line decor
بازگشت به صفحه اول
HOME  ::  
line decor
 

بانک جهانی، اهداف و رویکردها، نتایچ      

                              لطفا ارقام و درصدها از سمت چپ خوانده شود.

مقدمه:
در این نوشته سعی خواهد شد که بانک جهانی را همان گونه که هست و نه آن گونه که ادعا می شود مورد بررسی قرار داد. در این کار نقش این نهاد اقتصادی را در رابطه با بحران بدهی ها، فقر افزاینده در کشورهای به اصطلاح جنوب و ارتباط تنگاتنگ آن با سیاست های کنسرن های مالی و در این جا بانک جهانی را مورد توجه قرار می دهیم.
 بانک جهانی در یک گروه با مجموع پنج عضو شامل ( IBRD ) بانک بین المللی برای نوسازی و توسعه با ۱۸۵ کشورعضو، ( IDA ) موسسه توسعه بین المللی با ۱۶۶ عضو، ( IFC ) بنگاه مالی بین المللی با ۱۷۹ عضو، ( MIGA ) آژانس بین المللی تضمین سرمایه گذاری های چند جانبه با ۱۷۱عضو و ( ICSID ) مرکز بین المللی در تسویه حساب مشاجرات بین المللی با ۱۴۳ عضو، به فعالیت مشغول است و خود و اهدافش را چنین ارائه می دهد: " بانک جهانی یک منبع حیاتی کمک های مالی و تکنیکی برای کشورهای در حال رشد در سراسر جهان است که در ایجاد آن دو نهاد ( IBRD ) بانک بین المللی برای نوسازی و توسعه و ( IDA ) موسسه توسعه بین المللی، همکاری کرده اند. این دو نهاد نقش مهمی در هدف ما در رابطه با کاهش فقر جهانی و بالاتر بردن استاندارد زندگی بازی می کنند. ما با هم وام های کم بهره، اعتبارات غیرانتفاعی و اعطای امتیاز برای کشورهای در حال رشد جهت تعلیم و تربیت، بهداشت، زیرساخت ها، ارتباطات و مقاصد دیگر* فراهم می کنیم."
 در ادامه خواهیم دید که آیا واقعا بانک جهانی چنین اهدافی را دنبال کرده و می کند و یا همان طور که آمده مقاصد دیگری را دنبال می کند که در تعریف نیامده است.

بانک جهانی نقشی کلیدی در جهانی کردن افزاینده سیستم سرمایه­ داری دارد. ما نفس کار، سیاست­ها و اعمال موسسات مالی بین­المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین­المللی پول و  سازمان تجارت جهانی را در رابطه با گسترش جهانی شدن می­توانیم بهتردرک کنیم. اساس این موسسات و مفهومی که از آن­ها به ذهن می­آید با اهداف واقعی آن­ها از زمین تاآسمان فاصله دارد. جهانی بودن و بین­المللی بودن در واقع به معنای جهانی و بین­المللی کردن سیاست­های راهبران این نهادها است؛ یعنی جهانی کردن سیاست­های سرمایه­های بزرگ برای بلعیدن تمام جهان. برای کسب سودهای ویژه.  برای شریک شدن در ارزش اضافی تولید شده در سراسر جهان و برای دیکته کردن اهداف آن ها به کل اقتصاد جهان و تبدیل آن اهداف به اهداف جهانی .
این به مفهوم حاکم شدن سرمایه­های فراملیتی براقتصاد جهان است که از قرن ۱۹ آغاز شده و اکنون به درجه بالای  پیشرفتگی­اش رسیده است. بنابراین کاربرد سرمایه ملی، بورژوازی ملی و غیره دیگر معنایی ندارد. اکنون کوچک­ترین واحد بهره برداری خواه تولیدی، خواه خدماتی در زنجیره­ی وسیع آن قرار دارد و رشد هر کدام از آنان به مفهوم گسترش این سیستم زنجیره­ای است، گرچه در اساس با رشد سیستم، دانه­های کوچک زنجیره به نفع دانه­های بزرگ ازهم پاشیده می­شوند، در هم ادغام می­شوند و به سمت یکدست شدن پیش می­روند و به صورت شعبات سرمایه مادر در می­آیند و تمرکز سرمایه را تقویت و تشدید می کنند. در کنار بی معنا شدن سرمایه ملی، بازار ملی در سایه بازار جهانی قرار می­گیرد، استحاله می­یابد و به زائده ی بازار بانکجهانی تبدیل می­شود چنان که فرضاً بازار ایران برای تعیین قیمت­های روزانه کالا، هر صبح منتظر تغییرات ارز در بازار جهانی و قیمت­های جهانی می ماند.

بانک جهانی به عنوان یک موسسه مالی، نقشی عمده در تغییر استراتژی و سیاست سرمایه بازی کرده و می کند. سیاستی که می بایست جانشین سیاست استعماری مستقیم قدیم شود و فرم جدیدی از استعمار پوشیده و ملبس به دموکراسی بورژوایی را عرضه دارد یعنی چیزی که به نام استعمار جدید معروف شده است. این مساله برای سرمایه و نیاز خودگستری آن ضروری بوده است.  سرمایه برای گسترش خود و برای جلوگیری از کاهش  نرخ سود، به مواد خام و نیروی کارارزان نیاز داشت. می بایست بازارها گسترش یابد و جهانی شود. می بایست برای کنترل منابع،  کنترل سیاسی غیرمستقیم و اگر لازم شد مستقیم به کارگرفته شود. دراین پروسه تقسیم کار بین المللی و صدور سرمایه نیز جایگاه مناسب خود را پیدا می کند و نهادهای مالی مناسب نیز ایجاد می شود که بانک جهانی از آنگونه است.  ریاست بانک را همواره آمریکائیان به عهده دارند و کشورها برای گرفتن وام ملزم به پذیرش سیاست اقتصادی دیکته شده توسط بانک هستند. البته وام ها تنها برای طرح های پیشنهادی بانک جهانی پرداخت می شود نه نیاز کشور وام گیرنده. 

