| ||
|
قدرت خلق و ناتواني رهبران ناصر پرنيان قبل از آغاز كنفرانس آناپوليس كه سرو صداي زيادي هم دور و بر آن ايجاد شده بود, معلوم بود كه اين كنفرانس نتايجي براي خلق فلسطين در بر نخواهد داشت. اين كنفرانس كه با ابتكار جورج بوش طراحي گرديد از نظر زماني داراي ضمانت اجرايي نبود. چرا كه جورج بوش در طي هفت سالي كه رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا بود نه تنها قدمي در راه منافع خلق فلسطين برنداشت بلكه در هر موقعيتي كه دست ميداد بر لزوم دفاع از موجوديت اسرائيل به منزله دولت يهودي اصرار ميورزيد. عليرغم وعدههاي فراوان و تو خالي كه تا به حال به محمود عباس رئيس جمهور فلسطين از طرف ايالات متحده آمريكا داده شده و عليرغم توصيههايي كه از طرف بعضي از مشاورين محمود عباس مبني بر عدم شركت او در اين كنفرانس به او داده شدهبود, او به اين كنفرانس رفت. اولين نتيجه اين كنفرانس همانطور كه انتظار ميرفت قطع حملات موشكي از طريق نوار غزه به طرف اسرائيل بود.(1) اسرائيل براي در هم شكستن مقاومت اين خلق به آخرين و مرگآفرينترين حربه دست زد. دولت صهيونيستي اسرائيل با بستن مرزهاي خود در امتداد نوار غزه هر گونه ارتباط نوار غزه با دنياي خارج را قطع كرد. با اين عمل دولت صيهونيستي اسرائيل قصد به زانو در آوردن خلق فلسطين تا سرحد مرگ را داشت. آنها با اين قصد به اين عمل دست زدند كه بعد از اينكه ذخاير سوختي و مايحتاج روزانه مردم در بازار به اتمام رسيد, مردم بر عليه مقامات خود شورش خواهند كرد و از اين طريق دولت اسرائيل خواهد توانست حملات موشكي به اسرائيل را قطع كند. اولين قربانيان اين سياست كه مغاير با تمامي قوانين و كنوانسيونهاي بينالمللي بود, كودكان, سالمندان و بيماران بودند. كودكان و سالمندان كه در بيمارستانها بستري بودند به علت قطع طولاني برق از دريافت كمكهاي پزشكي و دارو محروم گرديدند. از طرف ديگر مايحتاج روزانه مردم در مغازهها خالي گرديده و مردم در حالت ياس و سردرگمي بسر ميبردند. تمامي وسايل نقليه به دليل نداشتن سوخت متوقف گرديدند. در تعاقب اين امر رساندن آذوقه به نقاط مختلف قطع گرديد. آمبولانسها به دليل نداشتن سوخت توانايي كمكرساني به مردم را نداشتند. ولي حملات دولت صهيونيستي اسرائيل كماكان از هوا ادامه داشت و ايالات متحده آمريكا كماكان از سياست دولت صهيونيستي اسرائيل حمايت ميكرد. در اين بين محمود عباس به سياست مذاكره با دولت اهود المرت ادامه ميدهدو هشدار تعدادي از مقامات بلند پايه فتح مبني بر متوقف كردن مذاكرات تا اطلاع ثانوي را ناديده ميگيرد. در چنين شرايط مرگآوري خلق فلسطين به دور از جدالهاي گروهي سازمانهاي موجود فلسطيني دست به ابتكار جديدي زد كه همه جهانيان را متحير ساخت. در تاريخ 23 ژانويه 2008 تعدادي از فلسطينيان با منفجر كردن مانع مرزي بين نوار غزه و مصر در محل رفح راهي براي برون رفت از مرگ تدريجي را كه دولت صهيونيستي اسرائيل به آنها تحميل كرده بود, ايجاد كردند. با ايجاد اين روزنه صدها هزار از فلسطينيان نوار غزه وارد مصر گرديدند و توانستند مايحتاج خود را تا آنجا كه توان ماليشان به آنها اجازه ميداد فراهم كنند. سربازان مصري در مقابله با اين ابتكار عملا" نتوانستند كاري انجام بدهند. رئيس جمهور مصر, حسني مبارك, در يك مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت كه او به سربازان مصري دستور داده است كه مرزها را باز بگذارند تا فلسطينيان بتوانند مايحتاج خود را فراهم كنند. البته حسني مبارك تلاش كرد تا نشان بدهد كه كار خلافي انجام نگرفته است و همه چيز با برنامه انجام گرفته است. اما بر طبق قرارداد كمپ ديويد باز كردن مرز بين فلسطين, نوار غزه و مصر بايد با توافق دو طرف قرارداد, اسرائيل و مصر, انجام بگيرد.
