|
||
|
زندان ادامه ی مبارزه علیه ی نظام های حاکم
شباهنگ راد تعابیر و تعاریف گوناگونی از جانبِ نیروهای چپ و انقلابی پیرامون عملکرد عنصر مبارز و کمونیست در درون زندانهای رژیم جمهوری اسلامی وجود دارد. تعابیری که در بر گیرندهی منافعی طبقاتی معین اقشار متفاوت درون جامعه میباشد. پراتیکِ دنیای ناعادل و جوامعی طبقاتی بر این حقیقت صحه میگذارد که قدرتمداران همواره بهمنظور حفظ و پایداری مناسبات ظالمانانهیشان بههر دری میزنند و از تمامی ابزارها سود میجویند تا گردونهی منفعتشان از حرکت باز نایستد. آنان مرتکب آنچنان جنایات و قساوتی در حق تودههای رنجدیده و فرزندانشان میگردنند که قابل توصیف نیست. نظام سرمایهداری یعنی نظام خشونت؛ یعنی نظام شکنجه و سرکوب؛ یعنی زندان؛ یعنی در هم کوبیدن روحیهی مقاومتجویانهی زندانیان سیاسی و به تخطئه کشاندن مبارزات کارگران و زحمتکشان. اینها از وظایف نوشته شدهی جانیان بشریت است و تا کنون در عمل نشان دادهاند که زندانها یکی از آن میادین مخوفیست که بدان متکیاند. در یک کلام دنیای سرمایهداری بدون دایر نمودن سیاهچالهای مخوف و شکنجه قادر به حاکمیت نیست؛ به همین دلیل زندانها به جزء ذاتی این نظامها تبدیل گشته است و هر روزه دارند در درون آنها جنایت میآفریند؛ دولتمردان به یمن دستگاههای سرکوبگرشان، انسانها را دستگیر و در میان چهاردیواریهای مملو از نیروهای مسلح مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار میدهند تا انسانیت و عدالت را لگدمال نمایند. میکُشند و میسوزانند تا دنیای بناحق خویش را بر سازندگان اصلی جامعه تحمیل نمایند. اینها از خواص و خاصیت نظامهای ارتجاعی و منفعتطلب است.
طبیعتاً برخورد و نگاه عنصر صدیق کمونیست و مبارز در درون زندانها نسبت به اعمال شنیع شکنجهگران به گونهای دیگر است و بخوبی میدانند که ضد انقلاب حاکم بر جامعهیمان در تلاش است تا با توسل جستن به انواع و اقسام حیلهها، ایستادگی و پایداری آنانرا در هم شکند و سیاست تسلیم و سازش را جایگزین آنها نماید. رژیم جمهوری اسلامی در این مدت به عنوان حافظ و مدافعی نظامهای سرمایهداری و در چارچوبهی سیاستهای سرکوبگرایانهاش هزاران انسان را دستگیر و شکنجه نموده است تا مانعی رشد و گسترش جنبشهای اعتراضی گردد. هزاران تن را از دم تیغ گذراند و بدن هزاران تن دیگر را لت و پار نموده است تا سیاست یأس و تسلیمطلبی را در درون زندانها حاکم گرداند؛ امّا در مقابل تودههای ستمدیده، علیرغم مشاهدهی هزاران ترفند و سیاستهای سرکوبگرایانهی رژیم و به تبع از آن عقبنشینی بعضاً عناصر مخالف در درون زندانها، شاهد ایستادگی و مقاومت پایداران اصیل انقلاب علیهی ضد انقلاب حاکم بودهاند؛ پایداری و مقاومتی که نمایانگر اراده و عزم آهنین فرزندان دلیر تودههای ستمدیده میباشد. مگر میتوان تصوری بهغیر از مقاومت و ایستادگی محرومان و فرزندانشانرا در مقابل جانیان بشریت و وحشیگریهای آنان داشت؟ مگر تا کنون به اثبات نرسیده استکه ظلم و جنایت مولّد مبارزه و مقاومت میباشد؟ مگر میتوان خود را از زمره مدافعین راه رهائی و آزادی دانست و مبارزه در درون زندانها را ادامهی مبارزه علیهی نظامهای سرکوبگر تلقی ننمود؟