  تاریخچه بانک جهانی
 اگرچه در تاریخچه تاسیس آن به نشست برتون وودز در دوران بعد از جنگ دوم جهانی استناد می شود اما طرح آن حتی قبل از جنگ جهانی اول وجود داشت که توسط وودرو ویلسن (Woodrow Wilson  ) دموکرات که در سال ۱۹۱۲ به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا انتخاب شد، فرموله شده و به کنگره آمریکا ارائه شده بود. در این زمان با توجه به شرایط جهانی ناشی از جنگ، ویرانی زیربناهای اقتصادی و خوابیدن چرخ های تولید در اروپا، کل سرمایه های آمریکایی به سمت تولید هرچه بیشتر هدایت شد. برای این که اعتصابات کارگری برای افزایش حقوق و شرایط بهتر کار مانعی در این امر ایجاد نکند و چرخ تولید برای لحظه ای متوقف نشود، به صورت دستوری، خود کارفرماها به بالا بردن دستمزد و حقوق اقدام کردند. جنگ و زندگی جنگی را در حقیقت تولیدات آمریکا پیش می برد و در عین حال جنگ وسیله رونق اقتصاد آمریکا و رشد سرمایه های آمریکایی بود. در چنین حالتی اگر بدون دخالت آمریکا و بدون تضمین بازار برای کالاهای آمریکایی و سرمایه آمریکایی که با انبوه تولید متورم و متورم تر می شد جنگ پایان می یافت، بحران، شیرازه هستی سرمایه ی آمریکایی را به لرزه در می آورد و عواقبش نامعلوم بود. به همین سبب  در۸ ژانویه ۱۹۱۸، آن گاه که زمزمه پایان جنگ در گرفته بود، آمریکا ناگهان صلح طلب شد و ویلسون از کنگره آمریکا برای ورود به جنگ، جهت پایان دادن به جنگ و برای صلح در اروپا مجوز خواست!! او همراه با این خواسته، خواهان رفرم های قضایی شد تا کارها به خوبی پیش برود. یک تیم ۱۵۰ نفره در این زمان روی استراتژی سیاسی  آتی آمریکا کار می کرد و ماحصل آن چیزی بود که ویلسون به کنگره اعلام کرد و در آن مسائل تجارت آزاد، موافقت نامه های باز، دموکراسی و خود تصمیم گیری در مرکز توجه قرار داشت. سخنرانی او با ۱۴ نکته فرموله شده بود که عبارت اند از:
-  بازکردن مرزهای اقتصادی و ایجاد شرایط لازم برای تجارت بین ملل به صورت آزاد، چیزی که بعد از جنگ جهانی دوم به شکل موافقتنامه تعرفه و تجارت جهانی عرض اندام کرد.
-  آزاد کردن مطلق دریاهای آزاد در خارج از محدوده معین سرزمین ها در زمان صلح و جنگ؛ چیزی که علاوه بر تسهیل امر انتقال کالاها،  مجوز دخالت ناوگان های  دریایی آمریکا و ناتو را در آب های آزاد سراسر جهان برای حمایت از تجارت آزاد فراهم کرد و امکان دخالت سریع آمریکا در اقصا نقاط جهان را در هر لحظه که منافع سرمایه که آن را منافع آمریکا می خوانند، فراهم کرد.
-  اعلام تنگه داردانل به عنوان یک پاساژ آزاد برای عبور کشتی ها و تجارت بین المللی
- عدم گرفتن غرامت از آلمان به عنوان آغاز کننده جنگ. این بند ناشی از آینده نگری آمریکا برای پیش برد استراتژی خود بود تا در جنگ های آتی که  آمریکا برای گسترش هژمونی خود و جهان گستری هرچه بیشتر سرمایه که در اقصا نقاط جهان ایجاد می کرد، جهت بازسازی زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی و ترمیم خرابی ها و غرامت ضایعات مالی و جانی به مردم در گیر درجنگ، حرفی از آن به میان نیاید. وهم آمریکا بتواند مازاد انباشت سرمایه خود را به صورت وام، سرمایه گذاری های مستقیم و غیرمستقیم، کمک های تکنیکی و مهارتی و غیره به کار بیندازد و بحران را از خود دور کند. به عنوان نمونه می توانیم به سرنوشت عراق توجه کنیم و ببینیم این سیاست چگونه به اجرا در می آید و چه آینده ای دارد.
-  شکل گیری یک موافقتنامه عمومی ملل برای دادن تضمین استقلال سیاسی به همه ملل کوچک و بزرگ، چیزی که بعدها در شکل سازمان ملل اعلام وجود کرد و با ایجاد حق وتو، حق ملل و حق تصمیم گیری آن ها را به مضحکه تبدیل نمود.
-  موادی در رابطه با خاتمه دادن به اشغال در کشورهای مختلف از جمله روسیه، ایتالیا، مجارستان، رومانی، صربستان،  مونته نگرو و  فرانسه.
این سخنرانی و نکات مطروحه در سال ۱۹۱۹ در جریان کنفرانس صلح پاریس مبنا قرار گرفت و ویلسون به خاطر کوشش هایش برای صلح به دریافت جایزه صلح نوبل نایل شد. وی گفت " ما برای این وارد جنگ شدیم که دنیا را به سوی صلح رهنمون کنیم"!!
چنان که می بینیم پاشنه آشیل این سخنرانی همانه ۵ بند اول است که بیانگر علایق سرمایه مالی آمریکا در رابطه با مردم سرزمین های تحت سیطره استعمار قدیم و سایر نقاط جهان بود تا اولا راه فرار از بحران سرریز انباشت سرمایه در آمریکا را با ایجاد مکان های لازم برای صدورآن و نفوذ اقتصادی آمریکا به جای استعمار مستقیم منفور اروپایی فراهم آورد. جلوی رشد جمهوری تازه ایجاد شده شوراها در روسیه را بگیرد و حرکت آن را در مسیر سرمایه داری تسهیل کند و گام به گام جای پای آمریکا را به عنوان رهبر امپریالیسم جهانی محکم سازد و بریتانیا را به داشتن نقش دوم نزول دهد. اولین گام موفق آن صلح برست- لیتوفسک بود که با آن، سرمایه اولین گام پیروزمندانه خود در مبارزه علیه انقلاب را جشن گرفت.

