جنبش کارگری ومروری براعتصابات واعتراضات کارگران درایران!
روزشمارسه ماهه سوم سال
(ماههای مهر– آبان – آذر
۱۳۸۷
-
۲۰۰۸
)
امیر جواهری لنگرودی
amirjavaheri@yahoo.com
دی
۱۳۸۷-
ژانویه۲۰۰۹
مقدمه :
در شرایط پایانی سال
۲۰۰۸
( دی ماه۸۷)
با دستگیری چندی از فعالین کارگری و جنبش های اجتماعی در ایران
روبرو شدیم . دستگیری بیژن امیری ، محسن حکیمی ، پدرام نصرالهی
، صالح بهرامی پس آنگاه دستگیری ابراهیم مددی ، فراخواندن و
پرونده سازی برای محمود صالحی و بختیار رحیمی ، بلاتکلیفی
منصور اسانلو ، فرزاد کمانگر و شمس قهفرخی در زندان ها و صدور
احکام سنگین برای تعدادی از دانشجویان و همچنین دستگیری۱۱
تن از معلمان و سپس آزادی آنها ، همه و همه نشانه پیشروی جنبش
کارگری و اعتراضات عمومی فعالان جنبش های اجتماعی طی ماههای
اخیر در ایران بوده است .
در اعتراض به این سلسله از دستگیری ها
اطلاعیه وبیانیه های چندی در داخل و خارج از کشور صادر شده و
میرود که اعتراضات فعالی را در پی داشته باشد .
آنچه در زیرازنظر شما می گذرد، بازتاب
فعل وانفعالات جنبش کارگری و خاصه اخبار کارگری وگزارشات
مبارزات بخش های فعال مزد و حقوق بگیران ، کارمندان ، پرستاران
و معلمان ایران در کنار مبارزات
دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران است
که طی سه ماهه سوم سال
۱۳۸۷،
در مجموعه بیش از
۷۹۰
خبر و تفسیر کارگری فراهم آمده ، به نظرتان می رسد.
در این مجموعه ما با اخبار کودکان
خیابانی کار و گزارشات چندی از وضعیت آنان و همین طور اوضاع
زنان و پشتیبانی دانشجویان از مبارزات کارگران ایران درعرصه
های مختلفی از اعتصابات ، اعتراضات ،
تجمعات کارگران در درون کارخانه ها ، در برابر دفاتر کارفرماها
، راه پیمایی ها ، راه بندان ها و اجتماع در برابر مجلس ،
دادگستری ، استانداری ها ، فرمانداری ها و غیره روبرو می شویم
که طی سه ماهه سوم سال
۱۳۸۷،
از خبرگزاری های ایران (ایلنا – ایسنا – مهر – روزنامه سرمایه
و...) و تشکل ها ، نهادها و سایت های مستقل مانند : (فعالان
حقوق بشردرایران ، كيمته كارگري پويا،
کمیته هماهنگی برای کمک به
ایجاد تشکل های کارگری، انجمن صداي كاوه ، اتحادیه
آزاد کارگران ایران ، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی
تهران و حومه ،جمعی ازفعالان کارگری ایران خودرو، کانون
مدافعان حقوق کارگر، کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
، خبرنامه امیرکبیر، خبرنامه مازندران ، سایت ميدان زنان،
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکارکرمانشاه ، انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران ،
انجمن
کارگری صداى كاوه ها ، کانون صنفی معلمان تهران –
تهران ، سایت سلام دمکرات و غیره در
داخل و همینطور امکانات خبر رسانی خارج از
کشورفراهم آمده و به نظرتان می رسد.
اخبارکارگران البرز ،تشکیل سندیکای
کارگران هفت تپه ، دشواری زندگی کارگران درعسلویه ، فشار به
کودکان کاردر سطح خیابانها ، کار خانگی زنان ، مسئله خصوصی
سازی ها ، تعطیلی واحد ها و اخراج های بیرویه کارگران در سطوح
واحد های تولیدی کارخانه ای و کارگاهها ، وضعیت اسفبار کارگران
قراردادی ، گرانی و باز هم گرانی اجناس ومایحتاج ضروری زندگی
شهروندان ایرانی با اثلام آنا درسطح خبرهای عدیده بازتاب یافته
و آنرا درکناردشواری زندگی زحمتکشان شهری و روستایی ، خشکسالی
زمین و نابودی محصولات کشاورزی و تورم افسار گسیخته طی همین سه
ماهه سوم سال و نبودن تامین اجتماعی لازم برای کارگران ، مزد
وحقوق بگیران وبازنشتگان کشور، گسترش اخبار دستگیری ها
وبازداشتها ، همه و همه مضمون روزشمار سه ماهه سوم سال
۱۳۸۷را
همچون سه ماهه اول و دوم پوشش می دهد.
نکته پایانی اینکه ؛ تلا ش ما این خواهد
بود که در آینده جدول آماری استنتاج های خود پیرامون روز
شمارسه ماهه اول و دوم و سوم سال
۱۳۸۷
را فراهم آوریم . از فرصت استفاده می کنم . از همه تشکل های
کارگری داخل که به ما مستقیما خبر میرسانند ، تشکر خود را
اعلام میداریم . باشد که جمع آوری مجموعه این اخبار و آرشیو آن
، بتواند در بهره وری جمعی از این اقدام موثر افتد !
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته اول مهر
۱٣٨۷
(سپتامبر۲۰۰٨
)
1-
اعتصاب کاميون داران در اهواز:
به گزارش فعالان حقوق بشردر ایران به تاریخ
1 مهر 87 : بيش از ۱۷۰۰
تن از رانندگان و کاميونداران اهواز،
۱۵ روز متوالی است که با کاميونهای
خود دست به اعتصاب و اعتراض زده اند، اين افراد با به صف کردن
ماشينهای خود در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل
اهواز به طول تقريباً ٣ کيلومتر خواست های خود را به شرح ذيل
اعلام نموده اند:
۱- رسيدگی
به وضعيت اعلام بار با نظارت دولت بر باربری ها
۲- راه
اندازی مجدد سنديکای باربری که از ۱۴
ماه پيش به حالت تعليق درآمده است
٣- رسيدگی به وضعيت رفاهی و امکاناتی خود
صبح روز جاری در پانزدهمين روز متوالی بيش از
۶۰۰ کاميون در اين
جاده به نشانه اعتراض توقف نمودند
2-
دستگیری معلمان را در آستانه سال تحصیلی محکوم میکنیم
:
بنا براخبار منتشر شده درآستانه سال
تحصیلی معلمان فعالی که مبادرت به برگزاری جلسات انجمن های
صنفی و مشورتی خود برای پی گیری خواسته های صنفی کرده بودند،
بازداشت شدند.
معلمان که در سالهای اخیر برای حقوق صنفی خود بارها دست به
اعتراض و اعتصاب زده اند همواره با سرکوب ازجانب نیروهای
امنیتی مواجه شده اند واین بار نیروهای امنیتی برای پیشگیری از
اعترض معلمان مبادرت به دستگیری آنان کرده اند.
معلمان که از زحمتکش ترین اقشار جامعه هستند همواره در شرایط
معیشتی سختی به سر میبرند. آنان نیروی کار خودرا درجهت آموزش
کودکان و جوانان صرف میکنند تا نیروی کار آینده جامعه را
بازسازی کنند، اما خود از داشتن یک زندگی شرافتمندانه محرومند.
مبارزات معلمان در سالهای اخیر یادآور مبارزات با شکوه آنان در
دهه های گذشته است که ازآن میان میتوان به کشته شدن دکتر
خانعلی درسال 1339 اشاره کرد.
ما ضمن حمایت از اعتراضات به حق معلمان درجهت دست یابی به یک
زندگی شرافتمندانه، خواهان آزادی فعالیت های صنفی واجتماعی
برای همگان هستیم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
3- اخراج 600 معلم در استان هرمزگان
:
رئیس جدید آموزش و پرورش استان هرمزگان شروع
کار خویش را با موج جدید بیکارسازی معلمان آغاز کرده است. او
در شرایطی به اخراج وسیع معلمان دست زده است که مدارس این
استان به صورت بسیار دردناکی با کمبود معلم مواجه هستند. رئیس
آموزش و پرورش برای این کار خویش هیچ توضیحی به هیچ کس نداده
است. او خود را نیازمند طرح هیچ دلیلی برای هیچ کس نمی داند.
با همه این ها دلیل واقعی آن چه که او انجام داده است و انجام
می دهد برای همه معلمان بندرعباس بسیار روشن است. معلمان زیر
فشار امواج کوبنده تعرض سرمایه به سطح معیشت و دستمزدهایشان به
شدت عاصی و ناراضی و خشمگین هستند. آنان در همه جا خشم و عصیان
خود را ابراز می دارند. از ضرورت پیکار سخن می رانند و خواستار
مبارزه متحد جمعی علیه وضعیت موجود هستند. رئیس آموزش و پرورش
توفان اعتراضات و نارضائی ها را بسیار خوب لمس کرده است. او
مأمور سرمایه و مسئول تحمیل نظم سرمایه داری بر معلمان است. می
داند و بسیار خوب هم می داند که دولت سرمایه داری برای تحمیل
این نظم ضدانسانی و ضدکارگری بر معلمان جز توسل به تصفیه و
اخراج و در صورت لزوم کشتار و حمام خون راه دیگری ندارد. او
آن می کند که سرمایه می خواهد و سرمایه برای ادامه بقای خود
نیاز دارد. بدیهی است که معلمان اخراجی و همزنجیران دیگر آن ها
درمقابل این موج بیکارسازی دست به مبارزه خواهند زد یا، دقیق
تر بگوییم، به مبارزه جاری خود ادامه خواهند داد. در این میان
یک چیز روشن و در عین حال قابل تأکید است. معلمان باید دست در
دست همه کارگران در راستای سازمانیابی سراسری شورایی توده های
کارگر علیه سرمایه به پیکار خود ادامه دهند. تنها در این صورت
است که پرتو امید و پیروزی می تواند بر رخساره مبارزات جاری آن
ها بتابد. توصیه ما به معلمان هرمزگان و معلمان سراسر ایران
این است که دست در دست هم حول منشور مطالبات پایه ای طبقه
کارگر به صورت شورایی و سراسری علیه نظام سرمایه داری متشکل
شوند.
1 مهر 87
4-
گزارش کارخانه تولیدی تهران
:
کارخانه تولیدی تهران حدود 400 نفر کارگر دارد
که حدود 200 نفر کارگر استخدامی و 200 نفر کارگر قراردادی
دارد. این شرکت تحت پوشش بازنشستگی قرار دارد. قسمت تولید به
شکل دو شیفت کار می کند. قسمت های مختلفی از کارخانه مثل
رستوران- کنترل و خدمات در دست پیمانکار می باشد که بیشتر
کارگران قراردادی برای پیمانکار کار می کنند.
کارگران عزیز:
همان طور که اطلاع دارید در هفته های گذشته
اتفاقاتی در شرکت تولیدی تهران رخ داده است که برای اطلاع عموم
مختصری از آن را شرح می دهیم:
به مدیریت قبلی بارها تذکر داده بودیم که
وضعیت کارخانه را سر و سامان دهد- وضعیت تولید و کیفیت تولید
را بهتر نماید. طریقه ی برخورد با کارگران را اصلاح نماید.
متاسفانه هر چه بیشتر گفتیم کمتر گوش دادند.
کارگران تولیدی تهران خواستار آسیب رساندن به تولید در هیچ
شرایطی نبوده و نیستند اما مسائل و مشکلات فراوان باعث شد که
علی رغم نامه های قبلی به مراجع ذی صلاح خود کارگران برای قطع
دست های آلوده از تولید اقدام به عمل نماید. بر این اساس
کارگران تصمیم گرفتند که دسته جمعی عاملان فسادهای مالی را که
در رأس آن ها مدیر عامل(کنی) قرار داشت از کارخانه اخراج
نمایند. با همکاری کارگران سالن های مختلف و شورای اسلامی کار
و تمامی پرسنل، کارگران به دور هم جمع شده و به سراغ آقای کنی
و اطرافیان ایشان رفته و خواست خود را مبنی بر خروج ایشان از
کارخانه را مطرح نمودند. با وجود مخالفت ایشان اراده دسته جمعی
کارگران باعث شد که با موفقیت و بدون درگیری ایشان و همراهان
به بیرون از کارخانه هدایت شوند.
ما کارگران تصمیم گرفته ایم که در هر شرایط
چرخه تولید را بدون نیاز به مدیر عامل و امثال آن ها خود اداره
کنیم و ثابت کردیم که می توانیم بدون داشتن عواملی که حقوق و
مزایای آن ها سرسام آور است با موفقیت تولید را به پیش بریم.
همکاران گرامی:
ما کارگران خواستار تولید با کیفیت بهتر
هستیم. ما کارگران به هیچ عنوان تحقیر و توهین را نمی پذیریم و
شدت کار را هماهنگ با کیفیت تولید می خواهیم. ما ضمن تشکر از
همه کارگران و پرسنل زحمتکش از شورای اسلامی کار تشکر ویژه را
داریم و امیدواریم این حرکت کارگران درس عبرتی باشد برای
دیگران. ما کارگران نیز با هوشیاری کامل مراقب اوضاع خواهیم
بود و ضمن ارجح دانستن تولید اعلام می داریم که ما می توانیم
در صورت نیاز تمام چرخه تولید و فروش را با اراده جمعی خود
اداره کنیم.
جمعی از کارگران تولیدی تهران
5-
تعداد10 ميليون نفر در ايران زير خط فقر قرار دارند
:
به گزارش خبرگزاری ايلنا در 1 مهر 87 آمده
است : عضو كميسيون اجتماعى مجلس هفتم با تاكيد بر تلاش دولت
نهم در تمامى عرصهها گفت: اين كه گفته ميشود در طول 3 سال
گذشته به اندازه 20 سال كار صورت گرفته است، واقعى به نظر
نميرسد.
به گزارش ايلنا، ابوالقاسم مختاري، با بيان اينكه آمار دقيق و
قابل اتكايى در كشور وجود ندارد، گفت: چهار ميليون و 500 هزار
نفر تحت پوشش كميته امداد و 500 هزار نفر نيز تحت پوشش بهزيستى
و برخى آمار هم حكايت از وجود 10 ميليون نفر در زير خط فقر
دارد.
وى مستمرى افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستى را حتى در حد
بخور و نمير نيز ندانست و گفت: اينكه به افراد نيازمند كمك
مالى مستقيم انجام شود، امرى خوب و پسنديده است اما اين نوع
نگاه را نبايد به تمام آحاد جامعه گسترش داد.
او تصريح كرد: هميشه از طريق دادن پول به مردم نميتوان
مشكلات را حل كرد زيرا اگر مسوولان اولويت اولشان را رفع
بيكارى قرار ميدادند نتايج بهترى عايد كشور و مردم ميشد،
زيرا فردى شاغل ميتواند نيازهاى خانوادهاش را برطرف نمايد.
مختارى با بيان اينكه بودجه كشور بيشتر از فروش نفت تامين
ميشود و ماليات نقش بسيار اندكى در آن دارد، گفت: درست است
كه شرايط امروز فروش و قيمت نفت خوب است اما اگر به هر دليلى
صادرات نفت قطع و يا قيمت آن كاهش يابد، آن گاه دولت
نميتواند پرداخت نقدى يارانهها را ادامه دهد و اين امر
منجر به افزايش تورم و كاهش قدرت خريد مردم شده و در حقيقت
شرايط بدتر از زمان پيش از اجراى طرح تحول اقتصادى ميشود.
نماينده زابل در مجلس هفتم تصريح كرد: ميزان افزايش تورم در
سه سال اخير به حدى رسيده است كه برخى از افرادى را كه بالاى
خط فقر بودند، به زير اين خط كشانده است.
وى مهيا كردن زمينه دسترسى به مواد خوراكي، مسكن، بهداشت و
درمان و آموزش را از سوى دولت براى مردم مهم دانست و گفت:
دولت اگر در اين زمينهها كار بيشترى انجام دهد مطمئناً
اثربخشتر از تزريق نقدينگى به جامعه است زيرا افزايش نقدينگى
تورمزا است.
مختارى گفت: مبناى طرح تحول اقتصادى دادن سهام عدالت و هدفمند
كردن يارانههاست اما بهتر بود دولت تورم و نقدينگى را كاهش
دهد تا بدين ترتيب قدرت خريد مردم افزايش يابد.
او با بيان اينكه دولت نتوانست قيمت مسكن را در شهرهاى بزرگ به
سامان برساند، گفت: با اين حال عملكرد دولت در مسكن روستايى
قابل قبول بود.
عضو كميسيون اجتماعى مجلس هفتم آمار بيكارى اعلامى از سوى
مسوولان را درست ندانست و گفت: بنگاههاى زودبازده نتوانست
اشتغال پايدارى ايجاد كند و مانند وام سه ميليون تومانى دولت
قبل به شكست انجاميده است.
او توجه بيشتر دولت به واحدهاى بزرگ را خواستار شد و گفت: در
فرهنگ حاكم بر كشور توجه بيش از حد به واحدهاى كوچك نميتواند
اشتغالزا باشد.
مختارى در پايان گفت: آمارهاى اشتغالزايى با واقعيات جامعه
تناقض دارد.
6-
دستگيرى تعدادى از مديران سابق خوزستان:
به گزارش تابناک در تاریخ 1 مهر 87 : منابع
خبرى از بازداشت چند تن از مديران و نمايندگان سابق استان
خوزستان خبر ميدهند.
دو تن از نمايندگان سابق شهر اهواز در مجلس شوراى اسلامى يكى
از شهرداران سابق اين شهر و برخى از اعضاى سابق شوراى اسلامى
شهر اهواز و تعدادى ديگر از مديران محلى در مركز استان بازداشت
شدهاند.
اين منابع خبر ميدهند كه بازداشتشدگان به تهران منتقل
شدهاند و در حالى كه مسئولان امر در اين باره سكوت كردهاند،
خبر ميرسد كه جرايم دستگيرشدگان در ارتباط با پروژههاى
شهردارى و زمينخوارى بوده است.
7-
نماینده های کارگران کارخانه های نساجی کردستان، پرریس، شاهو
و فرش غرب بافت
ما مبصر و سانسور چی نمیخواهیم، ما کارگریم و با
برگزاری مجمع عمومی خود را متحد می کنیم
پس از انتشار گزارش
دومین مجمع عمومی نماینده های کارگران تعدادی از کارخانه های
سنندج، کمیته هماهنگی (منطقه تهران) اقدام به صدور بیانیه ای
در این زمینه کرده و با توسل به سانسور، مجمع عمومی نماینده
های کارگران تعدادی از کارخانه های سنندج را ضمن حذف نام
کارخانه شاهو، اجتماع عده ای از کارگران کارخانه های پرریس،
نساجی کردستان و فرش غرب بافت نامیده است.
در این رابطه باید
بگوئیم:
اولا عده ای از
کارگران سه کارخانه نبودند که به زعم کمیته هماهنگی منطقه
تهران اجتماع مشترکی را برگزار کردند، بلکه این نماینده های
منتخب مجامع عمومی کارگران کارخانه های فوق، بعلاوه کارخانه
شاهو بودند که آگاهانه اقدام به برگزاری مجمع عمومی نماینده
های کارگران این کارخانه ها کردند.
دوما بر خلاف سانسور
کمیته هماهنگی (منطقه تهران)، ما به عنوان عده ای از کارگران
یک اجتماع مشترک برگزار نکردیم بلکه همانطور که در گزارش این
مجمع نیز منتشر شده است و با آگاهی بر نقش مجمع عمومی در متحد
کردن خود، به عنوان نمایندگان منتخب مجمع عمومی کارخانه محل
کارمان، در سطح بالاتری اقدام به بر پایی مجمع عمومی نماینده
های کارگران کارخانه ها کردیم.
ما مجمع عمومی خود را
در کارخانه محل کارمان با هدف پرداختن به مشکلات موجود و
تصمیم گیری و انتخاب نماینده هایمان همیشه برگزار کرده ایم و
این بار آنرا فراتر از محل کارخود در سطح نماینده های منتخب
مجامع عمومی کارگران کارخانه های ذکر شده، برگزار نمودیم و
بنوبه خود تلاش خواهیم کرد برگزاری اینگونه مجامع (مجمع
نماینده های کارگران کارخانه ها) را گسترش هر چه بیشتری بدهیم.
چرا که برگزاری مجمع عمومی نماینده های کارگران کارخانه های
مختلف میتواند پایه و ستون اصلی اتحاد ما کارگران در یک سطح
فرا کارخانه ای باشد و ما کارگران با توجه به فشارهای موجود
چاره ای جز این نزدیکی و متحد شدن آگاهانه از طریق برگزاری
مجامع نماینده های کارگران کارخانه های مختلف نداریم.
کما اینکه پس از
برگزاری این مجمع بود که کارگران کارخانه پرریس بدون اینکه خود
راسا تجمعی داشته باشند در تجمع مورخه 30/6/87 کارگران فرش غرب
بافت در مقابل اداره کار شرکت کردند و این اولین باری بود که
در این سطح در سنندج، کارگران یک کارخانه در تجمع کارگران
کارخانه دیگری شرکت می کردند.
سوما: این آقایان در
این چند ماه گذشته که ما کارگران نساجی و پرریس و غرب بافت در
شرایط طاقت فرسایی بطور مداوم درگیر مبارزه برای احقاق حق مان
بودیم کجا بودند که امروزه یک مرتبه چرت شان پریده و با توسل
به دروغ اعلام میکنند ما نماینده های کارگری شرکت کننده در
این مجمع از تعبیر و اطلاق عنوان مجمع عمومی به آن بیزاریم. نه
آقایان ما مجمع عمومی نمایندگان کارگران تعدادی از کارخانه های
سنندج را تشکیل دادیم و با آگاهی بر نقش کلیدی مجمع عمومی در
متحد شدنمان، با شور بیشتری این مسیر را ادامه خواهیم داد.
نماینده های منتخب
مجامع عمومی کارگران کارخانه های نساجی کردستان – پرریس، شاهو
و فرش غرب بافت :
شریف ساعد پناه –
امجد زمانی – فرشید بهشتی زاد – خالد سواری – سید خلیل حسینی –
صلاح اسکویی – ابراهیم جعفری – سعید حبیب زاده – کاظم کاظمی –
خالد خالدی
1/7/1387
8-
یکه تازی سرمایه در بیکارسازی کارگران ایران خودرو:
چند هفته مرخصی اجباری و سپس اخراج همیشگی از
کار بند قانونی نامکتوب جدیدی است که سرمایه
داران ایرانی در تبانی و همدستی انداموار با نهادهای دولتی
سرمایه از چند سال پیش تا امروز بر ترفندها و راهکارهای
جنایتکارانه ضد کارگری خود اضافه کرده اند. استثمارگران خون
آشام و انسان خواری که برای یک دقیقه استثمار بیشتر هر یک
کارگر دنیایی شرارت و سفاکی و درندگی به راه می اندازند، یک
باره حکم به مرخصی اجباری و قهری صدها یا هزاران کارگر می دهند
تا درپی آن و در غیاب خشم و عصیان توده های کارگر توطئه اخراج
دسته جمعی آن ها را برنامه ریزی کرده و به اجرا گذارند.
سرمایه داران زیادی تا امروز دست به این کار زده اند. اما شرکت
های آدم فروشی موسوم به « پیمانکاری» در کارخانه ایران خودرو
به راستی که دست همه همتایان خود را از پشت بسته اند. پیشینه
کار این شرکت ها برای همه کارگران بسیار روشن است. شرکت های
مقاطعه کاری در حوزه کار ایران خودرو و در سراسر جهنم سرمایه
داری ایران و از این هم وسیع تر در کل دنیای جهنمی سرمایه
داری، سرمایه دارانی هستند که سهم سود آنان در استثمار طبقه
کارگر بین المللی از طریق تشدید هر چه سبعانه تر و خونخوارانه
تر استثمار نیروی کار توده های کارگر تأمین می شود. فلسفه
وجودی آن ها این است که نیروی کار را به بی بهاترین میزان ممکن
بخرند. تا جایی که ممکن است و به طور مثال در ایران با توسل به
هزاران ترفند از پرداختن همین بهای شبه رایگان هم خودداری
ورزند. طومار هر نوع استخدام درازمدت و تضمین اشتغال و کارگران
را از بیخ و بن درهم پیچند. به حیات هر گونه بیمه بیکاری و
بیماری کارگران پایان بخشند. فشار کار را به حداکثر ممکن
برسانند. کار چندین کارگر را بر گرده یک کارگر بارکنند. هر نوع
امکانات ایمنی و بهداشت محیط کار را یکسره نابود سازند. رقابت
میان توده های فروشنده نیروی کار را هرچه بیشتر کنند و مورد
جنایتکارانه ترین سوء استفاده ها قرار دهند. دستمزدهای نازل
کارگران را مثله و قطعه قطعه کنند و به هر بهانه ای بر شمار هر
چه بیشتر این قطعات آتش بزنند. در کلیه روزهای تعطیل کارگران
را مجبور به کار کنند و هر نوع مرخصی سالانه و استعلاجی و هر
شکل دیگر مرخصی را از ریشه قطع نمایند. شرکت های مقاطعه کاری
سرمایه دارانی هستند که استثمار نیروی کار را تا بلعیدن تام و
تمام شیرازه حیات کارگر و هضم سلول سلول بدن فروشندگان نیروی
کار در دستگاه گوارش سودافزایی سرمایه به پیش می برند. این
شرکت ها به اعتبار این کارها سهم عظیم خود را در استثمار طبقه
کارگر جهانی برداشت می کنند. کل سرمایه داران دنیا، کل تراست
ها و انحصارات غول پیکر صنعتی و مالی جهان، کل دولت های
سرمایه داری و در یک کلام کل سرمایه جهانی از کار این شرکت ها
با پرشکوه ترین مراسم و ستایش ها استقبال می کنند و اساساً
وجود آن ها را فرشته نجات خود می دانند. همه آنچه که این شرکت
ها انجام می دهند نسخه سرمایه برای ادامه بقا و استمرار حیات
خود است و به همین دلیل به ویژه در شرایط کنونی تاریخ زبان و
سلاح و ساز و کار سرمایه برای تحمیل تمامی بار بحران و تشدید
استثمارهای الزامی سرمایه بر کارگران هستند.
شرکت های پیمانکاری ایران خودرو نیز از جمله
همین پیمانکاری ها و شاید از بدترین نوع آن ها هستند. کار آن
ها آماده سازی نیروی کار به ارزان ترین بهای ممکن برای ایران
خودرو است. کارگران را به صورت قراردادی و کوتاه مدت به کار می
گیرند. در طول این مدت علاوه بر هولناک ترین میزان استثمار حق
هر نفس کشیدنی را از هم از کارگران سلب می کنند. دوره کوتاه
کار کارگران را به دوران قلع و قمع هر نوع احساس ذاتی و قهری
اعتراض کارگر علیه استثمار و بی حقوقی سرمایه تبدیل می کنند.
همه بلاهای ممکن سرمایه دارانه را بر سر بردگان مزدی فرود می
آورند. آن ها همه این کارها را انجام می دهند و در پایان مدت
قرارداد هر کارگری را که هر نفسی علیه شدت استثمار و سبعیت
سرمایه کشیده است تسلیم تیغ اخراج می کنند. سرمایه داران
پیمانکار خود نیز هر از چند گاه جای خود را به شرکای تازه می
سپارند و در جریان نقل و انتقال همه پرونده سازی های خویش علیه
کارگران را در اختیار شرکای جانشین قرار می دهند. پیمانکاری
های درون ایران خودرو در طول ماه اخیر در چهارچوب همین ترفند
پردازی ها و در حین نقل و انتقال های بین خود، موج بیکارسازی
های گسترده ای را همه جا علیه کارگران به راه انداخته اند. آن
ها کار را با همان شیوه معمول که بالاتر گفتیم آغاز کرده اند.
دو هفته مرخصی اجباری برای چند صد کارگر صادر نموده و اجرای آن
را بر همه این کارگران تحمیل کرده اند. کارگران در پایان این
دو هفته به سر کار باز گشته اند. اما در روز شروع با کثیف ترین
توطئه ها رو به رو شده اند. شمار کثیری از کارگران در لیست
اخراج قرار دارند و هنگام رجوع به آن ها اخطار می شود که
اخراجی هستند و کارت اشتغال آنان باطل گردیده است. کارگران
ایران خودرو در غالب بخش ها به این جنایات اعتراض کرده اند و
خواستار مبارزه متحد و دسته جمعی در حمایت از هم زنجیران خود
شده اند. به نظر ما در کار سازمان دادن یک خیزش متحد جمعی علیه
این جنایت نباید هیچ ثانیه ای تأخیر کرد. دفاع از کارگران
اخراجی حلقه پیوسته ای در زنجیره مبارزات سراسری ما علیه
سرمایه است. ما باید این حلقه را با تمامی قدرت به دست گیریم و
آن را به سنگری برای مبارزه در راستای سازمانیابی سراسری و
شورایی ضد سرمایه داری همه توده های طبقه خود مبدل سازیم.
1 مهر
87
9
- بلاتکليفی کارگران اخراجی شرکت صندوق نسوز خرم ادامه دارد :
به گزارش فرياد کارگردر تاریخ 2 مهر 87
آمده است : يكى از اين كارگران در اين خصوص به فرياد كارگر
گفت: ما همان 16 نفر كارگر اخراجى كارخانه صندوق نسوز خرم
هستيم كه هر جا ميرويم كسى جواب ما را نميدهد. ما 2 سال است كه
فقط داريم دوندگى ميكنيم و به هيچ نتيجه اى نرسيده ايم. هر روز
يك بلايى به سر ما مى آورند تا به هر ترتيبى شده حق ما را بيش
از اين بالا بكشند. در حال حاضر در دادگاه باهنر ما انبوهى سند
و پرونده براى شكاياتمان ازكارفرما تحويل داده بوديم اما امروز
در جواب شكايات ما گفتند هيچ سندى در پرونده هاى شما وجود
ندارد و ما صد روى صد اطمينان داريم كه كارفرما با پشتوانه اى
كه در دولت دارد با پرداخت رشوه هاى كلان كه تمام از حقوق ما
كارگران است دادگاه را خريده است كه اسناد دزديهايش را سر به
نيست كنند.اين كار را كرده اند كه بدين ترتيب هيچ رسيدگى اى به
شكايات ما نشود و بعد از 2 سال دوندگى بگويند پرونده شما بى
نتيجه خاتمه پيدا كرد. هر دادگاهى هم ما را به جاى ديگرى پاس
ميدهند و هيچ كس در اين مملكت مسؤل رسيدگى به كار كارگران
نيست.اينها همه جا نفوذ دارند و كارشان را پيش ميبرند.ما الان
هر روز به حالت اعتراض در كارخانه حضور پيدا ميكنيم و فقط آنجا
مينشينيم ولى كارى نميكنيم و خرجمان را با كارهاى متفرقه و
شغلهاى كاذب در ميآوريم و واقعا به لحاظ معيشتى مشكل داريم.از
طرفى ميزان زيادى چك و سفته به 120 كارگر داده بودند كه آنها
را در كارخانه نگه دارند و در واقع همه آنها راخريدند,اما اين
چك و سفته ها هم همه برگشت خورده و سر همشان كلاه گذاشتند. ما
هيچ قانونى در اين كشور نداريم وگرنه چرا بايد 2 سال دنبال يك
پرونده بدويم آخرش هم هيچ! به خدا قسم زندگى مان از هم پاشيده
شده است.الان من كارم را از دست دادم و شبها ميروم درمحله
نگهبانى ميدهم و از اين طريق كمى پول در ميآورم.من الان دوتا
بچه دارم. يك دختر عقد كرده دارم. يك پسر 11 ساله دارم,چطور
بايد خرج خانواده ام را در بياورم. مجبورم شبها بروم نگهبانى و
پليس محله اى و اين كارها را بكنم.
10 - واردات بي رويه و کابوسي به نام کالاي چيني
70 درصد کارگاههاي سراجي در ايران تعطيل شده اند :
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87؛
واردات بيرويه انواع و اقسام کيف
و چمدانهاي غير استاندارد از چين، تعطيلي 70 درصد از
کارگاههاي سراجي در ايران را در پي داشته است.
رييس اتحاديه سراجان در گفتوگو با "ايلنا" با بيان اينکه بيش
از 50 سال از تشکيل اتحاديه سراجان ميگذرد، اظهار داشت: در
ابتدا نام اين اتحاديه، سراجان و تشک دوزان اتومبيل بود اما پس
از مدتي اين دو از هم جدا شدند.
محمد علي شکيب راد افزود: توليدات واحدهاي صنفي مربوطه در
سالهاي آغازين، کيف و چمدان چرم بود اما در حال حاضر توليدات
اين واحدها شامل ساک، چمدان، کوله پشتي، کيف مدرسه، کيف زنان و
مردان، کيف آرايش و کمربند است.
وي وظيفه اتحاديه را ايجاد تعامل بين وزارت بازرگاني و صنوف بر
شمرد و گفت: صدور پروانه واحدهاي صنفي توليدي برعهده اتحاديه
است.
وي با ابراز نگراني از وضعيت نابسامان و بازار کساد واحدهاي
سراجي گفت: گسترش بيرويه واردات محصولات چيني، 70 درصد
کارگاههاي توليدي داخلي را با تعطيلي مواجه کرده و کارگران
آن بيکار شدهاند.
رييس اتحاديه سراجان تصريح کرد: کيفيت کارهاي توليد داخل بسيار
بالاتر از محصولات وارداتي مشابه چيني است اما ظاهر پررزق و
برق و قيمت پايين اين محصولات اقبال عمومي نسبت به آن را بيشتر
کرده است.
شکيب راد خاطرنشان کرد: تا به حال درخواستهاي بسياري براي
سامان دادن به بازار سراجان از مسئولان شده است و به عنوان
رييس اتحاديه، از رييس جمهور درخواست رسيدگي کردهام اما
تاکنون هيچ پيگيري در اين زمينه صورت نگرفته است.
وي با بيان اين که واردات بايد کنترل شود، گفت: بايد تعرفه
واردات اين محصولات افزايش پيدا کند تا محصولات ايراني بازار
خود را از دست ندهند.
او افزود: در غير اين صورت نه تنها شعار افزايش اشتغال محقق
نميشود بلکه روز به روز شاهد بيکار شدن کارگران خواهيم بود.
شکيب راد يادآور شد: بيش از 1000 واحد صنفي سراجي داراي مجوز
مشغول به فعاليت بودهاند که به همين ميزان نيز واحد صنفي
غيرقانوني وجود دارد.
او افزود: کارگران واحدهاي داراي مجوز بيمه ميشوند اما ديگر
واحدها که پروانه کسب ندارند کارگران خود را بيمه نميکنند.
پايان پيام
11- تهديد و سرکوب برای جلوگيری از تشکيل مجمع عمومی سنديکای
کارگران هفت تپه:
به گزارش فعالان حقوق بشردر تاریخ 2 مهر 87 آمده است : صبح روز
جارى فريدون نيکو فر و بهروز نيکو فر دوتن از فعالان کارگرى در
هفت تپه به اطلاعات نيروى انتظامى شهرستان شوش احضار شدند.
هفته ى گذشته بهروز نيکو فر دو بار به ستاد خبرى اطلاعات شوش
وابسته به وزارت اطلاعات احضار و پس از چند ساعت باز جويى آزاد
شد .
فريدون نيکو فر نيز از جمله افرادى بود که در جريان اعتصابات
کارگرى در شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت و با وثيقه
از زندان دزفول آزاد شده و منتظر صدور حکم توسط دادگاه انقلاب
دزفول مى باشد .
گفته مى شود اين بازداشت ها براى جلوگيرى از برگزارى مجمع
عمومى سنديکاى شرکت کشت و صنعت نيشکر هفته است که قرار است طى
روز هاى آينده برگزار گردد.همچنين کارگران اين شرکت اعلام
کردند که باتوجه به فرا رسيدن ماه مهر و بازگشايى مراکز تحصيلى
ودر صورت عدم پرداخت حقوق هاى معوقه دست به اعتصاب خواهند زد.
12
- گزارشی ازوضعيت كارگران كارخانه بنيان ديزل
:
جهنمي بنام بنيان
ديزل
طبق گزارش كه به
دستما رسيده تقريبا يك ماه است كه وضع روحي وچسمي كارگران به
صفر رسيده است , از دوازده ساعت كار اجباري خسته شده اند شكوه
ونارضايي به اوج خود رسيده , اما مديران وومديريت كارخانه ها
نه هيچ اقدامي در رفع اين مسئله نمي كنند , بلكه نسبت به دامن
زدن وافزايش محدويتها واعمال فشار كار زياد ,اقدام مستمر دارند
: يك روز از افزايش آمار توليد, ويك روز به محدود كردن ساعات
استراحت كارگران اقدام مي كنند , وتازگيها آوردن تلفن همراه به
محيط كارخانه با ممنوعيت مواجه شده است , كه واقعا اين مسئله
غير قابل تحمل گرديده است چون با مجموعه سرويس وساعت كاري كه
يك كارگر سيزده يا چهارده ساعت در راه وحمل كار حضور دارد ,
لزوم داشتن تلفن همراه براي هر فرد اجباري مي گردد , و هر شخص
شرايط خانوداه گي ويژه خود را دارد , وبه دليل 14 ساعته از
خانه وخانواده ونداشتن موبايل مانند قطع ارتباط كامل با بيرون
مي باشد واين يك موضوع منطقي براي كاركنان , وغير منطقي براي
مديريت است. در طي هفته هاي گذشته با اوج گرفتن مسئله افزايش
آمار توليد , بدون هيچ گونه سرمايه گذازي در بهينه سازي
دستگاهها وابزار آلات وحقوق ومزايا , آقاي مهندس آل فخري كه
گويا از همكلاسان آقاي صادقيان مدير عامل شركت , بوده به عنوان
مدير توليد از طرف ايشان به اين سمت بزگزيده شده كه در اولين
روز حضورش در توليد , به گونه اي چماق به دست , اقدام به فشار
آوردن به كارگران خط توليد , براي افزايش راندمان توليد وتوهين
وتهديد آنها زد , كه با مقاومت شديد اكثر آنها مواجه شد , اما
كار به جاي رسيده كه دومين روز كار كه آقاي مهندس آل فخري در
كارگاه حضور داشت , كارگران تصميم به اعتصاب گرفتن , اين آقا
به قدري پر رو است كه هم اكنون نيز مانند ماموران فرعون براي
خود ميزي دست وپا كرده وداروغه كارگاه شده است . در روز يكشنبه
به تاريخ 27/5/87 پس از صرف صبحانه در كارگاه , كارگران از
رفتن بر سر دستگاه هاي خود امتناع ورزيدند !وتصميم گرفتند تا
اين آقا از كارگاه نرود شروع به كار نكنند , در اين ميان اصرار
هاي مكرر معاون كارگاه مهندس هوشيار , نتيجه اي نداد , چون
آقاي مهندس آل فخر اصرار داشت كه هر طوري شده بايد از امروز
تعداد قطعات ماشينكاري شده واز 84 به 95 تا صد عدد در روز برسد
ولي هيچ يك از كارگران اعتنايي به اين خواسته نابجاي اين آقا
نكردند . تا كار به جاي رسيد كه نيروهاي اضافي قسمت كوبلينگ
وفلزي كاري را به خط سر ازير كردند , وشروع به تهديد كاركنان
وجايگزيني آنها با خط توليد , كردند , بعد از كشاكشي كه در
ميان كارگران ومديران توليد وحراست ومديدر عامل , صورت گرفت
وحدود بيست وسه نفر از كارگران خط توليد دست از كار كشيدند
وواقعا جاي تاسف بود كه به جاي پاسخ به پرسشهاي بر حق كارگران
, تهديد آقاي مدير عامل (صادقيان ) توهين نثار آنان مي كرد ومي
گفت , ”هر كسي نمي زند برود به جهنم ” اين بود پاسخ منطقي يك
مدير كارخانه به كاركنان رنج ديده و زحمتكش خود , خلاصه همه آن
23نفر در اختيار قرار گرفتند وطبق معمول مديران برايشان در
نمازخانه قصه هزار رو يك شب تعريف كردند , از ميان آنها چهارده
نفر كه حتي يكي از آنها نمايندگان كارگران آقاي رضايي بود را
نگه داشته وبقيه رو روانه كارگاه كردند. واقعا وضع كارگران
كارخانه خيلي متشنج بود , الان سه , چهار روز از آن واقعه
گذشته واز همه كارگران اعتصابي تعهد گرفته شده وازآن چهار نفر
, ويك نفر هنوز در نگهباني منتظر تصميم مديريت است , وتعداد
آما نيز از 84 قطعه به 90 قطعه رسيده كه به گفته مديران واخبار
رسيده در ماههاي آينده به صد تا صد و سي عدد خواهد رسيد .
واقعا ظلم كارفرمايان به آخرين حد خود رسيده ومعلوم نيست اين
قضيه تا كي ادامه پيدا خواهد كرد
.
كيمته كارگري پويا
13 - انتقاد دبير اجرايي خانه کارگر کاشان از قراردادهاي موقت
کار
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر کاشان گفت: قراردادهاي موقت بهانهاي
براي بعضي از مديران شركتها شده است تا حاكميت زورمدارانه
خود را بر كارگر وارد و از نيروي كار استفاده ابزاري کنند.
ماشاالله زهتابي در گفتوگو با "ايلنا" اظهار داشت: بعضي از
مديران واحدهاي توليدي از قراردادهاي موقت در راستاي اهداف
مادي و اقتصادي خود بهرهبرداري كرده و از نيروي كار بهره كشي
ميكنند.
وي با اظهار تاسف از شرايط نامناسب و غيرعادلانه نيروي كار
موقت گفت: در ثبت قراردادهاي موقت بعضي از كارفرمايان پا را
فراتر از قانون و مقررات موجود گذاشتهاند.
دبير اجرايي خانه كارگر کاشان تصريح كرد: در حال حاضر
كارفرمايان با ثبت قراردادهاي سفيد امضا، امنيت شغلي و معيشتي
را از نيروي كار سلب کرده و كارفرما هر زمان اراده كند و به هر
بهانهاي، نيروي كار را اخراج ميكند.
به گفته وي در اين نوع قراردادها ضمن عدم امنيت شغلي و تامين
اجتماعي، سابقه و سنوات نيروي كار نيز در پروندهاش منظور
نميشود.
پايان پيام
14 - اعتصاب
غذاى يک زندانى سياسى:
به گزارش فعالان حقوق بشر در تاریخ 2 مهر 87 آمده است :زندانى
سياسى شمس الله شادى در اعتراض به 9 ماه بلاتکليفى و تمديد
مکرر قرار بازداشت خود از سوى دادگاه انقلاب شهرستان سنندج از
روز پنج شنبه مورخه 29/6/87 براى دومين مرتبه دست به اعتصاب
غذا زده است.
شمس الله شادى مدعى است بدون وجود هيچ مدرک مستند و مستدلى در
پرونده از سوى شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام
عليه امنيت ملى بازداشت گرديده است ، نامبرده هم اکنون در سلول
انفرادى در زندان مرکزى سنندج به سر مى برد.
وى خواست خود را از اعتصاب غذا اعتراض به تداوم بازداشت خود و
همچنين پايان دادن به نگهدارى وى در سلول انفرادى عنوان نموده
است . لازم به ذکر مدتى پيش نيز جمعى از زندانيان سياسى زندان
سنندج در نامه اى به آيت الله شاهرودى به بازداشتهاى طولانى
مدت زندانيان اعتراض نموده بودند .
15
- واکنش کانون مدافعان حقوق کارگر به دستگيری معلمان در آستانه
سال تحصيلی :
به گزارش کانون مدافعان حقوق کارگردر
تاریخ 2 مهر 87 آمده است : با انتشار بيانيه ای دستگيری
معلمان را در آستانه سال تحصيلی محکوم کرد. متن بيانيه:
"بنا براخبار منتشر شده درآستانه سال تحصيلی معلمان فعالی که
مبادرت به برگزاری جلسات انجمن های صنفی و مشورتی خود برای پی
گيری خواسته های صنفی کرده بودند، بازداشت شدند."
معلمان که در سالهای اخير برای حقوق صنفی خود بارها دست به
اعتراض و اعتصاب زده اند همواره با سرکوب ازجانب نيروهای
امنيتی مواجه شده اند واين بار نيروهای امنيتی برای پيشگيری از
اعترض معلمان مبادرت به دستگيری آنان کرده اند."
معلمان که از زحمتکش ترين اقشار جامعه هستند همواره در شرايط
معيشتی سختی به سر ميبرند. آنان نيروی کار خودرا درجهت آموزش
کودکان وجوانان صرف ميکنند تا نيروی کار آينده جامعه را
بازسازی کنند ، اما خود از داشتن يک زندگی شرافتمندانه
محرومند. مبارزات معلمان در سالهای اخير يادآور مبارزات با
شکوه آنان در دهه های گذشته است که ازآن ميان ميتوان به کشته
شدن دکتر خانعلی درسال 1339 اشاره کرد.
ما ضمن حمايت از اعتراضات به حق معلمان درجهت دست يابی به يک
زندگی شرافتمندانه، خواهان آزادی فعاليت های صنفی واجتماعی
برای همگان هستيم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
http://kanoonmodafean.blogfa.com
16
- آرزوی سال تحصيلی پربار برای دانش آموزان و معلمان به مناسبت
اول مهر از سوی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و
حومه :
به گزارش سنديکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ 2 مهر 87 آمده است : با
انتشار اطلاعيه ای به مناسبت اول مهر, سال تحصيلی پرباری را
برای دانش آموزان ايران و معلمان کشور آرزو کرد. متن اين
اطلاعيه به شرح زير است:
آغاز فصل علم و دانش بر دانش آموزان و معلمان مبارک باد
مهر را با مهر آغاز کنيم شما که قلبتان
آکنده از مهريست برای مادران، پدران، معلمان و وطنمان ايران.
مهرماه آغاز نمايش همت والای معلمان و تلاش دانش آموزان در
عرصه علم و دانش است .دانش آموزان با اميد به فراگيری هر چه
بيشتر علوم و معلمان با اميد به پرورش نهال علم پا به مدارس می
گذارند.
هر چند با شروع مهر هنوز بی مهريها در حق سنديکای کارگران شرکت
واحد وجود دارد و ٣٠ نفر از کارگرانی که از حقوق صنفی خود و
همکارانشان دفاع کرده اند، بيکار و در وضعيت دشواری روزگار می
گذرانند ، تلاشگران عرصه حمل و نقل در قيل و قال تهران بزرگ
تمام توانشان را به کار خواهند گرفت تا بهار دانش بر کام شما
شيرين و گوارا باشد .
سنديکای کارگران شرکت واحد سال تحصيلی پرباری را برای
شماآرزومند است وکماکان در راه احيای حقوق حقه کارگران با تلاش
هر چه تمام تر پيگير خواسته های صنفی همکاران زحمت کش خود می
باشد .
سنديکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/7/1
17 - نماينده کارگران در شوراي عالي کار:
بحث تعيين حداقل مزد هنوز شروع نشده است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛
نماينده کارگران در شوراي عالي کار
گفت: هنوز جلسهاي در کارگروههاي مربوطه در خصوص تعيين
حداقل دستمزد براي سال آينده نداشتهايم.
ولي الله صالحي در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"،
با بيان اينکه کارگروههاي مزد متشکل از نمايندگان کارگري و
کارفرمايي است، گفت: در حقيقت شوراي عالي کار نظرات اين
کارگروه را بررسي و تصميم نهايي را درباره حداقل مزد ميگيرد.
نايب رييس کانون شوراهاي اسلامي کار استان تهران با تاکيد بر
افزايش سريع نرخ تورم گفت: بايد مزدي براي کارگران در نظر
گرفته شود که حداقل معيشت آنان را تامين کرده و قادر به
همخواني با افزايش سريع نرخ تورم باشد.
وي خواستار کنترل تورم از سوي دولت شد و گفت: فقط با اتکا به
افزايش دستمزد نميتوان معيشت کارگران را تامين کرد، بلکه
کنترل نرخ تورم تاثير به سزايي در زندگي قشر حقوق بگير دارد.
پايان پيام
18 - رئيس کانون بازنشستگان تامين اجتماعي قم:
ميان بازنشستگان کشوري و تامين اجتماعي تبعيض حاکم است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2مهر 87 ؛
رئيس کانون بازنشستگان تامين
اجتماعي استان قم از اداره تعاون اين استان به خاطر عدم صدور
مجوز تاسيس تعاوني مسکن اين کانون انتقاد کرد و گفت: نحوه صدور
مجوز براي تاسيس تعاونيهاي مسکن تبعيضآميز است.
محمد فاضل ترکمان در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري"ايلنا"
با بيان اين که کانون بازنشستگان لشگري و کشوري تعاوني مسکن
تاسيس کردهاند، گفت: اداره کار و سازمان تامين اجتماعي استان
قم براي تشکيل تعاوني مسکن بازنشستگان تامين اجتماعي قول
همکاري دادند اما هيچ کاري برايمان انجام ندادند.
وي همچنين از پرداخت معوقههاي بازنشستگان قم خبر داد و گفت:
با اين وجود مبلغ 120 هزار تومان بن، بابت ماه مبارک رمضان
پرداخت نشد و به ماه آينده موکول شد.
او از تبعيضهاي ميان بازنشستگان کشوري و لشکري و تامين
اجتماعي انتقاد کرد و گفت: براي بازنشستگان کشوري و لشکري مبلغ
200 هزار تومان به عنوان هزينه سفر در نظر گرفتهاند اما
سازمان تامين اجتماعي مبلغي بسيار پايينتر از رقم فوق را
براي هزينه سفر اختصاص داده است.
ترکمان با اشاره به وجود 14 هزار و500 بازنشسته تامين اجتماعي
در استان قم، گفت: 1400 نفر براي وام 500 هزار توماني ثبتنام
کردهاند اما کانون ميتواند تنها 350 نفر را به تامين
اجتماعي براي دريافت وام معرفي کند که آن هم تاکنون محقق نشده
است و سازمان تامين اجتماعي بودجه اين کار را به استان قم
اختصاص نداده است.
مجيد آوري فرد، رييس سازمان کار استان قم در خصوص عدم همکاري
اداره کار و تامين اجتماعي براي تاسيس تعاوني مسکن کانون
بازنشستگان اين استان گفت: نداشتن خانه و عدم استفاده از وام و
زمين دولتي براي خريد خانه از شرايط تاسيس تعاوني مسکن است.
وي افزود: طبق گفته خود بازنشستگان تامين اجتماعي، 95 درصد
آنان صاحب خانه هستند به همين دليل نميتوانند از زمين دولتي
استفاده کنند.
پايان پيام
19
- میزان 70 در کارگاههای تولیدی داخلی با واردات چینی تعطیل
شده اند:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 آمده است ؛
محمد علی شکیب راد رئیس اتحادیه سراجان اعلام کرد: بیش از
1000 واحد صنفی سراجی دارای مجوز مشغول به فعالیت بوده اند و
به همین میزان نیز واحد غیر قانونی وجود دارد. اما با واردات
بی رویه محصولات چینی ، 70درصد کارگاههای تولیدی داخلی تعطیل
و کارگران بیکار شده اند. تولیدات این واحدها شامل ساک، چمدان
، کوله پشتی، کیف مدرسه ، کیف زنانه و مردانه ، کیف آرایش و
کمربند است.
20
- بازجویی فعالان کارگری هفت تپه در شوش :
تهران- به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران در تاریخ 2 مهر 87
آمده است ؛
فریدون نیکوفر و بهروز نیکوفر دوتن از فعالان کارگری در شرکت
کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اداره اطلاعات شوش مورد بازجویی
قرار گرفتند . همچنین نامبردگان برای بازجویی به اطلاعات نیروی
انتظامی شهرستان شوش احضار شدند.
21 - نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس:
50 کارخانه استان قزوين به رکود کشيده شده است
طرح تحول اقتصادي چيزي عايد مردم نخواهد کرد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 ؛
نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس
شوراي اسلامي از تعطيلي و به رکود کشيده شدن 50 کارخانه در
استان قزوين خبر داد.
قدرتا... عليخاني در بازديد از خبرگزاري کار ايران "ايلنا" و
در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري، با بيان اينکه در سه سال
اخير وضعيت کارگران استان قزوين وخيمتر شده است، گفت: با
توجه به قول مسوولان براي حل اساسي مشکل کارخانههاي پوشينه
بافت، فرنخ، مهنخ و نازنخ، هنوز مشکلات اين واحدها پابرجاست.
عضو فراکسيون اقليت مجلس با اشاره به بومي بودن استاندار قبلي
قزوين گفت: فکر ميکنم استاندار جديد بتواند مشکلات استان از
جمله مشکلات کارگري را به حداقل برساند.
عضو کميسيون قضايي مجلس هشتم، استان قزوين را يکي از
عقبماندهترين استانها در زمينه راه روستايي، گازرساني و
مسايل کشاورزي و کارگري ذکر کرد و گفت: وقتي که مديريت عالي
استان ناکارآمد باشد، معلوم است که چنين وضعي پيش خواهد آمد.
عليخاني در پاسخ به سوالي مبني بر ميزان موفقيت طرح بنگاههاي
زودبازده، گفت: در استان قزوين بيشترين وامهاي زودبازده
پرداخت شده است، اما اطلاعي از ميزان اشتغالزايي اين طرح در
استان منتشر نشده است.
ناطق نوري از دولت انتقاد
کرد نه جهرمي
وي انتقادات حجت الاسلام
ناطق نوري از ناکارآمدي تسهيلات زودبازده را، انتقاد از دولت
دانست و گفت: اين انتقادات را نميتوان انتقاد آقاي ناطق
نوري به جهرمي دانست.
نماينده بويين زهرا و آوج، جهرمي را مديري قوي ارزيابي کرد و
گفت: وزير کار ميتواند با جناح راست و چپ کار کند و نگران
معاون چپ و اصلاح طلب هم نيست. چه خوب بود ساير وزرا هم اين
گونه بودند.
وي با بيان اينکه هيچ کس به اندازه من مدافع حقوق کارگران در
مجلس نبوده است، گفت: در راستاي دفاع از حقوق کارگران،
نطقهاي زيادي را در مجلس داشتهام و اگر لازم بوده
نامههايي را به وزير کار و صنايع ارسال کردهام.
زندگي مردم تغيير نخواهد کرد
عليخاني تصريح کرد: با طرح
تحول اقتصادي و سهام عدالت چيزي عايد مردم نخواهد شد و زندگي
آنان تغييري نخواهد داشت.
او با انتقاد از انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي گفت: دولت
بايد به اصول کارشناسي و برنامه ريزي تن دهد.
پايان پيام
22- تجمع در اعتراض به عبور مترو از چهار باغ اصفهان :
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 2 مهر 87 آمده است :
محمد على دادخواه وكيل هزار و پانصد
تن از معتضران به عبور قطار شهرى اصفهان از خيابان چهار باغ
اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا گفت: در حدود سه سال پيش
شركت مترو اصفهان تصميم گرفت كه قطار شهرى را از خيابان چهار
باغ عبور دهد كه اين اقدام مورد اعتراض بيش از هزار و پانصد
نفر از اهالى ادب و فرهنگ و تاريخ قرار گرفت.
دادخواه با بيان اينكه پرونده در اين خصوص تشكيل شده ولى
دادسرا از پذيرفتن آن امتناع ورزيده افزود: در همين رابطه در
نهايت از اداره حقوقى قوه قضاييه كشور سوالى پرسيده شد مبنى بر
اينكه آيا اعتراض در اين زمينه وارد است يا خير، كه در جواب
آنها اعلام شد كه نه تنها بايد رسيدگى و پيگيرى شود بلكه در
زمره امر به معروف و نهى از منكر است.
وى ادامه داد: در آن زمان بازپرس وقت شعبه پنجم دادسراى عمومى
انقلاب اصفهان دستور تعطيلى و توقف عمليات اجرايى مترو را صادر
كرد اما رييس وقت مترو اصفهان به اين مساله توجه نكرد كه با
حكم دادسرا جلب شد.
دادخواه با بيان اينكه اخيرا رييس شوراى شهر اصفهان اعلام كرده
است كه طبق مصوبه شوراى شهر اصفهان ، قطار شهرى بايد از خيابان
چهار باغ عبور كند، اظهار داشت: جمعى از متخصصان ايرانى از
فرانسه به اصفهان آمدند تا نظر كارشناس در اين رابطه ارايه
دهند كه در نظريه كارشناسى خود اعلام كردند عبور قطار از
خيابان باعث ايراد خسارت به ساختمان بهشت، بازارچه بلند و
مدرسه چهارباغ خواهد شد و بهترين گزينه اين است كه از خيابان
شمس آبادى گذر كند.
وى تصميم شوراى شهر اصفهان را مغاير دستور قضايى و نظر
كارشناسان دانست و گفت: صبح امروز جمعى از ايران دوستان در
مقابل دادسراى اصفهان تجمع كردند كه گروهى از اين جمع نزد
بازپرس شعبه پنجم رفته و اعتراض مجدد خود را اعلام كردند.
دادخواه افزود: بازپرس شعبه پنجم دادسراى عمومى انقلاب اصفهان
امروز اعلام كرد كه اين مسير توقيف است و هيچ كس حق ندارد از
اين مسير عبور كند و حتى اقدام قانونى نسبت به اين موضوع خواهد
كرد.
دادخواه در پايان تصريح كرد: تصميم شوراى شهر اصفهان خلاف
موازين علمى و مغاير با قانون و ضد هويت تاريخى چهارباغ است
چراكه نخستين خيابان سهسويه جهان شناخته شده است و اين اقدام
باعث خسارت به ميراث فرهنگى است.
23- افسوس كه هيچ اقدامي از سوي دولت خدمتگذار صورت نميگيرد:
به گزارش
سایت " انجمن صدای کاوها در تاریخ 3 مهر 87 آمده است :
يكي از رانندگان اتوبوس در گفتگو با خبر نگار صداي كاوه ها
تصريح كرد: من را ننده اتوبوس مسير گناوه - برازجان هستم درحال
حاضر كار ما لنگ شده است من به شخصه به طور مستمردر خانه هستم.
هر مسيري كه بين برازجان تا گناو ه ميروم فقط 7 هزارتومان
روزانه درآمد دارم و نميتوانم از پس خرج زندگي بر بيام از صبح
تا غروب بيرون ميروم در حاليكه اين در آمد مقدوم به صرفه
نيست. به همين خاطرديگر سر كار نمي روم .
درحال حاضر 17 تا18
روز هست كه در خانه هستم.شرايط طوري شده كه بيشتر كارها
راكدمانده است.وامرار معاش ها ديگر مثل قبل نيست. از دفتر و
كتاب مدرسه بچه ها گرفته و تا گوشت و روغن همه قيمتها بالا
رفته است.اما با اين حال از دو سال پيش تا كنون كرايه ماشين
500 تومان است وثابت باقي مانده است.روزانه دو باركه اين مسير
را بروم و بر ميگردم فقط 14تومان در آمدم ميشود.درصورتيكه
كرايه ها بالا نميرود. سوال اين جا است كه اين چه ظلمي است كه
در حق ما راننده ها ميشود و قتي قيمت ها بالا ميرود چرا كرايه
ها بالانميرود.
هم اكنون فقط سه
سرويس اين مسير را طي ميروند و بر ميگردند.بقيه همكارانم هم
ديگر رانندگي نميكنند. ما به طور واقعي زندگيمان فلج شده است.
مگر كار روي ما شين چقدر درآمد دارد كه هم بايدخرج خوراك و
پوشاك خانواده مان را را با آن تامين كنم و هم مخارج اياب و
ذهاب و مدرسه بچه ها تامين شود و ازطرف ديگرخرج تعمير ماشين هم
هست. درحال حاضر هزينه تمام شده برا ي تعمير ماشينم بين3 تا 4
ميليون است.
من نميتوانم براي
تعمير ماشينم اقدام كنيم چون در تضاد بين اينكه ماشين را تعمير
كنيم يا شكم خانواده را سير كنيم . خوب مسلم است كه سير كردن
شكم خانواده ام ارجح است. من الان شش سري مشهد رفتم و مسافر
بردم و آوردم دريغ از اينكه پولي براي خودم بماند. چون ماشين
هست و نياز به تعمير دارد و مجبور شدم كه لاستيك عوض كنم
ولاستيك بدون تويپ 150000 هزارتومان است وبقيه خرج و مخارج
ديگر هم است.
مسيرجاده برازجان و
گناوه خيلي وقت است كه ساخته شده و از زمان شاه به بعد ديگر
هيچ اقدامي دراين زمينه صورت نگرفته است.دولت درطي سه سال
اخيرتصميم گرفته است كه ان را بسارد ولي بعد از گذشت سه سال
فقط يك قست از آن را اتوبان كردند.ولي بقيه راه جاده اش خوب
نيست و فقط از گناوه تا بندرريك كه 10 تا 11 كيلومتر است كه
اتوبان شده است اين كار با كندي زيادي صورت ميگيرداينجا بايد
در عرض يك سال اتوبان ساخته ميشد. من الان سه سال است كه
راننده اين جاده هستم وفقط 10كيلومتر از ان ساخته شده است. اين
جاده قديمي يك طرفه است و تصادف در اين مسير خيلي زياد
است.تصادفات در اين جاده بالا است الان ترافيك جاده ها خيلي
زياد شده, و جاده ها دو بانده نيستند وضعيت بسيار بدي دارند.و
تصادفات جاده اي خيلي بالا رفته است. ولي افسوس كه هيچ اقدامي
از سوي دولت خدمتگذار صورت نميگيرد. نه تنهادر استان بوشهر
اين مشكل وجود دارد بلكه بقيه استانها ديگر هم اين وضعيت را
دارند و اين براي ما راننده ها اصلا مقدوم به صرفه
نيست,درحاليكه هم براي من كه راننده هستم هم براي مسافر مقدوم
به صرفه باشد. با اين استهلاك هاي كه براي ماشين بوجود مي آيدو
تورم كه درسطح جامعه بالا رفته است پايين بودن نرخ كرايه ها
هيچ گاه همخواني لازم را ندارد.
|
-
برنج گیلان و مازندران
سرنوشت چای شمال را پیدا کرد
:24-
|
|
|
|
|
|
|
غلامعلی قربانی، عضو
هیات مدیره انجمن برنج ایران به خبرگزاری فارس گفته
است:
تنها
۳۰
درصد برنج تولیدی مناطق اصلی تولید برنج ایران در استانهای
گیلان و
مازندران به فروش رفته و بقیه در انبارها مانده است.
علت به فروش نرفتن
برنج، واردات بی رویه برنج خارجی و توزیع آن در سراسر ایران
است و مردم هم به دلیل ارزان بودن از آن استقبال می کنند.
برنج وارداتی حتی در
مراکز اصلی تولید برنج در گیلان و مازندران نیز به وفور یافت
می شود
این
در حالی است
که گزارش رسمی گمرک نشان می دهد که در هفت ماه اول سال
۶۲۰
هزارتن برنج
وارد شده است که به عقیده کارشناسان، بیشتر از نیاز داخلی است
و باعث شده تا
تقاضا برای برنج داخلی کاهش پیدا کند.
برنج نیز سرانجام چای
ایران را پیدا کرده است. چای ایرانی بازار را از دست داد و
اکنون دو برابر تولید
سالانه چای در
انبارها در حال تبدیل شدن به کاه است.
قربانی می گوید:
نگرانی در مورد برنج این است که ذائقه مردم به برنج هندی
و پاکستانی
عادت کند و مردم دیگر برنج ایرانی خریداری نکند و همان بلایی
که بر سر چای
آمد بر سر برنج ایرانی نیز بیاید.
در اسفند ماه سال گذشته که قیمت هر کیلو برنج به پنج
هزار تومان
رسید، کشاورز برنجی برای فروش نداشت و دلالها سودش بردند و
چوبش
را کشاورزان
خوردند.
25-
مشكلات
دانش آموزان در آستانه باز گشايي مدارس:
او در ادامه افزود:سه
تا فرزنددارم.همگي دانش آموز هستنديكي از آنها دوم دبستان درس
ميخواند و دو تايي ديگر در مقطع راهنمايي و دبيرستان هستند. از
مشكلات عمده انان اين است كه مدرسه اي در روستايي ما وجود
ندارد و بايد به مكان خيلي دورتر منتقل شوند ومسير طولاني
است.چون وسيله هم براي رفت و آمد آنها به مدرسه وجود ندارد,ما
به عنوان والدين آنها نگران رفت وآمدآنها هستيم.
مسير طولاني است و
زمستان در پيش است.
و مسئله مهم ديگري كه دانش آموزان با آن
مواجه هستند,كمبود وسايل آموزشي است.اين مسئله تاثيرزيادي روي
فراگيري دانش آموزان دارد و دولت نسبت به اين موضوع بيسيار بي
تفاوت عمل ميكند فرزندان ما از كمترين امكانات و تسهيلات محروم
هستند .
26- دبيرکل خانه کارگر:
بيکاري سرطان و تورم سردرد است
نيمي از فارغ التحصيلان بيکارند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 3 مهر 87 ؛
رئيس فراکسيون کارگري مجلس هشتم
گفت: طبق آمار سال 1385 مرکز آمار کشور، 20 ميليون و 476 هزار
نفر از جمعيت کشور شاغلان بالاي 10 سال هستند که از اين تعداد
608 هزار نفر از آنها داراي مشاغل مديريتي و مقامها هستند.
به گزارش خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، عليرضا محجوب در يک
نشست خبري با بيان اينکه 94 هزار نفر از 608 هزار نفر از مشاغل
مديريتي را زنان تشکيل ميدهند، افزود: اين آمار نشان
ميدهد که کمتر از يک هفتم مديران کشور را زنان تشکيل
ميدهند در صورتي که انتظار ميرفت اين رقم به يک چهارم
برسد.
دبيرکل خانه کارگر با اشاره به اينکه نرخ بيکاري زنان هميشه از
نرخ بيکاري مردان بالاتر بوده است، گفت: يکي از دلايل اين
موضوع، نداشتن تخصص مديريتي در زنان است.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس با اشاره به وجود يک ميليون و 923
هزار متخصص کشور با مدرک بالاي کارشناسي، گفت: از اين تعداد
824 هزار نفر زن هستند.
او افزود: اين در حالي است که در گذشته اين تعداد 200 هزار
نفر بود اما هم اينک اين رقم 30 درصد متخصصان را شامل ميشود.
محجوب گفت: از سوي ديگر از يک ميليون و 90 هزار دستيار داراي
مدرک ديپلم فني، 213 هزار نفر زن و 788 هزار نفر مرد هستند.
دبيرکل خانه کارگر با بيان اينکه در سالهاي اخير خروجي
دانشگاهها بيش از انتظار بوده است، گفت: با توجه به آمارهاي
ارائه شده، دو ميليون و 600 هزار شغل تخصصي قابل دسترسي براي
فارغ التحصيلان دانشگاهي وجود دارد.
او نرخ اشتغال فارغالتحصيلاني را که در سال 1385 وارد بازار
کار شدهاند 8/15 درصد اعلام و گفت: اين نرخ در سال 75 به
ميزان 8/5 درصد بوده است که حتماً سرازير شدن اين نرخ در يک
دوره ده ساله براي بازار کار قابل هضم نبوده است.
محجوب جذب فارغالتحصيلان دانشگاهي در بازار کار را مستلزم
ايجاد تحولاتي در اين بازار دانست و گفت: طبق آمار در بخش
اداري 913 هزار نفر کارمند وجود دارد که کمتر از سه درصد اين
مشاغل داراي مدرک کمتر از ديپلمند.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس تصريح کرد: بازار کار محدود در
مقابل خروجي دانشگاههاي دولتي و غيرانتفاعي که رقمي وحشتناک
است، تطابق ندارد.
رئيس فراکسيون کارگري مجلس گفت: طبق نظر سازمان جهاني کار (I.L.O)
کساني که هفتهاي يک ساعت کار ميکنند شاغل محسوب ميشوند
اما بايد توجه داشت که اين تعريف از مشاغل پاره وقت است.
محجوب مجلس را سمبل مدرکگرايي معرفي کرد و گفت: اينکه حداقل
مدرک براي ورود به مجلس، کارشناسي ارشد در نظر گرفته شده است،
نشان از توجه مجلس به مدرک گرايي است.
به گفته دبيرکل خانه کارگر، بيکاري فارغالتحصيلان دانشگاهي
دو برابر نرخ بيکاري افراد عادي است.
وي با بيان اينکه نيمي از فارغالتحصيلان بيکارند، گفت: اين
موضوع فاجعهاي براي جامعه است.
او در پاسخ به سوال خبرنگار "ايلنا" مبني بر اينکه برکناري
مظاهري از بانک مرکزي چه تاثيري در پرداخت تسهيلات به
بنگاههاي زودبازده دارد، گفت: با تغيير مديريت، بانکها
پولدار نميشوند بنابراين منابع بانکي اجازه پرداخت بيش از حد
را نخواهد داد.
محجوب ارقام وصولي برخي بانکها را وحشتناک توصيف کرد و گفت:
اين روند خطر ورشکستگي بانکها را به دنبال دارد.
دبيرکل خانه کارگر اشتغال را مقدم بر تورم دانست و گفت: تورم
را ميتوان به سردرد و بيکاري را به سرطان تشبيه کرد.
او حرکت دولتها را براي رفع بيکاري ستود و گفت: با اين وجود
يخ بيکاري با چند کلنگ نميشکند و تدبير حل بيکاري فقط تزريق
نقدينگي نيست.
پايان پيام
27 - تعداد 650 کارگر ايران صدرا به بيمه بيکاري معرفي
شدند:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 3 مهر87 ؛
تعداد 650 کارگر کارخانه "ايران
صدرا"ي بوشهر با مصوبه استانداري به مدت يک سال به بيمه بيکاري
معرفي شدند.
به گزارش گروه کارگري "ايلنا"، استانداري بوشهر با هدف اجراي
تغيير ساختار در اين کارخانه سازنده کشتي و سکوهاي دريايي، با
معرفي کارگران به بيمه بيکاري موافقت کرده است.
در ماههاي گذشته، کارخانه صدرا در بوشهر به دليل نداشتن کار
و ناتواني در تمديد قرارداد کارگران خود به يکي از واحدهاي
بحرانزده اين استان تبديل شده بود.
باشيزادگان، رييس سازمان کار وامور اجتماعي استان بوشهر در
اين زمينه به خبرنگار "ايلنا" گفت: راهي به جز تغيير ساختار
براي کارخانه ايران صدرا باقي نمانده بود.
وي گفت: طبق ضمانتهايي که از کارفرما گرفته شده است، تمامي
650 کارگر معرفي شده به بيمه بيکاري پس از يک سال به کار خود
باز خواهند گشت.
وي يادآور شد: اين موضوع از يک سال پيش مطرح بود و در مواقع
ضروري، کارگران نيز در جريان تصميمگيري حضور داشتند.
با اين وجود عيسي محمدکمالي، دبير اجرايي خانه کارگر استان
بوشهر مدعي شد که تغيير ساختار و معرفي کارگر به بيمه بيکاري
بدون اطلاع کارگران ايران صدا بوده است.
به گفته کمالي، کارگران ايران صدرا نگران هستند که پس از اتمام
مدت اعتبار بيمه بيکاري، کارفرما از همکاري با آنها خودداري
کرده و آنها را تعديل کند.
پايان پيام
28
- عملكرد وزارت كار و امور اجتماعى در سركوب زنان براى پوشش :
به گزارش سایت ميدان زنان در تاریخ 3 مهر
آمده است :وظايف وزارت كار و امور اجتماعى در آئيننامه
راهكارهاى اجرايى گسترش فرهنگ عفاف و حجاب به شرح زير است:
1- ايجاد فضاى مناسب براى كاركنان و برداشتن زمينههاى اختلاط
زن و مرد در محيطهاى كارى با توجه به فرهنگ عفاف و حجاب توسط
كارفرمايان.
2- ارائه آموزشهاى لازم درخصوص رعايت ضوابط اخلاقى و ظاهرى
(پوشش لباس و آرايش در محيطهاى كار) با همكارى مؤسسات شايسته
در اين زمينه.
3- تعامل با وزارتخانههاى امور خارجه، (كنسولگريهاى ايرانى
در خارج از كشور) وزارت كشور و نيروى انتظامى (امور اتباع
بيگانه) درخصوص توجيه رواديد ورود به كشور با حق كار نسبت به
رعايت مقررات پوشش اسلامى در محيط كار.
4- نظارت بر رعايت حريم عفاف و حجاب در كلاسها و دورههاى
آموزشى كه ضرورتا به صورت مختلط اداره ميشود.
5- انجام تبليغات، تهيه انواع بروشور، اطلاعيه و . . . در خصوص
رعايت حجاب اسلامى و جلوگيرى از بيبندوبارى در محيطهاى كارى
توسط وزارتخانهها.
بدون ترديد نويسندگان اين آئيننامه شناخت درستى از شرح وظايف
وزارت كار و امور اجتماعى نداشتهاند. اين وزارت صرفا مسئول
تنظيم و تمهيد روابط حقوقى ميان كارگر و كارفرما در چارچوب
قانون كار و برنامهريزى براى ارائه آموزشهاى مهارتى است.
بندهاى اول، دوم و پنجم به اين وزارت ارتباطى نداشته و ابزارى
براى اجراى آن ندارد. اين وظايف را خود دستگاهها بر اساس
قوانين ديگر انجام ميدهند. در بخشهاى مختلف گزارش گروه ميدان،
موارد متعددى از اقدامات انجام شده در راستاى بندهاى اول، دوم
و پنجم اين آئيننامه توسط خود دستگاهها وجود دارد. ضمن اينكه
مسئوليت نظارت بر فضاهاى كارى بخش خصوصى هم بر عهده اداره
نظارت بر اماكن عمومى نيروى انتظامى بوده كه در همان بخش توضيح
داده شده است.
در خصوص بند چهارم بايد توجه داشت كه معمولا دورههاى آموزش
مهارتهاى شغلى براى افراد شاغل يا جوياى كار بوده و نيازمند
ابزار و تجهيزات ويژه است. طبق ماده 34 مصوبه سال 85 هيات
وزيران با عنوان ,نحوه تشكيل و اداره آموزشگاههاى فنى و
حرفهاى آزاد, پروانه تاسيس و مديريت آموزشگاه براى آموزش
مردان صرفا به مردان و براى آموزش به زنان صرفا به زنان داده
ميشود. البته سازمان فنى و حرفهاى ميتواند رعايت اين ماده
را تا زمانى كه صلاح بداند معلق كند مشروط به آنكه متاقضى
واجد صلاحيت بوده و كلاسها مختلط نباشند. همچنين طبق ماده 35
همين آئيننامهكلاسها نبايد مختلط بوده و آموزش زنان بر عهده
مربى زن و آموزش مردان بر عهده مربى مرد باشد البته در مواردى
كه مربى واجد شرايط موجود نبوده سازمان ميتواند براى مدت
محدود اين ماده را هم معلق نمايد(1).
اما مطابق ,شيوهنامه اعتباربخشى آموزشگاههاى فنى و حرفهاى
آزاد, كه در تاريخ 12/12/86 و با شماره 52838/210 از سوى
سازمان آموزش فنى و حرفهاى كشور ابلاغ شده ,اجراى دورههاى
آموزشى جنس مخالف در نوبت مستقل مشروط به كارگيرى مدير واجد
شرايط جنس مرتبط, از معيارهاى انتخاب يك آموزشگاه به عنوان
آموزشگاه نمونه و درجه يك است كه مزاياى زيادى براى آن
آموزشگاه دارد(2). در نمونهاى ديگر مدير كل موسسات كارآموزى
در نامه شماره 91917 مورخ 22/2/84 مينويسد: ,از آنجائيكه
آموزش ICDL
ويژه كاركنان دولت بدليل كمبود كارآموزان همجنس مشكلاتى براى
مسئولين آموزشگاههاى آزاد بوجود آورده است با رعايت شرايط ذيل
كه طى نامه شماره 43523/210 - 20/12/84 به استحضار رياست
سازمان رسيده مقرر فرمودند مجوزهاى خاص صادر شود:
1- متقاضى دلايل تقاضاى خود را مكتوب به اداره كل اعلام نمايد.
2- آمار كارآموزان متقاضى آموزشى همجنس دريافت شود.
3- ضرورتى براى آموزش مختلط وجود داشته باشد كه تشخيص اين امر
به عهده آن اداره كل مى باشد.
4- صلاحيت و عملكرد موسس، مدير و مربى آموزشگاه مورد تأييد
اداره كل باشد.
لذا پس از بررسى و انجام مراحل فوق صدور مجوز بلا مانع مى
باشد. ,(3)
همچنين در تاريخ 24/11/86 حراست سازمان آموزش فنى و حرفهاى
كشور طى بخشنامه شماره 31267/س/ح/م همراه داشتن هر گونه موبايل
دوربيندار يا دوربين عكسبردارى در دورههاى آموزشى رشتههاى
خياطي، آرايش و پيرايش ممنوع شده است(4). معاون فنى و آموزش
سازمان هم برگزارى هر گونه تور آموزشى رشتههاى آرايش و پيرايش
در خارج از كشور را ممنوع كرده و تهديد كرده است كه مجوز
متخلفين باطل ميشود.(5)
يكى از فعاليتهاى ديگر وزارت كار در زمينه عفاف، مشاركت ادارات
فنى و حرفهاى در ترويج حجاب و عفاف است. ادارات كل فنى و
حرفهاى استانها به عنوان دبيرخانه فراخوان طراحى لباس زن
مسلمان انتخاب شدهاند. اين ادارات با همكارى آموزشگاههاى
خياطى اقدام به برگزارى نمايشگاههاى ,لباس زن مسلمان, در
استانها ميكنند(6).
29 - اعتصاب
کارگران شرکت کاغذ سازى پارس در شوش:
به گزارش فعالان حقوق بشردر تاریخ 3 مهر
آمده است : حدود 800 نفر از کارگران شرکت کاغذ سازى پارس هفت
تپه در اعتراض به اعلام تعطيلى اين شرکت به مدت دوماه و عدم
پرداخت حقوق سه ماهه ى معوقه خود در جلوى فرماندارى شهرستان
شوش تجمع کردند. اين کارگران پس از گذشت لحظاتى و با مشاهده
عدم پاسخگويى مديران شهرستان اقدام به بستن جاده ى اهواز به
انديمشک کردند. گفته مى شود حدود 300 نفر از اين کارگران نيز
به مسدود کردن جاده مخصوص رفت و آمد شرکت هاى نيشکر، کاغذ سازى
و حرير خوزستان به هفت تپه پرداختند. لازم به يادآورى است دليل
تعطيلى اين شرکت نبود باگاس که مواد اوليه توليد کاغذ مى باشد
عنوان شده است.
30 - حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز:
در پیکار برای زندگی بهتر ورسیدن به زندگی شرافتمندانه که لایق
همه کارگران می باشد ، بیش از ١٧٠٠ نفر از رانندگان و
کامیونداران زحمتکش خوزستان دست به اعتصاب زدند.
اعتصاب برای رهائی از بی عدالتی ها و نابرابری ها، خواسته های
آنان مطالبات صنفی، تشکیل سندیکا، پایان دادن به وضعیت حاکم
برپایانه ها و مدیریت باربری ها می باشد. همچنین خواستار حذف
دلالان در واگذاری بار شدند که موجب اعمال سلیقه در تعرفه های
بار و کاهش شدید دستمزد رانندگان و کامیونداران شده است.این
زحمتکشان به دور ازخانواده روز و شب در سرما و گرما در جاده
های بی پایان برای به حرکت در آوردن چرخه اقتصاد تلاش می کنند
و به دلیل کمبود های فراوانی که در محیط کارشان می باشد هیچ
بهره ای جز کم لطفی دولت مردان و زیاده خواهی مدیران پایانه ها
عایدشان نمی شود .
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت و
همبستگی خود را با رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان
اعلام می دارد
به امید روزی که کارگران با اتحاد و همبستگی به کلیه مطالبات
صنفی و به حقشان دست پیدا کنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/7/3
31
- دستگيری
۹
نفر در درگيری مردم با ماموران گشت ارشاد ميدان صادقيه :
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 3 مهر 87
آمده است : پايگاه اطلاعرسانی پليس: سردار حسين ذوالفقاری در
حاشيه جلسه روسای پليس امنيت اخلاقی سراسر کشور، درخصوص نحوه
برخورد ماموران گشت ارشاد در ميدان صادقيه تهران که منجر به
درگيری شده است، توضيح داد: به خواهری درخصوص نحوه پوشش تذکر
داده شده اما اين خواهر با ايجاد سر و صدا مقاومت کرده و در
حين انتقال به خودروی گشت ارشاد، از همکاری ممانعت کرده است:
بهطوريکه با ايجاد سر و صدا، افرادی در محوطه تحت تاثير اين
فرد قرار گرفته و با نيروهای پليس حاضر در محل درگير شدند و در
نهايت با حضور تعدادی از نيروهای پليس، افرادی که با ماموران
درگير شده بودند، دستگير شدند.
ذوالفقاری همچنين از دستگيری ۹
نفر علاوه بر دستگيری فرد مورد نظر در ميدان صادقيه خبر داد و
تاکيد کرد: حتی بر فرض اينکه اقدام مامور پليس فاقد ارزشها
باشد، آن دختر نبايد مقاومت کند و دليلی بر مقاومت در مقابل
پليس وجود ندارد. وی با اشاره به اين مثال که اگر ماموری به
رانندهای به دليل عبور از چراغ قرمز تذکر دهد، آيا فرد تذکر
گيرنده بايد از خودرو پياده شده و يقه مامور را بگيرد؟ به
خبرنگاران رسانهها گفت: اين موضوع را رواج ندهيد؛ الحمدلله
آنقدر مرجع هست که اگر نيروی انتظامی خطا کند، رسيدگی شود.
جانشين رئيسپليس کشور همچنين تاکيد کرد: در حال حاضر هفت مرجع
رسمی در کشور وجود دارد که در صورت تخطي، به تخلفات نيروی
انتظامی رسيدگی کند. وی در پاسخ به اين پرسش که آيا تاکنون
شکايتی از سوی مردم درخصوص آنچه که برخورد ماموران در جريان
حادثه ميدان صادقيه عنوان شده، صورت گرفته است، توضيح داد: تا
اين لحظه به ما در راس نيروی انتظامی شکايتی نشده و اين در
حالی است که فرد خاطی مقابل پليس مقاومت کرده است.
سردار ذوالفقاری يادآور شد: بهطور معمول، از تعدادی نيروها،
به اشکال مختلف شکايت و به اين شکايتها رسيدگی و به دادسرای
نظامی ارجاع ميشود و اين در حالی است که برخی اتهامات اصلا به
بعضی از افراد وارد نيست. اين مقام بلندپايه انتظامی کشور
درخصوص اينکه در سال جاری چند درصد تخلفات مربوط به شکايات
مردم از ماموران گشت ارشاد و پليس امنيت اخلاقی بود، اظهار
کرد: آماری در اختيار ندارم، ولی در حال حاضر در جهت
استانداردسازی رفتار اين ماموران روسای پليس امنيت اخلاقی
سراسر کشور به مدت يک هفته تحت آموزش بودند و اين آموزشها در
استانها دنبال ميشود.
وی درباره نحوه مواجهه ماموران در موارد خاصی مثل ارتباط و
نسبت خانم و آقايی که همراه هم هستند تاکيد کرد: اگر کسی جرمی
مرتکب نشده باشد، نيروی انتظامی طبق قانون حق و وظيفهای ندارد
از افراد سوال کند که چه نسبتی با هم دارند و در مواردی که
مردم آن را گزارش و اعلام کردهاند، فرماندهان از ماموران
توضيح خواستهاند. وی در عين حال با بيان اينکه برخی جرائم، از
نوع جرائم اخلاقی آشکار هستند، خاطرنشان کرد: اگر فردی علنا
مشغول ارتکاب خلاف قانون باشد، ماموران مکلفند با ترويج فساد
در جامعه برخورد کنند.
32 - اعتصاب کارگران کاغذ سازی پارس :
بیش از 800 کارگر شرکت کاغذسازی پارس در هفت
تپه دست به اعتصاب زدند و چرخ کار و تولید را در همه بخش های
کارخانه از کار انداختند. کارفرمایان این شرکت تصمیم گرفته اند
که کارخانه را برای 2 ماه به طور کامل تعطیل کنند، اقدامی که
به احتمال زیاد پیش درآمد تعطیل همیشه شرکت و بیکارسازی کل 800
کارگر کارخانه است. کارگران در همان لحظات نخست با علم به سکوت
و بی توجهی کارفرمایان دامنه اعتصاب را به خارج از محیط
کارخانه بسط دادند. آنان جاده بزرگ ارتباطی اندیمشک - اهواز را
تسخیر کردند و عبور ومرور در آن را قطع ساختند. کارگران با
بستن جاده عبور ماشین های حامل همزنجیران خویش در کشت و صنعت
نیشکر و حریر خواستار حمایت و همبستگی آنان از مبارزات خود
شدند.
3 مهر 87
33- اعتراض کارگران در شرکت گاز کرمانشاه
:
کارگران شرکت گاز کرمانشاه 3 ماه است که
دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. در این سه ماه کارگران
مدام در حال اعتراض بوده اند و برای پرداخت فوری حقوق های خویش
تلاش می کرده اند. سرمایه داران صاحب شرکت در همه مدت کوشیده
اند که کارگران را با وعده و وعید سرگرم کنند، اما هیچ یک از
این وعده ها به هیچ نتیجه ای منتهی نشده است. کاسه صبر کارگران
اینک لبریز شده است. فشار بدهی و گرسنگی زن و فرزند و دشواری
مرگبار معیشت، جان آنان را به لب رسانده است. آن ها تصمیم به
تشدید مبارزه و گسترش دامنه اعتراضات خویش گرفته اند. کارگران
در محیط کارخانه اجتماع کرده اند و خواستار فوری دستمزدهای
معوقه خود هستند.
3 مهر 87
34
- گزارش
هایی از اعتصاب در کارخانه های نساجی کردستان، فرش غرببافت،
ریسندگی پرریس سنندج، کاغذسازی پارس و نیشکر هفته تپه
:
بنابه گزارش
منابع کارگری داخل کشور در تاریخ 4 مهر 87 : کارگران نساجی
کردستان، فرش غرببافت و ریسندگی پرریس سنندج دست به اعتصاب
زده اند. کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
(منطقه غرب) با اعلام این خبر در اطلاعیه ای نوشته است:
در طی چند روز گذشته ما شاهد اعتراض و اعتصاب کارگران نساجی
کردستان (وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان) کارخانه پرریس
و فرش غرببافت سنندج بودهایم. این اعتراضات و اعتصابات حول
یک مطالبهی محوری یعنی تقابل کارگران در برابر اخراج سازی های
گسترده، عدم پرداخت حقوقهای معوقه کارگران و سیاست های
کارفرمایان این سه کارخانه شکل گرفته است.
بنابر گزارش این کمیته همچنین کارگران کاغذسازی پارس نیز دست
به اعتصاب زده و کارگران نیشکر هفت تپه تجمعی اعتراضی برپا
کرده اند.
کارگران کاغذ سازی پارس سه ماه است که حقوق و مزایای خود را
دریافت نکردهاند.
کارگران این کارخانه برای پیگیری مطالبات خود از اول مهر ماه
سال جاری اعتراضات خود را شروع کرده و روزهای اول و دوم مهر
ماه، در کارخانه دست به اعتصاب زدند.
روز ٣ مهر ماه، کارگران این کارخانه، اعتراضات خود را در سطح
شهر به راه انداختند و سپس در مقابل فرمانداری اعتراض خود را
ادامه دادند.
لازم به ذکر است که کارخانه کاغذ سازی پارس، مواد اولیه خود را
از نیشکر هفت تپه تهیه می کرد، و اکنون به دلیل تعطیلی این
واحد، مواد اولیه کاغذ سازی پارس نیز تامین نمیشود.
از طرفی دیگر کارگران نیشکر هفت تپه نیز روز ٣ مهر ماه برای
مطالبه ۲
ماه حقوق معوقه خود در مقابل درب ورودی شرکت تجمع کردند.
لازم به ذکر است که فریدون نیکوفرد یکی از فعالین کارگری نیشکر
هفت تپه که از طرف اداره اطلاعات احضار شده بود، دیروز خود را
به این اداره معرفی کرده و به او گفته شده است که فردا
۴
مهر ماه باید به دادگاه مراجعه کند.
|
35 - درسهای سعادتآباد (کاظم فرج اللهی) : |
|
|
|
|
|
درخصوص حادثه سعادتآباد چند
پرسش در ذهن انسان سنگینی میكند. آیا این ساختمان
باید الزاما تخریب میشد؟ اگر جواب مثبت است،
مسوولیت اجرای صحیح امر تخریب اینگونه
ساختمانها...
درخصوص حادثه سعادتآباد چند
پرسش در ذهن انسان سنگینی میكند. آیا این ساختمان
باید الزاما تخریب میشد؟ اگر جواب مثبت است،
مسوولیت اجرای صحیح امر تخریب اینگونه ساختمانها
با چه كسی یا چه ارگان و نهادی است؟ چرا باید
بیشترین شمار قربانیان حوادث ساختمان، كارگران
باشند؟ چرا شمار قربانیان حوادث ساختمانی طبق گفته
رئیس سازمان کار استان تهران از مجموع 750 مورد
حادثه رخ داده در بخش کارگران ساختمانی، طی سال
گذشته فقط در شهر تهران حدود 240 نفر است؟ چرا
باید اکثر كارگران ساختمانی همواره خرابهنشین
باشند از اولین روز تخریب یك بنای كلنگی، این گروه
از كارگران در نامساعدترین مكان و چیزی شبیه آلونک
و بیغوله، با كمترین یا بهتر است بگوییم فقدان
امكانات بهداشتی و رفاهی، در ساختمانهای در حال
تخریب یا نیمهتمام، زندگی میكنند و در اولین
روزهایی كه ساختمان، نو، تمیز و از خاك و خاكروبه
تهی میشود اینان باید به دنبال كار و لقمهنانی
جدید مهاجرت كرده و به بناهای كلنگی و بیغولههای
دیگر نقلمكان كنند. آفرینندگان ساختمانهای مدرن،
نو و زیبا خود همواره خرابهنشین هستند. حتی در
سرزمین و زادگاه خود؛ همانطور كه من در سراسر
منطقه كوهدشت و از جمله روستای «چنارعلیا» دیدم.
چه كسی یا چه ارگانی مسوولیت نظارت بر امر تخریب و
ایمنی آن را بهعهده دارد؟ شهرداری؟! شهرداری مجری
تخریب است یا ناظر آن؟ آیا بر ساختوساز و تخریب
بناها نظارت درستی انجام میشود؟ روند چنین
کارهایی تاكنون چگونه بوده است؟ آیا هرگونه تخلف
در امر ساختوساز نهایتا با پول و جریمه پرداختی
به این نهاد ناظر، قابل خریداری نیست؟ روند تاكنون
چگونه بوده است؟ به قول آن مجری برنامه تلویزیونی
كه برای تفهیم منظور خود اندكی اغراق میكرد، آیا
با پرداخت پول و جریمه (حال بهصورت رسمی یا
غیررسمی) نمیتوان مجسمه فردوسی را از میدان
فردوسی برداشت و به جای آن بنا و ساختمان ایجاد
كرد؟ چه سازوكار دیگری میتوان برای نظارت بر امر
ایمنی و سلامت ساختوساز ساختمانها اندیشید؟
كارگران ساختمانی– اعم از كارگر ساده، كارگر متخصص
(استادكار و بنا) وتكنیسین– تنها گروهی هستند كه
همواره و در تمامی مراحل عملیات ساختمانی از شروع
تا پایان كار در كارگاه حضور دارند. آیا نمیتوان
از این حضور همیشگی و ذینفع، بهطور سازمانیافته
در امر نظارت استفاده كرد؟ كمی دقت در اسامی و
اطلاعات مربوط به کشته شدگان این حادثه نشان
میدهد در یك گروه كارگران ساده ساختمانی كه به
صورت اتفاقی انتخاب شده و اتفاقا(؟!) همگی كشته
شدهاند، كمتر از 20درصدشان در سطح ابتدایی سواد
دارند. بقیه افراد نیز تحصیلات حداقل پایان دوره
راهنمایی یا دبیرستان و معدودی دانشگاهی دارند این
آمار حكایت از واقعیتی دیگر دارد. واقعیت این است
که این گروه از كارگران، یعنی کارگران ساختمانی،
بهرغم اشتغالشان به یك كار بدنی ساده (و ظاهرا
كم اهمیت) انسانهایی هوشمند و توانا هستند که اگر
در جایگاه خویش سازماندهی شده و اندكی آموزش
ببینند میتوان از قابلیتهای بیشتری كه در آنها
وجود دارد بهرهمند شد. میتوانیم به جای اینكه
الف) آنها را تحقیر كنیم و مجبورشان كنیم
بهعنوان یك كارگر صرفا یدی در شرایط عادی یا با
تندادن به انواع فشارهای جسمانی و روانی در سن
میانسالی، فرتوط و از كارافتاده شوند و یا اینکه
به قول عوام با زرنگبازی كمتر كار كنند و بیشتر
بخواهند. ب) در شرایط غیرعادی- كه با ادامه روند
كنونی كمكم عادی میشود- از آنها به دلیل فقر
مادی، فرهنگی، بیكاری و بیعدالتی و...، مجرم و
بزهكار بسازیم، اجازه دهیم در جایگاه واقعی خویش
قرار گیرند. توانمندیشان را باور كنیم و بگذاریم
در سازمانهای صنفی و اجتماعی خود متشكل و سازمان
یابند، آنگاه خواهیم دید كه نه فقط به حمایت،
قیمومیت یا كنترل نیاز نخواهند داشت كه میتوان از
توان و انرژی آنان در شادابی، بهبودی و سعادت
جامعه بهرهمند شد. اتحادیهها و سندیكاهای
كارگری در صورت سالمبودن هدایت و رهبری آنها،
ظرفیت کافی برای تامین و دفاع از منافع اعضای خود
و کمک به بهبود شرایط جامعه را دارند. این نهادها
در راستای دفاع از منافع صنفی خود در چارچوب
کمیسیونهای تخصصی مختلف فعالیت میکنند. از جمله
كمیسیون آموزش و ارزشیابی مهارتهای فنی که در این
کمیسیون هر كارگر در رسته و رشته خود آموزش لازم
را فرا میگیرد. تخصص او ردهبندی شده و گواهی
مهارت فنی دریافت میكند اتحادیهها و سندیكاهای
كارگری در راستای دفاع از منافع صنفی و حیثیت شغلی
اعضای خود دارای كمیسیون انضباطی هستند. این
كمیسیون با حضور و كمك متخصصان هر رشته به شكایت
شهروندانی كه از كار و بازده كارگران شكایت دارند
رسیدگی كرده و كارگران خاطی را كه با ارائه کار
نامناسب موجب خسران شهروندان شدهاند به شیوههای
مناسب مجازات و خسارات وارده را جبران میكنند.
كمیسیون حقوقی سندیكاها هنگام بستن قراردادهای
کار و پیمانهای فردی و دستهجمعی با ارائه
مشاورههای حقوقی مناسب، کارگران را در انعقاد یک
قرارداد کار خوب و مناسب که تامین کننده تمامی
حقوق و منافع آنها باشد، یاری مینماید و هنگام
مواجهه با مشكلات حقوقی در رابطه با مطالبات
فیمابین كارگر و كارفرما به همین روش و با
استفاده از ابزارهای مناسب و در صورت لزوم استخدام
وکیل متخصص در حقوق روابط کار، حقوق و منافع اعضای
خود و شهروندان را استیفا میكنند. كمیسیون «حفاظت
و ایمنی كار» سندیكاها و اتحادیهها، اعضای خود را
با موازین بهداشتی و ایمنی مورد نیاز هر رشته آشنا
و آموزش لازم را ارائه میكنند. این كمیسیون با
آموزش صحیح خود، بسیاری از تلفات و خسارات حوادث
ناشی از كار را بهطور قابل ملاحظهای كاهش
میدهند. یكی از شعارهای همیشگی سندیكا و
اتحادیهها «اول ایمنی، بعد كار» است.
منبع : روزنامه کارگزاران تاریخ 1387/7/4 صفحه
14 |
36 - دبير اجرايي خانه کارگر اين استان:
200 کارگر
p.v.c
سمنان 5 ماه است حقوق نگرفته اند
:
تهران-
خبرگزاري کار ايران در تاریخ 5مهر 87 ؛ دبير اجرايي خانه کارگر
استان سمنان از پنج ماه حقوق معوقه کارگران کارخانه
P.V.C
سمنان خبر داد و گفت: شوراي اسلامي کار اين واحد در حال
مذاکره با مديريت است تا بدون اين که مشکل به خارج از واحد
کشانده شود حقوق هاي معوقه کارگران پرداخت شود.
حسين طاهرزاده در گفت و گو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، با
اشاره به اشتغال 200 کارگر در کارخانه
P.V.C
سمنان، گفت: بيشتر اين کارگران قراردادي هستند و تعداد بسيار
کمي از آنان رسمي هستند به همين دليل اين کارگران جرات دفاع از
حق خود را در مقابل مديريت ندارند.
او با اشاره به خصوصي بودن کارخانه
P.V.C
سمنان، گفت: اين واحد حدود 10 سال پيش از بنياد به بخش خصوصي
واگذار شد و از همان زمان مشکلاتش آغاز شد.
وي با تاکيد بر اينکه وضعيت توليد و فروش کارخانه
P.V.C
سمنان خوب است، گفت: مشخص نيست که چرا مديريت اين واحد از
پرداخت حقوق پرسنل اش خودداري مي کند.
پيگيري هاي خبرنگار ايلنا براي بيان نقطه نظرات علي ايماني
رئيس سازمان کار استان سمنان بي نتيجه ماند.
پايان پيام
37 - عضو کميسيون اجتماعي مجلس هفتم:
قانون خدمات کشوري موجب شکاف بين کارگران و کارمندان خواهد شد
:
تهران-
خبرگزاري کار ايران در تاریخ 5 مهر 87 ؛ عضو کميسيون اجتماعي
مجلس هفتم گفت: اجراي قانون مديريت خدمات کشوري موجب شکاف
طبقاتي بين کارگران و کارمندان خواهد شد.
محمد عباسپور در گفت وگو با خبرنگار گروه کارگري"ايلنا"، با
بيان اينکه افزايش سطح حقوقي کارمندان دولت مهم ترين ويژگي
لايحه نظام هماهنگ است که مورد تصويب قرار گرفته است، گفت:
ارتقاي سطح دستمزد سه ميليون کارمند دولت را قبول داريم اما
بايد فکري نيز به حال 15 ميليون کارگري شود که حتي برخي از
آنها بيمه شده تامين اجتماعي نيز نيستند.
نماينده اروميه درمجلس هفتم تصريح کرد: در زمان تصويب قانون
مديريت خدمات کشوري مقرر شد تا دولت لايحه اي را به مجلس بدهد
تا مطابق آن براي کارگران و کارفرمايان تسهيلاتي در نظر گرفته
شود اما اين موضوع در عمل محقق نشد.
او با بيان اينکه اجراي قانون مديريت خدمات کشوري تحولي در
وضعيت معيشتي کارمندان بوجود خواهد آورد، گفت: اگر وزارت کار
و مسوولان مربوطه به فکر کارگران نباشند اجراي اين قانون موجب
بحران کارگري و ضعيف تر شدن معيشت اين قشر خواهد بود.
عباسپور خواست مجلس هفتم را گنجاندن کارگران در قانون مديريت
خدمات کشوري دانست و گفت: به دليل بار مالي نمايندگان
نتوانستند کارگران را نيز در اين قانون بگنجانند.
او هدف طرح تحول اقتصادي را اجراي عدالت ارزيابي کرد و گفت:
با توجه به ناديده شدن حقوق کارگران در قانون مديريت خدمات
کشوري بايد به قشر کارگر در طرح تحول اقتصادي توجه و اولويت
داده شود.
پايان پيام
38
- اعتصاب
۱۷۰۰
راننده و کاميوندار در خوزستان
:
به گزارش خبرگزاری
خبر نامه امیر کبیر در تاریخ 5 مهر 87 ؛ پيش از اين، و در
روزهاي اخير، صدها تن از رانندگان و کاميونداران در مرکز استان
خوزستان اقدام به اعتصاب کرده اند.
اين اعتصاب از حمايت
سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه برخوردار
شده است.
در گزارش هاي غير
رسمي در خصوص اين اعتصاب که انعکاسي در رسانه هاي ايران نداشته
است، گفته مي شود که حدود
۱۷۰۰
تن از اعتصاب کنندگان در روزهاي گذشته با به صف کردن کاميون
هاي خود در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل اهواز
به طول تقريباً سه کيلومتر، خواستار تحقق مطالبات صنفي خود
شدند.
خواسته هاي صنفي
رانندگان و کاميونداران اعتصابي حذف دلالان در واگذاري بار به
رانندگان و کاميونداران و راه اندازي سنديکاي رانندگان و
کاميونداران اهواز که فعاليت آن از يک سال پيش توسط وزارت کار
و امور اجتماعي به حال تعليق در آمده است، از جمله خواسته هاي
اعتصابيون است.
ديگر خواسته هاي
صنفي معترضين، ايجاد سيستم يکپارچه امنيتي در جاده ها، برقراري
خوابگاه ها و سرويس هاي بهداشتي براي رانندگان در محل پايانه
حمل و نقل اهواز و اعمال نظارت دقيق و مناسب در فعاليت هاي
پايانه ها و باربري ها از سوي وزرات راه و ترابري است.
مجتبي گهستوني،
روزنامه نگار در اهواز، اين موضوع را که اعتصاب رانندگان و
کاميونداران مشکلاتي را در صنعت حمل و نقل به وجود آورده است،
مورد تاييد قرار داد. وي با اشاره به اهميت اقتصادي و تجاري
استان خوزستان در ايران، از جمله داشتن مرزي طولاني با عراق و
قرار داشتن دو پايانه صادراتي در اين استان، گفت که طبيعي است
با اين اعتصاب، روند کار حمل و نقل در خوزستان با مشکل مواجه
شود.
آيا مسئولان استان
خوزستان در جهت مذاکره با کاميونداران و رانندگان معترض ديدار
وگفت و گو کرده اند؟
مجتبي گهستوني پاسخ
داد که مسئولان خواستار ديدار با نمايندگان معترضين شده اند،
زيرا به گفته آنان، خواسته هاي کاميونداران و رانندگان معترض
به گونه اي نيست که قابل حل نباشد.
اعتصاب
۱۷۰۰
راننده و کاميوندار در اهواز، آخرين مورد از اعتراض ها و
اعتصاب هايي است که در ماه هاي اخير در واحدهاي صنعتي استان
خوزستان صورت گرفته اند.
آقاي گهستوني دليل
اين اعتراض ها و اعتصاب ها را ورشکستگي واحدهاي صنعتي مانند
شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه و ناتواني در پرداخت دستمزد
کارگران دانست و گفت: « در صورت همدلي مسئولان استان اين گونه
مشکلات قابل حل هستند که به نوبه خود فشارهاي اقتصادي و روحي
بر کارگران و فقر در خوزستان را از بين خواهد برد.»
39- رييسکانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور:
هر استان 3 تا 4 صنعت بحرانزده دارد
:
تهران-
خبرگزاري كار ايران در تاریخ 5 مهر 87 ؛ رئيس هيئت مديره كانون
عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي كار كشور گفت: در هر استان حداقل
3 تا 4 واحد صنعتي دچار مشكل و بحران هستند.
به گزارش"ايلنا"، هوشنگ درويشي در نخستين گردهمايي سراسري
تشكلهاي اقتصادي پيرامون موانع توليد و سرمايهگذاري گفت:
وجود مديران ناتوان در راس واحدهاي توليدي از عوامل اصلي بروز
بحران در صنايع است.
وي از بحرانهاي كارگري در شهرهاي تهران، شيراز، قزوين و شوش
به عنوان صحت ادعاي خود ياد كرد وگفت: اخبار و گزارشهاي
مستند از پرداخت نشدن مطالبات كارگران اين واحد ها د ر4 سال
گذشته خبر ميدهند.
وي ياد آور شد كه در حال حاضر به دليل واردات انبوه شكر علاوه
بر كارخانههاي قند شكر صنايع وابسته نظير كارخانه كاغذ سازي
پارس(هفت تپه) در آستانه بحران قرار گرفته است.
رئيس هيئت مديره كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار كشور كفت:
كارخانه نيشكر هفت تپه با يك هزار و 200 كارگر به دليل نبود
مواد اوليه كه از محل ضايعات كارخانه هاي قند سازي تامين
ميشود، در آستانه تعطيلي قرار گرفته است.
به گفته درويشي هر كدام از صنايع بحرانزده حداقل بطور مستقيم
بر معيشت2 هزار تن و بطور غيرمستقيم بر معيشت 50 هزار تن
تاثيرگذار است.
وي افزود: ممكن است در داخل كشور بتوانيم از كنار مسايل مربوط
به ناكارآمدي مديران كارخانجات بهسادگي گذر كنيم اما با
منعكس شدن اين موضوع در كشورهاي آنسوي مرز، ديگر نميتوانيم
در مقابل پرسشهاي مجامع جهاني سكوت كنيم.
وي براي جلوگيري از تكرار بحرانهاي كارگري خواستار پرداخت به
موقع تسهيلات اعتباري به بنگاههاي متقاضي تسهيلات بانكي شد.
پايان پيام
40
- اعتراض هاي گسترده کارگري در استان خوزستان:
به گزارش خبر نامه
امیر کبیر در تاریخ 5 مهر 87 ؛ در روزهاي اخير، اعتراض هاي
کارگري در برخي از نقاط استان خوزستان صورت گرفته است. در اين
زمينه، مي توان به اعتصاب کارگران شرکت نيشکر هفت تپه اشاره
کرد.
کارگران شرکت نيشکر
هفت تپه، در استان خوزستان، از روز سوم مهر ماه، در اعتراض به
پرداخت نشدن دو ماه حقوق و مزاياي خود، دست به اعتصاب زده اند.
کارگران اعتصابي
همچنين خواسته هاي ديگري همچون افزايش حق مسکن، حق بدي آب و
هوا و حق غذا داشته اند که به گفته فعالان کارگري در هفت تپه،
با موافقت مسئولان شرکت مواجه شده است.
کوروش، يکي از
کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، در اين مورد به « راديو فردا» گفت
که مسئولان شرکت در پي مذاکرات روز پنجشنبه با نمايندگان
کارگران، با تحقق مسايل اخير موافقت کرده اند.
به گفته او، بر اين
اساس، حق مسکن کارگران به
۱۳
هزار تومان و حق بدي آب و هوا به
۴۲
هزار تومان افزايش يافته است.
کوروش افزود: قرار
بود اين توافق ها به صورت کتبي اعلام شود که تاکنون اين اقدام
انجام نشده است و کارگران منتظر تحقق وعده مسئولان شرکت هستند.
او همچنين گفت که
اعتصاب تا زماني که حقوق معوقه کارگران پرداخت نشود، ادامه
خواهد يافت.پيش از اين نيز پرداخت حقوق و مزاياي
۳۵۰۰
کارگر شرکت نيشکر هفت تپه به تعويق افتاده بود.
اين شرکت همراه با
ساير کارخانه هاي نيشکر در ايران به دليل واردات بي رويه شکر و
عدم جلوگيري از آن توسط دولت، با مشکلات گسترده اقتصادي مواجه
شده اند؛ مشکلاتي که موجب شده است تا هزاران کارگر اين کارخانه
ها و همچنين هزاران کارگر کارخانه هاي وابسته به صنعت شکر در
ايران براي ماه ها حقوق خود را دريافت نکنند.
به همين دليل، هزاران
کارگر شرکت نيشکر هفت تپه در دو سال گذشته، بارها اقدام به
اعتصاب کرده اند تا حقوق معوقه شان را دريافت کنند.
در عين حال، کارگران
اين شرکت در اعتصاب هاي گذشته خود دولت را به دليل چشم بر هم
گذاشتن بر روي فعاليت مافياي شکر مورد انتقاد قرار دادند.
41
- تلاش براي راه اندازي دوباره سنديکاي کارگران هفت تپه:
همزمان، کارگران شرکت
نيشکر هفت تپه در تدارک برگزاري مجمع عمومي سنديکاي کارگران
اين شرکت به منظور راه اندازي دوباره آن هستند که فعاليت آن در
ماه هاي نخست پس از پيروزي انقلاب سال
۱۳۵۷
به حال تعليق در آمد.
کوروش در اين زمينه
گفت: در دو سال گذشته، يک شوراي فرمايشي وجود داشت که نماينده
کارگران نبود و به همين دليل از سوي کارگران منحل اعلام شد.
اين کارگر شرکت نيشکر
هفت تپه افزود: اين اقدام پس از نظر موافق بيش از دو هزار
کارگر اين شرکت انجام گرفت و درعين حال، آنان خواستار راه
اندازي دوباره سنديکاي کارگران شدند.
وي اضافه کرد: قرار
است انتخابات نمايدگان سنديکا به زودي انجام شود.
اين در حالي است که
مسئولان اداره کار و وزارت اطلاعات در استان خوزستان بارها با
راه اندازي دوباره اين سنديکا مخالفت کرده اند.
اما به گفته کوروش،
اين موضوع تنها در صلاحيت کارگران است که در مورد آينده خود و
تشکل صنفي شان تصميم بگيرند.
همزمان، فعالان کارگر
اعلام کردند که کارگران کاغذسازي پارس در شوش، که مواد اوليه
خود را از نيشکر هفت تپه تهيه مي کرد، و اکنون به دليل تعطيلي
اين واحد، مواد اوليه آن تامين نمي شود، اقدام به اعتراض کرده
اند.
کوروش با تاييد اين
اعتراض گفت که به کارگران گفته شده است که کارخانه کاغذسازي
پارس براي دو ماه تعطيل خواهد بود و اين در حالي است که آنان
سه ماه است که حقوق و مزاياي خود را دريافت نکرده اند.
به گفته او، بين
۸۰۰
تا ۱۲۰۰
کارگر اين کارخانه روز سوم مهر ماه در مقابل فرمانداري شوش دست
به تجمع زدند و خواستار رسيدگي مسئولان به مشکلات خود شدند.
کوروش همچنين گفت که اعتراض کارگران در
روز پنجشنبه نيز ادامه داشت.
42- در۳۰ مین روز اعتصاب غذا
آخرین خبرها از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد
:
پیام زندانیان
زندان ارومیه در سی امین روز اعتصاب غذا
کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی: در سی امین
روز اعتصاب غذای زندانیان زندان ارومیه، زندانیان سیاسی و مدنی
اعتصاب کننده طی پیامی عزم خود را جهت ادامه اعتصاب غذا اعلام
داشته اند. متن پیام به شرح ذیل است:
همچنانکه می دانید اعتصاب ما روز سی ام را پشت سر گذاشت.
۱۴
تن از رفقای ما هم اکنون در سلول انفرادی بوده و روز به روز با
شکنجه های سنگین روحی و روانی و جسمی روبرو می شوند. از طرفی
وضعیت زندانها و سلولهایی که رفقا در آن زندانی هستند نیز از
لحاظ نظافت و سلامتی در وضعیتی وخیم بوده و در سلول هایی بسیار
کوچک که در آن توالت هم تعبیه شده بسر می برند. سلولها بسیار
مرطوب بوده و بوی بدی به مشام می رسد. احتمال بروز بیماریهای
خطرناک داخلی و پوستی برای رفقا بسیار زیاد است. تا بحال هیچ
یک از مسئولین به نزد ما نیامده اند و جهت مداوای بیماران نیز
هیچ پزشکی را روانه نمی کنند.
پیام ما ما برای افکار عمومی و همه خلقمان و سازمانهای حقوق
بشر این است که جهت چاره یابی این مسائل و پشتیبانی از مقاومت
کنندگان در زندانها تمام تلاش خویش را به خرج دهند، تا با
استفاده از متدهای حقوقی بتوان مطالبات
۶
گانه ی زندانیان را به گوش جهانیان برسانند.
همچنین سلام خود را به همه نهادها و کسانی که پشتیبانی خود را
از ما اعلام نموده اند و ما را تنها نگذاشته اند می رسانیم و
بخصوص به زندانیان شهر دیاربکر که جهت پشتیبانی از مقاومت
زندانیان کردستان و ایران دست به اعتصاب غذا نموده اند سلام
کرده و می گوییم که روح ما یکی است و تا به آخر ادامه خواهیم
داد.
سلام و درود انقلابی
زندانیان اعتصاب کننده ی زندان ارومیه
۲٣سپتامبر
۲۰۰٨
نامه سرگشاده
۲
تن از نمایندگان پارلمان اروپا به مقامات جمهوری اسلامی
خانم "فلکناس اوجا" نماینده پارلمان اروپا طی تماسی با کمیته
حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد، از ارسال
نامه ی سرگشاده ای توسط خود و دیگر پارلمانتار اتحادیه اروپا
آقای "پائولو جسیکا" خبر دادند. این نامه خطاب به "محمود احمدی
نژاد" رییس جمهور و "آیت الله محمود هاشمی شاهرودی" رییس
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و در اتباط با وضعیت نگران کننده ی
اعتصاب غذا کنندگان،به نگارش در آمده است.
متن نامه ای که خانم فلکناس اوجا خطاب به کمیته نوشته اند به
قرار ذیل است:
همچنانکه می دانید مدتهای مدیدی است که اتحادیه اروپا می خواهد
با ایران وارد دیالوگ شود. هدف از این دیالوگ ایجاد تغیراتی
دموکراتیک در ساختار حکومت ایران و دفاع از آزادی عقیده و بیان
است. در ایران زنان باید آزاد باشند، بایستی حقوق اقلیتها
تضمین شود و روند شکنجه و اعدام به پایان برسد.
هم زمان مسوولان اتحادیه اروپا از ایران می خواهند در اتباط با
برنامه اتمی خود اطلاعات درستی در اختیار سازمان بین المللی
انرژی اتمی قرار دهد.
آگاهید که در همین اواخر جمهوری اسلامی شماری از کودکان زیر
۱٨
سال و برخی فعالین کرد را اعدام کرده است و این امر موجبات
اعتراضات بین المللی را فراهم آورده است. مبارزه من و دیگر
پارلمانتاران اروپا در مقابله با مقوله ی اعدام ادامه دارد.
من و همکارم "پائولو جسیکا"به عنوان اعضای پارلمان، در ارتباط
با وضعیت زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر نامه سر گشاده ای خطاب
به "آقای محمود احمدی نژاد" رییس جمهور و همچنین " آیت الله
محمود هاشمی شاهرودی" رییس دستگاه قضایی ،نگاشته ایم که متن آن
را جهت اطلاع برایتان ارسال داشته ام.
نامه سر گشاده خطاب به رییس جمهور و رییس دستگاه قضایی جمهوری
اسلامی
طبق اطلاعاتی که سازمانهای بین المللی دفاع از حقوق بشر منتشر
ساخته اند از
۲۵
آگوست ۲۰۰٨
،صدها زندانی سیاسی و مدنی کرد دست به اعتصاب غذا زده اند.این
زندانیان در اعتراض به شرایط غیر انسانی،شکنجه های روزانه و
تبعیضات موجود در اغلب زندانها شروع به اعتصاب غذا کرده اند.
زندانیان درخواست کرده اند که نقض حقوق بشر پایان پذیرد، اعدام
و شکنجه متوقف شود و در زندانهای ایران مراکز بهداشتی و درمانی
دایر شود.
ما در ارتباط با شمار روز افزون زندانیان سیاسی و مدنی به شدت
نگرانیم. در میان این افراد معلمین،روزنامه نگاران،مدافعین
حقوق بشر و دانشجویان وجود دارند. ما اطلاع داریم شماری از این
فعالین فاقد وکیلند و بسیاری از اوقات توسط دادگاههایی چند
دقیقه ای و یا حتی به صورت غیابی مورد محاکمه قرار می گیرند.
حد اقل ۷
تن از فعالین سیاسی و مدنی کرد محکوم به اعدام شده اند.اسامی
این افراد از قرار ذیل است:هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انور
حسین پناهی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، ارسلان اولیایی و حبیب
الله لطیفی.
مقامات محترم!
ما استدعا داریم که جهت توقف هر چه سریعتر اعدام این افراد
تلاش نمایید. احکام تبعید و زندان تمام زندانیان سیاسی را
منحل اعلام نموده و نشان دهید که سیستم حکومتی ایران به خاطر
فقدان آزادی بیان نباید مورد مواخذه قرار گیرد.
وضعیت بحرانیست و لازم است فورا شرایط خطرناکی که صدها زندانی
به واسطه اعتصاب غذا در آن قرار گرفته اند، عوض شود تا راهکاری
انسانی برای این معضل پیدا شود و اجرای حقوق بشر تضمین گردد.
تدابیر مشخصی اندیشیده شود تا جان این زندانیان بیش از این به
خطر نیفتد.
من و همکارم و اعضای خانواده های این زندانیان ،همچنین
سازمانهای حقوق بشری از شما خواهش میک نیم ،که سریعا با اعتصاب
کنندگان وارد دیالوگ شوید و به اقدامات غیر انسانی نسبت به
زندانیان سیاسی خاتمه دهید.
ما در انتظار پاسخ شما می مانیم.
با سلامی دوستانه
فلکناس اوجا،نماینده پارلمان اروپا
پائولو جسیکا، نماینده پارلمان اروپا
سلب اجازه ملاقات حضوری از دو فعال کرد
بر اساس گزارشات ارسالی از میاندوآب، مدت
۲
هفته است که مسوولین زندان این شهر اجازه ملاقات حضوری را از
دانشجو و فعال مدنی کرد "خضر رسول مروت" و "سالار یاره" سلب
نموده اند.
مسوولین این زندان در پاسخ به اعتراض این دو زندانی اظهار
داشته اند که بنا به دلایل امنیتی این اجازه از آنان سلب شده و
اجازه نخواهند داد در طول دوران زندان ،این
۲
زندانی از ملاقاتهای حضوری بهرهند گردند.
کمیته نسبت به رفتار غیر قانونی مسوولین زندان میاندوآب نسبت
به این دو فعال کرد به شدت معترض بوده و نسبت به تسری این
برخورد به دیگر زندانها هشدار می دهد.
43- تعویق 5 ماهه حقوق کارگران پی وی سی سمنان
:
کارخانه پی وی سی سمنان حدود 200 کارگر را
استثمار می کند. این کارخانه چند سال قبل در چهارچوب طرح خصوصی
سازی به روال معمول از سوی تراست عظیم مالی و صنعتی « بنیاد
مستضعفان» به یک سرمایه دار مقرب اعوان و انصار دولتمردان مسلط
سرمایه اعطا گردید. کارخانه با هیچ مشکلی از لحاظ مواد خام و
مصالح تولید و وسائل نیم ساخته یا کمکی مواجه نیست. بازار فروش
بسیار مطلوبی دارد. شدت استثمار کارگران بیش از حد است و منحنی
نمایش سود سرمایه دار صاحب شرکت در عرش سیر می کند. این
کارخانه با همه این مشخصات الان 5 ماه تمام است که هیچ ریالی
دستمزد به هیچ کدام از 200 کارگر تحت استثمار خود نپرداخته
است. در مورد دلیل این کار هیچ نکته ای گزارش نشده است. اما به
نظر می رسد که بیان چرائی این حوادث در جهنم کارگرسوز سرمایه
داری ایران توضیح واضحات باشد. در جامعه ای که یورش بی عنان
سرمایه به سطح معیشت و حق حیات توده های کارگر از آزادترین،
متداول ترین و بدیهی ترین امور به شمار می آید، در جامعه ای که
میلیون ها کارگر بیکار و گرسنه و سرکوب شده برای سیر کردن یک
روز شکم فرزندانشان مجبور به فروش نیروی کار خود به هر بها و
شرط و شروطی هستند، سرمایه دار باید دیوانه باشد که از مصادره
5 ماه دستمزد 200 کارگر و به کارگیری آن در کار سرمایه گذاری
های انبوه تر خویش چشم بپوشد. در هر حال 200 کارگر پی وی سی
اینک 5 ماه است که دستمزد نگرفته اند. آنان و همه افراد
خانواده هایشان در شعله های سودسازی سرمایه و آتش گرسنگی ناشی
از یکه تاری بی مهار سرمایه داران برای تشدید استثمار نیروی
کار درحال خاکسترشدن هستند. کارگران به این جنایت اعتراض دارند
و پرداخت فوری دستمزدهای 5 ماهه معوقه خود را می خواهند.
5 مهر 87
44- بازداشت چند تن از راننده ها و کاميونداران اعتصابي
:
سایت " انجمن صدای
کاوه ها " در تاریخ 6 مهر 87 نوشت : در همين حال، ابوالفضل
عابديني، روزنامه نگار در اهواز، به « راديو فردا» گفت :
ماموران نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران روز پنجشنبه چند تن
از رانندگان و کاميونداران اعتصابي در استان خوزستان را
بازداشت کردند.
وي شمار بازداشتي ها
را حدود پنج نفر اعلام کرد و افزود: « ماموران نيروي انتظامي
همچنين پلاکاردهاي رانندگان و کاميونداران را که خواسته هاي
خود را بر روي آنها نوشته بودند، جمع کردند».
به گفته اين روزنامه
نگار در اهواز، اين اقدام نيروي انتظامي موجب شد که شماري در
حدود ۲۰
درصد اعتصابيون دست از اعتصاب بکشند. اما سايرين گفته اند که
اعتصاب را ادامه مي دهند
اين در حالي است که
هيچ منبع خبري مستقلي تاکنون اين خبر را تاييد نکرده است.
بهروز کاروني
45- يک اقتصاددان:
طرح تحول اقتصادي باعث افزايش شکاف بين فقير و غني مي شود
:
تهران-
خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛ يک اقتصاددان گفت: هر
طرحي که باعث افزايش توليد ناخالص ملي نشود، منافعي براي هيچکس
ندارد.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، با
بيان اين مطلب گفت: طرح تحول اقتصادي نيز طرحي از همين دست
است که کسي از آن نفعي نميبرد.
وي افزود: قشر کارگر حلقهاي در زنجيزه توليد ناخالص ملي است
و بايد زمينه فعاليت ايشان فراهم شود.
مرعشي تاکيد کرد: طرح تحول اقتصادي يک طرح سياسي است نه
اقتصادي و هدف آن فرار به جلو است و هيچ اقتصادداني موافق اين
طرح نيست.
اين کارشناس اقتصادي خاطر نشان کرد: اين طرح باعث افزايش شکاف
بين فقير و غني خواهد شد و شکاف طبقاتي را دامن خواهد زد.
وي يادآور شد: با کاهش توليد، وضعيت اقتصادي جامعه رشد منفي
يافته و اين موضوع باعث تشديد فقر ميشود.
پايان پيام
46 - اخراج 650
کارگر کارخانه ايران صدرا :
به گزارش سات ها در
تاریخ 6 مهر 87 آمده است : تعداد ۶۵۰ تن از کارگران
کارخانه ايران صدرا اخراج و به سازمان تامين اجتماعی برای
دريافت بيمه بيکاری به مدت يک سال معرفی شدند.
اداره کار و استانداری در پی توافق با کارفرما و به بهانه ی
تغيير ساختار اين کار را صورت دادند. پيش از اين خبر اخراج
احتمالی تعدادی از کارگران ايران صدرا منتشر شده بود که منجر
به تجمع اعتراضی کارگران شده بود.
اداره کار به دروغ اعلام کرده است که کارفرما متعهد شده است که
پس از يک سال کارگران را بر سر کار بازگرداند، اما چه کسی است
که نداند اينها دروغی بيش نيست و تنها برای ايجاد تفرقه در
بين کارگران و جلوگيری از اعتراضات احتمالی آنان است. سرنوشت
هزاران کارگر در کارخانجات ديگر اين را به خوبی ثابت می کند.
47 - تمام اتفاقات سازمان بين المللي كار به نفع كانون عالي
كارفرمايان ايران است
:
تهران-
خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛ رييس كانون عالي
كارفرمايان گفت: سازمان بينالمللي كار نمايندگان كانون عالي
جديد را به رسميت ميشناسد.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار و امور
اجتماعي، ابوالفضل احمد خانلو با اشاره به نتايج همكاري با
سازمان بينالمللي كار، گفت: تمام اتفاقات به نفع كانون عالي
كارفرمايان است.
وي افزود: جلساتي كه نمايندگان كانون عالي كارفرمايان در
سازمان بينالمللي كار داشتند رضايت بخش بود و پس از حضور اين
نمايندهها در ايران آنها گزارشهايي از عملكرد خود ارائه
خواهند كرد.
احمد خانلو افزود: امسال در سازمان بينالمللي نمايندگان
كانون جديد و قديم حضور داشتند كه نمايندگان كانون جديد به
تصويب رسيدند.
پايان پيام
48 - يک سوم از هزينه حمل و نقل در جيب واسطه ها
اعتراض رانندگان به قدرت گيري دلالها در توزيع بار
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 6 مهر 87 ؛
با وجود انصراف جمعي از رانندگان
کاميونهاي باربري اهواز از شرکت در ادامه اعتصابي که بيش از
2 هفته از آغاز آن ميگذرد، اين اعتصاب همچنان ادامه دارد.
به گزارش
"ايلنا"، هنوز تعداد مشخص رانندگاني که به اعتصاب خود پايان
دادهاند مشخص نيست، اما به گفته فعالان کارگري و مدني حدود
20 تا 50 درصد رانندگان از چهارشنبه تاکنون به اعتصاب خود
پايان دادهاند.
اعتصاب رانندگان در نيمه شهريور ماه در اعتراض به دخالت دلالان
در توزيع بار، متوقف شدن فعاليت انجمن صنفي رانندگان کاميون
استان خوزستان و شرايط بد و ناامني که در جادهها براي توقف
کاميونها وجود دارد، آغاز که در آن 1700 راننده شرکت داشتند.
سيد حسن علوي، نماينده رانندگان اعتصاب کننده به "ايلنا" گفت:
اين اعتصاب به صورت توقف کاميونها در حاشيه جاده انديمشک شکل
گرفت.
وي گفت: پيش از منصرف شدن عدهاي از رانندگان از ادامه
اعتصاب، برخوردهايي ميان رانندگان و عوامل انتظامي به وجود آمد
که به توقيف پلاک برخي کاميونهاي متوقف شده و بازداشت تعدادي
از رانندگان منجر شد.
علوي با بيان اينکه به ما قول دادهاند که پس از تشکيل و آغاز
به کار دوباره انجمن صنفي به ساير خواستهها رسيدگي شود، گفت:
ما پس ازآنکه توانسيتم مسوولان را متقاعد کنيم به اعتراض خود
پايان داديم.
ابوالفضل عابديني از فعالان مدني در استان خوزستان نيز با
تاييد اين مطلب به "ايلنا" گفت: دليل اصلي اين اعتصاب ناشي از
نفوذ قدرتمند دلالاني است که به پشتوانه رانت، بارها را به
صورت ناعادلانه ميان رانندگان توزيع ميکنند.
وي گفت: طي دو ماه گذشته، قدرت دلالان افزايش يافته
بهطوريکه رانندگان براي پرداخت اقساط يک تا دو ميليون توماني
خودروهاي خود ناچار هستند بابت هزينه حمل و نقل يک بار 600
هزار توماني، فقط 400 هزار تومان بگيرند.
وي يادآور شد: از زمان آغاز اعتصاب که به صورت توقف آرام
خودروها در حاشيه کناري جاده انديمشک شکل گرفته است،
واسطهگران مجبور شدند تا بهاي حمل بار را تا حدي افزايش دهند
زيرا هم اکنون به دليل اين اعتصاب، حجم انباشتهاي از کالاهاي
مختلف در پايانههاي حمل و نقل ايجاد شده است.
به گفته عابديني، صاحبان موسسات و شرکتهاي حملونقل در
قدرتمند شدن دلالان نقش موثري داشتهاند، زيرا به جاي رودررو
شدن مستقيم با رانندگان، بارها را از طريق دلالان توزيع
ميکنند.
اما حسين احمدي زاده، از انجمن سراسري شرکت و موسسات حملونقل
کالا کشور با رد اين ادعا به "ايلنا" گفت: موسسات حملونقل
هيچ نقشي در قدرتمند شدن دلالان ندارند.
وي با يادآوري غيرقانوني بودن فعاليت واسطهگري در توزيع بار
بين رانندگان گفت: با وجود آنکه توزيع بار بايد از سوي
شرکتهاي داراي مجوز از سازمان حملونقل صورت گيرد اما هنوز
درصد قابل توجهي از توزيع بارها توسط موسسات صوري صورت
ميگيرد.
اين فعال کارفرمايان با تاکيد بر اينکه فعاليت دلالان به زيان
رانندگان است، گفت: به همان اندازه موسسات حملونقل کالا نيز
از اين موضوع ضرر ميکنند.
پايان پيام
49 - گزارشی از
وضعيت نابسامان زنان در شيرآباد زاهدان؛ در شير آباد زنان نمی
خندند:
به گزارش سایت کانون زنان ايرانی در تاریخ 6 مهر آمده است :
ترانه بنی يعقوب: سوله آهنی در يکی از خيابان های شلوغ شير
آباد زاهدان واقع شده است. اتاقکی فلزی که در يکی از شلوغ ترين
خيابانهای منطقه شير آباد تنها مکان گرد هم آمدن زنان اين
منطقه محسوب می شود . شير آباد منطقه ای در شمال شهر زاهدان و
حاشيه ای محسوب می شود. منطقه ای بلوچ نشين که در تک تک
خيابانها و کوچه های شلوغش فقرو نداری موج می زند.
در زاهدان هر تاکسی و مسافر کشی حاضر نيست تو را به اين منطقه
ببرد چون تصور اينکه اين منطقه جرم خيز و عبور و مرور از ان
خطرناک است به يک باور عمومی در اين شهر مبدل شده است. هيچ کس
نمی تواند پاتوق های خطرناک مواد مخدر را که در يکی از
خيابانهای اين محله بدون هيچ تر س و کنترلی وجود دارد فراموش
کند .خيابانی که گذر از آن با پای پياده برای غريبه ها تقريبا
غير ممکن است.
به محله شير آباد می روم و به ديدن زنانی که در اين منطقه
هزاران حرف ناگفته دارند.
شهناز اربابی مسئول انجمن کاهش آسيب منطقه شير آباد که خود زنی
بلوچ است تا شير آباد همراهی مان می کند. او فعاليتهای اجتماعی
زيادی را برای بهبود اوضاع مردمان اين منطقه به ويژه زنان
انجام می دهد . او اين بار همراهمان می ايد تا تنها مکانی را
که زنان شير آبادی گاه گرد هم می آيند نشانمان دهد.
خيابانهای شلوغ شير آباد پر از دست فروش است. بيشتر دستفروش ها
پسر بچه های کوچکی هستند که خوراکی های جور و اجور می فروشند
.بچه های خيلی کوچک هم خريداران پر و پا قرصشان به حساب می
آيند . چرخ دستيهای کوچکی که خوراک نخود پخته می فروشد بيش از
بقيه جلب توجه می کنند. در گوشه و کنار خيابان های خاکی شير
آباد زباله های انباشته شده بارها به چشم می ايند. گويی جمع
کردن زباله های اين منطقه نيز مدتها فراموش شده است.
سوله کوچک آهنی در ميان فرياد دستفروشان از دور به چشم می
خورد. محوطه نسبتا کوچکی که در ابتدای خيابانی خاکی و پر رفت و
امد واقع شده است. محوطه سوله با موکتهای آبی رنگ فرش شده است.
در انتهای سالن چند چرخ خياطی به چشم می خورد و چند لباس بچه
گانه و دست دوزی بلوچی که هنرمندانه دوخته و به ديوارها نصب
شده اند .در گوشه ديگر اين سالن آشپزخانه و روشوئی کوچکی قرار
گرفته است .چند زن روی موکتهای آبی رنگ زانو زده اند و آرام در
گوش يکديگر نجوا می کنند.
به صورت اين زنان نگاهی می اندازم همگی مسن و سالخورده به نظر
می ايند با خود م می گويم کاش امروز چند زن جوان هم در ميان
زنان شير ابادی حضور داشت تا درباره زنان جوان اين منطقه بيشتر
می دانستم .
شهناز اربابی می گويد : اينجا تنها جائی است که گاهی زنان شير
آبادی دور هم جمع می شوند.اين محوطه چهار ديواری بدون سقفی بود
که با برخی کمک های بين المللی که در قالب پروژه های فقر زدائی
بودند به اين شکل در امد و محل آموزش زنان بلوچ شد .اما اکنون
اموزشهايمان متوقف شده و زنان فقط هفته ای يک بار برای پس
اندازپولهايشان و يا حرف زدن گرد هم می ايند .
نبود بودجه برای بر گزاری کلاسهای آموزشی موجب توقف کار تنها
مکان فراغتی زنان شير آبادی شده است .زنانی که به قول خودشان
جز نانوائی رفتن و خريد کردن هيچ تفريح ديگری ندارند .
آنها می گويند: چهار چرخ خياطی مان هم خراب شده است و ديگر هيچ
وسيله ای برای کار وآموزش در اختيار نداريم .
در شير آباد زنان نمی خندند
مسن ترين زنی که در سوله آهنی نشسته شاه بی بی است که با
لبخندی تلخ به حرفهای ديگران گوش می دهد اين زن که بيش از
۶۰
ساله به نظر می رسد فقط
۴۲
سال دارد .
به ياد اولين نگاهی که به صورت اين زنان و تصوری که از سن و
سال آنان به ذهنم آمده بود می افتم. اينها همه زنان بلو چ
[جوانی اند که با همه جوانی شان از غم و تلخی هايشان می گويند.
تلخی هائی که در جوانی صورت شان را اين گونه پير و شکسته وحدس
سن و سال شان را دشوار کرده است. آنها کمتر لبخند می زنند وبا
نگاه و لحنی تلخ سر گذشت شان را مرور می کنند.
مهناز فقط
۲۷
سال دارد اما صورتش پر از چين و چروک است . چادر سياهش را محکم
به خود پيچيده و رخسارش را در زير چادر پنهان می کند .
۱۵
ساله بود که به اجبار خانواده اش همسر دوم شوهرش شد . مردی با
پنج فرزند .
لبخند تلخی می زند : اگر دست خودم بود هر گز شوهر نمی کردم اما
می دانيد که بين ما بلوچ ها اين رسم است که اصلا هنگام ازدواج
نظر دختر را نمی پرسند اصلا دخترها را آدم حساب نمی کنند شوهرم
با پنج فرزند به خواستگاری ام آمد و اکنون هم نه فرزند از همسر
اولش دارد.
در ميان بلوچها ازدواج اجباری دختران رسمی رايج است .آنها
دختران شان را بدون کوچکترين مشورتی با آنها شوهر می دهند.
ازدواج دختران جوان با مردانی که قبلا ازدواج کرده اند و زن و
چندين فرزند دارند هم امری عادی و قسمت دختر محسوب می شود.
ازدواج اجباری دختران کم سن و سال با مردان مسن هم از ديگر
مسائل و مشکلات زنان بلوچ است .
مهناز بيش از بقيه زنان صحبت می کند و زنان ديگر با نگاههائی
غمگين که نمونه اش را در چشمان کمتر زنی ديده ام به حرفهايش
گوش می دهند .
او سری تکان می دهد: خيلی راحت می گويند قسمتت اين بوده که زن
دوم بشوی. من را هم همين طوری شوهر دادند . اما من اجازه نمی
دهم همين بلا سر دختر۱۰
ساله ام بيايد من اجازه می دهم دخترم خودش شوهرش را انتخاب کند
.
مهناز هم همچون ديگر زنانی که همسر دوم مردی هستند يک شب در
ميان شوهرش را درتنها اتاق کوچک اجاره ای که در اختيار دارند
همرا با چهار فرزندش ملاقات می کند . اتاقی که دريک سويش
رختخوابهايشان را کپه می کنند و در سوئی ديگر هم چرخ خياطی اش
قرار گرفته چرخ خياطی که نان آور زندگی خودش و فرزندانش است.
اتاقی سه در چهار که عرصه زندگی را بر او و فرزندانش تنگ کرده
است .
بی خانگی ؛ کمبود جا ؛در امد اندک و هزار دردسر همسر دوم بودن
از جمله مواردی است که مهناز از انها نام ميبرد .
مرد دوزنه محبت سرش نمی شود
شاه بی بی که با نگاه غمگين و عميقش به سخنان مهناز گوش می
دهد. ناگهان با لهجه بلوچی اش به سخن در می آيد : مرد دوزنه که
محبت و انسانيت سرش نمی شود.
شاه بی بی هم طعم داشتن هوو را چشيده است. اما او به عنوان زن
نخست شوهرش اين تجربه تلخ را از سر گذرانده است. با لهجه بلوچی
شيرنش حرف هايش را می زند و خانم اربابی تند تند حرفهايش را
برايمان ترجمه می کند .
شاه بی بی
۱۱
ساله بود که مثل بقيه دختران بلوچ بدون آنکه نظرش را بپرسند
شوهرش می دهند . او طی سالهای زندگی با شوهرش هشت فرزند پسر و
دختر به دنيا می آورد .بعد از تولد هشتمين فرزندش در بيمارستان
پزشکان به شاه بی بی پيشنهاد می کنند که ديگر از بچه دار شدن
خودداری کند و عمل جراحی را برای پيشگيری دائم از بچه دار شدن
قبول کند .
شاه بی بی با داشتن هشت فرزند اين پيشنهاد را می پذيرد اما مدت
زمان کوتاهی نمی گذرد که شوهرش به بهانه اينکه او ديگر قادر
نيست فرزند جديدی بياورد زن دومش را می گيرد . شاه بی بی طی
اين سالها با انگشتان هنرمندش زندگی خود و هشت فرزندش را اداره
می کند سوزن دوزی های بی نظيرش مقابل پاهايش بر زمين ريخته و
می توان زيبائی آنها را از پس رنج های بی پايان اش ديد.
شوهرش پس از ازدواج مجدد همان اندک خرجی را که به شاه بی بی و
فرزندانش می داد از آنها دريغ می کند و همه مخارج زندگی به دوش
زن می افتد . شوهر شاه بی بی صاحب شش فرزند از همسر دومش می
شود و به زندگی زن اولش بی توجهی می کند .
اربابی می گويد : شاه بی بی خيلی برای نجات زندگی اش تلاش کرده
است اما شوهرش حتی داشتن شناسنامه را از او دريغ کرد او فاقد
شناسنامه و بدون هويت به حساب می آيد .
نداشتن شناسنامه يکی از مشکلات رايج در ميان بلوچها به حساب می
آيد . شاه بی بی و همسرش هم که فاقد شناسنامه بوده اند برای
دريافت ان تشکيل پرونده می دهند. پرونده آن دو يک شماره می
گيرد اما وقتی شوهر شاه بی بی برای دريافت شناسنامه ها به ثبت
احوال مراجعه می کند فقط شناسنامه خودش را می گيرد و از دريافت
شناسنامه شاه بی بی خودداری می کند . آه تلخی می کشد :�
وفتی به شوهرم گفتم چرا شناسنامه من را نگرفتی گفت تو شناسنامه
به چه کارت می آيد مگر قرار است به سربازی بروی .�
اربابی می گويد : هر چقدر برای گرفتن شناسنامه شاه بی بی تلاش
کرديم به جائی نرسيديم وبالاخره بدون شناسنامه ماند .
جان بی بی ديگر زن بلوچ که چادر چيت گلداری به سر دارد تاکنون
هيچ سخنی نگفته است دندانهای رديف جلوی دهانش کاملا ريخته است
و او سعی دارد با چادرگلدارش لثه های بی رنگش را پنهان کند.
سعی می کنم درباره سنش قضاوتی نداشته باشم چون حتما دوباره
تخمينی نادرست خواهم داشت.وقتی از سن و سالش می پرسم درباره
سنش اظهار بی اطلاعی می کند و به جای فکر کردن به آن شناسنامه
قرمز رنگش را به دستانم می دهد .
۳۲
ساله است. در
۱۵
سالگی با مردی که بيست سال بزرگتر از خودش بوده ازدواج کرده و
طی
۱۵
سال يازده فرزند به دنيا آورده که هشت تای آنان اکنون زنده اند
.
شوهرش دو سالی هست که دار فانی را وداع گفته است .او نيز با
اجبار خانواده اش به عقد مردی مسن تر از خودش در امده بود . او
بدون اينکه اجازه پيشگيری از بارداری را داشته باشد طی
۱۵
سال يازده زايمان داشته است زايمانهائی که به قيمت سلامت و
جوانی اش تمام شده اند .
اربابی می گويد : امروز وقتی جان بی بی از در وارد شد نشناختمش
او تا چند سال پيش جوان وزيبا بود اما اکنون به دليل مشکلات
زندگی واقعا پير و شکسته شده است .
جان بی بی هيچ نمی گويد از او می خواهم از زند گی اش بيشتر
بگويد.آهی می کشد: ای خانم کدام زندگی من که زندگی ندارم.
زنانی که شو هران شان دو همسر دارند کتک می خورند
من هميشه برای لباس بچه ها و مخارج مان با شوهرم دعوا دارم و
از او کنک می خورم . اينها حرفهای مهناز است . او از تنفر
فرزندانش نسبت به پدرشان برايم می گويد:بچه هايم پدرشان را
دوست ندارند و می گويند چرا پدرمان با اينکه زن داشت به سراغ
تو آمد و تو را اين طور بدبخت کرد آنها می بينند که تمام بار
زندگی بر دوش من است .
قطره اشکی را که در گوشه چشمانش جمع شده پاک می کند: فقط دو
کلاس سواد دارم و گرنه خاطراتم را می نوشتم تا حداقل بعد از
مرگم فرزندانم بدانند که چه به سر مادرشان آمده است .
مهناز به خاطر همين مشاجره ها و گرفتن حق و حقوق فرزندانش
بارها از شوهرش کتک خورده است .شاه بی بی خانم که با نگاه
عميقش مهناز را می نگرد با مکثی طولانی می گويد : زن هائی که
شوهرشان چند همسر دارند حتما کتک می خورند.
مهناز هم بلافاصله حرفهای شاه بی بی خانم را با سر تاييد می
کند : مگر می شود کتک نخورد؟ من هميشه سر لباس بچه ها و مخارج
زندگی با شوهرم دعوا دارم او چند وقت پيش برای دختر بزرگ آن
يکی زنش لباس خوبی خريد من به او اعتراض کردم که چرا از اين
لباس ها برای دختر من نمی خرد که گفت : دختر من
۱۵
ساله است و برايش لباس خوب خريده ام که به نظر بيايد و شوهر
خوبی پيدا کند. دختر تو هنوز کوچک است اما دختر من هم ده ساله
است .
مهناز هرگز با هوويش دعوا نکرده چون معتقد است او هم مثل او زن
بدبختی است که اسير شرايط و ظلم شوهرش شده است و با نه فرزند
زندگی به مراتب بدتری را در يک خانه اجاره ای دارد.
می گويد : من اصلا نمی دانم معنای محبت چيست ؟ هرگز هم محبت
شوهرم برايم مهم نبوده است اصلا اگر به سراغم هم نيايد برايم
مهم نيست .اما جرات ندارم اين حرف ها را به خودش بزنم چون
طلاقم می دهد و بچه هايم را از من می گيرد.
شاه بی بی هم حرفهای او را تائيد می کند : خانم مرد دوزنه
محبتش کجا بود ؟من هم گاهی سر خرج و مخارج و لباس و بچه با
شوهرم حرفم می شد اما حال که سالهاست مخارجم از او جداست و
خداررو شکر بچه هايم هم بزرگ شده و به دادم می رسند . ديگر به
شوهرم کاری ندارم مردی را که زن گرفت بايد رهايش کرد.
شاه بی بی هرگز نتوانسته است موضوع ازدواج دوباره همسرش را
بپذيرد و با اينکه چند همسری بين مردان بلوچ بسيار رايج است
اما کمترزنی اين موضوع را پذيرفته و با آن کنار آمده است .
مهناز می گويد که خيلی از زنها به خاطر بچه هايشان شرايط سخت
چنين زندگی را تحمل می کنند .
شهناز اربابی می گويد : خيلی از زنان جرات اعتراض يا اظهار
تنفر نسبت به شوهران شان راکه چند زنه هستند ندارند چون شوهر
خيلی راحت و بدون مراحل قانونی وفقط با گفتن چند جمله زن را
طلاق می دهد و فرزندانش را از او می گيرد .مرد دوزنه می گويد
من زن ديگری هم دارم و او موظف است از کودکان همسر ديگرم هم
نگهداری کند بنابراين اگر زنی به شوهرش زياده از حد فشار آورد
او زن را طلاق می دهد و همسر ديگرش را موظف به نگهداری از
کودکانش می کند .
اينجا زنان بار همه بدبختی ها را به دوش می کشند
گوئی مشکلات اين زنان پايانی ندارد و هر لحظه آنها موضوع تازه
ای از رنج های شان را به ياد می آورند.
مهناز با آهی بلند سخنانش را ادامه می دهد : شوهرم فاقد
شناسنامه است به همين خاطر هر گز ازدواجم و نام چهار فرزندم
جائی ثبت نشده است . چند روز بعد اگر شوهرم هوس کند با گفتن
چند جمله من را طلاق دهد چگونه می توانم ثابت کنم که من هم
فرزندانی داشته ام .
در شير اباد تعداد زنانی که هر گز ازدواج و طلاق شان ثبت نشده
بسيار است. برخی زنان خودشان بدون شناسنامه اند و تعدادی نيز
چون شوهر مهناز مردانی بی شناسنامه اند که بی توجه به اين
موضوع چند همسر اختيار کرده و صاحب فرزندان متعددی هم شده اند
. زندگی اين زنان بدون هويت نامشخص سر گردان است و خيلی از
آنها بعد از طلاق و ازدواجی که هرگز ثبت نشده دشواری های زيادی
را برای اثبات وقايع زندگی شان از سر می گذرانند .
زنان مطلقه در اين شرايط اوضاع بسيار بدتری دارند و هر چند
امکان ازدواج دوباره برای شان وجود دارد اما ازدواج های بعدی
به زن سوم و چهارم مردی شدن ختم خواهد شد که وضع بدتری را برای
اين زنان رقم خواهد زد .
شاه بی بی می گويد : خانم اينجا هر چه بدبختی هست زن به جان می
خرد زنها اينجا واقعا بدبختند .
او معتقد است اين روزها تعداد مردان چند زنه به خاطر پولدار
شدن مردها روز به روز در حال افزايش است .
هر چند زنانی که در سوله فلزی گرد امده اند معتقدند مردان چند
زنه اصلا قدرت چرخاندن زندگی زنان شان را ندارند و با حرفهای
واهی چون حتما زندگی مان در اينده بهتر می شود يا روزی ونان به
هر حال می رسد زندگی زن و فرزندان شان را تباه می کنند .
شاه بی بی می گويد : بسياری از زنان بلوچ اين روزها ترجيح می
دهند چنين مشکلاتی را تحمل نکنند و به زندگی شان پايان دهند او
از قوم وخويشی ياد می کند که به دليل ازدواج با مردی دو زنه به
زندگی اش پايان داد.
مهناز هم از زنی که در همسايگی شان زندگی می کرده و به دليل يک
ازدواج اجباری در حمام خانه شان خودسوزی کرده سخن می گويد :
دخترک سه ماه پس از ازدواج اجباری با شوهرش به خانه پدرش پناه
آورد اما پدر دختر مدام به او می گفت به خانه ات برگرد دختر هم
به جای بازگشت به خانه شوهری که دوستش نداشت خود را کشت .
سکوت جان بی بی که با چشمهای مضطربش همچنان به سخنان ديگران
گوش می دهد هنوز ادامه دارد . می پرسم : جان بی بی خانم شما
نمی خواهی از مشکلاتت بگوئی ؟
با چشمانی اشکبارمی گويد : چه بگويم خانم! من که زندگی ندارم
فکر سير کردن شکم هشت فرزندم راحتم نمی گذارد چهار فرزندم را
از مدرسه بيرون اوردم تا کار کنند اما حالا دست پسر بزرگم که
روزنامه می فروخت شکسته و نمی دانم با مخارج ان چه کنم . يک
سالی هم هست که کميته امداد هيچ کمکی به من نمی کند .
خانم اربابی در گوشم زمزمه می کند که جان بی بی به شدت بيمار
است اما به دليل ويزيت گران حتی قادر نيست به پزشک مراجعه کند
.
به جای خالی دندانهای اين زن
۳۲
ساله نگاهی می اندازم زنی که بيش از هر چيز اين روزها به دنبال
يافتن يک شغل است .او از کار کردن در خانه های مردم در آمد
کافی به دست نمی آورد و مراجعه هايش به سازمان بهزيستی و کميته
امداد برای يافتن يک شغل مناسب نيز تاکنون ثمری نداشته است .
اربابی می گويد : بارها برای ايجاد اشتغال به ويژه برای زنان
که مهم ترين نياززندگی شان محسوب می شودبه مراکز مختلف مراجعه
کرده ايم اما هرگز جوابی نگرفته ايم .
جان بی بی آه بلندی می کشد: من درباره زندگی ام سخن نگفتم چون
گفتن بدبختی هايم کتابی را پر خواهد کرد که کسی حوصله شنيدن يا
خواندنش را نخواهد داشت.
50
- اخراج 5 کارگر ایران خودرو
:
آژانس ایران خبر در تاریخ 6 مهر 87 گزارش می
دهد : ایران خودرو 5 کارگر این شرکت در سایت 2 ایتکوپرس را
اخراج کرده است. این کارگران به صورت قراردادی و با قرارداد «
سفید امضا» کار می کرده اند. این کارگران 4 تا 5 سال سابقه
کارکردن و استثمار شدن در این تراست عظیم اتوموبیل سازی را
دارند. سرمایه داران ایران خودرو دلیل اخراج این کارگران را
مطابق عرف طبقاتی خود و به روال کار دولت های سرمایه «ایجاد
اعتشاش در محیط کار»!! و « بی نظمی و نافرمانی» !! اعلام کرده
اند. سرمایه داران منظور خویش از این اتهامات و فرمول بندی ها
را بسیار صریح توضیح داده اند. در سایت 2 ایتکو پرس بیش از 400
کارگر در چهارچوب قراردادهای جنایتکارانه « سفید امضا» استثمار
می شوند. این کارگران در سه شیفت کار شبانه روزی کارخانه کار
می کنند و در بدترین و حادثه زاترین و فرساینده ترین شرایط
کاری استثمار می شوند. 5 کارگر اخراجی به این جنایت کارفرمایان
اعتراض کرده و خواستار الغای قراردادهای موقت و کاهش فشار کار
و استثمار کارگران بوده اند. کارفرمایان این اقدام کارگران را
اغتشاش در محیط کار اعلام کرده و دست به اخراج این 5 کارگر زده
اند. حرف صاحبان سرمایه مطابق معمول این است که هر نوع اعتراض
علیه هر سطح از توحش و جنایت سرمایه یا هر میزان تشدید استثمار
نیروی کار توسط سرمایه در هر حال اقدام علیه امنیت سرمایه و
طبقه سرمایه دار است.
6 مهر 87
51- کارگران ایران خودرو در آستانه بزرگترین اجتماع کارگری
اعلامیه ی جمعی از کارگران ایران خودرو
شنبه
۶
مهر
۱٣٨۷
- ۲۷
سپتامبر
۲۰۰٨
جمعی از کارگران
ایران خودرو در ارتباط با وقایع اخیر این شرکت اعلامیه ای
منتشر کرده اند که در آن چنین آمده است:
برای رسیدن به خواسته های خود نه فریب می خوریم و نه کوتاه می
آیم
آگاهی اتحاد و تشکل رمز پیروزی ماست
هر گونه اخراج کارگران را محکوم می کنیم
امنیت شغلی حق مسلم هر کارگر است
دوستان و همکاران گرامی
بنابر گزارشهای رسیده مدیریت تصمیم گرفته است که در آستانه عید
فطر به یکی از قول های داده شده در اعتصاب
۱۰
تیر وفا کرده و با برگزاری یک اجتماع بزرگ، به
۱۰
هزار نفر از کارگران ارتقاء شغلی - که یکی از خواسته ای اصلی
ما کارگران برای افزایش حقوق ها بود - بدهد.
ما تصمیم مدیریت را به فال نیک گرفته و خواهان بر آورده ساختن
این تصمیم هستیم. ولی در این مورد سوال می کنیم چرا برای
۱۰
هزار نفر؟
آیا مگر ایران خودرو فقط
۱۰
هزار نفر کارگر دارد پس بقیه هیچ حقی در این افزایش حقوق
ندارند؟
نه دوستان! افزایش حقوق باید شامل همه کارکنان ایران خودرو چه
کارگر و چه کارمند چه رسمی و چه غیر رسمی و چه پیمانکار و چه
روز مزد، شود.
همانطوریکه اطلاع دارید کارگران شرکتهای پیمانکاری و روزمزد
گروه شغلی ندارند پس چطور می توانند ارتقاء شغلی بگیرند؟
نه دوستان! ما خواستهای خود را در
۱۰
تیر اعلام کرده و روی آنها پافشاری می کنیم. اعتصاب ما فقط
برای ارتقائ یک گروه شغلی نبود.
ما فریب نمی خوریم و اجازه نمی دهیم اجتماع ما کارگران کلاه
تبلیغاتی برای دیگران باشد. ما روی خواسته های تصویب شده
۱۰
تیر می ایستیم و کوتاه هم نمی آیم.
اولین خواست ما خروج نیروهای نظامی و حراست از سالنها می باشد.
تا زمانی که جو پادگانی در شرکت حاکم است کارگران نمی توانند
حرفهای خود را بزنند.
دوم خواست اساسی ما ایجاد تشکل آزاد و مستقل است. دوستان تا ما
تشکل نداشته باشیم نمی توانیم حرفهای خود را بزنیم و کسی هم به
حرفهای تک تک ما توجه نخواهد کرد و اگر کسی هم حرف زد کارش با
حراست است، ولی تشکل می تواند به نمایندگی از ما کارگر ان هم
حرف بزند و هم در رسیدن به خواسته هایمان به ما کمک کند.
ما از مدیریت می پرسیم چرا اجازه برگزاری انتخابات را نمی دهد؟
طبق کدام قانون ایجاد تشکل برای بیش از
۴۵
هزار کارگر غیر قانونی است؟
آقای باقری معاون منابع انسانی شرکت می گوید کارگران برای بیان
خواسته هایشان از مجرای قانونی استفاده کنند،
ما می پرسیم آقای باقری مجرای قانونی کدام است؟
در شرکتها و کارخانجات، کارگران فقط از طریق تشکلهای خود می
توانند حرفهای خود را بزنند. ما خواهان ایجاد تشکل هستیم و
آقای باقری باید در این اجتماع به ما بگوید چرا جلو ایجاد تشکل
را گرفته است.
سومین خواسته اصلی ما امنیت شغلی است. وجود شرکتهای پیمانکاری
و وجود قراردادهای موقت، امنیت شغلی ما را تهدید می کند. ما
هیچ امنیت شغلی نداریم. روزانه ده ها تن از دوستان کارگر به
بهانه های مختلف اخراج می شوند. به این وضعیت باید خاتمه داده
شود. شرکتهای پیمانکاری باید منحل شوند. کارگران اخراجی باید
سر کار برگردند و همه کارگران قراردادی استخدام شوند.
دوستان و همکاران گرامی!
ما یکبار دیگر اهم خواستهای خودمان را که در اعتصاب
۱۰
تیر آن را تصویب کرده ایم اعلام می کنیم و به مدیریت می گوییم
ما فریب ارتقاء یک گروه شغلی را نمی خوریم، ما خواهان بر آورده
ساختن خواسته های خود هستیم که در اعتصاب
۱۰
تیر اعلام کردیم.
خواستهای کارگران ایران خودرو:
۱-
ازادی تشکلهای
کارگری، عدم ورود حراست به سالنها
۲-
لغو اضافه کاری
اجباری و برداشتن سقف اضافه کار عادی
٣- افزایش حق آکورد (حق بهره وری)
۴-
افزایش حقوق ها
متناسب با افزایش قیمت ها در کشور
۵-
بازگشت کارگران اخراجی و لغو قراردادهای موقت و استخدام رسمی
کارگران
۶-
جلو گیری از گسترش
شرکت های پیمانکاری و انتقال کارگران آن به خود شرکت
۷-
شرکت نمایندگان
کارگران در کمیته مشاعل طبق بندی
٨- شرکت نمایندگان کارگران در کمیته تشخیص کارهای سخت و زیان
آور
۹-
کاهش فشار کاری با
استخدام نیروهای جدید
۱۰-
آزادی تحصیل و لغو
بخشنامه محدویت ادامه تحصیل
52- افت اقتصادی شديد ايران در سه سال آينده :
به گزارش راديو آلمان در تاریخ 6 مهر 87
آمده است : کارشناسان گفتههای رئيسجمهور ايران در باره رشد
سرمايهگذاری خارجی در ايران را به ديده ترديد مينگرند و
ميگويند، با روندی که در ايران آغاز شده، افق رشد اقتصادی
اصلا اميدوارکننده نيست.
محمود احمدينژاد در هفتهی دولت، گزارشی از موفقيتهای اقتصادی
ايران در زمينهی جلب سرمايههای خارجی در ايران ارائه داد و
گفت: ,سيل سرمايههای خارجی به سمت داخل کشور از رشدی تصاعدی
برخوردار است., به گفتهی آقای احمدينژاد، حجم اين سرمايهها
در دورهی سه سالهی رياست جمهوری او،
۳۰ ميليادر دلار بوده است.
کارشناسان به اين رقم با ديدهی ترديد مينگرند و ميگويند، با
روندی که در ايران آغاز شده، افق رشد اقتصادی اصلا
اميدوارکننده نيست و در سه سال آينده احتمالا با افتی شديد
همراه خواهد بود.
روزنامهی کارگزاران، با استناد به گزارش آنکتاد از
سرمايهگذاری جهانی در سال ۲۰۰۸
و نيز سخنان معاون وزير اقتصاد و رييس سازمان سرمايهگذاری
خارجی نوشته است که آمارها با ادعای آقای احمدينژاد مغايرند و
بنا بر گزارش آنکتاد، حجم سرمايهگذاريهای خارجی در
۱۸ سال اخير در
ايران، تنها ۵،۲۹
ميليارد دلار بوده است. دويچه وله در رابطه با ميزان
سرمايهگذاريهای خارجی در سه ساله اخير، گفتوگويی داشته است
با دکتر مهرداد عمادی متخصص امور سرمايهگذاری در اتحاديه
اروپا و از مشاوران مسايل پولی و بانکی اين اتحاديه.
دويچهوله: سرمايهگذاری شرکتهای خارجی در ايران چه مسيری را
در اين سه سال طی کرده و الان در چه وضعيتی قرار دارد؟
مهرداد عمادی: در اين سه سال سرمايهگذاری خارجی بدون تشويق و
تضمين بانک مرکزی ايران به شدت رو به کاهش بوده است. ما حتا
ميبينيم در بخش انرژی و نفت و گاز عليرغم يارانهها و
سوبسيدهايی که دولت ايران حاضر شد بدهد، نتوانست پروژههايی
که با ترکيه و با روسيه در حوزهی پارس
۲ ميخواست شروع
کند، وارد عمليات سرمايهگذاری کند. اخيرا (در شش ماه اخير)
دولت در مواردی موفق به جذب شرکتهای خارجی برای سرمايهگذاری
در ايران شده، که حاضر شده است تضمين صددرصد به اضافهی يک
درصد ريسک به اين شرکتهای خارجی بدهد، که شرکتهای خارجی اگر
شامل محدوديتها و محاصرههای اقتصادی غرب و بخصوص آمريکا شدند
و ضررهايی از فعاليتهايشان در غرب ديدند، آن اضافه بر صددرصد
در حقيقت جبران ضررهاييشود که ممکن است اينها در بازارهای
اتحاديه اروپا و آمريکا ببيند. در مجموع اگر نگاه بکنيم به
زيربنای رقمی که دولت داده و سه مورد سرمايهگذاريهای بزرگی
که بوده، در هر سه مورد بانک مرکزی ايران برای شرکتهای خارجی
تضمينهای صددرصد داده است، که اين خودش نشاندهندهی عدم تمايل
شرکتهای خارجيست که مشارکت ريسک را بهطور همسان با همتای
ايرانی خودشان پذيرا باشند.
دويچهوله: در صورتی که شرکتهای خارجی با وجود چنين تضمينی
حاضر بشوند در ايران سرمايهگذاری بکنند، ضرر آن برای چه خواهد
بود؟
مهرداد عمادی: ايران دو ضرر عمده از اين مسئله خواهد ديد. يکی
اين که ما عمدتا در مورد کشورهايی مثل ايران، کره جنوبی يا
سنگاپور ديدهايم که موفقترين سناريوی انتقال تکنولوژی اين
بوده که ما به اصطلاح يک شريک خارجی پيدا کردهايم و اين شريک
خارجی تکنولوژياش را به کارخانجات و واحدهای توليدياش در
داخل ايران انتقال داده است. از اين طريق هم مهندسی و کارگران
ايرانی آموزش ديدهاند و هم يک مقدار بازارهای خارجی يا
بازارهای صادراتی را به روی کالاهای ايرانی باز کرده است.
هرگاه ما نتوانيم اين انتقال تکنولوژی را از سرمايهگذاری
مشترک انجام بدهيم، دولت ايران مجبور خواهد بود اين تکنولوژی
را به صورت عاريتی بخرد. و اين يعنی انتقال بسيار محدود و کند
تکنولوژی. از اين نظر انتظاری که در مورد ايران ميرود اين است
که رشد صنعتی و بخصوص رشد پروژهی صنعتی ايران در سالهای اخير
و سالهای آينده، بسيار بسيار پايينتر از آن حدی باشد که در
برنامههای اقتصادی ايران پيشبينی شده بود.
دويچهوله: اين رشد اقتصادي، گذشته از آنکه تحت تاثير سياستهای
اقتصادی و سياسی دولت ايران است، تا چه اندازه ممکن است تحت
تاثير بحران مالی جهانی قرار گيرد و شرکتهای خارجی تا چه
اندازه ميتوانند اين بحران را به ايران منتقل کنند؟
مهرداد عمادی: در کوتاهمدت صدماتی که اقتصاد ايران از بحران
مالی خواهد ديد محدود است. بخاطر اين که اقتصاد ايران عمدتا بر
نفت استوار است و قراردادهای عمدهی انرژی ايران در حال حاضر
با هند، چين و کشورهای شرق و غرب و آسياست. از اين نظر ايران
شايد کمتر در ميانمدت تاثير بگيرد. ولی در درازمدت آن اثر
منفی را خواهيم ديد. اينجا شرکتهای خارجی نقش بسيار بسيار
عمدهای که خواهند داشت اين است که بخاطر بالارفتن ريسک
درسيستم پولي،
بانکی جهاني، تمايل به مشارکت در سرمايهگذاريهای صنعتي،
بخصوص در بخش انرژی در ايران، بسيار ضعيف خواهد شد و ازاين نظر
رشد صنايع انرژی ايران که به عنوان مرکز و منبع جهش اقتصادی در
دهسال آينده پيشبينی شده است، هم بسيار کند خواهد بود و هم
بسيار پرهزينه. برای اين که با توجه به بالارفتن ريسک در سيستم
بانکی جهانی برای دولت ايران بسيار مشکل خواهد بود که با توجه
به محاصرههای اقتصادی که در حال حاضر شامل آنهاست، بتواند
شرکتهای خارجی را ترغيب کند که اينها وارد پروژههای درازمدت
در ايران شوند و در نهايت افق رشد صنعتی و رشد اقتصادی در
ايران در حال حاضر اصلا اميدوارکننده نيست و انتظار ميرود در
حدود سه سال آينده رشد اقتصادی ايران چيزی در حدود
۳۰ تا
۵۰ درصد کاهش پيدا
بکند.
مصاحبهگر: مريم انصاری
53- تجمع اعتراضی کارگران سراب بافت
:
کارگران کارخانه سراب بافت صبح روز شنبه 6
مهرماه 87 در مقابل مجلس اسلامی سرمایه دست به اجتماع زدند و
تلاش کردند تا اعتراض خود علیه کارفرمایان را به گوش نمایندگان
این مجلس برسانند. آنان 14 ماه است که در بلاتکلیفی به سر می
برند و 17 ماه تمام است که هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند.
کارگران خواستار تضمین اشتغال خویش و پرداخت تمامی حقوق معوقه
خود هستند.
6 مهر 87
54- تجمع کارگران اخراجی در برابر مجلس :
به گزارش ايلنا در تاریخ 6 مهر 87 آمده است
: تعدادى از كاركنان اخراجى شركت سراب بافت صبح امروز شنبه
مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع كردند.
كارگران شركت سراب بافت علت نجمع خود را اعتراض نسبت به آنچه
سهل انگارى و ضعف مديريت كارفرما ميخواندند، عنوان نمودند.
تجمع كنندگان در پلاكاردهايى كه به همراه داشتند عنوان كرده
بودند كه به مدت 14 ماه بلاتكليف بوده و 17 ماه حقوق معوقه طلب
دارند.
آنها از اعضاى خانه ملت ميخواستند تا با اصلاح قانون كار و
نظارت بر حسن اجراى آن مانع از تكرار اينگونه مشكلات و تداوم
آن شوند.
55- کارگران کشت و صنعت نيشکر هفت تپه در اعتصاب اخير خود، به
بخش مهمی از خواست هايشان خود دست يافتند :
در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 3 و 4 مهر ماه، کارگران شرکت
کشت و صنعت نيشکر هفت تپه برای دستيابی به خواستههای خود
همچون پرداخت حقوق و مزايای دو ماههی گذشته و پرداخت هزينه
هايی چون غذا، حق مسکن، رفت و آمد، حق همسر و فرزندان و
برقراری طرح طبقه بندی مشاغل دست به اعتصاب زدند. کارگران در
اين اعتصاب پيروزمندانه موفق شدند و در اين اعتصاب 2 روزه به
بخش مهمی از خواستهای خود رسيدند:
1- کمک هزينهی خوراک روزانه از مبلغ 500 تومان به 1500 افزايش
يافت.
2- کمک هزينهی سختی محيط زيست ماهيانه از 2500 تومان به 10000
تومان افزايش يافت.
3- کمک هزينهی اياب و ذهاب از 24000 تومان به 41700 تومان
افزايش يافت.
4- حق همسر و فرزندان از 2000 هزار تومان به 13720 تومان
افزايش يافت.
5- جيرهی 39 عدد دفتر و خودکار برای فرزندان دانش آموز
کارگران که در مهر ماه سال گذشته مديريت حاضر به تحويل آن نشده
بود.
