گفتگوهای زندان

 

قوانین کار در غیاب طبقه کارگر،

 

وزرای کار از 27 کشور اتحادیه اروپا، روز سه شنبه 11 ژوئیه در لوکزامبورگ دور هم جمع شدند تا برای صدها میلیون کارگر کشورهای اتحادیه اروپا تصمیم بگیرند. در این تصمیم گیری نه تنها کارگران حضور نداشتند بلکه حتی نمایندگان اتحادیه هایی که به عنوان شریک تعرفه ی کاری و مزدی از طرف این کشورها به عنوان نمایندگان قانونی کارگران شناخته می شوند نیز حضور نداشتند. آن ها روی 48 ساعت متوسط کار هفتگی توافق کردند و ساعات اضافه تر از آن را تا 60 و در موارد استثنایی و با توافق تا 65 ساعت در هفته تصویب نمودند. تصور آن ها از کارگر نه انسانی که تحت شرایط بارآوری شگفت انگیز امروزی کار باید برخلاف طبیعت انسانی خود عمل کند و خود را با سرعت روزافزون ماشینی که خود برای استثمار راحت تر خود تولید می کند هماهنگ نماید، بلکه رباطی است که بدون فرسایش و بدون خستگی و بدون نیاز به بازتولید خود فقط باید تا آخرین رمق کار کند. 65 ساعت کار هفتگی یا برابر است با 13 ساعت کار روزانه با احتساب 5 روز کار و یا بیش از ده ساعت کار روزانه با احتساب 6 روز کار هفتگی. با توجه به بالا بودن شدت کار مسلما کارگر خسته از 13 ساعت کار نمی تواند نیروی از دست داده را بازتولید کند و اوقات فراغتی هم ندارد که بتواند صرف ارتقا فرهنگی و بالابردن کیفیت توانائی های خود و استاندارد زندگی اش بنماید. با خانواده و دوستان معاشرت کند و از زندگی لذت ببرد.

فرض براین بود که در همین سیستم سرمایه داری با بهبود تکنیک و بهره وری کار، بهره وری از زندگی نیز همگام بهبود یابد؛ ساعات کار به خاطر افزایش بهره وری و بازده کارکاهش و به تبع آن  ساعات فراغت افزایش یابد. این خواستی عقلائی و به جا بود و می توانست چننین نیز باشد اما نیاز به یک پیش شرط داشت وآن بالاتر و یا حداقل متوازن بودن کفه قدرت کارگری در مبارزه طبقاتی بود. طبقه کارگر رزمنده و قدرتمند می توانست حتی با توجه به ضریب باروری که نسبت به قبل و حتی یک دهه  قبل بسیار چشمگیر است، همزمان با بدست آوردن بخش بیش تری از ارزش اضافی ای که خود تولید می کند، ساعات کار را نیزبه زیر 35 ساعت نیز برساند. در این صورت میلیون ها نیروی کاری که امید به یافتن کار را بیش از بیش از دست می دهند شانسی بالا برای اشتغال به کار پیدا می کردند و توان مبارزاتی طبقه کارگر نیز بالا می رفت. قانون تصویب شده همراه با رخوت حاکم د رجنبش جهانی طبقه کارگر تنها ابزاری ساخته دست سرمایه داران برای دمیدن در تنور رقابت کاری بین کارگران، کاهش سطح دستمزدها، پایین آمدن استاندارد زندگی طبقه کارگر و عمومیت یافتن بیشتر فقرو فاقه در جامعه است.                                                            ژوئیه 2008

 

به نقل از سایت کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری( منطقه تهران)