کنگره آمریکا قول داد که برای  همه کشورهای در حال رشد جریان آزاد کالا را از طریق مرزهای ملی، خصوصی کردن امور دولتی، کوچک سازی نقش اقتصادی دولت و حذف کمک های دولتی تضمین کند.
قابل ذکر است که تا قرن ۱۵ فعالیت­های اقتصادی اغلب محلی بود. کالاها در محل تولید به مصرف می­رسید و دیده شدن مردم بیگانه نادر بود و اگر بود معمولاً به سه طریق انجام می­گرفت:
۱- از طریق حمله نظامی به کشورهای دیگر که با غارت و برده گیری همراه بود.
۲- از طریق سفر و جهانگردی و اکتشافات جغرافیایی که می­شود از وایکینگ ها و مارکوپولو نام برد. مردم در این دوران مسافات طولانی را با کشتی سفر می­کردند و با پشت سر گذراندن خطرات دریایی به سرزمین­های جدید می­رسیدند.
۳- از طریق تجارت مردم به کشورهای دیگر سفر می­کردند. برای صدها سال چینی­ها و عرب­ها در آسیا و خاورمیانه وآفریقای شمالی تجارت می­کردند. از سال ۱۴۹۲ فعالیت­های استعماری آغاز گردید. در سال ۱۴۹۵ کلمبوس برای تجارت و رسیدن به هند به سفر دریایی پرداخت. از همین سال فعالیت هایی آغاز شد که پیش زمینه برای آغاز سیاست استعماری بود. این فعالیت ها شامل کشف و دریافت این مساله بود که چه چیزهایی  در کجا ها تولید می­شود و چه مواد معدنی و کشاورزی و طبیعی  در کجاها وجود دارد. از اواخر قرن ۱۵ قدرت­های اروپایی برای کشف مناطق درآفریقا و آسیا و امکانات موجود در آن ها پول اختصاص می­دادند و هیات های اکتشافی را تامین مالی می­کردند. بعد از اکتشاف نوبت بهره برداری بود. مناطقی را که آن ها کشف می­کردند در حقیقت مردمی بودند که گاه سیستم های پیشرفته اقتصادی و اجتماعی داشتند. اما اروپائیان با تخریب این بنیان های پیشرفته، سیاست استعماری خود را پیش می­بردند و آن را اشاعه تمدن می­نامیدند. بدین طریق از قرن ۱۵ میلادی به مدت ۴ و نیم قرن به ترتیب اسپانیا، پرتقال، انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، آلمان، ایتالیا و سپس امریکا و ژاپن، در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین برای حرکت کالاها و سرمایه و تقسیم نیروی کار دست به اقدامات زیر زدند:

در این زمان در ایران، فلیپین، هند و سایر کشورها مراکز نساجی پیشرفته ای نسبت به زمان خود وجود داشت. اروپائیان با ایجاد مانوفاکتورهای نساجی تولیدات ارزان تر خود را به کشورهای مستعمره سرازیر کردند. صنایع بومی این مناطق که قدرت رقابت با تولیدات اروپایی را نداشتند از بین رفتند و مردم این مناطق به تولید محصولات و موادی مجبور شدند که صنایع اروپایی به عنوان ماده اولیه به آن ها نیاز داشتند.

برای بدست آوردن محصولات معدنی به ویژه طلا مهم ترین قدرت استعماری آن زمان اروپا یعنی اسپانیا، کلمبوس را روانه کارائیب و امریکای لاتین کرد. میلیون ها مردم بومی این مناطق برای توسعه اروپا در معادن  در اثر بیماری­ها جان سپردند. با رشد صنعت در اروپا نیاز به موادی چون مس و بوکسیت بالا رفت و تهیه آن آمریکای لاتین و آفریقا را که منبع این مواد معدنی بودند به ویرانی کشید که این روند هنوز اما به شیوه ای دیگر ادامه دارد.
تقاضای اروپا برای مواد لوکس چون شکر، قهوه، کاکائو، چای و موز و به ویژه کتان برای انگلیس سبب تخریب جنگل های انبوه و اختصاص زمین­ها برای کشت این مواد شد. اولین بار در سال ۱۵۳۰ پرتقالی ها در برزیل برای تولید شکر دست به تخریب جنگل زدند و این امر تا به امروز هم در آمریکای مرکزی ادامه دارد. امروزه میلیون ها هکتار جنگل برای تولید کاغذ، کشت سویا برای پرورش گاو و غیره در ادامه همان راه تخریب می­شود و با از بین بردن سدهای طبیعی در برابر جریان سیل و طغیان دریا سبب بلایای طبیعی می­شوند. هم چنین میلیون­ها کشاورز با از دست دادن زمین های کشاورزی بیکار شده روانه شهرها می­شوند و فقر و فاقه گسترش می­یابد. تجارت استعماری  تا قرن ۱۹ ادامه داشت تا این که شرکت­های بزرگ اروپایی و آمریکایی و ژاپنی جایش را گرفتند و استعمار جدید بقولی با پنبه سرمی­برد و دیگر نیازی به مستعمره سازی مستقیم نمی­بیند اما اگر برای منافع سرمایه لازم ببینند از اشغال سرزمین های دیگر ابائی ندارند. سیاست استعماری ۱۳ میلیون انسان آزاد غرب آفریقا را به برده تبدیل کرد و تجارت برده یکی از منابع اولیه انباشت سرمایه برای صنعت اروپا شد. امروزه ۶۰ کشور به ویژه در آفریقا به چنان فقر و فلاکتی افتاده اند که بدون کمک خارجی قادر به ادامه زندگی نیستند و کمک های خارجی که معمولاً توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول انجام می­گیرد نه به خاطر انسان دوستی بلکه فراهم کردن زمینه برای تامین منافع بیشتر است و پی­آمدش یعنی فقر بیشتر برای توده های مردم.