6- آزادی دو تن از فعالين کارگری هفت تپه.
کارگران در جريان اين اعتصاب در واکنشی تحسين برانگيز از
اعتصاب و تجمع کارگران کاغذ سازی پارس حمايت کردند.
در ارتباط با پرداخت حقوق و مزايای ماه های مرداد و شهريور، از
طرف مديريت به کارگران گفته شد که حقوق معوقهی آنان حتماً تا
قبل از عيد فطر پرداخت خواهد شد. نمايندگان کارگران برای
دستيابی به ديگر خواست های خود، با مديريت در حال مذاکره می
باشند.
لازم به ذکر است که فريدون نيکوفرد و بهروز نيکوفرد دو تن از
فعالين کارگری که در روز سه شنبه 2 مهر ماه به ترتيب در سر کار
خود و منزل شان دستگير شده بودند، پس از چندين ساعت بازجويی
آزاد شدهاند. گفته ميشود که علت دستگيريهای اخير تحرکاتی
بوده است که کارگران برای تدارک مجمع عمومی تشکل مستقل خود
داشتهاند.
ما اعضای کميتهی هماهنگي، اين پيروزی را به کارگران هفت تپه
صميمانه تبريک گفته و آرزومنديم، در آينده ای نزديک شاهد
برپايی تشکل مستقل و آزاد هم طبقه های خويش در شرکت نيشکر هفت
تپه باشيم.
کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری
5/7/1387
56- گزارشى از وضعيت آموزش وپرورش شهر آبادان :
به گزارش كانون صنفى معلمان تهران(طيف
صنفى) در تاریخ 6 مهر 87 آمده است : من يکی ازمعلمان آبادان
هستم،اميدوارم از طريق اين وبلاگ ودادن اين خبر به مسئولين
بتوانم به معلمان،دانش آموزان ،اوليای دانش آموزان وکارکنان
آموزش وپرورش آبادان کمکی کرده باشم،پيشنهاد می دهم مسئولين
وزارت يا سازمان آ.پ خوزستان دست کم يکبار هم شده ازوضعيت
آموزش وپرورش شهرما ديدن کنند.
اما بطورخلاصه می توانم برای آنان گزارشی به شرح زيرارائه دهم:
اکنون 6 روزازماه مهرگذشته است،مدارس شهرآبادان هنوزسازماندهی
نشده اند،مردم آبادان برای نام نويسی فرزندان خود بايستی راه
مدرسه،منزل وآموزش و پرورش رادر گرمای طاقت فرساوگرانی کرايه ی
تاکسی ومشکلات زندگی خودچندين وچندبارطی کنند، راهروی اداره ی
آموزش وپرورش ومدارس آبادان لبريز از جمعيت اوليايی است که
برای نام نويسی فرزندان خود مراجعه کرده اند،اما نتوانسته اند
که فرزندان خودرانام نويسی کنند.
آموزش و پرورش آبادان آماردقيقی ازتعداد معلمان ودانش آموزان
شهرندارد،سردرگم است که با اين اوضاع آشفته چه کند،چندين مدرسه
منحل اعلام شده است،ازطرفی کمبود شديدمعلم دربرخی رشته ها
آزاردهنده است،برخی مدارس برغم اعلام مسئولين مبنی برپايان
تعميرمدارس کشور،درآبادان هنوزبسياری ازمدارس ريخت و پاش و
ساخت وسازوتعمير ادامه دارد.
معلمان نگران گرفتن اضافه کاری برای خرج زندگی در سال
آينده،پرداخت نشدن اضافه کاری های سال گذشته،مطالبات يارانه ی
مسکن،يکماه مرخصی مناطق محروم و... هستند،معلمانی که از شهرهای
ديگر برای تدريس آمده اند،با کمبود جا روبرو هستند،مردم
ومعلمان ودانش آموزان تاکنون در هيچ سالی با چنين بحرانی روبرو
نبوده اند.از مسئولين خواهشمنديم برای نجات مردم آبادان کاری
بکنند.
7 5- میزان 74 درصد زنان
آسیب دیده اجتماعی بیکارند
:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ شنبه 6
مهر 87 آمده است : براساس پژوهش سازمان بهزیستی در بررسی
وضعیت زنان آسیب دیده اجتماعی پذیرش شده درمراکز بازپروری، 74
درصد از آنها به هیچ کاری اشتغال نداشته و بیکار بوده اند و
بیکاری یکی از دلایل موثر درآسیب پذیری آنها بوده است.در این
پژوهش که توسط منیره اسماعیل کوره پز رئیس گروه دفتر امور آسیب
دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و روح انگیز کاووسی روان
شناس این دفتر انجام شده، ویژگی های دختران و زنان آسیب دیده
اجتماعی که در سال های 83 تا 85 درمراکز بازپروری بهزیستی
پذیرش شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است.
این دو محقق داده های 21 مرکز (19استان) را جمع آوری کرده و
مورد مقایسه و تحلیل قرار داده اند و به این نتیجه رسیده اند
که در سال 85 ، 74درصد مراجعان به مراکز بازپروری، بیکار بوده
اند.
از طرف دیگر، بیشتر افراد مراجعه کننده به این مراکز، افراد بی
درآمد بوده اند به طوری که 34 درصد آنها هیچ درآمدی نداشته اند
و مشغول به کار نبوده اند، 30 درصد آنها هم درآمدی تا 100 هزار
تومان داشته اند. بنابراین بیشتر این زنان آسیب دیده اجتماعی
یا درآمدی نداشته اند یا درآمدشان زیر 100هزار تومان بوده و
آسیب پذیری آنها نشانگر تبعات منفی ناشی از فقدان درآمد یا
نداشتن درآمد مکفی بوده است.
تعداد افراد مراجعه کننده بی درآمد وبا درآمد کمتر از 100هزار
تومان طی سال های 83 تا 85 رو به رشد بوده و رشد قابل توجه
مربوط به گروهی است که اشتغال موقت داشته اند که در این سال ها
تعداد این افراد 365 درصد رشد داشته است.
در مقابل تعداد افرادی که درآمد 300 هزار تومان به بالا داشته
اند، طی این سال ها 85 درصد کاهش داشته است.
نوع مراجعه افراد به مراکز بازپروری در بیشتر موارد از طریق
قوه قضائیه یا نیروی انتظامی بوده، اما افرادی هم به صورت
خودمعرف به این مراکز مراجعه می کنند. نکته قابل توجه در این
سال ها کاهش 60 درصدی مراجعه به صورت خودمعرف بوده است و از
آنجا که مراجعه خدمت گیرندگان به صورت خودمعرف اهمیت خاص دارد،
رشد منفی این نوع مراجعه باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، بیشتر مراجعان به این مراکز (51 درصد) زنان
بدسرپرست و بی سرپرست بوده اند و در بین سال های 83 تا 85
تعداد مراجعه کنندگان خودسرپرست هم 34 درصد رشد نشان داده
است.وضعیت تاهل مراجعه کنندگان هم نشان می دهد 52درصد آنها
مجرد بوده اند. در این دوره سه ساله میزان مراجعه افراد مجرد
رشد 27 درصدی داشته است. در مقابل تعداد مراجعانی که همسر خود
را از دست داده بودند، از همه کمتر بوده است.
اما نکته قابل توجه افزایش مراجعان همسر از دست داده با رشد 85
درصدی است. تعداد مراجعه افرادی که متارکه کرده اند، نیز 15
درصد کاهش داشته است.
سن مراجعه کنندگان هم گویای آن است که 30درصد آنها 18 تا 20
سال سن دارند و 27 درصدشان هم 21 تا 26 ساله بوده اند. آنچه
مهم است تغییراتی است که در گروه سنی تا 15سال به وجود آمده
است. طی این سال ها میزان مراجعه گروه سنی 15سال، 36 درصد رشد
داشته که مساله قابل تعمقی است.
در مورد میزان تحصیلات مراجعه کنندگان هم می توان گفت 30درصد
آنها تحصیلات ابتدایی و 31درصد تحصیلات دوره راهنمایی داشته
اند. به غیر از افراد بی سواد و افرادی که مدرک لیسانس دارند،
تعداد افرادی که در تمام سطوح تحصیلی بوده اند رو به رشد بوده
و از همه بیشتر رشد مثبت مقطع تحصیلی دانشجو با رقم 367 درصد،
رشد قابل ملاحظه ای است که در واقع زنگ خطری هم محسوب می شود.
در مورد بومی بودن یا نبودن این افراد هم باید گفت در سال 85 ،
53 درصد آنها بومی-شهری بوده اند و کمترین رقم به افراد
غیربومی-روستایی اختصاص دارد. اما میزان رشد رو به افزایش
28درصد افراد بومی-شهری در این سه سال قابل توجه است.
به این ترتیب بیشترین مراجعان این مراکز بومی-شهری بوده و برای
بار اول در این مراکز پذیرش شده اند.
از نظر شیوع بیماری های جسمی در افراد مراجعه کننده در سال 85،
بیماری هپاتیت و اچ آی وی ایدز در میان مراجعه کنندگان 100
درصد رشد داشته که این هم رقم نگران کننده ای است و نیاز به
تدابیر خاصی دارد.
از طرف دیگر بیشتر زنان مراکز بازپروری در دوران کودکی، آزار
را به انواع مختلف تجربه کرده اند که اشکال آن متفاوت و
بیشترین نوع آزاد به صورت آزار جسمانی بوده است. آزمون شخصیت
از مراجعه کنندگان به این مراکز هم نشان می دهد اختلالات
افسردگی ضعیف و شدید در مقایسه با اختلالات دیگر در میان این
افراد بیشتر شیوع داشته است.
از سوی دیگر بیشتر مراجعه کنندگان سابقه هم جنس گرایی نداشته
اند اما در زندان آن را تجربه کرده اند که لازم است به این
موضوع هم توجه شود.
از نظر اعتیاد به مواد مخدر نیز بیشتر مراجعه کنندگان سابقه
اعتیاد نداشته اند و تنها هشت درصد آنها به تریاک و شیره
اعتیاد داشته اند که آن هم به خاطر سهل الوصول بودن آن است اما
آنچه نگران کننده است، رشد مثبت یا رو به افزایش استفاده از
هروئین به میزان 110درصد و داروهای توهم زا با 100درصد و الکل
با 70 درصد است.در نهایت 51 درصد از افراد در مراکز بازپروری
یا به خانواده بازگردانده می شوند یا به مراکز بهزیستی و بقیه
آ نها زندگی مستقلی را در پیش می گیرند.
58
- ادامه مبارزات رانندگان کامیون
:
رانندگان کامیون در اهواز به مبارزات خود
ادامه می دهند. در خبرهای قبلی گفتیم که 1700 کارگر راننده در
اعتراض به تنزل سطح دستمزدهایشان دست به اعتراض و اعتصاب زده
اند. ماجرا از آن جا آغاز شده است که سرمایه داران صاحب شرکت
های حمل و نقل و شرکای دلال آن ها برای افزایش نرخ سود سرمایه
های خود تعرفه موسوم به « حق کمیسیون» را به صورت شگفت انگیزی
بالا برده اند. معنای مستقیم این کار آن است که کارگران در
قیاس با سابق بخش بیشتری از مزدهای خویش را به دلالان و مالکان
شرکت ها پرداخت می کنند. بیش از 1700 کارگر راننده در اعتراض
به این اقدام سرمایه داران و دولت آن ها از چند روز پیش دست
از کار کشیدند و هر نوع حمل و نقل کالا را متوقف کردند.
نهادهای دولتی سرمایه در این چند روز تلاش بسیار وسیعی را آغاز
کردند تا رانندگان را به شکستن اعتصاب و بازگشت به کار متقاعد
سازند. آخرین خبرها حاکی است که ترفندهای دولتمردان و مسئولان
نهادهای دولتی تا حدودی بر اراده کارگران اثر گذاشته است و
درصد قابل توجهی از آنان به اعتصاب خود پایان داده اند. با همه
این ها بیش از 60% کارگران راننده همچنان در اعتصاب به سر می
برند. آنان اعلام کرده اند که تا الغای کامل تصمیمات جدید
صاحبان سرمایه و کاهش حق کمیسیون شرکت های باربری به مبارزه
ادامه خواهند داد.
6 مهر 87
59 - حدیث تلخ زندگی یك كارگر:
به نوشته وبلاگ " انجمن
کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
"
من یك كارگر
هستم ولی كارگر صفر , كارم این است كه آجر
میدهم دست
بنا,یا اینكه درمیدان می ایستم ,تا یك نفر بیاید و ما
را برای
كار ببرد . من
كارگر روز مزد هستم 7 هزارتومان روزانه دریافت میكنیم
بیمارم ولی خرج درمان
ندارم به همین خاطر مجبورم سر كار
بروم ازهفت
صبح میرویم تا 5 بعداز ظهركار میكنم.
بیماریم اجازه نمیدهد
بیشتر كار كنم ,به همین خاطر همیشه
نیمتوانم
سركار بروم ,یك روز در میان سر كارمیروم.
من در ده زندگی میكنم
نه كشاورزی دارم و نه این كه یك
اتاق دارم كه
در آن زندگی كنم, با سه تا بچه كه حتی توان تامین كوچكترین
چیزها را
برای آنها را
ندارم..
الان ماه
رمضان است من تا حالا نتوانستم یك كیلو گوشت
برای آنهابخرم.
درحال حاضر
بچه ها هم روزه هستند وضعیف شدند.نیاز به گوشت
یا شیرینی و
میوه دارند و لی یك كیلو گوشت 6تا 7 هزارتومان است من ندارم كه
برای
انها بخرم
گرانی بیداد میكند. نمیشه كه بچه ها را قانع كنیم.
یك
روغن5 كیلویی ده هزارتومان خریدم ,حالا ده هزارتومان
گوشت بخر, ده
هزارتومان مرغ وده هزارتومان یك چیز دیگه
...
ما واقعا زجر میكشیم
و فقط من هم نیستم بلكه خیلی از
كارگران مثل
من هستند
.
در زنجان, درخدابنده,
در قیدار, در ده ما....
دهی كه من در آن زندگی میكنم 5
كیلومتر ازشهر فاصله دارد,
در شهر نمیتوانیم زندگی كنیم 1
میلیون پول پیش با 70 تا 80 هزار تومان باید برای
كرایه خانه بدهیم, من ندارم كه بدهم
به همین خاطر در ده زندگی میكنیم.
60- کارگران اتحاد، اتحاد، اتحاد
از اعتصاب کارگران لاستیک البرز حمایت می کنیم:
همکاران و هم طبقه ای
های ما در کارخانه لاستیک البرز نزدیک به سه ماه است در اعتصاب
بسر می برند. این دوستان مدت پنج ماه است همچون ما کارگران
نساجی کردستان و پرریس و فرش غرب بافت و کارگران دهها و صدها
کارخانه دیگر در شهر صنعتی قزوین و شمال و جنوب کشور دستمزدی
دریافت نکرده اند.
این وضعیت در پرداخت
دستمزدها در شرایطی بر ما کارگران تحمیل شده است که تورم و
گرانی مایحتاج زندگی بیداد میکند و ما درمانده تر از همیشه
برای گذران زندگی دست و پا می زنیم. ما شرمنده همسر و فرزندان
خود هستیم و تالمات روحی جانکاه و جبران ناپذیری تمام هستی ما
را در خود فرو برده است. فرزندان خرد سال مان هر روزه شاهد
دستان خالی ما هستند و حسرت نگاه شان چونان تیری کشنده قلب ما
را می شکافد.
اما انگار نه انگار
که صدها هزار خانواده کارگری و فرزندان خردسال شان در این
کشور، در جهنمی به نام زندگی در حال له شدن زیر پنجه های فقر،
و تبعات خرد کننده روحی ناشی از آن هستند.
دوستان و همکاران
گرامی در کارخانه لاستیک البرز
راستش، این وضعیت تا
کنون دل هیچ مسئولی را بدرد نیاورده است، نه تنها بدرد نیاورده
است بلکه ادارات کار و سایر نهادهای مسئول با سردواندن ما و
بند و بست های اینجا و آنجا با کارفرمایان، خود شریک برپایی
چنین جهنم طاقت فرسایی برای ما و خانواده هایمان بوده اند. این
وضعیت تمام روزنه های احتمالی برون رفت از اخراجها، دستمزدهای
زیر خط فقر و عدم پرداخت آنها را بر روی ما بسته و هیچ راهی
جهت خلاصی از آن برایمان باقی نگذاشته است، مگر نیروی متحدمان.
اتحاد و تشکل ما تنها
ضامن پایان دادن به این زندگی فلاکت بار است و ما با حمایت
قاطعانه از اعتصاب شما، شما هم طبقه ای هایمان را در لاستیک
البرز، نیشکر هفت تپه، ایران خودرو، شهر صنعتی قزوین و ساوه
و... به اتحاد و یکپارچگی برای رسیدن به خواست هایمان دعوت می
کنیم.
دوستان! درد ما یکی
است و راه خلاصی از آن نیز یک راه بیشتر ندارد:
اتحاد،اتحاد، اتحاد
مجمع عمومی نماینده
های کارگران نساجی کردستان، کارخانه شاهو، شرکت ریسندگی پرریس
و شرکت فرش ماشینی غرب بافت
6/7/1387
منتشره از سوی
اتحادیه آزاد کارگران ایران
61- گفتگو با همسر
منصور اسانلو رييس سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی:
وضعيت وخيم اسانلو
در زندان
به گزارش سایت (شهرگان/مسعودباستانی) در
تاریخ 6 مهر 87 آمده است : اسانلو را با دستبند به بيمارستان
آوردند
شايد اين روزها رنجنامه همسران و نزديکان افرادی که به خاطر
ابراز عقيده و يا فعاليتهای اجتماعی و مدنی در زندان به سر
ميبرند از ماجرای زندانيان سياسی و وضعيت آنها در دوران حبس
دردناک تر و يا حتی شنيدنی تر است.
در حالی که اين افراد در زندان حضور دارند اعضای خانواده آنان
فارغ از هرگونه گرايش سياسی و اجتماعی و يا بدون هيچ گناه و يا
اقدامی بايد برای آزادی و يا رسيدگی به پرونده عزيزانشان تلاش
کنند. اعضای خانواده تنها به خاطر ارتباط عاطفی با بستگان
نزديک در کنار وکلای آن فرد، در جريان پرونده قرار می گيرند و
گام به گام شاهد روند محکمه و يا مجازات آنان هستند و در اين
مسير با ناملايمات و حتی مشکلات و سختيهايی مواجه ميشوند که
شرحی مفصل دارد و خود دفتری ديگر است.
پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو يکی از همسرانی است که در طول
مدت فعاليت شوهرش در سنديکای کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد
تهران، همواره در نقش بانويی صبور و بردبار مشکلات و سختيهای
راه را بر دوش کشيدهاست.
او می گويد که در حال حاضر همسرش مدت 25 ماه متوالی در حبس به
سر ميبرد و اين بار به رغم وضعيت جسمی خطرناک و نامساعد
اسانلو تاکنون به وی مرخصی درمانی داده نشدهاست. پروانه از
مشکلات زندگی شخصی ميگويد ولی تاکيد ميکند که از شوهرش
گلايهای ندارد، زيرا او تنها برای احقاق حقوق خود و ساير
کارگران و در چارچوب قانون فعاليت کردهاست. چشمان پروانه سر
شار از اضطراب است و اگرچه سعی ميکند تا نگرانی را در صورت
خستهاش پنهان کند، اما وقتی درباره ناراحتی قلبی و يا بخيه
چشمهای اسانلو سخن ميگويد صدايش ميلرزد.
او از رفتار مقامهای مسئول گلايهمند است زيرا در تلويزيون
ديده است که رئيس جمهوری ايران در پاسخ به خبرنگاران حاضر در
نيويورک تاکيد کرد که در ايران زندانيان با حضور وکيل مدافع و
به صورت علنی محاکمه ميشوند ولی در طی اين مدت شاهد چنين
رفتاری درابطه با همسرش منصور نبودهاست.
پروانه ميداند مرخصی حق زندانيان است اما معلوم نيست چرا در
طول اين 25 ماه و حتی علی رغم بيماری و نياز مبرم به معالجات
پزشکي، حتی يک روز هم به همسرش مرخصی درمانی تعلق نگرفتهاست ؟
پروانه با بغض از انتقال همسرش به بيمارستان سخن می گويد و
صراحتا اظهار می کند که نبايد در هنگام درمان و يا معاينه
پزشکی به او دست بند بزنند و اين رفتاری است که اشک را در
چشمان او و مادر منصور اسانلو ماندگار کرد.
م. ا
خانم اسانلو بر اساس اطلاعات در هفته گذشته همسر شما را با دست
بند و پا بند به بيمارستان آوردند و پس از معاينه پزشکان
بلافاصله به زندان باز گردانده شد. لطفا کمی در رابطه با اين
اتفاقات توضيح دهيد؟
- بلی! بالاخره بعد از يک تاخير چند ماهه، همسرم را در تاريخ
31 شهريور به بيمارستان لبافی نژاد آوردند. وضعيت انتقال او
اين بار بی سابقه بود و در ابتدا من و مادرش مشاهده کرديم که
اسانلو را با دست بند و پابند به اينجا آوردهاند. اين شرايط
برای ما خيلی ناراحت کننده بود. البته در ابتدای ورودش به
بيمارستان پابند او را باز کردند تا بتواند راه برود. در طول
اين مدت يکی از بخيههای چشمش چسبندگی پيدا کرده بود و فشار
خونش به شکل بی سابقهای تا مرز 14 رسيده بود که بخيه کنترل شد
و پزشکان داروهای جديد قلب را تجويز کردند. او حدود 2 ساعت تحت
معالجه قرار گرفت و بلافاصله به زندان رجايی شهر بازگردانده
شد.
نظر پزشکان معالج چه بود؟
- آنها تاکيد داشتند که منصور بايد به صورت مستمر چکاب شود و
بنابر اين بايد او را در نزديکی بيمارستان نگهداری کرد. زيرا
دو تا از رگهای قلبش مسدود شده است و برای کنترل اين عارضه
بايد در مکانی به دور از آلودگی و استرس نگهداری شود. حتی يکی
از پزشکان پساز مشاهده دست بند طی نامهای از رياست زندان
خواست تا برای جلو گيری از عارضه قلبی از چنين ابزاری که باعث
استرس به بيمار می شود استفاده نکنند.
پرسش من اين است که چرا چندی پيش آقای اسانلو به صورت ناگهانی
به زندان رجايی شهر منتقل شدند؟ به نظرم اين انتقالی درست
زمانی رخ داد که قرار بود وی به بيمارستان منتقل شود. علت چه
بود؟
- به خاطر دارم روز سوم شهريور دقيقا زمانی که قرار بود او
برای معاينه قلبی و چشم به بيمارستان منتقل شود، بدون اطلاع
قبلی به زندان رجايی شهر منتقل شد. ما بر اساس قرار منتظر
ايشان بوديم و بعد متوجه شدم که تاخير کردند. بلافاصله با
زندان اوين تماس گرفتم و آنها گفتند که اعزام شدهاست. بعد از
اين جريان ما از وضعيت منصور بی اطلاع بوديم تا اينکه خودش در
ساعت 8 همان شب با منزل تماس گرفت و گفت که صبح امروز ماموران
بدون اينکه خودش را هم در جريان بگذارند، او را به زندان
رجايی-شهر منتقل کردند و وقتی هم که خودش اعتراض کردهبود و
علت را پرسيده بود تنها جواب داده بودند که ماموريم و مطابق
دستور عمل می کنيم. پس از اين جريان ما تا سه يا چهار روز
نتوانستيم به وی سری بزنيم و همسرم هم نتوانسته بود که لوازم
شخصي، لباس زير و حتی داروهايش را با خود بياورد. در طی اين
مدت هم من و خانودهاش تنها چند بار به ملاقات منصور رفتيم و
هر بار هم از طريق کابين ملاقات کرديم و از پشت شيشه او را
ديديم.
خانم اسانلو! مسئولان پرونده و مقامهای قضايی علت اين انتقال
و جابجايی را چه طور عنوان کردند؟
- روز چهارم شهريور يعنی يک روز پس از انتقال منصور به زندان
رجايی شهر من به همراه مادر و خواهر همسرم به قاضی پروندهاش
مراجعه کرديم. ايشان اظهار بياطلاعی کرد و گفت که در جريان
نيست ولی قضيه را پيگيری خواهد کرد. فردای آن روز ما دوباره به
دادسرا رفتيم و اين بار پس از ساعتها انتظار آقای قاضی را
ملاقات کرديم . ايشان گفت که طبق دستور شورای امنيت استان
تهران و سازمان زندانها اين تصميم گرفته شدهاست و تنها دليل
هم اين بود که آقای اسانلو حرف ميزند. من هم گفتم خوب آدم
زنده حرف می زند. وقتی شما يک فرد را در زندان نگه می داريد؛
طبيعی است که او برای اينکه تخليه شود حرف بزند يا حتی اعتراض
کند. ما اعتراض کرديم و يادآوری کرديم که منصور بايد برای
ادامه درمانش در دسترس باشد و حداقل ماهی يک نوبت چشم او
معاينه شود. ايشان هم در باره پيگيری وضعيت درمانی آقای اسانلو
به ما قول مساعدت داد و از ما خواست تا طی نامهای اين شرايط
را بنويسيم.
با توجه به آئين نامه سازمان زندان ها وقتی يک زندانی بيمار
باشد و به معالجات پزشکی نياز داشته باشد. بايد به او مرخصی
استعلاجی تعلق گيرد. آيا شما تقاضای مرخصی درمانی را به قاضی
ارائه کرديد؟
- بلی! ما تا کنون بارها و بارها تقاضای مرخصی استعلاجی
کردهايم. همانطور که ميدانيد قبلاً هم پزشکی قانونی تاييد
کرده بود که او بايد يک ماه و نيم بيرون از زندان به درمانش
ادامه دهد که موافقت نشده بود. آخرين بارکه تقاضای مرخصی
داشتيم به ما اعلام شد که به هيچ وجه ممکن نيست ولی از نظر
درمانی مساعدت خواهيم کرد. ما پرسيديم چرا به او مرخصی
استعلاجی تعلق نميگيرد؟ و آنها گفتند که بر اساس عرف در داخل
زندان مسئولين تشخيص ميدهند که چه کسی به مرخصی استعلاجی برود
يا نرود!!
به نظر ميرسد شما و فرزندانتان در پيگيری کارهای آقای اسانلو
تنها ماندهايد و بايد علاوه بر تحمل مشکلات زندگی برخی از
فشارهای مضاعف را هم تحمل کنيد. آيا وکلای اسانلو و همفکرانش
در سنديکا به شما کمک می کنند؟
- من به همراه مادر و خواهر منصور مرتبا به دفتر وکلا سر می
زنيم و پرونده را پيگيری می کنيم. اما واقعيت اين است که آنان
به جز پرونده منصور کارهای ديگری هم دارند. از سوی ديگر عملا
در اين پروندهها وکلا را دخالت نمی دهند. يعنی وقتی به دادسرا
مراجعه می کنند با سردی و بی تفاوتی مواجه می شوند. ولی آنان
تا حد امکان تلاش می کنند که از ايشان ممنون هستم.
همکاران و همفکران چه طور؟
- اوايل کارگران سنديکا به ما سر می زدند و حال منصور را جويا
می شدند اما الان مدت يک سال و نيم است که منصور به صورت مداوم
در زندان است و کارگران سنديکا و همکاران همسرم هم گرفتار
هستند. بچههای سنديکا گرفتاريهای اقتصادی دارند و به دنبال
يک لقمه نان می دوند. واقعا توقعی از آنان نداريم اما ای کاش
بيشتر تلاش ميکردند تا حداقل وضعيت ناگوار رئيس سنديکا به گوش
مسئولين قضايی می رسيد. اسانلو نماينده کارگران است و برای يک
کار جمعی فعاليت کردهاست.
شما يک شهروند ايرانی هستيد ولی گويا مشکلات روزمره و
گرفتاريهای مربوط به همسرتان سختيها و محدوديتهای زيادی را
بر شما تحميل کردهاست. کمی هم از فشار کار و سختيها بگوييد؟
- خودتان بهتر می دانيد که الان وضعيت طوری است که دو يا سه
نفر از اعضای خانواده برای تامين هزينههای روزانه کار
ميکنند. ولی من به تنهايی بايد بار هزينههای زندگی را بر دوش
بکشم. همچنين از نظر عاطفی و روحی هم تنها هستم و در اين مدت
يک سال ونيم که شوهرم در زندان است، مجبورم دو شيفت کار کنم و
عملا بايد فرصتی را هم که برای پيگيری پرونده همسرم از محل کار
مرخصی می گيرم جبران شود. الان پسر بزرگ من نامزد دارد و بايد
اورا سر و سامان بدهيم اما من به تنهايی از پس اين کار برنمی
آيم. پسر دوم من هم در دانشگاه قبول شده است و مشکل تامين
هزينه تحصيل او هم اضافه شده است. البته پسرانم بچههای بسيار
خوبی هستند ولی در اين موقعيت يک زن تنها بدون داشتن همسر و
حضور وی چه کاری ميتواند انجام دهد؟
خانم پروانه اسانلو! می خواهم کمی بی پرده سئوال کنم. آيا از
همسرتان گلايه مند نيستيد؟ آيا از او به خاطر اين مشکلات
شکايتی نداريد؟
- من تنها اين را می دانم که او به خواست خودش به زندان
نرفتهاست و برای دفاع از حقوق خود و همکارانش فعاليت می
کردهاست. دفاع از حقوق کارگران زحمت کش جرم نيست. اکنون خود
مسئولين هم سفارش می کنند که شهروندان از حقوق شهروندی خودشان
دفاع کنند. همسرم هيچ کاری بر ضد نظام يا انقلاب و يا امنيت
ملی انجام ندادهاست و همه حرکات او کاملا قانونی است. او بيش
از ديگران ميکوشيد تا در چارچوب قوانين فعاليت کند.
شما نسبت به انتقال آقای اسانلو به زندان رجايی شهر معترض
هستيد و تاکيد داريد که ايشان بايد در بيمارستان و تحت مراقبت
باشند. مگر شرايط ايشان در آن زندان چگونه است؟
- اسانلو به هيچ وجه نبايد در آنجا نگهداری شود. اول اينکه جای
او در بين زندانيان عادی نيست. ايشان بايد در يک زندان و در
ميان هم ردههای خودش اين دوران را بگذراند. در تمام اين مدت
که منصور آنجاست ما دائما نگران هستيم و زندگی مان از حالت
طبيعی خارج شده است. مثلا وقتی او می خواهد با ما تماس بگيرد
بايد در صف طولانی تلفن بايستد و در مدت کوتاه دو دقيقهای
تماس منصور با خانه فرصت مشورت و يا همفکری با او درباره
مشکلات زندگی و مسائل بچهها به دست نميآيد. از طرف ديگر محيط
آن زندان بسيار نامناسب است. بر اساس اظهارات همسرم زندانيان
عادی در آنجا بروی همديگر چاقو ميکشند و نزاعهای خطرناکی رخ
می دهد. شرايط محيطی هم برای سلامتی همسرم خطرزاست. آنجا اغلب
افراد سيگار می کشند و تهويه مناسب هم وجود ندارد، بلکه هوا
داخل اتاقها از طريق پنجرههای زير سقفها جا به جا ميشود.
همچنين از ساعت 2 بعد از ظهر به اين طرف هم کسی نمی تواند از
هواخوری استفاده کند. دود سيگار برای قلب، ريه و چشم منصور مضر
است.
چرا شما اعتراض نمی کنيد؟
- من سعی کردهام تا از طريق معاونت امنيت، صدای اعتراضم را به
گوش مقامهای مسئول برسانم. من به دفتر حمايت ازحقوق شهروندی
هم رفتم و برای دفتر رياست قوه قضاييه هم نامه نوشتم و اين
وضعيت را شرح دادم و در اينجا هم بارديگر از آقای هاشمی
شاهرودی تقاضا می کنم که به داد خانواده ما برسد. نمی دانم
ايشان اکنون در جريان اخبار وضعيت نگران کننده اسانلو هستند يا
خير؟! من بارها به ايشان نامه نوشتم اما تا کنون هيچ جوابی
دريافت نکردم. تقاضای من به عنوان يک شهروند ايرانی و يک هموطن
در اين مملکت اين است که به نامههای من توجه کنند. ما هم در
اين کشور حق و حقوقی داريم و از کره مريخ به اينجا نيامدهايم.
اگر از وضعيت همسر و خانه و کاشانه من مطلع هستند چرا کوتاهی
کرده و رفتارهای غير قانونی را پيگيری نمی کنند؟! اگر هم در
جريان نيستند من بارديگر از همين جا از ايشان استمداد می طلبم.
62- عسلویه، جهنم ما و بهشت دیگران!
یکی از کارگران شریف
ازعسلویه به خبر نگارصدای کاوه ها درخصوص وضعیت کارگران دراین
منطقه چنین گفت:عسلویه تبعید گاه ایران بوده است. این مکان
۱۰۰متر
پایین از دریا است واز طرف دیگرمحاط به کوه شده است. اینجا
صورت مسئله مشکل شرکت خاص و یا کارخانه خاص نیست, بحث صنف و
اتحادیه کارگری است, ما باید این را حل کنیم, بحث این نیست که
این شرکت ۴
ما ه حقوق گرفت و یا نگرفت، این نیست. بحث این هست که کارگر از
نظر این ها بی ارزش ترین موجود است.
رنج و گرفتاری و بدبختی برای ما کارگران است. عسلویه جهنم ما
است و بهشت دیگران است, بهشت پولدارها و بهشت پارتی دارها است,
بهشت کسانی است که میتوانند و قدرت دارند که دودرصد و یا سه
درصد این مملکت هستند. ما کارگران باید جان بکنیم وعرق بریزم و
از خانواده ٣ ماه دور باشیم. و در اتاقهای سه در پنج
۱۵
نفره زندگی کنیم
ولی این آقایان و آقازاده که به اینجا میایند ٣ روز این جا
میمانند, ۱۰
روز نزد خانواده خودشان میروند. درحال حاضر
۷۰
روز است که خانواده ام تنها هستند و هیچ کسی هم بالای سرشان در
آن شهر نیست. این کجای عدالت است؟؟؟
از طرف دیگر قراردادهای پنهانی, پرداخت
۴
تا رشوه همزمان با هم , ده تا ماشین پژو,
۲۰۰
میلیون پول برای یک قرارداد دومیلیاردی ازسوی این آقایان صورت
میگیرد. آنها در بهشتند ما در جهنم به سر میبریم, اگر بخواهید
این مسائل را درست موشکافی کنید, از کارشان سر در نمی آورید.
ساعات کاری د ر ماه رمضان
ما ساعت ۷
صبح کارمون را شروع میکنیم و تا
۶
بعد ازظهر ادامه میدهیم, ساعت
۱۲
تا ۱
یک ساعت زمان استراحت داریم, کارخانه ما بدین صورت میباشد, ولی
بقیه کارخانه ها هم دو شیفت هستند ولی زمان استراحت درمجموع در
کارخانه ها یک ساعت بیشتر نیست. و در ماه رمضان و با گرمای فوق
العاده ای که در عسلویه است. برای کارگران کار در چنین شرایطی
بسیار سخت وغیرقابل تحمل است.
از لحاظ غذایی همان غذایی که از ظهر مانده را برای سحر به
کارگران میدهند. اینجا غذایی امروز میماند, را برای فردا
درغذای فردا قاطی میکنند, افطار به اندازه یک نعلبکی سوپ به ما
میدهند و این غذا به قدری بد کیفیت است, که هیچ کس تمایل به
خوردن ندارد ولی مجبور هستیم که بسازیم. اینجا معنای ماه رمضان
از دیدگاه و جایگاه من به عنوان یک کارگر یعنی همین که گفتم.
البته برای کسانی که در بهشت عسلویه هستند, تسهیلات بی نهایت
است.
هیچ زمان وهیچ رسانه ای انعکاس درستی از وضعیت ما کارگران در
این منطقه را نمیدهد.
تعدادی واحد در عسلویه راه اندازی شده, که این واحدها گازهای
بسیار خطرناکی تولید میکند, که روی اعصاب تاثیر بسیار زیان
آوری دارند, در این منطقه با انتشار این گاز کلیه پرندگان به
حالت کوما رفته اند, این گاز روی اعصاب موجودات زنده تاثیر
مخرب میگذارد, و اکثر کسانی که بعد از چند سال در معرض مستمر
با این گازها قرار بگیرند, دچار انواع بیمارهای روانی خواهند
شد.
فاجعه عظیم
در حال حاضر الودگی عسلویه
۵
برابر شهر تهران است. و وقتی کارخانه ها راه اندازی شود
۲۰
برابر تهران خواهد بود.
در ارتباط با آلودگی این جا آلودگی بیداد میکند. هرچه درمورد
این موضوع بنویسید, کم نوشتید به خصوص وقتی یک نفر متخصص بیاید
ببنیند آن وقت ابعاد فاجعه بهتر مشخص میگردد.
این مشعلهای عسلویه هنگامی که در بالاترین حد موجود کار
میکنند, شما آن زمان به هیچ وجه آسمان را نمی بینید, به طوریکه
شما نمیتوانید رشته کوه زاگرس با این عظمت را ببینید.اگر قرار
باشد در آن لحظه باران ببارد, یک باران اسیدی خواهد بود.
هرکس که به اینجا می آید در ابتدای کار برای رد گم کردن یک
دوره کلاس ایمنی برای او میگذارند, ودر همان کلاس برای او
توضیح میدهند:
که درحال حاضر آلودگی درشهر عسلویه
۵
برابر شهر تهرا ن است البته و قتی راه اندازی شود
۲۰
برابر تهران خواهد شد, تا ثیر همان گازهای موجود بر روی ما
کارگران بدین صورت خواهد بود که ما دیگر به درد خانواده مان
نمیخوریم, این که سرنوشت ما چه خواهد شد, معلوم نیست.
ما محکوم به این هستیم که در معرض انواع بیماریها به خصوص
بیمارهای خونی و ریوی قرار بگیریم.
البته همین حد از خبر را که در کلاس ایمنی میگویند آن چیزی است
که نفر توجیه کننده اجازه دارد تا این حد به ما بگوید و اینکه
به طورواقعی در پس پرده چه میگذرد را خدا داند و بس.
عسلویه پایتخت اقتصادی ایران و جهان
در رابطه با این منطقه بسیاری از مسائل ناگفته باقی مانده است,
در تبلیغات بسیاری که این روزها در ارتباط با این منطقه
میکنند,عسلویه را پایتخت اقتصادی ایران و جهان معرفی میکنند.
به طور مستمر در تلویزیون چراغ های روشن عسلویه را نشان
میدهند, البته به درستی در این منطقه مکانهای بسیار زیبایی
وجوددارد ولی ان مکانها در اختیار کسانی است که فقط
۲
تا ٣ درصد از کل جامعه را تشکیل میدهند و ان مکان متعلق به
آقازاده ها و کارفرمایان وابسته به این آقازاده میباشد, در این
منطقه سایتهای بسیار زیبایی وجود دارد که پر از گلهای زیبا
است. وقتی وارد این پارک میشوید فکر میکنید که وارد پارک ملت
ایران شدید. شاید هیچ کس باور نکند زیرا کافی است از این منطقه
صد متر آن طرفتر بروید, در آنجا آشغال ها و آهن آلات و زباله
هایی است, که کارگران در آن دست و پنجه نرم میکنند.
تفاوت دو دنیا
من از این که یک کارگر هستم از خودم بدم میاید
درحال حاضر اینجا تبعیض طبقاتی بیداد میکند, در این کارخانه یک
رستوران وجود دارد که از ساعت:
۱۱.٣۰
تا ۱۲.٣۰
متعلق به آقا زاده ها و کارفرمایان وابسته به آنها است و هر
چیزی که در یک غذای جانانه گنجانده میشود دیده میشود. انواع
غذاها و نوشیدنها و انواع دسرها سرو میشود.
راس ساعت ۱۲:٣۰
کارگران برای خوردن غذا میایند. برای سرو غذا تمام مواد و
وسایلی که روی میز چیده شده, جمع میشود. هر چیزی که هست جمع
میشود.
چند روز قبل برای ده تا دانه سیر به شخصیت یک کارگر توهین شد.
آیا میتوانید این موضوع را تحلیل و تفسیر کنید؟ فقط برای ده تا
دانه سیر.
شایدآن کسی که چنگ زد و
۱۰
دانه سیر را از دست آن کارگر در آورد مجبور بود که این کار را
بکند اما من از خودم بیزارم, من از صنف کارگری بیزارم. از
کارگر متنفرم. یک روزی هم چنین توهینی به من هم میشود البته
همین حالاهم به من توهین میشود.
شما اگر بودید چه کار میکردید؟
من اینجا را به همین خاطر انتخاب کردم که به زندگیم تکانی
بدهم. قبلا ۲۷۰
هزارتومان حقوق میگرفتم ولی اصلا فکر نمی کردم که به ازای
۱۰۰
هزارتومان بیشتر بخواهم اینجوری روح و جسمم درمعرض نابودی قرار
بگیرد.
به خاطر وضعیت بد اقتصادی چاره ای دیگری نداشتم, قیمت ها سرسام
آور رو به فزونی است, با میوه کیلویی
۵
هزارتومان از کجا بیاورم و خرج زندگیم را تامین کنم. من محکوم
هستم و باید کاری کنم, فرزندم که در این جامعه زندگی میکنه به
فساد کشیده نشود و برای خودش کسی شود و سری در سرها در بیاورد.
به همین خاطر من محکومم شرایط بد و سخت این جا را تحمل کنم.
من از این که یک کارگر هستم از خودم بدم میاید, و از صنف
کارگری بیزارهستم.
انجمن صدای کاوه ها
منبع:
http://www.socialist-k.blogfa.com/post-30.aspx
63- تعليق دانشجوی دانشگاه عمران با اتهام جعلی توهين به
مقدسات :
به گزارش سایت گزارشگران در تاریخ 7 مهر
آمده است : محمد محسن موسوی دانشجوی رشته ی عمران مرکز اموزش
عالی باهنر شيراز معلق شد
طی فشارهای بسياری که اخيرا به برخی دانشجويان در شيراز،
اصفهان و رشت انجام شده ، محمد محسن موسوی دانشجوی رشته ی
عمران مرکز اموزش عالی باهنر شيراز در حالی که با تقاضای
مهمانيش در دانشگاه شهيد چمران رشت برای گذراندن ترم مهر پس از
تحصيل در همين اموزشگاه در ترم تابستان موافقت شده بود، در دوم
مهرماه مسئولين دانشگاه شهيد چمران پس از انتخاب واحد وی در
بيست چهارم شهريور نامه ای حاکی از رد صلاحيت اين دانشگاه
ارايه کردند و دروس او را حذف کرد اند.
محسن موسوی در تاريخ سوم مهرماه به وزارت مربوطه مراجعه کرد
ايشان با طرح شکايت خود پس از از تماس های مکرر و مشکوک با بی
توجهی مواجه شدند.
اين در حالی است که از فرصت ثبت دانشجو در دانشگاه باهنر شيراز
و عدم موافقت ايشان در چمران رشت گذشته، بدون هيچ دلايل و
انجام کميته ی انضباتی تکليف ايشان تعليق است.
چندی قبل هم اتهام تخريب اذهان را در خوابگاه لاکان و توهين به
مقدسات را که توسط اشخاصی مجهول به اطلاعات گزارش شده بود او
را در سر جلسه ی امتحان به حراست احضار کرده بودند و ايشان
اتهامات گزارش شده را تکذيب کرده است.
http://www.socialist-students.com/
64- در سال گذشته 117 نفر بدلیل حوادث ناشی از کار فوت کرده
اند :
به گزارش خبرگزاری کار ایران – ایلنا در تاریخ 7 مهر 87 آمده
است : سیاوش قراگزلو مدیرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و
اجتماعی سازمان تامین اجتماعی گفت: در سال گذشته 117 نفر بدلیل
حوادث ناشی از کار فوت کرده اند . همچنین 260 نفر بطور کلی از
کار افتاده اند و 596 نفر دچار از کار افتادگی بین 33 تا
66درصد شده اند . در ضمن 1184 نفر دچار از کار افتادگی کمتر از
33درصد می باشندو 24075 نفر در حوادث کار مجروح شده اند.
65-
قیمت برنج قد می کشد
:
به گزارش روزنامه سرمابه در تاریخ یکشنبه 7
مهر 87 آمده است : برخلاف گزارش های منتشر شده بانک مرکزی و
نظر برخی از کارشناسان مبنی بر کاهش قیمت برنج، بهای این محصول
طی یک ماه گذشته با رشد 10 درصدی روبه رو بوده است.نایب رئیس
انجمن برنج کشور در این رابطه پرویز حسین به «سرمایه» گفت:
....«اگر چه قیمت برنج هم اکنون و در مقایسه با اوایل سال جاری
کاهش یافته است اما در مقایسه با سال گذشته بیش از 100 درصد
افزایش را تجربه کرده است.»نتاج با پیش بینی تداوم رشد قیمت
برنج در بازارهای داخلی تصریح کرد: «به طور قطع پس از اتمام
ماه مبارک رمضان بازار برنج با افزایش قیمت روبه رو خواهد شد،
به طوری که پیش بینی می شود قیمت این محصول مجدداً به نرخ های
ابتدایی سال جاری بازگردد.»وی در رابطه با علت این امر گفت:
«باتوجه به اینکه فصل پیک برداشت برنج در اکثر مناطق شمال کشور
به اتمام رسیده است. عرضه این محصول با محدودیت مواجه می شود
که این امر منجر به افزایش قیمت برنج خواهد شد.»
وی با اشاره به نقش تورم روند صعودی قیمت این محصول گفت:
«بازار برنج همچون دیگر بازارهای کشور از تورم موجود در جامعه
تاثیر می پذیرد که این امر به روند صعودی بهای این محصول
استراتژیک دامن خواهد زد.» وی ...اظهار داشت: « متاسفانه نظارت
دقیق و جامعی بر بازار برنج و نحوه قیمت گذاری برنج وارداتی
صورت نمی گیرد و مسوولان مربوطه برنامه ریزی همه جانبه و کاملی
برای نظارت و مهارت قیمت ها ارائه نمی دهند و مقصران اصلی
گرانی های برنج هیچ گاه شناسایی و معرفی نمی شوند. به عنوان
مثال افزایش قیمت برنج در بازارهای جهانی در اوایل سال جاری
منجر به بالا رفتن قیمت انواع وارداتی این محصول در بازارهای
داخلی شد اما تاثیر کاهش قیمتی که پس از آن در بازارهای جهانی
اتفاق افتاد هیچ گاه در بازارهای داخلی کشور دیده نشد که این
امر نشانگر نبود نظارت بر نحوه فروش و قیمت گذاری این محصول
استراتژیک است.» دبیر انجمن برنج کشور با اشاره به اینکه قیمت
برنج نسبت به یک ماه گذشته 10 درصد افزایش داشته است، گفت: «در
صورت کنترل نکردن قیمت ها و عدم نظارت بر بازار برنج، این
محصول در اواخر مهر و اوایل آبان افزایش بی رویه قیمت را تجربه
خواهد کرد.» جمیل علیزاده شایق با اشاره به پایان رسیدن فصل
برداشت برنج افزود: «بر این اساس باید برنج در ارزان ترین قیمت
در بازار به فروش برسد اما به دلیل عدم نظارت جامع و کنترل
مناسب از سوی سازمان حمایت از مصرف کننده و تعزیرات حکومتی،
قیمت ها در بازار تهران و سایر شهرها با وجود عرضه زیاد با
افزایش مواجه شده است.»وی تصریح کرد: «به علت فروش این محصول
از سوی تولیدکنندگان و دستیابی دلالان و سود جویان به آن،
بازار برنج همانند گذشته دستخوش نابسامانی و آشفتگی شده
است.»وی با بیان اینکه در صورت کنترل نکردن قیمت های برنج از
سوی سازمان های نظارتی، بازار با افزایش بی سابقه برنج روبه رو
خواهد شد، اظهار کرد: «به دلیل پایان قطعی فروش برنج و کاهش
عرضه آن در اواخر مهر و اوایل آبان ماه، قیمت این محصول با
افزایش بی سابقه ای که نمونه آن در اوایل سال جاری رخ داد،
مواجه خواهد شد.» دبیر انجمن برنج کشور درخصوص قیمت های برنج
در بازار بیان داشت: «در حال حاضر قیمت یک کیلو برنج در شمال
کشور بین سه تا 3200 تومان به فروش می رسد و در بازار تهران
همین نوع برنج با قیمت 3500 تا 3900 تومان عرضه می شود.»
رکود تورمی در بازار برنج :
فریدون قاسمی یکی از تجار و فعالان بازار برنج ضمن بیان این
مطلب به خبرنگار ما گفت: «در حال حاضر هر کیلو برنج هاشمی و
صدری در مناطق شمالی کشور بسته به نوع و کیفیت آن با قیمت هایی
از 2750 تا 3100 تومان و 2850 تا 3200 تومان عرضه می شوند که
در مقایسه با ماه گذشته با افزایش 200 تا 300 تومانی در هر
کیلو روبه رو بوده اند.»وی گفت: «برخلاف عرف هر ساله بازار در
زمان برداشت محصول شاهد افزایش قیمت ها در بازار برنج بوده ایم
که این رشد قیمت پیام آور تداوم روند صعودی بهای این محصول طی
ماه های آینده است.»
وی افزود: «در حال حاضر رکود تورمی در بازار برنج حاکم است و
تجار به امید بالا رفتن بیشتر قیمت ها از انجام معاملات
خودداری می کنند.»به گزارش خبرنگار ما در حال حاضر هر کیلو
شالی ندا با قیمت 700 تومان فروخته می شود. همچنین بهای هر
کیلو شالی خزر 1100 تومان است.این قیمت برای شالی فجر به 800
تومان و برای شالی های متفرقه به حدود 730 تومان می رسد.براساس
این گزارش هم اکنون قیمت هر کیلو برنج هاشمی در خرده فروشی های
تهران بین 3500 تا 4000 تومان است. هر کیلو برنج صدری نیز در
این مراکز به بهای 3600 تا 4100 تومان فروخته می شود.قیمت هر
کیلو برنج هندی نیز حدود 2050 تا 2100 تومان و هر کیلو برنج
پاکستانی 1600 تا 1700 تومان است.همچنین هر کیلو برنج تایلندی
و اروگوئه به ترتیب با قیمت 1450 تومان و 1700 تا 1800 تومان
در خرده فروشی های تهران به دست مصرف کننده می رسد.
66- زنان دوم و سوم در شيرآباد زاهدان :
به گزارش سایت کانون زنان ايرانی
در تاریخ 7 مهر آمده است :
ترانه بنی يعقوب :سوله آهنی در يکی از خيابان های شلوغ شير
آباد زاهدان واقع شده است . اتاقکی فلزی که در يکی از شلوغ
ترين خيابانهای منطقه شير آباد تنها مکان گرد هم آمدن زنان اين
منطقه محسوب می شود . شير آباد منطقه ای در شمال شهر زاهدان و
حاشيه ای محسوب می شود. منطقه ای بلوچ نشين که در تک تک
خيابانها و کوچه های شلوغش فقرو نداری موج می زند .
در زاهدان هر تاکسی و مسافر کشی حاضر نيست تو را به اين منطقه
ببرد چون تصور اينکه اين منطقه جرم خيز و عبور و مرور از ان
خطرناک است به يک باور عمومی در اين شهر مبدل شده است. هيچ کس
نمی تواند پاتوق های خطرناک مواد مخدر را که در يکی از
خيابانهای اين محله بدون هيچ تر س و کنترلی وجود دارد فراموش
کند .خيابانی که گذر از آن با پای پياده برای غريبه ها تقريبا
غير ممکن است.
به محله شير آباد می روم و به ديدن زنانی که در اين منطقه
هزاران حرف ناگفته دارند .
شهناز اربابی مسئول انجمن کاهش آسيب منطقه شير آباد که خود زنی
بلوچ است تا شير آباد همراهی مان می کند . او فعاليتهای
اجتماعی زيادی را برای بهبود اوضاع مردمان اين منطقه به ويژه
زنان انجام می دهد . او اين بار همراهمان می ايد تا تنها مکانی
را که زنان شير آبادی گاه گرد هم می آيند نشانمان دهد .
خيابانهای شلوغ شير آباد پر از دست فروش است. بيشتر دستفروش ها
پسر بچه های کوچکی هستند که خوراکی های جور و اجور می فروشند
.بچه های خيلی کوچک هم خريداران پر و پا قرصشان به حساب می
آيند . چرخ دستيهای کوچکی که خوراک نخود پخته می فروشد بيش از
بقيه جلب توجه می کنند. در گوشه و کنار خيابان های خاکی شير
آباد زباله های انباشته شده بارها به چشم می ايند. گويی جمع
کردن زباله های اين منطقه نيز مدتها فراموش شده است .
سوله کوچک آهنی در ميان فرياد دستفروشان از دور به چشم می
خورد. محوطه نسبتا کوچکی که در ابتدای خيابانی خاکی و پر رفت و
امد واقع شده است . محوطه سوله با موکتهای آبی رنگ فرش شده
است. در انتهای سالن چند چرخ خياطی به چشم می خورد و چند لباس
بچه گانه و دست دوزی بلوچی که هنرمندانه دوخته و به ديوارها
نصب شده اند .در گوشه ديگر اين سالن آشپزخانه و روشوئی کوچکی
قرار گرفته است .چند زن روی موکتهای آبی رنگ زانو زده اند و
آرام در گوش يکديگر نجوا می کنند .
به صورت اين زنان نگاهی می اندازم همگی مسن و سالخورده به نظر
می ايند با خود م می گويم کاش امروز چند زن جوان هم در ميان
زنان شير ابادی حضور داشت تا درباره زنان جوان اين منطقه بيشتر
می دانستم .
شهناز اربابی می گويد :" اينجا تنها جائی است که گاهی زنان شير
آبادی دور هم جمع می شوند.اين محوطه چهار ديواری بدون سقفی بود
که با برخی کمک های بين المللی که در قالب پروژه های فقر زدائی
بودند به اين شکل در امد و محل آموزش زنان بلوچ شد .اما اکنون
اموزشهايمان متوقف شده و زنان فقط هفته ای يک بار برای پس
اندازپولهايشان و يا حرف زدن گرد هم می ايند ."
نبود بودجه برای بر گزاری کلاسهای آموزشی موجب توقف کار تنها
مکان فراغتی زنان شير آبادی شده است .زنانی که به قول خودشان
جز نانوائی رفتن و خريد کردن هيچ تفريح ديگری ندارند .
آنها می گويند:" چهار چرخ خياطی مان هم خراب شده است و ديگر
هيچ وسيله ای برای کار وآموزش در اختيار نداريم ."
در شير آباد زنان نمی خندند
مسن ترين زنی که در سوله آهنی نشسته شاه بی بی است که با
لبخندی تلخ به حرفهای ديگران گوش می دهد اين زن که بيش از 60
ساله به نظر می رسد فقط 42 سال دارد .
به ياد اولين نگاهی که به صورت اين زنان و تصوری که از سن و
سال آنان به ذهنم آمده بود می افتم. اينها همه زنان بلو چ
[جوانی اند که با همه جوانی شان از غم و تلخی هايشان می گويند.
تلخی هائی که در جوانی صورت شان را اين گونه پير و شکسته وحدس
سن و سال شان را دشوار کرده است. آنها کمتر لبخند می زنند وبا
نگاه و لحنی تلخ سر گذشت شان را مرور می کنند.
مهناز فقط 27 سال دارد اما صورتش پر از چين و چروک است . چادر
سياهش را محکم به خود پيچيده و رخسارش را در زير چادر پنهان می
کند . 15 ساله بود که به اجبار خانواده اش همسر دوم شوهرش شد .
مردی با پنج فرزند .
لبخند تلخی می زند :" اگر دست خودم بود هر گز شوهر نمی کردم
اما می دانيد که بين ما بلوچ ها اين رسم است که اصلا هنگام
ازدواج نظر دختر را نمی پرسند اصلا دخترها را آدم حساب نمی
کنند شوهرم با پنج فرزند به خواستگاری ام آمد و اکنون هم نه
فرزند از همسر اولش دارد."
در ميان بلوچها ازدواج اجباری دختران رسمی رايج است .آنها
دختران شان را بدون کوچکترين مشورتی با آنها شوهر می دهند
.ازدواج دختران جوان با مردانی که قبلا ازدواج کرده اند و زن و
چندين فرزند دارند هم امری عادی و قسمت دختر محسوب می شود.
ازدواج اجباری دختران کم سن و سال با مردان مسن هم از ديگر
مسائل و مشکلات زنان بلوچ است .
مهناز بيش از بقيه زنان صحبت می کند و زنان ديگر با نگاههائی
غمگين که نمونه اش را در چشمان کمتر زنی ديده ام به حرفهايش
گوش می دهند .
او سری تکان می دهد: "خيلی راحت می گويند قسمتت اين بوده که زن
دوم بشوی. من را هم همين طوری شوهر دادند . اما من اجازه نمی
دهم همين بلا سر دختر10 ساله ام بيايد من اجازه می دهم دخترم
خودش شوهرش را انتخاب کند ."
مهناز هم همچون ديگر زنانی که همسر دوم مردی هستند يک شب در
ميان شوهرش را درتنها اتاق کوچک اجاره ای که در اختيار دارند
همرا با چهار فرزندش ملاقات می کند . اتاقی که دريک سويش
رختخوابهايشان را کپه می کنند و در سوئی ديگر هم چرخ خياطی اش
قرار گرفته چرخ خياطی که نان آور زندگی خودش و فرزندانش است.
اتاقی سه در چهار که عرصه زندگی را بر او و فرزندانش تنگ کرده
است .
بی خانگی ؛ کمبود جا ؛در امد اندک و هزار دردسر همسر دوم بودن
از جمله مواردی است که مهناز از انها نام ميبرد .
مرد دوزنه محبت سرش نمی شود
شاه بی بی که با نگاه غمگين و عميقش به سخنان مهناز گوش می
دهد. ناگهان با لهجه بلوچی اش به سخن در می آيد :"مرد دوزنه که
محبت و انسانيت سرش نمی شود ".
شاه بی بی هم طعم داشتن هوو را چشيده است. اما او به عنوان زن
نخست شوهرش اين تجربه تلخ را از سر گذرانده است. با لهجه بلوچی
شيرنش حرف هايش را می زند و خانم اربابی تند تند حرفهايش را
برايمان ترجمه می کند .
شاه بی بی 11 ساله بود که مثل بقيه دختران بلوچ بدون آنکه نظرش
را بپرسند شوهرش می دهند . او طی سالهای زندگی با شوهرش هشت
فرزند پسر و دختر به دنيا می آورد .بعد از تولد هشتمين فرزندش
در بيمارستان پزشکان به شاه بی بی پيشنهاد می کنند که ديگر از
بچه دار شدن خودداری کند و عمل جراحی را برای پيشگيری دائم از
بچه دار شدن قبول کند .
شاه بی بی با داشتن هشت فرزند اين پيشنهاد را می پذيرد اما مدت
زمان کوتاهی نمی گذرد که شوهرش به بهانه اينکه او ديگر قادر
نيست فرزند جديدی بياورد زن دومش را می گيرد . شاه بی بی طی
اين سالها با انگشتان هنرمندش زندگی خود و هشت فرزندش را اداره
می کند سوزن دوزی های بی نظيرش مقابل پاهايش بر زمين ريخته و
می توان زيبائی آنها را از پس رنج های بی پايان اش ديد.
شوهرش پس از ازدواج مجدد همان اندک خرجی را که به شاه بی بی و
فرزندانش می داد از آنها دريغ می کند و همه مخارج زندگی به دوش
زن می افتد . شوهر شاه بی بی صاحب شش فرزند از همسر دومش می
شود و به زندگی زن اولش بی توجهی می کند .
اربابی می گويد :"شاه بی بی خيلی برای نجات زندگی اش تلاش کرده
است اما شوهرش حتی داشتن شناسنامه را از او دريغ کرد او فاقد
شناسنامه و بدون هويت به حساب می آيد ."
نداشتن شناسنامه يکی از مشکلات رايج در ميان بلوچها به حساب می
آيد . شاه بی بی و همسرش هم که فاقد شناسنامه بوده اند برای
دريافت ان تشکيل پرونده می دهند. پرونده آن دو يک شماره می
گيرد اما وقتی شوهر شاه بی بی برای دريافت شناسنامه ها به ثبت
احوال مراجعه می کند فقط شناسنامه خودش را می گيرد و از دريافت
شناسنامه شاه بی بی خودداری می کند . آه تلخی می کشد :" وفتی
به شوهرم گفتم چرا شناسنامه من را نگرفتی گفت تو شناسنامه به
چه کارت می آيد مگر قرار است به سربازی بروی ."
اربابی می گويد :"هر چقدر برای گرفتن شناسنامه شاه بی بی تلاش
کرديم به جائی نرسيديم وبالاخره بدون شناسنامه ماند ."
جان بی بی ديگر زن بلوچ که چادر چيت گلداری به سر دارد تاکنون
هيچ سخنی نگفته است دندانهای رديف جلوی دهانش کاملا ريخته است
و او سعی دارد با چادرگلدارش لثه های بی رنگش را پنهان کند.
سعی می کنم درباره سنش قضاوتی نداشته باشم چون حتما دوباره
تخمينی نادرست خواهم داشت.وقتی از سن و سالش می پرسم درباره
سنش اظهار بی اطلاعی می کند و به جای فکر کردن به آن شناسنامه
قرمز رنگش را به دستانم می دهد .
32 ساله است. در 15 سالگی با مردی که بيست سال بزرگتر از خودش
بوده ازدواج کرده و طی 15 سال يازده فرزند به دنيا آورده که
هشت تای آنان اکنون زنده اند .
شوهرش دو سالی هست که دار فانی را وداع گفته است .او نيز با
اجبار خانواده اش به عقد مردی مسن تر از خودش در امده بود . او
بدون اينکه اجازه پيشگيری از بارداری را داشته باشد طی 15 سال
يازده زايمان داشته است زايمانهائی که به قيمت سلامت و جوانی
اش تمام شده اند .
اربابی می گويد :" امروز وقتی جان بی بی از در وارد شد
نشناختمش او تا چند سال پيش جوان وزيبا بود اما اکنون به دليل
مشکلات زندگی واقعا پير و شکسته شده است ."
جان بی بی هيچ نمی گويد از او می خواهم از زند گی اش بيشتر
بگويد.آهی می کشد ": ای خانم کدام زندگی من که زندگی ندارم. "
زنانی که شو هران شان دو همسر دارند کتک می خورند
"من هميشه برای لباس بچه ها و مخارج مان با شوهرم دعوا دارم و
از او کنک می خورم ." اينها حرفهای مهناز است . او از تنفر
فرزندانش نسبت به پدرشان برايم می گويد ":بچه هايم پدرشان را
دوست ندارند و می گويند چرا پدرمان با اينکه زن داشت به سراغ
تو آمد و تو را اين طور بدبخت کرد آنها می بينند که تمام بار
زندگی بر دوش من است ."
قطره اشکی را که در گوشه چشمانش جمع شده پاک می کند:"فقط دو
کلاس سواد دارم و گرنه خاطراتم را می نوشتم تا حداقل بعد از
مرگم فرزندانم بدانند که چه به سر مادرشان آمده است ."
مهناز به خاطر همين مشاجره ها و گرفتن حق و حقوق فرزندانش
بارها از شوهرش کتک خورده است .شاه بی بی خانم که با نگاه
عميقش مهناز را می نگرد با مکثی طولانی می گويد :"زن هائی که
شوهرشان چند همسر دارند حتما کتک می خورند. "
مهناز هم بلافاصله حرفهای شاه بی بی خانم را با سر تاييد می
کند :"مگر می شود کتک نخورد؟ من هميشه سر لباس بچه ها و مخارج
زندگی با شوهرم دعوا دارم او چند وقت پيش برای دختر بزرگ آن
يکی زنش لباس خوبی خريد من به او اعتراض کردم که چرا از اين
لباس ها برای دختر من نمی خرد که گفت :" دختر من 15 ساله است و
برايش لباس خوب خريده ام که به نظر بيايد و شوهر خوبی پيدا
کند. دختر تو هنوز کوچک است اما دختر من هم ده ساله است ."
مهناز هرگز با هوويش دعوا نکرده چون معتقد است او هم مثل او زن
بدبختی است که اسير شرايط و ظلم شوهرش شده است و با نه فرزند
زندگی به مراتب بدتری را در يک خانه اجاره ای دارد.
می گويد :"من اصلا نمی دانم معنای محبت چيست ؟ هرگز هم محبت
شوهرم برايم مهم نبوده است اصلا اگر به سراغم هم نيايد برايم
مهم نيست .اما جرات ندارم اين حرف ها را به خودش بزنم چون
طلاقم می دهد و بچه هايم را از من می گيرد."
شاه بی بی هم حرفهای او را تائيد می کند :"خانم مرد دوزنه
محبتش کجا بود ؟من هم گاهی سر خرج و مخارج و لباس و بچه با
شوهرم حرفم می شد اما حال که سالهاست مخارجم از او جداست و
خداررو شکر بچه هايم هم بزرگ شده و به دادم می رسند . ديگر به
شوهرم کاری ندارم مردی را که زن گرفت بايد رهايش کرد."
شاه بی بی هرگز نتوانسته است موضوع ازدواج دوباره همسرش را
بپذيرد و با اينکه چند همسری بين مردان بلوچ بسيار رايج است
اما کمترزنی اين موضوع را پذيرفته و با آن کنار آمده است .
مهناز می گويد" که خيلی از زنها به خاطر بچه هايشان شرايط سخت
چنين زندگی را تحمل می کنند ."
شهناز اربابی می گويد :"خيلی از زنان جرات اعتراض يا اظهار
تنفر نسبت به شوهران شان راکه چند زنه هستند ندارند چون شوهر
خيلی راحت و بدون مراحل قانونی وفقط با گفتن چند جمله زن را
طلاق می دهد و فرزندانش را از او می گيرد .مرد دوزنه می گويد
من زن ديگری هم دارم و او موظف است از کودکان همسر ديگرم هم
نگهداری کند بنابراين اگر زنی به شوهرش زياده از حد فشار آورد
او زن را طلاق می دهد و همسر ديگرش را موظف به نگهداری از
کودکانش می کند ."
اينجا زنان بار همه بدبختی ها را به دوش می کشند
گوئی مشکلات اين زنان پايانی ندارد و هر لحظه آنها موضوع تازه
ای از رنج های شان را به ياد می آورند.
مهناز با آهی بلند سخنانش را ادامه می دهد :"شوهرم فاقد
شناسنامه است به همين خاطر هر گز ازدواجم و نام چهار فرزندم
جائی ثبت نشده است . چند روز بعد اگر شوهرم هوس کند با گفتن
چند جمله من را طلاق دهد چگونه می توانم ثابت کنم که من هم
فرزندانی داشته ام ."
در شير اباد تعداد زنانی که هر گز ازدواج و طلاق شان ثبت نشده
بسيار است. برخی زنان خودشان بدون شناسنامه اند و تعدادی نيز
چون شوهر مهناز مردانی بی شناسنامه اند که بی توجه به اين
موضوع چند همسر اختيار کرده و صاحب فرزندان متعددی هم شده اند
. زندگی اين زنان بدون هويت نامشخص سر گردان است و خيلی از
آنها بعد از طلاق و ازدواجی که هرگز ثبت نشده دشواری های زيادی
را برای اثبات وقايع زندگی شان از سر می گذرانند .
زنان مطلقه در اين شرايط اوضاع بسيار بدتری دارند و هر چند
امکان ازدواج دوباره برای شان وجود دارد اما ازدواج های بعدی
به زن سوم و چهارم مردی شدن ختم خواهد شد که وضع بدتری را برای
اين زنان رقم خواهد زد .
شاه بی بی می گويد :"خانم اينجا هر چه بدبختی هست زن به جان می
خرد زنها اينجا واقعا بدبختند ."
او معتقد است اين روزها تعداد مردان چند زنه به خاطر پولدار
شدن مردها روز به روز درحال افزايش است
هر چند زنانی که در سوله فلزی گرد امده اند معتقدند مردان چند
زنه اصلا قدرت چرخاندن زندگی زنان شان را ندارند و با حرفهای
واهی چون حتما زندگی مان در اينده بهتر می شود يا روزی ونان به
هر حال می رسد زندگی زن و فرزندان شان را تباه می کنند ."
شاه بی بی می گويد :"بسياری از زنان بلوچ اين روزها ترجيح می
دهند چنين مشکلاتی را تحمل نکنند و به زندگی شان پايان دهند او
از قوم وخويشی ياد می کند که به دليل ازدواج با مردی دو زنه به
زندگی اش پايان داد."
مهناز هم از زنی که در همسايگی شان زندگی می کرده و به دليل يک
ازدواج اجباری در حمام خانه شان خودسوزی کرده سخن می گويد
:"دخترک سه ماه پس از ازدواج اجباری با شوهرش به خانه پدرش
پناه آورد اما پدر دختر مدام به او می گفت به خانه ات برگرد
دختر هم به جای بازگشت به خانه شوهری که دوستش نداشت خود را
کشت ."
سکوت جان بی بی که با چشمهای مضطربش همچنان به سخنان ديگران
گوش می دهد هنوز ادامه دارد . می پرسم :" جان بی بی خانم شما
نمی خواهی از مشکلاتت بگوئی ؟"
با چشمانی اشکبارمی گويد :"چه بگويم خانم! من که زندگی ندارم
فکر سير کردن شکم هشت فرزندم راحتم نمی گذارد چهار فرزندم را
از مدرسه بيرون اوردم تا کار کنند اما حالا دست پسر بزرگم که
روزنامه می فروخت شکسته و نمی دانم با مخارج ان چه کنم . يک
سالی هم هست که کميته امداد هيچ کمکی به من نمی کند . "
خانم اربابی در گوشم زمزمه می کند که جان بی بی به شدت بيمار
است اما به دليل ويزيت گران حتی قادر نيست به پزشک مراجعه کند
.
به جای خالی دندانهای اين زن 32 ساله نگاهی می اندازم زنی که
بيش از هر چيز اين روزها به دنبال يافتن يک شغل است .او از کار
کردن در خانه های مردم در آمد کافی به دست نمی آورد و مراجعه
هايش به سازمان بهزيستی و کميته امداد برای يافتن يک شغل مناسب
نيز تاکنون ثمری نداشته است .
اربابی می گويد :"بارها برای ايجاد اشتغال به ويژه برای زنان
که مهم ترين نياززندگی شان محسوب می شودبه مراکز مختلف مراجعه
کرده ايم اما هرگز جوابی نگرفته ايم ."
جان بی بی آه بلندی می کشد:" من درباره زندگی ام سخن نگفتم چون
گفتن بدبختی هايم کتابی را پر خواهد کرد که کسی حوصله شنيدن يا
خواندنش را نخواهد داشت."
67- احتمال تعطیل سه کارخانه مهم لاستیک و خطر بیکارهای صدها
کارگر:
خبرها حکایت از آن دارند که سه کارخانه مهم
لاستیک سازی بارز، کویرتایر و پارس به زودی تعطیل می شوند و
صدها کارگر شاغل آن ها اخراج و بیکار می شوند. این کارخانه ها
هنگامی در معرض تعطیل قرار می گیرند که قبل از آن ها 2 واحد
مهم لاستیک سازی دیگر نیز عملاً تعطیل شده و صدها کارگر آن ها
در حال بیکاری به سر می برند. کارخانه های در معرض تعطیل متعلق
به بانک های ملی، سپه و صنعت و معدن هستند و جالب است که هر 3
بانک دلیل تعطیل شرکت را کمبود نقدینگی اعلام کرده اند!! هیچ
معلوم نیست 163 هزار میلیار تومان نقدینگی موجود در بازار
داخلی سرمایه داری ایران که همه جا مثل نقل و نبات در بسته
بندی های پر از توهم و عوام فریبی به عنوان عامل افزایش جهشی
بهای نیازهای اولیه زندگی کارگران در رسانه ها فریاد می شود در
زیر کدام صندوق ها چال شده اند که حتی سه بانک از مهم ترین
بانک های دولتی سرمایه هم به دلیل عدم دسترسی به نقدینگی
کارخانه ها را تعطیل و کارگران را صد تا صد تا اخراج می
کنند؟!
7 مهر 87
68- اعتصاب رانندگان تاکسی در بوکان :
صدها راننده تاکسی در بوکان با اعلام اعتصاب
دست از کار کشیدند و عبور و مرور تاکسی ها را در شهر متوقف
کردند. کارگران به کمبود چشمگیر جیره سوخت به ویژه حجم بسیار
اندک گاز دریافتی اعتراض دارند. آنان کاهش سوخت خودروهای خود
را موجب تنزل فاحش دستمزدهای روزانه و وخامت هر چه بیشتر وضع
معیشتی خویش می دانند. رانندگان اضافه می کنند که ساعت ها
انتظار اجباری در پمپ ها ی گاز نیز به نوبه خود ساعات کار آن
ها را افزایش و میزان دستمزد روزانه آنان را کاهش می دهد.
کارگران راننده در اعتراض به همه این معضلات و کمبودها و
فشارهای کار و معیشت خود دست از کار کشیده اند. آنان خواستار
تغییر جدی این شرایط هستند و اعلام کرده اند که تا گرفتن نتیجه
به اعتصاب ادامه خواهند داد.
7 مهر 87
69- سازمان تأمین اجتماعی و بخشش حاتم وار به صاحبان سرمایه:
خرج که از کیسه مهمان بود حاتم
طائی شدن آسان بود
رئیس سازمان تأمین اجتماعی کاشان از تلاش های
این سازمان برای کاهش بیکاری سخن رانده است و فهرستی از
اقدامات مهم و « محیرالعقول» خود برای ایجاد اشتغال را در
اختیار روزنامه ها قرار داده است تا از طریق این رسانه ها با
ستایش و مدح و تمجید بیش از حد به اطلاع خوانندگان برسد.
راهکارهای مسئولان این نهاد دولتی بیانگر کشفیاتی بسیار عظیم و
ابتکاراتی بسیار درخشان است. آنان می گویند سرمایه داران صاحب
4 کارخانه مهم به اسامی مخمل و حریر، ریسندگی و بافندگی، راوند
و نسجانی مبالغ بسیار عظیمی به سازمان تأمین اجتماعی کاشان
وامدار بوده اند. میزان این وام ها آن قدر بالا بوده که 95% کل
بدهی این 4 کارخانه را شامل می شده است. دولتمردان گرداننده
این نهاد دولتی پس از وقوف به ماجرا و تعمق در مشکلات آقایان
صاحبان سرمایه!! یک باره دیگ سخاوتشان به جوش آمده است و تصمیم
به بخشش دیون این سرمایه داران مستضعف گرفته اند. آنان به مالک
کارخانه ریسندگی و بافندگی اطلاع داده اند که اگر از بدهی 45
میلیون تومانی خود 25 میلیون تومان پرداخت کند کل 20 میلیون
تومان دیگر به او هدیه داده خواهد شد. مسئولان سازمان تأمین
اجتماعی نامه ای با همین مضمون برای سرمایه داران دیگر هم
ارسال داشته اند و همین درصد از بدهی هر کدام آن ها را پیشکش
کرده اند.
ضرب المثل معروفی است که می گویند از کور
پرسیدند چه می خواهی و او بی درنگ پاسخ داد که: « دو چشم
بینا». مالکان این 4 کارخانه هم به دنبال بیکارسازی های وسیع
کارگران، به دنبال مصادره ماه های طولانی دستمزد صدها کارگر و
همه جنایات و شرارت های خود فقط همین چپاول و تاراج را کم
داشتند که سازمان تأمین اجتماعی میلیون ها تومان از حاصل کار
و استثمار همان کارگران اخراجی و بیکار و گرسنه و سرگردان در
برهوت بدبختی را به سرمایه داران پاداش دهد.
7 مهر 87
70- تجمع اعتراضی در برابر مجلس :
به گزارش ايسنا در تاریخ 7 مهر 87 آمده است
: صبح امروز چهار گروه در مقابل درب اصلى مجلس شوراى اسلامى
تجمع كردند.
علاوه بر معلمان ديپلمه حقالتدريسى كه صبح امروز در مقابل
مجلس تجمع كردند، برخى جانبازان شيميايى كمتر از 25 درصد در
اعتراض به آنچه قطع حقوق و مزاياى خود ميناميدند، در مقابل
مجلس تجمع كردند.
اين تجمعكنندگان كه حدود 50 تا 70 نفر بودند، از نمايندگان
مجلس درخواست داشتند كه حتى اگر دولت براى پرداخت مقررى آنها
بودجه ندارد، حداقل به آنها كار بدهد.
اين تجمعكنندگان از استانهاى كرمانشاه، رشت و تهران بودند.
شركتكنندگان در آزمون كارشناسى ارشد دانشگاه پيام نور نيز از
ديگر تجمعكنندگانى بودند كه نسبت به قبولى مشروط و يا عدم
پذيرششان از سوى اين دانشگاه اعتراض داشتند.
همچنين برخى دانشآموزان فنى
،
حرفهاى كه به گفته خود با طرازهاى كمتر از هشت هزار در كنكور
سراسرى فنى
،
حرفهاى مردود شناخته شده بودند، نيز در مقابل مجلس شوراى
اسلامى تجمع كردند.
آنها با اعتراض نسبت به آنچه بياعتنايى سازمان سنجش نسبت به
وضعيت آنها ميناميدند، طى نامهاى به على عباسپور رييس
كميسيون آموزش و تحقيقات خواستار پيگيرى وضعيت تحصيلى خود
شدند.
71- اجتماع اعتراضی معلمان حق التدریسی در برابر مجلس
:
شمار زیادی از معلمان مشمول قراردادهای موقت
کار« حق التدریسی» در برابر مجلس اجتماع کردند تا خشم و عصیان
خویش را به مدافعان نظام سرمایه داری نشان دهند و همزمان فریاد
اعتراض خود علیه مظالم و جنایات سرمایه را به گوش کارگران در
سراسر ایران و جهان برسانند. معلمان خواستار الغای قرارداد
موقت یا ترفند سرمایه برای تشدید هر چه وحشیانه تر استثمار
خویش هستند. آنان می خواهند از تضمین کامل اشتغال خود برخوردار
باشند. معلمان تصریح کردند که سال هاست این اعتراضات ادامه
دارد و تا دستیابی به نتیجه حتما ادامه خواهد یافت.
7 مهر 87
72- کارگران لاستیک البرز دفتر مرکزی کارخانه را قفل کردند
:
چند روز قبل در لا به لای اخبار سایت ها
خواندیم که سرمایه داران صاحب لاستیک البرز با تشکیل یک شبکه
مخوف مافیایی و جاسوسی در تدارک دلسرد کردن از ادامه پیکار با
سرمایه داری بر آمده اند. آنان مزدورانی را استخدام کرده اند و
به آن ها مأموریت داده اند که اینجا و آنجا با بهره گیری از
تمام تجارب تبلیغاتی و پلیسی و عوام فریبی با کارگران گفتگو
کنند و چشم انداز هر نوع پیروزی در مبارزات را از برابر دیدگان
آن ها خط بزنند و کور کنند. بسیار شنیدنی است که همین سرمایه
داران که 2 سال است دستمزد کارگران را پرداخت نمی کنند، همین
سرمایه داران که 2 سال است در مقابل تمامی اشکال مبارزه
کارگران علیه عدم پرداخت دستمزدها مقاومت می کنند، همین سرمایه
داران که در طول این 2 سال به کمک نیروی سرکوب و پلیس سرمایه
بارها مبارزات کارگران برای حصول دستمزد خویش را قلع و قمع
کرده اند، آری همین سرمایه داران بر اساس یک سند مکتوب کشف شده
یک میلیون تومان به رئیس کارگزینی شرکت پرداخت کرده اند تا
برای تشکیل این شبکه سیاه جاسوسی اقدام کند. کارگران لاستیک
البرز که 2 سال تمام است برای دریافت دستمزدها و تضمین اشتغال
خویش به همه اشکال اعتراض متوسل شده اند و به هیچ نتیجه مطلوبی
دست نیافته اند به دنبال اطلاع از این توطئه کثیف صاحبان
سرمایه به سوی دفتر مرکزی شرکت هجوم بردند. آنان از شدت خشم و
قهر در ورودی شرکت را قفل کردند و اعلام داشتند که از باز کردن
قفل توسط سرمایه داران جلوگیری خواهند کرد.
7 مهر 87
73- پذیرش صورتجلسه ساختگی انحلال شرکت فرش غرب بافت از طرف
اداره کار سنندج، مبنای حکم اخراج کارگران بود :
بر اساس تحقیقات
انجام گرفته از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران هیئت حل اختلاف
اداره کار سنندج در یک تبانی آشکار با کارفرما صورتجلسه
خانوادگی کارفرمای فرش غرب بافت مبنی بر انحلال این شرکت را
مبنای اخراج کارگران قرار داده است.
بر این اساس کارفرمای فرش غرب بافت که سهامداران آن اعضای
خانواده وی هستند طی مجمع عمومی فوق العاده و پس از اخراج
کارگران و شکایت آنان به اداره کار، انحلال شرکت را مصوب کرده
است و اداره کار این صورتجلسه را مبنای صدور رای برای اخراج
کارگران قرار داده است.
در حالیکه بر اساس قوانین موجود انحلال یک شرکت پس از طی مراحل
قانونی آن از قبیل روشن شدن وضعیت مالی با درج آگهی در روزنامه
های کثیر الانتشار و مطلع نمودن طلبکاران، معلوم شدن دارایی
شرکت و ممیزی و تصفیه حساب مالیاتی صورت می گیرد و سر انجام با
درج آگهی انحلال از سوی اداره ثبت شرکتها در روزنامه رسمی،
انحلال یک شرکت قانونی میشود و تصویب انحلال آن توسط مجمع
عمومی سهامداران نمیتواند مبنای صدور رای در مراجع قانونی در
رابطه با مسائل مربوط به آن شرکت باشد.
کارگران فرش غرب بافت پس از آگاهی از این مسئله بشدت معترض
هستند و از فردا شروع به افشاگری این تبانی از طریق مراجعه به
استانداری، شورای شهر، اداره اطلاعات و.. خواهند کرد و به
اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87
74- کارگران پرریس امروز تمامی مطالبات معوقه خود را دریافت
کردند:
امروز مورخه 7/7/87
کارگران کارخانه ریسندگی پرریس موفق شدند دو ماه از دستمزدهای
معوقه خود به اضافه مطالبات مربوط به عدم استفاده از مرخصی
هایشان را در سالهای 85 و 86 دریافت نمایند.
از طرف دیگر اداره کار سنندج در تبانی با کارفرما مسئله نبود
مواد اولیه را از کارفرما برای عدم بازگشت بکار کارگران
پذیرفته و در حکم خود ضمن مکلف کردن کارفرما به بکار گیری این
کارگران پس از تامین مواد اولیه، از کارگران نیز خواسته است تا
تامین مواد اولیه و شروع تولید، خود را به بیمه بیکاری متصل
مایند.
این حکم عملا و بطور غیر مستقیم حکم اخراج کارگران را صادر
کرده است. کارگران پرریس به این حکم معترض هستند و امروز پس از
دریافت دستمزدهایشان برای شروع کار به کارخانه مراجعه کردند
اما به آنان اعلام شد مواد اولیه وجود ندارد و کارگران ضمن
امضای صورتجلسه ای در این مورد قرار است فردا در اعتراض به طرح
ساختگی نبود مواد اولیه از سوی کارفرما، در مقابل اداره کار
تجمع نمایند.
اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87
75- جنایتی دیگر در شرکت رامشیر در عسلویه
:
غروب روز چهارشنبه
3/7/87 علیرضا بابائی کارگر شرکت پیمانکاری رنگ و عایق از
شرکتهای زیر مجموعه شرکت رامشیر در پالایشگاه فازهای 9و10
عسلویه در خوابگاه هنگامی که تازه از سر کار برگشته بود به علت
برق گرفتگی جان خود را از دست داد. به گفته همکاران او که شاهد
این حادثه دردناک بوده اند برق گرفتگی بخاطر فرسوده بودن
دستگاه کولر اتاق و نداشتن سیستم ارت بوده است.
علیرضا که خسته از سر کار برگشته بود بعد از شستن دست و صورت و
جوراب قصد داشته جورابهایش را روی کولر بیاندازد تا خشک شوند
اما با تماس دست او به بدنه کولر دچار برق گرفتگی می شود.
همکاران وی بلافاصله او را به دفتر مسؤل کمپ می برند تا به
بیمارستان منتقل کنند ولی مسؤل ضد کارگر کمپ مانند دفعه قبل که
از انتقال نجم الدین پرتو به بیمارستان خودداری کرده بود، این
بار هم ضدیتش با کارگر را با سبوعیت بیشتر به نمایش گذاشته و
از دادن ماشین برای انتقال علیرضا به بیمارستان خودداری کرد که
در نتیجه بعد از نیم ساعت کارگر حادثه دیده در مقابل دفتر مسؤل
کمپ جانش را از دست داد.
علیرضا اهل شهرستان میناب و دارای دو فرزند بود که به عنوان
کارگر روزمزد و با دستمزد 10 هزار تومان در روز و بدون هیچ
گونه بیمه و تسهیلات دیگری در شرکت رامشیر کار می کرد.
قبل از این جنایت، کارگران نسبت به برق دار بودن بدنه کولرهای
خوابگاهها به مسؤل کمپ اطلاع داده بودند اما مسؤل کمپ و مسؤلین
ضد انسان و سودجوی شرکت رامشیر هیچ اقدامی برای ایمن ساختن
کولرها انجام ندادند.
همکاران علیرضا که از مرگ او به علت اهمیت ندادن کارفرما به
جان کارگران به خشم آمده بودند اقدام به امضاء طومار در
محکومیت کارفرما و عواملش به عنوان عاملین جنایت کردند.
کارفرمای شرکت رامشیر که از اقدام کارگران مطلع شده بود حراست
را مأمور ترساندن کارگران کرده تا از پیگیری طومار منصرف
شوند.
عوامل سرکوبگر حراست به کارگران معترض گفته اند در صورت پیگیری
طومار، همه امضاء کنندگان در لیست سیاه قرار گرفته و همچنین
حقوق به آنها پرداخت نخواهد شد. کارفرما علاوه بر اقدامات
سرکوبگرانه و ترساندن کارگران از پیگیری برای مجازات عاملین
قتل، با تشکیل پرونده ای مبنی بر سکته علیرضا، اقدام به صحنه
سازی کرده است تا خود را از این جنایت مبرا کند.
اتحادیه آزاد کارگران 7/7/87
76- کنترل دفتر مرکزی شرکت لاستیک البرز همچنان در اختیار
کارگران این کارخانه است:
بر اساس گزارشهای
دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران لاستیک
البرز از روز دوشنبه اول مهر ماه عوامل کارفرما را از دفتر
مرکزی شرکت بیرون کردند و با در اختیار گرفتن آن، دو نفر
نگهبان در سه شیفت در آنجا مستقر نمودند.
بر اساس این گزارش
دیشب عوامل کارفرما به همراه یک مامور مسلح ملبس به اونیفورم
نیروی انتظامی به دفتر مرکزی شرکت هجوم برده و و با حمله به
نگهبانان وارد دفتر مدیر عامل شده و برخی اسناد مهم شرکت را با
خود برده اند.
بدنبال پخش این خبر
امروز صد نفر از کارگران لاستیک البرز به دفتر مرکزی آمده و
ضمن نصب پارچه نوشته هایی بر سر در دفتر مرکزی شرکت (مشرف به
خیابان آزادی) در آنجا مستقر شدند تا بر کنترل خود بیافزایند.
همگی این کارگران در حال حاضر و بصورت شبانه روزی در دفتر
مرکزی شرکت مستقر شده اند.
بنا بر برخی گفته ها
سهم کارفرمای اصلی لاستیک البرز با پیگیریهای این کارگران به
زیر 50 درصد کاهش یافته و قرار است بزودی مدیریت جدیدی اداره
شرکت را بدست گیرد و این مدیریت ضمن به راه انداختن کارخانه
بودجه دو میلیاردی اختصاص یافته به دستمزد کارگران را به آنها
پرداخت نماید.
اتحادیه آزاد کارگران
7/7/87
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته دوم مهر
۱٣٨۷
(سپتامبر
و اکتبر۲۰۰٨
)
77- کشته و زخمی شدن 6 کارگر هنگام کار برای سرمایه دار:
روزنامه ها نوشته اند که 3 کارگر آب و فاضلاب
در شهر بجنورد در حین کار برای سرمایه دار جان خویش را از دست
داده اند. در همین گزارش ها گفته شده است که 3 کارگر دیگر
همزنجیر این کشته شدگان نیز سخت مجروح شده و برای مداوا به
مراکز امدادی!! منتقل شده اند. این 6 کارگر در منطقه ای به نام
آرامستان جاوید در شبکه جمع آوری فاضلاب کار می کرده اند و
هنگام کار کانال فاضلاب شهر با تمامی سرعت و قدرت بر سر و روی
آن ها سرازیر شده است. رفتار این گونه با توده های کارگر و
گسیل آن ها بدون هیچ نوع وسیله ایمنی و حفاظتی به قتلگاه
سودسازی سرمایه سناریوی سیاه پلیدی است که طبقه سرمایه دار و
دولت سرمایه داری ایران آن را لحظه به لحظه در سراسر کشور برای
کارگران اجرا می کند. این سناریو ارزش و اعتبار کارگر را به
روشنی نمایش می دهد. هر کجا که پای ضرورت افزایش سود در میان
است چه باک اگر هزاران کارگر قربانی یک ریال سود بیشتر سرمایه
شوند!!
8 مهر 87
78- زنده باد هبستگی کارگران نساجیهای کردستان، پرریس و فرش
بافت غرب
درود بر اراده مستحکم کارگران شرکت لاستیک البرز:
کارگران مبارز و حق
طلب نساجیهای کردستان، پرریس و فرش بافت غرب علی رغم بر دوش
کشیدن مشکلات اقتصادی فراوان خود و مواجهه با دردسرهای بیش از
حدی که کارفرمایانشان با کمک ادارت مرتبط از جمله اداره کار و
در حمایت نیروی انتظامی بر آنان تحمیل نموده اند ومدتهای مدیدی
است که با مشکل بی پولی به دلیل به تعویق افتادن حقوقهایشان و
همچنین خطر اخراج رو در رو هستند اما با درک درست از هم
سرنوشتی و درد مشترک همه کارگران، پایمال شدن حقوق کارگران
شرکت لاستیک البرز را درد تجربه کرده خود دانسته وهمچنین
مبارزه و رسیدن به مطالبات آن کارگران را به مثابه موفقیتی
برای خود دانسته اند. از آنرو با انتشار پیام حمات از مبارزات
کارگران شرکت البرز اعلام کرده اند که یک صف شریک در اعتراضشان
هستند.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه ، ضمن پیوستن به اعلام حمایت کارگران
نساجیهای کردستان، پرریس و فرش غرب بافت از کارگران شرکت
لاستیک البرز، حق کارگران البرز می داند مدیری که صلاحیت اداره
شرکت و پرداخت حقوق کارگران را ندارد بیرون کرده و خود کنترل
را به دست گیرند.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار
کرمانشاه 8/7/1387
79- مديرعامل شرکت شهرکهاي صنعتي آذربايجان شرقي خبر داد
وجود 180 واحد صنعتي راکد در سطح استان
:
تبريز- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 8 مهر 87 ؛ مديرعامل شركت
شهركهاي صنعتي آذربايجان شرقي گفت: هم اكنون 180 واحد صنعتي
راكد در سطح شهركهاي صنعتي استان وجود دارد كه براي تعيين
تكليف در مرحله پيگيري قرار دارند.
به گزارش "ايلنا"، محمدرضا زعفراني افزود: 50 واحد صنعتي ديگر
نيز در دستگاه قضايي مراحل حقوقي خود را طي ميكنند.
وي در عين حال با تاکيد بر اينکه وجود واحدهاي صنعتي راكد در
شهركهاي صنعتي آذربايجان شرقي معنا ندارد، اظهار داشت: متوسط
زمان بهرهبرداري از يك واحد صنعتي دو سال است، با توجه به
اينكه بخش اعظمي از قراردادهاي شركت شهركهاي صنعتي استان در
طول دو سال گذشته منعقد شده است، بنابراين در مدت زمان كوتاهي
اين واحدها به بهرهبرداري ميرسد.
وي افزود: كل قراردادهاي شركت شهركهاي صنعتي استان 2 هزار
و690 واحد است كه از اين تعداد يك هزار و 100 واحد به
بهرهبرداري رسيده و يك هزار و 500 واحد باقيمانده طي دو سال
گذشته، عمليات راهاندازي را آغاز كردهاند.
مديرعامل شركت شهركهاي صنعتي استان آذربايجان شرقي با مقايسه
آمار قراردادهاي واحدهاي صنعتي منعقده طي سه ماهه اول سال جاري
با مدت مشابه در سال قبل افزود: تعداد قرارداد واحدهاي صنعتي
در اين مدت در سال 86 و 87 به ترتيب 146 و 230 واحد بوده كه 18
درصد كاهش را نشان ميدهد، اين در حالي است كه ميانگين كشوري
43 درصد كاهش دارد که يکي از دلايل اصلي اين كاهش تغيير در
شيوه ارايه تسهيلات بانكي به متقاضيان بوده است.
مديرعامل شركت شهركهاي صنعتي استان آذربايجان شرقي با بيان
اينكه تعداد شهركهاي صنعتي استان از 9 شهرك در سال 1380 به
33 شهرك مصوب در سال 87 رسيده است، افزود: وسعت شهركها و
نواحي صنعتي استان آذربايجان شرقي از يك هزار و 199 هكتار به
11 هزار و 193 هكتار افزايش يافته است.
وي همچنين گفت: در سال 87 ايجاد شهرك صنعتي بناب 2 به وسعت 250
هكتار، بستان آباد دو به وسعت 300 هكتار، جلفا به وسعت 260
هكتار، كليبر به وسعت 98 هكتار، مراغه 2 به وسعت 300 هكتار و
مرند 2 به وسعت 200 هكتار شهركهاي صنعتي مصوب شدهاند.
پايان پيام
80- تجمع دانشجويان در تبريز :
به گزارش خبرنامه اميرکبير در تاریخ 8 مهر 87 : روز شنبه گذشته
دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضای انجمن اسلامی اين
دانشگاه در اعتراض به بازداشت دانشجويان هويت طلب تبريز در
تابستان و عدم آزادی آنها، در صحن دانشگاه تحصن تحصن کردند.
اين تحصن از مقابل دانشکده انسانی دانشگاه تبريز آغاز شده و
دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از
دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فنی دانشگاه تبريز حرکت
کردند.
به گزارش خبرنامه اميرکبير بر روی پلاکارها عباراتی همچون
"دوستانمان را آزاد کنيد: سجاد رادمهر، فراز زهتابي، آيدين
خواجه اي، امير مرداني، منصور امينيان، مقصود عهدی"، "قيزيلدان
اولسا قفسيم، آزادليقا وار هوسيم"، خسته نشو ای من من، آخر
جاده روشنه."، "حرف را بايد زد، درد را بايد گفت"، "
release
our friend"
نوشته شده بود.
دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه درآن جا
نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه ای خطاب به رياست
دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پايان رساندند.
متن نامه ی قرائت شده دانشجويان به اين شرح است:
بسمه تعالی
رياست محترم دانشگاه تبريز جناب آقای دکتر علوی
با سلام
همچنان که مستحضريد دانشجويان دانشگاه تبريز سال تحصيلی جديد
را در حالی آغاز می کنند که ۶
تن از دوستان و همکلاسی ها يشان در بازداشت به سر می برند. اين
دستگيری ها از روز ۲۷
تير ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد
مکانيک، فراز زهتاب و آيدين خواجه ای-دانشجويان کارشناسی حقوق-
آغاز شد و با بازداشت امير مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود
عهدی-دانشجوی جغرافيا- و منصور امينيان-دانشجوی کارشناسی ارشد
مکانيک- ادامه يافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت
اين دانشجويان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده
اند.
دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستيزي، همواره طعم تلخ
برخورد های قهر آميز را چشيده با اين حال هرگز تزلزلی در اراده
ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنين برخوردهايی نيز
نتيجه ای جز افزايش نارضايتی در ميان اقشار مختلف جامعه نخواهد
داشت.
در اين ميان بازداشت های اخير با بی مهری و بی توجهی مسئولين
دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمايت بر آمدن از اين
دانشجويان نه کاری سترگ که حفظ شان و حيثيت دانشجو و دانشگاه
است.
لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمنديم از تمامی
توان و اختيارات خود برای آزادی هرچه سريعتر دانشجويان در بند
استفاده نماييد
با تشکر
رونوشت به:
نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاه تبريز
رياست دانشکده ی مهندسی کامپيوتر و برق
رياست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
رياست دانشکده ی فنی مهندسی مکانيک
81- کارگران پرریس دو ماه حقوق معوقه دریافت کردند اما کماکان
کارخانه برویشان بسته است:
بر پایه گزارشات دریافتی ، امروز 8 مهر87؛ کارگران پرریس
توانستند حقوق معوقه دو ماه را دریافت کنند و در عین حال با
تصمیم کارفرما مبنی بر بسته شدن کارخانه به دلیل نبود مواد
اولیه روبرو شدند. کارفرما اعلام کرده است تا رسیدن مواد باید
از اداره کار بیمه بیکاری دریافت کنند. قبلا هم اداره کار در
بی دادنامه هیات تشخیص که مجموعا بنفع کارفرما بود غیر از
پرداخت دو ماه و 13 روز حقوق معوقه ، دیگر خواستهای کارگران را
رد کرده بود و به نفع کارفرما رای صادر کرد که این مبنای دهن
کجی بیشتر اسفندیاری کارفرمای پرریس به کارگران شده است.
امروز کارگران به کارخانه بازگشتند و ضمن اعتراض شدید به تصمیم
کارفرما و به رای بیدادنامه هیات تشخیص اداره کار، بر ادامه
مبارزه خود تاکید کردند.
رفقای کارگر!
هم اکنون کارفرما بر خواست خود مبنی بر بستن کارخانه، فشار بر
شما کارگران معترض و حق طلب و احیانا اخراج تعدادی ادامه
میدهد. استخدام کارگر ارزان و خاموش هدف جدی کارفرماست. اداره
کار و کارفرما باید تحت فشار قرار بگیرند که کارخانه فعالیت
مجدد داشته باشد این حق مسلم شماست. کارخانه را باید محل تجمع
هر روزه کرد و اداره کار و استانداری بعنوان مقامات مسئول و
همدست کارفرمای جنایتکار تحت فشار قرار بگیرند تا او را وادار
به راه اندازی مجدد کارخانه کنند.
8 مهر 1387
29 سپتامبر 2008
82- مردم در زمستان امسال هم گرفتار قطع گاز خواهند شد :
به گزارش خبرگزاری مهردر تاریخ 8 مهر 87:
رئيس کميسيون انرژی مجلس شورای اسلامی تاکيد کرد که حتی در
صورت قطع نشدن صادرات گاز ترکمنستان به ايران باز هم زمستان
امسال با قطعی گاز مواجه خواهيم بود.
حميدرضا کاتوزيان تاکيد کرد: هنوز قرارداد جديد با کشور
ترکمنستان برای صادرات گاز اين کشور به ايران منعقد نشده و هم
اکنون مسوولان دو طرف در حال مذاکره هستند اما بايد در نظر
داشت که با وجود صادرات گاز ترکمنستان به ايران بازهم به دليل
اينکه مصرف گاز در کشور رو به افزايش است پيش بينی ما در
کميسيون انرژی اين است که زمستان امسال هم شاهد قطعی گاز در
کشور خواهيم بود.
وی يادآور شد: مشکل ما در رابطه با مصرف گاز اين است که الگوی
مصرف درستی نداريم و به دليل اينکه قيمت گاز در کشور بسيار
ارزان است نمی توان رفتار مصرف کننده را کنترل کرد.
وی تصريح کرد: قيمت سوخت در ايران واقعی نيست و تا زمانی که در
رابطه با قيمت انرژی در کشور اقدامی صورت نگيرد نمی توان نسبت
به کنترل مصرف گاز خوش بين بود و با اين وجود مصرف گاز در کشور
همچنان رو به افزايش است.
83- ادامه اعتراضات معلمان حق التدریسی:
روز
شنبه هفتم مهرماه، 250 معلم حق التدریسی در مقابل مجلس اجتماع
کردند و علیه وضعیت کار و فقدان هر نوع تضمین اشتغال خود دست
به اعتراض زدند. بیشتر معلمان از استان لرستان به تهران آمده
اند، اما مطالبات آنان همان مطالبات بخش عظیمی از همزنجیران آن
ها در سراسر ایران است. وضعیت کار و اشتغال این معلمان همچون
همه بخش های دیگر طبقه کارگر بسیار رقت بار و تأسف انگیز است.
250 معلمی که در مقابل مجلس اجتماع کرده اند عموماً در مناطق
عشایری غرب تدریس می کنند. آنان باید مدام جاده های پرمخاطره
کوهستانی را پشت سر نهند و از نقطه ای به نقطه دیگر بروند تا
به دانش آموزان درس بدهند. این معلمان به دنبال تحمل تمامی این
سختی ها و رنج ها دربهترین حالت و در صورتی که تمام وقت کار
کرده باشند و، از این مهم تر، در صورتی که رؤسا و مسئولان
آموزش و پرورش کار تمام وقت آن ها را تأیید کرده باشند در ماه
چیزی میان 130 تا 150 هزار تومان حقوق می گیرند. آنان در ماه
های تعطیل مدارس هم هیچ حقوقی دریافت نمی کنند و به این ترتیب
در سال فقط 8 یا 9 ماه حقوق می گیرند. این که همین حقوق
ناچیزهم چند ماه یک بار به آن ها داده شود موضوعی است که یکسره
به میل و رغبت و اراده سردمداران وزارت آموزش و پرورش و سایر
نهادهای دولتی سرمایه بستگی دارد. چندین هزار معلم در سراسر
ایران سی سال است که رنج سنگین و کشنده این وضعیت هولناک زندگی
و کار و را تحمل می کنند و علیه آن فریاد سر داده و دست به
اعتراض زده اند. اجتماع کنونی معلمان در مقابل مجلس گوشه کوچکی
از دنیای این مبارزات و اعتراضات سی ساله است. آنان خواستار
تضمین اشتغال خود، افزایش دستمزدها و تغییر کل این وضعیت
هستند.
8 مهر 87
84- سال گذشته 117
نفر در حوادث ناشى از کار فوت کردند :
به گزارش خبرگزاری ايلنا در تاریخ 8 مهر 87
؛ مديرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادى واجتماعى سازمان تامين
اجتماعى گفت: در سال گذشته 117 نفر بهدليل حوادث ناشى از کار
فوت کردهاند.
به گزارش خبرنگار گروه کارگرى"ايلنا"، سياوش قراگزلو، تعداد از
کارافتادگان کلى در سال گذشته را 260 نفر اعلام کرد و گفت:
همچنين 596 نفر دچار از کارافتادگى جزيى شدند؛ يعنى از
کارافتادگى اين افراد بين 33 تا 66 درصد است.
وى غرامت مقطوع نقص عضو را کمتر از 33 درصد ذکر کرد و گفت: يک
هزار و 184 نفر در سال گذشته دچار چنين حوادثى شدند.
او تعداد مجروحان حوادث ناشى از کار در سال گذشته را 24 هزار و
75 نفر اعلام و افزود: از اين تعداد 21 هزار و 918 نفر بهبودى
کامل يافتند
85- مدیرکارخانه پرریس برای بیرون کردن کارگران نیروهای
انتظامی وامنیتی را به کارخانه آورد :
امروز مورخه 9/7/1387 کارگران پرریس مطابق معمول هر روز به
کارخانه رفتند اما نگهبان کارخانه از ورود آنان ممانعت به عمل
آورد با اینحال کارگران وارد کارخانه شدند و اعلام کردند ما
کارگر شاغل این کارخانه هستیم.
بدنبال ورود این
کارگران به کارخانه مدیر کارخانه پرریس با نیروی انتظامی و
اداره اطلاعات تماس گرفته و آنان را برای بیرون کردن کارگران
به کارخانه آورد. اما کارگران مقاومت کرده و حاضر به ترک
کارخانه نشدند و پس از دو ساعت گفتگو و صحبتهایی که کارگران
کردند این نیروها هیچ اقدامی در راستای خواست مدیر کارخانه
برای بیرون کردن کارگران انجام ندادند. پس از این گفتگوها
نیروهای اداره اطلاعات محل را ترک کردند اما مامورین نیروی
انتظامی تا پایان وقت اداری در کارخانه ماندند.
از سوی دیگر
نماینده های کارگران پرریس امروز اعتراض خود را نسبت به حکم
هیئت تشخیص اداره کار سنندج به این اداره دادند.
قرار است روز پنج
شنبه مورخه 11/7/87 اداره کار سنندج تاریخ رسیدگی به این
اعتراض را به کارگران پرریس اعلام کند.
کارگران پرریس نبود
مواد اولیه برای عدم پذیرش کارگران بر سر کار را یک بهانه از
سوی کارفرما برای مقابله با خود میدانند و در اعتراض خود به
رای هیئت تشخیص به توصیه این هیئت مبنی بر وصل کارگران به
بیمه بیکاری معترض شده و اعلام کرده اند ما کارگر شاغل
کارخانه پرریس هستیم و کارفرما تا تهیه مواد اولیه و شروع کار
باید دستمزد ما را بدهد.
اتحادیه آزاد
کارگران 9/7/87
86- احضار مجدد يک
عضو کانون صنفی معلمان به واحد بررسی تخلفات اداری:
به گزارش کانون صنفی معلمان در تاریخ 9
مهرر 87 آمده است : بار ديگر گودرذ شفيعيان فرهنگی محقق و مولف
که از اعضای کانون صنفی معلمان است از سوی واحد تخلفات اداری
استان فارس احضار گرديد. در اين احضاريه از آقای شفيعيان
خواسته شده تا در روز 14 مهر ماه به واحد تخلفات اداری مراجعه
نمايند. اين چندمين باری است که شفيعيان به اين صورت احضار شده
است. بار قبل اين فرهنگی محقق و مولف مدتی به اتهام:
1- چاپ مقاله!! در مجله چشم انداز ايران ، در تير و مرداد ماه
1386 زيرنام "حركت معلمان و عميق تر شدن مبارزات اجتماعى در
ايران"
2- اقدام به تحريك معلمان !! به اعتراض وتجمع براى پيگيرى
خواسته هاى خود، در روز جهانى معلم وهفته معلم وتوزيع اطلاعيه
هاى كانون فرهنگيان كشوردرمنطقه.
3- افتخار به چاپ مقاله!! خود درسايت ها و مجلات داخلى و معرفى
سايت ها به معلمان و تشويق آنان به بازديداز سايت ها
4- معرفى خود، به عنوان موسس كانون فرهنگيان ممسنى !!
5- آوردن موضوع احضارها!! و بازداشت هاى خود درسايت هاى
اينترنتى.
همچنين به اتهام، ساده لوح بودن!! به 2ماه انفصال از خدمت از
طرف واحد تخلفات اداری محکوم گرديد!!
87 - میزان 40 درصد
ايرانيان، زير خط فقر :
به گزارش کارگزاران به نقل از سایت
گزارشگران در تاریخ 9 مهر 87 آمده است : فقر يكی از مشكلات
بزرگ در جوامع بشری است؛ مشكلی كه ظاهری اقتصادی دارد ولی به
دنبال خود تبعات منفی اجتماعی را نيز به همراه ميآورد و حتی
ميتواند امنيت كشور را نيز تحت تاثير قرار دهد. اخيرا نيز
سازمان بينالمللی شفافيت در گزارشی اعلام كرد كه فقر و فساد
اقتصادی رابطه مستقيم با يكديگر دارند. طبق مطالعات انجام شده
توسط اين سازمان هر چه ميزان فقر در كشوری بيشتر باشد، زمينه
مساعدتری برای افزايش فساد اقتصادی در آن كشور وجود دارد و حتی
ميتوان اين رابطه را در جهت مخالف نيز بررسی كرد. به اين معنا
كه در كشورهايی كه فساد اقتصادی زيادی دارند زمينه برای افزايش
فقر در اين كشور فراهم ميشود و شمار زيادی از مردم در مشكلات
اقتصادی زندگی ميكنند. هيوگت ليبلس رئيس سازمان بينالمللی
شفافيت در مورد اين گزارش ميگويد: ,فقر و فساد اقتصادی رابطه
مستقيم و تنگاتنگی با يكديگر دارند. هر چه سطح فقر در كشوری
بيشتر باشد ميزان فساد اقتصادی در آن كشور بيشتر است. در چنين
كشورهايی شاخص فساد تا اندازه زيادی تفاوت بين مرگ و زندگی را
نشان ميدهد زيرا مردم فقير اين كشورها حتی توان تامين هزينه
لازم برای پرداخت هزينههای بيمارستان با خريد و استفاده از آب
سالم را ندارند., وی ادامه داد: ,مطالعات سالهای اخير نشان
داده است روند افزايش فساد در كشورهای مختلف جهان در سالهای
مختلف ادامه داشته و نكته با اهميت اين است كه در كشورهای فقير
اين سير فزاينده با شدت بيشتری انجام شد. هر چه ميزان فساد
اقتصادی در كشوری بيشتری باشد افراد ساكن در آن كشور با مشكلات
بيشتری دست و پنجه نرم ميكنند و فضای اقتصادی بهگونهای است
كه فاصله مردن با بيماريهای مهلك يا حتی مرگ بسيار كم ميشود.
,مخربترين آثار فقر زمانی آشكار ميشود كه كودكان را
گريبانگير خود كند. مطالعات سازمان يونيسف نشان ميدهد از
مجموع كودكانی كه در كره زمين زندگی ميكنند 27 تا 28 درصد به
مشكل نارس بودن يا كمبود وزن دچار هستند كه اغلب اين افراد در
كشورهای جنوب قاره آسيا و جنوب صحرای آفريقا سكونت دارند. نكته
با اهميت اين است كه ادامه اين روند و عدم انجام كارهای مناسب
برای ممانعت از بيشتر شدن اين مشكل سبب ميشود تا برنامههای
سازمانملل در مورد كاهش شمار فقرا به نتيجه مطلوب نرسد. اين
سازمان در نظر داشت تا با استفاده از برنامهای شمار فقرای
جهان را كاهش دهد ولی پيشبينی ميشود با ادامه اين طرح در چند
ماه آينده شمار كودكانی كه با مشكل فقر دست و پنجه نرم ميكنند
به بيشتر از 30 ميليون نفر برسد. به گزارش يونيسف روزانه بين
26 هزار و 500 تا 30 هزار نفر از كودكان كره زمين در اثر فقر
جان خود را از دست ميدهند. يكی ديگر از عواملی كه ميتواند
نشانی از فقر جهانی باشد عدم دسترسی افراد به آب سالم يا برق
يا سرپناه است. طبق گزارشهای آخر تا آغاز سال 2007 ميلادی 1/1
ميليارد نفر از ساكنان كره زمين به آب سالم و تصفيه شده دسترسی
نداشتند و 6/2 ميليارد نفر حتی امكانات اوليه برای برخورداری
از آب سالم را هم در اختيار نداشتند. اين گروه بايد از آبهای
روان در كوچهها و غيره استفاده ميكردند در حاليكه
1/1ميليارد نفری كه ذكر شد در ظاهر آب تصفيهشده مصرف ميكردند
ولی كيفيت تصفيه بسيار پايين بود و بسياری از بيماريها را
منتقل ميكرد. از طرف ديگر دو نفر از سه نفری كه به آب سالم
دسترسی نداشتند با درآمدی كمتر از دو دلار در هر روز زندگی
ميكردند و يك نفر از سه نفری كه با مشكل آب روبهرو بودند،
زير خط فقر مطلق قرار داشتند. به تعبير بهتر در سال مورد بررسی
660 ميليون نفر با درآمدی كمتر از دو دلار در روز و 385 ميليون
نفر با درآمدی كمتر از يك دلار گذران زندگی ميكردند. مطالعات
نشان ميدهد بيشتر از 85 درصد از20 درصد ثروتمندترين مردم جهان
به آب تصفيه شده و لولهكشی دسترسی داشتند در حاليكه تنها 25
درصد از20درصد فقرا از اين خدمت اجتماعی برخوردار بودند. در
اثر استفاده از آب ناسالم سالانه 8/1 ميليون كودك در سراسر
دنيا جان خود را به دليل بيماری وبا از دست ميدهند و 443
ميليون كودك به دليل بيماريهای مرتبط با استفاده از آب ناسالم
نميتوانند برای چند روز در كلاس درس حضور يابند. شايان ذكر
است تقريبا نيمی از مردم كشورهای در حال توسعه از مشكلات ناشی
از استفاده آب ناسالم يا آبهايی كه به صورت غير استاندارد
تصفيه شده است دچار مشكل ميشوند. يكی ديگر از عوامل سازنده
فقر در جهان، بيكاری است. اين مشكل هماكنون در تمامی نقاط
دنيا افزايش يافته ولی در سال گذشته ميلادی كشورهای نايورا،
ليبريا، زيمبابوه و تركمنستان ركورددار بيكاری در دنيا بودند.
نرخ بيكاری در اين كشورها بين 80 تا 90 درصد جمعيت فعال بالاتر
از 20 سال بود. طبق اين گزارش، نرخ بيكاری در ايران برابر با
15 درصد است و ايران جايگاه 47 را در جهان به خود اختصاص داده
است. ايران در ميان 181 كشور جهان و در طبقهبندی به ترتيب
كاهش نرخ بيكاری رتبه 47 را به خود اختصاص داده است. نرخ
بيكاری در كشورهای بحرين و عمان نيز مشابه ايران است و اين
كشورها هم جايگاه 47 را دارند. كمترين نرخ بيكاری در جهان به
كشور آذربايجان اختصاص دارد. اين كشور در سال گذشته با نرخ
بيكاری 2/1 درصد ركورددار دنيا بود و توانست جايگاه خوبی را به
خود اختصاص دهد. در سال گذشته ميلادی كشور كويت در ميان تمامی
كشورهای خاورميانه كمترين نرخ بيكاری را داشت. نرخ بيكاری در
اين كشور در سال 2007 ميلادی برابر با 20/2 درصد بود و كشور
امارات كه دومين جايگاه را در منطقه داشت با بيكاری 40/2 درصدی
مواجه بود. در سال گذشته نرخ بيكاری در قطر20/3 درصد، در
الجزاير 7/15 درصد، در عراق 25 درصد، در ليبی 30 درصد، در يمن
35 درصد و در آمريكا 8/4 درصد بوده است.
شايان ذكر است در ژانويه سال 2008 ميلادی نرخ تورم اعلام شده
برای ايران برابر با 8/15 درصد بود. در سال گذشته ايران در
ميان 181 كشور جهان رتبه هفتم دنيا را داشت. بالاترين تورم در
جهان در سال گذشته برای كشور زيمبابوه بود و بعد از آن عراق
رتبه دوم را داشت. كمترين تورم در دنيا در سال گذشته ميلادی به
كشور ژاپن اختصاص داشت. در اين سال تورم در ژاپن كمتر از يك
درصد بود.
گزارش سازمان بينالمللی شفافيت
سازمان بينالمللی شفافيت برای تعيين شاخص فساد اقتصادي،
فاكتورهای مختلف اقتصادی و اجتماعی را مورد ارزيابی قرار داده
و برآيند اين شاخصها موجب ايجاد شاخص فساد شده است. شاخص فساد
ارائه شده توسط سازمان بينالمللی شفافيت عددی بين يك تا 10
است. كشورهايی كه شاخص كمتری دارند، سطح فساد اقتصادی در آنها
بيشتر است و كشورهايی كه ميزان شاخص آنها به عدد 10 نزديكتر
است، كمترين ميزان فساد اقتصادی را دارند. مطالعه نشان ميدهد
در سال گذشته ميلادی ميزان شاخص فساد در كشورهای اروپايی كاهش
يافته است. به اين معنا كه وخيمتر شدن اوضاع اقتصادی كشورهای
اروپايی به دنبال مشكلات اقتصادی آمريكا سبب شد تا ميزان فساد
اقتصادی در اين كشورها افزايش يابد. طبق گزارش ارائه شده توسط
اين سازمان شاخص فساد اقتصادی در ايران معادل 3/2 است و اين
كشور در ميان 180 كشور مورد بررسی رتبه 141 را به خود اختصاص
داده است. طبق اين گزارش، شاخص فساد اقتصادی در كشورهای يمن،
كامرون، ايران و فيليپين با يكديگر مساوی است و تمامی اين
كشورها در جايگاه 141 جدول جای گرفتهاند. شاخص فساد اقتصادی
در كشورهای قزاقستان و تيمو لسته برابر با 2/2 است و اين
كشورها بعد از ايران قرار گرفتهاند. جايگاه كشور سوريه در
جدول بعد از تيمور لسته است و شاخص فساد اقتصادی در اين كشور
برابربا 1/2 اعلام شده است. همانطور كه پيشتر گفته شد كمتر
شدن شاخص و نزديكتر شدن به عدد يك نشاندهنده بيشتر شدن ميزان
فساد در كشور است. شاخص فساد در كشور سومالی كه آخرين كشور
فهرست است معادل يك برآورد شده است. شاخص فساد در كشورهای
ميانمار و عراق برابر با3/1 است و اين دو كشور جايگاه قبلی
سومالی را دارند. شاخص فساد در هائيتی 4/1، در افغانستان 5/1 و
در سودان، چاد و گينه برابر با 6/1 است. شاخص فساد در كشورهای
گينه اكوريتال و جمهوری دموكراتيك كنگو كه هر دو جايگاه 171
جدول را به خود اختصاص دادهاند برابر با 7/1 است. شاخص فساد
اقتصادی در كشورهای دانمارك، سوئد و نيوزيلند كه هر سه رتبه
اول را در جدول به خود اختصاص دادهاند برابر با 3/9 برآورد
شده است. در جدول شماره يك جايگاه برخی از كشورها از نظر فساد
اقتصادی و شاخص فساد آنها را می بينيد:
گزارش صندوق بينالمللی پول
صندوق بينالمللی پول در گزارش اخير خود آماری در مورد درصد
افراد زير خط فقر ارائه داده است. در مرحله اول برای تعيين اين
آمار تعريفی برای فقر مطلق در نظر گرفته شده است كه با تعاريف
قبلی يعنی كسب يك دلار در هر روز متفاوت است. تاكنون شنيدهايد
خط فقر معادل كسب درآمد كمتر از يك دلار(كمتر از يك هزار
تومان) در هر روز است اما با توجه به شرايط كنونی اقتصاد جهانی
اين تعريف نادرستی است زيرا با كسب اين درآمد حتی نيمی از
نيازهای حياتی يك فرد نيز تامين نميشود و در فاصله زمانی
كوتاهی فرد در آستانه مرگ قرار ميگيرد. نادرست است. ضمن اينكه
معيار خط فقر در كشورهای مختلف با يكديگر فرق دارد. بر طبق
مطالعات انجام شده خط فقر حداقل درآمدی است كه با داشتن آن
نيازهای اوليه زندگی تامين ميشود. با توجه به اين تعريف حداقل
درآمدی كه برای تامين نيازهای اوليه در كشورهای مختلف مورد
نياز است با يكديگر تفاوت دارد و شرايط حاكم بر اقتصاد آن كشور
ميتواند تعيينكننده حداقل درآمد لازم برای ادامه بقا باشد.
برای محاسبه خط فقر از روش زير استفاده ميكنيم: در مرحله اول
هزينهای كه هر فرد برای تامين نيازهای اوليه زندگی خود از
جمله خوراك و پوشاك و مسكن نياز دارد را محاسبه ميكنيم. اين
مبلغ را به روزهای يك ماه يعنی عدد30 تقسيم كنيم حداقل درآمد
مورد نياز برای زندگی محاسبه ميشود و اين مبلغ به عنوان خط
فقر معرفی ميشود. بدون شك اين مبلغ تعيين شده برای خط فقر به
نرخ تورم در كشور مورد بررسی ارتباط زيادی دارد. هر چه تورم در
كشوری بيشتر باشد، مبلغ لازم برای تامين حداقل نيازها بيشتر
است و خط فقر عدد بزرگتری خواهد داشت. افرادی كه درآمدشان
كمتر از اين مبلغ باشد در فقر مطلق زندگی ميكنند و با انواع
بيماريها و مشكلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم ميكنند.
به گزارش صندوق بينالمللی پول بيشترين شمار فقرای جهان در
قاره آفريقا ساكن هستند و قاره آسيا در رده بعدی قرار دارد.
اگرچه به دليل وجود نظام دقيق ارزيابی و شمارش فقرا به آمارهای
ارائه شده توسط كشورهای توسعه يافته و صنعتی بيشتر از كشورهای
در حال توسعه يا فقير ميتوان اطمينان داشت. در برخی از
كشورهای فقير يا در حال توسعه به اين دليل كه نظام دقيقی برای
تعيين شمار فقرا وجود ندارد نرخ فقر پايينتر از ميزان واقعی
اعلام ميشود. بر طبق گزارش ارائه شده توسط صندوق بينالمللی
پول در سال جاری ميلادی بيشتر سن شمار فقرا در كشورهای زامبيا
و زيمبابوه وجود داشته است. در اين دو كشور بيشتر از 80 درصد
از مردم زير خط فقر مطلق زندگی ميكنند. در كشور افغانستان
بيشتر از 53 درصد از مردم، در كشور عراق، در كشور ايران 40
درصد از مردم، در مالزی 8 درصد مردم و در فرانسه 5/6 درصد از
مردم زير خط فقر زندگی ميكنند. شايان ذكر است در اين آمارگيری
تنها 80 كشور از مجموع 180 كشور جهان مورد ارزيابی قرار گرفتند
و كشورهايی كه آمارهای خود را به اين سازمان اعلام نكردهاند
كشورهايی هستند كه يا به دليل بيثباتی سياسی يا به دليل
مشكلات داخلی آمارهای دقيق نداشتند. يكی از اين كشورها عراق
است كه در جدول ارائه شده توسط صندوق بينالمللی پول آمار آن
ارائه نشده است. كشور سومالی هم در اين دسته جای گرفته است.
كشورهايی كه كمترين شمار فقرا را در خود جای دادهاند عبارتند
از: بلژيك، بلغارستان و تايوان. نرخ فقر در تايوان معادل 9/0
درصد است و اين كشور ركورددار جهان است. كشورهايی از قبيل
نروژ، سوئيس و سوئد كه در جهان از نظر ميزان رفاه و يكپارچگی
اقتصادی معروف هستند، هر يك كمتر از 10 درصد فقير را در خود
جای دادهاند.
88 -
تخم مرغ 8/10 درصد گران
شد
:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه
9 مهر 87 آمده است : قیمت هر شانه حدود دو کیلویی تخم مرغ در
هفته منتهی به پنجم ماه جاری در مقایسه با مدت مشابه ماه قبل
8/10 درصد افزایش یافته است.به گزارش دفتر آمارهای اقتصادی
بانک مرکزی متوسط نرخ خرده فروشی تخم مرغ در هفته مورد بررسی
نسبت به هفته ماقبل نیز 4/1 درصد رشد یافته است به طوری که هر
شانه حدود دو کیلویی آن به قیمت 3200 تا 3700 تومان فروش رفت
در صورتی که در مدت مشابه ماه گذشته هر شانه تخم مرغ در
فروشگاه های شهر تهران حدود 3100 تومان به فروش می رسید.
براساس این گزارش قیمت میوه نیز در هفته منتهی به پنجم مهرماه
سال جاری در مقایسه با هفته ماقبل و هفته مشابه ماه قبل به
ترتیب 8/1 و 1/5 درصد رشد را نشان می دهد. این افزایش قیمت
بیشتر ناشی از رشد بهای برخی از میوه ها همچون سیب گلاب، انار،
گلابی، طالبی و شلیل و شبرنگ بوده است.
متوسط قیمت هر کیلو سیب گلاب، طالبی، انار و گلابی در هفته
مورد بررسی به ترتیب 1923 ، 547 ، 1737 و 2139 تومان گزارش شده
که در مقایسه با مدت مشابه در ماه قبل به ترتیب
5/6 ، 4/6 ، 1/5 و پنج درصد افزایش قیمت نشان می دهد.
افزایش 30 تا 200 درصدی قیمت برخی میوه ها و سبزیجات
در فروشگاه های شهر، قیمت برخی اقلام گروه میوه های تازه از
افزایش بی منطق و بی دلیلی برخوردار شده است به طوری که قیمت
برخی اقلام گروه میوه و سبزی از 30 تا 200 درصد افزایش یافته
است.براساس گزارش فارس قیمت هندوانه که تا هفته پیش کیلویی 350
تومان بود به یکباره به 450 تا 500 تومان رسیده است و همچنین
قیمت خربزه از کیلویی 600 تومان به 1000 تا 1300 تومان رسیده و
قیمت انگور نیز از هر کیلو 1600 تومان به 2200 تا 2500 تومان
افزایش یافته است. بنا براین گزارش، قیمت سیب زمینی در خرده
فروشی های شهر به کیلویی 600 تومان رسیده است و این در حالی
است که در هفته گذشته این محصول به قیمت 300 تومان عرضه می شد
و از افزایش قیمت 200 درصدی در طول یک هفته برخوردار بوده است.
اما نکته جالب در افزایش قیمت ها این است که بنا برگزارش خرده
فروشی بانک مرکزی منتهی به هفته پنجم مهرماه امسال، قیمت خربزه
همچنان544 تومان بود و نسبت به هفته گذشته 3/7 درصد کاهش داشته
است و همچنین قیمت هندوانه 338 تومان بوده که نسبت به هفته
گذشته ثابت گزارش شده است. ....
در هفته مورد بررسی در میادین زیر نظر شهرداری تهران پرتقال
درجه یک، لیمو شیرین، انار و شلیل و شبرنگ عرضه نمی شد ولی
بقیه اقلام میوه و سبزی تازه را که تعدادی از آنها از نظر کیفی
در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب سازمان میادین میوه و
تره بار شهرداری می فروختند. میوه فروشی های سطح شهر اقلام
مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می کردند که در گروه میوه های
تازه قیمت هندوانه ثابت بود. بهای انواع سیب تخم لبنان و خربزه
کاهش ولی قیمت سایر اقلام این گروه افزایش یافت. در گروه سبزی
های تازه قیمت پیاز، لوبیا سبز و سبزی های برگی افزایش ولی
بهای سایر اقلام این گروه کاهش داشت. در این هفته قیمت گوشت
مرغ کاهش ولی بهای گوشت تازه گاو و گوساله افزایش جزئی یافت و
قیمت گوشت گوسفند ثابت بود. در هفته مورد بررسی قیمت شکر و چای
خارجی کاهش یافت و بهای قند و انواع روغن نباتی ثابت بود.
لبنیات
در هفته مورد گزارش در گروه لبنیات بهای پنیر غیرپاستوریزه 5/0
درصد افزیش یافت و قیمت سایر اقلام این گروه نسبت به هفته قبل
ثابت بود .
برنج و حبوبات
در هفته مورد بررسی در گروه برنج قیمت برنج وارداتی تایلندی
8/1 درصد و برنج داخله درجه یک و دو به ترتیب 7/1 و دو درصد
کاهش یافت و بهای برنج وارداتی غیرتایلندی ثابت بود. در گروه
حبوب قیمت لپه نخود 3/0 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام
این گروه ثابت بود.
میوه ها و سبزی های تازه
در هفته مورد گزارش در گروه میوه های تازه قیمت سیب زرد و قرمز
تخم لبنان به ترتیب معادل دو و 7/2 درصد و خربزه 3/7 درصد کاهش
ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 6/0 تا
5/6 درصد افزایش یافت. در گروه سبزی های تازه قیمت پیاز 2/2
درصد، لوبیا سبز یک درصد و سبزی های برگی 5/0 درصد افزایش ولی
بهای سایر اقلام این گروه بین 7/0 تا 8/2 درصد کاهش داشت.
گوشت قرمز و گوشت مرغ
در هفته مورد گزارش قیمت گوشت مرغ 2/4 درصد کاهش ولی بهای گوشت
تازه گاو و گوساله 3/0 درصد افزایش داشت. قیمت گوشت گوسفند نیز
ثابت بود.
قند، شکر، چای و روغن نباتی
در هفته مورد گزارش قیمت چای خارجی 5/3 و شکر 5/0 درصد کاهش
ولی بهای قند و انواع روغن نباتی ثابت بود.
89 - سه نفر در
حادثه کارگری کشته شدند :
به نوشته روزنامه کیهان در تاریخ 9 مهر 87 آمده است : در پی
ریزش کانال فاضلاب در شهر بجنورد سه کارگر بنامهای "روح الله
مرادی" ، "ابراهیم فرهادی" و "محمد قبادی" در حین گودبرداری
جان خود را از دست دادند.
90
- اخراج وسیع کارگران کشتی سازی صدرا :
مطابق گزارشات رسیده در توافقی که میان افراد
نهاد دولتی موسوم به «خانه کارگر» با سرمایه داران مالک
کارخانه کشتی سازی صدرا صورت گرفته است شمار زیادی از کارگران
رسمی این کارخانه مشمول بیکارسازی قرار گرفته و همه آن ها
اخراج شده اند. موج اخراج کارگران صدرا از دوسال پیش به راه
افتاده و تا امروز بیش از یک هزار قربانی گرفته است. کارگران
درتمامی طول این مدت مقاومت کرده اند. سرمایه داران با
ترفندبازی تمام بیکارسازی ها را به صورت بسیارحساب شده و
سنجیده مرحله به مرحله به پیش برده اند و از این طریق تلاش
کرده اند تا از حرکت متحد و سازمان یافته و یکصدای کارگران
جلوگیری کنند. انتظار می رود که تجارب تلخ تا کنونی به همه
کارگران این واحد بزرگ صنعتی آموخته باشد که باید درمقابل
اخراج هریک کارگر دست ازکاربکشند. باید دست به کار سازمانیابی
شورایی خود شوند. باید با کارگران استان و جاهای دیگر متحد
شوند و از طریق تلاش برای سازمانیابی سراسری توده همزنجیر خود
علیه سرمایه با تعرضات و تهاجمات لحظه به لحظه کارفرمایان
ایران صدرا مقابله کنند.
9 مهر 87
91- پای درد دل یک کارگر کارخانه « ایده نگر» قم:
... این ماه هم 3 کارگر دیگر را اخراج کردند.
کارفرمایان می گویند که احتیاج به نیروی کار برای اضافه کاری
ندارند. اداره کار به معضلات بیکاری کارگران هیچ نگاهی نمی
کند. در دادگاه هایی!! که تشکیل می شود به کارگران می گویند که
شما حق حرف زدن ندارید و فقط آمده اید تا نتیجه حکم را بشنوید.
قضات دادگاه ها از قبل بسیار صریح اعلام می کنند که حق با
کارفرما است و هر تصمیم سرمایه دار در مورد کارگر عین حق و
قانون است. تا حال هیچ گاه در هیچ کجا اتفاق نیافتاده که
دادگاه کار!! به نفع کارگر رأی دهد. تشکیل دادگاه صرفاً اقدامی
برای اعلام حقانیت سرمایه دار و محکومیت کارگر است.
دلیل اخراج کارگران همواره فرار کارفرما از حل
مشکل و قبول مطالبات آنان است. بسیاری از اوقات هم سرمایه دار
وجود کارگر را موافق معیارهای خود نمی بیند و یا حتی از قیافه
یک کارگر خوشش نمی آید. هر کارگری که به نحوی باب طبع صاحب
سرمایه نباشد اخراج او حتمی است. در این جا هیچ حساب و کتابی و
وجدانی و شرافتی ملاک تصمیم گیری در مورد کار و زندگی کارگران
نیست.
ما هنوز حقوق ماه شهریور را نگرفته ایم و بخشی
از حقوق مردادماه را هم همین چند روز قبل دریاقت کردیم. ما را
مرتباً تهدید به اخراج می کنند و شمشیر بیکارسازی حتی یک دقیقه
از بالای سر ما به کنار نمی رود. 7 ماه از شروع سال جاری می
گذرد و در این مدت هیچ لباس کاری به ما نداده اند. ما با ورق
های تیز و برنده آهن کار می کنیم و لباس هایمان دائماً در اثر
اصابت با ورقه ها پاره پاره می شود. ما مجبوریم بدون هیچ
دستکشی کار کنیم. در کارخانه ما به رغم شرایط بسیار سخت کار و
با این که شرایط کارمان بسیارمهلک و خطرآفرین است از هیچ نوع
وسائل ایمنی و امکانات حفاظتی هیچ خبری نیست.
9 مهر 87
92- در کارخانه کاغذ پارس چه می گذرد و کارگران چه باید بکنند
؟
در کارخانه کاغذ
پارس حدود 2300 کارگر اخراج شده اند و شمار فروشندگان نیروی
کار در آن از 3500 به 1200 نفر کاهش یافته است. جمعیت عظیم
کارگران اخراجی دچارهولناک ترین وضعیت معیشتی هستند و مبارزات
آن ها برای بازگشت به کار به هیچ نتیجه ای نرسیده است. حق
اولاد، حق اضافه کاری، حق سختی کار و همه آنچه که بخش های
پیوسته دستمزد نازل کارگران را تشکیل می دهد همه و همه قطع شده
اند. دستمزدها به سطحی سقوط کرده است که حتی برای پایین ترین
سطح زندگی یا برای نان بخور و نمیر هم کفاف نمی دهد. « مهدی
راد» مدیر کارخانه نماد قدرت بی مهار سرمایه در لباس آدمیزاد
است. او هر چه اراده می کند علیه توده های کارگر انجام می دهد
و هر جنایتی که لازمه افزایش سود سرمایه است بر کارگران تحمیل
می کند. او به جمعیت وسیعی از بیکار شدگان اعلام کرده است که
در شمار بازنشستگان یا بازخرید شدگان هستند. اما این شمار کثیر
به اصطلاح بازنشسته و بیکار تا امروز حتی یک ریال حقوق دریافت
نکرده اند.
خدایگان قدرت بی
مهار سرمایه به همه این ها هم اکتفا نکرده است. او اینک تصمیم
به تعطیل کل کارخانه و اخراج 1200 کارگر باقی مانده گرفته است.
در شروع ماجرا اعلام کرد که کارخانه برای 2 ماه تعطیل خواهد
بود. همه کارگران به محض شنیدن خبر دریافتند که توطئه ای عظیم
در کار است. در وضعیت جاری جهنم سرمایه داری ایران کمتر کارگری
است که چند و چون ترفندبازی ها و دسیسه پردازی های سرمایه
داران را نداند و حدس نزند. کارگران کاغذ سازی پارس با داشتن
تجربه تلخ همزنجیران خود در نیشکر هفت تپه و لوله سازی خوزستان
بسیار خوب متوجه بودند که بحث 2 ماه تعطیل کارخانه نیرنگی برای
تعطیل همیشگی شرکت و بیکارسازی مادام العمر آنان است. کارگران
به همین دلیل در ضرورت واکنش حاد و شروع مبارزه وسیع و متحد
تردید نکردند. آنان دست به اعتصاب زدند. جاده اندیمشک به اهواز
را بستند و عبور و مرور وسایط نقلیه در این جاده مهم تجاری را
قطع کردند. سرمایه داران و دولتمردان سرمایه در مقابل موج
اعتراض کارگران سکوت را بر پاسخ ترجیح دادند. آن ها کوشیدند تا
با سلاح سکوت و بی تفاوتی توفان خشم و عصیان کارگران را
فرونشانند. چند روز بعد یعنی دوشنبه نهم شهریور کارگران در
مقابل دفتر فرمانداری شهر دست به تحصن و تشکیل اجتماع زدند.
آنان در همه این مدت خواستار جلوگیری از تعطیل کارخانه و تضمین
اشتغال خود بودند و آگاهانه می کوشیدند تا شاید ترفند سرمایه
دار را در نطفه خفه سازند. کارگران این را خوب درک کرده بودند
که با تعطیل کارخانه تمامی توان اعمال قدرت علیه سرمایه داران
از آن ها سلب می شود و از آن پس آنان نه متوقف کنندگان چرخه
تولید و نه صاحبان قدرت لازم برای از کار انداختن چرخ سودسازی
سرمایه بلکه مشتی توده بیکار خارج از میدان واقعی تقابل و
اعمال قدرت خواهند بود. کارگران به همین دلیل دست به کار
سازماندهی مقاومت مؤثرتر و نیرومندتر شدند و درست در پیچ و خم
همین کشاکش ها بود که مالکان شرکت همان گونه که کارگران می
پنداشتند پرده از توطئه سیاه کارگرکش خود برداشتند و از درون
مقر قدرت خود پیام دادند که کارخانه برای همیشه تعطیل می شود.
خبر تعطیل کارخانه
کاغذ سازی پارس اینک در خانه تک تک کارگران شیون به پا کرده
است. بسیاری از کارگران با شنیدن وقوع حادثه زار زار به گریه
افتادند. خطر بیکاری و گرسنگی زن و فرزند هر روزنه امید به
زندگی را در برابر چشمان آنان تاریک کرده است. همه از ضرورت
مقاومت سخن می رانند و در این میان تمامی بحث بر سر این است که
راه مقاومت و غلبه بر ترفندهای جنایتکارانه صاحبان سرمایه کدام
است؟ تشخیص درست و پخته این راه تعیین کننده ترین و سرنوشت
ساز ترین مسئله روز کارگران کاغذسازی پارس است. به راستی چه
باید کرد؟
آیا به دخالت
نهادهای دولتی و اعجاز دولتمردان امید ببندیم؟ این فقط فاجعه
است. کارخانه کاغذسازی پارس و نیشکر هفت تپه و لوله سازی
خوزستان درمالکیت و مدیریت دولت سرمایه داری است و تمامی
فجایعی که تا امروز بر سر کارگران آن ها رفته است توسط
دولتمردان و عوامل آن ها برنامه ریزی شده است. انتظار گره
گشایی از این نهادها دیگر حتی بردن شکایت از دزد پیش رئیس
دزدان هم نیست. بلکه آه و ناله پر از استیصال و حقارت در
بارگاه قدرت نیروها و کسانی است که مستقیماً ما را به منجلاب
گرسنگی و ذلت پرتاب کرده اند. این نه راه بلکه بیراهه ای است
که جز بلاتکلیفی و سرگردانی نتیجه ای ندارد.
برویم بنشینیم و از
سندیکاسازی سخن بگوییم و به چند نفر فرصت طلب فرقه باز اجازه
بدهیم که به نام ما و زیر پوشش چیزی به اسم سندیکای کارگری
برای خود دفتر و دستکی راه اندازند؟! که این سندیکا و سرنشینان
آن چه کنند و چه آشی برای ما بپزند؟ این کار بی تردید برای ما
اشتغال و دستمزد و معیشت و نان فرزندان نخواهد شد و در بهترین
حالت دکان کسب و کار عوام فریبانه ای برای مشتی سودجو و جاه
طلب خواهد گردید. این حادثه در برخی جاها روی داده است و حاصل
آن فقط سوء استفاده زشت از نام همزنجیران ما و گم وگورکردن
قدرت پیکار توده های طبقه مان بوده است. این راه نیز به دنبال
نخود سیاه رفتن است.
آیا به همین تحصن
ها و راه بندان ها و تجمعات اعتراضی خشک و خالی تاکنونی بسنده
کنیم و روزها پشت سر هم آن ها را تکرار نمائیم؟ بازهم کسی به
داد ما نخواهد رسید. در این صورت، سرمایه داران و نهادهای
دولتی آن ها در بهترین حالت سیاست صبر و انتظار در پیش می
گیرند و می گذارند تا ما خسته و مأیوس و فرسوده شویم و دست از
این کارها برداریم. صبرمی کنند تا زیر فشار یأس و خستگی و عجز
صفوف متحد ما متلاشی شود و آنگاه در یک شبیخون جنایتکارانه
باقی مانده مقاومت ما را هم درهم می کوبند.
پس چه باید
بکنیم؟
راه هایی که تا این
جا گفتیم و شاید هم بسیاری راه های مشابه دیگر در مجموع راه حل
های آسانی به نظر می آیند. اما ما نه یکبار بلکه صدها بار و نه
یک جا که در سراسر ایران آن ها را آزموده ایم و به نتیجه
نرسیده ایم. فقط به همین اطراف خود کمی نگاه کنیم. همسرنوشتان
ما در نیشکر هفت تپه همه این کارها و بسیار بزرگ تر از این ها
را کردند. با جسارت و شهامت و اتحاد پرشکوه خود بارها جاده ها
را بستند. به همه جا شکایت کردند. روزها به تحصن پرداختند. به
چند نفر فرصت دادند که به نامشان سندیکا بسازند. آنان همچنان
ادامه می دهند ولی تاکنون به هیچ نتیجه مطلوبی دست نیافته اند.
حتی دستمزدهای معوقه خود را نگرفته اند. عین همین روند را
همزنجیران دیگر ما در لوله سازی خوزستان، لاستیک البرز و صدرای
بوشهر و بسیاری جاهای دیگر پشت سر نهادند ولی در هیچ کجا تا
لحظه حاضر موفقیت مهمی به دست نیاورده اند و چشم اندازی هم
برای کسب موفقیت در پیش روی آن ها دیده نمی شود. این راه ها
همه تجربه های زنده مبارزات توده های طبقه ما در همین شرایط
حاضر و روزهای گذشته و حال است.
همزنجیران!
همه راه های بالا
را رفته ایم و همه چیز فریاد می زند که باید چاره ای دیگر
اندیشید. باید به راستی خطر کرد و مراد از خطر کردن فقط
استقبال از مرگ و رفتن جلو گلوله و آمادگی برای تیرباران نیست.
پیداست که مبارزه با بیکاری و از گرسنگی نمردن همه این ها را
دارد و باید پذیرای همه این ها بود. اما منظور ما از خطر کردن
در اینجا نه این ها بلکه چیز دیگری است. باید به چاره پردازی
های مهم تر و سخت تر و سهمگین تر روی کنیم. باید دست به
کارهایی بزنیم که تا کنون کمتر به آن ها پرداخته ایم. همه ما
می دانیم که برای مبارزه با بیکاری و نمردن از گرسنگی باید
قدرت داشت و باید به طور واقعی اعمال قدرت کرد. ما باید سرمایه
داران و دولت آن را ها به قبول خواسته های خود مجبور کنیم. این
مسئله کلیدی پیکار روز ماست. اعتصاب و راه بندان و تحصن و راه
پیمایی همه شکل های اعمال قدرت ما و راهکارهای بسیار کارسازی
برای پیشبرد مبارزات ما هستند. اما کافی نیستند. این ها همه
باید به یک محور مهم تمرکز و اعمال قدرت تعیین کننده پیوند
بخورند تا بتوانیم صاحبان سرمایه و دولت را مجبور به پذیرش حرف
های خویش کنیم. در این جا لازم است مجبور کردن سرمایه داران و
دولت را اندکی بشکافیم. موضوع هیچ پیچیده نیست. اگر کارگران
راننده جاده بندرعباس به مناطق مختلف ایران، در طول یک هفته
دست از کار بکشند بخش اعظم مراکز کار و تولید در ایران به طور
کامل از کار خواهند افتاد. به احتمال زیاد بسیاری از فروشگاه
ها و تجارت خانه های مهم سرمایه داران هم تعطیل خواهد شد.
صاحبان سرمایه و دولت آن ها چنین خیزشی را تحمل نخواهند کرد و
در مقابل آن یکی از این دو راه حل را انتخاب خواهند کرد : یا
متوسل به سرکوب می شوند و یا دست به عقب نشینی می زنند و
مطالبات آنان را می پذیرند. در حالت دوم کارگران به طور موقت و
در سطح انتظار روز به نتیجه رسیده اند و در حالت اول با خطر
شکست مواجه می شوند. فکر کنید که به محض تهاجم نیروی سرکوب،
کارگران تمامی پالایشگاه های نفت به حمایت از آن ها برخیزند و
باز فکر کنید که کارگران برق همه شهرستان ها به دولت سرمایه
اخطار کنند که در صورت سرکوب رانندگان حتماً برق همه کارخانه
ها و دوایر دولتی را قطع خواهند کرد. بی تردید اگر چنین حادثه
ای رخ دهد سرمایه داران و دولت مجبور به عقب نشینی و قبول
خواسته های کارگران می شوند. چراچنین است؟ زیرا اولاً کارگران
راننده با اعمال قدرت به روند کار و تولید سود سرمایه مستقیم
حمله کرده اند. آنان چرخ کار و تولید را از کار انداخته اند و
این وضع برای صاحبان سرمایه و دولت قابل تحمل نیست. ثانیاً
رانندگان کامیون های جاده بندرعباس دست تنها نمانده اند و از
حمایت نیرومند همزنجیران خویش در نفت و گاز و برق و آب و
خودروسازی و جاهای دیگر برخوردار شده اند. ما برای مجبورساختن
دولت به قبول خواسته هایمان به این هر دو عامل سخت نیاز داریم.
باید اولاً محور واقعی تمرکز قدرت علیه سرمایه را درست انتخاب
کنیم و در شرایط کنونی ما تصرف کارخانه برای کارگران کارخانه
های در حال تعطیل را مناسب ترین محور اعمال قدرت می دانیم. عده
ای معنای این حرف را درست نمی فهمند و آن را به صورت بسیار
وارونه ای برداشت می کنند. تصور آنان این است که تصرف کارخانه
یعنی گرفتن ساختمان کارگاه و بعد دست روی دست گذاشتن و سرگردان
ماندن که ای وای چه خاکی به سر خود بریزیم!! کو مواد اولیه؟
پول از کجا بیاوریم و کارخانه را چگونه راه اندازیم؟ کسانی که
این چنین می پندارند معنای مبارزه طبقاتی را درک نکرده اند و
قادر به فهم جنبش کارگری و ظرفیت پیکار توده های کارگر نیستند.
معنای واقعی تصرف کارخانه نه آنچه که اینان می پندارند بلکه
چیز کاملاً متفاوت دیگری است. اولا ما تصرف کارخانه را به
عنوان یک اقدام محلی و در سطح این یا آن کارخانه در اینجا و
آنجا مطرح نمی کنیم. منظور ما از تصرف کارخانه های در معرض
تعطیل اقدام همزمان سراسری در سطح حداقل ده ها کارخانه در سطح
کشور است. ثانیا این اقدام درست به دلیل سراسری بودن و گستردگی
آن می تواند و باید دولت را تحت فشار بگذارد تا مواد اولیه و
سایر نیازهای این کارخانه ها در اختیار کارگران گذارد. این
کار را هم اکنون دولت دارد می کند، منتها برای سرمایه داران
این کارخانه ها و نه برای کارگران. قدرت سراسری کارگران تصرف
کننده کارخانه ها در صورتی که موفق به جلب حمایت بخش های مهم
وکلیدی طبقه کارگر شود می تواند دولت را مجبور کند که امکاناتی
را که هم اکنون در اختیار سرمایه گذاران می گذارد به طور
رایگان در اختیار کارگران بگذارد. ثالثا اقدام همزمان دیگری که
باید توسط کارگران انجام گیرد دعوت از تمام مردم – نه فقط مردم
ایران بلکه مردم سراسر جهان – برای دادن سفارش تولید کالا به
آن ها و پیش پرداخت وجوه این سفارشات به حساب کارگران است.
بدین سان، کارگران می توانند این کارخانه ها را راه بیندازند و
از بیکاری خود جلوگیری کنند. درعین حال، در یک چشم انداز کلان
تر و گسترده تر، تصرف کارخانه های درحال تعطیل درواقع نقطه عطف
تبدیل مبارزه تدافعی کارگران به مبارزه تهاجمی آنان علیه
سرمایه و دولت آن است. کارخانه، حتی کارخانه های در حال
تعطیل، دنیایی سرمایه در دست مالکان آن است. سرمایه داران حاضر
به رها ساختن این سرمایه ها نیستند. همه تلاش آن ها این است که
این ها را در جاهای دیگر و در حوزه های بسیار پرسودتر سرمایه
گذاری کنند. بنا براین، تدارک تصرف این کارخانه ها از سوی ما
بازگشای یک میدان واقعی و گسترده پیکار علیه صاحبان آن ها و
طبعا دولت مدافع آنان است. وقتی ما به طور متحد و قدرتمند دست
به تصرف کارخانه می زنیم بسیار فرق می کند با این که مثلاً در
جایی تحصن کنیم یا حتی این جا و آن جا به طور موقت به بستن یک
جاده اقدام کنیم. تصرف کارخانه شروع واقعی یک حمله و گرفتن
سنگر در قلب قدرت سرمایه است. اما تا این جا فقط نقطه شروع کار
است و تازه همین نقطه شروع دنیایی تدارک و آمادگی و زمینه سازی
قبلی لازم دارد. برای تصرف کارخانه باید پیش از آن در یک تشکل
شورایی نیرومند متحد و متشکل شد. باید شورا را ظرف اعمال قدرت
علیه سرمایه ساخت. شورا را می سازیم و همه ما به عنوان آحاد
متحد فعال و دخالتگر شورا سراغ همزنجیران خویش در جاهای دیگر،
در مراکز استخراج و تولید و پالایش نفت، در شبکه های سراسری
برق و آب ، در شبکه های حمل ونقل، در خودروسازی ها و مراکز
تولید فولاد و پتروشیمی و لاستیک، در معادن و بیمارستان ها و
مدارس سراسر کشور، می رویم. همه راه می افتیم و برای همراه
ساختن کارگران مراکز دیگر تلاش می کنیم. فراموش نکنیم که بخش
عظیمی از آن ها وضعیت خودِ ما را دارند و فریاد کمک خواهی ما
عین حرف دل آنان نیز هست.
همزنجیران!
راه مبارزه ما از
این گردنه های صعب العبور می گذرد. منظور ما از خطر کردن،
پیمودن همین راه سخت و صعب العبور است. تکرارآزموده های شکست
خورده خطا است. چاره دیگر باید جست. باید« مطالبات پایه ای
طبقه کارگر ایران» را به نقطه عزیمت مبارزه سراسری و متشکل خود
علیه سرمایه تبدیل کنیم و برای اتحاد سراسری شورایی حول این
منشور تلاش کنیم و از درون همین تلاش و پیکارعلیه سرمایه
کارخانه های در حال تعطیل از جمله کارخانه کاغذ سازی پارس را
به تصرف خود درآوریم.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
برای جلوگیری از
بیکاری، کارخانه های درمعرض تعطیل را به تصرف خود درآوریم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
10 مهر 87
93- منصور اسانلو با دستبند و پابند
:
به گزارش سایت " کانون مدافعان حقوق
کارگران ، در تاریخ 10 مهر 87 ؛ منصور اسانلو رئیس هیات مدیره
شرکت واحد که دوران محکومیت پنج ساله خود را به خاطر فعالیت
های کارگری در زندان طی می کند دو روز پیش درحالی که او را
همانند زندانیان خطرناک دست بند و پابند زده بودند برای ادامه
معالجه به بیمارستان لبافی نژاد آوردند. منصور اسانلو درماه
گذشته به دلایل نامعلوم به زندان گوهر دشت منتقل شد او در
حالیکه از ناراحتی های قلب وریه رنج می برد در این زندان شرائط
بسیار سختی را مي گذراند. بر طبق اطلاع بر خلاف توصيه پزشكان
مبني بر بستري شدن اسانلو، مقامات زندان با اين امر مخالفت
كرده و او را با حالت بسيار نامناسب به زندان بازگرداندند.
94- مصوب دولت درباره پرداخت جرايم پرورش دهندگان ميگو اجرا
نشده است :
تهران-
خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛
رييس اتحاديه شرکتهاي پرورش ميگو
سيستان و بلوچستان از رئيس سازمان شيلات، وزراي کار وامور
اجتماعي و جهاد کشاورزي خواست تا هر چه سريعتر در خصوص پرداخت
جرايم بانکي پرورش دهندگان ميگو تشکيل جلسه دهند.
به گزارش "ايلنا"، کيان رهبران با تاکيد دوباره بر اجرا نشدن
مصوبه هيات دولت که در رابطه با پرداخت جرايم پرورش دهندگان
ميگو به تصويب رسيده بود، گفت: چنانچه اين مصوبه اجرا نشود به
زودي تمامي پرورش دهندگان فعلي ميگو از ادامه فعاليت در اين
رشته اقتصادي منصرف ميشوند.
وي افزود: درحال حاضر تنها در استان سيستان و بلوچستان هزار
نفر به صورت مستقيم درحوزه پرورش ميگو مشغول به فعاليت هستند.
به گفته رهبران، کمبود نقدينگي در حال حاضر باعث شده تا امسال
پرورش دهندگان ميگو با مسايلي چون شيوع بيماري بين ميگوها
مواجه شدند.
وي افزود: شرايط پيش آمده در حالي است که امسال پرورش دهندگان
ميگو به اعتبار اين مصوبه فعاليت خود را توسعه دادهاند.
پايان پيام
95- هجوم نیروی سرکوب به کارگران پرریس:
اعتصاب کارگران کارخانه پرریس سنندج همچنان
ادامه دارد. روزهای متوالی تحصن کارگران در مقابل اداره کار
مطابق معمول به هیچ نتیجه ای نرسیده است. نهادهای دولتی چنان
که سرشت و سنت کار آن هاست نه فقط در مقابل فریاد و اعتراض
کارگران هیچ واکنش موافقی نشان نداده اند بلکه با تمامی توان و
ترفند دست به کار تبانی با کارفرمایان برای به شکست کشیدن
مبارزات کارگران بوده اند وهستند. کارگران معترض و اعتصابی بار
دیگر تجمعات اعتراضی خود را به درون کارخانه منتقل کرده اند و
همچنان بر ادامه مبارزه و مقاومت پای می فشارند. تضمین اشتغال
و پرداخت دستمزدهای معوقه در صدر مطالبات کارگران قرار دارد.
روز نهم مهرماه سرمایه دار مالک شرکت از نیروی پلیس و دستگاه
های سرکوب سرمایه برای متفرق کردن کارگران کمک خواست و
سرکوبگران نیز بی درنگ در پاسخ به تقاضای وی راهی کارخانه شدند
و کارگران معترض را در محاصره خود گرفتند. کارگران مقاومت کرده
و شعارهای همیشگی خویش را بازهم با صدای بلند تکرار کرده اند.
آنان تأکید کرده اند که از تعطیل شدن کارخانه جلوگیری خواهند
کرد. به اعتصاب و سایر اشکال اعتراض ادامه خواهند داد و در
برابر فشار و توطئه و سرسختی کارفرما و دولت دست از مبارزه
برنخواهند داشت.
10مهر 87
96- از زبان یکی از کارگران صندوق نسوز کاوه:
.... به ما گفتند که به خاطر ماه رمضان و تولد
امام حسن!! 4 کیلو گوشت گوسفند به هر کارگر می دهند. اما
ندادند و گفتند به جای آن 12 لیتر روغن مایع به شما می دهیم.
تازه اگر می دادند، تفاوتش همه اش 15 هزار تومان می شد که هیچ
تکانی به هیچ کجای دنیای بدبختی های ما نمی داد. اما حتی این
نیز کلاه برداری و عوام فریبی بود.
الان مدتی از ماه مهر می گذرد اما ما هنوز
حقوق ماه شهریور را نگرفته ایم و معلوم هم نیست چه زمانی به ما
پرداخت خواهد شد. 4 کیلو گوشت صدقه شان پیشکش. دستمزدهای سنار
سی شاهی مان را هم نمی دهند.
چهار ماه آکورد طلبکاریم و هر چه اعتراض می
کنیم تا حالا یک ریال آن را پرداخت نکرده اند. همه اش زورگویی
است. مدیریت جدید کارخانه به جای دادن تسهیلات همان حداقل
امکانات دوره های قبل ما را هم که با خون دل به دست آورده
بودیم یکسره تار و مار کرد و به باد هوا داد.
در حال حاضر اعلام کرده اند که حتی سرویس های
ایاب و ذهاب ما را هم تا نصف کاهش خواهند داد. انجام این کار
برای ما فاجعه است. در کارخانه فردی به نام وحیدی مدعی است که
نماینده کارگران است اما همه می دانند که او نماینده و مزدور
کارفرما است. همین آقای وحیدی همراه صاحبان کارخانه در تدارک
کاهش سرویس های حمل و نقل هستند. با اجرای این طرح، اتوبوس ها
به طور مثال وسیله ایاب و ذهاب ما باید دور تهران را چرخ بخورد
و سپس بیاید وارد مسیر میدان خراسان و امام حسین شود و ما را
به کارخانه برساند. آن ها با نصف کردن تعداد اتوبوس ها یک دنیا
صرفه جویی می کنند و ما در عوض باید هر روز ساعات بیشتری از
شبانه روز را را مفت و مجانی صرف دویدن برای رسیدن به اتوبوس
کنیم. این وحیدی به حق آدم خائنی است. زیر نام نماینده
کارگران!! فقط به کارفرمایان خدمت می کند و آنچه آنان می
خواهند بر ما تحمیل می کند.
سرمایه داران صاحب کارخانه در هر مهمانی که
برای عیش و نوش خود و شرکایشان برگزار می کنند میلیون میلیون
خرج می کنند. در چنین مواقعی صرفه جویی یادشان می رود. اما
وقتی پای وسیله ایاب و ذهاب کارگر پیش می آید، یک باره همه چیز
را به تیغ صرفه جویی می سپارند و قلع و قمع می کنند. وضعیت ما
بسیار وحشتناک است و هر روز از روز پیش بدتر می شود.
10 مهر 87
97- حل مسال کودکان خيابانی تهران باعوض کردن تعريف کودک
خيابانی
:
به گزارش سایت تابناک و به نقل از سایت
گزارشگران در تاریخ 10 مهر 87 آمده است : بخش زيادى از جلسه
روز سه شنبه شوراى اسلامى شهر تهران را بحث داغ جمع آورى
متکديان به خود معطوف کرد که اعلام رسول خادم در خصوص اينکه
"تهران کودک خيابانى ندارد" توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعى ايرنا، رسول خادم در بخشى از سخنان
امروز خود در شوراى اسلامى شهر تهران با اشاره به مباحث صورت
گرفته در بحث متکديان، کودکان کار، خيابانى و بى خانمان ها
گفت: ما در تهران کودک خيابانى نداريم و اين در حالى است که در
رسانه ها دائما به اين موضوع اشاره مى شود.
وى تصريح کرد: ما در ايران کودک در معرض آسيب و آسيب ديده
داريم و کودک خيابانى به کسى اطلاق مى شود که در خيابان به
دنيا آمده در خيابان زندگى کند و در خيابان بميرد!
** در جريان بررسى لايحه تشکيل شوراى نظام هماهنگى شهر تهران
احمد مسجد جامعى رييس کميسيون فرهنگى شوراى شهر خواستار حضور
شهردار تهران در جلسات هيات دولت شد و اظهارداشت: حضور شهردار
تهران در جلسات دولت، به عنوان نماينده دستگاه هاى اجرايى
مديريت شهري، مى تواند زمينه تشکيل و تحقق به مديريت واحد شهرى
را فراهم کند.
مسجد جامعى گفت: خيلى از چالش هايى که از طريق رسانه ها مچ
گيرى و به دولت منتقل مى شود ناشى از فاصله ها بوده که در
نزديکى فيزيکى بيشترى با دولت و مجلس قابل حل است!
** بحث طولانى اعضاى شوراى اسلامى شهر تهران در تصويب کمک به
آزادى زنان زندانى تهران اعتراض برخى اعضاى شوراى شهر را در پى
داشت که از آن دست حبيب کاشانى با بيان اينکه نبايد اين موضوع
را خيلى پيچيده کرد گفت: وى براى يک ميليارد تومان اين ميزان
کنکاش و کميته ايجاد کردن و لازم نيست و به معناى بى اعتمادى
به مجرى آن يعنى شهردارى است.
کاشانى افزود: شهردار مى توانست بدون اطلاع شورا براساس
اختياراتى که دارد اين پول را براساس ماده 17 قانون بودجه به
شهردارى تا 25 ميليون تومان به افراد حقيقى کمک مالى کند و
اتفاقى هم نيفتد اما اين کار را نکرده و حالا لازم نيست اين
قدر روى اين موضوع حساس شويم.
98- بعد از 30 سال کار در شرکت پيمانکاري
کارکنان شرکتي دانشگاه علوم پزشکي چهارمحال و بختياري
بلاتکليفند :
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛
رئيس کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي
کار استان چهارمحال و بختياري از بلاتکليفي يک هزار و 200 نفر
از کارکنان شرکتي دانشگاه علوم پزشکي استان خبر داد.
حجت الله سليمي در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"،
افزود: در بين اين کارگران افرادي با سوابق 25 و 30 سال وجود
دارند.
وي با بيان اينکه دانشگاه علوم پزشکي استان چهارمحال و بختياري
داراي ده شوراي اسلامي کار در واحدهاي زيرمجموعه خود است، گفت:
وزارت بهداشت نامهاي را براي تعيين تکليف نيروهاي شرکتي به
دانشگاه استان ارسال کرده بود اما پس از مدت اندکي نامهاي
ديگر ميآمد که دانشگاه فعلاً بايد صبر کند و اقدامي در زمينه
انجام ندهد.
او گفت: شرکت پيمانکار طرف قرارداد با دانشگاه علوم پزشکي
چهارمحال و بختياري رابطه خاصي با کارگران ندارد، فقط در
مناقصه سالانه برنده ميشود و مبلغ 40 ميليون تومان را از
دانشگاه دريافت ميکند.
در همين خصوص پرويز سلطاني، رئيس سازمان کار استان چهارمحال و
بختياري تبديل وضعيت کارگران شرکتي به قراردادي را از اختيارات
بالاترين مقام اجرايي دستگاه مربوطه ذکر کرد و گفت: سازمان
کار در اين زمينه نميتواند کاري انجام دهد.
او تصريح کرد: کاري که سازمان کار استان توانست براي کارکنان
دانشگاه علوم پزشکي چهارمحال و بختياري انجام دهد اجراي طرح
طبقهبندي مشاغل بود.
سلطاني با بيان اينکه کارشناسان روابط کار سازمان کار استان يک
ماه وقت صرف صدور طرح طبقهبندي مشاغل 1200 نفر از کارکنان
دانشگاه علوم پزشکي استان کردند، گفت: اگر دانشگاه از اجراي
اين احکام طفره رود، کارگران ميتوانند با مراجعه به سازمان
کار احکام صادره را براي اجرا به دادگستري استان ببرند.
وي گفت: براساس طرح طبقهبندي مشاغل، دانشگاه موظف است
مابهالتفاوت سالهاي گذشته کارکنان شرکتي را نيز پرداخت
کند.
پايان پيام
99- رييس سازمان تامين اجتماعي کاشان:
پرداخت حقوق مستمري بگيران با مشکل روبرو خواهد شد
:
اصفهان- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 10 مهر 87 ؛
عدم پرداخت حق بيمه کارخانجات
بحرانزده شهرستان کاشان، در آينده پرداخت حقوق
مستمريبگيران را با تهديد مواجه خواهدکرد.
رئيس سازمان تامين اجتماعي شهرستان کاشان در گفتوگو با
خبرنگار "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت: عدم پرداخت حق بيمه
کارخانجات نساجي، ريسندگي و بافندگي، مخمل و ابريشم و صنايع
راوند کاشان به سازمان تامين اجتماعي در آينده پرداخت حقوق
مستمري بگيران را با تهديد مواجه خواهد کرد.
وي گفت: سازمان تامين اجتماعي کشور در چند سال اخير بيشترين
خدمات را به شرکتهاي بحرانزده شهرستان کاشان نموده است.
شعباني زاده گفت: در اين مدت تنها سه هزار نفر از شرکت ريسندگي
و بافندگي کاشان بازنشسته شدهاند که سازمان ماهيانه بيش از
يک ميليارد و 400 ميليون تومان بابت حقوق ماهيانه به آنها
پرداخت مينمايد و اين در حالي است که در طول ده سال گذشته
حتي يک ريال نيز بابت حق بيمه به سازمان پرداخت ننمودهاند و
انتظاراتي فراتر از قانون نيز از سازمان دارند.
وي خاطر نشان کرد: سازمان تامين اجتماعي کاشان در ايجاد امنيت
و کاهش تنشها در اين شهرستان نقش موثري را ايفا نموده است.
شعبانيزاده تصريح کرد: نرخ بيمه بيکاري در اين شهرستان در
طول فعاليت دولت نهم 40 درصد کاهش داشته است و تعداد هزار و
سيصد و پنجاه نفر در اين شهرستان از سازمان، بيمه بيکاري
دريافت مينمايد.
وي تعداد بانکهاي رفاه کارگران موجود در شهرستان کاشان را
کافي ندانست و گفت: تنها چهار بانک رفاه کارگران و يک پست بانک
جهت بيمه شدگان وجود دارد و سازمان جهت رفع اين مشکل تمهيداتي
را جهت رفاه حال بيمه شدگان و مستمري بگيران در دست پيگيري
دارد.
رئيس سازمان امنيت اجتماعي کاشان آمار بيمه شدگان در اين
شهرستان را پنجاه و سه هزار نفر و مستمري بگيران را چهارده
هزار نفر اعلام کرد.
پايان پيام
100 - اعتراض رانندگان کامیون در قزوین:
به دنبال اعتراض کارگران راننده دراهواز جمعیت
کثیری از رانندگان کامیون در سایر شهرها از جمله قزوین نیز دست
به اعتراض زدند. مشکلات کارگران راننده در همه جا یکسان است.
واگذاری پایانه های حمل و نقل به دلالان و سرمایه داران خصوصی
جدید با فشارهایی بسیارسنگین بر روی سطح دستمزد و معیشت
رانندگان همراه شده است. صاحبان جدید پایانه ها بهای حمل و نقل
کالاها را به صورت سرسام آوری بالا برده اند و همزمان میزان
درآمد و دستمزد کارگران را به شدت تنزل داده اند. اینان، به
طور مثال، تعرفه های 280 هزار تومانی حمل بار را تا رقم 450
هزار تومان و گاه بیشتر افزایش داده و بدین سان میزان سود خود
را عملاً تا دو برابر سابق ارتقا داده اند. آنان به این نیز
اکتفا نکرده و با تنزل دستمزد کارگران در قبال حمل هر محموله
کالا بازهم سودهای بسیار انبوه تری را به سوی خود سرازیر ساخته
اند.
رانندگان کامیون در پایانه قزوین نیز همچون
سایر همزنجیران خود در اهواز و مشهد دست به اعتراض زده اند.
