| ||
|
اقدام متحد ؟ جهان مقاله آقای بهرام رحمانی : با تمام نیرو برای آزادی دانشجویان دربند بکوشیم ! را در سایت گفتگوها ی زندان مطالعه کردم . بعنوان یکی از امضاء کنندگان پیش نویس بیانیه اقدام متحد، کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران ، مسئولانه میدانم مطالبی را هر چند تکراری ، به اطلاع ایشان و سایر امضاء کنندگان محترم این بیانیه برسانم . در نوشتار زیر نکاتی از مقاله ایشان نیز با شماره گذاری آمده است . آقای رحمانی ضمن توضیحات خود از فعالیت و سرکوب جنبش دانشجوئی و ....... مینویسند : 1"- د ر خارج کشور نیز کمپینی تحت عنوان « اقدام متحد، کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران » با هدف سازمان دهی یک حرکت بین المللی سیاسی - تبلیغی راه افتاده است. ...... " طی مدت بیست سالی که در خارج از کشور هستم ، پا بپای اینگونه کمپین ها و کارزار ها به تلاش ایستاده ام و مطمعن هستم آقای رحمانی و بسیاری از امضاء کنندگان این بیانیه شاید بدرستی میدانند که این کمپین نه اولین و نه آخرین کمپین در دفاع و پشتیبانی از این جنبش و آن جنبش و یا دفاع از عناصر آگاهی است که زندانی و شکنجه شده و میشوند و یا پای چوبه اعدام ،آماده صدور فرمان مزدوران.... میباشند . صدها نشست و کنفرانس و سمینار و دهها اتحاد عمل کوچک و بزرگ ، اتحاد چپ کارگری ، نشست مشترک نیروهای چپ و کمونیست و .... محصول این گونه اقدام های مشترک بوده است که با طوفان جنبشی داخلی تشکیل و با سرکوبی جنایتبار به خاموشی نسبی کشیده شده اند . بدون تردید مادامیکه هنوز آلترناتیو دیگری غیر از حمایت های بوروکراتیک و اینترنتی و یا اعتراضاتی مسالمت آمیز و افشاء گرانه بسبک و سیاق دموکراسی غربی نمی شناسیم و یا می شناسیم و در وضعیتی هستیم که بهر دلیلی ، اقدام به آنرا در توان خود نمی یابیم ، اینگونه کارزارها ، کاری بر بستر زاری ماست که ناگزیر انجام آن هستیم . چرا که در نادیده گرفتن آن ، علیرغم تفاوتهائی که با جاخوش کرده گان خارج از کشوری داریم ، سکوت اختیار مینما ئیم و البته سکوت راهم نمی پذبریم . چرا که همه ما اذعان میداریم که : 2- « ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید...» چرا بر بستر باورهایمان نمی توانیم اقدام متحد کنیم ؟ سئوالی است که صدها نشست و اتحاد و ..... تاکنون عاجز از پاسخگوئی ی عملی به آن بوده است . اما مطمعن هستم بسیاری از عناصر در مراسم تنهائی خود به آن پاسخ داده اند . عدم حضورو دخالتگری آگاهانه جنبش سوسیالیستی انقلابی در درون جامعه و پیآمد آن عدم مسئولیت پذیری فردی و جمعی بقایای مدعی اینگونه نگرش در خارج از کشور،..... ، پاسخی است که به خود میدهم و بدیعی است که از استثناء سخن نمی گویم که همیشه بوده است و خواهد بود. " دانشجویان حساس ترین بخش روشنفکران هستند و روشنفکران به این علت روشنفکر خوانده میشوند که به آگاهانه ترین ، قاطعانه ترین و دقیق ترین وجهی رشد منافع طبقاتی و گروهبندی های سیاسی یک جامعه را منعکس می سازند و بیان مینمایند . " جنبش دانشجوئی ایران در دهه پنجاه با تاثیر از تحولات تاریخی مقطع حیات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه و نقش تحرک آگاهانه و بالنده جنبش نوین کمونیستی و انتقال تجاربش به دانشجویان ، توانست نقش تعیین کننده ائی را با همراهی با سایر نیروهای آگاه طبقاتی و حضور با اعتماد میلیونها نفر از اقشار متفاوت کار اجتماعی ، ایفاء نموده و به تاریخ 