پی آمدهای جنگ جهانی دوم و نقش ایالات متحده در اقتصاد جهانی
بعد از پایان جنگ جهانی دوم است که می بینیم کوشش ها در این زمینه به ثمر می رسد. در کنفرانس برتون وودز در همپشایر انگلیس برای سیستم تجارت جهانی و تکامل اقتصادی جهان در دهه بعد از جنگ تصمیم گیری می شود. در این زمان انگلیس در اثر جنگ رهبری اقتصادی سیاسی خود را از دست می دهد و آمریکا به عنوان قدرت جدید مطرح می شود. بنابراین خواهان این است که نظم مورد نظر خود را در سیستم ارزی و تجارت جهانی پیاده کند تا فشار از سیستم بانکی آمریکا برداشته شود و شرایط برای بهره یابی سرمایه های مالی و صنعتی آمریکا فراهم آید تا از خطر یک بحران مالی و سرریز انباشت در آمریکا جلوگیری شود. در این کنفرانس آمریکا و انگلیس نظرگاه های اقتصادی مورد نظر خود را با نظریات وایت و کینز به پیش می بردند. این دو تئوریسین آمریکایی و انگلیسی می خواستند با توجه به شرایط فاصله دو جنگ، در اقتصاد رفرم ایجاد کنند -  در فاصله بین دو جنگ، سرمایه داری بحران عظیمی را تجربه کرد. در جمعه سیاه ۱۹۲۹ بحران بورس وال استریت سبب شد که هزاران موسسه اعتباری سقوط کردند. سپس موج بحران به اروپا رسید و بانک هایی را که با اعتبارات دلاری قرض گرفته از بانک های آمریکا، کار می کردند در برگرفت. هنوز موج این بحران فروننشسته بحران ارزی سپتامبر ۱۹۳۱ پیش آمد. انگلیس مجبور شد بعد از ۳۰۰ سال سلطه بر اقتصاد جهانی که طی آن پوند انگلیس وسیله پرداخت جهانی شناخته می شد و لندن نیز مرکز تجارت بین المللی بود جایگاهش و استاندارد طلا را از دست بدهد زیرا طلاها در ازای خرید جنگ افزار از آمریکا توسط کشورهای دخیل در جنگ به آمریکا سرازیر شد و در نتیجه آمریکا صاحب بزرگترین ذخیره طلای جهان شد و توانست تنها کشوری شود که اسکناس اش یعنی دلار دارای یک ارزش واقعی بالا بود و قابلیت تبدیل دلار به طلا ثبات ازرش دلار را برخلاف سایر ارزها تضمین می کرد و امکان تبدیل سایر ارزها به دلار را قابل قبول می نمود، بحران در ۱۹۳۲ به تجارت جهانی ره برد و در ۱۹۳۳ به بحران ارزی تبدیل شد. پی آمد بحران اقتصادی به بیکاری های توده ای و سپس به ظهور فاشیسم منجر شد – وایت و کینز طرح های جداگانه ای برای سیستم مالی و تجاری جهانی تهیه دیده بودند. در مرکز پیشنهاد وایت آمریکایی یک صندوق بین المللی قرار داشت که می باید اعتبار می داد. پول لازم را از کشورهای عضو و قرض دهندگان احتمالی تامین می کرد. او یک ارز بین المللی را پیشنهاد می داد و طرحی برای یک سیستم بین المللی داشت. هیات انگلیسی با طرح کینز پیشنهاد یک انستیوی تکنوکرات، و یک بانک مرکزی جهانی را می داد که پول بگیرد و پول قرض بدهد و یک ارز مصنوعی را در کنارش مطرح می کرد. موقعیت مسلط اقتصادی آمریکا این امکان را برایش فراهم آورد که به یک کشور هدایت کننده تبدیل شود که وسیله پرداخت بین المللی اش را نیز خود چاپ می کند. صنایع اش نیز برخلاف صنایع کشورهای اروپایی از جنگ تخریب نشده بود بلکه برای روشن نگه داشتن شعله جنگ تنها به تولیدات نظامی تغییر یافته بود که دوباره به راحتی قابل تبدیل به صنایع سازنده لوازم مصرفی بود که تبدیل نیز شد. پول انباشت شده اکنون نیاز به مصرف داشت تا به بحران در آمریکا دامن نزند و اروپای ویران شده بهترین گزینه بود. مجموعه این شرایط در کنفرانس برتون وودز به بار نشست. در ۲۵ ژوئن ۱۹۴۶ بانک جهانی برای وام دهی به اروپا کارش را با توان ۱۲ میلیارد دلار به طور رسمی آغاز می کند و در فاصله ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۰ مبلغ  ۵/۸میلیارد دلار وام می پردازد. در عرصه سیاسی، آمریکا خود را حامی مبارزات آزادی بخش ملی از قید استعمار نشان می دهد و سپس با سرمایه های آمریکایی آن کشورها را تسخیر می کند و با ایجاد وابستگی اقتصادی آن ها از طریق سرمایه گذاری های خارجی و کمک های تکنیکی و مهارتی، اهداف سرمایه را بهتر از استعمار مستقیم پیش می برد، یعنی با استثمار اقتصادی مستعمره های سابق و هم چنین کشورهای غیره مستعمره حتی استقلال سیاسی ظاهری آن ها را در کنترل خود می گیرد. به طور نمونه در ملی شدن نفت در زمان حکومت دولت مصدق در ایران، جانب ایران را می گیرد تا رقیب کهنه کار انگلیسی را از میدان به در کند و خود جای آن را بگیرد. اما به محض این که خطر احساس می کند با انجام کودتا مصدق را از سر راه بر می دارد که بعد از ۵۰ سال به آن اعتراف می کند. و کودتاهای بیشمار دیگری که با عمده کردن خطر کمونیسم در سایر نقاط جهان در رابطه با دولت های اندک رادیکال انجام می دهد که در این مورد به طور نمونه می توانیم از کوشش های مداوم در براندازی ناصر در مصر و آلنده در شیلی نام ببریم.
امروزه در تصمیم گیری های بانک جهانی بیش­ترین تاثیر را آمریکا با ( ٪۱۸/۰۲)، ژاپن با (٪۷/۸۲) ، آلمان با (٪۶/۰۴) و فرانسه و انگلیس هرکدام با (٪۵/۷۹) دارند.