حقیقتاً که تا کنون بر هر انسان آزادهای روشن گردیده استکه سرکوب به جزئی جدائی ناپذیر از سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی تبدیل گشته است و به تبع از آن تودههای ستمدیده در سه دههی اخیر کاملاً شاهد بودهاند که بگیر و بهبند و شکنجهی وحشیانهی جلادان علیهی کمونیستها و مبارزین نه تنها یک لحظه توقفی نداشته و به تبع از آن نهتوانسته است بر حدود خیزشهای اعتراضی و بازستانی حقوق اولیهی محرومان بکاهد، بلکه بر میزان آنها و بر حقانیتِ ایستادگی پایداران انقلاب افزوده است. شاهد بودهایم که جمهوری اسلامی در اینمدت بههر بهانهای معترضین را دستگیر نموده است و همچنان بر این سیاست پای میفشارد. دستگیریهای فلهای زنان به بهانههای واهیای همچون "بد حجابی" و "ارتقاء امنیت اجتماعی"، دستگیری بیرویهی دانشجویان و قربانیان نظام تحت عنوان "مبارزه با ارذال و اوباش" گویای این واقعیات استکه سران حکومت بدون دستگیری و بهبند کشیدن کمونیستها و مخالفین قادر به حکومتداری نیستند. بیدلیل نیست که هر روزه تور پلیسی و بگیر و بهبند خود را گستردهتر مینمایند و به شکار زنان، جوانان، دانشجویان و مخالفین میپردازند تا جامعه را بر اساس امیال خود سمتوسو دهند. براستی که زندانهای رژیم جمهوری اسلامی در این مدت به صحنهی پیکار نابرابر انقلاب و ضد انقلاب تبدیل گشته است و بهواقع که در این کشاکش طبقاتی مسجل گردیده استکه پیشبرد امر انقلاب ایران بدون ایستادگی و مقاومت زندانیان سیاسی در برابر شکنجهگران و جلادان در درون زندانها نا ممکن میباشد.
واقعیت این استکه در دنیای طبقاتی، ضد انقلاب حاکم، عرصههای نابرابر متفاوتی را بهمنظور حفظ و حراست از منفعت سرمایهداران جانی باز نموده است که یکی از آنها، عرصهی زندانها میباشد. عرصهی نابرابری که نیازمند ایمان عمیق به آن منافعایست که کمونیستها پرچمدار آنند. به همین دلیل استکه مدافعین راستین حقوق کارگران و زحمتکشان ایستادگی و مقاومت زندانیان در درون سیاهچالها را به عنوان بخشی از مصافهای نابرابر طبقاتی فیمابین انقلاب و ضد انقلاب قلمداد نموده و بر این نظراند که دشمن درنده را بدون مقاومت و پایداری نمیتوان پس زد و یا به عبارتی دیگر نمیتوان - بر خلاف ایدههای غیر مارکسیستی بعضاً نیروهای "کمونیست"-، موضعگیریها و همسوئی انسانها در درون زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را "فاقد اعتبار" دانست و به تطهیر رفتار و کردار آنان پرداخت!!!
بر اکثریت آحاد جامعه روشن گردیده استکه سران حکومت از منطق واحدی پیروی نموده و در تمامی عرصهها به قلع و قمع کارگران و زحمتکشان و فرزندانشان میپردازند تا سیاستهای ارتجاعی خود را بر آنان تحمیل نمایند. در این میان زندانها یکی از آن میادین مخوفیست که در خدمت به منافعی سرمایهداران قرار گرفته است و به همین اعتبار استکه دولتمردان میکوشند تا مانعی هر گونه مقاومتِ رزمجویانهی زندانیان سیاسی در درون سیاهچالهای خود گردنند. شکنجه میکنند؛ اعدام مینمایند تا بزعم خویش ریشهی مقاومت را بخشکانند. اینها یگانه سیاست رژیم در درون زندانهاست. سیاستی که از همان آغاز در سر لوحهی وظایفِ ضد انقلابی خود قرار داده است و همچنان بر آن مصر میباشد. از یکسو رژیم جمهوری اسلامی بر دامنهی اذیت و آزار و شکنجهی کمونیستها و مبارزین و مخالفین خود افزوده است و از سوی دیگر ما شاهد پایداری و مقاومت صدها عنصر کمونیست و مبارز در درون زندانها میباشیم. اینها نمایانگر جنگِ نابرابر و تنشهای طبقاتیست؛ اینها نمایانگر مبارزهی تمام عیاریست که حاکمان بانی آنند. بیتردید پیروزی در این جنگ نابرابر، به پایداری و باوری عمیق به منافعی میلیونها انسان محروم مرتبط میباشد.