2500 سال سلطه دیکتاتوری کهنه و ننگین سلسله شاهان در ایران خاتمه داده به اوراق تاریخ بسپارند . نظام سلطنتی بعنوان یکی از اشکال حفظ مناسبات مالکیت خصوصی و ... با قطع حمایت آگاهانه سهامداران قدرت استثماری سرمایه از آن ، فرو ریخت و اشکال دیگر ، با تمام دستگاه عریض و طویل نظامی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اداری ، با حمایت و دخالت آنان ، باقیماند. دانشجویان ، در ادامه سیاست های سرکوبگرانه شاهانه توسط تازه بقدرت رسیده گان ، در افشاگریهای آگاهانه خود تا آنجا پیش رفتند که نظام فاشیستی حاکم را با تمامی امکانات نظامی و عقیدتی به صحنه عمل انقلاب فرهنگی اسلامی کشاندند و پرده ازچهره کریه این جرثومه های ننگین و سوء استفاده کننده از اعتماد و باور اکثریت مطلق قیام کننده گان را دریدند و چهره واقعی وتهاجم وحشیانه آنان را در یکی از هولناک ترین صفحات تاریخ ننگین حاکمیت نطام فاشیستی اسلامی ایران به ثبت رساندند و بار دیگر خاطره تاریخی حمله اعراب و مغول را به تصویر تاریخ معاصرایران کشاندند . تاریخی که میباید با تلاش مجامع آگاه ایرانی تحقیق و پژوهش شود تا نسلهای امروز و آینده ایران از آن بیآموزند . محصول این یورش وحشیانه و اشغال نظامی دانشگاهها ، صدها نفر کشته ، هزاران نفر دستگیر ، هزاران نفر زخمی ، هزاران نفر فراری ، تخریب دفاتر دانشجوئی و مراسم کتابسوزان در دانشگاهها بود . کتابخانه های دانشجویان و کتابهای بیشمار کتابخانه های دانشگاه چند روز در آتش میسوختند و در جستجوی خانه به خانه فراریان و مدافعانشان ، هزاران جلد کتاب بدست آتش سپرده شدند و آنچنان وحشتی در جامعه برقرار کردند که هزاران جلد کتاب توسط صاحبانشان بدست آتش و رودخانه و دل خاک سپرده شد ند. با به تعطیلی کشاندن دانشگاهها در15 خرداد ماه 59 وخاموشی دانشگاهها ، ناقوس های جنگ ایران و عراق که از اواخر سال 58 نواخته میشد ، بگوش همگان رسید و جامعه رااشغال کرد و در هیاهوی جنگ ، سازمانها و احزابی که نقشی در سازماندهی قیام داشتند یکی پس از دیگری در چهار گوشه ایران به سلاخی کشانده شدند. با گماردن معاونت های جنگی در دانشگاهها ، کار برنامه ریزی تبدیل دانشگاه به پادگان آغاز گردید . در بازگشائی دانشگاهها در سال 61 ، با همایش و نمایش صفوف فشرده اکثریت دانشجویان و استادان و کارکنان انجمنی و حزب الهی وداوطلبان ملی خواه و اکثریتی و توده ائی ...با لباس نظامی و تفنگ های چوبی و مارش نظامی ، دانشگاهها به پادگان تبدیل شدند . ایرا ن در بند ! ایران در جنگ ! ویرانی خانه و کارخانه و شهر و روستا ، فروپاشی اقتصاد و فرهنگ ، بیکاری و فقر و ..... و آبادی و گسترش قبرستانها و لعنت آبادها و خاوران ها .... تا همین لحظه و لحظه های نارس بعدی ! تاریخ بیداری ایرانیان ، تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران ، شهامت وجانبازی ونقش آگاهانه جنبش روشنگرانه دانشجوئی و ... را در اوراق بیداری و طبقاتی اش به ثبت رسانده است و فراموش نخواهد کرد و همانطور که شاهد بوده ایم ، علیرغم دو دهه جنگ و تعقیب و گریز و دستگیری هر عنصر آگاه و قتل عامهای زندانیان سیاسی ، جنبش دانشجوئی در تیر ماه سال 1378 در حضور اکثریت جوانانی که حتی خاطره ائی ازقیام و مبارزات دانشجویان و ... آن دوره در ذهن نداشتند ، بدلیل نیازمندی و ضرورت آزادی و آگاهی و تکامل جامعه ، به خیابانها آمدند و نظامی که بیست سال تمام تلاش سیاسی و نظامی و فرهنگی خود و اندیشمندان حوزه ها و نازک اندیشانش در ستاد عالی انقلاب فرهنگی و نهاد های وابسته دانشجوئی ؛ انجمن های اسلامی ، دفاتر وحدت حوزه و دانشگاه ، جهاد دانشگاهی و ... را بکار گرفته بود تا آثار تاریخی قیام و فرهنگ انقلاب و نقش دانشجویان و ... را محو و نابود نماید ، انگشت به دهان به تزلزل و دستپاچگی کشاندند . 