فعالیت ها و اهداف بانک جهانی
بانک جهانی با ده هزار کارمند در ۱۰۹ کشور از ۱۸۵ کشور جهان شعبه دارد واز دهه ۱۹۶۰ به عنوان بزرگ ترین وام دهنده جهان سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار وام پرداخت می کند و اهداف و منافع سرمایه را در جهان پیش می­برد. همین جا لازم می بینم توضیح دهم که بانک جهانی سالانه تنها از کشورهای آمریکای لاتین ۴۰ میلیارد دلار بابت بهره وام های قبلی می گیرد و نیم آن یعنی همین ۲۰ میلیارد آن را به عنوان وام دوباره به همین کشورها یا دیگرکشورها می پردازد یعنی هیچ چیزی از کیسه ی بانک جهانی پرداخت نمی شود. در حقیقت سرمایه­گذاری های خارجی را ترویج می­کند. وسیله ترقی شرکت­های آمریکایی در جهان است. هر دلارش به ۱/۳۰ دلار تبدیل می­شود یعنی ۳۰ درصد سود بدست می­آورد در سطور آتی خواهیم دید که میزان سود در عمل بسیار فراتر از این مقدار است. باید پرسید این وام های در چه زمینه هایی به مصرف می رسند و چه نفعی از آن ها نصیب مردم کشورهای قرض گیرنده می شود؟ آیا ترازنامه آن ها مثبت بوده و توانسته نقشی در بهبود زندگی مردم داشته باشد؟ برای پاسخگویی به این سئوال به شرح نمونه هایی از اقدامات بانک جهانی می پردازیم:

از جمله فعالیت هایی که بانک جهانی آن را به عنوان اهداف خود در کشورهای در حال رشد نام می برد کوشش در زمینه اهداف ساختاری است که از جمله مهم ترین آن ها در زمینه تولید انرژی است و پروژه های سد سازی جزو اولین اهداف بانک جهانی بوده است که اکنون نگاهی به این پروژه ها می اندازیم تا به درجه اهمیت آن و تاثیرات انسانی و محیطی آن آشنا شویم.
- پروژه های سدسازی بانک جهانی در تایلند سبب شد که ۶۰ تا ۸۰ درصد از حجم ماهی های صیدی که قوت لایموت مردم بود کاسته شود و ۵۰ نوع ماهی کاملاً از بین برود. درآمد کشاورزان و مزرعه داران نواحی زیر سد از بین برود، درنتیجه هزاران تن از اهالی دهکده­ها مجبور به مهاجرت به شهرها برای یافتن شغلی شوند. درست مثل حالتی که در دهه ۷۰ در ایران برای مردم کشاورز ساکن در نواحی زیر سد دز پیش آمد و در مواردی حتی با باز کردن دریچه سد و به زیر آب بردن دهکده ها و زمین های کشاورزی آنان را حتی بدون پرداخت غرامت مجبور به مهاجرت کردند.

- با سرمایه گذاری کردن در تولید سوخت فسیلی سبب تولید ۵۰ میلیارد تن اکسید کربن توسط این کشورها شد و حجم گاز اوزن را در جو بالا برد و به گسترش پدیده گرمای گلخانه­ای اتمسفر کمک کرد.
- بانک جهانی در فاصله تاسیس اش تا سال ۱۹۹۲ در جهان، ۸ پروژه جنگل را به میزان ۳.۲ میلیارد دلار تامین مالی کرد. بعضی ازین پروژه ها منجر به جنگل زدایی و تخریب جنگل ها شد. مثل پروژه جنگل کاری در تایلند در سال ۱۹۷۶ که منجر به تخریب حدود نیم میلیون هکتار جنگل و درختان قدیمی کائوچو شد و به دنبالش در سال ۱۹۸۸ با باران سنگین به دلیل نبود حفاظ طبیعی جنگلی، ۱۶ هزار خانه ویران شد و ۱۳۷ هزار دام و ۳۷۱ انسان کشته شدند.

