور که در
خبرها بازتاب یافته، خاوران مورد هجوم ماموران حکومت قرار
گرفته و بخشی از آن با بولدوزر زیر و رو شده است. بهانه «درخت
کاری»، از چند سال پیش زمزمه شده بود. حالا وزارت اطلاعات،
موقع را مناسب تشخیص داده و بخشی از طرح نابودسازی اسناد
جنایات رژیم را به اجرا گذاشته است. جابجایی قدرت در آمریکا و
حمله اسرائیل به مناطق فلسطینی، فرصتی برای رژیم است که
دستگیری ها در ایران را گسترش دهد و جنبش های اعتراضی را بیش
از پیش سرکوب کند. در عین حال، پیش از دور جدید مذاکرات و چانه
زنی با دولت جدید آمریکا، اسناد کشتارهایی که مستقیما تمامیت
رژیم و رهبرانش در آن دست داشته اند، بایستی تا حد امکان،
نابود شوند. خاوران، از مهمترین نمادهای چنین کشتارهائیست و
هجوم اخیر در چنین فضایی قابل درک است.
برخلاف روال مرسوم
از سوی «عفو بین الملل» که به صورت نابسنده و ضعیفی با نقض
حقوق بشر و مسئله کشتار زندانیان سیاسی در ایران برخورد می
کند؛ این بار این نهاد، با انتشار بیانیه ای در بیستم ژانویه
به طرح رژیم جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و تاکید کرد که حفظ
خاوران برای بررسی کشتارهای جمعی در ایران امری بسیار با اهمیت
به شمار می رود. در بیانیه عفو بین الملل می خوانیم (ترجمه
آزاد، کلمات داخل کروشه [] برای رساتر شدن مطلب به فارسی اضافه
شده است):
«عفو
بین الملل به مقامات ایران اعلام میکند که سریعا از خراب کردن
صدها گور بینام فردی و گورهای دستجمی در خاوران، واقع در جنوب
تهران، جلوگیری کرده و اطمینان دهند که این محل نگهداری می شود
و تحقیق و بررسی دادگاهی در این محل آغاز می شود؛ امری که
مدتهای مدیدی پیش از این باید انجام می گرفت. [بررسی و تحقیقی]
مستقل و صالح در مورد اعدامهای توده ای [جمعی] که در سال 1988
رخ داد [و] اغلب در ایران به عنوان "کشتار سراسری زندان" نام
برده می شود. این سازمان نگران است که این اقدام دولت ایران در
خراب کردن گورهای دسته جمعی با هدف از بین بردن اسناد [نقض]
حقوق بشر و ربودن حق بدیهی خانواده های قربانیان قتلهای 1988
از حقشان برای [دستیابی به] حقیقت، عدالت و تاوان [غرامت]
انجام می پذیرد.
گزارش تایید
میکند که بین 9-16 ژانویه سال ۲۰۰۹، چندین قبر علامت زده توسط
خانوادههای اعدام شدگان در سالهای گذشته، توسط بولدوزر خراب
شده است. این محل، حداقل بخشی از آن، با خاک پوشیده و درختکاری
شده است.
علاوه براین، عفو
بین الملل به حکومت ایران اعلام می کند که به دعوت دائمی خود
از مکانیسم های سازمان ملل عمل کند و بازدید از کشور [ایران]
توسط بازرس ویژه سازمان ملل به منظور رسیدگی به اعدام های غیر
رسمی [فرا-دادگاهی] (extrajudicial)،
فوری و خودسرانه را تسهیل کند. در این دیدار، نماینده [سازمان
ملل] باید اجازه دسترسی بدون مانعی به محل خاوران داشته باشد
تا نشان داده شود بهترین راه آغاز یک بازرسی و تحقیق درباره
رخدادهای 1988، از جمله در ارتباط با گورهای بی نشان در
خاوران، چیست.»
علی رغم نکات بحث
انگیزی که در نوع برخورد و فرموله کردن عفو بین الملل وجود
دارد، با توجه به اهمیت واکنش هر چه سریع تر در قبال طرح رژیم
ج.ا. برای نابودی اسناد کشتارهایش، قدمی مهم است که بتوان هر
چه زودتر اقدامات پراکنده را به اقدامی سراسری و بین
المللی برعلیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کنیم.
گفتگوهای زندان به سهم خود این اقدام رژیم را محکوم کرده و از
همه مبارزین دعوت کرد تا «با تمام توان خود علیه این حرکت ضد
بشری اقدام نمایند»[3].
به عنوان یکی از
جان بدربردگان از کشتار 1367 بر این باور هستم که می بایست
مستقیما به زنجیره اقدامات و آکسیون هایی که در
این زمینه امکان پذیر است، پرداخت و همگام باخانواده جانفشانان
به مقابله با تخریب خاوران برخاست. آیا نیاز به استدلالی برای
وجدان های آگاه هست؟! به نظرم، گزارشی از خاوران گویاتر از هر
استدلالی است:
« طرح توسعه
گورستانهای اقليتهای مذهبی!
اين عنوان روی
دوتا بنر زرد رنگ در گورستان خاوران علم شده بود! بنرها جديد
بودند. هفته قبل جمعه که به خاوران رفته بوديم از آنها خبری
نبود... خاوران را تخريب کردهاند، سنگها را شکستهاند و خاک
را زير و رو کردهاند، يک شبه. بدون اينکه به يک نفر از
خانوادهها اطلاع دهند. بدون اطلاع قبلی، بدون اينکه جايی
اعلام کنند. ...گورستان خاوران را بدون اطلاع خانوادهها و
عليرغم ميل آنها تخريب کردهاند و به جايش درخت کاشتهاند. و
يک هفته بعد از اعتراضات خانوادهها و انعکاس آن در رسانههای
اينترنتی برای توجيه کارشان دو بنر زرد رنگ را گذاشتهاند...
امروز به خاوران
رفتيم. تعداد خيلی زياد نبود. مادران هنوز بی تابی می کردند.
زبان گرفته بودند و اشک همه را درآوردند. گلهايی را که برده
بوديم روی زمين و روی درختان پخش کرديم. يکی دوتا مامور و يک
ماشين پليس آنجا بود. اما کسی مزاحم ما نشد. گرچه گوش ايستاده
بودند که ما چه می گوئيم. و يکی از ماموران در اعتراض يکی از
مادران گفت:"اصلا معلوم نيست اينجا گورستان باشد! معلوم نيست
کسی را اينجا خاک کرده باشند!"»[4]
***
اولین اقدام، برای
اعتراض به طرح نابودسازی گلزار خاوران در راه است. تحصن
اعتراضی در برلین، ششم و هفتم فوریه در خانه رسانه ها Bundes
Pressehaus, Schiffbauerdamm 40, 10117 Berlin،
در حد امکان بایستی مورد پشتیبانی قرار گیرد[5].
همان گونه که اشاره کردم، امید می رود که اقدامات فعالین داخل
کشور و اپوزیسیون در خارج، بازتابی سراسری و بین المللی یابد و
از همین رو گفتگوهای زندان در پیامی به این مناسبت اعلام کرده
است که «از هرگونه اعتراض جمعی و فردی» با حداکثر توان
پشتیبانی می کند. امیدوارم که بتوانیم واکنش و پاسخی شایسته به
این گستاخی و تعرض رژیم جمهوری اسلامی بدهیم.
همایون ایوانی،
1 فوریه 2009