پاسخ کارفرمایان به آن ها این است که ما سرمایه دار و صاحبان
جدید این پایانه ها هستیم. ما اختیار تام داریم که هر تصمیمی
را اتخاذ کنیم و هیچ کس و هیچ نهادی حق هیچ نوع دخالتی را در
امور ما ندارد. سرمایه داران جدید با سوء استفاده ه از نیاز
کارگران راننده به اشتغال تلاش دارند تا رقابت وسیعی را در
میان آنان برای گرفتن بار سازمان دهند و از این طریق نیز بر
سطح دستمزدهای آن ها حداکثر فشار را وارد سازند. در پایانه
قزوین حدود 4000 راننده کامیون کار می کنند. رانندگان به این
وضعیت سخت اعتراض دارند و خواستار الغای کامل تمامی شرایط
وتصمیمات ظالمانه وضدکارگری اخیر صاحبان سرمایه هستند.
10 مهر 87
101- عسلويه، اردوگاه كار اجباري مدرن :
عسلويه، نامي كه ديگر نام آشناست، نامي
يادآور دو دسته صفات و ويژگي متضاد;
استثمار شدن و استثمار كردن، پول و ثروت، فقر و تنگدستي،
آزادي و بردگي، كار و سرمايه، بهشت و جهنم و ... .
منطقه اي در جنوبي ترين نقطه استان بوشهر
با دارا بودن 7 % منابع گاز دنيا و پروژه هاي گوناگون و
فراوانش. پروژه هايي كه اگر بنا به گفته مديران به بهره برداري
برسند ثروتهاي كلاني را نصيب سرمايه داري مي كند، پس شب و روز
آمار موفقيتها و پيشرفت كار را از رسانههايشان تبليغ مي كنند
و افق توسعه و پيشرفت را نويد مي دهند;
توسعه سرمايه داري و نماياندن يك چهره آن.
احداث و را ه اندازي پالايشگاه ها،
نيروگاه ها، بزرگراهها، فرودگاه، اسكلهها، رستورانها و ...
همه و همه روي زيبا و قشنگ عسلويه را مي نمايانند كه بيانگر
توسعه سرمايهداري و بهشت سرمايهداران و كارفرمايان است. اما
عسلويه چهره و روي ديگري هم دارد، روي واقعي و صد البته زشت،
چهرهاي كه بازتاب زندگي و شرايط كار كارگران است;
كارگراني با صورت هاي سوخته و اندام هاي نحيف، حقوق و
دستمزدهاي بسيار نازل، خوابگاههاي بي روح و بي امكانات، افق
هاي تاريك و مبهم و محروميت و محروميت و ... .
بايد عسلويه بوده باشي و زندگي و كار در
عسلويه را تجربه كرده باشي تا 12 ساعت كار طاقت فرسا در گرماي
50 درجه و رطوبت گاه بالاي 70% قابل درك باشد و ديگر ديدن
كارگراني كه بطري هاي آب سرد پيچيده در گوني را به كمر بسته
اند و گه گاه از شدت كار از هوش مي روند برايت غير عادي به نظر
نيايد. گاه يافتن سايهاي اندك براي در امن ماندن از شدت آفتاب
همراه با ليواني آب خنك آرزويي دست نيافتني مي شود.
اينجا هم استبداد سرمايه بي كم و كاست و حد
و مرز حكم ميراند و كارگران هم فقط بايد كار كنند و دم بر
نياورند. اينجا هم به يمن و بركت توسعه سرمايه داري! ،
دستمزدها هم به حداقل رسيده، يعني همان ميزاني كه نمايندگان
كارفرما و دولت براي زنده نگه داشتن كارگران تعيين كرده اند.
بيكاري هاي گسترده كارگران جوان و اغلب بدون مهارت بسياري را
به اميد يافتن شغل به عسلويه كشانده و ناچار به هر دستمزدي تن
مي دهند.
اينجا هم طنز آزادي از زبان مناديان آن
تبليغ مي شود و قانون اقتصاد سرمايهداري توجيه گر است;
قانون عرضه و تقاضا در بازار كار;
كارگر آزاد است و مي تواند نيروي كارش را گرانتر بفروشد يا
اصلا نفروشد و كار نكند.
كارگران بي پناه و اما خوشبختي كه كاري
پيدا كرده اند شبها را در كمپهايي كوچك و بزرگ اسكان داده
اند، كمپهايي با اطاقهاي كوچك و سيماني و مرطوب بدون هيچ
امكاناتي تفريحي، نه تلويزيوني و روزنامهاي و نه وسيله سرگرمي
سالمي;
بخش بزرگي از آنان براي ماهها مجبورند در عسلويه بمانند و جان
بكنند، شيره جانشان مكيده شود و ارزش اضافي بيشتري توليد كنند
تا اندك پولي جمع كنند و پيش زن وبچه هايشان برگردند، تازه اگر
جزو كارگران خوش شانسي باشند كه پايان ماه دستمزدشان را گرفته
باشند.
مواد مخدر به وفور و به راحتي مصرف مي شود
به گونهاي كه بنا به گفته كارشناسان بهداشت منطقه، بيش از 50%
معتادان عسلويه براي اولين بار در عسلويه به مواد مخدر روي
آورده اند.
هر از چند گاهي كارگران يك شركت نسبت به
وضعيتشان و اغلب نسبت به نپرداختن دستمزدهايشان از سوي كارفرما
دست به اعتراض و اعتصاب ميزنند، گاه پيروز ميشوند و گاه شكست
ميخورند و همچنان بردگي و استثمار ادامه دارد.
وضعيت و شرايط و حتي آينده كارگران عسلويه
نااميد كننده است. نه تشكلي و نه حتي نطفههاي هيچ نوع تشكل
كارگريای موجود نيست. فعالان كارگري و كارگران پيشرو
ماندهاند و كوهي از كار و تلاش در ميان كارگران با فرهنگهاي
مختلف و ويژگي كار پروژه اي .
عسلويه به معناي واقعي جهنم است و تضاد كار
و سرمايه به عيان ترين شكلش نمايان است. اينجا عسلويه است،
اردوگاهي براي كار به شكل اجباري و استثمار به شيوه مدرن و
امروزيش.
فردين نگهدار
عسلويه – 11/07/1387
102- « نماینده کارگر فقط یک عنوان فریبکارانه است»
یکی از کارگران استان قم می گوید: « من 8 ماه
است که نماینده کارگران هستم. سرمایه داران نه فقط هیچ محلی به
هیچ حرف من نمی گذارند بلکه اصلاً مرا آدم حساب نمی کنند و
حاضر نیستند در هیچ زمینه ای حتی یک ثانیه به حرف های من گوش
کنند. من باید بر اساس مسؤلیت
خود به جلسات مختلف بروم و دردهای
كارگران را منتقل کنم.
اما هیچ ارگانی هیچ گاه هیچ
دعوت نامه ای برای من ارسال نمی کند.
در تمامی این 8 ماه مرا
حتی به یك جلسه هم راه نداده اند. نه اداره كار و نه خانه
كارگر و نه ارگان های دیگر هیچ کدام
وجود مرا قبول ندارند. كارخانه هیچ
ساعتی مرخصی
به من نمی دهد که بتوانم دنبال کار
کارگران بروم.از جانب مراكز دولتی
هم اصلاً
دعوت نمی شوم. نماینده کارگر بودن یک
عنوان فریبکارانه است که صاحبان سرمایه ساخته اند تا بساط عوام
فریبی خود را تکمیل کنند. اصلا
معلوم نیست که من برای دفاع از حقوق کارگران باید به کجا رجوع
کنم. می گویند اداره کار محل رجوع شکایت ها است. اما این اداره
به طور واقعی دشمن ما کارگران و حامی بسیار جان سخت کارفرمایان
است.
منبع: انجمن دفاع
از كارگران و بیكاران ( نقل به مضمون
با تلخیص)
11 مهر 87
103- کشته شدن دو کارگر بر اثر برق گرفتگی در عسلویه :
به گزارش سایت سلام
دمکرات در تاریخ 11 مهر 87 آمده است : علیرضا بابائی کارگر
روزمزد شرکت پیمانکاری رنگ و عایق از شرکتهای زیر مجموعه شرکت
رامشیر در پالایشگاه فازهای 9 و 10 عسلویه به علت برق گرفتگی
کشته شد. کارگران نسبت به برق دار بودن بدنه کولرهای خوابگاه
ها به مسئولان کمپ هشدار داده بودند، اما مسئول کمپ و مسئولان
شرکت رامشیر هیچ اقدامی برای ایمن ساختن کولرها انجام ندادند.
104- یک کشف محیرالعقول تاریخی : «تهران کودک خیابانی ندارد»
!!
چند سال پیش دولت سرمایه داری ایران با راه
انداختن یکی از عظیم ترین حمام خون های تاریخ، چندین هزار
زندانی سیاسی را درعرض چند شبانه روز تسلیم جوخه های مرگ کرد و
درپی آن اعلام کرد که ایران اصلاً زندانی سیاسی ندارد!! در سال
1360 رئیس مجلس وقت سرمایه نیز که حتی از سوی رقبای قدرت کنار
دستش به بلع سیری ناپذیر و تصاحب لحظه به لحظه غول های عظیم
مالی و صنعتی اشتهار یافته بود در نماز جمعه تهران اعلام کرد
که مادر پیر مفلوکش بی کلفت مانده است زیرا ثروت و تنعم و رفاه
و امکانات معیشتی و اجتماعی آن چنان از سر و کول توده های
کارگر ایران بالا رفته است که در هیچ کجا هیچ کس حاضر به کلفتی
نیست!! رئیس جمهوری و کل دولتمردان دیگر این نظام هم این روزها
مکرر و بی امان در چهارگوشه دنیا فریاد می زنند که بیایید به
شیوه ما فقر را ریشه کن کنید و ما در اجرای عهد الهی و رسالت
آسمانی خود چنین کمکی را از شما دریغ نخواهیم کرد!! آقایان
بوش، بلر، گوردون و سارکوزی نیز هدف تمامی جنگ های بشرسوز
کنونی را آزادی انسان ها و اعطای دموکراسی به کشورها اعلام می
کنند. فهرست این خزعبلات بسیار مسخره و چندش بار نمایندگان
فکری و سیاسی سرمایه به طور قطع مثنوی هفتاد منی خواهد شد.
سخنان اخیر آقای رسول خادم عضو شورای اسلامی شهر تهران هم در
درون همین فهرست هفتاد منی جای خاص خود را دارد. او در یکی از
جلسات این شورا در میان بهت و حیرت 70 میلیون سکنه جهنم سرمایه
داری ایران اعلام کرده است که در کشور ایران اصلاً هیچ کودک
خیابانی وجود ندارد!! رسول خادم در تشریح و اثبات ادعای خویش
هم هیچ کوتاهی نکرده است. او گفته است : «کودک خیابانی کودکی
است که حتماً در خیابان متولد شده باشد و حتماً در خیابان هم
مرده باشد»!! ایشان اضافه کرده است که سندی در دست نیست که چند
میلیون کودک کارتن خواب مشغول گدایی در حاشیه کوچه ها و خیابان
های ایران حتماً مصداق تعریف مکشوفه بالا باشد. رسول خادم به
احتمال خیلی زیاد به خاطر این کشف محیرالعقول منبعث از
بالاترین سطح ذکاوت و استعداد تفویض شده از بارگاه الاهی
سرمایه از متولیان داخلی و خارجی این نظام جایزه ویژه « کاشفان
نخبه» را دریافت خواهد کرد. اعطای این جایزه بزرگ تاریخی به وی
به طور خاص از این بابت صورت می گیرد که معضل کودکان خیابانی
در ایران نیز پدیده ای پایان یافته تلقی خواهد شد و دولت
سرمایه داری ایران از این تاریخ به بعد در شمار دولت های
سرمایه داری بهینه فاقد کودک خیابانی قرارخواهد گرفت.
11 مهر 87
105- بلاتکلیفی کارگران دانشگاه چهارمحال و بختیاری:
بیش از 1200 کارگر در اسارت شرکت های مقاطعه
کاری مجبور به کار برده وار روز به روز برای دانشگاه علوم
پزشکی استان چهارمحال و بختیاری هستند. بسیاری از این کارگران
حدود 25 تا 30 سال توسط همین شرکت های آدم فروشی موسوم به
مقاطعه کاری به هولناک ترین شکل مورد استثمار قرارگرفته اند.
آنان در تمامی این سال ها به طور موقت و بدون هیچ نوع تضمینی
برای اشتغال فردای خویش کار کرده اند. عمر کاری این 1200 کارگر
اکنون به طور واقعی به پایان رسیده است. اما آنان همچنان بدون
هیچ پشتوانه، بدون هیچ امیدی به کار روز بعد خویش، در لابه لای
موج وحشت و هراس ناشی از بیکارسازی و گرسنگی و ذلت و سیه روزی
ناشی از آن کار می کنند. بخش اعظم این کارگران در همین روزها و
در آینده بسیار نزدیک زیر فشار فرسایش ناشی از کار مرگبار سی
ساله آخرین رمق تلاش و آخرین شانس فروش نیروی کار را هم از دست
می دهند و هیچ سرمایه داری حتی استثمار آن ها را نیز به صرفه
نخواهد دید. همه این کارگران در آستانه پرتاب به برهوت گرسنگی
و مرگ ناشی از نداری و فقر هستند. کل عمرشان قطره قطره در
کشتزار سوداندوزی سرمایه داران آب شده و سودهای کلان برای
مالکان دولتی و خصوصی سرمایه خلق کرده است. 1200 کارگر
بلاتکلیف اینک در چنین وضعیتی بدون داشتن هیچ نوع روزنه امیدی
به زندگی زانوی غم به سینه می فشارند و فریاد اعتراض جگرخراش
آنان گوش هیچ سرمایه دار یا هیچ دولتمرد نظام سرمایه داری را
نمی آزارد. اداره کار در پاسخ اعتراضات آنان می گوید که هیچ
کاری از دستش ساخته نیست. سرمایه داران خونخوار مالک شرکت
پیمانکاری اصلاً با آن ها حرف نمی زنند و دانشگاه علوم پزشکی
چهارمحال و بختیاری آن ها را موجودات قابل گفتگو تلقی نمی کند.
سرمایه داران چنین می کنند و آنچه می کنند مقتضای بسیار طبیعی
سرشت آن ها و سرشت سرمایه است. آن ها یکه تاز و بی هیچ پرس و
جو به همه این جنایات دست می زنند، زیرا قدرت دارند و سئوال
این است که کارگران چه کار باید بکنند؟ هیچ راهی نیست جز این
که کارگران هم قدرت پیدا کنند و قدرت آن ها در سازمانیابی متحد
سراسری آن ها است . سرمایه داران هر ریال افزایش سود خود را از
طریق فشار بر زندگی کارگران و تشدید استثمار آنان دنبال می
کنند. کارگران نیز باید قدرت خود را به طور مستقیم علیه سرمایه
و علیه روند تولید سود سرمایه ها اعمال کنند. سرمایه داران یک
طبقه اند و دولت دارند. کارگران نیز یک طبقه اند و می توانند
سازمان شورایی سراسری و ضدسرمایه داری خود را پدید آورند.
سرمایه داران در تشدید استثمار کارگران از ملزومات بازتولید و
افزایش و گسترش و کوه پیکر ساختن سرمایه های خود عزیمت می
کنند. کارگران نیز باید منشور مطالبات پایه ای طبقه خویش را به
سنگر نخست اعتراض سازمانیافته خود به نظام سرمایه داری تبدیل
کنند. سرمایه داران و دولت آن ها همه آنچه را که لازمه
ماندگاری نظام سرمایه داری است با بیشترین توحش و کارگرکشی
انجام می دهند و اگر این کارها را انجام ندهند چشم اندازی برای
بقای خود و نظام خود نمی بینند. کارگران نیز اگر قرار است زنده
بمانند جزعزیمت از سازمانیابی سراسری و شورایی پیکار خود حول
منشور مطالبات پایه ای و ادامه مبارزه تا امحای سرمایه هیچ
چاره دیگری ندارند.
11 مهر
87
106- بیکاری 70 در صد ناشنوایان در کشور :
به گزارش خبرگزاری کار
ایران در تاریخ 12 مهر 87 آمده است : پروانه سلیمی عضو انجمن
خانواده ناشنوایان اعلام کرد: 70درصد کشور بیکار هستند .
براساس قانون حمایت از معلولان ، 3درصد فرصت شغلی در هر نهاد
باید در اختیار معولان قرار گیرد، اما در عمل چنین چیزی محقق
نشده است . وی افزود: دستگاههای دولتی استقبال چندانی از این
قانون نکرده اند.
107
- يک فعال کارگري:
بدون فشار طبقه کارگر دستمزدها افزايش نمي يابد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 12 مهر 87 ؛ به اعتقاد يک
فعال کارگري دولت نه ميتواند و نه ميخواهد دستمزدهاي
کارگران را بر مبناي هزينههاي واقعي زندگي افزايش دهد.
به گزارش "ايلنا"، کاظم فرجاللهي گفت: دولت ايران به دليل
داشتن وابستگي با کارفرمايان بخش خصوصي و نيز حضور در اقتصاد
به عنوان بزرگترين کارفرماي کشور، داراي ماهيتي کارفرمايي است.
وي افزود: به دليل همين ماهيت کارفرمايي، دولت ايران هيچگاه در
عمل از افزايش دستمزدهاي کارگران استقبال نميکند.
اين فعال کارگري گفت: در اين شرايط حتي اگر دولت بخواهد دستمزد
کارگران را بر مبناي قيمتهاي واقعي افزايش دهد باز به دليل
تعداد زياد افراد بيکار و جوياي کار امکان افزايش دستمزدها
وجود ندارد.
فرجاللهي يادآور شد: در هر جامعهاي پديده بيکاري باعث
شکلگيري کار ارزان در آن جامعه ميشود، زيرا به دليل کم
بودن فرصتهاي شغلي، فرد بيکار حاضر است در برابر دريافت
دستمزد کمتر و چشمپوشي از حداقل حقوق قانوني خود براي
کارفرما کار کند.
وي با بيان اينکه هيچ کارفرمايي حاضر نيست با پرداخت دستمزد
واقعي از بازار ارزان نيروي انساني چشمپوشي کند، گفت: در
ايران به دليل ماهيت کارفرمايي دولت، منافع طبقاتي به دولت
اجازه پرداخت دستمزدهاي واقعي را نميدهد.
به اعتقاد اين فعال کارگري اجراي سياستهاي اقتصادي که از سوي
نهادهاي جهاني چون صندوق بينالمللي پول و بانک جهاني به
ايران تحميل شده است، به دليل غيرمردمي و غيرتوليدي بودن مانع
از پرداخت دستمزد واقعي به کارگران است.
وي گفت: به جز در صنايعي که هزينه نيروي انساني و انرژي مورد
نياز آن ارزان است، اجراي اين سياستها نتيجهاي جز تبديل
شدن ايران به بازاري براي مصرف کالاهاي خارجي ندارد.
وي يادآور شد: اجراي اين سياستها که آغاز آن به سالهاي
پايان جنگ باز ميگردد باعث رکود توليد و در نتيجه، تعطيلي
کارخانهها و حدف روابط کارگري و کارفرمايي شده است.
فرجاللهي گفت: وقتي کارخانهاي نباشد پس کاري براي کارگر که
بتوان در ازاي انجام آن دستمزد واقعي را از کارفرما مطالبه
کرد، وجود ندارد.
وي در پايان گفت: براي افزايش دستمزدها بايد کارگران از طريق
سازمانهاي صنفي مستقل و فراگير خود، کارفرما و دولت را مجاب
کنند.
پايان پيام
108- شمار
سالمندان ايران حدود، 4/5 ميليون نفر است
*تنها يك درصد از مجموع قوانين تصويب شده در ايران مربوط به
سالمندان است
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 12 مهر 87 آنمده است : مدير
گروه سالمندى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى اعلام كرد:
جمعيت سالمندان كشور در حال حاضر حدود، 4/5 ميليون نفر است كه
اين جمعيت تا سال 2050 به بيش از 26 ميليون نفر ميرسد.
دكتر رضا فداى وطن افزود: آمارهاى متفاوتى از سوى سازمانها در
رابطه با جمعيت سالمندان كشور اعلام ميشود، اما به طور
ميانگين، اين رقم حدودا 6/4 درصد جمعيت كشور است و بر اين اساس
پيشبينى شده، تا سال2050 جمعيت سالمند ايران به 26 ميليون و
393 هزار نفر ميرسد كه در آن زمان، سالمندان 26 درصد از كل
جمعيت كشور را تشكيل ميدهند.
مديرگروه سالمندى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى تصريح كرد:
اين قشر گنجينههاى ارزشمند از علم و تجربه هستند، اما
متاسفانه در جامعه ما براى سالمندان كار اندكى صورت گرفته است.
فداى وطن عنوان كرد: سالمندان تنها يك درصد از مجموع قوانين
تصويب شده را در اختيار دارند كه از اين مقدار، 62درصد
اقتصادي، 22 درصد اجتماعى و 16 درصد رفاهى و بهداشتى است.
به گفته وي، مجموع اين بررسيها نشان ميدهد، از سالمندى و
جايگاه آنها در جامعه تعريف حقيقى ارائه نشده است و به همين
منظور، مسوولان موظف به تقويت نهادها و انجمنهاى حامى
سالمندان و ارائه خدمات بهتر به آنها در جامعه هستند، تا اين
قشر همانند اقشار ديگر جامعه با آرامش زندگى كنند.
109- تشدید استثمار رانندگان توسط دلالان:
ارزش اضافی های تولید شده توسط توده های طبقه
کارگر سیلاب وار در مجاری حیات سرمایه به راه می افتد و سرمایه
داران مختلف از کارخانه دار تا تاجر بازار، از صاحبان زمین تا
مالکان مستغلات، از دولتمردان مجری نظم سیاسی تا نیروی سرکوب و
دستگاه های اعمال قهر سرمایه، از نمایندگان فکری و عناصر عالی
مقام برنامه ریزی نظم تولیدی تا خیل عظیم عمله و اکره نظام
بردگی مزدی همه و همه هر کدام به فراخور میزان سرمایه و مالکیت
یا نقش و موقعیت خویش سهمی از آن را به خود اختصاص می دهند.
شرکت ها یا افراد واسطه نیز در زمره این جماعت هستند و دلالان
حمل کالا و مسافر در پایانه های کشور نیز به ایفای همین نقش
مشغولند. اینان نیز هر کدام در گوشه و کنار دریای عظیم سودی که
از چشمه ساران همیشه جوشان استثمار نیروی کار جاری است سهم خود
را شکار می کنند و به میزان آن در تشدید استثمار توده های
کارگر شریک می شوند. قرعه فال سیه روزی در این جا به نام توده
وسیع رانندگان افتاده است و اینان هستند که باید بخش قابل
توجهی از دستمزد ناچیز خویش یا قسمت مهمی از نان بخورونمیر
فرزندانشان را برای پر کردن کیسه این دلالان از دست بدهند. تا
چندی پیش راننده ای که یک محموله بار را از اهواز به کرمان حمل
می کرد در قبال آن چیزی حدود 250 هزار تومان دستمزد و هزینه
حمل و نقل یا استهلاک کامیون و پول سوخت و مانند این ها دریافت
می کرد. این راننده امروز در قبال حمل همان محموله حداکثر 120
هزار تومان می گیرد و مابه التفاوت میان این دو مبلغ یکراست
نصیب سرمایه می شود. دلالان حمل و نقل و صاحبان بنگاه های
مسافری در یک برنامه ریزی مشترک با یکدیگر این مابه التفاوت
چشمگیر را میان خود تقسیم می کنند. روند ماجرا این گونه است
که بنگاه ها از تحویل مستقیم محموله ها به رانندگان خودداری می
کنند و دلالان که همه آن ها سرمایه داران دولتی و صاحب اقتدار
کافی در دستگاه های نظم سرمایه هستند به فعالان مایشاء تصمیم
گیری در مورد سرنوشت کار یا بیکار ماندن رانندگان تبدیل می
شوند. اینان با استفاده از این قدرت و موقعیت دستمزد 250 هزار
تومانی حمل کالا در مورد بالا را به 120 هزار تومان کاهش می
دهند. رانندگان هم جز قبول این میزان دستمزد راه دیگری برایش
باقی نمی ماند و در این میان سرمایه دار دلال و سرمایه دار
مالک بنگاه مبلغ 130 هزار تومان مابه التفاوت را به صورت
بسیار منصفانه و عادلانه میان خود تقسیم می کنند!! عین همین
مشکل در مورد رانندگان اتوبوس های مسافربری نیز وجود دارد. در
این جا نیز حداقل 20% دستمزد روزانه هر راننده نصیب سرمایه
داران دلال شریک بنگاه های مسافربری می شود.
12 مهر 87
110- کنترل دفتر مرکزی شرکت لاستيک البرز همچنان در اختيار
کارگران اين کارخانه است:
به گزارش شبکه همبستگی کارگری در تاریخ 13
مهر 87 آمده است : بر اساس گزارش های دريافتی توسط اتحاديه
آزاد کارگران ايران، کارگران لاستيک البرز از روز دوشنبه اول
مهر ماه عوامل کارفرما را از دفتر مرکزی شرکت بيرون کردند و با
در اختيار گرفتن آن، دو نفر نگهبان در سه شيفت در آنجا مستقر
نمودند.
بر اساس اين گزارش ديشب عوامل کارفرما به همراه يک مامور مسلح
ملبس به اونيفورم نيروی انتظامی به دفتر مرکزی شرکت هجوم برده
و و با حمله به نگهبانان وارد دفتر مدير عامل شده و برخی اسناد
مهم شرکت را با خود برده اند.
بدنبال پخش اين خبر امروز صد نفر از کارگران لاستيک البرز به
دفتر مرکزی آمده و ضمن نصب پارچه نوشته هايی بر سر در دفتر
مرکزی شرکت (مشرف به خيابان آزادی) در آنجا مستقر شدند تا بر
کنترل خود بيافزايند. همگی اين کارگران در حال حاضر و بصورت
شبانه روزی در دفتر مرکزی شرکت مستقر شده اند.
بنا بر برخی گفته ها سهم کارفرمای اصلی لاستيک البرز با پيگيری
های اين کارگران به زير 50 درصد کاهش يافته و قرار است بزودی
مديريت جديدی اداره شرکت را بدست گيرد و اين مديريت ضمن به راه
انداختن کارخانه بودجه دو ميلياردی اختصاص يافته به دستمزد
کارگران را به آنها پرداخت نمايد.
111- جوانان در
کرمانشاه از فرط فقر و بيکاری به کليه فروشی رو آورده اند :
*قيمت کليه در حال حاضر 4 تا 5 ميليون تومان است
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 13 مهر 87
آمده است : مدير مركز بيماريهاى خاص استان كرمان گفت: وجود
مشكلات مالى برخى از جوانان را به فروش كليه ترغيب ميكند.
على شمسينيا با اشاره به مراجعه برخى از اين افراد به مركز
بيماريهاى خاص استان كرمان براى فروش كليه تصريح كرد: عليرغم
اينكه ما به جوانان و گروههاى سنى بزرگسال توصيه مى كنيم كه
كليه خود را نفروشند، اما با اصرار زياد برخى از آنها عمل فروش
كليه در نهايت انجام ميشود.
وى افزود: با تقاضاى جوانان كمتر از 18 سال كه تقاضاى فروش
كليه خود را دارند موافقت نميشود.
شمسينيا در ادامه به قيمت فروش كليه اشاره كرد و گفت:
هماكنون اين قيمت در حدود 4 تا 5 ميليون تومان است كه وجه آن
تحت عنوان هديه ايثار به فرد فروشنده كليه اهدا ميشود.
مدير مركز بيماريهاى خاص استان كرمان در ادامه تأكيد كرد: اگر
بخش پيوند اعضا در استان كرمان فعالتر شود اين مشكل نيز برطرف
ميشود.
13مهر:معلمان ايران حتی از برگزاری يک مراسم ساده که هر ساله
توسط ميليون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گرديده
اند
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار ياس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين.
فرهنگيان عزيز، ملت شريف ايران
همانگونه که می دانيد، يکی از مظاهر پيشرفت هر جامعه اي، وجود
نهادهای مستقل از دولت است که وظيفه آنها علاوه بر نظارت و نقد
عملکرد دولت ها، جلوگيری از فساد ناشی از تمرکز قدرت و تعديل
خواسته ها و انتظارات قشرهای مختلف مردم و متناسب کردن اين
گونه انتظارات با واقعيت هاست. به همين علت در بسياری از
کشورهای پيشرفته ، حاکمان و دولت ها نه تنها مانع از رشد و
گسترش اين گونه نهاد ها نمی شوند بلکه از تمام توان خود برای
گسترش آنها بهره می گيرند بطوريکه حضور يک فرد در چند نهاد
مستقل مدنی را نشانه رشد مدنييت ، شادابی و توسعه يک کشور می
دانند.
در کشور ما اما چند سالی است که تلاش های گسترده ای صورت گرفته
و می گيرد تا با محدود کردن دايره فعاليت اين گونه نهادها ،
آنها را به ورطه نابودی کشانده يا بی اثر و خنثی نمايند.
برخورد های چند سال اخير نهادهای امنيتی با فعالان صنفی معلمان
از جمله : بازداشت ها و دستگيری ها ، انفصال از خدمت و اخراج
بسياری از آنها و صدور احکام سنگين تعليقی و تعزيری و حتی
اجرای احکام تبعيد برای اين قشر فرهيخته ، همه وهمه نشان دهنده
اين واقعيت تلخ است که مسئولان فعلی دولت هيچگونه اعتباری برای
اين گونه فعاليت های مسالمت آميز قائل نيستند.
اما فعالان صنفی معلمان ايران پايدار و استوار و با عزمی جزم
تر از گذشته ، به دليل اعتقاد به حقانيت راهی که برگزيده اند ،
تا رسيدن به مطلوب به راه خود ادامه خواهند داد و تهديدها و
تنبيه ها نتوانسته و نخواهد توانست در اراده آنان خللی ايجاد
نمايد.
همکاران گرامی ، ملت بزرگ ايران
حتمآ شنيده ايد که رياست محترم جمهوری اسلامی ايران ، در
مصاحبه های اخير خود، ايران را آزادترين کشور دنيا معرفی کرده
است و مدعی شده که در اين کشور مردم آزادنه به همه مسئولان
انتقاد می کنند و در عوض کوچکترين برخوردی با آنان صورت نمی
گيرد!!!
اين ادعاها در شرايطی مطرح می شود که معلمان ايران حتی از
برگزاری يک مراسم ساده به مناسبت روز جهانی معلم که هر ساله
توسط ميليون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گرديده
اند و مسئولان کشور نه تنها به درخواست کتبی کانون صنفی معلمان
ايران برای برگزاری مراسم راهپيمايی در اين روز پاسخی نداده
اند بلکه تلاش اعضای کانون برای برگزاری مراسمی جشن گونه در
مقابل وزارت آموزش و پرورش (خانه معلمان) که بنا بود با اهدای
گل و شيرينی همراه باشد با تهديد های نيروهای امنيتی از
مآموران وزرات اطلاعات گرفته تا پليس امنيت و معاونت امنيت
دادگاه انقلاب با شکست مواجه می گردد.
در چنين شرايطی ، کانون صنفی معلمان ايران ضمن اعتراض شديد به
اين گونه برخوردها که مغايرت آن با بسياری از اصول قانون اساسی
به ويژه اصل
۲۷
و قانون حقوق شهروندی کاملآ محرز است از تمامی دلسوزان نظام ،
نمايندگان مستقل شورای اسلامی ، خبرگزاری ها و روزنامه های
مستقل و همچنين رياست محترم قوه قضاييه مصرانه می خواهد تا ضمن
پيگيری برخورد های غيرقانونی مذکور ، مشکلات آموزش و پرورش را
جدی گرفته و در برابر تضييع حقوق قانونی فرهنگيان و نمايندگان
واقعی آنها در تشکل های صنفی ، بيش از اين سکوت نکرده و با
واکنش به موقع خود ، اين نهاد گسترده و تآثير گذار را که متعلق
به تمام اقشار و آحاد جامعه است از بحران هايی که حتی برخی
نمايندگان محترم مجلس نيز نتوانستند وجود آن را انکار نمايند ،
نجات دهند.
ما معتقديم که مشکل آموزش و پرورش تنها به فرهنگيان و تشکل های
صنفی مربوط نيست بلکه مشکل آموزش و پرورش مشکل همه جامعه است
لذا حل اين مشکل نيز بر عهده تمامی اقشار جامعه است . بنابراين
انصاف نيست که هزينه اصلاح آموزش و پرورش تنها و تنها به
فرهنگيان و فعالان صنفی تحميل گردد.
کانون صنفی معلمان ايران که در طی حيات خود ثابت نموده دفاع از
حقوق فرهنگيان را با نگرش يک راهبرد آگاهانه و نه يک تاکتيک
زودگذر از مسيرهای گوناگون دنبال می کند اعلام می دارد با توجه
به قول رئيس فراکسيون فرهنگيان در ديدار اعضای شورای هماهنگی
که،نظام
پرداخت هماهنگ تا
۱۵
آذر عملا اجرا خواهد شد
،
برای اتمام حجت ضمن تآکيد مجدد برلزوم اجرای قانون مديريت
خدمات کشوری ، يادآور می شود که آخرين مهلت قانونی دولت برای
اجرايی کردن اين قانون
۱۵
آذر ماه
۸۷
است .
والسلام
کانون صنفی معلمان ايران
112- وعده خوداری از اخراج 700 کارگر ديگر سد گتوند :
به گزارش خبرگزارى فارس درتاریخ 13 مهر 87
آمده است : نماينده مجلس از شوشتر گفت: روند اخراج و تعديل
نيرو در شركتهاى مجرى احداث سد گتوند متوقف شده است و در حال
رايزنى براى بازگشت نيروها بر سر كار خود هستيم.
وى افزود: در حال حاضر براى رفع مشكل كارگران بيكار شده، درصدد
پرداخت بيمه بيكارى به آنها و رايزنى براى رفع مشكل و برطرف
كردن موانع بازگشت اين كارگران بر سر كار خود هستيم.
دبير مجمع نمايندگان خوزستان در مجلس شوراى اسلامى در مورد
مشكلات اين پروژه گفت: عدم اختصاص اعتبار براى ادامه اين پروژه
از مشكلات عمده پيش روى احداث سد گتوند است كه براى رفع اين
مشكل قرار است نشستى با وزير نيرو انجام و براى رفع مشكل اين
پروژه چارهانديشى شود.
ساداتابراهيمى خاطرنشان كرد: اين پروزه عظيم ميتواند بيكاران
زيادى را به خود جذب كند، اما در حال حاضر عدم اختصاص اعتبار،
مشكلات عديدهاى را براى روند تكميل اين سد عظيم بهوجود آورده
است.
پيمانكار سد گتوند در هفته گذشته به عنوان تعديل نيرو بيش
از300 نفر از كارگران خود را اخراج كرد و قرار بود در آينده
نزديك700 نفر ديگر را نيز اخراج كند.
سد گتوند عليا از جمله پروژههاى منحصر به فرد و عظيم سدسازى
است كه در شهرستان گتوند در حال ساخت بوده و به دليل اختصاص
اعتبارات با مشكل مواجه شده است.
عمليات اجرايى سد گتوند با مدت زمان پيشبينى شده 90 ماه از
سال1380 در 12 كيلومترى شهرستان گتوند آغاز شده است.
113- بيمه کارگران ساختماني در هزار توي خانه ملت
معاش 630 خانوار کارگري در سال 86 قطع شد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 13 مهر 87 ؛
حميد سليماني
با تصويب يک فوريت طرح بيمه
کارگران ساختماني ديگر بار اميدهايي در دل کارگران اين رسته
براي برخورداري از حقوق بشري-انساني زنده شد، حقوقي که پيش از
اين و به دلايل واهي از سوي مجلس هفتم به محاق رفته بود.
واقعيت اين است که بنا به آمارهاي اعلامي از سوي مراجع معتبر،
بيشترين حوادث کار در بخش ساختماني رخ ميدهد. بنا به آمار
رسمي اعلامي از سوي سازمان تامين اجتماعي از مجموع 11 هزار و
634 حادثه اتفاق افتاده در حين كار، در نيمه نخست سال گذشته
86، 60 نفر جان خود را در اين حوادث از دست دادند. بيشترين
حوادث ناشي از كار براي مردان و متاهلين به ترتيب با 11 هزار و
448 و 8 هزار و 729 مورد اتفاق افتاده و سهم مجردها در حوادث
ناشي از كار دو هزار و 95 مورد بوده است.
همچنين مطابق آمار همين مرجع، در سال 85 بيش از 21 هزار حادثه
در کشور اتفاق افتاده و در سال 86 با رشد معادل 9 درصد، تعداد
حوادث بالغ بر 23 هزار مورد شده است که از اين تعداد بالغ بر
دو هزار و 100 نفر بر اثر اين حوادث و بيماريهاي ناشي از آن
دچار فوت يا از کار افتادگي شدهاند.
همچنين بنا به گفته ابراهيم نظري جلالي، معاون روابط کار وزارت
کار و امور اجتماعي، بخش ساختمان به تنهايي 30 درصد از حوادث
ناشي از کار را به خود اختصاص داده است. نتيجه مستفاد از اين
آمارها اين است که در سال 1386، قريب 630 کارگر در بخش
ساختماني بر اثر حوادث ناشي از کار، دچار فوت و يا از کار
افتادگي شدهاند و به عبارتي در اين سال، منبع رزق 630
خانواده ايراني از بين رفته است بدون اينکه پشتوانه تامين
اجتماعي براي ايشان برقرار باشد.
حال در خصوص اين موضوع بايد سوال کرد که تمامي هزينههايي که
مخالفان طرح بيمه کارگران ساختماني با تکيه بر آن، اين حق
انساني را مسکوت گذاشتند چه ميزان بوده و آيا با هزينههايي
که از طريق قطع معاش 630 خانوار بر کشور وارد ميشود، قابل
مقايسه است؟ فراموش نکنيم که همين تعليق، خود سبب ميشود که
متوليان با عدم احساس مسئوليت در قبال کارگران ساختماني،
نظارتهاي پنهان و آشکار خويش بر ايمني و بهداشت اين کارگران
را نيز فراموش کنند که خود اين امر مسببي براي افزايش احتمالي
اين حوادث خواهد بود.
درک درست نمايندگان مجلس از حقوق انساني و قانوني کارگران
ساختماني که جزء محرومترين اقشار جامعه به حساب ميآيند،
ميتواند سبب شود که مجلس هشتم در اولين گام خويش در راستاي
قانونگذاري براي کارگران، يکي از آرزوهاي ديرينه اين قشر را
برآورده کرده و آسايش و امنيت روحي و رواني را براي اين افراد
فراهم آورد.
پايان پيام
114- آمار تلفات سوانح هنگام کار به روایت سازمان تأمین
اجتماعی:
فقط در نیمه نخست سال 1386 بیش از 634 11
حادثه هنگام کار برای کارگران رخ داده است. در جریان وقوع این
حوادث حداقل 60 کارگر در همان لحظه نخست جان خویش را از دست
داده اند.
بیشترین حوادث برای کارگران متأهل رخ داده است
که به خاطر تأمین معاش فرزندانشان مجبور بوده اند به هر خطری
تن دهند. شمار کشته شدگان و مصدومان و مجروحان این بخش در همان
6 ماهه اول سال مذکور از 8 هزار و 729 نفر فراتر رفته است.
شمار سوانح برای کل سال 1386 به بیش از 23
هزار مورد رسیده است که در قیاس با سال پر از سانحه 1385 باز
هم 9% افزایش داشته است. در سال 85 تعداد سوانح هنگام کار حدود
21 هزار مورد بوده است.
در سال 86 تعداد کل مقتولان و از کار افتادگان
ناشی از سوانح کار 2 هزار و صد نفر گزارش شده است.
30% کل مقتولان و مجروحان سوانح کار به بخش
ساختمان اختصاص داشته است. در این بخش حداقل 630 کارگر حین کار
کردن به قتل رسیده اند و یا این که به جرگه از کارافتادگان
مادام العمر پیوسته اند. با قتل و از کار افتادگی این کارگران
حداقل 630 خانواده و در هر خانواده چندین انسان تنها نان آور
خویش را از دست داده و به نفرین شدگان گرسنه جهنم سرمایه
افزوده شده اند.
13 مهر 87
115- گرانی بليط اتوبوس و اعتراض مردم
*يک شهروند: مرغ گران، گوشت گران، پودر لباسشويى كمياب، بنزين
كارتى و بليت اتوبوس 2 برابر...
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 13 مهر 87
آمده است : مردم مشهد به تاييد گرانی قيمت بليط اتوبوس های
شهری از سوی شورای شهر مشهد معترضند. شورای شهر تصميم شهرداری
برای افزايش قيمت بليط را تاييد کرد. به گزارش ايسنا اين اقدام
در حالی صورت گرفت که "هنوز مردم مشهد از شوک ناشى از افزايش
نرخ کرايه تاکسيهاى درون شهرى و تاکسى تلفنيها خارج نشده
اند". بر اساس اين گزارش "از حدود 2 هفته پيش و بنا به مصوبه
شوراى اسلامى شهر مشهد، قيمت بليت اتوبوسهاى سازمان
اتوبوسرانى در تمام خطوط از 30 به 50 تومان و در واقع 70 درصد
افزايش يافت. البته ذکر اين نکته که قرار بود اين قيمت ابتدا
100 تومان باشد و در نهايت و با لطف مسوولان به 50 تومان اکتفا
شده است نيز نبايد فراموش شود!"
ايسنا در ادامه اين گزارش گلايه های مردم به گرانی قيمت اتوبوس
را به شرح زير آورده است.
"يکى از شهروندان مشهدى در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، ميگويد:
آيا واقعا هيچ راه ديگرى جز گران کردن بليت اتوبوسى نبود كه
بيشتر مخاطبان آن را قشر ضعيف جامعه تشكيل ميدهند تا کسرى
بودجه سازمان اتوبوسرانى تامين شود؟"
او خود را يك كارمند بازنشته معرفى كرده و ادامه ميدهد:"
ميخواهم به مسوولان بگويم دست مريزاد، نفستان از جاى گرم بلند
ميشود، البته حق داريد چون سواره از پياده خبر ندارد. "
شهروند ديگرى نيز ميگويد: "كاش مسوولان اول به فكر تغييرات
كمى و كيفى در ناوگان اتوبوسرانى ميبودند و بعد بليت را گران
ميكردند، حداقل در آن شرايط دلمان نميسوخت كه تقريبا 2 برابر
گذشته پول بليت ميدهيم."
او ميافزايد: "از اتوبوس قشر متوسط و بيشتر اقشار كم درآمد
بهره ميگيرند و ريال به ريال افزايش قيمت برايشان ارقام درشتى
است."
فرهاد هم خود را دانشجو معرفى كرده و ميگويد: "چرا بايد در
تهران كه آن همه امكانات دارد قيمت بليت 20 تومان باشد ولى در
مشهد كه هيچ امكاناتى ندارد شاهد بليت 50 تومانى باشيم؟"
وى ادامه ميدهد: "مشهد هميشه در خط مقدم افزايش نرخ بليت بوده
است، با اين حال مسوولان با چه اميدى مردم را به استفاده از
حمل و نقل عمومى تشويق ميكنند؟"
يك خانم كارمند نيز با انتقاد از افزايش نرخ بليت اتوبوس
ميگويد:"مرغ گران، گوشت گران، پودر لباسشويى كمياب، بنزين
كارتى و بليت اتوبوس 2 برابر؛ مسوولان! واقعا خسته نباشيد."
شهروند ديگرى نيز به خبرنگار ايسنا _ منطقه خراسان، ميگويد:"
شايد اين افزايش قيمت قيمت نوعى حمايت از قشر ضعيف و كمدرآمد
جامعه است!"
وى با اشاره به دستورالعملى مبنى بر توزيع بليتهاى ارزان قيمت
به اقشار آسيبپذير جامعه ميگويد: "آيا منى كه يك كارگر ساده
و داراى چند فرزند هستم جزء اقشار كم درآمد و ضعيف محسوب
نميشوم كه بايد به 2 برابر قيمت قبلى پول بليت بدهم."
116- حادثه در کارگاه آسفالت موجب مرگ يک کارگر شد:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 13 مهر 87؛
دبيراجرايي خانه کارگر کردستان از
کشته شدن يک کارگر در کارگاه آسفالت سازي خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، اقبال رضايي با بيان اين مطلب افزود: ترکيدن
تانکر قير در يک کارگاه آسفالت سازي موجب کشته شدن يک کارگر
قراردادي و مجروح شدن دو تن ديگر شد.
وي گفت: اين حادثه يکشنبه گذشته در کارگاه آسفالت سازي روژهه
لات سقز در مسير جاده سقز-مريوان رخ داد و علت آن افزايش بيش
از حد حرارت بود.
پايان پيام
117- قربانی شدن یک کارگر در انفجار تانکر ذوب قیر:
انفجار
تانکر ذوب قیر کارگر دیگری را قربانی گرفت و از هستی ساقط
ساخت. این کارگر برای شرکت آسفالت سازی « روژهه لات» در جاده
سقز – مریوان کار می کرد و توسط صاحب این شرکت استثمار می شد.
او به حکم کارفرمای مالک شرکت مجبور بود که در کنار تانکر ذوب
قیر کار کند. هیچ نوع پوشش ایمنی و هیچ وسیله ای برای حفاظت در
مقابل حوادث مرگبار محیط کار با خود به همراه نداشت. تانکر
بدون هیچ محاسبات ایمنی و هیچ نوع کنترل فنی در حال داغ شدن
بود که ناگهان منفجر شد. حادثه انفجار تانکر به گرفتن جان
کارگر مزبور محدود نشد. دو همسرنوشت دیگر او نیز که در همان جا
کار می کردند سخت زخمی شدند. از چند و چون حال این دو کارگر
مصدوم و مجروح هیچ گزارشی داده نشده است. کارگر مقتول و هر دو
همزنجیر مجروح وی طبق معمول به صورت قراردادی کار می کردند.
آنان از جمله ارزان بهاترین و بی مقدارترین انسان ها بودند. با
کشته و مجروح شدن این کارگران تمامی افراد خانواده آنان نیز نه
فقط به خاطر از دست دادن یا معلول شدن آن ها، که در وحشت
گرسنگی و مرگ تک تک خویش به سوگ نشسته اند. چرا کارگران کشته و
مجروح شدند؟ زیرا تانکر منفجر شد. چرا تانکر منفجر شد؟ زیرا
برای جلوگیری از انفجار آن باید درصد بسیار کمی از حجم اضافه
ارزش های تولید شده توسط کارگران به امکانات ایمنی محیط کار
اختصاص داده می شد و سرمایه دار پرداخت این مبلغ ناچیز را به
سود خود نمی دانست. چرا سرمایه دار مبلغ ناچیزی سود افزون تر
را به جان کارگران ترجیح داد؟ زیرا بود وبقای صاحبان سرمایه
درگرو سوداندوزی هرچه بیشتر و بی ارزش دانستن جان کارگران است.
چرا صاحبان سرمایه به خود اجازه می دهند هیچ ارزشی برای جان
کارگران قائل نشوند؟ زیرا از یک سو قدرت و حکومت و قانون و نظم
و دولت و سپاه و ارتش و دادگاه و کل نظم اجتماعی حاکم از آن
سرمایه، در خدمت ماندگاری سرمایه و ضامن بقای استثمار کارگر
توسط سرمایه است و از سوی دیگر کارگران هیچ قدرتی ندارند. و
بالاخره سئوال آخر این که چگونه می توان از وقوع این جنایات
جلوگیری کرد؟ تنها راهش این است که کارگران تبدیل به قدرت شوند
و گام نخست قدرت یابی کارگران هم سازمانیابی سراسری و شورایی و
ضد سرمایه داری آن ها حول «منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر
ایران» است.
13 مهر 87
118- در حاشيه دستگيری پدر و مادری که قصد فروش فرزند خود را
داشتند ازسوی رييس پليس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد:خريد و فروش
و اجاره کودکان امری رايج است :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 13 مهر
87 آمده است : رييس پليس آگاهى تهران بزرگ، از دستگيرى پدر و
مادرى كه براى گدايي، قصد فروش كودك يكساله خود را داشتند،
خبر داد.
سرهنگ محمديان اظهار كرد: در پى دريافت گزارشى درباره خريد و
فروش يك كودك يك ساله در نهم مهرماه امسال، ماموران اداره
يازدهم پليس آگاهى تهران، به محل فروش كودك در ميدان ونك اعزام
شدند.
وى افزود: كاراگاهان پليس پس از حضور در محل فروش كودك و
همچنين تحت پوشش قرار دادن اين مكان در عمليات تعقيب و مراقبت،
مرد 54 سالهاى به نام "خدامراد" را كه قرار بود، كودك را به
فروش برساند، دستگير كردند.
سرهنگ محمديان با اشاره به اين كه متهم دستگير شده پس از
انتقال به اداره يازدهم پليس آگاهى اعتراف كرد كه قصد فروش
كودك يكسالهاش را داشته و فرزندش به همراه همسرش، در حال حاضر
در خيابانهاى شمال تهران در حال گدايى هستند، افزود: با
هماهنگى قاضى كشيك دادسراى جنايى تهران، همسر "خدامراد" به نام
"شهناز" 37 ساله، در حاليكه در يكى از چهارراههاى خيابان
شريعتى در حال گدايى همراه با كودك خود بود، توسط پليس شناسايى
و دستگير شد.
وى ادامه داد: پس از دستگيرى متهم، ماموران در بررسيهاى
بيشترمتوجه شدند كه "شهناز" معتاد بوده و براى خواباندن طولانى
مدت كوك نيز در طول زمان گدايي، كودك يكساله را نيز معتاد كرده
است.
به گفته رييس پليس آگاهى پايتخت، در جريان رسيدگى به اين
پرونده، پليس متوجه شد، "خدامراد" بيسواد بوده و تحت پوشش يكى
از سازمانهاى دولتي، داراى حقوق مستمرى ماهانه 300 هزار تومان
است. همچنين در شناسنامه اين متهم مشخصات سه زن به عنوان همسر
قيد شده و قصد داشته كه كودكش را به مبلغ دو ميليون تومان
بفروشد.
در نتيجه پليس با توجه به اين كه در بين متكديان خريد و فروش و
يا اجاره كودك امرى عادى تلقى ميشود، احتمال داد كه
"خدامراد"، داراى همسران صيغهاى ديگرى نيز بوده و يا در
گذشته هم كودكان ديگرى را به فروش رسانده باشد كه اين موضوع در
حال حاضرتحت بررسى كارآگاهان قرار دارد.
سرهنگ محمديان اضافه كرد: "شهناز" نيز به علت اعتياد و همچنين
معتاد كردن دو كودك يك و سه سالهاش به دستور مقام قضايى
بازداشت و روانه زندان شد.
119- برگزاری گلگشت های آزادی افشین شمس قهفرخی :
به گزارش سایت سلام دمکرات از قول : کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، در تاریخ 13 مهر
87 ؛ چندین مراسم به شکل زیر گزارش گردید .
برگزاری مراسم گلگشت در منطقه شمال
در پی فراخوان "کمیته هماهنگی برای کمک به
ایجاد تشکل های کارگری" و اعلام برگزاری مراسم و اجتماعاتی در
اعتراض به دستگیری و بازداشت افشین شمس قهفرخی،امروز جمعه
مورخه 12/7/87، گلگشتهائی در برخی از شهر های ایران برگزار
شد.
در همین رابطه کمیته هماهنگی منطقه شمال
نیز مراسمی را در رشت و در شرایط نامساعد جوی برگزار نمود که
تعدادی از اعضای کمیته منطقه تهران نیز در آن حضور داشتند.
شرکت کنندگان در این مراسم، با در دست
داشتن پلاکاردهایی، با مضامین "کارگر زندانی آزاد باید گردد" ،
"افشین شمس، فعال کارگری آزاد باید گردد"، و . . . و با حمل
نوشتههایی اعتراض خود را به بازداشت این فعال کارگری اعلام
داشتند.
در این برنامه، یکی از اعضای کمیته ضمن
بیان توضیحاتی در ارتباط با وضعیت کار و زندگی افشین شمس در
جنبش کارگری، تلاشهای این فعال کارگری را در همراهی و هماهنگی
با کارگران برای احقاق حقوق و مطالبات حقه و انسانی طبقه
کارگر، در همه عرصهها، بویژه کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
برجسته نموده و آنها را یک به یک مورد تآئید قرار داد.
پس از آن، یکی از اعضای کمیته هماهنگی
منطقه شمال، به خلاصهای از فعالیتهای این کمیته، در طول مدت
فعالیتهای آن اشاره نموده و خواهان تلاش و فعالیت بیشتر اعضاء
و فعالین این منطقه درسازمان یابی بیشتر کارگران و کمک به
ایجاد تشکلهای کارگری شد.
مراسم یاد شده در نهایت، با قرائت قطعنامه
سراسری، در ارتباط با آزادی افشین شمس و تاکید شرکت کنندگان بر
تلاش و فعالیت هرچه بیشتر برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
پایان یافت .
برگزاری گلگشت در شهر بوکان
امروز 12 مهر 87 بنا به تصمیم" کمیته ی
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" گلگشتی در جهت
دفاع از افشین شمس فعال کارگری و عضو این کمیته، که مدتی است
به جرم فعالیت کارگری زندانی و تاکنون در وضعیتی نامعلوم بسر
میبرد، برگزار گردید. دراین خصوص جمعی از اعضای کمیته
درشهرستان بوکان دور هم جمع شده و به بحث و تبادل نظر
پرداختند، که همگی بر این امر واقف بودند که نظام سرمایه داری
برای ماندگاری خود و کسب سود بیشتر ازهیچ جنایتی روی گردان
نیست و این تنها اتحاد و همبستگی طبقهی کارگر است که میتواند
بنیان ستم و استثمار را درهم بشکند و دنیای بسازد که انسان
برای زندگی کردن تلاش کند نه زنده ماندن. پس باید سعی و تلاش
نمود که طبقه کارگر با همت و توانمندیهای خود تشکل طبقاتیش را
به وجود آورد، تشکلی که خود نمایندههایش را برگزیند و هرگاه
آن نمایندگان خلاف منافع طبقاتی کارگران حرکت نمایند، عزل
شوند. ما چنین تشکلی را که بتواند در جهت نابودی استثمار انسان
از انسان حرکت کند، شورا می نامیم. درخاتمه قطعنامهای که به
این مناسبت از طرف کمیته نوشته شده بود، قرائت گردید و توسط
حاضرین مورد تائید قرار گرفت.
گزارش مراسم گلگشت سنندج
مراسم امروز به فراخوان کمیته هماهنگی و با
حضور جمعی از کارگران و فعالان کارگری برگزار شد. پس از خیر
مقدم حاضرین به احترام و یاد تمام کسانی که در راه جنبش کارگری
جان باختهاند قیام و یک دقیقه سکوت کردند. مراسم با توضیح در
رابطه با شرایط افشین شمس قهفرخی که بیش از سه ماه از دستگیری
وی می گذرد و با تاکید بر دستگیری به خاطر فعالیتهای کارگری و
محکوم کردن بلاتکیف بودن وضعیت ایشان، با شعارهای "افشین شمس
به خاطر دفاع از حقوق کارگران در زندان است"، "افشین شمس آزاد
باید گردد"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "فعال جنیش کارگری
افشین شمس آزاد باید گردد" و ... همراه بود.
سپس چندین نفر از کارگران و اعضای کمیته
هماهنگی اقدام به تجزیه و تحلیل مسائل و شرایط حال حاضر جنبش
کارگری در ایران و جهان کردند که در این رابطه تشریح شرایط
فعلی موانع گوناگون ایجاد شده برای اعتراضات کارگری از جمله
دستگیریها، اخراج سازیها و همچنین تهدیدها پرونده سازی های
اخیر را به چالش کشیده و در مورد مشکلات و موانع خاص کارگران
در رابطه با اعتراضاتشان به وضعیت موجود به تبادل نظر
پرداختند.
در ادامه معضلات فراروی جنبشهای اعتراضی
خصوصا جنبش کارگری ارزیابی و تشریح شد. سپس یکی از کارگران
نساجی شهر سنندج در مورد اعتراضات اخیر خود صحبت کرده که این
مسئله موجب انتقال تجربیات آنها به سایر کارگران شد. سپس
حاضرین حمایت خود را از اعتراضات کارگران اخراجی فرش غرب بافت
اعلام داشته و به فراخوان کمک مالی آنها جواب دادند. روند
برنامه با خواندن شعر و نمایشنامه کارگری حال و هوای خاصی داشت
که در نهایت با خواندن قطعنامه مراسم به پایان رسید.
گزارش بر گزاری گلگشت در شهر بانه
امروز 12 آبان ماه 87، بنا به تصمیم "کمیته
ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" در دفاع از
افشین شمس در یک گلگشت سراسری، تعدادی از اعضای این کمیته و
تنی چند از فعالان کارگری شهرستان بانه دور هم جمع شدند. این
جمع رفیقانه ضمن نقد و بررسی وضعیت طبقه کارگر در شرایط کنونی
و حرکتهای اخیر آن در رابطه با فشارهای نظام سرمایهداری که
هرروز ستم و استثمار آنرا بر زندگی خود بیشتر احساس میکنند، به
گفت و شنود پرداختند و در نهایت راه پایان دادن به تمامی این
مصیبتها را متشکل شدن کارگران در تشکلهای آزاد و طبقاتی خویش
و نابودی استثمار و برخورداری از یک زندگی انسانی ارزیابی
نموده و متعهد شدند که به این امر خطیر طبقاتی و انسانی یاری
رسانند.
ما ضمن محکوم نمودن دست گیری افشین شمس و
احکام غیر انسانی شلاق و زندان برای فعالان کارگری، آزادی بدون
قید و شرط این فعال کارگری ، لغو احکام صادره و منع تعقیب دیگر
فعالان کارگری را خواهانیم.
برگزاری مراسم گلگشت آزادی افشێن شمس در
سقز
افشین شمس یکی از فعالان کارگری و عضو
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری از تاریخ 13/ تیر
/ 87 در محل کارش در اصفهان دستگیر شد . هیئت اجرایی کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری تصمیم گرفت تا به
اعتراض به دستگیری افشین شمس گلگشتی را در مناطق های مختلف
برگزار کند . روز 12/7/87 جمع کثیری از زنان و مردان آزادیخواه
شهرستان سقز در باسخ به این تصمیم هیئت اجرایی کمیته هماهنگی
مراسمی را در جاده سقز مریوان برگذار کردند . این مراسم از
ساعت 3 بعد از ظهر با اعلام یک دقیقه سکوت به یاد و خاطره جان
باختگان جنبش کارگری از طرف آقای جلال حسینی شروع شد . به
دنبال آن جلال حسینی فهرست برنامه ها را اعلام کرد و از محمود
صالحی خواست تا در مورد این مراسم برای حاضران سخنرانی کند .
محمود صالحی ضمن ابراز خوشحالی و تشکر و
قدردانی از شرکت و سازمان دادن این گلگشت، اشاره کرد: این
گلگشت به مناسبت اعتراض به دستگیری آقای افشین شمس برگزار شده
که مدت زیادی از بازداشت ایشان می گذرد . افشین شمس یکی از
فعالان کارگری است که مدت زیادی در قرار بازداشت موقت به سر می
برد ، ما امروز در این مکان جمع شدیم تا به دستگیری این فعال
کارگری اعتراض کنیم، افشین شمس جز دفاع از محرومان هیچ جرمی
مرتکب نشده، تا با این شیوه با ایشان برخورد شود. نظام سرمایه
داری برای بقای خود هر گونه صدای حق طلبی را در گلو خفه می
کند. نظام سرمایه داری و حامیانش برایشان فرق ندارد که اعتراض
کننده مرد یا زن باشد، ما امسال به خوبی مشاهده کردیم که در
سنندج زنان را به اتهام شرکت در اول ماه مه به زندان و شلاق
محکوم کرده اند. دوستان من می خواهم در این مراسم به چند نکته
دیگر اشاره کنم . یکم وضعیت جامعه از نظر مصرف مواد مخدر و دوم
مبارزه زنان در شرایط فعلی .
محمود صالحی در رابطه با وضعیت جامعه از
نظر مصرف مواد مخدر گفت: مواد مخدر یکی از معضلی بزرگی است که
امروز دامن قسمتی از خانواده های این کشور را گرفته است و
انسان های معمولی توان مقابله با آن را ندارند. ما باید حاکمیت
را زیر فشار قرار دهیم تا با این بلای خانمان سوز مقابله کند.
دوستان هر کالای که تولید می شود برای مصرف است. مواد مخدر هم
برای مصرف تولید می شود. ما باید به اطرافیان خود آگاهی دهیم
که دچار این بلای خانمان سوز نشوند. سرمایه داران برای اینکه
توان مقابله با معضل بیکاری را ندارند و نظام هایشان در این
مورد کیش و مات شده است، به فراوانی مواد مخدر را در بین
جوانان با قیمتی نا چیز پخش می کند تا جوانان را به این بلای
خانمان سوز دچار کند و توان اعتراض را از آنان سلب کند و ...
ما باید جوانان را آگاه و آنان را برای مبارزه با مواد مخدر
سازماندهی و متشکل کنیم . ( نه مبارزه با چند نفر مواد فروش یا
مصرف کننده .)
محمود صالحی در ادامه صحبتهایش اضافه کرد
کرد که: امروز زنان از هر قشر دیگری از جامعه بیشتر مورد ستم
قرار گرفته اند. روزی نیست که زنان به اعتراض به وضعیت موجود
دست به خود کشی نزند . اگر زنان چشم انتظار آن هستند تا دستی
از غیب بیاید و آنان را از این ستم رهایی برساند . جز خواب و
خیال چیز دیگری نیست. زنان باید خود برای رهایی از هرگونه
نابرابری اقدام کنند. ما موظف هستیم تا زنان را که نصف جامعه
ما را تشکیل می دهند راهنمایی و متشکل کنیم تا در برابر سرکوب
های عریان مقابله کنند. اگر زنان بجای مسائل حاشیه ای به تشکیل
تشکل های خود بپردازند، می توانند نصف مشکلات خود را حل کنند.
امروز فیمنیست ها در ایران از هرزمانی بیشتر به فعالیت افتاده
اند. تا زنان را نه برعلیه نظام سرمایه داری، بلکه برعلیه
مردان بشورانند و مبارزه اصلی زنان را در قالب مرد ستیزی
سازماندهی کنند. ما با این تفکر مرز بندی داریم، زنان جزی از
طبقه کارگر بدون مزد هستند. زنان باید استقلال اقتصادی داشته
باشند و این استقلال اقتصادی بدون مبارزه به دست نخواهد آمد.
من یقین دارم که زنان توانای هرگونه فعالیتی را دارند. الخصوص
تشکیل تشکلهای خود ساخته .
در ادامه پرسش و پاسخ شروع شد که کلیه
حاضران و مخصوصا زنان در این پرسش و پاسخ نقش فعالی ایفا کردند
.
با قرائت قطعنامه از طرف یکی از حاضرین در
مراسم، گلگشت آزادی افشین شمس به پایان رسید . .
120- قطعنامه سراسری شرکت کنندگان در گلگشت ازادی افشین شمس :
به موازات تاریخ موجودیت طبقه کارگر، ستم و
استثمار طبقاتی و همراه با آن فشار و سرکوب سرمایه، به اشکال و
صور مختلف وجود داشته و تا آن زمان که مناسبات نابرابر و ضد
انسانی سرمایه داری پابرجاست وجود خواهد داشت.
بدون تردید سرکوب اعتراضات کارگران، توسط
طبقه ی سرمایهدار را باید ناشی از هراس این طبقه استثمارگر،
در مقابله با رشد و گسترش اعتراضات کارگری، که در جهت تحقق
خواستها و مطالبات انسانی و طبقاتی این طبقه تحت ستم و
استثمار صورت می گیرد، ارزیابی نمود.
بویژه در چنین شرایطی است که شاهد
دستگیریها و اعمال فشارهایی بر کارگران و فعالین کارگری
میباشیم. افشین شمس نیز به عنوان یکی از فعالان کارگری و عضو
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری است که در
راستای این گونه اعمال فشارها و سرکوب ها توسط عوامل سرمایه،
در تاریخ 13 تیر ماه 87 در محل کارش دستگیر و از آن تاریخ در
وضعیتی نا معلوم به سر میبرد . این در حالی است که فعالیتهای
ایشان تماماً در راستای تحقق خواستهای انسانی و بر حق کارگران،
از جمله ایجاد تشکلهای کارگری بوده است.
لذا فعالین متشکل در کمیته هماهنگی ضمن
محکوم نمودن هرگونه فشار و سرکوب علیه کارگران و فعالان
کارگری، خواستهای انسانی و طبقاتی خویش را در این خصوص به
صورت زیر اعلام میدارند :
1- افشین شمس قهفرخی بدون قید و شرط آزاد
باید گردد.
2- ما کارگران خواهان لغو احکام ضد انسانی
شلاق و زندان علیه دستگیر شدگان مراسم اول ماه مه سنندج هستیم
.
3- ما کارگران خواستار پایان دادن به ارعاب
و تهدید و احضار کارگران و فعالین کارگری بخصوص کارگران هفت
تپه و.... میباشیم .
4- ما کارگران حمایت خود را از هم
طبقهایهایمان از جمله کارگران هفت تپه، لاستیک البرز، کوره
پز خانه ها، نساجیهای کردستان و ... اعلام میداریم .
5- ما کارگران هر گونه تهمت و پرونده سازی
علیه کارگران و فعالان کارگری را به شدت محکوم می نماییم
121- از تجمع کارگران لاستیک البرز حمایت کنیم
کارگران لاستیک البرز فردا صبح در مقابل وزارت کار دست
به تجمع خواهند زد :
کارگران لاستیک البرز
در اعتراض به بلاتکلیفی تحمیل شده بر آنان از سوی کارفرما و
وزارت کار و عدم پرداخت دستمزدهایشان، فردا از ساعت 8 صبح در
مقابل وزارت کار دست به تجمع خواهند زد.
نماینده های این
کارگران امروز برای پیگیری مسئله مربوط به مدیریت جدید به
وزارت صنایع رفتند اما در آنجا پاسخ روشنی به آنان ندادند.
لازم به یادآوری است
از مورخه 14/6/87 که این کارگران در مقابل نهاد ریاست جمهوری
دست به تجمع زدند به آنان وعده داده شده است مدیریت کارخانه را
عوض خواهند کرد و مشکلات این کارگران را حل خواهند نمود. اما
تاکنون هیچکدام از وعده های داده شده عملی نشده است.
کارگران لاستیک البرز
در ادامه اعتراضات خود از اول مهر ماه مدیریت کارخانه را از
دفتر مرکزی این شرکت بیرون کرده و خود در آنجا مستقر شده اند.
کارگران لاستیک
البرز 5 ماه است دستمزدی دریافت نکرده اند و فقر و فلاکتی
دهشتناک زندگی آنان را در خود فرو برده و بعضا خانواده های
آنان در حال فرو پاشی است.
عدم پرداخت دستمزد
کارگران تنها مشکل کارگران لاستیک البرز نیست، امروز در سطح
کشور صدها هزار نفر از کارگران دستمزدهای خود را با تاخیر
دریافت میکنند و این وضعیت تمام شیرازه زندگی آنان را در هم
پیچیده است.
مسئولین دولتی در
قبال این وضعیت کاری جز سردواندن کارگران انجام نمیدهند و
زندگی میلیونها خانواده کارگری و فرزندان کوچک آنان که هر روز
باید در حسرت برآورده شدن نیازهایشان بسوزند، در معرض نابودی و
تباهی قرار دارد. این وضعیت ضد انسانی شایسته هیچ بنی بشری
نیست و باید به آن خاتمه داد.
کارگران
پایان دادن به این
وضعیت ضد انسانی تنها و تنها در گرو اعتراضات متحدانه و سراسری
ماست، ما کارگران در نیشکر هفت تپه، شهر صنعتی قزوین، لاستیک
البرز، کارخانه پرریس، ایران خودرو و دهها و صدها کارخانه دیگر
باید دست در دست هم بگذاریم و با نیروی متحد خود برای همیشه
به این وضعیت ضد انسانی خاتمه دهیم.
اتحادیه آزاد کارگران
ایران، ضمن حمایت از تجمع کارگران لاستیک البرز، عموم کارگران
و سازمانها و نهادهای کارگری را به حمایت از کارگران لاستیک
البرز فرا می خواند. هر چند فرصت برای شرکت در تجمع فردای
کارگران لاستیک البرز کم است اما تا میتوانیم در حمایت از این
کارگران در تجمع آنان در مقابل وزارت کارشرکت کنیم و متحدانه
پایان دادن به عدم پرداخت دستمزدها، اخراج سازی ها و لغو قرار
دادهای موقت را فریاد بزنیم.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلز کار کرمانشاه به فراخوان اتحادیه آزاد کارگران
ایران در حمایت از مبارزه کارگران لاستیک البرز می پیوندد و
خود را در کنار و همدوش کارگران مذکور در ادامه اعتراضاتشان تا
رسیدن به خواسته های آنان قرار می دهد.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
13/7/1387
122 - مبلغ یک صد هزار تومان به کارگران فرش غرب بافت سنندج
کمک شد:
امروز شنبه 13/7/1387
جمعی از کارگران و دوستان در اصفهان به فراخوان کمک مالی
کارگران فرش غرب بافت سنندج که از طریق فعالین اتحادیه آزاد
کارگر ان ایران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
آگاهی یافته بودند مبلغ یک صد هزار تومان به حساب اعلام شده
کارگران فرش غرب بافت واریز کرده و مبلغ واریزی مذکور را به
فعالین انجمن اعلام کردند.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه 13/7/1387
123- تجمع كاركنا ن كاغذ پارس هفت تپه در فرمانداري
شوش:
پارس
هفت تپه روزدوشنبه
بيش از 600 نفر از كاركنا ن كاغذ خوزستا ن جهت تعطيلي كارخانه
كاغذ پارس در فرمانداري شوش دانيال تجمع كردند..
در اين تجمع اين
كاركنا ن خواستار حقوق قانوني كار خود و در
خواست باز
گشايي كارخانه بودند . كاركنا ن” صداي گرسنه ايم الله اكبر”
وآيا فرياد
رسي نيست را
سر مي دادند”.
گفتني است چند خانم
كارمند نيز دربين تجمع كنندگان ديده
ميشدند كه
همگي اشكريزان ميگفتند والله به خدا مملكت ايران صاحب ندارد.
يكي از كاركنان گفت:
بلايي كه اين دولت بر سر كارخانه قند
شوش در آورد
بر سر ما كاركنان هم آورد.
وي گفت: از اول مهر
ماه كارخانه تعطيل شده است , آنها حتي
آب كارخانه
وسرويس بهداشتي راهم قطع كرده اند . دو روز گذشته شخص فرماندار
قول داد
كه كارخانه را
باز گشايي كند ولي طبق آخرين خبر كه مسئول اداره كارخانه اعلام
كرده
است, مدير
كارخانه طبق فاكس ارسالي اعلام داشته كه نه دو ماه بلكه
ديگركاركنان
منتظر
بازگشايي كارخانه نباشند.
دراين حين يكي
ازكاركنان با صداي بلند فرياد زد چرا ما را
به ذلت مي
بريد؟ چرا مارا زنده زنده مي كشيد ؟ چرا كسي جوابگوي ما قشر
زحمت كش نيست
؟وي درحاليكه
گريه ميكرد مي گفت فقط بخاطر خانواده ام اشك مي ريزم كه
نميدانم ازاين
پس با چه رويي
نزدشان بروم؟
آژانس ایران
خبر
124 - تجمع کارگران لاستيک البرز در برابر وزارت کار
مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار وامور اجتماعي:
مکاتبات لازم براي برکناري کارفرما صورت گرفته است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛
به دنبال تجمع اعتراضي صبح امروز
کارگران کارخانه لاستيک البرز در محوطه وزارت کار و امور
اجتماعي، مديرکل صندوق حمايت از بيمه بيکاري وزارت کار وامور
اجتماعي از مکاتبات اين وزارتخانه با نهاد رياست جمهوري، براي
برکناري مالک فعلي اين کارخانه خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، صبح امروز جمعي از کارگران لاستيک البرز با
تجمع در اعتراض به آنچه که پاسخگو نبودن مسوولان ناميدند، در
محوطه وزارت کار و امور اجتماعي تجمع کردند.
گودرز کريمي، مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار و امور
اجتماعي در حاشيه اين تجمع به خبرنگار "ايلنا" گفت: با توجه به
ادامه مشکلات کارخانه لاستيک البرز، از نهاد رياست جمهوري
خواستهايم تا در صورت امکان، همانند کارخانه فرنخ و مهنخ،
دستور برکناري مالک فعلي را صادر کند.
اين در حالي است که به ادعاي تجمعکنندگان، مقامات مسوولي که
تاکنون از سوي نهادهاي مختلف مسوول رسيدگي به مسئله کارگران
کارخانه لاستيک البرز شدهاند، با اتخاذ روند فرسايشي بهجاي
پاسخگويي و رسيدگي به خواستههاي کارگران، از کارفرماي خصوصي
اين شرکت حمايت کردهاند.
به گفته کارگران معترض لاستيک البرز، مقامهاي مسوول به آنها
گفتهاند که اگر به ادامه توليد و حفظ کار خود علاقمند هستيد،
بايد در اداره کارگاه مشارکت کنيد.
کريمي نيز با تاييد اين موضوع به "ايلنا"، گفت: از کارگراني که
مايل به ادامه کار در اين کارخانه هستند، خواستهايم تا از
ميان خود 5 نفر را انتخاب کنند تا آنها بر نحوه هزينه شدن وامي
که قرار است از سوي کمسيون صنايع در اختيار اين کارخانه قرار
گيرد، نظارت کنند.
به گفته مديرکل صندوق بيمه بيکاري وزارت کار وامور اجتماعي، تا
زماني که نهاد رياست جمهوري به درخواست اين وزارت پاسخ
بدهد،براي کارخانه لاستيک البرز و کارگران آن، به غير از سه
راه تعطيلي کارخانه و معرفي شدن کارگران به بيمه بيکاري،
باقيماندن مالک خصوصي فعلي در سمت اداره اين کارخانه و يا
واگذاري موقت اداره اين کارخانه به دولت در قالب اختيارات ماده
142 قانون کار، راه ديگري وجود ندارد.
با وجود تاکيد اين مقام مسوول وزارت کار و امور اجتماعي بر
اجراي ماده 143 قانون کار و مشارکت منتخبان کارگران در نظارت
بر اداره اين کارخانه، کارگران لاستيک البرز نسبت به اين
پيشنهاد خوشبين نبوده و معتقدند ورود کارگران به اداره کارخانه
ميتواند باعث آلوده شدن آنها به برخي مسائل و در نتيجه رفع
اعلام برائت مديران ناکارآمد فعلي شود.
پايان پيام.
125- کارگران لاستیک البرز امروز در مقابل وزارت کار دست به
تجمع زدند:
امروز مورخه
14/7/87 حدود 500 نفر از کارگران لاستیک البرز در مقابل وزارت
کار دست به تجمع زده و خواهان رسیدگی به خواست های خود شدند.
کارگران لاستیک
البرز در حالی دور جدیدی از اعتراضات خود را آغاز کرده اند که
تاکنون وعده های داده شده به این کارگران مبنی بر واگذاری
مدیریت کارخانه به بخش دولتی عملی نشده است. پس از تجمع
کارگران لاستیک البرز در مقابل نهاد ریاست جمهوری به این
کارگران قول دادند با واگذاری مدیریت کارخانه به بخش دولتی
دستمزدهای آنان پرداخت خواهد شد.
اما پس از گذشت
یکماه از این وعده ها، دیروز در وزارت صنایع به نماینده های
این کارگران اعلام شد گره کار شما در وزارت کار است و ما کاری
از دستمان بر نمی آید.
کارگران لاستیک
البرز امروز در اعتراض به این وضعیت و سر دواندنشان از سوی
نهادهای دولتی از ساعت 8 صبح تا 15 بعدا از ظهر در مقابل وزارت
کار دست به تجمع زدند.
کارگران لاستیک
البرز پارچه نوشته هایی را بر نرده های وزارت کار نصب کرده و
روی یکی از آنها نوشته بودند: آقای وزیر شش ماه حقوق نگرفته
ایم شما چطور.
پس از تجمع کارگران
در مقابل وزارت کار دو تن از معاونان جهرمی به میان کارگران
آمده واعلام کردند ما پیگیر کارهای شما هستیم. اما کارگران این
وعده ها را قبول نکرده و خواهان پرداخت دستمزدهای خود شدند.
تجمع امروز کارگران
لاستیک البرز بدون رسیدن به نتیجه روشنی پایان گرفت.
قرار است فردا 27
نفر از نماینده های کارگران با اعضای شورای کارخانه (3 نفر) و
مهندسین شرکت مجمعی را برگزار کنند و سپس با جمعبندی مسائل
امروز مجمعی بزرگتری را با شرکت تمامی کارگران برای تصمیم گیری
در مورد چگوگی ادامه اعتراضاتشان برگزرا نمایند.
این کارگان اعلام
کرده اند در صورت تداوم وضعیت موجود و عدم رسیدگی فوری به
خواستهایشان همراه با خانواده های خود در مقابل مجلس دست به
تجمع خواهند زد.
لازم به یادآوری
است کارفرمای لاستیک البرز در حال حاضر سرویس ایاب و ذهاب و
ناهار این کارگران را قطع کرده است و دفترجه های درمانی آنان
تمدید نشده است.
اتحادیه آزاد
کارگران 14/7/87
126- تصمیم کارگران غرب بافت به ادامه اعتراض و تجمع کارگران
پرریس در پشت نرده های درب کارخانه :
کارگران پرریس
مطابق معمول هر روز، امروز مورخه 14/7/87 نیز به کارخانه رفتند
اما با دربهای زنجیر شده کارخانه مواجه شدند. اعتراض کارگران
در مقابل درب کارخانه باعث شد تا مدیر کارخانه از پشت درب با
کارگران صحبت کند .
کارگران پرریس
خواهان گرفتن رونوشت قراردادهای خود بودند اما مدیر کارخانه از
دادن آن سرباز میزد. به دنبال این وضعیت کارگران به شدت عصبانی
شده و با داد و فریاد و فشار بر درب، مدیر کارخانه را وادار
کردند تا در را باز کند.
در همین حال
نیروهای انتظامی نیز که مدیر کارخانه آنها را خبر کرده بود به
محل آمدند. اما کارگران که وارد کارخانه شده بودند تا گرفتن
قرار دادهای خود حاضر به ترک آنجا نشدند و در نهایت مدیر
کارخانه مجبور شد قرار دادهای کارگران را به آنها بدهد.
لازم به یادآوری
است کارگران پرریس از ده روز پیش خواهان دریافت رونوشت
قراردادهای خود بودند اما کارفرمای پرریس از دادن آنها به
کارگران خودداری میکرد.
کارگران پرریس
احتمال میدهند کارفرما در قراردادهای آنها دست کاری کرده باشد
و تصمیم دارند این مسئله را روشن کنند.
در همین حال
نماینده های کارگران فرش غرب بافت با مراجعه به تهران آقای
دکتر خلیل بهرامیان را به عنوان وکیل خود انتخاب کردند. این
کارگران تصمیم دارند اعتراضات خود را در سطح شهر سننندج طی
روزهای آینده تشدید کنند.لازم به یادآوری است کارگران پرریس
نیز دکتر خلیل بهرامیان و جعفر عظیم زاده را به عنوان وکلای
خود به اداره کار سنندج معرفی کرده اند.
اتحادیه آزاد
کارگران 14/7/87
127- عضو شوراي عالي کار:
مبلغ بن کارگري بايد افزايش يابد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛
عضو شوراي عالي کار از جلسه اين
شورا در خصوص نحوه پرداخت و تغيير مبلغ بن کارگري خبر داد.
محمد سليم بهرامي در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"،
افزود: هر چند کارگران از نقدي دادن بن کارگري رضايت دارند اما
صحبتهاي کارشناسي در اين زمينه وجود دارد و منعي براي بيان
نظرات نيست.
وي مبلغ يارانه دولت در بن کارگري را ناچيز دانست و گفت: اين
مبلغ بايد افزايش يابد و واقعيتر شود.
اين مقام کارگري در خصوص ميزان افزايش مبلغ بن کارگري گفت: در
اين خصوص بايد نظر کانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور را جويا
شد.
پايان پيام
128- رييس سازمان فني و حرفهاي کشور خبر داد:
1700 کارگاه فني دولتي خصوصي ميشود
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛
معاون وزير کار و امور اجتماعي و
رييس سازمان آموزش فني و حرفهاي، از واگذاري يکهزار و 700
کارگاه حرفه آموزي وابسته به اين سازمان به بخش خصوصي تا پايان
سال جاري خبر داد.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار وامور
اجتماعي، مرتضي شريفالنسبي گفت: واگذاري اين کارگاهها در
راستاي اجراي اصل 44 قانون اساسي و تقويت بخش خصوصي در کشور
صورت ميگيرد.
وي افزود: از مجموع کارگاههاي يادشده، تعداد 800 کارگاه در
نيمه اول سال جاري به بخش خصوصي واگذار شده است.
شريف النسبي، شمار کل کارگاههاي فني و حرفهاي که در اجراي
اصل 44 واگذار خواهد شد را دو هزار واحد بيان کرد.
معاون وزير کار، با بيان اينکه واگذاري کارگاههاي فني و
حرفهاي به بخش خصوصي، افزايش انگيزه در مهارت آموزي را به
همراه داشته است، گفت: آموزش افراد در جهت ايجاد اشتغال
مهمترين هدف واگذاري کارگاههاي فني و حرفهاي به بخش خصوصي
است.
وي به چهار هزار و 300 کارگاه فني و حرفهاي فعال کشور اشاره
کرد و اظهار داشت: در سال نوآوري و شکوفايي، 600 کارگاه فني و
حرفهاي جديد در کشور ايجاد خواهد شد.
شريفالنسبي، با اشاره به بخشي از حرفه آموزان مراکز فني و
حرفهاي که از دانشگاههاي کشور فارغالتحصيل ميشوند،
افزود: 40 درصد ظرفيت مراکز فني و حرفهاي کشور به
فارغالتحصيلان دانشگاهي اختصاص يافته است.
وي خاطر نشان کرد: در حال حاضر 23 ميليون نفر در کشور مشغول به
کار هستند و بطور متوسط، سالانه يک ميليون و 200 هزار نفر وارد
بازار کار ميشوند.
رييس سازمان فني و حرفهاي کشور، سياست اين سازمان را در
زمينه آموزش مهارت آموزان مبتني بر تقاضاي بخشهاي مختلف
توليدي و نيازهاي جامعه دانست و گفت: براي ايجاد شکوفايي در
امر اشتغال و افزايش بهرهوري در آموزش مهارت آموزان از
اساتيد برجسته دنيا استفاده خواهد شد.
پايان پيام
129- مديرکل آمار سازمان تامين اجتماعي:
پا، پرحادثهترين عضو بدن کارگران است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14 مهر 87 ؛
مديرکل آمار و محاسبات اقتصادي و
اجتماعي سازمان تامين اجتماعي با بيان اينکه طي سال گذشته 25
هزار و 459 مورد، حوادث ناشي از کار در کل کشور اتفاق افتاده
است، گفت: پا با شش هزار و 595 مورد حادثه در صدر اعضاي
آسيبپذير قرار داشت.
به گزارش "ايلنا"، سياوش قراگزلو انگشتان دست و دست را در
رتبههاي بعدي اعضاي حادثه ديده در حوادث کار اعلام کرد و
افزود: انگشتان دست با شش هزار و 503 مورد حادثه و دست هم با
شش هزار و 105 مورد حادثه در صدر اعضاي آسيب ديده حوادث ناشي
از کار هستند.
وي تعداد حوادث ناشي از کار در اعضاي جمجمه، مغز، چشم، صورت و
گردن را به ترتيب 371، 71، 504، 855 و 268 مورد ذکر کرد و گفت:
در انگشتان پا 715 مورد حادثه، ستون فقرات 878 مورد حادثه و
تمام بدن هم 427 مورد حادثه داشتهايم.
قراگوزلو حوادث ناشي از کار ساير اعضا را يک هزار و 165 مورد و
موارد اظهار نشده را 436 مورد اعلام کرد.
پايان پيام
130- تحصن دانشجويان در اعتراض به بازنشسته کردن استادان :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 14 مهر
87 : دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به بازنشسته کردن
استادان دانشگاه تحصن کردند.در پی بازنشسته شدن 21 استاد
برجسته رشته های علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشجويان اين
دانشگاه روز گذشته از ساعت يک بعدازظهر در صحن اصلی دانشکده
حقوق به تجمع پرداختند. در اين تجمع حدود 200 نفر از دانشجويان
در اعتراض به بازنشسته کردن استادان دانشگاه تهران دور هم جمع
شدند و بيانيه ای هم در اعتراض به اين اقدام صادر کردند.
با اينکه اين تجمع تا ساعت 3/5 بعدازظهر ادامه داشت اما هيچ
کدام از مسوولان دانشگاه حاضر به پاسخگويی در برابر اقدام
بازنشستگی استادان نشدند.
اين در حالی است که جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام دانشگاه
تهران در تابستان امسال زمانی که دانشگاه ها در تعطيلات
تابستانی به سر می برند، با حکم بازنشستگی يا حکم انتظار خدمت
روبه رو شدند و مديرکل مديريت نيروی انسانی دانشگاه تهران در
مردادماه اعلام کرد همه اين استادان بالای 70 سال سن دارند و
سابقه خدمت آنان بيش از 35سال است بنابراين دانشگاه مکلف است
هر يک از اعضای رسمی هيات علمی که به سن 65 سال تمام رسيده
باشند را بازنشسته کند.
بنابراين استادان برجسته دانشگاه يک ماه پيش از آغاز سال
تحصيلی دانشگاه ها به امور اداری مراکز دانشگاهی فراخوانده
شدند تا هرچه سريع تر مدارک خود را برای بازنشستگی تکميل
کنند.با اينکه مسوولان دانشگاه تهران هنوز راجع به اين اقدام
هيچ موضع گيری ای نکرده اند اما نمی توان سر اين موضوع سرپوش
گذاشت که استادان بازنشسته شده جزء سرمايه های علمی کشور محسوب
می شوند و نبود آنها در محيط های آموزشی می تواند در سطح علمی
دانشگاه ها نيز خلل ايجاد کند.
اين اتفاق در حالی می افتد که استادان بازنشسته شده از نظر
رتبه بندی دانشگاهی در رديف ,استاد ممتاز, هستند و بازنشستگی
شامل آنها نمی شود و جايگزين کردن استادانی که از تجربه و بار
علمی اين چهره های معتبر برخوردار باشند، کار آسانی نخواهد
بود.همه اين اتفاقات در پی ابلاغ آيين نامه جديدی از سوی
مسوولان دانشگاه تهران انجام شده که براساس آن استادانی که سن
آنها 70 سال يا بيشتر است، بايد بازنشسته شوند اما استادانی که
بين 65 تا 70 ساله هستند می توانند با اجازه دانشگاه به تدريس
ادامه دهند.
بنابراين برخلاف محتوای آيين نامه، روند بازنشستگی ها فراتر از
آن بوده و استادان کمتر از 70 سال را نيز
در بر گرفته است.
131- تنها 30 درصد جمعيت روستايى در ايران از آب شرب سالم
برخوردار هستند:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 14 مهر 87 : نماينده مريوان
با بيان اينكه در حال حاضر بيش از 35 درصد از تاسيساتى كه
شامل خطوط انتقال و شبكه توزيع آب شرب ميشود، فرسوده است،
توجه مسوولان به اين مساله درجهت بازسازى آن را لازم برشمرد.
به گزارش خبرنگار پارلمانى خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا)،
اقبال محمدى در نطق پيش از دستور امروز خود يادآور شد: كشور
ايران با در اختيار داشتن 1/1 درصد از اراضى و 36 د رصد از
منابع آبى جهان با 240 ميليمتر متوسط بارندگى سالانه در اقليم
خشك و نيمه خشك قرار گرفته است. ميزان سرانه آب كشور از 7 هزار
متر مكعب در سال 1335 به 2 هزار و 500 مترمكعب در سال جارى
كاهش يافته است و پيشبينى ميشود تا سال 1395 به كمتر از هزار
متر مكعب تقليل يابد.
اين نماينده مجلس خاطر نشان كرد: براساس شاخصهاى جهانى هرگاه
سرانه آب در هر كشورى به كمتر از 1700 متر مكعب تقليل يابد آن
كشور با بحران كم آبى مواجه است و اين سرنوشت در آيندهاى نه
چندان دور در انتظار ايران است.
محمدى درادامه اظهار داشت: در كشور ما با تمام اقدامات انجام
شده جمعيت تحت پوشش شبكه فاضلاب از 31 درصد بالاتر نرفته، هر
متر مكعب فاضلاب تسويه نشده، وقتى به سفرهاى آب زيرزمينى وارد
شود بيش از 40 متر مكعب آب سالم را آلوده ميكند ، تا كنون
ظرفيت توليد آب شرب در كشور به 4/6 ميليارد متر مكعب در سال
رسيده، ولى ما به 5/7 متر مكعب آب شرب در سال نياز داريم.
اين نماينده مجلس با بيان اين كه تنها 30 درصد جمعيت روستايى
از آب شرب سالم برخوردار هستند، افزود: براساس آنچه در قانون
برنامه چهارم توسعه پيشبينى شده بايستى ميزان دسترسى جمعيت
روستايى به آب شرب سالم به 87 درصد و ميزان بهرهمندى از خدمات
فاضلاب به 7 درصد برسد كه آمارها از نظر خدمات رسانى به
روستاها ضعيف و تكاندهنده است.
نماينده مريوان در ادامه گفت: طول خطوط انتقال و توزيع آب شرب
در كشور قريب به 260 هزار كيلومتر است كه اگر براساس
استانداردهاى جهانى و موجود سالانه 5 درصد آن بازسازى شود هر
سال به بيش از 3 هزار ميليارد ريال اعتبار نياز دارد. در حال
حاضر بيش از 35 درصد از تاسيسات شامل خطوط انتقال و شبكه توزيع
آب شرب كشورفرسوده و نيازمند بازسازى است كه قريب 20 درصد آب
تصفيه شده را هدر ميدهد.پس لازم است هم دولت و هم نمايندگان
با توجه به قوانين بينالمللى نسبت به تصويب بودجه سالانه اين
بخش به خصوص كنترل آبهاى مرزى كشور عنايت ويژه داشته باشند.
132- کشته شدن یک کارگر در سیمان بجنورد:
سرمایه این بار در هیئت عایق سیلوی سیمان گلوی
کارگری را فشار داد و او را از ارتفاع 25 متری با قساوت و
بیرحمی تمام به زمین پرتاب کرد. کارگر مزبور به گونه بسیاررقت
باروغم انگیزی جان داد. او زیر فشار جبر کارگربودن، به حکم
سرمایه و در هنگام استثمار شدن توسط سرمایه از هستی ساقط شد.
با مرگ این کارگر زندگی تمامی افراد خانواده او نیز به سیاهی
نشست و جغد شوم گرسنگی و فقر و مذلت بال خود را بر سر و روی
آنان پهن کرد. این نخستین حادثه کشتار کارگران در کارخانه
سیمان بجنورد نیست. سال پیش نیز 3 کارگر دیگر در هنگام کار در
اثر ریزش سقف سیلو زیر هزاران تن خاک دفن شدند. از نگاه سرمایه
داران جان صدها کارگر بسیار بی بهاتر از آن است که به خاطر حفظ
آن چند قطره از دریای سود سرمایه های خویش بکاهند و برای ایمنی
محیط کار کارگران هزینه کنند.
14 مهر 87
133- در گذشت یک
کارگر حین کار:
به گزارش خبر نامه فعالین مازندران در تاریخ 14 مهر 87 آمده
است :
يك كارگر ساختمانی روز جمعه به هنگام تخريب ساختماني در خيابان
شهداي شرقي گنبدكاووس، در زير
آوار جان باخت. در اين حادثه چهار نفر از كارگران كه مشغول
تخريب يك دستگاه ساختمان
بودند ناگهان متوجه فرو ريختن سقف اين بنا شدند كه سه نفر از
آنان فرار كردند و يك
نفر موفق به فرار نشد. اين كارگر كه "ميرشاهي" نام داشت، در
اين حادثه جان خود را
از دست داد.
134- از تجمع معلمان کرمانشاه جلوگیری شد:
صبح روز یک شنبه 14
مهر ( روز جهانی معلم ) نیروهای انتظامی برای جلوگیری از تجمع
معلمان مقابل اداره آموزش و پرورش تمام مسیرهای مرتبط به اداره
را مسدود کرده واز تجمع افراد در نزدیکی اداره آموزش و پرورش
ممانعت می کردند.
به گفته چند تن از
معلمان حاضر در اطراف اداره آموزش و پرورش قرار است روز دو
شنبه هفته آینده (22 مهر) معلمان مقابل اداره آموزش وپرورش
تجمع کنند.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
14/7/1387
135- تسليم نمی شويم
*کارگر معترض شرکت لاستيک سازی البرز: ده روز است از خانه
فراری ام. نمی توانم به خانه بروم. نمی دانم با اين جيب خالی
به زن و بچه ام چه بگويم....
به گزارش سایت روشنگری به نقل از گفتگوی
رادیو برابری با فعال کارگری داخل کشور گزارش داد : 1360 کارگر
شرکت لاستيک سازی البرز بيش از پنج ماه است که در مصافی بسيار
بيرحمانه و نابرابر با دستگاههای دولتی دست و پنجه نرم می کنند
تا حقوق شان را دريافت کنند. اين کارگران تاکنون چندين بار
بازداشت و توسط نيروهای انتظامی از جمله در جريان حمله و تخريب
ديوار اين کارخانه ضرب و شتم شده اند. با اين حال مبارزه و
تلاش آنها برای دريافت حقوق شان همچنان ادامه يافته است. در
تازه ترين اقدام, اين کارگران روز يکشنبه 14 مهرماه در برابر
محل اداره کار در تهران دست به تجمع زدند. يکی از کارگران اين
کارخانه در گفتگو با راديو برابری وضعيت خود و ساير کارگران را
شرح داد. به گفته اين کارگر, اداره کار, صازمان صنايع و نهاد
رياست جمهوری کارگران را ميان خودشان پاس کاری می کنند و هر
نهادی مسووليت حل مشکل اين کارگران را به عهده نهاد ديگری می
اندازد. اين کارگر گفت: " به رياست جمهوری می رويم می گويند
سازمان صنايع بايد کارهای شما را پذيرش کند. به سازمان صنايع
می رويم می گويند کارهای شما را پيگيری کرده ايم, بايد به
اداره کار مراجعه کنيد. به اداره کار مراجعه می کنيم می گويند
سازمان صنايع را قبول نداريم و آنها اصلا حق دخالت ندارند.
کارگران همه عصبانی و ناراحتند. اينجا زير آفتاب ايستاده اند و
هيچ کس نيست که به داد ما برسد. يک آقايی از اداره کار آمده و
فقط وعده و عيده داده و گفته است :برويد تامين اجتماعی, در
حالی که تامين اجتماعی اصلا ربطی به ما ندارند. دارند ما را
بين خودشان پاس کاری می کنند.
اين کارگر به پلاکارد تهيه شده از سوی کارگران در اجتماع
اعتراضی شان در برابر اداره کار اشاره کرد و گفت: روی پلاکاردی
که تهيه کرده ايم, خطاب به وزير کار نوشته ايم, ما کارگران شش
ماه است حقوق نگرفته ايم, شما چطور؟ آيا می توانيد بدون گرفتن
يک ماه حقوق زندگی تان را بگذرانيد؟
اين کارگر معترض گفت: ده روز است از خانه فراری ام. نمی توانم
به خانه بروم. نمی دانم با اين جيب خالی به زن و بچه ام چه
بگويم. الان فصل مدارس است. مدارس باز شده است. کارگران کلی
هزينه دارند که نمی توانند بدهند. بسياری از کارگران با
خانواده هايشان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند و زنان شان را
طلاق می دهند. کارگری بعد از 25 سال ازدواج زنش را طلاق داده
است. هر لحظه احتمال اين است که کارگران کارخانه ما دست به
خودکشی بزنند.
اين کارگر که به گفته خودش دارای مدرک تحصيلی ليسانس است در
واکنش به اين پرسش که ادعای برخی از کارفرمايان در باره ارتقاء
شغلی کارگران به کجا رسيده است, با خشم و عصبيت گفت: ارتغاء
شغل بخورد توی سرشان. ما اصلا حقوق نگرفته ايم. بيش از چهار
ماه است که حقوق ثابت ما را نداده اند. تامين اجتماعی دفترچه
های ما را ترخيص نمی کند. ما مشکل درمان و پژشکی داريم.
اين کارگر تعداد کارگرانی که حقوق شان را دريافت نکرده اند کل
کارگران کارخانه بالغ بر 1360 نفر ذکر کرد.
وی در پايان با صدايی که می لرزيد به خبرنگار راديو برابری
گفت:"من از طرف همه کارگران اين کارخانه برای شما اشک می ريزم.
هيچ کس نيست به داد ما برسد. ولی ما تسليم نمی شويم و تا آخرين
قطره خونمان ار حقوق مان دفاع خواهيم کرد.
مشروح اين گفتگو را در لينک زير بشنويد:
http://www.radiobarabari.net/files/2008/10/05/3.ram
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته سوم مهر
۱٣٨۷
(اکتبر۲۰۰٨
)
136 - احضار و تهديد دو معلم در سنندج :
به گزارش فعالين حقوق بشردر تاریخ 15 مهر
87 : بنابر گزارشات دريافتى دو معلم و فعال فرهنگى به نام هاى
يدالله زاره اى و رامين زندنيا، به اتهام شرکت در راهپيمايى و
تجمع صنفى کانون صنفى معلمان کردستان در فراخوان پيشين، از سوى
حراست اداره آموزش و پرورش ناحيه يک شهر سنندج احضار گرديدند،
نامبردگان در طى اين احضار به صورت غيررسمى به هوادارى از
احزاب کردى متهم و مورد تهديد مبنى بر اخراج از اين سازمان
قرار گرفتند.
شايان ذکر است معلمان و فعالان صنفى و فرهنگى کردستان در طى
ماههاى اخير شاهد احضار، بازداشت و تهديد مکرر همکاران و
تشکلات صنفى خود بوده اند.
137- حقوق پائين و سرکوب تلاش های صنفی نصيب معلمان ايران در
آستانه روز جهانی معلم:
به گزارش رادیو بخش فارسی بی بی سی در
تاریخ 15 مهر 87 ؛
پنجم اکتبر برابر با چهاردهم مهر روز جهانی معلم است. در چهل و
چهارمين اجلاس وزرای آموزش و پرورش که در اکتبر سال
۱۹۹۴ در شهر ژنو
برگزار شد، پيشنهاد فدريکو مايور دبيرکل وقت يونسکو برای
نامگذاری روزی به نام روز معلم تصويب شد.
از سال 1995، همه ساله نهادهای فرهنگی سازمان ملل متحد با صدور
اطلاعيه و چاپ پوستر و طرح شعار های جذاب در مورد اهميت کار
معلمان پنجم اکتبر را جشن می گيرند. امسال از همه خواسته شده
است که با فرستادن يک کارت پستال زيبا از معلمان خود قدردانی
کنند.
برگزاری مراسم در سطح ملی برعهده کشورها گذاشته شده است. روز
جهانی معلم در سالهای حاکميت اصلاح طلبان که گشايشی در فضای
مدارس ايران به وجود آمد، مورد توجه معلمان ايرانی قرار گرفت و
برای اولين بار در سال ۸۳
وزير آموزش وپرورش با ارسال پيامی اين روز را به رسميت شناخت.
با بحث هايی که در اجلاس چهل و چهارم صورت گرفت اين نظر تقويت
شد که برای بالا بردن کيفيت آموزش بايد معلمان از جايگاه
اجتماعی مناسبی بر خوردار شوند.
توصيه يونسکو به کشور های عضو ايجاد شرايط مناسب کار و زندگی
برای معلمان و تقويت اميد و اعتماد در ميان آنها است.
امسال نيز به همين مناسبت از سوی يونسکو، يونيسف، سازمان بين
المللی کار، آموزش بين الملل و برنامه عمران سازمان ملل پيام
مشترکی منتشر شده است.
فعاليت های امسال بزرگداشت روز جهانی معلم بر تربيت حرفه ای
معلمان برای آموزش با کيفيت متمرکز است.
جهان با کمبود ۱۸
ميليون معلم روبه روست. اگر نياز دوره های بالاتر از جمله شاخه
فنی وحرفه ای و نيز آموزش های غير رسمی مانند نهضت سواد آموزی
و آموزش از راه دور به معلمان حرفه ای و آموزش ديده را اضافه
کنيم اين رقم افزايش می يابد.
کمبود معلمان حرفه ای وآموزش ديده يکی از موانع رسيدن به اهداف
آموزش برای همه تا سال ۲۰۱۵
است.
معلمان در اکثر کشورها با کمبود حقوق و مشکلات معيشتی دست به
گريبانند. فقر، بيکاري، اپيدمی ايدز، خشونت و نابردباری
اجتماعی از جمله چالش های قرن ۲۱
است و نهادهای آموزشی بايد برای مواجه شدن با اين مشکلات تجهيز
شوند.
به دليل عدم حمايت از معلمان و پايين بودن حقوق ها، افراد
توانا وبا کيفيت جذب شغل معلمی نمی شوند. روند خروج نيروهای
کيفی از سيستم آموزش وپرورش نيز نگران کننده است.
به دليل عدم حمايت از معلمان و پايين بودن حقوق ها، افراد
توانا وبا کيفيت جذب شغل معلمی نمی شوند. روند خروج نيروهای
کيفی از سيستم آموزش وپرورش نيز نگران کننده است
در ايران آموزش و پرورش دستگاهی است غير حرفه ای و ناتوان با
يک ميليون ودويست هزار کارمند ومعلم که
۹۷ درصد بودجه جاری
آن صرف پرداخت حقوق پرسنل می شود.
ابزار آموزشی حنجره معلم است و گچ وتخته سياه آن هم در کلاس
های انباشته از دانش آموزکه نفس کشيدن در آنها دشوار است.
معلمان که ميانگين حقوق آنها کمتر از
۴۰۰ دلار در ماه است، بر اثر تورم
فزاينده سال به سال فقير تر می شوند.
بر اساس برخی بر آوردها، قدرت خريد معلمان به يک سوم سالهای
اول انقلاب تقليل يافته است. نتيجه چنين روندی تضعيف جايگاه
معلمان در بين اقشار جامعه و روی آوردن معلمان به شغل دوم و يا
خروج از حرفه معلمی است.
معلمان در ده سال گذشته خواستار برقراری نظام هماهنگ پرداخت
حقوق کارکنان دولت بوده اند. اجرای قانون مديريت خدمات دولتی
که قرار است فاصله حقوق معلمان وساير کارکنان دولت را کاهش دهد
از جمله خواسته های ثابت معلمان است.
اعتراضات گسترده معلمان در سال ۸۵
برای افزايش حقوق به نتيجه نرسيد. به جای آن تعدادی از فعالان
صنفی بازداشت واز دادگاه ها احکام حبس گرفتند و تعداد بيشتری
نيز با تنبيهات اداری شامل کسر حقوق و تبعيد و اخراج موقت رو
به رو شدند.
در آستانه سال جديد کانون های صنفی معلمان از شهرهای مختلف به
تهران آمدند تا در جلسه ای صنفی مقدمات برگزاری روز جهانی معلم
را فراهم کنند. اما ۳۷
نفر از آنها قبل از تشکيل جلسه توسط پليس دستگير و مدت کوتاهی
بازداشت شدند.
اين اقدام باعث اعتراض دبير کل آموزش بين الملل نهاد زير
مجموعه سازمان بين المللی کار شد.
روز جهانی معلم فرصتی است برای ياد آوری اين نکته به دولتمردان
و مردم که جامعه ای که قدر معلمان خود را نداند به آينده خود
بی اعتنا است.
138- يک کارگر ساختماني در اثر سکته مغزي فوت کرد:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 15 مهر 87؛
دبير اجرايي خانه کارگر کردستان از
سقوط يک کارگر ساختماني در حين کار در شهر سنندج خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، اقبال رضايي گفت: يکي از کارگران ساختماني
در حين کار از يک ساختمان 3 طبقه سقوط و بلافاصله فوت کرد.
وي با اشاره به اينکه کارگر فوت شده 55 ساله بود، گفت: اين
کارگر روز پنجشنبه گذشته در اثر سکته مغزي روي داربست طبقه سوم
سقوط کرد که منجر به مرگ وي شد.
پايان پيام
139- در ادامه خبر
:
کشته شدن یک کارگر ساختمانی هنگام کار در سنندج:
یک کارگر ساختمانی در شهر سنندج از بالای یک
ساختمان سه طبقه به زمین سقوط کرد و در دم جان داد. این کارگر
توسط سرمایه دار یک شرکت ساختمانی استثمار می شد. او به دستور
مسئولان شرکت در ارتفاع بسیار بالا بدون داشتن هیچ نوع امکانات
ایمنی کار می کرد که ناگهان پایش لغزید و نتوانست خود را کنترل
کند. کارگر مذکور 55 سال داشت. شرایط کارش به گونه ای بود که
همیشه مرگ در نیم قدمی اش کمین کرده بود. بالا رفتن از ساختمان
های بلند، کار در ارتفاعاتی که حفظ تعادل را بسیار دشوار و گاه
غیرممکن می سازد و انجام همه این ها بدون حداقل امکانات حفاظتی
لازم پیوسته مرگ را در پیش روی وی مجسم می ساخت. او هر صبح زیر
فشار گرسنگی و اجبار زندگی راهی جایی برای فروش نیروی کار خود
می شد. سرمایه داران درجریان خرید نیروی کارش فقط انجام سخت
ترین کارها را از او نمی خواستند بلکه قبول خطر مرگ را نیز به
گونه نامکتوب بر وی تحمیل می کردند. کارگر مقتول همواره زیر
بختک مرگ کارمی کرد. کارکردن در زیر بختک مرگ از جمله شرایط
فروش نیروی کار در جهنم سرمایه داری ایران است.
15 مهر 87
140 - بازداشت چند معلم در تهران در روز جهانی معلم:
به گزارش صدای آلمان در تاریخ 15 مهر87 به
نقل از سایت روشنگری :يکشنبه، پنجم اکتبر (۱۴
مهر) روز جهانی معلم است. در حاليکه در بسياری از کشورهای جهان
بدين مناسبت مراسم گوناگونی برگزار شد، فعالان کانونهای صنفی
معلمان در ايران با تهديد از برگزاری هر گونه مراسمی بازداشته
شدند. در تهران ۴
نفر از معلمان و اعضای هيأت مديره کانون صنفی معلمان تهران
دستگير شدند.
مصاحبه با ميراکبر رييسزاده، عضو کانون صنفی معلمان تهران، از
معلمان دستگير شده در برابر وزارت آموزش و پرورش در تهران،
دقايقی پس از آزادی.
دويچه وله: آقای رييسزاده، امروز در بيش از
۱۰۰ کشور جهان، روز
جهانی معلم را جشن ميگيرند. در ايران به اين مناسبت چه خبر
است؟
ميراکبر رييسزاده: ما قرار بود که طبق روال هر سال که روز
جهانی معلم را برگزار ميکرديم، امسال نيز مراسمی را برگزار
کنيم. اما برخی از دوستان ما تهديد شدند که اگر در اين مراسم
شرکت کنند، به شدت با آنها برخورد خواهد شد. برای همين، ظاهرا
اين قضيه تحتالشعاع قرار گرفت و به نوعی ميشود گفت که بههم
خورد. البته نه رسما، اما در عمل، هماهنگيهای لازم انجام
نگرفت تا جلسه يا تجمعی باشکوه برگزار شود. هدف ما نيز موردی
خاص نبود. ما ميخواستيم جمع شويم و جشن کوچکی بگيريم. خود من
شنيده بودم که همکارانم احتمالا در جلوی وزارت آموزش و پرورش
جمع ميشوند. برای همين تا ميدان فردوسی رفتم. سپس کمی به طرف
بالا رفتم و ديدم که خبری نيست. منتظر بودم تا يکی از دوستانم
را ببينم. آمدند و به من گفتند: "آقا، شما مشکوکيد!" من
پرسيدم: "به چه مشکوکيد؟" گفتند: "بايد کيفتان را ببينيم."
گفتم: "شما که هستيد؟" گفتند: "چکار داريد، من پليسم." در حالی
که لباس شخصی بود. خلاصه کيف مرا گرفتند و باز کردند و وسايلم
را بيرون ريختند، دفترچه تلفن و ديگر چيزها را. از جزوههايی
که "ای آی" (EI)
منتشر کرده و در سايتش هم هست، من و دوستان يک دفترچه تهيه
کرده بوديم.
دويچه وله: آقای رييسزاده، لطفا برای آن گروه از شنوندگانی که
نميدانند بگوييد که "ای آی" چه سازمانی است.
ميراکبر رييسزاده: "ای آی" سازمان جهانی معلمان است که
۳۰ ميليون معلم از
بيش از۱۷۰
کشور عضو آن هستند. اين سازمان نشانگر نوعی همبستگی جهانی است.
معلمانی که در اين سازمان عضو هستند در جهت ارتقای آموزش، رفع
مشکلهای معلمان و مسائلی در اين حد فعاليت ميکنند. ما اين
دفترچه را تهيه کرده بوديم که در آن پيام دبيرکل اين سازمان
جهانی و نامههايی که خطاب به ايران در حمايت از معلمان نوشته
بود، چاپ شده بود. اين دفترچه را از من گرفتند و مرا به اتاقی
در وزارتخانه هدايت کردند. در آنجا نيروهای پليس امنيت و
نيروهای حراست بودند. تا همين الان (ساعت
۷ بعدازظهر به وقت
ايران) که من دارم از آنجا بيرون ميآيم، مرا نگاه داشته
بودند. کارتهای مرا گرفتند و گفتند بايد به پليس امنيت بيايی و
جواب بدهی.
دويچه وله: چند نفر معلم بوديد، آقای رييسزاده؟
ميراکبر رييسزاده: اصلا نميگذاشتند معلمان جمع شوند. گفتند
که "ما شما را با دوربين ديدهايم." گفتند که "با دوربين ديديم
که جزوه رد و بدل ميکنيد." گفتم "با همکارم دارم صحبت صنفی و
معلمی ميکنم. جزوه چيست؟ مگر جزوه ممنوعه در کيف ما هست؟ مگر
ميخواهيم به جايی آسيب برسانيم؟ ما تشکلی صنفي،
NGO
هستيم که در جهت اهداف صنفی حرکت ميکنيم. اصلا شما به چه حقی
داشتيد با دوربين مرا نگاه ميکرديد؟" گفتند:
،نه،
شما داشتيد در اينجا جزوه رد و بدل ميکرديد!" چند جوانک
بودند. گوش نميکردند که چه ميگويم. گفتم: "آقاجان، ما
آمدهايم اينجا تا تجمع و جشنی را برگزار کنيم، نه جشن
اعتراضي، بلکه جشنی برای گراميداشت روز معلم. حال که اين جشن
برگزار نشد و ما هم ميخواهيم به خانهمان برگرديم، برای چه
جلوی ما را گرفتهايد؟" خلاصه تا همين الان ما را سين
،
جيم و تهديد ميکردند. به من گفتند: "بايد به پليس امنيت
بيايي، وگرنه، اگر نيايي، جلبات ميکنم." فعلا وضع من اين
است. انقدر عرصه بر ما تنگ شده است که بديهيترين حرفمان را
نميتوانيم بزنيم. آخر چرا آنقدر جسارت به خرج ميدهند. اينکه
معلم را ميگيرند و ميگويند که مشکوکيم، چه معنی ميدهد؟ اگر
واقعا ميخواهيد جامعه را اصلاح کنيد، اين همه مشکل در جامعه
است به سراغ آنها برويد. چرا به معلمها گير دادهايد؟ ما کاری
با شما نداريم. انگار ما را دارند تهديد ميکنند و ميترسانند.
جرم من چيست؟ معلم بودن جرم است؟ اين قضيهای است که من امروز
به آن مبتلا بودم.
دويچه وله: آقای رييسزاده، يونسکو روز جهانی معلم را تعيين
کرده تا بر نقش معلم در تربيت جوانان و در نتيجه در ساختن
آينده جامعهها و کشورها تاکيد کند. با توجه به اين برخوردی که
با معلمها ميشود، چه برداشت و احساسی در شما بوجود ميآيد؟
ميراکبر رييسزاده: ما گفتهايم که معلمان ما بايد قدر ببينند.
اگر معلم ما ضعيف باشد، نميتواند انسانهای قوی به بار بياورد.
اينها يا اين جمله را نميتوانند بفهمند، يا به آن گوش
نميدهند. ما ميگوييم که معلم نبايد دغدغه منزلتي، معيشتی و
امنيتی داشته باشد. چنين معلمی است که ميتواند دانشآموز قوی
و خوب به بار آورد، ايران را خوشبخت کند و جامعه را بسازد. اگر
شما معلم را ضعيف بخواهيد، معلمهای ضعيف نميتوانند انسانهای
قوی به بار بياورند. نميدانم که چه سياستی است که اينها فعلا
با ما اين گونه برخورد ميکنند. اصلا گوش نميدهند که مشکلهای
ما چيست. من ميگويم که چندين سال است، حدود سی سال است که حق
ما را ندادهايد. حال ما صدايمان را بلند کرده و گفتهايم که
خجالت بکش و حق ما را بده! اين جرم است؟ بياييد با ما صحبت
کنيد. ما از اينها دعوت کرده و گفتهايم که بياييد و در جلسات
ما شرکت کنيد. در جلسات ما چيزهای عجيب و غريبی گفته نميشود.
دويچه وله: چه خواستهايی را معلمان در حال حاضر دارند و بيان
ميکنند که با اين مقاومت و فشار روبرو ميشوند؟
ميراکبر رييسزاده: معلمان خواستهای عجيب و غريبی ندارند. آنها
ميگويند که ما را از لحاظ معيشتی تامين کنيد تا ما زير خط فقر
زندگی نکنيم. آنها همچنين ميگويند که معلم از لحاظ منزلتی
شأنش بالاتر از آن است که شما فکر ميکنيد. بايد زمينه آن را
فراهم کنيد تا معلم در جامعه جايگاه واقعی خود را به دست آورد.
اين مشکلهاست، همراه با يک سری مسائل صنفي، که چون از اول به
آنها توجه نکردهاند، مشکلها انباشته شده است. در نظام اداری
آموزش و پرورش، نظام قبيلهای حاکم است. باندبازی اداری وجود
دارد. در مدارس به معلمان سخت ميگيرند. وقتی ابلاغ معلم را به
او ميدهند، به سرش منت ميگذارند. اين بخصوص در مورد فعالان
صنفی صدق ميکند. فعالان صنفی در مناطق آموزش و پرورش راحت
نيستند. به سختی به آنان کلاس و درس ميدهند. به هر مدرسهای
که ميروند، مدير اذيتشان ميکند. سپردهاند که اينها را اذيت
کنيد. اين وضعيت ماست. معلمها ميگويند که اين وضع نباشد؛ ما
بايد بدون دغدغه به کار آموزشی و تربيتيمان ادامه دهيم، نه
اينکه در اين جوی که ايجاد کردهاند زندگی کنيم.
مصاحبهگر: کيواندخت قهاری
141- مدیریت ایران خودرو و تغییر زمان ومکان جشن ارتقای شغلی:
مدیریت تراست عظیم ایران خودرو اعلام کرده است
که 10 هزار کارگر را ارتقای شغل خواهد داد و با اجرای این طرح
سطح دستمزد این کارگران را هم افزایش خواهد داد. اعلام این خبر
زمزمه هایی مبنی بر اعتراض احتمالی کارگران را به وجود آورده
است، زیرا ارتقای شغلی فقط 10 هزار کارگر متضمن محروم ساختن
چند ده هزار کارگر دیگر از شمول هر نوع تغییر وضعیت شغلی و
بدین سان محرومیت از افزایش دستمزد است. بسیار طبیعی است که
کارگرانی که از این ارتقای شغلی و افزایش دستمزد محروم می شوند
فریاد اعتراض خود را بلند کنند. مدیریت ایران خورو ابتدا قصد
داشت که طرح خود را روز عید فطر و درحضور جمعیت وسیعی از
کارگران اجرا کند. اما زمزمه های مخالفت و هراس از واکنش
اعتراضی یک جمعیت چند ده هزار نفری باعث شد که تصمیم خود
راعوض کند. اجرای مراسم ارتقای شغلی در روزعید فطر لغو شد و به
زمان دیگر و فرصت مناسب تری موکول گردید. مدیریت اینک اطلاع
داده است که این مراسم روز سه شنبه 16 مهرماه در سالن
اجتماعات شرکت « سا پکو» (یکی از شرکت های وابسته به ایران
خودرو) برگزار خواهد شد. آنان با تغییر روز و محل اجرای مراسم
تلاش می کنند تا شمار هر چه کمتری از کارگران به این سالن راه
یابند، از تجمع گسترده کارگران جلوگیری کنند و نیروی انتظامی و
امنیتی هر چه بیشتری را برای جلوگیری از خطر احتمالی اعتراض
کارگران ناراضی به محل مراسم بیاورند. البته کارگران ایران
خودرو نیز درمقابل این ترفندها و دسیسه چینی ها بیکار نخواهند
نشست. آنان بر تحقق خواست های خود اصرار دارند و تلاش خواهند
کرد که مراسم ترفیع شغلی 10 هزار کارگر را به میدان اعتراض
گسترده کل کارگران ایران خودرو علیه شدت استثمار و بی حقوقی
های خویش تبدیل کنند.
15 مهر 87
142- صدها
کارگرکارخانه لاستيکسازی البرز با تجمع در محوطه وزارت کار
خواهان رسيدگی به خواستها و مطالبات خود شدند:
به گزارش صدای آلمان در تاریخ 16 مهر 87
:صدها کارگرکارخانه لاستيکسازی البرز با تجمع در محوطه وزارت
کار خواهان رسيدگی به خواستها و مطالبات خود شدند. لاستيک
سازی البرز پس از واگذاری به بخش خصوصی و به دليل افت شديد
توليد، از تيرماه سال جاری تعطيل شده است..
۱۴۰۰ کارگر
لاستيک سازی البرز بيشتر از شش ماه است که حقوقی دريافت
نکردهاند. به گزارش ايلنا آنها در تجمع روز يکشنبه،
۱۴ مهر، خود
خواستار انتقال دوباره مديريت شرکت به بخش دولتی شدهاند.
کارخانه لاستيک البرز يکی از قديميترين کارخانههای ايران
است. اين واحد توليدی در سال ۳۷
شمسی تاسيس شد و در آغاز، بياف گودريچ نام داشت. کارخانه پس
از فروش آن به سرمايهداران ايرانی در سال
۵۵، به "کيان تاير"
تغيير نام داد. پس از انقلاب به مالکيت دولت درآمد و در نهايت
در سال ۸۰
نام آن به لاستيک البرز تبديل شد. مديران کنونی کارخانه، افت
شديد توليد و قرار گرفتن آن در آستانه تعطيلی را ناشی از
زياندهی يا کمبود نقدينگی عنوان ميکنند. اما محسن حکيمي،
پژوهشگر مسائل کارگری در گفتگو با دويچهوله بحث اصلی را ناشی
از سودآورتر بودن حوزههای ديگر در بازار اقتصاد ايران
ميداند. وی ضمن اشاره به فروش ۶۰
درصدی سهام اين کارخانه در سال ۷۳
به بخش خصوصی ميگويد:
"در اين زمان فروش کارخانه براساس آمار سايت لاستيک البرز رونق
داشته است. حتی انواع لاستيکهای خودروی شخصی و کاميون به خارج
از کشور و به ويژه کشورهای حاشيه خليج فارس صادر ميشدهاند.
واقعيت اينست که در ايران، برخی عرصههای توليدی چون نساجي،
قند و شکر يا همين لاستيک، سودآوری کمتری به نسبت ساير رشتهها
دارند. بنابراين سرمايهدار سعی ميکند سرمايهاش را به جايی
منتقل کند که سودآوری مطلوب داشته باشد. مثلا سودآوری در
رشتهی ساختمان الان بيشتر از توليد لاستيک است. تقاضا برای
مواد غذايی يا مسکن در ايران بسيار بالاتر است و در نتيجه
سرمايهگذار به سمت اين رشتهها ميرود."
به گفته محسن حکيمي، ۶۰
درصد سهام کارخانه البرز متعلق به آقای داور شرفی مدير کارخانه
است و باقی سهام را بانک صنعت و معدن دارد. محسن حکيمی تاکيد
ميکند که راه حل اصلی برای حل مشکل توليد، در اختيار گرفتن
مديريت کارخانه توسط شورای کارگران است. حکيمی نمونههای به
بنبست رسيدن مديريت دولتی در کارخانههای ايران را پايه
استدلال خود قرار ميدهد:
" نيشکر هفتتپه همين وضعيت را دارد که مالکيتاش دولتيست.
کاغذسازی پارس يا نساجی کردستان در سنندج نيز همين وضع را
دارند. کارخانه الکتريک رشت هم همين مشکل را دارد. کارگران
آنجا هم چندی پيش آمدند تهران تجمع کردند و بعد نماينده دولت
آمد و گفت که ما اين کارخانه را واحد دولتی ميکنيم. در
حاليکه چنين چيزی روی ندادو آنها هم کماکان بلاتکليف هستند.
کارگران بايد از دولت بخواهند تا وامهای کلانی را که به
سرمايه داران اين کارخانههای در حال تعطيل داده، در اختيار
خود آنها بگذارد تا آنها به صورت شورايی کارخانهها را اداره
کنند. اين تجربه در کشورهای ديگر هم بوده است. مثلا در آمريکای
لاتين و بخصوص آرژانتين، چندين کارخانه به تصرف کارگران
درآمد."
ناگفته نماند که کارگران لاستيک البرز در فروردين ماه گذشته،
در اعتراض به بحران توليد و تعويق حقوق خود، چند ساعت جاده
منتهی به کارخانه، جاده تهران − اسلامشهر را مسدود کردند. اين
اعتراض با دخالت ماموران انتظامی به بازداشت دهها کارگر منجر
شد.
محسن حکيمي، نبود تشکلهای صنفی و با تجربه کارگری را بزرگترين
چالش کارگران در رويارويی با مشکلات کاری ميداند.
اين پژوهشگر و فعال مسائل کارگری در پايان اضافه ميکند که
کارگران هيچگاه با اتکا به جمعی به نام شورای اسلامی کار، موفق
به دريافت حقوق مادی و قانونی خود نخواهند شد.
کارگران لاستيک سازی البرز اعلام کردهاند که در صورت بيپاسخ
ماندن خواستههايشان، همراه با خانوادههای خود در مقابل مجلس
شورای اسلامی تحصن خواهند کرد.
143- رئيس کانون کارگران خباز:
ميان کارگران و کارمندان تبعيض وجود دارد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 16 مهر 87 ؛
رئيس کانون انجمن صنفي کارگران
خباز کشور از ندادن سبد کالا، ويژه ماه مبارک رمضان به
کارگران، به خصوص کارگران شاغل در اين صنف انتقاد کرد و گفت:
دولت مسوول اصلي اين بيعدالتي است.
علي يزداني در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا"، تبعيض
ميان کارگران و کارگران را منحصر به سبد کالاي ماه رمضان
ندانست و گفت: کملطفيهاي وزير کار و بازرگاني در اين خصوص
موجب تضييع حق کارگران شد.
رئيس انجمن صنفي کارگران خباز استان اصفهان گفت: کارگران گمان
ميکنند که سبد کالاي ماه مبارک رمضان به دليل اهمال
نمايندگان کارگري به دست کارگران نرسيده است، در صورتي که اين
چنين نيست.
وي ضمن انتقاد از اينکه کارگران مشمول دريافت سهام عدالت
نشدهاند، گفت: به کارمندان و بازنشستگان سهام عدالت
ميدهند اما نوبت که به کارگر ميرسد تبعيضها شروع
ميشود.
يزداني يکي ديگر از مطالبات کارگران خباز را معافيت مالياتي
دستمزد خواند و گفت: اداره دارايي براساس ليست حق بيمه، ماليات
از کارگران خباز کسر ميکند در صورتي که در بسياري از موارد،
دستمزد کارگران کمتر از رقمي است که در ليست بيمه ذکر شده است.
پايان پيام
144- وضعيت وخيم مرگ و مير کودکان در ايران: 2700 کشته و 95
هزار مصدوم کودک در يک سال :
به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 16 مهر
87 :الناز محمدي؛ ,در سال 85 حدود 2700 کودک زير 15 سال در اثر
سوانح رانندگى در ايران فوت کردند و تقريباً 95 هزار کودک و
نوجوان زير 20 سال مصدوم شدند., اين خبر از جمله اخبار مهمى
است که اين روزها و در آستانه 17 مهر، روز جهانى کودک، از سوى
مسوولان و فعالان حقوق کودکان اعلام مى شود؛ به طورى که حتى
امسال اين مسوولان با شعار ,احتياط، شادي، زندگى, به استقبال
اين روز رفته اند. به همين منظور امسال سازمان هايى چون سازمان
بهزيستى کشور، وزارت بهداشت، شهرداري، يونيسف و... تلاش دارند
ضمن ابراز نگرانى از وضعيت وخيم مرگ و مير کودکان در سوانح
رانندگي، با برگزارى مراسم هاى مختلفى در اين زمينه به مردم
اطلاع رسانى کنند. ,کريستين سالازار فولکمن, نماينده يونيسف در
ايران، ديروز در نشست خبرى که به مناسبت روز جهانى کودک برگزار
شد، با ابراز نگرانى از وضعيت مرگ و مير کودکان در حوادث
رانندگى در ايران گفت؛ ,در حالى که ايران طى سال هاى اخير گام
هاى بلندى در جهت کاهش نرخ مرگ و مير کودکان از طريق
واکسيناسيون و نظام شبکه بهداشتى کشور برداشته است، وضعيت رفت
و آمد به طور فزاينده يى به جوان ترين نسل کشور لطمه مى زند؛
در سال 1385 حدود دو هزار و 700 کودک زير 15 سال در اثر سوانح
رانندگى در ايران فوت کردند که اين آمار بسيار اسفناک و نگران
کننده است., سالازار تبعات غيرمستقيم سوانح بر کودکان را
حقيقتى دانست که غالباً در گزارش ها فراموش مى شود؛ ,يکى از
اين تبعات، فشارهاى اقتصادى و اجتماعى بر خانواده هايى است که
ناگزيرند از معلولان سوانح مراقبت کنند. کودکى که دچار مصدوميت
جدى است نياز به مراقبت والدين دارد. هزينه هاى درمان و مراقبت
از اين کودکان، بر نگرانى والدين براى فرصت تحصيلى از دست رفته
کودک مى افزايد؛ نکته ديگر از دست رفتن نان آوران است که
خانواده را به سمت فقر سوق داده يا کاملاً در فقر فرو مى برد.,
دکتر ,امير اميرخانى, مديرکل سلامت، خانواده و مدارس وزارت
بهداشت نيز با بيان اينکه ,در سال هاى اخير براى پرداختن به
سلامت کودکان دچار موانعى بوده ايم,، تمرکز اين وزارت را در
حوزه کودکان بر حوادثى دانست که گريبانگير کودکان مى شود؛ ,از
ارسال 1990 تا 2005، شاخص مرگ کودکان زير پنج سال، در جهان
حدود 20 درصد کاهش پيدا کرد. و اين در حالى است که نظام سلامت
در ايران توانسته است اين شاخص را حدود 40 درصد کاهش دهد و ما
پيش بينى مى کنيم تا سال 2015 به حدود دوسوم اين شاخص را کاهش
دهيم., وى افزود؛ ,در کشور ما موضوع مديريت و کنترل مرگ کودکان
روند مناسبى دارد و ما توانستيم با شبکه گسترده يى که با عنوان
پزشک خانواده در بيمارستان ها راه اندازى کرديم، روند مرگ و
مير کودکان را کنترل کنيم و آن را کاهش دهيم., وى با بيان
اينکه 36 درصد مرگ و مير کودکان در ايران بر اثر سوانح ترافيکى
اتفاق مى افتد، تاکيد کرد؛ ,طبق مطالعه يى که در سال 82 در اين
مورد انجام شده است در مورد کودکان پنج تا 14 سال، بيشترين
درصد مرگ و مير بر اثر سوانح رانندگي، 9 درصد به دليل بسته شدن
شريان هاى تنفسى و سپس به دلايلى چون غرق شدگي، سوختگى و
مسموميت است., اميرخانى چند خبر نيز داشت؛ ,تدوين سند ارتقاى
سلامت کودکان در سطح ملى و برنامه جامع رشد کودکان با مشارکت
سازمان هايى چون بهزيستى و صندوق کودکان سازمان ملل، بسيج
اطلاع رسانى با عنوان 10 کليد طلايى براى سلامت دانش آموزان و
مکلف شدن دانشگاه هاى سراسر کشور به تدوين برنامه ارتقاى سلامت
کودکان استان ها براى سال 88., اما فوت شش کودک از هر هزار
کودک زنده متولد شده از ديگر مواردى بود که دکتر ,حامد برکاتى,
رئيس اداره سلامت کودکان وزارت بهداشت در جمع خبرنگاران به آن
اشاره کرد؛ ,اين آمار مربوط به کودکان زير پنج سال است و طبق
آمار سال 84 تا به حال به ازاى هر هزار کودک زنده متولد شده شش
کودک فوت کرده اند که اين عدد نسبت به آمار کشورهاى توسعه
يافته آمار بسيار مناسبى است و از علل آن نيز مى توان به حوادث
ترافيکى و عوامل ژنتيکى و مادرزادى اشاره کرد., در ادامه اين
نشست ,محمدحسين جوادى, مديرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان
بهزيستى آخرين آمار کودکان زير 18 سال را در ايران حدود 20 تا
25 ميليون اعلام کرد.
کودکان افغان، کودکان بى شناسنامه
اگر به آمارهاى رسمى منتشرشده از سوى مسوولان درخصوص ازدواج
زنان ايرانى با مهاجران و اتباع خارجى مراجعه کنيم، خواهيم ديد
هزاران زن ايرانى گرفتار ازدواج هاى غيرقانونى با مهاجران
خارجى شده اند و اينک با بازگشت همسرشان به وطن، آنان با بى
هويتى فرزندان شان روبه رو هستند. طبق آخرين آمارها هم اکنون
حدود يک ميليون و 800 هزار مهاجر افغانى به طور رسمى و حدود دو
ميليون و 300 هزار نفر به صورت غيررسمى در ايران زندگى مى کنند
که به خاطر ثبت نکردن بسيارى از اين ازدواج ها به دليل نداشتن
کارت اقامت شوهران، آمار درستى از تعداد اين ازدواج ها در دست
نيست. اما در سال هاى اخير با توجه به عملکردها و سياست هاى
متناقضى که دولت ايران درخصوص بازگرداندن افاغنه در پيش گرفته
است، وضعيت کودکان حاصل اين ازدواج ها وخيم به نظر مى رسد. از
يک طرف خانواده ها و کودکان افغانى با موانع و محروميت از
خدمات و تسهيلات اجتماعى مواجه هستند و کودکان آنها از تحصيل
بازمى مانند و از سوى ديگر بسيارى از اين کودکان که از والدين
ايرانى و افغانى هستند به لحاظ هويت و تابعيت خود وضعيت
نامشخصى دارند. به اين موارد بايد آسانى تردد افغان ها در
مرزهاى کشور و دور باطل بلاتکليفى هر چه بيشتر افاغنه در ايران
را اضافه کرد. ,سارا شهيار, کارشناس برنامه ثبت مواليد يونيسف،
در مورد فعاليت هاى انجام شده توسط يونيسف به اعتماد گفت؛ ,با
توجه به اينکه در ايران تابعيت از پدر به فرزند مى رسد و اين
يک قانون است، يونيسف نمى تواند دخالت چندانى در اين مورد
بکند، اما يونيسف در سال هاى اخير با برقرار کردن رابطه با
سازمان ثبت و احوال و دولت تلاش بسيارى را در زمينه ثبت اين
ازدواج ها انجام داده است تا لااقل کودکانى که حاصل اين ازدواج
ها هستند داراى گواهى ولادت باشند تا بتوانند بعد از 18سالگى
براى خود درخواست تابعيت کنند., کريستين سالازار نيز در مورد
محکوميت کودکان زير 18 سال در ايران به اعتماد گفت؛,با اينکه
ايران در بسيارى از جنبه هاى مربوط به کودکان و نوجوانان
اقدامات موثرى را انجام داده است اما اقدامات ايران درخصوص
مجازات کودکان زير 18 سال با تعريف سازمان ملل از کودکان مجرم
و همچنين کنوانسيون حقوق کودک در تناقضى جدى است و يونيسف نيز
در سا ل هاى اخير سعى کرده با تعامل کردن با قوه قضائيه و حتى
رهبران مذهبى اقدامات مثبتى در اين زمينه انجام دهد. به طورى
که از سوى اين سازمان پيشنهاد تاسيس دادگاه ويژه جرائم اطفال و
صدور حکم متناسب با سن اين مجرمان به قوه قضائيه داده شده
است., جوادى مديرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزيستى نيز
در ادامه، رويکرد اصلى قوه قضائيه را در زمينه اعدام نوجوانان
در سال هاى اخير استفاده از مجازات هاى جايگزين براى آنان
دانست.
145- کشته شدن یک کارگر حین کار در قلهک تهران :
به گزارش خبرگزاری ایسنا در تاریخ 16 مهر 87 آمده است :
اسدالله کارگر 23 ساله ساختمانی به علت نبود امکانات ایمنی، در
هنگام گودبرداری، بر اثر ریزش خاک در منطقه قلهک تهران کشته
شد.
146- موج دستگیری معلمان
:
در ماه های اخیر و به ویژه در این چند روز
شمار زیادی از معلمان در مناطق مختلف کشور بازداشت و زندانی
شده اند. دستگیری ها به ویژه به دنبال اعلام آمادگی معلمان
برای راه پیمایی روز جهانی معلم تشدید شده است و هم اینک تعداد
زیادی از معلمان شهرستان ها و تهران در سیاهچال ها به سر می
برند. عده ای از دستگیرشدگان به جاهای کاملاً نامعلوم انتقال
یافته اند و از هر گونه تماس آنان به خانواده هایشان جلوگیری
به عمل آمده است. آخرین خبرها حاکی است که دو تن از معلمان
سنندج به نام های یدالله زاره ای و رامین زندنیا نیز در شمار
زندانیان هستند. در برخی از گزارش ها آمده است که شماری از
معلمان را حتی در محل وزارت آموزش و پرورش و یا ادارات تابعه
این وزارتخانه به گروگان گرفته اند و در همان جا زندانی کرده
اند. جنبش معلمان به عنوان بخش جدایی ناپذیری از جنبش کارگری
ایران در طول سال های اخیر به رغم همه افت و خیزهایش یکی از
کانون های داغ و شعله ور اعتراض علیه شدت استثمار و بی حقوقی
ها و سیه روزی های این بخش از طبقه کارگر بوده است. آن چه
درحال حاضر مبارزات معلمان را تهدید می کند علاوه بر سرکوب بی
امان دولت سرمایه داری میدان داری کاسبکارانه، سازشکارانه و
مصلحت جویانه رفرمیسم راست سندیکالیستی است که زیر نام «کانون
صنفی معلمان» به مانعی بر سر راه عروج گسترده ضدسرمایه داری
توده های معلم و همپیوندی و سازمانیابی مشترک آن ها با سایر
همزنجیران کارگر تبدیل شده است. همه چیز حاکی از آن است که
توسل به این امام زاده ها و این نوع کانون های رفرمیستی و
سازشکارانه نه فقط هیچ گرهی از کوه مشکلات معلمان باز نمی کند
بلکه کل نیروی پیکار طبقاتی آنان را به هدر خواهد داد. معلمان
حتی برای رسیدن به مطالبات روز خود جز فشردن دست سایر بخش های
طبقه کارگر و متشکل کردن خود در سازمان سراسری و شورایی ضد
سرمایه داری توده های وسیع کارگر راه دیگری ندارند.
16 مهر 87
147 - تضییع حقوق کارگران به روایت «انجمن صنفی کارگران خباز»:
تشکل موسوم به « انجمن صنفی کارگران خباز» با
درایت و تیزبینی بسیار اعجاب انگیزی که فقط در کف باکفایت
نهادهای صنفی و سندیکایی است پرده از اسرار بسیارپیچیده و
ناشناخته ای در جامعه سرمایه داری ایران برداشته است! این
انجمن در کشف محیرالعقول تاریخی و افسانه ای خود متوجه شده است
که گویا برخی بی عدالتی ها علیه توده های کارگرایران هم اعمال
می شود! ( این یکی را دیگر هیچ کس نمی توانست حدس بزند!) این
انجمن برای اثبات ادعای خود حتی دلیل و مدرک هم جمع کرده و تا
این جا دو مورد مهم ارائه داده است. مورد نخست این است که آقای
وزیر بازرگانی یا وزیر کار مرتکب بی لطفی شده و سبد کالای ویژه
ماه رمضان را از کارگران روزه دار دریغ داشته است. مورد دوم هم
این است که سهام عدالت به کارگران داده نشده است.
به راستی که وقاحت عمله و اکره سرمایه هیچ حد
ومرزی ندارد. در جامعه ای که 10 میلیون کارگر از فشار گرسنگی و
بیکاری در باتلاق مذلت و مرگ و سیه روزی غوطه می خورند، در
مملکتی که کارگران شاغل آن در ازای هر یک تومان دستمزد خویش
حداقل 11 تومان ارزش اضافی به سرمایه سرمایه داران می
افزایند، در نقطه ای از جهنم کارگر سوز سرمایه داری که هر
کارگر با دو شیفت و سه شیفت کار در شبانه روز قادر به تهیه نان
خالی فرزندش نیست، در جامعه ای که شمار کثیر زنان طبقه کارگر
برای نان بخور و نمیر فرزندانشان مجبور به تن فروشی هستند، آری
در چنین جامعه ای حقوق تضییع شده کارگران به روایت این انجمن
صنفی در بی لطفی وزیر بازرگانی برای دادن مقداری صدقه و رفع
کفاره و احتمالاً زکات فطر به کارگران روزه دار خلاصه می شود!!
مورد بعدی این تضییع حقوق در آه و ناله های این جماعت سرمایه
مدار از این هم چندش آورتر و وقیحانه تر است. در روزهایی که
سرمایه داران و دولت آن ها با توطئه گری تمام تصمیم گرفته اند
فروش مقداری سهام کارخانه ها را با هدف افزایش سرمایه های
نجومی سرمایه داران بر کارگران تحمیل کنند و معادل بهای این
سهام را از دستمزد ناچیز آنان کسر کنند، این انجمن صنفی تحمیل
این توطئه بر کارگران را نوعی احقاق حق آن ها !! تبلیغ می کند.
16 مهر 87
148- مراسم روز جهانی کودک :
16
مهر از ساعت 9 صبح تا 11 مراسم گرامیداشت روز جهانی کودک به
میزبانی سازمان بهزیستی کرمانشاه برگزا شد در این مراسم 1000
نفر از کودکان مهد
کودکها و دبستانهای مختلف به همراه خانواده هایشان شرکت کرده
بودند کودکان در حالی
که صورتهایشان نقاشی شده بود و پلاکاردهایی در دفاع از حقوق
خود در دست داشتند به
شادی پرداختند در مراسم بروشور ها و بیانه ی جمعیت تلاش برای
جهان شایسته کودکان و
قطعنامه همایش کودکان کار و خیابان به طور گسترده پخش شد گزارش
به همراه تصاویر
است
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه 16 / 7 / 87
149- اعتصاب در شرکت فلات پارس :
کارگران شرکت فلات پارس اعتصاب کردند ساعت 7 صبح
روز 16 مهر 100 نفر از کارگران شرکت پیمان کاری گودرزی پیمان
کار شرکت فلات پارس در
پتروشیمی پلی اتیلن سنگین کرمانشاه نسبت به عدم پرداخت حقوق یک
ماه گذشته و قصد
کارفرما به بالا کشیدن حق اضافه کاری اجباری 1 ساعته طی یک ماه
سپری شده دست به
اعتصاب زدند
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه 16 / 7 / 87
150 - تعداد ٧٢٤ هزار كودك از تحصيل باز مانده اند :
به گزارش روزنامه خراسان در تاریخ 17 مهر 87 :اجراى ناقص قانون
اجبارى شدن آموزش تا پايان دوره راهنمايى به دليل نبود
اعتبارات لازم باعث شده است كه ما همچنان با ٧٢٤ هزار كودك
بازمانده از تحصيل روبه رو باشيم.بر اساس بند الف ماده ٥٢
قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف به فراهم كردن زمينه هاى
تحصيل براى تمامى كودكان لازم التعليم است.بر اين اساس آموزش و
پرورش آيين نامه اين ماده قانونى را تصويب كرد و براى بررسى به
هيئت دولت فرستاد. اين آيين نامه در سال ٨٤ مورد تصويب قرار
گرفت و پس از آن آموزش و پرورش موظف شد براى اجراى مطلوب، شيوه
نامه اجرايى آن را تدوين و پس از تصويب براى اجرا به استان ها
ابلاغ كند. اين كار با دو سال تأخير بالاخره در سال ٨٦ اتفاق
افتاد و سپس با امضاى وزير وقت به تمام استان هاى كشور براى
اجرا ابلاغ شد.
شهره حسين پور معاون دفتر آموزش براى همه وزارت آموزش و پرورش
با بيان اين مطالب به خراسان گفت: بر اساس مصوبه دولت، سازمان
ها و وزارت خانه هاى بهداشت، دادگستري، مركز آمار، سازمان ثبت
احوال، معاونت راهبردى و صدا و سيما موظف به همكارى با آموزش و
پرورش در اجراى اين قانون شدند كه در شيوه نامه اجرايى اين
قانون، نقش و وظايف هر يك از دستگاه ها مشخص شد.وى افزود: پس
از تدوين و ابلاغ شيوه نامه مكاتباتى با دستگاه هاى مختلف
انجام و از آن ها خواسته شد بر اساس شيوه نامه با آموزش و
پرورش در اجرايى كردن قانون اجبارى شدن آموزش تا پايان دوره
راهنمايى همكارى كنند.به گفته اين مسئول، از همان آغاز كار غير
از سازمان صدا و سيما بقيه سازمان ها اعلام همكارى كردند و به
صورت گسترده وارد عمل شدند.
حسين پور با اشاره به اين كه صدا و سيما تاكنون به هيچ يك از
مكاتبات و نامه هاى ما پاسخ نداده است، گفت: وظيفه صدا و سيما
در اين زمينه اطلاع رسانى و آگاه سازى و فرهنگ سازى است.وى
افزود: در مرحله اول براى اجراى اين قانون تصميم گرفته شد
ابتدا عوامل ممانعت والدين از تحصيل فرزندانشان بررسى و
شناسايى شود تا پس از آن برنامه ريزى مناسبى براى جذب كودكان
بازمانده از تحصيل صورت گيرد.معاون دفتر آموزش براى همه در
پاسخ به اين سوال كه آيا اين قانون در حال حاضر اجرا مى شود،
گفت: يكى از مواردى كه به اجراى قانون كمك مى كند، رفع عوامل
باز دارنده تحصيل كودكان است كه عوامل اقتصادى از مهم ترين
عوامل است كه برخى والدين به دليل مشكلات اقتصادى و معيشتي، از
تحصيل فرزندان خود ممانعت به عمل مى آورند. در مصوبه دولت نيز
به صراحت تأكيد شده است كه سازمان مديريت و برنامه ريزى (سابق)
با هماهنگى آموزش و پرورش بايد هر سال اعتباراتى را به اجراى
اين قانون اختصاص دهد؛ در حالى كه اين اعتبارات تاكنون اختصاص
نيافته است.وى افزود: همان طور كه ذكر شد در شناسايى و دسته
بندى دلايل ممانعت والدين از تحصيل كودكان، يكى از عمده ترين
دلايل، مشكلات اقتصادى و معيشتى است كه براى راضى كردن والدين
به تحصيل كودكشان، بايد هزينه هاى آموزشى او را تأمين كنيم كه
اين مسئله نياز به اعتبار دارد. بنابراين يكى از مشكلاتى كه
اجراى اين قانون را با نقص مواجه كرده، كمبود اعتبارات است. به
همين دليل مى توان گفت، قانون الزام آموزش تا پايان دوره
راهنمايى به طور كامل اجرا نمى شود.
وى افزود: مشكلات فرهنگى كه باعث بازماندن كودكان از تحصيل مى
شود با همكارى معلمان، شوراهاى روستا و... برطرف مى شود.
معاون دفتر آموزش براى همه همچنين در پاسخ به اين كه در حال
حاضر كودكان بازمانده از تحصيل در دو مقطع ابتدايى و راهنمايى
چه تعداد هستند، گفت: بر اساس آخرين آمار ١٢٠ هزار و ٦٨٦ كودك
در سن ابتدايى و ٦٠٣ هزار و ٣٣٢ كودك در سن راهنمايى از تحصيل
محروم هستند كه در مجموع مى توان گفت: ٧٢٤ هزار و ١٨ كودك در
سنين ابتدايى و راهنمايى (٦ تا ١٤ ساله) از تحصيل محروم
هستند.وى افزود: اما روند جذب كودكان لازم التعليم بازمانده از
تحصيل براى آموزش در سال هاى اخير با اقدامات انجام شده، بهبود
يافته است. چرا كه در سال ٨١ آمار كودكان بازمانده از تحصيل
بيش از يك ميليون نفر بود.وى افزود: براساس آمارها همچنين نرخ
جذب خالص پايه اول ابتدايى در سال ٨٥ به ٣/٩٥ درصد رسيده اين
در حالى است كه اين رقم در سال ٧٩ حدود ٨/٩٢ درصد بوده است.
همچنين آمارها نشان مى دهد كه پوشش تحصيلى در دوره ابتدايى از
٩/٩٥ درصد در سال ٧٩ به ٨/٩٧ درصد در سال ٨٥ رسيده كه اين
مسئله حاكى از افزايش درصد پوشش تحصيلى در اين دوره است. علاوه
بر اين پوشش تحصيلى در دوره راهنمايى از ٤/٧٨ درصد در سال ٧٩
به ٩/٨٤ درصد در سال ٨٥ رسيده است و اين آمار نيز نشان از
بهبود پوشش تحصيلى در اين دوره دارد.
حسين پور همچنين درباره علل بازماندن از تحصيل بيش از ٧٠٠ هزار
كودك در سن مدرسه گفت: تحقيقات نشان مى دهد، بازماندن كودكان
از تحصيل داراى عوامل درون و برون سازمانى است كه كمبود معلم،
كمبود مدرسه، كمبود معلم زن در مدارس دخترانه در مناطق
روستايي، مختلط بودن دانش آموزان دختر و پسر در مدارس روستايي،
بى توجهى و پى گيرى نكردن تحصيل دانش آموزان به ويژه تحصيل
دختران از سوى خانواده ها، مردودى و ترك تحصيل دانش آموزان
دختر به دلايل مختلف همچون ممانعت خانواده از تحصيل آن ها،
تطابق نداشتن محتواى درس ها با نياز در مناطق مختلف كشور،
نامناسب بودن فضاهاى آموزشي، تطابق نداشتن زمان برگزارى مدارس
با زندگى روستايى و عشايرى از جمله دلايل درون سازمانى
بازماندن كودكان از تحصيل است. همچنين بى انگيزگى در ادامه
تحصيل ، نبود بازار كار براى دانش آموختگان و درآمدزا بودن
مشاغلى كه ارتباطى با تحصيل ندارد نيز از جمله دلايل آن است.
وى افزود: عوامل برون سازمانى نيز شامل مواردى از جمله
اقتصادي، فرهنگي، آداب و رسوم محلي، غيربومى بودن معلمان،
ازدواج زودهنگام دختران، اولويت دادن پسران نسبت به دختران در
امر تحصيل، بى سوادى والدين، دسترسى نداشتن به رسانه هاى
گروهي، تبليغات سوء در مورد تحصيل دختران، بافت اقتصادى
خانواده هاى روستايى و عشاير، پرجمعيت بودن خانواده، ناتوانى
خانواده در تامين هزينه هاى تحصيلي، استفاده از كار دختران در
منزل و كار پسران در مزارع از جمله دلايل بازماندن كودكان از
تحصيل است.اين مسئول همچنين براين مسئله نيز تاكيد كرد: آمارها
نشان مى دهد كه به دلايل فرهنگى و همچنين بهره گيرى از دختران
براى كار در منزل، ازدواج زودهنگام و ارجحيت دادن تحصيل پسران
نسبت به دختران باعث شده است درصد بالايى از بازماندگان از
تحصيل را دختران تشكيل دهند و در اين موارد بيشتر ممانعت
والدين از تحصيل ديده مى شود.وى در پاسخ به اين كه آيا گزارش
هايى از اين موارد نيز در دست است، گفت: گزارش هاى زيادى به
دست مى رسد كه حاكى از ممانعت خانواده ها از تحصيل دختران به
دلايل مختلف از جمله ازدواج زودهنگام است. علاوه بر اين كه
گزارش هايى نيز از ممانعت خانواده ها از تحصيل پسران وجود
دارد.وقتى كه در سال گذشته خبر ابلاغ شيوه نامه اجبارى شدن
تحصيل تا پايان دوره راهنمايى رسيد، اين اميدوارى ايجاد شد كه
در سال هاى بعد آمار اين كودكان به حداقل مى رسد و حتى به صفر
نزديك خواهد شد، اما هنوز اين اتفاق نيفتاده است و اين قانون
كه تمام اميدها به آن بود به دليل كمبود و نبود اعتبارات به
طور ناقص اجرا مى شود اما در سال گذشته برخى مسئولان آموزش و
پرورش از اجراى روش بازدارنده اى خبر دادند كه براساس آن
والدينى كه مانع تحصيل فرزندانشان مى شوند، تا يك ميليون تومان
جريمه مى شوند چنان كه قرار بود اين خانواده ها در استان هاى
كشور به مراجع قضايى معرفى شوند و جريمه نقدى از آن ها اخذ
شود. اما به نظر مى رسد اين روش هيچ گاه به اجرا درنيامده
است.حسين پور در اين زمينه گفت: تاكنون هيچ يك از خانواده هايى
كه از تحصيل فرزندانشان ممانعت كرده اند، جريمه نشده اند؛ چرا
كه همان طور كه ذكر شد مهم ترين دليل ممانعت از تحصيل كودكان
فقر اقتصادى است. بنابراين، اين خانواده ها توان پرداخت جريمه
را ندارند. ضمن اين كه در مواجهه با اين خانواده ها، سياست اين
است كه از ابزارهاى تشويقى براى جذب كودكان استفاده شود نه
ابزار تنبيهى.
بنابراين روش تنبيهى نمى تواند پاسخگو و برطرف كننده مشكل
باشد. وى افزود: هدف اين است كه با فرهنگ سازى و تامين نيازهاى
تحصيلى كودكان و رفع موانع ديگر زمينه جذب كودكان را به تحصيل
فراهم آوريم و در صورت اختصاص اعتبارات مورد نياز به اين هدف
زودتر دست خواهيم يافت.
151- پدر
بيکار:براى حل مشكلات زياد زندگيمان بايد قربانى ميداديم به
همين دليل پسر 4ساله ام "على اكبر" را سر بريدم
:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 17 مهر 87 : فرزندكشي،
شديدترين مصداق كودكآزارى محسوب ميشود كه حتى وقوع يك مورد
از آن نيز زياد به نظر ميرسد. اين در حاليست كه متاسفانه در
سالهاى اخير در كشورمان شاهد تعدادى از اين نوع موارد
كودكآزارى بودهايم.
به گزارش خبرنگار حقوقى ايسنا، آخرين قتل از اين دست روز گذشته
اتفاق افتاد، درست يك روز قبل از روز جهانى ,كودك, و درست در
شرايطى كه بسيارى آماده ميشدند تا روزى خوش را براى كودكان
خود فراهم آورند. روز گذشته يك كودك چهارساله به نام ,على
اكبر, در خواب از سوى پدرش به قتل رسيد. اسماعيل 36 ساله پدر
كودك در حالى كه پس از اين اقدام شاهرگ خود را نيز بريده بود،
گفته بود براى حل مشكلات زياد زندگيمان بايد قربانى ميداديم
به همين دليل ,على اكبر, را سر بريدم اما قبل از كشتنش يك
ليوان آب به او خوراندم. اسماعيل كه به گفته بستگانش از مدتى
قبل اعتيادش را ترك كرده، به شدت عصبانى بود و در اين اواخر از
بيكارى رنج ميبرد.
جالب آنكه حدود يكسال و يك ماه از وقوع قتل كودكى ميگذرد كه
ريشه آن را نيز ميتوان در اعتياد و بيكارى پدر جست. در اين
حادثه كودك 5 سالهاى به نام ,اميرحسين, از سوى پدر 31 سالهاش
با تسمه خفه شد. پدر او نيز به ترياك اعتياد داشته و بيكار
بوده و همسرش به دليل ترك نفقه و مطالبه مهريه، او را ترك كرده
بود.
در حادثه ديگرى در اواخر فروردين امسال، مردي، همسر و كودك 4
ماهه اش "پارسا" را به قتل ميرساند. قاضى پرونده از جمله
مواردى كه انگيزه قاتل بوده است را اينگونه عنوان ميكند: "او
با وجود داشتن آرزوهاى بلندپروازانه مدتهاست كه بيكار است و
مخالف داشتن فرزند بوده است". چند روز بعد خبرى منتشر ميشود
مبنى بر اينكه كودكى سه ساله به نام "اميرحسين" قربانى اعتياد
والدينش شد.
در مورد ديگرى كه در شهريور 86 در اصفهان رخ داد؛ مردى پس از
مصرف حشيش، به شدت دچار توهم شده و در اقدامى جنونآميز كودك
دوماههاش را با ضربات سيلى کشته است.
نقطه مشترك همه اين حوادث، اعتياد به مواد مخدر و بعضا بيكارى
است و اگرچه پرداختن به اين معضل از حوصله اين گزارش خارج است
اما ميتوان بار ديگر بر ضرورت توجه جدى و راهكارهاى عمليتر
در برخورد با اين معضل از سوى مسوولان امر تاكيد كرد.
آنچه از نظر حقوقى حائز اهميت است، تناسب جرم و مجازات درخصوص
پديده ناهنجار "فرزندكشى" است كه در آن در يك طرف كودك آسيب
پذير قرار دارد و در طرف ديگر پدر و مادرى كه حامى و نگهدار او
هستند. طبق قوانين موجود اگر فرزندكشى توسط مادر طفل صورت گيرد
مانند يك قتل عادى به آن رسيدگى ميشود كه اولياى دم كودك
(پدر) ميتواند براى قاتل كودك تقاضاى قصاص، ديه يا گذشت كند
اما اگر فرزندكشى از سوى پدر يا جد پدرى انجام شود، طبق ماده
220 قانون مجازات اسلامى قصاص نميشود و به پرداخت ديه قتل به
ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.
عمدتا درخصوص اين ماده قانونى به مبانى فقهى آن تكيه ميشود
البته برخى فقها مانند آيتالله العظمى صانعى در اين زمينه
معتقدند كه "استثناء از اصل كلى قصاص در قتل ولد توسط والد كه
در روايات صحيحه و معتبره آمده به نظر اين جانب اختصاص به جايى
دارد كه قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصايح خيرخواهانهى
پدر باشد نه ساير موارد كه قتل با انگيزههاى ديگر -كه در بقيه
قتل ها وجود دارد- باشد، كه در آن صورت اصل كلى قصاص ثابت است
و به عبارت ديگر عدم قصاص والد اختصاص دارد به جايى كه جان پدر
با همه عواطف و نصايح و خيرخواهى براى فرزندش و تخلف فرزند، به
لبش رسيده و تقريبا اگر نگوييم تحقيقا، پدر كانّه به خاطر همان
نصايح و تخلفها بدون اختيار دست به چنين عملى زده، نه در
جاهايى كه پدر با انگيزههايى كه در ساير قتلها موجود است قتل
را انجام دهد يعنى قتل به خاطر اغراض شخصى و دشمنى و طمع در
مال و پست و رياست و يا فاش نشدن خيانتها و امثال آنها
بوده...".
توجه به ساير قوانين مربوط به كودك، شائبه تناقضى در اين زمينه
را به ذهن متبادر ميكند. ارشد، فعال حقوق كودك در اين زمينه
به ايسنا ميگويد: طبق ماده 223 قانون مجازات اسلامى هرگاه
فرد بالغى طفل نابالغى را بکشد، قصاص ميشود؛ در قوانين نيز
سقط جنين مجازات دارد و اين سوال مطرح ميشود که چطور زمانى که
جنين هنوز متولد نشده و تودهاى از سلول است کشتن او جرم تقى
ميشود اما وقتى همان جنين به دنيا ميآيد و مثلا 5 ساله
ميشود کشتن او براى پدر قصاص ندارد.
وى ادامه مى دهد: چطور اگر مردى فرزند 5 ساله همسايه را بکشد،
قصاص ميشود در حالى که اگر فرزند خودش را بکشد که خشونت آن به
مراتب بيشتر است، شامل قصاص نميشود.
البته حقيقتخواه، وكيل دادگسترى در اين خصوص خاطر نشان ميكند
كه دستگاه قضايى بهويژه در سطوح مديريتى برخورد بسيار خوب و
قاطعى در اينگونه موارد دارد.
نجفى توانا، وكيل دادگسترى و مدرس حقوق دانشگاه نيز در اين
خصوص بيان ميكند: دقيقا روش قانونگذارى ما در بحث اطفال،
معارض، متفاوت و متناقض است. در جايى بحث اصلاح و تربيت،
انعطاف و گذشت و عدم مسووليت كيفرى براى اطفال نابالغ مثل صدر
مادهى 49 پيشبينى شده و در مواردى مانند تبصرهى 2 ماده 49
از يك طرف، ماده 220 قانون مجازات اسلامى از طرف ديگر و ماده
147 قانون مجازات اسلامى پيشبينى شده است. اين مقررات با توجه
به قاعدهى رأفت كه از گفتار نبياكرم (ص) استنباط شده در
تعارض بوده و اصولا اين نوع قانونگذاري، خشونتگرايى را ترويج
و فرهنگ خشونت را نهادينه ميكند.
اين جرمشناس ميگويد: ما براى طفلى كه درك نميكند، قدرت
تشخيص و تميز كافى ندارد، در مقابل اعمال ناآگاهانه خودمان،
مجازات را مشروع تلقى ميكنيم. تنبيه و خشونت را مجاز
ميشماريم. آيا ميتوان از اين كودك انتظار داشت خشونتگريز
باشد.
آخوندي، جرمشناس نيز خاطرنشان ميكند: صرفنظر از اينکه قصاص
نشدن پدرى که فرزندش را به قتل رسانده، مخالف اين قاعده کلى
است که هر انسانى مسوول اعمال خود است اما چنين مقرراتى وجود
دارد که شايد در زمان گذشته تا حدى قابل توجيه بود اما در
دنياى امروز نميتوان به راحتى آن را پذيرفت.
وى در ادامه ميگويد: پدر بايد در صورتى از قصاص معاف شود که
برخى شرايط وجود نداشته باشد؛ در زمانى که پدر اعتياد به
آدمکشى دارد يا پس از ارتکاب جرم ديگري، مرتکب فرزندکشى
ميشود، اين افراد نبايد از مجازات فرزندکشى معاف شوند اما
قانون جزايى ما به طور مطلق انشاء شده و اصل بر تفسير مضيق
قوانين جزايى و تفسير به نفع متهم است.
آخوندى با بيان اينکه با پديده فرزندکشى در اجتماع امروزى ما
به نحو مطمئنى مبارزه نميشود، اظهار ميكند: ارفاق در اين
راستا درباره پدر قابل توجيه نيست.
اين حقوقدان دربارهى نقش دادستان در پروندههاى فرزندکشى
ميگويد: دادستان نماينده جامعه است و به نام جامعه مرتکبان
جرايم را تحت تعقيب قرار ميدهد اما در جرايم قابل گذشت
دادستان حق مداخله ندارد مگر اينکه از طرف اولياى دم شکايتى
شده باشد که متاسفانه در کشور ما قتل از جرايم قابل گذشت است
که جز با شکايت شاکى رسيدگى صورت نميگيرد.
وى درباره راهکارهاى پيشگيرى از وقوع جرم فرزندکشى اظهار
ميكند: افزايش مجازات اين جرم خوب است اما به تنهايى پاسخگو
نيست زيرا فرزندکشى مسالهاى اجتماعى است که بايد همه مسوولانى
که اصلاح جامعه به دست آنهاست وارد عمل شوند. دولتمردان نيز
بايد فقر را در جامعه از بين ببرند.
اگرچه بارها تاكيد شده است كه تشديد مجازات مرتكبان نميتواند
به تنهايى مانع از وقوع جرايم شود اما تناسب جرم و مجازات و
تاثير بازندارنده قوانين در كنار انجام اقدامات زيربنايى و
صحيح در حل معضلات اجتماعى همچون اعتياد و بيكارى ميتواند
اميد به آيندهاى خالى از حوادث ناگوار فرزندكشى را برايمان به
همراه آورد.
152- عضو انجمن صنفي کارگران نقاش:
دستمزد کارگر ساختماني کفاف هزينه بيمه وي را نميدهد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 17 مهر 87 :عضو
انجمن صنفي کارگران نقاش خواستار تصويب و اجراي قانون بيمه
کارگران ساختماني شد.
به گزارش "ايلنا"، رضا دهقان گفت: در حال حاضر به دليل قطعي
نبودن قانون بيمه اجباري کارگران ساختماني، از نظر سازمان
تامين اجتماعي هيچ تفاوتي بين کارفرما و کارگر ساختماني وجود
ندارد.
به گفته اين فعال کارگري، در حال حاضر اگر يک کارگر ساختماني
بخواهد از مزاياي بيمه تامين اجتماعي استفاده کند بايد مانند
يک کارفرما، تمام حق بيمه را خودش به سازمان تامين اجتماعي
پرداخت کند.
وي افزود: با شرايط فعلي و طبق بخشنامههاي سازمان تامين
اجتماعي، اگر حق بيمه کارگر تا سقف يک ماه پرداخت نشود تمامي
سوابق بيمهاي وي باطل ميشود.
به ادعاي دهقان، شرايط دستوپاگير فعلي براي بيمه شدن کارگران
ساختماني در حالي است که اين کارگران برخلاف کارفرمايان از
تمکن مالي برخوردار نيستند و در خوشبينانهترين حالت
ميتوانند حق بيمه خود را با چند ماه تاخير پرداخت کنند.
به گفته وي، تنها در استان تهران نزديک به 15 هزار نفر از طريق
نقاشي، بنايي، گچکاري، سنگبري و جوشکاري ساختمان ارتزاق
ميکنند اما از هيچ پوشش بيمهاي برخوردار نيستند.
وي گفت: دستمزد روزانه اين کارگران به طور متوسط 20 هزار
تومان است که پس از کسر هزينه رفتوآمد و خوراک و با توجه به
فصلي بودن کار، در عمل دريافتي اين کارگران کفاف پرداخت تمامي
حق بيمه را نميدهد.
وي با تاکيد بر لزوم اجرا شدن بيمه اجباري براي کارگران
ساختماني گفت: مسکوت ماندن مصوبهاي که در مجلس قبل در رابطه
با بيمه اين کارگران تصويب شده بود، بايد پايان يابد.
پايان پيام
153- بسياري از كارفرمايان ،كارگران ساختماني را استثمار مي
كنند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 17 مهر 87؛
نماينده مهاباد در مجلس شوراي
اسلامي بيمه كارگران ساختماني را به نفع آنها دانست و گفت:
كارگراني كه در حين كار دچار حوادث مي شوند بايد پشتوانه
قانوني داشته باشندو اگر بيمه باشند به نفع آنهاست.
جلال محمودزاده در گفت وگو با خبرنگار "ايلنا" افزود:كارگران
ساختماني با حوادث زيادي روبرو هستند كه بيمه مي تواند مشكل
آنها و خانواده هايشان را تا حدودي حل كند.
وي گفت: در مناطق محروم، ما شاهد آسيب ديدگي بسياري از اين
كارگران بوده ايم اما متاسفانه هيچ قانوني تاكنون از آنها
حمايت نمي كرده است.
محمودزاده خاطرنشان كرد:كارگران ساختماني به اين دليل كه
روزمزدهستند در بسياري از مواقع توسط كارفرما استثمار مي شوند.
او تصريح كرد: ما مي خواهيم با تصويب اين طرح كارگراني كه دچار
مشكلات فيزيكي مي شوند حداقل از هزينه هاي بيمارستاني معاف
شوند و از مزاياي بيمه عمر بهره مند شوند.
وي با اشاره به اينكه از امضا كنندگان اين طرح بوده تاكيد كرد:
اين حداقل كاري است كه مي توان براي اين كارگران و خانواده
هايشان انجام داد.
"پايان پيام"
154- احضار فعالین کارگری لاستیک البرز به دادگاه :
به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 17 مهر 87 آمده است :
ولی الله صالحی، هوشنگ رحیم زاده، عزت الله برخورداری، اصغر
احمدی، شریفیان و 6 کارگر دیگر کارخانه لاستیک البرز با شکایت
کارفرما به دادگاه احضار شدند.
155-
به گزارش سایت کارگزاران در تاریخ 17 مهر 87 آمده است : یک
کارگر ساختمانی بر اثر سقوط بالابر در منطقه لویزان تهران جان
خود را از دست داد.