- در سال ۱۹۷۸ بانک با همکاری سازمان ملل(FAO; UNDP ) با اعلام هدف بهبود استاندارد زندگی مردم پروژه ( Social Forest ) را آغاز کرد. واندانا شیوا از شبکه جهان سوم نشان داد که اتفاقا این کار تاثیر معکوس داشت. جنگل ها را از زیر کنترل کمون ها در آورد و آن را از ملک مشاع به سرمایه تبدیل کرد که از خارج کنترل می­شد و به جای محصولات طبیعی آن ، منطقه را به منطقه کشت چوب تجاری تبدیل کرد.

- در یونی ۲۰۰۰ بانک جهانی یک کمک مالی۳/۷ میلیارد دلاری به پروژه خط لوله نفت از چاد به کامرون در ساحل آتلانتیک اختصاص داد که در واقع برای خدمت به کنسرن­های بزرگ نفتی بود. با اجرای این طرح روزانه ۲۰۰۰ گالن نفت از این خط لوله ۶۰۰ مایلی عبور می­کند. تنها سود دریافتی دولت چاد ازین عملیات که آسیب­های جدی برای محیط زیست ایجاد کرد ۴/۵میلیون دلار بود که صرف خرید اسلحه از کنسرن­های اسلحه شد. فراموش نکنیم که علاوه براین موارد ساخت هتل های چند ستاره ، مراکز تفریحی و کازینوها و غیره نیز برای آسایش خاطر سرمایه گذاران در سفرهای تجاری در زمره همین سرمایه گذاری ها قرار دارد.
در یک گزارش بانک جهانی در میانه سال ۱۹۹۲ توسط ویلی واپن هابس آمده که حدود ۱۸۰۰ پروژه جاری بانک جهانی در ۱۳ کشور مجموعاًَ ۱۳۸ میلیارد دلار قرض ایجاد کرده است. در سال ۱۹۹۱ معلوم شد که حدود یک سوم پروژه ها اشتباه بود. ٪۳۷.۵از پروژه ها تمام شده در سال ۹۱ اشتباه بود.

در زمینه آب ٪۴۳پروژه ها مشکلات اساسی داشت و ٪۴۲پروژه های مربوط به کشاورزی بیشترین مشکلات را درآفریقا داشت. در دو کشور آمریکای لاتین اشکال ٪۵۰ بود. این یک گزارش ۴۰۰ صفحه ای بود.

بانک جهانی و آمریکای لاتین:
می گویند اگر بدهی های  آمریکای لاتین را به صورت یک دلاری کنار هم بچینیم ۱۸۰ بار از فاصله زمین تا ماه بیشتر می شود.
دارائی های طبیعی ملل غیر اروپایی بجای کمک به آن ها برای رشد و تکامل، به زمینه سازی برای استعمار و استثمار و غارت تبدیل شد و برای مردمش فقر، دربدری و بی هویتی به ارمغان آورده ومی آورد. به طور مثال طلا و نقره قاره آمریکا با خود استعمار را با کشف کریستف کلمب به همراه داشت  و درفاصله ۶۰ سال بعد  از این به اصطلاح کشف، مردم بومی آن با قطع نسل ، کشتار و نابودی فیزیکی و فرهنگی مواجه شدند. هویت شان بویژه برای تمدن ازتک به هویت اسپانیائی تبدیل شد. از ۳۰۰ هزار جمعیت پایتخت ازتک تنها تعداد کمی زنده ماندند.

در سال ۱۷۷۸ قاره آمریکا با بزرگترین موج انقلابی تا آن زمان مواجه شد که سبب لغو بردگی ، کار اجباری و مالیات بر مردم بومی شد. در همه کشورهای آمریکای لاتین جنبش آزادی بخش به راه افتاد: مکزیکو، آمریکای جنوبی( بولیوار). در این جا قصد بررسی این جنبش ها را ندارم.
۱۸۲۴ نیروهای بولیواری به اسپانیائی ها حمله بردند و اسپانیا را بیرون کردند اما بعد پای انگلیس و سپس آمریکا به آن جا باز شد.
۱۸۴۵ آمریکا، مکزیکو و کالیفرنیا را تصرف کرد، سپس کلرادو و آریزونا، نیومکزیکو، نوادا و نیمی از مساحت آرژانتین را گرفت. بعد از عملیات نابود سازی نظامی که تحریف آن را در فیلم های هالیوودی با قصی القلب و خونریز نشان دادن سرخ پوستان دیده ایم،  نوبت کنسرن ها و بانک های آمریکایی و سپس بانک جهانی و صندوق بین المللی پول فرا رسید. عملیات آن ها از مکزیکو آغاز شد و به شیلی ، آرژانتین، هندوراس، نیکاراگوا، دومینیکن، هائیتی و کوبا و . . .  رسید.
از طلا و نقره آغاز شد، به نفت و گاز و شکر و قهوه و موز، مس و جنگل و رودخانه و به بردگی مدرن زنان ره برد.