20 سال تحمیل جنگ به یک ملت ، 20 سال تحقیر یک ملت، بیست سال سرکوب یک ملت ، 20 سال استبداد و اختناق و ترور و وحشت ، زندان و شکنجه و اعدام علنی ، 20 سال استثمار وحشیانه کارگران و زحمتکشان ، 20 سال چپاول و غارت دستاورد نیروهای کار و زحمت و دانش و خدمات و .... ، 20 سال تحمیل بیکاری وفقر و فلاکت و بیماری ، 20 سال اقتدارو ارتشاء و فحشاء سیاسی ، 20 سال دریدگی و دریوزگی مشتی بیگانه از فرهنگ انسانی ... سایه سنگین و ننگین خود بر سرنوشت جامعه گسترده بود . جامعه ایران زیر آوار عظیم اختناق و ترس ... و فروپاشی اعتماد و توهم تاریخی خودباقی مانده بود . از زیر چنین آواری جنبش دانشجوئی و .... بیرون آمد . در فردای انقلاب فرهنگی اسلامی خمینی گفت : این انقلاب اگر 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم ! خمینی و یارانش ،..... خامنه ائی ، رفسنجانی ، بنی صدر ، موسوی ، .... خاتمی و دستجات و احزاب و گروه های ملی و توده ائی ، اکثریتی ، پاسداران وسایر گله های قداره بندان لباس شخصی .... این 20 سال را در انتظار چه تحولات و تغییراتی میبایستی می ایستادند ؟ خمینی و بیعت کنندگانش 20 سال تلاش نمودند که دانشگاهی را پی ریزی نمایند که آنرا کارخانه انسان سازی اسلامی بنامند . دانشگاهی که پادگان است واز درون آن تنها صدای تکبیر و اله و اکبر جنگ طلبان بگوش برسد . استادانی که فقط کار علمی و الهی میکنند ودانش و آگاهی خود را در تهیه و تنظیم متونی جامد و بی روح و تحمیق کننده و بی رابطه مستقیم با نیازهای واقعی جامعه بکار میبرند وبه عنوان طرح درس در اختیار دانشجویانشان قرار میدهند . استادانی که بهر دلیل و ترس از اخراج و بیکاری و زندان وشکنجه و ... ، بی اعتنائی سیاسی ، بی مسئولیتی اجتماعی ، بی تفاوتی ، ظرافت و دقت روبه صفتانه آخوندیسم تاریخی، افتادگی و خضوع در برابر حاکمان مذهب و قدرت را بپذیرند و تبلیغ و ترویج و آموزش دهند. انسانهائی را تربیت کنند که تلاش خود را دربه پایان بردن دوره دانشگاهی و کسب مدرک تحصیلی برای دریافت حقوق بیشتر و لقمه نانی چرب تر ... بکار برند . انسانهائی که آموخته های خود را در خدمت نظم فاشیستی و گردانندگانش قرار دهند . ...... و بدین ترتیب انتظار داشتند که انسانهائی را بسازند که با سکوت و سازش و تن دادن به هر نگبتی ، تنها اندیشه های این جرثومه های ننگ و جنایت را در فضای دانشگاه و جامعه نشخوار کنند و حداقل به سلوک و همراهی عادت کنند . ایکاش خمینی زنده بود و نتیجه 20 سال جنایت ضد انقلابی و انقلاب فرهنگیش را در تیرماه 1378 می دید . ایکاش می بود تا صدای اعتراض ملتی را که با توهم و اعتماد به تاریخ شفاهی اسلام وعدالت خواهی خاندان علی ، به بت شکنی او و نظمش رای داده بودند و در آن لحظات تاریخی ، از حلقوم جوانان و فرزندان آنان فریاد زده میشد ، میشنید . تیرماه سال 1378 شجاعترین و آگاهترین فرزندان و جوانان کارگران و زحمتکشان جامعه مان به خیابانها میریزند و در مقابل دوربین های گزارشگران داخلی و جهانی ، دستاورد 20 سال زندگی و تجربه جامعه را برای رهائی از چنگال استبداد و استثمار فاشیست های حاکم