156-
درجشن ارتقاء برای ده هزار نفر از
کارگران ایران خودرو
:
کارگران
ایران
خودرو در حضور رئیس استان کار تهران خواستار بر چیده شدن بساط
شرکتهای
پیمانکاری و لغو قراردادهای موقت و برقراری امنیت شغلی وافزایش
حقوق ها
شدند
روزسه
شنبه 16 مهر ماه مراسم جشن بزرگ ارتقای شغلی کارگران ایران
خودرو با حضور مدیران
ارشد این شرکت و رئیس سازمان کار استان تهران و بخشی از
کارگران ایران خودرو که از
قبل گلچین شده بودند در سالن اجتماعات ساپکو برگزارشد
این مراسم قرار بود
با حضوراکثر کارگران ایران خودرو به صورت یک اجتماع بزرگ در
داخل خود شرکت برگزار
شود ولی مدیریت شرکت بعد از اعلام مراسم متوجه شد که تعدادی
زیادی از کارگران با
این کار مخالفند چون این ارتقاء شامل همه کارگران نمی باشد
بلکه فقط شامل یک سوم
از کارگران است و به غیر ازبخشی ازخود کارگران خود ایران
خودرو تمام کارگران
پیمانکار و پکیچی که هیچگونه مزایای به آنها تعلثق نگرفته است
از
معترضینند
برداشتن
سقف بودجه برای
ارتقائ شغلی که یکی از خواسته های کارگران ایران خودرو برای
افزایش حقوقها است که
در اثر مبارزه کارگران ایران خودرو در اعتصاب 10 تیر مدیریت به
آن تن داده بود چون
مدیریت می خواست با برگزاری یک مراسم در عید فطرو با ایجاد جو
روانی و برای پاک
کردن صورت مسله اعتصاب کارگران و برای ایجاد تبلیغات در سطح
شرکت و جامعه از اعتبار
خود دفاع کند کارگران ایران خودرو متوجه نیت مدیریت شدند و
برای مقابله بر آن
خواستند از این فرصت استفاده کرده و این مراسم را به یک مجموع
عمومی تبدیل کنند تا
نظراکثریت کارگران را به تصویب برسانند برای همین مدیریت با
شگرد خاص خود مراسم
هفته قبل را لغو کرده و به جای آن این مراسم را در خارج از
شرکت ایران خودرو در
سالن ساپکو که امکان دسترسی کارگران ایران خودرو در آن وجود
ندارد با مجری گری
شهریاری مجری باسابقه صدا و سیما که بیشتر حالت تبلیغاتی داشت
برگزار کند مدیریت
با انتخاب بخشی ار کارگران که ارتقای شغلی شامل حالشان شده بود
با این کار عملا از
برگزاری مراسم کارگری خوداری جلوگیری کرد
.
تاکید
کارگران ایران خودرو بر خواسته هایشان
ولی با تمام تدابیری که مدیریت اتخاذ کرده بود و حتی کسی را که
به عنوان نماینده کارگران انتخاب کرده بودند نتوانست تصمیم
کارگران را برای رسیدن
به خواسته های اصلی شان باز بدارد در این مراسم بعداز سخنرانی
مدیر عامل ایران
خودرو باقری مدیر منابع انسانی ایران خودرو کارهای که قرار
است برای کارگران انجام
دهد را اعلام کردکه حل مشکل مسکن بهبود غذای کارگران واگذاری
سهام ارائه وام بیشتر
و افزایش سفرهای زیارتی از آن جمله انند
بعد از سخنرانی باقری یکی از کارگران به سخنرانی پرداخت وی
ضمن در خواست
رسیدگی به مواردی چون سرویس های ایاب وذهاب و سایر امکانات
رفاهی برای کارگران بر
خواست اصلی کارگران ایران خودرو که امنیت شغلی یکی از آنها
است تاکید
کرد
مرتضی فرهودی که از طرف خود مدیریت
به عنوان نماینده ده هزار نفر از ارتقاء گیرندگان انتخاب شده
بود گفت که آروزی او
وهمکارانش این است
که بساط پیمانکاران از ایران خودرو بر چیده
شود و دیگر شاهد حضور هیچ کارگر پکیجی
و پیمانکار
در ایران خودرو نباشیم
کارکو
.
157- گزارشی از شرکت «همپایه» در تهران:
شرکت پیمانکار همپایه به بخش خصوصی تعلق دارد
و مالکان آن فردی به نام مهندس صادقی و همسرش هستند. این شرکت
در زمینه برق کشی ساختمان مسکونی و صنعتی فعالیت می کند. حدود
1000 کارگر و مهندس و پرسنل در این شرکت مشغول به کار هستند .
در سطح تهران این شرکت 5 کارگاه دارد و در سایر شهرها نیز
دارای کارگاه های ثابت و سیار است، مانند کرمان. کارگران
معمولاً در اکیپ های 40 الی 50 نفره تحت نظارت یک مهندس برق و
چند تکنیسین برق برای انجام طرح های پروژه ای به شهر های مختلف
به ماموریت می روند .
صادقی و همسرش از برکت استثمار کارگران در
چند سال اخیر و از طریق دادن رشوه و شرکت در مزایده های مختلف
به میلیارد ها تومان سرمایه دست یافته است. وی مالک چند برج
است.
کارگران سرویس ایاب و ذهاب ندارند و اکثر آن
ها در محل اجرای پروژه ها پراکنده اند و حتی از حداقل امکانات
هم برخوردار نیستند. در این شرکت حتی تشکل دولتی هم وجود
ندارد.
17 مهر 87
158- گزارشی از شرکت «آبرود شمال» در رشت:
شرکت آبرود شمال متعلق به بخش خصوصی است و بیش
از 170 نفر کارگر را استثمار می کند که در 4 قسمت مشغول به کار
هستند. این شرکت در قسمت های آسفالت و عمرانی و پل سازی و راه
سازی فعالیت می کند . چهار قسمت شرکت آبرود شمال عبارتند از :
1- کارخانه باهنر نقش گستر آسفالت با حدود 70
نفر کارگر
2- کارخانه آسفالت آبرود با 130 نفر کارگر و
پرسنل
3- فرودگاه رشت 25 نفر – اکیپ فرودگاه
4- حدود 50 نفر کارگر و پرسنل در کارگاه
کاسپین حسن رود
صاحبان شرکت دو نفر بنام های علی رهبر و
فریدون کریمی هستند . دفتر شرکت در شهرک گلسار رشت جنب تاکسی
رانی قرار دارد. کارگران همه قراردادی هستند و قرارداد
کارگران بخش پروژه ای نیز پس از اتمام پروژه لغو و آن ها بیکار
می شوند . ساعت کار از 7 صبح تا 4 بعد ازظهر و گاهی 5 بعد
ازظهر است . پایه حقوق طبق مصوبه اداره کار، 219 هزار تومان
است. پنجشنبه ها نیز کارگران تا ساعت 4 و گاه 5 بعد از ظهر
یکسره کار می کنند . از حق شیفت، اضافه کاری و مزد روزهای
تعطیل خبری نیست.
کارگران بارها نسبت به شدت استثمار و بی
حقوقی خود اعتراض کرده اند. در نتیجه اعتراض کارگران، در
کارگاه آبرود – آسفالت سازی – در مرداد 1386دو نفر، و در قسمت
نقش گستر با هنر 3 نفر ( راننده لودر ) اخراج شدند . شدت کار
در نقش گستر طوری بود که رانندگان لودر تا ساعت 11 شب یکسره
مشغول به کار بودند. کارگران معتقدند در این شرکت 44 ساعت کار
در هفته مصوبه دولت رعایت نمی شود.
در اثر تشدید استثمار، این سرمایه شرکت آبرود
شمال است که گسترش می یابد. شرکت در حال حاضر مالک سرمایه های
زیر است :
- 7 دستگاه لودر و 5 دستگاه بولدوزر.
- 300 هکتار زمین در شهر صنعتی رشت، 500 هکتار
در زمین آبرود، صد هکتار زمین در معدن کدوسرا، 60 الی 70 هکتار
زمین در حسن رود رو به روی پاساژ تجاری کاسپین ، 40 الی 50
هکتار زمین جنب کارخانه پوشش در مسیر جاده رشت – انزلی.
همچنین صاحبان شرکت در دوبی مالک زمین و خانه
هستند و در آن جا به ساخت و ساز اشتغال دارند. آنان سرمایه به
غارت رفته از استثمار کارگران را این گونه در حوزه های مختلف
سرمایه گذاری مجدد می کنند. شرکت قبلاً شورای اسلامی داشت که
توسط کریمی و رهبر منحل شد.
17 مهر 87
159- گزارشی از شرکت «سپید ماکیان» در رشت
:
این شرکت، پیمانکاری است که از آذر ما 1385
کشتارگاه سپید رود واقع در پنج کیلومتری جاده رشت – تهران را
اجاره کرده است. در کشتار مرغ ماشینی
18 دستگاه مشغول به کار است و هر دستگاه در طول فعالیت خود در
شبانه روز حدود 1200 تا1300 عدد مرغ با دست ذبح می شود . در
قسمت کشتارگاه حدود 50 کارگر، 40 نفر در قسمت بسته بندی،10 نفر
در قسمت اداری،10 نفر در قسمت پخش، و در تاسیسات 10 نفر کار می
کنند. قسمت کشتار تک شیفت است، در تابستان از 6 عصر الی 6 صبح،
که البته تاسیسات مربوط به کشتار از ساعت 4 عصر – 2 ساعت جلوتر
– شروع به کار می کند. همچنین مرغ گیرها نیز 2 ساعت جلوتر ( 4
عصر ) آغاز به کار می کنند . از آغاز نیمه دو م سال ( اول
پاییز ) شیفت تغییر کرده و کارگان از صبح در محل کار حاضر شده
و مشغول به کار می شوند .
در سپید ماکیان پایه حقوق کارگران صافی 219
هزار تومان است ، بدون مزایا. از حق مسکن و اولاد ، بن کارگری
و وام خبری نیست. کارگران فاقد فیش حقوقی هستند. دستمزدها
مستقیم در قسمت اداری پرداخت می شود. از مساعده هم خبری نیست.
دستمزد معادل یک ماه پس از 45 روز پرداخت می شود.
کارگران با قرارداد موقت سه ماهه کار می کنند
و مجبورند تمام آنچه را که در قرار داد ذکر شده بپذیرند.
البته کارگران حتی از متن پنج صفحه ای قرار داد اطلاعی ندارند
و اعتراض آن ها منجر به اخراجشان می شود. به قول کارگران،
اضافه کاری و عیدی کیلویی داده می شود، یعنی بدون محاسبه و
برای یک سال حداکثر صد هزار تومان آن هم به عنوان پاداش. از
مرخصی و تعمیرات خبری نیست . در طول هفته کارگران قسمت کشتار
فقط پنجشنبه را تعطیل هستند و در ازای آن جمعه به سر کار می
آیند .
در سال گذشته، حدود 15 نفر از کارگران به
صورت جدا از هم در اداره کار در مورد دریافت حق شیفت ، حق شب
کاری و مزایا اقدام به شکایت کردند . در نتیجه، 2 نفر از
کارگران تمام مزایای قانونی را دریافت کردند. اما این شکایت در
نهایت منجر به اخراج تعدادی از کارگران معترض گردید .
در اردیبهشت ماه 87 ، به دنبال اعتراض
کارگران و گزارش اداره بهداشت از وضعیت ذبح مرغ ، شبکه پنج
تلویزیون استان گیلان( شبکه باران ) گزارش مشروحی از این شرکت
تهیه کرد که انعکاس یافت .
شرکت با کم کردن نیروی کار و در نتیجه بالا
بردن شدت کار و استثمار آخرین رمق این کارگران را از تن آن ها
می رباید، به نحوی که کارگران در اثر شدت خستگی در پایان شیفت
کاری نای راه رفتن را ندارند. شام مختصری که نصیب کارگران می
شود در حد لوبیا و کالباس است و دیگر هیچ .
اکثر کارگران این شرکت – سپید ماکیان – از
شهر ها و روستاهای اطراف مانند سنگر و بازقلعه می آیند.
کارخانه فاقد سرویس ایاب و ذهاب است. به همین علت بعضی از
کارگران شب ها در محل کارخانه باقی می مانند، چون وسیله ای
برای تردد ندارند .
امسال (87 ) کارگران تصمیم گرفتند که قرار
دادها را امضا نکنند تا کارفرما متن آن را تغییر دهد. کارفرما
با ایجاد رعب و وحشت و در نتیجه ایجاد تفرقه در بین کارگران
مانع عملی شدن این تصمیم شد و 6 کارگر معترض را اخراج کرد.
کارگران اخراجی با هزار بدبختی توانستند پس از شکایت خرید خدمت
شوند و با مبلغ اندکی با سابقه های 14 ماه ، 11 ماه و 10 ماه
اخراج شوند. و از بیمه بیکاری هم البته خبری نبود . بقیه
کارگران تن به امضای قرار داد پنج صفحه ای دادند، آن هم در
نهایت بی حقوقی.
این شرکت وابسته به بخش خصوصی و متعلق به
منوچهر رسولی ( کار فرما )است. وی همراه 4 تن از برادران خود
دارای مرغداری های بزرگی در منطقه کنته رود واقع در مسیر جاده
رشت – پیر بازار است. البته در این میان در مورد کارگران
مرغداری های دولتی که تحت اجاره رسولی می باشد، فردی بنام
صدیق، رسولی را تحت فشار گذاشته که کارگران را با همین شرایط
و حتی سخت تر استثمار کند. لازم به ذکر است که کارگران قسمت
مرغداری – بخش دولتی سپید رود – تحت اجاره رسولی با اضافه کاری
سیصد هزار تومان می گیرند.
17 مهر 87
160 - از کنف کار چه خبر ؟
از تاریخ شنبه 23/6/87 الی سه شنبه 26/6/87
کار گران کارخانه کنف کار واقع در جاده رشت – سنگر پس از ماه
ها عدم دریافت دستمزد در مقابل استانداری رشت واقع در خیابان
معلم دست به تجمع اعتراضی زدند.
در حدود 200 نفر از کارگران کنف کار هر یک 3
الی 4 میلیون تومان بابت حقوق معوقه از کارفرما طلب کار هستند.
جزایری عرب که از نیمه دوم سال 86 بخشی از این کارخانه ورشکسته
را خریداری کرد مدعی است تنها 20 در صد از سهم کارخانه را
خریده و بقیه متعلق به دیگر سهامداران است که او آنان را نمی
شناسد .
قابل ذکر است که فردی ضدکارگر به نام زهرابی
مدیر عامل کارخانه است. این فرد که سال ها پیش به جرم دزدی از
کارخانه هنگام خروج از کشور توسط ماموران و به کوشش کارگران
دستگیر شده بود هم اکنون مشغول کار شکنی علیه کارگران است.
زهرابی عامل اخراج تعداد زیادی از کارگران است.
در بهمن سال 83 پس از بارش برف سنگین و 20
روز پس از این حادثه در حالی که فعالیت تولیدی کارگران ادامه
داشت و کارخانه از ریزش برف حادثه ندیده بود، به دستور زهرابی
عمداً ورق های حلبی سقف کارخانه کنده شد تا کارخانه بحران زده
و ورشکسته نشان داده شود و او بتواند از وام بحران استفاده کند
و کارگران را جهت دریافت بیمه بیکاری به اداره کار معرفی کند .
کارگران از تیر ماه سال 1385 حاضر به دریافت بیمه بیکاری نشدند
و خواستار بازگشت به کارخانه شدند و پس از آن همیشه حقوق معوقه
خود را پس از ثبت در اداره کار طبق شکایتی حقوقی به دادگاه
سنگر (از شهرستان های رشت و نزدیک کارخانه) از کارخانه طلب می
کردند. از طرف دیگر زهرابی با تیز کردن دندان طمع از طریق
سازمان ورشکستگی قوه قضائیه توانست طبق نامه ای این کارخانه
میلیاردی را به مبلغ 60 میلیون تومان آن هم با پرداخت چک
خریداری کند و پس از دریافت وام بحران 80 میلیونی توانست پول
مبایعه نامه را بپردازد. سند زمین کارخانه نیز در اختیار
سازمان منابع طبیعی است که حاضر است در قبال در یافت حدود 2
میلیارد تومان آن را واگذار کند. البته بخشی از زمین ها و شیر
خوارگاه و انبار کارخانه در سال های 84-85 به شرکت ورشکسته
ایران الکتریک فروخته شده بود که ایران الکتریک مدتی دستگاه
های تولید خود را به این قسمت انتقال داد و چند ماهی تولید
کرد. و همان طور که اطلاع دارید ایران الکتریک نیز تعطیل شده
است و کارگران آن آواره شده اند و زمین های ساختمان سابق آن در
داخل شهر به قیمت ناچیزی توسط باند قبه – همسر کرباسچی – و
فائزه هاشمی رفسنجانی به تاراج رفته است .
از نیمه دوم سال 86 جزایری عرب همراه فردی
دیگر بخشی از سهام کارخانه کنف کار را خریدند. در این مدت،
کارگران توانستند در اثر پافشاری خود در جلوگیری از تعطیل
کارخانه و چندین بار بستن جاده رشت – سنگر در نزدیکی کارخانه
دستگاه های کارخانه را آماده تولید کنند. در ضمن جزایری عرب و
شریکش توانستند در سه مرحله در نیمه دوم سال 86 با پرداخت دو
میلیون و 700 هزار تومان به هر یک از کارگران بخشی از حقوق
معوقه آن ها را پرداخت کنند. کارخانه از آغاز سال 87 آماده
تولید و بهره برداری شد. اما زهرابی مزدور سرمایه با کار شکنی
در مسیر تولید همچنان به بحران آفرینی مشغول است. جزایری عرب
نیز اخیراً اعلام کرده منتظر دریافت وام از بانک صنعت و معدن
از طریق وزارت صنایع ومعادن است. و این در حالی است که دست و
جیب کارگران در آغاز سال تحصیلی تهی است.
لازم به ذکر است در طول مدت مقاومت کارگران دو
تن از کارگران کارخانه از فشار فقر خود را حلق آویز کردند.
تعدادی نیز که به مرز بازنشستگی رسیده بودند پس از فروش بخشی
از دستگاه های کارخانه با حکم دادگاه سنگر مفاصا حساب خود را
گرفتند.
همچنین، جزایری از اعتبار بانک صنعت معدن
فعلاً – سال 87 – یک میلیارد تومان دریافت کرده و منتظر دریافت
2 الی 3 میلیارد تومان دیگر است و به همین بهانه کارگران را سر
می دواند و وعده سر خرمن می دهد. کارگران هنگام تجمع در مقابل
استانداری توسط لباس شخصی ها تهدید شدند که تجمع نکنند و بهانه
به دست خبر گزاریها ندهند. در غیر این صورت به شیوه ای دیگری
با آن ها برخورد خواهد شد .
17 مهر 87
-
مراسم روز جهانی کودک درکامیاران :
161
امروز در تاریخ 17 /
7 / 87 ساعت 10 صبح حدود
100 برگ قطع
نامه و حدود 400 برگ تراک کودکانه یونیسف در سطح شهر و پارک
مولوی کرد
با حضور
کودکان و تعداد زیادی خانواده مراسیم روز جهانی کودک برگزار
گردید و در
این مراسم
کودکان به بازی و شادی پرداختند که حدودا این برنامه 1 ساعت به
طول
انجامید و قطع
نامه در پایان برنامه توسط کودک 9 ساله قرائت شد و مراسم
پایان
یافت
ضمنا این
برنامه برای چهارمین سال است که در شهر کامیاران برگزار
میشود.
قطع نامه ای
که در میان حضار پخش شد بدین مضمون بود
«
قطعنامه
روز جهانی
کودک »
در دنیایی
زندگی میکنیم که هر روز
سردمداران
حاکم حرف از پیشرفتهایی بزرگ در علوم،تکنولوژی و صنایعی می
زنند که
همواره سود
های مالتی میلیاردی برایشان به ارمغان می آورد ولی هنوز تعداد
کودکانی
که در فقر
زندگی میکنند بالغ بر یک میلیارد نفر است.
در دنیایی
زندگی میکنیم که
حکومتها دائما
، خودکفایی و رشد نجومی در زمینه های پزشکی و بیوتکنولوژی را
به رخ
دیگران
میکشند، اما کماکان بالغ بر سیصد میلیون کودک از خدمات بهداشتی
محرومند.
این دنیا پر
از کالا و ثروتی است که حاصل کار و تلاش اکثریت جامعه است
اما تنها در
انحصار تعداد بسیار اندکی قرار دارد.
این دنیا
بیگانه با انسانیت
است زیرا طبق
آمار در هر ثانیه یک کودک در جهان بر اثرنبود غذا و امکانات
بهداشتی
می میرد، در
حالی که این مسئله با هزینه ای بسیار اندک قابل پیشگیری است.
کودکان
زیادی به دلیل
فقر و فلاکت روز افزون خانواده ها مجبور به کار میشوند.
و این همه
در حالی است
که طبق نظر کارشناسان ،تنها با یک درصد از درآمد جهانی می توان
فقر را
به کلی ریشه
کن کرد.
از این رو ما
اعتقاد داریم که با همین امکانات نه تنها می
توان و می
بایست برای کودکان دنیایی بهتر ساخت بلکه می توان به درد و رنج
تمامی
بشریت پایان
داد، آن هم همین امروز.
فعالین و
مدافعان حقوق کودک متشکل در کمیته
برگزاری روز
جهانی کودک در سنندج، در راستای جلب توجه افکار عمومی و ارائه
راهکارهایی
برای ایجاد شرایطی جهت بهتر زیستن کودکان، بندهای زیر را به
عنوان حداقل
خواسته های
خویش اعلام می نماید:
۱-
تامین بدون
قید و شرط امنیت٬ آسایش و
رفاه کودکان
۲-
توقف فوری هر
نوع خشونت علیه کودکان. قانون باید در قبال
خشونت علیه
کودکان صریح و بی تفسیر باشد.
۳-
ممنوعیت اکید
کار حرفه ای
کودکان
۴-
آموزش و
پرورش٬ سلامتی و بهداشت رایگان و با استاندارد بالا برای
همه کودکان
۵-
ممنوعیت اکید
هر نوع تنبیه و آزار کودک در خانواده و جامعه.
ممنوعیت هر
نوع زندانی و شکنجه کودکان. توقف فوری اعدام کودکان
۶-
سرژرستی
کودکان بی
سرژرست توسط نهادهای ذیصلاح و قابل بررسی و کنترل و با هزینه و
حمایت
دولت. مقابله
با فرهنگ عقب مانده نگاه به کودکان بدون خانواده به عنوان یتیم
و
غیره.
۷-
حقوق کودک٬
ایرانی و غیر ایرانی نمی شناسد. کودک ملیت٬ مذهب و
ایدئولوژی
ندارد. کودکان موسوم به مهاجر باید از کلیه امکانات شایسته یک
زندگی
انسانی برای
کودکان برخوردار باشد.
۸-
ممنوعیت دست
اندازی به بدن کودکان زیر
پوشش سنت و
فرهنگ. ممنوعیت ختنه کودکان.
162- حادثه در کارخانه ایران رادیاتور در شهر رشت
:
کامران
پاک باز، کارگر شرکت ایران رادیاتور در مورخه 17 مهر ماه 87،
به علت فرسوده بودن دستگاه دای کاست و بسته شدن ناگهانی درب
دستگاه، داخل دستگاه افتاده و وی در حالی که دچار خفگی و
بیهوشی شده بود، با دهان پر از کف از دستگاه بیرون کشیده شد.
هماکنون نامبرده در بیمارستان رشت بستری میباشد .
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد
تشکل های کارگری (منطقه شمال)- 17/7/1387
163- نيروهای امنيتی رژيم موبايل تعدادی ازمعلمان توقيف شده
راپس ازآزادی به آنها پس نداده اند:
به گزارش كانون صنفى معلمان تهران(طيف
صنفى)، در تاریخ 18 مهر 87 : با گذشت 25 روز از دستگيرى و
آزادى معلمانى كه براى برگزارى بزرگترين همايش كانونهاى صنفى
معلمان كشور و ضبط موبايل هاى اين عزيزان بوسيله نيروهاى
امنيتى هنوز موبايل چند تن از اين معلمان پس داده نشده است.
معلمانى كه موبايل شان با زور گرفته و پس داده نشده است به شرح
زير هستند:
اسماعيل عبدى فعال صنفى شهرستان اسلامشهر
توفيق مرتضى پور هيات مديره ى انجمن صنفى معلمان آذربايجان
شرقى
محمود دهقان آزاد هيات مديره ى كانون صنفى معلمان تهران
پيمان نودينيان هيات مديره ى انجمن صنفى معلمان كردستان
احتمال مى رود موبايل معلمان ديگر هنوز در دست برادران باشد.
164-
گوشت قرمز 23 درصد گران
شد
:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ پنجشنبه
18 مهر 87 آمده است : بررسی گزارش های بانک مرکزی از متوسط
نرخ خرده فروشی مواد خوراکی در تهران نشان دهنده افزایش 1609
تومانی قیمت هر کیلو گوشت گوسفند با استخوان در نیمه اول
مهرماه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل است. همچنین در
دوره مورد بررسی قیمت هر کیلو گوشت گاو و گوساله بی استخوان
نیز 1597 تومان گران تر شده است. بر این اساس مهرماه امسال
قیمت گوشت قرمز در مقایسه با ابتدای پاییز سال گذشته به طور
متوسط 23 درصد رشد داشته است. ...
بر اساس این گزارش نرخ این اقلام در مقایسه با ماه قبل نیز به
ترتیب یک و3/2 درصد رشد داشته است.
همچنین در هفته مورد گزارش، متوسط قیمت گوشت گوسفند با استخوان
در فروشگاه های شهر 8833 تومان اعلام شده ضمن اینکه متوسط قیمت
گوشت گاو و گوساله نیز در این فروشگاه ها 8491 تومان بوده است.
گزارش خبرنگار ما از بازار گوشت قرمز حاکی از افزایش 500 تا
800 تومانی نرخ هر کیلو از انواع گوشت گوسفندی، گاوی و گوساله
طی یک هفته گذشته است به طوری که طی این مدت هر کیلو گوشت
گوسفند در فروشگاه های شهر با قیمت هایی از 8500 تا 9000 تومان
و گوشت گاو و گوساله نیز کیلویی 8000 تا بیش از 9000 تومان
عرضه شده است.
بر اساس این گزارش قیمت انواع گوشت قرمز در مناطق مختلف شهر
تهران یکسان نبوده و در برخی مناطق شمال شهر این نرخ حتی به
کیلویی 12 هزار تومان نیز می رسد....
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گوسفندی در این رابطه به «سرمایه»
گفت: «در حال حاضر قیمت بارکرد هر کیلو گوشت گوسفند 7000 تا
7600 تومان است، اما 10 درصد افت گوشت تا رسیدن به مغازه موجب
افزایش قیمت فروش گوشت می شود.»
کاظم صمدی یادآور شد: «در چنین شرایطی هر کیلو گوشت با سود هشت
تا 10 درصد توسط واحدهای صنفی عرضه می شود.»
صمدی همچنین در پیش بینی وضعیت آینده بازار گوشت گوسفند گفت:
«به دلیل خشکسالی و همچنین کمبود علوفه و به تبع آن کشتار
زودهنگام گوسفندان قیمت گوشت قرمز در ماه های آینده افزایش
خواهد یافت.»
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گاوی نیز از ثبات قیمت گوشت گاو
در بازار خبر داد و اظهار کرد: «با وجود پایان یافتن ماه رمضان
هنوز قیمت گوشت قرمز تغییری نکرده است. در حال حاضر قیمت عمده
فروشی هر کیلو گوشت گوساله 5500 تومان است که این نرخ در خرده
فروشی توسط واحدهای صنفی پس از پاک کردن به حدود 9000 تومان
افزایش می یابد.»علی خندان رو جوان همچنین به کاهش قیمت علوفه
اشاره کرد و گفت: «طی هفته های اخیر قیمت علوفه در بازار کاهش
یافته و قیمت جو و یونجه نیز در بازار با روند نزولی روبه رو
شده است بنابراین پیش بینی می شود با کاهش قیمت نهاده های
دامی، قیمت گوشت قرمز نیز سیر نزولی را طی کند.»...
165- اجتماع اعتراضی کارگران قند بردسیر:
کارگران کارخانه قند بردسیر یک سال تمام است
که دستمزدهای خویش را دریافت نکرده اند. کل کارگران در وضعیتی
بسیار اسفناک و دردبار به سر می برند و زنان و فرزندان آنان
زیر فشار گرسنگی در خطر هلاکت و نیستی قرار گرفته اند. وضعیت
اشتغال 150 کارگر این کارخانه در طول یک سال گذشته به صورت
تعلیق در آمده و آینده کار آنان به طور کامل نامعلوم و سردرگم
است. کارگران می گویند طی این یک سال هر روز و هر هفته به همه
نهادهای دولتی رجوع کرده اند. فریاد اعتراض و خشم خویش را در
همه جا سر داده اند اما دولت سرمایه داران گوشش بدهکار حرف هیچ
کارگری نیست و گرسنگی میلیون ها زن و کودک خانواده های کارگری
گوش هیچ سرمایه دار و دولتمرد سرمایه داری را آزار نمی دهد.
150 کارگر قند بردسیر در روز چهارشنبه 17 مهر ساعت 7 صبح همراه
با همه زنان و بچه هایشان در محل کارخانه دست به تشکیل اجتماع
زدند تا یک بار دیگر فریاد خشم خویش را بر جهنم کارگرسوز
سرمایه فرو کوبند. آنان با خشم فریاد می زدند که خواستار
بازگشت به کار، تضمین حتمی اشتغال و پرداخت کلیه دستمزدهای یک
ساله خویش هستند.
18 مهر 87
166- تعویق 3 ماهه دستمزد کارگران شهرداری « دورود»:
کارگران شهرداری دورود 3 ماه است که هیچ
دستمزدی دریافت نکرده اند. این کارگران در بخش مربوط به فضای
سبز کار می کنند و به دلیل تأخیر طولانی دستمزدها با مشکلات
حاد معیشتی مواجه هستند. زیر فشار بدهی ها از خرید نیازهای
اولیه زندگی به صورت نسیه نیز محروم مانده اند، زیرا هیچ
سرمایه دار صاحب مغازه ای غذای نسیه به آنان نمی فروشد. در
جهنم سرمایه داری ایران تنها کسانی که مجبورند تنها کالای خویش
یعنی نیروی کارشان را به صورت نسیه آن هم 6 ماه به 6 ماه و گاه
سال به سال و بیشتر بفروشند خیل عظیم کارگران هستند. کارگران
قند بردسیر در طول این مدت بارها دست به اعتراض زده اند. آنان
خواستار پرداخت فوری و بی قید و شرط کل دستمزدهای خویش هستند.
18 مهر 87
167- اعتراضات نافرجام رانندگان کامیون در اهواز:
رانندگان کامیون در اهواز پس از روزها مبارزه
و اعتراض بدون دستیابی به مطالبات خود به مبارزه خود پایان
دادند. حق بازسازی انجمن صنفی و رسیدگی بعدی به تقاضاها ظاهراً
کل محتوای توافق بین کامیون داران و عمال دولتی سرمایه را
تشکیل می دهد. تشکیل مجدد انجمن صنفی معمولاً بیش از آن که
نیاز کارگران باشد احتیاج صاحبان سرمایه و دولت سرمایه داری
است. زیرا کار این نوع انجمن ها کنترل مبارزات کارگران،
جلوگیری از وقوع اعتصابات، خاموش ساختن صدای اعتراضات و در یک
کلام کمک به تأمین و تضمین امنیت سرمایه است. این انجمن ها به
وجود می آیند تا از طریق متقاعد ساختن کارگران به قبول شروط
کارفرمایان و تمکین به شدت استثمار خویش توسط سرمایه نیاز
تهاجم مدام نیروی سرکوب را کم کنند. به همه این دلایل چنین به
نظر می رسد که توافق نهادهای دولتی با تشکیل انجمن صنفی چیزی
نیست که دستاوردی برای مبارزات کارگران یا گره گشای مشکلات
آنان باشد. بخش دوم توافق یعنی وعده رسیدگی ها بعدی نیز عملاً
مصداق همان ضرب المثل معروف « به دنبال نخود سیاه فرستادن
است». میلیمتر به میلیمتر جهنم سرمایه داری ایران با همین وعده
و وعیدهای صاحبان سرمایه و دولت آن ها فرش شده است. اما هیچ
کجا هیچ کارگری با دادن دل به این ترفندها و وعده های دروغین
هیچ لقمه نانی برای شکم گرسنه فرزندش به چنگ نیاورده است. معضل
کارگران راننده اهواز همچون کوه معضلات همه همزنجیران آن ها در
سراسر ایران نه با انجمن صنفی حل می شود و نه در چهارچوب وعده
و وعیدهای دولتمردان دچار هیچ کاهشی می شود. کارگران نیاز به
یک سازمانیابی سراسری شورایی برای اعمال قدرت علیه سرمایه داری
دارند. تنها از این طریق است که می توانند مطالبات خود را بر
کارفرمایان و دولت تحمیل کنند.
18 مهر
87
168- تجمع 500 نفر از اهالى روستاى شرفآباد در اتوبان شمالى
کرمان:
به گزارش خبرگزاری ايسنادر تاریخ 19 مهر 87
: بيش از 500 نفر از اهالى روستاى شرف آباد (کرمان) روز
پنجشنبه با تجمع در اتوبان شمالى شهر کرمان که يکى از
پرترددترين مسيرهاى اين شهر محسوب ميشود، مانع تردد خودروهاى
عبورى شده و خواستار حضور استاندار کرمان براى پيگيرى
خواستههايشان شدند.
ساعت 8 صبح پنجشنبه 18 مهرماه بيش از 500 نفر از اهالى روستاى
شرف آباد کرمان با حضور در محل اتوبان شمالى شهر کرمان( که مرز
اين روستا با شهر محسوب مى شود) مانع تردد خودروهاى عبورى
شدند.
تجمع کنندگان که نيمى از آنها را زنان تشکيل ميدادند همچنين
با آتش زدن لاستيک در جاده کرمان- زنگى آباد اين جاده را نيز
مسدود کردند.
تجمع کنندگان دليل خود از اين اقدام را نبود آب آشاميدنى در
روستاى خود و عدم پيگيرى مسوولان ذيربط عنوان ميکردند.
انسداد اتوبان شمالى کرمان که سه ساعت ادامه پيدا کرد، در ساعت
11 با گفتوگوى سردار اسحاقي، فرمانده انتظامى استان کرمان
پايان يافت اما همچنان جاده کرمان- زنگى آباد مسدود بود و تجمع
کنندگان خواستار حضور استاندار کرمان در جمع خود بودند تا
اينکه فرماندار کرمان با حضور در ميان آنها به وسيله بلندگوى
خودروى پليس با تجمع کنندگان صحبت کرده و به تجمع کنندگان قول
پيگيرى مشکلاتشان را داد.
على اسماعيلي، فرماندار كرمان با حضور در ميان معترضان گفت:
اگر طرح هادى روستاى شرف آباد کرمان به تصويب برسد همه مشکلات
مردم اين منطقه حل ميشود و ما اميدواريم هرچه سريعتر اين طرح
به تصويب برسد.
وى افزود: موقتا 10 تانکر آب را در روستا مستقر ميکنيم تا
فعلا مشکل آب آشاميدنى مردم حل شود.
فرماندار کرمان با درخواست از تجمع کنندگان براى پايان دادن به
تجمع خود تصريح کرد: شما بايد خواستههايتان را از طريق قانون
پيگيرى کنيد و مطئمن باشيد مسوولان نيز خواستهها و مطالبات
شما را پيگيرى ميکنند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، تجمع کنندگان ساعت 12 به تجمع خود
پايان دادند و کليه مسيرهاى مسدودى توسط آنها بازگشايى شد و
اوضاع منطقه به حالت عادى برگشت.
منطقه شرف آباد جزو حاشيه شهر کرمان به حساب ميآيد که زير نظر
دهيارى بوده که متاسفانه ساخت و سازهاى غيرقانونى در آن باعث
ايجاد مشکلات فراوان شده است.
169- درگيری صدها
تن از مردم روستای شرف آباد با نيروهای سرکوب پليس :
به گزارش سازمان فدائيان(اقليت) در تاریخ
19 مهر 87 آمده است :صدها تن از مردم تهيدست و زحمتکش روستای
شرف آباد، و مناطق اطراف آن در نزديکی شهر کرمان، روز پنج شنبه
در اعتراض به غيربهداشتی بودن و قطع آب اين مناطق، در ورودی
شهر کرمان، بزرگراه شمالی يک تجمع اعتراض آميز برپا کردند.
آنها بزرگراه شمالی و جاده کرمان- زنگي آباد را مسدود کردند و
خواهان رسيدگی فوری به خواستهای خود شدند. مردم شرف آباد و
مناطق اطراف آن که جمعيتی حدود ده هزار نفر را تشکيل ميدهند،
از داشتن آب آشاميدنی محروماند. آنها از آب غيربهداشتی که از
چاههای منطقه تامين می شود و پر از شن است و حتا برای شستشوی
بدن هم مناسب نيست، استفاده مي کنند که اين مسئله باعث شيوع
بيماری های انگلی و پوستی شده است. همين آب هم به مدت
۵ روز قطع گرديد و
مردم ناگزير شدند که آب مصرفی خود را از شهر کرمان تامين کنند.
اعتراضات مکرر آنها تا کنون به نتيجه ای نرسيده بود. لذا تصميم
گرفتند که بزرگراه شمالی و جاده زنگی آباد را ببندند و
استاندار را وادارند که برای پاسخگوئی به خواستهايشان در محل
حضور يابد. اما به جای استاندار، نيروهای سرکوب رژيم در محل
حضور يافتند و به ضرب و شتم مردم و دستگيری آنها متوسل شدند.
مردم نيز متقابلا با آتش زدن لاستيک و سنگ و چوب با نيروهای
سرکوب درگير شدند. اين درگيری ها تا عصر ادامه يافت. سرانجام
در نتيجه پايداری مردم، فرماندار کرمان در محل حضور يافت و در
حالی که جرأات پياده شدن از ماشين پليس را هم نداشت، به مردم
قول داد که به فوريت تعدادی تانکر آب ارسال شود و هر چه سريعتر
طرح آب رسانی به اين مناطق به اجرا در آيد.
بر طبق اخبار منتشره، روز گذشته نيز گروه کثيری از کارگران
کارخانه قند بردسير که حدود يک سال است در بلاتکليفی به سر
ميبرند و دستمزد خود را دريافت نکرده اند ، با تجمع و
راهپيمائی در کارخانه، خواهان تحقق مطالبات خود و اجرای وعده
های مقامات شدند. کارگران قند بردسير تاکنون چندين تجمع
اعتراضی در مقابل مراکز دولتی از جمله استانداری کرمان برپا
کرده اند که به آنها وعده پرداخت دستمزدهای معوقه و ادامه کار
داده شده بود. اما تا کنون به اين وعده ها عمل نشده است.
در حالی که روزانه در ايران ميلياردها تومان حاصل دسترنج
کارگران توسط سرمايه داران و دست اندرکاران رژيم جمهوری اسلامی
چپاول ميشود، کارگران در فقر هولناکی به سر می برند ، دستمزد
آنها مدام به تعويق می افتد و توده های مردم روستاها و مناطق
حاشيه نشين شهرها، از نمونه شرف آباد، حتا از داشتن آب
آشاميدنی و بهداشتی نيز محروم اند.
170- به دنبال اعتراض و اعتصاب گسترده بازاريان, احمدی نژاد
دستور توقف اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده را صادر کرد :
به گزارش بی بی سی در تاریخ 19 مهر 87 آمده
است : در پی اعتراض برخی از بازاريان در شهرهای مختلف ايران،
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور اين کشور در نامه ای به شمس الدين
حسينی وزير اقتصاد، دستور توقف اجرای قانون ماليات بر ارزش
افزوده را صادر کرده است.
اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده هجده روز پيش شروع شده است
اما در همين مدت تعدادی از صنعتگران و بازرگانان از دولت
خواسته بودند اجرای اين طرح را برای مدتی به تاخير بيندازد.
بر اساس گزارشها، تعدادی از بازاريان اصفهان، شيراز، مشهد،
تبريز، کرمانشاه و تهران در اعتراض به اجرای ماليات بر ارزش
افزوده، اعتصاب کرده و بازار چند شهر را تعطيل کرده بودند.
بازاريان نسبت به پرداخت سه درصد ماليات ارزش افزوده اعتراض
داشتند و معتقد بودند که آنها فقط با افزايش قيمت می توانند
اين ماليات را بپردازند و اين کار باعث کسادی بازار خواهد شد
چون قدرت خريد مشتريان را کاهش می دهد.
از نظر کارشناسان، دولت تبليغ کافی در زمينه نحوه ماليات گيری
برای اين قانون انجام نداده بود و برای همين هر چه تلاش کرد
نتوانست بازاريان معترض را به ادامه اجرای قانون ماليات بر
ارزش افزوده قانع کند و سرانجام در مقابل گسترش سيل اعتراض ها
اجرای قانون را به حالت تعليق درآورد.
آقای احمدی نژاد، وزير اقتصاد را موظف کرده تا در مدت دو ماه
برنامه عملياتی و راهکار مناسب برای اجرای صحيح قانون را تدوين
کند.
مدت زمان تعليق قانون ماليات بر ارزش افزوده مشخص نيست و در
نامه آقای احمدی نژاد آمده است که "تا زمان ابلاغ دستور العمل
های لازم و تمهيد شرايط مناسب، اقدام مربوط به اخذ هر نوع وجوه
در اجرای اين قانون متوقف خواهد بود."
مزايا و معايب
ماليات بر ارزش افزوده تمامی زنجيره توليد کالا و خدمات را در
بر می گيرد و در هر مرحله به نسبت ارزش افزوده ايجاد شده برای
کالا و خدمات، ماليات جداگانه دريافت می شود.
اين روش جايگزين ماليات بر توليد و فروش می شود که ماليات آن
به جای محصول نهايی در مراحل مختلف محاسبه و دريافت می شود.
به عقيده کارشناسان، ماليات بر ارزش افزوده می تواند به
عادلانه شدن پرداخت ماليات ها کمک کرده و از ماليات مضاعفی که
معمولا در روش های ديگر به مصرف کننده نهايی تحميل می شود،
جلوگيری کند.
بر اساس قانون ماليات بر ارزش افزوده، مصرف کنندگان در قبال
خريد کالاها و خدمات صورتحساب دريافت می کنند ولی اکنون بسياری
از مشاغل به خصوص مشاغل خرده فروشی امکانات ارائه صورتحساب يا
فاکتور فروش را ندارند.
ماليات در اين روش سه درصد است که يک و نيم درصد آن مربوط به
ماليات بر ارزش افزوده و يک و نيم درصد آن نيز عوارض شهرداری
است.
برخی کارشناسان می گويند اين روش ماليات ستانی می تواند موجب
سالم تر شدن درآمدهای دولت، افزايش سهم ماليات از محل توليدات
داخلی و عادلانه شدن توزيع درآمد شود اما اين نگرانی نيز وجود
دارد که برقراری اين شيوه ماليات ستانی به افزايش تورم
بينجامد.
گستردگی قوانين دست و پا گير اداري، هزينه های بالای وصول،
پيچيدگی امور تشخيص و نامعلوم بودن فعاليت های اقتصادی ممکن
است اين قانون را با مشکل روبرو کند.
در مقابل، کاهش فرار مالياتی و گستردگی منابع جديد مالياتی از
مهمترين مزايای قانون ماليات بر ارزش افزوده به شمار می رود.
برخی نيز عقيده دارند اين شيوه ماليات ستانی توزيع درآمد را
عادلانه تر کرده و نقش به سزايی در تعديل فقر ايفا می کند.
زيرا فقرا نسبت به سهمی که در مصرف دارند، ماليات کمتری خواهند
پرداخت.
اين قانون يکی از قوانين مهم برای اصلاح ساختار اقتصاد کلان
ايران به حساب می آيد که به شدت بر درآمدهای نفتی متکی است و
سهم ماليات در آن بسيار پائين است.
بخش زيادی از فعاليت های اقتصادی در ايران زير زمينی است و
دولت نمی تواند از اين فعاليت های اقتصادی ماليات دريافت کند.
دولت اميدوار بود با اجرای اين قانون جلوی فرار مالياتی را
گرفته و سهم درآمدهای مالياتی خود را افزايش دهد اما با اعتراض
برخی از بازاريان فعلا اجرای اين قانون به تعليق در آمده است.
171- گرسنگی کارگران کاغذ سازی و ترفند صاحبان سرمایه:
کارخانه کاغذسازی پارس عملاً تعطیل شده است.
کارگران 3 ماه است که دستمزد نگرفته اند. گرسنگی و فقر و فلاکت
زندگی چند هزار کارگر و خانواده های آن ها را در کام خود فرو
برده است. کارگران در سرگردانی و بلاتکلیفی شدید به سرمی برند
و سرمایه داران برای جلوگیری از طغیان آنان کثیف ترین ترفندها
را برنامه ریزی می کنند. صاحبان سرمایه با قساوت و سنگدلی وصف
ناپذیری که فقط شایسته یک سرمایه دار است شکم گرسنه فرزندان
کارگران را به سلاح قلع و قمع جنبش و مبارزات توده های کارگر
تبدیل کرده اند. آنان از کارگرانی که زیر فشار بی نانی
فرزندانشان مجبورند به هر خفتی تن دهند، می خواهند که در قبال
مقدار اندکی روغن و برنج یا همان چیزی که به « بن کارگری»
معروف است علیه همزنجیران خود جاسوسی کنند. سرمایه داران می
دانند که کارگران طغیان خواهند کرد. می دانند که خشم و قهر آن
ها منفجر خواهد شد و به همین دلیل به هر ترفندی دست می زنند تا
شاید زمان انفجار را به تأخیر اندازند. راهی که جانیان سرمایه
دار
در پیش پای خود قرار داده اند در زمره کثیف ترین و تبهکارانه
ترین ترفندها است. کارگران باید با درایت و هوشیاری خویش این
توطئه ها را خنثی کنند. این کار در گرو حرکت متحد و سازمان
یافته آنان علیه سرمایه است. چندین هزار کارگر کاغذسازی پارس
باید مثل روز بدانند که همه راه ها بسته است و فقط یک راه در
پیش روی آن ها است. عریضه نویسی و شکایت هیچ مشکلی را حل نمی
کند، و توسل به قانون سرمایه بستن طناب دار برگردن خویش است.
تعطیل کارخانه شانس اعمال قدرت از طریق اعتصاب و خواباندن چرخ
تولید را نیز از کارگران سلب کرده است. با راه بندان های صرف و
راه پیمایی های بی ضرر هم هیچ روزنه ای به سوی مجبور ساختن
سرمایه داران و دولت آن ها به قبول مطالبات، تضمین اشتغال و
پرداخت دستمزدهای معوقه بازنمی شود. این راه ها هیچ کدام ما
را به مقصد نمی رسانند. ایجاد شورای کارگری، تصرف کارخانه کاغذ
سازی پارس و خارج ساختن آن از دست سرمایه داران، تبدیل کارخانه
به سنگر مبارزه و مقاومت، برنامه ریزی برای راه انداختن
کارخانه توسط شورای کارگری، استمداد از توده کارگران همزنجیر،
درخواست از کارگران صنایع و مؤسسات کلیدی سرمایه برای اعمال
فشار و قدرت بر صاحبان سرمایه و دولت آن ها، مجبور ساختن دولت
به تهیه رایگان مواد خام و مصالح لازم تولید و در یک کلام
سازمانیابی یک جنبش نیرومند ضد سرمایه داری با دخالت بیشترین
شمار کارگران تنها و تنها راه رسیدن به مقصود است. پیمودن این
راه بسیار سخت است، اما همه راه های دیگر بسته اند. چاره ای
نیست جز این که برای عبور از این راه دشواربرنامه ریزی کنیم و
دست به تدارک بزنیم. فراموش نکنیم که ما در ایران چند ده
میلیون و در سراسر جهان چند میلیارد نفرهستیم. سرمایه و تمامی
هست و نیست آن با دستان ماست که تولید می شود و ما قادریم که
سرمایه را از هستی ساقط سازیم و در جهانی عاری از سرمایه و
استثمار و طبقات و گرسنگی و فقر و حقارت زندگی کنیم. مبارزه ما
برای تحمیل مطالبات مان بر سرمایه گام نخست این راه است. تلاش
ما برای سازمانیابی شورایی و سراسری علیه سرمایه داری نیز سلاح
و شرط لازم موفقیت ما در هر گام از این مبارزه است. بیایید حول
منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر به صورت شورایی، سراسری و ضد
سرمایه داری متشکل شویم.
19 مهر 87
172- تعویق طولانی دستمزد کارگران کارخانه های شیشه و گاز مینا:
کارگران دو کارخانه گاز و شیشه در مجتمع صنعتی
مینا مدتی است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. یک بخش
از حقوق کارگران که زیر نام ساختگی « حق تولید» پرداخت می شود
3 ماه است که به تعویق افتاده و بخش دیگر آن نیز بیش از 2 ماه
است که به دست کارگران نرسیده است. کارگران کارخانه های شیشه و
گاز مینا در استخدام شرکت های آدم فروشی موسوم به « پیمانکاری»
هستند. شرکت پیمانکار چند ماه پیش شمار قابل توجهی از کارگران
را بر پایه مصالح سوداندوزی بیشتر خود اخراج کرد و اکنون با
گذشت بیشتر از دو ماه حتی دستمزدهای گذشته این کارگران اخراجی
را نیز پرداخت نکرده است. کارگران بارها علیه جنایات سرمایه
داران صاحب بنگاه و تعویق مکرر دستمزدهای خود اعتراض کرده و
دست به مبارزه زده اند. اما این اعتراضات و شکایات همه وقت با
دخالت دولت سرمایه داران به زیان کارگران و به نفع صاحبان
سرمایه پایان یافته است.
19 مهر 87
173- اخراج 363 هزار افغان از ايران در سال گذشته:
به گزارش بخش فارسی بی بی سی در تاریخ 19
مهر 87 :سرتيپ قاسم رضايی فرمانده مرزبانی نيروی انتظامی گفته
است در سال گذشته 363 هزار تبعه افغان از ايران اخراج شده اند.
به گفته آقای رضايي، تعداد اتباع خارجی اخراج شده در سال گذشته
کاهش يافته و دليل آن "کم شدن جديت اخراج اتباع بيگانه از سوی
دولت است."
به گفته فرمانده مرزبانی ايران، اين نيرو در سال گذشته، بيشتر
از 46 هزار نفر از اتباع خارجی غيرمجاز را که در صدد ورود به
ايران بودند، دستگير کرده است.
بر اساس گزارش آقای رضايي، در همين مدت، بيشتر از چهار هزار
نفر از اتباع غير مجاز نيز که در حال خروج غيرقانونی از مرز
بودند، به وسيله نيروهای مرزبانی دستگير شده اند.
ايران در چند سال اخير سعی کرده تا موانعی را در مرزهای خود به
خصوص در مرزهای شرقی با افغانستان و پاکستان برای جلوگيری از
ورود مواد مخدر و ورود غيرقانونی اتباع خارجی ايجاد کند.
اين کشور سرگرم حفر کانالی عميق در بخشی از مرزهای شرقی اين
کشور است که امکان عبور خودرو و افراد بدون تجهيزات از آن وجود
نخواهد داشت.
ايران هم اکنون مشغول ديوارکشی بخشی از مرز خود در منطقه زابل
در سيستان و بلوچستان است که به گفته رئيس پليس مرزباني،
بزرگترين منطقه ورود "مواد مخدر، قاچاق انسان و قاچاق سوخت"
است.
راههای زمينی اين منطقه سيصد کيلومتری با ديوارهای طولاني،
کانال و خاکريز بسته می شود و از طريق تجهيزات راداری و 90
برجک نگهبانی اين منطقه کنترل خواهد شد.
به گفته آقای رضايي، هزينه ديوارکشی هر کيلومتر از مرزهای
مشترک ايران و افغانستان 400 ميليون تومان است اما بودجه ای که
برای اين کار اختصاص داده شده، بسيار کم است.
در سال جاری مجلس 103 ميليارد تومان برای کنترل مرزها پيش بينی
کرده اما برآورد پليس مرزبانی ايران در مرزهای جنوب شرق بيش از
300 ميليارد تومان است.
بر اساس اين طرح، در بخشی از مرزهای غربی ايران در مرز عراق
نيز طرح انسداد مرزها در دست اجراست. اين طرح، شامل احداث
ديوارهای بتني، احداث کانال، نصب سيم خاردار و ايجاد
ايستگاههای نگهبانی است.
بودجه مورد نياز برای بستن کامل مرزها سه هزار ميليارد تومان
(معادل سه ميليارد و سيصد ميليون دلار) برآورد شده و فرمانده
پليس مرزبانی ايران ابراز اميدواری کرده که تا شش سال ديگر اين
بودجه در اختيار پليس مرزبانی قرار بگيرد.
وظيفه پليس مرزبانی
پليس مرزبانی که کنترل مرز را بر عهده دارد، در سال گذشته
بيشتر از 32 تن مواد مخدر، هزار و 344 قبضه سلاح و 800 هزار
بطری مشروبات الکی کشف کرده است.
يکی از بخش های مهم طرح کنترل مرزها، افزايش تعداد نيروهای
مرزبانی و امکانات کنترل مرزی است. نيروی انتظامی به دنبال
افزايش شمار نيروهای مرزبانی به چهل هزار نفر است.
ايران حدود 8700 کيلومتر مرز آبی و خاکی دارد که حدود 3200
کيلومتر آن مرز آبی و بقيه خاکی است و به گفته کارشناسان کنترل
اين حجم مرز آبی و خاکی بسيار دشوار است.
با وجود تلاش های گسترده برای کنترل مرزها به خصوص مرزهای
شرقي، حجم قاچاق مواد مخدر از طريق مرز ايران با افغانستان و
پاکستان همچنان بالاست و بر اساس گزارشها تعدادی زيادی از
اتباع افغانستان به صورت غير قانونی و دور از چشم نيروهای
مرزبانی وارد ايران می شوند.
سرتيپ اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی در يک گفتگوی
تلويزيونی گفته است: "در شش ماه اول سال جاري، 370 تن موادر
مخدر در کشور کشف کرده ايم که رقم عجيب و غريبی است."
|
174- داستان لاستیک البرز و امید درس آموزی
کارگران:
سرانجام پرده ها کنار رفت و رازی
که برای عده ای سر به مهر می نمود از پرده برون
افتاد. اکنون دیگر همه چیز روشن شده است. سرمایه
داران لاستیک البرز با هیچ نوع کمبود نقدینگی
مواجه نبوده اند. هیچ گونه مشکل مالی نداشته اند.
بازار فروش آن ها از بالاترین سطح رونق برخوردار
بوده و از همه آنچه که لازمه سوداندوزی کلان و
کلان تر است به اندازه کافی نصیب داشته اند. اسرار
مکشوفه به این جا محدود نمی شود. روشن شد که همه
نهادهای دولتی سرمایه به کل مسائل کارخانه بسیار
بهتر و دقیق تر از خود سرمایه داران واقف بوده
اند. معلوم شد که همه چیز ترفند و توطئه و وارونه
پردازی بوده است. بازهم ادامه دهیم. معلوم شد که
بحث انتقال کارخانه از مالکیت صاحبان خصوصی به
دولتی فقط حلقه ای از زنجیره سراسری ترفندها است.
معلوم شد که کارگران به رغم تمامی هشیاری و بیداری
بازهم از شناخت سیره و سنت و رسم کار سرمایه قاصر
بوده اند و بالاخره معلوم شد که ما حقیقت مسئله را
می گفتیم. ماجرا از این قرار است : در طول مدتی که
مبارزات کارگران جریان داشته است، سرمایه داران
صاحب کارخانه لاستیک البرز دست به کار سرمایه
گذاری در کشور چین، تأسیس کارخانه لاستیک البرز در
چین، برنامه ریزی استثمار کارگر چینی، تهیه لاستیک
های ارزان تر، صادر کردن لاستیک ها به بازار داخلی
ایران و کسب سودهای بسیار طلایی تر و انبوه تر در
قیاس با تولید در کارخانه کنونی لاستیک سازی بوده
اند. آنان در طی این مدت برنامه های خود را پیش
برده اند. تمامی امور اداری و قانونی و کسب مجوز و
تصمیم گیری های دولتی آن را پشت سر نهاده اند.
سرمایه داران در طول این مدت کل سرمایه و دار و
ندار کارخانه یا همان حاصل کار و استثمار توده های
کارگر عاصی در حال مبارزه را نیز از کارخانه کنونی
خارج و به سرمایه گذاری انبوه در کشور چین پیوند
زده اند. آری، درهمان روزهایی که کارگران لاستیک
البرز در راه بندان ها، اعتصاب ها و تحصن جلو مجلس
و وزارت کار خواستار پرداخت حقوق معوقه و انتقال
مالکیت کارخانه از سرمایه داران خصوصی به دولتی
بودند، سرمایه داران همه ترفندهای بالا را باتبانی
دولت سرمایه علیه کارگران به اجرا نهاده اند.
اکنون جا دارد که ما یک بار دیگر این سئوال را
تکرار کنیم : آیا وقت آن نرسیده است که به جای
مبارزه با دست خالی با دست پر بجنگیم، کارخانه را
تصرف کنیم، علیه انتقال سرمایه ها به کشور چین
مبارزه کنیم، به سرمایه داران اخطار کنیم که حق
انتقال هیچ ریالی از حاصل کار و استثمار ما را به
جاهای دیگر ندارند و خودشان می توانند بدون سرمایه
های حاصل استثمار ما گور خود را گم کنند و به هر
کجا که می خواهند بروند؟ آیا وقت آن نرسیده است
که شورای ضد سرمایه داری خویش را سازمان دهیم و
همراه با همه توده های همزنجیر دولت سرمایه داری
را مجبور کنیم که تمام وسائل و لوازم چرخه تولید
را به صورت رایگان در اختیار ما قرار دهد. به نظر
ما برای این کار حتی دیر هم شده است. اما ماهی را
هر وقت از آب بگیریم تازه است، و مبارزه طبقاتی
آگاهانه و متشکل با هر تأخیری امر اجباری و حیاتی
ما است.
19 مهر 87 |
175-
|
در
نشست فقر، نابرابري و کودکان عنوان شد: |
|
افزايش
نگران کننده تعداد کودکان کار
|
گروه اجتماعي، الناز محمدي؛ «فقر،
نابرابري و کودکان» از جمله مسائلي
بود که امسال در روز جهاني کودک و در
کنار ديگر مسائلي چون کودک آزاري،
تبعيض هاي حقوقي و کودکان کار، به
آنها پرداخته شد. غروب چهارشنبه يي که
گذشت، مراسمي با همين عنوان در حسينيه
ارشاد برگزار شد که پژوهشگران اجتماعي
و فعالان حقوق کودک در آن مشارکت
داشتند. اين مراسم که از سوي انجمن
حمايت از حقوق کودکان ترتيب داده شده
بود، در حالي برگزار شد که در آستانه
روز کودک، آمارهاي مختلفي مبني بر
افزايش کودک آزاري و تعداد کودکان کار
در ايران نسبت به سال هاي گذشته منتشر
شد، به طوري که طبق آمارهاي منتشر شده
از سوي مرکز آمار ايران، در سال 85،
از مجموع 13 ميليون و 253 هزار کودک
رده سني 10 تا 18 سال، سه ميليون و
600 هزار کودک، خارج از چرخه تحصيل و
يک ميليون و 700 هزار کودک به صورت
مستقيم درگير کار بوده اند و از اين
تعداد يک ميليون و 670 هزار در گروه
کودکان کار کشور بودند که 19/3 درصد
آنها پسر (يک ميليون و 300 هزار نفر)
و 5/8 درصد (370 هزار نفر) را دختران
10 تا 18 سال تشکيل داده اند. در کنار
اين اعداد بايد آمار جهاني يونيسف را
نيز مورد توجه قرار داد که طبق آن
حدود 250 تا 260 ميليون کودک کار در
سراسر جهان وجود دارد. هرچند آمارهايي
که هر از چند گاه از سوي سازمان ها و
انجمن هاي مربوط به کودکان در مورد به
کار گماشتن آنان در خيابان ها وآزار و
اذيت ارائه مي شود، به روز نيست و
گاهي اوقات يافتن آمار دقيق چنين
مسائلي به دليل وجود کار در منزل و
کارگاه هاي مخفي زيرزميني در ايران
مشکل به نظر مي رسد، ولي بيشتر فعالان
حقوق کودکان بر اين مساله توافق دارند
که در حال حاضر حدود يک ميليون و 800
هزار کودک کار در کشور وجود دارد که
بايد هرچه سريع تر نسبت به کاهش اين
رقم و رساندن کودکان به حق و حقوق شان
اقدامات لازم انجام گيرد. اين در حالي
است که با توجه به اينکه در پيمان
نامه حقوق کودکان، به کارگيري کودکان
در مشاغل سخت و همچنين استثمار آنان
ممنوع است، اين پيمان نامه همه سازمان
ها و ارگان هاي دولتي و غيردولتي را
ملزم به رعايت حقوق کودکان، به ويژه
کودکان آسيب ديده مانند کودکان کار و
خيابان کرده است. اما تقريباً در
تمامي جوامع حقوق کودکان که نبايد به
چرخه کار و بهره کشي وارد شوند،
ناديده گرفته مي شود. فقر کودکان و
اثراتي که نابرابري اجتماعي بر اين
مساله مي گذارد از جمله مسائلي است که
اين روزها کارشناسان مختلف با انجام
پژوهش هاي گوناگون به آن مي پردازند.
«فرشيد يزداني» مديرعامل انجمن حمايت
از حقوق کودکان در نشست فقر، نابرابري
و کودکان در روز جهاني کودک، با بيان
اينکه هدف اين نشست تبيين جنبه هاي
مختلف فقر کودکان و تاثير آن در زندگي
حال و آينده کودکان و جامعه است، گفت؛
«افزايش تعداد کودکان کار در سال هاي
گذشته و به وجود آمدن پديده يي به نام
کودک فقر، از مسائلي است که توجه و
رسيدگي به آن از الزامات است و بايد
توجه کنيم که وجود يک ميليون و 800
هزار کودک کار در کشور، يک پديده تاسف
آ ور است.» در ادامه اين نشست، «فاطمه
قاسم زاده» روانشناس و عضو کميته
هماهنگي شبکه ياري کودکان، به بيان
شباهت هاي فقر و نابرابري پرداخت؛ «در
برخي موارد ريشه نابرابري را در فقر
مي دانند، اما بايد گفت ويژگي هايي که
فقر و نابرابري دارد تاثيرهاي
زيانباري بر کودکان و جامعه مي گذارد
و وظيفه ما مبارزه با فقر و از بين
بردن ساختارهايي است که فقر را توليد
و بازتوليد مي کنند.» قاسم زاده در
ادامه گفت؛ «طبق تحقيقي که سازمان
بهداشت جهاني انجام داده است، فقر و
بي عدالتي تاثيرهاي زيانباري بر سلامت
افراد مي گذارد و باعث مرگ زودرس
افراد مي شود، به طوري که براساس
آمار، احتمال مرگ زنان بارداري که در
شرايط فقر وجود ندارند، يک در 17 هزار
و 400 نفر است. در حالي که اين آمار
در مورد زنان بارداري که فقير هستند
يک در هشت نفر است. آمارها نشان مي
دهد بين فقر و بي عدالتي با زنده بودن
افراد و نه حتي سلامتي آنان رابطه
مستقيمي وجود دارد.»
اين روانشناس رشد در ادامه به ارائه
نتايج تحقيق هاي مختلفي که در حوزه
کودکان کار در تهران صورت گرفته است،
پرداخت؛ «در مورد وضعيت کودکان کار در
تهران بايد گفت اين کودکان بار فقري
بزرگ را بر دوش مي کشند و نتايج يک
تحقيق در اين مورد نشان مي دهد اين
افراد در تمامي زمينه ها از جمله رشد
شناختي و رشد اجتماعي داراي مشکلات
فراوانند و بايد به اين موارد
بدرفتاري، پرخاشگري و محروميت از
آموزش درست را نيز افزود.» دکتر
«جباري» مدرس دانشگاه و عضو هيات علمي
انجمن حمايت از کودکان در ادامه با
بيان اينکه نگاه به فقر کودکان و
بزرگسالان نبايد به صورت يکسان باشد،
گفت؛ «کودکان داراي شرايط جسمي و روحي
متفاوتي هستند و فردي که نيازمند به
ديگران است و براي بقاي خود نمي تواند
از خود دفاع کند، شرايطش با بزرگسالان
متفاوت است، بعضي آسيب هايي که به
کودکان وارد مي شود جبران ناپذير است
و شرايط فقيرانه يي که کودک در آن
بزرگ مي شود، پيامدهاي شديدي را بر او
تحميل مي کند.»
جباري ادامه داد؛ «کودکان فقير،
کودکاني هستند مملو از محروميت هاي
اجتماعي که از آنها رنج مي برند و اين
محروميت ها زيان هاي بسياري را به
آنها و حقوق شان وارد مي کند که
محروميت غذايي، امکانات بهداشتي،
نداشتن سرپناه، آموزش و اطلاعات از
جمله آنهاست.»
وي در ادامه، کودکاني که در شرايط بد
بهداشتي، آموزشي و اطلاعاتي گرفتار
هستند را کودکان فقير دانست؛ «ما
نيازمند نگاه جامعه به مساله فقر
کودکان هستيم و نابرابري و فقر را
مبناي سياستگذاري ها قرار مي دهيم تا
فقر توليد نکنيم بلکه از به وجود آمدن
آن جلوگيري کنيم و اين وظيفه دولت ها
و البته سازمان هاي غيردولتي است که
هرچه بيشتر زمينه هاي ريشه کن کردن
فقر و نابرابري کودکان را از بين
ببرند.» ميزگردي با رويکرد حقوقي فقر
کودکان، از ديگر مراسمي بود که در اين
نشست و با حضور «سعيد مدني» پژوهشگر
مسائل اجتماعي و دکتر «قراچورلو» وکيل
و دکتر «دادخواه» حقوقدان برگزارشد.
مدني در اين ميزگرد گفت؛ «رفاه افراد
جامعه شامل کار، مراقبت هاي پزشکي،
مسکن و خدمات اجتماعي است. در اصل سوم
قانون اساسي هم به صراحت تاکيد شده
براي رسيدن به جامعه ايده آل بايد
ستادي تشکيل شده و هرگونه فقري را از
بين ببرد و اين تعهدي است که حدود 30
سال پيش در مسير کار نظام قرار گرفته
است. اما گزارش هايي که در سال هاي
اخير منتشر شده، نشان مي دهد سمت و
سويي که در اين سال ها طي شده با آنچه
که در قانون اساسي آمده، هماهنگي
نداشته است، بلکه بنا بر آمار، تعداد
افراد زير خط فقر مطلق نيز افزايش
پيدا کرده است، به طوري که بنا بر
گزارش بانک مرکزي حدود 15 درصد از
جمعيت جامعه زير خط فقر مطلق قرار
دارند.» مدني با ابراز نگراني از
وضعيت تورم در کشور افزود؛ «وضعيت
نابرابري و فاصله طبقاتي در ايران
تاسف آور است، به طوري که از يک سو
جمعيتي وجود دارد که درآمد کافي براي
برطرف کردن نيازهاي اساسي خود ندارد و
از سوي ديگر جمعيتي وجود دارد که
کاملاً در وضعيت ايده آلي به سر مي
برند.» وي ادامه داد؛ «بنا بر تحقيقي
که به تازگي انجام شده است، 10 درصد
جمعيت ثروتمند جامعه،بارها بيشتر از
بقيه جامعه هزينه مي کنند و وضعيت
کودکان خانواده هاي فقير تاسف آور
است، به طوري که اين کودکان در حوزه
هاي آموزش، تغذيه و بهداشت، وضعيت
بسيار بدي دارند.»
دکتر رزا قراچورلو در ادامه با بيان
اينکه بين فقر و خشونت در کودکان
رابطه مستقيمي وجود دارد، گفت؛ «فقر
عامل بسياري از ناهنجاري ها مانند
تجاوز است، هنگامي که کودک حق شکايت
از فردي که به او تجاوز کرده را ندارد
و تنها ولي يا قيم او مي تواند اعتراض
کند، چطور مي توانيم توقع داشته باشيم
مشکلات ديگري براي او به وجود نيايد،
چرا که در برخي از شرايط هم، ولي يا
قيم کودکان هستند که به آنها تجاوز مي
کنند.» قراچورلو تاکيد کرد؛ «اگرچه
طبق قانون کار مصوب سال 69 و در مواد
79 تا 86 بر ممنوعيت به کارگماشتن
کودکان زير 15 سال تاکيد شده است ولي
ما همچنان شاهد کار کردن کودکان در
خيابان ها و کارگاه هاي زيرزميني
هستيم که اين مساله گاه تقصير کارفرما
است و گاه خود کودکان به خاطر امرار
معاش مجبور به انجام دادن کارهاي سخت
و زيانبار هستند.»
دادخواه وکيل دادگستري در ادامه اين
ميزگرد گفت؛ «به استناد ماده 27
کنوانسيون وين، هيچ دولتي نمي تواند
به تعهدات بين المللي و به استناد
قوانين داخلي خود عمل نکند. در حالي
که ما شاهديم ايران با پذيرش
کنوانسيون حقوق کودک نتوانسته چندان
در عمل، عدالت را در مورد کودکان
رعايت کند. به طور مثال ما 50 سال پيش
دادگاه ويژه اطفال داشته ايم ولي
امروز جاي اين دادگاه در نظام قضايي
ما بسيار خالي است، به طوري که يک
کودک دختر 5/8 ساله همانند يک زن
50ساله در دادگاه ها محاکمه مي شود
چون مبناي اين حکم را سن بلوغ شرعي مي
داند، به طوري که در پيمان نامه حقوق
کودک، اين سن صراحتاً 15 سال اعلام
شده است.» دادخواه در ادامه تاکيد
کرد؛ «جامعه يي مي تواند مهربان باشد
که دچار فقر و شکاف فاحش طبقاتي
نباشد، تکليف حکومتگران ايجاد امنيت
است و تا زماني که امنيت وجود نداشته
باشد فرهنگ امکان رشد و تعالي نخواهد
داشت.» |
بر گرفته از
: سایت اعتماد
شنبه، 20
مهر 1387 - شماره 1791
http://www.etemaad.com/Released/87-07-20/213.htm#117230 |
|
|
176
-
هزينه ماهانه زندگی ثروتمندان 19 برابر فقيران کشور/بی حقی
کودکان در ايران و تاثير آن بر کودکان آسيب ديده :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 20 مهر
87 . مهرزاد غنی پور
,هزينه های ماهانه ثروتمندترين افراد جامعه 19 برابر بيشتر از
فقيرترين اقشار جامعه است.,اين نکته ای بود که سعيد مدني،
کارشناس رفاه اجتماعی در همايش ,فقر، نابرابری و کودکان, که
عصر روز چهارشنبه به مناسبت روز جهانی کودک در حسينيه ارشاد
برگزار شده بود به آن اشاره کرد. به گفته او 10 درصد
ثروتمندترين افراد جامعه نسبت به 10 درصد فقيرترين اقشار هزينه
های ماهانه بيشتری دارند. او در ادامه گفت: ,رتبه ايران در
خاورميانه از لحاظ تورم، اول است و ايران به لحاظ تورم پنجمين
کشور دنياست.,
مدنی ادامه داد: ,در شرايطی که ما در کشورمان تورم 20 درصدی
داريم بايد گفت حتی وضعيت کشورهای عربی همسايه از نظر تورم از
ما بهتر است به طوری که نرخ تورم در قطر 12 درصد و در بحرين
3/3 درصد است.,
او با اشاره به اينکه هزينه های ماهانه زندگی 20 درصد
ثروتمندترين افراد جامعه 11 برابر هزينه های ماهانه زندگی 20
درصد فقيرترين افراد جامعه است، گفت: ,در اين شرايط نامساعد
اقتصادی و اجتماعی کودکانی که در خانواده های فقير به سر می
برند شرايط بدتری از لحاظ آموزش و تغذيه دارند به طوری که هنوز
مساله سوءتغذيه و کوتاهی قد و کمبود وزن در بعضی استان ها از
جمله سيستان و بلوچستان، کردستان و خرم آباد بسيار جدی است.
قاسم زاده روانشناس و عضو انجمن حمايت از حقوق کودکان نيز از
ديگر سخنرانان اين همايش بود که به بررسی روان شناختی فقر
کودکان اشاره کرد و گفت: ,فقر و بی عدالتی تاثيرات زيانباری بر
سلامت افراد می گذارد و سبب کوتاهی عمر و مرگ زودرس آنها می
شود برای مثال احتمال مرگ مادر باردار در سوئد يک در 17 هزار و
400 نفر است در حالی که احتمال مرگ مادر باردار در افغانستان
يک در هشت نفر است.,
او در ادامه گفت: ,براساس پژوهش ها وضعيت سلامت افراد جامعه
کمتر به عوامل ژنتيکی و بيولوژيکی بستگی دارد و در مقابل عوامل
اجتماعی از جمله فقر و بی عدالتی است که بيشترين تاثير را در
سلامت افراد دارد.,
قاسم زاده ادامه داد: ,براساس پژوهش های مرکز تحقيقات فقر مزمن
در لندن پنج عامل در فقر تاثيرگذارند که عبارت از ناامني،
محدود کردن شهروندان و نبود دموکراسي، توزيع نابرابر فضا و
امکانات، تبعيض های اجتماعی و نابرابری و فرصت های اندک شغلی
است.,
اين روانشناس در ادامه به تحقيقی که بر کودکان کار و خيابان در
تهران بين سال های 80 تا 85 انجام شده، اشاره کرد: ,فقر آثار
زيانباری بر رشد و سلامت کودکان می گذارد و کودکان کار معمولاً
دچار مشکلاتی از جمله کاهش قد و کمبود وزن هستند. آنها در معرض
انواع بدرفتاری ها، سوءاستفاده ها و بی محبتی ها قرار دارند که
سبب ايجاد خصوصيت انتقام گيري، پرخاشگری و تخريب در آنها می
شود. اين کودکان در محيط های ناامن زندگی می کنند و محيط سالمی
برای ايجاد ارتباط ندارند و از الگوی خوب چه هم سال و چه
بزرگسال محرومند.,
جباری جامعه شناس و استاد دانشگاه به عنوان ديگر سخنران اين
همايش به موضوع فقر کودکان از منظر جامعه شناسی پرداخت و گفت:
,فقر فقط برای خانوار تعريف شده در حالی که فقر کودک مقوله ای
جداست که از آن غفلت شده است.,
او در ادامه گفت: ,فقر تنها به معنی نداشتن سطح خاصی از درآمد
نيست بلکه امروزه نداشتن قابليت های آموزشی و اساسی هم فقر
محسوب می شود. ممکن است کودک کار با تلاش خود ماهانه 300 هزار
تومان درآمد برای خانواده اش کسب کند اما او با گذاشتن اين
زمان، فرصت درس خواندن و به دست آوردن بسياری از قابليت ها را
از دست می دهد. او چون آموزش نديده اعتمادبه نفس ندارد و ناچار
می شود که انزوا را تجربه کند. او نمی تواند چانه زنی کند و
مجبور به تحمل شرايط استثمارگرانه خواهد بود.,
کودکان در ايران حق طرح شکايت ندارند
رزا قراچورلو حقوقدان هم از رويکرد حقوقی به فقر کودکان پرداخت
: ,کودکان در ايران حق طرح شکايت ندارند و حتی اگر در خانه و
از طرف نزديک ترين افراد مورد تجاوز قرار گيرند باز نمی توانند
طرح شکايت کنند و فقط ولی يا قيم که گاهی خودش عامل تجاوز بوده
چنين حقی را دارد.,
قراچورلو در ادامه گفت: ,براساس قانون کار سال 1369 کودک زير
15 سال نبايد در کارگاه ها به کار گماشته شود که در اين صورت
پروانه کسب کارفرما لغو می شود اما در عمل چنين کودکانی را در
بازار کار می بينيم که يا کارفرما آنها را به کار گرفته يا
کودک به خاطر فقر و نياز خود اصرار به کار کردن دارد.,او به
ممنوعيت استخدام افراد زير 12 سال در کارگاه های فرش بافی هم
اشاره کرد و گفت: ,اما در مناطق محروم کودکان بسياری هستند که
به خاطر فقر خود مايلند تا در اين کارگاره ها فرش ببافند.,
او همچنين معتقد است کودک در قوانين همچون کالا در نظر گرفته
شده و براساس ماده 220 قانون مجازات اسلامی اگر پدری کودکش را
به قتل برساند، قصاص نمی شود.
قراچورلو در ادامه گفت: ,اگر کودکی قربانی اعمال منافی عفت از
جمله زنا و لواط قرار گيرد به جای حمايت از کودک مجازات شخص
زانی کمتر می شود چرا که با يک فرد نابالغ زنا انجام داده و
مجازاتش فقط 100 ضربه شلاق است.,
در ادامه اين همايش محمدعلی دادخواه حقوقدان نيز درباره حقوق
کودکان گفت: ,50 سال پيش ما در ايران دادگاه ويژه اطفال داشتيم
و کودکان در آن دادگاه محاکمه می شدند اما اکنون به جای ترقي،
به عقب گام برداشته ايم و در حال حاضر کودک 5/8 ساله دختر
همانند يک زن 45 ساله محاکمه می شود چرا که مبنا بر بلوغ شرعی
است.,
او در ادامه گفت: ,اين خودفريبی است که بگوييم ما در ايران
افراد کمتر از 18 سال را اعدام نمی کنيم در حالی که محکوم را
در زندان نگه می داريم تا به 18 سالگی برسد و بعد او را اعدام
کنيم.,
بگذاريم کودکان بدون دخالت ما کودکی خود را بگذرانند
در ادامه اين همايش از علی اشرف درويشيان نويسنده و داستان
نويس پيشکسوت ايرانی به عنوان حامی حقوق کودکان تقدير شد. او
در حالی که بر صندلی چرخدار نشسته بود و با کمک چهار جوان به
بالای سکو آمد از خاطرات کودکی و رنج های خود در آن دوران گفت:
,به همه ما در دوران کودکی و نوجوانی توهين های بسياری شده، به
ياد می آورم زمانی که خردادماه مدرسه تعطيل شد و من به دنبال
استاد بنا رفتم تا به من کاری ياد بدهد اما او عذر آورد که کار
به زير سقف رسيده و تو انگار از پارسال هم کوچک تر شده ای و
نمی توانی خشت و آجر را تا آن ارتفاع بيندازی. اشک در چشم هايم
جمع شد اما او بالاخره قبول کرد و به دنبالش به خانه ای قديمی
در جنوب شهر کرمان رفتم؛ جايی که زير هر خشت، 20 عقرب می
جنبيد. من پايين روی کلوخ هايی که زيرپا فرو می رفتند ايستاده
بودم و استاد بنا بالای ديوار خشت ها را با دست آماده می کرد و
بالا می انداختم. خشت ها خار و تيغ و خرده شيشه داشت و دستمانم
را می بريد و من تلاش می کردم تا خشت ها را حتی از سر استاد هم
بالاتر بيندازم. زمانی که يکی از خشت ها را بالا انداختم استاد
برای گرفتن آن خشت پايش تکان خورد و نزديک بود که بيفتد، فحش
رکيکی به من داد و فردای آن روز به من گفت امروز شاگرد دارم و
بهتر است که بروی در ميدان شهرداری بنشينی.,
جواب شدن از سوی استاد بنا تلخ ترين حادثه زندگی علی اشرف
درويشيان بود. او گفت: ,همه ما در کودکی خود توهين هايی را
تحمل کرده ايم.,
او در ادامه گفت: ,صمد بهرنگی اولين نويسنده ای بود که توجه
جدی به کودک کرد و پيش از آن توجهی به کودک نمی شد اما بهرنگی
توانست قشر فرودست جامعه را مطرح کند.,
درويشيان از توقيف دوچرخه، ضميمه روزنامه همشهری هم ابراز تاسف
کرد و گفت: ,بايد می ديديد قيافه نوجوانی را که ضميمه دوچرخه
را می خواست و دکه دار به او گفت که ديگر اين ضميمه درنمی
آيد.,
مشکلات کودک ايرانی بيشتر شده است
در ادامه اين همايش بيانيه ای هم از سوی انجمن حمايت از حقوق
کودکان به مناسبت روز جهانی کودک صادر شد که در بخشی از آن
آمده است: ,نظام آموزشی ايران در کشاکش رفت وآمد مردان سياست
حتی نتوانسته امکانات لازم را برای آموزش عمومی همه کودکان
ايران فراهم کند. هنوز تعداد زيادی از کودکان در شهرها و
روستاهای ايران به حداقل نيازهای سلامت و بهداشت دسترسی ندارند
و حيات کودکان ما در سيستان و بلوچستان، لرستان و کردستان و
بسياری از مناطق ديگر از سوی انواع بيماری ها تهديد می شود.
هنوز کودکان بسياری در معرض روز افزون انواع خشونت ها از سوی
بزرگسالان قرار می گيرند و اخبار کودک آزاری ها از سراسر کشور
به ويژه شنيع ترين آنها يعنی آزار جنسی منتشر می شود.
هنوز نظام حقوقی بزرگسال مدار مجازات هايی خشن را به کودکان
مجرم تحميل می کند و تعدادی از آنها را تا رسيدن به چوبه دار
تا 18 سالگی به انتظار مرگ در زندان ها محبوس می کند.,
177- راهپیمایی و تجمع کارگران فرش غرب بافت و پرریس درمقابل
اداره کارسنندج :
بدنبال مجمع عمومی مشترک نماینده های کارگران فرش غرب بافت و
پرریس در مورخه 17/7/87 و اتحاذ تصمیم در آن برای تشدید
اعتراض متحدانه به آراء صادره از سوی اداره کار سنندج، امروز
شنبه بیستم مهر ماه این کارگران از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر در
مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زدند.
در تجمع امروز،
کارگران غرب بافت به همراه خانواده های خود از چهار راه ادب به
طرف اداره کار راهپیمایی کرده و در آنجا به کارگران پرریس
پیوستند. این کارگران و خانواده های آنها در طول مسیر
راهپیمایی پلاکاردهایی در اعتراض به اداره کار سنندج بدست
گرفته بودند و تا آخرین دقایق تجمع پلاکاردهای خود را در دست
داشتند.
شرکت همسران
کارگران فرش غرب بافت در تجمع و راهپیمایی آنان از چهار راه
ادب به سوی اداره کار و همچنین پلاکاردهای متفاوتی که امروز
این کارگران بدست گرفته بودند باعث شد تا توجه افکار عمومی در
سطح شهر بیش از پیش به اعتراضات آنان جلب شود. همین امر باعث
حضور بیشتر نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در محل تجمع شده بود.
بنا بر اظهار
کارگران در تجمع امروز اغلب نیروهای انتظامی با کارگران ابراز
همدردی میکردند و به جز چند مورد پاک کردن گوشیهای حاوی عکس
های گرفته شده از تجمع، تنش خاصی پیش نیامد. همچنین برخی از
نیروهای امنیتی اظهارات کارگران را در مورد تبانی اداره کار
سنندج با کارفرمایان یادداشت میکردند و سه نفر نیز از
خبرنگاران صدا و سیمای استان برای تهیه گزارش در این تجمع حضور
پیدا کرده بودند.
کارگران فرش غرب
بافت و پرریس در تجمع امروز خود پارچه نوشته و پلاکاردهایی را
با عناوین زیر بدست گرفته بودند:
اسدی استفعا،
استعفا(رئیس اداره کار سنندج) – هیئت حل اختلاف حامی کارفرماست
– اداره کار سنندج حامی کارفرمایان است – کار، معیشت، زندگی حق
مسلم ماست – چه کسی جوابگوی تحصیل بچه های ما کارگران است-
اداره کار عدالت عدالت- آیا کارگر حق زندگی ندارد، آیا کارگر
انسان نیست – قرارداد موقت، بردگی مدرن است – کارگر اتحاد
اتحاد – ما حکم صادره غیر قانونی هیت حل اختلاف را محکوم می
کنیم – آیا انحلال شرکتها در یک روز ممکن است- ما خواهان
بازگشت به کار خود هستیم و....
در تجمع امروز این
کارگران هیچ پاسخ روشنی به آنان داده نشد و مامورین حراست
اداره کار آنها را به استانداری کردستان ارجاع دادند. به همین
دلیل فردا کارگران فرش غرب بافت به همراه خانواده های خود برای
پیگیری خواست هایشان به این استانداری خواهند رفت و در صورت
عدم پاسخگویی روشن به آنها و لغو احکام هیئت حل اختلاف، این
کارگران به همراه کارگران پرریس و سایر کارگران عضو اتحادیه در
سنندج اعتراضات خود را تشدید خواهند کرد.
اتحادیه آزاد
کارگران ایران رای صادره اداره کار سنندج در مورد کارگران فرش
غرب بافت و پرریس را بشدت محکوم میکند و بیش از پیش تلاش خواهد
نمود همدوش اعضای خود در این کارخانه ها بیشترین اعتراضات را
بر علیه آراء صادره از سوی اداره کار سنندج که در تبانی آشکار
و عریان با کارفرمایان است، سازمان دهد.
اداره کار سنندج
بطور ظالمانه ای حقوق کارگران پرریس و فرش غرب بافت را با 18
سال سابقه کار پایمال کرده و برای تامین منافع کارفرمایان و
خوش خدمتی عنان گسیخته به آنان، این کارگران را به روز سیاه
نشانده است. از نظر ما هیئت حل اختلاف، رئیس و اداره کار سنندج
باید پاسخگوی این ستم خود بر کارگران باشند و ما بنوبه خود در
اتحادیه ازاد کارگران ایران لحظه ای در این مورد ساکت نخواهیم
نشست.
اتحادیه آزاد
کارگران 20/7/87
178- کارگران فرش غرب بافت و نساجی پرریس مقابل اداره کار تجمع
کردند:
امروز شنبه 20 مهر از
ساعت 9 صبح تا 12 ظهر کارگران فرش غرب بافت به همراه خانواده
هایشان درحالیکه پلاکاردهای اعتراضی با خود داشتند، مقابل
اداره کار سنندج تجمع کرده و نسبت به عدم پاسخگوئی مسؤلین
اداره کار به خواست بازگشت به کار و پرداخت حقوق معوقه آنان به
اعتراض پرداختند، در این تجمع کارگران نساجی پرریس به نشانه
حمایت از کارگران فرش غرب بافت با در دست داشتن پلاکاردهائی
حضور داشتند. حضور حمایتی کارگران نساجی پرریس طبق تصمیم گیری
و توافق قبلی در مجمع عمومی مشترک میان کارگران هر دو کارخانه
صورت گرفته بود. تجمع اعتراضی کارگران به همراه خانواده ها
وسیعا از سوی مردم حمایت شده است.
کارگران در مذاکره با
مسؤلین اداره کار گفتند در صورتیکه تا دو سه روز آینده مشکلشان
حل نشود به تهران خواهند رفت و در مقابل ادارات دولتی تجع
خواهند کرد.
انجمن صنفی کارگرن
برق و فلزکار کرمانشاه 20/7/1387
179- اطلاعیه ی جمعی از کارگران ایران خودرو درمورد جشن ارتقاء
در این شرکت
ما
خواهان افزایش حقوق ها بر اساس رشد تورم هستیم
:
دوستان و
همکاران گرامی
هفته گذشته دهها نفر از دوستان کارگر گرد هم آمدند تا شاهد
ارتقا برای
۱۰ هزار
نفر از همکاران خود باشند.
۱۰
هزار نفر شادمان از افزایش حقوقشان و بیش از
۱۰
هزار نفر ناراحت از عدم افزایش حقوقشان.
همانطوری که پیش بینی شده بود، مدیریت از گرد هم آمدن ما
کارگران جلو گیری کرد. مدیریت از اتحاد ما هراسان است. مدیریت
خواست با این کار تفرقه بین ما کارگران بوجود بیآورد. بخشی از
ما کارگران را شاد و بخشی را گریان کرد. مدیریت می خواست که ما
کارگران دور هم جمع نشویم چون می دانست ارتقای گروه شغلی فقط
یکی از خواسته های ما کارگران است. مدیریت اگر اجازه اجتماع ما
کارگران را در داخل خود شرکت می داد این عده نیز به جمع
ناراضیان می پیوستند چون می دانست کارگران زیادی از این ارتقا
ناراحت و عصبانی هستند.
مدیریت می دانست اگر
۲۰
هزار نفر از کارگران دور هم جمع شوند بزرگترین مجمع عمومی
کارگران برگزار خواهد شد و آنوقت این کارگران هستند که تصمیم
خواهند گرفت که افزایش حقوق ها بر چه مبنایی باشد. ولی جشن با
حضور اندکی از همکاران که اکثر آنها گلچین شده بودند برگزار
شد.
ما همین حرکت را نیز به فال نیک می گیریم چون اعتقاد داریم این
حرکت یکی از دست آوردهای مبارزه ما کارگران و اعتصاب
۱۰
تیر است. این موفقیت را یک گام به پیش دانسته و خودمان را برای
رسیدن به خواسته های دیگر آماده می کنیم. اهدا یک گروه شغلی
فقط یکی از خواسته های ما بود، هنوز خواسته های زیادی داریم که
باید برای رسیدن به آنها مبارزه کنیم. باید همچنان آگاهانه و
متحدانه به پیش برویم و اجازه ندهیم صفوف متحد ما از هم جدا
شود.
دوستان کارگر که ارتقا شامل شان شده، ما این ارتقاء را به آنها
تبریک می گویم و می دانیم خودتان بهتر می دانید که این ارتقاء
چیزی غیرعادی و حاتم بخشی مدیریت نیست بلکه این ارتقاء حق شما
است که مدیریت با قانون های من در آوردی به عقب انداخته بود.
باز خیلی کسانی دیگری هستند که بیش از چند سال در انتظار این
ارتقاء هستند. ما افزایش حقوق ها را علاوه بر ارتقائ گروه شغلی
می خواهیم. ما خواهان افزایش حقوق ها بر اساس تورم امروزی برای
همه کارگران هستیم. ما می دانیم افزایش حقوق امسال نسبت به
تورم هیچ است. پس فریب این یک گروه را نمی خوریم.
برگزاری مراسم اهدای ده هزار ارتقای شغلی که در راستای افزایش
حقوق ها انجام گرفت بی شک یک دست آورد بزرگ برای ما کارگران
است که در راستای اعتصاب
۱۰
تیر بدست آمد.
این پیروزی یک گام به پیش بود چون خواست اکثر کارگران ایران
خودرو بود. اکثر کارگران برای افزایش حقوق ها چشم به ارتقای
شغلی و کارآئی دارند. این موفقیت یک گام به جلو است ولی کافی
نیست ولی نشان دهنده این است که مبارزه و اعتصاب ما بیهوده
نبوده است. اگر امروز مدیریت می آید و برای ده هزار نفر گروه
شغلی می دهد و برای بعضی از خواسته هایمان نیز وعده می دهد، از
ما می ترسد چون مدیریت باور دارد که چرخ های کارخانه با دستان
توانمند ما می چرخد و می داند اگر لحظه ای دستان ما از تولید
باز بایستد شرکت میلیاردها تومان ضرر خواهد کرد. مدیریت مجبور
است به خواسته های ما اعتنا کند، اگر ما بخواهیم. مدیریت می
داند اکنون با کارگران آگاهی روبرو است که برای رسیدن به
خواسته هایشان مجذوب نشدند و فریب این تبلیغات را نخوردند و
دیدیم همکارمان که چقدر زیبا گفتند که آرزوی ما کارگران برچیدن
بساط پیمانکاران است. مدیریت اکنون می داند خواست های اساسی ما
فراتر از یک گروه شغلی و اضافه کردن چند تومان کارآئی است. پس
ایمان بیاوریم که در پس هر مبارزه پیروزی نیز است. ایمان
بیاوریم و بدانیم موفقیت تنها در سایه مبارزه آگاهانه و
متحدانه و هوشیارانه بدست خواهد آمد.
پس پاشو همکار عزیز با آگاهی مان باورهای جهل را فرو بریزیم.
پاشو با اتحادمان زنجیرهای گسسته را پیوند بزنیم.
پیروزی ما کارگران تنها در گروه اتحادمان است.
پس همکار عزیز!
پا شو دست به دست هم بدهیم تا با عزمی جزم تر دنیای دیگری را
بشناسیم،
به همت خودمان برای آگاهی مان گام بر داریم،
باور داریم گر من و تو آگاه نشویم،
دنیا تغییر نخواهد کرد.
پس بیا با همت خودمان برای آگاهی خودمان قدم بر داریم،
تا هم آوا با یکدیگر،
فلک جنبش کارگری را سقف بشکافیم،
و طرحی نو در اندازیم .
باشد که به مدد هم برای ساختن دنیای بهتر،
گامهای موثرتری بر داریم
همراه شو عزیز... همراه شو عزیز.
تنها نمان به در
کین درد مشترک... هرگز جدا جدا درمان نمی شود!
دشوار زندگی هرگز برای ما...
بی رزم مشترک آسان نمی شود.
پیروزی ما کارگران در گرو آگاهی و اتحاد و تشکل مان است.
ما این پیروزی را به همکاران گرامی تبریک می گویم.
جمعی از کارگران ایران خودرو
٨۷/۷/۲۰
180- هشدار نسبت به افزايش سواستفاده جنسی از کودکان در ايران
:
به گزارش خبرگزارش ايلنا در تاریخ 20 مهر
87 : مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان با اشاره به آمار شش
ماهه سال 87 در مورد كودك آزاري، نسبت به افزايش سوء استفاده
جنسى از كودكان هشدار داد. يزدانى در گفتگو با ايلنا، با
اعلام دريافت 80 مورد كودك آزارى طى 7 ماه، اضافه كرد:45
درصد اين موارد جسمي، 55 درصد عاطفي، 36 درصد غفلت و 10 درصد
جنسى بوده است كه اين آمار با يكديگر همپوشانى دارد.وى ادامه
داد: همچنين بيشتر آزارها در خانوادهها از سوى والدين به
ويژه پدر صورت گرفته است كه اين موضوع از به وجود آمدن مهارت
هاى اصلى فكر كردن، اعتماد به نفس و رشد اجتماعى در كودك
جلوگيرى ميكند. يزدانى با تاكيد بر اينكه گزارشهايى كه
در اختيار انجمن قرار ميگيرد، موارد بسيار حاد و حتى جبران
ناپذير كودك آزارى را شامل مى شود، خاطر نشان كرد: بر اساس
يك نمونه گيرى مستقل كه از سوى يك پژوهشگر روى دو هزار كودك
انجام شده، 39 درصد كودكان با تنبيه بدنى آشنا هستند. مدير
عامل انجمن حمايت از حقوق كودكان يادآور شد: همچنين
خانوادههايى كه اقدام به كودك آزارى ميكنند اغلب با
مشكلاتى مانند اعتياد، طلاق، اختلافات شديد خانوادگي، فقر،
فوت يكى از والدين، كودكان معلول و بيمارى دست به گريبانند.
يزدانى افزود: علاوه بر اين كيفيت روابط درونى و ميزان
استحكام خانواده اين كودكان متزلزل بوده و اغلب اين
خانوادهها شلوغ و طرد شده از اقوام و اجتماع هستند. وى
خاطرنشان كرد: 60 درصد كودكان آزار ديده دختر و 40 درصد پسر
بوده اند.
181- کارگران بخش ساختمان نمی توانند حق بیمه بپردازند:
فقط در استان تهران بیش از 15000 کارگر در
رشته های نقاشی، گچ بری، بنائی، سنگبری و جوشکاری ساختمان
مشغول کار هستند. هیچ یک از این کارگران بیمه نیستند. زیرا
دستمزد نازل آن ها برای پرداخت حق بیمه کفاف نمی دهد. بسیار
شنیدنی است که هر کارگر برای استفاده از آنچه به نام بیمه
موسوم است باید درست به اندازه کارفرمایان هزینه پرداخت کند.
به بیان دیگر، حق بیمه پرداختی یک کارگر با یک سرمایه دار
برابر است!! این کارگران در بهترین حالت 20 هزار تومان در روز
حقوق می گیرند. بیشتر ایام سال به طور کامل بیکارند و قادر به
یافتن هیچ کاری نیستند. حتی با فرض این که در سال 180 روز کار
کنند باز هم دستمزد ماهانه آنان به طور متوسط از 300 هزار
تومان تجاوز نمی کند. یک نکته دیگر این که جمعیت عظیم کارگران
ساختمانی در همان حال که سازندگان کل ساختمان های شهر و ده،
ادارات دولتی، ویلاها، آسمان خراش ها، برج ها، جاده ها، خیابان
ها و ... هستند خود آواره و بی خانه اند و مجبورند اجاره بهای
مسکن بپردازند. کارگری که دستمزد ماهانه اش در بهترین حالت 300
هزار تومان است در جامعه ای که این حقوق برای اجاره مسکن و
خورد و خوراک هم کفاف نمی دهد چگونه می تواند هزینه بیمه
پرداخت کند؟!
20 مهر 87
182- نساجی کردستان تعطیل و کارگران آن بیکار شدند:
مبارزات طولانی کارگران نساجی کردستان برای
جلوگیری از تعطیل کارخانه و بیکاری به هیچ نتیجه ای نرسید.
کارگران مجبور به تسویه حساب شدند و بیکاری آنان قطعی شد. چند
صد کارگر کارخانه در طول این چند سال مدام علیه بیکارسازی ها و
علیه تعویق دستمزدها پیکار کردند. راهکارهای رایج کارگران در
این مبارزات اعتصاب، تحصن و راه پیمایی بود. اعتصاب در مورد
معین این کارخانه همچون همه کارخانه های درحال تعطیل دیگر، هیچ
راهکار مؤثری نمی توانست باشد. زیرا تولیدی وجود نداشت که قدرت
توده کارگر علیه آن اعمال شود. سرمایه داران مترصد انتقال
سرمایه های خویش به حوزه های پرسودتر بودند و در این راستا
برای تعطیل کارخانه برنامه ریزی می کردند. در چنین وضعی،
اعتصاب نه اعمال قدرت بلکه دادن فرصت به سرمایه دار برای
پیشبرد کارهای خویش بود. تحصن و راه پیمایی نیز نشانی از اعمال
قدرت واقعی علیه صاحبان سرمایه و دولت آن ها نداشت. زیرا بازهم
روند تولید ارزش اضافی و ساختار قدرت سرمایه را آماج تهاجم خود
قرار نمی داد. کارگران نساجی کردستان در سیر مبارزات خود یک
راه بیشتر به سوی پیروزی نداشتند. آنان باید کارخانه را تصرف
می کردند. باید محل کار خویش را به سنگر مقاومت در مقابل
سرمایه تبدیل می کردند. باید شورای ضدسرمایه داری خویش را بر
پا می ساختند. باید برای برخوردارشدن از قدرت مؤثر پیکار به
سوی همزنجیران کارگر خویش در استان کردستان و سپس سراسر ایران
می رفتند. باید با اتکا به قدرت طبقاتی خود دولت سرمایه داری
را مجبور می کردند تا مواد اولیه و مصالح مورد نیاز کار
کارخانه را به طور رایگان در اختیار آنان قرار دهد. در یک
کلام، کارگران برای رسیدن به مطالباتشان باید به صورت متشکل
علیه سرمایه داری مبارزه می کردند و راه مبارزه متشکل علیه
سرمایه مستلزم عبور از این گذرگاه ها بود.
20 مهر 87
183- کارگران ساختماني آذربايجان شرقي بيانيه صادر کردند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛
کارگران ساختماني استان آذربايجان
شرقي در بيانه اي خواستار توجه و رسيدگي بيشتر نمايندگان مجلس
شوراي اسلامي در زمينه بيمه اين کارگران شدند.
در اين بيانيه چنين آمده است: نظر به اهميت حمايت از اقشار
آسيب پذير جامعه به ويژه کارگران زحمتکش ساختماني که در سخت
ترين شرايط و در سنگين ترين کارها و با وجود هزاران خطر مشغول
به کار هستيم و اتفاقات و حوادث مرگبار نيز در کمين ما نشسته
است و در اين برهه حساس که طرح اصلاح قانون بيمه هاي تامين
اجتماعي کارگران ساختماني در دستور کار مجلس است، انتظار داريم
با در نظر گرفتن همه جوانب امر و سختي کار و خطر آفريني آبا
تخصيص بودجه اي کارگران را بيمه ي تامين اجتماعي نمايند تا با
وجود حوادث مرگبار که هر چه چند گاهي شاهد کشته شدن چندين تن
در پروژه هاي ساختماني هستيم، با دلگرمي به بيمه بتوتنيم به
کار و فعاليت هاي خويش ادامه دهيم و تا حدي از نگراني هاي
خانواده هايمان کاسته شود.
در ادامه اين بيانيه از کانون تصميم گيري و تصميم سازي خواسته
شده که به اين درخواست منطقي و انتظار ناچيز آنها جامه عمل
پوشيده شود.
پايان پيام
184- کارگران ساختماني بايد تحت پوشش بيمه اجباري قرار بگيرند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛
به اعتقاد عضو انجمن انبوهسازان
استان تهران، کارگران ساختماني بايد هر چه زودتر از مزاياي
بيمه اجباري بهرهمند شوند.
به گزارش ايلنا، محمدجعفر کرمي گفت: براي صنعت ساختمان به
ويژه کارگران آن، تصويب و اجراي قانون حساب شده بيمه اجباري
کارگران ساختماني ضروري است.
وي افزود: بار مالي که به اجراي اين قانون به صنعت ساختمان
تحميل ميشود، منطقي و توجيهپذير است.
اين مقام کارفرمايي که معتقد است تمامي کارگران بايد به بهترين
نحو ممکن از خدمات بيمهاي بهرهمند باشند، گفت: در حال حاضر
نه تنها کارگران ساختماني بلکه تمامي کارگراني که تحت بيمه
اجباري هستند، از وضعيت مطلوبي برخوردار نيستند.
وي يادآور شد: با وجود اجباري بودن بيمه براي کارگران صنعتي،
اين کارگران به دليل پايين بودن سطح خدمات بيمه تامين اجتماعي
از وضعيت بيمهاي مطلوبي برخوردار نيستند.
کرمي معتقد است که در کنار ساختار عريض و طويل سازمان تامين
اجتماعي، بايد امکان فعاليت شرکتهاي بيمه خصوصي نيز فراهم
شود تا در يک فضاي رقابتي کيفيت خدمات بيمه تامين اجتماعي
افزايش يابد.
وي گفت: در حال حاضر در صنعت ساختمان به دليل اختياري بودن
بيمه تامين اجتماعي، استفاده از بيمههاي خصوصي مرسوم است که
هم براي کارگران و هم براي کارفرمايان هزينه و خدمات اين
بيمهها در مقايسه با هزينه و خدمات بيمه تامين اجتماعي
متداول به صرفه
و بهتر است.
پايان پيام
185- تعلل شهرداري منطقه 22 در دادن اجازه ساخت مسکن به
کارگران راهآهن
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21 مهر 87 ؛
شهرداري منطقه 22 تهران به تعاوني
مسکن کارگران راهآهن براي ساخت مسکن امضاي اين تعاوني مجوز
نميدهد.
به گزارش ايلنا، هاشمي، رئيس هيات مديره تعاوني مسکن کارگران
راهآهن گفت: با وجود آنکه اين تعاوني در منطقه وردآورد مالک
قطعي زمين سنددار است اما شهرداري منطقه 22 از صدور مجوز ساخت
خودداري ميکند.
هاشمي گفت: اين زمين از حدود 40 سال پيش در اختيار اين تعاوني
قرار گرفته است اما به دليل تعلل شهرداري تاکنون چندين نفر
اعضا فوت و امتياز آنها به وارثان واگذار شده است.
بر اساس پيگيريهاي خبرنگار ايلنا، روابط عمومي شهرداري منطقه
22 اعلام کرد: هرچند اين موضوع به معاونت حمل و نقل و ترافيک
مرتبط ميشود، اما معاونت مذکور هنوز در اين خصوص پاسخي نداده
است.
پايان پيام
186- کارخانه تراکتورسازى جيرفت به علت تامين نشدن نقدينگى
تعطيل شد:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر 87 :مدير کارخانه
تراکتورسازى جيرفت گفت: کارخانه تراکتوسازى جيرفت پس از 10 سال
توليد به علت عدم تأمين نقدينگى از مهرماه سال جارى تعطيل شده
است.
نصرت سالارى در گفتوگو با خبرنگار خبرگزارى دانشجويان ايران
(ايسنا) منطقه کوير، مهمترين عامل تعطيلى کارخانه را تخصيص
نيافتن تسهيلات عنوان کرد و افزود: عدم همکارى مسؤولين استان
در تامين نقدينگى از جمله مواردى است که براى اين کارخانه مشکل
به وجود آورده است.
وى اظهار کرد: سرمايه در گردش کارخانه صرف قطعات ساخت داخل شده
است که 60 الى 70 درصد کل قطعات ،جهت توليد 500 الى 600 دستگاه
تراکتور به دليل جلوگيرى از نوسانات قيمت، خريدارى شده است و
هم اکنون در انبار کارخانه موجود است.
سالارى اضافه کرد: 20 درصد از قطعات وارداتى اين کارخانه که
لازمه مونتاژ و استارت خط توليد تراکتور است، از شرکت گلدونى
ايتاليا خريدارى شده است و از اول تيرماه در گمرک بندرعباس به
علت عدم تامين نقدينگى متوقف و مشمول جريمه عدم ترخيص شده است.
وى يادآور شد: دولت بايد ايجاد به موقع نقدينگى داشته باشد چرا
که تعطيلى اين کارخانه منجر به بيکارى 50 نفر از پرسنل مجرب به
صورت مستقيم شده است و همچنين تبعات تعطيلى اين کارخانه به
صورت غير مستقيم روى 70 کارگاه خصوصى طرف قرارداد با
تراکتورسازى جيرفت در سراسر کشور، مشاهده مى شود.
مدير کارخانه تراکتورسازى جيرفت تصريح کرد: حداقل حمايت دولت
در تامين نقدينگى در مقطع فعلى 10 ميليارد ريال است تا کارخانه
بتواند اين بحران را پشت سر بگذارد.
سالارى اظهار كرد: در زمان توليد ،موافقت پروانه اين کارخانه
سه هزار دستگاه در سال بود که روزانه بين سه تا هفت تراکتور
توليد ميکرد و تنها کارخانه صنعتى فعال در رده توليد ماشين
آلات کشاورزى در جنوب شرق محسوب ميشود.
وى يادآور شد: باتوجه به اين که جيرفت قطب کشاورزى استان محسوب
ميشود حفظ و نگهدارى کارخانه براى اين شهرستان بسيار حائز
اهميت است و جاى تاسف دارد که پس از10 سال توليد مکرر امروز به
علت 20 درصد قطعات لازم که در گمرک متوقف شده است، شاهد تعطيلى
آن باشيم.
مديرکارخانه تراکتورسازى جيرفت در پايان گفت: تامين سرمايه در
گردش براى اين کارخانه از آذرماه سال 86 دنبال و متاسفانه در
مرحله معرفى به بانک متوقف شده است و هم اکنون در طرح آمايش
صنعتى ثبت نام كرده اما هنوز از وام خبرى نيست.
187- تجمع معلمان حقالتدريسى و آموزش ياران نهضت سوادآموزى
مقابل مجلس :
به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 21 مهر 87
آمده است : جمعى از معلمان حق التدريسى و آموزش ياران نهضت
سواد آموزى از صبح امروز مقابل مجلس تجمع كردند.
تجمع كنندگان كه تعدادشان به حدود 80 نفر ميرسد همگى از
معلمان حق التدريسى و آموزشياران سواد آموزى هستند كه از استان
هاى يزد كرمان، سمنان ميباشند و با تجمع مقابل مجلس خواستار
استخدام در آموزش و پرورش ميباشند.
اين عده از تجمع كنندگان با تجمع مقابل مجلس خواستار ملاقات با
نمايندگان مجلس و حل مشكلات خود شدند.
188- تجمع اهالى روستاى قلات شيراز در اعتراض به عملکرد يکى از
نهادهاى نظامى :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر
87 آمده است :جمعى از اهالى روستاى قلات شيراز با تجمع مقابل
استاندارى فارس خواستار خروج يکى از نهادهاى نظامى از اراضى
خود شدند.
منطقه فارس، جمعى از اهالى روستاى قلات شيراز با تجمع مقابل
استاندارى فارس به آنچه كه تصرف اراضى خود توسط يکى از نهادهاى
نظامى کشور خواندند، اعتراض کردند و مدعى شدند بيش از 300
هکتار از اراضى زراعى اين منطقه توسط يکى از نيروهاى مسلح جهت
ساخت تأسيسات و پادگان نظامى تصرف شده است.
يکى از اهالى معترض اين روستا در گفت و گو با ايسنا گفت: يکى
از شرکتهاى عمرانى وابسته به يک ارگان نظامى شبانه در اراضى
قلات کانتينر و تجهيزات عمرانى پياده کرده و ميگويند
ميخواهيم در 250 هکتار از اراضى اين منطقه پادگان نظامى احداث
کنيم.
وى گفت: مديران اين شرکت مدعى هستند که از طريق کارشناسان
دادگسترى قيمت اراضى تعيين شده و پول آن را پرداخت ميکنند اما
آيا مى شود به زور وارد خانه کسى شد و بعد به او گفت پول شما
را ميدهيم؟!
اين شهروند قلاتى خاطرنشان کرد: اگر مردم نخواهند املاک خود را
به فروش برسانند بايد چه کسى را ببينند؟!
يکى ديگر از معترضان نيز به خبرنگار ايسنا گفت: 10 روز است که
با اين نهاد نظامى درگير هستيم اما هيچ کس از ما نمى پرسد چه
مى خواهيد؟ اصلا حرف ما را گوش نميدهند!
يک مرد کهنسال اهل قلات نيز گفت: من از زمان پدربزرگم به ياد
دارم که در اين املاک کشاورزى ميکرديم.
وى ادامه داد: هيچ کس به حرف گوش نميدهد! حتى ما را به
بخشدارى و فرماندارى و استاندارى راه نميدهند. نميدانيم
حقمان را از چه کسى طلب کنيم؟
اسماعيل، يکى ديگر از اهالى روستاى قلات هم به خبرنگار ايسنا
گفت: در منطقه قدرت 35 هکتار زمين کشاورزى دارم که ميراث 100
ساله پدرى است، حالا مى گويند اين زمين توسط منابع طبيعى به
يکى از ارگانهاى نظامى واگذار شده است.
وى گفت: مسوولان اين ارگان نظامى هم ميگويند پول اراضى را به
خانواده نوبخت مالک خانى قلات پرداخت کردهايم در حالى که اين
اراضى ربطى به نوبخت ندارد.
189- تجمع اعتراضی در اصفهان :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر
87 آمده است : برخى شهروندان اصفهانى همراه اعضاى تشكلهاى
غيردولتى در اعتراض به عبور مترو از زير چهارباغ عباسى و
همچنين شفاف سازى دربارهى بودجهى پروژهى مترو اصفهان،
مقابل دبيرخانهى شوراى شهر اصفهان تجمع كردند.
تجمعكنندگان پس از پايان تجمع كه روز گذشته برگزار شد،
بيانيهاى به اين شرح صادر كردند: از آنجا كه پاسدارى و
نگاهدارى آثار ملى در هر كشور از وظايف تك تك افراد آن ملت
است و بافت تاريخى هر شهر، هويت و ميراث فرهنگى آن شهر و كشور
است، جاى بسى شوربختى و شگفتى است كه شوراى شهر اصفهان به
عنوان يك نهاد مردمى كه وظيفهى پيگيرى حقوق مردم و منافع
عمومى را دارد، خود به عاملى در راستاى تخريب آثار تاريخى و
طبيعى و عليه منافع عمومى تبديل شده است.
هنوز ياد و خاطرهى اقدامات شوراى شهر و خسارتهاى
جبرانناپذير واردشده به بافت و بناهاى تاريخى شهر از جمله
كارخانههاى چهارباغ بالا، حمام خسروآقا، بلندمرتبهسازى در
حريم پلهاى تاريخي، از بين بردن سنگفرش اصلي، آبنماها و
سردر باغهاى دورهى صفوى در زير خيابان چهارباغ بالا و پايين
بهواسطهى حفارى ايستگاههاى مترو و ... كمرنگ نشده است كه
بار ديگر شوراى شهر تصميم خود را مبنى بر عبور مترو از زير
خيابان چهارباغ عباسى مطرح ميكند و بدون توجه به مصوبات شوراى
عالى ترافيك كشور، وزارت كشور، شوراى ترافيك استان، استاندارى
اصفهان، سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور و اصفهان و بدون
توجه به تذكرها و اعتراضهاى گستردهى كارشناسان، متخصصان،
نيروهاى آگاه و دلسوز و همچنين شكايت شهروندان به دادسرا كه
خطرهاى اين كار را گوشزد كردهاند و همچنين بدون توجه به
نشانههاى عينى خسارتها از جمله ريزش چندبارهى ديوار مترو،
بر اجراى غيرقانونى آن پا ميفشارند.
ما شهروندان نظر به اينكه مادهى 560 قانون مجازات اسلامى و
مادهى 127 اعلاميهى جهانى حقوق بشر و مادهى 15 ميثاق
اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى آن، كه ايران نيز آن را پذيرفته و
حفاظت از ميراث فرهنگى را برعهدهى تكتك افراد كشور گذاشته و
همچنين محور تاريخى شهر اصفهان قابليت قرار گرفتن جزو ميراث
جهانى را دارد (در مصوبهى اجلاس سازمان يونسكو در چين مطرح شد
و در آن صورت بيش از 120 اثر تاريخى يكباره به ثبت ميراث
جهانى خواهند رسيد) و با اين اقدام شوراى شهر به اين امكان
خدشهى جدى وارد ميشود و با توجه به اينكه ما در قبال
آيندگان مسؤوليم و بايد از اسناد و مدارك و آثار تاريخى خود
پاسدارى كنيم و آنها را از هويت فرهنگى و تاريخى خود محروم
نسازيم و در نهايت، اينكه اقدام شوراى شهر برخلاف دستور قضايى
مبنى بر تعطيلى و توقف عمليات مترو در چهارباغ عباسى است،
تصميم شوراى شهر را برخلاف منافع عمومى و مصالح ميراث فرهنگى
ميدانيم و خواهان برخورد قاطع و جدى مقامات مسؤول با تصميم
شوراى شهر و بويژه رياست آن هستيم.
اميد داريم، به وظيفهى قانونى و تاريخى خود عمل كنيد و
نگذاريد، يكى از گهربارترين دستاوردهاى تمدن ايرانزمين از بين
برود.
190- کارگران ايران خودرو خواستار بر چيده شدن شرکتهای
پيمانکاری، لغو قراردادهای موقت ، برقراری امنيت شغلی و افزايش
حقوق ها هستند :
به گزارش شبکه همبستکی کارگری در تاریخ 21
مهر 87 : کارگران ايران خودرو در حضور رئيس استان کار تهران
خواستار بر چيده شدن بساط شرکتهای پيمانکاری و لغو قراردادهای
موقت و برقراری امنيت شغلی وافزايش حقوق ها شدند
روزسه شنبه 16 مهر ماه مراسم جشن بزرگ ارتقای شغلی کارگران
ايران خودرو با حضور مديران ارشد اين شرکت و رئيس سازمان کار
استان تهران و بخشی از کارگران ايران خودرو که از قبل گلچين
شده بودند در سالن اجتماعات ساپکو برگزارشد
اين مراسم قرار بود با حضوراکثر کارگران ايران خودرو به صورت
يک اجتماع بزرگ در داخل خود شرکت برگزار شود ولی مديريت شرکت
بعد از اعلام مراسم متوجه شد که تعدادی زيادی از کارگران با
اين کار مخالفند چون اين ارتقاء شامل همه کارگران نمی باشد
بلکه فقط شامل يک سوم از کارگران است و به غير ازبخشی ازخود
کارگران خود ايران خودرو تمام کارگران پيمانکار و پکيچی که
هيچگونه مزايای به آنها تعلثق نگرفته است از معترضينند
برداشتن سقف بودجه برای ارتقائ شغلی که يکی از خواسته های
کارگران ايران خودرو برای افزايش حقوقها است که در اثر مبارزه
کارگران ايران خودرو در اعتصاب 10 تير مديريت به آن تن داده
بود چون مديريت می خواست با برگزاری يک مراسم در عيد فطرو با
ايجاد جو روانی و برای پاک کردن صورت مسله اعتصاب کارگران و
برای ايجاد تبليغات در سطح شرکت و جامعه از اعتبار خود دفاع
کند کارگران ايران خودرو متوجه نيت مديريت شدند و برای مقابله
بر آن خواستند از اين فرصت استفاده کرده و اين مراسم را به يک
مجموع عمومی تبديل کنند تا نظراکثريت کارگران را به تصويب
برسانند برای همين مديريت با شگرد خاص خود مراسم هفته قبل را
لغو کرده و به جای آن اين مراسم را در خارج از شرکت ايران
خودرو در سالن ساپکو که امکان دسترسی کارگران ايران خودرو در
آن وجود ندارد با مجری گری شهرياری مجری باسابقه صدا و سيما که
بيشتر حالت تبليغاتی داشت برگزار کند مديريت با انتخاب بخشی ار
کارگران که ارتقای شغلی شامل حالشان شده بود با اين کار عملا
از برگزاری مراسم کارگری خوداری جلوگيری کرد .
تاکيد کارگران ايران خودرو بر خواسته هايشان
ولی با تمام تدابيری که مديريت اتخاذ کرده بود و حتی کسی را که
به عنوان نماينده کارگران انتخاب کرده بودند نتوانست تصميم
کارگران را برای رسيدن به خواسته های اصلی شان باز بدارد در
اين مراسم بعداز سخنرانی مدير عامل ايران خودرو باقری مدير
منابع انسانی ايران خودرو کارهای که قرار است برای کارگران
انجام دهد را اعلام کردکه حل مشکل مسکن بهبود غذای کارگران
واگذاری سهام ارائه وام بيشتر و افزايش سفرهای زيارتی از آن
جمله انند
بعد از سخنرانی باقری يکی از کارگران به سخنرانی پرداخت وی ضمن
در خواست رسيدگی به مواردی چون سرويس های اياب وذهاب و ساير
امکانات رفاهی برای کارگران بر خواست اصلی کارگران ايران خودرو
که امنيت شغلی يکی از آنها است تاکيد کرد
مرتضی فرهودی که از طرف خود مديريت به عنوان نماينده ده هزار
نفر از ارتقاء گيرندگان انتخاب شده بود گفت که آروزی او
وهمکارانش اين است
که بساط پيمانکاران از ايران خودرو بر چيده شود و ديگر شاهد
حضور هيچ کارگر پکيجی و پيمانکار در ايران خودرو نباشيم
کارکو
191-
گسترش اعتصاب در بازار
تهران :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ یکشنبه
21 مهر 87 آنمده است : جمعی ازاعتصاب کنندگان با تبلیغات
گسترده در بازار بزرگ تهران به دنبال تعطیلی کامل بازار هستند
و در این راستا نیز تاکنون توانسته اند صنف کفاشان و فروشندگان
پوشاک را با خود همراه کنند.به گزارش خبرنگار «سرمایه» روز
گذشته کل بازار تهران به حالت نیمه تعطیل درآمده بود و تعدادی
از اعضای صنف کفاشان و فروشندگان پوشاک، فرش و طلافروشان نیز
به حمایت از دیگر اعتصاب کنندگان به جمع آنها پیوستند.
گفته می شود گردهمایی اصناف و بازاریان تهران که قرار بود با
حضور سردار رادان در مسجد... خمینی فردا (22 مهرماه) برگزار
شود، به دلیل تعطیلی گسترده در بازار امروز انجام می شود.
اعضای صنوف طلافروشان، فرش فروشان و بنکداران هر روز با حضور
چندساعته در بازار تهران بدون بازکردن در مغازه، منتظر تغییر
مصوبه دولت هستند.
اعتصاب تا نتیجه قطعی
اعتصاب کنندگان صنف طلافروش اعلام کردند تا زمانی که نتیجه
موردنظرشان حاصل نشود، به اعتصاب خود ادامه می دهند.
همچنین رئیس اتحادیه فرش فروشان که روز گذشته برای بازکردن
مغازه به بازار رفته بود نتوانست اعضای صنف را به پایان اعتصاب
متقاعد کند. فرصت دو ماهه رئیس جمهوری برای بررسی هرچه بیشتر
قانون مالیات بر ارزش افزوده نیز نتوانسته است از تعطیل شدن
بازارها جلوگیری کند و دیروز در ادامه تعطیلی ها، بازار فرش
فروش های تهران نیز تعطیل شد.
زمان اندک برای توجیه
محمد طحان پور رئیس اتحادیه لوازم خانگی تهران در گفت وگو با
«سرمایه» ضمن مثبت دانستن مالیات بر ارزش افزوده، عدم توجیه
شدن اصناف را از مهم ترین عوامل اعتراض ها به اجرای آن می
داند. به گفته او توجیه نبودن ماموران مالیاتی نیز مزید بر علت
شده است.
وی افزود: «نوعی از بی اعتمادی که میان اصناف و سازمان امور
مالیاتی وجود دارد نیز بر مشکلات افزوده است.»
وی مدت زمان دوماه را زمانی بسیار اندک برای توجیه اصناف دانست
و گفت: «زیرا بسیاری از اصناف حتی با گذشت زمان هنوز هم
واحدهای خود را به صورت بسیار سنتی اداره می کنند.»
طحان پور ادامه داد:« امروزروسای اتحادیه های تهران و روز
دوشنبه روسای مجامع صنفی کل کشور دعوت شده اند تا جلسات مشترکی
با مسوولان دارایی و سازمان امور مالیاتی داشته باشیم تا
بتوانیم مشکلات اصناف را حل کنیم.»
در عین حال شنیده ها از پیشنهادات صنوف دیگر تهرانی برای تعطیل
کردن بازارشان حکایت دارد که بعضاً این پیشنهادات توسط اتحادیه
های مربوطه رد شده است.
اما نایب رئیس اتحادیه فروشندگان فرش دستباف گفت: «اصناف به
دنبال لغو قانون مالیات بر ارزش افزوده هستند.»
بازار یکپارچه
سید مجتبی عراقچی در خصوص تعطیلی دیروز بازار فرش فروش های
تهران به فارس ادامه داد: «با توجه به اینکه فرش از قانون
مالیات بر ارزش افزوده معاف است دلیل تعطیلی بازار فرش فروش ها
در حمایت از سایر اصناف است.»
وی افزود: «فرش فروش ها به دلیل تعطیلی بازار پارچه فروش ها و
طلا فروشان اقدام به تعطیلی بازار کرده اند. عراقچی گفت: «به
رغم تاکیدات فراوان اتحادیه بر بازکردن بازار مبنی بر اینکه
اجرای این قانون در نهایت به نفع بازاریان است اما موفق
نشدیم.»عراقچی گفت: «دلیل دیگر تعطیلی بازار رکود بازار فرش
است که مزید بر علت شده و برخی از کسبه فروشندگان فرش دستباف
اقدام به تعطیلی بازار کرده اند.» قاسم نوده فراهانی عضو هیات
رئیسه سومین دوره شورای اصناف کشور نیز در گفت وگو با «سرمایه»
بی اطلاعی اصناف و عدم شفافیت این قانون را عاملی برای اعترض
اصناف اعلام می کند که دو ماه زمان کمی برای حل این مشکلات
خواهد بود.
خطوط خارجی
نوده فراهانی همچنین به فارس گفت: «وقتی آقای رئیس جمهوری
اجرای قانون را دو ماه به تعویق می اندازد ولی هنوز برخی از
کسبه اقدام به تعطیلی بازار می کنند به این معنا است که اینها
از جای دیگری خط می گیرند.»وی در پاسخ به این سوال که منظور از
جای دیگر کجاست تصریح کرد: «من حرف سیاسی نمی دانم و نمی توانم
بگویم» وی افزود: «تعدادی از کسبه که اقدام به تعطیلی بازار
کرده اند به دنبال لغو قانون هستند که این کار خیلی بی ربط است
چرا که لغو قانون از طریق تعطیلی بازار اتفاق نمی افتد.»
به گزارش فارس، عضو هیات مدیره کنفدراسیون صنعت گفت: «مشکلات
اخیر در اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده چندان به آموزش مربوط
نمی شود هرچند این موضوع نیز تا حدی موثر است ولی دلیل اصلی،
عدم تمایل صنوف و پیشه وران به ارائه اطلاعات عملکرد شفاف
است.»
رایزنی برای بازگشایی
محمدحسین فلاح معتقد است: «این سطح از کسب و کار بخش عمده ای
از اقتصاد کشور را در دست دارد و از ابتدا هم از هر نوع نظم
پذیری طفره رفته است در حالی که موسسات بزرگ تبعیت از قوانین
را همیشه به طور اجباری داشته است.»
فلاح کتمان تعطیلی بازار برخی کالاها را مانعی برای تعطیلی
بازار بقیه محصولات ندانست و گفت: «فعالان بازار با یکدیگر در
ارتباطند و در تصمیم گیری ها هماهنگ هستند.» اما رئیس اتحادیه
طلا و جواهر نیز از رایزنی برای بازگشایی کامل بازار طلا
فروشان تهران خبر داد.
به گفته کوروش گوهربین بازار طلا فروشان تهران دیروز نیمه
تعطیل بود اما اتحادیه طلافروشان در تلاش است با رایزنی و گفت
وگو این بازار به طور کامل بازگشایی شود.
192- مافيای قاچاق و تعطيلی بازار :
به گزارش خبرگزاری ايلنا در تاریخ 21 مهر
87 : رئيس مجمع امور صنفی توليدی تهران با اشاره به تعطيلی
امروز بازار، گفت: با صحبتهايی که روز گذشته انجام شده بود
قرار بود امروز بازاريان مغازههای خود را بازکنند اما معلوم
نيست چه دستهای در کار است که امروز هم بازار با مشکل مواجه
شد.
محمد پورمزرعه در گفتگو با ايلنا ادامه داد: چندين نفر را به
بازار فرستاديم تا از شرايط مطلع شويم در تلاش هستيم شرايط را
برای ادامه فعاليت بازار آماده کنيم.
وی افزود: يک عده منافعشان با جرای اين قانون به خطر ميافتد
و دوست ندارند اين قانون اجرايی شود در واقع اين افراد تعطيلی
بازار را دنبال ميکنند. در اين شرايط که رئيسجمهور تعليق
اين قانون را دستور دادهاند، يک عده سوءاستفادهگر به
دنبال ادامه اعتصابات هستند.
عضو سابق هيات رئيسه شورای اصناف تصريح کرد: واردکنندگانی که
کالاهای قاچاق وارد ميکنند با اجرای اين قانون به مشکل
برميخورند حتی اگر درصدی به عنوان ماليات از آنها اخذ نشود
منافع آنها به خطر ميافتد چراکه آنها از شفافسازی هراس
دارند.
وی گفت: مقاومت برای بازگشايی بازار و پايان اعتراضات از طرف
اين دسته از افراد شکل ميگيرد. بسياری از واحدهای صنفی مشکلی
ندارند و قصد بازگشايی مغازههايشان را دارند اما ميترسند
با آنها برخورد شود، شيشههای مغازه شکسته شود و اجناس آنها
به مخاطره بيفتد که مغازهها را تعطيل نگاه داشتهاند.
پورمزرعه ادامه داد: به هر حال کليه کالاهای رسمی و غير رسمی
بايد بر اساس اسناد و مدارک عرضه شود از آنجا که کالاهای قاچاق
اسناد ندارند و صاحبان آنها در هراسند بيشتر آسيب ببينند.
وی افزود: برای شفافسازی لازم است نظام توزيع در بازار سامان
يابد. معتقديم بايد اين قانون اجرايی شود اما بايد پيش از اجرا
فرصت کافی برای آموزش گذاشته شود. اينکه ده روز قبل از اجرای
قانون جلسه آموزشی گذاشته شود منطقی نيست. درخواست ما يک سال و
يا حداقل ۶
ماه تعليق اين قانون است تا بتوان در اين مدت فرهنگسازی لازم
صورت گيرد.
گفتنی است، بازار تهران، امروز را هم با آرامش آغاز نکرد.
اعتصاب و تعطيلی بازار در اعتراض به قانون ماليات بر ارزش
افزوده همچنان ادامه دارد. از بازار تهران خبر ميرسد امروز
بازار طلا و جواهر که در ورودی بازار تهران قرار دارد و همچنين
بازار پارچهفروشان که آن هم در موقعيت استراتژيکی در بازار
قرار دارد، در تعطيلی و اعتصاب به سر ميبرند ضمن اينکه بازار
فرشفروشان و بلورفروشان نيز همچنان تعطيل هستند. اين
تعطيليها در بازار تهران فعاليت کليه صنفها را تحتالشعاع
قرار داده و شرايط به گونهای است که بازار تهران به کلی
تعطيلی را تجربه ميکند.
193- آتش سوزی در واحد تقطیر پالایشگاه اصفهان:
واحد تقطیر پالایشگاه گاز و نفت اصفهان دچار
آتش سوزی شده است. علت حریق و انفجار ظاهراً انباشت حجم فراوان
بنزین و ازدیاد درجه حرارت در واحد دچار حادثه بوده است. در
این انفجار حداقل 16 کارگر آسیب دیده اند. میزان سوختگی ها و
شدت آسیب دیدگی ها هیچ معلوم نیست. کارگران مصدوم توسط یک شرکت
پیمانکاری استثمارمی شده اند. شرکت مزبور به روال همه شرکت های
آدم فروشی مشابه ترجیح داده است که هزینه ایمنی محیط کار و
وسایل حفاظت از جان کارگران را نپردازد و درعوض آن را به سود
خود اضافه کند.
21 مهر 87
194- معاون پليس امنيت تهران, خبر تجمع کسبه بازار تهران را
تکذيب کرد :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 21 مهر
87 : معاون امنيت پليس تهران بزرگ از عادى بودن وضعيت امنيتى
بازار تهران خبر داد.
در پى تعطيلى صبح امروز بخشى از بازار تهران سرهنگ خانچرلى در
گفتوگو با ايسنا، با رد كردن خبر تجمع كسبه بازار تهران
گفت: امروز تجمعى در بازار نداشتهايم، بلكه نزديك به 40 تا
50 تن از كسبههاى بازار، به منظور مشكلات صنفى خود جلسهاى را
تشكيل داده بودند.
وى با اشاره به اين كه در حال حاضر كل بازار تهران باز است
افزود: تنها بعضى از كسبه مغازههاى خود را به تصميم خود بسته
و اقدام به برگزارى جلسه كردهاند.
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته چهارم مهر
۱٣٨۷
(اکتبر۲۰۰٨
)
195- يك فعال كارگري:
اخذ ماليات بر ارزش افزوده به كارگران فشار مي آورد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 ؛
به اعتقاد يك فعال كارگري، اجراي
قانون ماليات بر ارزش افزوده به زيان طبقه اكثريت حقوق بگير
كارگر و كارمند است.
به گزارش ايلنا، كاظم فرج اللهي معتقد است به دليل غير مردمي
بودن سياست هاي اقتصادي دولت، مجموعه سياست هاي مالياتي كنوني
به زيان طبقه حقوق بگير جامعه است.
وي گفت: كارگران و كارمندان چون نفعي در ارزش افزوده ايجاد
شده ندارند در هنگام خريد كالا بايد از پرداخت هزينه اضافي تحت
عنوان ماليات بر ارزش افزوده معاف باشند.
اين فعال كارگري گفت: ارزش افزوده بهايي است كه در هنگام عرضه
كالا به بازار به نفع توليد كننده، فروشنده و واسطه ها، جدا از
قيمت تمام شده توليد كالا(هزينه دشتمزد كارگر ، مواد اوليه ،
استهلاك ابزار آلات و....) بر قيمت كالا اضافه مي شود از اينرو
كارگران و كارمندان چون در اين نفع سهمي ندارند؛ نبايد بابت
مصرف كالا از آنها ماليلت گرفت.
وي افزود: در صورت افزايش واقعي دستمزد ها دولت مي تواند از
اين گروه به عنوان مصرف كننده كالا ماليات بر مصرف دريافت كند.
فرج اللهي گفت: در شرايط كنوني به دليل ضعف نظام مالياتي ،
طبقه حقوق بگير، كارگر و كارمند بيشتر از طبقه صاحب ثروت در
تامين هزينه دولت نقش دارند زيرا از يكسو ماه به ماه از
دريافتي زير خط فقر اين طبقه حداقل بگير ماليات به درآمد كسر
مي شود اما در مقابل طبقه صاحب ثروت كمتر حاضر به پرداخت
ماليات واقعي خود هستند.
به اعتقاد عضو آخرين شوراي اسلامي كار كارخانه چيت ري، در چنين
شرايطي بار مالي ناشي از اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده به
طور ناعادلانه اي بر عهده طبقه حقوق بگير خواهد بود.
وي حتي مدعي شد كه اجراي اين قانون هيچگاه نمي تواند از واردات
بي رويه و قاچاق انبوه كالاهاي خارجي به عنوان يكي از دلايل
اصلي تعطيلي كارخانجات و بيكاري كارگران جلوگيري كند، زيرا
روابط صاحبان منفعت پيچيده تر از آن است كه اجراي يك قانون
ساده بتواند از استمرار آن جلوگيري كند.
فرج اللي گفت: چنين ماليات هايي را تنها زماني مي توان از
مصرف كننده و توليدكننده كسر كرد كه توليدكنندگان داخلي و
خارجي سيستم رقابتي سالم امكان فعاليت داشته باشند و در كنار
آن دستمزدهاي واقعي به طبق حقوق بگير پرداخت شود.
وي با بيان اينكه تا اين لحظه به دليل نبود نهاد واقعي صنفي و
مدني ، تا اين لحظه هيچ كس در خصوص وصول چنين ماليات هايي نظر
طبقه حقوق بگير به ويژه كارگران را جويا نشده است، گفت: ادامه
اين روند باعث نابسمان تر شدن وضعيت مي شود.
پايان پيام
196- کشته شدن دو کارگر در حین کار :
به گزارش خبرگزاری ایسنا
در تاریخ 22 مهر 87 آمده است : یک کارگر ساختمانی 30 ساله به
علت سقوط در یک چاه 50 متری در خیابان نیاوران تهران کشته شد.
همچنین کارگر ساختمانی 50 ساله به علت سقوط در یک چاه 30 متری
در چهارراه یافت آباد تهران کشته شد. نبود امکانات ایمنی دلیل
مرگ این کارگران است.
ادامه خبر :
197- سقوط و مرگ دو کارگر در چاه ویل سودجویی سرمایه:
سوانح محیط کار و مرگ و میرهای انبوه کارگران
در هنگام کار صرفاً محصول سودجویی صاحبان سرمایه و خودداری آن
ها از پرداخت هزینه ایمنی محیط کار و وسائل حفاظتی مورد نیاز
کارگران است. در چند ماه اخیر شمار کثیری از کارگران در محیط
های کار و در شرایط هولناک استثمار به عمق چاه سقوط کرده اند.
سرمایه داران صاحب این مراکز کار و تولید از وجود این چاه ها
مثل روز روشن اطلاع دارند. این چاه ها عموماً در این مراکز
مورد استفاده هم نیستند و انگار تنها خاصیت و مورد مصرف آن ها
گرفتن جان کارگران است. به نظر می رسد که بستن دهانه این چاه
ها هزینه چندانی هم ندارد. با این همه، سرمایه داران حتی حاضر
به پرداخت این هزینه های ناچیز هم نیستند. آخرین گزارش از این
دست مربوط به مرگ دو کارگری است که همین امروز در چاه ویل
سودجویی سرمایه سقوط کرده اند. یکی از این دو نفر در خیابان
نیاوران برای یک شرکت ساختمانی کار می کرده است. او هنگام راه
رفتن بدون این که از وجود چاه در محل کار خویش هیچ اطلاعی
داشته باشد ناگهان به عمق 50 متری چاه سقوط می کند و در دم جان
می سپارد. کارگر دوم از توده بردگان مزدی افغان بوده است. او
نیز در چهارراه یافت آباد واقع در بزرگراه سعیدی توسط یک شرکت
ساختمانی استثمار می شده است. این کارگر 50 ساله بی اطلاع از
وجود کمینگاه مرگ هنگام کار در یک چاه 30 متری سقوط کرده و در
همان لحظات نخستین جان باخته است.
22 مهر 87
198- پنج روز پس از حضور لاریجانی در دانشگاه شیراز، اوضاع این
دانشگاه دوباره متشنج شد:
امروز سهشنبه 22 مهرماه، جلسهای با نام «پشت
پردهی تحصنهای صنفی در دانشگاههای کشور» و «بررسی جریانهای
رادیکال در دانشگاه» توسط انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شیراز
برگزار شد که دروغپردازیهای سخنران این جلسه باعث گردید تا
بار دیگر اوضاع دانشگاه شیراز متشنج شود.
سخنران این جلسه فردی به نام «قربانی» بود که
مدعی شد، دانشجوی دکترای علوم سیاسی در دانشگاه تهران و همچنین
عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه است. وی که ادعای عضویت در دفتر
تحکیم وحدت را داشت و با اعلام این که در تابستان اخیر نیز در
نشست تحکیم وحدت حضور داشته است، سخنان خود را اینگونه آغاز
کرد: «صحبتهای بنده کاملا مستدل و علمی است و بنا به اسناد
موجود حرکتهای دانشجویی در شمال غرب کشور تحت تاثیر «پژاک»،
در سیستان و بلوچستان متاثر از «جندالله» و «عبدالمالک ریگی» و
در خوزستان نیز جداییطلبان عرب به هدایت این جریانها
میپردازند» وی در برابر پافشاریهای دانشجویان از ارایه
هرگونه مدرکی خودداری کرد و تمامی فعالیتهای هویتطلبانه را
هدایت شده توسط خارج از کشور قلمداد کرد. این امر باعث شد که
دانشجویان در مراحل متعدد اعتراض خود را به اظهارات وی با هو
کردن و شعار دادن نشان دهند.
در ادامه وی به فعالیت دانشجویان طیف چپ و
«آزادی خواه و برابریطلب» اشاره کرد و گفت:« این دانشجویان
کسانی هستند که در سال 81 در دفتر تحکیم وحدت طیف علامه رسوخ
کردند و قصد داشتند تا با استفاده از پتانسیل دفتر تحکیم،
زمینه بروز جنبشهای سوسیالیستی را در دانشگاههای کشور فراهم
کنند.» وی مرتبا تاکید میکرد که «آزادی و برابری مد نظر این
گروهها آن آزادی و عدالتی که شما مد نظر دارید نیست
و این دانشجویان عملا دم از
همجنسبازی و مسایل اینچنینی میزنند. این دانشجویان به احزاب
خارج از کشور وابستهاند و پارلمان بریتانیا عملا آن را هدایت
و خطدهی میکند.» در این هنگام یکی از دانشجویان از جای خود
برخاست و گفت: «چرا به خود اجازه میدهید با تهمت و افترا برای
کسانی که با صداقت در راه آزادی و عدالت مبارزه میکنند پرونده
سازی کنید و بدون ارایه هرگونه مدرکی اینگونه صحبت میکنید.»
قربانی در جواب چیز تازهای نگفت و حرفهای قبلی خود را مجددا
تکرار کرد.
صحبتهای وی آنچنان بیپایه و اساس بود که
دانشجویان در مراحل متعدد با دست زدن و شعار دادن خواستار
پایان دادن به سخنرانی و دادن وقت برای پرسشهای شفاهی شدند.
اما قربانی با بیان این که چند دقیقهای بیشتر از سخنرانیاش
باقی نمانده است، صحبت خود را اینچنین ادامه داد: «دانشجویان
آزادی خواه و برابری طلب از تکنیکهای زیادی استفاده میکنند،
مثل تحصن طولانی مدت به دلیل مسائل صنفی و کشاندن آن به مسایل
سیاسی، آنتی سنترال بودن و این که مشخص نباشد چه کسانی عضو این
دانشجویان هستند و در کجاها فعالیت میکنند و بالاخره ایجاد
تلههای جنسیتی برای مسئولین دانشگاه نظیر معاونتهای آموزشی و
دانشجویی» این اظهارات باعث شد که دانشجویان به شدت به حرفهای
وی واکنش نشان دهند و حرفهای را وی اقدامی در جهت تطهیر حادثه
زنجان و رفع اتهام از مددی معاون دانشجویی این دانشگاه قلمداد
کنند. مددی در نهایت با اعلام این که دانشجویان آزادی خواه و
برابری طلب در 9 شهر ایران از جمله شیراز، تهران، اصفهان،
زنجان، مشهد، تبریز و... فعالیتهای خود را به صورت زیر زمینی
ادامه میدهند به پایان رساند. یکی از نکتههای جالب صحبتهای
او این بود که با تعدادی از دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب
نیز صحبتهای کرده است و نواقص کار آنها را به آنها گفته
است.
پس از اینکه «قربانی» با توجه به فشار
دانشجویان ناراضی مجبور شد حرفهای خود را تمام کند، یکی از
دانشجویان در قسمت پرسشهای شفاهی گفت: «شما چگونه به خود
اجازه میدهید افتضاحی که در دانشگاه زنجان به بارآمد را تله
جنسیتی برای معاون دانشجویی این دانشگاه قلمداد کنید. دانشگاه
شیراز در اسفندماه سال گذشته شاهد تحصنی یازده روزه بود که
دلیل آن بسته بودن فضایی دانشگاه و تکصدایی شدن آن بود. همین
الان دانشجویان منتقد و مخالف از داشتن تریبون محروماند و
تنها تشکلهای وابسته به حاکمیت مجوز فعالیت دارند. مجوز
فعالیتهای انجمن اسلامی همین دانشگاه لغو شده است و مدیریت
دانشگاه دو سال است که از دادن مجوز به این تشکل خودداری
میکند. با چه منطقی شما از وابسته بودن این جریانات به خارج
از کشور دم میزنید» صحبتهای این دانشجو با تشویق ممتد حضار
در سالن همراه بود و جواب قانع کنندهای نیز از طرف قربانی
داده نشد.
دانشجوی دومی که برای پرسش شفاهی به پشت
تریبون فراخوانده شده بود، صحبتهای خود را اینچنین مطرح کرد:
« صحبت یک برگ نیست، وای جنگل را بیابان میکنند، هیچ حیوانی
به حیوانی نمیدارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان
میکنند. من سوسیالیست نیستم، اما سوسیالیستها را دوست دارم!
من فارس، بلوچ، کرد، ترک و عرب و تمامی مردم از هر نژاد و قوم
قبیلهای که باشند را دوست دارم... شما گفتید رادیکالیسم با
تسامح یعنی انحراف، اما رادیکال بودن به معنای برخورد ریشهای
با مسائل و مشکلات است و طبق این تعریف من هم رادیکال هستم...
جنبش دانشجویی، جنبشی بدون ایدئولوژی مسلط است که دانشجویان
از هر گروه و طیف فکری در دل آن جای دارند. سوسیالیست، لیبرال،
دیندار سکولار و همه گونه طیف فکری میتوانند عضوی از این جنبش
باشند» این دانشجو با اشاره به صحبتهای قربانی گفت: «جنبش
دانشجویی، جنبشی آنتی سنترال است. ما به جایی وابسته نیستیم،
کسانی وابسته هستند که از معافیت سربازی تا تضمین شغل پس از
اتمام تحصیلات و غیره برخوردارند» این دانشجو مرتبا توسط حضار
در سالن تشویق شد و دانشجویان شعار میدادند: «دانشجوی باغیرت
حمایتت میکنیم». در بین حرفهای دانشجو یکی از نیروهای بسیجی
فریاد زد که «شما هم ویزای آمریکا میگیرید» که این امر
اعتراضات وسیع دانشجویان را به همراه داشت.
اما تشنج در این جلسه وقتی به اوج خود رسید که
مجری از همین دانشجوی بسیجی برای پرسش شفاهی دعوت کرد.
دانشجویان معتقد بودند که این فرد که «کریمی» خطاب میشد برای
پرسش شفاهی نامنویسی نکردهاست و حق ندارد صحبت کند. پس از
این مدتی جلسه متشنج بود بالاخره این دانشجو در پشت تریبون
حاضر شد و گفت: « دانشجویان همین دانشگاه با صدای آمریکا و
رادیوفردا که به سازمان سیا وابسته است، مصاحبه کردهاند و
کاملا وابستهاند... شما که به تفکیک جنسیتی در کلاسهای عمومی
اعتراض دارید و میگویید این بی احترامی به دانشجویان است، آیا
این که افراد دور خانههای خود دیوار میکشند نیز بی احترامی
به دیگران است؟!!» وی در ادامه مدعی شد که سال گذشته عدهای از
افراد حاضر در تالار در جلسهای که تحت عنوان مناظره آزادی
برگزار شده است، عنوان کردند که احکام اسلام منسوخ شده است و
احزاب کمونیستی خارج از کشور از یکی دانشجویان دانشگاه شیراز
حمایت کردهاند. کریمی به شدت توسط دانشجویان هو شد و عدهای
از دانشجویان اعتراض خود را با شعارهای «مرگ بر جیره خور» و
«مرگ بر طالبان» نشان دادند. در ادامه یکی از دانشجویان که
مدعی بود کریمی در حرفهای خود به وی اهانت کرد، خواستار
پاسخگویی شد که مجری اعلام کرد وقت جلسه به اتمام رسیده است.
وقتی این دانشجو خواسته خود را مصرتر پیگیری کرد عدهای از
اعضای انجمن اسلامی مستقل و بسیج به طرف وی حمله کردند که این
عمل باعث ایجاد زد و خورد بین این گروه و سایر دانشجویان شد.
نیروهای بسیج با حمله به یکی از دانشجو پیراهن وی را پاره
کردند که این امر باعث خشم بیشتر دانشجویان و بالا گرفتن زد و
خورد شد. دانشجویان حاضر در سالن با شعار «توپ تانک بسیجی دیگر
اثر ندارد» اعتراض خود را به فعالیتهای سرکوبگرانه نیروهای
بسیج نشان دادند.
دانشجویان حاضر در سالن به مدت 20 دقیقه از
خروج قربانی جلوگیری کردند و خواستار پاسخگویی و مسئولیت وی در
قبال اظهاراتش شدند. اما بالاخره با اصرار وی به او اجازهی
خروج از تالار فجر را دادند.
پس از خروج قربانی دانشجویان همچنان در تالار
فجر باقی ماندند و خواستار اتمام فضای پرونده سازی علیه
دانشجویان منتقد شدند، حتی وقتی مسئولین حراست دانشگاه
چراغهای تالار را خاموش کردند نیز دانشجویان حاضر به ترک آنجا
نشدند.
در نهایت دانشجویان با خواندن سرود «یار
دبستانی من» به سمت میدان روبروی تالار فجر حرکت کردند و با
ایجاد حلقههایی در آنجا به شعار دادن و سرود خوانی پرداختند.
شعارها از این قرار بود: «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد»،
«انجمن قلابی، ننگت باد ننگت باد»، «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ
تا بجنگیم» و...
199- در نامه كارگران تبريز به وزير بازرگاني عنوان شد:
محروم كردن كارگران از سبد كالاي رمضان تبعيض بود
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 گزارش کرده است
: كارگران واحدهاي صنعتي ، توليدي
و خدماتي تبريز در نامه اي به وزير بازرگاني خواستار اختصاص
سبد يارانه ماه مبارك رمضان به آنها شدند و عدم اختصاص آن به
كارگران را نشانه تبعيض و كم لطفي نسبت به اين قشر دانستند.
به گزارش "ايلنا" در اين نامه چنين آمده: ما كارگران توليدي و
صنعتي و خدماتي كلانشهر تبريز درخواست توجه بيشتر دولت كريمه و
عدالت محور براي ايجاد امكانات اجتماعي در جامعه براي همه امت
ايران اسلامي هستيم اما متاسفانه در بعضي از مواقع كارگران
بيمه شده تامين اجتماعي مورد بي مهري و بي توجهي دولتمردان
قرار گرفته اند.
در ادامه چنين بيان شده: موضوع سبد يارانه ماه مبارك رمضان
براي فرهنگيان و نظاميان و كاركنان دولت و ناديده گرفته شدن
هزاران هزار از كارگران واحدهاي توليدي و خدماتي دليل بسيار
منطقي و محكم براي ادعاي ماست.
به اعتقاد نويسندگان اين نامه اعتراضي از دولت و حكومت اسلامي
بعيد است كه با محروم كردن كارگران از اين سبد كالا تبعيض را
در جامعه بسط و گسترش دهد.
در پايان اين نامه كارگران امضا كننده درخواست كرده اند كه جهت
برخوردار شدن تمامي كارگران از اين سبد حمايتي هرچه سريعتر
دستور متقضي از سوي وزير اقتصاد و امور بازرگاني صادر شود.
پايان پيام
200-
بدون شرح :
در نامه انتقادي دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور عنوان شد:
اعمال قوانين غلط و ضد ملي جيب مردم را تهي مي كند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 22 مهر 87 ؛
به دنبال اجراي قانون ماليت بر
ارزش افزوده كه اعتراض گسترده بازاريان در چند روز گذشته منجر
شد، "عباس وطن پرور"، دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور با
ارسال نامه اي به رييس جمهور ضمن انتقاد از نحوه تصويب و اجراي
اين قانون، ماهيت اصلي ماليات بر ارزش افزوده را تشريح كند.
وي كه به گفته خود در زماني كه اين لايحه در كمسيون اقتصادي
مجلس هفتم بررسي مي شد؛ دركارگروه بررسي اين لايحه نيز عضويت
داشت ؛ مي نويسد: بررسي وتصويب لايحه فوق بر اساس اصل 85 قانون
اساسي به عنوان تجربه اي نادر به كميسيون اقتصادي مجلس واگذار
شده بود. در حالي كه اكثريت نمايندگان نهادهاي دولتي و بخصوص
وزارت كشور همواره بصورت فعال شركت داشتند ، حضور نمايندگان
شهرداريها بخصوص دو شهر تهران وقم نيز بسيار فعال تر از حضور
نماينده وزارت كشور بود.
به گفته وطن پرور در زمان بررسي اين لايحه از بخش خصوصي و
تعاون كشور فقط نمايندگان دو تشكل حضور داشتند . كه يكي از اين
دو نماينده در طول مدت جلسات بدون كمترين عكس العمل و اظهار
نظري تنها به دنبال آن بود تا مانند شهرداريها در اين قانون
سهم بگيرد.
وي مي نويسد:" اين درحالي است كه نماينده وزارت صنايع در كنار
ديگر نماينده بخش خصوصي ، واقعا پشتيبان صنعت و توليد بود و
ازهر فرصتي براي اثبات غلط بودن اين لايحه استفاده ميكرد . ولي
گوش شنوائي براي شنيدن دلائل آنها وجود نداشت كه نداشت."
به ادعاي اين عضو كمسيون بررسي لايحه ماليات بر ارزش افزوده در
اين بين موضوع جالبي كه همواره به بحث ها دامن ميزد حضور برخي
نمايندگان محترمي بود كه به جد مدافع نظرات نمايندگان نهادهاي
دولتي مخصوصا شهرداريها براي افزايش و توسعه دريافت عوارض
مختلف از مردم بودند.
وي كه معتقد است بعد از گنجاده شدن خواسته هاي شهرداي ها اين
قانون از مسير اصلي خود منحرف شد؛ مي نويسد: پس از آنكه با
آمدن اعضاي شوراي و شهردار تهران به اين كمسيون با انتظارات
شهرداري تهران به بهانه خدمت به مردم و ممانعت از افزايش هزينه
هاي شهرداري برآورده شد؛ ديگر نهادها نيز به ميدان آمده سهم
خواهي هائي ميكردند كه اين نتيجه اي جز انحراف قانون و تبعيض و
حذف سلامت اقتصادي نداشت.
به گفته دبير شوراي هماهنگي و سياستگذاري كارفرمايان بخش خصوصي
با وجود دقت وپيگيري رييس وقت كمسيون اقتصادي مجلس هفتم در
زمان بررسي اين لايحه برخي از نمايندگان دفاع از خواسته هاي
نمايندگان دولت را بر دفاع از منافع كلان ملت ترجيح دادند
بطوري كه حتي برخورد بد و دور از ادب برخي نمايندگان مجلس باعث
شد تا مخالفان به نشانه اعتراض جلسه كمسيون را ترك كنند.
وطن پرور در نامه خود خطاب به رييس جمهور مي نويسد: درنهايت پس
آنكه اين لايحه درچند جلسه بررسي شد؛ فشار خارج از كميسيون
باعث مي شود تا لايحه مورد نظر در قالب قانوني غير همخوان با
شيوه ماليات ستاني و مخرب پايه هاي اخلاقي و اقتصادي جامعه
تصويب شود.
وطن پرور با بيان اينكه اعضاي كارگروه بررسي لايحه ماليات بر
ارزش افزوده كه در بسياري از جلسات كميسيون اقتصادي مجلس هفتم
حضور داشته است، احساس مي كند كه بايد تجربه و مشاهدات خود را
مطرح نمايد خطالب به رييس جمهور مي گويد:
اجازه ندهيم پايه هاي معنويت و اخلاق در كشور بيش از اين با
اعمال قوانين و مقررات غلط و ضد ملي تضعيف، و جيب مردم تهي تر
گردد.
در ادامه اين نامه دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان كشور در اين
نامه در تشريح ماهيت اصلي ماليات برارزش افزوده، مي نويسد:
VALUE ADDED TAX
شيوه اي براي تامين هزينه هاي مورد نياز دولتهاست ، اما تمام
كشورهاي پيشرفته دنيا ، حتي كشور مبتكر اين طرح يعني آلمان از
شيوه
CONSUMPTION- VALUE ADDED TAX
استفاده ميكنند ( يعني ماليات بر ارزش افزوده بر پايه مصرف ) ،
و كمتر كشوري است كه از روش
PRODUCT - VALUE ADDED TAX
( ماليات بر ارزش افزوده بر پايه توليد ) استفاده نمايد .
درطرح اين ماليات اهداف زيرمطرح ميگردد :
- يكنواخت سازي شيوه دريافت ماليات .
- كاهش نرخ ماليات كه بعلت سنگين بودن مطالبات گذشته زمينه
قانون گريزي را به جامعه تحميل مي نمايد .
- شفاف شدن ميزان ماليات پرداختي و درآمد بخش هاي مختلف و در
نتيجه شفاف شدن درآمد دولت.
يعني مردم را به ماليات دادن ترغيب كنند و موانع مالياتي را بر
طرف كنند در حالي كه در قانون مطرح قصد آن دارند كه علاوه بر
ماليات عملكرد ساليانه واحد هاي توليدي ، اين ماليات آبشاري را
بگيرند زيرا ادعا ميشود كه از مصرف كننده دريافت ميگردد كه
ناصحيح است . بر اين شيوه از دريافت ماليات ايراداتي علمي هم
وارد است كه در ذيل به آن اشاره ميگردد :
1- نفي عدالت مالياتي ، عدالت مالياتي به اين مفهوم است كه هر
كس بر مبناي درآمد ماليات بدهد ولي زماني كه اقلامي مانند
ارزاق عمومي مشمول اين ماليات ميگردند ، طبقه كم درآمد و پر
درآمد را يكسان در بر ميگيرد . در لايحه تنظيم شده در ايران
بسياري از اين اقلام از شمول قانون معاف گرديده اند كه در
نتيجه بازهم مشمول هر دو طبقه خواهد بود و كمكي به طبقه كم
درآمد نيست .
2- تورم زائي و تشديد تورم ، زماني كه بر قيمت تمام شده كالائي
مبلغي به هر نامي اضافه شود موجب افزايش قيمت و تورم ميگردد .
مخصوصا كه نتيجه اعمال اين روش بسيار فوري و شفاف خود را مشخص
ميكند و بلافاصله خود را در سبد هزينه خانوار منعكس ميكند و در
نتيجه واكنش زا خواهد بود .
3- كاهش قدرت خريد مردم و افزايش فاصله طبقاتي در جامعه ،
زماني كه عوامل توليد و مواد اوليه دچار افزايش قيمت گردد
طبيعتا با ثابت بودن ميزان درآمد بسياري از آحاد مردم ، قدرت
خريد آنان كاهش مي يابد و فاصله فقير وغني در جامعه افزايش مي
يابد . در چند ساله اخير بعلت مشگلات اقتصادي موجود قدرت خريد
مردم بسيار كاهش يافته بگونه اي كه طبق آخرين برآورد انجام شده
رتبه قدرت خريد ايرانيان در بين ساير كشورها بسيار كاهش يافته
كه بعلت ثروتي كه در اين مملكت نهفته است بسيار جاي تاسف دارد
.
جالب است علي رغم آنكه فون زيمنس طراح اين شيوه مالياتي يك
بازرگان آلماني بود ولي دولت آلمان بعنوان (( اولين )) استفاده
كننده از اين طرح وارد به ميدان عمل نشده است.
جناب رياست جمهور ، يقينا حضرتعالي اطلاع داريد كه بحث ماليات
بر ارزش افزوده از ديماه سال 1366 با تقديم لايحه اي به مجلس
وقت آغاز شد ولي فراز و فرودهائي را تجربه نمود تا اينكه در
سال 1370 بخش امور مالي صندوق بين المللي پول از دولت ايران
درخواست نمود كه نسبت به شفاف سازي روشهاي مالياتي كشور اقدام
كند . كه بلافاصله دولت وقت نيز تشگيل سازمان امور مالياتي را
ضمن تقديم برنامه سوم توسعه اقتصادي تقديم مجلس نمود كه به
استناد تبصره 59 آن تشگيل گرديد و سپس لايحه تغيير سيستم
محاسبه ماليات عملكرد سالانه ( اعمال ضريب 25 درصد بر درآمد
مشمول ماليات ) را به تصويب رساند تا نظر آن سازمان تامين گردد
، حال با شرايط اقتصادي ما چقدر سنخيت داشت بماند.
از آن تاريخ دولت براي تامين نياز هزينه بدنه سنگين و كم
راندمان خود به دنبال راهي موفق در تامين هزينه هاي خود بود و
سازمان مالياتي در گزارش خود اظهار ميدارد دولت براي تامين
منابع مورد نياز دو راه دارد :
اول - استفاده از محل درآمدهاي مالياتي .
دوم - استفاده از درآمدهاي غير مالياتي.
درآمدهاي غير مالياتي وجوهي هستند كه دولت از مسير فعاليت هاي
اقتصادي خود تامين ميكند كه چون غير مطمئن و نامنظم است و خطر
كسر بودجه را در پي دارد پس استفاده از شيوه اخذ ماليات از
درآمدهاي مالياتي بهترين گزينه ميباشد . از اين مطالب مشخص
ميگردد كه دولت هدفي براي كاهش هزينه هاي خود پيش بيني نكرده ،
اما سعي دارد كه با توسل به طرق مختلف درآمد زائي خود را
افزايش دهد .
در پي آن در تاريخ 7 دي 1383 رياست محترم وقت سازمان امور
مالياتي خبر داد كه مجمع تشخيص مصلحت نظام ، اجراي ((
VALUE ADDED TAX
)) را بعنوان سياست مكمل نظام جديد مالياتي كشور در كنار سيستم
ماليات عملكرد سالانه و ديگر عوارض و مالياتها تصويب كرده و
سازمان امور مالياتي شركتي آلماني ، بنام
GTZ
را براي آموزش و آشنائي با شيوه و راه كار استفاده از ماليات
((VALUE
ADDED TAX
)) انتخاب نمود و كارشناسان اين شركت در تاريخ 27/1/84 به
ايران آمده و براي عده اي از مديران سازمان مالياتي و وزارت
دارائي به همراه تعدادي از نمايندگان مجلس و كارشناسان دفتر
ماليات بر ارزش افزوده ، اقدام به تشگيل كلاسهاي توجيهي نمودند
.
اين شيوه از دريافت ماليات را ميتوان بر پايه اين اصول تعريف
نمود :
-
PRODUCT - VALUE ADDED TAX
ماليات برارزش افزوده از توليد .
-
INCOME- VALUE
ADDED TAX
ماليات بر ارزش افزوده از درآمد .
-
CONSUMPTION- VALUE ADDED TAX
ماليات بر ارزش افزوده از مصرف .
-
GROSS NATION PRODUCT- VALUE ADDED TAX
ماليات بر ارزش افزوده توليد ناخالص ملي .
در بين اين چهار روش ، گسترده ترين و وسيع ترين پايه پلكاني و
آبشاري ممكن كه بيشتري ميزان درآمد براي دولت را تامين ميكند،
روش ماليات بر ارزش افزوده توليد ميباشد و كمترين سطح ماليات
پذيري از روش ماليات بر ارزش افزوده مصرف تامين ميگردد .
نكته مهم و قابل توجه : طراحان محترم لايحه ماليات بر ارزش
افزوده براي كشور ما همواره اعلام ميكنند كه بيش از 140 كشور
در دنيا از شيوه ماليات بر ارزش افزوده استفاده ميكنند ولي
هيچگاه مطرح نميكنند كه اين كشورها از چه روش اجرائي از بين
چهار روش فوق استفاده و سود ميجويند .
در سال 1962 اتحاديه اروپا استفاده از
VALUE ADDED TAX
را به كشورهاي هم پيمان توصيه نمود و اعلام نمود كه از ژانويه
1970 تمام كشورهاي عضو اتحاديه اروپا ملزم به بهره جستن از اين
شيوه هستند .
اما همانگونه كه همگان ميدانيم ، اكثر اين كشورها بعلاوه ديگر
كشورهاي پيشرفته صنعتي كه اين شيوه دريافت ماليات را پذيرفته
اند ، فقط از شيوه ماليات بر ارزش افزوده از مصرف استفاده
ميكنند كه فاقد خاصيت پلكاني ودريافت ماليات مضاعف و آبشاري
ميباشد.
طراحان ماليات فوق حتي در گزارش مشتركي كه بنام (( ادبيات
موضوعي ماليات بر ارزش افزوده )) در مرداد ماه سال 1384 چاپ و
تكثير شده است ، در صفحه هشتم مي نويسند :
(( چون ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، هزينه كالاهاي
سرمايه اي را مشمول پرداخت ماليات ميكند ، در نتيجه هزينه
سرمايه گزاري افزايش پيدا ميكند و به همين علت انگيزه سرمايه
گزاري كاهش مي يابد . هرچند اين شيوه موجب در آمد بيشتري براي
دولتها ميشود ..... ))
در همين گزارش در صفحه نهم پاراگراف آخر اذعان گرديده است كه :
(( در روش ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرف ، چون سرمايه
گزاري و استهلاك از شمول پايه مالياتي خارج شده ، يعني در اين
حالت بار مالياتي از توليد به مصرف انتقال يافته ، اين امر
باعث بالا رفتن انگيزه سرمايه گزاري و توليد در اقتصاد ميشود ،
بنا براين اكثر كشورهاي اجرا كننده نظام مالياتي بر ارزش
افزوده از اين روش استفاده ميكنند . ))
در كتاب (( نگرشي به ماليات بر ارزش افزوده و چگونگي اجراي آن
در ايران )) در صفحه چهار چاپ 1383 مطرح ميگردد :
(( اولين بار ماليات بر ارزش افزوده در سال 1948 ( يعني پس از
سي سال از طرح آن ) در فرانسه به اجرا درآمد . اين ماليات در
بدو اجرا توليدات كارخانه ها را پوشش ميداد ............ اما
در سال 1954 و در پي اصلاح سيستم ماليات بر فروش ، فرانسه
ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرف را اعمال كرد . ))
همچنين در صفحه هفتم اين كتاب دقيقا علت وانگيزه استفاده از
اين ماليات را مطرح مي نمايد :
1- كشورهاي اروپاي غربي براي اعمال يك شكل متحد و مشترك ماليات
بر فروش .
2- كشورهائي مانند آمريكاي لاتين ، برزيل و.......... براي
افزايش كسب درآمد دولت .
از اسم بسيار بسيط و شيوه هاي متفاوتي كه در محتواي
VALUE ADDED TAX
وجود دارد بهره جسته اند . ولي همگي آن شيوه هاي متفاوت را
ميتوان (( ماليات بر ارزش افزوده )) ناميد . در حالي كه يكي
حامي توليد و سرمايه گزاريست وبه عدالت مالياتي نزديك تر است
ولي ديگري ضد توليد وسرمايه گزاريست و به عدالت مالياتي توجه
كمتري دارد ولي براي دولت ايجاد درآمد تصاعدي ميكند.
جناب آقاي رئيس جمهور تا كنون مشخص گرديد كه انتخاب شيوه
اجرائي دريافت ماليات بنام ارزش افزوده بر پايه توليد ضد توليد
و سرمايه گزاري ميباشد ولي فاجعه وقتي بيشتر ميشود كه انتخاب
شيوه محاسباتي آن نيز اجحاف بيشتري را تحميل نمايد كه خواهشمند
است عنايت فرمائيد :
براي محاسبه ماليات بر ارزش افزوده بر پايه توليد دو روش وجود
دارد :
- روش تفريقي ( روش صورت حساب ) خريد - فروش = ارزش افزوده
- روش تجميعي مجموعه تمام هزينه هاي توليد اعم از مستقيم و
سربار = ارزش افزوده
طراحان لايحه فوق ، كه از يك دهه قبل هدف خود را ((
TAX REFORMING
)) متحول كردن شيوه دريافت ماليات در ايران قرار داده اند ،
اولين اشتباه خود را در تثبيت نمودن نرخ ماليات عملكرد به 25
درصد انجام دادند ، زيرا فقط ساده سازي شيوه كار خود را مد نظر
قرار داده و عدالت مالياتي را قرباني مسئوليت پذيري خود نمودند
.
اكنون نيز طراحان ماليات بر ارزش افزوده از طرح شيوه تجميعي
خود داري كرده اند ، زيرا چنانچه متوسل به استفاده از اين روش
گردند ، در تعريف و ذكر عوامل مشمول ماليات براي پياده كردن
ماليات بر ارزش افزوده ، موضوعاتي شفاف ميگردد كه :
اولا - دريافت ماليات از آنها با شيوه ماليات بر ارزش افزوده ،
ناقض قانون مالياتهاي مستقيم است .
ثانيا - به صورت شفاف دريافت ماليات مضاعف را در دوره هاي پيش
بيني شده عريان ميكند .
ماليات بر ارزش افزوده با شيوه تفريقي به خوبي بيان كننده
مفهوم غلط ، عدالت گريز ، ضد توليد وضد اشتغال ارزش افزوده در
سيستم محاسباتي فوق ميباشد . زيرا مفهوم ارزش افزوده در اين
شيوه مالياتي عبارتست ازگرفتن مضاعف ومجدد درصدي از مجموع
پرداختها و هزينه هاي يك واحد توليدي بعد از مرحله خريد مواد
اوليه و كالاهاي نيمه ساخته كه در فاكتور وجود دارد .
آيا پرداخت دستمزد به كارگر و ساير هزينه هاي مرتبت با آن
بعنوان خريد خدمت نيروي انساني بايد مشمول ماليات گردد ؟
- آيا پرداخت هزينه هائي مانند ، اجاره مكان ، آب برق ، كاز و
تلفن..........به مفهوم خريد امكانات و عوامل موثر در توليد
بايد مشمول پرداخت ماليات مضاعف گردد ؟ زيرا يكبار ماليات آنها
در فيش صادره لحاظ و پرداخت گرديده است .