تاریخ را گواه گیریم و به مبارزات تودههای ستمدیده و فرزندانشان در این میادین نگاهی بیاندازیم، براستی که مملو از استقامت و پایبندی به آرمان دگرگونهساز میباشد. هزاران انسان با بدنهای خونین و لت و پار شده در برابر شکنجههای روحی – جسمی جلادان ایستادهاند و لحظهای به اهدافشان پشت نکردهاند تا خلقشانرا را سرافراز نگه دارند؛ هنگامیکه «لوئیز میشل» در دوران محاکمهی کموناردهای پاریس فریاد زد که: "من نمیخواهم از خودم دفاع کنم. من تماماً به انقلاب اجتماعی تعلق دارم و مسئولیت کلیهی اعمال خود را بهعهده میگیرم و من آنها را تماماً و بدون قید شرط میپذیرم"، بهنوبهی خود نمایانگر آن آرمانیست که کمونیستهای صدیق مدافعی آنند و با دل و جان به جنگ با ظالمان برخاستند. بی دلیل نیست که کمونیستهای راستین، زندانها را عرصهای دیگر از مبارزهی طبقاتی تلقی مینمایند و نمیتوان بهمانند ناپیگیران انقلاب و منحرفین از ایدهی ظفرنمون پرولتاریا، نقش و اعمال زندانیان سیاسی در درون زندانهای رژیم را خارج از مدار مبارزهی طبقاتی و آشتیناپذیر فیمابین انقلاب و ضد انقلاب مورد ارزیابی قرار داد. کاملاً آشکار گردیده است که این قانون و طبیعت نظامهای سرمایهداریست که با توسل جستن به شنیعترین روشها میکوشند تا مخالفین خود را به تسلیم و همکاری وادارند؛ در مقابل این قانون و طبیعت همهی مدافعین راه رهائی کارگران و زحمتکشان استکه در میادین متفاوت تن به سازش ندهند و در برابر سیاستهای ارتجاعی رژیم به مقابله برخیزند و از اعمال خویش که همانا پیروی از خواستهها و مطالبات بهحق کارگران و زحمتکشان میباشد، دفاع نمایند.
میدانیم که ضد انقلاب حاکم بر جامعهیمان تا کنون میدانها و جنگهای نابرابر متفاوتی را علیهی کمونیستها و مخالفین خود گشوده است و میدانیم که هر روزه دارد این میادین را گستردهتر مینماید و بر رعب و وحشت جامعه میافزاید. هدفاش، به عقب راندن کمونیستها و مبارزین است. میکوشد تا با دم و دستگاههای مخوفاش هر مخالفی را به زیر کشد و آنانرا از تداوم فعالیتهای انقلابیشان باز دارد. بنابراین بر هر عنصر کمونیست و مدافعی منافعی تودههای ستمدیدهست تا از پایداری زندانیان سیاسی حمایت نمایند و مبلغ مقاومت و ایستادگی در برابر سازش و همسوئی با رژیم گردند. اینها از زمره سیاستهای پیشروندهایست که انقلاب ایران نیازمند آن میباشد و تنها بدینوسیله است که میتوان دشمن را به عقب پس زد و بر روحیه و رادیکالیزم مبارزات تودهای افزود. بیتردید جنبشهای اعتراضی - انقلابی، مبلغ و مدافعی ایستادگیست و هر جریان و عنصر کمونیست و انقلابیای که به انقلاب تودهای تعلق دارد، هرگز موضعگیریهای عناصر سازشکار و همسوئی آنان با نظم و ترتیب جلادان و شکنجهگران در درون زندانها را نا دیده نخواهند گرفت و به توجیه اعمال بهغایت انحرافیشان - به هر درجه و میزانی - نمیپردازند. باید به این درجه از آگاهی انقلابی و کمونیستی دست یافت و دانست، به همان میزانی که مقاومت و پایداری کمونیستها و مبارزین در درون زندانها بر اعتبار سیاسی جنبشهای انقلابی میافزاید؛ به همان میزان، عقبنشینی و سازش عناصر در درون زندانها، جنبش را به عقب باز خواهد گرداند.
4 آپریل 2008 16 فروردین 1387
|
||