بحران بدهی ها
از تابستان ۱۹۸۲ مساله بحران بدهی ها سرزبان ها افتاد. بزرگ ­ترین بدهکاران عبارت بودند از: مکزیکو، برزیل و آرژانتین، شیلی و ونزوئلا که ٪۳۶  کل بدهی های خارجی را  دارا بودند که به همراه بولیوی، کلمبیا، کاستاریکا، ساحل عاج، اکوادور، جامائیکا، مراکش، نیجریه ، پرو، فیلیپین، اوروگوئه و یوگوسلاوی  ٪۵۰بدهی را داشتند. در کل حدود ۴۰ کشور جهان چنان به دامن فقر افتادند که دیگر نمی توانستند بدهی ها را بازپرداخت کنند. برطبق آمار بانک جهانی بدهی این کشورها در سال ۱۹۸۶ برابر با ۱۰۱۰ میلیارد دلار بود.  در سال ۱۹۹۰ به ۱۳۰۰ میلیارد دلار رسید و در سال ۲۰۰۰ به حدود ۲۱۰۰ میلیاردافزایش یافت و سپس به ۲۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ رسیده است. بی گمان در فاصله ۴ سال گذشته باید باز هم ترقی کرده باشد، تنها رشد و ترقی ای که در این کشورها مشهود است و به همراه خود رشد و ترقی فقر و فاقه را نیز سبب می شود!!.
از دهه ۱۹۷۰ مقدار بدهی ها ده برابر شده بود. باید گفت که در حقیقت این کشورها تا این زمان چندین برابر وام های دریافتی را پرداخته بودند اما هنوز بدهکار بودند. در سال های ۸۱-۱۹۸۰ نرخ بهره بسیار بالا رفت و هزینه خدمات یا کارمزد خود به تنهایی در نیمه اول دهه ۷۰ سالانه به ۴۰ میلیارد دلار رسید. علاوه برآن باید بهره هم پرداخت می شد.آمریکای لاتین از ۱۹۸۳ اغلب از ۶۰ تا  ٪۱۰۰ درآمد صادراتی شان را و ۶ تا  ٪۱۰ تولید ناخالص ملی شان را برای بازپرداخت بدهی می پردازند. از آغاز بحران بدهی ها، سالانه ۱۲۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند غرب جاری می­شود. شمال با فقر جنوب تغدیه و پروار می شود.

در سال ۱۹۶۹ صادرات تولیدات ساخته و نیمه ساخته مراکز صنعتی سه چهارم حجم کل صادرات را در بر داشت. نیمی از کشورهای در حال رشد بیش از  ٪۵۰ ارزش صادرات شان را یک ماده خام تامین می کرد. این حاصل تقسیم کار جهانی بود. همه جهان می باید در خدمت صنایع غرب قرار می گرفت. صنایعی که راه رشدشان را پول های حاصل از تجارت برده، استعمار مستقیم و کشفیات مذکور فراهم آورده بود و تکامل آن و حفظ و بقای آن نیاز به سیاستی جهان گستر و جهان خوار داشت.
از دهه ۱۹۷۰ فاز جدیدی از تکامل سرمایه داری آغاز شد. کنسرن ها با هم ادغام شدند. در این سال ها بهره وام ها بسیار بالا رفت. بحران بازپرداخت در ۱۹۸۲ با راه حل بدتری دنبال شد به کشورهای مقروض وام های جدیدی داده شد تا وام و بهره قبلی را دوباره زمان بندی و پرداخت کنند!!

 در ۱۹۸۳ کشورهای غیرنفتی جهان سوم، اعتبارات جدیدی به مقدار ۵۷ میلیارد دلار از بانک جهانی دریافت کردند اما آن ها ۵۹ میلیارد بهره پرداختند. در ۱۹۸۴ در اعتراضات مردمی علیه افزایش قیمت ها که به خاطر سیاست های قطع سوبسید دیکته شده توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول  در تونس، مراکش، بولیوی و جمهوری دومینیکن انجام شد 35 نفر کشته شدند. این قروض  در سال ۱۹۸۸ به ۱۲۰۰ میلیارد دلار رسید. در این سال ۱۰۰ میلیون فقط به بهره ها افزوده شد. در سال ۱۹۸۷ بازپرداخت بدهی در بعضی از کشورهای آمریکای لاتین از  ٪۲۲.۲ به بیش از  ٪۴۰ صادرات آن ها رسید و ۴۵۰  میلیارد دلار را از کشورهای مقروض به جای این که برای مردم این کشورها کار و درمان و آمورش و بهداشت فراهم آورد،  روانه کیسه سرمایه داران کرد. در جدول زیر خواهیم دید که چه نسبتی بین بدهی ها و بهره پرداختی وجود دارد. چنان که خواهیم دید میزان بهره پرداختی این گروه از کشورها از  ٪۴۰ بدهی شروع می شود و در سال ۸۴ به ۶۱ درصد کل بدهی می رسد با وجود این اصل بدهی سرجای خود باقی می ماند.
مقدار بدهی ها و بهره پرداختی توسط کشورهای بدهکار به میلیارد دلار آمریکا

سال مالی

۱۹۷۷

۱۹۷۸

۱۹۸۰

۱۹۸۱

۱۹۸۲

۱۹۸۳

۱۹۸۴

میزان بدهی

۴۰.۳

۵۴.۵

۸۷.۹

۱۱۳.۷

۱۲۴

۱۱۴.۶

۱۲۲.۶

بهره پرداختی

۱۵.۱

۲۱.۴

۴۶.۶

۶۳.۹

۷۱.۶

۶۷.۴

۷۵

 

 

 