- آيا بر پرداخت ماليات حقوق ، 30 درصد حق بيمه سازمان تامين
اجتماعي بازهن بايد ماليات پرداخت نمود؟
- دولت در هنگام فروش كالاهائي مانند بنزين 30 درصد عوارض
دريافت ميكند و اين كالا يكي از عوامل موثر در توليد است و در
قيمت تمام شده موثر است . آيا دولت انتظار دارد از اينگونه
عوارض ماليات مضاعف بگيرد ؟
چرا سازمان امور مالياتي اين اقلام را از بحث (( خريد )) منفك
ميكند و در صدد آن بر مي آيد كه نام آنرا به (( ارزش افزوده ))
تغيير دهد و از آن ارقام و دهها نوع عوارض و مالياتهائي كه به
(( دولت پرداخت )) شده ، مجددا رقم ديگري به نام ماليات دريافت
كند ؟
جاي تعجب است كه كارشناسان محترم سازمان با قاطعيت مضاعف بودن
و ابشاري بودن اين شيوه دريافت ماليات را تكذيب مي فرمايند !!
براي عنايت بيشتر ، محيطي آزمايشي كه تمام عوامل بصورت يكسان
فعاليت كنند وداراي راندمان و هزينه هاي مساوي باشند را طراحي
ميكنيم و فرض ميكنيم كه در هر مرحله مبلغ مواد اوليه و لوازم
بسته بندي
و .... 70 واحد يا 70 در صد قيمت كالاي فروش رفته باشد ، كليه
هزينه هاي توليد 20 درصد قيمت كالاي فروش رفته باشد و سود
بنگاه 10 درصد در نظر گرفته شود .
جناب رئيس جمهور ، اگر يك محيط آزمايشگاهي طراحي كنيم كه تمام
واحدهاي فعال در آن محيط شرايط يكساني دارند و نسبت مصرف مواد
اوليه 70 و استفاده از عوامل مختلف توليد 20 و سود هريك از
واحد ها 10 واحد فرض شود ، اگر يك كالا يا ماده اوليه 15 بار
در اين محيط يكنواخت و پايلوت چرخيده شود و ضريب مالياتي 3 در
صد باشد سهم ماليات دولت نسبت به اول دوره كه به ازاء خريد 70
واحد مواد اوليه فقط 1/2 واحد پرداخت شده 5/24409 درصد افزايش
مي يابد كه گوياي تورم زائي اين قانون غلط است. آيا منظور
طراحان اين قانون اجحاف به جامعه است؟
حال اگر آخرين فروشنده نيز نتواند ماليات مورد نظر را از مصرف
كننده بگيرد و به دولت مسترد نمايد. قريب به 477 درصد برابر
سود خود را بايد به سازمان مالياتي كشور پرداخت نمايد كه فساد
اجراي اين قانون از تجميع عوارض و قانون كد اقتصادي منحل شده
قبل به مراتب بيشتر خواهد بود .
جاي تعجب است كه مسئولان محترم كشور از تشابه نرخ 3 درصدي بين
تجميع عوارض و ارزش افزوده اين دوشيوه ماليات گيري را يكسان
اعلام و يكي را جايگزين ديگري مي نمايند .
مقام محترم رياست جمهوري ، تعدادي از كشورهاي صنعتي كه هم
فرهنگ ماليات پذيري در جامعه آنان بيشتر از كشور ما نهادينه
شده ، هم بعلت نداشتن مرزهاي خاكي شرايط تجاري شفاف تري دارند
، هم از تنوع كمتربنگاهها و موسسات تجاري دولتي ، شبه دولتي ،
نيمه دولتي ، خيريه اي و........ برخوردارند از قبول اجراي
ماليات بر ارزش افزوده تا اين تاريخ به هر شكل وشيوه اي از آن
خود داري نموده اند ، حال چه اراده پنهاني وجود دارد كه سازمان
امور مالياتي ما را مجبور ميكنند كه با دست خودمان تير خلاص بر
پيكر توليد مان بزنيم ؟
بعنوان نمونه سازمان امور مالياتي خود ميزبان بر گزاري اجلاس
مقامات مالياتي كشورهاي اسلامي بود . اين مقامات در كميته اي
كه براي بررسي ماليات بر ارزش افزوده به رياست آقاي براهيم
كتاني از كشور مغرب تشگيل گرديد ، بيانيه اي در پنج صفحه در
تاريخ پنج شنبه اول دسامبر 2005 صادر نمود كه هر چند با زباني
ديپلماتيك مطرح گرديده ولي بيان كننده آن است كه ورود به اين
موضوع ظرافت بسيار خاصي را طلب ميكند كه به ذكر بخشي از آن در
زير مي پردازد :
1- ماليات بر ارزش افزوده مالياتي گسترده بر (( پايه مصرف ))
است .
V.A.T. IS A BROAD - BASED TAX ON CONSUMPTION
2- ماليات بر ارزش افزوده درآمد واقعي و قابل ملاحظه اي براي
دولت توليد ميكند ، اما قبل از رسيدن به وضعيت ] توليد درآمد [
نيازمند صرف زمان و پول جهت آماده شدن براي پياده سازي است .
PRODUCES REAL CONSIDERABLE REVENUEFOR GOVERNMENTS BUT
BEFOR REACHING THE STATE, IT TAKES TIME AND MONEY TO GET
READY FOR
IMPLEMENTATION.
3- نظام ماليات بر ارزش افزوده ( مخصوصا قانون و رويه هاي آن )
بايد در حد امكان ساده باشد تا موديان در تمكين از آن با مشگلي
مواجه نباشند .
4- معافيت زنجيره ماليات بر ارزش افزوده را ميشكند و در نتيجه
سبب بروز آثار آبشاري] ماليات مضاعف [ ميگردد .
5- آگاه سازي عموم بخش بسيار مهمي از مرحله پيش از اجراي
ماليات بر ارزش افزوده است . جامعه موديان بايد از وظائف و
حقوق خود در رابطه با ماليات بر ارزش افزوده مطلع باشند . صرف
زمان و بودجه كافي براي اين كار الزامي است . ٍ
ملاحظه ميگردد هيچ يك از مقامات در بيانيه كمترين اشاره اي به
موفقيت هاي خود ندارند و حتي نمونه موفقي را معرفي نكرده اند .
ولي در مقابل با توجه با مشگلاتي كه در اثر ورود به اين طرح با
آن مواجه شده اند ، ديگر كشورها را ( تلويحا ايران را ) از قبل
هوشدار ميدهند .
مخصوصا در بند 9 اين بيانيه از فساد و تخلفي كه در اثر ارتباط
مودي و مميز ايجاد ميگردد به صراحت اعلام ميگردد كه زمينه
استفاده از فناوري اطلاعات محيا گردد .
در بند 10 مجددا تاكيد ميكند كه : (( از رويه هاي حسابداري از
پيش طراحي شده و آزمايش شده و كاملا تاييد شده براي اجراي آن
استفاده گردد )) .
از همه مهمتر بر ماليات بر ارزش افزوده بر پايه مصرف تاكيد
ميكنند ولي سازمان امور مالياتي خود را به غفلت ميزند و اخذ
ماليات بر پايه پلكان توليد را چون در اخرين پلكان معامله با
مصرف كننده صورت ميگيرد آنرا مصرفي مي نامد .
همه مطالب فوق گوياي مشگلات حادث در اين كشورها و دليل نا موفق
بودن آنهاست . قصد تطويل عرايض و ورود به اشتباهات موجود در
بند بند قانون فوق را ندارد ولي همانگونه كه در نخست معروض
داشتم اين شيوه مالياتي چيزي است كه مانند برخي قوانين و
مقررات غلط موجود موجب افزايش اخلاق گريزي و توسعه فساد
اجتماعي در كشور خواهد گرديد . چرا كشور ژاپن در مقابل صندوق
بين المللي پول و بانك جهاني براي اعمال و اجراي اين قانون
مقاومت ميكند ؟
7- پيشنهاد:
- دولت بايد به سيستم فشل وسنتي بازار و دلالي خاتمه دهد .
پنهان كاري اقتصادي و نبود اطلاعات جامع از فعاليت كليه كسبه و
بازاريان به نوعي ارزش تبديل گرديده است ، چرا دولت براي تامين
نيازهاي خود فقط توليد كنندكان را هدف ميگيرد.
- چرا وزارت بازرگاني و ديگر متوليان امر هنوز تعريف جامعي از
عمده فروش و خرده فروش اعلام ننموده و مرز اين دو مطلب نامشخص
است ؟
- چرا سازمان امور مالياتي در زمان اعمال بند ( ب ) ماده 97 از
يك توليدكننده صورت حسابهاي بانكي را طلب ميكند ولي وزارت
دارائي و بانك مركزي چشم بر جابجائي هزاران ميليارد تومان پول
در شبكه بانكي كشور مي بندد ؟
دولت بايد قانون مجهز شدن اصناف به صندوقهاي الكترونيكي را كه
سالهاست دنيا از آن عبور نموده را به جد تعقيب و اجرا و اعمال
نمايد ، سالهاست كه مهلت اجراي آن پايان يافته است و وزارت
بازرگاني بعنوان مسئول شوراي مركزي اصناف در جزئي ترين مطالب
آنان دخالت ميكند ملي در اعمال قانون با اصناف مماشات مي نمايد
. چرا ؟
بهترين ، ساده ترين و اصولي ترين روش دريافت ماليات ، روش
دريافت ماليات بر مصرف و در پاي صندوق ميباشد . چندين سال است
كه توليد كنندگان و كارشناسان مستقل معضلات لايحه اي كه امروز
آنرا قانون مي ناميم را فرياد زده اند ، يقين داشته باشيم
تاخير در اجراي قانون مشگلات اساسي آنرا حل نخواهد كرد و دولت
بايد انرا براي اصلاح به مجلس عودت دهد.
اگر اين قانون به هر دليلي اجرا گردد ، مانند بسياري از طرحهاي
نظام مالياتي گذشته از جمله ، اعمال كد اقتصادي ، تجميع عوارض
و........ يكبار آزمايش ميشود و بسياري از توليد كنندگان را
متضرر و گرفتار مي نمايد ، آنگاه مانند بسياري از سياست ها
وبرنامه ريزيهائي كه بر پايه آزمون و خطا اعمال گرديده حذف
خواهد شد ، چون از پايه غلط ، ضد توليد ، ضد اشتغال و مفسده زا
ميباشد .
عباس وطن پرور
تهران - مهر ماه 1387
منابع مورد استناد :
آشنائي با ماليات بر ارزش افزوده ، دفتر اجرائي طرح ماليات بر
ارزش افزوده چاپ 1382
سلسله گزارشات مركز پژوهشهاي مجلس ، ارزيابي عملكرد نظام
مالياتي چاپ مهر 85
سايت سازمان امور مالياتي
WWW.VAT.IR
ادبيات موضوعي ماليات بر ارزش افزوده ، دفتر طرح ماليات بر
ارزش افزوده چاپ 1384
مقالات متعدد جناب آقاي اكبر كميجاني
مقالات جناب آقاي الياس نادران
مقالات جنابان آقايان نادر آريا ، فرهاد طهماسبي ، رضا كباري
بيانيه دومين اجلاس عمومي مقامات مالياتي كشورهاي اسلامي ،
كميته ماليات برارزش افزوده ، پنج شنبه اول دسامبرسال 2005 در
تهران
201- کودکان کار کودکان فراموش شده :
به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 22 مهر
87 :طه ولى زاده:يک سال پيش هم کلام دخترک ده ساله يى شدم که
از طبقه محروم جامعه بود و براى تامين نيازهاى خانواده اش و
فرار از کتک هاى پدر دائم الخمرش رو به فروش فال هاى حافظ در
مقابل يکى از معروف ترين رستوران هاى ايران آورده بود تا شايد
رهگذران بى درد، بى خيال از کوله بار دردش لطفى کنند و از او
فالى بخرند.پس از چهار، پنج بار که همديگر را ديديم با آن لحن
معصومانه اش برايم از زندگى اش گفت. از سرگذشت و سرنوشت محتوم
خودش و خواهرانش. اينکه چگونه پدرش براى تامين ترياک خود،
دختران هنوز ده ساله نشده اش را هر ماه به دست به اصطلاح
کارفرمايى مى دهد، اينکه آنها چه بلايى بر سرشان مى آورند...
قصدم خواندن مرثيه بر پيکر نيمه جان شهرم نيست که تا امروز هر
چه نوشته شده و هرچه خوانده شده فرياد وامصيبتا و واحسرتا بوده
و قطره اشک هايى که هنوز فرو نغلتيده بر گونه ها خشک شده
اند.چه ببينيم و چه خود را به نديدن بزنيم کودکان خيابانى همين
جا در مقابل چشم هاى بسته ما در همين شهر زندگى مى کنند.
کودکانى که مى فهمند، احساس دارند، آرزو دارند، کودکانى که کار
مى کنند، کودکانى که ده ساله، صد ساله مى شوند.همان طور که
گفته شد نگاه به کودکان کار اگر نه همواره اما اکثراً نگاهى
ترحم آميز و احساسى بوده است. هر چند اين نوع نگاه هرگز قابل
سرزنش نيست اما به راستى چاره ساز نيز نخواهد بود. بررسى اين
معضل و کمک به مرتفع کردن آن نياز به توجه پايه يى و زيربنايى
پژوهشگران و مسوولان به اين پديده دارد که موارد گوناگون و
بسيارى را شامل مى شود از جمله؛ چگونگى و چرايى به وجود آمدن و
استمرار اين پديده، بررسى آمارى به کارگيرى کودکان در موقعيت
ها، مشاغل و محيط هاى جغرافيايى مختلف، بررسى آمارى سنين شروع
به کار کودکان در مناطق مختلف کشور، استفاده از تجربه هاى
نهادهاى بين المللى و کشورهاى ديگر در مبارزه با اين پديده و
بومى کردن اين تجارب و ده ها مورد ديگر.
اگرچه همانند هر داده ديگرى متاسفانه آمار دقيق يا نزديک به
واقعيتى از تعداد کودکان کار و پراکندگى شان در موقعيت هاى
گوناگون در سطح شهرها و روستاهاى ايران در دست نداريم اما با
توجه به آمارهاى سازمان هاى جهانى مى شود به بزرگى اين فاجعه
در جهان و به تبع آن در ايران پى برد.براساس آمارهاى سازمان
جهانى يونيسف در سال 2006، حدود 158 ميليون کودک کار 14-5 ساله
در جهان وجود دارد که اين رقم در گروه سنى 17-5 سال به 218
ميليون مى رسد. 128 ميليون - از 218 ميليون - يعنى چيزى حدود
58 درصد از اين کودکان در بدترين شرايط کارى فعاليت مى کنند.
يک سوم اين کودکان در شرايط بسيار خطرناک و ريسک پذيرى کار مى
کنند که بايد به سرعت براى دورکردن آنها از چنين محيط هايى
اقدامى شود و 70 درصد اين کودکان بدون پرداخت کمترين حقوقى به
کار واداشته مى شوند.
براساس داده هاى اين سازمان در سال 2002، هر ساله 4/8 ميليون
کودک در جهان به عنوان برده مورد استثمار قرار مى گيرند، به
سرزمين هايى دورتر از محل زندگى شان گسيل مى شوند، در نبردها و
منازعات نظامى به کار گرفته مى شوند يا مورد سوء استفاده جنسى
قرار گرفته و همچنين در ساير فعاليت هاى غيرقانونى مثل حمل
مواد مخدر و... از آنها استفاده مى شود. همواره اولين سوالى که
در مواجهه با اين مشکل به ذهن مى رسد اين است که کودکان به چه
منظورى و چرا کار مى کنند؟ در يک نگاه کلى مى توان اين گونه
گفت که بيشتر اين کودکان به اين دليل کار مى کنند که براى زنده
ماندن نياز به اين پول يا غذاى مختصرى دارند که کارفرمايان شان
در اختيار آنها مى گذارند. استخدام کودکان بسيار کم هزينه تر
از استخدام افراد بالغ است. به علاوه اينکه ظرافت و انعطاف دست
و بدن کودکان در تسريع برخى کارها که نياز به ظرافت دارند
بسيار موثر است. براى برخى از بچه ها مدرسه و تحصيل گزينه يى
براى ادامه زندگى نيست زيرا تحصيلات معمولاً پرهزينه هستند و
همچنين برخى خانواده ها اين گونه فکر مى کنند که تحصيل کودک را
از زندگى واقعى دور مى سازد.
موضوع ديگرى که مى تواند مورد پژوهش قرار گيرد نوع شغل هايى
است که کودکان درگير آن هستند و نگاه آمارى به پراکندگى اين
کودکان در کشور. به عنوان مثال اينکه چند درصد اين کودکان در
مزارع کار مى کنند؟ چند درصد در کارخانه ها، معادن، کارگاه هاى
آجرپزى مشغول به فعاليتند؟ اينکه آيا خريد و فروش کودکان در
کشور ما به ويژه به منظور سوءاستفاده هاى جنسى وجود دارد، در
چه سطحى و چه ابعادى اين پديده در حال جريان است؟نکته يى که
هرگز نبايد فراموش شود اين است که ممکن است در ايران علت هايى
در گسترش اين معضل دخيل باشند که در ساير نقاط جهان مطرح
نيستند. براى مثال بسيارى از اين کودکان افرادى هستند که به
دليل داشتن پدر غيرايرانى - بيشتر افغانى يا عراقى - تابعيت
ايرانى ندارند و فاقد شناسنامه هستند. اين کودکان از هيچ گونه
کمک دولتى برخوردار نمى شوند و تنها اميدشان نهادهاى غيردولتى
نظير انجمن حمايت از حقوق کودکان کار است.بررسى اين قبيل سوال
ها و به دنبال چاره بودن برايشان ضرورى تر از برگزارى مراسمى
است که با نگرش خوشبينانه تنها نياز چند روز اين کودکان را
جواب مى دهد؛ مراسم و جشن هايى که بيشتر قصد تحريک احساسات آنى
و زودگذر را دارند و هرگز با اين مشکل به صورت ريشه يى مبارزه
نکرده اند.در چند سال اخير سازمان هاى غيردولتى در جهت بهبود
وضعيت اين کودکان شکل گرفته اند که اقدامات قابل توجهى را در
اين راستا انجام داده و مى دهند. اين مراکز عموماً با دو مشکل
اساسى روبه رو هستند. نخست فقدان نيروى متخصص و دوم مشکلات
مالى. کمکى که از طرف دولت به اين سازمان ها مى شود به زحمت
هزينه هاى يکي، دو ماه را برطرف مى کند. همچنين به دليل آگاه
نبودن بيشتر مردم از وجود چنين نهادهايي، اين مراکز نمى توانند
خيلى به کمک هاى مردمى تکيه کنند. با وجود تمام اين مشکلات،
تشکيل اين سازمان هاى غيردولتى نويد فرداى بهترى را مى دهند.
نکاتى که در اين يادداشت به آنها اشاره شد تنها سرفصل هايى
هستند که مى توانند مورد پژوهش و بررسى قرار گيرند. پژوهش هايى
که به حتم تاثير قابل توجهى بر زندگى و آينده کودکان کار
خواهند داشت. اگر امروز درصدد درمان اين زخم برنياييم و مثل هر
مشکل ديگرى بخواهيم با تزريق مسکن هاى گذرا درد را تسکين دهيم
و به فرداها حواله اش کنيم، فردا مى رسد و ما حسرت تمام لحظه
هايى را که بيهوده از دست داده ايم، خواهيم خورد.
202- واکنش "کيهان" به تعطيلی بازار و پيشنهاد قلع و قمع
"چماقداران" در بازار:
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 22 مهر 87
آمده است : تعطيلی يک پارچه بازارها در تهران, اصفهان و تبريز
روزنامه کيهان را به خشم آورده است و اين روزنامه در يادداشت
سياسی خود خواستار قلع و قمع افرادی که از آنها به عنوان دست
های پشت پرده اعتصاب بازار و "اراذل و اوباش چماقدار" در بازار
نام برد شد. متن يادداشت کيهان:
"آن روز مولايمان حضرت امير عليه السلام كه از سستى و تنبلى
برخى ياران خويش دلگير و غمزده بود، بر سنگى در كوفه ايستاد و
با اندوهى آميخته به ملامت، لب به سخن گشود. جماعت در اطراف
ايشان حلقه زده بودند، اما، على(ع) گويا با خود سخن مى گفت، يا
شايد راز غمزدگى با خداى خويش در ميان مى گذاشت... كجايند
برادران من كه راه حق سپردند و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟
كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان؟ كجاست ذوشهادتين؟ و كجا هستند
برادران ديگرم كه همانند آنها بودند؟ با يكديگر به مرگ پيمان
بستند، دشمنان، سرهاى آنان را براى فاجران هديه بردند و...
نوف بكالى كه از ياران حضرت و در آن جمع حضور داشت، مى گويد،
چون سخن حضرت امير(ع) به اينجا رسيد، دستى به محاسن مبارك خويش
كشيد و زمانى دراز، گريست... آنگاه سر برافراشت و ادامه سخن
خويش گرفته و فرمود؛ ,دريغا از برادرانم كه قرآن را خواندند و
در حفظ آن كوشيدند. واجب را برپا كردند، پس از آن كه در آن
انديشيدند، سنت را زنده كردند و بدعت را ميراندند. به جهاد
دعوت شدند و پذيرفتند. به پيشواى خود اعتماد كردند و در پى او
رفتند و..., خطبه 181 نهج البلاغه
چند روزى است برخى از اصناف و بازاريان به تحريك شناخته شده
تعدادى اندك از كلان سرمايه داران سودجو و حرامخوار كه كمترين
مشابهتى با توده هاى عظيم تجار و بازرگانان و بازاريان مؤمن و
خداجوى ندارند، در اعتراض به اجراى قانون ماليات بر ارزش
افزوده، مغازه هاى خود را به ميل و يا به تهديد عوامل وابسته
به همان كلان سرمايه داران مفت خور تعطيل كرده اند! اين در
حالى است كه دولت براى توضيح و روشنگرى درباره اين قانون،
اجراى آن را دو ماه به تاخير انداخته و اصناف را به رايزنى و
تبادل نظر پيرامون قانون ياد شده فراخوانده است و ظاهرا، ديگر
نبايد بهانه اى براى اعتصاب باقى مانده باشد، ولى متاسفانه و
باز هم به تحريك همان گروه اندك، ديروز هم شمارى از اصناف به
اعتصاب ادامه دادند. ادامه اين حركت ناپسند بعد از تعليق
دوماهه قانون از سوى دولت و دعوت اصناف به رايزنى و تبادل نظر
به وضوح نشان مى دهد كه ماجراى ديگرى در ميان است و متاسفانه
شمارى از بازاريان و اصناف كه همواره به پاكدستي، ايمان و تعهد
اسلامى و انقلابى شناخته شده و مى شوند، در چنبره فريب ديگران
گرفتار آمده اند! و يا -خداى نخواسته- در مقابله با اين حركت
مشكوك و ناپسند، كوتاهى كرده اند...
اينجاست كه بايد گفت؛ كجايند، شهيد عراقى ها، شهيد اسلامى ها،
شهيد لاجوردى ها و دهها بازارى شهيد ديگر كه آن روزها در مقابل
توطئه رژيم طاغوت مردانه ايستادند، شكنجه شدند، زندان كشيدند،
به تبعيد رفتند ولى هرگز از يارى اسلام و مردم مظلوم كشور خويش
دست نكشيدند و هويت اسلامى و انقلابى بازاريان مؤمن و متعهد را
بر تارك بازارها ثبت كردند و داغ سوءاستفاده از بازاريان و
اصناف را بر دل سياه رژيم خونريز و غارتگر پهلوى و حاميان
بيرونى آن نهادند و....
كجايند بازاريان بسيارى كه در روزهاى آتش و خون، كسب و كار و
رونق بازار وانهادند و به جبهه ها شتافتند، خون دادند، خون دل
خوردند و از حريم اسلام، انقلاب و مردم مظلوم كشور خويش دفاع
كردند... امروز، باز هم، بازار همان بازار است و اصناف همان
اصناف ولى پرسش اين است كه با وجود توده هاى مؤمن و انقلابى
اصناف و بازاريان، چرا بايد معدودى كم شمار و كلان سرمايه دار،
خواست خود را كه بى گمان خواست دشمنان تابلودار اسلام است بر
آنان تحميل كنند؟! ماجرا روشن تر از آن است كه زمينه اى براى
فريب خوردگى بازاريان مؤمن و متعهد وجود داشته باشد، چرا؟!...
ماليات بر ارزش افزوده، راه كارى است كه نزديك به يكصد سال
سابقه دارد و امروزه در بسيارى از كشورهاى جهان، مخصوصاً
كشورهاى پيشرفته و صنعتى با نرخ بالاى 17 تا 25 درصد اجرا مى
شود.
در اين روش
1- دست واسطه ها و دلال هايى كه كمترين نقش مثبتى در توليد و
يا تجارت- به مفهوم واقعى آن- ندارند قطع مى شود. اين يك
امتياز بزرگ و غيرقابل انكار به نفع مردم.
2- جلوى اقتصاد زيرزمينى كه يكى از عوامل اصلى تورم و گرانى
است گرفته مى شود اين نيز امتياز دوم براى مردم و توليدكنندگان
و بازرگانانى است كه نمى خواهند حرام خوارى كرده و درآمدهاى
ناسالم داشته باشند.
3- حساب هاى مالياتى شفاف مى شود و در نتيجه، شمار محدودى از
صاحبان درآمدهاى كلان كه از امكانات عمومى بيشترين بهره را مى
برند و كمترين سهم را مى پردازند، نمى توانند از پرداخت ماليات
كه حق دولت و به بيان ديگر حق مسلم مردم است طفره بروند. در
حال حاضر، اصلى ترين اقشار تامين كننده درآمد مالياتى دولت-
بخشى از بيت المال- كارمندان و كارگران و قشرهاى محروم و
مستضعف جامعه هستند. يعنى توده هاى عظيم مردم كه ماليات مى
دهند و از امكانات عمومى كمترين بهره را مى برند و در مقابل
آنها ، صاحبان درآمدهاى بالا قرار دارند كه ماليات نمى دهند و
در همان حال از مالياتى كه اقشار محروم پرداخته اند بيشترين
استفاده را مى كنند.
4- مردم به جاى آن كه ماليات كنونى تجميعى 4درصدى را به طور
غيرمحسوس پرداخت كنند، ماليات 3 درصدى پرداخت مى كنند و از
آنجا كه پرداخت ماليات از سوى آنها كاملا محسوس و ثبت شده است،
در مقابل انتظارات منطقى نيز از دولت خواهند داشت، به بيان
دقيق تر، مصرف كنندگان ماليات كمترى مى دهند و انتظارات به جا
و منطقى نيز دارند. ضمن آن كه بسيارى از كالاهاى مصرفى مثل
مواد خوراكي، بهداشتي، صنايع دستى و... از اين ماليات معاف
هستند.
5- شفاف شدن حساب ها، از رشوه دهى و رشوه خوارى در عرصه
مالياتى كشور- كه متاسفانه خيلى هم كم نيست!- جلوگيرى مى كند.
چرا كه در اين حالت، از دست رشوه خوار كارى برنمى آيد و رشوه
دهنده نيز، خود مفت خور است و پول مفت به رشوه خوار نمى دهد.
6- اجراى قانون ماليات بر ارزش افزوده يكى از مؤثرترين راه
كارهاى تجربه شده براى مقابله با قاچاق كالا، فساد اقتصادى و
پولشويى است. آيا صنف محترم توليدكننده كفش فراموش كرده اند كه
چگونه رنج توليد را بر خود هموار مى كنند ولى با نوع خارجى
همين كالا- مثلا چينى- كه به طور قاچاق وارد شده توان رقابت
ندارند و....
7- تمامى مفاد قانون ماليات بر ارزش افزوده به وضوح نشان مى
دهد كه اجراى اين قانون به نفع مصرف كننده، توليدكننده، تجار و
كسبه است، اگر كسى در اين واقعيت كمترين ترديدى دارد مى تواند،
نظر و ديدگاه خود را به طور مستند و مستدل با تصويب كنندگان
اين قانون و كارشناسان اقتصادى دولت در ميان بگذارد. آيا اين
راه كه دولت و مجلس آمادگى كامل خود را براى اين گفت وگو و
رايزنى اعلام كرده اند، گره گشا نيست؟
8- بلافاصله بعد از اعلام تعويق دوماهه اجراى اين قانون از سوى
دولت كه با هدف روشنگرى درباره آن صورت پذيرفته بود، آن عده
معدود كه مى دانستند با روشن شدن اصل ماجرا مهر رسوايى مردم
ستيزى و مفت خوارى بر پيشانى آنان خواهد نشست، به جاى استقبال
از اين پيشنهاد، بر دامنه تحريكات و فريبكارى خود افزودند و
اين سؤال را بى جواب گذاشتند كه اگر اين قانون آن گونه كه ادعا
مى كنيد به نفع مردم و تجار و توليدكنندگان نيست، چرا از ارائه
دلايل خود در يك نشست رو در رو با كارشناسان طفره مى رويد؟! و
چرا از يك سو براى فريب مردم و از سوى ديگر براى همراهى با
دشمنان بيروني، نعل وارونه مى زنيد؟!
9- ديروز آقاى محمد آزاد رئيس شوراى اصناف كشور با صراحت اعلام
كرد كه ,عده اى چماقدار اصناف را وادار به تعطيلى واحدهاى خود
كرده اند, آقاى آزاد تصريح كرد ,چماقداران اصناف مختلف را
تهديد به آتش زدن و تخريب مغازه ها كردند, و... اظهارات آقاى
محمد آزاد كه با مشاهدات عينى خبرنگاران و عكاس كيهان انطباق
كامل دارد، نشان مى دهد كه اولاً؛ ماجرا يك ماجراى صنفى نيست و
همانگونه كه برخى اخبار و گزارش هاى مستند گواهى مى دهند، دست
هاى پنهان دشمنان بيرونى و دنباله هاى داخلى آنها، پشت اين
ماجرا قرار دارد. ثانياً؛ حكايت از آن دارد كه اصناف محترم و
بازاريان متعهد و مؤمن خواستار تعطيلى نبوده و نيستند ولى
متاسفانه براى حمايت از آنها در مقابل چماقداران دست همتى از
آستين اقتدار مسئولان نظام بيرون نيامده است. چرا؟!...
آيا تعجب آور و تأسف انگيز نيست در حالى كه به آسانى در مقابل
حمله نظامى دشمنان، خرابكارى تروريست ها و... ايستاده و توطئه
آنان را خنثى كرده ايم، از مقابله با يك مشت اراذل و اوباش
چماقدار طفره برويم؟! چرا بايد مسئولان محترم انتظامى و
امنيتي، اصناف متعهد را در مقابل اراذل چماقدار تنها بگذارند؟!
اگر تعارف مى كنيد!- كه به يقين نمى كنيد- قلع و قمع اراذل را
به مردم و اصناف و بازاريان متعهد و انقلابى بسپاريد و قاطبه
متعهد اصناف و بازاريان را در مقابل اراذل بى دفاع نگذاريد.
و بالاخره شايسته و ضرورى است كه بزرگان و معتمدين بازار و
اصناف دعوت خيرخواهانه و منطقى دولت را لبيك گفته و نظرات
كارشناسى خود را با كارشناسان دولت در ميان بگذارند تا ضمن
روشنگرى درباره ماهيت قانون ماليات بر ارزش افزوده و توضيح
منافع آن براى مردم، اگر نقص و اشكالى نيز بر آن وارد است با
حمايت دولت خدمتگزار و مردمى اين نواقص احتمالى را برطرف كرده
و راه سوءاستفاده دشمنان را سد كنند.
203- اقتصاد ايران:افزايش بيکاری يا رشد شديد تورم :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 22 مهر
87 آمده است : رقابت بر سر بالا بودن مبلغ يارانه نقدی در
آينده به يکی از محورهای تبليغاتی در انتخابات کشور بدل خواهد
شد که هيچ دولتی از آن خلاصی نمی يابد. مسعود نيلی استاد و
رئيس دانشکده مديريت دانشگاه صنعتی شريف شنبه شب در ميزگرد طرح
تحول اقتصادی و تاثير آن بر فضای کسب و کار اظهار کرد: , اگر
فرض را بر اين بگيريم که دولت قصد دارد، قيمت تمامی حامل های
انرژی را به سطح قيمت خليج فارس برساند، شاهد بروز دو نتيجه در
سطح مصرف کنندگان نهايی و توليد کنندگان خواهيم بود. افزايش
قيمت حامل های انرژی در خانوارهای مصرف کننده انرژی باعث می
شود که افراد در بخش هايی که می توانند به مصرف کمتر از انرژی
رو بياورند و اين در حالی است که در بخش هايی که نمی توان کاهش
مصرف داشت، افزايش قيمت انرژي، خود را در چهره افزايش هزينه
های زندگی به سبد خانوارها تحميل می کند. اين افزايش سهم هزينه
انرژی در سبد خانوارها با فرض ثبات سقف درآمدها، باعث می شود،
تقاضا برای ديگر اقلام کاهش يابد که ناگزير به حذف کالاهای غير
ضرور از سبد خريد منجر می شود که کسادی و رکود را در اين اصناف
به دنبال خواهد داشت در اين سطح بايد به نکته بسيار مهمی توجه
کرد و آن هم وضعيت درآمد سرانه مردم در ايران است؛ توضيح اينکه
بنابر يک نحوه محاسبه که مورد تاييد مجامع بين المللی نيز هست،
درآمد سرانه از تقسيم توليد ناخالص داخلی به جمعيت و نرخ ارز
حاصل می شود که بر مبنای اين محاسبه، درآمد سرانه ايرانيان
حدود چهار هزار دلار است، يعنی هر کدام از ما امکان قدرت خريد
چهار هزار دلار در بازارهای جهانی را داريم. آمار ديگری که آن
هم از سوی نهادهای بين المللی تاييد می شود، درآمد سرانه برحسب
قدرت خريد محاسبه می شود که فاصله آن با درآمد سرانه در شيوه
محاسبه قبلی بسيار زياد است به گونه ای که اين عدد بين 10 تا
12 هزار دلار تخمين زده شده است. فاصله شش هزار دلاری موجود
دقيقاً بيانگر ميزان يارانه ای است که دولت ما برای حفظ رفاه
عمومی جامعه پرداخت می کند. در واقع اگر دولت يارانه ندهد سطح
رفاه ما در حد همان درآمد سرانه چهار هزار دلار است و اين همان
شرايطی است که دولت ها همواره از پيامدهای اجتماعی آن هراسناک
بوده اند. پيامدهای واقعی سازی انرژی در بنگاه های توليدی نيز
به اشکال ديگری ظاهر می شود به اين ترتيب که افزايش قيمت انرژی
خصوصا در صنايع انرژی بر باعث بالا رفتن هزينه های توليد و در
نتيجه افت حجم فروش می شود و بسياری از صنايعی که با فناوری
های قديمی و فاقد توجيه اقتصادی فعاليت می کنند را هم به ورطه
ورشکستگی می کشاند. از طرفی فعاليت ها و بنگاه هايی که از محل
منابع آزاد شده از عدم پرداخت يارانه ها ايجاد شده اند با
تاخير وارد فاز توليد می شوند بنابراين دولت در اين مقطع زمانی
در حساس ترين و سرنوشت سازترين موقعيت تصميم گيری قرار می
گيرد. دولت يا بايد در برابر موج اعتراض افزايش بيکاری برای
مدتی مقاومت کند يا با فشار به سيستم بانکی و بودجه به اين
واحدهای ورشکسته نقدينگی تزريق کند تا سرپا بمانند که در چنين
حالتی نتيجه ای جز افزايش نقدينگی و رشد شديد تورم حاصل نخواهد
شد. قيمت ارزان انرژی در ايران باعث رواج استفاده از فناوری
های قديمي، از رده خارج و فاقد توجيه اقتصادی شده است،
بنابراين صنايع ما در شرايط واقعی شدن قيمت ها تنها در صورتی
قادر به ادامه فعاليت خواهند بود که فناوری های فعلی را با
فناوری های جديد تعويض کنند و اين الزام در حالی است که در
کشور از نظر مسائل و مراودات بين المللی شديدا در تنگنا و
محدوديت قرار دارد. ترديدی در ضرورت تغيير و اصلاح اين شرايط
وجود ندارد ولی مهم تر از اين مساله و حتی شيوه اصلاح، انگيزه
و نگاهی است که اين تغييرات را مديريت و راهبری می کند، چرا که
اگر مجموعه حرکت به سمت اقتصاد مدرن باشد بايد ساير مولفه های
اين طرح هم با اصول اين کيهان فکری (پارادايم) همخوانی داشته
باشد. رقم يارانه پرداختی از سوی دولت در حوزه انرژی حدود 100
ميليارد دلار عنوان می شود و اين در حالی است که کل نقدينگی
بخش خصوصی کشور حدود 170 ميليارد دلار است به عبارت ديگر اين
100 ميليارد دلار در حالی پرداخت می شود که هيچ چرخش نقدينگی
صورت نمی گيرد ولی اگر اين يارانه ها نقدی پرداخت شود اين مبلغ
بايد به صورت شفاف و با اسکناس رد و بدل شود در نتيجه تقاضا
برای پول نقد افزايش می يابد و اين به معنی خروج نقدينگی غير
ديداری از بانک هاست. بنابراين اگر دولت همچنان بخواهد سياست
کاهش نرخ بهره را دنبال کند سيستم بانکی با موجی از خروج
نقدينگی و کمبود منابع مواجه می شود يا اگر از طرفی توليد با
افزايش قيمت انرژي، هزينه های توليد را افزايش دهيم و از سوی
ديگر سياست کاهش نرخ ارز را پيگيری کنيم در واقع تير خلاص را
به صنايع داخلی شليک کرده ايم. از اين رو همخوانی سياست ها و
انگيزه ها در اجرای اين تحولات بسيار مهم است.,
204- شمار کودکان کار در ايران بيش از يک و نيم ميليون نفر
است:
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 22 مهر 87
آمده است : نايب رييس كميسيون اجتماعى مجلس با ابراز نگرانى
نسبت به وضعيت كودكان كار گفت: اگر آمار مركز آمار ايران در
مورد بيش از يك و نيم ميليون كودك كار در كشور واقعى باشد
بيانگر جدى بودن اين مشكل است و همه دستگاههاى دولت و حاكميت
بايد به سمتى بروند كه مشكل را حل كنند.
مجيد نصيرپور نماينده مجلس از سراب افزود: كميسيون اجتماعى از
سازمان بهزيستى آمارى از وضعيت كودكان كار خواسته است و قرار
است طى دو تا سه هفته آينده برنامهاى طراحى شود كه پس از
برگزارى جلسهاى با مسوولان مربوطه راهكارهاى برون رفت از
مشكلات را بررسى كنيم.
نصيرپور اعتراف کرد که فقر يکی از ريشه های کار کودکان است و
گفت: "جامعه آينده ايران نيازمند سلامت كودكان و نسلى سالم است
و در اين ميان فقر يكى از موضوعاتى است كه بر جامعه جوان كشور
به شدت موثر است، و بايد براى برونرفت از مشكل و پيدا كردن
راهى براى تامين زندگى احاد جامعه تلاش كرد."
205- بیکاری وسیع کارگران پلاستیک سازی ها:
کارگران پلاستیک سازی ها نیز فوج فوج به جرگه
بیکاران می پیوندند. سرمایه داران صاحب کارخانه های تولید
لاستیک سرمایه گذاری در عرصه های دیگر استثمار نیروی کار را
سودآورتر ارزیابی می کنند و به همین دلیل رغبت چندانی به ادامه
کار در این رشته ندارند. این سرمایه داران همچون همه همتایان
طبقاتی خویش برای تعطیل کارخانه و بیکارسازی خیل وسیع توده های
کارگر معمولاً همه جا از سیاست واحدی پیروی می کنند و برای
پیشبرد امور با بهره گیری از تجارب یکدیگر به برنامه ریزی های
یکسانی دست می زنند. اولین اقدام همه آن ها خودداری از پرداخت
دستمزدهای کارگران برای ماه های طولانی است. آنان با این کار
خود از یک سو تمام پولی را که باید صرف پرداخت بهای نیروی کار
شود یک راست به مصرف ترمیم کسر و کمبود وجوه مربوط به سرمایه
گذاری های نوین خویش می رسانند و از سوی دیگر کارگران را وادار
به تمرین پذیرش بیکاری و قبول تدریجی بیکارشدن می کنند. سرمایه
داران پلاستیک سازی ها کارخانه به کارخانه این سیاست را با
موفقیت پیش برده اند. تا امروز بسیاری از کارخانه ها را تعطیل
و جمعیت وسیعی از کارگران را بیکار ساخته اند.
22 مهر 87
206- موج بیکاری کارگران مبل سازی ها:
شمار زیادی از کارخانه های مبل سازی در مناطق
مختلف کشور زیر فشار رقابت میان بخش های مختلف سرمایه در معرض
تعطیل قراردارند و صاحبان آن ها سرمایه های خود را به حوزه های
پر رونق تر و سودآورتر منتقل می کنند. تعطیل این کارخانه ها با
موج بسیار گسترده ای از بیکارسازی کارگران همراه است و هم اینک
هزاران کارگر تولید مبل یا بیکار شده اند و یا درمعرض بیکاری
قراردارند. جمعیت وسیعی از این کارگران تمامی سال های عمر کاری
خویش را در این رشته کار کرده اند و جز مهارت ها و تجارب مربوط
به این رشته تولیدی هیچ تخصص و تجربه دیگری ندارند. سابقه کار
بسیاری از این کارگران از 25 سال نیز بیشتر است. این جمعیت
کثیر اینک به خیل عظیم بیکاران آواره ای تبدیل شده اند که در
هیچ کجای جهنم سرمایه داری هیچ روزنه امیدی برای اشتغال و
یافتن کار جدید ندارند. بیکاری، گرسنگی و فقر و فلاکت و مرگ،
این هیولاهای همه جا حاضر برهوت بردگی مزدی، سایه خود را بر سر
آن ها و افراد خانواده هایشان سنگین ساخته است. کارگران بیکار
شده در همه جا دست به شکایت و اعتراض زده اند. اما در هیچ کجا
به هیچ نتیجه ای نرسیده اند. یکی از این کارگران با دنیایی غم
و اندوه می گوید: « من خودم بعد از
25 سال كار در آستانه بازنشستگی باید دنبال كار دیگری بروم تا
بتوانم خرج زندگی ام را
در بیاورم. اما متاسفانه كاری نیست كه انجام بدهم. تقریبا همه
چنین وضعیتی دارند الا مقامات دولتی كه دردشان درد مردم كم
درآمد نیست و دنبال كار خودشان هستند و گوششان به حرف های ما
بدهكار نیست».
22 مهر 87
207- پیام همبستگی سندیکای کارگران شرکت واحد درهفته ی اقدام
جهانی با کارگران ایران :
در این پیام همبستگی آمده است:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از اعلام
هفته همبستگی جهانی با کارگران ایران که از تاریخ ٢٢ تا ٢٨ مهر
ماه و توسط فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی تی اف) اعلام
شده است، تشکر و قدردانی می کند .
حمایت های بی دریغ و دوستانه شما امید و توانایی ما را در راه
مبارزه برای دست یابی به اهداف صنفی مان، احقاق حقوق پایه ای
کارگران و حفظ و گسترش تشکل مستقل کارگری مان استوارتر می
دارد.
ما در سندیکای کارگران شرکت واحد در هفته همبستگی جهانی برای
بهبود وضعیت کارگران حمل ونقل در سطح جهان و به ویژه ایران خود
را در کنار شما می بینیم و از خواسته های به حق همه همکاران
خود در بخش های مختلف حمل و نقل حمایت می کنیم. ما از تمام
کارگران شرکت واحد و همه کارگران ایران انتظار داریم در سطح
گسترده به این کمپین همبستگی بپیوندند.
این اقدام بین المللی شما برای ما فرصتی دوباره است تا به
همراه همه کارگران در ایران بر خواسته های به حق خود تاکید
کنیم:
۱-
سندیکای کارگران شرکت واحد
خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آقای منصور اسالو رئیس هیئت
مدیره سندیکا از زندان است.
۲-
سندیکای کارگران شرکت واحد ایجاد
تشکل های مستقل کارگری را حق مسلم کارگران می داند و بر آن
تاکید دارد.
٣- سندیکای کارگران شرکت واحد خواهان ابطال تمامی پرونده هایی
است که برای فعالان سندیکایی و دیگر کارگرانی که به جرم مبارزه
برای برپایی تشکل و احقاق حقوق صنفی شان تشکیل شده است.
۴-
سندیکای کارگران شرکت واحد برای
بازگشت به کار کارگران اخراج شده سندیکایی که تنها به خاطر
دفاع از حقوق صنفی خود و همکارانشان از کار اخراج شده اند، پا
فشاری می کند.
با امید به گسترش عدالت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ١٣٨٧/٧/٢٣
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
( استفاده از مطالب این سایت،
با ذکر کامل منبع ( نام و
آدرس سایت سنديكاي واحد )
بلامانع است. )
www.syndicavahed.info /
info@syndicavahed.info /
syndica_vahed@yahoo.com
و
syndicavahed@gmail.com
208- نامه وکلای سندیکا به معاونت قوه قضائیه :
در رابطه با نقض حقوق آقای اسالو
معاون محترم و سخنگوی قوه قضائیه
جناب آقای جمشیدی
احتراما"
آقای منصور اسالو به خاطر فعالیت در سندیکای شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ 1384/10/1دستگیر و روانه
زندان می شود . نحوه دستگیری ، نگهداری و بازجوئی وی که مغایر
با آیین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی بود ، طی لوایحی به
مقامات قضایی اعلام گردید. آقای اسالو پس از سپری کردن حدود 8
ماه بدون محاکمه و بصورت بازداشت موقت ، در تاریخ ١٨/٥/١٣٨٥ به
قید وثیقه آزاد و در تاریخ138512/25در شعبه ١٤ دادگاه انقلاب
بصورت غیر علنی و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت
ملی به موجب مواد ٥٠٠ و ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به ٥ سال حبس
محکوم می گردد ، در جلسه دادگاه ، مراتب نقض قانون و انحراف
دادگاه را آشکار نمودیم . متاسفانه در رای صادره ، دفاعیات
وکلای متهم مورد توجه قرار نگرفت و دادگاه ، آقای اسالو را به
تحمل ٥ سال حبس تعزیری محکوم نمود .
با وجود اینکه دادگاه بر حسب آئین دادرسی ، مکلف به ابلاغ رای
و ارائه نسخه ای از آن به وکلا بود ، دادنامه به وکلا تحویل
داده نشد و صرف رویت رای به منزله ابلاغ ، تلقی گردید . موارد
تخلف مدیر شعبه به هیئت نظارت و پیگیری حقوق شهروندی و مدیر کل
محترم دادگستری استان تهران گزارش گردید و در این خصوص پیگیری
ادامه ًَدارد . برای احقاق حقوق موکل جهت اعمال ماده ١٨ تلاش
نمودیم متاسفانه تقاضای اعمال ماده ١٨ به خاطر در اختیار
نداشتن رای مرحله بدوی ، مقدور نگردید و از این جهت نیز حق
دفاع متهم تضییع گردید ولی سیر نقض حقوق آقای اسالو محدود به
این موارد نمی باشد . مشارالیه در شرایطی که در انتظار اعلام
رای تجدید نظر بود ، در روز 1386/4/19هنگامیکه با اتوبوس عازم
محل سکونت خود بود به بهانه ( همراه داشتن) اعلامیه های شرکت
واحد مبنی بر تقاضای تمکین مدیر عامل شرکت واحد به تعهدات خود
در قبال کارکنان شرکت واحد دستگیر و مورد ضرب و شتم بازداشت
کنندگان خود قرار گرفت .
تقاضای اسالو مبنی بر شکایت از مامورین مذکور و اعزام به پزشک
قانونی هرگز جامه عمل نپوشید .در طول مدت حبس ، مشکلات و
تشریفات مربوط به صدور مجوز ملاقات با وکلا ، عملا" به مانعی
برای ملاقات با وی تبدیل شده است بطوریکه در طول ١٦ ماه حبس
مشارالیه ، فقط ٢ بار امکان ملاقات با وکلا فراهم شده است و از
زمانیکه وی به بازداشتگاه رجائی شهر منتقل شده است ، دشواری
های ملاقات با وی دو چندان شده و عملا" تا به امروز هیچ
ملاقاتی بین وکلای آقای اسالو در زندان رجائی شهر صورت نگرفته
است و این در شرایطی است که آقای اسالو به علت ناراحتی قلبی و
عمل چشم ، نیازمند مراقبت های پزشکی و اعزام بموقع وی به مراکز
درمانی می باشد .حسب اظهار مادر آقای اسالو ، در تاریخ
٣١/٦/١٣٨٧ موفق به ملاقات با وی شده است ، جای بخیه های چشم به
خاطر تاخیر در اعزام به بیمارستان عفونت کرده ، ناراحتی قلبی
آقای اسالو به لحاظ عدم اعزام وی به مراکز درمانی شدت گرفته ،
چشم ایشان به خاطر عدم دسترسی بموقع پزشک آسیب دیده و فضای
آلوده زندان سلامتی وی را به خطر انداخته است . از طرف دیگر در
رفتار با وی مقررات قانون اساسی ، آیین دادرسی وحقوق شهروندی
معطوف به احترام به شان و منزلت انسان و ممنوعیت هتک حرمت و
کرامت زندانی رعایت نشده است .
با عنایت به مراتب فوق و در اجرای تکالیف حرفه ای خود به
پشتوانه قانون اساسی ، قوانین جزائی، آیین دادرسی کیفری و حقوق
شهروندی و آزادی های مشروع و با عنایت به اینکه مقامات و
مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران بسط عدالت و دفاع از حریم
آزادی ها و احترام به شان و منزلت انسان را در بیانات و
اظهارات خود مورد تاکید قرار داده اند ، که نمونه بارز آن
سخنان ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحدمی
باشد.
تقاضا دارد ترتیبی اتخاذگردد که موارد نقض حقوق وی مورد بررسی
و رسیدگی قرار گرفته ، امکان دسترسی وی به مراکز درمانی حسب
مقررات فراهم شده ، بازگشت مجدد وی به زندان اوین مورد توجه
قرار گیرد و همانند زندانیان دیگر از مرخصی مقرر در آیین نامه
سازمان زندان ها برخوردار گردد ، همچنین مستدعی است دستور
فرمائید در چهار چوب ظرفیت های قانونی عدالت قضایی با رعایت
حرمت انسانی در خصوص موکل به اجرا گذاشته شود .
یوسف مولایی ، پرویز خورشید
وکلای آقای اسالو
سهشنبه ۲٣
مهر ۱٣٨۷
- ۱۴ اکتبر
۲۰۰٨
209- حضور نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد در مراسم اهدای
جایزه رز نقره ای:
اطلاعیه
نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
برای دریافت جایزه رز نقره ای عازم بروکسل شد
صبح روز دوشنبه مورخه ١٣٨٧/٧/٢١ آقای دکتر یوسف مولایی وکیل
محترم سندیکا جهت دریافت جایزه رز نقره ای که در شصتمین سال
تاسیس این نهادبه سندیکای کارگران شرکت واحد اختصاص داده شده
است عازم بلژیک شد.
سوليدر» در سال
۱۹۴۸
ميلادی با هدف کمک بين المللی به کارگران جهان تاسيس شد.
اين سازمان غيردولتی با کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های
کارگری، کنفدراسيون اتحاديه های کارگری اروپا و سازمان بين
المللی کار، «آی ال او»، همکاری می کند.
سوليدر هر ساله، جايزه «رُز نقره ای» را به افراد و نهادهايی
که در راه عدالت اجتماعی، برابری و حقوق کارگران مبارزه و تلاش
می کنند، اهدا می کند.
این جایزه در شصتمین سال تاسیس سولیدر به خاطر استقامت و
پایداری سندیکای کارگران شرکت واحد به این نهاد مستقل کارگری
اهدا می شود .
مراسم اهدای جایزه رز نقره ای روز چهارشنبه مورخه ١٣٨٧/٧/٢٤
صورت می گیرد و نماینده سندیکا با حضور خود و رساندن صدای
مظلومیت و استقامت اعضای این سندیکا ،در مراسم اهدای جایزه
شرکت خواهد نمود .
با امید به گسترش عدالت در جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
١٣٨٧/٧/٢٣
210- رييس سازمان کار وامور اجتماعي استان:
نيمي از جويندگان كار سمنان در سال 86، غيربومي بودند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 23 مهر 87 ؛
رئيس سازمان كار استان سمنان گفت:
سال گذشته 22 هزار نفر براي يافتن شغل ثبتنام كردند كه 47
درصد اين افراد از استانهاي همجوار بودند.
علي ايماني در گفتوگو با خبرنگار گروه كارگري "ايلنا" افزود:
صنعتي بودن استان سمنان و مهيا بودن بستر شغلي، افراد جوياي
كار را از استانهاي همجوار مثل مازندران و گلستان به اين
استان ميكشاند.
وي با بيان اينكه 50 درصد از جويندگان كار صاحب شغل شدهاند،
گفت: افرادي كه در رشتههاي فني تخصص دارند بهتر جذب بازار
كار شدند.
وي تصريح كرد: 33 درصد از كساني وارد بازار كار شدند در
رشتههاي فني مهارت داشتند و 67 درصد آنها نيز افراد غيرماهر
بودند.
ايماني گفت: در برخي موارد در رشتههاي شغلي فني دچار كمبود
نيرو هستيم كه از جمله آن ميتوان به رشته ماشين ابزار اشاره
كرد.
پايان پيام
211- نماينده کاشان در خانه ملت:
كارگران ساختماني بيپناهترين قشر جامعه هستند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 23 مهر 87 ؛
نماينده مردم كاشان، آران و بيدگل
تصويب بيمه كارگران ساختماني را امري برشمرد كه براي اين قشر
منافع زيادي دارد و باعث اطمينان خاطر آنها ميشود.
علي اصغر گرانمايهپور در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با
بيان اين مطلب گفت: اين كارگران در گوشه و كنار خيابانها و
ميادين شهر ميايستند تا از آنها براي كار دعوت به عمل آيد و
غالباً مدت زيادي بيكار هستند.
وي افزود: كارگران ساختماني بيپناهترين قشر جامعه هستند كه
كارفرماي ثابتي ندارند.
گرانمايهپور در ادامه گفت: بيمه اين كارگران باعث اطمينان
خاطر آنان ميشود و منافع زيادي براي آنها دارد.
او تصريح كرد: لايحهاي كه قبلاً در اين خصوص مطرح شد مبلغ
زيادي را از كارفرمايان طلب ميكرد و اين مساله باعث بالا
رفتن بهاي مسكن ميشد.
وي تاكيد كرد: در طرح جديد مبلغ متعادلي از هر كس كه پروانه
ساخت ميگيرد، دريافت و به حساب بيمه تامين اجتماعي ريخته
ميشود.
اين نماينده مجلس افزود: با اين مبلغ قيمت مسكن بالا نميرود
و كارگراني كه در آن ساختمان كار ميكنند، بيمه ميشوند.
گرانمايهپور خاطرنشان كرد: با بيمه شدن كارگران ساختماني،
آنها از مزاياي بازنشستگي و تخفيف حين درمان بهرهمند
ميشوند.
پايان پيام
212-
مواد خوراکی 7 تا 143
درصد گران شد
:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه
23 مهر 87 آمده است : گزارش های موجود از بازار مواد خوراکی
نشان می دهد در نیمه دوم نخستین ماه از فصل پاییز گوشت قرمز،
میوه های تازه و حبوب با قیمت های بالاتری در مقایسه با نیمه
اول مهرماه، مهمان سفره های مردم بوده است. گرچه این بار بررسی
متوسط نرخ خرده فروشی 11 گروه از مواد خوراکی در هفته منتهی به
19 مهر ماه جاری مشخص کرد تنها در سه گروه مذکور در مقایسه با
هفته ماقبل افزایش قیمت رخ داده و در باقیمانده اقلام بررسی
شده قیمت ها ثابت یا رو به کاهش بوده است
اما متوسط نرخ خرده فروشی این 11 گروه که
شامل 46 قلم از مواد خوراکی است در هفته مورد بررسی و در
مقایسه با مدت مشابه سال قبل نشان دهنده رشد 87/82 تا 143
درصدی قیمت انواع برنج، نوسان قیمتی از 3/29 تا 5/115 درصد در
گروه میوه های تازه و رشد 12/16 تا 78/30 درصدی قیمت ها در
گروه لبنیات است.در این دوره گروه سبزی های تازه نیز با نوسان
قیمتی از 4- تا 4/58 درصد روبه رو بوده است.در این میان روغن
نباتی مایع و جامد با رشد قیمتی از 3/36 درصد تا 9/45 درصد،
گوشت مرغ با 6/44 درصد رشد، تخم مرغ با افزایش قیمت 87/40
درصدی، گروه حبوب با رشد قیمتی از 6/7 تا 61 درصد و گوشت قرمز
با رشد 23 درصدی روبرو است ....
گزارش بانک مرکزی
در شرایطی که برخی از فعالان بازار خرده فروشی مواد خوراکی از
حرکت خزنده و آرام نرخ این مواد در سربالایی قیمت ها خبر می
دهند، بانک مرکزی نیز متوسط نرخ خرده فروشی برخی مواد خوراکی
در تهران در هفته منتهی به 19 مهرماه جاری را اعلام کرد که این
گزارش نیز از افزایش قیمت میوه های تازه، گوشت قرمز و حبوب در
مقایسه با هفته ماقبل حکایت دارد ضمن اینکه براساس این گزارش
در هفته مورد بررسی قیمت تخم مرغ، برنج، سبزی های تازه، گوشت
مرغ، قند، شکر و چای در مقایسه با هفته ماقبل و هفته مشابه ماه
قبل کاهش یافته و قیمت لبنیات و روغن نباتی نیز بدون نوسان
بوده است.
بر اساس این گزارش در هفته مورد بررسی در گروه لبنیات قیمت
تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود. بهای تخم مرغ
کاهش جزئی یافت و شانه ای 3250 تا 3700 تومان فروش می رفت. در
گروه برنج قیمت برنج وارداتی غیرتایلندی و برنج داخله درجه دو
ثابت بود و بهای سایر انواع برنج کاهش جزئی داشت. در میادین
زیرنظر شهرداری به جز برنج داخله درجه یک که عرضه کمی داشت
سایر انواع برنج عرضه نمی شد. در گروه حبوب قیمت نخود و لپه
نخود افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه ثابت بود. در
خواروبار فروشی های زیرنظر شهرداری اقلام حبوب عرضه نمی شد.در
هفته مورد بررسی در میادین زیرنظر شهرداری تهران پرتقال درجه
یک و لیموشیرین عرضه نمی شد و انار، گلابی، شلیل و شبرنگ و هلو
عرضه کمی داشت ولی بقیه اقلام میوه و سبزی تازه را که تعدادی
از آنها از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند به نرخ مصوب
سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری می فروختند. میوه فروشی
های شهر اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می کردند که در
گروه میوه های تازه قیمت انواع سیب تخم لبنان، نارنگی، انار،
طالبی و خربزه کاهش ولی بهای سایر اقلام این گروه افزایش داشت.
در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز افزایش جزئی ولی بهای
سایر اقلام این گروه کاهش داشت. در این هفته قیمت گوشت گوسفند
افزایش یافت و بهای گوشت تازه گاو و گوساله ثابت بود و قیمت
گوشت مرغ کاهش داشت.
در هفته مورد بررسی قیمت قند و چای خارجی کاهش ولی بهای شکر و
روغن نباتی مایع افزایش جزئی یافت. قیمت روغن نباتی جامد نیز
ثابت بود.
لبنیات و تخم مرغ
در هفته مورد گزارش در گروه لبنیات بهای تمام اقلام این گروه
نسبت به هفته قبل ثابت بود و قیمت تخم مرغ 1/0 درصد کاهش داشت.
برنج و حبوب
در هفته مورد بررسی در گروه برنج، قیمت برنج وارداتی تایلندی
8/0 درصد و برنج داخله درجه یک 2/0 درصد کاهش داشت و بهای سایر
انواع برنج ثابت بود. در گروه حبوب قیمت نخود 3/1 درصد و لپه
نخود 4/0 درصد افزایش یافت و بهای سایر اقلام این گروه بدون
تغییر بود.
میوه ها و سبزی های تازه
در هفته مورد گزارش در گروه میوه های تازه قیمت سیب قرمز تخم
لبنان 2/2 درصد، سیب زرد تخم لبنان 8/2 درصد، نارنگی
8/7 درصد، انار 3/4 درصد، طالبی 10 درصد و خربزه 7/0 درصد کاهش
ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 8/0 تا 5/15 درصد افزایش
داشت. در گروه سبزی های تازه قیمت لوبیا سبز 8/0 درصد افزایش
ولی بهای سایر اقلام این گروه بین 2/1 تا 3/7 درصد کاهش داشت.
گوشت قرمز و گوشت مرغ
در این هفته قیمت گوشت گوسفند 3/1 درصد افزایش ولی بهای گوشت
مرغ 4/1 درصد کاهش داشت. قیمت گوشت تازه گاو و گوساله نیز بدون
تغییر بود.
قند، شکر، چای و روغن نباتی
در هفته مورد گزارش قیمت قند 9/1 درصد و چای خارجی 2/0 درصد
کاهش ولی بهای روغن نباتی مایع 1/0 درصد و شکر 6/0 درصد افزایش
یافت. قیمت روغن نباتی جامد ثابت بود.
213- رئيس سازمان کار و امور اجتماعي استان همدان:
رهايي از بحران بيكاري با افزايش توليد و بهره وري ممكن است
:
تهران- خبرگزاري كار ايران دز تاریخ 23 مهر 87 ؛
رئيس سازمان كار وامور اجتماعي
استان همدان يكي از راهكارهاي لازم براي رهايي از بحران بيكاري
و شكوفايي اقتصاد كشور را تقويت و افزايش توليد همراه با
بهرهوري دانست و گفت: امروزه كشورهاي توسعه نيافته و درحال
توسعه به نقش مهم كارگاههاي زودبازده و صنايع كوچك در اقتصاد
پي برده و موفقيتهاي چشمگيري بدست آوردهاند.
به گزارش "ايلنا"، مسعود اقلامي گفت: يكي از دغدغههاي جدي
مسوولان، پايين بودن بهرهوري در كشور است كه ريشه آن در
مسايل فرهنگي جامعه است.
وي در بازديد از يك شركت صنعتي گفت: عمده مشكل بيكاري در كشور
ما از نوع بيكاري ساختاري است، به عبارتي مهارتهاي افراد با
مهارتهاي موردنياز مشاغل و فعاليتها تناسب ندارد و لذا
آموزشهاي فني وحرفهاي و علمي كاربردي ضروري است.
وي با بيان اينكه يكي از سياستهاي راهبردي وزارت كار وامور
اجتماعي تثبيت اشتغال با كمك به واحدهاي توليدي فعال است،
افزود: اين مهم در واحد كارگري شهرستان تويسركان تحقق پيدا
كرده است.
پايان پيام
214- خودداری آموزش و پرورش از پرداخت حقوق معلمان رسمی :
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 23 مهر 87
: رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: آموزش و پرورش در
پرداخت برخى از حقالزحمههاى معلمان رسمى مشكل دارد.
على عباسپور تهرانيفرد در پاسخ به اين پرسش که تكليف افرادى
كه در آزمون استخدامى آموزش و پرورش پذيرفته شدند اما احكام
استخدام آنها صادر نشده است، چه می شود, گفت: آموزش و پرورش
بودجهاى براى به كارگيرى اين معلمان ندارد و به همين دليل از
صدور احكام استخدام آنها خوددارى ميكند.
وى ادامه داد: در حال حاضر آموزش و پرورش در پرداخت برخى از
حقالزحمههاى معلمان رسمى مانند حقالتدريسها و
اضافهكاريها مشكل دارد و در اين حالت نميتواند استخدام
جديدى داشته باشد.
عباسپور اظهار داشت: متأسفانه هنوز دولت لايحهاى براى حل كسرى
بودجه وزارت آموزش و پرورش به مجلس تقديم نكرده است.
215- ادامه مبارزات کارگران غرب بافت و پرریس:
کارگران اخراجی کارخانه های فرش غرب و ریسندگی
پرریس یک بار دیگر در مقابل اداره کار سنندج اجتماع کردند.
کارگران خواستار دریافت دستمزدها و مطالبات معوقه خویش بودند.
آنان پلاکاردهایی را با خود حمل می کردند که روی آن ها نوشته
شده بود. « ما گرسنه هستیم»، « بی عدالتی تا کی؟». کارگران
غرب بافت پس از 18 سال کار در سخت ترین شرایط کاری و تحمل
وحشیانه ترین اشکال استثمار سرانجام به حکم کارفرما از
کارخانه اخراج شده اند. کارگران پرریس نیز هر کدام سال ها
پیشینه کار و استثمار شدن دارند. این کارگران مدت ها است که
علیه بیکارسازی ها و برای حصول مطالبات خود مبارزه می کنند.
تحصن در کارخانه، اعتصاب، راه پیمایی و اشکال دیگر اعتراض همه
و همه توسط آن ها صورت گرفته است. سرمایه داران و عمال دولتی
سرمایه هر روز با وعده و وعید تلاش کرده اند تا فریاد خشم و
عصیان آن ها را خاموش سازند. کارگران همچنان به مبارزه ادامه
می دهند. آنان خواستار تضمین اشتغال و پرداخت فوری دستمزدهای
خود هستند.
23 مهر
87
216- درد دل های یک کارگر:
«.... تا چندی قبل قیمت لیموترش کیلویی 600
تومان بود اما الان 1500 تومان شده است. نمی دانم مغازه داران
کنار خانه احمدی نژاد چرا این قدر ارزان فروش هستند و چرا قیمت
های کنار خانه او اصلاً بالا و پایئن نمی رود!! مدت ها است که
حقوق کارگر همان 200 هزار تومان باقی مانده است ولی قیمت ها
تصاعدی و با سرعت برق بالا می روند. ما نمی دانیم در این مملکت
کارگر چه جرمی کرده است؟ اصلاً آیا کارگر ارزش دارد؟ اصلاً آدم
هست؟ در مصوبه جدید قانون کار سرمایه دار هر وقت بخواهد می
تواند کارگر را بیرون بیندازد. مدام تبلیغ می کنند
و می گویند برای كارگران سهام عدالت وجود
دارد. این درحالی است.كه دراقع ما را سر كار گذاشته
اند. می گویند یك میلیون و پانصد
هزار تومان به ما می
دهند ولی از طرف دیگر می گویند این
پول نزد آن ها
بماند.دوسال روی آن
سرمایه گذاری كنند.
ببینند سودش
چقدر است. در صورتی كه ما كارگران این سهام را نمی خواهیم. ما
می خواهیم همان طور كه به نماینده ها 100 میلیون وام می دهند
به ما حداقل پنج میلیون وام بدهند. برای همه چیز باید پول
بدهیم از گاز ونفتی كه اول انقلاب مجانی اعلام شده بود تاحتی
نفس كشیدن باید پول بدهیم. الان برای تمام خانه ها در ارومیه
عوارض نوسازی فرستادند.مگر این پول را از اول دریافت نكردید؟
الان فیش هایی برای تمام خانه های ارومیه فرستادند و می گویند
هر كس هم این پول را نپردازد مشمول جریمه خواهد شد.البته جدای
ازاین برای بردن زباله های شهرداری هم از ما پول می گیرند.
شهردار این منطقه سه میلیون حقوق ماهیانه می گیرد.و كارمندان
نزدیك آن ها بین دوتا دو و نیم میلیون حقوق می گیرند. خداشاهد
است كه نیم ساعت هم سر كار نمی مانند
وكار نمی كنند. بستگان من در شهرداری هستند و من این چیاول ها
را از نزدیك دیده ام. آیا این پول من و شما نیست ؟چرا باید این
اختلاف طبقاتی باشد.
آیا این عدالت اجتماعی است؟ این آقا زاده ها و كسانی كه در
چیاول ما نقش دارند.در راس همه آن ها احمدی نژاد قرار دارد .در
چنین وضعیتی باید بگویم این مملكت دیگرجای ماندن نیست..."
23 مهر 87
217- کشتار کارگران ساختمانی در اصفهان:
در طول ماه های اخیر سرمایه داران بخش ساختمان
در شهر اصفهان بسیاری از بناهای جدید خود را با ریختن خون
کارگران و قربانی ساختن جان بردگان مزدی به اتمام رسانده اند.
آخرین حادثه در خیابان شیخ صدوق رخ داده است. کارگر 30 ساله ای
که مشغول گودبرداری بوده است ناگهان زیر آوار دیوار بلند مماس
با گود می ماند و زیر ده ها تن خاک مدفون می شود. خارج ساختن
جسد کارگر از زیر آوار برای مدتی به درازا می کشد. وقتی کارگر
را از زیر خاک خارج کردند استخوان جمجمه او بر روی سنگ های
پیرامون پخش بود. این کارگر اهل شهر فلاورجان بوده است که برای
فروش نیروی کار خویش راهی اصفهان شده بود. او همسر و یک کودک
خردسال دارد. با مرگ وی این هر دو انسان نیز به برهوت گرسنگی و
فقر و تن فروشی پرتاب شدند . احتمال ریزش دیوار آن قدر بالا
بوده است که هیچ فرد عابری، هیچ آدم غیرمجبوری و هیچ کس که تیغ
تیز گرسنگی او را دچار اجبار نساخته باشد به عبور از آن نقطه
تن نمی داده است. اما این کارگر مجبور بود و سرمایه دار صاحب
شرکت با سوء استفاده دژخیمانه از اجبار این کارگر او را در قتل
گاه به تولید سود برای سرمایه مشغول ساخته بود. بنا به نقل
خبرنگاران ساعاتی بعد که معاون شهرداری منطقه برای تماشای صحنه
کشتار به آن جا آمد هیچ رغبتی به مشاهده وضع دیوار فروریخته،
دلیل ریزش، چیزی به نام شرایط کار و طرح ضرورت لوازم ایمنی و
دلیل نبود آن و نوع این مسائل نداشت. او با آمدن به آن جا هم
وظیفه اداری و هم تکلیف شرعی خود را به اندازه کافی به جا
آورده بود. از این هم مهم تر، ضرورت پاسداری از منافع
کارفرمایان و دفاع از حریم قدس سرمایه به هیچ وجه جایی برای
رغبت او به موضوعاتی که گفتیم باقی نمی گذاشت. کشتار کارگران
ساختمانی در شهر اصفهان و همه شهرهای دیگر ایران امر رایج و
همیشگی سرمایه داری ایران است. همین چندی پیش در خیابان میر
درمنطقه 6 کارگری که به حکم سرمایه دار صاحب شرکت در طبقه ششم
ساختمان کار می کرد ناگهان پایش لغزید و یک راست به چاه
آسانسور سقوط کرد. نقطه ای که این کارگر در آن جا کار می کرد
هیچ شانسی برای حفظ تعادل وجود نداشت. سرمایه دار شرکت هیچ
وسائل ایمنی در اختیار کارگر قرار نداده بود و پرداخت یک ریال
را هم برای حفظ جان کارگر امری غیر ضروری و بی معنی می دانست.
حادثه خیابان میر فقط چند وقتی پس از واقعه دلخراش خیابان
سپهسالار رخ می داد. در این جا نیز کارگری که در طبقه هفتم به
حکم کارفرما بدون داشتن هیچ وسائل ایمنی و در بدترین شرایط
کاری استثمار می شد تعادل خود را از دست داد و از ارتفاع چند
ده متری با سر به زمین سقوط کرد و در دم جان داد. خون این
کارگر کف خیابان را رنگین ساخت.
23 مهر 87
218- اعتصاب
پرسنل شرکت برق گیلان برای پرداخت حقوق عقب افتاده :
به گزارشآژانس ایران
خبر درروز
چهارشنبه 24 مهر87، پرسنل اداره ی برق گیلان، در اعتراض به عدم
پرداخت 4 ماه حقوق عقب افتاده خود دست به تجمع اعتراضي زدند
کارکنان این اداره از
تیر ماه حقوق و مزایا نگرفته اند و در شرايط بسيار سختي روزگار
مي گذرانند.
يكي از كاركنان اين
اداره به خبرنگار آژانس ايران خبر گفت: در طول سه سال گذشته
هیچ گونه افزایش حقوقی برای کارکنان این شرکت در نظر گرفته
نشده است. هيچ مزاياي اضافه اي دريافت نكرده ايم، نه عيدي و نه
پاداش و نه بن و هيچ چيز ديگر، 4 ماه هم هست حتي يك ريال حقوق
نگرفته ايم، آقايان بگويند ما در اين تورم چطور زندگي كنيم و
خرج خانواده هايمان را بدهيم؟
کارکنان با اعتصاب
خواستار پرداخت سریع حقوق و مزایا و توضیح برای تاخیر در
پرداخت حقوق و دلایل آن شدند.
219- احضار فعال شرکت سندیکای شرکت واحد تهران و حومه به
دادگاه :
به گزارش خبرگزاری ایلنا
در تاریخ 24 مهر 87 آمده است : غلامرضا غلامحسینی عضو سندیکای
کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به علت شرکت در اعتراضات
صنفی سال 86 کارگران شرکت واحد در دادگاه تجدید نظر استان
تهران تبرئه شد . نامبرده که در تابستان سال جاری پس از 82 روز
بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیونی از زندان آزاد شد، قرار است
در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شود.
220- بازهم اجتماع معلمان حق التدریسی در مقابل مجلس:
روز سه شنبه بیست و سوم ماه مهر بار دیگر شمار
کثیری از معلمان که عموماً زن بودند در برابر مجلس سرمایه دست
به اجتماع زدند. این معلمان 10 سال است که به صورت قراردادی
کار می کنند. در ماه های تابستان و کل ایام تعطیل هیچ حقوقی
نمی گیرند. از هیچ نوع تضمین شغلی برخوردار نیستند. به همه این
معلمان در شروع کارشان وعده داده اند که به سرعت به استخدام
درخواهند آمد. اما اکنون با گذشت 10 سال همچنان به صورت
قراردادی و بدون هیچ نوع تضمین شغلی به کار خویش ادامه می
دهند. شمار بسیار زیادی از همزنجیران این معلمان نه 10 سال که
30 سال است قراردادی کارمی کنند و استثمارمی شوند. معلمان زن
شب را در مقابل مجلس تحصن کرده اند. آنان تلاش دارند تا فریاد
اعتراض خود را هر چه بلندتر به گوش همه برسانند. ما از همه
کارگران می خواهیم که به حمایت همزنجیران و همسرنوشتان معلم
خویش برخیزند و به هر شکلی که می توانند به دولت سرمایه اعتراض
کنند.
24 مهر
87
221- اعتراض کارگران به مصادره « بُن کارگری»
سرمایه داران ایران به مصداق مثل معروف « قاشق
و چنگال هفت دست، شام وناهار هیچی» دستمزد ناچیز کارگران را تا
آنجا که امکان داشته به اجزا تقسیم نموده و برای هر قسمت نامی
تعیین کرده اند. حق افرایش تولید، حق بهره وری، حق ایاب و
ذهاب، حق مسکن، حق اولاد، حق خوارو بار و بسیاری حق های دیگر
همه پشت سر هم ردیف شده اند تا پوششی بر بی حقوقی مطلق و
گرسنگی مرگبار کارگران باشند. « بُن کارگری» هم در شمار همین «
حق» ها است و تازه خودِ این بُن هم دارای سلسله مراتب و اجزای
اندرونی خاص خود است !! نام یکی از این اجزا « بُن کارگری ویژه
ماه رمضان» است. سرمایه داران همه این تقسیمات را انجام می
دهند تا همواره و در هر شرایطی که بخواهند و به هر بهانه ای که
مصلحت ببینند بخش هایی از همان دستمزد ناچیز را هم قطع کنند و
مصادره نمایند. نمونه این قطع کردن ها و مصادره نمودن ها کاری
است که وزارت بازرگانی دولت سرمایه داری در مورد بُن کارگری
ویژه ماه رمضان انجام داده است. هیچ کارگری این بُن را دریافت
نکرده است و کارگران ضمن اعتراض خواستار پرداخت فوری آن هستند.
24 مهر 87
222- نرخ تورم كالاهاى مختلف در مهرماه:
تورم 5/34 درصدى خوراكيها و 7/29 درصدى گاز و برق:
به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 24 مهر
87 : شاخص كل بهاى كالاها و خدمات مصرفى در مردادماه سال جارى
به 6/27 درصد رسيد كه از افزايش 8/1 درصدى نسبت به ماه قبل خود
حكايت دارد. براساس گزارش بانك مركزي، رشد شاخص كل بهاى
كالاها و خدمات مصرفى در تيرماه سالجارى نسبت به خردادماه
5/0 درصد و نسبت به سال قبل 1/26 درصد افزايش يافته است.
براساس اين گزارش، رشد اين شاخصها در پنجماهه نخست امسال
نسبت به دوره مشابه 9/25 درصد و در چهارماهه نخست امسال نسبت
به سال 86 معادل 5/25 درصد رشد داشته است.
شاخص گروههاى اصلى مانند خوراكيها و آشاميدنيها 7/1 درصد،
دخانيات 5/0 درصد، پوشاك و كفش 3/1 درصد، مسكن، آب، گاز، برق و
ساير سوختها 1/2 درصد، اثاث و لوازم خانه 0/1 درصد، بهداشت و
درمان 6/1 درصد، حمل و نقل 8/3 درصد، تفريح و امور فرهنگى 9/0
درصد، تحصيل 6/0 درصد، رستوران و هتل 4/1 درصد و كالاها و
خدمات متفرقه 6/1 درصد افزايش و شاخص ارتباطات 1/0 درصد كاهش
يافته است. لازم به ذكر است شاخص خوراكيها و آشاميدنيها
5/34 درصد، دخانيات 0/13 درصد، پوشاك و كفش 90/21 درصد، مسكن،
آب، گاز و برق7/29 درصد، اثاث منزل 5/28 درصد، بهداشت و درمان
24 درصد، حمل و نقل 8/19 درصد، تفريح و امور فرهنگى 5/9 درصد،
تحصيل 6/13 درصد، رستوران و هتل 5/30 درصد و كالاها و خدمات
متفرقه 6/24 درصد رشد اما شاخص ارتباطات 6/0 درصد كاهش داشته
است.
گفتنى است شاخص كل بهاى گروههاى اختصاصى در گروه كالاها در
اين ماه نسبت به ماه قبل 2 درصد، خدمات 7/1 درصد و مسكن، آب،
گاز و برق 1/2 درصد رشد داشته و همچنين اين شاخصها نسبت به
سال گذشته به ترتيب 4/28، 8/26 درصد و 7/29 درصد رشد داشته
است. به گزارش موج، شاخص تورم خوراكيها معادل 7/1 درصد بوده
كه اين امر ناشى از افزايش 8/11 درصدى نرخ مرغ بوده و شاخص
ساير اقلام گروهها مانند پرتقال 2/7 درصد، انواع نان 7/5
درصد، سيب درختى1/5 درصد، هلو 6/30 درصد، پنير پاستوريزه 7/7
درصد، كاهو 4/15 درصد، انواع خيار 7/5، رب گوجهفرنگى 4/1
درصد، گوشت تازه گاو يا گوساله بدون استخوان 6/1 درصد، انواع
ماهى 2/3 درصد، كره پاستوريزه 2/6 درصد، انواع ماست 8/1 درصد،
ماكارونى1/4 درصد و هندوانه 6/3 درصد رشد داشته است.
براساس اين گزارش، نرخ انواع برنج 5/3 درصد و ليموترش 8/18
درصد رشد داشته است. لازم به ذكر است شاخص بهاى ارتباطات نسبت
به ماه قبل 1/0 درصد و در مقايسه با سال گذشته 6/0 درصد كاهش
داشته است
223- تعدادی از دستگيرشدگان اعتصاب بازار در زندان :
به گزارش فعالين حقوق بشر و دمکراسی در مهر
87 آمده است : گزارشات رسيده از بند الف - در زندان اصفهان
حاکی است که تعداد زيادی از بازاريان و جوانانی که در جريان
اعتصاب و اعتراضات اصناف وبازاريان اصفهان شرکت داشتند دستگير
وبه اين بند منتقل شده اند.
در حال حاضر در تمامی سلولهای انفرادی اين بند بازاريان و
جوانان دستگير شده در بازداشت بسر می برند. اين بند همانند بند
209 زندان اوين در کنترل بازجويان وزارت اطلاعات می باشد.
زندانيان سياسی در اين بند تحت شکنجه های جسمی و روحی برای
گرفتن اعترافات غير واقعی قرار می گيرند.
زندانيان سياسی که در سلولهای انفرادی اين بند زندانی هستند تا
به حال هيچگونه ارتباطی باخانواده های خود نداشته اند و
مراجعات مکرر خانواده های آنها برای اطلاع يافتن از وضعيت و
شرايط عزيزانشان تا به حال بی نتيجه بود و با تهديد های مکرر
بازجويان وزارت اطلاعات مواجه هستند.
از طرفی ديگر روز دوشنبه 22 مهر ماه يک زندانی بنام اميد خدايی
29 ساله جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گرديد.
اميد خدايی در سن 23 سالگی به اتهام قتل دستگير و به زندان
دستگرداصفهان منتقل گرديد او دربند آموزشی زندان اصفهان زندانی
بودو روز دوشنبه برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی
منتقل گرديد. و صبح سه شنبه 23 مهر ماه در زندان دستگرد اصفهان
به دار آويخته شد. هدف از اين اعدامها ايجاد فضای رعب و وحشت
در جامعه است.
صدور احکام ضد بشری اعدام زندانيان سياسي،کودکان، سنکسار و
اعدام های دست جمعی به دستور و تاييد شاهرودی رئيس قوه قضائيه
رژيم صورت می گيرد. عليرغم اينکه ايران متعهد به اجرای معاهدات
و کنوانسيون های بين المللی است ولی تا به حال شاهرودی تمامی
اين معاهدات و کنوانسيونهای بين الملی را نقض نموده .
224 - ماليات مربوط به طبقه كارگر است.درحال حاضر مربوط به
ساير اصناف نيست:
يكي از كارگران در
همين رابطه به خبر نگار صداي كاوه ها گفت:اصلی ترين
مشكل ما مالياتي است كه ماهانه از ما ميگيرند. اين درحالي است
كه وقتي حقوقمان به خاطراضافه كاري به مقدار جزيي افزايش يابد.
دولت به سرعت ماليات را هم بالا مي برد.به ازاي هر هزارتومان
كار صد وشصت تومان براي بيمه و ماليات ازحقوقمان كسر ميكنند.
من ماهيانه صدو پنجاه
تا صدوشصت هزارتومان بايد ماليات بدهم.وهميشه ميگويم دولت براي
هواي كه در آن تنفس ميكنم از ما ماليات ميگيرد. واين ازانصاف
به دور است .
درحال حاضروضعيت به
گونه اي است كه ماليات مربوط به طبقه كارگر است.و مربوط به
ساير اصناف نيست.ما چون قشر مستضعف هستيم پس ماليات هم مربوط
به ما است!!!!!
اين كارگر زحمتكش در
ادامه افزود: آيا اين عادلانه است كه سالانه 5 ميليون تومان
حقوق دريافت ميكنم. و با يك شخص تاجركه سالانه بالاي 100
ميليون تومان حقوق دريافت ميكند.و 1 ميليون تومان بابت ماليات
ميدهد .مالياتمان تقريبا يكي باشد.دولت بايد اين ماليات را از
حقوق كارگر بردارد و بايد تجديد نظر شود.چون نميتوانيم اضافه
كاري كنيم همين امر باعث كاهش راندمان در واحد توليدي مان
ميگردد.زيرا در غير اين صورت چناچه حقوقمان بيشترگرديد.ماليات
نيز به صورت تصاعدي بيشتر خواهدشد.
از طرف ديگر سال گذشته معاف از ماليات
ساليانه دويست و بيست هزار تومان بود ولي امسال همان عددقبلي
اعلام شده درحاليكه به نسبت افزايش حقوق بايد حدود ده
هزارتومان نيز برمعاف از ماليات افزوده ميگرديد . ولي امسال
چنين اقدامي صورت نگرفت.
225 - صدور حکم زندان تعلیقی برای یعقوب سلیمی
:
دادگاه انقلاب دولت سرمایه داری آقای یعقوب
سلیمی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد را به 6 ماه حبس
تعلیقی محکوم کرده است. یعقوب سلیمی یک سندیکالیست و ازجمله
فعالان کارگری شرکت واحد است که در چهارچوب قوانین دولت سرمایه
داری ایران خواستار برخی اصلاحات به نفع کارگران است. صدور حکم
زندان برای وی به علت همین فعالیت های سندیکالیستی صورت گرفته
است. ما حکم زندان برای یعقوب سلیمی یا هر فعال کارگری دیگر
ولو فعالان سندیکالیست را محکوم می کنیم و خواستار الغای فوری
آن هستیم.
24 مهر 87
226- كارخانه شيرپاستوريزه اروميه” باكمبود شير به عنوان مواد
اوليه” روبرو است:
به نقل از سایت "
انجمن صدای کاوه ها " بنا به گزارشهاي دريافتي از اين و احد
توليدي اين كارخانه با كمبود جدي شير به عنوان ماده اوليه
مواجه است.يكي از كارگران در پاسخ به اين سوال خبرنگار صداي
كاوه ها كه آيا به لحاظ توليد اين واحدتوليدي بامشكلي مواجه
است يانه؟اين چينن پاسخ داد:
مادر تامين ماده
اوليه مشكل داريم.مشكل اصلي كارخانه شير پاستوريزه نداشتن شير
به عنوان ماده اوليه است.وعلت اين امر برنامه ريزي غلط استاني
است. واز همين رو دامپزشكي و جهاد دانشگاهي نيز نتوانستند
عملكرد درستي داشته باشند. در واقع شيري كه دراستان وجود
دارد,كيفيت لازم راندارد به همين خاطر ما شير را برگشت ميدهيم.
تا حداقل استانداردها را داشته باشد.البته يك سري كارخانه هاي
هستندكه ازاين شير نامرغوب استفاد ه ميكنند ولي به دليل اين كه
اين كارخانه خصوصي است و يا به خاطر وجدان كاري كه و جود دارد
از شير نامرغوب استفاده نميكند.ولي در مجموع مشكل ما شير با
كيفيت است.
227- اعتراض رانندگان کامیون به فروش پایانه حمل کالا:
دولت سرمایه داری تنها پایانه حمل کالا در
قزوین موسوم به پایانه « لیا» را در چهارچوب اجرای اصل خصوصی
سازی به قیمت 9 میلیارد و 300 میلیون تومان به عده ای از
سرمایه داران صاحب شرکت ها و مؤسسات حمل و نقل فروخته است.
دولت در شرایطی به فروش این پایانه اقدام کرده که از ماه ها
پیش موج مبارزه کارگران راننده کامیون علیه وخامت بیش از پیش
شرایط کار و معیشت خود زیر فشار سودجویی ها و تشدید استثمار
برنامه ریزی شده مؤسسات حمل و نقل در چند شهر کشور به راه
افتاده است. کارگران حمل و نقل قزوین به دنبال وقوع این معامله
ضمن ارسال نامه ای برای احمدی نژاد مراتب اعتراض خود را نسبت
به این اقدام دولت سرمایه ابرازکرده اند. آنان در بخشی از نامه
خویش به ویژه بر این نکته نأکید کرده اند که کل پایانه « لیا»
محصول کار و زحمت و استثمار سال های طولانی آنان است وفقط
آنانند که حق دارند این مؤسسه را کنترل و اداره کنند. کارگران
خواستار ابطال فوری قرارداد فروش و دخالت نافذ خود در اداره
پایانه شده اند.
24 مهر 87
228- عدم دریافت حقوق 200 کارگر شرکت چینی رویال در استان
سمنان :
به گزارش ایلنا در تاریخ 25 مهر آمده است :
حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد:
200 کارگر شرکت چینی رویال مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده
اند. همچنین عیدی و پاداش سال 86 نیز به کارگران پرداخت نشده
است.
229-
نرخ تورم كالاهاى
مختلف در مردادماه: تورم 5/34 درصدى خوراكيها و 7/29 درصدى
گاز و برق :
به گزارش سایت " آسمان نیوز " و به نقل از روزنامه اعتماد در
تاریخ 26 مهر 87 آمده است : شاخص كل بهاى كالاها و خدمات
مصرفى در مردادماه سال جارى به 6/27 درصد رسيد كه از افزايش
8/1 درصدى نسبت به ماه قبل خود حكايت دارد. براساس گزارش بانك
مركزي، رشد شاخص كل بهاى كالاها و خدمات مصرفى در تيرماه
سالجارى نسبت به خردادماه 5/0 درصد و نسبت به سال قبل 1/26
درصد افزايش يافته است. براساس اين گزارش، رشد اين شاخصها در
پنجماهه نخست امسال نسبت به دوره مشابه 9/25 درصد و در
چهارماهه نخست امسال نسبت به سال 86 معادل 5/25 درصد رشد داشته
است.
شاخص گروههاى اصلى مانند خوراكيها و آشاميدنيها 7/1 درصد،
دخانيات 5/0 درصد، پوشاك و كفش 3/1 درصد، مسكن، آب، گاز، برق و
ساير سوختها 1/2 درصد، اثاث و لوازم خانه 0/1 درصد، بهداشت و
درمان 6/1 درصد، حمل و نقل 8/3 درصد، تفريح و امور فرهنگى 9/0
درصد، تحصيل 6/0 درصد، رستوران و هتل 4/1 درصد و كالاها و
خدمات متفرقه 6/1 درصد افزايش و شاخص ارتباطات 1/0 درصد كاهش
يافته است. لازم به ذكر است شاخص خوراكيها و آشاميدنيها
5/34 درصد، دخانيات 0/13 درصد، پوشاك و كفش 9/21 درصد، مسكن،
آب، گاز و برق7/29 درصد، اثاث منزل 5/28 درصد، بهداشت و درمان
24 درصد، حمل و نقل 8/19 درصد، تفريح و امور فرهنگى 5/9 درصد،
تحصيل 6/13 درصد، رستوران و هتل 5/30 درصد و كالاها و خدمات
متفرقه6/24 درصد رشد اما شاخص ارتباطات 6/0 درصد كاهش داشته
است.
گفتنى است شاخص كل بهاى گروههاى اختصاصى در گروه كالاها در
اين ماه نسبت به ماه قبل 2 درصد، خدمات 7/1 درصد و مسكن، آب،
گاز و برق 1/2 درصد رشد داشته و همچنين اين شاخصها نسبت به
سال گذشته به ترتيب 4/28، 8/26 درصد و 7/29 درصد رشد داشته
است. به گزارش موج، شاخص تورم خوراكيها معادل 7/1 درصد بوده
كه اين امر ناشى از افزايش 80/11 درصدى نرخ مرغ بوده و شاخص
ساير اقلام گروهها مانند پرتقال 2/7 درصد، انواع نان 7/5
درصد، سيب درختى1/5 درصد، هلو 6/30 درصد، پنير پاستوريزه 7/7
درصد، كاهو 4/15 درصد، انواع خيار 7/5، رب گوجهفرنگى 4/1
درصد، گوشت تازه گاو يا گوساله بدون استخوان 6/1 درصد، انواع
ماهى 2/3 درصد، كره پاستوريزه 2/6 درصد، انواع ماست 8/1 درصد،
ماكارونى1/4 درصد و هندوانه 6/3 درصد رشد داشته است.
براساس اين گزارش، نرخ انواع برنج 5/3 درصد و ليموترش 8/18
درصد رشد داشته است. لازم به ذكر است شاخص بهاى ارتباطات نسبت
به ماه قبل 1/0 درصد و در مقايسه با سال گذشته 6/0 درصد كاهش
داشته است
230 - کارگری جان خود را در حین کار از دست داد :
به گزارش سایت ایسکانیوز در تاریخ 26 مهر 87 آمده است : به
علت خاکبرداری غیر اصولی از دیواره ای که جنس خاک آن دستی و
نزدیک به فضای سبز حاشیه خیابان بود یک کارگر بر اثر ریزش آوار
در یک ساختمان نیمه تمام جان خود را از دست داد .
231- نامه محمود صالحی
کارگران و فعالان کارگری متشکل در فدراسيون جهانی حمل و نقل !
آقای راندال هاوارد
رییس فدراسیون جهانی
کارگران حمل و نقل
از کارگران و فعالين
کارگري "آی.تی.اف" به خاطر اعلام یک هفته همبستگی با کارگران
ایران بسیار تشکر میکنم
طبقه کارگر جهان در
سراسر دنیا با مصائب و مشکلات بیشماری علی الخصوص در طول این
بحران بزرگ و گسترده اقتصادی مواجه شده اند که همه آنان به
اتحاد و حمایت از همدیگر نیازمندند، با این حال ما
کارگران ایران با
مشکلات بیشتری مواجه شده چون از حقوق اساسی کارگری از قبیل
آزادی تشکل محروم شدهایم.
بنابراین همبستگی
طبقاتي کارگران جهان با کارگران ایران اهمیت
بسیاری برای ما
دارد و من اميدوار هستم که اين حمایت و همبستگي طبقاتي ادامه
داشته باشد.
ما کارگران ایران علی
رغم محرومیتمان از حقوق اصلی کارگری در تلاش و مبارزه روزانه
در راستای بهبود موقعیت کار و اجتماعی خود هستیم. هر چند در
این مبارزه ما درحال رودرویی با سبعیت و پرداخت بهای سنگینی
هستیم، اما ما به مبارزه خویش ادامه داده تا هنگامیکه به
اهدافمان از جمله
دستیابی به حق
تشکل نائل می شویم. همبستگی و پشتیبانی کارگران جهان، ما را در
این مبارزه و در جهت تحقق خواست و مطالباتمان یاری خواهد داد.
اجازه بدهید از این فرصت
استفاده کرده و از فدراسيون و سایر کارگراني که برای آزادی من
از زندان، کمپینهایی را سازمان دادهاند و همچنین از کوشش های
بی نهایت با ارزش شما جهت رهائی منصور اسانلو، رئیس سندیکای
شرکت اتوبوس رانی تهران، مراتب قدردانی و تشکرم را بعمل آورم.
ارادتمند
محمود صالحی
26 مهر 1387 -
18.
Oct.2008
232-
نامه وکلای سنديکای شرکت
واحد به سخنگوی قوه قضائيه دراعتراض به نقض حقوق اسالو:
معاون محترم و سخنگوی قوه قضائيه
جناب آقای جمشيدی
احتراما"
آقای منصور اسالو به خاطر فعاليت در سنديکای شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه در تاريخ 1384/10/1دستگير و روانه
زندان می شود . نحوه دستگيری ، نگهداری و بازجوئی وی که مغاير
با آيين دادرسی کيفری و حقوق شهروندی بود ، طی لوايحی به
مقامات قضايی اعلام گرديد. آقای اسالو پس از سپری کردن حدود 8
ماه بدون محاکمه و بصورت بازداشت موقت ، در تاريخ ١٨/٥/١٣٨٥ به
قيد وثيقه آزاد و در تاريخ138512/25در شعبه ١٤ دادگاه انقلاب
بصورت غير علنی و به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت
ملی به موجب مواد ٥٠٠ و ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به ٥ سال حبس
محکوم می گردد ، در جلسه دادگاه ، مراتب نقض قانون و انحراف
دادگاه را آشکار نموديم . متاسفانه در رای صادره ، دفاعيات
وکلای متهم مورد توجه قرار نگرفت و دادگاه ، آقای اسالو را به
تحمل ٥ سال حبس تعزيری محکوم نمود .
با وجود اينکه دادگاه بر حسب آئين دادرسی ، مکلف به ابلاغ رای
و ارائه نسخه ای از آن به وکلا بود ، دادنامه به وکلا تحويل
داده نشد و صرف رويت رای به منزله ابلاغ ، تلقی گرديد . موارد
تخلف مدير شعبه به هيئت نظارت و پيگيری حقوق شهروندی و مدير کل
محترم دادگستری استان تهران گزارش گرديد و در اين خصوص پيگيری
ادامه ًَدارد . برای احقاق حقوق موکل جهت اعمال ماده ١٨ تلاش
نموديم متاسفانه تقاضای اعمال ماده ١٨ به خاطر در اختيار
نداشتن رای مرحله بدوی ، مقدور نگرديد و از اين جهت نيز حق
دفاع متهم تضييع گرديد ولی سير نقض حقوق آقای اسالو محدود به
اين موارد نمی باشد . مشاراليه در شرايطی که در انتظار اعلام
رای تجديد نظر بود ، در روز 1386/4/19هنگاميکه با اتوبوس عازم
محل سکونت خود بود به بهانه ( همراه داشتن) اعلاميه های شرکت
واحد مبنی بر تقاضای تمکين مدير عامل شرکت واحد به تعهدات خود
در قبال کارکنان شرکت واحد دستگير و مورد ضرب و شتم بازداشت
کنندگان خود قرار گرفت .
تقاضای اسالو مبنی بر شکايت از مامورين مذکور و اعزام به پزشک
قانونی هرگز جامه عمل نپوشيد .در طول مدت حبس ، مشکلات و
تشريفات مربوط به صدور مجوز ملاقات با وکلا ، عملا" به مانعی
برای ملاقات با وی تبديل شده است بطوريکه در طول ١٦ ماه حبس
مشاراليه ، فقط ٢ بار امکان ملاقات با وکلا فراهم شده است و از
زمانيکه وی به بازداشتگاه رجائی شهر منتقل شده است ، دشواری
های ملاقات با وی دو چندان شده و عملا" تا به امروز هيچ
ملاقاتی بين وکلای آقای اسالو در زندان رجائی شهر صورت نگرفته
است و اين در شرايطی است که آقای اسالو به علت ناراحتی قلبی و
عمل چشم ، نيازمند مراقبت های پزشکی و اعزام بموقع وی به مراکز
درمانی می باشد .حسب اظهار مادر آقای اسالو ، در تاريخ
٣١/٦/١٣٨٧ موفق به ملاقات با وی شده است ، جای بخيه های چشم به
خاطر تاخير در اعزام به بيمارستان عفونت کرده ، ناراحتی قلبی
آقای اسالو به لحاظ عدم اعزام وی به مراکز درمانی شدت گرفته ،
چشم ايشان به خاطر عدم دسترسی بموقع پزشک آسيب ديده و فضای
آلوده زندان سلامتی وی را به خطر انداخته است . از طرف ديگر در
رفتار با وی مقررات قانون اساسی ، آيين دادرسی وحقوق شهروندی
معطوف به احترام به شان و منزلت انسان و ممنوعيت هتک حرمت و
کرامت زندانی رعايت نشده است .
با عنايت به مراتب فوق و در اجرای تکاليف حرفه ای خود به
پشتوانه قانون اساسی ، قوانين جزائي، آيين دادرسی کيفری و حقوق
شهروندی و آزادی های مشروع و با عنايت به اينکه مقامات و
مسئولين نظام جمهوری اسلامی ايران بسط عدالت و دفاع از حريم
آزادی ها و احترام به شان و منزلت انسان را در بيانات و
اظهارات خود مورد تاکيد قرار داده اند ، که نمونه بارز آن
سخنان رياست محترم جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحدمی
باشد .
تقاضا دارد ترتيبی اتخاذگردد که موارد نقض حقوق وی مورد بررسی
و رسيدگی قرار گرفته ، امکان دسترسی وی به مراکز درمانی حسب
مقررات فراهم شده ، بازگشت مجدد وی به زندان اوين مورد توجه
قرار گيرد و همانند زندانيان ديگر از مرخصی مقرر در آيين نامه
سازمان زندان ها برخوردار گردد ، همچنين مستدعی است دستور
فرمائيد در چهار چوب ظرفيت های قانونی عدالت قضايی با رعايت
حرمت انسانی در خصوص موکل به اجرا گذاشته شود .
يوسف مولايی ، پرويز خورشيد
233-
نگرانی جمهوری اسلامی از
اعتصاب و اعتراض بازاریان:
به نوشته سایت " آسمان نیوز " در تاریخ 26
مهر 87 آمده است : نايب رئيس مجلس گفت: اصناف و بازاريان بايد
با هوشياري بيش از پيش مراقب دسيسه هاي سيلي خورده های انقلاب
باشند.
به گزارش واحد مرکزي خبر، حجت الاسلام
محمدحسن ابوترابي فرد در جلسه علني امروز مجلس گفت: بازار و
اصناف به عنوان يکي از ارکان کليدي جامعه ديني و نظام اسلامي
هميشه نقش بارزي ايفا کرده است و يکي از پايگاه هاي قدرتمند
دفاع از روحانيت، مرجعيت ديني و حوزه هاي علميه بوده و هستند.
وی افزود: نقش تعيين کننده اصناف و
بازاريان در پيروزي و شکل گيري نظام اسلامي بر کسي پوشيده نيست
و اکنون با وجود مشکلات اقتصادي و فشار استکبار و نظام سلطه،
بيشترين همراهي را با نظام اسلامي و کمترين هزينه را دارند.
وي تأکيد کرد: دولت بايد اصناف و بازاريان
را مشاوران امين، لايق و تواناي خود بداند و از ديدگاه هاي
دلسوزانة آنان در اداره امور اقتصادي کشور به طور وافي استفاده
کند و اجازه ندهد مطالبات صنفي و اظهار نظرهاي مشفقانه دستاويز
دشمنان ملت قرار گيرد.
نايب رئيس مجلس اضافه کرد: بازار نيز در
اين باره بايد از درايت و هوش بيش از پيش بهره مند باشد و با
موضوع به دقت برخورد کند. اصناف و بازاريان بايد با هوشياري
بيش از پيش مراقب دسيسه هاي سيلي خورده های انقلاب باشند
234- حوادث کارگری ، تازه کار بودن یا عدم آموزش کافی :
طبق گزارش رسیده
آژانس ايران خبر 26 مهر
صبح امروز
8:05یکی از
کارگران قسمت کنترل تکمیل که تازه کاربوده و آموزش های لازم را
ندیده است (تازه کار بودن به دلیل اخراج کارگران با سابقه و
استفاده از نیروهای تازه کار بخاطر دریافت حقوق کم) درهنگام
کار، بدون توقف کامل دستگاه٬ دست خود را جهت رفع نقص و خارج
کردن اشیاء ولوازمی از بین غلطک ها داخل دستگاه می برد،که دستش
دربین غلطک ها گیر کرده ودچار سانحه می شود.
اين كارگر بعد از اين
حادثه به بيمارستان انتقال يافت و تاكنون ، گزارش دقیقی از
وضعیت وی در دسترس نیست.
235-
كارخانه شير پاستوريزه با
كمبود شير روبرو است
:
منبع : انجمن صداي كاوه
كارخانه شيرپاستوريزه اروميه” باكمبود شير
به عنوان مواد اوليه” روبرو است
بنا به گزارشهاي دريافتي از اين و احد
توليدي اين كارخانه با كمبود جدي شير به عنوان ماده اوليه
مواجه است.يكي از كارگران در پاسخ به اين سوال خبرنگار صداي
كاوه ها كه آيا به لحاظ توليد اين واحدتوليدي بامشكلي مواجه
است يانه؟اين چينن پاسخ داد: ما در تامين ماده اوليه مشكل
داريم.مشكل اصلي كارخانه شير پاستوريزه نداشتن شير به عنوان
ماده اوليه است.وعلت اين امر برنامه ريزي غلط استاني است. واز
همين رو دامپزشكي و جهاد دانشگاهي نيز نتوانستند عملكرد درستي
داشته باشند. در واقع شيري كه دراستان وجود دارد,كيفيت لازم
راندارد به همين خاطر ما شير را برگشت ميدهيم. تا حداقل
استانداردها را داشته باشد.البته يك سري كارخانه هاي هستندكه
ازاين شير نامرغوب استفاد ه ميكنند ولي به دليل اين كه اين
كارخانه خصوصي است و يا به خاطر وجدان كاري كه و جود دارد از
شير نامرغوب استفاده نميكند.ولي در مجموع مشكل ما شير با كيفيت
است.
236- مصدوم شدن یک کارگر در ایران خودرو:
یکی از کارگران ایران خودرو که در قسمت کنترل
تکمیل کار می کرد هنگام کار دچار سانحه شد و دستش لای چرخ
ماشین گیر کرد. این کارگر در زمره بردگان مزدی ارزان بهایی است
که اخیراً به دنبال اخراج شمار فراوان کارگران پیمانکاری
کارخانه با نازل ترین میزان دستمزد مشغول کار شده است. او برای
شروع کار خود هیچ نوع آموزشی ندیده است، زیرا در مسلک و مرام
سرمایه داران ایران پرداخت یک ریال برای آموزش های مربوط به
ایمنی جان کارگران عین اسراف و تبذیر و کفران نعمت است. بدترین
کفران نعمت ها در رساله شرعی و عرفی این جماعت آن است که انسان
حق سودآوری هر چه عظیم تر سرمایه را درست رعایت نکند و در
تضمین سودحداکثر سرمایه ها به هر شکل و عنوانی کوتاهی کند.
کارگر مصدوم به بیمارستان منتقل شده است. در باره وسعت و شدت
آسیب دیدگی او هیچ خبری نرسیده است.
26 مهر 87
237- اعتصاب کارگران برق گیلان:
کارگران برق استان گیلان حدود 4 ماه است که
هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند. در این 4 ماه هیچ ریالی زیر هیچ
کدام از عناوین و اصطلاحات رایج سرمایه داران ایران به طور
مثال پاداش، مزایای شغلی، حق تولید و مانند این ها که همگی بر
روی هم اگر پرداخت شوند همان دستمزد نازل کارگر را تشکیل می
دهند به هیچ کارگری پرداخت نشده است. « عیدی» سال پیش هم به
آنان داده نشده است. کارگران برق گیلان در چنین وضعی زیر فشار
گرسنگی خود و زنان و فرزندانشان چرخ کار را از چرخش بازداشته و
دست به اعتصاب زده اند. آنان در اجتماع روز چهارشنبه 24 مهر 87
به صورت دسته جمعی فریاد می زدند که پس از چهار ماه کار بدون
هیچ دستمزد چگونه زندگی کنیم؟ از کجا نان افراد خانواده خود را
تهیه کنیم؟ الان چند ماه است که هیچ صاحب مغازه ای به ما هیچ
ریالی نسیه نمی دهد. به هر کدام از فروشگاه ها یک دنیا
بدهکاریم. همه طلبکاران ما را تهدید به دادگاه و زندان و شلاق
و جریمه و مجازات می کنند. این چه زندگی خفت باری است که بر ما
تحمیل شده است؟ کارگران ضمن تشریح وضعیت فاجعه بار زندگی خود و
اعتراض به صاحبان سرمایه، بر ضرورت مبارزه برای دستیابی به
مطالبات خود تأکید کردند. آنان اعلام کردند که تا گرفتن
دستمزدهای معوقه به اعتصاب ادامه خواهند داد.
26 مهر 87
238- افزايش شديد واردات کالا به ايران :
به گزارش بی بی سی در تاریخ 27 مهر 87 ؛
گمرک ايران گزارش داده که واردات کالا در شش ماه اول سال جاری
خورشيدی به مرز 30 ميليارد دلار رسيده که نسبت به مدت مشابه
سال قبل حدود نه ميليارد دلار افزايش نشان می دهد.
در شش ماه اول سال گذشته ميزان واردات بيشتر از 21 ميليارد
دلار و ميزان صادرات غير نفتی نيز هفت ميليارد دلار بود.
بر اساس گزارش گمرک، صادرات غير نفتی نيز نسبت به سال گذشته
افزايش يافته و به حدود نه ميليارد و 600 ميليون دلار رسيده
است.
گزارش نيمه اول سال نشان می دهد که تجارت خارجی ايران بدون
صادرات نفت، در شش ماه اول سال جاری با کسری 20 ميليارد دلاری
رو به رو بوده است.
امارات متحده عربی بزرگترين شريک تجاری ايران در شش ماه اول
سال بوده و اين کشور هم در صادرات کالا به ايران و هم در
واردات کالا از اين کشور در صدر فهرست شرکای تجاری ايران قرار
داشته است.
بر اساس اين گزارش کشورهای امارات متحده عربي، چين، عراق، هند،
کره جنوبی مهمترين مشتريان کالاهای صادراتی ايران بوده اند.
در همين مدت بيشترين کالاهای وارداتی نيز به ترتيب از کشورهای
امارات متحده عربي، آلمان، چين، سوئيس و کره جنوبی وارد ايران
شده است.
صادرات و واردات
بخشی از سهم کالاهای غير نفتی را محصولات نفتی تشکيل می دهد
چنانکه مهمترين کالايی که در بخش صادرات غير نفتی ثبت شده و
بيشترين سهم را در ميان کالاهای صادراتی دارد، پروپان مايع شده
است که ارزش آن 638 ميليون دلار بوده و نزديک به هفت درصد ارزش
کل صادرات را تشکيل می دهد.
علاوه بر پروپان، متانول، بوتان مايع شده و اتيلن نيز از جمله
محصولات نفتی است که در صدر فهرست کالاهای غير نفتی صادراتی
ايران در شش ماه اول قرار دارد.
پسته مهمترين کالای غيرنفتی است که سهم آن در صادرات کالاهای
نفتی 370 ميليون دلار است و در ميان فهرست کالاهای صادراتی نيز
پسته در رديف پنجم قرار دارد.
پيش بينی می شود که ميزان صادرات پسته به دليل خشکسالی شديد
سال جاری و سرمازدگی اوايل بهار در نيمه دوم سال به شدت کاهش
يابد.
بر اساس گزارش گمرک ايران، در شش ماه اول سال، بنزين مهمترين
کالای وارداتی ايران بوده است و در اين مدت 2 ميليارد و 532
ميليون دلار بنزين از خارج وارد شده است.
بعد از اين ماده سوختي، شمش آهن و فولاد مهمترين کالای وارداتی
ايران در اين دوره بوده و بعد از آن روغن های سبک، دانه ذرت،
قطعات خودرو و گندم مهمترين کالاهای وارداتی اين کشور در شش
ماه اول سال بوده است.
در شش ماه اول سال بيشتر از 36 هزار دستگاه خودروی سواری خارجی
به ارزش 654 ميليون دلار وارد ايران شده که نسبت به مدت مشابه
سال گذشته تقريبا دو برابر شده است.
در چند سال اخير با افزايش درآمد نفتی ايران، واردات کالا به
شدت افزايش يافته و از 22 ميليارد و 300 ميليون دلار در سال
1381 به بيشتر از 48 ميليارد دلار در سال 1386 رسيده است.
کارشناسان می گويند که اگر روند واردات به شکل فعلی ادامه پيدا
کند، واردات ايران در پايان سال به 60 ميليارد دلار خواهد
رسيد.
239- قتل بر سر آب در ابهر و سکوت مسوولان
*مردم جان خود را بر سر آب از دست می دهند و مسوولان عذرخواهی
که هيچ، حتی از اطلاع رسانی دريغ می ورزند :
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ27 مهر 87 آمده است : مسؤولان
استان چه پاسخی در قبال اين فاجعهی انسانی دارند؟
امروز کودکان و مردان و زنان روستای خوشنام و امثال آن
ميگويند: " آوردن نفت بر سر سفرههای ما پيشکش، ما نميخواهيم
نفت را بر سر سفرههای ما بياوريد، ما آبی را ميخواهيم که
حيوانات و پرندگان نيز حق دارند که از آن بنوشند."
*رحمتاله بيگدلی
يک. بعد از اطلاعرسانی در بارهی ماجرای اسفبار داغگذاری بر
بدن سه کودک در يکی از مراکز تحت پوشش بهزيستی استان زنجان که
موجب جريحهدار شدن احساسات عمومی شد، بنا به دلايلی قصد
نداشتم که به برخی از اخبار تأسف باری که به دست ما ميرسد
بپردازم و به همين دليل از پوشش خبری زندانی شدن يک دختر فرزند
شبانهروزی بهزيستی در آذربايجانشرقی که توسط خبرنگار ما در
تبريز ارسال شده بود، خودداری کردم. تا اينکه احضاريهای از
دادگاه به دست اينجانب رسيد که حاکی از شکايت مديرکل سابق
بهزيستی استان زنجان از بنده بود و مرا به تاريخ 17/7/87 به
دادگاه فرا خوانده است، آن هم با ادعای نشر اکاذيب؛ آن هم
اکاذيبی که منجر به برکناری مديرکل سابق و اقدامات مسؤولان
بهزيستی کشور به منظور نصب دوربينهای مداربسته در مراکز
نگهداری کودکان بهزيستی در سراسر کشور شد! البته حرفهای
نگفتنی بسياری در خصوص بهزيستی استان زنجان و شيوهی نامطلوب
پيگيری اين ماجرای تأسف بار توسط مسؤولان بهزيستی کشور مطرح
است که شايد به بخشی از آنها در آيندهای نزديک بپردازم.
البته اينجانب سه بار قبل از تشرف به مکهی مکرمه در مردادماه
سالجاری با تلفن همراه آقای فقيه، رئيس سازمان بهزيستی کشور
تماس گرفتم تا برخی از حقايق را به اطلاع ايشان برسانم، ولی با
کمال تأسف آقای فقيه حاضر به شنيدن اين حقايق نشد و تلفن همراه
خود را به همراهان خود داد. شايان ذکر است که اينجانب قريب
يک ساعت فيلم از گزارشی که در خصوص ماجراهای روی داده در
مراکز تحت پوشش بهزيستی زنجان روی داده است تهيه کردهام و يک
نسخه از آن را به دنبال درخواست ادارهی کل اطلاعات استان
زنجان به آنان دادهام.
دو. در خبر ارسالی از تبريز آمده بود که "مديرکل بهزيستی
آذربايجانشرقی با طرح شکايتی عليه يکی از دختران بيسرپرست و
تحت پوشش شبانه روزی بهزيستي، وی را روانهی زندان کرده است"!
در ادامهی خبر آمده بود: "خانم مريم سيدمردانی از فرزندان
محجبه، پاک و تلاشگر و مسؤوليت پذير بهزيستی تبريز بوده که
اخيراً بهطور مستقل زندگی ميکرده و بهدليل فشار ناشی از
مشکلات مالی و عدم توان تأمين مايحتاج ضروری زندگی و اجارهی
منزل به ادارهی کل بهزيستی آذربايجان شرقی مراجعه ميکند و
با جواب منفی مسؤولان روبرو ميشود. عليرغم التماسهای فراوان
وی هيچ کمکی به او نميشود و به دستور [...] از ادارهی کل
بيرون رانده ميشود. در ادامه متأسفانه به جای دستگيری و حمايت
از اين بانوی رنجديده از وی تحت عنوان پرخاشگری به مدير کل
بهزيستی طرح شکايت و در نهايت از ابتدای ماه مبارک رمضان
روانهی زندان تبريز ميشود"! البته بروز پرخاشگری از سوی
کسانی که در چنين وضعيتی به سر ميبرند امری طبيعی است و
انتظار ميرود کسانی که در اينگونه نهادها از مردم استمداد
ميکنند که با حمايت خويش در ماه مهمانی خداوند، زمينهی آزادی
زندانيان را فراهم آورند، خود به زندانی کردن فرزند خود مبادرت
نورزند. جالب اينکه در گزارش خبرنگار ما آمده است: "مددکار
زندان تبريز برای آزادی اين دختر بيپناه، چندين بار با
مسؤولان بهزيستی آذربايجانشرقی تماس گرفته است، اما گوش
شنوايی نبوده است تا اين فرزند مهر بهزيستی را از زندان آزاد
کند"!
سه. خبر سوم در بارهی حادثهی اسفناکی است که در روستای
خوشنام شهرستان ابهر روی داده است. در اين حادثهی دردناک که
به علت فقدان آب در اين روستا و سفر اهالی آن به روستای
همجوار با تراکتور به منظور استفاده از آب روی داده، يک مادر
و دختر او که نامزد بوده و قرار بوده است بعد از ماه رمضان
عروسی کند درگذشته و دختری ديگر حافظهی خود را از دست داده و
از ناحيهی لگن و پا و دست به شدت مصدوم شده است و مرد جوان
ديگری که تازه ازدواج کرده به شدت از ناحيهی لگن و پا و دست و
صورت آسيب ديده است. همچنين 4 نفر ديگر در اين حادثه مجروح
شدهاند. اين حادثه در در ماه مبارک رمضان و آن هم در طلب آب
روی داده است.
امروزه به دليل تأثيرات بسيار عميق اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى
مهاجرت روستاييان به شهرها، دولتها سياستها و برنامههای
گستردهاى را به كار ميگيرند كه مانع اين مهاجرتها شوند.
البته سالهاست که در کشور ما نيز تلاش بر اين است که از سيل
مهاجرت روستاييان به شهرها با اتخاذ برخی از سياستها جلوگيری
شود. اما متأسفانه نه تنها اين برنامهها محقق نشده، بلکه سيل
خروشان مهاجرت روز به روز بيشتر شده است. يکی از مهمترين علل
افزايش مهاجرتهای روستاييان، فقدان نگاه عادلانه در توزيع
فرصتها و امكانات است. اين فقدان نگاه عادلانه موجب ميشود که
امکانات ابتدا به پايتخت و سپس به مراكز استانها و در نهايت
اندکی هم به مراكز شهرستانها اختصاص يابد و چيزى دندانگير
نصيب ديگر شهرها و روستاها نشود. به دليل همين توزيع نامتناسب
فرصتها و امکانات، شهرهاى بزرگتر هر روز بيشتر از گذشته
گسترش ناموزون و نامتناسب مييابند و جمعيت مهاجر بيشتری را به
خود جذب ميکنند. اين روند نامطلوب موجب ميشود که شهرهاى
كوچكتر و بالاخص روستاها به علت فقدان امکانات و فرو رفتن در
فقر و فلاکت، روز به روز به نابودى نزديكتر شوند. يکی از
مهمترين علل بروز چنين وضعيتی اين است که مديران در شهرهاى
كوچكتر به دليل وامدارى به افراد و برخی جريانات سياسى و
مشغول شدن به بازيهاى سياسي، توان انجام وظايف قانونى خود را
ندارند، و گرنه مگر ميشود كه پس از گذشت حدود سى سال از
انقلابی به نام اسلام و به منظور برقراری حکومت عدل علي، هنوز
برادران و خواهران محروم و مظلوم ما در برخی از روستاهای استان
زنجان که بعضاً فاصلهای کمتر از 200 کيلومتر با پايتخت دارند
از آب آشاميدنی و بهداشتی محروم باشند و براى تهيهى آب مجبور
شوند که با تراكتور به روستاى ديگری عزيمت کنند و در نتيجه
چندين نفر به علت سقوط تراکتور به دره جان خود را از دست بدهند
و چند نفر ديگر مصدوم و مجروح بشوند. آری در شهرستان ابهر كه
نداى نمونه بودن مديران آن از هر سوى به آسمان بلند است، حدود
يكماه پيش تعدادى از روستاييان محروم براى شستوشوى لباس و
انجام تکاليف شرعى و بهداشتی خود مجبور ميشوند که دستهجمعى
سوار تراكتور شوند و با طى مسافتى در روستاى همجوار به دنبال
آب باشند! در نتيجه به هنگام برگشت آنان به روستاى خود،
تراكتور كه وسيلهى مناسبى براى حمل مسافر نيست به دليل سنگينى
بار و خرابى راه واژگون ميشود و تعدادى از روستاييان را به
كام مرگ ميفرستد و تعدادی ديگر از آنان را روانهى بيمارستان
ميكند. اينک اين حادثهی ناگوار در استان زنجان و شهرستان
ابهر و در نزديکی پايتخت، روی داده است و خانوادههايی را
داغدار و احساسات عمومی را جريحهدار کرده است.
حال آيا مسؤولان استان زنجان و شهرستان ابهر پاسخی برای
خانوادههای داغدار و مردمی که احساساتشان جريحهدار شده است،
پاسخی دارند؟
اينجانب بارها در سخنرانيها و در کلاسهای درس دانشگاه، اين
بخش از نامهی علی(ع) به عثمانبنحنيف انصاری فرماندار خويش
در بصره را برای مردم و دانشجويان خواندهام که ميفرمايد:
"اگر بخواهم ميتوانم به عسل مصفا و مغز اين گندم و جامههای
ابريشم راه يابم، ولی هيهات که هوای نفس بر من چيره شود، و
حرصم مرا به گزينش خوراکهای لذيذ بکشاند در حالی که شايد در
حجاز يا يمامه کسی باشد که به يافتن نان قرصی اميد ندارد و
هرگز مزهی سيری را نچشيده باشد و يا چگونه شب با شکم انباشته
از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شکمهايی گرسنه و
جگرهايی سوزان باشند."
از پيامبر اكرم(ص) روايت است، كه مردم در سه چيز؛ "آب، گياه و
آتش" شريكند. ابوداود روايت كرده است كه مردى از پيامبر(ص)
پرسيد: چه چيز است كه منع از آن روا نيست؟ فرمود: آب. باز
پرسيد: ديگر چه چيز است؟ فرمود: گياه. سپس پرسيد: ديگر چه چيز
است؟ فرمود: نمك. ابوداود پس از نقل اين قبيل اخبار توضيح مى
دهدكه مقصود از آتش در اين گونه روايات كه مردم در آن شريكند،
وسيلهی آتش است كه آن عبارت از نفت و هيزم و امثال آن است؛
بدين معنى كه ذكر آتش و گياه و آب موضوعيّت ندارد، و مراد آن
است كه آب، گياه و وسايل آتش و نظاير آن كه بر اثر فعاليّت كسى
به وجود نيامده و خداوند آن مواهب را به خلق ارزانى داشته، حقّ
تمام مردم است و به فردى معيّن اختصاص ندارد.
اما امروز با کمال تأسف در جمهوری اسلامي، برخی از روستاييان
محروم و برادران و خواهران مسلمان ما در چند کيلومتری ما جان
خويش را بر سر آب از دست ميدهند و مسؤولان استان از عذرخواهی
که پيشکش، حتی از اظهار تأسفی و اطلاعرسانی در اين زمينه
دريغ ميورزند!
در مباحث تاريخ تمدن ميخوانيم كه معمولاً تمدنها و آباديها
در کنار رودها و جاهای پر آب به وجود آمده است. حال چگونه
انتظار داريم که آبادى خوشنام شهرستان ابهر كه در آن مردمانى
سختكوش، بيادعا و قانع زندگى ميكنند بتوانند آبادى خود را
با چنين وضعيتی حفظ كنند و چگونه انتظار داريم كه ما به نام
جمهوری اسلامی از آنان بخواهيم که قصد مهاجرت نکنند و همچنان
در روستای خويش بمانند؟!.
اخيراً يکی از خبرنگاران ما که براى بررسى اين حادثهی
تأسفبار به روستای خوشنام رفته بود، در گزارش خود آورده است:
,مردم روستای خوشنام که مردمی متدين هستند، ميگويند، ما بعضاً
به علت فقدان آب، مدتها نميتوانيم وظايف و تکاليف شرعى خود
را به جا آوريم و منتظر ميمانيم تا شايد وسيله و يا امكانى
فراهم آيد تا با حضور در روستاهاى همجوار بتوانيم تکاليف شرعى
خود را به جا آوريم. ای مسؤولان استان و ای مديران کشور، والله
در مقابل چنين حوادثی از جمله درگذشت و مصدوميت اين برادران و
خواهران مظلوم در خوشنام ابهر مسؤوليد و بايد پاسخگوی عملکرد
خود در روزی که پست و مقام و ثروت و قدرت نفعی به حال شما
نخواهد داشت باشيد.
اگر فردای قيامت از شما بپرسند كه اين روستاييان مظلوم به
كدامين گناه كشته شدند، چه پاسخی خواهيد داشت؟ امروز کودکان و
مردان و زنان روستای خوشنام و امثال آن ميگويند: "از طلا گشتن
پشيمان گشتهايم/ مرحمت فرموده ما را مس کنيد" آوردن نفت بر سر
سفرههای ما پيشکش، ما نميخواهيم نفت را بر سر سفرههای ما
بياوريد، ما آبی را ميخواهيم که حيوانات و پرندگان نيز حق
دارند که از آن بنوشند.
مسؤولان ما باور کنند که حق امثال مردم متدين روستای خوشنام،
بر گردن دولت جمهوری اسلامی کمتر از مردم ونزوئلا نيست و بايد
همانند آنان از مواهب دولت عدالتمحور و مهرورز برخوردار
باشند.
آيا مراجع عظام تقليد و علمای اسلام و ائمهی جمعه و جماعات
دفاعی از اين مردم مظلوم و متدين که برای انجام تکاليف شرعی
خود به دنبال آب بوده و جان خويش را از دست دادهاند، خواهند
کرد؟
آيا مسؤولان استان زنجان، پاسخی برای افکار عمومی در قبال اين
حادثهی اسفناک دارند؟
اگر مسؤولان شهرستان ابهر با ارسال چند تانکر آب، مشکل آب اين
روستا را حل ميکردند، قطعاً چنين حادثهی دردناکی روی
نميداد. اميدواريم که اين فاجعه موجب شود که فکری برای حل
دائمی مشکل اين روستا و روستاهای مشابه شود.
حال اگر ما فرياد برآريم و بر اين حادثه مرثيه بخوانيم، باز هم
بايد از طرف آنان متهم به سياهنمايي، و يا از سوی استاندار
محترم زنجان، رمی به غرضورزي، حسادت و دشمنی با نظام و انقلاب
شويم که چشم ديدن فعاليتهای موفق دولت را نداريم؟!
ای کاش مسؤولان استان به جای تلاش در جهت ايجاد انواع و اقسام
تضييقات برای مطبوعات روشنگر، اندکی هم به چارهانديشی برای حل
اينگونه مشکلات مردم بپردازند.
*عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان
240- قيمت نان در قم گران شد :
به گزارش خبرگزاری مهردر تاریخ 27 مهر 87 آمده است : فرماندار
قم از افزايش قيمت نان در سطح استان قم خبر داد. علی نيکان قمی
گفت: با توجه به اينکه مزد کارگران در کشور افزايش يافته است
از اين رو نانوايی ها قادر به پرداخت اين مزد نبوده و از اين
رو کيفيت نان در قم پايين است.
وی افزود: اگر کارگران به اندازه حق قانونی خود مزد دريافت
کنند در پخت نان نيز دقت کافی کرده و کيفيت نان ها بهبود می
يابد.
نيکان قمی آرد مناسب را نيز در اين زمينه موثر عنوان کرد و
اظهار داشت: کيفت آرد نيز در پخت نان با کيفيت تاثير بسزايی
دارد که بايد استان در تهيه اين آرد نيز تلاش کند.
فرماندار قم گفت: هم اکنون اطلاعيه نرخ جديد قيمت نان تهيه شده
است و به زودی اعلام می شود و نان با اين قيمت های جديد عرضه
خواهد شد.
وی در خصوص تعيين قيمت های جديد گفت: قيمت ها کارشناسی شده و
به تعزيرات اعلام گرديده است که تعزيرات آرد ونان آن را اعلام
خواهد کرد.
نيکان قمی با بيان اينکه با افزايش قيمت نان ديگر نان بی کيفت
نبايد در قم پخته شود اظهارداشت: بازرسان به صورت مستمر به
واحدهای نانوايی سرکشی می کنند و در صورت هر گونه تخلف و يا
ارائه نان بدون کيفيت به مشتريان با نانوايی متخلف برخورد
خواهند کرد.
نيکان قمی افزود: مردم نيز در اين زمينه بازرسان را ياری کرده
و در صورت مشاهده هر گونه تخلف آن موضوع را گزارش دهند.
در حال حاضر 700 نانوايی در سطح شهر قم فعاليت می کنند که مردم
اکثر مناطق از عدم کيفيت نان در قم گلايه دارند.
241- اطلاعیه درمورد حذف قید «منطقه تهران» ازنام کمیته
هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری :
در پی بحران درونی
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، ما به عنوان فعالان
ضدسرمایه داری این کمیته فعالیت مستقل خود را تحت نام « کمیته
هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)» آغاز کردیم.
علت قید «منطقه
تهران» در این نام آن بود که اگر کسانی از اعضای سابق این
کمیته در منطقه ای بخواهند مستقل از ما تحت نام «کمیته هماهنگی
برای ایجاد تشکل کارگری» فعالیت کنند، حق شان برای استفاده از
این نام رعایت شده و محفوظ مانده باشد. اکنون و با گذشت بیش از
8 ماه از زمان اعلام فعالیت مستقل ما، به نظر می رسد که این
امر منتفی است و ما دیگرضرورتی برای ادامه ذکر این قید در نام
خود نمی بینیم. علت دیگری که حذف «منطقه تهران» را از نام
کمیته ضروری می سازد حضور اعضایی از مناطق دیگر علاوه بر منطقه
تهران در میان فعالان کمیته است. به این دلایل، ما حذف قید
«منطقه تهران» را از نام خود اعلام می کنیم و براساس تصمیم
جلسه اعضا در تاریخ 26/7/87 از این پس فعالیت خود را تحت نام
« کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» ادامه می دهیم. بدین
وسیله از اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی تقاضا می کنیم هر جا که
به هر مناسبت نامی از ما می برند و یا مطالب ما را منتشر می
کنند برای جلوگیری از هرگونه تداخل اسمی، از نام کامل ما
استفاده کنند.
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
27 مهر 87
242- انجمن حمايت از کودکان:10 درصدموارد گزارش شده از آزار
کودکان در سال جاری آزار جنسی است :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 27 مهر 87 آمده است
:مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، با ارائه به گزارش شش
ماهه سال جارى واحد مددكارى اين انجمن، گفت: در نيمه نخست
امسال، 80 مورد كودك آزارى به اين انجمن گزارش شده كه 45 درصد
اين موارد آزار جسمي، 55 درصد عاطفي، 36 درصد غفلت و 10 درصد
نيز شامل آزارهاى جنسى بوده است.
فرشيد يزدانى در گفتوگو ضمن بيان اين مطلب، افزود: 45 درصد
آزاردهندگان پدر، 20 درصد مادر، 14 درصد نامادري، 20 درصد
ناپدرى و مابقى همسايههاى اين كودكان بودهاند.
خانوداه كودكان آزارديده با آسيبهايى چون اعتياد، طلاق، فقر،
بيماري، طرد شدن از طرف اقوام و اجتماع روبرو بودند
به گفته وي، آمارها حاكى از آن است كه بيشتر آزارها در خانواده
و توسط والدين بالاخص پدر آنها صورت گرفته است كه اين امر خود
موجب تضعيف اعتماد به نفس، به وجود نيامدن مهارتهاى اصلى فكر
كردن و فقدان رشد اجتماعى در كودكان ميشود.
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، با اشاره به اين كه اغلب
خانوادههاى اين كودكان با مساله اعتياد، طلاق، اختلاف شديد
خانوادگي، فقر، فوت يكى از والدين كودكان و يا معلوليت و
بيمارى آنها روبرو هستند، اظهار كرد: كيفيت روابط درونى و
ميزان استحكام خانواده اين كودكان، متزلزل و آنها از
خانوادههاى شلوغ و طرد شده از طرف اقوام و اجتماع بودهاند.
وى ادامه داد: 60 درصد آزارديدگان دختر و 40 درصد مابقى پسر
بودند.
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان، در مورد اقدامات مددكارى
انجمن در راستاى حمايت از حقوق كودكان و كاهش، كنترل و پيشگيرى
از كودك آزارى خاطر نشان كرد: تشكيل پرونده و اطلاعات براى
واحد حقوقى و مشاوران انجمن و ترتيب دادن 60 جلسه مشاوره توسط
مشاوران و روانشناسان انجمن از جمله كارهاى صورت گرفته طى شش
ماه اخير بوده است، به طورى كه طى اين مدت،10 مورد بازديد از
منزل در راستاى شناسايى بهتر مشكلات و 32 مورد مساعدت حقوقى در
ابعاد خانوادگي، اجتماعى و غيره به واحد مددكارى ارجاع داده
شده است.
وى ادامه داد: همچنين براى حل برخى از مشكلات اين كودكان از
ساير سازمانهاى دولتى و غيردولتى نيز كمك گرفته شده است.
حدود 200 مورد كودك آزارى طى يك سال گذشته به مددكارى انجمن
حمايت از كودكان ارجاع داده شده است
به گزارش ايسنا، گزارش سالانه واحد مددكارى انجمن حمايت از
حقوق كودكان، نيز حاكيست، در يكسال اخير حدود 200 مورد كودك
آزارى به مددكارى انجمن ارجاع شده كه تك تك اين موارد نشان
دهنده خشونت، بيمهرى و مورد غفلت قرار گرفتن كودكان است.
بر اساس اين گزارش، حدود 48 درصد اين كودكان مورد آزار جسمي،
49 درصد آزار عاطفي، 13 درصد آزار جنسي، 20 درصد بهرهكشى
اقتصادى و 12 درصد مورد آزار آموزشى قرار گرفتهاند. هر چند در
برخى موارد نيز انواع كودك آزارى با هم همپوشانى دارند و دو يا
چند مورد كودك آزارى توامان صورت گرفته است.
بر اسا همين گزارش، با وجود اين كه كودك آزارى مخصوصا از نوع
جنسى و جسمى آن، از لحاظ قانونى جرم محسوب ميشود، اما عملا
اين مسايل با وجود تاييديه پزشكى قانونى و قابل رويت بودن،
همچنان رخ ميدهد.
گزارش سالانه واحد مددكارى انجمن حمايت از حقوق كودكان اذعان
دارد: معمولا 41 درصد آزاردهندگان كودك را پدران، 28 درصد
مادران، هفت درصد نامادري، شش درصد همسايه، چهار درصد اقوام و
به همين ميزان غريبهها، سه درصد كادر آموزشى و به همين ميزان
كادر بيمارستان، دو درصد ناپدرى و به همين ميزان كادر زندان
تشكيل داده است.
بررسى وضعيت خانوادگى كودكان ارجاع داده شده در سال گذشته به
واحد مددكارى انجمن حمايت از حقوق كودكان نشان ميدهد، در
خانواده 30 درصد كودكان، تجربه اعتياد و مصرف مواد مخدر عنوان
وجود دارد. همچنين در خانواده 40 درصد آنها اختلافات شديد
خانوادگي، 40 درصد فقر، 31 درصد تجربه طلاق و جدايى و 9 درصد
فوت والدين و در برخى موارد چندين عامل مشترك، مشاهده ميشود.
بايد افزود: علاوه بر متغييرهاى فقر، اختلافات شديد والدين،
طلاق و فوت، وجود عواملى چون جمعيت زياد، استرسهاى خاص چون
بيماريهاى رواني، اخلاقى و غيره در خانواده اين كودكان نشان
دهنده، ساختار نابهنجار خانوادههاى اين كودكان بوده است.
طبق آمار سال گذشته، ميانگين سنى كودكان آزارديده، 10 تا 12
سال و توزيع جنسيتى آنها تقريبا مساوى بوده است، به طورى كه
48 درصد پسران و 52 درصد دختران مورد آزار قرار گرفتهاند.
به گزارش ايسنا، مددكارى انجمن حمايت از حقوق كودكان، جهت
بررسى و پيگيرى اين موارد اقداماتى را انجام داده است، به طورى
كه تقريبا 80 مورد در دفتر انجمن بررسى وضعيت شدهاند و بنا به
ارزيابى و ضرورت تشخيص و مشاوره مددكارى از متخصصان جهت
مشاوره، روانشناسي، روانپزشكي، وكلا و غيره استفاده شده است.
بر پايه گزارش مددكارى انجمن حمايت از حقوق كودكان، از آنجا كه
اكثر كودكان مورد آزار نياز به مساعدتهاى حقوقى دارند، در
زمينه حضانت، بدسرپرستى و بيسرپرستي، آزار جنسي، جسمى و غيره،
تقريبا 40 مورد از موارد كودك آزارى با بررسى تمامى ابعاد و
جوانب خانوادگى و اجتماعى و غيره توسط مددكار به واحد حقوقى
ارجاع شده است.
بر پايه اين گزارش و با استناد به آمارهاى عنوان شده كه
بيشترين آزارها در خانه و خانواده اتفاق ميافتد، بايد
برنامههايى جهت حمايت از خانوادههايى كه در وضعيتهاى دشوار
و با آسيبهاى متعددى روبرو هستند، اجرا شود. لازمه اين كار
سرمايهگذارى در اين بخش و بالا بردن خدمات رفاه اجتماعى چون
آموزش مهارتهاى فرزندپرورى و روشهاى مفيد تربيتى در جهت كاهش
و پيشگيرى از كودك آزارى ميتواند، مفيد واقع شود.
بر اساس گزارش انجمن حمايت از حقوق كودكان، در مدارس و ساير
محيطهاى آموزشى نيز موارد كودكآزارى اطلاع داده شده است كه
ميطلبد مديران، آموزگاران و معلمان از راهبردهاى آموزشى عارى
از خشونت استفاده كنند و در اين زمينه برنامههاى درسى و تدريس
حقوق كودك و آموزش مهارتهاى زندگى نيز ميتواند در مدارس مثمر
ثمر باشد. از سوى ديگر آگاهى والدين و كودكان از حقوق كودك،
حساسسازى نهادهاى مختلف در جامعه نيز به نوعى در تغيير فرهنگ
خشونت موثر است.
243- جمعي از ساكنين خيابان 17 شهريور قديم طي نامهاي سرگشاده
به شهردار زنجان اعلام کردند:
با این دهن کجی، عوارض نمیدهیم!
پس از گذشت قریب به دو دهه، در مرمت و
بازسازي اين خيابان اقدامي نشده است
به نوشته سایا " انجمن صدای کاوه ها " جمعي
از ساكنين، اهالي و كسبه خيابان شهيد بسطاميان (خيابان 17
شهريور قديم) طي نامهاي سرگشاده به شهردار زنجان خواستار مرمت
و بازسازي اين خيابان و سه كوچه آن هم پس از قریب به هجده
سال، شدند. به گزارش خبرنگار ما، جمعي از ساكنين خيابان شهيد
بسطاميان در این نامه با تأکید بر ارسال نامههای متعدد و حضور
در شهرداری مناطق یک و مرکز شهر، و اعلام این مطلب که هم اكنون
اين خيابان يكي از مكانهاي اصلي و پرتردد شهر است که اداره کل
پست ، مسجد دستغیب و دانشگاه علمی کاربردی را در خود جای داده
است، و از چندين سال قبل، يعني از افتتاح خيابان 17 شهريور
جديد، از هر نظر مورد بيتوجهي واقع گردیده، نسبت به عدم نصب
تابلوهای راهنمایی و سرعتگیر، و نیز بیتوجهی نسبت به روسازی
معابر و خیابان كه اکنون جدولهاي آن فرسوده و متلاشي شده و
پيادهروهاي مخروبهی آن فكر شهرنشيني و شهروند بودن را از
اهالي و كسبهی ساكن در آن زدوده، اعتراض کرده و اذعان داشتند:
هنوز که هنوز است، ضمن تحمل بازپرداخت ماليات و عوارض شهري، از
خدمات دولتي روستايي بهره ميبریم. در اين نامه آمده است:
حفاريهاي متعدد شركتهاي گاز، آب، برق و تلفن مزيد بر علت شده
و مشكلات را افزونتر و شكل اين خيابان را كاملاً مخروبه ترو
روستاييتر كرده است. ساكنين اين محل تا كنون بارها و بارها با
مراجعه به شهرداری و شنیدن پاسخهایی از این قبيل که فعلاً
بودجه و اعتباري نداريم و يا انشاء الله اقدام خواهد شد، با
وعدههاي بيعمل، ما را سردواندهاند......
244- بسياری از کارخانجات با 25 درصد ظرفيت خود کار ميکنند/با
کاهش بهای نفت درآمد ارزی کشور 54 ميليارد دلار کاهش مييابد:
به گزارش سایت آفتاب در تاریخ 28 مهر 87
آمده است : رئيس کل بانک مرکزی پيش بينی کرد با تداوم روند
کاهشی قيمت نفت تا پايان سال جاري، درآمد ارزی کشور 54 ميليارد
دلار کاهش مييابد.
به گزارش سرويس اقتصاد و صنعت آفتاب، به نقل از مهر، محمود
بهمنی امروز در دومين همايش خدمات بانکی و صادرات در تهران
مسئله صادرات را يکی از مهمترين مسائل کشورهای جهان سوم و
ايران بر شمرد و گفت: ,برای حل اين مسئله بايد صادرات غير نفتی
را روز به روز افزايش داده و تنها وابسته
به صادرات نفت نباشيم,.
رئيس کل بانک مرکزی با بيان اينکه بايد نفت را يک ثروت و نه
منبعی برای درآمد کشور بدانيم و ثروت بايد تبديل به ثروت شود
نه اينکه هزينه شود، تصريح کرد: ,درآمدهای نفتی بايد در بخش
زيربنای اقتصادی مورد استفاده قرار گيرد و نبايد برای مسائل
جاری هزينه شود,.
وی با طرح اين پرسش که با بحران اخير آمريکا که دامن آن به
اروپا و ساير کشورهای جهان کشيده شده است چه مشکلاتی برای
کشورهای وابسته به درآمد نفتی ايجاد خواهد شد، تصريح کرد: ,در
ماههای اخير قيمت نفت به 70 دلار کاهش يافته و اين کاهش قيمت
تمام تصميمات اقتصادی کشورهايی که بودجه آنها وابسته به نفت
است را تحت تاثير قرار ميدهد,.
بهمنی ادامه روند فعلی قيمت نفت تا پايان سال جاری را باعث عدم
تحقق 54 ميليارد دلار درآمد کشور از اين محل دانست و تنها راه
نجات کشور را صادرات غير نفتی با تنوع توليد کالاهای صادراتی
عنوان و تاکيد کرد: ,در اين راستا دولت، وزارت اقتصاد، بانک
مرکزی و ساير نهادها وظايفی دارند که بايد انجام دهند,.
بهمنی با تاکيد بر توجه به امنيت سرمايهگذاری و جذب سرمايه
خارجی در کشور، موضوع ارائه اطلاعات مشتريان توسط بانکها به
سازمان امور مالياتی را شايعه عنوان کرد و افزود: ,اين اطلاعات
در تمام دنيا محرمانه است، زيرا سرمايه بسيار ظريف و حسابگر
است,.
بهمنی از اختصاص 7 درصد منابع 150 هزار ميليارد تومانی سيستم
بانکی به بخش صادرات توسط بانک مرکزی خبر داد و اظهار داشت:
,در اجرای طرحهای جديد بايد بتوانيم در آينده درآمدهای نفتی را
پيش بينی کنيم,.
وی بر پيگيری مجدد لايحه افزايش سرمايه بانکها برای کمک به بخش
صادرات و توليد کنندگان توسط فعالان بخش صادرات تاکيد کرد و
اظهار داشت: ,تبديل منابعی از حساب ذخيره ارزی به سرمايه
بانکها مصرف ارز تلقی نميشود زيرا اين امر ميتواند باعث
اتمام پروژه هاينيمهکاره و تامين مالی آنها شود,.
رئيس کل بانک مرکزی تاکيد کرد: ,بايد برای کمک به صادرات و
توليد، سرمايه در گردش واحدهای توليدی را تامين کنيم، اين در
حالی است که بايد حداقل مشکل از نظر افزايش تورم را داشته
باشيم,.
وی با تاکيد بر بازپرداخت 90 هزار ميليارد ريال از بدهی دولت
به بانکها، گفت: ,پس از اين کار اختصاص 6 هزار ميليارد ريال خط
اعتباری به صادر کنندگان امکان پذير خواهد شد و در مرحله بعد
شرکتهای تحت پوشش بانکها واگذار می شوند تا بانکها تنها به
امور بانکداری بپردازند,.
بهمنی با اشاره به احتمال تورمزا بودن تزريق 60 هزار ميليارد
ريال به بانکهای کشور خاطر نشان کرد: ,اين ميزان اعتبار ظرف يک
سال از بانکها بازپس گرفته ميشود تا پايه پولی و تورم افزايش
نيابد,.
وی با بيان اينکه هم اکنون بسياری از کارخانجات توليدی با حدود
25 درصد ظرفيت خود کار ميکنند، گفت: ,اين کارخانجات اگر به 40
درصد از ظرفيت توليدی دست يابند سود آور ميشوند؛ بنابراين
بايد به آنها برای رسيدن به اين سطح کمک کرد,.
رئيس کل بانک مرکزی با تاکيد بر اينکه مسائل مذکور ارتباط با
قفلهای خزانه بانک مرکزی ندارد به اقدامات دولتها در کشورهای
مختلف اشاره کرد و افزود: ,در برخی مواقع بايد بين بد و بدتر،
بد را انتخاب کرد,.
وی به رشد پايين صادرات غير نفتی کشور در شش ماهه ابتدای امسال
اشاره و بيان کرد: ,هماکنون امنيت سرمايهگذاری در کشور در
سطح مطلوبی است ولی بايد اين رقم باز هم ارتقا داده شود,.
بهمنی همچنين بر لزوم حمايت بانکها و صندوق ضمانت صادرات از
بخش صادرات غير نفتی کشور تاکيد کرد و افزود: ,به منظور
جلوگيری از خروج سپردههای بانکی بايد از کاهش ارزش پول افراد
در سيستم بانکی جلوگيری کرد و قدرت خريد آنها را ثابت نگه
داشت,.
245-
افزايش شديد واردات کالا به ايران
:
به نوشته سایت " آسمان نیوز " در تاریخ 28 مهر 87 ، آمده است :
گمرک ايران گزارش داده که واردات کالا در شش ماه اول سال جاری
خورشيدی به مرز 30 ميليارد دلار رسيده که نسبت به مدت مشابه
سال قبل حدود نه ميليارد دلار افزايش نشان می دهد.
در شش ماه اول سال گذشته ميزان واردات بيشتر از 21 ميليارد
دلار و ميزان صادرات غير نفتی نيز هفت ميليارد دلار بود.
بر اساس گزارش گمرک، صادرات غير نفتی نيز نسبت به سال گذشته
افزايش يافته و به حدود نه ميليارد و 600 ميليون دلار رسيده
است.
گزارش نيمه اول سال نشان می دهد که تجارت خارجی ايران بدون
صادرات نفت، در شش ماه اول سال جاری با کسری 20 ميليارد دلاری
رو به رو بوده است.
امارات متحده عربی بزرگترين شريک تجاری ايران در شش ماه اول
سال بوده و اين کشور هم در صادرات کالا به ايران و هم در
واردات کالا از اين کشور در صدر فهرست شرکای تجاری ايران قرار
داشته است.
بر اساس اين گزارش کشورهای امارات متحده عربي، چين، عراق، هند،
کره جنوبی مهمترين مشتريان کالاهای صادراتی ايران بوده اند.
در همين مدت بيشترين کالاهای وارداتی نيز به ترتيب از کشورهای
امارات متحده عربي، آلمان، چين، سوئيس و کره جنوبی وارد ايران
شده است.
صادرات و واردات
بخشی از سهم کالاهای غير نفتی را محصولات نفتی تشکيل می دهد
چنانکه مهمترين کالايی که در بخش صادرات غير نفتی ثبت شده و
بيشترين سهم را در ميان کالاهای صادراتی دارد، پروپان مايع شده
است که ارزش آن 638 ميليون دلار بوده و نزديک به هفت درصد ارزش
کل صادرات را تشکيل می دهد.
علاوه بر پروپان، متانول، بوتان مايع شده و اتيلن نيز از جمله
محصولات نفتی است که در صدر فهرست کالاهای غير نفتی صادراتی
ايران در شش ماه اول قرار دارد.
پسته مهمترين کالای غيرنفتی است که سهم آن در صادرات کالاهای
نفتی 370 ميليون دلار است و در ميان فهرست کالاهای صادراتی نيز
پسته در رديف پنجم قرار دارد.
پيش بينی می شود که ميزان صادرات پسته به دليل خشکسالی شديد
سال جاری و سرمازدگی اوايل بهار در نيمه دوم سال به شدت کاهش
يابد.
بر اساس گزارش گمرک ايران، در شش ماه اول سال، بنزين مهمترين
کالای وارداتی ايران بوده است و در اين مدت 2 ميليارد و 532
ميليون دلار بنزين از خارج وارد شده است.
بعد از اين ماده سوختي، شمش آهن و فولاد مهمترين کالای وارداتی
ايران در اين دوره بوده و بعد از آن روغن های سبک، دانه ذرت،
قطعات خودرو و گندم مهمترين کالاهای وارداتی اين کشور در شش
ماه اول سال بوده است.
در شش ماه اول سال بيشتر از 36 هزار دستگاه خودروی سواری خارجی
به ارزش 654 ميليون دلار وارد ايران شده که نسبت به مدت مشابه
سال گذشته تقريبا دو برابر شده است.
در چند سال اخير با افزايش درآمد نفتی ايران، واردات کالا به
شدت افزايش يافته و از 22 ميليارد و 300 ميليون دلار در سال
1381 به بيشتر از 48 ميليارد دلار در سال 1386 رسيده است.
کارشناسان می گويند که اگر روند واردات به شکل فعلی ادامه پيدا
کند، واردات ايران در پايان سال به 60 ميليارد دلار خواهد
رسيد.
246-
قيمت نان در قم گران شد
:
به گزارش خبرگزاری مهرو به نقل از سایت " آسمان نیوز " در
تاریخ 28 مهر 87 آمده است :فرماندار قم از افزايش قيمت نان در
سطح استان قم خبر داد. علی نيکان قمی گفت: با توجه به اينکه
مزد کارگران در کشور افزايش يافته است از اين رو نانوايی ها
قادر به پرداخت اين مزد نبوده و از اين رو کيفيت نان در قم
پايين است.
وی افزود: اگر کارگران به اندازه حق قانونی خود مزد دريافت
کنند در پخت نان نيز دقت کافی کرده و کيفيت نان ها بهبود می
يابد.
نيکان قمی آرد مناسب را نيز در اين زمينه موثر عنوان کرد و
اظهار داشت: کيفت آرد نيز در پخت نان با کيفيت تاثير بسزايی
دارد که بايد استان در تهيه اين آرد نيز تلاش کند.
فرماندار قم گفت: هم اکنون اطلاعيه نرخ جديد قيمت نان تهيه شده
است و به زودی اعلام می شود و نان با اين قيمت های جديد عرضه
خواهد شد.
وی در خصوص تعيين قيمت های جديد گفت: قيمت ها کارشناسی شده و
به تعزيرات اعلام گرديده است که تعزيرات آرد ونان آن را اعلام
خواهد کرد.
نيکان قمی با بيان اينکه با افزايش قيمت نان ديگر نان بی کيفت
نبايد در قم پخته شود اظهارداشت: بازرسان به صورت مستمر به
واحدهای نانوايی سرکشی می کنند و در صورت هر گونه تخلف و يا
ارائه نان بدون کيفيت به مشتريان با نانوايی متخلف برخورد
خواهند کرد.
نيکان قمی افزود: مردم نيز در اين زمينه بازرسان را ياری کرده
و در صورت مشاهده هر گونه تخلف آن موضوع را گزارش دهند.
247-
رشد 55 درصدی سرمایه
گذاری خصوصی در بخش مسکن
:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ یکشنبه
28 مهر 87 آمده است : سکینه صارمی: میزان سرمایه گذاری واقعی
انجام شده توسط بخش خصوصی طی سه ماهه ابتدای امسال در بخش مسکن
با 55درصد رشد نسبت به سال گذشته روبه رو شد.در سه ماهه ابتدای
امسال سرمایه گذاری انجام شده به قیمت جاری در بخش مسکن با 78
هزار و 263 میلیارد ریال نسبت به مدت مشابه سال گذشته بیش از
1/85درصد رشد یافت که با کسر تورم 30 درصدی به رشد واقعی 55
درصد دست یافت. ... مجموع سرمایه گذاری انجام شده توسط بخش
خصوصی در ساختمان های جدید مناطق شهری طی برنامه سوم توسعه به
223 هزار و 761 میلیارد ریال رسید.
براساس آمار موجود می توان نتیجه گرفت این میزان سرمایه گذاری
در طول پنج ساله برنامه سوم توسعه حدود 100درصد رشد داشته
است.و اما مجموع سرمایه گذاری صورت گرفته توسط بخش خصوصی از
ابتدای برنامه چهارم توسعه تا پایان سه ماهه ابتدای سال 87 به
500 هزار و 218 میلیارد ریال رسید.
سرمایه گذاری انجام شده در سال 84 با 1/13 درصد رشد نسبت به
سال 83 به 103 هزار و 171 میلیارد ریال رسید. همچنین در سال 85
نیز 113 هزار و 570 میلیارد ریال سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی
در ساختمان های جدید شهری انجام شد که نسبت به سال قبل از
آن1/10 درصد رشد نشان می دهد و اما میزان سرمایه گذاری در سال
86 با رشد بی سابقه 7/80 درصدی نسبت به سال های قبل، 205 هزار
و 214 میلیارد ریال افزایش یافت.در سه ماهه ابتدای امسال نیز
بخش مسکن با رشد چشمگیر 1/85درصدی سرمایه گذاری مواجه شد به
گونه ای که این میزان به 78 هزار و 263 میلیارد ریال رسید.لازم
به ذکر است مقایسه برنامه سوم و چهارم توسعه نشان می دهد در
طول سه سال و سه ماهه برنامه چهارم 5/124درصد سرمایه گذاری
نسبت به برنامه سوم رشد داشته است.
تعداد پروانه های صادر شده در طول برنامه سوم 592 هزار و 392
فقره بوده است که نسبت به ابتدای برنامه مزبور 380 درصد رشد
نشان می دهد.برآورد سطح زیربنای طبقات ساختمان ها در مدت مزبور
براساس پروانه های صادر شده به 8/250 میلیون متر مربع می رسد
که در سال اول برنامه در سال 80 ، 6/58 میلیون متر مربع با رشد
3/16درصدی در سال 81 ،1/65 میلیون متر مربع با رشد 1/11درصدی
در سال 82، 5/65 میلیون متر مربع با رشد 6/0درصدی و در سال 83
با 6/61 میلیون متر مربع با کاهش 9/5درصدی روبه رو بوده
است.این در حالی است که از ابتدای برنامه چهارم توسعه تاکنون
566 هزار و 346 فقره پروانه ساختمانی به ازای 5/263 میلیون متر
مربع سطح زیربنای طبقات ساختمانی صادر شده است به گونه ای که
در سال 84 حدود 9/57 میلیون متر مربع با 9/5 درصد کاهش در سال
85 ، 1/70 میلیون متر مربع با 21درصد افزایش و در سال 86 با
رشد بی سابقه 3/50درصدی سطح زیربنای طبقات ساختمان ها به3/105
میلیون متر مربع رسید.مینو رفیعی کارشناس مسکن درخصوص روند
افزایش سرمایه گذاری در بخش مسکن طی سال های گذشته معتقد است:
«به طور حتم رشد سرمایه گذاری در این بخش طی سال های باقی
مانده از برنامه چهارم حتی تا پایان سال جاری ادامه خواهد داشت
اما به دلیل شرایط موجود نمی توان انتظار داشت این رشد مطابق
سال های گذشته چشمگیر باشد.به گفته وی پایین آمدن قیمت نفت،
شرایط موجود بازار و استفاده از اعتبارات دولتی و ... همچنین
سیاست های تحدیدی از طرف دولت در شدت روند افزایش سرمایه گذاری
ها تاثیرگذار خواهد بود.رفیعی اظهار داشت: «دولت در شرایط
موجود نباید از سیاست های انقباضی و محدودکننده استفاده کند و
زمانی که بازار مسکن در رکود به سر می برد استفاده از این
سیاست ها می تواند عامل تهدید برای این بخش به شمار رود.»
این کارشناس مسکن بر این باور است که «دولت زمانی باید از
سیاست های انقباضی یا راهکارهای دیگر استفاده کند که بازار
مسکن از حالت رکود خارج شده و تولید به گونه ای افزایش یافته
که از تقاضا فزونی یابد.»
وی نیاز واقعی بخش مسکن در کلیه مناطق شهری را سالانه 5/1
میلیون واحد مسکونی دانست و گفت: «این نیاز در سراسر کشور اعم
از مسکن روستایی و شهری به بیش از دو میلیون و 200 هزار واحد
می رسد.»رفیعی در ادامه به بحث اخذ مالیات بر مسکن اشاره کرد و
گفت: «چنانچه مالیات مزبور به مصرف کننده انتقال یابد، به طور
حتم در افزایش قیمت مسکن تاثیر خواهد گذاشت.»
248- کارگران سد ماملو در منطقه نظامی پارچین 5 ماه حقوق
دریافت نکرده اند :
به گزارش سایت سلام
دمکرات در تاریخ 28 مهر 87 آمده است : حدود 500 کارگر سد ماملو
در نزدیکی منطقه نظامی پارچین مدت 5 ماه است که حقوق و مطالبات
خود را دریافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض دست به اعتصاب
زده اند.
249- بیکاری بیش از 250000 کارگر در شش ماهه ی اول سال 87 در
ایران :
به گزارش سایت ایلنا در تاریخ 28 مهر 87 آمده است : محمد جهرمی
وزیر کار و امور اجتماعی اعلام کرد: در شش ماهه ی نخست سال
جاری بیش از 250000 کارگر از کار بیکار شده اند.
250- بسياری از کارخانجات با 25 درصد ظرفيت خود کار ميکنند
:
رئيس کل بانک مرکزی پيش بينی کرد با تداوم روند کاهشی قيمت نفت
تا پايان سال جاري، درآمد ارزی کشور 54 ميليارد دلار کاهش
مييابد.
به گزارش سرويس اقتصاد و صنعت آفتاب، به نقل از مهر، محمود
بهمنی امروز در دومين همايش خدمات بانکی و صادرات در تهران
مسئله صادرات را يکی از مهمترين مسائل کشورهای جهان سوم و
ايران بر شمرد و گفت: ,برای حل اين مسئله بايد صادرات غير نفتی
را روز به روز افزايش داده و تنها وابسته
به صادرات نفت نباشيم,.
رئيس کل بانک مرکزی با بيان اينکه بايد نفت را يک ثروت و نه
منبعی برای درآمد کشور بدانيم و ثروت بايد تبديل به ثروت شود
نه اينکه هزينه شود، تصريح کرد: ,درآمدهای نفتی بايد در بخش
زيربنای اقتصادی مورد استفاده قرار گيرد و نبايد برای مسائل
جاری هزينه شود,.
وی با طرح اين پرسش که با بحران اخير آمريکا که دامن آن به
اروپا و ساير کشورهای جهان کشيده شده است چه مشکلاتی برای
کشورهای وابسته به درآمد نفتی ايجاد خواهد شد، تصريح کرد: ,در
ماههای اخير قيمت نفت به 70 دلار کاهش يافته و اين کاهش قيمت
تمام تصميمات اقتصادی کشورهايی که بودجه آنها وابسته به نفت
است را تحت تاثير قرار ميدهد,.
بهمنی ادامه روند فعلی قيمت نفت تا پايان سال جاری را باعث عدم
تحقق 54 ميليارد دلار درآمد کشور از اين محل دانست و تنها راه
نجات کشور را صادرات غير نفتی با تنوع توليد کالاهای صادراتی
عنوان و تاکيد کرد: ,در اين راستا دولت، وزارت اقتصاد، بانک
مرکزی و ساير نهادها وظايفی دارند که بايد انجام دهند,.
بهمنی با تاکيد بر توجه به امنيت سرمايهگذاری و جذب سرمايه
خارجی در کشور، موضوع ارائه اطلاعات مشتريان توسط بانکها به
سازمان امور مالياتی را شايعه عنوان کرد و افزود: ,اين اطلاعات
در تمام دنيا محرمانه است، زيرا سرمايه بسيار ظريف و حسابگر
است,.
بهمنی از اختصاص 7 درصد منابع 150 هزار ميليارد تومانی سيستم
بانکی به بخش صادرات توسط بانک مرکزی خبر داد و اظهار داشت:
,در اجرای طرحهای جديد بايد بتوانيم در آينده درآمدهای نفتی را
پيش بينی کنيم,.
وی بر پيگيری مجدد لايحه افزايش سرمايه بانکها برای کمک به بخش
صادرات و توليد کنندگان توسط فعالان بخش صادرات تاکيد کرد و
اظهار داشت: ,تبديل منابعی از حساب ذخيره ارزی به سرمايه
بانکها مصرف ارز تلقی نميشود زيرا اين امر ميتواند باعث
اتمام پروژه هاينيمهکاره و تامين مالی آنها شود,.
رئيس کل بانک مرکزی تاکيد کرد: ,بايد برای کمک به صادرات و
توليد، سرمايه در گردش واحدهای توليدی را تامين کنيم، اين در
حالی است که بايد حداقل مشکل از نظر افزايش تورم را داشته
باشيم,.
وی با تاکيد بر بازپرداخت 90 هزار ميليارد ريال از بدهی دولت
به بانکها، گفت: ,پس از اين کار اختصاص 6 هزار ميليارد ريال خط
اعتباری به صادر کنندگان امکان پذير خواهد شد و در مرحله بعد
شرکتهای تحت پوشش بانکها واگذار می شوند تا بانکها تنها به
امور بانکداری بپردازند,.
بهمنی با اشاره به احتمال تورمزا بودن تزريق 60 هزار ميليارد
ريال به بانکهای کشور خاطر نشان کرد: ,اين ميزان اعتبار ظرف يک
سال از بانکها بازپس گرفته ميشود تا پايه پولی و تورم افزايش
نيابد,.
وی با بيان اينکه هم اکنون بسياری از کارخانجات توليدی با حدود
25 درصد ظرفيت خود کار ميکنند، گفت: ,اين کارخانجات اگر به 40
درصد از ظرفيت توليدی دست يابند سود آور ميشوند؛ بنابراين
بايد به آنها برای رسيدن به اين سطح کمک کرد,.
رئيس کل بانک مرکزی با تاکيد بر اينکه مسائل مذکور ارتباط با
قفلهای خزانه بانک مرکزی ندارد به اقدامات دولتها در کشورهای
مختلف اشاره کرد و افزود: ,در برخی مواقع بايد بين بد و بدتر،
بد را انتخاب کرد,.
وی به رشد پايين صادرات غير نفتی کشور در شش ماهه ابتدای امسال
اشاره و بيان کرد: ,هماکنون امنيت سرمايهگذاری در کشور در
سطح مطلوبی است ولی بايد اين رقم باز هم ارتقا داده شود,.
بهمنی همچنين بر لزوم حمايت بانکها و صندوق ضمانت صادرات از
بخش صادرات غير نفتی کشور تاکيد کرد و افزود: ,به منظور
جلوگيری از خروج سپردههای بانکی بايد از کاهش ارزش پول افراد
در سيستم بانکی جلوگيری کرد و قدرت خريد آنها را ثابت نگه
داشت,.
251- تعویق 8 ماه دستمزد کارگران کارخانه چینی حمید:
کارگران کارخانه چینی حمید در شهر قم 8 ماه
تمام است که هیچ ریالی دستمزد دریافت نکرده اند. این که آنان
در طول 8 ماه بدون هیچ دستمزد چه وضعیت رقت باری را گذرانده
اند موضوعی است که نیاز به توضیح ندارد. گرسنگی، بدهکاری،
تهدید مستمر به اخراج از خانه های اجاره ای و اجبار به بیابان
نشینی، رعب و وحشت از افتادن به دام پلیس و قوه قضاییه سرمایه
به جرم دیرکرد بدهکاری ها، احساس خفت و مذلت در مقابل طلبکاران
و همه بدبختی ها و شکنجه های جسمی و روحی دیگری که شرط
گریزناپذیر کارگر بودن در دوزخ توحش سرمایه داری ایران است
همه و همه لحظه به لحظه آنان را در چنگال خود فشرده است.
کارگران در همه این مدت در هر کجا که ممکن بوده فریاد اعتراض
سرداده اند. اما طبق معمول در هیچ کجا نه فقط از هیچ مرجعی
هیچ پاسخ موافقی نشنیده اند بلکه صدای اعتراضشان یکراست با
قدرت قهر دولت سرمایه خاموش شده است. آنان امروز نیز یک بار
دیگر در مقابل مرکز رادیووتلویزیون شهر قم اجتماع کردند تا
بازهم علیه جنایات صاحبان سرمایه فریاد اعترض سردهند. اجتماع
کارگران اما بازهم در همان دقایق اولیه خود با هجوم پلیس و
نیروی سرکوب سرمایه روبه روشد. نیروهای امنیتی کارگران را از
همه سو درمحاصره گرفتند و کوشیدند تا از رسیدن صدای اعتراض
آنان علیه شدت استثمار و مظالم و بربریت سرمایه داری به گوش
اهالی شهر و سایر همزنجیرانشان جلوگیری کنند.
28 مهر 87
252- سازمان تأمین اجتماعی و بدهکاری 3 میلیارد تومانی
کارفرمایان!
سازمان تأمین اجتماعی شهر ساری اعلام کرده که
حدود 3 میلیارد تومان از کارفرمایان و صاحبان کارخانه ها
طلبکار است. این را که سرمایه داران بدهکار مالک کارخانه،
مزرعه، تجارتخانه، فروشگاه و سایر مراکز کار چند نفرند نمی
دانیم. همچنین از میزان مبلغی که هر سرمایه دار در قبال
استثمار یک کارگر یا کل کارگرانش باید به سازمان تأمین اجتماعی
ساری و به طورکلی این نهاد دولتی بپردازد هم هیچ اطلاعات درستی
در گزارشات رسمی نهاد مذکوربه دست ما نرسیده است. در این میان
اما یک نکته روشن است. بدهکاری 3 میلیارد تومانی صاحبان سرمایه
به سازمان تأمین اجتماعی شهر ساری با توجه به شمار واحدهای
صنعتی و مراکز کار این شهر به صورت گویایی این حقیقت را بانگ
می زند که کارفرمایان بدهی های خود را حتی به این نهادها نیز
نمی پردازند. به بیان دیگر سرمایه داران ایران نه فقط دستمزد
ناچیز کارگران را پرداخت نمی کنند بلکه حتی بدهکاری های خویش
به دولت طبقه شان را هم پرداخت نمی کنند. بر اساس آنچه در
روزنامه های دولتی درج می شود این ها حتی اقساط وام های بسیار
کلانی را هم که برای سرمایه گذاری و استثمار بردگان مزدی
دریافت کرده اند نمی پردازند. موضوع را می توانیم این گونه
خلاصه و تصویر کنیم. جامعه ای که جهنم شعله ور و سوزان و
خاکسترساز هست و نیست کارگران است برای سرمایه داران از هر
بهشتی بهشت تر است. سرمایه را بانک ها از محل جمع آوری حاصل
استثمار انبوه توده های کارگر مفت و مجانی و بدون نیاز به
بازگشت به این سرمایه داران هدیه می کنند. آن ها با این سرمایه
های اعطایی، نیروی کار مزدی شبه رایگان و حتی رایگان و بدون
هیچ دستمزد را مورد استثمار قرار می دهند. همین سرمایه داران
در حالی که سرمایه را مفت و رایگان دریافت کرده اند و نیروی
کار را هم مفتی استثمار می کنند زمین و زمان را از شکایت
درباره وضعیت بد مالی و کسادی بازار پُر می کنند و در قبال این
غوغاها باز هم سرمایه و سرمایه و سرمایه به صورت وام دریافت می
دارند. با وام ها و سرمایه های جدید کارخانه و بازهم کارخانه
می سازند و حتی چین و ماچین را به قلمرو انباشت های عظیم خود
تبدیل می نمایند. آنان بازهم فریاد می زنند که زیر فشار وضعیت
بد مالی نه قادرند دستمزد کارگران را بپردازند، نه می توانند
دیون بانکی خود را پرداخت کنند و نه قادر به بازپرداخت بدهی
های خود به سازمان تأمین اجتماعی هستند. سرمایه داران در همه
جای دنیا اربابان بی عنان مصون از هر نوع بازخواست هستند اما
سرمایه دار بودن در جامعه ایران چنان نعمتی است که سرمایه
داران دیگر دنیا نمی توانند با چشم حسادت به آنان نگاه نکنند.