با صدای بلند و در دستنوشته های خود ، اعلام می کنند : محاکمه قاتلان و آدمکشان وعامران و مفتیان ،که اندیشمندان وآزادیخواهان رابه فجیع ترین حالت به مسلخ برده اند! محاکمه دزدان و چپاولگران اموال عمومی ! آزادی بیان و قلم ! آزادی زندانیان سیاسی ! این حضور و تقاضا های آگاهانه دانشجویان که تا همین لحظه با اخراج و زندان و شکنجه و ترور همراه بوده است و همراه خواهد بود بر شما پوشیده نیست و همچنانکه واقفید اجرای این خواسته ها ی تاریخی تنها در پیروزی یک انقلاب اجتماعی....... است که میتواند واقعیت یآبد . دانشجویان حاضر در صحنه ، بخوبی واقفند که : نیازمندی و ضرورت حیاتی ادامه زندگی انسانی ، میلیون ها تن از کارگران و زحمتکشان را در همه عرصه های مبارزه طبقاتی به صحنه عمل و اقدام مشترک کشانده است که خوشبختانه هر چشم نسبتا دانائی ، دیدن آنرا با دامنه یا کم دامنه ملاحظه و اعلام میکند و همچنین جنبش آگاهانه زنان ایران را که بی پروا و شجاع حقوق پایمال شده خود را در عرصه های مختلف اجتماعی و ... و خانواده اعلام میکنند و همچنین جنبش شرمگینانه و حیثیت طلبانه معلمین و .... را به صحنه واقعی مبارزه طبقاتی کشانده است و این پشتوانه امروز حرکت این جنبش روشنگری در ایران است که حاکمیت قهار را از کشتاربسبک دوران گدشته باز میدارد و این کارزار مشترکی است که شکاف در پیکر ننگین نظام انداخته است و زمینه جنب و جوش اپوزیسیون های رنگارنگ بورژوائی و آلترناتیوهای در دست تهیه بنگاههای سرمایه گذاری قدرت های امپریالیستی در دفاع از این جنبشها و استفاده از آن در پیشبرد مقاصد خود، فراهم آورده است و همچنین حیات دوباره بخشی کوچک از عناصر آگاه باقیمانده در خارج از کشور را فراهم آورده است . تمامی این مجامع برای کسب یا شرکت در قدرت سیاسی و بهره وری از موهبات اقتصادی و اجتماعی آن و من و شما و ما ، برای زنده ماندن آگاهانه، چاره ائی جز دفاع و پشتیبانی از این جنبشها نداریم و بنابراین حتی بخاطر حفظ خود نیر میباید اقدام متحد کنیم ! اما کدام اقدام ؟ 3- بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و... را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم: 1- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛ 2- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛ 3- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛ 4- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛ 5- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و...؛ 6- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و ... و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.» در رابطه با موقعیت و شرایط جاری در ایران وبا تجارب و شناخت نسبی از تضادهای دول امپریالیستی با هم و با نظام حاکم ، شاید بیش از هر تاریخ دیگر، حمایت و پشتیبانی جوامع دیگر میتواند در تحولات قطعی آینده تسریع نماید و بنابراین مراجعه به افکار عمومی ....