گفتگوهای زندان

 

 

پرچم سرخ اول ماه مه را به اهتزاز درآوريم!

 

بيانيه نشريه دانشجويی بذر به مناسب روز جهانی كارگر

 

”بر ما نبخشد فتح و شادی

خدا ، نه شه ، نه قهرمان

با دست خود گيريم آزادی

در پيكارهای بی امان“

 

 هم صداييم با ”انترناسيونال“ كه سرود جهانی ماست در اول ماه مه. پيموده ايم اين راه را در طول تاريخ‏ ، بر سنگفرش مبارزات طبقاتی و همچنان پای در راهيم.

اول ماه مه ، روز طبقه كارگر جهانی است. روز صدها ميليون زن و مردی كه در سراسر دنيا ، چرخ ها را می گردانند ، دگمه ها را فشار می دهند ، شيره جان می دهند و دنيا را می آفرينند و باز می آفرينند. اول ماه مه اما ، روز رنج و تكرار رنج ها نيست. اول ماه مه ، روز نمادين نبرد طبقه كارگر برای فرو افكندن نظام سرمايه داری جهانی و ساختن دنيايی بدون طبقات ، بدون بهره كشی انسان از انسان ، بدون ستم های جنسيتی و ملی و مذهبي ، بدون خرافه و باورها و سنت های كهنه و اسارت بار است. با اين نگاه به آينده ی روشن نوع بشر ، آينده ای كه حاصل تلاش آگاهانه و انقلابی  مردم خواهد بود ، به اول ماه مه خوشامد می گوييم.

اول ماه مه متعلق به همه كسانی است كه چنين آرمانی را در سر دارند و آينده را چنين تصور می كنند. همه كسانی كه زندگی امروز خود را با مبارزه و تلاش و تفكر برای نزديك ساختن چنين فردايی معنا می كنند. اول ماه مه متعلق به ماست كه می توانيم فعال آگاه جنبش كارگری باشيم ، يا روشنفكر انقلابي. می توانيم كوشنده جنبش رهايی زنان باشيم يا عضوی از جنبش معلمان يا جنبش دانشجويي. شايد در دنيايی كه نظام سرمايه داری با ابزار پيچيده و فن آوری پيشرفته بهره كشی و سركوب و كنترل بر آن حاكم است ، و لحظه به لحظه افكار و ارزش ها و عادات اسارت بار ، حقير ، خرافي ، خودخواهانه و كوته نظرانه را بازتوليد می كند ، صحبت از برپايی نظامی از بيخ و بن متفاوت به نظر خيالبافی بيايد. اما خود اين دنيای جهنمی وارونه به صد زبان فرياد می كند كه ديگر به آخر خط رسيده و آماده دگرگونی است. دنيايی كه بر منطق قدرت و رفاه يك اقليت كوچك به قيمت گرسنگی و فقر و بی حقوقی يك اكثريت عظيم استوار است ، فقط شايسته فرو سوختن است. دنيايی كه از توليد محصولات ضروری و غير ضروری برای جامعه بشری لبريز است اما در جای جايش صدها ميليون نفر بی اميد و بی آينده شب را به روز می رسانند ، فقط بايد بر سر حاكمانش خراب شود. دنيايی كه كار و علم و خلاقيت انسان ها را در چارچوب تنگ منافع سرمايه و سرمايه داران محبوس ، و توحش و تبعيض و جنگ و كشتار جمعی را همه جا گير كرده ، چاره ای جز دگرگونی بنيادين ندارد.

اين كه ما در كدام گوشه ی اين دنيا تولد يافته ايم و بزرگ شده ايم هيچ تغييری در اين واقعيت نمی دهد كه با توده های استثمار شده و ستمديده ی همه كشورها هم زنجير و هم سرنوشتيم. دردها و فلاكت ها ، بی عدالتی ها و محروميت ها ، جنايات و ستمگری هايی كه اينجا گريبانگير ماست تنها حلقه ای ضروری از زنجير نظام جهانی سرمايه داری امپرياليستی است. اگر اينجا كارگران مبارز را به حبس می افكنند و شلاق می زنند و به قتل می رسانند ، اگر تشكل های مستقل حزبی و دمكراتيك و صنفی طبقه كارگر را ممنوع اعلام می كنند ، اگر اعتصاب و تحصن و تظاهرات كارگری را سركوب می كنند ، برای اين است كه از منافع و موجوديت اين نظام طبقاتی پاسداری كنند. اگر مردسالاری و پدرسالاری و زن ستيزی را رواج می دهند ، برای اين است كه ستم جنيستی را به عنوان يكی از ستون های اصلی استثمار سرمايه داری سر پا نگهدارند. اگر بنيادگرايی دينی و خرافه های كهنه و ”مدرن“ را رواج می دهند برای اين است كه توده های مردم ، نظم موجود را طبيعی و تغيير ناپذير و مشروع تصور كنند ، نتوانند و نخواهند سرنوشت خود را به دست خويش رقم بزنند ، و هميشه مقهور خدايان آسمانی و ”نمايندگان“ زمينی آنها باقی بمانند. اگر روشنفكران چپ و مشخصا فعالين چپ در جنبش دانشجويی را مورد پيگرد و سركوب قرار می دهند ، برای اينست كه ايده های نو و پيشرو و آرمان انقلاب و ساختن جامعه ای بدون طبقات تبليغ نشود و پايه نگيرد. نظمی كه در اينجا حاكم است ، مهره ای كوچك از يك ماشين آدمخوار بزرگ است. حاكمان اينجا نيز شريك پايين دست و كارگزار و مامور اربابان بزرگترند. نه اميد بستن به وعده های ”دمكراسي“ اهدايی امپرياليستها چاره كار است ، نه چنگ انداختن به برنامه ها و ايده های ناسيوناليستي؛ نه دخيل بستن به ”نوانديشی ديني“ راه نجات است ، نه روان شدن به دنبال ”انتخاب از ميان بد و بدتر“.

 

”تنها ما توده ی جهانيم

ـ اردوی بيشمار كار ـ

داريم حقوق جهانباني ،

نه كه خونخواران غدار“

 

به اول ماه مه خوشامد می گوييم. اين خوشامد گويي‏ ، فقط همبستگی با جنبش كارگری نيست؛ فقط همدردی  نسبت به هزاران كارگر معترض و جان به لب رسيده در گوشه و كنار كشور نيست؛ فقط اعتراض نسبت به دستگيری و آزار كارگران فعال و مبارز نيست؛ فقط انعكاس خواسته های بر حق و شعارهای كارگران از كشت و صنعت هفت تپه گرفته تا لاستيك سازی البرز و صدها واحد توليدی كوچك و بزرگ ديگر نيست؛ فقط حمايت از زنان در جايگاه كارگران بی مزد خانگی و  دل نگرانی برای خيل جوانان بيكار و كارگران بيكار شده نيست. خوشامد گفتن به اول ماه مه ، پيش و بيش از هر چيز ، اعلام پيوند و تعهد با آرمان طبقه كارگر جهانی و نشانگر تلاش خستگی ناپذير برای تحقق آن آرمان و تبليغ و تدارك انقلاب اجتماعی است. اعلام اينست كه می خواهيم بيش از پيش به جهانبينی انقلابي ، به فلسفه و علم انقلاب ، به تفكر انتقادی ماترياليستی ديالكتيكي ، مسلح شويم تا طرحی نو دراندازيم.

 

پيروز باد آرمان و رزم جهانی طبقه كارگر!

                 ”برخيز ای داغ لعنت خورده.........“

 

                                                         ارديبهشت 1387