28 مهر 87
253- کودکان کار ايرانى يا افغان ؟: دردهاى مشترک کودکان کار
در سراسر جهان :
به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 29 مهر
87 آمده است : فاطمه قاسم زاده کودکان کار در سراسر جهان
ويژگى ها و دردهاى مشترکى دارند که آنها را به هم نزديک مى
کند. اين همانندى ها، خاص کودکان نيست بلکه همه گروه هايى که
از وضعيت اقتصادى - اجتماعى مشخصى برخوردارند، داراى اين ويژگى
ها هستند.
هالبواکس از روانشناسان اجتماعى معاصر در پژوهش هاى خود نشان
داده است که افراد وابسته به يک گروه يا طبقه اجتماعي، در
کشورهاى مختلف وجوه مشترک بيشترى با يکديگر دارند تا افرادى که
به طبقات اجتماعى مختلف در يک کشور تعلق دارند. در واقع
وابستگى به گروه يا طبقه اجتماعى خاص، مشخص کننده وضعيت افراد
جامعه است. به عنوان مثال معلمان در کشورهاى مختلف به يکديگر
نزديک ترند تا معلمان در کشور خودشان با ساير گروه هاى اجتماعى
مانند کارمندان، پزشکان، صاحبان مشاغل آزاد و... علت اين وجوه
مشترک اين است که هر گروه و طبقه اجتماعي، از نظر اقتصادى
داراى پايگاه مشخصى است که نه تنها وضعيت اقتصادي، بلکه شيوه
تفکر، نگرش، رفتار و در مجموع زندگى او را نيز شکل مى دهد.
با توجه به نتايج اين پژوهش ها، کودکان کار نيز، از هر نژاد و
مليت، مشکلات مشترکى دارند. در ايران نيز کودکان کار افغانى با
کودکان هم گروه ايرانى خود، مسائل مشترکى دارند که مى توان
آنها را در چهار گروه طبقه بندى کرد.
- مشکلات اقتصادي؛ فقر، درآمد کم خانواده، بيکارى و... که علت
اصلى پرداختن کودکان به کار است.
- مشکلات اجتماعي؛ اعتياد، مهاجرت و پيامدهاى آن، تبعيض در همه
اشکال آن و...
- مشکلات فرهنگي؛ ناآگاهي، بى سوادي، خشونت نسبت به کودکان،
سوءاستفاده از کودکان به اشکال مختلف و...
- مشکلات خانوادگي؛ بى سرپرستي، بدسرپرستي، خانواده هاى گسسته،
تعداد زياد فرزندان و...
در مورد کار کودکان، مانند ساير مسائل و مشکلات اجتماعي،
معمولاً يک عامل به تنهايى موثر نيست بلکه مجموعه يى از عوامل
تاثيرگذار است. اگر عامل اقتصادى به عنوان علت اصلى مطرح مى
شود، ساير عوامل نيز به صورت پيش زمينه در بازتوليد کار کودکان
نقش اساسى دارند.در پژوهشى که در سال 1385 در مورد وضعيت
کودکان کار و خيابان در تهران انجام شد، تاثير اين عوامل در
مورد کودکان ايرانى و افغانى مورد بررسى قرار گرفت. نتايج اين
بررسى نشان مى دهد تفاوت بين کودکان کار ايرانى و افغانى در
ارتباط با نقش عوامل چهارگانه، مشاهده مى شود اما اين تفاوت ها
در مورد عوامل اقتصادى و اجتماعى معنى دار نيست و در مورد
عوامل فرهنگى و خانوادگى معنى دار است. به اين معنا که کودکان
افغانى از نظر وضعيت فرهنگى و خانوادگى شرايط نامناسب ترى نسبت
به کودکان ايرانى دارند و اين تفاوت ها ناشى از وضعيت خاص
کودکان افغانى به ويژه کودکانى است که از نظر اقامت در ايران
مجوز قانونى ندارند.کودکان کار افغانى را مى توان به گروه هاى
زير تقسيم بندى کرد.
- کودکانى که اقامت آنان در ايران قانونى است. اين کودکان
وضعيت مناسب ترى نسبت به ساير گروه ها دارند.
- کودکانى که مجوز اقامت قانونى در ايران را ندارند. اين
کودکان در شرايط دشوارى به سر مى برند.
- کودکانى که پدر و مادر آنها افغانى است. اين کودکان از نظر
تابعيت مشکلات کمترى دارند.
- کودکانى که يکى از والدين آنها ايرانى است. اگر پدر ايرانى
باشد اين کودکان از نظر تابعيت مشکلات کمترى دارند اما اگر
مادر ايرانى باشد از بخشى از حق هويت خود که داشتن مليت و
تابعيت است، به موجب قانون مصوب مجلس شوراى اسلامي، تا 18سالگى
برخوردار نيستند و در نتيجه از بسيارى از حقوق خود محروم مى
شوند.
- کودکانى که در ايران متولد شده و زندگى کرده اند و حتى
افغانستان را هم نديده اند.
- کودکانى که با پدر و مادر خود زندگى مى کنند.
- کودکان تک والد که با يکى از والدين خود، پدر يا مادر، به سر
مى برند.
- کودکانى که با خانواده خود نيستند و زندگى جمعى دارند. اين
کودکان يا خانواده خود را از دست داده اند يا خانواده آنان در
افغانستان هستند. اين کودکان بيشتر در سنين نوجوانى هستند.
گروه هاى مختلف کودکان کار افغانى هر يک مشکلات خاص خود را
دارند اما آنان که مجوز قانونى براى اقامت در ايران را ندارند،
در واقع از بسيارى از حقوق اساسى خود مانند آموزش، امنيت،
بهداشت، تامين اجتماعي، بيمه، خدمات پزشکى و... محرومند.
مهم ترين مشکلات کودکان کار افغانى را مى توان به شرح زير طبقه
بندى کرد.
محروم بودن از حق آموزش و رفتن به مدرسه؛ اگر کار طولانى و
خسته کننده، وقت و توانى براى درس خواندن باقى بگذارد، اين
کودکان نمى توانند از مدرسه استفاده کنند. کودکانى که داراى
کارت اقامت قانونى هستند، بايد شهريه بپردازند که پرداخت آن
برايشان دشوار است. به علاوه هزينه تهيه کتاب و لوازم التحرير
را که چندان هم اندک نيست، بايد به آن اضافه کرد.
اين کودکان نمى توانند از حمايت هاى آموزشى- اجتماعى سازمان
هاى غيردولتى که شامل سوادآموزى هم مى شود، استفاده کنند زيرا
اين سازمان ها به موجب قانون از ارائه خدمات به اين کودکان منع
شده اند. حتى مدارس خودگردانى را که خود افغان ها با حمايت و
مشارکت سازمان هاى غيردولتى داير کرده بودند و تعداد زيادى از
کودکان و نوجوانان افغانى را آموزش مى داد، تعطيل کرده اند.
محروم بودن از حق هويت؛ بسيارى از کودکان افغاني، يا شناسنامه
ندارند يا به علت ايرانى بودن مادر خود، تابعيت مشخصى ندارند
که اين وضعيت تا
18 سالگى يعنى پايان کودکى و نوجوانى ادامه دارد. اين محروميت،
تاثيرات زيانبارى بر رشد روانى- اجتماعى کودکان بر جاى مى
گذارد.
254- کارگران سد ماملو 5 ماه حقوق نگرفته اند :
ـ
به گزارش سایت سلام
دمکرات در تاریخ 28 مهر 87 آمده است :
حدود 500 کارگر سد ماملو در نزديکی منطقه
نظامی پارچين مدت 5 ماه است که حقوق و مطالبات خود را دريافت
نکرده اند. کارگران برای اعتراض دست به اعتصاب زده اند.
255- سازمان بين
المللی کار :بيکار شدن 20 ميليون نفر در اثر بحران مالی :
بخش فارسی بی بی سی در تاریخ 29 مهر 87
گزارش داده است :سازمان بين المللی کار هشدار داده است که
بحران مالی جهانی ممکن است تعداد بيکاران در جهان را 20 ميليون
نفر افزايش داده و تا پايان سال 2009 شمار بيکاران در جهان به
210 ميليون نفر برسد.
سازمان بين المللی کار همچنين پيش بينی کرده که 40 ميليون نفر
نيز به شمار گرسنگان در جهان اضافه خواهد شد و اين افراد ناچار
خواهند بود با پولی کمتر از يک دلار در روز زندگی کنند.
سازمان مورد بحث می گويد دولت ها پس از نجات بانک ها اکنون
بايد توجه خود را بر يک طرح نجات اقتصادی برای ايجاد اشتغال و
اجتناب از بحران اجتماعی متمرکز کنند.
درخواست بانک مرکزی آمريکا
در تحولی ديگر بن برنانکه رئيس بانک مرکزی آمريکا گفته است
برای مبارزه با ضعف اقتصادي، دولت بايد پول بيشتری صرف کند.
بن برنانکه در جريان سخنرانی در کميته بودجه مجلس نمايندگان
آمريکا گفت به جريان انداختن دور تازه ای از محرک های اقتصادی
که موجب افزايش فعاليت های اقتصادی خواهد شد ايده خوبی است.
اين اولين بار است که آقای برنانکه درخواست در نظرگرفتن مجموعه
کمک های مالی تازه ای توسط دولت را کرده است.
جورج بوش تا کنون تمايلی به اجرای اين پيشنهاد نشان نداده است.
قرار است رهبران هشت کشور صنعتی پيشرفته جهان در اجلاس ماه
نوامبر، يک رشته تدابير هم آهنگ برای مبارزه با بحران مالی
کنونی و جلوگيری از تکرار آن اتخاذ کنند.
احتمالا چين، هند و ديگر اقتصادهای بزرگ جهان نيز در مذاکرات
ماه نوامبر شرکت خواهند داشت.
تصميم انجام اين مذاکرات پس از درخواست گوردون براون نخست وزير
بريتانيا برای بازسازی صندوق بين المللی پول جهت کمک به نظارت
بر نظام های مالی جهان اتخاذ شد.
رهبران گروه 8 همچنين با از سرگيری مذاکرات تجاری که پيشتر در
سال جاری بی نتيجه ماند به اتفاق نظر رسيده اند.
256- صدور حکم حبس تعليقي براي 4 عضو سنديکاي شرکت واحد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 29 مهر 87 ؛
دادگاه انقلاب براي چهار نفر از
کارگران تعليقي شرکت واحد به جرم تبليغ عليه نظام و اقدام عليه
امنيت ملي، حکم حبس تعليقي صادر کرد.
به گزارش "ايلنا"، عطا باباخاني، سعيد ترابيان، يعقوب سليمي و
عليزاده حسيني از سوي دادگاه انقلاب به تحمل 6 تا 14 ماه حبس
تعليقي محکوم شدهاند.
پرويز خورشيد از وکلاي مدافع اين کارگران با تاييد آراء صادره
گفت: کارگران شرکت واحد از حق قانوني خود براي اعتراض به اين
احکام استفاده خواهند کرد.
به گفته خورشيد، اتهامات وارده مبني بر اقدام عليه امنيت ملي و
تبليغ عليه نظام مصداق نداشته و اعضاي سنديکاي کارگران شرکت
واحد در تشکل خود تنها به انجام فعاليتهاي صنفي مشغول بودند.
پايان پيام
257- عدم دریافت 4 ماه حقوق کارگران برق گیلان :
به گزارش سایت سلام
دمکرات در تاریخ 29 مهر 87 آمده است : کارگران برق گیلان مدت 4
ماه است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. آنها عیدی سال
پیش را نیز دریافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض دست به
اعتصاب زده اند.
258- گراميداشت اهداي رز نقره اي به سنديکاي کارگران شرکت واحد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 29 مهر 87 ؛
جمعي از فعالان کارگري روز گذشته
اهداي جايزه رز نقرهاي سوليدر به سنديکاي کارگران شرکت واحد
را گرامي داشتند.
به گزارش "ايلنا"، در اين مراسم چند ساعته که در يکي از محلات
جنوب تهران برگزار شد، علاوه بر اعضاي سنديکاي کارگران شرکت
واحد، فعالان کارگري و مدني، نمايندگاني از اتحاديه آزاد
کارگران ايراني، سنديکاي کارگران نقاش، جمعيت دفاع از حقوق
کودکان کار و خيابان و کانون مدافعان کارگر نيز حضور داشتند.
چهارشنبه گذشته جايزه رز نقرهاي سال 2008 سوليدر در پارلمان
اروپا به يوسف مولايي، وکيل قانوني و نماينده سنديکاي کارگران
شرکت واحد اهدا شد.
نهاد بينالمللي و غيردولتي سوليدر که 60 سال از زمان تاسيس
آن ميگذرد در سال 48 ميلادي و با هدف کمک بينالمللي به
کارگران جهان، هر سال جايزه رز نقرهاي خود را به اشخاص حقيقي
و حقوقي که در راه عدالت اجتماعي فعاليت ميکنند، اهدا
ميکند.
سال 2005 جايزه اين نهاد به خوان سوماويا، رييس سازمان جهاني
کار
ILO
تعلق گرفت.
پايان پيام
258- رييس سازمان کار استان خبر داد؛
بيکاران بوشهري راننده مي شوند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 29 مهر 87 ؛
مقرري بگيران بيمه بيکاري تسهيلات
اشتغالزايي خريد خودرو دريافت ميکنند.
به گزارش روابط عمومي سازمان كار وامور اجتماعي استان بوشهر،
حسين باشي زادگان رييس سازمان كار استان افزود: همه مقرري
بگيران كه داراي حداقل 8 ماه مانده مقرري بيمه بيكاري و داراي
گواهينامه راهنمايي و رانندگي باشند، ميتوانند از اين
تسهيلات يادشده استفاده كنند.
وي تصريح كرد: اين تسهيلات شامل 280 دستگاه خودرو كاميونت شركت
آميكو است كه با ضمانت 10 سال خدمات پس از فروش براي اشتغال
مجدد مقرري بگيران بيمه بيكاري اختصاص يافته است.
وي افزود: قيمت تمام شده اين خودروها 158 ميليون ريال است كه
100 ميليون ريال آن از طريق تسهيلات تامين ميشود.
وي اظهار داشت: تسهيلات يادشده با كارمزد 4 درصد و دوره
بازپرداخت 5 ساله و با تخفيف 10 درصد است.
وي خاطر نشان كرد: تمامي شركتهاي صنعتي، توليدي و خدماتي به
شرط جذب و به كارگيري يك نفر از مقرري بگيران از اين تسهيلات
استفاده كنند.
وي يادآور شد: مقرري بگيران و مديران شركتهاي داراي شرايط
ميتوانند دريافت تسهيلات درخواست خود را به ادارات كار وامور
اجتماعي استان ارائه كنند.
پايان پيام
259-
نرخ بیکاری دو رقمی شد
:
به نوشته روزنامه سرمایه از قول ایسنادر
تاریخ دوشنبه 29 مهر 87 آمده است : وزیر کار و امور اجتماعی
اعلام کرد: «سیاست های انقباضی بانک مرکزی که در شش ماه نخست
امسال اعمال شد، نرخ بیکاری را در سال جاری دو رقمی خواهد
کرد.»
سیدمحمد جهرمی در پاسخ به این سوال که پیش
بینی وی از میزان نرخ بیکاری در سال جاری چگونه خواهد بود،
گفت: « متاسفانه سیاست های انقباضی بانک مرکزی موجب بروز
مشکلات بسیاری برای تولید، کارگران و به خصوص سرمایه در گردش
واحدهای تولیدی شد به طوری که براساس آخرین آمارهای منتشره از
سوی مسوولان تامین اجتماعی، در شش ماهه نخست سال جاری بیش از
250 هزار نفر از کارگران بیکار شده اند.» وی افزود: «این آمار
جدا از آمار مربوط به بیکاری بخشی از کشاورزان است که به دلیل
خشکسالی سال جاری اتفاق افتاده است.» وزیرکار و امور اجتماعی
با تاکید براینکه «با توجه به این روند قطعاً نرخ بیکاری در
سال جاری تک رقمی نخواهد بود»، تصریح کرد: «حاصل این اتفاقات
موجب شده نه تنها امسال نرخ بیکاری تک رقمی نشود، بلکه به دلیل
افزایش بیکاری و ورود نیروهای جدید به بازار نرخ بیکاری باز هم
افزایش یابد.»
260- كارخانه شماره يك نساجي قائم شهر تعطیل شد :
كارخانه شماره يك نساجي قائم شهر چند روزي
است تعطيل شده و
كارگران آن در بلاتكليفي بسر مي برند.
مسئولان كارخانه شماره يك شهرستان قائم شهر
مي گويند به علت
پرداخت نکردن بدهي هزينه برق از سوي
كارخانه، شركت توزيع برق قائم شهر اقدام به قطع
برق كارخانه کرده است.
منبع : " خبرنامه فعالین مازندران "
261- سعيد شيرکوند در گفتگو با ايلنا:
اخذ ماليات قانوني فشاري بر قشر آسيب پذير وارد نمي کند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 29 مهر 87 ؛
به اعتقاد يک اقتصاددان اگر ماليات
بر ارزش افزوده بر اساس سازوکارهاي قانوني اجرا شود، هيچ
فشاري به طبقه آسيبپذير جامعه وارد نخواهد شد.
به گزارش "ايلنا"، سعيد شيرکوند گفت: ماليات بر ارزش افزوده
تنها بايد يکبار و آن هم در آخرين مرحله توليد و از مصرف کننده
نهايي گرفته شود. در غير اين صورت اخذ چنين مالياتي ناعادلانه
خواهد بود.
وي با بيان اينکه نحوه وصول اين ماليات در هر کشور برحسب سيستم
مالياتي توليد و توزيع و عرضه کالا و خدمات ميتواند متفاوت
باشد، افزود: با اين حال ماليات بر ارزش افزوده نبايد بيش از
يکبار از کالايي اخذ شود.
به گفته شيرکوند، اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده نيازمند
وجود سازوکارهايي است تا به کمک آن در هنگام فروش کالاي نهايي
به مصرف کننده نهايي، ماليات آن وصول و به حساب دولت ريخته و
بابت آن فاکتور صادر شود.
وي تاکيد کرد: درصورتي که اين قانون بدون سازوکارهاي لازم
ايجاد شود،ممکن است به نام ماليات ارزش افزوده، مبالغي
غيرقانوني از خريدار نهايي کسر شود.
پايان پيام
|
262- چگونه درمقابل خانواده خجالت نكشم؟
در منطقه
ما يك كيلو پياز 400تومان است,يك كيلو گوشت هفت
هزارتومان است.من جوابگوي خانو اده ام نيستم. شب
تا صبح بچه ها ميگويندكه دفتر و كتاب ميخواهيم.يك
كارگريا يك راننده كه ماهانه بيشتر از 250 تا 300
هزارتومان حقوق نميگيرد.چگونه جلوي خانواده اش
سربلند كند؟چگونه ميتوانند جلوي آنها
شرمسارنباشد؟هميشه وقتي ميخواهند فقر را نشان
بدهند.آفريقايها را مثال ميزنند اين درحالي است كه
وضعيت ما از آفريقايها بسيار بدتراست.و اين واقعيت
امروز كشورمااست.
انجمن صداي كاوه ها |
|
263- درد دل های یک کارگر راننده:
«....
من در عسلویه كار می كردم،
امادرحال حاضر یک
راننده بازنشسته هستم. از
ما بپرسید كه چه مشكلی
نداریم؟ تمامی
كارهای
ما مشكل است. فقط یك
محموله را که می خواهیم
تحویل بگیریم، پنج ساعت
معطل می شویم.
در برف و باران وسرما وگرما
مجبوریم در جاده ها کار کنیم. شما
نمی دانید كه چقدر ما
باید دربیابان ها
و جاده ها بخوابیم تا یك پنچرگیری
بکنیم. در جامعه هیچ
اسمی از راننده نیست. در صورتی كه بار اصلی این
جامعه روی دوش
رانندگان است. رنج دنیا روی ما
رانندگان سرشکن
شده است. در این
کشور از هیچ
ارزش و
اعتباری برخوردار نیستیم.
وقتی به بانك هم می
رویم نه امضای ما را قبول دارند.و نه این كه به ما
وام می دهند.
بیمه
فقط برای ما
مشكل ایجاد می كند.
كسی كه 300 هزارتومان
ماهیانه درآمد دارد از كجا بیاورد كه شصت
هزارتومان برای حق بیمه
پرداخت کند؟ آیا این
راننده خرج ندارد و خانواده ندارد؟ مردم دلشان خوش
بود كه بیمه را كم كردند ولی دوباره اضافه كردند.
اگر چند روز هم این
بیمه را ندهید باید كلی جریمه بپردازید. هیچ جایی
برای شكایت وجود ندارد
همه جا فقط
اذیت می كنند. همه
كارگران هم همین وضعیت را دارند. مشكل كه یكی دو
تا نیست.
فقط باید بسوزیم و بسازیم.
وقتی قانون یقه سرمایه دار
را نمی گیرد
و با او همدست می شود،
وضعیت ما كاملا مشخص است.
الان 5 سال است که برای کارخانه
تراز بوشهر کار می کنم. در این مدت 11 میلیون
تومان دستمزد از صاحبان شرکت طلب دارم. اما یک
ریال آن را پرداخت نکرده اند. من ماشین مال خودم
نیست. از دیگران گرفته ام و برای سرمایه دار
کارکرده ام. اما به این سرنوشت دچار شده ام.
کارفرمایی که برایش جان کنده ام و دستمزدهای مرا
نپرداخته است الان در بیت رهبری پست مناسبی برای
خود دست و پا کرده است. من چگونه می توانم از
سرمایه داری که این همه نفوذ دارد دستمزدهایم را
بگیرم؟! چه کسی حاضر است اصلاً به حرف من گوش
کند؟! من 5 سال برای این سرمایه دار کار کردم و
الان که دارم حرف می زنم اگر او را ببینیم دلم می
خواهد یک راست او را بکشم، اگر چه می دانم به
زندان می افتم. آن هایی که مرتکب قتل می شوند مگر
دلشان می خواهد که قاتل باشند. آن ها هم مانند من
این چنین مورد ظلم و جنایت قرار می گیرند.
من درعسلویه پوست بدنم خشك شده
است. و اصلا نمی
توانم تكان بخورم. این همه بلا
به سر ما آوردند. واقعا این ها ظلم نیست؟.
یك اسكله در
این منطقه وجود دارد.
خدا می داند كه چند میلیون برای ساخت این اسكله
هزینه كردند ولی حتی
یك ریال
به هیچ
كارگری
ندادند. تعداد زیادی تجهیزات
از لودر
گرفته تا چیزهای دیگر
آوردند وتعداد زیادی
كارگر استخدام نمودند
كه در این جا كار می
كردند. شما نمی دانید یك كارگر برای گرفتن دویست
هزارتومان حقوق چه زجری باید بكشد.
در عسلویه یک شرکت بود به نام شرکت شیلکو بختیاری.
در ابتدای كار پول
كارگران رابرای مدت كوتاهی پرداخت كرد. اما یك روز
دیدیم كه جمع كرد و رفت، بدون این كه طلب
های كارگران را
بپردازد.
كارگران در عسلویه روی كارتون
می خوابیدند.
تا كار را شروع كنند.
بعداز سه ماه تا چهار ماه كه با این شرایط كار
كردند این شركت جمع کرد.
پول این بدبخت ها را
خورد و رفت
و هیچ كس هم پاسخگوی هیچ
چیز نشد.
تلویزیون و دوربین ها هم هیچ
وقت حقایق را نمی گویند.
این ها فقط هرجا كه
منافع حاكمیت اقتضا
می كند خود را نشان می دهند.
در منطقه ما یك كیلو پیاز 400
تومان است.
یك كیلو گوشت هفت هزار
تومان است. من جوابگوی خانواده ام نیستم. شب تا
صبح بچه ها می گویند كه دفتر و كتاب می خواهیم. یك
كارگر كه ماهانه بیشتر از 250 تا 300 هزارتومان
حقوق نمی گیرد،
چگونه جلوی خانواده اش سر بلند
كند؟ چگونه می تواند جلو
زن و بچه هایش شرمسار
نباشد؟ همیشه وقتی می خواهند فقر را نشان بدهند
آفریقایی
ها را مثال می زنند. این درحالی است كه وضعیت ما
از آفریقایی ها هیچ بهتر
نیست. واقعیت امروز این کشور این است.»
منبع : انجمن صدای کاوه ها 29 مهر
87
264- هيچ قانوني بر روستايي ما نيست يا هيچ جاي
ايران قانون نيست؟
در
روستاي چله گاه دوازده سال است كه جنگ ودرگيري
است. الان يك نفر كشته شده و ده نفرنيز تير
خوردندآنها هم كه رندان ميروند. بدتر ميشوند.هيچ
قانوني در روستايي ما حاكم نيست. در اين روستا به
دختري تير زدندو از زندگي محرومش كردند و ديگه دو
سال در خانه افتاده است ضارب ده روز زندان رفت.
الان دارد براي خودش آزادميچرخد.به يك نفر تير
زدند و زانويش قطع شده است و ديگري نيزتيردرشكمش
خورده است. واز آن طرف بيرون آمده همين الان يكي
ميخواست يك نفرديگر رابكشد. به او گفتندكه چرا اين
كار را كردي گفت من ميخواهم ازاواعتراف بگيرم چرا
نبايد در اين منطقه امنيت باشدچرا نبايددر منطقه
ما قانون باشد؟؟؟ ما به عصرحجر برگشتيم.
او باتير زده و كاسه چشم نفررا
ازحدقه بيرون آورده است چرا بايد براي خودش راحت
بچرخد؟؟؟ضارب ده روز زندان رفته است. وبا پنج
ميليون رشوه اي كه داده است.الان آزاد است فردا
دوباره يك جرم ديگر را مرتكب ميشود.
وباز هم بارشوه مسئله اش راحل ميكند.اين وضعيت
كشورما است.
منبع : انجمن صدای کاوه ها
265- كارخانه تراز بهشهرپنج سال است كه مطالبات
مارا نميدهد:
الان مدت
پنج سال است كه پول از اين شركت طلب دارم.دوسال
روي ماشين مردم كاركردم.يازده ميليون اين شركت به
من بدهكاراست ولي كارفرما پول را نداده وفرار كرده
است. به هركس هم شكايت ميكنيم ميگويندديگر فايده
ندارد.
اين
كارفرما الان در تهران كارميكند ميگويندكه در بيت
رهبري كار ميكند اسمش عطا كارگر است و پارتي او
قوي است. وازآنجاكه با آقازاده ها رابطه دارد
درمقابل آنهاكسي حرف ماراتحويل نميگيرد كه او حق
ما را خورده است.
ما از او
هم شكايت كرديم.فراري است دادگاه بوشهر هم
ميگويدشمابايد يك نفر از بوشهر بياوريدكه اين برگه
راامضاء كند اين درحالي است كه من خودم اهل چهار
مهال بختياري هستم. چگونه بايداز اين شهر
امضاءبياورم؟
به هركس
هم كه ميگويمكه امضاءميگويدكه ده ميليون تومان
بدهيدكه من به عنوان شاهد امضاءكنم.
ما هميشه
با اين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنيم.ما مجبوريم
كه كار كنيم .اويازده ميليون تومان ازپول من
راخورده است در صورتيكه اين ماشين مربوط به من
نيست من روي اين ماشين كار ميكنم صاحب ماشين خيلي
انسان بزرگواري است.به من گفته كه هروقت طلبت را
گرفتي پول را به من برگردان
ولي
نميدانم كجا بروم الان پرونده در دادگاه بوشهر
است.متهم خودش فراري است.و پسرش اينجا بود وقتي هم
به دادگاه مي رفتم و مي گفتند پسرش كه بدهكار نيست
بلكه پدرش اين كاررا كرده است.برويد او را بگيريد.
ما كجا
برويم او را پيدا كنيم؟ به خداقسم من با ماشين
مردم سنگ سوار كردم و با آن دريا ر ا پر كردم چون
خواسته اين فرد بود.
الان كه
اين حرفها را ميزنم آنقدر تحت فشارهستم.كه اگراو
راببينيم بايد او را بكشم
اما
وقتي يك اتفاق هم بيافتد گوشه زندان بايد بروم و
آبروو حيثييتي برايم نمي ماند
شمافكرميكنيد تمام آدمهاي كه قتل انجام ميدهند مگر
دلش ميخواهدكه اين كار رابكند نميخواهد كه اين كار
را بكند هيچ كس عمدااين كار را انجام نميده از
مجبوري است كه دست به اين كار ميزنند .
من درعسلويه پوست بدنم خشك شده
است. و اصلا نميتوانم تكان بخورم.اين همه بلابه سر
ماآوردند.واقعااين ها ظلم نيست؟ واقعا زور نيست؟
ما آدمهاي بيسوادهستيم.پيدا كردن اين فرد مثل گشتن
به دنبال سوزن در كاه دان است.تازه اوراهم پيدا
كنيم.آن را با چه مدركي ميتوانيم.دستگير كنيم.وقتي
قانون يقه اورا نميگيرد.بلكه با او هم دست
ميشودبنابراين وضعيت ما كاملا مشخص شده است.
منبع : انجمن صدای کاوه ها |
266- معاون وزارت کار وامور اجتماعي خبر داد؛
بيش از 8 هزار کارگر به جرگه مقرري بگيران بيکاري افزوده
ميشوند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 30 مهر 87 ؛
معاون روابط كار وزارت كار وامور
اجتماعي از تصويب 64 طرح اصلاح ساختار بنگاههاي اقتصادي خبر
داد.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار وامور
اجتماعي، ابراهيم نظري جلالي هدف از تصويب طرحهاي اصلاح
ساختار را بهينه كردن توليد در چارچوب سياستهاي اقتصادي كشور
دانست و گفت: با تصويب طرحهاي اصلاح ساختار 8 هزار و 85
كارگر تحت پوشش بيمه بيكاري تا راهاندازي مجدد بنگاهها
قرار گرفتند.
وي با اشاره به اينكه به منظور جلوگيري از تعطيلي بنگاههاي
اقتصادي، سازمانهاي كار موظف به بررسي وضعيت شركتهاي داراي
مشكل هستند، گفت: واحدهاي متقاضي اصلاح ساختار براي بهينه كردن
توليد و خدمات ميتوانند طرحهاي توجيهي خود را پس از اخذ
موافقت از وزارت صنايع و يا ديگر دستگاههاي مسئول به سازمان
كار ارائه كنند.
وي يادآور شد: در طرحهاي توجيهي فني و اقتصادي بايد وضعيت
نيروي انساني قبل و بعد از اجراي طرح مورد توجه قرار گيرد.
نظري جلالي افزود: سازمانهاي كار موظف هستند پس از دريافت
تقاضاي اصلاح ساختار گزارش تفضيلي لازم را طبق دستورالعمل
تدوين و در جلسات كميته استاني و سه جانبه بررسي كنند.
وي گفت: طرح اصلاح ساختار پس از طي فرآيند يادشده گزارش به
اداره كل پيشگيري از بيكاري کارگران در وزارت كار ارسال و پس
از بررسي مجدد طرح در شوراي عالي كار ظرف يك ماه دراين خصوص
تصميمگيري ميشود.
پايان پيام
267- دادگاه افشین شمس قهفرخی برگزار شد:
روز دوشنبه 29/7/87 جلسه دادگاه افشین شمس
قهفرخی - فعال کارگری - با حضور وکیل ایشان آقای محمد شریف در
دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان برگزار شد. در این جلسه، قاضی
دادگاه اتهام افشین شمس را محاربه به دلیل عضویت در حزب
کمونیست ایران اعلام کرد. مستند قانونی قاضی دادگاه ماده 186
قانون مجازات اسلامی است که نص آن چنین است : « هر گروه یا
جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام
که مرکزیت آن باقی است تمام اعضاء و هواداران آن، که موضع آن
گروه یا جمعیت یا سازمان را می دانند و به نحوی در پیشبرد
اهداف آن فعالیت و تلاش موثر دارند، محاربند اگر چه در شاخه
نظامی شرکت نداشته باشند.» پس از تفهیم اتهام توسط قاضی،
افشین شمس که از روحیه خوبی برخوردار بود از خود دفاع کرد.
محمد شریف، وکیل شمس، نیز با آن که قبلا لایحه دفاعیه کتبی به
دادگاه ارائه کرده بود در این جلسه به طور شفاهی نیز از موکل
خود دفاع کرد. سپس قاضی از افشین شمس خواست که اگر به عنوان
آخرین دفاع مطلبی دارد بیان کند. اخذ آخرین دفاع به این معناست
که این جلسه، آخرین جلسه دادگاه شمس است و قاضی باید رای خود
را صادر کند. جلسه دادگاه پس از آخرین دفاع افشین به پایان
رسید و قرار است رای دادگاه به زودی اعلام شود. در این جلسه،
وکیل افشین از دادگاه درخواست کرد که قرار بازداشت او به قرار
کفالت تبدیل شود.
از آنچه در فضای دادگاه گذشته است می توان
چنین استنباط کرد که دفاعیات شمس و وکیل او قاضی را مجاب کرده
است که شواهد و قرائن موجود برای اثبات اتهام محاربه کافی نیست
و به احتمال زیاد این اتهام منتفی خواهد شد. ما از افشین شمس
قهفرخی به عنوان فعال کارگری دفاع می کنیم و خواهان آزادی بی
قید وشرط او هستیم.
30مهر 87
268- اجتماع اعتراضی کارگران پاکدشت:
کارگران شرکت موسوم به « سازمان مایه» پاکدشت
مدت ها است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. سرنوشت
اشتغال آنان نیز هیچ معلوم نیست. دیری است که خطر قطعی شدن
تعطیل کامل کارخانه و افتادن در ورطه بیکاری همه کارگران را
به وحشت انداخته است. سرمایه داران صاحب شرکت از یک سو دستمزد
توده های کارگر را پرداخت نمی کنند و از سوی دیگر هیچ دریچه ای
به سوی تضیمن اشتغال بر روی آنان باز نمی کنند. کارگران چند
ماه است که در حال اعتراض و مبارزه هستند. اجتماع اعتراضی روز
دوشنبه 29 مهر 87 نیز صحنه ای از همین پیکارهای طولانی است.
کارگران در این روز در مقابل اداره دادگستری شهر جمع شده و
شروع به اعتراض و طرح خواسته های خویش کردند. پرداخت فوری
دستمزدهای معوقه و تضمین امنیت اشتغال در صدر خواسته های
کارگران قرار دارد. این اجتماع اعتراضی از ساعت 8 و 30 دقیقه
صبح آغاز شد و تا ساعت 11 ادامه یافت. اجتماع کنندگان معترض
اعلام کردند که تا دستیابی به نتیجه مطلوب به مبارزه ادامه
خواهند داد .
30 مهر 87
269- اعتصاب معلمان در سنندج:
معلمان مدارس راهنمایی سنندج چند روز است که
در اعتصاب به سر می برند. مدرسه پسرانه حیدر محی واقع در
خیابان سیروس و مدرسه حافظ واقع در خیایان شالمان به دلیل
اعتصاب معلمان به طور کامل تعطیل هستند.
اعتصاب کنندگان خواستار پرداخت مطالبات
خویش و تضمین امنیت شغلی خود هستند. آنان اعلام کرده اند که تا
تحقق خواسته هایشان به مبارزه ادامه خواهند داد.
30 مهر 87
270- یک خبر از شرکت نساجی پارس ایران
:
دو هفته پیش، 51 کارگر بازنشسته کارخانه
نساجی پارس ایران در رشت 4 نفر را از میان خود به عنوان
نماینده انتخاب کردند که به کاخ ریاست جمهوری در تهران بروند و
مشکل عدم دریافت مطالبات بازنشستگی خود را به گوش رئیس جمهوری
برسانند. در تهران، بی آن که از سفر قریب الوقوع احمدی نژاد به
رشت هیچ چیزی به این 4 نماینده کارگر گفته شود به آنان تذکر
داده شد که به رشت برگردند، چند روز دیگر خواهند توانست مشکلات
خود را با رئیس جمهوری اسلامی درمیان گذارند. پس از آن که
احمدی نژاد در روز چهارشنبه 24/7/87 به رشت سفر کرد، کارگران
بازنشسته پارس ایران تصمیم گرفتند که در سخنرانی او در ورزشگاه
بزرگ رشت شرکت کنند و مطالبات خود را روی پارچه ای بنویسند و
در معرض دید رئیس جمهوری عدالت گستر !! اسلامی قرار دهند. اما
اداره اطلاعات رشت از این اقدام کارگران جلوگیری کرد و کارگران
را تهدید نمود که درصورتی که این کار بکنند تمام آنان را
دستگیر خواهد کرد. به این ترتیب، کارگران یک بار دیگر بیهودگی
و بی ثمری این گونه عرض حال ها و شکایت بردن از دزدان پیش رئیس
دزدان را تجربه کردند.
لازم به ذکر است که شرکت نساجی پارس ایران
متعلق به سرمایه داری به نام جواد افراشته است که تاکنون به
بهانه راه اندازی کارخانه و پرداخت مطالبات و حل مشکلات
کارگران ده ها میلیارد تومان از بانک های مختلف دولت جمهوری
اسلامی دریافت کرده و این مبالغ هنگفت را به جای راه اندازی
کارخانه پارس ایران و حل مشکلات کارگران در زمینه های گسترده
سرمایه گذاری کرده است. این سرمایه دار از جمله سرمایه داران
«اصلاح طلب» !! است و در کنف حمایت کروبی قرار دارد.
30 مهر 87
271- کلامی چند درباره طومار نویسی کارگران ساختمانی کردستان
:
کارگران ساختمانی
کردستان با ارسال طوماری برای هیئت رئیسه مجلس خواستار دفاع
مجلسیان از بیمه کارگران ساختمانی شده اند. محتوای این نامه
عمدتا هشدار به نمایندگان مجلس برای رعایت بندها و مواد و
تبصره های مختلف قانون اساسی است. بند 9 اصل 3، بند 12 اصل 3،
اصل 29 بند فلان و مانند این ها. این که چرا کارگران به نوشتن
این طومار اقدام کرده اند برای ما کاملا قابل فهم است.
نمی توان منکر شد
که بسیاری از کارگران درحالی که به طور عینی و مادی علیه
سرمایه مبارزه می کنند به قوانین سرمایه توهم دارند و به آن
استناد می کنند. و آفریننده این توهم نیز خودِ مناسبات سرمایه
داری است. به عبارت دیگر، توهم کارگران به قوانین سرمایه داری
امری صرفا ذهنی نیست و مبنایی عینی در درون خودِ جامعه سرمایه
داری دارد. گرایش به قانون و رفرمیسم را در میان کارگران خودِ
مناسبات سرمایه داری بازتولید می کند. درست است که سندیکالیست
ها و احزاب رفرمیست اعم از چپ و راست برای خدمت گذاری به نظام
سرمایه داری این گرایش را تئوریزه و رهبری می کنند اما اینان
فقط بر بستر این گرایش عینی و مادی می توانند این کار را
بکنند. بنابراین، یک دلیل طومارنویسی کارگران ساختمانی کردستان
و استناد آن ها به قانون سرمایه توهم بخش هایی از آنان به این
قانون است. اما این تمام مسئله نیست. هستند کارگران بسیاری که
به قوانین سرمایه داری توهم ندارند و نیز خوب می دانند که معضل
دولتیان و از جمله هیأت رئیسه یا اعضای مجلس سرمایه بی اطلاعی
از این قوانین نیست. آنان می دانند که کلمه به کلمه آنچه در
جامعه سرمایه داری نام قانون بر خود دارد توسط متفکران،
نمایندگان سیاسی، حقوق دانان و زعمای نظام بردگی مزدی طرح و
تنظیم و تصویب شده است. بیشتر کارگران ساختمانی کردستان و بخش
زیادی از کارگران ایران و جهان، اگرچه به صورت خودجوش و
خودانگیخته، اما به هرحال تضاد و تعارض آشتی ناپذیر خویش با
سرمایه داران، دولتمردان سرمایه و نظام سرمایه داری را درک می
کنند. خیلی خوب می دانند که قانون سرمایه قرار نیست مدافع حقوق
آنان باشد. خوب می دانند که منافع آنان با منافع سرمایه داران
مشترک نبوده و نمی تواند باشد. از این گذشته خوب هم می دانند
که با عریضه نویسی و توسل به قانون گرهی از مشکلات آن ها گشوده
نمی شود. این کارگران مانند بسیاری از کارگران ایران این حقایق
را خوب می دانند و این جاست که ما در مقابل این سئوال قرار می
گیریم که پس چرا این کارگران به رغم فقدان توهم به قوانین
سرمایه داری بازهم به این قوانین استناد می کنند و به عریضه
نویسی و ارسال طومار به مقامات سرمایه روی می آورند؟ به نظر
ما، علت این امر آن است که این کارگران خود را در حالت
استیصال، ناتوانی و فقدان راه چاره عملی برای اعمال قدرت متحد
طبقاتی احساس می کنند. راز توسل آنان به طومار نویسی و رجوع به
قانون سرمایه در اینجا نهفته است. آن ها خود را در موقعیتی سخت
ضعیف مشاهده می کنند و همین احساس ضعف است که آنان را به سمت
نوشتن طومار و بستن دخیل به دار قانون سرمایه سوق می دهد.
این بی قدرتی و
احساس ضعف بدبختانه در فرهنگ و ایدئولوژی احزاب و فرقه ها
تعبیری سخت وارونه پیدا کرده است. این ها چنین وانمود می کنند
که گویا کارگران عموماً و به طور مثال همین دوستان کارگر
ساختمانی کردستان اصلاً تضاد و تعارض خود با سرمایه و سرمایه
داران و دولت سرمایه داری را نمی فهمند. و گویا تنها مشکل آن
ها این است که باید عده ای نخبه و شایسته و اهل فهم از خارج
طبقه آن ها و آن چنان که خودشان می گویند دانشوران طبقات بالا
یعنی همان اصحاب احزاب و گروه ها بیایند و اینان را از ورطه
گمراهی به راه راست هدایت کنند!! ما در اینجا قصد تشریح این
بحث را نداریم زیرا در باره بی پایه و وارونه بودن این دریافت
ها به اندازه کافی بحث کرده ایم. روی سخن ما نه با هیچ دار و
دسته و حزب و فرقه بلکه فقط با همزنجیران درون طبقه خود یعنی
کارگران ساختمانی کردستان و همه کارگران همسرنوشت آنان است.
مشکل اصلی بسیاری از این کارگران احساس ضعف و بی قدرتی و فقدان
توان لازم برای اعمال قدرت مؤثر علیه دشمن طبقاتی است. آنان در
غیاب این توانایی احساس می کنند که «کاچی بهتر از هیچی» است.
با خود می گویند شاید حالا که کار دیگری از دستمان ساخته نیست
با الحاح و عجز و لابه بتوان در دل سنگ دولتمردان ضدکارگر راهی
بازکرد. طومارنویسی این دوستان حدیث دنیای یأس و احساس عجز
آنان است. درست به همین دلیل همه حرف های ما نیز روی محور ضعف
و فروماندگی و احساس استیصال متمرکز است. واقعیت این است و
تمامی تجارب تاریخی به ما یاد داده است که اگر هم با خواهش و
حیلت و حالت بتوان حتی در سنگ خارا راهی بازکرد در دل سخت تر
از سنگ خارای سرمایه داران و دولتمردان نظام سرمایه داری امکان
گشودن هیچ راه و روزنه ای وجود ندارد. نمی توان واقعیت زمخت بی
قدرتی و ضعف را به حال خود رها کرد و تلاش برای رفع آن را با «
کاچی بهتر از هیچی» جایگزین ساخت. هیچ راهی برای ما وجود ندارد
جز این که بر موقعیت ضعیف و فرسوده و متشتت خود غلبه کنیم. قبل
از هر چیز باید قبول کرد که این کار یعنی غلبه بر وضعیت اسفبار
پراکندگی و ناتوانی امکان پذیر است. تاریخ همه جا با صدای بلند
این امکان پذیری را فریاد زده است. خودِ کارگران کردستان در
طول همین 30 سال اخیر و در متن گسترده ترین حمام خون های دولت
سرمایه داری دنیایی مبارزه کرده اند. یک معضل اساسی درمورد این
مبارزات آن بوده که اهداف واقعی طبقاتی مان و تحقق انتظارات و
مطالبات ضدسرمایه داری ما را دنبال نمی کرده است. ما متشکل شده
ایم، اما به صورت پیشمرگ جنبش های دیگر و به عنوان سیاهی لشکر
رفرمیسم راست یا چپ وارد میدان شده ایم. خطر کرده ایم و بسیار
هم وسیع و حاد و جدی خطر کرده ایم، اما نه در هیئت فعالان طبقه
خویش برای سازمانیابی جنبش ضدسرمایه داری توده های همزنجیر
بلکه در چهارچوب یک رژیم ستیزی خلقی و ضدامپریالیستی و
غیرکارگری که نمایندگان جنبش های دیگر پیش روی ما قرارداده
اند. در یک کلام، ما سال ها مبارزه کرده ایم، خطر کرده ایم و
دست به سازمان دادن توان خویش زده ایم. پس، ما از عهده انجام
این کارها بر می آییم. اساس بحث این است که باید این کارها را
در میدان واقعی کارزار طبقاتی خود علیه سرمایه انجام دهیم.
باید خودمان به عنوان فعالان جنبش ضدسرمایه داری طبقه مان عزم
جزم کنیم و برای سازمانیابی وسیع توده ای خویش علیه سرمایه دست
به کار شویم. باید دست همدیگر را بفشاریم و «منشورمطالبات
پایه ای طبقه کارگر ایران» را به نقطه عزیمت مبارزه شورایی و
سراسری خود علیه سرمایه تبدیل کنیم .
همزنجیران!
بسیاری از شما مثل
روز روشن می دانید که با طومارنویسی هیچ گرهی از هیچ مشکل
کارگران حل نخواهد شد. قانون نه وسیله احقاق حق ما کارگران
بلکه ابزار دست سرمایه داران برای درهم کوبیدن هر جنب و جوش
ضدسرمایه داری ماست. آنچه سرمایه داران و دولت شان آن را حق می
نامند دنیای ناحقی و ظلم و ستم علیه ماست. نه توسل به قانون و
نه نگاشتن طومار هیچ کدام علاج درد ما نیست. باید به پا خیزیم،
باید بر تشتت و ضعف و فروماندگی خود غلبه کنیم. باید متشکل
شویم و با اتکا به قدرت متحد و شورایی خود نظام سرمایه داری را
به چالش بکشیم. با اتکا به قدرت متحد خود مطالبات روزمان را بر
نظام سرمایه داری تحمیل کنیم و از درون شوراهای سراسری
ضدسرمایه داری توده های طبقه مان برای نابودی نهایی نظام
سرمایه داری و استقرار جامعه ای عاری از هرگونه کارمزدی به پیش
تازیم. این تنها راه نجات ماست.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری
30 مهر 87
272- تجمع اعتراضی مردم در بوشهر عليه وزرت نفت :
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 30 مهر 87 آمده است : دوشنبه
شب شمارى از معتمدين، جوانان، نوجوانان و قشرهاى مختلف مردم
بوشهر با حضور در مسجد توحيد اين شهر نسبت به سياستهاى
تبعيضآميز وزارت نفت در انتقال دفاتر شركتهاى نفتى و همچنين
به كارگيرى نيروهاى غيربومى در تاسيسات نفت و گاز عسلويه
اعتراض كردند.
به گزارش خبرگزارى فارس از بوشهر، مدتى است كه وزارت نفت
عليرغم مصوبه دولت مبنى بر انتقال دفاتر شركتهاى نفتى به
مراكز عملياتى نفت جنوب، درصدد انتقال اين دفاتر به استان فارس
و شهر شيراز است.
تاكنون واكنشها و اعتراضات نتيجهاى نداشته و اين امر به يك
موضوع نگرانكننده براى مردم و مسئولان استان بوشهر تبديل شده
است.
همچنين در هفته گذشته وزارت نفت با چاپ آگهى استخدام در
هفتهنامهها و روزنامهها از متقاضيان كار در وزارت نفت دعوت
به عمل آورده اما نكتهاى كه مردم بوشهر را نگران كرده اين است
كه در اين آگهى استخدام بوشهريها داراي مدرك ديپلم ميتوانند
ثبتنام كنند و بوشهريهاى داراى مدارك بالاتر هيچ سهمى در
اشتغال در وزارت نفت ندارند.
همچنين مردم بوشهر با اعتراض به عملكرد وزير نفت از تغييرات
مديران بومى در منطقه ويژه پارس جنوبى ابراز نگرانى كردند.
مردم بوشهر در پايان اين تجمع اعلام كردند اگر اين موضوع ظرف
يك ماه آينده حل نشود، اعتراضات مردمى نسبت به سياستهاى وزارت
نفت در استان بيشتر خواهد شد.
273-
افزایش تا 44 درصدی قیمت
ماهی:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه
30 مهر 87 آمده است : در مقایسه با سال گذشته، قیمت انواع ماهی
در بازارهای مصرف سه تا 44 درصد افزایش یافته است.به گزارش
خبرنگار ما، انواع ماهی در سال جاری و به نسبت سال قبل در هر
کیلو حدود 500 تا 1300 تومان گران تر شده است. بر اساس این
گزارش بیشترین نوسان قیمت در بازار ماهی قزل آلا رخ داده که در
مقایسه با سال گذشته بین 36 تا 44 درصد رشد داشته است. این
گزارش می افزاید نرخ عمده فروشی ماهی قزل آلای رنگین کمان که
سال گذشته بین 2500 تا 2600 تومان در هر کیلو بود، هم اکنون به
3400 تا 3750 تومان رسیده است.
در بازار ماهیان شمال نیز ماهی سفید که در سال گذشته به قیمت
4500 تا 5000 تومان در هر کیلو به فروش می رسید، در سال جاری
با افزایش قیمتی حدود 18 درصد به قیمت هایی از 5300 تا 5800
تومان در هر کیلو عرضه می شود.
ماهی کفال نیز با رشد 23 تا 30 درصدی قیمت در سال جاری به بهای
5300 تا بیش از 6500 تومان در هر کیلو به فروش می رسد.
این گزارش همچنین می افزاید رشد قیمت در بازار ماهیان جنوب
نسبت به بازار ماهیان شمال کمتر بوده است، به طوری که در بازار
ماهی حلوای سفید که از ماهیان پرطرفدار و گرانبهای جنوب محسوب
می شود، در مقایسه با سال گذشته حدود سه درصد رشد قیمت رخ داده
و این ماهی در خرده فروشی های شهر تهران به قیمت 7000 تومان در
هر کیلو عرضه می شود.
قیمت ماهی حلوای سیاه نیز که در سال گذشته بین 3100 تا 3300
تومان در هر کیلو بود، در سال جاری با قیمت هایی از 3700 تا
4500 تومان در هر کیلو به فروش می رسد. بر این اساس ماهی حلوای
سیاه نسبت به سال گذشته حدود 27 درصد افزایش قیمت یافته است.
بیشترین افزایش قیمت در بازار ماهیان جنوب مربوط به ماهی شیر
است که در مقایسه با سال گذشته 23/30 درصد رشد قیمتی را نشان
می دهد. قیمت ماهی شیر هم اکنون کیلویی 5600 تا 7000 تومان
است. ماهی سنگسر نیز با رشد قیمتی حدود 21 درصد نسبت به سال
گذشته در حال حاضر با قیمت هایی از 3100 تا 3700 تومان درهر
کیلو در بازارهای مصرف عرضه می شود. این بررسی در بازار ماهیان
پرورشی نیز حاکی از افزایش 20 تا بیش از 33 درصدی قیمت ها در
مقایسه با سال گذشته است.
بر اساس این بررسی قیمت ماهی پرورشی کپور (بیگ هد) که در حال
حاضر با ورود صید جدید به بازار با کاهش استقبال روبه رو شده
هر کیلو بین 1500 تا 2000 تومان است که در مقایسه با سال گذشته
33/23 درصد رشد قیمتی را نشان می دهد. سال گذشته قیمت ماهی بیگ
هد حدود 1200 تا 1500 تومان در هر کیلو بوده است.
فعالان بازار ماهی شمال معتقدند «با شروع فصل صید در مازندران
- بیستم مهرماه - میزان تقاضا در بازار ماهی افزایش یافته و
این امر موجب رشد قیمت انواع ماهی شده است.»
حسن احمدی یکی از کارشناسان و فعالان بازار ماهی در این زمینه
به خبرنگار ما گفت: «چهار هزار صیاد مازندرانی در قالب 53 شرکت
تعاونی، کار صید را از 20 مهرماه در دریای خزر آغاز کرده
اند.»...
وی در مورد قیمت انواع ماهی پرورشی شمال گفت: «هم اکنون انواع
ماهی پرورشی فیتوفاک بین 1000 تا 1200 تومان و ماهی کپور درشت
نیز با قیمت هایی از 1700 تا 3700 تومان در هر کیلو به فروش می
رسد.»
قیمت انواع ماهی جنوب
حسین عبدی یکی از فروشندگان انواع ماهی در بازار ماهی فروشان
تهران ضمن بیان مطلب فوق در معرفی بازار ماهیان جنوب به
خبرنگار ما گفت: «به طور کلی بازار ماهیان جنوب از تنوع بیشتری
در مقایسه با ماهیان شمال برخوردار است، ضمن اینکه به دلیل کم
تیغ بودن ماهی های جنوب آمار تقاضا در بازار این ماهیان بیشتر
از تقاضای ماهیان شمال است.»
وی به تنوع بیش از صد نوع ماهی جنوب در بازارهای مصرف اشاره
کرد و یادآور شد: «ماهی قباد (شاه ماهی)، حلوا سفید و سیاه،
سرخو، شیرماهی، سنگسر و... از جمله پرطرفدارترین ماهی های جنوب
محسوب می شوند.»
عبدی در مورد قیمت این ماهی ها افزود: «قیمت ماهی شیر که ماهی
پرطرفداری بین همگان محسوب می شود کیلویی 5300 تا 7000، شوریده
5100 تا 5500، حلوای سیاه 4000 تا 4700، حلوای سفید 8100 تا
8500 و سنگسر 3850 تا 4500 تومان است.»
این فروشنده ماهی به افزایش تقاضا در بازار ماهی قزل آلا اشاره
کرد و اذعان داشت: «ماهی قزل آلا به دلیل اینکه به صورت زنده و
تازه به فروش می رسد، طی چند سال گذشته طرفداران زیادی را به
خود جلب کرده است.»
وی افزود: «قزل آلا از آن دسته ماهی هایی است که چنانچه بیش از
یک روز در هوای آزاد و بیرون از آب بماند، دیگر کیفیت اولیه را
ندارد و به اصطلاح گوشتش شل می شود. به این دلیل در اکثر
فروشگاه های ماهی این ماهی به صورت زنده و تازه عرضه می شود.»
عبدی به تفاوت قیمت این ماهی در نقاط مختلف تهران اشاره کرد و
افزود: «بسته به وزن و منطقه فروش این ماهی، قیمت آن بین 3000
تا 4000 تومان در هر کیلو در نوسان است.»
وی تاکید کرد: «آبشش های قرمز روشن، فلس های درخشنده و محکم،
چشم برجسته و شفاف همچنین نداشتن بوی نامطبوع از نشانه های
ماهی تازه و سالم است.»
274- زمستان امسال
هم بدون گاز و برق خواهد بود :
به گزارش راديو آلمان در تاریخ 30 مهر 87 ،
- ميترا شجاعی: وزير نيرو از مجلس درخواست کرد، بودجه بيشتری
برای مقابله با خاموشی در اختيار وزارتخانهاش قرار دهد.
پرويز فتاح شرايط ايران در فصل سرما را
،سخت،
برآورد کرده و تامين سوخت نيروگاهها را مهمترين مشکل
وزارتخانهاش خوانده است.
تابستان امسال برای ايرانيان تابستانی گرم، بيبارش و پرخاموشی
بود. به گفته برخی از کارشناسان، ميزان قطع برق در تابستان
امسال از زمان پايان جنگ ايران و عراق بيسابقه بودهاست. اين
در حالی است که زمستان گذشته نيز، در اکثر شهرهای ايران، سيستم
گازرسانی مختل شدهبود و حتی در شهرهای سردسير مناطق شمالی
کشور، چندين روز پياپی گاز شهری قطع بود.
بر پايه گزارش وزارت نيرو، امسال کمبارشترين سال در طول چهل
سال گذشته بودهاست. به همين دليل پيشبينی ميشود که زمستان
امسال بحران گازرسانی حتی شديدتر از سال قبل وجود داشتهباشد.
معاون وزير نيرو در امور برق و انرژي، شرايط زمستان امسال
ايران را ,سخت, توصيف کرده و ميگويد، به دليل کمبود
نيروگاههای برق- آبي، مصرف گازوئيل و سوخت نيروگاهها امسال
افزايش خواهد داشت.
بدهکار و مستاصل
ماه گذشته پرويز فتاح، وزير نيرو، در جلسه غيرعلنی مجلس، وزارت
نيرو را "يک وزارتخانه بدهکار و مستأصل" خواند و از مجلس
درخواست کرد تا برای مقابله با خاموشيهای پيدرپي، بودجه
بيشتری در اختيار اين وزارتخانه قرار دهد.
وی روز يکشنبه، ۲۸
مهر نيز در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، وضعيت
بارندگی را وخيم ارزيابی کرد و مهمترين مشکل وزرات نيرو را
تأمين سوخت نيروگاههای کشور دانست.
بهمن احمدی امويي، خبرنگار اقتصادی مقيم ايران، تأييد ميکند
که يکی از مشکلات اصلی وزارت نيرو، در حال حاضر تأمين سوخت
نيروگاههاست اما به نظر وی اين مشکل اصلی نيست:
"با توجه به کمبود گاز در ايران بخصوص در فصل زمستان که ما
معمولا حتا برای مصارف خانگی دچار مشکل ميشويم و دولت مجبور
ميشود بسياری از مصارف گاز صنايع را به نفع مصارف خانگی قطع
بکند تا بلکه ناراحتيهای اجتماعی و آشوب و شورش پس از آن را
به همراه نداشته باشد، اين درست است. اما همهی دليلش اين
نيست که آقای فتاح گفتند. واقعيت قضيه اين است که مديريت وزارت
نيروی ايران يک مديريت ناکارآمد است و با توجه به اين که الان
فصل بودجهريزی است، معمولا وزارتخانهها شروع ميکنند حرفهايی
از اين قبيل زدن که سهم بيشتری از بودجه را به خودشان اختصاص
بدهند,.
تاثير تحريمهای بينالمللی
بسياری از کارشناسان، مشکل عمده گاز کشور را کمشدن
سرمايهگذاريهای خارجی عنوان ميکنند. به عقيده اين افراد
اعمال تحريمهای بينالمللی عليه ايران و نيز ناامنی
سرمايهگذاری داخلي، پروژههای بزرگ گازی کشور مثل پارس جنوبی
را مختل کردهاست.
بهمن احمدی در اين باره چنين ميگويد:
"مشکل اصلی گاز ايران، عدم سرمايهگذاری مناسب در پروژههای
مربوط به پارس جنوبی بود. چون طبق قانون بايد فازهای
۶،
۷ ،
۸ و
۹ پارس جنوبي، سال
گذشته به بهرهبرداری ميرسيد. براساس همين، اينها آمدند
قراردادهای متعددی با ترکيه بستند که مرتب گاز بيشتری را به
ترکيه صادر کنند. ولی به دليل اين که سرمايهگذاريهای خارجی
در پارس جنوبی صورت نگرفت، سرمايهگذار داخلی هم نتوانست به
اندازه کافی سرمايهها را جذب کند، مشکل تحريم بوجود آمد،
چاههايی هم که زدند خيليهايش از نظر فنی اشکال داشت و مجددا
بايد حفاری ميکردند، بسياری از تجهيزات سرچاهی الان دچار
تحريم است و واردکردن آنها به سختی و با هزينهی بسيار زياد
صورت ميگيرد و زمانبر است، همه اينها باعث شده که پروژهها
دير به بهرهبرداری برسد".
سوخت نيروگاههای توليد برق از دو راه تأمين ميشود يکی گاز و
ديگری آب. به دليل مشکلات مربوط به گازرسانی و کمبود گاز برای
مصارف خانگي، وزرات نيرو عمده منبع تأمين سوختش را نيروگاههای
برق-آبی قرار داده ولی اين نيروگاهها نيز به دليل
کمبارشيهای سالهای اخير، ظرفيت توليد برق به ميزان لازم را
از دست داهاند.
بهمن احمدی ميگويد:
"زمستان سال قبل دولت به دليل اين که مشکل گاز داشت،
نيروگاههای حرارتی را تا آنجا که امکان داشت ميزان کمتری گاز
به آنها داد و در مقابل از حداکثر توان نيروگاههای برقـ آبی
استفاده کرد. اين در نتيجه باعث شد که در تابستان نيروگاههای
برقـ آبی ما دچار ناتوانی و در واقع از ردهخارج بشوند.
بخاطر اين که اصلا هيچ آبی در پشت سدها ذخيره نشده است که
بخواهد برق توليد بشود. يعنی سعی کردند اين نيروگاهها را
جايگزين بکنند، ولی اين جايگزينی به ضررشان تمام شد و در نتيجه
تابستان امسال ما گستردهترين خاموشيها را از سال
۶۸ به اينسو
داشتيم".
"مقصر سازمان هواشناسی است"
وزارت نيرو تقصير را بر گردن سازمان هواشناسی انداخته و
ميگويد نظرات کارشناسانه در مورد بارشهای امسال غلط
بودهاست و به همين دليل اين وزارتخانه پيشبينيهای لازم را
انجام نداده و در نتيجه امسال شاهد قطع گسترده برق بوديم.
بهمن احمدی اما ميگويد طی سه سال گذشته هيچ نيروگاه جديدی به
مرحله بهرهبرداری نرسيدهاست و نيروگاههای فعلی همه
همانهايی هستند که در زمان دولتهای رفسنجانی و خاتمی کارشان
را آغاز کردهبودند و اين نيروگاهها نيز ظرفيت توليد برق برای
مصرف داخلی را ندارند
کارشناسان ميگويند اگر وضعيت به همين منوال پيش برود، زمستان
امسال برای مردم ايران زمستانی به مراتب سختتر از سال گذشته،
همراه با خاموشيهای گسترده و نيز قطع گاز خواهدبود.
275- جايگاه
تشكل ها ي كارگري در قانون كار كجاست؟ و جايگاه دولت و
كارفرمايان بخش خصوصي دركفه
ترازوچگونه است
؟
كارگربه نان شب محتاج
است. تنها ماهانه حق مسكن كارگران ده
هزارتومان
است.دراين استان براي ده هزارتومان شبانه كمپهاي شهرداري را
ميدهند كه
كارگر شب را
به روز كند.عقلانيت ايجاب ميكند درحال حاضرحق مسكن كارگران
بعداز گذشت
30سال از
انقلاب ده هزار تومان است اين دهن كجي به ساحت جامعه كارگري
است. چرا در
حق اين
كارگران زحمتكش اين مقدار بي عدالتي ميشود؟؟؟چرا بايد نماينده
گان مجلس بيش
از هفتصد و
پنجاه ميليون تومان بيمه مسكن بگيرند.آن وقت اين كارگران مظلوم
فقط ده
هزارتومان
بيمه مسكن بگيرند. كجاي دنيا اين حرفها را ميزنند؟چه كسي اين
ها را تائيد
ميكند؟ چه كسي
اين قوانين راتصويب ميكنند؟چرا آقاي وزير نميرود استعفاي خود
را
بنويسيد و
بگويدكه توان چرخاندن اين مجموعه رانداردولي خم به آبرو نمي
آورندكه چه
ظلمي درحق
كارگران ميشود؟و اوچه كاره است؟ البته وقتي پاي منافع وسط
كشيده ميشود
همه چيز زير
آن رنگ ميبازد.وآنجا معامله ميكنند.خواربار 480 تومان ماهيانه
ميشود
روزانه حق
خواربار 80 تومان براي خانواده متاهل ميشود. كارگران خانواده
پرجمعيتي
هستند حداقل 4
الي 5 نفري هستند. چگونه بايداز عهده تهيه مواد اوليه زندگي بر
آيند؟
وقتي فقط يك
نوع از مواد شوينده 950تومان قيمتش است.چگونه كارگران 480
تومان حق
خواربار
ميدهند؟ رئيس شوراي عالي ايران چه كارميكند؟ تورم 28 درصد
جامعه را نمي
بيند ؟سبد
خانواركارگران حداقل450هزارتومان است.حقوق امروز دريافتي كارگر
دويست و
نوزده هزارو
شصت تومان حقوق پرداخت ميكننداين هاتناقضاتي است كه بايد اين
آقايان
پاسخ دهند.
متاسفانه جنبش كارگري
هم كه دست نشانده دولت شده انداختياري از
خود ندارند و
استقلال ندارند.آنجا كه ميخواهند از كارگر حمايت كنند ديگه كفه
ترازو
به نفع دولت
سنگين است.هيچ وقت به طرف جامعه كارگري نيست.آنهادرظاهر
ميگويندكه
ميخواهند از
حقوق كاردفاع كننداما كفه ترازو به نفع دولت سنگين است.
آنهايي كه در بخش
خصوصي كارفرماهستند ميخواهند از منافع شخصي خود دفاع
كنندولي
دركناراين موضوع
امروز دولت
كارفرماي بزرك
است.
دولت خود كافرماي
بزرگ كشور است. هميشه دردادگاهها نماينده گاني
كه درهيئت هاي
تشخيص حل اختلاف اداره كل كار مي نشيند.نماينده دولت معنا
ومفهوم
خودرا از دست
ميدهند. چون در واقع نماينده كارفرما ميشوند. نه نفردرهيئت هاي
حل
اختلاف
مينشيند سه نفر نماينده كارگر و سه نفر نماينده كارفرما است
وسه نفر دقيقا
نماينده دولت
است. اما سوال اين جا است كه نماينده كارگرچگونه ميخواهد حقوق
كارگررا
استيفاء
كند؟؟؟
منبع : انجمن
صداي كاوه ها
چند خبر از منبع "
انجمن صدای کاوه ها "
276- گفتگوي
اختصاصي با يكي ازفعالين كارگري درآذربايجان غربي با
خبرنگارصداي كاوه ها
:
وي درگفتگو
با خبرنگار ما
چنين گفت
:مسائل و
مشكلات ما پيچيده شده است بزرگترين
مشكل مادرحال
حاضر بحث قراردادهاي موقت است كارگران ما از سنوات شغلي
برخوردار
نميشونداين
بحثي است كه كليه كارگران ايران وبالطبع آن بيش از 90 درصد به
خصوص
كارگران
آذربايجان غربي هيچ گونه امنيت شغلي ندارند.چون اكثرا واحدهاي
صنوف
كارميكنند اين
كارگاهها كارگاههاي زير ده نفر هستندوگاها از قانون كار خارج
شده اند
ومتاسفانه
عمدتا مشكل دارند.
277- محروم كردن
كليه كارگران استان آذربايجان از بن وپژه كارگري درماه مبارك
رمضان:
به كاركنان دولت در
ماه رمضان بن ويژه ما ه رمضان پرداخت كردند.و
اين تبعيض
مابين كاركنان دولت باجامعه كارگري ايجاد شده است. ما به شدت
به عدم
توزيع بن هاي
ويژه به كارگران كشور ومنطقه به شدت به دولت و وزير بازرگاني
اعتراض
داريم. زيرا
متولي آن هم وزير بازرگاني بوده است.
278- شركتهاي
خدماتي وپيمانكاري دمار از روزگار كارگران ما در آورده اند:
درحال حاضر
اكثر پروژه
هاي سد سازي ازجمله پروژه هاي سدشهرداري اروميه- سد سيدوي
پيرانشهر - سد
آغ چاي خوي -
زره شوران وآغ دره
– شهيد كاظمي
بوكان
درهركدام از
اين پروژه ها
بيش از 1000كارگر مشغول به كارهستند كارگراني با پيمانكار
كارميكنندبيش
از 4 ما ه است كه حقوقشان راپرداخت نكرده اند.همچنين واحدهايي
ازكارگران كه
برروي صنعت آب كار ميكنند كارگران استثمار ميشوند. مسئولين هم
دست روي
دست
گذاشتندوهيچ كاري نميكنند وفقط نظاره گر هستنداين كارگران 4 ما
ه است حقوق خود
را دريافت
نكردند اما سوال اين جا است كه كجا بايد شكايت كند؟ و دستشان
به
كجابنداست؟
279- ان جي او
هاي كارگري وتشكل هاي كارگري روز به روز در استان ما روبه تنزل
میرود:
ما در اول دهه 1380
تعداد54 شوراي اسلامي كار درواحدهاي توليدي
وصنعتي
درآذربايجان غربي داشتيم امروز به 23واحد تقليل يافته است.آيا
نبايد گفت
برطبق قانون
كار وقانون هاي بين اللملي دخالت دولت در تشكل هاي كارگري
ممنوع است.
چرا برا ثر
دخالت دولت امروز تعداد تشكلهاو ان جي او ها به 23 واحد شوراي
اسلامي
كار رسيده؟؟؟
280- كارگران
نساجي خاتم انبياءبوكان:
كارگران اين كارخانه
چهار ماه است كه حقوق نگرفته اند.كارخانه جات
نساجي
پانصدكارگرداشتند از اين تعداد فقط ده تا 15نفر باقي مانده
است.اين كارگران
با ده تا
پانزده سال سابقه كار از بيمه بيكاري استفاده ميكند و از
كاراخراج شدند.
281- كارگران اروم دشت 18 ماه است كه حقوق خود را نگرفتند:
كارگران اروم دشت
متاسفانه 18 ماه حقوق خود را نگرفتندوبا هماهنگي
اداره كل كار
ازمقرري بيمه بيكاري استفاده ميكنند. اگر درآينده از بيمه
بيكاري
برگشتند.وهيچ
دستگاهي نيز پاسخگونيست.كارفرماي هم وجود نداردكه مسئولين ويا
جنبشهاي
كارگري روي
آنها فشار بياوردتا حقوق اين كارگران را بپردازند.
282- شركت پنچ
گانه كشت و صنعت مهاباد:
مسئولين شركت پنچگانه كشت و صنعت مهاباد كه
درحال حاضر 260 كارگر
دارد به بخش خصوصي واگذار شده واز
آنجا كه سرمايه در گردش دچار مشكل اقتصادي گرديده
است و مسئولان شر كت كشت وصنعت از
پرداخت حقوق و مزاياي اين كارگران عاجز مانده
اند. بسته سياستي بانك مركزي درخصوص
عدم توزيع پولها به كارخانه بانك مركزي مشكل
حاد در اين منطقه ايجاد كرده است.
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته اول آبان
۱٣٨۷
(اکتبر۲۰۰٨
)
283-
آخرين گزارش از هفت تپه :
به گزارش مدافعین حقوق کارگران از ایران در تاریخ 1 آبان 87 ؛
کارگران طرح نيشکر هفت تپه انتخابات هيات مديره سنديکای خودرا
انجام دادند
اين انتخابات با دو صندوق سيار درسطح کارخانه ومزارع صورت گرفت
وبيش از هزار نفر آراء خودرا به صندوق های رای ريختند . برطبق
آخرين خبر از ميا ن 28 کانديدای شرکت کننده برای هيات مديره
افراد زير آراء لازم را کسب کردند :
علی نجاتی ، فريدون نيکو فرد ، احمدی ، شريفي، حيدري، بسحاق ،
نجات دهلی ،عليپور ورضارخشان . مااين انتخابات را به کارگران
هفت تپه تبريک ميگوئيم
ادامه خبر :
صبح امروز با ورود
كارگران در حالي كه خود را براي شركت در انتخابات آماده مي
كردند با بخش نامه مسئولين كارخانه كه آنان را از شركت در
انتخابات منع مي كرد و انتخابات را منوط به دستور و اجازه
اداره كار مي دانست مواجه شدند.
انتخابات در ساعت 8 صبح آغاز و تا ساعت 12 ادامه داشت . در
كنار هر صندوق چهار ناظر از بخش كشاورزي و كارخانه حضور داشتند
و پس از آن صندوق ها به مكاني ديگر منتقل و توسط ناظرين شمارش
شد.
لازم به ذکر است با وجود مدت کم برای رای گیری(حدود چهار ساعت)
و موانع ایجاد شده و جو موجود در کارخانه بیش از هزار نفر از
کارگران در این رای گیری شرکت کردند.
در طي مدت راي گيري نيروهاي امنيتي حضور پر رنگي داشتند اما بر
خورد خاصي صورت نگرفت.
در اين انتخابات اعضاي هيت مديره به شرح ذيل انتخاب شدند:
1- فريدون نيكو فرد
۹۱۹ رای 2-
نجات دهلي ۶۶۷
رای 3- علي نجاتي ۵۷۸
رای 4- رحيم بسحاق ۵۴۰
رای 5- جليل احمدي ۳۹۸
رای6-علي شريفي ۳۹۴
رای 7- رضا رخشان ۳۵۲
رای 8- محمد حيدري مهر ۳۰۲
رای 9- قربان علي پور ۲۸۴
رای
با پيگيري
ها و تلاش كارگران انتخابات با نظم كامل و عادلانه برگذار شد.
گزارش تكميلي و اسامي اعضاي البدل به زودي اعلام خواهد شد.
هيت موسس سنديكاي کارگران شركت نيشكر هفت تپه
syndica7tape@gmail.com
284- چرخ گوشت دست كارگر اردبيلي را قطع كرد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 1 آبان 87 ؛
چرخ گوشت كارخانه كالباس سازي
اردبيل دست كارگر22ساله اي بنام علي مرزداري را قطع كرد.
به گزارش "ايلنا"،اين كارگر روزاول كارش به علت بي احتياطي
دردادن گوشت به چرخ، مچ دست خود را از دست داد.
وي كه دربيمارستان فاطمي اردبيل بستري شده بوددوشنبه هفته جاري
از بيمارستان مرخص شد.
خانواده اين كارگركه ازنظر مالي وضعيت مناسبي ندارند به دليل
بيمه نبودن براي پرداخت هزينه هاي بستري ودرمان او دچار مشكل
مالي بودند اما گفته مي شودكه هزينه هاي بيمارستان از طرف
كارفرماي نامبرده پرداخت شده است.
پايان پيام
285- ادامه خبر
قطع دست یک کارگر هنگام کار:
« علی مرزداری» کارگر کارخانه کالباس سازی در
شهر اردبیل است. او 22 سال دارد و کار وی چرخ کردن گوشت برای
تولید کالباس است. علی فقط یک روز آن هم چند ساعت در کارخانه
کار کرده بود که دستش لای چرخ ماشین گیر کرد و از پیکرش جدا
شد. ماجرا از این قرار است که او در همان دقایق نخست ورود به
سالن کارگاه بدون هیچ نوع آموزش و بدون این که کمترین اطلاعی
درباره چگونگی کار با ماشین گوشت چرخ کنی داشته باشد، به دستور
کارفرما کارخویش را شروع می کند. سرمایه دار برای بخشیدن شتاب
هر چه بیشتر به چرخ تولید سود سرمایه هایش ترجیح می دهد که هیچ
کارگر قدیمی حتی برای چند دقیقه هم وقت کار خود را صرف آموزش
علی نکند. او طبعاً می توانست این را پیش بینی کند که علی تازه
وارد ناآشنا با چرخ گوشت خردکنی به دلیل فقدان تجربه لازم دچار
سانحه خواهد شد و دستش را برای همیشه از دست خواهد داد . او می
توانست این را پیش بینی کند اما وحشت چند دقیقه توقف چرخ تولید
سود مانع شده که او نحوه کارکردن درست با این ماشین را به علی
آموزش دهد. دست علی مرزداری اینک قربانی سود صاحب سرمایه شده
است. او از هیچ نوع بیمه ای هم برخوردار نیست. تکلیف زندگی علی
و پدر و مادر و همسر و فرزندانش چه می شود؟ ما این سئوال را از
سرمایه داران و دولت آن ها نمی کنیم. زیرا جواب آن ها بسیار
روشن است. در مرام و مشرب و مذهب آن ها کارگر انسانی بی ارزش و
حتی مهدورالدم است. این سئوال را ما از همزنجیران کارگر خویش
در سراسر ایران و جهان مطرح می کنیم. تا کی باید کارگر این
گونه قربانی سود سرمایه دار شود؟ و برای این که چنین نشود چه
کار باید بکنیم؟
1 آبان 87
256- نايب رئيس كانون عالي شوراها:
كاري نكنيد به سازمان جهاني كار شكايت كنيم:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 1 آبان
87 ؛نايب رئيس كانون عالي شوراهاي
اسلامي كار با بيان اينكه سازمان تشكلات كارگري و كارفرمايي
وزارت كار اعتبارنامه برخي از كانون هاي استاني را صادر نمي
كند، گفت: در صورت ادامه روند موجود به سازمان جهاني كار (I.L.O)
شكايت خواهيم كرد.
اوليا علي بيگي در گفت و گو با خبرنگار"ايلنا" از نشست كانون
عالي شوراهاي اسلامي كار با كانون هاي استاني خبر داد و گفت:
در اين گردهمايي مشكلات جامعه كارگري از جمله همكاري نكردن
بدنه وزارت كار براي صدور احكام هيات مديره برخي از كانون هاي
استاني به بحث گذاشته خواهد شد.
نماينده كارگران در هيات نظارت بر سازمان تامين اجتماعي تصريح
كرد: سازمان تشكلات كارگري و كارفرمايي وزارت كار مي خواهد با
اهرم هايي مثل مبالغ مصوب هيات دولت براي كمك به تشكل ها و
صدور اعتبارنامه هاي اعضاي كانونها مانع از فعاليت تشكلات
كارگري مستقل شود.
رئيس كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان كرمانشاه با بيان
اينكه چندين ماه است كه از انتخابات كانون هاي شوراهاي اسلامي
كار در استان هاي يزد، قم و آذربايجان غربي مي گذرد، گفت: اين
انتخابات با حضور و تائيد ناظران وزارت كار بوده است اما
سازمان تشكلات كارگري و كارفرمايي وزارت كار اعتبارنامه كانون
هاي اين استان را صادر نمي كند.
او تصريح كرد: بدنه وزارت كار به بهانه هاي سياسي اعتبارنامه
ها را صادر نمي كند اين در حالي است كه بنده در جلسه يك ماه
گذشته خود با وزير كارسخناني گفتم كه حتي از نقد هم فراتر بود
اما جهرمي با متانت به حرف هايم گوش داد و دستور رسيدگي داد
اما متاسفانه بدنه وزارت كار با وزير همراهي نمي كند و زحمات
جهرمي را در وزارت كار خدشه دار مي نمايند.
علي بيگي تاكيد كرد: جامعه كارگري علاقه اي به شكايت به مجامع
بين المللي در بخش روابط كار را ندارد اما در صورت ادامه روند
موجود در اين خصوص تجديدنظر خواهيم كرد.
پايان پيام
257- اطلاعیه" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های
کارگری ( منطقه غرب ) " در رابطه با اعلام موجودیت انجمن حمایت
از دست فروشان کردستان
اخیرا "انجمن حمایت از دستفروشان کردستان" رسما اعلام موجودیت
کرده است. کمیته هماهنگی اعلام موجودیت انجمن حمایت از دست
فروشان کردستان را شادباش می گوید و تشکیل این انجمن را گامی
موثر در جهت تشکل یابی
دست
فروشان دانسته و امیدوار است که انجمن بتواند با سازماندهی
کارگران دست فروش و هدایت مبارزات آنان در جهت دست یابی به
خواسته ها و مطالبات کارگری مثمر ثمر واقع شود.
کمیته هماهنگی حمایتهای بی دریغ خود ، از اهداف کارگری انجمن
را وظیفه ی طبقاتی خویش دانسته و در راستای مبارزه طبقاتی با
این انجمن همگام است . ما خواستار حمایت همه جانبه ی کارگران و
فعالین کارگری برای پشتیبانی از انجمن هستیم .
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه غرب)
چهارشنبه یکم آبان ماه 1387
258- تعداد دانشآموختگان بيكار ايران تا سه سال ديگر به بيش
از 600 هزار نفر ميرسد:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در اول آبان 87
آمده است : يك كارشناس بازار كار با بيان اينكه براساس سرشمارى
سالهاى 75 و 85 نرخ رشد ميانگين جمعيت 1.61 درصد بوده است
گفت: پيشبينى نرخ رشد جمعيت در12 سال آينده كمتر از يك درصد
است و با اين وضعيت ميتوان گفت كه كندشدن نرخ رشد براى ايران
يك موهبت است.
عليزاده در مراسم بزرگداشت روز آمار افزود: مهمتر از كاهش نرخ
جمعيت، تغيير ساختارى جمعيت است به طورى كه در حال حاضر 35
درصد جمعيت كشور را 15 تا 29 سالهها تشكيل ميدهند كه اين
ميزان ارتباط مستقيمى با بازار كار دارد.
او با بيان اينكه تعداد فارغالتحصيلان در كشور افزايش يافته
اما اين افزايش تاثيرى در ساختار اقتصادى كشور و افزايش
بهرهورى نداشته است، گفت: بيش از80 درصد فارغ التحصيلان در
فعاليت هاى خدماتى اشتغال دارند و دروازههاى بخش خصوصى به روى
آنها بسته است.
او ادامه داد: ساختار اشتغال در سى سال اخير تغيير چندانى
نكرده است. ضمن اينكه هنوز هم 34 درصد متخصصان و تكنسينها و
نيز 43 درصد قانونگذاران و مقامات عاليرتبه كشور فاقد تحصيلات
دانشگاهى هستند.
عليزاده با بيان اينكه 65 درصد دانشآموختگان، حقوقبگير دولت
هستند ادامه داد: 18 درصد اين افراد در بخش خصوصى شاغلند.
او ادامه داد: از 374 هزار فارغ التحصيل بيكار در كشور 38.1
درصد داراى تحصيلات فوقديپلم و 58.5 درصد داراى تحصيلات
كارشناسى هستند. ضمن اينكه تعداد دانشآموختگان بيكار تا
سال1390 به بيش از 600 هزار نفر ميرسد.
259- بن بست در تعامل دولت و تشکل هاى صنفى معلمان :
به گزارش روزنامه اعتماددر تاریخ 2 آبان 87
آمده است :دامنه فعاليت تشکل ها از ارديبهشت ماه 86 به شدت
محدود شده است. فشارهاى واردشده در اين يک سال و نيم عملاً
امکان فعاليت تشکل ها را کاهش داده است. در شهرستان ها وضع
همين گونه است. مى توانيم از اين وضعيت استقبال کنيم و چهره
دولت را افشا کنيم و ادعاهاى دولت را زير سوال ببريم و به روش
انقلابيون بگوييم هر چه بدتر، بهتر. چنين وضعيتى براى يک گروه
اپوزيسيون سياسى فرصتى طلايى است. اما وضعيت تقابل به مديران
ادارى و سياستگذاران اين فرصت را داد که پرونده مطالبات معلمان
را تحويل نهادهاى ديگر دهند و خودشان را از درد سر پاسخگويى
رها کنند. از سوى ديگر استراتژى مقابله، به وزارت کشور و
فرماندارى ها اين بهانه را داد که با عنوان تکميل نبودن مدارک،
مجوز قانونى تشکل را به حال تعليق درآورند. راهبرد تقابل که بى
دليل آن را به جامعه معلمان نسبت مى دهند، گرهى از کار معلمان
نمى گشايد و ما را به سمت تشکيل اتحاديه سراسرى معلمان نمى
برد. همچنان که اتوپياى ورود به قدرت و تشکيل مجلس معلمى
آزموده شد و پيشگامان آن بى هيچ توضيحى پرونده آن را بايگانى
کردند. اما آقاى اکبرى اين بار با پروازى بلندتر در پى تشکيل
دولت توسط معلمان است. راهبرد تقابل نهايتاً معلمان را در کنار
گروه هاى سياسى اپوزيسيون قرار مى دهد. کار تشکل هاى صنفى
مقابله با دولت نيست. مهم اين است که تشکل ها با بدنه معلمى
ارتباط داشته باشند و گام هاى عملى در جهت منافع معلمان
بردارند. آقاى اکبرى مى گويد؛, در نگاه معلم شأن و کارکرد هر
نهاد مدني، صنفي، آموزشي، علمى و فرهنگى در آموزش و پرورش در
درجه اول مقابله با دولت است., ايشان از کجا به اين حکم کلى
رسيده اند؟ کدام نظرسنجى علمى از جامعه معلمان به عمل آمده که
مقابله جويى معلمان را تاييد کند؟ بخش کوچکى از جامعه معلمان
ممکن است چنين ديدگاهى داشته باشند. اما نمى توان آن را به بيش
از يک ميليون معلم تعميم داد. انتظار اکثريت قاطع معلمان از
تشکل ها اين است که قدمى در راه بهبود شرايط معيشتى آنها
بردارند. معلمان به گروه اجتماعى محافظه کار و محتاط معروفند.
هم سياست تقابل با دولت و هم حمايت از دولت و ورود به قدرت با
اساسنامه و سوابق کانون در تضاد است. بخشى از بن بست کنونى
نتيجه روش هاى غلط و تجديدنظر در مورد مبانى کار صنفى و
اتحاديه يى است.
دولت تشکيل مى دهيم
براى اينکه کسانى فکر نکنند اين سخنان جديد نوعى بدعت در خط
کانون است به ذکر نکته يى مى پردازم. در سال 76 که هسته اوليه
موسسان کانون شکل گرفت يکى از دغدغه هاى معلمان نفوذ دستگاه
هاى اطلاعاتى و امنيتى در تشکل نوپا بود. به همين دليل برخى
معتقد بودند فقط گرايش خاصى از معلمان وارد تشکل صنفى شوند و
نوعى گزينش در دروازه کانون برقرار شود. من و خاکسارى و چند
نفر ديگر طرفدار اتاق شيشه يى بوديم و مى گفتيم که ما بايد
طورى فعاليت کنيم که انگار درون اتاق شيشه يى نشسته ايم و همه
ما را مى بينند. هر کس مايل است بيايد و بنشيند و مذاکرات ما
را بشنود. اين تفکر در کانون جا افتاد که تشکل صنفى نه چيزى
براى مخفى کردن دارد و نه اهل در گيرى با دولت و حکومت است.
موسسان کانون دنبال استقلال کانون از دولت بودند و نه مقابله
با دولت. جامعه معلمان مشهور به محافظه کارى و احتياط و گريز
از سياستند. بر اساس شواهد نه جامعه معلمان اهل درگيرى و
تقابلند و نه مشى کانون از اول تقابل بوده است. البته بخش
حاشيه يى و کمتر حرفه يى جامعه معلمان و کسانى که با اهداف
سياسى فعاليت هاى صنفى را دنبال مى کنند ممکن است خواهان تقابل
باشند و متاسفانه همين ها با حضور پرسر و صداى خود در اطراف
کانون مانع شنيدن صداى منطقى و صنفى بدنه اصيل معلمان مى شوند.
نويسنده در جمله پايانى اين فراز از مقاله مى گويد که نهاد
صنفى مى تواند در صورت لزوم از دولت حمايت يا آن را تشکيل دهد.
اما دوستان اگر اساسنامه کانون را مطالعه کنند درمى يابند که
کانون صنفى يک نهاد مستقل از دولت است. استقلال نه متضمن نفى
است و نه حمايت. اين مطلب که کانون صنفى دولت تشکيل دهد نشانه
غلبه گرايش سياسى بر ذهن برخى از اعضاى کانون است. در اين صورت
فرق کانون با يک حزب سياسى چيست؟ اگر سازمان معلمان چنين خطى
را دنبال کند، مجاز است زيرا سازمان معلمان يک حزب سياسى
پروانه دار است. اما کانون در نهايت يک اتحاديه صنفى يا
سنديکاى معلمان است. در هيچ کجاى دنيا اتحاديه هاى صنفى در پى
تشکيل دولت نيستند
260- شرايط سخت معيشتى ٣٠٠ هزار دختر بازمانده از تحصيل در
روستاهاى ايران :
به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 2 آبان 87
آمده است :معاون فرهنگى كميته امداد امام خمينى كشور از
شناسايى ٣٠٠ هزار دختر محروم بازمانده از تحصيل در روستاهاى
كشور خبر داد.
وى گفت: براساس بررسيهاى انجام شده ميزان افسردگى در بين اين
دختران در بالاترين سطح قرار دارد و همگى نياز به مراجعه به
مشاوره و روانشناس دارند.
ترقى بيان كرد: كار در منزل و مزرعه، كمك به اقتصاد خانواده و
شرايط سخت معيشتى از جمله دلايل بازماندن دختران از تحصيل است.
وى گفت: براى تقويت روحيه و فراهمكردن شرايط تحصيل اين دختران
در مشهد و شيراز اردوهاى ويژه برگزار ميشود تا مربيان و
روانشناسان با اجراى برنامههايى مشكلات روحى و روانى آنان را
كاهش دهند.
261- اطلاعیه"
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه غرب
) " در رابطه با
اعلام موجودیت
انجمن حمایت از دست فروشان کردستان:
اخیرا "انجمن حمایت
از دستفروشان کردستان" رسما اعلام موجودیت کرده است. کمیته
هماهنگی اعلام موجودیت انجمن حمایت از دست فروشان کردستان را
شادباش می گوید و تشکیل این انجمن را گامی موثر در جهت تشکل
یابی دست فروشان دانسته و امیدوار است که انجمن
بتواند با سازماندهی کارگران دست فروش و هدایت مبارزات آنان در
جهت دست یابی به خواسته ها و مطالبات کارگری مثمر ثمر واقع
شود.
کمیته هماهنگی
حمایتهای بی دریغ خود ، از اهداف کارگری انجمن را وظیفه ی
طبقاتی خویش دانسته و در راستای مبارزه طبقاتی با این انجمن
همگام است . ما خواستار حمایت همه جانبه ی کارگران و فعالین
کارگری برای پشتیبانی از انجمن هستیم .
کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه غرب)
1 آبان
1387
262- مراسم همبستگی کارگری :
به گزارش سایت " کانون مدافعان حقوق کارگر"
روز پنجشنبه دوم آبان ماه مراسمی به مناسبت همبستگی کارگران به
دعوت کانون مدافعان حقوق کارگر
برگزارگردید
در این مراسم که باشرکت فعالین کارگری واعضاء
سندیکای شرکت واحد برگزار شده بود ابتدا گزاشی
ازبرگزاری انتخابات سندیکای کاگران نیشکر هفت
تپه داده شد وسپس بحث در باره مسائل مبرم جنبش
کارگری به مدت بیش از دوساعت ادامه یافت. در
این بحث ها شرکت کنندگان نظرات خودشان را در باره
سه موضوع مبرم جنبش کارگری بیان داشتند
استقلال اتحادیه های کارگری وچگونگی ارتباط با
کارگران وهم چنین موضوع ارتباط بانهادهای
بین المللی وحفظ استقلال جنبش کارگری....وشیوه
نقد وبرخورد نظری در جنبش کارگری سه موضوع
مورد بحث بود .
درهر سه مورد پس ازبیان نظرات حاضرین جمع بندی
زیر صورت گرفته ومورد توافق قرار گرفت
1- تشکل های کارگری باید تلاش کنند که ارتباط
خودرا دردرجه اول با بدنه کارگری گسترش داده
ووظیفه اول آنان آموزش کارگران برای آگاهی از
ابتدائی ترین حقوق کارگری است وهمچنین تشکل های
کارگری متعلق به همه کارگران است.و باید مستقل
از دولت، کارفرما، واحزاب باشد.
2-ارتباط بانهادهای بین المللی واتحادیه های
کارگری درجنبش کارگری وتقویت آن موثر است ،اما
این ارتباط باعث توهم ما نسبت به این نهادها
نمیشود . بدست آوردن حقوق کارگران واستقلال
تشکیلات آنان در درجه اول متکی به نیروی خود
کارگران است واز نهادهای بین المللی تنها انجام
وظایف خودشان را که پی گیری اجرای مقاوله
نامه هااست انتظار داریم .هرچند به اعتقاد ما همبستگی
کارگری در سطح جهانی میتواند گسترده تر ازاین
باشد .
3- درجنبش کارگری نظرات مختلف در باره مسائل
مبرم ووظائف آن وجود دارد . نقد نظرات وبرخورد
آراء امری طبیعی وضروری است . اما نقد
باتخریب و توهین متفاوت است .جنبش کارگری ضمن استقبال
ازنقد نظرات ودیدگاه ها، تخریب وتوهینواتهام
، را فرهنگ دشمنان طبقه کارگر میداند
وعوامل آن را از
درون خود طرد خواهد کرد.
263- انتخابات اساسنامه و اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت نیشکر
هفت تپه:
صبح امروز با ورود کارگران در حالی که خود
را برای شرکت در انتخابات آماده میکردند با بخشنامه مسئولین
کارخانه که آنان را از شرکت در انتخابات منع میکرد و انتخابات
را منوط به دستور و اجازه اداره کار میدانست مواجه شدند.
انتخابات در ساعت 8 صبح آغاز و تا ساعت 12
ادامه داشت. در کنار هر صندوق چهار ناظر از بخش کشاورزی و
کارخانه حضور داشتند و پس از آن صندوقها به مکانی دیگر منتقل
و توسط ناظرین شمارش شد.
لازم به ذکر است با وجود مدت کم برای
رایگیری (حدود چهار ساعت) و موانع ایجاد شده و جو موجود در
کارخانه بیش از هزار نفر از کارگران در این رایگیری شرکت
کردند.
در طی مدت رایگیری نیروهای امنیتی حضور پر
رنگی داشتند اما برخورد خاصی صورت نگرفت.
در این انتخابات اعضای هیئت مدیره به شرح
ذیل انتخاب شدند:
1- فریدون نیکوفرد 919 رای 2- نجات دهلی
667 رای 3- علی نجاتی 578 رای 4- رحیم بسحاق 540 رای 5- جلیل
احمدی 398 رای 6- علی شریفی 394 رای 7- رضا رخشان 352 رای 8-
محمد حیدریمهر 302 رای 9- قربان علیپور 284 رای
با پیگیریها و تلاش کارگران انتخابات با
نظم کامل و عادلانه برگذار شد.
گزارش تکمیلی و اسامی اعضای البدل به زودی
اعلام خواهد شد.
هیئت موسس سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت
تپه
چهارشنبه یکم آبان ماه 1387
264-
به نقل از وبلاگ هفت تپه
:
2- صبح امروز با ورود كارگران در حالي كه
خود را براي شركت در انتخابات آماده مي كردند با بخش نامه
مسئولين كارخانه كه آنان را از شركت در انتخابات منع مي كرد و
انتخابات را منوط به دستور و اجازه اداره كار مي دانست مواجه
شدند.
3- انتخابات در ساعت 8 صبح آغاز و تا ساعت
12 ادامه داشت . در كنار هر صندوق چهار ناظر از بخش كشاورزي و
كارخانه حضور داشتند و پس از آن صندوق ها به مكاني ديگر
منتقل و توسط ناظرين شمارش شد.
4- لازم به ذکر است با وجود مدت کم برای
رای گیری(حدود چهار ساعت) و موانع ایجاد شده و جو موجود در
کارخانه بیش از هزار نفر از کارگران در این رای گیری شرکت
کردند.
5- در طي مدت راي گيري نيروهاي امنيتي حضور
پر رنگي داشتند اما بر خورد خاصي صورت نگرفت.
6- در اين انتخابات اعضاي هيت مديره به شرح
ذيل انتخاب شدند:
7- فريدون نيكو فرد
۹۱۹ رای 2-نجات
دهلي ۶۶۷
رای 3- علي نجاتي ۵۷۸
رای 4- رحيم بسحاق ۵۴۰
رای 5- جليل احمدي ۳۹۸
رای6-علي شريفي ۳۹۴
رای 7- رضا رخشان ۳۵۲
رای 8- محمد حيدري مهر ۳۰۲
رای 9- قربان علي پور ۲۸۴
رای
8- با پيگيري ها و تلاش كارگران انتخابات
با نظم كامل و عادلانه برگذار شد.
9- گزارش تكميلي و اسامي اعضاي البدل به
زودي اعلام خواهد شد.
10- هيت موسس سنديكاي کارگران شركت نيشكر
هفت تپه
265- تبریک به کارگران هفت تپه
انتخابات سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه با موفقیت برگزار شد :
روز چهار شنبه 1 آبان 1387 اولین انتخابات
سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه ، با شرکت اکثریت مطلق کارگران از
بخشهای کشاورزی و تولید با موفقیت برگزار شد .
دیروز فضای کارخانه نیشکر هفت تپه سراسر
اشتیاق برای برگزاری این انتخابات پر شور بود .کارگران این
واحد تولیدی بالاخره و پس از ماه ها مبارزات خستگی ناپذیر به
رغم تهدیدات مکرر مدیریت و حراست کارخانه و همچنین تهدید و
ارعاب نهاد های امنیتی که آنان را از تشکیل چنین تشکلی برحذر
داشته بودند ، طعم شیرین تولد تشکل مستقل خویش را چشیدند.
ما اعضای کمیته هماهنگی این پیروزی بزرگ را
به کارگران هفت تپه و فعالین جنبش کارگری تبریک گفته و آرزومند
سرفرازی بیش از پیش جنبش کارگری در عرصه مبارزات کارگری هستیم
.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های
کارگری
2/8/87
266- دادگاهی افشین شمس !
طبق خبر رسیده افشین شمس عضو " کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " و یکی از فعالین
کارگری در ایران در مورخه 30 مهر ماه 87 در شهر اصفهان
دادگاهی شد . این دادگاهی با حضور وکیل ایشان آقای محمد
شریف بر گزار شد . آقای محمد شریف وکیل افشین شمس از قاضی
پرونده خواستار شد که تا مشحص شدن و ضعیت نامبرده با قرار
وثیقه از زندان آزاد شود اما قاضی پرونده با این تقاضا موافقت
نکرد و اعلام داشته است که تا 15 روز دیگر وضعیت پرونده افشین
شمس را مشخص و نتیجه اعلام خواهد شد .
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های
کارگری"
2 آبان ماه 87
-
افشین شمس را آزاد کنید :267
افشین شمس
فعال کارگری است که به همراه دیگر رفقایش در "کمیته هماهنگی
..." خواهان ایجاد تشکل کارگری است. او تنها به این دلیل که
تلاش نموده است در این راه به کارگران در ایران کمک نماید تا
تشکل کارگری ایجاد نمایند ، چند ماه است که بازداشت شده و در
زندان به سر می برد. ایجاد تشکل کارگری یکی از ابتدایی ترین
حقوق کارگران است که در حال حاضر در اکثر نقاط دنیا به رسمیت
شناخته شده و کارگران حق دارند مستقلا آنرا ایجاد نمایند تا
برای رسیدن به مطالباتشان متحدانه عمل کنند. دولتها فقط باید
آنها را به رسمیت بشناسند و هیچ مانعی در این راه نباید ایجاد
کنند.
دولت ایران
برای آنکه توجیهی برای ادامه بازداشت او در مقابل فشارها داشته
باشد، سعی نموده اتهامات دیگری را به این فعال کارگری نسبت دهد
که کاملا بی پایه و اساس هستند.
دولت ایران
در مقابل مطالبات کارگران به شدت به سرکوب متوسل می گردد و
فعالین آنها را مورد پیگرد و بازداشت قرار می دهد. هر جمعی که
بخواهد اقدام به ایجاد تشکل کارگری نماید و یا مشکلات کارگران
را انعکاس دهد، با مشکل روبرو می گردد. اما دولت ایران باید
بداند که کارگران ایران تنها نیستند و سرکوبها و بازداشتهای
این چنینی باعث حمایت بیشتر کارگران دردیگر کشورها می گردد.
ما ضمن
محکوم نمودن ادامه بازداشت افشین شمس، آزادی بی قید و شرط او
را خواهانیم ودر این رابطه چنانچه بازداشت او ادامه یابد از
طریق تشکلهای کارگری در ونزوئلا و دیگر تشکلهای بین المللی
کارگری، این مسئله را پیگیری خواهیم نمود.
جمعی از
کارگران در ونزوئلا
10
اکتبر
2008
268- اطلاعیه:
صدور احکام زندان
برای چهار فعال کارگری، اعضاء سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی
تهران و حومه به نامهای عطا باباخانی، سعید ترابیان، یعقوب
سلیمی و علی زاده حسینی از سوی دادگاه انقلاب اقدامی دیگر برای
مرعوب ساختن طبقه کارگر ایران به طور کلی از پی گیری خواسته
های انسانی خود است.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه ضمن دفاع از حق برگزاری اعتصاب و اعتراض
به اعمال بی حقوقی بر کارگران از جانب کارفرما، احکام صادره را
شدیدا محکوم نموده و خواستار لغو این احکام و همه پرونده های
کارگری می باشد.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه 2/8/1387
269- حکم صادره علیه افشین شمس را محکوم می کنیم :
صدور
حکم یک سال زندان تعزیری علیه افشین شمس فعال کارگری و عضو
کمیته هماهنگی عملا مانع تراشیهای سیستم سرمایه داری است بر ضد
تشکل یابی و فعالیتهای حقه و انسانی کارگران. اینگونه تهدیدها
نمود هراس سیستم به ظاهر عظیم و در باطن پوسیده ی سرمایه داری
است که در تقابل با فعالیتهای جانفشانه و شرافتمندانه ی
کارگرانی قرار می گیرد که علیرغم محدودیتها و فشارها به پیکار
خود ادامه خواهند داد و در نهایت هم سیستم را وادار به کرنش
خواهند کرد. ما ضمن محکوم کردن صدور حکم علیه افشین شمس
خواستار آزادی بی قید و شرط و سریع وی هستیم و کماکان حمایت از
وی را وظیفه ی طبقاتی خود می دانیم.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری (منطقه غرب)
-
تعطیلی کارخانهی فرش غرب کرمانشاه:270
دانشجويان
انقلابي كرمانشاه
آبان 13872
کارخانهی
فرش غرب از روز پنجشنبه
۲۵
مهر اعلام تعطیلی کرده و
فعالیت واحدهای خود را به حال تعلیق درآورده است. نزدیک به
۲۵۰
کارگر این کارخانه
بیکار شدند. هیچ توضیحی به کارگران دربارهی علت و نحوهی این
تعطیلی و سرنوشت
دستمزدها و مطالباتشان داده نشده است.
پیش از این
نیز واحدهای صنعتی دیگری در کرمانشاه مانند رنگ گلفام و
نساجی کشمیر تعطیل شدهاند. وضعیت واحدهای نساجی دیگر در سایر
شهرهای ایران نیز
نامطلوب است. کارخانجات پرریس در سنندج و واحدهای نساجی شهر
قائمشهر نیز وضعیت
نامطلوب دارند. کارگران فرش غرب اعلام کردهاند
مطالباتشان
را پیگیری خواهند کرد.
.
سلام دموكرات
271-
با مبارزات متحدانه و درایت و آگاهی کارگران پرریس، هیئت حل
اختلاف اداره کار سنندج حکم قطعی ابقا در کار این کارگران را
صادر کرد:
کارگران پرریس پس از 45 روز اعتصاب و
بلاتکلیفی و با مبارزات پیگیرانه خود موفق شدند رای هیئت تشخیص
اداره کار سنندج را در هیئت اختلاف این اداره بشکنند و حکم
قطعی ابقا در کار و دریافت کلیه مطالبات معوقه و ایام
بلاتکلیفی را دریافت دارند. در این رای آمده است :
هیئت حل اختلاف پس از بررسی محتویات کلی
پرونده و استماع اظهارات نماینده کارگران و نماینده کارفرما به
اتفاق آرا ضمن نقض رای بدوی به استناد مواد 2، 3، 34، 36، و
165 قانون کار و اقرار صریح نماینده کارفرما در صورتجلسه مورخ
31/6/87 هیات بدوی مبنی بر ادامه کار پرسنل در مهر ماه سالجاری
و استارت فعالیت در جریان تهیه منابع مالی که خود موید حذف
موضوعیت قرارداد کار موقت می باشد و علاوه بر آن اداره تشخیص
هویت کردستان وفق نامه مورخ 24/7/87 که تصویر آن توسط نماینده
کارگران تسلیم هیئت گردیده مفاد مندرج در قراردادهای منعقده را
به بعد از امضای کارگران تشخیص هویت نموده که عموما بر خلاف نص
صریح مادتین 7 و 10 قانون کار می باشد به شرح آتی مبادرت به
صدور رای می نماید:
کارفرمای شرکت ریسندگی پرریس سنندج مکلف
است از تاریخ صدور رای هیات حل اختلاف نسبت به بازگشت بکار
اولیه هر یک از خواهانها آقایان( امجد زمانی، شریف ساعد پناه،
تورج عزتی فریدون قاسمی و... - مجموعا 35 کارگر شاکی شرکت
ریسندگی پرریس نام برده شده است) در کار اولیه اقدام نموده و
مبالغ ذیل را از بابت حقوق و مزایای معوقه و دستمزد ایام
بلاتکلیفی لغایت 28/7/87 در وجه خواهانهای مربوطه پرداخت
نماید". مبالغ در ادامه رای قید مذکور شده است.
در پایان این رای نیز آمده است: رای صادره
به اتفاق آرا در دو برگ تنظیم و به استناد ماده 159 قانون کار
قطعی و لازم الاجراست.
اتحادیه آزاد کارگران ایران این رای را
حاصل درایت و آگاهی و مبارزات پیگیر و متحدانه کارگران پرریس
ارزیابی میکند و ضمن تبریک به این دوستان، دست یکایک آنان را
صمیمانه می فشارد.
زنده باد همبستگی کارگری
اتحادیه آزاد کارگران 2/8/87
272- اعتراض اهالی کرج به خاطر تکميل نشدن شبکه گازشهرى :
به گزارش ايرنا در تاریخ 3 آبان 87: شمارى از ساکنان منطقه
"پيشاهنگى" کمال شهر کرج در اعتراض به تکميل نشدن شبکه گازشهرى
در اين منطقه، عصر پنجشنبه در مقابل منزل سخنگوى شوراى شهر
اجتماع کردند.
اين عده که تعداد آنان به بيش از 200 نفرمى رسيد با اجتماع در
خيابان اصلى پيشاهنگى خواستار تسريع در اجراى طرح گاز شهرى اين
منطقه شدند.
مردم منطقه گفتند، حدود يک سال است که طرح شبکه اصلى گاز شهرى
در منطقه پيشاهنگى اجرا شده اما هنوز بسيارى از خانوارها از
نعمت آن محروم هستند.
به گفته برخى از اجتماع کنندگان آنان بارها براى تکميل اين طرح
از مسوولان شرکت گاز شهرى کرج و ساير مسوولان محلى تقاضاى
رسيدگى کرده اند اما بى نتيجه بوده است .
يکى از معترضان به خبرنگار ايرنا گفت: با توجه به نزديکى فصل
سرما مردم منطقه نگران آن هستند که شرايط دشوارى در روزهاى
پاييزى و زمستانى داشته باشند.
وى که خواست نامش ذکر نشود، افزود: اکنون به دليل گرانى و
کمبود سيلندرهاى گاز مايع ساکنان اين منطقه با مشکل روبرو شده
اند.
اين شهروند ادامه داد: زمستان سال گذشته کمبود سوخت فسيلى
ساکنان اين منطقه را با مشکل گرمايش مواجه کرد و امسال با توجه
به کندى طرح گازرسانى منطقه ساکنان پيشاهنگى دو چندان نگران
هستند.
تجمع افراد معترض پس از آنکه قهرمانى عضوشوراى شهربه آنان قول
رسيدگى داد، در فضايى آرام پايان يافت .
کمال شهر با بيش از 100هزار نفر جمعيت در غرب کرج واقع است .
273- تجمع دوباره کارگران نساجی :
ديروز براي دومين بار طي هفته جاري،
كارگران نساجي شماره 3
طبرستان در اعتراض به آنچه تضييع
حقوق خود ميخوانند در مقابل فرمانداري اين شهر
تجمع كردند.
اين كارگران كه تعدادشان به حدود 50 نفر
ميرسيد، از وضعيت حقوقي
و شغلي خود ناراضي بودند.
يكي از كارگران تجمع كننده در اين خصوص
گفت: ما كه 5 ماه است حقوق
و دستمزد دريافت نكردهايم از ساعت
10 صبح ديروز خواستار ملاقات با فرماندار قائم
شهر شدهايم.
تعدادي از اين كارگران از روند احيا و
بازسازي كارخانجات نساجي
قائم شهر گلايه داشته و معتقد بودند
اين كار با هدف ايجاد شغل براي كارگران صورت
نميگيرد و به تضييع حقوق آنان
ميانجامد.
يكي ديگر از اين كارگران گفت: پرداخت حقوق
تعدادي از آنان به
عنوان يك وسيله قرار گرفته است تا كارگران
را مجبور به انتقال به واحد ديگري
نمايند.
وي در ادامه اظهار داشت: در حال حاضر
فرسودگي و نبود امكانات كافي
در كارخانه تلار كه برخي كارگران را
به آنجا منتقل كردهاند، يكي از دلايل كارگران
براي عدم حضور در اين كارخانه است و
به دليل نبود فضاي كافي و عدم اشتغال در آن
مكان چه بسا چند ماه ديگر همين
تعداد را به بهانه عدم توليد و هزينه سنگين حقوق
اخراج كنند.
وي افزود: تجمع اين كارگران در حمايت از
اشتغال به عنوان تنها
اميد قائم شهر صورت ميگيرد به طوري
كه پس از تعطيلي كارخانجات نساجي قائم شهر،
افراد بسياري بيكار و به مشاغل كاذب
روي آوردند.
كارگران تجمع كننده نساجي را مايه اميد و
نماد اشتغال و روزي در
شهر خود مي دانند و معتقدند در طي
12 سال گذشته اين كارگران بارها تجمع كرده و
خواستار احيا اين صنعت مادر و قديمي
در قائم شهر شدند اما هر روز وضعيت اين
كارخانجات رو به افول مي رود.
یکی از کارگران اظهار داشت: با پرداخت
نكردن حقوق و مزاياي
كارگران و جمع كردن آنان در يك واحد
كوچك ، فرسوده و فروش اموال، زمين ها و
داراييهاي كارخانجات يك شهر نمي
توان آن را احيا كرد.
كارگري ديگر دلايل مخالفت خود را در انتقال
به واحد ديگر اين گونه
بيان داشت و افزود: بارها به همين
بهانه و به طرق مختلف كارگران را به بيمه بيكاري
فرستادند اما با پايان يافتن مدت
آن، واحدها با كاهش و فرسودگي دستگاهها مواجه
شدند، بارها با پرداخت هاي مقطعي با
مبالغ هنگفت بسياري از كارگران بيكار شدند در
حالي كه اين مقدار ميتوانست در
قالب توليد و اشتغال كمكهاي شاياني به شهر و صنعت
آن نمايد.
نساجي طبرستان اولين كارخانه نساجي شهرستان
قائم شهر در سال 1310
تاسيس گرديد و از طريق سود حاصل از
آن 4 واحد نساجي ديگر و يك كارخانه پنبه پاك كني
در گرگان احداث شد. اين مجموعه
اكنون شامل 5 كارخانه تلار، طبرستان، فاينانس، گوني
بافي و تجن مي باشد. اين كارگران پس
از 4ساعت تجمع و فرستادن نمايندگان خود به
فرمانداري قائم شهر موفق به ملاقات
با فرماندار نشده و در ساعت 2 بعدازظهر اين تجمع
پايان يافت.
منبع " خبر نامه فعالین مازندران "
274- پيام تبریک سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران
به مناسبت برگزاری مجمع عمومی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
:
3 آبان 1387
خبر مسرت بخش برگزاری
مجمع عمومی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه تمامی کارگران ایران
و جهان را شاد نمود بنا به گزارشات رسیده از خوزستان بیش از
1000 نفر از کارگران نیشکر هفت تپه با شور و ذوق در مجمع عمومی
حضور یافته و بعد از تصویب اساسنامه اعضای هیئت مدیره را به
عنوان نمایندگان واقعی خود انتخاب کردند بی تردید انتخابات این
سندیکا یکی از خواسته های اصلی کارگران برای به اجرا گذاشتن
مقاوله نامه های 87 و 98 می باشد
سندیکای کارگران شرکت
واحد اتوبوسرانی تهران و حومه انتخاب اعضای هیئت مدیره سندیکای
کارگران نیشکر هفت تپه را به تمامی کارگران سختکوش و منتخبین
کارگران هفت تپه ،تبریک گفته و توفیق در راهشان را آرزومند است
سندیکای
کارگران شرکت واحد تهران و حومه
275- انتخابات اساسنامه و اعضای هيئت مديره سنديکای شرکت نيشکر
هفت تپه :
به گزارش هيئت موسس سنديکای کارگران شرکت
نيشکر هفت تپه در تاریخ 3 آبان 87 آمده است : صبح روز چهارشنبه
در حالی که خود را برای شرکت در انتخابات آماده ميکردند با
بخشنامه مسئولين کارخانه که آنان را از شرکت در انتخابات منع
ميکرد و انتخابات را منوط به دستور و اجازه اداره کار ميدانست
مواجه شدند.
انتخابات در ساعت 8 صبح آغاز و تا ساعت 12 ادامه داشت. در کنار
هر صندوق چهار ناظر از بخش کشاورزی و کارخانه حضور داشتند و پس
از آن صندوقها به مکانی ديگر منتقل و توسط ناظرين شمارش شد.
لازم به ذکر است با وجود مدت کم برای رای گيری (حدود چهار
ساعت) و موانع ايجاد شده و جو موجود در کارخانه بيش از هزار
نفر از کارگران در اين رای گيری شرکت کردند.
در طی مدت رای گيری نيروهای امنيتی حضور پر رنگی داشتند اما
برخورد خاصی صورت نگرفت.
در اين انتخابات اعضای هيئت مديره به شرح ذيل انتخاب شدند:
1- فريدون نيکوفرد 919 رای 2- نجات دهلی 667 رای 3- علی نجاتی
578 رای 4- رحيم بسحاق 540 رای 5- جليل احمدی 398 رای 6- علی
شريفی 394 رای 7- رضا رخشان 352 رای 8- محمد حيدريمهر 302 رای
9- قربان عليپور 284 رای
با پی گيری ها و تلاش کارگران انتخابات با نظم کامل و عادلانه
برگذار شد.
گزارش تکميلی و اسامی اعضای البدل به زودی اعلام خواهد شد.
276- تشكيل و شروع به كار سنديكاي كارگران كارخانه نيشكر هفت
تپه را تبريك ميگوئيم:
هم وطنان و كارگران زحمت كش
كارخانه نيشكر هفت تپه:
پيروزي شما را بعد از 30 سال از تعطيلي
سنديكاي كارخانه از طرف اعضاي انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
تبريك ميگوئيم. بي شك اين امر راهگشايي است براي تحقق
پيروزيهاي بعدي شما.
ما بر اين باوريم كه اتحاد در هر جنبشي
روند تكامل و رسيدن به خواسته ها را شتابان تر ميكند و خرسنديم
كه شما در اين راه پيروز بوديد و هيچ گونه تهديد و شانتاژ و
ارعاب نتوانست مانع رسيدن شما به اين حق مسلمتان شود. ما اعضاي
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران در تمامي اعتصابات,درگيريها و
فشاره همواره با شمائيم .
برابري آزادي عدالت حق مسلم ماست
انجمن دفاع ازكارگران وبيكاران
4 آبان 1387
277- جايگاه تشكل ها ي كارگري در قانون كار كجاست؟ و جايگاه
دولت و كارفرمايان بخش خصوصي دركفه ترازو چگونه است ؟
وبلاگ صدای کاوه ها
كارگربه نان شب محتاج است. تنها ماهانه حق
مسكن كارگران ده هزارتومان است.دراين استان براي ده هزارتومان
شبانه كمپهاي شهرداري را ميدهند كه كارگر شب را به روز
كند.عقلانيت ايجاب ميكند درحال حاضرحق مسكن كارگران بعداز گذشت
30سال از انقلاب ده هزار تومان است اين دهن كجي به ساحت جامعه
كارگري است. چرا در حق اين كارگران زحمتكش اين مقدار بي عدالتي
ميشود؟؟؟چرا بايد نماينده گان مجلس بيش از هفتصد و پنجاه
ميليون تومان بيمه مسكن بگيرند.آن وقت اين كارگران مظلوم فقط
ده هزارتومان بيمه مسكن بگيرند. كجاي دنيا اين حرفها را
ميزنند؟چه كسي اين ها را تائيد ميكند؟ چه كسي اين قوانين
راتصويب ميكنند؟چرا آقاي وزير نميرود استعفاي خود را بنويسيد و
بگويدكه توان چرخاندن اين مجموعه رانداردولي خم به آبرو نمي
آورندكه چه ظلمي درحق كارگران ميشود؟و اوچه كاره است؟ البته
وقتي پاي منافع وسط كشيده ميشود همه چيز زير آن رنگ
ميبازد.وآنجا معامله ميكنند.خواربار 480 تومان ماهيانه مي شود
روزانه حق خواربار 80 تومان براي خانواده متاهل ميشود.
كارگران خانواده پرجمعيتي هستند حداقل 4 الي 5 نفري هستند.
چگونه بايداز عهده تهيه مواد اوليه زندگي بر آيند؟ وقتي فقط يك
نوع از مواد شوينده 950 تومان قيمتش است.چگونه كارگران 480
تومان حق خواربار ميدهند؟ رئيس شوراي عالي ايران چه كارميكند؟
تورم 28 درصد جامعه را نمي بيند ؟سبد خانواركارگران حداقل450
هزارتومان است.حقوق امروز دريافتي كارگر دويست و نوزده هزارو
شصت تومان حقوق پرداخت ميكننداين هاتناقضاتي است كه بايد اين
آقايان پاسخ دهند.
متاسفانه جنبش كارگري هم كه دست نشانده
دولت شده انداختياري از خود ندارند و استقلال ندارند.آنجا كه
ميخواهند از كارگر حمايت كنند ديگه كفه ترازو به نفع دولت
سنگين است.هيچ وقت به طرف جامعه كارگري نيست.آنهادرظاهر
ميگويندكه ميخواهند از حقوق كاردفاع كننداما كفه ترازو به نفع
دولت سنگين است.
آنهايي كه در بخش خصوصي كارفرماهستند
ميخواهند از منافع شخصي خود دفاع كنندولي دركناراين موضوع
امروز دولت كارفرماي بزرك است.
دولت خود كارفرماي بزرگ كشور است. هميشه
دردادگاهها نماينده گاني كه درهيئت هاي تشخيص حل اختلاف اداره
كل كار مي نشيند.نماينده دولت معنا ومفهوم خودرا از دست
ميدهند. چون در واقع نماينده كارفرما ميشوند. نه نفردرهيئت هاي
حل اختلاف مي نشيند. سه نفر نماينده كارگر و سه نفر نماينده
كارفرما است وسه نفر دقيقا نماينده دولت است. اما سوال اين جا
است كه نماينده كارگرچگونه ميخواهد حقوق كارگررا استيفاء
كند؟؟؟
انجمن صداي كاوه ها
278- کمبود گاز و رنج و عذاب مردم با شروع فصل سرما شروع شد:
اروميه - خبرگزاری مهردر تاریخ 4 آبان 87
گزارش میدهد : کمبود گاز مايع در شهرستان تکاب از دو هفته
گذشته آغازشده و طی چند روز اخير به نقطه اوج خود رسيده است و
اين امر موجب بروز مشکلات عديده ای در زندگی روزمره شهروندان
شده است.
به گزارش خبرنگار مهر در تکاب، تجمع شهروندان در مقابل
جايگاههای توزيع سيلندرهای گاز مايع (به ويژه ايران گاز) روز
به روز افزايش می يابد ولی روند تهيه سيلندر گاز مايع برای
مردم نه تنها بهبود نيافته بلکه مردم تکاب می بايد برای تهيه
يک سيلندر گاز مايع بيش از هفت ساعت در صف های طولانی در مقابل
ابن جايگاهها به انتظار بنشينند.
عصر روز گذشته بيشترين تجمع متقاضيان دريافت سيلندر گاز مايع
در مقابل جايگاه توزيع اين سيلندرها طی چند هفته اخير بود که
چندين صف طولانی در مقابل اين جايگاه تشکيل شده بود و اين امر
علاوه بر ايجاد اختلال در تردد خودروها و وسايل نقليه شخصي،
عمومي، عبور و مرور شهروندان موجب نارضايتی شهروندان و
متقاضيان دريافت کپسول گاز مايع شده است.
در چند روز اخير ميزان سيلندرهای گاز مايع توزيع شده در تکاب
تا چندين برابر کاهش يافته و تهيه اين کپسولها به دغدغه اصلی
زندگی روز مره اهالی تکاب تبديل شده و امور روزمره و کسب کار
شهروندان را نيز مختل کرده است.
متقاضيان تهيه کپسول گاز از عدم تهيه به موقع وعدم دسترسی آسان
و مناسب سيلندرهای گاز مايع و نيز تحمل مشکلاتی همچون رها کردن
محل کار برای ايستادن در صف دريافت کپسول، پرداخت هزينه های
حمل و نقل وعدم اطمينان از دريافت اين سيلندرها ابراز نارضايتی
کرده و از مسئولان ذيربط تقاضای رسيدگی به اين وضع و نظارت بر
عملکرد جايگاههای توزيع سيلندر گاز مايع و برخورد با متخلفان،
کم فروشان و گرانفروشان کپسول گاز مايع را تقاضا کردند.
هم اکنون برخی از شهروندان تکابی برای تهيه يک سيلندر گاز مايع
مشکلات و سختيهای فراوانی را در پيش دارند در حاليکه برخی از
سودجويان به علت عدم توزيع نامناسب و نظارت کافی مسئولان
جايگاههای توزيع سيلندر گاز مايع، اين سيلندرها را به چندين
برابر قيمت و به افراد مورد نظر خويش به فروش می رسانند.
مسئولان جايگاههای توزيع سيلندر گاز مايع کاهش سهميه اين
سيلندرها و مشکلات حمل و نقل را علت اصلی بروز اين مشکل می
دانند اما تاکنون برای رفع آن اقدامی را انجام نداده اند.
دستگاههای ذيربط نيز با بی تفاوتی و عدم نظارت کافی و اصولی
راهکاری برای ايجاد روند مناسب برای توزيع سيلندر گاز مايع
ارائه نکرده و اين مشکل همانند سالهای گذشته بيش از چندين هفته
ادامه يافته است.
در حال حاضر بيش از دو هزار و500 خانوار در شهرستان تکاب از
شبکه گاز شهری بهره مند هستند و به استفاده از سيلندر گاز مايع
نياز ندارند و اما به رغم آنکه متقاضی دريافت سيلندر گاز نيز
نسبت به سال گذشته کاهش يافته اما همچنان کمبود سيلندر گاز
مايع و توزيع نامناسب و نامنظم آن و فروش سيلندر با قيمتهای
بالا و در بازار سياه به يک معضل تبديل شده است.
بروز مشکل در تهيه و دريافت کپسول گاز مايع در شهرستان تکاب به
يک مشکل چندين ساله و مرسوم تبديل شده و هر ساله با نزديک شدن
به روزهای سرد سال اين مشکل بخشی از امور روزمره تکاب را به
خود اختصاص می دهد اين در حالی است که مسئولان نيز تاکنون
اقدام مناسبی در اين زمينه انجام نداده اند و حاضر به پاسخگويی
نيز نيستند.
279- صدور حبس تعليقی برای چهار نفر از کارگران شرکت واحد :
به گزارش ايلنا در تاریخ 4 آبان 87 آمده
است :دادگاه انقلاب برای چهار نفر از کارگران تعليقی شرکت واحد
به جرم تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي، حکم حبس
تعليقی صادر کرد.
عطا باباخاني، سعيد ترابيان، يعقوب سليمی و عليزاده حسينی از
سوی دادگاه انقلاب به تحمل ۶
تا ۱۴ ماه
حبس تعليقی محکوم شدهاند.
پرويز خورشيد از وکلای مدافع اين کارگران با تاييد آراء صادره
گفت: کارگران شرکت واحد از حق قانونی خود برای اعتراض به اين
احکام استفاده خواهند کرد.
به گفته خورشيد، اتهامات وارده مبنی بر اقدام عليه امنيت ملی و
تبليغ عليه نظام مصداق نداشته و اعضای سنديکای کارگران شرکت
واحد در تشکل خود تنها به انجام فعاليتهای صنفی مشغول بودند.
280- کارگران لاستیک البرز با برپایی یک مجمع عمومی بزرگ مدیر
منابع انسانی و مالی این کارخانه را بیرون کردند:
بنا بر گزارشهای
رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز و بدنبال عدم رد
لیست بیمه کارگران لاستیک البرز، این کارگران با برپایی یک
مجمع عمومی بزرگ رای به بیرون کردن مدیران منابع انسانی و مالی
از کارخانه دادند.
در این مجمع که با
سخنرانی تعدادی از نماینده های کارگران آغاز شد کارگران
یکپارچه تصمیم به بیرون کردن مدیر منابع انسانی و مدیر مالی
کارخانه گرفتند و سپس نماینده های آنان این تصمیم را به مدیران
مربوطه اعلام کردند اما آنان حاضر به ترک کارخانه نشدند. به
همین دلیل تمامی کارگران در مقابل ساختمان اداری در داخل
کارخانه تجمع کرده و با سر دادن شعار و ورود به ساختمان اداری
خواهان خروج این مسئولین از کارخانه شدند.
با پیش آمدن این
وضعیت و مقاومت مدیر منابع انسانی در مقابل کارگران و احتمال
درگیریهای فیزیکی بین حامیان کارفرما و کارگران در کارخانه ،
نیروهای آگاهی اسلامشهر در محل حاضر شدند و پس از مذاکره ای
که با آمدن این نیروها صورت گرفت، آنان ناچار شدند مدیر منابع
انسانی را از کارخانه خارج کنند. بنا بر این گزارش مدیر مالی
کارخانه نیز خود مجبور به ترک کارخانه شد.
لازم به یادآوری
است هیئت حل اختلاف اداره کار اسلامشهر مدتهاست رای به پرداخت
بیمه کارگران لاستیک البرز و رد لیست بیمه های آنان به سازمان
تامین اجتماعی داده است اما تا کنون مدیران منابع انسانی و
مالی کارخانه با بهانه نبود دستور کارفرما در این مورد از
انجام مسئولیتهای خود سرباز زده اند. به همین دلیل کارگران
لاستیک البرز امروز با برپایی یک مجمع عمومی بزرگ که حدود 900
نفر از آنان در آن شرکت کرده بودند رای به بیرون کردن مدیران
مالی و منابع انسانی از کارخانه دادند.
کارگران خشمگین
لاستیک البرز در این مجمع اعلام کردند اگر تا روز سه شنبه این
هفته برگرداندن مالکیت کارخانه به سازمان تامین اجتماعی رسما
ابلاغ و اعلام نشود و بدینوسیله یا هر وسیله دیگری مسئله
دستمزدهای آنان حل نگردد در مقابل نهادهای مسئول دولتی دست به
تجمعات بزرگی خواهند زد.
این کارگران تصمیم
داشتند هفته گذشته در اعتراض به وضعیت خود و عدم دریافت شش ماه
از دستمزدهایشان دست به تجمع بزنند که با وعده برگرداندن
مالکیت کارخانه به سازمان تامین اجتماعی و حل کلیه مشکلات آنان
تا سه شنبه این هفته، از برپایی تجمع صرف نظر کردند.
امروز این کارگران
در مجمع عمومی خود با خشم فراوان و یکپارچه اعلام کردند اگر
اینکار در روز سه شنبه انجام نگیرد و مشکلات آنان بر طرف نشود
بدون توجه به هر وعده ای دست به تجمعات بزرگی در مقابل نهادهای
مسئول دولتی خواهند زد.
از سوی دیگر بنا بر
اظهار کارگران این کارخانه، کارفرمای لاستیک البرز در طول
ماههای گذشته قرارداد های کارگران موقت این کارخانه را تمدید
نکرده است. کارگران لاستیک البرز امروز متوجه این مسئله شدند
و این مسئله بر آتش خشم آنان بیش از پیش دامن زد. کارخانه
لاستیک البرز 1360 نفر کارگر دارد که حدود نیمی از آنان با
قرارداهای موقت یکماهه ددر استخدام این کارخانه هستند.
اتحادیه آزاد کارگران 5/8/1387
281- اعتراضات کارگری در نقاط مختلف کشور:
در روز 5 آبان 400 تن از
کارگران کارخانه پتروشیمی لردگان در اعتراض به عدم پرداخت
دستمزدها دست به اعتصاب زدند.
در این ماه کارگران کارخانه ی چینی سازی حمید در اعتراض به عدم
پرداخت دستمزدها دست به راهپیمایی زدند.
کارگران کارخانه چوب طالقانی نیز به خاطر عدم دریافت 13 ماه
حقوق در این ماه بارها بامراجعه به نهادهای مختلف خواستار
رسیدگی به وضعیت خود شدند.
كارگران شركت لوله سازي لوشان كه مشغول پروژه لوله گذاري در
بندر انزلي هستند در اعتراض به دريافت نكردن دستمزد، پرداخت
نشدن حق بيمه و عدم ارسال ليست بيمه به سازمان تامين اجتماعي
چندین روز دست به اعتصاب زدند. این کارگران پیش از این نیز دست
به اعتصاب زده بودند که پس از آن 4 تن از اعتصاب کنندگان اخراج
شدند.
شمار زیادی از کارگران بازنشسته ذوب آهن در روز دو شنبه 20
آبان در مقابل کانون بازنشستگان شهر اصفهان اجتماع کردند. آنان
علیه سطح نازل حقوق بازنشستگی، وضعیت بسیار بد معیشتی و
خودداری دولت از پرداخت حقوق اولیه معیشتی و انسانی آن ها دست
به اعتراض زدند.
در روز 20 آبان 230 تن از كارگران شركت سازمايه پاكدشت در
مقابل دادگستري اين شهر تجمع اعتراضي برگزار كردند. كارگران
معترض خواهان دريافت حقوق عقب افتاده، تامين امنيت شغلي و
رسيدگي به شكايت خود شدند.
كارگران كارخانه چيني اشكان 26 آبان براي رسيدگي به درخواست
ضبط اموال كارخانه در مقابل دادگستري شهرستان قزوين تجمع
اعتراضي برگزار كردند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
http://www.komiteyepeygiri.com
282- حقوق و مزاياي معوقه كارگران -كارخانه ايده نگر قم
:
يك كارگر از اين كارخانه به فرياد كارگر در
تاریخ 5 آبان 87 گفت:” اين هفته بچه ها خيلي كار كرده اند. از
صبح تا 11 شب كار ميكردند كه آمار سفارش را به حد نصاب
برسانند. سفارش داريم و بچه ها كار ميكنند اما خبري از حقوق
نيست.بن هاي ما از سال گذشته تا حالا باقي مانده است,حقوق برج
6 و 7 ما را هنوز نداده اند.سنوات كارگران قراردادي را 2 سال
است كه نداده اند و هيچ خبري از پرداخت آنها نيست.بچه ها در
كارخانه سنگ تمام ميگذارند كار ميكنند ولي جايي كه به دولت و
مديريت بر ميگردد كه حقوق ما را بدهد هيچ خبري نيست.ماه رمضان
آمد و رفت و هيچ چيزي به ما ندادند در حالي كه سالهاي قبل يك
حق خوارباري ميدادند و يا با شروع مهر لوازم و التحرير ميدادند
اما الان هيچ خبري از اين چيزها نيست.در كارخانه ما به نماينده
كارگر هيچ اهميتي داده نميشود. اجازه حرف زدن ندارد و به رسميت
شناخته نميشود و كاري از دستش بر نمي آيد.“
انجمن دفاع
ازكارگران و بيكاران
283- پیام تبریک به کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه:
دوستان و همکاران
گرامی، اعتصابات و اعتراضات گسترده و همیشگی شما برای رسیدن به
خواسته هایتان طی دو سال اخیر موجب تحولی ارزشمند در جنبش
کارگری و ارتقاء دانش مبارزاتی کارگران ایران شده است. اگر چه
تعرض وحشیانه سرمایه داری
به صفره کارگران تا حدی
شدت گرفته که باعث گشته بخشی از انرژی و توان ما را معطوف به
دریافت حقوق ماهیانه مان گرداند و کمتر مجال یافته ایم پی گیر
مطالبات اساسی تری مانند خواست افزایش دستمزد، ایجاد تشکلهای
خود، لغو قراردادهای موقت و غیره شویم، اما با مبارزات مداوم و
اصرارشما و بخشهای دیگری مانند ایران خودرو بر سر مسئله ایجاد
تشکل، امروز همه کارگران مبارز و حق طلب دوباره شاهد دست آوردی
بزرگ هستند که کارگران نیشکر هقت تپه بعد از کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران آن را به ارمغان آورده اند.
انجمن صنفی کارگران برق
و فلزکار کرمانشاه تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را
تبریگ می گوید و امیدوار است که بزودی شاهد ایجاد تشکلهای
کارگری در بخشهای دیگر باشد.
انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار
کرمانشاه 5/8/1387
284- يارانه هاي دولتي پرداختي ديگر به دولتي ها و دردي جديد
براي كارگران
:
يك كارگر در اين خصوص به فرياد كارگر
گفت:”در طرح يارانه دولتي كه دولت براي همه ارگانهاي دولتي
پرونده سازي كرده اند اسمي از كارگران نيست ميخواهند آبان يا
آذر ماه اين بن را پرداخت كنند ولي در اين مورد اسمي از
كارگران نيست كه حتي بخواهند پرونده سازي بشود.
دستگاه مال خودشان است حقوق نماينده هاي مجلس 10 برابر مردم
است حقوقشان ماهي 2 ميليون تومان است.تمام تلاششان هم اين است
كه بيشتر بشود. سهميه بنزين نماينده هاي مجلس چندين برابر مردم
است,تعطيلات تابستاني نماينده هاي مجلس حقوق ميليوني و انواع و
اقسام تسهيلات را به همراه دارد,مجلس يك راهكاري دارد كه
لاريجاني كه نماينده قم است هر هفته يا دوهفته يكبار مي آيد قم
يك سخنراني ميكند. دو هفته پيش اومد در منطقه نيروگاه قم كه يك
منطقه محروم و پرجمعيت است سخنراني كرد.موضوع سخنرانيش ”فقر
زدايي !!!“و يارانه اي كه دولت قصد دارد ماهانه به مردم بدهد
كه حكم ”گداصفتي “را براي مردم پيش مي آورد ,در مورد رابطه با
آمريكا و...بود !رئيس مجلس حرف مجلسيها را ميزند!حرفش اين بود
كه من با طرحهاي دولت و هيئت وزيران مخالف هستم .لاريجاني با
آراي تقلبي به اسم مردم قم به اين سمت رسيد. وقتي ميخواست راي
بياورد قول داد و شعار داد و راي آورد ولي الان اين عملكردهايش
را شاهد هستيم كه ضد كارگري و ضد مردمي است. “
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
285- وضعيت اسفبار شوراهاي كارگري در كارخانه صندوق نسوز كاوه
:
يك كارگر از اين واحد توليدي در گفتگويي با
فرياد كارگر گفت:”ما مانديم با شوراها چه كار كنيم. تلخوابي
همه چيز را به يك صندلي فروخت. پشت ميز نشين شده است در دفتر
مركزي و همه بچه ها را به اين ميز و صندلي فروخت. يك سمت به او
دادند همه را فروخت. ميگويد مديريت حق دارد .الان حقوقها را
سربرج نميدهند تلخوابي گفته است كارخانه مشكل دارد نميتوانيم
سر برج بدهيم. 7 ماه است كارآيي هايمان را نگرفته ايم, مرغ شب
عيد و ماه رمضان را هنوز به ما نداده اند,تعاونيهايمان را
نداده اند,پوربخش كه مدير توليد است خيانت ميكند و حق همه را
ضايع ميكند. ما حرف كه ميزنيم ميگويند شورا بيايد ولي ما شورا
نداريم شورا نماينده مديريت است كارگران به تلخوابي اعتراض
كردند گفتند پول و وام ما چه شد؟ولي هيچ جوابي نداد. ما الان
مشكلاتمان خيلي زياد است. در كارخانه من بلند ميشوم حرفم را
ميزنم ترسي از هيچ كس ندارم ولي هيچ جوابي به من داده نميشود.
دركارخانه صندوق نسوز كاوه مديران بالاي 2 ميليون حقوق ميگيرند
و برجي 40 هزار پول اياب و ذهاب ميگيرند كه با سرويس شخصي
بيايند اماكارگران زير 200 تومان !در كاوه اختلاف حقوقي خيلي
جدي است. پوربخش يكي از مديران خيانت كار كارخانه ما پول اياب
و ذهاب را ميگيرد باز هم با سرويس مي آيد!!“
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
-
كارگران چینی اشكان قزوین چندین ماه است كه حقوق نگرفته اند:286
بنا بر گزارش های
دریافتی از خبرنگار آژانس ایران خبر , کارگران چینی اشکان
قزوین چندین ماه است که دستمزدھای خود را دریافت نکرده اند.
آنان مدت ھا است که علیه این وضعیت دست به اعتراض زده و
خواستار پرداخت حقوق معوقه خود شده اند.
اما علیرغم تمام این
اعتراض ها, تا به حال مسئولین هیچ اقدامی نکرده و تنها نسبت به
برخورد با معترضان اقدام کرده اند.
دامنه اعتراضات چینی
اشکان در چند وقت اخیر به شدت بالا گرفته است به گونه ای که در
اعتراضات روز دوشنبه هفته گذشته کارگران, نیروهای انتظامی و
امنیتی به محل کارخانه وارد شده و به درگیری با کارگران
پرداختند.
چینی اشکان یک شرکت
تولید کننده چینی در ایران است که با شعار بزرگترین تولید
کننده سرامیک خاورمیانه آغاز به کار کرد و مسئولین محلی از
اختیارات خود برای تسهیل امور ان استفاده کردند.
اما از همان آغاز,
نسبت به پرداخت حقوق کارگران خود اقدام نکرد و کارگران زن به
صورت نیم مزد در انجا به کار گرفته شدند.
تمامی این اقدامات با
حمایت های مسئولین محلی همراه بود ,به گونه ای که اعتراضات
کارگران به نتیجه نمی رسید, اما کارگران که دیده انداعتراضات
کارگران درھیچ کجا ھیچ گوش شنوایی نیافته ماشین آلات کارخانه
را در قبال دستمزدھای معوقه خویش مصادره کرده و مانع خروج انها
از شرکت شده اند..
این در حالی است که بانک مرکزی
ایران اعلام کرده است که اموال این شرکت در اختیار بانک است و
کارگران اقدامی غیرقانونی انجام داده اند..
287-
کارخانه چيني حميد همچنان تعطيل و كارگران در اعتراضند
:
يك فعال كارگري از اين واحد توليدي در خصوص
وضعيت فعلي اين كارخانه به فرياد كارگر گفت:”
ما كارگران چيني حميد يك هفته پيش در قم تحصن مجدد داشتيم. ما
را سواراتوبوس كرده و به كارخانه منتقل كردند ونيروي انتظامي
مدير عامل و حسابدار و صاحب كارخانه را بازداشت كرده اند. آوري
فرد كه مدير كل اداره كار است طي يك مصاحبه راديويي در معرض
اين سوال قرارگرفت كه چراحق وحقوق كارگران را نميدهيد ؟! اين
افراد به پرداخت 500 ميليون وثيقه محكوم شده اند.“ شايان ذكر
است كه اين كارخانه همچنان در تعطيلي به سر ميبرد.پيشتر مديريت
اين واحد توليدي با بيمه بيكاري توافق كرده بود كه تا 2 سال به
كارگران بيمه بيكاري بدهد اما پرداخت نشد وكارگران به صورت
معلق به سر ميبرند. كارخانه كار ندارد وكارگران هم وقتي ميروند
بيكار هستند و مدير عامل ميگويد كارگران چون توليدي ندارند
حقوق هم نميگيرند.در پي اين اقدام حدود يك ماه پيش كارگران دست
به تجمع اعتراضي زدند .حدود 400 نفر از كارگران به سمت
امامزاده شاه جمال اول جاده اراك راهپيمايي كردند. اين تجمع
اعتراضي كه با 400 نفر كارگر كارخانه چيني حميد شكل گرفت در يك
آن تبديل به 1500 نفر شد.مردم عادي هم به اين قشر پيوستند و
شعار ميدادند.طي گزارشات رسيده در اين تجمع اعتراضي انواع و
اقسام مامور از گشت ضربت و يگان ويژه گرفته تا ماموران نقاب
دار براي سركوب اين اعتراض گسيل شده بودند.هدف ماموران اين بود
كه تجمع كنندگان را به محوطه بسته امام زاده هدايت كنند تا
بتوانند روي آنها كنترل داشته باشند و بتوانند آنان را ضرب و
شتم كنند اما مردم متوجه اين هدف شدند و نرفتند و نهايتا نيروي
انتظامي با سركوب شديد اعتراض را خواباند. اما 5 روز پيش مجددا
كارگران كارخانه چيني حميد از داخل شهر دست به تجمع اعتراضي
زدند اين بار مامورها نتوانستند كارگران را متواري كنند و به
شدت دنبال كارگران بودند و نهايتا با آوردن چند دستگاه اتوبوس
آنها را به كارخانه منتقل كردند و با بازداشت 3 تن از سران و
مسؤلين كارخانه صداي كارگران را خاموش كردند.اين فعال كارگري
گفت:”آوري فر مديركارخانه رويال سازنده تشكهاي طبي و تخت است
وي قبل از اينكه مدير كل اداره كار قم بشود در صنايع كارمند جز
بود. كه توانست ازطريق نفوذي كه داشت كارخانه رويال و چيني
حميد را براي خودش دست و پا كند . فردي كه خودش صاحب كارخانه
است هيچ وقت نميآيد منافع كارفرما را فداي منافع كارگر بكند.
بايد از نزديك عملكردهاي اين فرد را سنجيد تا فهميد كه حتي سر
سوزن شخصيت و صلاحيت و لياقت اداره يك كارخانه به طور صحيح را
ندارد.با اين همه اعتراضاتي كه عليه او ميشود اما از كار
بركنار نميشود. كاملا مشخص است كه دوستاني و پشتوانه هايي در
استانداري دارد مثلا رئيس كميسون كارگري استانداري از دوستان
نزديك آوري فر است.اينها همه با هم رفيق هستند و رابطه اي با
هم سر كار آمده اند.“
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
288- درس های مبارزات کارگران چینی حمید :
کارخانه چینی حمید
در قم مدتی است که تعطیل شده است. کارگران همه بیکار شده اند و
در طول مدت بیکاری هیچ دستمزد یا حق بیمه ای دریافت نکرده اند.
یک ماه پیش صدها کارگر در یک حرکت متحد هماهنگ علیه بیکاری و
قطع دستمزدهای خود دست به اعتراض زدند. حدود 400 کارگر از محل
کارخانه به سمت محل موسوم به امام زاده شاه جمال به راه
افتادند و به شکلی سنجیده و برنامه ریزی شده از توده های کارگر
همزنجیر خویش طلب حمایت کردند.
راه پیمایی
اعتراضی توده های کارگر با استقبال بسیار چشمگیر کارگران شهر
مواجه شد، به گونه ای که در یک چشم به زدن جمعیت 400 نفری آنان
به 1500 نفر افزایش یافت. پیوستن شمار کثیر اهالی کارگر منطقه
به توده کارگر معترض چینی حمید، آتش خشم عوامل سرکوب دولت
سرمایه را سخت شعله ورکرد. شمار زیادی پلیس و لباس شخصی و سایر
نیروهای انتظامی و امنیتی به مسیر راه پیمایی اعزام شدند و
مطابق معمول فرمان سرکوب اعتراض از همه سو صادر شد. نیروی قهر
دولت سرمایه تلاش کرد تا راه پیمایان معترض کارگر را به درون
امام زاده سوق دهد و در آنجا آماج حملات خود قراردهد. اما
کارگران با هوشیاری و درایت از افتادن به دام سرکوبگران
خودداری کردند. آنان راه پیمایی را به سمتی مخالف آن چه نیروی
سرکوب اراده کرده بود ادامه دادند و به این ترتیب نقشه دشمن را
نقش بر آب ساختند. پلیس به دنبال مواجهه با مقاومت سخت و مصمم
کارگران بر شدت حملات خود افزود. نیروی کمکی زیادی را به محل
احضار کرد و سرانجام فرمان قلع و قمع برای درهم شکستن مقاومت
توده های کارگر آغازشد. شمار زیادی زخمی شدند. عده ای دستگیر و
بقیه مجبور به ترک محل شدند. راه پیمایی اعتراضی ماه پیش به
این صورت درهم شکسته شد. اما شعله های مبارزه کارگران خاموش
نشد. چندی بعد کارگران بر اساس برنامه ریزی قبلی، دوباره در
نقطه ای از شهر اجتماع و شروع به راه پیمایی کردند. این بار
نیز تجمع آنان با تهاجم وحشیانه پلیس مواجه شد. کارگران شروع
به سر دادن شعار کردند و پس از مدتی مقاومت مجبور به ترک منطقه
شدند.
بیکاری، فقدان هر
گونه چشم انداز یافتن کار، فشار سهمگین بدهکاری ها و گرسنگی
فرزندان، تهدید به زندان به خاطر تأخیر اجاره بهای مسکن و همه
مصائب دیگر امکان سکوت را از کارگران سلب می کرد. دولت سرمایه
نطفه هر اعتراض را درهم می کوبید و خفه می کرد. اما آزار و
شکنجه و فشار ناشی از فقر و گرسنگی و تنگناهای کشنده معیشتی
کارگران را مجبور به مبارزه و استقبال از تمامی اشکال سرکوب
نیروهای انتظامی و امنیتی می کرد. یک هفته پیش مجدداً کارگران
در یکی از میدان های شهر قم دست به تشکیل اجتماع زدند و این
بار دستگاه های نظم و اعمال قهر سرمایه خود را مجبور دیدند که
برای مقابله با موج خشم کارگران وعده و وعید بدهند. آنان
وانمود کردند که کارفرمایان را برای تعیین تکلیف کارگران مورد
پرس و جو قرارخواهند داد. سرمایه داران دو سال پیش به توده های
کارگر گفته بودند که آنان را به اداره بیمه معرفی خواهند کرد.
حرفی که همچون همه حرف های دیگر صاحبان سرمایه دروغ محض بود و
صرفاً با هدف جلوگیری از بروز خشم و شروع مبارزات کارگران بر
زبان جاری می شد. عوامل اجرای نظم و اعمال قهر سرمایه به دنبال
مدت ها مبارزه و اعتراض کارگران اینک به گونه ای عوام فریبانه
وعده می دادند که از کارفرمایان خواهند خواست تا شاید برای چند
ریال بیمه چند ماهه آنان چاره ای بیندیشند!!
مبارزه کارگران
ادامه دارد. به نظر ما این مبارزات تا همین جا حاوی درس های
قابل توجهی بوده است که در جای خود آموزنده است و می تواند
راهگشای کار برای مبارزات بعدی باشد. قبل از هر چیز ابتکارات
کارگران از آغاز تا امروز قابل تعمق است. برنامه ریزی جلب
پشتیبانی از کارگران همزنجیر یکی از مسائل مهمی است که در دوره
کنونی حیات جنبش کارگری ایران نه فقط به راهکار رایج مبارزات
تبدیل نشده است بلکه هنوز مراحل بسیار جنینی خود را طی می کند.
تلاش برای به کارگیری این راهکار مهم تنها در چند مورد خاص
مانند جنبش کارگران نیشکر هفته تپه، لاستیک البرز و به صورت
محدودتر در ایران صدرای بوشهر مورد نظر کارگران بوده است و در
هر کدام از این موارد نتایج مؤثری هم داشته است. یک نکته بسیار
درس آموز در همه این موارد و از جمله همین مبارزات کارگران
چینی حمید در قم استقبال نسبتاً گسترده اهالی کارگر شهر برای
پیوستن به صفوف همسرنوشتان معترض خویش است. این امر کاملاً
طبیعی است. زیرا هر فریادی که امروز از از سینه هر کارگری خارج
می شود فریادی است که به طور عینی در اعماق هستی عظیم ترین بخش
طبقه کارگر ریشه دارد. واقعیت این است که جمعیت کثیر کارگران
اخراجی و گرسنه و سرگردان در ورطه فقر و فلاکت در مناطق مختلف
شهری مانند قم وقتی که خبر عزم جزم کارگران چینی حمید برای راه
پیمایی علیه اخراج و بیکارسازی ها و قطع هر گونه ممر معیشتی
خود را می شنوند نمی توانند نسبت به چنین رخدادی واکنش نشان
ندهند. زندگی رقت بار روز آنان امکان بی تفاوتی در برابر این
رویداد را تا حدود زیادی از آنان سلب می کند. این موضوعی است
که همه کارگران باید در جریان اعتراضات روزمره خود روی آن حساب
کنند و تجربه نیشکر هفت تپه و لاستیک البرز نشان داده که
حمایت های مردم چشمگیر است.
موضوع بالا به نوبه
خود ضرورت تدارک و تجهیز مناسب برای جلب پشتیابی همزنجیران از
حرکت های مختلف اعتراضی را مطرح می کند. وقتی که شمار زیادی از
اهالی کارگر هر شهر صدای اعتراض ما را فریاد دردهای کشنده خویش
می بیند ما باید برای رساندن این فریادهایمان به گوش شمار هر
چه بیشتر آنان برنامه ریزی و تلاش عملی کنیم. هیچ چیز بدتر از
این نیست که در جریان مبارزات، محتوای مطالبات یا دردها و رنج
های دامنگیر خود را فقط مشکلات خودمان بدانیم. این تصور از
بیخ وبن باطل است. ما یک طبقه اجتماعی عظیم هستیم که درکنار هم
استثمار می شویم و دردها و رنج های مشترکی داریم. همه ما را
سرمایه استثمار می کند. مبارزات همه ما همه جا توسط دولت
سرمایه سرکوب می شود. همه فوج فوج اخراج می شویم. همه در پی
اخراج هر گونه امکانات معاش خود و زن و بچه هایمان را از دست
می دهیم. هر مبارزه ما در هر کجا و هر گوشه هر شهر یا کارخانه
و مدرسه و بیمارستان و جاهای دیگر به حکم همین شرایط مشترک
زیست و کار و استثمار و بی حقوقی و ستم کشی می تواند فراخوانی
برای اتحاد عملی جمعیت هر چه زیادتری از توده همزنجیر ما در
کارخانه ها و مراکز کار و تولید دیگر یا در محلات مختلف شهر
باشد. سازمانیابی ما برای جلب این پشتیبانی هم می تواند حلقه
ای از تلاش برای سازمانیابی هر چه وسیع تر کل توده های طبقه
مان در مقیاس سراسری باشد و واقعیت این است که روند سازمانیابی
سراسری ما علیه سرمایه داری نیز از درون همین فراز و فرودها می
گذرد.
درس مهم دیگری که
از مبارزات کارگران چینی حمید می توان آموخت وجود رویکرد اعمال
قدرت طبقاتی در درون این مبارزات است. کارگران این کارخانه در
شرایطی قرار دارند که قادر به اعتصاب و توقف چرخ تولید و فشار
دادن شریان سود سرمایه نیستند. آنان قادر به استفاده از راهکار
اعتصاب برای اعمال قدرت نمی باشند. اما تلاش برای بسیج هر چه
گسترده همزنجیران و پیوند زدن قدرت مبارزه آن ها به صف اعتراض
روز خود به طور واقعی یک ابتکار برای اعمال قدرت است. دلیل این
موضوع کم و بیش روشن است. دولت سرمایه داری از پیوند خوردن
کارگران به هم سخت وحشت دارد و هر گام تلاش کارگران برای راه
انداختن خیزش های اعتراضی یا کانون های مقاومت وسیع و جمعی
طبقاتی را خطری بزرگ برای وجود نظام سرمایه داری احساس می کند.
درست به همین دلیل رویکرد کارگران چینی حمید به توسعه دامنه
مبارزات خود به فضای زندگی و فکر و چاره یابی ها و چه باید
کردن های توده های کارگر شکلی از اعمال قدرت علیه سرمایه داران
و دولت سرمایه داری است. دلیل کوتاه آمدن قوای سرکوب در مقابل
موج مبارزات بعدی کارگران را دقیقاً باید در همین جا جستجو
کرد. این نکته بسیار جالب و در جای خود آموزنده است که دستگاه
اعمال قهر و مجری نظم سرمایه در دور اول اعتراضات کارگران دست
به کار سرکوب شده اند. آنان در دور دوم نیز همین کار را ادامه
داده اند. اما در مرحله بعدی نه فقط تاکتیک وعده و وعید را در
پیش گرفته اند بلکه از آن مهم تر حتی تا حد بازداشت عوامل
کارفرما یا حتی سرمایه دار هم پیش رفته اند. بی گمان، هیچ
کارگری نباید فریب این گونه ترفندهای دولت سرمایه را بخورد.
آنان بسیار حساب شده سرمایه دار را برای دقایقی بازداشت می
کنند و بعد هم با عزت و احترام و هزاران پوزش او را آزاد می
سازند. آنان اساساً با هدف تأمین و تضمین منافع سرمایه دار به
این کار مبادرت می کنند، زیرا این کار صرفاً راهکاری برای فریب
کارگران و کشاندن آنان به بیراهه های اعتماد به دولت و سپس
متفرق شدن و دست کشیدن از مبارزه بدون دستیابی به هیچ نوع
نتیجه است. با این وصف، همین تغییر تاکتیک رژیم از سرکوب عریان
به وعده و وعید و قول بازداشت کارفرما به هرحال نوعی عقب نشینی
در مقابل مبارزات کارگران است و کارگران باید آن را از جمله
دستاوردهای مبارزاتی خود به شمار آورند و همچنان به عقب نشاندن
نیروهای سرکوبگر ادامه دهند.
حرف های خود را
خلاصه کنیم. کارگران چینی حمید تا لحظه حاضر مبارزات خود را
خوب پیش برده اند. این مبارزه تا همین جا دستاوردهای مهمی
داشته است. تاکتیک های انتخاب شده می تواند در سطحی وسیع تر و
از درون مبارزه ای سازمان یافته تر به کارگرفته شود. این حرکت
ها در صورت استمرار و تعمیق و پختگی بیشتر می تواند بر بستر
پیکار سراسری توده های کارگر ایران راه گشای برداشتن گام های
مهم تر برای سازمانیابی سراسری کارگران علیه سرمایه حول منشور
مطالبات پایه ای طبقه کارگر باشد.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری
6 آبان 87
289- كارخانه پتروشيمي فلاردلردگان دست به اعتصاب زد:
بنابه گزارشهاي
دريافتي از صداي كاوه ها در تاریخ 6 آبان 87 آمده است : روز
گذشته كارگران و پيمانكاران كارخانه پتروشيمي لردگان در اعتراض
به پرداخت نشدن حقوقشان دست از كار كشيدند اين شركت بيش از
400پرسنل دارد.لردگان منطقه اي است.در فلاردوروستاي سندگان وجزئ
از استان چهار محال و بختياري ميباشد.
اين كارگران غير رسمي
هستند. وقرار بود ظرف 45روز بعداز شروع كارحقوق آنان پرداخت
شود.اما با گذشت 64 روز هنوز مطالبات آنها را پرداخت نشده باقي
مانده است.از همين رورپيمانكاران و كارگران اين كارخانه دست به
اعتصاب زدند. و دست از كاركشيدند. روز گذشته 200 كاميون ولدر و
بلدزرخوابيده بود.
شركت پتروشيمي لردگان
زير نظر شركت بيع و جهاد نصر كار ميكنند و آن دو شركت نيز براي
شركت همتا كارميكنند. بااين وجودحتي شركت جهادنصروشركت بيع هم
در اعتراض به وضع موجودتعطيل كرده بودند.
شركت پتروشيمي لردگان
در حال حاضر كارگر رسمي نداردوعمده كارآنها كف سازي است. وخاك
برداري دراين منطقه صورت ميگيريد و بعد از پايان مرحله
خاكبرداري كاراصلي آنهاصورت ميگيرد.
كارگران اين شركت
معتقدند كه تا اعتصاب نكنند نميتوانند حقوقشان را دريافت
نمايند.
لردگان 350روستا دارد
از هر روستا در اين قسمت پنج تا ده نفر دراين منطقه كار
ميكنند.
يكي از راننده گان
اين شركت درگفتگو با خبر نگارما اضافه كرد:
خواباندن دويست عدد
از ماشين آلات ودستگاهها خسارت بسيارزيادي براي راننده ايجاد
ميكند.درحال حاضريك راننده كه سرمايه دار نيست.براي خريد يك
وسيله نقليه سنگين يا نيمه سنگين به هر دري ميزنند. تا با كار
زياد روي اين وسيله از عهده مخارجش برآيد اما با اين
وجودببينيد,كار به جاي ميرسدكه مجبور ميشود دست از كار بكشد.
ازطرف ديگر دراين جا
كارگر التماس ميكندتاكار پيدا كند.اوزيرخط فقر زندگي ميكند.و
با كمترين حقوق با اين همه سختي و مشكلات كار پيدا
ميكند.اماهمين مبلغ كم هم از او دريغ ميشود.پيوسته بايد به اين
در و آن در بزندتا حقوق ناچيز خودرا دريافت كند.واين رويكرد
ظلم آشكار به كارگر ميرساند.و معناي دقيق استثمار رابه ما
ميفهماند.و معناي عدالت در جامعه عدالت گستررا ميرساند.
انجمن
صداي كاوه ها
290- تعداد كارگران قراردادى در سال جارى به 70 درصد افزايش
يافت:دستمزد ماهيانه 120 هزار تومانی برای كارگران قراردادى:
به گزارش موج در تاریخ 6 آبان 87 آمده است
: - نايب رئيس كانون عالى شوراهاى اسلامى كار سراسر كشور اعلام
كرد:كارگران قراردادى در شركتهاى پيمانكارى به صورت متوسط
ماهيانه 120 هزار تومان دستمزد دريافت مى كنند.
اوليا على بيگى ؛ نايب رئيس كانون عالى شوراهاى اسلامى كار
سراسر كشور در گفتگو با خبرنگارموج با بيان اين مطلب كه در
شركتهاى پيمانكارى حداقلهاى دستمزد پيش بينى شده از سوى شوراى
عالى كار رعايت نمى شود،خاطرنشان ساخت:در حال حاضر شركتهاى
پيمانكارى بر خلاف مصوبه شوراى عالى كار عمل مى كنند اين در
حاليست كه وزارت كار بايد نظارت دقيقترى را بر روند فعاليت
شركتهاى پيمانكارى اعمال كند.
وى افزايش نرخ تورم را موجب عدم تعادل هزينه هاى مصرفى
خانواركارگرى با دستمزد آنها دانست و گفت : در حال حاضر عدم
همخوانى دستمزد كارگران با نرخ تورم كنونى موجب كاهش قدرت خريد
كارگران شده است .
على بيگى درادامه با بيان اين مطلب كه دستمزد كارگران هر ساله
بر مبناى تورم وسبد هزينه خانوار كارگرى محاسبه مى
شود،افزود:دستمزد كارگران اسفند ماه هر سال برمبناى تورم 12
ماهه گذشته محاسبه مى شود اين در حاليست كه بايد دستمزد
كارگران در مصوبه شوراى عالى كار بر مبناى نرخ تورم سال بعد
محاسبه شود.
وى در ادامه مصوبه دستمزد سال 1387 را مورد توافق گروههاى
كارگرى وكارفرمايى ذكر كرد و اظهار داشت:حضور وزير كار دولت
نهم نقش موثرى را در تعيين دسمتزد مصوبه سال 87 ايفا نمود.
على بيگى در بخش ديگرى از سخنان خود از افزايش تعداد كارگران
قراردادى در كشورخبرداد وافزود: تعداد كارگران قراردادى در
سالجارى به 70 درصد افزايش يافته است.
وى ، با بيان اين مطلب كه جامعه كارگرى 30 ميليون نفر از افراد
جامعه را در بر مى گيرد افزود : روزانه با بازنشسته شدن نيروى
كار رسمى يك نفر نيروى كار قراردادى جايگزين آنها مى شود
291- مديركل تامين اجتماعي استان لرستان:
بيمه كارگران ساختماني ضرورت دارد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 7 آبان 87 آمده است :
مديركل تامين اجتماعي استان لرستان
از افزايش 10 درصدي جذب افراد فاقد پوشش بيمه اي در پنج ماهه
اول سال جاري خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، رشنو مديركل تامين اجتماعي استان لرستان در
نشستي كه به منظور بررسي مشكلات حوزه تامين اجتماعي در شهرستان
پلدختر با حضور نماينده اين شهرستان در مجلس، فرماندار و ساير
مسوولان محلي اين شهرستان برگزار شد ، افزود: در اين شهرستان 6
هزار بيمه شده اصلي و 250 نفر مستمري بگير وجود دارد كه از
خدمات تامين اجتماعي بهره مند هستند.
او با اشاره به برنامه چهارم توسعه كشور، گفت: طبق اين برنامه
بايد24 درصد به تعداد بيمه شدگان تامين اجتماعي افزوده شود.
مديركل تامين اجتماعي استان لرستان با اشاره به ضرورت و اهميت
تصويب بيمه كارگران ساختماني افزود: اميدواريم با حمايت
نمايندگان مجلس اين مهم تصويب شود تا كارگران ساختماني كه قشري
محروم هستند از خدمات اين سازمان استفاده كنند.
دراين جلسه دكتر كائيدي نماينده پلدختر در مجلس نيز با قدرداني
از صدور مجوز درمانگاه ملكي تامين اجتماعي در اين شهرستان گفت:
مديران بخش درمان كشور بايد پيشگيري را بر درمان مقدم بدانند.
همچنين شريفي فرماندار پلدختر نيز گفت: اين فرمانداري آماده
است تا به كارگران باربر معرفي نامه بدهد تا اين افراد بتوانند
از خدمات تامين اجتماعي استفاده كنند.
پايان پیام
292- تورم كمر ملت را خرد كرده است
:
يك كارگر در ارتباط با تورم سرسام آور در كشور به فرياد كارگر
گفت:”استخدام در كشور وجود ندارد كارگران رسمي كه سابقه هايشان
به 25 سال به بالا كه ميرسد با كارهاي سخت و زيان آور بازنشسته
ميشود و با اين تورمي كه وجود دارد زندگي نميچرخد.اكثر
كارگراني كه باز نشسته ميشوند به نوعي در جاي ديگر مشغول هستند
دليلش اين است كه تورم خيلي بالاست و با اين حقوقها زندگيشان
نميچرخد .من دختري دارم كه دانشجو است ماهانه 100 هزار تومان
بايد به او شهريه بدهم .من نميتوانم. كار نيست اين حقوقها كفاف
تورم را نميدهد. كارگري كه ميآيد همه سال را كه كار نميكند 6
ماه بيكار است. با 200 تومان حقوق كجاي زندگي ميرسد. يك نفر
مجرد با اين وضعيت خرجش در نمي آيد چه برسد به يك كارگر كه چند
فرزند هم دارد.“
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
293-
پیام به زنان و مردان رزمنده بخش کشاورزی و تولید در شرکت
نیشکر هفت
تپه:
عزیزان
کارگر، همطبقهئی های گرامیم!
در شرایط
وجود یک بحران عظیم که نظام سرمایهداری بر مردم دنیا و مقدم
بر همه بر طبقه جهانی ما تحمیل کرده شما تشکل طبقاتی خود را در
روز چهارشنبه اول آبان 1387 ایجاد کردید. در میان خبرهای تلخی
که هر روز از مصائب تحمیلی نظام سرمایهداری به همطبقهئیهای
ما میرسد خبر تشکیل سندیکای شما چنان شیرین است که بخشی از آن
تلخیها را از بین میبرد. به خاطر کار متهورانهئی که، علیرغم
میل و تلاش نیروهای امنیتی، اداره کار، مدیریت کارخانه و
حراست، به آن دست زدید شما شایسته بیشترین ستایشها هستید.
دوستان
گرامی ، تشکیل سندیکا یا هر تشکل دیگر با نیروی خود کارگران
خواست و مطالبه روزمره ماست . اما باید به چند نکته هم توجه
کرد .
1- با
تشکیل هر تشکل خودساخته کارگران، یک خار به چشمان همیشه حریص
سرمایه داران میرود. در این رابطه سرمایه داران سکوت اختیار
نمی کنند، بلکه هر روز به فکر آن هستند که چطور تشکلهای خود
ساخته کارگران را به فساد بکشانند. این حکم نظام سرمایه داری
است.
پس نتیجه می
گیرم که تنها تشکیل تشکلها نمی تواند کارگران را به مطالباتشان
برساند. جزء مبارزه بی وقفه ما کارگران و نمایندگان منتخب خود
کارگران،این شما نمایندگان منتخب کارگران هستید که باید همیشه
به فکر مطالبات کارگران باشید و گزارش عملکرد خود را به هر شکل
که برایتان میسر است به سمع و نظر کارگران متشکل در سندیکای
خود برسانید. آن وقت است که کارگران به شما نمایندگان خود
اعتماد پیدا می کنند.
2- شما عزیزان
منتخب، باید همیشه در بین کارگران باشید تا فاصله ای میان
منتخبان و بدنه ایجاد نشود.
3- ما دهها
سندیکا و تشکل کارگری داریم که در حال حاضر در کشور ما مشغول
به فعالیت هستند. این تشکل ها بعضی وقت هم از طرف خود کارگران
انتخاب می شوند، ولی چون گوش به فرمان دیگران هستند در کمتر از
چند سال به یک تشکل پاسیو و بی عمل تبدیل می شوند.