در جهان اهمیت خاص خود را دارد و اما تنها راه اقدام متحد نیست . چرا که در نبود یک جنبش آگاهانه و طبقاتی سوسیالیستی جهانی ، هنوز درک جهانی بودن انسان و حقوقش در حد حرف و شعار باقی مانده است و اگر نه اکثریتی از مردم این جوامع تحت سیطره بمباران لاطائلات تبلیغاتی و استبداد بی وقفه رسانه های اندیشه ساز راسیسم و فاشیسم آشکار جهانی، گامی یا گامهائی به عقب ، قطعا گامی آگاهانه نیز به جلو برنداشته اند . بنابراین توهم به حمایت های بوروکراتیک نیروهای مورد وثوق ، بدون حمایت واقعی و گسترده طبقاتی ، مفهومی جزء فریب خود و امید دادن کاذب به نیروهای درگیر در مبارزه ندارد. بدین ترتیب نقش و کارعناصر آگاه ، بلاخص عناصری که بهر دلیلی ناگزیر حفظ جان ، سرزمین خود را ترک نموده اند و تبعید اختیاری را انتخاب نموده اند ، در تبعیدگاههای خود دو چندان میشود . کار بی وقفه در درون مناسبات مبارزه طبقاتی جوامعی که هم اکنون زندگی میکنند و افشای بی وقفه حمایت و دخالت صاحبان قدرت و سرمایه از نظام ایران ، حتی در حمله نظامی یا تحمیل حالت جنگی و ... و جلب افکار عمومی دردفاع از حق تعیین سرنوشت ملل بدست خود و مبارزه بیوقفه با میلیتاریزم و ازحرکت انداختن ماشین نظامی در این جوامع وتجدید سازماندهی خود درسازمانیابی نوین، کنار مبارزه جاری درایران . این آن حداقل های اقدام متحدی است که باید آگاهانه، سازمانیافته و با برنامه پیش برده شود و نه با تعجیل و بکارگبری هر وسیله، بلکه باید در پیشبرد هدفمند آن مسئولانه وآگاهانه تسریع کرد. موقعیت و شرایط تاریخی ایران ، برای تحولی منجر به تغییر مناسبات غیر انسانی حاکم ، مسئولیت تاریخی دیگری را در دستور کار آگاهترین نیروهای مسلح به دانش مبارزه طبقاتی و نیروهای متحد پیرامونی آنان قرار داده است . مسئولیتی که باید به پاسخ و عمل تاریخی ئی منجر گردد تا در ادامه آن سرنگونی نظام امکان پذیر گردد . بنابراین در ادامه همان شیوه های شناخته شده تاکنونی ، حتی اگر همه امضاء کنندگان نیز بخواهند و اقدام کنند ، تجربه حداقل بیست ساله من و شما و ما از شرکت در کارزارهای اینچنانی لحظه ائی ، رسما وعلنا نشان میدهد که اگر نه به ضد خود ، تغییری اساسی در شرایط جاری نمی گذارد و مادامیکه این نظم در قدرت سیاسی و ... باقی است با حمایت و پشتیبانی همپالگی های جهانیش و اشکال مبارزاتی قانونی و متداول در واکنش نیروهای مترقی و طبقاتی این جوامع نسبت به حاکمان خودی و تلاش بی وقفه اکثریت راهبران این نیروها در تعدیل مواضع انقلابی ، به مواضع به اصطلاح دموکراتیک ، تحمیلی جزء پذیرش گام به گام همگانی ما در پذیرش فاجعه آمیز این نظم و معامله و همکاری با آن فراهم نمی آورد و متاثر از آن ، سدی در تکامل دیالکتیکی مبارزه طبقاتی جاری در ایران نیزمیگردد . عمق و شفافیت بخشیدن به تحولی که هم اینک جامعه ایران را به تلاش واداشته است و بواقع ارتقاء این تحولات به تغییر مناسبات حاکم ، به حضور دخالتگر و سازمانیافته کارگران و زحمتکشان و... و به تلاش بی وقفه آگاهانه و سازمانیافته ما ، با هر نام و نشان و کار و ملیت نیازمند است و همانطور که میدانید این مناسبات تاکنون بهر دلیلی که در این خلاصه نمی گنجد پی ریزی نشده است . 4 - در این مدت کم، این بیانیه را «سیزده سازمان و حزب» ؛ «شصت وسه کانون و نهاد دمکراتیک»؛ «پنجاه وسه رسانه گروهی» (وبلاگ، سایت اینترنتی، رادیو و...)؛ بیش از «چهارصد فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی»؛ «صدها استاد دانشگاه و معلم و فعالین جنبش دانشجویی سوئدی و انگلیسی و.....» امضاء و بهرگونه ائی اقدام کرده اند و همچنین رسانه های عمومی و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر ارسال نموده اند.......... باید بی پرده بگویم که بنظر من ،سازمانها و تشکل های سیاسی ، بلاخص نیروهائی که توانستند در پروسه قبل از قیام نقشی هر چند کوچک در سازماندهی توده ائی و طبقاتی داشته باشند و بعد از قیام مورد تهاجم همه