نوار غزه انبوهترين تراكم جمعيتي جهان را دارد. در نوار غزه حدود5/1 ميليون فلسطيني زندگي ميكند كه نزديك به 900,000 از آنها به عنوان پناهنده در آنجا ثبت نام شدهاند. با باز شدن مرز توسط انفجار نزديك به 800000 نفر در مدت كوتاهي براي تهيه آذوقه از مرز عبور كردند. ممانعت از ورود اينهمه انسان در مدت كوتاهي كاري نبود كه از دست مرزبانان نه مصري و نه هيچ كشور ديگري بر بيايد. هر چند كه دولت مصر بعد از مدت كوتاهي اقدام به بازسازي مرز رفع برآمد, اما فلسطينيان توانستند در جاي ديگري در امتداد مرز راهي براي ورود به مصر ايجاد كنند. اولين واكنش جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا اين بود كه از حسني مبارك درخواست كرد كه مرز رفع را هر چه زودتر ببندد.
در مورد اين كه كدام گروه و يا سازمان فلسطيني در اين رابطه نقش مهمي ايفا كردهاند, نميتوان به سادگي حرف زد, اما به جرات ميتوان گفت كه الفتح در اين اقدام هيچ نقشي نداشته است. محمود عباس در موقعي كه نوار غزه در بايكوت و مجازات دستجمعي دولت صهيونيستي اسرائيل قرار داشت, به مذاكرات خود با المرت ادامه ميداد.
از اين اقدام خلقي به عنوان يك انتفاضه مردمي جديد نام ميبرند. شواهد نشان از يك سازماندهي دقيق ميدهد. بلافاصله بعد از انفجار مانع مرزي هزاران انسان فلسطيني از مرز عبور كردند و خود را به شهر رفع رساندند تا بتوانند مايحتاج خود را تهيه كنند. اين امر نشان ميدهد كه مردم از قبل در آنجا اجتماع كرده بودندو يا از آن با خبر بودند. جمع كردن و سازماندهي كردن چنين توده عظيمي در يكجا و بي خبر ماندن دستگاههاي امنيتي و انتظامي از آن موضوعي ساده نيست و خبر از قدرت و توانايي توده مردم ميدهد.
ميگويند وقتي كه اسرائيليها شطرنج بازي ميكردند, فلسطينيها پينگ پونگ بازي ميكردند. اما حوادث اخير نشان ميدهد كه فلسطينيها هم ميتوانند شطرنج بازي كنند. واقعه اخير نكات ديگري را براي دولت صهيونيستي اسرائيل آشكار ساخت. نكته اول اين است كه دستگاه امنيتي و اطلاعاتي رژيم صهيونيستي از كشف چنين عمليات مهمي و سيعي عاجز ماند و شوكه شد. سازمان اطلاعاتياي كه توانايي كشف يك اجتماع چند صد هزارنفري در يك محدوده كوچك جغرافيايي را ندارد, داراي نواقضي است, خصوصا" كه اين اجتماع از دشمنان يك دولت باشد. نكته ديگري كه رژيم صهيونيستي ميبايست نگرانش باشد اين است كه چنين حملهايي كه در نوار غزه اتفاق افتاده است, در كرانه باختري رود اردن هم ميتواند اتفاق بيفتد. اگر در رفع موانع مرزي با كشور مصر مورد حمله قرار گرفت, فردا چنين حملهايي ميتواند عليه ديوار بتوني كه دولت صهيونيستي اسرائيل بطول هزاران كيلومتر ايجاد كرده است, اتفاق بيافتد.
نكته مهمي كه بايد آنرا به يادداشت اين است: صرفنظر از اينكه در آينده روند مبارزاتي جنبش فلسطين چگونه خواهد شد, در اين نكته شكي نيست كه خلق فلسطين ديگر به عقب برنخواهدگشت. سطح مبارزاتي جنبش فلسطين ارتقائ پيدا كردهاست و هيچ چيزي نميتواند اين تجربه مبارزاتي را از اين خلق بگيرد. اين نتيجه بلاواسطه سياست مرگبار دولت صهيونيستي اسرائيل است. گروههاي مختلف فلسطيني نيز بايد اين پيام را به خوبي درككردهباشند. خلق فلسطين ديگر تماشاگر نزاعهاي داخلي آنها نخواهد بود. اين اكسيون خلق فلسطين پارامترهاي جديدي را وارد عرصه مبارزاتي جنبش خلق فلسطين كردهاست.
2008-02-04 | ||