دوستان گرامی
:
این یک
حقیقت آشکار است که وضع طبقه جهانی ما در حال حاضر اسفبار
میباشد. گرانی، تورم بالا و بیکاری ناشی از تسلط مشتی
سرمایهدار انگل سفت سبب شده تا تعداد گرسنگان در جهان از 848
ميليون نفر به 923 ميليون برسند. آیا مشکل است تصور کنیم که
اکثریت عظیم این گرسنگان همطبقهئی ما و آفرینندگان ثروت و
آسایش این دنیا هستند؟ رسانهها بطور مداوم خبر میدهند که از
بد بدتر میرسد. گذشته از بیکاری صدها هزار کارگر در آمریکا و
اروپا بیکاریهای دیگری نیز در راه است. سازمان بین المللی کار
اعلام کرده که شغل 20 میلیون کارگر در خطر است. این رسانهها
تلاش دارند ما را آماده کنند تا دست روی دست بگذاریم و اجازه
دهیم هر بلائی که سرمایهداران و دولتهایشان میخواهند سر ما
بیاورند. اما کارگر نمیتواند ساکت بشیند. سکوت ما و عدم اعتراض
ما برای خود و خانوادههایمان به فاجعه منتهی خواهد شد. پس
باید بجنبیم. آنجا که تشکل رفرمیستی هست باید علیه رفرمیسم و
سازشکاریش مبارزه کرد و آنرا به سازمانی رزمنده و طبقاتی تبدیل
کرد. آنجا هم که تشکلی نیست کارگران باید به اتکا به نیروی خود
آنرا ایجاد و تحمیل کنند. این دقیقا کاری است که شما انجام
دادید.
من این
روزها که میخوانم، میشنوم و میبینم که هزاران کارگر در سنندج،
تهران، گیلان و بقیه نقاط ایران در حال راهپیمائی و اعتصاب و
اعتراضند تا حقوق معوقه و کار از دست رفته خود را پس بگیرند
ضمن همدردی با آنها و تایید مبارزتشان به خودم میگویم باید
تبلیغ پیرامون ایجاد تشکل خود ساخته طبقاتی را بیشتر کرد. وقتی
میشنوم و میخوانم و میبینم که از زبان وزیر کار نقل شده است که
طی شش ماه گذشته 250 هزار کارگر بخش کشاورزی به صف میلیونی
بیکاران اضافه شدهاند بیش از گذشته معتقد میشوم که باید
مصممانهتر در راه ایجاد تشکل و وحدت قدم برداشت. وقتی به
سقوط قیمت نفت به زیر 70 دلار و به تداوم این سقوط مواجه میشوم
.میتوانم پیشاپیش ببینم که وضع ما کارگران در ایران و همه
کشورهای نفت خیز بدتر خواهد شد. در چنین شرایطی بیشتر از
گذشته به ضرورت ایجاد تشکلهای طبقاتی و رزمنده ئی فکر میکنم
که شما یک نمونهاش را ایجاد کردید. من امیدوارم که کارگران در
مراکز کاری دیگر عمل مبارزاتی شما را سرمشق قرار دهند و
تشکلهای مبارز و خود ساخته خود را ایجاد کنند.
زنده و پاینده
باشید برای کارگران
سقز- محمود
صالحی
تاریخ:
7/8/87
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته دوم آبان
۱٣٨۷
(اکتبر۲۰۰٨
)
294- پرداخت پولهاي كلان و
بلاعوض به نماينده هاي مجلس در مقابل
فشار بي رويه
زندگي كارگران!
درد
دلهاي يك كارگر شريف با فرياد
كارگر:”وضعيت مردم به شدت وخيم شده
است.مردم چند شيفته بايد كار كنند تا
بتوانند خرجشان را در بياورند. يكي تا
نصفه شب كار ميكند,يكي شب كار
ميكند,يكي چند شيفته كار ميكند معلوم
نيست چه كسي بايد جواب بدهد؟هر چه هم
كه اعتراض ميكنيم ميگوئيم ما نداريم
ما زن و بچه داريم انگار نه انگار!ولي
از آن طرف 100 ميليون به نماينده هاي
مجلس ميدهند. ما چكار بايد بكنيم؟
زندگي من شده جنگ اعصاب!از صبح تا شب
براي به دست آوردن چندرقاز جان
ميكنم.به چه كسي ميتوانيم اعتراض
كنيم؟ اولين اعتراض را هم كه بكنيم مي
اندازن در هلف داني!من خودم مريض
هستم,خانمم مريض است هزار بدبختي دارم
چه بايد بكنم؟“
انجمن دفاع از كارگران وبيكاران
295- کارگران پرریس پیشنهاد کارفرما
را برای انعقاد قرارداد موقت ٨ ماهه
رد کردند:
بنا بر گزارشهای دریافتی توسط اتحادیه
آزاد کارگران ایران، کارگران پرریس
برخی اخبار منتشره مبنی بر تجمع در
مقابل اداره کار و تلاش کارفرما برای
فرستادن آنها به مرخصی اجباری را
تکذیب کردند.
بنا بر این گزارش پس از صدور رای هیئت
حل اختلاف برای ابقا به کار کارگران
پرریس و حذف قید قرارداد موقت کار از
قراردادهای این کارگران در رای مزبور،
کارفرمای پرریس طی روزهای گذشته تلاش
کرد این کارگران با قرارداد موقت شش
ماهه بر سر کار بازگرداند اما دیروز
کارگران این کارخانه آخرین پیشنهاد
کارفرما را برای انعقاد قرارداد موقت
8 ماهه رد کردند و با مراجعه به اجرای
احکام دادگستری، رای هیئت حل اختلاف
را به اجرا گذاشتند. قرار است اجرای
احکام دادگستری سنندج روز شنبه برای
اجرای حکم هیئت حل اختلاف به کارگران
جواب بدهد.
لازم به یادآوری است کارگران پرریس تا
تیر ماه امسال با قراردادهای موقت
یکماهه در این کارخانه مشغول بکار
بودند اما پس از صدور رای هیئت حل
اختلاف در هفته گذشته و حذف قید موقت
از قراردادهای این کارگران در رای
مزبور، کارفرما تلاش کرد این بار با
قرار دادموقت 8 ماهه این کارگران را
بکار بگیرد اما کارگران پرریس آنرا
قبول نکرده اند و با مراجعه به اداره
کار و اجرای احکام دادگستری خواهان
اجرای بی کم و کاست رای هیئت حل
اختلاف اداره کار سنندج شده اند.
اتحادیه آزاد کارگران 8/8/1387
296- كارخانه تهران پتو در بحران
نقدينگي
:
اين
كارخانه به علت دريافت وامهاي زياد از
بانك و عدم توانايي در پرداخت به موقع
اين وامها به بحران نقدينگي دچار شده
است.يك كارگر از اين كارخانه به فرياد
كارگر گفت:”بانكها ديگر به اين
كارخانه وام نميدهند و منتظر تسويه
وامهاي قبلي هستند.توليد كم است.مشتري
نداريم ,دستگاهها از رده خارج شده اند
و كيفيت ندارند و مجموعه اين مشكلات
كارخانه را به بحران كشانده است.
از طرفي رقابت بازار چين با ما نيز
مشكل ديگر ماست.كارخانه ما در حال
حاضر ديگر پتو توليد نميكند و پارچه
هاي رو مبلي توليد ميكنيم.اين پارچه
ها از چين به صورت قاچاق وارد ميشوند
.پارچه اي كه براي ما 500 هزار تومان
درمي آيد اما از چين به صورت قاچاق
3500 وارد ميشود و با كيفيت بهتر !
اين باعث ركود بازار ما شده است.
از طرفي حقوقهاي پائين ما با توجه به
تورمي كه وجود دارد اصلا جواب گوي ما
نيست حقوقها به طور واقعي حداقل
هستند.ما 6 ماه حقوق معوقه داريم.
مثلا من حقوقم 300 هزار تومان است اما
برجي 200 تومان خرد خرد داده اند اما
بقيه اش را نداده اند و الان روي هم 6
ماه حقوق معوقه دارم.“
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
297- درنامه هنرمندان گيلان به
نماينده کارگران عنوان شد:
انحلال انجمن صنفي كارگران هنرمند
تئاتر گيلان غير قانوني است
تهران- خبرگزاري كار ايران
ابوذر آستاني، عضو هيات مديره انجمن
صنفي هنرمندان خانه تئاتر گيلان در
نامهاي به عليرضا محجوب، نماينده
تهران در مجلس و دبيركل خانه كارگر از
منحل شدن اين نهاد صنفي توسط سازمان
كار استان گيلان خبر داد.
به گزارش "ايلنا" در اين نامه آمده
است: با وجود آنكه انجمن صنفي كارگران
هنرمندان تئاتر گيلان از سال 1380 تا
كنون به عنوان اولين انجمن صنفي
كارگري تئاتر ايران در اداره كار و
امور اجتماعي استان گيلان ثبت شده است
اما همواره از بدو تاسيس مورد
بيمهري سازمانهاي مرتبط با مسائل
هنري و روابط كار قرار گرفته است.
نويسنده اين نامه با طرح اين ادعا كه
امروز كارشكنيهاي اداره كار استان
گيلان بيش از ساير نهادها متوجه اين
تشكل صنفي است، در نامه خود
ميافزايد: يكي از عجيبترين موادي
كه به تازگي توسط برخي از مديران
وكارشناسان اداره ارشاد و سازمان كار
وامور اجتماعي گيلان صورت گرفته، اين
است كه در پاسخ به استعلام اداره
ارشاد گيلان از سازمان كار وامور
اجتماعي گيلان مبني بر چگونگي ماهيت و
فعاليت انجمن صنفي تئاتر، انجمن از
سال 1383 به بعد منحل اعلام شده است.
به گفته آستاني انحلال انجمن صنفي
كارگري هنرمندان خانه تئاتر گيلان
درحالي منحل اعلام شده است كه در 4
سال گذشته اعضاي اين انجمن از وجود آن
بياطلاع بودند.
وي همچنين با با بيان اينكه اعلام
انحلال انجمن موردنظر تنها از طريق
تصويب مجمع فوقالعاده و يا راي
دادگاه صالحه مقدور است، تاكيد كرد:
بديهي است كه مديران وكارشناسان در
اداره ارشاد گيلان و حتي سازمان كار
وامور اجتماعي گيلان نه در جايگاه سه
چهارم اعضا و نه در مقام مراجع قضايي
ميتوانند انحلال اين نهاد صنفي را
اعلام كنند.
اين فعال صنفي با يادآوري اينكه اداره
كل كار گيلان در فاصله 2 ماه مانده به
اتمام اعتبار هيئت مديره فعلي انجمن
صنفي، انجمن را منحل شده اعلام
ميكند، مينويسد: "آيا اين به
معناي تباني در مورد انتصاب -و نه
انتخاب- برخي از مديران و كارشناسان
ناكارآمد ارشاد گيلان در انجمن صنفي
تئاتر نميباشد؟"
آستاني با بيان اينكه پيشتر مسوولان
اداره كار وامور اجتماعي در شهريور
گذشته به دلايل واهي از برگزاري
انتخابات هيئت مديره و بازرسان اين
انجمن صنفي جلوگيري و زمان برگزاري آن
را ماه جاري موكول كرده بودند،
مينويسد: معلوم نيست كه
برگزاركنندگان اين انتخابات چه كساني
هستند؟
وي با بيان اينكه حتي اداره ارشاد و
سازمان كار وامور اجتماعي استان نيز
تاكنون به اين پرسش پاسخ ندادهاند،
مينويسد: گويا قصد بر اين است تا به
اين وسيله اعتبار هيئت مديره فعلي
براي برگزاري يك انتخابات فرمايشي
تمام شود.
وي در پايان نامه خود مينويسد:
انجمن صنفي كارگري هنرمندان تئاتر
گيلان به عنوان اصليترين و تنهاترين
و مهمترين تشكلي كه وظيفه استيفاي
حقوق هنرمندان فعال و كمتوقع تئاتر
را برعهده دارد، امروز بيش از هر
زماني ديگري براي حل مشكلات خود به
همياري و كمك نياز دارد.
پايان پيام
298- دولت قيمت آب را هم گران می کند
:
به گزارش برن در تاریخ 9 آبان 87 ا:
وزير نيرو از آزاد شدن قيمتها و
افزايش قيمت آب با اجرای طرح هدفمند
کردن يارانهها خبر داد. پرويز فتاح
گفت: آب در کشور با يارانه به دست
مردم ميرسد؛ بنابراين بايد تجهيزات
آن نيز از باب کيفيت، قيمت و سلامت
دارای استاندارد باشند. وی افزايش
قيمت آب را براساس طرح هدفمند کردن
يارانهها قطعی دانست و تصريح کرد: با
اجرای طرح هدفمند کردن يارانهها
قيمتها آزاد ميشود و ما شاهد افزايش
قيمت قبضهای آب خواهيم بود؛ ولی توجه
به اين نکته ميتواند مصرف آب را کاهش
دهد و به سطح نرمال برساند.
|
|
299- بسيارى از دانش آموزان در طويله درس ميخوانند :
به گزارش حبرگزاری برنا در تاریخ 9 آبان
87 آمده است : حبيب الله بوربور رئيس سابق نوسازى مدارس كشور
در مراسم توديع خود که در محل جامعه خيرين مدرسهساز كشور
برگزارشد، با نگرانى و انتقاد از وضعيت نامناسب در مدارس
گفت: هم اكنون بسيارى از دانش آموزان ما در طويله درس
ميخوانند. با اين وضع چگونه انتظار داشته باشيم آموزش و
پرورش پيشرفت کند.
به گزارش برنا ، معاون عمرانى زيركشوربيان کرد: در حال حاضر
تعداد 4ميليون دانشآموز در شيفت عصر به مدرسه ميروند و به
جاى آنکه صبح ها در مدرسه باشند به آسيب هاى اجتماعى گرفتار مى
شوند، اين امر زمينه را براى انحرافات دانش آموزان فراهم مى
کند.
وى افزود: هر كسى بگويد ما در کشور مدرسه كافى داريم من به عقل
او شك ميكنم.
امروزسازمان نوسازى با دو هزار كارمند و دو هزار ميليارد تومان
اعتبار هيچ پرونده اى در دادگاه ندارد در حالى كه برخى از
سازمانها با 500 كارگر و بودجه 500 ميليون تومانى به اندازه
500پرونده در دادگاه دارند.
حبيب الله بوربور ادامه داد: ما سالهاست که مدرسه کم داريم و
در آينده نيز کمتر خواهد شد. در حقيقت جمعيت، تا 35 سال آينده
بيشتر مى شود و وقتى جمعيت کشور دو برابر شود، جمعيت دانش
آموزى نيز به 28 ميليون افزايش مى يابد.
بوربور محدوديت فضاهاى آموزشى را مانعى براى بهرهورى دورهى
مناسب از اعتبارات آموزشو پرورش عنوان کرد.
دكتر علياحمدى نيز در ادامه اين نشست با تشکر و قدر دانى از
خدمات بوربور در آموزش و پرورش با اشاره به وجود 50 موضوع در
زمينهى نوسازى و مقاوم سازى مدارس که طى سفر اخير خود به
خوزستان بيان کرد: با وجود نيروهاى متخصص و اعتبارات تخصيص
يافته ميتوان كارهاى بزرگى را به انجام رساند.
وى در خصوص کمبود بخارى در مدارس کشور اذعان داشت: بخاريهاى
ارايه شده از سوى سازمان بهينهسازى مصرف سوخت در بعضى مناطق
كشور پاسخگوى نياز نخواهند بود.
على احمدى افزود: متاسفانه ما هنوز در کشور شاهد مدارس کپرى
وبدتر از آن نيز هستيم، در همين تهران مقابل دانشگاه امام صادق
(ع) مدرسه اى داريم که از مدارس کپرى هم بدتر است و اصلا در
شأن آموزش و پرورش نيست که قطعا موارد مشابهى همچون اين موضوع
در گوشه و کنار مملکت پيدا مى شود که از نظر ما پنهان است.
دكتر علياحمدى در ادامه فعاليت مدارس كپرى را مورد توجه قرار
داد و با اشاره به برگزارى جشن بر چيدهشدن مدارس كپرى تصريح
كرد: با برگزارى اين جشن ديگر نبايد شاهد فعاليت مدارس كپرى
باشيم.
وى در ادامه با خطاب به مسوولان نوسازى مدارس کشور گفت: خانه
معلمى در دماوند وجود دارد که همه ديوارهاى آن ترک خورده و هر
لحظه امکان تخريب آن وجود دارد. بايد سعى کنيم چنين مدارسى را
در اولويت قرار دهيم و با طرح ضربتى آنها را نوسازى کنيد.
وزير آموزشو پرورش خواستار توجه جدى به مقاوم سازى مدارس
داراى ضريب فرسودگى بالا شد و تاكيد كرد: بايد مقاوم سازى
مدارسى كه داراى درجهى خطر بالا هستند در اولويت قرار گيرد.
وزير آموزشوپرورش نوآورى در شيوههاى نوسازى و مقاوم سازى
مدارس را امرى ضرورى دانست و بيان کرد: روشهاى جديد را علاوه
بر روشهاى موجود مطالعه و بررسى كنيم و در صورت مفيد بودن
جايگزين مى کنيم.
300- آزادي بازاريان زنداني
:
دوستان صميي، ياران
همراه. وهمكاران فهميم
ديرزماني است كه خوبي
مرده و بيدي بيدار است
بنابه گزارشهاي رسيده
از بند 209 زندان اوين،تعداد زيادي از بازاريان تهران و
احتمالا بازاريان شهرستانها که در اعتصابات و اعتراضات اخير
شرکت داشتند در سلولهاي انفرادي زنداني هستند .حركتهاي اخير
بازاريان تهران و شهرستانها که با اضافه شدن مالياتهاشروع شده
بود موجب گرديدکه به مدت چند روز بازار به حالت تعطيلي در
آيد.اين اعتصابات و اعتراضات سرانجام با پيروزي بازاريان خاتمه
يافت. اين درحالي بود كه دولت را مجبوركرد در مقابل خواسته هاي
به حق بازاريان كوتاه بيايد
انجمن صداي كاوه ها
ضمن حمايت از بازاريان سراسركشور به خاطر اين حركت اعتراضي كه
درمقابل ضايع شدن حقوقشان صورت گرفت.اعلام ميداردكه براي رسيدن
آنها به خواسته هاي به حقشان ازهيچ كوششي دريغ نمي ورزد.
وآزادي بازاريان
زنداني در بند 209را از حق مسلم آنان ميداند.خواستار آزادي بي
قيد وشرط آنها اززندان ميباشد.
انجمن صداي كاوه ها
87.8.9
301- تعرض نیروهای امنیتی به منزل طیب ملایی را بشدت محکوم می
کنیم :
امروز مورخه 9/8/87
نیروهای امنیتی به منزل طیب ملایی سخنگوی اتحادیه آزاد کارگران
ایران هجوم برده و با شیوه ای ضد انسانی منزل وی را زیر و رو
کرده اند.این نیروها حدود ساعت 12 ظهر امروز با مراجعه به درب
منزل طیب ملایی، به مادر وی مدعی شده اند دوست طیب هستند و پس
از باز کردن درب توسط مادر طیب به حیاط وارد شده و بلافاصله
درب حیاط را بسته و مدعی شده اند شما مواد فروش هستید و با
اعتراض مادر طیب در ادامه مدعی شده اند شما در خانه اسلحه
دارید. بدنبال این ادعاها، این نیروها به مدت دو ساعت با خشونت
تمامی اطاقهای منزل را زیر و رو کرده و با در هم ریختن کلیه
اثاثهای خانه در نهایت کیس کامپیوتر و تعدادی از کتابها و
اسناد اتحادیه آزاد کارگران ایران را با خود برده اند. هجوم
غیر مترقبه و نحوه وارد شدن این نیروها به منزل و زیر رو کردن
آن و اتهاماتی که وارد کرده اند باعث شده تا مادر طیب دچار
وحشت شدیدی شده و دچار نابسامانی شدید روحی بشود که پس از
رفتن نیروهای مزبور با کمک همسایگان حال وی مقداری بهبود پیدا
کرده است.لازم به یاد آوری است در زمان تهاجم این نیروها طیب
ملایی در منزل حضور نداشت و آنان بطور مبهمی به مادر وی اعلام
کرده طیب خودش میداند که کجا باید بیاید.اتحادیه آزاد کارگران
ایران ایجاد وحشت در منزل طیب ملایی و وارد کردن ضربات روحی
سنگین به مادر پیر وی را بشدت محکوم میکند و خواهان دستگیری و
محاکمه مامورانی است که بدون ارائه حکم قضایی و بطور غیر
انسانی وارد منزل وی شده و مادر طیب را دچار لطمات روحی شدیدی
کرده اند.بی تردید ما کارگران متشکل در اتحادیه آزاد کارگران
ایران در مقابل این اقدامات ضد انسانی ذره ای عقب نخواهیم نشست
و مصم تر از همیشه به مبارزه خود برای رسیدن به حقوق انسانی
مان ادامه خواهیم داد.
اتحادیه آزاد
کارگران 9/8/87
302- سرانجام مسائله كارگران كارخانه قند به كجا انجاميد؟؟؟
گفتگو يكي از كارگران
كارخانه قند نيشابور با خبر نگارصداي كاوه ها اين كارگرزحمتكش
درارتباط با اصليترين مشكل كارخانه جات قند چنين گفت :كشت
چغندر به دليل ندادن پول به موقع چغندركاران ونداشتن نقدينگي
پرداخت نشده باقي مانده است وچغندركاران چغندر نكاشته اند.هشت
تانه ماه است كه چغندركاران پول خود را نگرفتند به همين دليل
آنها متعرض شدندوامسال اصلا چغندر قند توسط كشاورزان كشت نشدو
امسال اصلي ترين مشكل كارخانه جات توليد قندكمبود قندميباشد .
در زير اين سوالات
خبر نگار ما و جوابهاي اين كارگر بيان شده است
1. حقوق ماهانه شما
چقدر است؟من الان با 13 سال سابقه و با 14 سال تحصيلات با كل
مزاياحقوقم 300هزارتومان است . در واقع ماازخط فقر پايين تر
هستيم مگر اضافه كار داشته باشم وگرنه اصلا نميتوانيم با اين
حقو ق زندگي كنيم.من درحال حاضرصدو هفتاد هزارتومان كرايه خانه
ميدهم به نظر شما با صدو پنجاه هزارتومان باقي مانده چگونه
ميتوان زندگي كرد؟؟ قبل از عيد تا شش ما ه حقوقمان را پرداخت
نكرده بودند ولي الان بافشاري كه خودمان وارد كرديم حقوقمان
رابا بيست روز تا يك ما ه پس و پيش ميدهند اما مزاياي ديگر مثل
افزايش توليد و ضريب و غيره را به دليل نبود نقدينگي نداده
اند.
۲.دراين
رابطه براي گرفتن حقوقتان به كجا مراجعه كرديد؟اكنون به كسي
اعتراض نميشود اعتراض كرد وقتي كه نيروي انتظامي خودشان تهديد
ميكنند كه هر كس قدم كج بردارد قلم پايش را ميشكنيدآيا ميشود
اعتراض كرد وقتي اداره كا رهم نيز از كارگر حمايت نميكند چاره
چيست؟ شهرهاي مثل شهر ما اهميتي ندارد كه مرده باشيد يازنده؟
و قتي نماينده اداره كار با خودشان است. ديگرفاتحه ما خوانده
شده است.
۳.شما
چه اقدامي براي از سرگيري دوباره كارخانه انجام داديد ؟
اين كارخانه به دليل
نداشتن مواد اوليه درحال تعطيل شدن بود. ما هم از صبح تا شب
دوندگي كرديم تا كارخانه تعطيل نشود و كارفرماي جديدي هم كه
آمده است و همه اين تلاش را داريم كه كارخانه دوباره راه
اندازي شود وفقط اميدواريم كه كافرما دلسرد نشود.
۴.چگونه
كمبود مواد اوليه را جبران ميكنيد؟
امسال قراراست به جاي
چغندرقندبه ما شكرزرد بدهند.ما در كارخانه شكر زرد را تبديل به
شكرسفيدميكنيم وقتي تصفيه شود.به شكر سفيد تبديل ميشود وما آن
را تبديل به قند ميكنيم چون مثل شهد شوشتر است .
در مجلس بالاي
صدميليون به نماينده گان مجلس وام ميدهند شما در ارتباط با اين
اختلاف طبقاتي نظرتان را بيان كنيد؟ وقتي رئيس مجلس با كمال
وقاحت ميگويد:كه ما به نماينده ها كمتر از 1 ميليون ميدهيم و
ميخواهيم به آنها خانه هاي سازماني بدهيم !!! و آنها ضعيفترين
اقشار جامعه هستند چه حرفي براي ما باقي ميماند جز تسليم نشدن
و كنار نكشيدن در برابر اين بي عدالتي.واعتراض و بازهم اعتراض
به و ضع موجود
با تشكر از شما كه
وقتتان رادر اختيار ما قرار داديد ما از نكات ارزنده شما
درجهت ارتقاي جامعه كارگري استفاده خواهيم كرد
انجمن صداي كاوه ها
303- دستگيري تعدادي از بازاريان تهران و انتقال آنها به بند
209 را محکوم می کنیم :
به نام آزادي
دوستان و
همراهان،كارگران،زنان،جوانان،دانشجويان وتمامي اقشار آزاده و
دلير:
بنابه
گزارشات رسيده از بند 209 زندان اوين،تعداد زيادي از بازاريان
تهران و احتمالا بازاريان شهرستان که در اعتصابات و اعتراضات
اخير شرکت داشتند,در سلولهاي انفرادي زنداني هستند.اعتراضات و
اعتصابات اخير بازاريان تهران و شهرستانها که بخاطر مالياتها
شروع شده بود،باعث گرديد که چندين روز بازار به حالت تعطيلي در
آيد.اين اعتصابات و اعتراضات نهايتا با پيروزي بازاريان خاتمه
يافت و حكومت ظالم در مقابل خواسته هاي بازاريان وادار به عقب
نشيني گرديد.
اعضاي انجمن دفاع از كارگران اين اعمال
وحشيانه را بر عليه بازاريان و اقشار مختلف ميهن قويا محكوم
ميكند و تمامي ارگانهاي ذيربط بين المللي را به رسيدگي عاجل و
اخطار به حكومت ايران براي توقف بي قيد و شرط سركوب مردم و به
رسميت شناختن حقوق مسلم مردم ايران فرا ميخواند.همچنين ما
اعضاي انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ضمن درود بر اعتراضات
بر حق و شايسته بازاريان و كارگران و ... تاكيد داريم كه گسترش
بي وقفه اين اعتراضات علي رغم ايجاد اين جو ارعاب و سركوب بيان
گر تسليم ناپذيري ما در برابر ديكتاتور است. پس با زدن مهر
تائيد بر اين باور از تمامي اقشار شريف و آزاده ايران زمين در
هر شهر و ديار و در هر محله و خانه ميخواهيم كه بر عليه اين
اقدامات برخيزند و صحنه هاي دستگيري و سركوب اين جانيان بر
مسند را برهم زنند. نظاره كردن بر چنين جناياتي,تنها عطش سيري
ناپذير جلادان را براي ادامه اين اعمال شنيع و ضد انساني تحريك
ميكند.
شايان ذكر است كه رونوشت اين اطلاعيه براي
تمامي ارگانهاي بين المللي ارسال شده است.
به
پا خيزيد هلا اي سوگواران
هلا اين وارثان سربه داران
به
پا خيزيد اگر در سينه دردي است
اگر با شب پرستان درنبرديد
به
پا خيزيد كه نا اهلان به كارند
همه مردان عاشق سربه دارند ...
درود بر آزادي
مرگ بر ديكتاتور
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
آبان ماه 1387
304- شركت كوثران جنوب
:
اين كارخانه درسال
گذشته 2000پرسنل داشت. اين درحالي بود كه حقوق و مزايايي اين
كارگران را به مدت 4 ماه پرداخت نشده بود.تا اسفندماه سا ل
گذشته تمامي كارگراني كه حقوقشان را دريافت نكرده بودند در
مقابل دفتر رئيس پترو پارس و رئيس دفتر كوثران جنوب تجمع
كردند و سرانجام شركت كوثران جنوب كه 4 ميليارد بابت حسن
انجام كار به آن تعلق ميگرفت. مجبور شد كه اين حقوق كارگران را
بپردازد البته كارگران زحمتكش در هر گوشه اي از كشورمان كه كار
ميكنند برا ي دريافت مطالباتشان كه همان دريافت ناچيز ومطابق
آئين كار است و اين مبلغ خيلي پايين تر از خط فقر محسوب ميشود.
بايد كفشهاي آهنين به پا كنند
منبع : " انجمن صدای
کاوها "
305- مديركل دفتر آمار سازمان تامين اجتماعي :
147 حادثه در هنگام رفت وآمد به محل كار روي داد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 10 آبان 87 ؛
مديركل دفتر آمار ومحاسبات اقتصادي
واجتماعي سازمان تامين اجتماعي با بيان اين كه طي سال گذشته 24
هزار و 75 مورد حادثه ناشي از كار به اين سازمان گزارش شده است
،گفت: از اين تعداد 22 هزار و 321 مورد در داخل كارگاه اتفاق
افتاده است.
به گزارش "ايلنا" سياوس قراگزلو افزود: يك هزار و 607 حادثه هم
درخارج از كارگاهها بوده است.
او حوادث ناشي ازكاردر هنگام رفت و آمد به محل كاررا هم 147
مورد ذكر كرد.
پايان پيام
306-
بيماريهاي مردم امين آباد شهرري بعلت آلايندهها:
مردم
امين آباد شهرري كه در مجاورت سه كارخانه از صنايع بزرگ در
جنوب غربي تهران زندگي ميكنند از آلايندگي اين كارخانهها دچار
مشكلات جسمي شده اند. اين كارخانه ها شامل:كارخانه سيمان
تهران،كارخانه ذوب فلزات سرب و كارخانه ايرانيت ميباشد.آلودگي
هواي منطقه در اثر فعاليتهاي اين كارخانهها، باعث ابتلاي مردم
امين آباد به بيماريهاي مختلف ريوي و حنجره شدهاند. براي فهم
مشكلات هم وطنان ساكن اين منطقه صحبتهاي چند تن از آنان را از
نظر ميگذرانيم:
يك هم وطن راننده:
مشكل عمدهاي كه در امين آباد داريم وجود كارخانههاي است كه
آلودگي ايجاد ميكنند و هچنين ترافيكي كه محصول همين
كارخانههاست و تصادفاتي كه بخصوص در ايام سال تحصيلي با وجود
تردد دانش آموزان بوجود ميايد.
يك كارگر شريف:
اينجا امين آباد شهرري است سه چهار تا كارخانه از جمله سيمان،
ذوب مس، ايرانيت دارد .كه اگر شما دم غروب بياييد اينجا,شاهد
دودي كه ناشي از اين كارخانه هاست به سمت منطقه مسكوني امين
آباد است خواهيد بود اين دود بينهايت گلو را ميسوزاند و
بيماريهاي جدي ريوي توليد ميكند.خيليها بخاطر آلودگي هواي
اينجا منازل خود را فروختند و رفتند.
يك كارگر شريف:
مشكل ما در اين منطقه اول از همه كارخانه ذوب فلزات است بخاطر
آلودگي سربي كه دارد و بعد كارخانه سيمان تهران، كه دور از
چشم اداره محيط زيست فيلترش را برميدارد و يك لايه از گرد
سيمان همه جا را فرا ميگيرد. در كنار اينها كارخانه ايرانيت
است كه بخاطر آزبستش سرطان زاست و به اين ترتيب سه كارخانه
كنار همديگر هستند كه واقعا براي ما اهالي اين منطقه سم محسوب
ميشوند و دولت هيچ گونه رسيدگي به ما نميكند.
يك خانم خانه دار:
مجموعه اين كارخانجات دود زيادي دارند و همه اهالي و بچه
هايمان ناراحتي ريه و حنجره گرفته اند. كم خوني شديد گرفته
اند.به قدري دود زياد است كه نميشود در اتاقهاي خانه نشست. دود
از كولرها وارد خانهها ميشود حرف كه ميزنيم ميگويند خانه را
بفروش برو جاي ديگر! آخر اين شد جواب؟ ما قشر محروم و كارگر
هستيم از كجا خانه بياوريم؟
بايد از سران غارتگر اين مملكت پرسيد كه
چه كسي بايد پاسخ اين همه فاجعه را بدهد؟ سرمايه هاي اين كشور
كه بايد خرج همين مردم و رفاه و آسايش مردم شود به جيب چه
كساني ميرود و در چه راههايي مصرف ميشود؟بودجه هايي كه بايد
صرف انتقال كارخانجات آلوده به خارج شهرها شود در كيسه كدام
آخوند و پاسدار ريخته ميشود؟ چرا بخشي از 100 ميليون اهدايي به
نماينده هاي مفت خور مجلس صرف رفاه و آسايش اين مردم
نميشود؟آيا به راستي جاي آبادي در ايران ما باقي مانده است؟
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
307- شکاف طبقاتی در ايران:بخش عمده امکانات کشور در اختيار ده
درصد است :
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 10 آبان 87
آمده است : نماينده مجلس از آذرشهر با استناد به آخرين آمارهای
منتشره گفت:"هم اکنون بيشتر امکانات کشور تنها در اختيار 10
درصد از ملت قرار دارد."
وی افزود:"در حال حاضر 10 درصد از درآمد کشور در اختيار هفت
دهک مردم است و افزون بر 37 درصد درآمد کشور به دهک دهم جمعيت
تعلق دارد که اين امر نشان دهنده عمق ناسالم بودن روابط
اقتصادى ايران است."
محمدحسين فرهنگى با تاکيد بر توافق عمومی همه جناح های رژيم بر
طرح شوک تراپی گفت:"هيچ گروه، حزب و تشکلى اعم از گروههاى چپ
و راست، جبهه ملى و کارگزاران، با اصل طرح تحول اقتصادى دولت
نهم مخالف نيست."
در حالی که حداقل طی در يک دهه اخير خصوصی سازی ها و رها سازی
قيمت ها در کشورهای مختلف با گسترش بيکاری و افزايش فقر و شکاف
طبقاتی همراه بوده است نماينده مجلس بدون اين که توضيح دهد بر
چه اساسی رها سازی قيمت ها و خصوصی سازی شرکت ها و صنايع پايه
در ايران می تواند به کاهش شکاف طبقاتی منجر شود, صرفا مدعی
شد: "روابط ناسالم اقتصادى موجود و ايجاد تغيير و تحول در
ساختار اقتصادى کشور لزوم اجراى اين طرح را اجتناب ناپذير
ميکند، چرا که ادامه روند موجود اقتصاد کشور را روز به روز
عقب تر خواهد انداخت."
308- هجوم نيروهای امنيتی به خانه يکی از اعضای اتحاديه آزاد
کارگران :
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 10 آبان87
از قول سایت رادیو برابری آمده است : نيروهای امنيتی رژيم به
خانه طيب ملائي، از اعضای اتحاديه آزاد کارگران ايران يورش
بردند. توضيحات طيب ملائی در اين رابطه در گفتگو با راديو
برابری را در لينک زير بشنويد:
http://www.radiobarabari.net/files/2008/10/31/3.ram
309- اعتراض قشر كارگر به پرداخت 100 ميليون پول به نماينده
هاي مجلس
نامه ارسالي يك كارگر زحمت كش به فرياد كارگر
”در كشور ما بايد دلمان شور بزند كه فردا
اگر بچه هايمان مريض شوند از كجا پول بياوريم ؟من روي صحبتم با
آن نماينده هاي گردن كلفت مجلس است كه ويلا دارند و كاخ دارند
و ماشينهاي آنچناني زير پايشان است. من كارگر چه خاكي بايد به
سر كنم؟كارگر چه چيزي دارد؟كارگر در اين كشور چه دارد؟ دختر من
الان دندانش كمي انحراف پيدا كرده است دكتر گفته يك ميليون
بايد براي اوتودنسي پرداخت كنيد! من كارگر اين پول را از كجا
بايد بياورم؟ ندارم! فردا اين دختر بزرگ ميشود با انحراف دندان
من پدر چه جوابي بايد به او بدهم؟من دردم را بايد به چه كسي در
اين مملكت بگويم؟ يكي آنقدر دارد كه نميداند اين پولها را چكار
بكند يكي هم مثل ما كارگران پول درمان بچه هايمان را هم
نداريم.اين نماينده هاي مجلس چه كار خيري براي اين مردم انجام
داده اند؟ از اين پس چه كاري ميخواهند انجام دهند؟اين نماينده
هايي كه به طور واقعي هيچ چيز نميفهمند و از يابو هم يابو تر
هستند. اين ها كه توان اداره يك كارخانه را ندارند ميخواهند در
مجلس چه كاري براي ما كارگران بكنند؟ چرا به اين نماينده ها
100 ميليون تومان پرداخت شده است؟به اينها دنيا را هم بدهي سير
نميشوند و جيبشان باز هم گشاد است.همه جا در كشور اعتصاب
است,همه جا آتش سوزي است, همه جا اعتراض است. اينها كشور را به
آتش كشيده اند.نه قانون درستي دارند نه عملكرد درستي دارند. از
صبح تا شب فقط به همه دروغ ميگويند و كارشان را پيش ميبرند. “
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
310- مشكلات رانندگان تاكسي خط تجريش-لواسان
ارسالي به فرياد كارگر
ما از صبح ساعت 6 ميآييم سر خط تا ساعت 2
ظهر,يك ساعت براي ظهر استراحت داريم و مجددا ميآييم تا آخر
شب.ما در تهران خط تجريش-لواسان, كار ميكنيم.در آمد ماهانه ما
اصلا تضميني ندارد. يك ماه شايد 50 هزار تومان هم كاسب باشيم
يك ماه هم به اين بر ميخوريم كه ماشين يك خرابي دارد و بايد هر
چه در آورده اي بگذاري روي خرج ماشين.ما شايد به طور ميانگين
روزي 15 هزار تومان در آمد داريم.ماشينهاي ما قديمي هستند و
هنوز تبديل نشده اند و مستمرا داريم برايشان خرج ميكنيم. اين
حرفي هم كه ايران خودرو ميگويد تبديل كرده ايم.اشتباه است چون
ما جز آمار همان 3 هزار خودرويي بوديم كه قرار بوده تا اول مهر
ماشينهايمان را تحويل بدهند ولي هنوز كه هنوز است هيچ خبري
نيست.اينها همش ما را ميدوانند.مثلا آمار ما را قبل از مهر
داده اند كه 3 هزار خودرو تحويل داده ايم ولي ما كه رانندگان
اين خط هستيم هنوز ماشيني نگرفته ايم.
مشكل بعدي ما مسئله بنزين است.ما الان بنزين نداريم.ماشينهايي
كه تبديل شده اند ( سمند و پژو ) روزي 6 ليتر بنزين دارند,از
طرفي جايگاه گاز هم نيست و به نسبت ميزان خودروها خيلي كم
است,هر سري كه بخواهند گاز بزنند بايد بيشتر از دوساعت در صف
گاز باشند. اين گازهاي سي ان جي هم كه رانندگان يك باك ميزنند
نزديك به 100 كيلومتر راه ميبرد بعد از اين مسافت دوباره بايد
راه بيافتند بروند صف گاز!مشكلات ما خيلي زياد است الان خيلي
از بچه ها كه من ميشناسم دارند بنزين آزاد ميخرند.ما روزي 6
ليتر سهميه بنزين داريم آن هم روزانه وارد كارتهايمان ميكنند
كه اين اصلا برايمان به صرفه نيست.ما رانندگان خارج شهر هستيم
,30 كيلومتر مسير را روزانه بايد برويم رفت و برگشت اين مسير
10 ليتر بنزين ميسوزاند خودتان حساب كنيد كه 6 ليتر بنزين به
كجاي ما ميخواهد برسد؟يعني ما مينيمم روزي 2 بار بايد برويم صف
گاز و دوتا دو ساعت معطل شويم كه دوباك سوخت بزنيم كه 100
كيلومتر راه ميرود خب اين اصلا برايمان صرف ندارد و مشكل اصلي
ما است. اين گردنه اي كه ما ميرويم نميشود با گاز رفت مجبوريم
بنزين را هرطور كه هست آزاد يا از اين رفيق و آن رفيق تهيه
كنيم.
اصطحلاك خودرو هم يكي ديگر ازمسائل ماست.خودروهاي ما فرسوده
است و بايد سريعتر تبديل شود اما اين عمل انجام نميشود.من شخصا
الان 3 ماه است كه اصلا با اين ماشين كار نكرده ام چون مستمر
خراب است.چون يك بار كه مسافر را ميبرم ميبينم خراب است ,مثلا
يك روز چرخش وسط گردنه در آمد,يك روز موتورش گير دارد و...
الان ما اگر هنر كنيم خرج روزانه خودمان را در بياوريم خيلي
هنر كرده ايم.از سال گذشته به من گفتند خرج ماشينت نكن
ميخواهيم ماشينت را تبديل كنيم ولي بااين همه دوندگي و خودم
رفتم تبصره 13 ,هنوز كه هنوز است هيچ خبري نيست وتازه نامه
داده اند كه آقا بيا پول بريز به حساب كه اقدام شود تازه باز
هم معلوم نيست كي بدهند!؟
از طرفي مشكلات راه و جاده ها هم يكي ديگراز مشكلات ما است.
مسيري هست از انتهاي اتوبان ميني سيتي به بالاي گردنه قوچك جاي
خيلي خطرناكي است كه هيچ راننده اي عهده دار اين مسير
نميشود.خصوصا زمستانها برف كه ميآيد باز نميشود آخرين جاده اي
كه دولت بخواهد برف زدايي كند و باز كند اين مسير است.شهرداري
منطقه يك ميگويد اينجا مربوط به منطقه چهاراست,منطقه چهار
ميگويد مربوط به منطقه يك است,اينها هم ميگويند مربوط به وزارت
راه است !آسفالت جاده خيلي قديمي است و از وقتي من يادم ميآيد
همان آسفالت بوده و نوسازي نشده است.سال به سال به خاطر
فشارهاي ما رانندگان و نامه نگاري ما ميآيند يك لكه گيري هايي
ميكنند كه هيچ تاثيري ندارد و بدتر دست اندازهايش را بيشتر
ميكنند.
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
311- محروميت هزاران افغان از کار در ايران :
به گزارش رادیو بی بی سی ، بخش فارسی در
تاریخ 11 آبان 87 آمده است :
مقامات درايران اعلام کرده اند که هزاران کارگر افغانی که مجوز
موقت کار در ايران را داشتند، به دليل نداشتن پاسپورت، از( ماه
سنبله(شهريور ماه) امسال اجازه کار ندارند.
خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از محمد حسين صالحی
مرام مدير کل اشتغال اتباع بيگانه وزارت کار وامور اجتماعي،
خبر داده است که سيصد وده هزار تن از کار گران افغان که تاريخ
اعتبار پاسپورت ( گذرنامه) شان تمام شده است، بايد برای دريافت
اجازه کار از سفارت افغانستان پاسپورت جديد دريافت کنند.
به گفته آقای صالحی مرام، اگر مشکل پاسپورت کارگران افغانی حل
نشود، مشکل است آنها بتوانند، اجازه کار بدست آورند.
مقامات ايران می گويند در شش ماه اول سال به اين کارگران افغان
فرصت داده شده بود تا مشکل مدارک شان را حل کنند، اما حالا
فرصت داده شده نيز به آخر رسيده است.
حدود دوهفته پيش جمهوری اسلامی فهرستی از مناطقی را منتشر کرد
که ورود افغانها و عراقی ها در آن ممنوع اعلام شد. اين فهرست
که ضميمه بخشنامه ثبت نام مدارس بود، مناطق زيادی در امتداد
مرز دو کشور وهمچنين شهرهای بزرگ ايران به جز تهران را شامل می
شود.
در سالهای گذشته شمار زيادی از افغانها به ايران مهاجر شده
اند، اگرچه بعد از سقوط طالبان عده ای از افغانها به کشور شان
باز گشتند، اما ادامه نا امنی و بی کاری شماری از کسانی را که
به کشور شان باز گشته بودند نيز دوباره به ايران باز گرداند.
312- عدم پرداخت رتبه تشويقي كارگران در كارخانه صندوق نسوز
كاوه
:
يك كارگر در اين خصوص به فرياد كارگر
گفت:”در اساس نامه كارخانه ما درج شده است كه به خاطر ميزان
پائين حقوق كارگران, هر 4 سال يكبار يك رتبه تشويقي به
كارگراني كه 4 سال بي وقفه در كارخانه زحمت كشيده اند اعطا
شود.در اساس نامه قيد شده است كه بين كارگران قراردادي و رسمي
در اين امرهيچ تفاوتي نبايد باشد و به همه بايد داده شود كه
طبق تاريخ بايد يك ماه پيش اين رتبه پرداخت ميشد اما هنوز به
حالت بلاتكليف باقي مانده است.“
انجمن دفاع از
كارگران و بيكاران
313- با حضور به موقع اورژانس تهران در محل حادثه؛
کارگران ساختماني از مرگ بازگشتند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 11 آبان 87 ؛
دو کارگر ساختماني صبح امروز به
علت استنشاق گاز دي اکسيد کربن دچار خفگي شده و راهي بيمارستان
شدند.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي اورژانس تهران، عوامل
اورژانس تهران حوالي ساعت 9 صبح امروز با حضور در محل حادثه
واقع در تهران پارس بلوار عباسپور،2 کارگري را که بر اثر روشن
کردن گاز پيک نيکي و استنشاق گاز دي اکسيد کربن دچار خفگي شده
بودند از مرگ نجات دادند و براي درمان به بيمارستان لقمان
منتقل کردند.
روابط عمومي اورژانس تهران همچنين گزارش داد که شب گذشته در
خيابان شهيد مدني 5 کارگر افغان به علت خوردن شيريني که شخص
نامعلومي به آنان تعارف کرده بود، مسموم شدند و براي درمان به
بيمارستان امام حسين منتقل شدند.
پايان پيام
314- بحران سرمایه و سرنوشت دردناک کارگران مهاجر:
این روزها در کنار
سیلاب عظیم بیکارسازی هایی که در سراسر جهان سرمایه داری به
راه افتاده تراکم هولناک اجساد کارگران مهاجر در لا به لای
امواج این سیلاب ها بسیار چشمگیر است. اینان در میان کل داغ
لعنت خوردگان جهنم سرمایه موجوداتی بازهم داغ لعنت خورده تر
هستند. سرمایه داری فقط تا جایی نیروی کار اینان را می خرید که
صرف نظر از ارزانی شبه رایگان آن، اهرمی برای فشار بر بخش های
دیگر توده کارگر باشد.
در شرایط توفانی
شدن بحران سرمایه و تعطیل گسترده مراکز کار و تولید و جمعیت
بسیارعظیم بیکاران طبعاً جایی برای فروش نیروی کار این نفرین
شدگان برده مزدی آواره باقی نمی ماند. این وضع در عین حال در
شرایطی روی می دهد که جنبش کارگری جهانی به برکت سرکوب قهرآمیز
همیشه جاری سرمایه از یک سو و رفرمیسم راست اتحادیه ای از سوی
دیگر، در وخیم ترین حالت درماندگی و سردرگمی و ضعف قرار دارد.
وضعیت دامنگیر توده کارگر مهاجر دنیای سرمایه داری در دل این
اوضاع بسیار بیش از آن که به وصف آید دلخراش و جانکاه است،
کارگرانی که زن و بچه و پدر و مادر و همه کسان خود را گرسنه و
آواره و برهنه رها ساخته اند و چهارگوشه جهنم سرمایه داری را
طی کرده اند تا شاید در نقطه ای نیروی کار خویش را به ثمن بخس
بفروشند و بهای آن را وثیقه زنده ماندن افراد خانواده کنند.
اینان در دل این شرایط از زمین و آسمان آماج قهر خدای گونه
سرمایه اند و خودشان و همه کسانی که با بهای فروش نیروی کار
آنان ارتزاق می کنند در معرض مرگ ناشی از گرسنگی هستند. ابعاد
فاجعه به اندازه ای عظیم و سنگین است که حتی مشاوران و
دستیاران و محارم نزدیک مالکان دوزخ نیز این جا و آن جا با هدف
عادی جلوه دادن این وضعیت و شستن بار گناه از چهره نظام سرمایه
داری زبان به سخن گشوده اند. خانم شارن بورو، رئیس اتحادیه های
جهانی کارگری، اعلام کرده است که بیکاری کارگران مهاجر به ویژه
در سه قاره آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین ابعاد انفجاری خواهد
یافت. بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد هم همین حرف را
تکرار کرده است. رئیس سازمان جهانی کار نیز در این زمینه افاضه
کلام کرده است. همه یک حرف دارند : « این که سرمایه جهانی
بیچاره و بدبخت به علت بحران و تنزل نرخ سودش مجبور است از
طبقه کارگر بین المللی به اندازه لازم و شاید هم بسیار بسیار
بیش از اندازه لازم قربانی بگیرد. ساکنان کره زمین باید معضل
نظام سرمایه داری را خوب بفهمند و در مقابل آنچه روی می دهد
بسیار صبور و گشاده رو باشند.» آمارها همه جا حکایت از این
دارند که در روزهای آینده حداقل 20 میلیون بیکار به کارگران
بیکار روی زمین اضافه خواهد شد. کارگران مهاجر جمعیت بسیار
عظیمی از این ارتش بیکاران را تشکیل خواهند داد. رؤسای اتحادیه
ها و بان کی مون و سازمان جهانی کار مسئول شستن بار گناه از
چهره سرمایه و توجیه جنایت های سرمایه داری هستند. این طبقه
کارگر بین المللی و بخش های مختلف این طبقه است که باید در این
شرایط حساس از طریق گشایش یک جبهه نیرومند پیکار ضدسرمایه داری
به دفاع از زندگی و زنده ماندن این بخش از همزنجیران خویش
برخیزد.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری
11 آبان 87
315- اطلاعیه :
ساعت 12 روز هشتم
آبان تعدادی مأمور لباس شخصی به منزل طیب ملائی سخنگوی اتحادیه
آزاد کارگران ایران یورش برده و به بهانه فروش مواد مخدر کلیه
اثاثیه منزل را به هم ریخته، سپس کیس کامپیوتر و تعدادی کتاب
او و اسناد مربوط به اتحادیه را با خود برده اند. برخور دهای
اینچنین وحشیانه با کارگران مبارز و فعالین کارگری جزء نشان
وحشت از گسترده تر شدن دامنه اتحاد و همبستگی کارگران و
قدرتمند تر شدن مبارزات آنها برای احقاق حقوق خود نیست.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه این شیوه برخورد ضد انسانی با کارگران
را محکوم می نماید و بر همبستگی خود با مبارزات کارگران در
سراسر ایران برای خنثی کردن هر تعرضی به امنیت و
منافع خود اصرار می ورزد.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه 11/8/1387
316- مجمع عمومی فوق العاده تحادیه آزاد کارگران ایران حول
افزایش دستمزدها برگزار شد
:
مجمع عمومی فوق
العاده اتحادیه آزاد کارگران ایران با شرکت بیش از 70 نفر از
کارگران و نماینده های کارگران کارخانه های فرش غرب بافت- لوله
و پوشش سلفچگان- لاستیک البرز- پرریس، شاهو- نورد لوله و
پروفیل ساوه - پتروشیمی پلی اتلین سنگین کرمانشاه- عسلویه –
نساجی کردستان- آجر پزی شیل سنندج – گونی بافی سما و برخی
کارگران پروژه ای و ساختمانی عضو اتحادیه در مورخه 10/8/1387
برگزار شد.
در این مجمع نماینده های سندیکای کارگران شرکت واحد بدلیل
همزمانی مجمع با جلسه هیئت مدیره این سندیکا نتوانستند شرکت
کنند. همچنین نماینده ها و کارگران برخی کارخانه های دیگر نیز
به دلایل مشابهی موفق به شرکت در این مجمع نشدند. اما هم
سندیکای کارگران شرکت واحد و هم کارگران برخی کارخانه های دیگر
که موفق به شرکت در این مجمع نشدند آمادگی خود را حول تصمیمات
اتخاذ شده در مجمع برای مبارزه جهت افزایش دستمزدها اعلام کرده
اند.
مجمع عمومی فوق العاده اتحادیه آزاد کارگران ایران که با
محوریت تشکیل کمیته ای حول مسئله دستمزدها بر پا شده بود با
سخنرانی یکی از نماینده های کارگران لاستیک البرز آغاز شد و
بدنبال آن نماینده های کارگران تمامی کارخانه های شرکت کننده
در مجمع حول مسائل و تجربیات خود و نقش اتحادیه در مبارزات شان
به سخنرانی پرداختند. در این بخش از کار مجمع همچنین صدیق
کریمی، جوانمیر مرادی، خالد سواری، فرامرز قربانی، شجاع
ابراهیمی(از کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای
کارگری)، وریا زمانی و برخی دیگر از شرکت کنندگان نیز سخنرانی
کردند.
سپس مجمع با انتخاب هیئت رئیسه ای کار خود را با رای گیری حول
دستور کارهای پیشنهادی ادامه داد و پس از تصویب این پیشنهادات،
جعفر عظیم زاده ضمن ارائه گزارشی فشرده از فعالیتها و
پیشرویهای اتحادیه از مجمع دوم به اینطرف، در رابطه با حق
کارگران برای برخورداری از یک زندگی انسانی و بهم فشردگی صفوف
طبقه کارگر حول مسئله دستمزدها و... سخنرانی کرد.
پس از این سخنرانی، رای گیری برای ابقا اعضای اصلی هیئت مدیره
اتحادیه و عضویت تعدادی دیگر از کارگران در هیئت مدیره انجام
شد و با تصویب آن به اتفاق آرا، رای گیری برای کاندیداهای جدید
عضویت در هیئت مدیره اتحادیه آغاز شد.
در این رای گیری اعضای هیئت مدیره اتحادیه از 13 نفر عضو اصلی
به 19 نفر افزایش یافت و بدین ترتیب آقایان : 1- شاپور احسانی
راد نماینده اخراجی کارگران نورد و پروفیل ساوه 2- قاسم دبیری
از کارگران شرکت لاستیک البرز 3- حسام یوسفی کارگر خدمات 4-
بهروز چاپاری نماینده اخراجی کارگران آجر شیل سنندج 5- ابراهیم
جعفری نماینده کارگران فرش غرب بافت 6- فرامرز قربانی کارگر
پتروشیمی پلی اتیلن سنگین کرمانشاه به عنوان عضو اصلی هیئت
مدیره و آقایان: 1- هوشیار چتانی کارگر کارخانه پرریس 2- سعید
کرمی کارگر کارخانه فرش غرب بافت 3- توفیق خدارحمی کارگر قصابی
4- فایق کیخسروی کارگر بیکار و وریا زمانی کارگر ساختمان به
عنوان اعضای علی البدل هیئت مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران
انتخاب شدند.
در این مجمع شرکت کنندگان به اتفاق آرا به پیشنهادهای ارائه
شده به شرح زیر رای دادند:
1- تشکیل جمعی مرکب از نمایندگان کارگران کارخانه های مختلف
برای جمع آوری طومار و مبارزه برای افزایش دستمزدها با
فراخوانی توسط نماینده های کارگران کارخانه های مختلف شرکت
کننده در مجمع و کارگران و نماینده های کارگری که موفق به شرکت
در مجمع نشدند. تشکیل این جمع و مسائل مربوط به آن را مجمع به
عهده هیئت مدیره اتحادیه گذاشت.
2- تهیه اسناد لازم و تلاش برای ثبت اتحادیه
3- حمایت مجمع به طرق عملی و صدور بیانیه در راستای مبارزه
برای لغو احکام صادره در مورد کارگران شرکت واحد- حمایت از
اعتصاب کارگران لاستیک البرز – کارگران اخراجی نورد لوله و
پروفیل ساوه – کارگران اخراجی لوله و پوشش سلفچگان و صدور پیام
مجمع به کارگران نیشکر هفت تپه.
این مجمع در ساعت 17 بعد از ظهر در فضایی پر شور به کار خود
پایان داد.
اتحادیه آزاد کارگران 11/8/1387
317- برخى دانشآموزان در مركز تهران هم معلم ندارند:
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 12 آبان
87 آمده است : عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ضمن تأكيد بر
عدم وجود معلم در برخى از مدارس گفت: برخى دانشآموزان در مركز
تهران هم معلم ندارند.
على كريمى فيروزجايى با تأكيد بر اينكه مدارس كشور هنوز
سازماندهى نيافتهاند، اظهار داشت: بايد آموزش و پرورش نظارت
بيشترى بر وضعيت مدارس كند.
وى به خبرى كه چند روز پيش با عنوان "تعدادى از مدارس كشور
همچنان بدون معلم هستند" در رسانهها منتشر شد، اشاره كرد و
گفت: اين موضوع بر اساس مراجعه مديران مدارس كه در همان زمان
به بنده مراجعه كردند، بيان شده است و اين مطلب را مكتوب و
تلفنى به رئيس سازمان آموزش و پرورش مازندران اطلاع دادم.
كريمى افزود: در مركز تهران نيز اين مسائل وجود دارد كه به
معاونان وزير اين موضوع را انتقال دادم. به عنوان مثال فرزند
من در مدرسه هنوز معلم ندارد.
318- دستمزد كارگران با واقعيت هاي اقتصادي همخوان نيست
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 12 آبان 87 ؛
دبيراجرايي خانه كارگر استان همدان
گفت: انجام تحولات اقتصادي به دليل داشتن بار تورمي به زيان
حداقل بگيران به ويژه كارگران است.
چنگيزاصلاني درگفت وگو با "ايلنا" گفت: از آنجا كه به دليل
بحران اقتصادي امكان پرداخت دستمزد واقعي به كارگر وجود ندارد؛
پرداخت نقدي يارانه ها مي تواند از نظر اقتصادي براي كارگران
مشكل آفرين شود. اين فعال كارگري، افزود: تا زماني كه صاحبان
بنگاهاي توليدي به بهانه رقابت با واردكنندگان اجناس خارجي از
حقوق كارگر مي كاهند؛ دولت نبايد يارانه ها را حذف كند.
اصلاني گفت: در حال حاضر افزايش دستمزد كارگران با واقعيت هاي
اقتصادي و رشد واقعي تورم همخواني ندارد.
او افزود: در شرايطي كه دولت با طرح مسائلي چون ماليات بر ارزش
افزوده و حذف يارانه ها به بي نظمي اقتصادي در جامعه كمك مي
كند؛تشكل هاي كارگري به نمايندگي از سوي كارگران كشور خواهان
اجراي عدالت اجتماعي در محاسبه مزاياي خود هستند.
پايان پيام
319- احضار 12 نفر از فعالان کارگری کارخانه لاستیک البرز:
به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 11 آذر 87
آمده است : بدنبال احضار 12 نفر از فعالان کارگری کارخانه
لاستیک البرز به کلانتری 118 و تشکیل پرونده برای آنها، به
اتهام تشویش اذهان عمومی جهت بازجوئی به شعبه 7 بازپرسی
دادسرای انقلاب سعادت آباد احضار شدند. کارگران این کارخانه
مدت 7 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.
320- افشین شمس به یکسال حبس تعزیری محکوم شد:
به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 11 آذر 87
آمده است : افشین شمس عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد
تشکلهای کارگری و عضو کانون کاریکاتوریست ها در دادگاه به
یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در 13 تیر سال جاری در
شهرستان الیگودرز بازداشت و به زندان اصفهان منتقل گردید.
321- محمد جراحی به دادگاه احضار شد:
به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 11 آذر 87
آمده است : محمد جراحی عضو کمیته پیگیری تشکل های آزاد کارگری
در تبریز جهت بازجوئی به دادگاه انقلاب تبریز احضار شد.
نامبرده سال گذشته توسط نیروهای امنیتی به مدت 4 روز بازداشت
گردید و سپس با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
322- تجمع عدهاى
از اهالى روستاى قلعه چوبى مقابل استاندارى فارس :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 12 آبان
87 آمده است : جمعى از اهالى روستاى قلعه چوبى از توابع منطقه
سياخ دارنگون شيراز در اعتراض به احداث کارخانه شن و ماسه در
اين روستا مقابل استاندارى فارس تجمع کردند.
يکى از تجمع کنندگان در گفتوگو با خبرنگار ايسنا اظهار داشت:
دو گروه سرمايه دار قرار است در روستاى ما کارخانه شن و ماسه
احداث کنند، يکى در غرب روستا، ديگرى در جنوب روستا که اين
مسأله باعث ميشود آب حرکت کند و به پائين نرود لذا با توجه به
خشکسالى پيش رو، در صورت چنين اتفاقى چاهها زودتر خشک ميشوند
و زندگى براى مردم غير ممکن ميشود.
به گفتهى وى روستايى به نام خانه خنيف در همان حوالى نيز در
سال هاى گذشته به دليل ايجاد سه کارخانه شن و ماسه 98 درصد
چاههايش خشک شد و زندگى را براى مردم روستا غيرممکن کرد.
وى هدف از تجمع يادشده در مقابل استاندارى را هشدار به مسوولان
و جلوگيرى از گروههايى شد که مى خواهند با احداث کارخانه شن و
ماسه زندگى مردم روستا را نابود کنند.
اين روستايى در پايان به خبرنگار ايسنا گفت: مردم روستاى قلعه
چوبى به جز آب چاه آب ديگرى در دست ندارند که امرار معاش کنند
لذا قبل از هرگونه اقدامى از سوى سرمايه داران از مسوولان
خواهش ميکنيم که مانع از بدبختى اهالى روستا قلعه چوبى شوند.
محراب نامداري، يکى ديگر از تجمع کنندگان نيز به ايسنا گفت:
تلمبههاى کشاورزان روستاى قلعه چوبى و چند روستاى ديگر در
مجاورت رودخانه قره آغاج قرار گرفته است و چون آب چاهها سطحى
ميباشد و از طريق رودخانه تغذيه مى شوند، در صورت برداشت شن و
ماسه عمل تغذيه چاهها از طريق رودخانه به کندى صورت مى گيرد،
از طرفى ميليونها سال طول کشيده تا اين شن و ماسهها بر روى
هم انباشته شود؛ اگر آقايان سرمايه دار بخواهند به ترکيب اين
شن و ماسهها دست بزنند خسارتهاى زيادى به کشاورزان منطقه
وارد مى شود.
به گفته وى کارشناسان دفتر معاونت فنى استاندارى فقط به اهميت
شن و ماسه توجه دارند، غافل از اينکه اين عمل خسارتهاى جبران
ناپذيرى به کشاورزان منطقه وارد مى شود.
نامدارى با بيان اينکه از مسوولان استان تقاضامنديم جلوى
برداشت شن و ماسه را بگيرند، گفت: اگر از اين امر جلوگيرى
نکنند در منطقه تنش آغاز ميشود.
رعيتي، بخشدار مرکزى شيراز نيز در اين ارتباط به خبرنگار ايسنا
گفت: پنجشنبه گذشته بازديدى از روستاى قلعه چوبى داشتم و با
اهالى روستا در اين خصوص صحبت کردم، در واقع هنوز هيچ اتفاقى
نيفتاده و اين مسأله بايد کارشناسى شود اما اينکه عدهاى با
تجمع و با تکيه بر چانى زنى و فشار بخواهند حرف خود را پيش
ببرند، جالب نيست!
323- پيام تبريك وهمبستگى اتحاديه كارگران پست كانادا به
سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه
٢٩ اكتبر ٢٠٠٨
به سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه
به نمايندگى از ٥٦ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا، من
اين پيام را مى نويسم كه به شما بخاطر انتخابات موفقيت آميز
هيئت مديره و ديگر نمايندگان سنديكا براى نخستين بار پس از بيش
از دو دهه تبريك بگويم. مى خواهم از شما بخاطر تلاش شجاعانه در
ايجاد يك تشكل مستقل كارگرى قدردانى كنم. ما حمايت و همبستگى
خود را به شما اعلام مى كنيم.
ما اين پيام را همچنين براى دولت ايران ارسال ميكنيم و از دولت
مى خواهيم كه حقوق كارگران مبنى بر حق تشكل، اجتماع و اعتصاب
را محترم بدارد، و به ايذا و اذيت فعالين كارگرى خاتمه دهد و
از دخالت در امور و فعاليت هاى تشكلات مستقل كارگرى خوددارى
نمايد.
در همبستگى،
دنيس ليميلين،
رئيس سراسرى
اتحاديه كارگران پست كانادا
324- نماينده دشت آزادگان درمجلس:
نرخ بيکاري 24 درصدي استان خوزستان خطرناک است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 13 آبان 87 ؛
نماينده دشت آزادگان و هويزه در
مجلس هشتم نرخ بيکاري استان خوزستان را خطرناک توصيف کرد
وگفت: نرخ بيکاري 24 درصدي زيبنده اين استان غني نيست.
هاشم سواري در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينکه در
سال جاري 18 هزار بيکار در ادارات کار استان خوزستان ثبت نام
کردهاند،گفت: تعداد افرادي که بيکار هستند اما در ادارات
کار ثبت نام نکردهاند مشخص نيست.
عضو کميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين سوال که
آيا اجراي طرح اعطاي تسهيلات به بنگاههاي زودبازده اقتصادي
تاثيري در کاهش نرخ بيکاري استان خوزستان داشته است،
گفت:وضعيت بيکاري استان سال به سال بدتر ميشود.
وي افزود: اعتبارات بنگاههاي زودبازده در محل خود هزينه
نميشود و بيشتر در بخش ساختمان سازي هزينه ميشود.
او با تاکيد بر ناموفق بودن اجراي طرح بنگاههاي زودبازده
گفت: جاي تاسف است که استان خوزستان با دارا بودن 80 درصد
منابع نفتي کشور دچار وضعيت بيکاري وحشتناکي است و نتوانسته
است حداقلهاي ضروري خود را با توجه با منابع عظيم انرژي در
استان تامين کند.
پايان پيام
325- گسترش سرکوب معلمان و ضرورت مبارزه آنان علیه سرمایه :
تهاجم پلیس و سایر
نیروهای سرکوب سرمایه علیه مبارزات جاری کارگران تشدید شده
است. شدت این هجوم در مدت اخیر به ویژه در مورد جنب و جوش ها و
خیزش های اعتراضی معلمان بسیار بارز و آشکار بوده است. معلمان
زیادی دستگیر شده اند، شماری از همسرنوشتان آن ها تهدید به مرگ
شده اند و نامه های تهدیدآمیز به خانه های آنان ارسال شده است.
اجتماع روز 12 مهر
ماه آن ها درهم کوبیده شد. عده زیادی از دستگیرشدگان آن روز
همچنان در زندان به سر می برند. احکام ماه ها حبس و شلاق پشت
سر هم از سوی دادگاه های سرمایه برای فعالان اعتراضات یکی دو
سال اخیر معلمان صادر شده و در حال صدور است. واقعیت این است
که دولت سرمایه داری مبارزات معلمان را به عنوان بخش مهمی از
جنبش کارگری ایران بسیارجدی گرفته است، حال آن که با کمال تأسف
شمار بسیار زیادی از خودِ معلمان آن چنان که باید و شاید به
موقعیت و مکان و چشم انداز و راهکارها و راه های درست پیشبرد
مبارزات خویش توجه نکرده اند و نمی کنند. خواب و خیال مبارزه
صنفی بر پایه مصوبات قانونی پارلمان سرمایه، در مدار نظم سیاسی
و مدنی سرمایه داری، در پناه سیستم حقوقی و قضایی نظام بردگی
مزدی و در چهاردیواری مصالح و ملزومات بقای این نظام زنجیر مرگ
هولناکی است که این بخش از معلمان بسیار سفت و سخت بر دست و
پای خویش و جنبش جاری خود بسته اند. همه چیز حاکی است که توده
وسیعی از همزنجیران معلم ما به رغم بیداری و اطلاعات اجتماعی و
دانش سیاسی خویش از تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران آن گونه که
لازم است درس نگرفته و تجربه نیاموخته اند. آنان باید بدانند
که قانون سرمایه در سراسر جهان قانون سود و حاکمیت مناسبات کار
مزدی است. موافقت این نظام با تشکل صنفی و حقوق قانونی و
قراردادها و مبانی زندگی و مدنی و نوع این حرف ها یکسره موکول
به درجه انطباق و تناسب این رؤیاها با قوانین ارزش افزایی
سرمایه و مصالح استیلای نظام سرمایه داری است. طبقه سرمایه دار
ایران و دولت های آن اعم از سلطنت و جمهوری اسلامی چه با زبان
و چه با زندان و شلاق و تیرباران و حمام خون و هر وسیله
دیگری اعلام کرده اند که این خواسته ها و انتظارات تا جایی که
به طبقه کارگر و بخش های مختلف این طبقه مربوط می شود اصلاً و
ابداً با مصالح ارزش افزایی سرمایه و بقای نظام سرمایه داری
ایران جوردرنمی آید. این واقعیتی است که حدیث یک قرن زندگی
طبقه کارگر و پیام صریح هر دم و بازدم مبارزه طبقاتی در جامعه
ماست. چشم بستن بر این واقعیت هیچ چیز جز خودفریبی نیست. نظام
سرمایه داری در اینجا به حکم مقتضیات ماندگارسازی خود حتی به
خودی ها و به فرزندان خلف سرمایه و مزدوران و عمله و اکره
نافرمان خود هم رحم نمی کند و خیلی راحت امثال اکبر گنجی را
سال ها به زندان می اندازد یا برای محارم دیگری چون هاشم
آغاجری حکم ارتداد صادر می کند. معلمان نمی توانند در چهارچوب
مصالح و شرایط تسلط نظام سرمایه داری حاکم بر ایران دنبال
حقوق و مطالبات خود باشند. تجربه نشان داده است که هر چه طبقه
کارگر و هر بخشی از این طبقه از جمله معلمان زنجیر رفرمیسم
سندیکالیستی و صنف بازی قانونی را محکم تر بر دست و پای خود
ببندند، نیروی انتظامی و سایر نیروهای سرکوب سرمایه نیز جری تر
و مصمم تر برای سرکوب هر گونه اعتراضی آنان بسیج خواهند شد.
معلمان باید به جنبش واقعی طبقه خود روی کنند، جنبش توده های
کارگر علیه سرمایه، جنبشی که باید تمام کارگران را از معلم و
کارگر صنعتی و پرستار و راننده و همه بخش های دیگر طبقه کارگر
را به صورت شورایی حول «منشورمطالبات پایه ای طبقه کارگر
ایران» متشکل سازد و به سوی برچیدن کل بساط سرمایه پیش رود.
کارگران علیه
سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری
13 آبان 87
326- ادامه مشكلات رانندگان تاكسي خط تجريش- لواسان:
در نوشته ارسالي به سایت" فرياد كارگر گ در
تاریخ 13 آبان 87 آمده است : ” اصلي ترين مشكل ما در حال حاضر
موضوع سوخت است.متاسفانه به ما روزي 6 ليتر بنزين سهميه داده
اند.در صورتي كه جاده هاي ما كوهستاني است و بايد گفت يك جاده
بين شهري است كه اين ميزان سوخت كفاف ما را نميدهد. چرا؟ شايد
اين سوال پيش آيد كه ماشين شما دوگانه سوز است !در صورتي كه در
مسير ما جايگاه نيست. نه در لواسان پمپ گاز وجود دارد چون اصلا
در لواسان گاز نيست و در مسيرمان از لواسان تا تجريش اگر از
اتوبان بابايي بيائيم كه پمپ گاز نداريم ,اگر از فرمانيه
بيائيم كه پمپ گاز نداريم, از نياوران هم كه بيائيم باز هم پمپ
گاز نداريم,پس ميبينيم در اين مسير استفاده از گاز منتفي است
,وقت ما هم كه بخواهيم برويم 5 ساعت در پمپ گاز معطل شويم كه 2
باك گاز بزنيم كه فقط با اين ميزان دوسرويس ميتوانيم برويم اين
وقت را هم نداريم.چون از زمان سرويسهايمان ميزند.اين گازهاي سي
ان جي جواب اين گردنه را نميدهد چون ماشين كشش ندارد به خودرو
فشار ميآيد و ميسوزد و مشكل بعدي را روي دوشمان ميافتد پس ما
مجبوريم كه از بنزين استفاده كنيم.اما از طرفي ميزان سهميه
بنزين خيلي كم است و نهايتا ما نميتوانيم از اين ميزان به طور
بهينه استفاده كنيم و كفاف كارمان را نميدهد.
چون وضعيت بنزين به اين صورت است و با توجه به اين كه كارت ما
را روزانه پر ميكنند ما نميتوانيم هر روز برويم 30 تا بنزين
بزنيم ما مجبوريم برويم بنزين را به صورت آزاد تهيه كنيم اين
براي ما فشار است ولي چاره اي نداريم چرا كه ماشين ميخوابد و
نميتوانيم كار كنيم و اين همه قرض و بدهي را چه كنيم؟ ماشين
هاي ما همه قصدي است و همه بدهكاريم مجبوريم برويم ليتري400
تومان بنزين آزاد بخريم ,مضافا براين جواب در آمد ما را به
صورت صد در صد نميدهد.3 هزار تومان تا 12 هزار تومان 9 هزارتا
تفاوت وجود دارد يعني ما 9 هزارتومان در طول روز از درآمدمان
كم ميشود,اگر ما بخواهيم اين 9 هزار تومان را ضربدر 30 كنيم
ماهي 270 هزار تومان هزينه مازاد داريم پرداخت ميكنيم فقط
بابت سوخت خودروهايمان !بنابراين ما اصلا نميتوانيم به صورت
دقيق بگوئيم ماهي فلان قدر درآمد داريم باور كنين در ماه هيچ
چيز باقي نمي ماند.من شخصا رله گاز ماشينم سوخت من براي اين
رله گاز 220 هزار تومان پول دادم خب من با توجه به تمام مشكلات
بالا كه اشاره كردم چقدر بايد كار كنم كه بتوانم اين 220 تومان
را جايگزين كنم؟مسلما نميتوانم.. ولي به طور ميانگين چيزي حدود
300 نهايت درآمد ما در اين شغل است.
اجازه بدهيد به اصطحلاك خودرو هم اشاره كنم كه من در عرض يك
هفته ماشينم خوابيد قرار بود 300 هزار تومان خرج رله گاز بكنم
چيزي حدود 600 هزار تومان براي من خرج برداشت . اشاره كردم كه
مسير ما ردنه است ما هزينه لنت داريم ,هزينه لاستيك داريم, اين
جاده ما واقعا افتضاح است من دوماه يكبار جلوبندي ماشينم را
پائين مياندازم اصطحلاك ما بسيار بسيار بالاست.ما ماهي حداقل
دوبار بايد روغن عوض كنيم يعني دوتا 20 هزار تومن 40 هزارتومن
در ماه فقط داريم پول تعويض روغن ميدهيم .شما با تمام اين
موارد كه من گفتم حساب كنيد ببينيد چقدر براي راننده باقي
ميماند .“
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
327- آمارمعلمان حق التدريسی: يک مقام می گويد 7 هزارنفرند،
مقام ديگر می گويد50 هزارنفر :
به گزارش سایت روشنگری و به نقل از ایسنا
در تاریخ 13 آبان 87 آمده است : دروغ گويی ريشه دار مسوولان
رسمی و ارائه آمارهای جعلی به عنوان يکی از شايع ترين زمينه
های دروغ گويی بخشا خود دست اندرکاران اين رژيم را هم کلافه
کرده و به انتقاد کشانده است.
"نصرالله ترابى قهفرخى" عضو کميسيون اجتماعی مجلس و نماينده
مجلس از شهر کرد با انتقاد از عملكرد وزارت آموزش و پرورش در
ارايهى آمارها براى استخدام حقالتدريسيها و آموزشياران،
گفت: "بدون آمار عملا نميتوان كارى كرد."
به گزارش ايسنا وی گفت: "متاسفانه تاكنون آمار و ارقام دقيقى
از طرف وزارت آموزش و پرورش داده نشده است كه مشخص باشد در حال
حاضر چه تعداد نيروى حقالتدريسى و آموزشيار وجود دارد كه طبق
قانون متعهد به استخدام آنها هستيم و اظهارنظرها به گونهاى
است كه يك مقام ميگويد هفت هزار نفر و فردى ديگر ميگويد 50
هزار نفر. "
ترابى در پايان گفت: "تا پيش از اين قرار بود آموزش و پرورش
اعداد و ارقام صحيحى از اين گروهها ارايه دهد تا كميسيون
بتواند در خصوص آنها تصميمگيرى كند، اما تا زمانى كه آموزش و
پرورش از ارايهى آمار سرباز بزند، عملا نميتوان كارى كرد. "
328- ضرب و شتم اسالو در زندان
*منصور اسالو... حاضر نشد به بيمارستان فارابی منتقل شود که با
ضرب شتم از سوی ماموران مواجه شد..
طبق اخبار رسيده به سنديکای کارگران شرکت
واحد قرار بود روز يکشنبه ١٢ آبان ١٣٨٧ آقای منصور اسالو رئيس
هيئت مديره سنديکای شرکت واحد را جهت معاينات چشم و قلب به
بيمارستان لبافی نژاد منتقل کنند، اما مامورين به جای انتقال
منصور اسالو به بيمارستان لبافی نژاد، تلاش کردند او را به
بيمارستان فارابی منتقل کنند که با مقاومت منصور اسالو مواجه
شدند.
منصور اسالو در برابر اين عمل ماموران اظهار داشته که پرونده
من و پزشکانی که زير نظر آنها مداوا ميشوم در بيمارستان لبافی
نژادهستند و حاضر نشد به بيمارستان فارابی منتقل شود که با ضرب
شتم از سوی ماموران مواجه شد و بدون معاينه ای مجددا به زندان
رجايی شهر منتقل گرديد. اين در حالی بود که کادر پزشکی
بيمارستان منتظر وی بودند.
آقای منصور اسالو در زندان رجايی شهر در شرايط بسيار سختی بسر
ميبرد. ايشان ازناحيه چشم ،قلب و کمر رنج می برد که متاسفانه
مسئولين با ايشان طبق قوانين بين الملی که بيمار زندانی را
بايد مداوا کرد عمل نمی کنند .
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضرب و شتم
آقای منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد
را محکوم ميکند و خواهان آزادی بی قيد و شرط ايشان می باشد .
سنديکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۳۸۷/۸/۱۳
329- هادي غنيمي فرد:
600 هزار تومان حداقل مزد کارگران براي سال آينده
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 14
آبان 87 ؛ به اعتقاد رئيس شبکه
خانههاي صنعت و معدن ايران با روند تورم فعلي حداقل مزد سال
آينده نبايد از 600 هزار تومان کمتر باشد.
به گزارش "ايلنا"، هادي غنيمي فرد، گفت: در خوشبينانهترين
حالت دستمزدهاي سال 88 از مرز نيم ميليون تومان خواهد گذشت.
وي تاکيد کرد: اين افزايش تورم ناشي از تحريمهايي است که از
خارج به صنايع داخلي تحميل شده است. اظهارات اين مقام
کارفرمايي در حالي است که وي سال گذشته حداقل دستمزد کارگران
را 500 هزار تومان اعلام کرده بود.
غنيمي فرد که مدعي است رشد صعودي دستمزدها، نتيجه تعيين و
مستمري آنها از سوي دولت است،گفت: تا زمانيکه مزد در چهارچوب
دستوري توسط دولت تعيين شود، دستمزدها جوابگوي هزينهها
نخواهد بود.
وي يادآور شد: افزايش دستوري دستمزدها به زيان کارگران است،
زيرا چند برابر مقداري که دولت به ميزان آن ميافزايد از سوي
دلالان کالا به قميتها اضافه ميشود.
پايان پيام
330- اخراج 150 نفر از کارگران کارخانجات نورد لوله و پروفیل
ساوه را بدلیل اعتصاب شدیدا محکوم می کنیم:
پس از اعتصاب کارگران
کارخانجات نورد لوله و پروفیل ساوه در اسفند ماه سال 86 و
علیرغم وعده هایی که همانموقع کارفرما و مسئولین دولتی برای
تحقق خواست کارگران مبنی بر ایجاد تشکل و توقف اخراج سازی ها
دادند کارفرمای این کارخانه با حمایت اداره کار ساوه با
شناسایی کارگران خواهان تشکل و فعال در اعتصاب، تاکنون حدود
100 نفر از این کارگران را تمدید قرارداد نکرده و اقدام به
اخراج آنها نموده است.
چنین اقدامی از سوی
کارفرما در شرایطی صورت گرفته است که علاوه بر این اخراج
سازیها، بدلیل ایجاد فضای ترس در میان کارگران و وارد کردن
انواع فشارها بر آنان، تا کنون حدود 50 نفر از این کارگران نیز
ناچار به استعفا از کار خود شده اند.
در این میان تاکنون
پنج نفر از نماینده های این کارگران به نامهای شاپور احسانی
راد- جعفر پولادوند- مسلم نبوی- اردشیر رضایی و دادگر کریمی و
همچنین یکی از ناظرین انتخابات کارگران به نام نصرالله صبوری
تمدید قرارداد نشده و از کار خود اخراج گشته اند. تمامی این
کارگران منجمله نماینده های آنان دارای سوابق کاری تا 18 سال و
آسیب دیدگیهای جسمانی شدید ناشی از کار هستند و اداره کار ساوه
در یک یک اقدام ضد انسانی و تبانی آشکار با کارفرما تاکنون حکم
اخراج تمامی این کارگران را صادرکرده است.
اتحادیه آزاد کارگران
ایران ضمن اعتراض به اخراج کارگران کارخانجات نورد لوله و
پروفیل و تبانی آشکار مسئولین اداره کار ساوه با کارفرما در
اخراج این کارگران، اقدام ضد انسانی این اداره را در صدور حکم
اخراج برای کارگران نورد لوله و پروفیل ساوه بشدت محکوم میکند
و از تمامی این کارگران، بویژه کارگران شاغل نورد لوله و
پروفیل و کارگران سایر مراکز تولیدی و صنعتی در شهر صنعتی ساوه
و سایر نقاط کشور میخواهد تا متحدانه در برابر اخراج کارگران
کارخانجات نورد لوله و پروفیل ساوه ایستادگی کنند.
کارگران
ایستادگی در برابر
اخراج سازی ها تنها ضامن حفظ کار و شغل شما کارگران شاغل است،
کارگران حق دارند تشکلهای خود را ایجاد کنند و در اعتراض به
کارفرما و دولت و برای حفظ بدیهی ترین حقوق انسانی شان دست به
اعتصاب و تجمع بزنند. هیچ کارگری نباید به دلیل اعتصاب و
اعتراض و یا هر بهانه دیگری از کار خود اخراج شود. بیکار نشدن
و داشتن شغلی متناسب با شان انسانی کارگران حق تمامی مزد
بگیران است و نباید کمترین خدشه ای به امنیت شغلی کارگران و
تمامی مزدبگیران وارد شود.
رسیدن به چنین
موقعیتی از سوی ما کارگران تنها و تنها با اعتراضات یکپارچه و
ایستادگی و مقاومت متحدانه ما کارگران ممکن و مقدور است.
اعتراض متحدانه ما
کارگران شاغل به اخراج همکارانمان و ایستادگی کارگران در معرض
اخراج در برابر اخراج سازی ها و تبانی های ادارات کار با
کارفرمایان، یگانه راه جلوگیری از اخراج سازیها و گسترش این
پدیده خانمان برانداز در عموم مراکز کارگری است.
اتحادیه آزاد کارگران
بنوبه خود ضمن استفاده از تمامی ابزارها برای جلوگیری از اخراج
کارگران، عموم کارگران را در سراسر کشور به اعتراضات متحدانه و
سراسری در برابر اخراج سازی ها فرا می خواند و از آنان میخواهد
تا با اعتراضی فرا کارخانه ای دوشادوش هم در برابر اخراج
سازیها مقاومت کنند.
بی تردید بدون
مقاومتی متحدانه از سوی کارگران شاغل و کارگران اخراجی و در
معرض اخراج در برابر اخراج سازیها، ما کارگران شاغل نیز از
گزند اخراج در امان نخواهیم بود.
اتحادیه آزاد کارگران
14/8/1387
331- گزارشی در مورد وضعيت ناهنجار هم وطنان در اراك:
به گزارش ارسالي به فرياد
كارگر در تاریخ 14 آبان 87
آمده است : « اين شهر قطب صنعتي مرکز ايران است با اينحال وقتي
به اراک قدم ميذاريد فکر ميکنيد يک روستاي بسيار بزرگ را
بازديد کرده ايد. بيش از نيمي از مردم در اين شهر کارگراني
هستند که در فلاکت زندگي ميکنند . در اين شهر جالبترين و البته
دردآور ترين موضوعي که توجه هر كس را به خودش جلب ميكند ,آب
آلودهء اين شهر است که قابل آشاميدن نيست!مردم آن بايد حتما"
از آب معدني استفاده کنند. اگر روزي ده ليتر آب معدني براي يک
خانوادهء دو نفره حساب کنيم, ماهانه بايد حدود چهل هزارتومان
فقط بابت آب مصرفي بپردازند وچون مردم محروم و فقير قادر به
تامين هزينهء آب آشاميدني خود نيستند به اجبار از آب آلوده
مصرف ميکنند, که همين امر باعث شده بيشترين سرطان دستگاه گوارش
در اين شهر ديده شود. حالا فکر کنيد هزينهء درماني سرسام آور
سرطان چه به روز اين خانواده ها مياورد! در بازديد احمدي نژاد
از اراک ,وقتي از امام جمعه پرسيده شد: احتياجات مهم مردم را
ياد آور شود, با کمال وقاحت کمبود هاي مصلي اراک مهمترين دغدغه
مردم عنوان شده است. »
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
332- شاپور احسانی راد
شادباش به مناسبت اعلام موجودیت سندیکای کارگران نیشکر هفت
تپه :
گرمترین درودها به
گرمی آفتاب سوزان خوزستان و شرجی های میان مزارع نیشکر را از
طرف برادر کوچک تان با مهر و محبت پذیرا باشید.
طبقه کارگر ایران سرفراز است که کارگران کارخانه و نی بر ها با
چهره های آفتاب سوخته، دستهای پینه بسته و غرق در دود سیاه
مزارع نیشکر هفت تپه، ققنوس وار از خاکستر روییدند، شکوفه زدند
و نهال سندیکای کارگران را در دل تفتیده خوزستان کاشتند. بی شک
طبقه کارگر ایران از مبارزات بی امان و خستگی ناپذیر کارگران
هفت تپه با رژیم ددمنش شاه که با اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه
نزدیک به یکسال این رژیم خودکامه را خوار و ذلیل وادار به عقب
نشینی کرد از یاد نبرده اند. زمانی که شاه در اوج قدرت خود
برای ندادن اندک حقوق و دستمزد کارگران، حاضر شد نیروی کار از
پاکستان بیاورد یا دستگاه ها و ماشین آلات نی بری وارد کند اما
هیچکدام جواب نداد و این کارگران نیشکر هفت تپه بودند که
پیروزمندانه بر سرکار بازگشتند.
یاران پیروزمند
ما کارگران ایران با دلی نگران ولی قلبی امیدوار بیش از یکسال
است لحظه به لحظه اخبار ، رویداد ها - کشمکش ها و بگیر و
ببندهای شما کارگران مبارز را دنبال کردیم واین پیروزی تاریخی
را سند افتخار دیگری برای کل جنبش کارگری ایران و جهان می
دانیم .
دوستان سرافراز
کلمات و واژه ها در برابر پایمردی و ایستادگی شما شرمنده اند .
فقط و فقط ما کارگران می دانیم در چه موقعیت و زمانی شما
توانستید با ایجاد سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه دل بیش از
بیست و شش میلیون کارگر ایرانی و خانواده ها و فرزندان آنها را
شاد کنید و باعث تحسین چند میلیارد کارگر در سراسر جهان شوید .
جای هیچ تردیدی نسبت کارگران شرکت نفت و صنایع فولاد و دیگر
کارخانجات در خوزستان و ایران باپشتیبانی قاطع و همه جانبه تا
پای جان پشت سر شما ایستاده اند تا روزی که استثمار از روی
زمین ریشه کن شود و کارگران به مطالبات و حقوق واقعی خود دست
یابند.
کارگر اخراجی کارخانجات نورد و پروفیل ساوه
شاپور احسانی راد (زنگنه) عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد
کارگران ایران
|
اتحادیه آزاد کارگران ایران |
تاریخ: 14/8/1387 |
333- آخرین اخبار از نساجی کردستان:
کارخانه نساجی کردستان تعطیل و تمامی کارگران این کارخانه
اخراج و بی کار شدند.مدیریت کارخانه با پرداخت حقوق چهار ماه
کارگران ، با کمال بی شرمی و رذالت تمام آنها رامجبوربه تسویه
حساب کرده و کارگران به علت مشکل مالی که بر دوش آنها بی اندا
زه سنگینی می کرد نا خواسته تن به این تسویه حساب
دادند.کارخانه ی نساجی کردستان 175 نفر کارگر قرار دادی ،
پیمانی و رسمی داشت. به کارگران رسمی به ازای هر سال سابقه
کار چهار ماه حقوق و مزایا به اضافه دو میلیون تومان و به
کارگران قراردادی به ازای هر سال سابقه کار 3 و نیم ماه حقوق و
مزایا و شش صد هزار تومان و به کارگران پیمانی هیچ نوع حقوق و
مزایا ئی بابت سایقه کار پرداخت نگردید. لازم به ذکر است
کارگران این شرکت دارای سابقه کاری 12 تا 20 سال بوده اند . از
تعداد 175 نفر از کارگران کارخانه نساجی کردستان ، 7 نفر از
کارگران رسمی هنوز تسویه حساب نکرده اند و تعداد 12 نفر از
نگهبانانی و سه نفر از قسمت اداری تسویه حساب نموده و آنها
بصورت قرار داد، دوماهه به سر کار هایشان بر میگردند.
334- مصادره اموال کارخانه نساجی کردستان از طرف کارگران
اخراجی
:
تعداد ی از کارگران اخراجی در سا ل 1383 ( کارگران سالن
بافندگی ) که از بابت دیه ، از مدیریت شرکت شکایت کرده بودند
، در سال 1386 طبق مدارک پزشکی مبلغ 150 میلیون تومان دیه
برای آنان برآورد و طی حکم دادگاه ، کار فرما مجبور به پرداخت
آن مبلغ شده بود . اما مدیریت کارخانه به این حکم اعتراض و از
پرداخت آن خود داری نمود . با پیگیری کارگران این مبلغ دو
برابر شده و در سال 1387 کارگران شاکی که تعداد آنها 65 نفر
هستند با در دست داشتن حکم دادگستری برای توقیف اموال شرکت روز
چهارشنبه مورخه 15/8/87 در کارخانه نساجی کردستان حاضر شدند و
اختیار کامل دارند تا مبلغ 300 میلیون تومان از اموال کارخانه
را بفروش رسانده و مامورین دادگستری آن را صورت جلسه نمایند.
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری "( منطقه
غرب)
335- اعتراضات کارگران شرکت سبلان پارچه اردبیل
:
طی اخبار رسیده ، کارگران شرکت سبلان پارچه اردبیل به
خاطر عدم دریافت حقوق و مزایا ، چندین بار در هفته های گذشته
در مقابل سازمان صنایع و استانداری اردیبل دست به تجمع زدند.
در
این شرکت حدود 250 نفر مشغول به کاربوده که از این تعداد ، 150
نفر در خط تولید کارخانه مشغول به کار می باشند که به مدت 7
ماه است حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.
"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری"
15/8/87
336- ما امیدواریم، ما هنوز امیدواریم
گفتگوی روزنامه ی کارگزاران با جواد مهران گهر از فعالین
سندیکایی :
اسماعیل محمدولی
فصل ششم قانون کار
مغایر اصل ۲۶
قانون اساسی است. این اصل میگوید نمیتوانید هیچ آدمی را...
هیچ کارگری را از عضویت در تشکلی که میخواهد منع کنید و
نمیتوانید او را به پذیرش تشکلی مجبور کنید. ولی در فصل ششم
قانون کار ما را مجبور به پذیرش سه جریان کردهاند که سندیکا
میانشان نیست. به همین دلیل ما هیات موسس احیا و بازگشایی
سندیکاهای کارگری در ایران را تشکیل دادیم ...
گفتوگو با «جواد
مهرانگهر» مرد سال و ماه چشیده ای که قریب به
۵۰
سال پیش به عضویت سندیکای کارگران کفاش درآمده بود، برای ما
لااقل این حسن را دارد تا بدانیم وقتی از آگاهیهای طبقاتی
کارگران حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم. با او از شهریور
۲۰
شروع کردیم، زمانی که این مرد
۷۰
ساله، پسربچه بود و از کودتای
۲۸
مرداد ۳۲
عبور کردیم و کمی با احتیاط از کنار حزب توده هم گذشتیم و به
انقلاب ۵۷
و جنگ رسیدیم. به وقت تعطیلی سندیکا تا به امروز که او و
تعدادی دیگر از سندیکالیستهای قدیمی و جدید با همت و شجاعتی
شگفتانگیز قصد دارند سندیکاها را احیا کنند. این گفتوگو بخشی
از مجموعه «آن روز را چه شد، امروز را چه میشود» است که با
کمک گرفتن از خاطرات سندیکالیستهای قدیمی سعی دارد تاریخ
سندیکاهای مهم ایران را از زمان تاسیس تا امروز تدوین کند.
کار کردن را از چه زمانی شروع کردید؟
۵۵
سال پیش. کمی بعد از
۲٨
مرداد ۳۲
بود. از خیابان عینالدوله شروع کردم. یک فامیلی داشتیم که
وقتی از مدرسه بیرون آمدم رفتم در کارگاه او تا کار یاد بگیرم.
اوایل پادویی میکردم بعد که بزرگتر شدم آمدم روبهروی مسجد
سپهسالار کارم را ادامه دادم.
فعالیت سندیکایی را از کی شروع کردید؟
حدود سال ۴۰
اگر اشتباه نکنم.
پس سندیکای کارگران کفاش قبل از شما تاسیس شده بود؟
بله. بعد از شهریور
۲۰
همزمان با دیگر کشورها یک دوره شکوفایی جنبش سندیکایی در ایران
داشتیم که تاسیس سندیکای کفاشان مربوط به همان زمان است. در آن
مقطع جریانی وجود داشت به اسم «شورای متحده» که بار سیاسیاش
یک مقداری بالا بود. ولی کارگران به فعالیتهای سیاسی و
حزبیاش کاری نداشتند.
این شورا به کارگران آموزش فعالیت سندیکایی میداد؟
آنها آموزش میدادند اما کارگران خودشان سندیکاها را تشکیل
دادند. از آن دوره فعالیت سندیکایی در ایران شروع شد. سندیکای
کارگران کفاش، چاپخانهها، نانوایان، بنایان، کارگران
کورهپزخانه و...
این شورای متحده به حزبی متصل بود؟
بله. بار سیاسیاش بالا بود و وابستگیهایی هم داشت.
حزب توده؟
بله. اما کارگران برای فعالان سیاسی و حزبی به سراغ این شورا
نمیرفتند. بیشتر برای تشکیل سندیکا از آموزشها و
راهنماییهایشان استفاده میکردند.
این شورا موفقیت یا دستاوردی هم داشت؟
در هر صورت اینها بودند که قانون کار اول را پیگیری کردند که
۱۳۲۵
نوشته شد و سال
۲۸ هم که
کارگران کورهپزخانهها مجلس را محاصره کردند... در واقع اینها
با کمک کارگران، مجلس آن زمان را وادار کردند که قانون کار اول
را تصویب کند.
حالا که صحبت از قانون کار اول شد یک پرانتزی باز کنیم: این
قانون هیچ ضمانت اجرایی داشت؟
دولت مترقی و مدرنی که نداشتیم. ولی به هرحال قانون کار را
آوردند و ساعت کاری هم تعیین شد اما اینکه چقدر در اجرایش موفق
بودند...
از زمان کودتای ٣۲
به بعد برخورد با سندیکاها چطور شد؟
وقتی حکومت دکتر مصدق را سرنگون کردند سندیکاها هم در امان
نماندند. سراغ سندیکاها هم آمدند و سرکوب کردند. طبیعتا
حکومتهای فاشیستی اولین کارشان سرکوب جنبشهای کارگری است.
بعد از کودتا یک دوره سکوت سندیکایی را داشتیم تا
۱۳۳۷
که قانون کار دوم را تصویب کردند و دوباره سندیکاها فعال شدند.
در این دوره حکومت شاه سعی میکرد احزابی را بیاورد مثل ملت و
مردم و ایران نوین و بعدها رستاخیز. اینها را آوردند و سعی
کردند سندیکاها را در درون این احزاب خودساخته ببرند. اما
سندیکاهای مستقل مقاومت کردند.
آن دوره چه سندیکاهایی فعال بودند؟
سندیکاهای خیاطان و نقاشان و بافندههای سوزنی و فلزکار مکانیک
و چاپخانهها و چند سندیکای دیگر که مستقل ماندند و فعالیت
کردند.
یادتان هست که چطور جذب سندیکای کارگران کفاش شدید؟
سندیکا بین کارگران تبلیغ میکرد...
میخواهم بدانم چه نیازی باعث رفتن کارگران به سمت سندیکا
میشد.
حقوق کارگری مثل مزد بهتر و ساعت کار معین و...
نحوه فعالیتهایتان به چه شکلی بود؟
ما کمیسیونهای مختلفی داشتیم. کمیسیون تبلیغات و مالی و آموزش
و حلاختلاف و... این کمیسیونها فعالیت میکردند و جلسات
شبانه و هفتگی و ماهانه برگزار میکردیم. مجمع عمومی و...
در این جلسات درباره چی حرف میزدید؟
بیشتر مشکلات صنفی مطرح میشد. آن موقع بیکاری شدت بالایی
نداشت. شدت امروز را اصلا نداشت. اینکه بعضی کارگاهها حقوق و
قوانین کار را رعایت نمیکردند و بیمههای اجتماعی را اجرا
نمیکردند. درباره مشکلات و راه حلها.
به طور خاص روی موضوعی هم کار میکردید؟
بله. در قانون کار دوم یک ماده
۳۳
بود که میگفت کارفرما کارگر را به هر طریقی که دوست داشت
میتواند اخراج کند. چیزی که در فرانسه سارکوزی آمد اجرا
کند...
همین مادهای که دولت نهم در لایحه اصلاحیهاش بر قانون کار
فعلی قصد انجامش را دارد.
بله. همین چیزی که در اصلاحیه میخواهند بیاورند و دست کارفرما
را برای اخراج کارگر باز بگذارند آن موقع ماده
۳۳
بود که ما در مقابل این ماده ایستادیم و سعی کردیم کارفرماها
را متوقف کنیم که نتوانند اجرا بکنند... البته این ماده وجود
داشت اما اجازه نمیدادیم اجرا شود. مقاومت و اتحاد و تشکیلاتی
رفتار کردن کارگران باعث شد که جلوی آنها گرفته شود.
نحوه عضوگیری چطوری بود؟ کارگران سراغ سندیکا میآمدند یا
سندیکا به سراغشان میرفت؟
کارگران به سراغ سندیکا میآمدند اما پیش از آن سندیکا بیانیه
میداد و دعوت میکرد. گاهی هم اشخاص همدیگر را معرفی
میکردند. در مورد من شخصی به نام کاشانی از همکاران بود که من
را به سندیکا معرفی کرد و در جلسات شبانه شرکت میکردیم. بعد
با تشکل آشنا شدم.
سندیکا در این دوره قانونی بود؟
بله. قانون کار سندیکا را پذیرفته بود هرچند به شکل صوری.
البته هیچوقت دولت اجازه تبدیل شدن به فدراسیون و اینکه
فدراسیونها تبدیل به کنفدراسیون شوند و... را نمیداد اما به
هر حال سندیکا را پذیرفته بودند.
سندیکا در کل کشور جامعیت داشت یا فقط در تهران فعالیت میکرد؟
در کل کشور فعالیت داشت. مخصوصا در صنایع نفت...
منظورم سندیکای کارگران کفاش است.
ما در تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و در تمام شهرهای بزرگ
فعالیت میکردیم. در شهرهای کوچک فعالیت کمتر بود.
این را پرسیدم تا بدانم سندیکا خواستههای تمام کارگران ایران
را پوشش میداد یا صرفا خواستههای کارگران کفاش شهرهای بزرگ
را... چون میدانید که خواستههای کارگران در شهرهای بزرگ با
شهرهای دورافتاده کمی با هم متفاوت است.
ما سعی میکردیم نماینده تمام کارگران کفاش باشیم. آنچه در
قانون کار بود و حتی فراتر از آن... حتی آن خواستههایی که در
سطح جامعه کارگری جهانی مطرح بود... البته در آن دوره ارتباطات
مثل این روزها نبود اما ما با سندیکاهای جهانی هم ارتباط
داشتیم. آن دوره جریانات سیاسی هم بودند که میرفتند و
میآمدند. البته سندیکا فقط کار صنفی خودش را میکرد. سعی
میکرد که روی خواستههای صنفی خودش حرکت بکند و اگر هم
برخوردهای سیاسی میداشت این برخوردها جنبه حزبی نداشتند که
بتوانند سندیکا را به حزبی متصل کنند و نه...
در آن دوره قدرت حزب توده چقدر بود؟
آن دوره اگر هم کاری میکردند مخفی بوده.
میخواهم بدانم حزب توده سراغ سندیکاها هم میآمد؟
خود حزب نه... اگر بودند افرادش بودند که آنها هم آزاد بودند
مثل هر کارگر دیگری در جلسات شرکت کنند. در سندیکا عقاید آزاد
است و همه دور خواستههای صنفی با هم متحد میشوند.
منبع مالی سندیکا چه بود؟
حق عضویت آن زمان ماهانه
۲۰
ریال بود.
کارگران با میل و رغبت میپرداختند؟
بله. منبع مالیمان فقط از طریق حق عضویت کارگران بود.
سندیکاهای جهانی صندوقی دارند به نام صندوق اعتصاب که کارگران
پسانداز میکنند که اگر یک وقتی خواستند اعتصاب کنند... آن
موقع به فکر همچنین صندوقی بودید؟
بله. سعی هم میکردیم که پساندازی برای این مواقع داشته باشیم
اما چون اعتصاب رسما ممنوع بود ما نمیتوانستیم صندوقی به این
نام داشته باشیم. اما اگر چنین اعتصاباتی در کارگاهها شروع
میشد کمک جمع میکردیم و بهشان میرساندیم.
هیچوقت به این مرحله رسیدید؟
بله بودند. کارگاههای بزرگی بودند که کار را زمین میگذاشتند.
یکی از اعتصابات مربوط به کفاشی گلچین بود که من مسوول اعتصاب
بودم.
میتوانید تجربهتان را از آن اعتصاب بگویید؟
کارگران مزد بیشتر میخواستند و کارفرما شروع کرد به ایراد و
اشکال گرفتن...
شما در همان کارگاه کار میکردید؟
نه. من در کارگاه دیگری بودم. من از طریق سندیکا مسوول اعتصاب
شدم.
در واقع سندیکا کار ساماندهی اعتصابات کارگری را هم به عهده
داشت.
بله. کارگر ابتدا به سندیکا مراجعه میکرد و هر اختلاف و
مسئلهای داشت میگفت بعد کمیسیون حل اختلاف دخالت میکرد و به
آن کارگاه نماینده میفرستاد و به سراغ کارفرما میرفت و اگر
هم احتیاج بود با اتحادیهشان درمیان میگذاشتیم و اگر لازم
بود اعتصابات را ساماندهی میکردیم.
پس سندیکا نیروهای آموزش دیدهای را برای حل اختلاف و احیانا
اعتصاب و اعتراض به کارگاهها میفرستاد...
عمده کارمان همین بود. من آن دوره مسوول کمیسیون تبلیغات
سندیکا بودم اما به کمک کمیسیون حل اختلاف هم میرفتم. اگر
مشکلی بین کارگر و کارفرما پیش میآمد سعی میکردیم خودمان حل
کنیم و کمتر کار به وزارت کار بکشد. حتی اگر کار به وزارت کار
میافتاد ما یک دوره در شورای حل اختلاف این وزارتخانه هم
نماینده داشتیم.
اعتصاب سراسری چطور؟ میخواهم بدانم که کارگران در آن دوره
اینقدر آگاهی داشتند که اگر لازم میشد برای کارگران دیگر و
اساسا سندیکای یک صنف دیگر حاضر باشند کارشان را تعطیل کنند؟
آگاهیاش را داشتند. مخصوصا سطح آگاهی کارگران کفاش و
چاپخانهها و... چون ما کلاسهای آموزشی داشتیم و در جلسات
شبانه این آگاهیهای صنفی و تشکیلاتی داده میشد.
آن دوره یک اعتماد متقابلی میان کارگران و سندیکا وجود داشت؟
بله. اعتماد متقابل بود و خیلی هم ارزشمند بود. در واقع سندیکا
حکم یک دولت را در داخل صنف داشت. دبیر داشتیم، رئیس هیات
مدیره داشتیم، نایب رئیس داشتیم و...
انتخابات به چه صورتی بود؟
اعضای سندیکا رای میدادند و مدیران را تعیین میکردند.
جناحبندی خاصی داخل سندیکا وجود داشت؟
اصلا. البته بین اعضای هیات مدیره گاهی اختلافنظر وجود داشت.
مسلم است که وقتی
۱۱
نفر عضو هیات مدیره دور هم مینشینند دیدگاههای مختلفی هم
احتمالا دارند. بله. یکی دوبار مجمعهای کوچکی برگزار کردیم و
سعی کردیم اختلافات را برطرف کنیم. به هر حال هر کدام از اعضا
جهانبینی خاصی داشتند. در مورد این مسئله که اصلا سندیکا
دخالتی نمیکرد. اینکه کسی که داخل سندیکا میشود دارای چه
افکار و عقاید و جهانبینی است... اما در مورد عملکردها خب
اختلافنظر هم پیش میآید.
میرسیم به زمان انقلاب. در آن دوره شما هم از اعتصابکنندگان
بودید؟
در انقلاب ۵۷
سندیکاهای مستقل هم در اعتصابات شرکت داشتند و هم در تظاهرات و
در کل پشتیبان انقلاب بودند. حتی در دوره جنگ هم اعضای سندیکا
شرکت داشتند چون واضح است که جنگ را خانوادههای کارگری پیش
میبردند.
پس رسیدیم به اینجا که انقلاب شد و سهم کارگران هم که در
انقلاب مشخص است. قاعدتا کارگران پس از پیروزی انقلاب باید از
حکومت جدید توقع میداشتند که اگر به آنها کمک نمیکند لااقل
اجازه بدهد کارشان را انجام بدهند. بعد از پیروزی انقلاب چه
اتفاقی افتاد؟
از ۵۷
تا ۶۲
اوضاع عادی بود... در آن مقطع انجمن اسلامیها به سراغ ما
میآمدند و در مجامع و کنفرانسها شرکت میکردند و معمولا هم
انتقادات بخصوصی داشتند. بیشتر میخواستند مسائل
ایدئولوژیکشان را پیش ببرند که ما اعتقادمان بر این بود که
سندیکا نباید پیشبرنده مسائل ایدئولوژیک باشد. اگر قرار باشد
این قبیل مسائل در سندیکا مطرح بشود آنوقت موضع صنفی ما قابل
دفاع نبود.
در آن دوره هم انجمن اسلامیها سراغ سندیکا میآمدند و هم
احزاب کمونیستی؟
هر نیرویی میآمد ما مخالفتی نمیکردیم. همه میآمدند. اما آن
جریانی که بیشتر از همه سعی میکرد مسئله ایدئولوژیک را پیش
ببرد انجمناسلامیها بودند.
بعد از جنگ چه شد؟ در سال
۶۹-۶٨
که قانون کار فعلی بالاخره تصویب شد وقتی دیدید که نامی از
سندیکا در قانون برده نشده و سندیکا غیرقانونی اعلام شده چه
کار کردید؟
از همان موقع این بحث به وجود آمد و همچنان تا امروز وجود دارد
که فصل ششم قانون کار مغایر اصل
۲۶
قانون اساسی است. این اصل میگوید نمیتوانید هیچ آدمی را...
هیچ کارگری را از عضویت در تشکلی که میخواهد منع کنید و
نمیتوانید او را به پذیرش تشکلی مجبور کنید. ولی در فصل ششم
قانون کار ما را مجبور به پذیرش سه جریان کردهاند که سندیکا
میانشان نیست. به همین دلیل ما هیات موسس احیا و بازگشایی
سندیکاهای کارگری در ایران را تشکیل دادیم.
در چه سالی؟
پنج سال پیش بود. سال ٨۲-٨۱
تشکیل شد.
هدفتان فقط بازگشایی سندیکاهاست یا اهداف دیگری را هم دنبال
میکنید؟
بعد از آنکه سندیکاها بازگشایی شدند خودشان اهدافشان را تعیین
میکنند. اما اهداف کلی سندیکا یکی به رسمیت شناخته شدن است که
در درجه اول قرار دارد. بعد فعالیت در جهت حل مشکل بیکاری، حل
مشکل مسکن...
اینها همه کارهای سندیکاست؟
بله. جزء برنامههای ماست.
میتوانید...؟
سندیکا باید این مسائل را دنبال کند نه اینکه خودش حلکننده
باشد. باید فعالیت کند در جهت حلش. ما که مجری قانون نیستیم.
مثلا در مورد مسکن سندیکا چه کار میتواند بکند؟ چه پیگیری
میتواند بکند؟
همینکه پیگیری کند و معرفی کند و آمار بدهد که در هر صنف چقدر
بیمسکن داریم، چقدر کرایهنشین داریم، چقدر میخواهند مسکن
بخرند اما نمیتوانند... تعاونی تاسیس کنیم و... بههرحال جزء
اهداف و برنامههایی است که باید دنبال کنیم. برای بالا بردن
مزد مطابق با تورم موجود و تنظیم حداقل حقوق و...
در واقع میخواهید در جلسات شورایعالی کار شرکت کنید و حق
تصمیمگیری داشته باشید؟
بله. باید شرکت کنیم و نماینده داشته باشیم.
وظیفه اصلی سندیکا یعنی آگاهی دادن به کارگران...؟
بله. برای بالابردن آگاهی کارگران نیازمند آموزش سندیکایی
هستیم. این از اولین اهداف ماست.
کارگران کدام مشاغل در هیات موسس بازگشایی سندیکاها دور هم جمع
شدهاند؟
کفاش، خیاط، فلزکار مکانیک، بعد شرکت واحد آمد. صنوف دیگری هم
هستند اما دور از ما تشکیل جلسات میدهند چون جلسات خانگی شده
و نمیتوانیم همه یکجا جمع شویم.
سندیکای شرکت واحد هم از دل هیات موسس سندیکاها بیرون آمد؟
بله. آقایان اسانلو و مددی در جلسات ما شرکت میکردند.
تجربه احیای سندیکای شرکت واحد به نظرتان چطور بود؟ تجربه
موفقی میدانید؟
تجربه موفقی بود. ولی اینکه اعضای هیات مدیره این سندیکا
آزادانه کار نمیکنند و بسیاری از آنها را هم اخراج شدند و
آقای اسانلو هم که همچنان در زندان است طبیعی است که آنها
نمیتوانستند به اهدافشان برسند. از این جهت هنوز به موفقیت
نرسیدیم.
آینده را چطور میبینید؟ امیدی دارید؟
ما امیدواریم، ما هنوز امیدواریم.
337- ضرب و شتم آقاي منصور اسانلو را قويا محكوم ميكنيم
:
دوستان و همراهان،كارگران آزاده و
دلير:
بر اساس اخبار دريافتي مطلع شديم كه در روز
87.8.12 طبق قرار قبلي بايد آقاي منصور اسانلو براي معالجه چشم
به بيمارستان لبافي نژاد منتقل ميشدند, اما با كمال تاسف در
بين راه ماموران جاني زندان به او مي گويند: که ما تو را به
جاي بيمارستان لبافي نژاد ، به بيمارستان فارابي مي بريم..سپس
آقاي منصور اسانلو اعتراض و مقاومت مي کند و در نتيجه ماموران
زندان او را با ضرب و شتم بسيار دوباره به زندان رجائي شهر کرج
بازمي گردانند و به او مي گويند که ديگر تو را به بيمارستان
نمي آوريم.
انجمن همبستگي با كارگران اين عمل شنيع و
ضد انساني بر عليه يك فعال كارگري و يك زنداني بيگناه را قويا
محكوم كرده و هشدار ميدهد كه اين جنايتها پوشيده نخواهند
ماند.انجمن ما و تمام انجمنهاي آزاد كارگري اعتراض خود را براي
تمامي ارگانهاي ذيربط ارسال خواهيم كرد و جنايتهاي بي پايان
اين نظام ديكتاتوري را افشا خواهيم كرد.
درود بر آزادي
مرگ بر ديكتاتور
انجمن همبستگي با كارگران
338- گزارشی در مورد وضعيت ناهنجار هم وطنان در اراك :
ارسالي به فرياد كارگر
« اين شهر قطب صنعتي مرکز ايران است با اينحال وقتي به اراک
قدم ميذاريد فکر ميکنيد يک روستاي بسيار بزرگ را بازديد کرده
ايد. بيش از نيمي از مردم در اين شهر کارگراني هستند که در
فلاکت زندگي ميکنند . در اين شهر جالبترين و البته دردآور ترين
موضوعي که توجه هر كس را به خودش جلب ميكند ,آب آلودهء اين شهر
است که قابل آشاميدن نيست!مردم آن بايد حتما" از آب معدني
استفاده کنند. اگر روزي ده ليتر آب معدني براي يک خانوادهء دو
نفره حساب کنيم, ماهانه بايد حدود چهل هزارتومان فقط بابت آب
مصرفي بپردازند وچون مردم محروم و فقير قادر به تامين هزينهء
آب آشاميدني خود نيستند به اجبار از آب آلوده مصرف ميکنند, که
همين امر باعث شده بيشترين سرطان دستگاه گوارش در اين شهر ديده
شود. حالا فکر کنيد هزينهء درماني سرسام آور سرطان چه به روز
اين خانواده ها مياورد! در بازديد احمدي نژاد از اراک ,وقتي از
امام جمعه پرسيده شد: احتياجات مهم مردم را ياد آور شود, با
کمال وقاحت کمبود هاي مصلي اراک مهمترين دغدغه مردم عنوان شده
است. »
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
339- كارگر و كارفرما تحت فشار و تنگنا قرار دارند
كارگران سدهاي اروميه ماهها است كه حقوق خود را نگرفتند
تعطيلي بيست و نه كارخانه سرب و روي زنجان به دليل نداشتن مواد
اوليه
كاركنان كارخانه پتروشيمي لردگان به دليل پرداخت نشدن حقوق
دست به اعتصاب زدند.
وسرانجام مسائله كارگران كارخانه قند به كجا انجاميد؟؟؟
و...
به نوشته سایت :
انجمن صدای کاوه ها در تاریخ 13 آبان 87 آمده است :
اين نوشتار
تحليلي است بر وضعيت كارگران و كارفرمايان در ماههاي گذشته كه
توسط جمعي از فعالان كارگري در سراسر كشور جمع آوري گشته است.و
به صورت پرسش و پاسخ در زير آمده است.
باتوجه به خبرهاي كه
در مورد وضعيت كارخانه ها و كارگران و كارفرمايان در ماههاي
اخير مطرح شده است.اصلي ترين مشكل چيست ؟
اصلي ترين موضوع
درمورد جامعه كارگري بحث امنيت شغلي است. كارگري كه امروز سر
كار ميايد مطمئن نيست كه فردا ميتواند كارش را انجام بدهد
يانه؟90 درصد كارگران به خصوص كارگران آذربايجان غربي هيچ گونه
امنيت شغلي ندارند. يكي از دغدغهاي كارگران همين است آنهامواد
اوليه ندارند كه كار كنند. كارگري كه چندين ماه حقوق خود را
پرداخت نكرده است براي او شرايط بسيار بغرنجي فراهم ميشود
ازطرفي حقوقش ناچيز است كه از پس گذاران زندگي برنمي آيد و از
طرف ديگر همين حقوق ناچيز هم پرداخت نميشود. به همين دليل
كارگران با امنيت شغلي مواجه به عنوان اصليترين مشكل مواجه
هستند.
ازطرفي مواد اوليه
نيست. تعداد زيادي از كارخانه ها ورشكستگي خودرا اعلام كردند.
وازطرف ديگرمسئله
عدم پرداخت حقوق است و كارگران ماه ها است كه حقوق نگرفته اند.
كارخانه رو به
ورشكشتگي است ازجمله كارخانه فرش غرب كه در 25 مهر اعلام
تعطيلي كرده است.وفعاليت خود را به حالت تعليق درآورده است.
ودويست و پنجاه تن از كارگرانش از كاربيكار شدند .
يكي از پيمانكاران در
نامه اي خطاب به دولت اين چنين نوشته است
” به دليل واردات
بيرويه شكر در دوسال گذشته كارخانه توسعه نيشكر با مشكل جدي
مواجه است. و توان هيچ پرداختي به كاركنان را نداشته است.
وپرسنل آنها نه ماه است كه حقوق خود رادريافت نكرده اند.
بنابراين اين موضوع فقط امنيت شغلي كارگران را در بر نميگيرد
بلكه امنيت شغلي پيمانكاران را نيز در معرض خطر قرار ميگرد.
البته كمر همت بسته
شده كه كارخانه جات تعطيل شود. به همين خاطر يكي بعد از
ديگركارخانه ها تعطيل ميشوندو كارگران كار خود را ازدست ميدهند
.سود كلان و واردات بيرويه و ميلياردي به جيب آقا زاده ها
ميرود.كارخانه ها تعطيل ميشودو كارگران در فقر وبدبختي دست و
پنجه نرم ميكنند.
در كارخانه بردسير
كرمان با وجود800 نفر پرسنلي كه دارد در حال ركود وتعطيلي است.
البته اين نمونه ها بسيار زياد است واين مثال ها فقط گوشه اي
از بيشمار مشكلاتي است كه وجود دارد.
اين درحالي است كه
دولت نماينده گان مجلس را ضعيفترين افشارجامعه مطرح ميكندوسپس
به آنها100 ميليون بابت كمك هزينه مسكن داده ميشود!!!!!!!!
دوسال پيش بحث هاي
زيادي از طرحهاي اقتصادي و طرحهاي اشتغال زا بود حال بعد از
گذشت دوسال سوال اين جا است كه موضوع طرحهاي زوده بازده و
اشتغال زا چه شد؟
وزيركاردر باره شكست
طرحهاي زود بازده اينچنين گفت:سياست انقباضي بانك مركزي موجب
بروز مشكل بسيار براي كارگران و سرمايه در گردش آنها شده است.
ودرشش ماه گذشته بيش از 250 هزارنفر از كار بيكار شدند.
او علت شكست طرحهاي
زود بازده را به گردن بانك مركزي ميداند وميگويد بسته برخورد
ميكند. بانك مركزي هم ميگويد:شما اين پولها را وارد بازارهاي
امارت ومصارف سود آور خودكرديد!!!!
ازسوي,عده اي ديگر
ميگويند: اتلاف سرمايه هاي كشور با عث وخيم ترشدن وضعيت كارگر
ان گردد. اين درحالي است كه واردات بيرويه به نابودي كارخانه
جات مي انجامد
340- اخراج ١۵٠
نفر از کارگران کارخانجات نورد لوله و پروفیل ساوه را بدلیل
اعتصاب شدیدا محکوم می کنیم :
پس از اعتصاب
کارگران کارخانجات نورد لوله و پروفیل ساوه در اسفند ماه سال
86 و علیرغم وعده هایی که همانموقع کارفرما و مسئولین دولتی
برای تحقق خواست کارگران مبنی بر ایجاد تشکل و توقف اخراج سازی
ها دادند کارفرمای این کارخانه با حمایت اداره کار ساوه با
شناسایی کارگران خواهان تشکل و فعال در اعتصاب، تاکنون حدود
100 نفر از این کارگران را تمدید قرارداد نکرده و اقدام به
اخراج آنها نموده است.
چنین اقدامی از سوی
کارفرما در شرایطی صورت گرفته است که علاوه بر این اخراج
سازیها، بدلیل ایجاد فضای ترس در میان کارگران و وارد کردن
انواع فشارها بر آنان، تا کنون حدود 50 نفر از این کارگران نیز
ناچار به استعفا از کار خود شده اند.
در این میان
تاکنون پنج نفر از نماینده های این کارگران به نامهای شاپور
احسانی راد- جعفر پولادوند- مسلم نبوی- اردشیر رضایی و دادگر
کریمی و همچنین یکی از ناظرین انتخابات کارگران به نام نصرالله
صبوری تمدید قرارداد نشده و از کار خود اخراج گشته اند. تمامی
این کارگران منجمله نماینده های آنان دارای سوابق کاری تا 18
سال و آسیب دیدگیهای جسمانی شدید ناشی از کار هستند و اداره
کار ساوه در یک یک اقدام ضد انسانی و تبانی آشکار با کارفرما
تاکنون حکم اخراج تمامی این کارگران را صادرکرده است.
اتحادیه آزاد
کارگران ایران ضمن اعتراض به اخراج کارگران کارخانجات نورد
لوله و پروفیل و تبانی آشکار مسئولین اداره کار ساوه با
کارفرما در اخراج این کارگران، اقدام ضد انسانی این اداره را
در صدور حکم اخراج برای کارگران نورد لوله و پروفیل ساوه بشدت
محکوم میکند و از تمامی این کارگران، بویژه کارگران شاغل نورد
لوله و پروفیل و کارگران سایر مراکز تولیدی و صنعتی در شهر
صنعتی ساوه و سایر نقاط کشور میخواهد تا متحدانه در برابر
اخراج کارگران کارخانجات نورد لوله و پروفیل ساوه ایستادگی
کنند.
کارگران
ایستادگی در برابر
اخراج سازی ها تنها ضامن حفظ کار و شغل شما کارگران شاغل است،
کارگران حق دارند تشکلهای خود را ایجاد کنند و در اعتراض به
کارفرما و دولت و برای حفظ بدیهی ترین حقوق انسانی شان دست به
اعتصاب و تجمع بزنند. هیچ کارگری نباید به دلیل اعتصاب و
اعتراض و یا هر بهانه دیگری از کار خود اخراج شود. بیکار نشدن
و داشتن شغلی متناسب با شان انسانی کارگران حق تمامی مزد
بگیران است و نباید کمترین خدشه ای به امنیت شغلی کارگران و
تمامی مزدبگیران وارد شود.
رسیدن به چنین
موقعیتی از سوی ما کارگران تنها و تنها با اعتراضات یکپارچه و
ایستادگی و مقاومت متحدانه ما کارگران ممکن و مقدور است.
اعتراض متحدانه ما
کارگران شاغل به اخراج همکارانمان و ایستادگی کارگران در معرض
اخراج در برابر اخراج سازی ها و تبانی های ادارات کار با
کارفرمایان، یگانه راه جلوگیری از اخراج سازیها و گسترش این
پدیده خانمان برانداز در عموم مراکز کارگری است.
اتحادیه آزاد
کارگران بنوبه خود ضمن استفاده از تمامی ابزارها برای جلوگیری
از اخراج کارگران، عموم کارگران را در سراسر کشور به اعتراضات
متحدانه و سراسری در برابر اخراج سازی ها فرا می خواند و از
آنان میخواهد تا با اعتراضی فرا کارخانه ای دوشادوش هم در
برابر اخراج سازیها مقاومت کنند.
بی تردید بدون
مقاومتی متحدانه از سوی کارگران شاغل و کارگران اخراجی و در
معرض اخراج در برابر اخراج سازیها، ما کارگران شاغل نیز از
گزند اخراج در امان نخواهیم بود.
اتحادیه آزاد
کارگران 14/8/1387
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته سوم آبان
۱٣٨۷
(نوامبر۲۰۰٨
)
341- تعداد
۱۴هزار افغانی در تهران دستگیر شده اند
پناهندگان افغانی بعد از دستگیری از ایران اخراج می شوند
به گزارش بازتاب در
تاریخ 15 آبان 87 : فرمانده انتظامی تهران بزرگ با رد اظهارات
مدیر کل اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی از دستگیری
۱۴
هزار و ۷۰۰
تبعه افغانی طی هفت ماه گذشته داد.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در گفتوگو با مهر عنوان کرد: پلیس
در هر کجا اتباع غیر مجاز را ببیند بلافاصله آنها را دستگیر و
به معاونت امور اتباع بیگانه تحویل می دهد و ضعفی اگر هست باید
در جایی خارج از ناجا مورد بررسی قرار گیرد.
سرتیپ عزیزالله رجبزاده افزود: فرماندهی انتظامی تهران بزرگ
طی هفت ماه گذشته تعداد
۱۴
هزارو ۷۴٣
نفر از اتباع افغانی را دستگیر کرده است که از این تعداد
۱۲
هزار و۱۴۱
نفر به علت حضور غیر مجاز از کشور اخراج شدند.
چندی پیش مدیر کل اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی از
همکاری ضعیف پلیس و وزارت کشور در اخراج نیروی کار غیر مجاز
خارجی از کشور انتقاد کرده و گفته بود: متأسفانه طرح اخراج
اتباع خارجی که عموما مربوط به کشور افغانستان است تاکنون توسط
پلیس و وزارت کشور عملی نشده است.
محمدرضا صالحی مرام درباره برنامهریزی قبلی برای اخراج نیروی
کار خارجی از ابتدای مهر ماه سال جاری گفت: اخراج نیروی کار
غیرمجاز خارجی بر عهده ما نیست و وزارت کشور به همراه پلیس
باید این وظیفه را انجام دهند.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با رد اظهار مدیرکل اتباع خارجی
وزارت کار و امور اجتماعی گفت: پلیس تهران بزرگ برابر آمار
اعلام شده اقدام به دستگیری اتباع غیرمجاز افغانی می کند و
گفته معاون وزیر کار مبنی بر همکاری ضعیف نیروی انتظامی در جمع
آوری این افراد غیر قابل قبول است.
سرتیپ رجبزاده درباره روند اخراج اتباع غیر مجاز افغانی گفت:
پلیس برابر قانون این افراد را جمعآوری میکند اما برخی
مسئولان در اخراج این افراد در بعضی از زمانها کوتاهی
میکنند.
بنا به گفته کل اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی بیش از
دومیلیون نفر از اتباع خارجی غیرمجاز از افغانستان در بازار
کار ایران فعال هستند.
342-
بدون شرح :
يک
اقتصاددان:
کارگران از افزايش درصد دستمزدها ضرر ميکنند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران درتاریخ 15 آبان
87 ؛ به اعتقاد يک کارشناس
اقتصادي، افزايش درصدي دستمزدها بيشتر از آنکه به نفع کارگران
باشد به نفع کارفرمايان است.
به گزارش "ايلنا"، محمدمهدي پازوکي تاکيد کرد: در شرايط فعلي
بهتر است بهجاي افزايش درصدي دستمزد افراد حقوق بگير، جلوي
رشد تصاعدي تورم گرفته شود.
اين اقتصاددان گفت: در شرايط تورمي، بهدليل توهم پولي، تصور
موجود بر اين است که افزايش درصدي دستمزدها به نفع کارگر و به
زيان کارفرمايان است، اما در عمل اين نحوه محاسبه دستمزد به
نفع کارفرما و به زيان کارگر است.
پازوکي تصريح کرد: در عمل چون در کوتاهمدت، رشد تورم از
افزايش دستمزدها پيشي ميگيرد، باز تامين معاش کارگران با
مشکل روبرو ميشود اما کارفرمايان تحت هر شرايطي، کالا و
خدمات خود را به بازار فروش عرضه ميکنند.
اين اقتصاددان گفت: اين بدان معنا است که کارفرمايان در شرايط
تورمي نسبت به کارگران زيان کمتري داشته و حتي سود ميکنند.
وي با بيان اينکه تمامي اين مسائل ناشي از بيبرنامگي اقتصادي
دولت است، گفت: موضوعاتي چون نقدي شدن يارانهها و دريافت
ماليات بر ارزش افزوده باعث ميشود تا کارگران بيشتر به
افزايش درصدي دستمزدهاي خود اهميت بدهند و در عمل بيشتر در
تامين معاش خود گرفتار شوند.
وي افزود: در چنين شرايطي دولت بايد با ثابت نگه داشتن
دستمزدها، روند رشد تورم را مهار و معکوس سازد.
پايان پيام
343- اعتراض يك كارگر شريف به پرداخت 100 ميليون پول بلاعوض به
نماينده هاي مجلس:
وبلاگ بايد يكي شويم به نقل از سایت فریاد
کارگر در تاریخ 16 آبان 87 آمده است :
كارگري كه معطل حقوق ماهانه خودش است مي
آيند به جاي اين كارگر به نماينده مجلسي كه حقوقش ميليوني است
وهمه مسائلشان در زندگي هم حل و فصل است 100 ميليون پول بلاعوض
ميدهند! پولي كه هيچ احتياجي به آن ندارند ولي كارگري كه به
نان شبش محتاج است بايد در اين شرايط زندگي كند.
در ماه رمضان هم يك سبد هزينه كمكي براي كارمندان دولت در نظر
گرفتند و كارگران را اين امكان حذف كردند. اين ظلم بزرگي به
كارگر است. كارگري كه خودش اين قدر محتاج است بايد حذف شود ولي
كسي مثل نماينده مجلس كه دارد و كمكهاي غير نقدي ديگري از طرف
دولت به او ميرسد بايد اين ميزان پول مفت دريافت كند. اين
تبعيض بسيار بزرگي در كشور است. نماينده اي كه مثلا رفته است
در آنجا از حقوق محرومين و كارگران و ملت حمايت كنند اين پولها
را دريافت كنند. اين تبعيض بزرگي است كه تا پايشان ميرسد به
آنجا همه چيز يادشان ميرود كه چه قولهايي داده بودند و چه
كارهايي بايد انجام دهند و وظيفه شان در قبال مردم چيست؟
عملكرد اين دولت در قبال كارگران واقعا ظالمانه است ولي گوش
شنوا ميخواهد !!
مردم چطور ميخواهند و ميتوانند حق خودشان را بگيرند؟ بايد از
راس مملكت براي اين مشكلات اقدام شود ولي متاسفانه ما شاهديم
كه دزديها از راس مملكت سر چشمه ميگيرد.
الان نماينده هاي مجلس هيچ احتياجي به اين پول ندارند ,اين
نماينده ها خيلي وقتها از روي شكم سيري حتي ديگر در جلسات هم
شركت نميكنند و اگر در قانون اين است كه در هفته مجلس سه بار
شورا بگذارد به خاطر غيبت نماينده ها بعضا سه هفته به تاخير مي
افتد حالا معلوم نيست كه اين پول كلان در ازاي چه خدمتي به اين
نماينده ها اهدا شده است ؟! كسي هم نيست كه از اينها پيگيري و
حسابرسي بكند كه چرا اين چنين عمل ميكنيد؟نماينده ها براي
خودشان صاف صاف راه ميروند و نوبت به حق كارگر كه ميرسد اصلا
انگار نه انگار كه اينها قرار است تصميمي در اين مجلس بگيرند
ولي موقع انتخابات كه ميشود انواع و اقسام شعارها را ميدهند
ولي پاي عمل كه ميرسد شاهديم كه به هيچ كدام رسيدگي نميشود.فقط
پايشان به مجلس برسد بعد از آن ديگر هر چه پيش آيد خوش آيد !!
دولت در راس اين كشور همه اين عملكردها را ميداند و زير نظر
خودش است.اگر خودشان بخواهند همه كاري انجام ميدهند ولي كاري
به ضررشان باشد سريع لا پوشاني ميكنند و ميزنند در دهان
نماينده اي كه ميخواهد حرفش را بزند.به هم ديگر نان قرض ميدهند
و هواي هم را دارند دريغ از اينكه در اين پائين مردم دارند از
فشار زندگي جان ميكنند!اينها با شعارهاي پوشال به سر كار آمدند
شعارهايي كه تنها براي دلخوشي مردم عوام بود!
344- عدم پرداخت 13 ماه حقوق !
كارخانه چوب طالقاني در جاده ساوه به مشكل
خورده و بحراني است. كارگران اين كارخانه 13 ماه است كه حقوق
دريافت نكرده اند. اخبار حاكي است كه كارگران براي دريافت حقوق
خود بارها اقدام كرده اند اما به هيچ نتيجه اي نرسيده اند.
345- برگزاري اردوي آموزشي اتحاديه زنان آذربايجان شرقي
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 15 آبان 87 ؛
رئيس اتحاديه زنان کارگر استان
آذربايجان شرقي از برگزاري اردوي آموزشي، فرهنگي وتفريحي ويژه
زنان کارگر استان در شهرستان چمخاله خبر داد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سيما اصغري اظهار داشت: اين اردو از
روزهاي يک تا چهار آبان ماه برگزار شد و 20 نفر از زنان کارگر
استان و رابطين کارخانهها بههمراه اعضاي اتحاديه زنان و
همچنين اعضاي فعال اتحاديه در آن شرکت داشتند.
وي افزود: در اين اردو جلسات متعددي در رابطه با مسائل و
مشکلات زنان و موادي از قانون کار که شامل زنان ميشود،
برگزار شد.
پايان پيام
346- پيام تبريک کانون مدافعان حقوق کارگر به سنديکای کارگران
نيشگر هفت تپه
:
پس از يک سال مبارزه و مقاومت ، کارگران نيشکر هفت تپه موفق
شدند سنديکای مستقل خود را تشکيل دهند. انتخابات نمايندگان
کارگران که به صورت ابتکاری از طريق صندوق های سيار در بخش های
مختلف اين مجتمع صنعتی و کشاورزی انجام گرفت با استقبال گسترده
کارگران مواجه شد. هر چند موانع زيادی در برابر انتخابات وجود
داشت اما اتحاد و تلاش پيگيرانه کارگران در ايجاد تشکل مستقل
برای دفاع از حقوق و مطالبات خودشان ، توانست موانع را از سر
راه بردارد. اين پيروزی نشان داد که کارگران ، با اتکا به
نيروی جمعی ، هر گاه مصممانه و متحد به دنبال حق و حقوق خود
باشند ، آن را به دست خواهند آورد.
اين پيروزی سرمشقی برای کارگران واحدهای ديگر است که تلاش کنند
تا تشکل های مستقل خود را تشکيل دهند. ما اين پيروزی را متعلق
به همه کارگران می دانيم و اطمينان داريم که کارگران سراسر
ايران در جهت تشکل های مستقل گام های استوارتری بر خواهند
داشت.
اميد داريم کارگران نيشکر هفت تپه ضمن تقويت اتحاد بين خود و
تلاش برای ايجاد پيوندهای همبستگی با ديگر کارگران ايران و
جهان به پايداری برای احقاق حقوق خود ادامه دهند. و نمايندگان
منتخب در هيئت مديره نيز ضمن تلاش برای حفظ استقلال سنديکا با
رويکرد آموزش جدی به کارگران ، همواره برای تصميم گيری به
کارگران رجوع کنند و برای حفظ اتحاد ، ارتباط خود را با
کارگران هر روز بيشتر و بيشتر مستحکم نمايند.
با اميد به پيروزی همه کارگران جهان
کانون مدافعان حقوق کارگر
آبان 1387
347- برگزاری مجمع عمومی و اخراج 150 کارگر ديگر از کارخانجات
نورد لوله و پروفيل ساوه
به گزارش سایت راديو برابری در تاریخ 15
آبان 87 آمده است : گفتگوبا شاپور احسانی راد، نماينده
اخراجی کارگران نورد و پروفيل ساوه و يکی از اعضای جديد هيئت
مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، در رابطه با برگزاری مجمع
عمومی و اخراج 150 کارگر ديگر از کارخانجات نورد لوله و پروفيل
ساوه را در لينک زير بشنويد:
http://www.radiobarabari.net/files/2008/11/04/3.ram
348- گزارشي ازوضعيت كارخانه جات قند استان آذربايجان غربي
:
يكي از فعالان كارگري
در گفتگو باخبر نگارصداي كاوه ها در تاریخ 15 آبان چنين گفت
:”درسطح شهرستان آذربايجان غربي درشهرهاي خوي و اروميه و
مياندوآب و پيرانشهر ما كارخانه جات قند داريم.از اول آبانماه
پيمانكاران چغندر قند رابه كارخانه جات داده اند.از جمله
كارخانه آذر قند نقده كاررا شروع شده كرده است.
اما در درطي دوسال
گذشته دومسئله اساسي باعث عدم كشت چغندر قندگرديده است.
بحث اول خشكساليهاي
اخير باعث شد ه كه پنجاه درصد چغندركاران از اين مسئله متضرر
شوند.
وعامل دوم واردات شكر
بود كه توسط وزارت بازرگاني شكر وارد كشور شد كه اين عامل آسيب
جدي به صنعت قند دركشور واردكرد.و به دنبال آن كارخانه هاي
قندي كه در سطح استان وجود دارد و بيش از دوهزار نفر پرسنل
دارند باآسيب جدي مواجه شدند
امسال از يكم آبانماه
چغندر كاران چغندر را به كارخانه ها تحويل دادند. و كارخانه
جات شهرهاي و اروميه و مياندوآب و پيرانشهر وآذر قند نقده
چغندرهارا تحويل گرفتند
درسال گذشته كارخانه
جات چغندر قندرا از كشاورزان دريافت كردند.ولي پول اين چغندر
ها به كشاورزان داده نشد.
349- در شهرستان خوي هنوز كارخانه قند راه اندازي نشده است:
در شهرستان خوي هنوز
كارخانه قند را ه اندازي نشده است. اما چغندر به اين كارخانه
داده شده است.بعضي كارخانه جات درقبال چغندري كه گرفتند پول
پيمانكاران و كشاورزان را ندادند.وهمين باعث شده بودكه
كشاورزان امسال از دادن چغندر خود را به كارخانه جات امتناع
ميكردند.
350 - آذربايجان غربي از نظر توليدچغندرقند دومين توليد كننده
چغندرقنددركشورمحسوب ميشد:
كارخانه قند شهرستان
اروميه امسال 30هزارتن چغندرقند از كشاورزان خريداري كرد.و
بالطبع از پنج كارخانه كه در اين استان وجود دارد.اگر هركدام
سي هزار تن چقندر قند از كشاورزان خريداري كننددرمجموع اين پنج
كارخانه صدو بيست هزارتن محصول خواهند داشت .اين درحالي است كه
استان آذربايجان غربي از نظر توليدچغندر قنددومين استان در
كشور محسوب ميشود.و هم از نظر پتانسيل و هم ازنظر موقعيت زمين
و زمينهاي بكري كه در منطقه اروميه وپيرانشهر و مياندوآب و
دشتهاي سولدوزو نقده و حوضه شهرستان خوي براي كشت چغندر قند
مناسبترين مناظق ميباشدوعمده ترين درآمد محصولات كشاورزي بعد
از گندم چقندر قند است.
با اين وجود اين رقم
يك فاجعه بزرگ محسوب ميشود. چراكه استان آذربايجان غربي از نظر
توليدچقندر قند دومين توليد كننده چغندر قنددركشورمحسوب ميشد.و
اين موضوع وضعيت به شدت بحراني اين كارخانه جات را درحال حاضر
نشان ميدهد.وهمين طور وضعيت وخامت بار كشاورزي را به ما خاطر
نشان ميكند.
شوراهاي اسلامي كاركه
در واحدهاي توليدي به خصوص كارخانه هاي قندهستند معتقدندكه
كارخانه به هر صورتي هم هست بايد حفظ شود از طرف ديگر توليد
نيزبايدحفظ شودلي بااين درآمد اندك بايد زندگي آبرومندانه
وشرافتمندانه اي را هم بايد اداره كنيم درحال حاضر كه كارخانه
تعطيل نشده لااقل همان دويست و پنجاه هزارتومان كه به عنوان
حقوق دريافت ميكنيم با آن صورتمان را با سيلي سرخ نگه ميداريم
اما اگر اينجا تعطيل شودما بايداز مقرري بيمه بيكاري استفاده
كنيم و در آن صورت مانيز با يدبه خيل عظيم بيكاران خواهيم
پيوست.
351- آمار وارقام واقعي از زبان نماينده گان ودولت بيرون نمي
آيد:
آمار و ارقام هاي
واقعي ازحوزه اشتغال وصنعت و بيكاري از زبان نماينده گان ودولت
بيرون نمياد. بايد برنامه خوبي را تدوين كنيم و بايداز
واقعيتهاي جامعه اين برنامه ها تدوين شود.صرفا بسنده كردن به
آمارو آرقام دولتي نميتواند گره از مشكل ما باز نميكند و
مشكلات مردم را حل وفصل ميكند .
352- نزديك بيست هزار نفر از بيمه بيكاري استفاده ميكنند:
در شهرستان اروميه
4650 نفر از مقرري بيمه بيكاري استفاده ميكنند يعني 4650نفر
غير ارادي از واحدهاي توليدي صنعتي استان اخراج شده اند. هر
كدام از انها اگر 3تا4 عائله داشته باشند.نزديك بيست هزار نفر
از بيمه بيكاري استفاده ميكنند.
اين تعداد هم بعد از
يك پروسه تعريف شده زماني يعني 1 ساله يا 27 ماهه يا
ماكزيمم48 ماهه بيمه بيكاري استفاده خواهندكرد و بعد از آن اين
بيمه بيكاري تمام خواهد شد.
حال سوال اين جا است
كسي كه بيست سال از عمرش را در واحدهاي صنعتي گذارانده و درحال
حاضراخراج شده و تمام جوانيش را براي اين كار گذاشته است و
حالاسنش نزديك به 50 سال است واخراج شده است. بعد از اين همه
سال حالا بايد كجا برود وچه كار كند؟ چرا دولت هيچ چترحمايتي
برروي اين همه بيكار ندارد؟
سوال آخراين است كه چرا نظام تامين
اجتماعي و برنامه بودجه دركشور اخبارو اطلاعات واقعي را به گوش
مردم نميرسانند؟؟؟؟؟؟؟”
353- تعداد 14 هزار
افغانی در تهران دستگير شدند/ اخراج 12 هزار افغانی :
به گزارش خبرگزاری مهردر تاریخ 15 آبان 87
آمده است : فرمانده انتظامی تهران بزرگ با رد اظهارات مدير کل
اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی از دستگيری 14 هزار و
700 تبعه افغانی طی هفت ماه گذشته داد.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ عنوان کرد: پليس در هر کجا اتباع
غير مجاز را ببيند بلافاصله آنها را دستگير و به معاونت امور
اتباع بيگانه تحويل می دهد و ضعفی اگر هست بايد در جايی خارج
از ناجا مورد بررسی قرار گيرد.
سرتيپ عزيزالله رجب زاده افزود: فرماندهی انتظامی تهران بزرگ
طی هفت ماه گذشته تعداد 14 هزارو 743 نفر از اتباع افغانی را
دستگير کرده است که از اين تعداد 12 هزار و141 نفر به علت حضور
غير مجاز از کشور اخراج شدند.
چندی پيش مدير کل اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی از
همکاری ضعيف پليس و وزارت کشور در اخراج نيروی کار غير مجاز
خارجی از کشور انتقاد کرده و گفته بود : متاسفانه طرح اخراج
اتباع خارجی که عموما مربوط به کشور افغانستان است تا کنون
توسط پليس و وزارت کشور عملی نشده است.
محمدرضا صالحی مرام درباره برنامه ريزی قبلی برای اخراج نيروی
کار خارجی از ابتدای مهر ماه سال جاری گفت: اخراج نيروی کار
غيرمجاز خارجی بر عهده ما نيست و وزارت کشور به همراه پليس
بايد اين وظيفه را انجام دهند.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با رد اظهار مديرکل اتباع خارجی
وزارت کار و امور اجتماعی به خبرنگار مهر گفت: پليس تهران بزرگ
برابر آمار اعلام شده اقدام به دستگيری اتباع غيرمجاز افغانی
می کند و گفته معاون وزير کار مبنی بر همکاری ضعيف نيروی
انتظامی در جمع آوری اين افراد غير قابل قبول است.
سرتيپ رجب زاده درباره روند اخراج اتباع غير مجاز افغانی گفت:
پليس برابر قانون اين افراد را جمع آوری می کند اما برخی
مسئولان در اخراج اين افراد در بعضی از زمانها کوتاهی می کنند.
بنا به گفته کل اتباع خارجی وزارت کار و امور اجتماعی بيش از 2
ميليون نفر از اتباع خارجی غير مجاز از افغانستان در بازار کار
ايران فعال هستند.
354- سقوط رتبه
جهانی ايران از نظر فضای "کسب و کار" :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 15 آبان 87 آمده است : طبق
پروژه بررسى فضاى كسب و كار (Doing
Business)،
رتبه ايران از نظر فضاى كسب و كار هماكنون از 178 كشور 135
است كه اين رتبه در سال 2009 از 181 كشور 142 خواهد شد كه طبق
اعلام سازمان سرمايهگذارى و كمكهاى اقتصادى و فنى كشور،
اجراى سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى و بهويژه ماده 7 آن
نويدبخش آن است كه فضاى عمومى كسب و كار در كشور در كوتاهمدت
و بلندمدت دستخوش تغييرات مثبت ملموس باشد كه پيامد آن بهبود
رتبه ايران در بين كشورهاى ديگر خواهد بود.
به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، پروژه بررسى فضاى
كسب و كار (Doing
Business)
در كشورهاى مختلف از سال 2004 در دستور كار بانك جهانى قرار
گرفته است. اين طرح كه توسط موسسه
IFC،
بازوى توسعه بخش خصوصى بانك، راهبرى ميشود، قوانين و مقررات
كشورها را با هدف يافتن گلوگاهها، محدوديتها و موانع
رتبهبندى ميكند.
به عبارت ديگر هدف اصلى و اوليه در اين بررسي، تعيين ميزان
سادگى كسب و كار بدون توجه به عوامل تاثيرگذار خارجى است. به
اين ترتيب تفاوت جدى اين پروژه در مقايسه با نتايج حاصل از
بررسيهاى موسسات رتبهسنجى در ماهيت غيرسياسى آن است.
طبق اين گزارش در حال حاضر، اين رتبهبندى به تدريج به شاخصى
معتبر براى سنجش اقتصاد كشورها تبديل شده و با توجه به ميزان
روزافزون استقبال كشورهاى مختلف و همچنين سرمايهگذاران، از
نتايج گزارشهاى سالانه، ميزان انتشار اخبار مربوطه به آن در
رسانههاى بينالمللى روندى صعودى را طى ميكند. ضمن آنكه
انتشار سالانه اين گزارش در تغيير محل سرمايهگذارى و يا
استمرار حضور سرمايهگذاران در يك اقتصاد موثر بوده است.
بر اين اساس در اين طرح فضاى عمومى كسب و كار ارزيابى ميشود و
هدف نهايى آن نمايش چهره هر اقتصاد در تعامل با فعالان اقتصادى
به ويژه بخش خصوصى است. سرفصلهاى كلى اين بررسى عبارتند از:
ـ شروع كسب و كار
ـ اخذ مجوزها براى ساخت يك انبار تجارى با استاندارد معين
ـ استخدام كارمندان ـ كارگران
ـ ثبت اموال شركت
ـ اخذ اعتبارات شامل اجزايى مانند: شاخص قدرت حقوقى قانونى ،
شاخص دقت اطلاعات اعتباري، ميزان پوشش اطلاعات مالى افراد
حقيقى و حقوقى توسط بخش دولتى و ميزان پوشش اطلاعات مالى افراد
حقيقى و حقوقى توسط بخش خصوصى
ـ حمايت قضايى از سرمايهگذاران با تاكيد بر حفظ حقوق
سهامداران جزء
ـ پرداخت ماليات
ـ تجارت فرامرزى شامل اجزاى تعداد اسناد براى صادرات، تعداد
امضا براى صادرات ، تعداد روز براى صادرات، تعداد اسناد براى
واردات، تعداد امضا براى واردات، تعداد روز براى واردات
ـ لازمالاجرا شدن قرارداد يا كارآيى دادگاه در حل و فصل
اختلافات تجارى
ـ تعطيل كردن كسب و كار با تاكيد بر قوانين ورشكستگى
طبق اعلام سازمان سرمايهگذارى و كمكهاى اقتصادى و فنى ايران
(وزارت امور اقتصادى و دارايى) ، از نظر پروژه بررسى فضاى كسب
و كار (Doing
Business)،
رتبه ايران در سال 2005، از 133 كشور 108 ، در سال 2006، از
155 كشور 119، در سال 2007، از 175 كشور 131، در سال 2008، از
178 كشور 135 و در سال 2009 از 181 كشور 142 عنوان شده است.
* رتبهبندى كشور در پروژه بررسى فضاى كسب و كار ميتواند به
يك هشدار تعبير شود
علاوه بر اهميت رتبه اعلام شده براى كشورمان و فارغ از ميزان
درستى و دقت شاخصها، نكته قابل توجه اين است كه اين رتبهبندى
همانند يك دماسنج وضعيت موجود هر كشور را در بين ديگر كشورها
به تصوير ميكشد و در مورد كشور ما ميتواند به يك هشدار تعبير
شود. به اين معنى كه هر چه سريعتر بايد نسبت به بهبود وضعيت
اقدام كرد.
به اين منظور اقدامات ويژهاى از ابتداى سال جارى در سازمان
سرمايهگذارى و كمكهاى اقتصادى و فنى ايران به عنوان مرجع
تماس ملى با گروه بانك جهانى براى اجراى پروژه بهبود فضاى كسب
و كار در كشور تدوين شده و از آنجا كه گزارشهاى سالانه فضاى
كسب و كار در پايان بهار جمعبندى ميشود، برنامه پيشبرد طرح
اين گونه تنظيم شده است:
ـ تشكيل دبيرخانه اجرايى در سازمان سرمايهگذارى با اهدافى
مانند: برقرارى ارتباط موثر با تيم كارشناسى بانك جهاني،
برگردان متون كليدى پروژه به فارسى براى استفاده دستگاههاى
ذيربط داخلي، ايجاد پايگاه دائمى دادههاى مربوط به پروژه در
وزارت امور اقتصادى و دارايى به منظور مستندسازى اقدامات
پژوهشى و اجرايى دستگاههاى ذيربط داخلى و همكاريهاى صورت
گرفته با بانك جهانى
ـ انجام هماهنگيهاى لازم با دستگاههاى ذيربط داخلى
ـ تعيين كارگروههاى مربوط به شاخصهاى دهگانه به رياست
دستگاههاى ذيربط داخلى با اهدافى مانند: تدوين فرايند موجود
در هر شاخص،
آسيبشناسى فرايند موجود و شناسايى نقاط ضعف احتمالى در
اطلاعات بانك جهاني، بررسى امكان رفع موانع يا كم كردن
محدوديتهاى موجود در كوتاه مدت (شش ماه) و بلندمدت از طريق
اصلاح رويهها يا تغيير قوانين فعلى ، استمرار بررسى هر شاخص
در يك سازمان مشخص به عنوان متولى آن، دريافت مستمر گزارش از
كارگروهها و پيگيري نكات و پيشنهادات مطرح شده به عنوان
راهحلهاى كوتاه و بلندمدت
ـ راهاندازى وب سايت بهبود فضاى كسب و كار با عنوان
www.doingbusinessiniran.ir
كه در اين وبسايت آخرين گزارشها و تحليل دستگاههاى ذيربط
در مورد وضعيت كشورمان در هر يك از شاخصها به تفكيك درج خواهد
شد.
* اجراى سياستهاى كلى اصل 44 نويدبخش بهبود فضاى عمومى كسب و
كار در كشور است
به موجب اين گزارش، با توجه به برنامه تدوين شده بررسى مجدد
پرسشنامههاى تدوين شده از سوى دستگاههاى ذيربط داخلى موجب
خواهد شد كه نارساييهاى موجود در اطلاعات بانك در مورد
فعاليتهاى اقتصادى در ايران مرتفع ميشود و از سوى ديگر با
توجه به مبناى علمى ودقيق روششناسى حاكم بر پروژه، الگويى
مناسب براى آسيبشناسى در اختيار بخش دولتى و عمومى قرار
بگيرد.
اهتمام دستگاههاى ذيربط داخلى به رفع يا كاهش موانع در شش ماه
پيشرو و با توجه به ابلاغ قانون اصلاح موادى از قانون برنامه
چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران و
اجراى سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى و بهويژه ماده 7 آن
نويدبخش آن است كه فضاى عمومى كسب و كار در كشور در كوتاهمدت
و بلندمدت دستخوش تغييرات مثبت ملموس باشد كه پيامد آن بهبود
رتبه ايران در بين كشورهاى ديگر خواهد بود.
در پايان اين گزارش سازمان سرمايهگذارى و كمكهاى اقتصادى و
فنى ايران عنوان شده است: ترديدى نيست كه رتبه فعلى در خور و
شايسته كشورمان نيست و با اقداماتى كه در شش ماه باقيمانده از
سال با همكارى دستگاههاى ذيربط داخلى انجام خواهد شد شاهد
ارتقاى جايگاه ايران در دنيا و بين كشورهاى منطقه در گزارش
2010 خواهيم بود.
355- دود طرح هاي غارتگرانه دولت نهم مستقيم به دود كارگر
ميريزد:
يك كارگر اين موضوع را به اين ترتيب براي
سایت "فرياد كارگر " در تاریخ 16 آبان 87 عنوان كرد:”هر طرحي
كه اين دولت نهم ارائه ميدهد گراني و تورم چندين برابر ميشود و
مردم ضعيف و قشر محروم ضرر ميكنند.با اين طرحها كسي كه به لحاظ
اقتصادي قوي است كه اكثرا هم از خودشان هستند قوي تر
ميشود,خواه نا خواه روي جنسش ميكشد و قيمت را بالا ميبرد و سود
ميكند ولي اين كارگري كه دستش به دهنش نميرسد ضررش براي او چند
برابر است.
356- کارگران افغان : بردگان مزدی مهدورالدم :
همه بردگان مزدی
سرمایه انسان های ساقط شده از هستی اجتماعی و محروم از آزادی
ها و حقوق انسانی هستند. با این همه، حتی بخش هایی از بردگان
مزدی بسی محروم تر از سایر محرومان جهان هستند. بخش هایی از
کارگران دنیا که روزی روزگاری فرصت یافته اند قدرت پیکار خویش
را در هر سطحی در مقابل نظام سرمایه داری به صف کنند در قیاس
با سایر همزنجیران خویش که این فرصت را پیدا نکرده اند در
موقعیت کم و بیش بهتری قراردارند.
اما بخش های عظیمی
از کارگران جهان را انسان هایی تشکیل می دهند که همواره و در
تمامی طول زندگی برده وار خود قادر به چنین صف آرایی
تاثیرگذاری نشده اند. اینان طبعاً از لحاظ شدت استثمار و فقر و
ستم کشی و بی حقوقی شرایط بسیار وخیم تر و فاجعه بارتری را
تحمل می کنند. کارگران افغان درشمار این انسان های نفرین شده و
داغ لعنت خورده جهنم سرمایه داری هستند. تاریخ زندگی این
کارگران تاریخ تحمل فاجعه پشت سر فاجعه، تاریخ قلع و قمع توسط
تمامی بخش های مختلف شریک و رقیب و غربی و شرقی و لائیک و دینی
و همه نوعی طبقه سرمایه دار دنیاست. تاریخ زندگی اینان تاریخ
استثمارشدن در مرگبارترین ابعاد ممکن توسط سرمایه در بند بند
جهان نفرت بار سرمایه داری است. سرمایه هایی که این بردگان
مزدی نگون بخت سرمایه فقط برای طبقه سرمایه دار ایران تولید
کرده اند سر به کهکشان ها می ساید. حکم قطعی و بی چون و چرای
سرمایه درمورد اینان کار مادام العمر در بیغوله های مرگبار
تخلیه چاه و کارگاه های ساختمانی و سنگ بری و گاوداری و معدن
کاوی و سیاهچال های دیگر تولید سود برای سرمایه داران و لحظاتی
از«استراحت» در سگ لانه ها و بازتولید نیروی کار برای ادامه
این تراژدی روزمره بوده است. سرمایه داران ایرانی و دولت آن
ها نه یک نسل بلکه چندین نسل از این نفرین شدگان دوزخ سرمایه
را به هارترین و سفاکانه ترین شکل ممکن استثمارکرده اند و
همواره و در طول چندین دهه این استثمارشدگان داغ لعنت خورده را
موجودات غیرقانونی، قاچاقی و بدون مجوز حیات به شمارآورده اند.
نیروی کار کارگر افغان ارزان ترین کالای بازار سرمایه داری
ایران بوده و، ازاین مهم تر، ابزاری برای هر چه ارزان تر
ساختن بهای نیروی کار کارگران ایرانی بوده است. سرمایه داران
ایران این نیروی کار شبه رایگان را به وحشیانه ترین شکل ممکن
استثمار می کرده اند، از آن به عنوان سلاحی برای هرچه ارزان تر
ساختن بهای کل نیروی کار بهره می گرفته ند و در همان حال از یک
سو شلاق تعقیب و دستگیری و اخراج را لحظه ای از بالای سر این
توده وسیع کارگر دور نمی کرده اند و از سوی دیگر به احساسات
ملی و ناسیونالیستی کارگران ایرانی علیه آنان دامن می زده و
افغان کشی راه می انداخته اند. کارگران افغان در لحظه لحظه
شبانه روز سیلاب سهمگین سرمایه را به دریای بیکران سرمایه های
سرمایه داران ایران سرریز می ساخته اند و درهمان حال بچه
هایشان از حق تحصیل در مدارس ایران محروم بوده اند. دولت
سرمایه داری ایران از هیچ نوعی از توحش نظام بردگی مزدی علیه
این کارگران دریغ نکرده است. نژادپرستی، فاشیسم، ناسیونالیسم،
ستم قومی و دینی و همه ستمگری های دیگری که ذاتی سرمایه اند
علیه اینان اعمال شده است. به محض کمبود نان، حق خرید نان از
این کارگران سلب شده است و هزارهزار کودک آن ها حتی از خوردن
نان خالی محروم مانده اند. نظام ننگین سرمایه داری فروش
فرزندان خردسال آنان به تجارتگران فحشا و باندهای خرید و فروش
اعضای بدن را به پدیده عادی زندگی شان تبدیل کرده است. خیل
عظیمی از آنان درخدمت مافیای مواد مخدر قراردارند و با تولید و
توزیع این مواد هم باعث گسترش هرچه بیشتر بلای خانمان سوز
اعتیاد می شوند و هم به ثروت اندوزی هرچه بیشتر سرمایه داران
انسان کش این حوزه تولید سرمایه کمک می کنند. صد نفر صد نفر از
این کارگران در شرایط جستجوی کار و آوارگی و هنگام گریز از
خطر دستگیری پلیس سرمایه در این یا آن جاده اسیر حوادث مرگبار
شده و به جای این که نانی به فرزندان خویش در جهنم محل تولدشان
برسانند خبر مرگ خود را داغ تازه زندگی آنان ساخته اند .
کارگران افغان
بسیار بیش از آنچه که از دست طبقه سرمایه دار ایران و دولت آن
کشیده اند و می کشند از دست سرمایه داران هموطن و همکیش خویش
در افغانستان، پاکستان، هند، چین و در یک کلام سرمایه جهانی
کشیده اند. این بردگان مزدی درعین حال مشمول شکل های بس هولناک
تری ازجنایت و قساوت و سفاکی سرمایه بوده اند. جنگ چندین ساله
اردوگاه سرمایه داری دولتی شوروی پیشین علیه هست و نیست این
دوزخیان نفرین شده سرمایه، فاجعه هجوم قرون وسطایی طالبان و
قتل عام سراسری توسط جوخه های مرگ دولت دینی سرمایه داری
ارمغان کاخ سفید سرمایه آمریکایی، اسارت برده وار به صورت
نیروی پیشمرگ اشرار طالبان و حکمتیار و دار و دسته های مجاهد
دیگر و همه نوع بلایای دیگر نظام سرمایه داری یکی پس از دیگری
بر سر اینان فرود آمده است.
اما گویی این همه
مصیبت و بلا و فاجعه کافی نبوده است که اینک کارگران افغان
بازهم از زمین و آسمان آماج تعقیب پلیس و نیروی سرکوب دولت
سرمایه داری ایران قرارگرفته اند. بر اساس گزارشات روزنامه ها
در همین چند روز گذشته بیش از 12000 نفر از این کارگران آواره
توسط نیروی انتظامی دستگیرشده اند و درمعرض اخراج از ایران
قراردارند. بازپس فرستادن این جمعیت عظیم به افغانستان تنها
معنایش روانه ساختن آن ها به برهوت مرگ ناشی از گرسنگی و نیز
به جوخه های مرگ جنگ ارتجاعی جاری بین آمریکا و طالبان در آن
دیار است. دفاع از کارگران افغان و اعتراض به این اقدام
ضدانسانی دولت سرمایه داری ایران وظیفه حتمی و بی قید و شرط
کارگران ایران و تمام کارگران دنیا است.
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
16 آبان 87
357- اعتراضات كارگران شرکت صنایع اراک:
آژانس ایران خبر
روزپنج شنبه 16آبان و
امروز شنبه, كارگران شركت صنایع اراك اعتراضات خود نسبت به عدم
پرداخت حقوق شان را , به جلوی استانداری این شهر كشاندند .
لازم به ذكر است كه کارگران شرکت صنایع 9 ماه است كه حقوق
نگرفته اند.
358- اعتصاب و تجمع کارگران سبلان پارچه در اعتراض به عدم
دریافت 8 ماه دستمزد :
بنا بر گزارشهای
دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران سبلان پارچه
از روز شنبه مورخه 6/8/87 دست از کار کشیده و در مقابل ساختمان
اداری بصورت روزمره دست به تجمع میزنند. این اعتصاب از سالن
مقدمات(ایندیگو) این کارخانه شروع و سپس کارگرن تمامی قسمتها
به آن پیوستند.
کارگران رسمی این
کارخانه از اول فروردین ماه امسال و کارگران قرار دادی آن از
بهمن ماه سال گذشته تا کنون دستمزدهای خود را دیافت نکرده اند.
با شروع اعتصاب و
تجمع کارگران سبلان پارچه، کارفرمای این کارخانه به میان
کارگران آمده و از آنها خواست تا بر سر کار بازگردند و در آذر
ماه دستمزدهای خود را دریافت کنند اما تاکنون کارگران این وعده
را قبول نکرده و اعلام نموده اند تا دریافت دستمزدهایشان بر
سر کار باز نخواهند گشت. کارگران این کارخانه بدلیل وضعیت مشقت
باری که دارند و خلف وعده های مکرر کارفرما، از پذیرش چک جهت
دریافت دستمزدهایشان در آذر ماه نیز خودداری کرده اند.
بنا بر اظهار کارگران
این کارخانه، تاکنون هیچیک از مسئولین اداره کار و یا
استانداری در رابطه با این کارگران کاری انجام نداده و از زمان
شروع اعتصاب هیچ مسئولی به میان آنان نیامده است.
بنا به اظهار یکی از
کارگران، آثار سوء تغذیه شدید در چهره اکثر کارگران این
کارخانه به نحو بسیار بارزی مشهود است و آنان از لحاظ معیشتی
در وضعیت بسیار فلاکت باری قرار دارند.
کارخانه سبلان پارچه
بیش از هزار نفر کارگر زن و مرد دارد و اعتراضات تاکنونی آنان
در رابطه با عدم پرداخت دستمزدهایشان هیچ نتیجه ای نداده است.
اتحادیه آزاد کارگران
ایران با حمایت از اعتصاب و تجمع کارگران سبلان پارچه، عدم
پرداخت دستمزد این کارگران را یک جنایت تلقی میکند و خواهان
پرداخت فوری دستمزدهای این کارگران و تعقیب و مجازات کارفرمای
کارخانه سبلان پارچه است.
اتحادیه آزاد کارگران
16/8/1387
359- رضا دهقان به دادگاه احضار شد:
به گزارش سندیکای
کارگران نقاش و تزئینات ساختمانی در تاریخ 16 آبان 87 آمده است
: رضا دهقان از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش
ساختمان توسط احضاریه کتبی به دادگاه فرا خوانده شد.
دادگاه او در تاریخ
25 آبان ماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.
رضا دهقان سال گذشته به اتهام اقدام علیه
امنیت ملی ( بخوانید امنیت سرمایه داری!) و تشکیل سندیکای غیر
قانونی! یک ماه در بند 209 زندان اوین بازداشت بود و هم اکنون
به قید وثیقه آزاد می باشد.
360 - بحرانهاي مختلف در جامعه كارگري كارخانه ها را نابود
ميكند:
وبلاگ بايد يكي شويم . به نقل از سایت
فریاد کارگر در تاریخ 16 آبان 87 آمده است :
يك فعال
كارگري در تهران طي مصاحبه اي با خبرنگار« بايد يكي شويم» گفت:
طرح طبقه بندي مشاغل و ساماندهي قراردادهاي موقت فعلا از
مشكلات اصلي كارخانه ما و كارخانه همجوار ما در تهران
است.نداشتن استخدام مشكل جدي ماست.همه كارگران قراردادي هستند.
همه قراردادها سه ماهه و شش ماهه هستند.اين روند اشتغال براي
جامعه ما مضرر است.كارخانه هاي همجوار ما هم به لحاظ استخدام
دچار مشكلات زيادي هستندما 300 قراردادي داريم. به مرور زمان
تمام كارگران ما قراردادي ميشوند رسمي ها بازنشست ميشوند و
ميروند و اين روند شوراهاي كارگري را تضعيف ميكند چرا كه كارگر
رسمي ندارند كه به صورت پشتوانه عمل كند از بيرون هم كه حمايتي
صورت نميگيرد در اين صورت مشكلات چند برابر ميشود شورايي كردن
كارخانه سخت ميشود گرفتن حق و حقوق كارگر سخت است هر لحظه
احساس كنند نيرو زياد است يا كار نيست ميگويند آقا برو به
سلامت ! كارگر قراردادي مريض شود اخراجش ميكنند !قبلا اين طور
نبود و وضع كمي بهتر بود.اگر كسي در محيط كار حادثه اي برايش
پيش مي آمد مدير كارخانه اخراجش نميكرد بلكه از او در جايي
ديگر متناسب با وضعيت جسمي اش كار ميخواست الان اما در جا
كارگر را اخراج ميكند.الان به خاطر سونامي اقتصادي اي كه پيش
آمده است اكثر كارخانه ها دچار مشكل شده اند اكثرا مشكل
نقدينگي دارند وقتي نقدينگي نباشد به تبع آن جذب نيروي كار هم
مشكل ساز ميشود يا قراردادي ها را به راحتي اخراج ميكنند چون
جايي كه هزينه را بخواهند كم كنند اول به نيروي انساني يعني
همان كارگر نگاه ميكنند واين را كم ميكنند. هزينه هاي اين را
ميبينند و بقيه را نميبينند پس ميبينيم كه وقتي نقدينگي نباشد
و كارخانه نچرخد و يا مواد گران باشد و يا كارخانه مشكل پرداخت
وام داشته باشد در وهله اول منابع انساني را كم ميكنند.كارخانه
هايي مانند كيان تاير ,ايران پويا,كارخانه صنعتي جبال,توليدي
فنر,صنايع فلزي ايران,صنايع فلزي 1,صنايع فلزي 2,همه مشكل
دارند.