جانبه نظام فاشیستی واقع شدند ، در درون مناسباتی که در آن نقش داشته اند به انحلال رسیده اند و اگر اثری و نظری داشته اند به آگاهی آنان رسانده اند . پس از ضربات مرگ آور به این نیروها، آنچه که باقی ماند ، بهر دلیلی بعقب نشینی تا مرز فرار ومهاجرت وادار شدند ودر طی اقامت طولانی و بدون ارتباطات جدی و واقعی داخلی، پروسه اجتناب ناپذیر اسنحاله خود را طی نموده اند . بعنوان یکی از شاهدانی که در پروسه بیست ساله گذشته به اندیشه و عمل این میراث داران در خارج از کشور، توجه کرده است ، امروز بر این نظرم که این نیروها علیرغم یدک کشی نامهای پرافتخار سازمانهائی که در دوران حضور و اعلام موجودیت خود، اندیشه جمعی خود را بعمل کشاندند و بسیاری آگاهانه در راه آرمانهای انقلابی و انسانی خود جان باختند ، آنچنان عقب نشسته اند که بسیاریشان از ارتفاع آگاهیشان به زمین های بازی کثیف سیاسی در پناهگاههای امنشان در ینگه دنیا افتاده اند و آن میکنند که تاریخ جزء با زهرخندی از آنان یاد نخواهد کرد . بنابراین اگر همه سازمانها و احزاب خارج از کشوری نیز بدورهم فرآ آیند ، مادامیکه هر یک ، اگر نه با شهامت و آشکار ، در پس کله های سبزشان به تنهائی برای خود و تشکیلات خود ، نقش پیشاهنگی و پیشکامی و رهبری ، خیال میکنند و یا میپندارند و برای در آغوش گرفتن رویاهای شیرینشان در کسب قدرت سیاسی و یا حضور در آن با هر وسیله ائی و سیاستی ، بر سر هر میزی و گرد هر شیرینی ئی مینشینند و میچرخند و ذره ائی از آن را تمنا میکنند، اگر نه ایجاد اغتشاش و افتراق و انحلال، .... نقشی واقعی در سازندگی روابط و مناسبات آگاهانه نخواهند داشت . وضعثت فعلی این نیروها خود تصویر کننده این نظر است . با همه ناباوریم نسبت به این نیروها و اکثریت ایرانیانی که درخارج از کشور، نان جنایات جاری در ایران را ارتزاق کرده اند و یا میکنند و سکوت که نه ، آگاهانه یا ناآگاهانه با دشمن رودرروی مردم همراهی میکنند ، از حمایت علنی امضاء کنندگان بیانیه اقدام متحد دفاع از دانشجویان ... ، خوشحالم و بدیعی است که خوش خیالی نیز ندارم و بر این نظرم که این مرز، یعنی امضای این بیانیه و مشابه آن ، اقدام مشترک بسیاری از صاحبان امضاءاست و مسئولیتی بیشتر را نمی پذیرند . یک نمونه بسیار ساده : اگر با فرض درست بودن آمار فوق ، اعضای هر حزب ، سازمان ، کانون و نهاد دموکراتیک ، رسانه عمومی را فقط یکنفر حساب کنیم و به آن تعداد فعالین سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را اضافه کنیم ، به رقم تقریبی 530 نفر میرسیم و در این مرحله از سایر لبست های دوستان سوئدی و انگلیسی ... صرف نظر میکنم . توجه کنید ! پیشکامان اولیه این کمپین با توجه به اهمیت و ضرورت و نیازی که میبینند، زحمت میکشند به همه گان اطلاع میدهند تا با حضور خود در جلسه علنی پالتاکی و ارائه راه کارها ، ادامه کاری کمپین را تضمین کنند . در این جلسه حدودا 50 نفر شرکت داشتند . چند سخن گو ، چند منتقد و .. و اکثریتی ناظر و خاموش و حداقل 480 تن غایبند ! 