در کنفرانس UNCTAD  (‌کنفرانس سازمان ملل در باره تجارت و توسعه) تصمیم گرفته شد که ۳۰۰ میلیارد بدهی ۱۵ کشور را خط بزنند. ازین ۳۰۰ میلیارد تنها ۹۰ میلیارد اصل بدهی و بقیه بهره وام ها بود. با دقت در این رابطه متوجه می شویم که اصل وام ها در حقیقت تنها ۳۰ درصد بدهکاری ها و ۷۰ درصد بقیه را بهره و کارمزد تشکیل می دهد یعنی بازده سرمایه برای صاحبان آن به طور ناخالص ٪۷۰ است چیزی که در تاریخ اقتصاد جهان همتایی ندارد و می شود حتی فقر و فلاکت جهانی را تنها با آن توضیح داد.
بدهی های آمریکای لاتین در۱۹۸۹ به ۴۰۰ میلیارد دلار رسید، این کشورها  سالانه ۴۰ میلیارد برای بهره ی وام ها می پردازند بهره های بالا و ناتوانی در بازپرداخت سبب شده که سالانه ۲۰ میلیارد دلار بر بدهی ها افزوده شود که برابر با ٪۵ کل بدهی هاست. اگر این مقدار را ثابت فرض کنیم در صورتی که گرفتن وام جدیدی را برای باز پرداخت بدهی ها به آنان تحمیل نکرده باشند، از آن زمان تا کنون باید مبلغ ۳۴۰ میلیارد دلار دیگر تنها به خاطر بهره به قروض آن ها افزوده شده باشد. اکنون به طور نمونه نگاهی به وضعیت زندگی مردم دربعضی از این کشورها می اندازیم تا نتیجه سیاست های فقرزدائی بانک جهانی را به عینه ببینیم:
در آمریکای لاتین ۷۴ کودک از هر ۱۰۰ کودک به دلیل فقر مجبور به ترک مدرسه می شوند. در اروگوئه ٪۳۱  کل کودکان دچار فقر غذایی هستند، ۵۰۰ هزار نفر از ۳ میلیون جمعیت آن یعنی یک ششم کل جمعیت به سیستم بهداشت و بیمه دسترسی ندارند. از هر ۱۰۰ روستایی ۳۰ نفر بیکارند و سرانه بدهی به بانک های  بین المللی برای هر کودکی که متولد می شود برابر است با ۲۳۰۰ دلار. بدهی خارجی اروگوئه از ۵۰۰ میلیون دلار در میانه دهه ۷۰ به یک میلیارد رسید و سپس در ۱۹۸۰ به ۲ میلیارد و در ۱۹۸۸ به  ۵.۷۳۵میلیارد دلار رسید یعنی در فاصله نزدیک به دو دهه ۱۱ برابر شد.
- آرژانتین بزرگترین نمونه برای شکست پروژه­های بانک جهانی است گرچه از نظر بانک جهانی به عنوان نمونه موفق در لیست موفقیت های طرح ریزی شده توسط سیاست های بانک جهانی معرفی می شود و دلیل آن تنها به خاطر موفقیت در امر خصوصی سازی هاست. اوایل دهه ۹۰ دولت، بازار مالی و تجارت را آزاد کرد و سرویس های عمومی را خصوصی نمود و ارز خود را به دلار وابسته کرد. با افزایش ارزش دلار در میانه دهه ۹۰ ، آرژانتین در صادرات، قدرت رقابت را از دست داد چون کالاهای صادراتی­اش گران تمام می­شد. در نتیجه بیکاری افزایش یافت. وضع مردم فقیر و اقشار میانی بدتر شد. بانک آرژانتین به خارجی­ها فروخته شد. تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۰۲، ٪۱۱  سقوط کرد. یک پنجم نیروی کار بیکار شد. هزاران تن از قشر متوسط بورژوازی دارائی­شان را از دست دادند و به فقر و فلاکت افتادند. پیشنهاد صندوق برای مبارزه با این وضعیت چنین بود: قطع بیش­تر کمک­های عمومی!! شبیه این سیاست درجمهوری اسلامی ایران از زمان دولت میرحسین موسوی به اجرا در آمد.
آرژانتین برای هر دلار بین ۳۳- ۳۷ دلار، برزیل بین ۳۷-۴۰، شیلی بین ۵۰-۵۳ ، اکوادور بین ۳۱-۳۴ و مکزیکو ۵۰ دلار پس می دهد یعنی هردلار قرض داده شده توسط بانک جهانی به ۳۱ تا ۵۰ دلار تبدیل می شود
 بدهی های شیلی از ۲۲ میلیون دلار به  ۱.۵ میلیارد دلار رسیده است. اکنون مقروض ترین کشورهای آمریکای لاتین عبارتند از : بولیوی، گویانا، هندوراس و نیکاراگوا که مجموع بدهی آن ها ۱۷ میلیارد دلار است. در فاصله ۸۲-۱۹۸۰ برزیل حدود ۳۰۰ میلیون دلار قرض کرده بود و در ۱۹۸۴ مجموعه قروضش به حدود ۹۵۰ میلیون دلار رسید.

حال مطلب را با شعار صفحه اول سایت بانک جهانی پایان می دهیم تا خواننده  در باره  درستی و نادرستی آن خود تصمیم بگیرد:                 
" بانک جهانی برای ایجاد جهانی عاری از فقر کار می کند".
                                                                                                     یولی 2008،    فریده ثابتی

*  تاکید برکمات مقاصد دیگر از من است.م

منابع:
-  سایت اینترنتی بانک جهانی،
-  Die internationale Verschuldung
Die Dritte Welt und das transnationale Bankensystem
Suhrkamp
SV 1985
-  Field Guide to the Global Economy
Sarah Anderson and John Cavanagh
With Thea Lee
2005
-  Gegen IWF und Weltbank
Beitreage vom Internationalen Gegenkongress der IMF/Weltbank Kampagne
1989
- Schuldenkrise und Armut in der Dritten Welt
Ullrich H. Lasser, Karl Ernst Wendt،
1988
-  Sprudelnde Gewinne?
Transnationale Konzerne im Wassersektor und die Rolle des GATS
Deckwirth, Christina
Weed 2004
-  The IMF, The World Bank and the African Debt
Volume 1
The Economic Impact 1991
Zed Books Ltd
-  The IMF, The World Bank and the African Debt
Volume 2
The Social and Political Impact 1991

Zed Books Ltd
-  Word Bank in Historical perspective
by Girish Mishra,
                                                                                                                                                                                           

 

 
 
HOME  ::  
line decor