5 - در ادامه سازمان دهی و گسترش این کمپین، دوشنبه شب 17 دسامبر، یک جلسه پالتاکی علنی برگزار شد که فعالین «اقدام متحد» از کشورهای انگلستان، فرانسه، بلژیک، هلند، آلمان، سوئد، استرالیا، آمریکا و... گزارش فعالیت ها و تجارب و ابتکارات خود در حمایت از دانشجویان را ارائه دادند. این جلسه به دست اندرکاران اولیه این کمپین سیاسی - تبلیغی، ماموریت داد تا 7 نفر را به عنوان هماهنگ کننده کمپین از کشورهای مختلف تعیین کنند. تا آنجا که بخاطر دارم ، غیر از آقای رحمانی و دوستانی از هلند وآمریکا و .. که مطالبی در رابطه به موضوع را به آگاهی رساندند، -- البته دقایقی هم صدای سخنرانان را بگوش نداشتم -- همچنین چند نفر دیگرضمن گزارشی ازاکسیونهای در دست اقدام و به برخورد به یک دیگر پاسخ دادند وانتقاداتی هم به آقای رحمانی و مجریان داشتند و مطالبی غیر از دستور واقعی کارجلسه علنی رد و بدل کردند که کار ساز هم نبود . در مجموع بنظرم آمد که جلسه اول به حداقل هائی از سازماندهی مشترک این کمپین هم نائل نشد وادامه بحث به جلسات دیگر موکول گردید . تعجب میکنم که دراین نشست تصمیمات بالا گرفته شده است . با فرض اینکه این تصمیمات در آن دقایقی گرفته شده است که من صدای سخنران را نداشتم ، این جلسه به دست اندرکاران اولیه این کمپین سیاسی - تبلیغی، ماموریت داد تا 7 نفر را به عنوان هماهنگ کننده کمپین از کشورهای مختلف تعیین کنند. ؟! عجب ! با کدام بحث و تبادل نظر ، با کدام برنامه مشترک ، با کدام سازماندهی ، این جمع به دست اندرکاران اولیه ماموریت داد ؟ آیا امضاء کنندگان غایب در جلسه با این ماموریت توافق دارند یا داشتند و یا شاید حاضران نمایندگان همه بودند؟ این کدام شیوه کار است ؟ 6- همان طور که من در این جلسه پیشنهاد دادم این کمپین تا اواخر ژانویه 2007 ادامه می یابد و در هفته آخر آن آکسیون ها و راهپیمایی مشترکی با فعالین و جریانات ایرانی چپ و برابری طلب و کمونیست با سازمان های سیاسی، تشکل های کارگری و دانشجویی و... کشور ساکن خود برگزار کنند و صرفا به ایرانی ها محدود نباشد. جلسات روتین پالتاکی هفته ای برگزار شود و در این جلسات غیر از گزارش دهی، تبادل تجربه شود و ایده ها و پیشنهادات مختلف مورد بحث و بررسی و تحت اقدام قرار گیرد. این کمپین ادامه دارد. ...... با فرض پیشنهاد بالا ، آیا این پیشنهاد به تائید فعالین و نمایندگان و .... شرکت کننده در جلسه رسیده است ؟ آیا نمایندگان کشورها برای هماهنگی توسط دست اندرکاران انتخاب شده اند ؟ من فرد ی که نه دیروز و نه امروز عددی نبود ه و نیستم ، آیا این نمایندگان پیشنهاد آقای رحمانی را پذیرفته اند ؟ برنامه گروه هماهنگ کننده برای اقدام متحد و پیش برد سازماندهی یک حرکت بین المللی سیاسی- تبلیغاتی کدام است ؟ شاید برخی از دوستانی که همدیگر را میشناسند برنامه مشترکی را پیش میبرند و بنابراین اقدام متحد چه معنائی دارد ؟ شاید واقعا هدف دست اندرکاران اولیه صرفا به امضاء در آوردن یک بیانیه مشترک بود و این هدف هم بخودی خود بسیار پسندیده و آگاهانه است ، پس چرا باید آنرا پنهان کرد ؟ 7 - اگر در یک نگاه اقدامات تاکنونی این کمپین را واقع بینانه مورد ارزیابی قرار دهیم به راحتی درمی یابیم که این کمپین نسبت به کمپین های قبلی بسیار وسیع تر و گسترده تر است ....... واقعییت این است که در هر شهر و دیاری هنوز هستند کسانیکه بدون جار و جنجال و سوء استفاده سیاسی از علایق انسانها به مسائل ملی و جهانی ، به فعالیت و تلاش برای افشای نظام فاشیستی اسلامی ایران اقدام میکنند و درراه سرنگونی این نظم نه با هروسیله ائی که آگاهانه قدم بر میدارند . با این درک ، باورم این است که در خارج از کشور، با ادامه وضعیت تاکنونی ، درد مشترک ما مرگ منفعل.... تک تک ماست که در شرف تکوین است . باید بخاطر حفظ بقای آگاه خود مسئولانه به اقدام مشترک پاسخ علمی وعملی داد . 30.12.2007 - جهان | ||