361- معضل آب در جنت آباد ادامه دارد
:
به گزارش سایت " فریاد کارگر " و به نقل از
انجمن دفاع از کارگران و بیکاران ، در تاریخ 17 آبان 87 آمده
است : در ادامه قطعي آب در جنت آباد تهران يك هم وطن در مصاحبه
اي با فرياد كارگر گفت:”آب را وصل كرده اند اما مبلغي بالغ بر
4 ميليون تومان از اهالي خواسته اند كه انشعاب بدهند.اهالي از
پرداخت اين پول كلان عاجزند.براي انشعاب آب به يك مغازه چيزي
حدود 20 ميليون پول خواسته اند كه چون اهالي توان پرداخت اين
پول كلان را ندارند لاجرم در بي آبي به سر ميبرند.براي كساني
كه پول داشتند و به حساب ريخته اند لوله كشي شده است اما براي
كساني كه اين پول را نداشتند آب همچنان قطع است.
362- اعتراضات کارگران شرکت سبلان پارچه اردبیل:
طی اخبار رسیده ،
کارگران شرکت سبلان پارچه اردبیل به خاطر عدم
دریافت حقوق و
مزایا ، چندین بار در هفته های گذشته در مقابل سازمان صنایع و
استانداری
اردیبل دست به تجمع زدند.
در این شرکت حدود 250 نفر مشغول به کاربوده
که از این تعداد ، 150
نفر در خط تولید کارخانه مشغول به
کار می باشند که به مدت 7 ماه است حقوق و مزایای
خود را دریافت نکرده اند.
منبع : " انجمن صدای کاوه ها "
363- استاندار اردبيل :
سبلان پارچه اردبيل با مديريت کنوني ورشکسته مي شود
کمپ تيمهاي ملي فوتبال در شهر سرعين احداث ميشود
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 17 آبان 87 ؛
استاندار اردبيل گفت: واحد
توليدي سبلان پارچه با مديريت و سياست گذاري فعلي رو به روي
ورشکستگي قدم بر ميدارد.
به گزارش "ايلنا"،علي نيکزاد در نشست خبري با خبرنگاران با
انتقاد شديد از عدم پرداخت هفت ماهه حقوق کارگران واحد توليدي
سبلان پارچه افزود: پرداخت نکردن حقوق 800 کارگر زحمتکش در
اين واحد به هيچ عنوان قابل قبول نيست و بايد مديران مجموعه
سعيکنند با تدبير اين بحران را حل و فصل کنند.
وي با تاکيد بر مديريت جامع در هدايت چنين مجموعه هايي از قول
مساعد مسوولان کشوري براي پرداخت 200 ميليارد تومان تسهيلات به
اين مجموعه خبر داد و گفت: اين تسهيلات در قبال دريافت وثيقه
معتبر به سبلان پارچه اعطا خواهد شد تا به بحران مالي خود سر و
سامان بخشد....
364- سخنگوي حزب کارگزاران:
کارگران اولين قربانيان رکود اقتصادي هستند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 17
آبان 87 ؛ سخنگوي حزب کارگزاران،
کارگران را از اولين قربانيان رکود اقتصادي موجود دانست.
حسين مرعشي در گفتوگو با خبرنگار" ايلنا" اظهار داشت: در
جريان رکود اقتصادي کارگران به ويژه کارگران با قراردادهاي
موقت، با مشکلات بسياري روبرو خواهند شد.
وي افزود: درجريان رکود اقتصادي فروش محصولات کاهش مييابد و
با اين کاهش واحدهاي صنعتي و توليدي وادار به کاهش توليدات خود
و در نتيجه مجبور به پايين آوردن تعداد نيروهاي کاري خود
ميشوند.
مرعشي تصريح کرد: بر اساس پيشبينيهاي موجود در اين رکود
اقتصادي در جهان، 21ميليون نفر به آمار بيکاران اضافه خواهد
شد. البته در ايران آمارمشخصي در رابطه با اين مساله موجود
نيست.
عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران تاکيد کرد: اين رکود جهاني به
طور مستقيم از قيمت نفت و کاهش قيمت کالا تاثير ميپذيرد.
وي افزود: يکي ازمشکلات مشهود کارگران در جريان رکود اقتصادي،
در بخش مسکن است. با توجه به کاهش ساخت و سازها در بخش مسکن،
حجم قابل قبولي از نيروهاي انساني مشغول به کار در اين بخش با
بيکاري مواجه ميشوند.
سخنگوي حزب کارگزاران گفت: همچنين به واسطه کاهش سرمايه گذاري
در بخش مسکن، مصرف مصالح ساختماني نيز کاهش مييابد و اين
مساله نيز بر زندگي کارگران مشغول به کار در اين بخش تاثير
منفي خواهد گذاشت.
مرعشي افزود: دولت بايد با همکاري مجلس، راهکارهايي براي
افزايش سرمايهگذاري در بخش مسکن و از بين بردن رکود اقتصادي
موجود در بخش مسکن بيابد.
پايان پيام
365-
روزنامهنگاران ايرانی به شرايط کاری خود اعتراض کردند:
به گزارش کانون زنان ايرانی در تاریخ 17
آبان 87 آمده است :اولين روز مهرماه 1387 را ميتوان آغاز يک
دوره ديگر از توليد متنهای اعتراضی نسبت به نحوه مديريت
روزنامههای ايران و نوع برخورد مديران روزنامهها با
روزنامهنگاران دانست. در اين روز معصومه ناصری خبرنگار راديو
زمانه اقدام به نشر دو مصاحبه با دو خبرنگار فعال در
روزنامههای اصلاحطلب ,سرمايه, و ,کارگزاران, کرد.
فريده غائب ،خبرنگار حوزه جامعه و زنان روزنامه سرمايه که به
دليل آنچه ,مشکلات صنفی, می ناميد چند روز پيش از اين مصاحبه
به همراه چند تن ديگر از همکارانش از روزنامه سرمايه استعفا
داده بود، در گفتگو با راديو زمانه از مساله بيمه، قرارداد
کار، نحوه پرداخت حقوق و رفتار مديران روزنامه سخن گفت. متن
کامل گفتگوی فريده غائب در راديو زمانه: به روزنامهنگاران
منتقد سخت ميگذرد
اندکی پس از انتشار گفتگوی راديو زمانه با فريده غائب، اين
وبسايت دومين مصاحبه خود با موضوع حقوق صنفی روزنامهنگاران
را نيز در همان روز منتشر کرد. گفتگوی دوم با آرش حسننياٰ،
دبير سرويس اقتصادی روزنامه کارگزاران صورت گرفته بود. حسننيا
در اين گفتگو مساله تاخير در پرداخت حقوق و نوع مناسبات قدرت،
مطبوعات و کارفرمايان رو مورد توجه قرار داده بود. متن کامل
گفتگوی راديو زمانه با آرش حسننيا: حاکميت، دشمن مشترک
روزنامهنگار و کارفرماست
روز دوم مهرماه سومين گفتگوی معصومه ناصری با موضوع مساله صنفی
روزنامهنگاران ايرانی در راديو زمانه انتشار يافت. طرف ديگر
اين گفتگو فرزانه روستايي، دبير سرويس بينالملل روزنامه
اعتماد بود. روستايی در آن گفتگو پس از تاييد خبر تاخير بيش از
يک ماهه پرداخت حقوق نيروهای ثابت در روزنامه اعتماد،
ممانعتهای اعمال شده در خصوص چاپ آگهيهای دولتی در
روزنامههای منتقد، ضعف اين روزنامهها در جذب آگهيهای بخش
خصوصی و نبود حمايت وزارت ارشاد از روزنامههای منتقد را جزو
دلايل ضعف بنيه مالی اين روزنامهها دانست و در توضيحات خود
گاه در قامت ناشر روزنامههای منتقد نيز ظاهر شد. متن کامل
گفتگوی راديو زمانه با فرزانه روستايی: اين در هميشه بر اين
پاشنه نخواهد چرخيد
بدرالسادات مفيدي، دبير انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران
چهارمين فردی بود که راديو زمانه در خصوص حقوق صنفی
روزنامهنگاران ايرانی با وی به گفتگو نشست. مفيدی نيز پس
تاييد مساله تاخير پرداخت حقوق روزنامهنگاران در روزنامههای
منتقد دولت، وجود اين مساله را قطع آگهيهای دولتی و اعمال
فشار بر بخش خصوصی با هدف ممانعت از دادن آگهی به روزنامههای
منتقد دانست و ضمن اينکه از روزنامهنگاران شاغل در
روزنامههای اصلاحطلب خواست تا بعضی از مديران روزنامههای
وابسته به جناح اصلاحطلب را به چشم سرمايهدارانی زالوصفت
نبينند، اين نکته را نيز متذکر شد که ,فضايی که برای
روزنامهنگاران در کشور ايجاد شد، باعث شده که آدمهای کوچک به
خودشان اجازه بدهند اقدام به راهاندازی يک سری نشريات بکنند و
نگاهشان به بعضی از روزنامهنگاران، نگاه بردهواری باشد.,
متن گفتگوی راديو زمانه با بدرالسادات مفيدی: مديران
روزنامهها، سرمايهگذاران زالوصفت نيستند
نيلوفر محبعلي، خبرنگار اخراجی سرويس اقتصادی روزنامه اعتماد
ملی و خبرنگار روزنامه کارگزاران نيز در گفتگو با راديو زمانه
از قراردادهايی سخن گفت که به نفع کارفرماست و نيز از نبود
قرارداد کاری و بيمه در روزنامه کارگزاران. او همچنين پرداخت
حقوق روزنامهنگاران را اولويت آخر ناشران و هيات مديره
روزنامه دانست. متن گفتگو با نيلوفر محبعلی: در ايران روزنامه
مستقل نداريم
آخرين گفتگوی راديو زمانه در خصوص حقوق صنفی روزنامهنگاران
ايرانی به جلال برزگر، خبرنگار باسابقه روزنامه ايران اختصاص
داشت. متن گفتگو با جلال برزگر: وضع روزنامهنگاران در همه
دولتها همين است
انتشار آخرين گزارش راديو زمانه با موضوع مسائل صنفی
روزنامهنگاران ايرانی مصادف بود با انتشار نامه شکايت آيدين
فرنگی از مديريت سه روزنامه شرق، سرمايه و اعتماد. فرنگی که
شکايت خود از سه روزنامه مذکور به دليل امتناع مديريت
روزنامهها نسبت به پرداخت حقالتحرير را روز دوم مهرماه به
انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران تحويل داده بود، چهار روز پس
از تحويل متن شکايت خود به دفتر انجمن، اقدام به نشر آن روی
وبلاگ شخصی خود کرد. وی در آن نامه علاوه بر شکايت از مديريت
روزنامههای يادشده، وبسايت انجمن صنفی را نيز به دليل آنچه
سکوت در قبال تضييع حقوق روزنامهنگاران فعال در روزنامههای
اصلاحطلب خوانده بود، مورد نقد قرار ميداد. متن شکايتنامه
آيدين فرنگی خطاب به انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران: آنچه بر
سر روزنامهنگاران حقالتحرير ميآيد
پس از انتشار اين مطالب مديريت انجمن صنفی روزنامهنگاران برآن
شد تا تريبون آزادی را برای شنيدن مسائل کاری روزنامهنگاران
برگزار کند، هرچند اعضای هيات مديره انجمن هر يک در روزنامهای
مشغول به کار هستند و به نظر ميرسيد خود پيشتر در جريان همه
موارد بودهاند. روز برگزاری اين تريبون سهشنبه نهم مهرماه
اعلام شد.
اما پيش از برگزاری اين تربيون آزاد دو روزنامهنگار باسابقه و
مستعفی از روزنامه سرمايه که علاوه بر دبيری دو بخش عمده
روزنامه، در راهاندازی روزنامه سرمايه نيز نقش مهمی داشتند،
دو يادداشت اعتراضی را در فضای وب منتشر کردند. بهمن احمدی
امويي، دبير سابق سرويس اقتصادی سرمايه يادداشت خود را چنين
آغاز کرد: ,دست کم چهار نفر از اعضای هيات مديره انجمن صنفی
روزنامهنگاران ايران برای روزنامههايی کار ميکنند(يا کار
ميکردند) و از کارفرماهايی حقوق ميگيرند، که
روزنامهنگارانشان بيشترين مشکلات صنفی را دارند. روزنامههای
شرق، اعتماد، کارگزاران و سرمايه از جمله اين روزنامههاست .
روزنامههايی که بيشترين مشکلات حقوقی و رفتاری را با
روزنامهنگاران فعال در اين نشريات داشته و دارند., متن کامل
نوشته بهمن احمدی امويی چه کسی مدعی روزنامهنگاران است؟
در همان روز انتشار اين يادداشت ،ژيلا بنييعقوب، دبير سابق
صفحههای جامعه و زنان روزنامه سرمايه هم يادداشت کوتاهی را
روی وبلاگ خود منتشر کرد. ژيلا بنييعقوب در وبنوشته خود چنين
آورده بود: ,حتما مثل هميشه من و دوستانم مقصريم و نه مديران و
کارفرماهای اصلاحطلب روزنامههای اصلاح طلب! راستش اين داستان
خيلی قديمی شده است .عاقبت ما متهم هستيم و حتی مجرم؛ چون بلد
نيستيم با ديگران کار کنيم! چه اهميتی دارد که ما از چه رنج
ميکشيم؟ چون درک نميکنيم که اين سردبيران و کارفرماهای
فداکار مطبوعات در چه شرايط سختی چراغ مطبوعات را روشن نگه
ميدارند!؟ راستی سهم ما روزنامهنگاران در اين روزنامههايی
که آن مديران فداکار منتشر ميکنند، چيست؟ راستی چه کسی قرار
است ما را درک کند؟, متن کامل نوشته بنييعقوب: چه کسی قرار
است روزنامه نگاران را درک کند
روز سهشنبه نهم مهرماه متن سخنرانی فريده غائب، خبرنگار
مستعفی گروه اجتماعی روزنامه سرمايه، که در تريبون آزاد انجمن
صنفی روزنامهنگاران ايران خوانده شد، نگاه و اعترض و
افشاگريای متفاوت از روند اعتراضهای معمول بود. غائب در متن
خود تحقيرهای زبانی سردبيری روزنامه را مورد توجه قرار داده و
از رفتارهايی سخن گفته بود که باورکردن وقوع آن در دفتر
روزنامهای جدی دور از باور است. متن سخنرانی فريده غائب:
خشونت عليه زنان از نوع آزار جنسی ـ روانی در محل کار يک
روزنامه
علاوه بر فريده غائب، ترانه بنييعقوب، ديگر روزنامهنگار
مستعفی روزنامه سرمايه نيز متن سخنان خود در نشست انجمن را روی
وبلاگش منتشر کرد. وی در سخنان خود به انتقاد از برخی اعضای
هيات مديره انجمن صنفی پرداخته بود که بهرغم کار و حضور در
دفتر روزنامه سرمايه، هيچ واکنشی نسبت به نقص حقوق
روزنامهنگاران شاغل در آن مجموعه نشان نداده بودند. متن
سخنرانی ترانه بنييعقوب: درک مناسبات سرمايه داری شايد؛ فهم
رفتار سردبيرانم هرگز
روز نهم مهرماه روزنامهنگارانی از سه روزنامه اعتماد، سرمايه
و ايران در تريبون آزاد انجمن صنفی حاضر شده و خطاب به هيات
مديره انجمن به بيان مسايل خود پرداخته بودند. گزارش
تريبونآزاد انجمن درباره مشكلات صنفی ومعيشتی روزنامه نگاران:
قانون كار فعلی را دست كم نگيريد
سه روز پس از برگزاری تريبون انجمن صنفي، آيدين فرنگی ديگر
روزنامهنگار شاکی نسبت به تضييع حقوقش توسط مديران سه روزنامه
شرق، اعتماد و سرمايه، اقدام به انتشار متن گفتگويی کرد که با
دبير سرويس دو روزنامه از سه روزنامه مذکور انجام داده بود. در
آن گفتگو، حمايت دبيرسرويس از مديران روزنامه و توجيه رفتار
آنها بازتابی آشکار داشت. متن اين يادداشت: روزنامهنگاري؛
كاری داوطلبانه به نفع ناشر. فرنگی در روز برگزاری نشست انجمن
صنفی نيز با انتشار متنی روی وبلاگ خود، انجمن صنفی را به دليل
آنچه وی انجام ندادن صحيح وظايف ديدهبانی ميناميد، مورد نقد
قرار داده بود. متن يادداشت مذکور: چند پرسش از انجمن صنفی
روزنامهنگاران ايران
عيسی عظيمي، خبرنگار، نيز روی وبلاگ خود به مساله تلاش صاحبان
جرايد برای بيگاری کشيدن از روزنامهنگاران پرداخت و آن را به
عنوان مساله ,مفتنويسی, به نقد کشيد. وی مجموعهای از
اعتراضهای گذشته صنفی را نيز در زير متن خود منتشر کرده بود.
وبنوشته عيسی عظيمی: از رنجی که ميبريم
گرد آوری و تنظيم :آيدين فرنگی
366- حدود 20 درصد از نيروى متقاضى كار كشور بيكارند:
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 17 آبان 87
آمده است : يکی از مسوولان برگزاری اجلاس موسوم به "همايش ملى
طرح کسب و کار و سرمايهگذارى" به وضعيت وخيم بيکاری در کشور
اشاره کرد و به ايسنا گفت:"متاسفانه تاکنون نتوانستهايم از
فرصتهاى عرصه کارآفرينى استفاده کنيم، به طورى که براساس
آمارهاى موجود، در حدود 20 درصد نيروى متقاضى كار کشور بيکار
هستند."
محمد رضا حسينی همچنين آمار جوانان زير 30 سال در کشور را 35
ميليون نفر ذکر کرد.
گفتنی است همايش مزبور قرار است طی دو روز در مشهد برگزار شود.
367- درگيری مردم
با ماموران در شهرک سايان در زنجان :
به گزارش سایت روشنگری در تاریخ 17 آبان 87
آمده است : چنان چه از توضيحات "مسؤول روابط عمومى شهردارى
زنجان" برمی آيد ميان ماموران شهرداری و ساکنين اين شهرک در
روز دوشنبه گذشته درگيری و زدوخورد رخ داده است. شهرام
فرحبخشيان با اشاره به ماده 100 قانون شهرداری ها مبنی بر
برچيدن واحدهای ساحتمانی فاقد پروانه در محدوده يا حريم شهری و
مشمول دانستن منطقه سايان در رابطه با اين قانون مدعی
شد:"عدهاى سودجو كه منفعت خود را در ساخت و سازهاى غيرقانونى
ميبينند و با هجوم به مأموران اجرائيات شهردارى و ضرب و شتم
آنان و ايجاد حريق در پاسگاه اجرائيات سايان، موجب خسارت به
اموال عمومى و ماشين آلات شهردارى شدند كه صورت جلسه هاى موجود
و گواهى هاى پزشكى صادره توسط پزشكى قانونى دليل اين مدعاست."
368- بحران سوخت گازوئيل در كارخانه صندوق نسوز كاوه
:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 17 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است:
يك كارگر شريف از اين واحد توليدي در
ارتباط با عدم رسيدگي مديران كارخانه براي گرمايش كارگران به
فرياد كارگر گفت:”گازوئيل در كارخانه نداريم و همه بچه ها در
سرما يخ زده اند.يكسري بچه ها آتش روشن ميكنند اما از اين هم
ايراد گرفته ميشود.سالن سرد است .آب كارخانه به شدت يخ زده است
اما گازوئيل خرديداري نميشود.ميگويند پول نداريم سوخت بخريم و
مشكل مالي داريم.كارگران به هزار بدبختي دارند كار ميكنند در
اين سرما دست به آهن ميچسبد .اينجا هوا به شدت سرد است.منطقه
كوهستاني است .ما نزديك دماوند و فيروز كوه هستيم.باور كنيد من
خودم شخصا پلو درد گرفته ام .من چطور ميتوانم به توليد و كار
فكر كنم وقتي از سرما دارم يخ ميزنم ؟سوخت اصلي كارخانه ما
گازوئيل است.تمام منابع ,شوفاژها,رادياتورهاي داخل
سالن,بخاريها,ليفتراكها همه با گازوئيل كار ميكنند. وقتي از
سرما داريم يخ ميزنيم كدام كارگر ميتواند توليد كند؟ همه فقط
خودشان را مشغول جلوه ميدهند هيچ كس توان كار كردن ندارد.
كل مديران اين كارخانه هر پنج شنبه به اصفهان سفر ميكنند و
شنبه به تهران بر ميگردند يعني پول بليط هواپيماي رفت و
برگشتشان و هزينه ماموريتشان هر ساعت 10 هزار تومان ميشود و
اين پول هر هفته دارد به اينها داده ميشود, تمام اين پول را
حساب كنيم پول انبوهي گازوئيل ميشود.يعني 10 مدير هر هفته
دارند اين پول را دريافت ميكنند .چرا براي اين ولخرجيها پول
هست اما براي گرمايش كارگر پول نيست؟براي آكورد كارگر پول
نيست؟كارگر پول نداشته باشه بخورد؟“
369- خانه کارگر قصد دارد در اعتراض به اصلاحات دولت در قانون
کار گردهم آيی اعتراضی برپا کند :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 17 آبان
87 ، آمده است : كارگران استان مازندران همزمان با سالروز
تصويب قانون كار نسبت به اصلاح قانون كار كه وزارت كار و امور
اجتماعى مدنظر دارد اعتراض خود را اعلام ميكنند.
نصرالله دريابيگى, دبير خانه كارگر مازندران, افزود: اين
گردهمايى كارگران 29 آبانماه در دانشگاه آزاد قائمشهر برگزار
ميشود و كارگران علاوه بر بيان اعتراضهاى خود نسبت به اصلاح
قانون كار مدنظر وزارت كار، از تدوينكنندگان قانون كار نيز
تشكر و حمايت خواهند كرد.
وى ادامه داد: هرچند كارگران موافق با اصلاح قانون كار هستند
اما اصلاحى را ميخواهند كه به نفع كارگران باشد.
به اعتقاد دريابيگى از ظرفيتهاى قانون كار فعلى استفاده نشده
است و به عنوان مثال با اجراى ماده 7 قانون كار مشكل
قراردادهاى كارگران رفع ميشود.
وى با اشاره به نقش كمتر از 18 درصدى قانون كار و كارگر در
قيمت تمام شده كالاها، متذكر شد: تفاوت 29 آبان ماه امسال با
سالهاى ديگر در اين است كه ما اكنون در دولتى به سر ميبريم
كه هرچند شعار عدالت اجتماعى سر ميدهند اما وزير كار آن درصدد
تغيير و اصلاح قانون كار است.
دبير خانه كارگر مازندران در پايان در مورد قانون كار خاطرنشان
كرد: قانون كار فعلى يكى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى است كه
نيمى از جمعيت كشور را تحت پوشش خود دارد و تصويب آن در سال 69
روزنه اميدى براى جامعه كارگرى كشور بود.
370- گفتگو با کارگر :
خبرنگارآژانس ایران
خبر در تاریخ 18 آبان 87 بایكی از فعالین كارگری پیرامون
مشكلات
كارگران گفتگویی
داشته است كه از نظرتان میگذرد.
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر:از ابتدای سال 87 اعتراضات اصلی كارگران حول چه
موضوعاتی بوده است ؟
ج : باسلام ، خدمت
شما, اگر بخواهم به صورت محوری موضوعاتی كه باعث اعتراضات
كارگران درسال جاری شده رابگویم به موارد زیر اشاره میكنم:
1. عقب افتادن
حقوق ماهیانه
2. کمی حقوق نسبت
به سنگینی کار
3. اجتناب کردن برخی
کار فرمایان از بیمه کردن کارگران
4. استخدامهای
قراردادی کوتاه مدت
5. نداشتن امنیت شغلی
6. دریافت نکردن
سنوات و حق اولاد
موارد برشمرده عمده
ترین موضوعاتی بود كه كارگران حول آن اعتراض و اعتصاب داشتند ,
بعضا كار به درگیری و نیروی انتظامی نیز میكشید .
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر: چرا در سال جاری دائما با اخبار و حوادث كارگری
روبرو بوده ایم ونقش ووزارت كار دراینرابطه چیست؟
ج : به نظرمن بی
توجهی به مسائل ایمنی كارگران ازطرف كارگاهها وكارخانه ها عامل
بروز این حوادث است , دولت باید تمام کارخانجات و کارگاههایی
را که از ترس مالیات پنهانی کارمیکنند را شناسایی کند و
تسهیلاتی را برای خرید ابزار و لوازم ایمنی در اختیار کارگران
قرار دهد, این كاریست كه به طور واقعی تاكنون بهیچ رو انجام
نشده است.
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر: آیا در سالهای اخیر، نمودار كسب تخصص درمورد
كارگران روبه پایین بوده است یا خیر؟ وچرا؟
ج : بله - به دلیل
مشکلات کاری فراوان و نداشتن امنیت شغلی بسیاری از کارگران
ازكار دست میکشند و به شغلهای کاذب روی می آورند واین دیگر
جایی برای رشد نمودار تخصص كارگران باقی نمیگذارد.
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر: اگر بخواهید مشكلات اصلی كارگران را به طورخلاصه
دسته بندی كنید چطوردسته بندی میكنید ؟
ج : به نظرمن اصلی
ترین مشكل كارگران موارد زیر است:
1) استخدام قراردادی
کوتاه مدت
2) مکفی نبودن حقوق
نسبت به حجم کار
3) کمبود امکانات و
تجهیزات ایمنی در محل کار
4) در یافت نکر دن حق
اولاد و سنوات
5) کمبود سرویس ایاب
و ذهاب و گرانی آن
6) بیمه نکردن
کارگران توسط برخی کارخانه جات
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر : عملكرد دولت در رابطه با مشكلات كارگران در سال
جاری چگونه بوده است ؟
ج : عملكرد دولت
بسیار ضعیف ودرحد دادن وعده های دروغ دویا سه ساله به كارگران
وكارگاهها وكارخانجات بوده وهیچ قدمی مثبتی تاكنون دررفع این
مشكلات برنداشته است.
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر : آثار تحریم ها روی كارخانه ها چگونه بوده است؟
ج : دركارخانه هایی
كه مواد اولیه آنها از خارج وارد میشود این تحریم هابسیار
تاثیر گذار بوده كه البته بیشترین لطمه را دراین میان مصرف
کننده میبیند.
س : خبرنگار آژانس
ایران خبر: درپایان و به عنوان آخرین سوال كمی برایمان از
وضعیت شغلی زنان كارگر در استان قم بگویید:
ج : دركارخانه ها به زنان معادل مردان حقوق
پرداخت نمبشود و به كارگران زن بطور میانگین حدود 40 درصد کمتر
ازمردان كارگرحقوق پرداخت میشود . مثلا در شرکتی اگر حقوق
مردان 200 هزار تومان است زنان در این شرکت 120 هزار تومان
حقوق میگیرند.در حالی كه بسیاری از زنان كارگر زنان سرپرست
خانوار هستند و نیازشان به پول بسیارزیاد است.
371- رييس سازمان کار استان خبر داد:
رد صلاحيت 250 شركت خدماتي در آذربايجانغربي
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 18
آبان 87 ؛ رييس سازمان کار و امور
اجتماعي آذربايجان غربي گفت: بيش از 250 شركت خدماتي كه خلاف
مقررات پرداختي عمل كرده و حق كارگران را ضايع كردند، در استان
ردصلاحيت شدند.
به گزارش "ايلنا" به نقل از روابط عمومي وزارت کار وامور
اجتماعي، علي سليماني اظهار داشت: دولت نهم نسبت به اجحاف حقوق
كارگران در شركتهاي خدماتي حساس است و در اين زمينه مصوبهاي
از سوي هيئت وزيران براي حذف شركتهاي خدماتي و يا قراردادي
كردن آنها براي حداقل مدت يك سال تدوين و تصويب شده است.
وي با بيان اينكه انديشه شركتهاي خدماتي براي ايجاد بازاركار
مطلوب است، ادامه داد: با وجود اين بايد در آييننامههاي
داخلي اين شركتها اصلاحاتي صورت گيرد و تمام بخشهاي وزارت
كار به دنبال راهكارهاي منطقي براي اصلاح اين قوانين و جلوگيري
از ظلمگوييهاي عمدي و يا سهوي اين نهادها به كارگران باشند.
سليماني تصريح كرد: در تاريخ 17 مردادماه سال جاري به استناد
ماده 1، 2 و 3 تمام دستگاههاي اجرايي موظف به عقد قرارداد با
شركتهاي خدماتي براي انجام كار معين شدهاند.
اين مقام مسئول خاطرنشان كرد: در حال حاضر اداره كل كار استان،
نظارت كافي و كنترل شدهاي بر حسابهاي پرداختي كارگران دارد و
بدون كنترل و نظارت به هيچ يك از اين شركتها صلاحيت داده
نميشود.
وي با عنوان اينكه هر يك از شركتهايي كه خلاف مقررات پرداختي
عمل كرده و حق كارگري را ضايع كرده باشد، صلاحيت ادامه كار
ندارند، افزود: تعداد شركتهاي خدماتي تاييد صلاحيت شده در
نيمه نخست سال جاري 104 مورد در سطح استان است كه براي 49 شركت
نيز دورههاي آموزشي برگزار شده است.
سليماني با اشاره به اينكه 962 شركت ثبت شده در استان وجود
دارد، اضافه كرد: هم اينك 500 شركت در حال فعاليت و بقيه به
صورت غيرفعال هستند كه اغلب شركتها جواز صلاحيت براي ادامه
فعاليت ندارند.
انتهاي پيام
372- آخرين گزارشات از وضعيت نابسامان كارخانه صندوق نسوز كاوه
:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 18 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است: مديران
اين كارخانه اخيرا يك ترفند جديد جهت ايجاد تفرقه بين كارگران
به كار برده اند.يك فعال كارگري از اين كارخانه به فرياد كارگر
گفت :” آكوردهاي ما كه تا الان بيش از 5 ماه به تعويق افتاده
است ,به دليل اينكه بقيه خطوط كارخانه توليدي ندارند, براي اين
5 ماه آكورد ما را سر ميدوانند و ميگويند پول نداريم . ولي
بخش نذورات كه با آنها قرارداد بستند, ميگويند آكورد اين قسمت
را ميخواهيم بدهيم كه آنها كار كنند ولي بقيه هيچ ! ميگوئيم خب
ما هم طلب داريم ,ميگويند مال آنها واجب است. هدف از اين كار
مديريت چيزي نيست جز ايجاد تفرقه و دو دستگي ميان كارگران
بخشهاي مختلف يك كارخانه.مديران اين كارخانه نميخواهند هيچ
توليدي صورت بگيرد اينها در پي نابودي اين كارخانه هستند در
غير اين صورت امكانات را از ما نميگرفتند.ميگويند ميخواهيم پول
آنها را بدهيم و بقيه را ندهيم .اين كه سزاوار نيست. همه
كارگران دارند كار ميكنند همه با هم بايد پول بگيرند .چون در
اين مقطع توليد آن قسمت كارخانه مد نظر آنها است و به آن بيشتر
نياز دارند به كارگران آن قسمت رسيدگي ميكنند و ما بايد
بلاتكليف باشيم .ما به اين موضوع اعتراض كرده ايم.ما اعلام
كرده ايم كه يا بايد پول همه كارگران را بدهيد يا هيچ كس را .
اما اجازه نداريد ميان كارگران تفرقه ايجاد كنيد.“
373- خبرهای تکمیلی پیرامون صندوق نسوز کاوه :
عدم پرداخت مزاياي غير نقدي ماهانه كارگران صندوق نسوز كاوه
:
در گزارشي ارسالي به فرياد كارگردر تاریخ
18 آبان 87 آمده است :”سهميه كفش كار و لباس كار و ساير
مزاياي كاري در كارخانه صندوق نسوز كاوه به كارگران داده
نميشود بعد از گذشت نيمي از برج 5 اما هنوز سهميه 6 ماه دوم
كارگران به آنها پرداخت نشده است.به گفته كارگران لباسها و
كفشهاي همه كارگران از دور خارج و پاره هستند و به طور واقعي
كارگران با اين وضعيت در توليد و كار به مشكل و معضل خورده
اند.“
374- شكايت كارگران به پارتي بازي در كارخانه صندوق نسوز كاوه
:
يك فعال كارگري در اين واحد توليدي در اين
خصوص به فرياد كارگر در تاریخ 18 آبان 87 گفت:” همه چيز در
كشور پولي شده است .پول و پارتي حرف اول را در اين مملكت
ميزند.بسياري از مديران كارخانه ما باور كنيد سوادشان با اين
دست خطهايي كه دارند و اين روش كار كردنشان به نصف سواد كارگر
هم نميرسد ولي يك لقب مهندس به آنها ميبندند و با همين لقب
امكانات ويژه به آنها ميدهند.باور كنيد ما يك مديري داريم كه
از دست خطش ميگوئيد اين در اكابر درس خوانده است ولي بياييد و
ببينيد كه چه رسيدگي ويژه اي به او ميشود. مدارك اينها را هم
كه كسي نديده است و به كسي نشان نميدهند.ولي ما هر چقدر هم
مدرك جلوي اينها بگذاريم نه پارتي داريم و نه پول با همان مدرك
به سر خودمان ميكوبند.باور كنيد دانش و فهم اينها قابل توصيف
با كارگر نيست اينها هيچ فهمي ندارند فقط پول و پارتي دارند.“
375- مصادره دستگاه های کارخانه چينی اشکان توسط کارگران :
به گزارش آژانس ايران خبر در تاریخ 18 آبان 87 ؛ در اين رابطه
به خبرنگار آژانس ايران خبر گفت: كارگران كارخانه دستگاه ها را
مصادر كردند, بعد از طرف صاحب كارخانه پيام آمد كه ميخواهد پول
واريز كند به دستگاه هاى كارخانه دست نزنيد! ولى متاسفانه هنوز
خبرى نشده است !
ما در اين رابطه به دادگسترى مراجعه كرديم ولى از طرف آنها هم
پاسخ مشخصى دريافت نكرديم .
اين كارگر در ادامه افزود :وقتى خبر مصادره دستگاهها توسط
كارگران به بانك مركزى رسيد , از سوى اين بانك پيام آمد كه
دستگاههاى كارخانه متعلق به بانك مركزى مى باشد و كارگران حق
اين كار را نداشته اند و نبايد آسيبى به دستگاهها وارد شود .
در ضمن نيرو ى انتظامى زيادى براى دستگيرى كارگران به كارخانه
ريخته بودند و قصد داشتند كه بچه هايى كه اعتراض كردند را
دستگير كنند, كه اين اقدام دولت مجددا خشم كارگران را بر
انگيخت .
376- معاون امور شهرستان هاي خانه کارگر عنوان کرد؛
لزوم افزايش صددرصدي دستمزدها در صورت حذف يارانهها
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 18
آبان 87 ؛ معاون امور شهرستانهاي
دبيرکل خانه کارگر گفت: تا زماني که پشتوانه کافي براي افزايش
دستمزد کارگران وجود نداشته باشد، احتمال زيان کارگران از
افزايش دستمزدها وجود دارد.
حسن صادقي در گفتوگو با "ايلنا" گفت: در حال حاضر سخن گفتن
از سه برابر شدن دستمزدهاي کارگران در سال 88 به شعار شباهت
دارد؛ زيرا براي پرداخت دستمزدهاي واقعي هيچ نشانهاي وجود
ندارد.
وي تاکيد کرد: در حال حاضر به دليل بحران اقتصادي، رشد درصدي
دستمزدهاي کارگران تنها در کوتاه مدت موثر است و پس از مدتي،
به دليل افزايش تورم، دوباره از قدرت اقتصادي کارگران کاسته
ميشود.
صادقي با تاکيد بر اينکه اين موضوع نافي رشد درصدي دستمزدها
نيست، تاکيد کرد: در کنار رشد درصدي دستمزدها، دولت بايد با
کمکهاي غيرنقدي، هزينه زندگي کارگران را تامين کند.
معاون امور شهرستانهاي خانه کارگر افزود: قبل از تعيين
دستمزد کارگران در سال آتي، بايد مشخص شود که سياستهاي
اقتصادي دولت درباره نقدي شدن يارانهها چگونه اجرا خواهد شد.
به گفته صادقي، در صورتي که دولت قصد داشته باشد از سال 88
يارانهها را حذف کند، دستمزد کارگران بايد 100 درصد افزايش
يابد.
پايان پيام
377- زمان رسیدگی به اعتراض محمد جراحی به حکم دادگاه
انقلاب،تعیین شد:
محمد جراحی درسال 86 در شعبه اول دادگاه
انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی اکبری به اتهام تبلیغ علیه
نظام جمهوری اسلامی به چهارماه حبس تعزیری محکوم شده بود .
مامورین اطلاعات ،تعدادی بولتن اتحاد کارگری(از نشریات کمیته
پیگیری ایجاد تشکلهای آزادکارگری) را از وی گرفته وبه دنبال آن
با اقدامات "امنیتی وقضایی "شروع به اذیت و آزاراو کرده بودند.
با وجود اینکه محمد جراحی تغییر آدرس خود را به دادسرای عمومی
و انقلاب تبریز اعلام کرده بود .مسئولین و ماموران به جهت آزار
او آگاهانه حکم صادره ی چهار ماه حبس تعزیری را به آدرس قبلی
ایشان ابلاع کرده اند و پس از گذشت زمان اعتراض و تجدید نظر
خواهی ، اجرای احکام ،اقدام به باز داشت ، و ایشان را زندانی
کرد.
بدنبال اعتراض وکیل محمد جراحی به حکم و طریقه
اجرای آن و حمایت های مردمی، کارگران و تشکلهای داخلی و خارجی
پس از حدود 15 روز زندانی بودن محمد جراحی، حکم قطعی شکسته
شده، ایشان از زندان آزاد گردید.اما محمد جراحی بدنبال دستگیری
و زندانی شدن خود ضمن اینکه هزینه های بسیاری را متحمل گردید
در همین حال او که در عسلویه کار می کرد از کارخود اخراج
گردید.
در اثر اعتراض به حکم صادره از سوی وکیل محمد
جراحی ،شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی روز
15/10/87 ساعت 10 صبح وقت رسیدگی به اعتراض تعیین کرده است .
متن اسکن شده احضاریه در زیر است.
در این راستا از تمامی کارگران ، تشکلها
وفعالین کارگری داخلی و جهانی، همچنین از تمامی مردم می خواهیم
با حمایت از کارگرتبریزی (محمد جراحی ) ضمن جلو گیری از اذیت و
آزارو زندانی کردن کارگران به رسالت تاریخی خود یعنی ایحاد
همبستگی طبقاتی و جهانی عمل کنیم.
سایت دخالت حداکثری
18/8/1387
378- زنان تنها مالک 1/1 درصد از داراييهاي جهان هستند
دبيرکل جمعيت زنان مسلمان نوانديش:
زنان کارگر همواره در تاريخ مظلوم واقع شدهاند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 18 آبان 87 ؛
بر اساس گزارش سازمان
ملل در سال 1980، نصف جمعيت جهان را زنان تشکيل ميدهند و با
اينکه دو سوم ساعات کاري جهان را به خود اختصاص دادهاند،
تنها 1/1 درصد درآمد جهاني را به دست آورده و مالک کمتر از 1/1
درصد از داراييهاي جهان هستند.
در همين رابطه، دبيرکل جمعيت زنان مسلمان نوانديش در گفتوگو
با خبرنگار گروه کارگري "ايلنا" گفت: با توجه به فرمايشات حضرت
امام خميني(ره)، بايد تلاش زنان از ابعاد مختلف علمي، فرهنگي،
سياسي و اجتماعي به منظور بازسازي کشور جدي گرفته شود.
فاطمه راکعي تاکيد کرد: براي حضور زنان در جامعه و
فعاليتهاي اجتماعي، هيچ گونه مانع شرعي و قانوني وجود ندارد
و چنانچه قصد داشته باشيم تا از تلاشهاي اين قشر بهرهمند
شويم، لازم است شرايط خاص و مناسبي را براي آنان ايجاد کنيم.
تنها 15 درصد زنان جذب بازار کار ميشوند
آمار مراکز
رسمي در ايران درباره وضعيت شغلي زنان بيکار با تحصيلات عالي
يا متوسط جوامع شهري وروستايي نشان ميدهد که نرخ بيکاري زنان
داراي تحصيلات عالي چهار برابر شده است.
همچنين کارشناسان سازمان بينالمللي کار اعلام کردهاند؛
آمار زنان کارگر در دنيا هر ساله در حال افزايش است و در 15
سال اخير، تنها حدود 50 درصد زنان در کشورهاي مختلف جذب بازار
کار شدهاند.
نماينده مردم تهران در مجلس ششم اظهار داشت: جامعهاي که قصد
دارد به نحو درستي از نيروي انساني خود استفاده کند، بايد به
اين نتيجه برسد که زنان و مردان در ابعاد و سطوح مختلف،
تواناييهايي دارند که لازم است به منظور رسيدن به اهداف
جامعه به کار گرفته شود.
راکعي تصريح کرد: با توجه به گذشت تنها سه دهه از انقلاب
کشورمان، براي بازسازي به نيروي کار وتلاش بيشتري نيازمنديم.
تلاش براي حفظ
نقش مادري
وي با اشاره
به محوريت نقش زنان در خانواده و جامعه گفت: زنان آگاه ايراني
همواره در کنار فعاليتهاي اجتماعي خود تلاش کردهاند تا از
متزلزل شدن بنيان خانواده جلوگيري کنند.
دبيرکل جمعيت زنان مسلمان نوانديش تاکيد کرد: زنان کارگر که به
راستي در تاريخ مظلوم واقع شدهاند يا سرپرست خانوار هستند و
يا داراي خانوادههاي بيمار هستند که نيازهاي مالي شديد، سبب
شده با وجود همه نگرانيها و مشکلات خانوادگي، همه تلاش خود
را براي تامين هزينهها مصروف کنند.
وي با اشاره به اقدامات دولت در اين باره اظهار داشت: دولت به
جاي کمکهاي مالي به افراد که بازدهي بسيار کمي دارند و مشکلي
از خانوادههاي نيازمند حل نميکند، بايد به دنبال فراهم
آوردن محيط سالم کاري براي زنان کارگر باشد.
پايان پيام
379- طیب ملایی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران
ایران بازداشت شد
:
دیروز هیجده آبان ماه
ساعت ده صبح طیب ملایی عضو هیئت مدیره و سخنگوی اتحادیه آزاد
کارگران ایران پس از مراجعه به کلانتری 12 سنندج بازداشت و به
حفاظت اطللاعات نیروی انتظامی منتقل شد.
بازداشت طیب ملایی در
حالی صورت میگیرد که مامورین امنیتی روز 8 آبان ماه و در غیاب
طیب به منزل وی هجوم آورده و با خشونت به مدت دو ساعت منزل
ایشان را زیر و رو کرده و مادرش را دچار وحشت کرده بودند.
این نیروها در 8 آبان
ماه گیس کامپیوتر و برخی لوازم شخصی و کتابهای طیب ملایی را با
خود برده بودند و با قصد ایجاد وحشت به مادرش اعلام کرده بودند
طیب خودش میداند به کجا بیاید که با پیگیریهای برادر طیب معلوم
شد کلانتری 12 سنندج لوازم طیب را ضبط کرده است.
طیب ملایی دیروز با
هماهنگی هیئت مدیره اتحادیه و به همراه تعدادی از اعضای
اتحادیه در سنندج جهت باز پس گرفتن لوازم خود به کلانتری 12
مراجعه کرد که همانجا بازداشت و به حفاظت اطلاعات نیروی
انتظامی منتقل شد. پس از بازداشت طیب با پیگیریهای خانواده و
اعضای اتحادیه در سنندج به آنان اعلام شد فردا نوزده آبان طیب
را به دادگاه منتقل خواهند کرد.
طیب ملایی سخنگو و
عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در حالی بازداشت
میشود که طی روزهای گذشته مامورین امنیتی با خالد سواری نایب
رئیس اتحادیه نیز تماس گرفته و وی را احضار کرده اند که ایشان
بدلیل تلفنی بودن این مسئله و عدم احضار کتبی از مراجعه به
اطلاعات سنندج خودداری کرده است.
اتحادیه آزاد کارگران
ایران با محکوم کردن افزایش فشار بر اعضای اتحادیه در سنندج و
بازداشت طیب، خواهان آزادی فوری طیب ملایی و پایان دادن به
تهدات امنیتی بر علیه فعالین تشکلهای کارگری است.
اتحادیه آزاد کارگران
18/8/87
380- پیام سندیکای کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه به کارگران
لاستیک البرز:
درودبرشما
ماکارگران هفت تپه
ازتلاشهای بحق شمادرراه بدست اوردن مطالبات بحق وقانونیتان
حمایت میکنیم امیداست که درسایه اتحادکارگران ان موسسه تولیدی
پیروزی حاصل گردد.
به امید اتحادکارگران
ایران
سندیکای کشت وصنعت
نیشکرهفت تپه
19 آبان 1387
381- تجمع رانندگان
تاکسی در کرمانشاه :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 19 آبان؛
جمعى از رانندگان تاکسى مدل پايين (زير مدل 1372 ) شهر
کرمانشاه که کارت سوختشان باطل شده، مقابل شرکت پخش فرآورده
هاى نفتى استان تجمع کردند.
اين رانندگان عنوان کردند: از حدود 40 روز پيش کارت سوختمان
باطل شده و طى اين مدت بيکار شدهايم.
اين رانندگان اظهار داشتند: طى اين مدت به هرکجا مراجعه
کردهايم به نتيجهاى نرسيدهايم، روز گذشته نيز به فرماندارى
مراجعه کرديم و به ما گفتند تا شب يا کارتهاى سوختمان شارژ
ميشود يا امروز به ما کارت سوخت موقت ميدهند که اين وعده نيز
محقق نشده است.
اين رانندگان ابراز داشتند: از ابتداى امسال براى اسقاط
خودروهاى خود ثبت نام کردهايم، ولى گرفتار سيکل طولانى روند
اين کار شدهايم و هنوز نتوانستهايم خودروهاى خود را اسقاط و
خودرو نو تحويل بگيريم، از سوى ديگر کارت سوخت خودروهاى فعلى
مان نيز باطل شده است.
در بين تجمع کنندگان رانندگانى نيز ديده ميشدند که خودروى
آنها بالاى مدل 1372 بود و تعويض پلاک نيز کرده بودند، ولى
کارت سوخت آنها نيز باطل شده بود.
در تماس خبرنگار ايسنا با حسين جعفري، مدير عامل تاکسيرانى شهر
کرمانشاه، وى درخصوص اين مشکل ايجاد شده براى رانندگان تاکسي،
گفت: خودروهايى که کارت سوختشان باطل شده عمدتاً زير مدل 1372
هستند که تعويض پلاک نکردهاند و کارت سوخت آنها از سوى
راهنمايى و رانندگى مرکز باطل شده است.
جعفرى افزود: البته اين رانندگان مشتاق هستند که خودروى خود را
جايگزين نمايند و براى اين کار نيز ثبت نام کردهاند، ولى به
دليل محدوديت هايى که در پرداخت تسهيلات بانکى ايجاد شد و
همچنين عدم تامين خودروهاى آنان از سوى خودروسازان، تاکنون
موفق به تعويض خودرو خود نشدهاند.
وى ادامه داد: رانندگانى نيز هستند که خودروى آنها بالاى مدل
1372 است و تعويض پلاک نيز کرده اند، ولى کارت سوخت آنان نيز
باطل شده که ما نيز دليل آن را نمى دانيم و بايد علت را از
مسوولين راهنمايى و رانندگى پرسيد.
جعفرى با بيان اينکه اين مشکل سراسرى است، گفت: براى حل اين
مشکل صبح امروز جلسهاى داشتيم و مقرر مى شد براى رفع موقت آن
مقدارى سهميه بنزين که روزانه حدود 10 ليتر است در قالب کارت
سوخت به اين افراد داده شود که اين کار از فردا انجام مى شود.
وى در خصوص اقدامات انجام شده براى رانندگان تاکسيهاى بالاى
مدل 1372 که کارت سوختشان باطل شده، نيز گفت: از اين افراد ثبت
نام کرده و پيگيريم که کارتشان فعال شود، ولى تاکنون محقق نشده
است.
تعداد رانندگان تاکسى و مسيرى کرمانشاه که با اين مشکل مواجه
شدهاند حدود 630 نفر است.
382- برای دفاع از فعالان اتحادیه ای: کارگران جهان متحد شوید:
پیام آندرو فرگوسن دبیر اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی،
معادن و انرژیCFMEU
در ایالت نیو ساوث ویلز
به کارگران و فعالین
کارگری در داخل و خارج ایران برای پشتیبانی از کارگران
ساختمانی استرالیا تلاشی مشترک از سوی کمیته همبستگی با
کارگران ایران- استرالیا و
CFMEU
اتحادیه کارگران ساختمانی، جنگلبانی، معادن و انرژی درودها و
همبستگی خود را به کارگران در ایران و کردستان و همچنین به
فعالین سیاسی و اتحادیه ای در اروپا میفرستد که برای حقوق
کارگران و حقوق بشر مبارزه میکنند.
CFMEU
یکی ازبزرگترین اتحادیه های کارگری است که به سختی برای
دستمزدها و شرایط شغلی و استانداردهای ایمنی مبارزه میکند.
اما همچنین اتحادیه
ما دارای تاریخچه ای طولانی از همبستگی جهانی است که از
جنبشهای آزادیبخش در سراسر جهان حمایت کرده است. اتحادیه ما از
حقوق کارگران در کشورهایی که دارای رژیمهای سرکوبگر بوده اند
پشتیبانی کرده است. اتحادیه ما تاریخچه عظیمی در مخالفت با جنگ
داشته است، مشخصا مخالفت با تجاوز و اشغالگری آمریکا، در
کشورهایی چون ویتنام در دهه هفتاد تا تجاوز و اشغال اخیر عراق.
CFMEU
تاریخچه مشخصی در پشتیبانی از جنبش اتحادیه ای در عراق دارد.
ما با نمایندگانی از فعالین کارگری مستقل و مترقی که برای حقوق
کارگری عراق مبارزه میکنند دیدار داشته ایم که اخیرا به
استرالیا آمده بودند. ما همچنین برای ایجاد همبستگی با این
اتحادیه های تازه به وجود آمده اقدام کرده ایم که برای حقوق
اتحادیه ای مبارزه میکنند.
در رابطه با ایران ما
در چند حرکت همبستگی با اتحادیه های دیگر فعال بوده ایم بطور
مشخص پشتیبانی ازکارگران نیشکر هفت تپه، رانندگان شرکت واحد
تهران و کارگرانی که برای حقوق کارگری در تهران مبارزه کرده
اند، پشتیبانی از کارگران پرریس در کردستان و مبارزات مداوم نه
تنها در کردستان بلکه در سراسر خاورمیانه و همچنین کارخانه
لاستیک البرز.
اینها مسائل مهمی
هستند. کارگران جهان هیچ کشوری ندارند و ما معمولا با یک دشمن
مشترک میجنگیم، نه تنها دشمن طبقاتی مشترک بلکه با شرکتهای
فراملیتی که در سراسر جهان عمل میکند، بعضی اوقات این شرکتها
بطورکم و بیش قابل قبولی شرایط شغلی کارگری را در کشورهایی که
اتحادیه های قوی وجود دارند، پیش میبرند. اما در عین حال در
کشورهای دیگر دست در سرکوب دارند. کارگران نیاز دارند که تلاش
بیشتری کند که همبستگی ایجاد کنند و از همدیگر حمایت کنند.
ما همچنین در سالهای
اخیر در زمینه تلاش برای آزادی محمود صالحی و امانی فعال بوده
ایم و همچنین ما درگیر اعتراض و پشتیبانی برای آزادی اسانلو
بوده ایم که هنوز در زندان بسر میبرد.
ما بهترین آرزوها را
برای کارگران ایران، عراق و کردستان در مبارزاتشان داریم.
در این کشور (
استرالیا) ما اخیرا انتخابات یک دولت سوسیال- دمکرات را داشتیم
که حکایت از پیروزی کارگران این کشور را دارد. ولی این دولت
سوسیال – دمکرات با سرمایه های بزرگ بسیار نزدیک است و در
تغییر رادیکال قانون کار ناعادلانه این کشور به جنبش کارگری
کمک نکرده است. بویزه قوانین بشدت سرکوبگرانه ای علیه
CFMEUدر
محل کارهای ساختمانی در استرالیا وجود دارد. در روز سه شنبه
دوم دسامبر یکی از مقامات اتحادیه ما محاکمه می شود و احتمالا
با حکم شش ماه زندانی شدن روبرو است چون از جواب دادن به سوالی
در مورد یک نشست اتحادیه ای در محل کار ساختمانی که 6 ماه قبل
از آن برگزار شده بود، خودداری کرده بود. و این کارگر با
احتمال 6 ماه زندانی شدن روبرو است چیزی که در این کشور تا
بحال کسی نشنیده است.
CFMEU
و جنبش اتحادیه ای در استرالیا از هر گونه همبستگی و اعتراض در
مقابل سفارتخانه های استرالیا در خاورمیانه و اروپا قدردانی
میکند تا همبستگی مابین کارگران استرالیا وکارگرانی را که شما
نمایندگی میکنید قویتر شود. برای این فرصت که درود و همبستگی
خود را ابراز کنیم بسیار تشکر میکنم.
کمیته همبستگی با
کارگران ایران- استرالیا 19 آبان
1387
383- دبير اجرايي خانه کارگر استان قم:
تامين امنيت شغلي كارگران امري شدني است
دولت به جامعه كارگري بيشتر توجه كند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 19 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر استان قم
خواستار همكاري دولت ومجلس براي حل مشكل كارگران قراردادي و
شركتهاي پيمانكار نيروي انساني شد.
به گزارش خبرنگار"ايلنا"علي طالبي با بيان اين كه كارگران قشر
عظيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند،گفت:با توجه به اين كه
در حال حاضر اكثريت كارگران بصورت قرارداد موقت كار هستند؛
بطور قطع حل مشكل اين قشر مي تواند رضايت مندي زيادي را از
دولت نهم به همراه داشته باشد.
وي با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در خصوص تركيدن حباب
سرمايه در جهان غرب،گفت:سرمايه هركشوري نيروي انساني آن است
بنابراين بها دادن به نيروي كار خود باعث توليد ثروت خواهد شد.
او تصريح كرد:اگر در جامعه اي سرمايه حاكميت پيدا كند و به
نيروي كار ارزش لازم داده نشود آن جامعه دچار دگرگوني و وخيم
شدن خواهد رفت.
طالبي حل مشكل كارگران كه همان امنيت شغلي است را امري شدني
دانست وگفت: از دولت نهم كه شعارش عدالت محوري و مهرورزي است
مي خواهيم تا در آخرين سال فعاليت خود توجه بيشتري به جامعه
كارگري داشته باشد.
پايان پيام
384- پیام سندیکای کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه به کارگران
لاستیک البرز:
درود
برشما
ما کارگران هفت تپه ازتلاشهای بحق شما در راه بدست اوردن
مطالبات بحق و قانونی تان حمایت میکنیم امیداست که در سایه
اتحاد کارگران آن موسسه تولیدی پیروزی حاصل گردد. به امید
اتحاد کارگران ایران - سندیکای کشت وصنعت نیشکرهفت تپه 19 آبان
1387
|
اتحادیه آزاد کارگران ایران |
385- تفسيرخورشيد در جنوب شهر با شمال آن تفاوت دارد
حکايت تلخ کار کردن درکوره پزخانههاي جنوب تهران
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 19
آبان 87 ؛
خورشيد براي همه يکسان طلوع
نميکند و تفسير اين رويداد طبيعي در جنوب شهر با شمال آن
بسيار تفاوت دارد. طبق آمارهاي سال 85 بيش از 18 هزار كارگر در
واحدهاي کوره پزخانه ها همراه با خانواده خود زندگي سختي را
سپري ميکنند و ليست آرزوي بسياري از آنان خالي است.مراد که
تنها تا پنجم ابتدايي درس خوانده، هر روز در ازاي قسمتي از
مزدش چند خشت را به خانه مي برد تا در حاشيه قرچک در حياط خانه
شان اتاقي بسازد و نيمچه سقفي براي زندگي مشترکش مهيا کند.
به گزارش خبرنگار
"ايلنا"اكثريت كارگران شاغل در كوره پزخانهها ، كارگران
بيكار و مهاجر شهرها و استانهاي دوردستي چون خراسان و
كردستان هستند كه هر ساله بسياري ازآنان به دليل عدم دريافت
حقوق ، توانپرداخت هزينه بازگشت به شهر و ديار خود را ندارند
و حتي از فرستادن فرزندانشان به مدرسهنيز صرف نظرميکنند .
اين كارگران به دليل آنکه كار فرمايان كوره پزخانهها , عيدي
, پاداش , مرخصي , بن كارگري ، سنوات كاري ، حق اولاد ، حق
مسكن و يك سوم ازحقوقشان را كسر ميكنند در شريط سختي به سر
ميبرند. اين اجحاف درحالي صورت ميگيرد كه بسياري از
کارگران به سبب ناآگاهي نميتوانند نسبت به استيفاي حقوق خود
از طريق مراجع ذيصلاح اقدام کنند وبخشنامههاي تامين
اجتماعي نيز مشكل آنان را حل نميكند، زيرا دراين واحد از فيش
حقوقي و ساير مداركي كه سابقه كار را اثبات كند، خبري نيست.
کاف مثل کار،کودک و کوره پزخانه
از کوچه پس کوچههاي جنوب شهر تهران در منطقه ورامين و قرچک
هر چه که به سمت حاشيه شهر ميروي معماريخانه ها
تغييرميکند. ديوارهاي آجري جاي خود را به آهن پاره و خشت
ميدهد و ساختمانهاي يک طبقه و تو سري خورده کمتر نشاني از
سرزندگي و نشاط زندگي شهري دارد. نيمههاي روز است و هياهوي
بچههايي که از مدرسه به خانه برميگردند فضاي کوچهها را
آکنده است. براي پيدا کردن راه همپاي کودکي 10 ساله مي شوم که
کتابهايش را در لفافي از نايلون پيچيده و روپوشي پاره به تن
دارد. "رضا " دانشآموزي است که نيمي از روز را به مدرسه
ميرود و نيم ديگر را درکوره پز خانه "علي آقا" به همراه مادر
و خواهر و برادر بزرگش کار ميکند.از دور ميتوان دودکش بلند
کوره پزخانههاي حاشيه قرچک را ديد که دودي سياه را به پهنه
آبي آسمان ميفرستند و هيبتي ترسناک به منطقه مي دهند.
ازکوچههاي حاشيه شهرک که ميگذريم علي به سرعت وارد
خانهاي ميشود که ديوارهايش با نيمي از خشت و نيمي از حلبي
ساخته شده است. چند لحظه بعد بدون کتاب و روپوش تنها با تکه
ناني در دست از خانه بيرون ميزند و به سمت فضاي بازي که از
رديف خشتها و پشتههاي خاک رس پوشيده شده است راه مي افتيم.
علي در اين کوره پزخانه خشت ميزند. اگر چه به نسبت سنش اين
کار برايش کمي سخت مينمايد اما ميگويد: ازچهارسالگي در اين
کارگاه کارميکند. هنوز هم ميتوان لابهلاي موها و زير
ناخنهايش تکههاي گل خشک شده را ديد که به گفته خودش گاهي
اسباب مسخره شدن توسط همکلاسيهايش را فراهم ميکند.
نرسيده به فضاي کوره پزخانه راهش را کج ميکند تا راز بزرگ
خود و خواهرش را نشانم دهد. چشمهاش برق مي زند. کنار تل خشتهاي
شکسته شده سرپوش حلبي را از روي گودالي کوچک بر ميدارد. چند
تانک و ماشين گلي، يک خانه خشتي کوچک و چند آدمک گلي که به شکل
ناشيانهاي تلاش شده شبيه به عروسکها درست شوند، تمام راز اين
برادر و خواهر است. علي به گونهاي به ساختههاي گلي خود و
خواهرش دست ميکشد انگار بزرگترين گنج دنيا را در اختيار
دارد. او تاکيد مي کند اين يک راز است و اگر صاحب کارش از اين
راز بويي ببرد حتما اخراجشان مي کند. زير سايه خشتهاي چيده شده
در محوطه بيروني کوره پز خانه مادر علي همراه خواهر هشت ساله و
برادر 16 سالهاش در حال خوردن نهارهستند. اگر چه نهارشان
بيشتر به صبحانهاي سبک از نان وپنير و سبزي ميماند اما با
اشتياق مرا به ضيافتشان دعوت ميکنند. "زهرا" که دو سال از
علي کوچکتر است بخاطر فشارهاي مالي نميتواند به مدرسه برود.
مراد که تنها تا پنجم ابتدايي درس خوانده اکنون مرد خانواده
است و قرار است يکسال ديگر با يکي از دختران کارگر کوره پز
خانه که خويشاوندي دوري با آنان دارد ازدواج کند. او هر روز در
ازاي قسمتي از مزدش چند خشت را به خانه ميبرد تا در حاشيه
قرچک در حياط خانه شان اتاقي بسازد که بتوانند در آيندهاي
نزديک با نامزدش زندگيشان را شروع کنند. "مراد" ميگويد:
اينجا همه کارگرها از همسايههاي خود کوره پزخانهاند و
بسياري از پدرها و مادرها از 30 سال پيش که اينجا راه افتاده
در اين کوره کار ميکنند. او درباره وضعيت کارگران اين منطقه
ميگويد: اينجا درهرکورهپزخانه بيش از 10 تا 30 نفر کار
ميکنند و بيشترشان هم از بچهها و زنان اين ناحيهاند. او
ترجيح ميدهد درباره مزدي که ميگيرد حرف نزند اما مادرش در
اين باره ميگويد: اينجا بسياري از زنان و کودکان ماهانه کمتر
از 100 هزار تومان حقوق ميگيرند و در عين حال بايد مثل يک
مرد از صبح تا غروب کارکنند.
به گفته مادر علي هيچکس نميتواند درخواستي براي اضافه شدن
حقوق و يا کم شدن ساعت کاري داشته باشد چون با کوچکترين اعتراض
به کارفرما اخراج ميشود. وي البته چيزي به نام بيمه و سنوات
و اضافه کاري نميشناسد و به نظر ميرسد بيشتر کارفرمايان از
اين عدم آگاهي کارگران به سود خود استفاده ميکنند. آن سوتر
از اين خانواده، چند زن در حالي که شلوارهاي کردي هيبتي مردانه
به آنها داده است بچه هاي شيرهخوارشان را به پشت بستهاند و
آماده ميشوند تا کارشان را شروع کنند. به گفته آنان بيشتر
زنان کوره پز خانهها يا شوهراني از کارافتاده دارند و يا خود
سرپرست خانوادهاند. آنها معتقدند با اين حجم و سختيکار
بسياري از زنان در تربيت فرزندان خود ناموفقاند.
در منطقه حاشيه شهر قرچک چندين کوره پزخانه وجود دارد که در
همگي آنان کودکان و زنان بيشترين تعداد کارگران را تشکيل
ميدهند و گويي براساس قانوني نانوشته کار کردن کودکان و زنان
رسمي کهن در کوره پز خانهها محسوب ميشود. اگر چه اين رسم
معلول سواستفاده کارفرمايان از اين نيروي کار ارزان و ناآگاه
است. "محمد - ج" يکي از کارگران مرد با سابقه 15 ساله در يکي
از کوره پز خانه حاشيه پاکدشت در خصوص وضعيت کارگران اين منطقه
ميگويد: به جرات ميتوان گفت همه کارگران کوره پز خانه به
نوعي از سوي کارفرمايشان استثمار شدهاند و در فقر کامل و
بدون هيچگونه پشتوانه بيمهاي و امنيت شغلي کار ميکنند.
کارفرمايان براي کسب سود بيشتر در بسياري از موارد با کارگران
قراردادهاي موقت امضا ميکنند تا از زير بار پرداخت حق بيمه و
مزايا و سنوات شانه خالي کنند. اينجا تنها عده معدودي داراي
سابقه کار و بيمه هستند و در بازرسيهاي اداره کار آنان را
تنها کارگران کوره پزخانه معرفي ميکنند. كارگران
كورهپزخانهها عموما دو دستهاند : كارگران فصلي و دائم
و يا به گفته خود کارگران "آجرکشها و "خشتزنها" . اوضاع براي
كارگران دائم هم بهتر از كارگران فصلي نيست. زيرا به هزار
بهانه کارفرما از زير بار پرداخت حق بيمه فرار ميکند و آنها
تنها در سال يکي تا سه ماه بيمهاند.
کارگران فصلي کورهپزخانه هاي پاکدشت که از شهرهاي مناطق
محروم کشور به اينجا مهاجرت کردهاند و درآلونکهاي شش متري
خود کوره پزخانه زندگي ميکنند در فصلهاي سرد سال بار و بنديل
خود را جمع ميکنند و به شهرهاي خود بر ميگردند. يا برخي از
آنان ميمانند و به صورت روزمزد به کارهاي خدماتي رو
ميآورند.
براي کساني که از کوره پزخانههاي جنوب تهران بازديد
کردهاند ديدن دختران و پسران کوچکي که با دستهاي پينه بسته
در کار خشت زدن هستند و يا زنان که با کودکاني بسته به پشت
خشتهاي خام و پخته را اين سو و آن سو ميبرند منظره اي عادي
است. به نظر ميرسد کودکان کوره پزخانه مردها و زناني هستند
که اگر چه از سن و سالشان بيش از يک تا دو دهه سپري نشده اما
دردها و تجربه مردان و زناني دنيا ديده را با خود دارند. آنان
با دستهاي کوچک خود از گل خشتهايي ميسازند که رج به رج ديوار
و سرپناه ميشود براي مردمي، که نميدانند اين گل پخته را
دستهاي کوچک با آرزوهاي بزرگ ساخته است. وضعيت کارگران کوره
پزخانه ها روز به روز دارد دردآورتر ميشود. آنان بارها از
سوي اتحاديهشان اعتراضهاي خود را نسبت به وضعيت بد خود
ابراز کردهاند اما هر بار نتوانستهاند به خواستههايشان
در خصوص افزايش دستمزد و حمايتهاي بيمهاي جامه عمل
بپوشانند.
پايان
پيام
- اعلام تجمع کارگران لاستیک البرز در مقابل نهاد ریاست جمهوری
:386
رسیده اخبار رسیده به کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد
تشکلهای کارگری، کارگران شرکت لاستیک
البرز اعلام کردهاند که دست به تجمع خواهند زد.
کارگران
لاستیک البرز اعلام کردهاند که صبح روز دوشنبه مورخ 20 آبان
1387، ساعت 7 صبح در
مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع میکنند.
لازم به ذکر اشت این تجمع به دلیل محقق نشدن مطالبات کارگران
لاستیک البرز ونیز عدم دریافت حقو ق های معوقه صورت خواهد گرفت
..
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
19 آبان 1387
387 -
رئيس اداره کار و اموراجتماعي کاشان خبر داد:
توقف پرداخت تسهيلات بانكي، مشكلات كارگري را افزايش داد
:
اصفهان- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 19 آبان 87 ؛
رئيس اداره كار و اموراجتماعي
كاشان گفت: بر اساس اهداف و سياست هاي دولت نهم، نرخ بيكاري
اين شهرستان از 12 درصد به 8 درصد كاهش يافت.
به گزراش "ايلنا"، "محمد باقري نژاد" با بيان اينكه براي سال
86 بودجه اعتبارات بنگاههاي زود بازده شهرستان كاشان از مبلغ
347 ميليارد ريال در سال قبل به مبلغ 1400 ميليارد تومان
افزايش پيدا كرده است؛ گفت: در سالهاي 85 و86 به ترتيب 1160 و
1537 ميليارد ريال اعتبار در كارگروه اشتغال و سرمايه گذاري
شهرستان كاشان تصويب شده است.
وي ياد آور شد مبلغ اعتبارت تصويب شده كه پرداخت آنها بر عهده
بانكهاست؛ بيشتر از بوجه شهرستان كاشان بوده است.
رئيس ادراه كارو امور اجتماعي كاشان همچنين از افزايش مشكلات
كارگري دراين شهرستان خبر داد و علت آنرا قطع شدن پرداخت
تسهيلات به بنگاههاي كوچك و زود بازده عنوان كرد.
به گفته باقري نژاد در حال حاضر مديران صنايع اين شهرستان از
كمبود نقدينگي گلايه داشته و خواهان از سرگيري پرداخت تسهيلات
هستند.
وي گفت با اين حال به دليل پيگيري مسوولان و همكاري كارگران در
حال حاضر بحران هاي كارگري در شهرستان كاشان نسبت به ساير
شهرستانهاي كشور در وضعيت مطلوبي است.
پايان پيام
388-
كارخانه پتروشيمي لردگان
كاركنان و پيمانكاران اين كارخانه بعد از سه ماه هنوز حقوق
دريافت نكرده اند .
به گزارش انجمن صدای
کاوه ها در تاریخ 19 آبان 87 ، آمده است : كارخانه پتروشيمي
لردگان مدت سه ماه است كه از تاسيس آن ميگذرد.كارگران اين
كارخانه قراردادي بوده و تعدادي زيادي پيمانكار در اين شركت
كار ميكنند.اين كارگران و پيمانكاران از شروع كار دراين شركت
هنوز حقوق خود را دريافت نكرده اند. برطبق قانون كار بعد از 45
روز بايد حقوق پرداخت شود.اين درحالي است كه باگذشت بيش از
دوماه از پرداخت نشدن حقوقشان آنان به مدت يك روز دست از كار
كشيدند و اعتصاب كردند. به آنها قول دادند كه تا شانزدهم
آبانماه حقوقشان را پرداخت خواهند كرد. اين درحالي است هنوز
حقوق انان پرداخت نشده باقي مانده است. اين پيمانكار در گفتگو
با خبر نگارصداي كاوه ها گفت: اين باراگرحقوق ندهندفشار روي
كارگرها خيلي بيشتر ميشود در اين صورت ديگر كار تعطيل ميگردد.
تا حقوق پرداخت شوداين چند روز بارندگي است. ما مجبوريم كه
انجا برويم و كار را دنبال كنيم. البته اينجا فقط بحث سي صد
نفر كارگر نيست اينجا دويست و سي وسيله نقليه وجود داردهر
بلدزر حداقل 10 تا15 ميليون براي اين واحد توليدي كاركرده
است.هرماشين هم حدود 4 تا 5 ميليون كار كرده اند. اين بار
نميتوانند اين كار را بكنند اين بار اگرندهند ديگر كار تعطيل
ميشود.دراين كارخانه سه ما ه كار شروع شده اگر اينجا هم پول
نداده باشند كارگران در اين كارخانه كار نميكنند واعتراضات
ادامه خواهد داشت.
389-
احضار رضا دهقان به
دادگاه :
به گزارش سایت " کانون مدافعان کارگران
ایران " در تاریخ 19 آبان 87 آمده است : رضادهقان عضو هیات
مدیره سندسکای کارگران نقاش باردیگر به دادگاه احضار شد
اوسالگذشته به دلیل
فعالیت جهت بازگشائی سندیکای نقاشان به مدت
بیش از دوماه بازداشت بوده وسپس با قرار وثیقه آزاد گردید
390 -
طیب ملایی آزاد شد :
طیب ملایی از اعضای
هیئت مدیره و سخنگوی اتحادیه آزاد کارگران ایران که روز هیجده
آبان ماه بازداشت شده بود با پیگیریهای خانواده و اعضای
اتحادیه در سنندج امروز مورخه 19/8/87 در ساعت 18 با قرار
کفالت آزاد شد.
لازم به یادآوری
است مامورین امنیتی روز 8 آبان ماه و در غیاب طیب به منزل وی
هجوم آورده و با خشونت به مدت دو ساعت منزل ایشان را زیر و رو
کرده و کیس کامپیوتر، ریسور و برخی لوازم شخصی و اسناد مربوط
به اتحادیه را با خود برده بودند.
طیب ملایی دیروز به
همراه خانواده و اعضای اتحادیه در سنندج برای گرفتن لوازم فوق
به کلانتری 12 سنندج مراجعه کرد که همانجا بازداشت و به
اطلاعات نیروی انتظامی منتقل شد.
قاضی پرونده هنگام
آزادی طیب اعلام کرد وی باید ظرف دو هفته آینده در دسترس باشد
تا مورد محاکمه قرار بگیرد. اتهام طیب ملایی همکاری با گروههای
مخالف نظام و نگهداری ریسور است.
طیب ملایی از جمله
13 کارگری بود که در اول ماه مه سال 86 در سنندج بازداشت شد و
به 91 روز زندان و 10 ضربه شلاق محکوم گردید. این احکام با
اعتراضاتی که از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران و سایر
سازمانها و نهادهای کارگری و حقوق بشری صورت گرفت طی سفر آیت
الله شاهرودی به سنندج ملغی گردید.
اتحادیه آزاد
کارگران ایران ضمن محکوم کردن بازداشت طیب ملایی، آزادی وی را
به خانواده و اعضای اتحادیه در سنندج که طی دو روز گذشته بطور
مرتب در مقابل اطلاعات نیروی انتظامی و دادگاه حضور داشتند
صمبیمانه تبریک می گوید و خواهان لغو محاکمه طیب ملایی است.
همچنین ما از تمامی
تشکلهای کارگری و دوستانی که طی ساعات گذشته و پس از انتشار
خبر بازداشت طیب با اتحادیه تماس گرفته و در صدد اعتراض به
بازداشت وی بودند صمیمانه سپاسگزاریم.
زنده باد همبستگی
کارگری
اتحادیه آزاد
کارگران ایران 19/8/1387
391- اطلاعیه :
با گسترش یافتن
مبارزات کارگری در دفاع از حقوق انسانی خود و به خصوص بالا
گرفتن تب تشکل یابی در میان بخشهای فراوانی از طبقه کارگر
ایران و به دنبال تحمیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به
کارفرما که خود موفقیتی بزرگ و نویدی در جهت نیل به ایجاد
تشکلهای بیشتر و سراسری را به کارگران می دهد، نیروهای امنیتی
و دستگاه قضائی نیز با شدت بخشیدن به یورش به منازل فعالان ،
احضار، بازداشت و صدور حکم برای آنان به مقابله می پردازد.
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه بازداشت طیب ملائی سخنگوی اتحادیه آزاد
کارگران ایران، صدور حکم یک سال زندان برای افشین شمس قهفرخی
از اعضاء کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری و احضار
محمد جراحی عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای آزاد کارگری
را محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط طیب ملائی و
افشین شمس قهفرخی است
انجمن صنفی کارگران
برق و فلزکار کرمانشاه 19/8/1387
392- كارخانه پتروشيمي لردگان
كاركنان و پيمانكاران اين كارخانه بعد از سه ماه هنوز حقوق
دريافت نكرده اند :
كارخانه پتروشيمي
لردگان مدت سه ماه است كه از تاسيس آن ميگذرد.كارگران اين
كارخانه قراردادي بوده و تعدادي زيادي پيمانكار در اين شركت
كار ميكنند.اين كارگران و پيمانكاران از شروع كار دراين شركت
هنوز حقوق خود را دريافت نكرده اند. برطبق قانون كار بعد از 45
روز بايد حقوق پرداخت شود.اين درحالي است كه باگذشت بيش از
دوماه از پرداخت نشدن حقوقشان آنان به مدت يك روز دست از كار
كشيدند و اعتصاب كردند. به آنها قول دادند كه تا شانزدهم
آبانماه حقوقشان را پرداخت خواهند كرد. اين درحالي است هنوز
حقوق انان پرداخت نشده باقي مانده است. اين پيمانكار در گفتگو
با خبر نگارصداي كاوه ها گفت: اين باراگرحقوق ندهندفشار روي
كارگرها خيلي بيشتر ميشود در اين صورت ديگر كار تعطيل ميگردد.
تا حقوق پرداخت شوداين چند روز بارندگي است. ما مجبوريم كه
انجا برويم و كار را دنبال كنيم. البته اينجا فقط بحث سي صد
نفر كارگر نيست اينجا دويست و سي وسيله نقليه وجود داردهر
بلدزر حداقل 10 تا15 ميليون براي اين واحد توليدي كاركرده
است.هرماشين هم حدود 4 تا 5 ميليون كار كرده اند. اين بار
نميتوانند اين كار را بكنند اين بار اگرندهند ديگر كار تعطيل
ميشود.دراين كارخانه سه ما ه كار شروع شده اگر اينجا هم پول
نداده باشند كارگران در اين كارخانه كار نميكنند واعتراضات
ادامه خواهد داشت.
منبع : " انجمن صدای
کاوها "
393- دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي:
كارگران در برابر بحران اقتصادي موجود ضربه پذيرترين هستند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 20
آبان 87 ؛ "محمد سلامتي "در رابطه با بحران اقتصادي موجود
گفت:سياست هاي اقتصادي طي سه سال گذشته برنامه ريزي منطقي و
منظمي نداشته است.
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در گفت و گو با خبرنگار
گروه كارگري "ايلنا" اظهار داشت : بحران اقتصادي غرب به سهم
خود در كشورهاي ديگر نيز منتقل خواهد شد و كشورهاي ديگر را نيز
با حالت ركود روبرو خواهد كرد.
وي افزود: اقتصاد نفتي ايران نه تنها همانند كشورهاي ديگر به
فراز و فرود هاي اقتصاد بين المللي وابسته است؛ بلكه تك پايه
اي بودن آن باعث مي شود تا تاثيرات منفي آن بيشتر شود.
معاون روابط بين الملل وزارت كار دولت اصلاحات تأكيد كرد: چون
بحران اقتصادي از همه بيشتر باعث كاهش قيمت نفت مي شود بنابر
اين مسائلي مانند كاهش در آمد ارزي و نا امن شدن سرمايه گزاري
داخلي، تشديد بيكاري و در نتيجه پايين آمدن درآمدهاي كشور امري
طبيعي و قابل پيش بيني است.
سلامتي تصريح كرد بحران اقتصادي موجود اولين و اصلي ترين ضربه
خود را بر طبقه كارگر خواهد داشت و مشكلات اين طبقه را چندين
برابر خواهد كرد.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار "ايلنا" در مورد ارتباط وضعيت تورم
با ركود اقتصادي اظهار داشت: در اين سالها در ايران با وضعيتي
خاص به نام "تورم توام با ركود اقتصادي" مواجه بوده ايم.
دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب در توضيح وضعيت تورم توام با
ركود اقتصادي گفت : در اين وضعيت در عين حال كه با ركود
اقتصادي مواجه هستيم قيمت كالاها و خدمات افزايش مي يابد و در
نتيجه از قدرت خريد كارگر هر چه بيشتر كاسته مي شود؛ بنابراين
در آينده نزديك بايد منتظر تشديد نرخ تورم باشيم.
وي در خصوص ركود موجود در بخش مسكن گفت: بخش مسكن از اهميت
زيادي برخوردار است زيرا رونق بخش مسكن موجب رونق در بخش مصالح
ساختماني مي شود كه اين رونق خود بر زندگي بسياري از كارگران
تاثيرگذار است.
سلامتي گفت: بخش مسكن در سه سال قبل درحال طي كردن مسير بهتري
بود اما با تغيير سياستها اين امر متوقف شد.
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب تغيير سياستها و استفاده از
تجربيات گذشته را از راهكارهاي رونق در بخش مسكن دانست.
پايان پيام
394- گزارشی از وضعیت کارگران شرکت " وزنه" و شرکت "ماموت"
شركت وزنه دو سال پيش
تحت پوشش بانك ملت بود كه شركت ماموت از راه رسيد وبا دسيسه
واسطه هاي حرفه اي شركت وزنه را بلعيد .
نه مزايده اي در كار
بود ونه خريد وفروش رسمي ،شركتي كه در بهترين نقطه صنعتي تهران
واقع دركيلومتر 14 جاده مخصوص كرج بود با شش ميليارد تومان
آنهم به شكل شرايطي به خانواده فردوس سهامدار ماموت واگذار
گرديد .
اكنون بعد از دوسال
شركت ماموت قصد دارد شركت وزنه را با كارگران رسمي وقرارداديش
به نزديك هشتگرد كرج يعني ماموت 1 انتقال دهد.
حدود 230 نفر كارگر
وكارمند در شركت فوق مشغول بكار هستند كه از اين تعداد حدود 30
نفر رسمي و20 نفر كارگران قراردادي با سوابق بالاي 6سال تا 13
سال وبقيه كارگران قراردادي يك ماه الي دو ماهه هستند كه
حداكثر دوسال سابقه وحداقل 6 ماه سابقه در شركت وزنه را دارا
هستند.
شركت ماموت قصد دارد
230 كارگر را در زمستان 87 آواره وبيكار نمايد وشركت وزنه را
به خدمات پس از فروش اسكانيا كه به تازگي مجوز ساخت آن را
ازكشور سوئد گرفته است، تبديل كند.
كارگران رسمي شركت
بخاطر نبود تشكل كارگري در شركت اقدام به برگزاري انتخابات
نمايندگي كارگران نموده و5 نفر را به عنوان نماينده كارگران
انتخاب نمودند.
مديريت ماموت پاسخگوي
مطالبات كارگران نبوده وكارگران شركت وزنه بخصوص كارگران رسمي
چاره اي جز ايستادگي در برابر غول ماموت را ندارند.
کمیته هماهنگی برای
کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه تهران )
395- كارگران کیان تایر درمقابل دفتر احمدی نژاد تجمع کردند
ما کارگران کیان تایر ٧ ماه است حقوق نگرفته ایم، آقای وزیر
شما چطور؟
بنا به خبری كه امروز دوشنبه ٢٠ آبان 87
منتشر شده است، از ساعت هفت صبح امروز
حدود ٣٠٠ نفر از کارگران کيان تاير (لاستیک البرز سابق) در
مقابل دفتر رياست جمهوری در چهار راه پاستور در اعتراض به ٧
ماه دستمزد پرداخت نشده خود تجمع کردند.
عليرغم هوای بارانی و سرد٬ تجمع کارگران ٦
ساعت به طول انجامید. کارگران پلاکاردهائی با خود داشتند که بر
روي آن نوشته شده بود: "ما هفت ماه است حقوق نگرفته ايم٬ آقاي
وزير شما چطور؟"، "بابا نان ندارد٬ چرا؟". پلاکاردها و شعارهای
کارگران توجه مردم و رهگذران را به خود جلب کرده بود. کارگران
شعار ميدادند "وعده وعيد نميخوايم حقمون را ميخوايم". سرانجام
٢٥ نماينده کارگران برای مذاکره با مقامات مسئول به داخل دفتر
احمدي نژاد رفتند و سپس یکی از آنها به ميان کارگران آمد و گفت
ما اين تحصن را امروز تمام ميکنيم و اگر مذاکره نتيجه نداد
دوباره تحصن خواهيم کرد. کارگران اعلام کردند اگر مذاکره به
جائی نرسید، به تحصن و تجمعات اعتراضی خود ادامه ميدهيم. لازم
به يادآوری است که نيروی انتظامی نيز در محل نظاره گر بود و
يکی از سربازان به کارگران گفته بود که به ما اطلاع داده اند
که صبح محل را ترک نکنيم چون قرار است کارگران تحصن کنند.
تجمع امروز کارگران بر اساس تصمیم مجمع
عمومی کارگران در روز یکشنبه دیروز بود. کارگران در جلسه دیروز
تصمیم گرفتند تا تحقق خواستهایشان به تجمع خود در مقابل دفتر
احمدی نژاد ادامه دهند و در صورت عدم رسیدگی به خواسته هایشان،
همراه خانواده های خود دست به تجمع بزنند. كارگران علاوه بر
تصمیم گیری در مجمع عمومی، با ارسال اس ام اس هایی سایر
همکاران خود را به شركت در این تجمع فراخوان دادند. متن پیام
ارسالی از اس ام اس چنین بود: "سلام، جهت احقاق حقوق قانونی از
دست رفته مان فردا ٧ صبح مقابل ریاست جمهوری تجمع می نماییم،
حضور شما همكاران سرنوشت ساز می باشد." لازم به یادآوری است كه
كارگران لاستیك البرز مدت ٧ ماه است دستمزدی دریافت نكرده اند
و اعتراضات و پی گیریهای تاكنونی آنها به جائی نرسیده است.
اعتراض ادامه دارد
396- دبير اجرايي
خانه کارگر ساوه :
كارگرا ن از تبعيض ها گله مند هستند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران
در تاریخ 20 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر ساوه با
بيان اين كه كارگران از تبعيض موجود ميان بازنشستگان كشوري و
لشكري با بازنشستگان تامين اجتماعي گله مند هستند؛
گفت:ازمسئولان به ويژه وزير رفاه و تامين اجتماعي مي خواهيم كه
بازنشستگان تامين اجتماعي نيز مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت
قرار گيرند.
مهدي زماني نوري در گفت وگو با خبرنگار"ايلنا"افزود: از رئيس
جمهوركه با شعار عدالت و مهرورزي و خدمت به محرومين و
پابرهنگان توانست قلبهاي ملت ايران به ويژه جامعه كارگري را
تسخير و آراي آنان را در انتخابات نهم رياست جمهوري ازآن
خودكند مي خواهيم كه در سال آخر كابينه نهم به وعدهاي خود جامه
عمل بپوشاند.
وي با طرح اين سوال كه "مگر بازنشستگان تامين اجتماعي شهروند
ايراني نيستند؟"،گفت:چگونه است كه كاركنان دولت و بازنشستگان
لشكري و كشوري مشمول نظام هماهنگ پرداخت قرار مي گيرند و حقوق
آنان چند بار در سال افزايش مي يابد اما بازنشستگان تامين
اجتماعي مشمول اين افزايش ها قرار نمي گيرند.
زماني نوري گفت: وزير رفاه درحالي از افزايش 45 تا 100 درصدي
حقوق بازنشستگان كشوري و لشكري خبر مي دهد كه از دادن پاسخ
روشن و شفاف به وضعيت حقوقي بازنشستگان تامين اجتماعي خود داري
كرده و مي گويد اين افراد مشمول بيمه هاي خاص هستند.
دبير اجرايي خانه كارگر ساوه اظهار داشت وضعيت موجود را مي
توان در اين جمله بيان كرد: از طلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت
فرموده ما را مس كنيد.
اوتداوم بي عدالي ميان كارگران و ساير اقشار حقوق بگير جامعه
را موجب بدبيني كارگران دانست واظهار اميد واري كرد كه در
آينده نزديك اين تبعيض از ميان برداشته شود.
پايان پيام
397- گزارشی از وضعیت کارخانه ایران برک
:
(گزارش شماره 2)
کارخانه ایران برک رشت با بیش از 37 سال سابقه کار ، تنها مرکز
تهیه پارچه فاستونی و دوخت و دوز کت و شلوار در منطقه گیلان می
باشد . این کارخانه در سال 1377 از پوشش سازمان صنایع ملی
ایران خارج شده و به بخش خصوصی واگذار شد . مالکیت و عمده سهام
این شرکت در اختیار شخصی به نام محمد ضرابیه می باشد
که
در حال حاضر مدیرعامل بانک سامان کشور و صاحب کارخانجاتی از
قبیل یزد بافت ،
فیلور،
کاشی کویر یزد است . از سال 1380 تا کنون به دلیل عدم کفایت
مدیران شرکت و بکارگیری افرادی بدون تجربه در زمینه فاستونی ،
کارخانه برک دوران بحرانی را پشت سر گذاشته است ، بطوریکه
همیشه حقوق کارگران کارخانه با 3 الی 4 ماه تاخیر پرداخت می
شود و نصف عیدی و پاداش سال 1386هنوز به کارگران پرداخت نشده
است . در حال حاضر به مدت 12 روز است که کلیه کارگران در
اعتراض به عدم دریافت حق و حقوق خود دست از کار کشیده اند ، به
همین دلیل ، مدیر عامل شرکت بنام کوروش کانطوری ، به بهانه های
واهی و از روی غرض ورزی شخصی ، حکم اخراج حدود 14 نفر از
کارگران را
در دو نوبت داده است
و
این کار ، هم بر شدت اعتراضات کارگران افزوده است و هم در حال
حاضر تمامی کارگران اصرار بر دریافت کلیه حق و حقوق معوقه خود
دارند و این درحالی است که به دستور مدیر عامل ، سلف سرویس (
رستوران ) کارخانه بسته شده است و به کارگران غذا نمی دهند .
حال ! جای سوال اینجاست که آقای ضرابیه با این همه ثروت و
دارائی چگونه از دادن حق وحقوق
کارگران عاجز مانده است ؟ به نظر می رسد که ایشان به دنبال هدف
های دیگری است که مسئو لین کشور و استان در زمینه مسائل کار و
کارگری باید پاسخ گوی آن باشد .
لازم به توضیح است که از سال 1384 تا کنون حدود 2 میلیارد
تومان ، دولت از منابع مالی خود و بانکهای کشور به کارخانه کمک
کرده است .
از طرف جمعی از کارگران ایران برک
1387/8/20
((
این گزارش را کارگران ایران برک رشت ، برای کمیته ی هماهنگی
برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
فرستاده اند
و
ما آن را عینأ
تحت عنوان ( گزارش شماره ی 2 )
در
این سایت منعکس کرده ایم.))
براي دريافت گزارش شماره يک لطفا اينجا را کليک کنيد.
398- بدهي كارفرمايان تهراني به تامين اجتماعي از 550 ميليارد
تومان گذشت
تهران بزرگ 60 واحد بحران زده دارد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 20
آبان 87 ؛ كارگاه هاي تحت پوشش
اداره كل تامين اجتماعي تهران بزرگ بيش از 550 ميليارد تومان
به اين سازمان بدهكارهستند و كارفرمايان براي استفاده از قانون
بخشودگي 47 روز فرصت پرداخت و يا درخواست تقسيط را دارند.
به گزارش "ايلنا"، "عادل علايي" مدير كل تامين اجتماعي تهران
بزرگ اعلام كرد: با توجه به اجراي قانون بخشودگي جرايم تاكنون
260 ميليارد ريال كارفرمايان تهران از بدهي هاي گذشته خود را
پرداخت نموده اند.
وي با اشاره به بدهي قطعي كارگاه ها به تامين اجتماعي گفت: از
مجموع بدهي هاي كارگاه ها در سراسر ايران فقط يك هزار ميليارد
تومان بدهي جرايم تاخير حق بيمه است كه از اين مجموع بدهي
جرايم تاخير حق بيمه در سطح تهران بزرگ 183 ميليارد تومان است.
علاييتصريح كرد: متاسفانه در سطح تهران بزرگ 60 كارگاه
بحران زده وجود دارد.
مديركل تامين اجتماعي استقبال كارفرمايان را در پرداخت ديون
معوقه را مهم توصيف كرد و افزود: در راستاي سياست هاي دولت در
زمينه عدالت گستري و اشتغالزايي و برون رفت صنايع از بحران
اقتصادي و مالي و تقويت صندوق تامين اجتماعي اين قانون به مدت
شش ماه به اجرا درآمد و در تاريخ هشتم دي ماه سال جاري به
اتمام خواهد رسيد.
وي افزود: تمام كارفرماياني كه تا سال 86 از سوي سازمان تامين
اجتماعي جريمه شده اند مشمول اين بخشودگي بوده و مي تواند در
مهلت مقرر نسبت به پرداخت نقدي و يا قسطي تعهدات خود اقدام
كنند.
علايي تصريح نمود: در سطح اين اداره كل بيش از 370 هزار
كارگاه فعال، نيمه فعال و راكد وجود دارد بطوري كه از هر پنج
كارگاه در سطح تهران تنها يك كارگاه با ماهيت توليدي فعال بوده
و ماهيت ساير كارگاه هاي ديگر خدماتي - توزيعي و آموزشي است.
مديركل تامين اجتماعي تهران بزرگ با اشاره به جمعيت تحت پوشش
بيمه شدگان كارگاه هاي تهراني گفت: درتهران بزرگ بيش از 370
هزار كارگاه فعال و نيمه فعال وجود دارد كه از اين مجموع يك
ميليون و 820 هزار نفر تحت پوشش خدمات بيمه اي اين اداره كل
قرار دارند كه تعداد اين گروه نيز با شمار افراد تحت تكفل به
هفت ميليون نفر خواهد رسيد.
پايان پيام
399- به گزارش روزنامه كيهان در تاریخ 19 آبان 87 آمده است :
-
واردات 5 كالا در انحصار 65
نفر
روزنامه کیهان با
تاکید بر این که «انحصاری شدن واردات كالا، مافیایی قدرتمند
تشكیل میدهد كه نسبت به هر اصلاح ساختار و شفافیتی مقاومت می
كند» اعلام کرد آمارهای رسمی حاكی از آن است كه 65 شخصیت حقیقی
وحقوقی انحصار واردات 5 قلم كالا را به خود اختصاص داده اند.
بر اساس این گزارش؛ مطابق گزارش گمرك 45 درصد واردات خودرو در
انحصار 10نفر است. در بخش خودرو 10 واردكننده نزدیك به 45 درصد
واردات این كالا را به خود اختصاص دادند.
طی 12 ماه سال 86، 42هزار و 461 دستگاه خودروسواری به ارزش 878
میلیون دلار وارد كشور شد كه نسبت به مدت مشابه سال قبل از
لحاظ تعداد 15 هزار و 64 دستگاه و از نظر ارزش دلاری 36 درصد
افزایش داشت. 10 وارد كننده فوق هر كدام به طور متوسط 39.51
میلیون دلار از ارزش واردات خودرو را در سال 86 به خود اختصاص
دادند. 45 درصد ارزش كل واردات خودرو درسال 86 حدود 395.91
میلیون دلار بوده است.
بنابر این گزارش به نظر می رسد انحصاری شدن واردات خودرو نوعی
توزیع رانت محسوب شود. مطابق گزارش گمرك طی سال 86، 10 فرد
حقیقی و حقوقی 395.51 میلیون دلار خودرو وارد كشور كرده اند.
اگر فرض كنیم این 10 نفر بطور مساوی در واردات خودرو سهم داشته
باشند كه ندارند و تنها یكی از آنها یك هفتم از كل واردات
خودرو را در دست دارد سهم هر نفر رقمی معادل 39.51 میلیون دلار
می شود كه اگر این رقم با دلار 1000 تومان تسعیر شود به عدد 39
میلیارد و 510 میلیون تومان می رسیم. در ادامه اگر هر فرد
معادل 30 درصد - معادل كف بازار-سود ببرد توانسته است طی یك
سال 11 میلیارد و 700میلیون تومان سود قطعی به جیب بزند.
این آمار در مورد كالاهای دیگر نیز بدین شرح است.
شكر در
انحصار 15 نفر
55 درصد ارزش كل واردات شكر در سال 86 در انحصار 15شخص حقیقی و
حقوقی بوده است.در این سال 3 هزار و 984 میلیارد ریال معادل
428 میلیون و 867 هزار دلار شكر وارد كشور شده است. به این
ترتیب 15 واردكننده فوق به طور متوسط 15.725 میلیون دلار از
ارزش واردات شكر را در سال 86 به خود اختصاص دادند. 55 درصد
ارزش كل واردات شكر در سال 86 معادل 235.876 میلیون دلار بوده
است.
واردات آهن
توسط 20 نفر
گفتنی است؛ 20 نفر 50 درصد واردات آهن آلات، چدن و فولاد را در
سال 86 به خود اختصاص دادند. ارزش كل واردات آهن آلات، چدن و
فولاد در سال 86 به 84 هزار و 754 میلیارد ریال، معادل 9
میلیارد و 126 میلیون دلار رسید. آمارها حاكی از این است كه
سال گذشته هر یك از 20 واردكننده آهن آلات، چدن و فولاد به طور
متوسط 228.15 میلیون دلار از ارزش واردات این اقلام را به خود
اختصاص دادند. 50 درصد واردات آهن آلات، چدن و فولاد در سال 86
معادل 4 میلیارد و 563 میلیون دلار بوده است.
موبایل در
انحصار 10 نفر
10 واردكننده
70 درصد بازار واردات گوشی موبایل را در سال 86 به خود اختصاص
دادند. گزارش برنا در این زمینه حاكی است: واردات گوشی تلفن
همراه در سال 86 به 296 میلیارد و 944 میلیون ریال معادل 35
میلیون دلار رسید. براین اساس سهم هر یك از 10 واردكننده فوق
به طور متوسط در سال 86 به 2.45 میلیون دلار رسید. 70 درصد
ارزش واردات گوشی موبایل در سال 86 معادل 24.5 میلیون دلار
بوده است.
واردات پارچه
در انحصار 10 نفر
55 درصد ارزش كل واردات پارچه در سال 86 در انحصار 10 شخصیت
حقیقی و حقوقی بوده است. سال 86 واردات این كالا به یك هزار و
829 میلیارد ریال معادل 196 میلیون و 914 هزار دلار بود. متوسط
سهم این افراد نیز از واردات انواع پارچه در سال 86 به 10.83
میلیون دلار رسیده است. بر این اساس 55 درصد ارزش كل واردات
پارچه در سال 86 معادل 108.30 میلیون دلار است.
در همین ارتباط دكتر نورا عضو كمیسیون برنامه و بودجه مجلس به
كیهان گفت: مافیای قدرتمند وارداتی نسبت به هرگونه سیاست
اصلاحی و شفاف سازی مقاومت می كنند.
به گفته وی با انحصاری شدن واردات رقابت از بین می رود و با
جمع شدن اطلاعات و ثروت در دست عده ای خاصی، كالانیز به چندین
برابر قیمت به دست مردم می رسد.
وی به دولت هشدار داد برای اصلاح ساختاری در اقتصاد باید
انحصارات در اقتصاد شكسته شود.
نورا اهمیت مبارزه با انحصارات را تا آنجا دانست كه 3برنامه
توسعه گذشته نسبت به آن اهمیت ویژه ای قائل شوند.وی همچنین به
تشكیل لابی های قدرت اشاره كرد كه توانایی دارند پایه های
سیاسی حكومت را نیز تحت الشعاع قرار دهد.
به گزارش كیهان، محمد شریعتمداری وزیر بازرگانی دولت هشتم طی
گفت وگو با یكی از روزنامه ها با اشاره صریح به مقاومت ها برای
تغییر تعرفه گوشی تلفن همراه گفته بود: یك جریان پرقدرت در
اقتصاد مدام به دولت فشار می آورد كه تعرفه گوشی تلفن همراه را
افزایش ندهیم.وی در همین حال تصریح می كند كه قدرت این جریان
آنقدر بود كه اجازه این تغییر تعرفه را به وزارت بازرگانی
ندهد.
400- در اعتراض به روشن نبودن وضعيت قراردادها
کارگران لاستيک البرز مقابل دفتر رياست جمهوري تجمع کردند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 20 آبان 87 ؛
حدود 300 کارگر لاستيک البرز به
نمايندگي از يک هزار و 300 کارگر اين شرکت در اعتراض به روشن
نبودن وضعيت قراردادها وپرداخت نشدنحقوق خود مقابل دفتر
رياست جمهوري تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار"ايلنا"،يکي از اين کارگران با بيان اينکه
مشکل کارگران لاستيک البرز محدود به پرداخت نکردن حقوق نيست،
گفت: حدود 400 کارگر قراردادي در اين کارخانه هستند که وضعيت
آنها مشخص نيست.
کارگر ديگريگفت: کارفرماي لاستيک البرز ميخواهد در ملک
کارخانه ساختمانسازيکند، به همين دليل با اتلاف وقت قصد
خسته کردن کارگران و رسيدن به نيت خود را دارد.
اين کارگر افزود: دفترچههاي بيمه کارگران سه ماه است که
تمديد اعتبار نميشود؛ در حالي که برخي از کارگران نياز مبرم
به درمان دارند.
کارگرديگريگفت: متاسفانه روزنامهها و مطبوعات اخبار کارگري
را پوشش نميدهند.
وي با بيان اينکه مستاجر و داراي پنج فرزند هستم، گفت: آيا
سزاي کسي که قصد کارداشته و سعي دارد شکم زن و بچهاش را سير
کند، دربهدري است؟
وي با بيان اينکه تعدادي از کارگران در شرف بازنشستگي هستند،
گفت: شرکت حق بيمه اين افراد را نميدهد و آنان بلاتکليف
هستند.
اين کارگر افزود: ناهار و سرويس اياب و ذهابمان قطع شده است،
ما هم فقط به کارخانه رفته و آنجا مينشينيم.
اين کارگر تاکيد کرد: کارگران لاستيک البرز منتظر دستور رئيس
جمهور عدالت محور هستند تا سوءمديريت شرکت برطرف شده و توليد
آن ادامه يابد.
کارگران در اين تجمع پلاکاردهايي حمل مي کردند که بر روي آنها
نوشته شده بود «دولت به وظيفه خود در قبال مشکلات کارگران عمل
کند»، «آيا کسي نيست ما را ياري کند» و «بابا نان ندارد، چرا؟»
بنا براين گزارش نمايندگان کارگران مشغول مذاکره بامسوولان
هستند.
پايان پيام
401-
ناتواني مديران قبلي معاش 230 كارگر نساجي قائمشهر تهديد
ميكند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 20 آبان 87 ؛
نايب رئيس شوراي اسلامي كار
شهرستان قائمشهر اظهار داشت: كارخانه نساجي شماره يك قائمشهر
به وضعيت ديگر كارخانه هاي نساجي كشور دچار شده است.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا، رمضان غفاري گفت: در
جريان بازسازي وضعيت اين كارخانه كه در سال 75 با سرمايه كلاني
صورت گرفت 400 پرسنل اين كارخانه به صورت اجباري باز خريد
شدند.
وي افزود: مشكلات كارخانه نساجي قائمشهر بيش از همه به
ناتواني مديراني باز مي گردد كه هر يك زماني ادراه اين واحد
توليدي را برعهده داشتند.
اين فعال كارگري افزود: هم اكنون 180 نفر كارگر با قرار داد
دائم و 50 نفر كارگر با قرار داد موقت در اين كارخانه بحراني
براي معاش خود تلاش مي كنند.
به گفته غفاري يه دليل تعطيل شدن سالن هاي رنگرزي و بافندگي و
همچنين سالن مقدمات كارخانه نساجي شماره يك قائمشهر بطور
تقريبي از خط توليد خارج شده است.
نايب رئيس شوراي اسلامي كار قائمشهر افزود: مسوولان مربوطه
در حالي از اجراي خصوصي سازي اين واحد توليدي سخن مي گويند كه
كه كارخانه نساجي قائمشهر هر روز بيشتر به مرز تعطيلي نزديك مي
شود.
پايان پيام
402- گزارشی از زندگی و کار يک خانواده پاکدشتی :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 20 آبان
87: شکوفه آذر : پنج سال از فجايع هول انگيز حاشيه پاکدشت و
قتل های 24گانه نتيجه سدر زمستان 1383می گذرد. از آن زمان
تاکنون کمتر هفته و ماهی است که اخبار قتل ها، کشف اجساد بی
هويت و... در اين منطقه تيتر صفحات حوادث و اجتماعی نباشد. با
اين حال به استناد مشاهدات و گزارش های تصويری که از پيش و پس
از اين ماجرا ثبت شده است، اين مکان - طی اين پنج سال- نه از
نظر ساختار اقتصادی و نه اجتماعی و فرهنگي، کوچک ترين تغييری
نکرده است: سبک زندگی کارگران مهاجر کرد، خراسانی و افغانی که
زيرخط فقر، بهداشت و امنيت شغلی و جانی زندگی می کنند، رابطه
اغلب ناعادلانه کارگران و کارفرمايان،نحوه دريافت دستمزد و...
شايد در بيشتر موارد در همان وضعيتی است که از ده ها سال پيش
بوده است.يعنی از زمانی که حدود 60 سال پيش نخستين کوره پزخانه
حاشيه پاکدشت به دست نخستين کارفرما، بنا شد. ¦
اگر روزنامه نگار ،جامعه شناس يا مستندساز باشيد، پيداکردن
سوژه کار و تحقيق در حاشيه های پاکدشت کار
چندان دشواری نيست. پرسه گردی در جاده های خاکی و متروک منتهی
به بيابان های بی نام و نشان به جز خطری که هميشه در کمين است
به يک ماجرا و زندگی تکان دهنده ختم می شود.
ماجرای اين بار، ماجرای زندگی خانواده ای ايرانی - افغانی است
که يکی از پسرانشان را يک سال و نيم است گم کرده اند. پسری که
به قول مادرش: ,کارگر من مهدی بود... مهدی پسر کاری من بود.,
يک خانواده ايرانی ك افغاني، چهار فرزند بی شناسنامه که يکی از
آنها از يک سال و سه ماه پيش بدون هيچ رد و نشانی گم شده است،
يک صبح اوايل پاييز، رديف طولانی آجرهای خام، دخمه های 12 متری
که خانه نام دارد، با پاهای برهنه و گلی بچه ها و زندگی که روی
دست همه باد کرده است.
مرد؛ عيسی بربري، افغاني، 42 ساله، مهاجرت به ايران از زمان
جنگ روس ها، بدون شناسنامه، بی سواد، خشت زن کوره پزخانه.
زن؛ فاطمه سلطان درفکي، ايراني،
46 ساله، بدون شناسامه، بی سواد، خشت زن کوره پزخانه.
داوود، 17 ساله، دارای شناسنامه، بی سواد، خشت زن کوره پزخانه.
مهدي، 16 ساله، بدون شناسنامه، بی سواد، خشت زن کوره پزخانه،
مفقود شده.
مريم و عباس، 8 و 9 ساله، دانش آموز در مقطع سوم دبستان در
مدارس خودگردان، خشت زن کوره پزخانه، پاکدشت، تهران.
مکان؛ کوره پزخانه ,ش,، فرون آباد سوم، پاکدشت، تهران.
اينها اعضای خانواده ای هستند که از
24 سال پيش تاکنون در کار خشت زنی آجر سنتی در حاشيه پاکدشت
هستند؛ بدون بيمه، بدون سرپناه مناسب، بدون حاشيه امنيتي، بدون
آب آشاميدنی بهداشتي، بدون پوشش خدمات پزشکی و با دستمزدی
معادل 12 هزار و پانصد تومان برای هزار خشت.
عيسی می گويد: ,من با چشم های خودم تا به حال مرگ سه نفر را در
کوره پزخانه ديده ام. يکی از آنها از گرمای کوره بيرون آمد و
بلافاصله بطری آب يخ را به دهان گذاشت و خورد. هنوز آب خوردنش
تمام نشده بود که به زمين افتاد و جا در جا مرد. يکی ديگر در
حال خشت زنی خون بالا آورد و به يک ساعت نکشيد که مرد. نفر
سوم...مرگ نفر سوم از همه وحشتناک تر بود. ما يک گروه 15-10
نفره از زن، مرد و بچه داشتيم خشت می زديم. سه نفر آن طرف تر
داشتند چرخ نقاله را جابه جا می کردند. هوا گرگ و ميش بود. يک
نفر افغانی پشت چرخ ايستاده بود و داشت دو نفر ديگر را هدايت
می کرد تا چرخ را به ديوار بچسبانند. آن دو نفر نتوانستند چرخ
را کنترل کنند و چرخ با تمام قدرت به ديوار کوبيده شد و مردی
که بين چرخ و ديوار داشت آنها را هدايت می کرد، له شد. من و
چند نفر سريع جلو دويديم تا کمک کنيم. کارفرما خودش را رساند و
به محض اينکه اوضاع را ديد سر ما داد کشيد که به سر کار
برگرديم. بعد در حالی که جسد نيمه جان مرد هنوز روی زمين
افتاده بود، آن دو کارگر را به اتاق خودش برد. چند دقيقه بعد
آن دو هم که افغانی بودند، آمدند و جسد نيمه جان کارگر را که
هنوز خرخر می کرد، بردند پشت دخمه ها و گودها و نيم ساعت بعد
برگشتند و از خانه مرد، دوچرخه اش را هم برداشتند و بردند همان
جا. شب يکی از آن دو نفر را کناری کشيدم و پرسيدم با جسد نيمه
جان مرد چه کردند. معلوم شد که کارفرما به آن دو کارگر وعده
500 هزار تومان داد و به آنها دستور داد تا بدن نيمه جان کارگر
را در دره ای همان حوالی پرت کنند و رد دوچرخه اش را هم طوری
در کنار دره بيندازند که انگار مرد مجروح، دزدی بوده که نيمه
شب بعد از دزديدن تعدادی لامپ و لباس، هنگام فرار به دره پرت
شده. جسد مرد را فردا در همان دره پيدا کردند و پليس جسد را
برد و در قبرستان افغانی های بی نام و نشان خاک کرد.,
گريه فاطمه و عيسی به حال خود،به حال دنيا
وقتی از محوطه خشت زنی به سمت خانه های کارگری پيش می رويم،
فاطمه روسری را جلوی دهانش می گيرد و بغض آلود می گويد: , پسر
من يک سال و سه ماه است که گم شده، دزديده شده؟ نمی دانيم. از
ايران رد مرزش کردند؟ نمی دانيم. کشته اند و زير خاکش کردند؟
نمی دانيم. ما هيچ چيز نمی دانيم...,
ديوارهای گچی سه اتاق تودرتوی
شش متری که کارفرما با آب و برق رايگان به مدت شش ماه در
اختيار آنها گذاشته، طبله کرده است. دو فرش، يک تلويزيون سياه
و سفيد ارج قديمي، يک جا لباسي، يک گاز و يخچال قديمی و چند
دست رختخواب تنها دارايی زندگی 20 ساله اين خانواده است.
با ورود عيسي، فاطمه اشک هايش را با روسری پاک می کند و با
اشاره به همسرش می گويد: ,او می گويد بچه مان را رد مرز کرده
اند. عين خيالش نيست. همش مرا دعوا می کند که چرا گريه می
کني،,
همانطور که حرف می زند،
گوجه فرنگی ها را در ماهی تابه سرخ می کند. کمی خشکبار و ميوه
برای پذيرايی می آورند. مگس ها امان همه را بريده اند. عيسی با
روحيه است. سعی می کند بخندد و خود را از وضعيت موجود راضی نگه
دارد اما خيلی طول نمی کشد که او هم گله می کند اما با لحنی
متفاوت. او جايگاه خود را در کشور بيگانه می داند. می داند
همين که اجازه دارد تا در اين کشور، سرپناهی کوچک و کار روزمزد
داشته باشد، بايد خوشحال و شکرگزار باشد. می داند همين که با
وجود قانون های اکيد، او را هنوز از اين کشور بيرون نينداخته
اند، بايد شکرگزار باشد. می داند همين که بچه هايش می توانند
به مدرسه خودگردان افغانی ها بروند- و حتی بدون مدرک هر سال به
کلاس بالاتر بروند- شکرگزار باشد. اما همسر ايرانی اش می گويد:
,او خارجی است اما من چه؟ من که ايرانی هستم اما چرا بچه هايم
بدون شناسنامه هستند؟ چرا بچه هايم بايد به مدرسه خودگردان
بروند؟ چرا وقتی پسرم گم شد، رسيدگی نکردند؟ مگر من ايرانی
نيستم؟ مگر اين مرد شوهر من نيست؟ ,
نمی رويم تا مهدی بيايد
داوود ساکت است و آرام می آيد و گوشه ای می نشيند. فقط نگاه می
کند. وقتی بالاخره به حرف می آيد، اشک هايش جاری می شود و با
دست های کارگری اش، آنها را پاک می کند و ماجرای فرار يا گم
شدن برادرش را تعريف می کند: ,آن روز من و مهدی با هم بوديم.
پليس ما را ديد و فهميد که افغانی هستيم. هيکل برادرم با اينکه
از من کوچک تر است، بزرگ تر است. پليس با او برخورد کرد و گفت
بگو افغانی های ديگر کجا هستند؟ خوابگاه شان کجاست؟ برادرم گفت
نمی دانم. آنها رفتند. بعد از يک ساعت، چندتا از کارگران
افغانی و ايرانی آمدند که از ما بزرگ تر بودند. اين افغانی ها
برادر مرا کتک زدند و گفتند تو خوابگاه ما را لو دادی. آنها هم
بعد از اينکه او را زدند، رفتند. برادرم زخمی شده،پا و صورتش
کبود شده بود. نشست روی زمين و گريه کرد. همان موقع گفت من
ديگر خسته شده ام. می خواهم از اينجا بروم. گفتم کجا؟ گفت می
روم مامازن کارگر ساختمان می شوم. هر کجا بروم بهتر از
اينجاست. هرچه اصرار کردم قبول نکرد که برگرديم. من هم گفتم پس
من هم با تو می آيم. نمی خواستم تنها برود. ما دو هفته با هم
رفتيم مامازن. شب ها در خيابان و پارک می خوابيديم. روزها به
دنبال کار ساختمان می رفتيم. هيچ کاری پيدا نشد. فقط 12 هزار
تومان پول داشتيم. بعد از دو هفته من مايوس شدم. ترسيدم. پول
نداشتيم. گفتم من
بر می گردم خانه. او مرا تا نزديک همين جا رساند. هر چه گريه
کردم، بهش التماس کردم که تو هم بيا، نيامد. گفت نمی آيم اما
اگر کار پيدا نکردم بعد از يک ماه
بر می گردم. اما او رفت که رفت. نمی دانم چه بر سرش آمد. يک
سال و نيم است که رفته حتی نيامده که به ما سر بزند.,
عيسی طوری که همسرش نشنود، آهسته می گويد: ,نمی دانم او را
کشته اند و خاکش کردند يا پليس ها رد مرزش کردند؟ فقط اين را
می دانم که اگر مشکلی برايش پيش نيامده بود حتماً برای ديدن ما
می آمد.,
فاطمه می گويد: ,همه جا رفتيم. کمپ افغان ها رفتيم اما پسرمان
در آنجا نبود. نامه گرفتيم رفتيم بازپروری. توی کامپيوتر زدند
اسمش نبود. اينجا قتل و دزدی کم اتفاق نمی افتد. نمی دانم چه
بلايی سر پسرم آورده اند.,
عيسی می گويد: ,يک سال است که کارفرمای ما حقوق مان را نداده
اما اينجا مانديم چون تنها آدرسی است که پسرمان مهدی از ما
دارد. اگر از اينجا برويم، ديگر مطمئن هستم که مهدی نمی تواند
ما را پيدا کند. ما در هيچ کجای ايران، اسم و آدرسی نداريم.
تلفن نداريم. فاميلی که پسرمان در خانه آنها را بزند، نداريم.,
اگر خبری بود ما هم خبردار می شديم
کارفرماها مثل کارگران ادعا می کنند که اگر خبری بشود ما همه
خبردار می شويم، اما واقعيت اين است که آنجا جايی است که هيچ
کسی از هيچ کسی خبر نمی گيرد چون سرنوشت کسی برای کمتر کسی
اهميت دارد؛ چون همه می آيند که شش ماه بعد بروند. کارگرها فقط
به فکر گرفتاری های خودشان هستند. آنقدر که بتوانند هر روز
بيشتر از قبل خشت بزنند تا بلکه کنترات بيشتری بعد از شش ماه
يا يک سال بگيرند. از چند نفر از کارگران همان جا درباره مهدی
سوال می کنم. همه به هم نگاه می کنند. هيچ کسی تا به حال
نشنيده است. تا به حال نشنيده اند که کارگر همکار خودشان يک
سال و نيم است که در به در به دنبال ردی از پسر گم شده اش می
گردد.
کوره پزخانه ,ص, ديوار به ديوار کوره پزخانه ,ش, است. کارگران
آنجا هم بيشتر افغاني، کرد و خراسانی هستند. در آنجا هم
کارگران در خانه های 12 متری زندگی می کنند و از شير آب و حمام
عمومی استفاده می کنند. اما خانه هايشان تميزتر به نظر می رسد.
تازه آنها در يک اتاقک قفل شده را نشان می دهند و با خوشحالی
می گويند: ,ما مسجد هم داريم.,
کارفرما مردی جاافتاده است که از ديدن من چندان راضی به نظر
نمی رسد. اسمش را نمی گويد و سرسنگين برخورد می کند.
می گويد: ,بيجه را که کشتند ديگر اينجا خبری نشد. هر کسی سرش
به کار خودش گرم است.,
با اعتماد به نفس می گويد: ,اگر می خواهيد می توانيد از خود
کارگرها بپرسيد.,
شما اخراج هستيد
در محوطه خشت زنی که هستيم، فاطمه به اتاق آتشکارها اشاره می
کند و می گويد: ,آنها از اينکه پيش ما آمده ايد و پيش آنها
نرفتيد بدشان آمده. زنگ زده اند به کارفرما.,
يک ساعت بعد، خانمی حدوداً 50 ساله، با دستکش سياه و عينک دودی
و لحن صدايی که کاملاً مشخص است به تهرانی های شمال شهری که
رفت و آمد خارجی زيادی دارند، می آيد. وقتی می آيد، آتشکارها
با او حرف می زنند و وقتی من به او نزديک می شوم، آتشکارها دور
می شوند. اول می خندد و با خوشرويی برخورد می کند، کمی بعد، با
خشم می پرسد ,به چه اجازه ای بدون اجازه من پا به کارخانه من
گذاشتيد،, و بالاخره در اتاق فاطمه و عيسی را می کوبد و
فريادزنان مواخذه می کند: ,شما حق نداشتيد بدون اجازه من اينها
را توی خانه خودتان راه بدهيد،,
می گوييم ما فقط برای تهيه گزارش از گم شدن پسرشان به آنجا
آمده ايم و اصلاً کاری به کار وضعيت کارگران نداريم،
کارفرما با اشاره به من می گويد: ,اينها می آيند فقر کارگران
را بزرگنمايی می کنند. در حالی که ما خانه و آب و برق مجانی به
آنها می دهيم. اگر همين را به آنها ندهيم آنها از گشنگی می
ميرند.,
فاطمه و عيسی سرخ می شوند و می گويند: ,بله. شما درحق ما
خواهری می کنيد،,
می پرسم: ,شما در راه خدا اين کار را می کنيد؟,
متوجه کنايه ام می شود و پرخاشگرانه می گويد: ,اين آجرها فروش
ندارد. ما چکی آنها را می فروشيم. من خودم کلی بدهی دارم اما
اينجا را نگه داشته ام چون 100 نفر از قبل من نان می خورند،,
می پرسم: ,به همان نانی اشاره می کنيد که يک سال است به آنها
نرسانده ايد؟,
وقتی کارفرما با تغير نگاهم می کند و در را می کوبد و می رود،
معلوم است که نقشه ای در آستين دارد.
تدبير او، صبح فردا، اول وقت، مشخص می شود. معاونش در خانه
عيسی و فاطمه را باز می کند و می گويد: ,اخراج، يالله وسايلتان
را جمع کنيد و برويد،,
اتاقی در فرون آباد
عيسی می خندد و خبر غم انگيز را به من می دهد. عذاب وجدان دارم
اما فاطمه می گويد:,تو فيلم ما را در تلويزيون پخش کن، داستان
گم شدن پسر ما را در روزنامه بنويس، ما هيچ ناراحت نيستيم. اين
برنامه هميشگی زندگی ماست. کارفرما دستور بدهد می مانيم، دستور
بدهد می رويم. بخواهد پول ما را می دهد. نخواهد نمی دهد. اين
بار هم پول ما را نداد.,
حالا اين خانواده پنج نفره در اتاقکی در فرون آباد سوم زندگی
می کنند. کارفرما پول يک سال آنها را نداده است و تنها دلخوشی
آنها اين است که اين بار لااقل در ازای بيرون انداخته شدن از
کارشان، فيلم مستند پسرشان در تلويزيون نشان داده شود يا
گزارشش در روزنامه چاپ شود، بلکه... شايد.... روزی... خبری از
پسر گم شده شان برسد،
403- رئيس سازمان کار استان يزد خبر داد:
حوادث منجر به قطع عضو در 6 ماه اول امسال، 68 درصد كاهش يافت
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 20 آبان 87 ؛
رئيس سازمان كار و اموراجتماعي
استان يزد از كاهش 50 درصدي حوادث ناشي از كار منجر نقص عضو در
نيمه نخست سال جاري خبرداد.
به گزارش "ايلنا"سيد حسن صفوي با اشاره به بررسي بازرسان
سازمان كار يزد در نيمه نخست سال جاري ،گفت:25 فقره حادثه ناشي
از كار منجر به نقص عضو گزارش شده است.
وي افزود بررسي ها نشان مي دهد كه آمار مربوط به اين حوادث
نسبت به مدت مشابه سال گذشته 50 درصد كاهش داشته است.
صفوي همچنين از كاهش 68 درصدي حوادث ناشي از كار منجر به قطع
عضو در نيمه نخست سال جاري خبرداد.
رئيس سازمان كار و امور اجتماعي استان يزد اظهار داشت: اقدامات
فرهنگي چون تهيه برنامه هاي راديويي و تلوزيوني از جمله
اقدامات پيشگيرانهاي است كه اين سازمان به منظور رعايت مسايل
ايمني و بهداشت كار و نيز كاهش آمار حوادث حين كار در دستور
كار خود قرار داده است.
پايان پيام
404- گزارش ايلنا از وضعيت کارگران کارخانه لاستيک البرز
رئيس شوراي اسلامي كارخانه: طولاني شدن وضعيت بحراني مشكوك است
زندگي خانوادگيكارگران با مشكل روبرو شده است
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 20 آبان 87 ؛
رئيس شوراي اسلامي كاركارخانه
لاستيك البرز از پرداخت نشدن مطالبات كارگران اين كارخانه در
هشت ماه گذشته خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، وليالله صالحي كه به دنبال تجمع صبح امروز
كارگران كارخانه لاستيك البرز، در محل تجمع، اين كارگران
واقع در نهاد رياست جمهوري حضور داشت،طولاني شدن وضعيت
بحراني كارخانه لاستيك البرز را مشكوك خواند و گفت: خودداري
مالك كارخانه از خريد مواد خام علت اصليتجمع كارگران است.
پيش از اين نيزكارگران لاستيك البرز در تجمعها و حركتهاي
اعتراضي مختلف اعلام كرده بودند.
به گفته صالحي با توجه به ظرفيت توليد روزانه 90 تن لاستيك
دركارخانه البرز، توقف روزانه فعاليت اين واحدتوليدي از نظر
مالي خسارت سنگيني به همراه دارد.
اين عضو شوراي اسلامي كارخانه لاستيك البرز كه به واسطه اين
سمت به عنوان نماينده كارگران استان تهران در كانون هماهنگي
شوراهاي اسلامي كار استان تهران نيز حضور دارد، در خصوص
پيگيريهايي كه در اين تشكل صنفي كارگري براي رسيدگي به وضعيت
كارگران لاستيك البرز انجام شده است،گفت: با توجه به اجراي
اصل 44 قانون اساسي درتلاش هستيم تا مديريت و مالكيت كارخانه
لاستيك البرز را دوباره به شركت سرمايهگذاري سازمان تامين
اجتماعي واگذار كنيم. كارخانه لاستيك البرز تا پيش از واگذاري
به مالك خصوصي فعلي از واحدهايي بود كه زير نظر شركت سرمايه
گذاري تامين اجتماعي اداره ميشد.
وي تاكيد كرد: تاكنون دستگاههاي مسوول نتوانستهاند به
بحران به وجود آمده پايان داده و شرايط كارخانه را به حالت
عادي بازگردانند.
يكي از كارگران لاستيك البرز در اين باره به خبرنگار "ايلنا"،
گفت: مسوولان نهاد رياست جمهوري در حالي از مفقود شدن برخي
مكاتبات خبر ميدهند كه به گفته خود آنها در هفته گذشته
پرونده لاستيك البرز به دليل تراكمكاري ازكارتابل رياست
جمهوري خارج نشده است.
طولاني شدن روند رسيدگي به مشكلات كارگران لاستيك البرز در
حالي ادامه دارد كه به گفته صالحي و سايركارگران كارخانه
لاستيك البرز، مشكلات اقتصادي باعث ايجاد مشكلاتي در زندگي
خانوادگي اين كارگران شده است.
كارگران لاستيك البرز كه در طول يك سال گذشته نسبت به نحوه
عملكرد مديريت فعلي بارها معترض شدهاند. درجريان تجمع امروز
اين كارگران طي بيانيهاي خلع و برخورد قضايي با
سهامدارفعلي، پرداخت مطالبات معوقه، تامين مواد براي راه
اندازي توليد با ظرفيت كامل و جلوگيري از انحلال شركت و بررسي
وضعيت معيشت كارگران را خواستار شدند.
در بخشي از اين بيانيه آمده است:ما كارگران شركت لاستيك البرز
به تبعيت از فرمايشات مقام معظم رهبري از اجرايي شدن اصل 44 كه
در جهت شكوفايي اقتصادي كشور است موافق هستيم ولي اشخاص با سوء
استفاده از حسن نيت نظام جمهوري اسلامي تنها در پي كسب ثروت
بادآورده بوده و آگاهانه به دنبال خدشه دار كردن ماهيت اصل 44
هستند.
پايان پيام
405- فريبرز رييس دانا در گفتوگو با ايلنا:
شتاب خصوصيسازي سبب ايجاد نگراني بين مسوولان نظام هم شده است
طبقه کارگر به شدت تضعيف شده است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 21
آبان 87 ؛
دکتر فريبرز رئيس دانا که در ميان
روزنامهنگاران و فعالان کارگري به اقتصاددان چپ مشهور است،
معتقد است بحران اقتصادي کنوني نتيجه اجراي برنامههاي مورد
حمايت اقتصاددانها و سرمايهداران راستگرايي است که در سه
دهه اخير قدرت اقتصادي را در انحصار خود داشتهاند.
وي با نگاه بدبينانه به طرحهاي حمايتي معتقد است که دولت نهم،
برخلاف ظاهر، گرايش چپ و مستضعفانه ندارد؛ بلکه از نظر رفتار
اقتصادي، راستگراترين دولت در سه دهه گذشته است.
به اعتقاد وي، شتاب خصوصي سازي در ايران در زمان دولت نهم
آنقدر زياد است که باعث بروز نگرانيهايي در ميان مسوولان
نظام هم شده است. وي اجراي اين سياستها را در جهت تضعيف شديد
طبقه کارگر ارزيابي ميکند.
به گفته برخي منتقدان
سياستهاي اقتصادي دولت، بعد از جنگ تحميلي سياستهاي
اقتصادي ايران بر پايه توصيه نهادهايي چون بانک جهاني، صندوق
بينالمللي پول و سازمان تجارت جهاني شکل گرفت. به اعتقاد اين
منتقدان اجراي اين سياستها محور توليدي و مردمي نداشته و
نتيجه اين روند که تا امروز نيز ادامه دارد، چيزي جز افزايش
شکاف ميان طبقه غني و فقير و بحران اقتصادي کنوني نيست. اين
ادعا تا چه ميزان صحيح است؟
اجازه دهيد به اين سوال به
صورت معکوس پاسخ دهم؛ يعني در اين سالها براي حمايت از طبقه
محروم و آسيبپذير، يارانههايي اختصاص يافته است. به کمک
طرحهايي مانند طرح شهيد رجايي،کميته امداد امام خميني و
بنياد مسکن انقلاب اسلامي، شماري از افراد نيازمند طبقه
آسيبپذير تحت پوشش چترهاي حمايتي قرار گرفتند؛ در قالب قانون
کار، براي افزايش دستمزد کارگران و محدود کردن اخراج آنها
اقداماتي انجام شد. دستگاههاي دولتي چون وزارت تعاون و وزارت
رفاه و تامين اجتماعي به منظور حمايت از همين قشر آسيبپذير
تاسيس شد و در نهايت در برنامههاي توسعه پنجساله، طرحهاي
رفاهي و حمايتي گنجانده شده تا به افراد نيازمند کمک شود اما
تمام اين اقدامات تنها براي آن انجام شده که بخش کوچکي از
ميراث وخيم برجاي مانده از اجراي سياستهاي ويرانگر رشد و
توسعه اقتصادي در ايران را پنهان کند؛ سياستي که اجراي آن تنها
به رشد و توسعه منافع اقتصادي گروههاي خاص منجر شده است.
منظور شما اين است که اجراي
اين سياستها باعث بروز بحران اقتصادي کنوني شده است؟
بحران اقتصادي فعلي نتيجه
اجراي سياستهايي است که جز فربه شدن اصل و سود سرمايه
گروههاي اجتماعي خاص از يک سو و زيان اقتصادي ساير گروههاي
اجتماعي از ديگر سو، نتيجهاي نداشته است. به همين دليل
اقدامات حمايتي که در بالا اشاره کردم از سوي دولت انجام شد تا
با جبران بخش کوچکي از خسارتهاي ايجاد شده، هم از واکنش منفي
گروههاي اجتماعي زيانديده جلوگيري شود و هم امنيت اقتصادي
بخش سرمايهداري سوداگر حفظ شود.
ادعاي منتقدان اين سياستها
که معتقدند اجراي چنين سياستهايي از فراسوي مرزها تحميل
ميشود، چقدر صحيح است؟
بخشي از اين سياستها به
تجربه و روح سرمايهداري که در جايجاي کشورهاي جهان است،
باز ميگردد؛ براي مثال در سالهاي اخير اين سرمايهداري در
رويارويي با طبقه کارگر، سوسياليستها و عدالتخواهان
کشورهاي درحال توسعه، به نام نظم نوين جهاني از اهرم تعديل
ساختار استفاده ميکند که نتيجه آن تعطيلي کارخانجات و بيکاري
کارگران است. در ايران نيز چنين سياستهايي در حال اجراست؛
سياستهايي که از سوي نظام بازار داد وستد تحميل شده و رويکرد
آن جهانيسازي است. اما بخش قابل توجهي از اين سياستها، در
ايران مانند هر کشور ديگري پرورانده شده است؛ که نتيجه آن جز
ملقمه اقتصادي موجود نيست.
با توجه به اينکه طبق گفته
شما اين سرمايهداري در سه دهه گذشته اختيارات و قدرت
نامحدودي داشته است، چطور ميتوان نظام اقتصادي آن را
ناکارآمد يا به قول شما ملقمه توصيف کرد؟
اين سرمايهداري به مشکل
بروکراتيک مبتلاست. در اين ساختار مديران اقتصادي دولتي تا
زماني که در دولت هستند در راس موسسات اقتصادي دولتي قرار
دارند، زماني هم که از دولت خارج ميشوند باز در موسسات
اقتصادي شبهدولتي يا وابسته به دولت حضور دارند. اين مساله
در کنار تحولات جهاني باعث به وجود آمدن يک ملقمه اقتصادي
ميشود. ملقمهاي که در کشمکش ضرورتهاي داخلي و سياستهاي
جهاني، منجر به وخيمتر شدن وضعيت طبقه محروم زنان، کارگران و
تهيدستان شهري شده و ناکارآمدي آن بيش از پيش عيان ميشود.
در اين شرايط
اين سرمايهداري به قول شما وابسته به حاکميت، چرا هيچ اقدامي
براي جبران وضعيت به وجود آمده انجام نداده است؟
درست همين
جاست که بخش اول گفتههاي من معني پيدا ميکند؛ يعني همان
سياستهاي حمايتي که در آغاز به آن اشاره کردم توسط دولت
اتخاذ ميشود تا از افزايش نارضايتيها جلوگيري شود که آن هم
به دليل اجراي سياستهاي خطا ناکارآمد و عقيم ميماند.
اما آمارها و
گزارشهاي رسمي در عين حال که وخيمتر شدن شرايط اقتصادي را
تائيد ميکند، از گسترش دامنه چترهاي حمايتي نيز حکايت
ميکند. فکر نميکنيد وخيم شدن وضع موجود نتيجهاي به غير
از آنچه که شما مدعي آن هستيد، داشته باشد؟
امروز در
حاليکه روند رو به فزوني بهاي مسکن، خيلي از شهروندان را
گرفتار کرده است در مناطق شمال پايتخت، شاهد پيشفروش
برجهاي مرتفع و شيک و تردد خودروهاي لوکس در خيابانها
هستيم. همزمان با بيپاسخ ماندن نيازهاي اقتصادي، دست به
تخريب محيط اجتماعي زدهايم و ملقمهاي اقتصادي به وجود
آوردهايم. اين وضعيت که از زمان روي کار آمدن دولت نهم تشديد
شده است، در نهايت باعث بروز ناهنجاريهايي چون معضل اعتياد،
بزهکاري، گسترش فقر و اختلاف طبقاتي، بالا رفتن نرخ بيکاري و
بهتبع آن، اجراي طرحهاي پيشگيرانهاي چون حمايت از
بنگاههاي زودبازده و تحول اقتصادي است، البته در اين بين
اعمال فشار مردم در تعديل اين سياستها بيتاثير نبوده است.
با اين تفسير،
آيا وضع فعلي از قبل قابل پيشبيني بود يا آنکه چنين وضعيتي
غيرآگاهانه پيش آمد؟
نميتوان گفت
قادر به پيشبيني وضعيت امروز نبودند. فراموش نکنيم پاي منافع
اقتصادي در ميان است. اين گروه به لحاظ اقتصادي هيچ وابستگي با
توده مردم و بهويژه طبقه کارگر نداشتند. فراموش نکنيم در اين
شرايط هيچ نظارت دموکراتيکي وجود نداشته و ندارد، به طوري که
هنوز هم اين وضعيت ادامه دارد.
شواهد شما براي
ادعاي ادامه اين وضعيت در حال حاضر چيست؟
براي مثال علت
نفي و حتي انکار جامعه مدني از سوي اقتصاددانهاي راستگرا
آن است که ميخواهند در صورت خروج دولت از مداخلات اقتصادي،
نهادهايي چون اتاق بازرگاني را جايگزين کنند، نهادهايي که در
آن سرمايهداران وابسته که بابت خريد يک شرکت رقم نجومي
پرداخت ميکنند، وجود دارد. سرمايهداراني که بدون ريسک، در
جريان واگذاري کارخانههاي دولتي به بخش خصوصي، صاحب
کارخانجات شده و بدون توجه به قابليتها، با فروش آن به ثروت
خود ميافزايند اما در نهايت همچنان از پايين بودن سرعت
خصوصيسازي در ايران انتقاد ميکنند. اين گروه از
سرمايهداران و اقتصاددانهاي وابسته به آنها، در حالي به
غلط از پايين بودن روند خصوصيسازي در ايران اعلام نگراني
ميکنند که بر اساس گزارشهاي بانک جهاني، ايران در
خصوصيسازي رتبه نخست را به خود اختصاص داده است.
اما نسبت سهم
بخش خصوصي و دولتي در اقتصاد ايران 30 به 70 است، آيا اين
نگراني از کند بودن روند خصوصيسازي در ايران را توجيه
نميکند؟
خير، در همين
سه سال گذشته، بيشترين اقدامات براي برداشتن مسووليت از دوش
دولت و دادن منابع ملي به شمار خاصي از نزديکان تحت عنوان
خصوصيسازي انجام شده است، با اين حال در ميان اقتصاددانهاي
راستگرا کسي نيست که بگويد فقر، بيکاري و محروميتها نتيجه
اين سياستها بوده است. هنوز دو قورت و نيم اين گروه که بدون
ريسک صنعتي امروز به قدرت اقتصادي تبديل شدهاند، باقي است و
اقتصاددانهاي وابسته آنها، حتي خواهان خصوصي سازي نظام تامين
اجتماعي، آموزش وپرورش و نفت هستند.
منظور از خصوصي
سازي تامين اجتماعي چيست؟
هم سازمان و
هم نظام تامين اجتماعي. در ميان اقتصاددانهاي راست اين بحث
در لفافه مطرح است که بهتر است سازمان تامين اجتماعي منحل شده
و اداره آن به بيمههاي خصوصي سپرده شود. اين گروه با دامن
زدن به اين موضوع که دولت نهم بيش از حد چپگراست،
خصوصيسازي تامين اجتماعي را مطرح ميکنند؛ حال آنکه آنها
خوب ميدانند که دولت نهم در راستگرايي بيسابقه است.
شما به نقش
مبارزات اجتماعي در تعديل اين وضعيت اشاره کرديد، اين در حالي
است که به گفته فعالان کارگري، اعتراضهاي کارگري روزبهروز
کماثرتر ميشود. چطور در اين ميان ميتوان نقش اين قبيل
اقدامات را مثبت ارزيابي کرد؟
در طول تاريخ
نقش تلاشهاي مردمي براي تعديل سياستهاي خشن سرمايهداري
انکارناپذير است اما يادمان باشد که سرمايهداري هيچ گاه اين
مقاومتها را به رسميت نميشناسد و هميشه دستاوردهاي
جنبشهاي حقطلبانه معلمان و کارگران را به الطاف خود نسبت
ميدهند.
در حال حاضر نيز هر چند شرايط روزبهروز سختتر و نتيجه
حرکتهاي معترضانه کماثرتر ميشود، اما طبقه کارگر هيچ گاه
جا نميزند. مساله کارگران هفت تپه و لاستيک البرز همه شاهد
اين ادعاست.
بطور کلي درسهاي اجتماعي دو جنبه دارند؛ يکي جنبه احتياط و
عقبنشيني و ديگر جنبه رسالت تاريخي که به پيمودن ادامه مسير
منجر ميشود. فراموش نکنيم هر اندازه که اقتصاددانهاي راست،
بازگذاشتن دست سرمايهداري براي سرکوب اعتراضهاي صنفي را
دموکراسي مينامند، کارگران و طبقات مردمي نيز تشکيل
اتحاديههاي صنفي کارگري و مدني را دموکراسي و عدالت اجتماعي
ميدانند. در حال حاضر شايد از محل وجوهي که ميان افراد
نيازمند پخش ميشود، بتوان حقخواهي کارگران را آرام کرد،
اما هميشه يک لايه و يک قشر از جامعه از نظر تاريخي آگاه و
هوشيار باقي ميماند تا راه را ادامه دهد.
علت اينکه شما
از اين دوران به عنوان سختترين زمان براي حرکتهاي صنفي ياد
ميکنيد، چيست؟
اين به
سياستهاي اقتصادي اين دولت بهظاهر چپ باز ميگردد. در حال
حاضر شاهد راستگراترين سياستها در مباحث اقتصادي هستيم. با
وجود شعارهاي مردمي که سر داده ميشود، هيچ کدام از دولتهاي
قبلي يارانه بنزين را حذف نکردند و از حذف ساير يارانهها سخن
نگفتند. از سوي ديگر موضوع اصلاح قانون کار نيز چندين بار مطرح
شده و هنوز معلوم نيست سرنوشت آن چه شود. بهاي مواد شوينده،
نان، مواد لبني، مسکن و حمل ونقل در همين مدت به شدت افزايش
پيدا کرده است. دلايل اين سياستها آن است که از نظر ديدگاه
اقتصاددانهاي راست، همه چيز در بازار داد و ستد ارزش کالايي
دارند. در اين ديدگاه پرداخت يارانه هيچ جايگاهي نداشته و
مانند لکه ننگي است که بايد حذف شود.
چرا پرداخت
يارانهها اينقدر به گفته شما براي سرمايهداران و
اقتصاددانهاي راست تحملناپذير است که به دنبال حذف آن
هستند؟
يادمان باشد
که سرمايهداري فعلي مايل است ايران را به قلب سرمايهداري
جهاني تبديل کند. اينجاست که تلاشها براي عضويت در سازمان
تجارت جهاني و حذف يارانهها معني پيدا ميکند؛ چون
سرمايهداري جهاني از پرداخت يارانه که با ماليات ارتباط
مستقيم دارد، گريزان است و براي همين قرار است به نام پرداخت
نقدي و ساماندهي، بهتدريج يارانهها در تابش آفتاب تورم
تبخير شده و خودبهخود حذف شود يا به دليل پايين بودن ميزان
آن، مردم از دريافت آن چشمپوشي کنند.
به گفته
منتقدان، تقاضاي عضويت پيوستن ايران در سازمان تجارت جهاني در
حالي مطرح است که ايران از نظر صنعتي قادر به مقابله با ساير
کشورهاي عضو نيست؟
بله درست
است، اما يادمان باشد عدهاي قصد غنيسازي سرمايهداري و
پهن کردن سفره براي سرمايهداري جهاني دارند که با تعطيلي
بنگاههاي اقتصادي جواب ميدهد. يادمان باشد بازار ايران در
مقايسه با بازارهاي عراق، پاکستان، بنگلادش، افغانستان،
ويتنام، اوکراين و مصر اميدبخشتر است.
شما عنوان
ميکنيد که سرمايهداري موجود براي رسيدن به اهداف خود حاضر
است تمام کارخانهها را تعطيل کند و تمام يارانهها را نيز
حذف کند. آيا اين مساله در درازمدت به زيان کشور و همين طبقه
صاحب سرمايه نيست؟
ببينيد
دولتهاي قبلي نيز براي حذف يارانه تلاش کردند، ولي اين کار
يک شبه شدني نيست، اما اقدامات دولت نهم آن قدر تند و سريع
است که حتي صداي هشدار و اعتراض مسوولان عالي رتبه نظام را هم
درآورده است که دولت را به عاقبت انديشي و پرهيز از عجله دعوت
ميکنند.
انتقادات اخير
به پرداخت تسهيلات زودبازده وزارت کار نيز با اين مرتبط است؟
بله، تزريق
نقدينگي متعاقب پرداخت اين تسهيلات، حتي نگراني بازرس مقام
رهبري را نيز به دنبال داشت. اين پولها همانطور که منتقدان
نيز ميگويند، بيکاران را بدهکار کرده است. با اين پول ميشد
نهادهاي صنفي کارگري را تقويت کرد. بدون شک اين نهادها بهتر از
مبتکران طرحهاي زودبازده ميتوانستند اشتغال ايجاد کنند.
گفتوگو از پانيد فاضليان
پايان پيام
406- قيمت سرسام آور داروها و دروغ گويی مسوولان
:
به گزارش خبرگزاری ایسنا در تاریخ 21 آبان
87 ؛ اين نکته که مسوولان دولتی صرفا با دروغ گويی و اراده
آمارهای نادرست سعی می کنند در برابر مشکلاتی که هويت شان
پاهرا بر اساس حل آنها به عنوان مدير و مسوول دولتی شکل گرفته
است اکنون به يک پديده بسيار عادی و رايج تبديل شده است. نمونه
گرانی دارو و تکذيب های بی سروته مسوولان مربوطه از جمله اين
موارد است که ديگر حتی داد نهاد سرکوبگری چون "بسيج دانشجويی"
را هم درآورده است. گزارش ايسنا از نامه اعتراضی بسيج دانشجويی
به معاون غذا و دارو در وازارت بهداشت:
ايسنا می نویسد : بسيج دانشجويى دانشكدهى داروسازى دانشگاه
علوم پزشكى تهران در نامهاى به معاون غذا و داروى وزارت
بهداشت نسبت به برخى مشكلات دارويى و عدم تحقق وعدهها اعتراض
كردند.
در اين نامه با متعارض خواندن بخشى از سخنان معاونت غذا و
داروى وزارت بهداشت با حقيقت، آمده است: در شرايطى كه مكررا در
مصاحبههاى خود اعلام كرده بوديد به هيچ وجه در شش ماهه اول
سال 87 افزايش قيمت دارو نخواهيم داشت در ابتداى سال جارى با
افزايش قيمت سرسامآور تعداد بسيار زيادى از داروها مواجه
شدهايم و درست در همان زمانى كه بسيارى از داروها افزايش قيمت
صد درصدى را تجربه ميكردند آن را تكذيب ميكرديد، البته اين
امر طى سالهاى گذشته بارها تكرار شده است.
در ادامه آمده است: مركز كمبودهاى دارويى وزارت بهداشت كه با
هدف راهنمايى مردم در زمينه محل توزيع داروهاى كمياب و
جلوگيرى از رويآوردن مردم به بازار كثيف ناصرخسرو ايجاد شده
بود، از حدود يكسال پيش تعطيل شده و موجب سرگردانى مردم در
داروخانههاى سطح شهر شده است. به نحوى كه بيماران براى تهيه
داروهاى مورد نياز خود تمام داروخانههاى سطح شهر را جستوجو
ميكنند و در آخر همه مجبور به تهيه داروهاى مورد نيازشان از
بازار قاچاق ميشوند.
در اين نامه با اشاره به مصاحبه معاون وزارت بهداشت و اعلام
شماره تماس مركز كمبودهاى دارويى به شماره 09646 آمده است: اين
شماره تلفن مربوط به مركز اطلاعرسانى داروها و سموم وزارت
بهداشت ميباشد كه فقط به مشاورهى علمى در زمينهى داروها
ميپردازد و هيچگاه در طول فعاليت خود پاسخگوى سوالات كمبودهاى
دارويى نبوده است. همچنين شماره تلفن 09646 در بسيارى از
استانها فعال نميباشد. اين مركز فقط در استان تهران 24 ساعته
مشغول به كار ميباشد نه در كل كشور!
در ادامه با اشاره به مصاحبه ديگر درباره برخورد با تمام
داروخانههاى اجارهاى (شامل اجاره به داروساز و اجاره به غير)
آمده است: سوال اينجاست كه در طول سه سال گذشته چه اقدامات
موثر و قابل توجهى در زمينه برخورد با اين پديده غير اخلاقى
صورت گرفته است و آيا در اين مدت به تعداد داروخانههاى
اجارهاى افزوده نشده است؟!
407- رئيس اداره کار و اموراجتماعي کاشان خبر داد:
توقف پرداخت تسهيلات بانكي، مشكلات كارگري را افزايش داد
:
اصفهان- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 21 آبان 87 ؛
رئيس اداره كار و اموراجتماعي
كاشان گفت: بر اساس اهداف و سياست هاي دولت نهم، نرخ بيكاري
اين شهرستان از 12 درصد به 8 درصد كاهش يافت.
به گزراش "ايلنا"، "محمد باقري نژاد" با بيان اينكه براي سال
86 بودجه اعتبارات بنگاههاي زود بازده شهرستان كاشان از مبلغ
347 ميليارد ريال در سال قبل به مبلغ 1400 ميليارد تومان
افزايش پيدا كرده است؛ گفت: در سالهاي 85 و86 به ترتيب 1160 و
1537 ميليارد ريال اعتبار در كارگروه اشتغال و سرمايه گذاري
شهرستان كاشان تصويب شده است.
وي ياد آور شد مبلغ اعتبارت تصويب شده كه پرداخت آنها بر عهده
بانكهاست؛ بيشتر از بوجه شهرستان كاشان بوده است.
رئيس ادراه كارو امور اجتماعي كاشان همچنين از افزايش مشكلات
كارگري دراين شهرستان خبر داد و علت آنرا قطع شدن پرداخت
تسهيلات به بنگاههاي كوچك و زود بازده عنوان كرد.
به گفته باقري نژاد در حال حاضر مديران صنايع اين شهرستان از
كمبود نقدينگي گلايه داشته و خواهان از سرگيري پرداخت تسهيلات
هستند.
وي گفت با اين حال به دليل پيگيري مسوولان و همكاري كارگران در
حال حاضر بحران هاي كارگري در شهرستان كاشان نسبت به ساير
شهرستانهاي كشور در وضعيت مطلوبي است.
پايان پيام
408- اعتصاب كارگران شركت لوله سازي لوشان
:
كارگران شركت لوله
سازي لوشان كه مشغول پروژه لوله گذاري در بندر انزلي هستند در
اعتراض به دريافت نكردن دستمزد، پرداخت نشدن حق بيمه و عدم
ارسال ليست بيمه به سازمان تامين اجتماعي از سه روز پيش دست به
اعتصاب زده اند. مدير عامل شركت نيز در واكنش به اعتصاب
كارگران دستور داده تا درب كارگاه به روي كارگران بسته شود و
قول داده كه شنبه آينده حقوقهاي معوقه را پرداخت كند.
اين در حالي است كه
ماه پيش مدير عامل مبلغ يك ميليارد تومان دريافت كرده و او آن
مقدار پول را در كار ديگري سرمايه گذاري كرده است.
لازم به ذكر است كه
تعدادي از كارگران در اعتراض به همين وضعيت، يك بار ديگر
اعتصاب كرده بودند كه آن اعتصاب منجر به اخراج 4 نفر از
كارگران شده بود.
اما در اعتصاب كنوني
همه كارگران شامل كارگران ساده و مهندسان شركت كردهاند.
اين پروژه به منظور
بهبود فاضلاب شهري در تعدادي از شهرهاي شمالي و با وام بانك
جهاني اجرا مي شود.
" گيل آوا "
21 آبان مه 1387
گزارش ارسالی به
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
409- دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل دست به یك حركت
اعتراضى زدند:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 21 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است: بیش از
500نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در اعتراض
به اقدامهاى سركوبگرانه و تفكیك جنسیتی، وضعیت خوابگاهها و
كیفیت بد غذا اقدام به اعتصاب غذا كردند. دانشجویان با سر دادن
شعار و خواندن سرود یار دبستانی به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه
راهپیمایی کرده و اعتراض خود را بیان كردند. دانشجویان اعتصاب
كننده همچنین، سینیهای ناهار خود را از سلف غذاخوری تا درب
دفتر معاون فرهنگی رژیم در دانشگاه روی زمین چیدند.
410- ماموران سركوبگر، به یك میهمانى در شهر مشهد حمله كردند
:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 21 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده
است: ماموران سركوبگر نیروی انتظامی به یك مهمانی در مشهد،
یورش بردند و 20 زن و مرد را دستگیر كردند.
روزنامه حكومتی قدس نوشت: در پی اطلاع از
شركت عدهیی در یك مهمانی در یكی از باغهای «شاندیز»، مأموران
انتظامی با حضور در محل مورد نظر 20نفر شامل 12 مرد و 8 زن را
دستگیر كردند. دستگیر شدگان، به همراه پرونده در اختیار شعبه
802 مجتمع قضایی قرار گرفتند و با صدور قرار روانه زندان شدند
411- فریاد اعتراض كارگران كیان تایر: «این آخرین پیام است،
کارگر مبارز آماده قیام است»
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 21 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است: بیش
از هزارتن از كارگران كیان تایر ـ لاستیك البرز تهران صبح
ديروز در مقابل دفتر احمدینژاد تجمع كردند و با سردادن شعار
«این آخرین پیام است کارگر مبارز آماده قیام است» علیه
سیاستهای ضدكارگری حكومت اعتراض كردند. كارگران كیان تایر بیش
از 7ماه است كه حقوق و مزایا دریافت نكردند و در وضعیت معیشتی
بسیار سختی بهسر میبرند. براساس گزارشهای دریافتی از
ساعت10صبح ديروز دوشنبه 87.8.20تجمع اعتراضی این كارگران در
مقابل دفتر احمدینژاد در تهران آغاز شد. كارگران معترض
پلاكاردهایی با خود حمل میكردند كه بر روی آنها نوشته شده
بود:
ـ کارگران لاستیک البرز 7ماه است حقوق
دریافت نکردهاند.
ـ «آیا کسی نیست ما را یاری کند»
ـ «بابا نان ندارد، چرا؟»
ـ بیش از 7000 خانواده كارگران كارخانه
لاستیک البرز در وضع بد معیشتی قرار دارند
و هل من ناصر ینصرنی
براساس گزارش دریافتی مأموران سركوبگر
نیروی انتظامی به كارگران زحمتكش كیان تایر یورش بردند تا آنان
را پراكنده سازند. كارگران نیز در مقابل این یورش وحشیانه
ایستادگی كردند و شعارهای ضدحكومتی سر دادند.
كارگران همچنین گفتند تا برآورده شدن
خواستههایمان، به اعتصاب ادامه خواهیم داد.
412- اعلام حمایت کارگران ایران خودرو از خواستهای بر حق
کارگران کیان تایر
:
کارگران زحمتکش کیان
تایر
ما کارگران ایران
خودرو یکبار دیگر ضمن اعلام همبستگی با مبارزات حق طالبانه شما
از خواستهای بر حق تان برای رسیدن به حقوقتان برای داشتن حق
کار .برای داشتن حق بهداشت .برای داشتن حق یک زندگی بهترهمراه
با رفاه و آسایش برای خودو خانواده تان اعلام پشتیبانی می کنیم
واز همه دوستان کارگر می خواهیم که در رساندن صدای حق طلبانه
شما به گوش دیگر کارگران تلاش کنند.
پیروزی کارگران تنها
در گرو مبارزه و اتحاد و همبستگی آنان امکان پذیر است
زنده باد اتحاد و
همبستگی کارگران درود بر کارگران کیان تایر
جمعی ازکارگران
ایران خودرو
21 آبان 1387
413- پیام به اتحادیه آزاد کارگران ایران و کارگران اعتصابی
کیان تایر(لاستیک البرز) - جمعهایی از کارگران: پتروشیمی
اصفهان، پالایشگاه اصفهان، نیروگاه اصفهان، شهرک صنعتی جی و
...
خبر برگزاری مجمع
عمومی فوق العاده اتحادیه آزاد کارگران ایران که حول حداقل
دستمزد و اقدام برای به ثبت رساندن اتحادیه با موفقیت به انجام
رسید برای ما جمعهای وسیعی از کارگران رسمی، قراردادی و پیمانی
کارخانه ها و مراکز کارگری اصفهان و حومه، خبری مسرت بخش و
امیدوار کننده برای ایجاد اتحاد و همبستگی هرچه گسترده تر در
میان کارگران ایران بود. ما به همه اعضاء اتحادیه و بخصوص
حاضرین در مجمع عمومی تبریک گفته و خود را در مبارزات آنان
برای رسیدن به خواسته های مشترک، بویژه کمپین در دست اقدام
برای تعیین حداقل دستمزد شریک می دانیم.
ما همچنین از اعتصاب
کارگران کیان تایر پشتیبانی و دستشان را در مبارزه برای رسیدن
به مطالباتشان می فشاریم وخواهان پرداخت کلیه حقوق معوقه آنان
هستیم.
زنده باد همبستگی
سراسری کارگران
جمع
هایی از کارگران:
1- پتروشیمی اصفهان
2- پالایشگاه اصفهان
3- صنایع شیمیائی
Lab
4- نیروگاه اصفهان
5- شرکت ها و واحدهای
صنعتی شهرک مورچه خورت
6- شهرک صنعتی جی
7- شهرک صنعتی
اشترجان
21/8/1387
|
اتحادیه آزاد کارگران ایران |
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته چهارم آبان
۱٣٨۷
(نوامبر۲۰۰٨
)
414- گزارشی از وضعیت کارگران شهرداری در شهر پاوه
:
طبق
خبر رسیده از شهر پاوه کارگران شهرداری که تحت پوشش شرکت
پیمانکاری می باشند 3 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت
نکرده اند.
تعداد کارگران تحت پوشش شرکت پیمانکاری در شهرداری پاوه 37
نفر می باشند. متاسفانه این کارگران تاکنون جهت پیگیری مطالبات
خود دست به اقدامی مشترک نزده اند و گاها به صورت انفرادی با
مسئولین و مدیریت شرکت وارد مذاکره شده و مراجعات تاکنونی آنها
به اداره کار و دیگر ارگان ها ی ذیربط بی نتیجه مانده است.
لازم به ذکر است که کارگران رسمی شاغل در شهرداری پاوه هم ، به
مدت 8 ماه است که از بابت اضافه کاری خود هیج گونه حقوقی را
دریافت نکرده اند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری (منطقه غرب)
22/8/1387
415- تحمع اعتراضی
کارگران لاستيک البرز :
به گزارش خبرگزاری ایلنا در تاریخ 22 آبان
87 ايلنا: رئيس شورای اسلامی کارکارخانه لاستيک البرز از
پرداخت نشدن مطالبات کارگران اين کارخانه در هشت ماه گذشته خبر
داد.
به گزارش "ايلنا"، وليالله صالحی که به دنبال تجمع صبح امروز
کارگران کارخانه لاستيک البرز، در محل تجمع، اين کارگران
واقع در نهاد رياست جمهوری حضور داشت، طولانی شدن وضعيت
بحرانی کارخانه لاستيک البرز را مشکوک خواند و گفت: خودداری
مالک کارخانه از خريد مواد خام علت اصليتجمع کارگران است.
پيش از اين نيزکارگران لاستيک البرز در تجمعها و حرکتهای
اعتراضی مختلف اعلام کرده بودند.
به گفته صالحی با توجه به ظرفيت توليد روزانه
۹۰ تن لاستيک
درکارخانه البرز، توقف روزانه فعاليت اين واحدتوليدی از نظر
مالی خسارت سنگينی به همراه دارد.
اين عضو شورای اسلامی کارخانه لاستيک البرز که به واسطه اين
سمت به عنوان نماينده کارگران استان تهران در کانون هماهنگی
شوراهای اسلامی کار استان تهران نيز حضور دارد، در خصوص
پيگيريهايی که در اين تشکل صنفی کارگری برای رسيدگی به وضعيت
کارگران لاستيک البرز انجام شده است، گفت: با توجه به اجرای
اصل ۴۴
قانون اساسی درتلاش هستيم تا مديريت و مالکيت کارخانه لاستيک
البرز را دوباره به شرکت سرمايهگذاری سازمان تامين اجتماعی
واگذار کنيم. کارخانه لاستيک البرز تا پيش از واگذاری به مالک
خصوصی فعلی از واحدهايی بود که زير نظر شرکت سرمايه گذاری
تامين اجتماعی اداره ميشد.
وی تاکيد کرد: تاکنون دستگاههای مسوول نتوانستهاند به
بحران به وجود آمده پايان داده و شرايط کارخانه را به حالت
عادی بازگردانند.
يکی از کارگران لاستيک البرز در اين باره به خبرنگار "ايلنا"،
گفت: مسوولان نهاد رياست جمهوری در حالی از مفقود شدن برخی
مکاتبات خبر ميدهند که به گفته خود آنها در هفته گذشته
پرونده لاستيک البرز به دليل تراکمکاري از کارتابل رياست
جمهوری خارج نشده است.
طولانی شدن روند رسيدگی به مشکلات کارگران لاستيک البرز در
حالی ادامه دارد که به گفته صالحی و ساير کارگران کارخانه
لاستيک البرز، مشکلات اقتصادی باعث ايجاد مشکلاتی در زندگی
خانوادگي اين کارگران شده است.
کارگران لاستيک البرز که در طول يک سال گذشته نسبت به نحوه
عملکرد مديريت فعلی بارها معترض شدهاند. درجريان تجمع امروز
اين کارگران طی بيانيهای خلع و برخورد قضايی با سهامدار
فعلي، پرداخت مطالبات معوقه، تامين مواد برای راه اندازی
توليد با ظرفيت کامل و جلوگيری از انحلال شرکت و بررسی وضعيت
معيشت کارگران را خواستار شدند.
416 - کانون نويسندگان ايران توقيف "شهروند امروز" را محکوم
کرد :
کانون نويسندگان ايران با انتشار بيانيه ای توقيف نشريه
"شهروند امروز" را محکوم کرد. متن اين بيانيه به شرح زير است:
"من با نظر تو مخالفم اما حاضرم جانم را فدا کنم تا تو بتوانی
حرفت را بزنی !"
ولتر
هيئت نظارت بر مطبوعات نشريه "شهروند امروز" را توقيف کرد. پيش
از هر چيز توقيف اين نشريه را محکوم ميکنيم و خواهان انتشار
مجدد آن هستيم. اما آنان که اين نشريه را توقيف کردهاند همان
تفکری را دنبال ميکنند که "شهروند امروز" در برابر مخالفان
خود، از جمله روشنفکران متعهد و مستقل دنبال ميکرد. در واقع
شهروند امروز قربانی همان سياستی شده است که خود مروج و پيرو
آن بود. توقيف "شهروند امروز" با انعکاس گسترده رسانهای روبرو
شد، حال آن که تاکنون دهها نشريهی ديگر بيسروصدا و به
بهانههای واهی مانند انتشار نامنظم و از سوی هيئت نظارت به
محاق رفتهاند.
ما از آن رو خواهان انتشار "شهروند امروز" و همهی نشريات
توقيف و تعطيل شدهی ديگر هستيم که به اصل آزادی انديشه و
بيان بيهيچ حصر و استثنا برای همگان پايبنديم و معتقديم
آزادی بيان تنها بستری است که آگاهی و حقيقت از دل آن بيرون
ميآيد.
کانون نويسندگان ايران
۲۱ آبان
۱۳۸۷
417- کانون نويسندگان ايران:۱۳
آذر، روز مبارزه با سانسور :
کانون نويسندگان ايران :آزادی انديشه و
بيان حق طبيعی هر انسانيست، زيرا به طور طبيعی هر انسانی
ميانديشد و هيچ دليل طبيعی نيز برای جلوگيری از بيان انديشهی
او وجود ندارد. آن چه موجب سلب اين حق از انسانی ميشود، منافع
نظامهايی است که برای تداوم خود در صدد حذف انديشهی مخالف
برميآيند. به اين ترتيب اکنون اين حق طبيعی کم و بيش در سراسر
جهان- گيريم به درجات مختلف- از سوی مراجع قدرت از افراد انسان
سلب ميشود. اما سلب آزادی بيان تنها با توقيف کتابها، نشريات
و روزنامهها يا جلوگيری از نشر و پخش آثار نويسندگان و
انديشمندان صورت نميگيرد. حذف فيزيکی صاحبان قلم و انديشه و
تعقيب و آزار آنان نيز شکل ديگری از سرکوب آزادی بيان است.
هرساله صدها انديشمند، نويسنده و روزنامهنگار تنها به دليل
انتشار انديشهها و عقايد خود يا کوشش برای بيان و افشای
واقعيتهای اجتماعی به قتل ميرسند، به زندان ميافتند، يا به
شکلهای ديگر تحت فشار و تعقيب قرار ميگيرند.
بنا به آمار گزارشگران بدون مرز، فقط در سال
۲۰۰۶،
۹۶ روزنامهنگار
کشته و ۱۳۵
نفر زندانی شدهاند. در مورد نويسندگان و انديشمندانی که صرفا
به دليل ابراز عقايد و بيان انديشههای خود کشته يا زندانی
شدهاند آماری در اختيار نداريم، اما پيوسته شاهد اخبار
پراکنده از اين دست نيز هستيم.
اما وضع ايران از بيشتر کشورهايی که در آنها آزادی انديشه و
بيان سلب ميشود، وخيمتر است. البته جامعه ايران و بهويژه
نويسندگان و هنرمندانِ آن سالهاست که با پديدهی سانسور دست
به گريباناند؛ اما ظرف دو سه سال اخير اين پديده چنان دامنهی
گستردهای يافته است که جز قلع و قمع فرهنگی نامی بر آن
نميتوان نهاد. انبوه کتابهايی که ماهها و سالها در انتظار
اخذ مجوز در ساختمان ارشاد بر روی هم انباشته ميشوند گواه اين
مدعاست، و اين در حاليست که متوليان سانسور مطالب بسياری از
کتابهايی را هم که اجازه انتشار مييابند دستکاری و در آنها
اعمال نظر ميکنند. علاوه بر اين، سينما، تئاتر، موسيقي،
وبلاگنويسي، سايتهای اينترنتی و ديگر عرصههای انديشه و بيان
نيز از اين دستاندازيها که هر روز شديدتر ميشود در امان
نيستند. مجموع اين شرايط معنايی جز سرکوب خلاقيت و ممانعت از
ابراز وجود نويسندگان و هنرمندان ندارد. دستگاه سانسور در
حقيقت نه کلمه و تصوير، بلکه خودانگيختگی و ابراز آن را که حق
طبيعی هر انسانيست سلاخی ميکند و به اين ترتيب حق جامعه را
برای برخورداری از ادبيات و هنرِ غيرحکومتی و پيشرو لگدمال
ميسازد.
کانون نويسندگان ايران که دو تن از چهرههای برجسته آن، محمد
مختاری و محمدجعفر پوينده، در سالهای اخير در راه آزادی
انديشه و بيان جان باختهاند، به پيروی از اصول مندرج در منشور
خود، در برابر اين موج رو به گسترش سانسور که بسياری از
نويسندگان و هنرمندان را در عمل خانهنشين کرده و آثار آنان را
در محاق فرو برده است، اعتراض و انزجار خود را اعلام ميکند.
در همين راستا، کميته مبارزه با سانسورِ کانون روز
۱۳ آذر را به ياد
جانباختگان آذرماه ۷۷
به عنوان روز مبارزه با سانسور اعلام و از نويسندگان و
هنرمندان در داخل و خارج کشور ميخواهد تا صدای اعتراض خود را
با صدای ما درآميزند. باشد که روزی سايه سنگين سانسور از سر
ادبيات و هنر برداشته شود.
نويسندگان و هنرمندان در ايران و جهان!
اتحاديههای نويسندگان!
انجمنهای قلم در سراسر جهان !
شما را فرا ميخوانيم تا ضمن به رسميت شناختن اين روز، از حرکت
ما در مبارزه با سانسور به هر طريق ممکن حمايت کنيد.
کميته مبارزه با سانسور
کانون نويسندگان ايران
۲۲ آبان
۱۳۸۷
kanoon.nevisandegan.iran@gmail.com
418-
آکسیون اعتراضی در شهر کلن
:
- افشین شمس عضو
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری پس از
۵
ماه زندانی بودن در بیدادگاه رژیم اسلامی به یک¬سال زندان
محکوم گردید.
- محمد جراحی فعال کارگری تبریز وعضو کمیته پیگیری ایجاد
تشکل¬های آزاد کارگری را مجدداً به دادگاه احضار کردند.این
درحالی است که در سال گذشته دریک دادگاه غیابی به چهار ماه
زندان محکوم گردیده بود، که پس از اعتراضات خانواده های
کارگران دادگاه تجدید نظر ناچار به لغو حکم شد.
- رضا دهقان عضو هئیت بازگشائی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات
که سال گذشته به اتهام״
اقدام
علیه امنیت
״ و
تشکیل سندیکا به مدت یک ماه در بند
۲۰
زندان اوین بازداشت بود مجدداً به دادگاه احضار گردید.
- منصور اسانلو دبیر سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و
حومه بیش از
۲
سال است که دریک نمایش مضحک وزارت اطلاعات به بند کشیده شده و
هم¬چنان با وجود بیماری مزمن قلب و چشم باید به جرم دفاع از
حقوق کارگران بیش از
۵
سال از عمر خود را در سیاه چال¬های رژیم سپری نماید.
این در حالیست که اخیراً سایر فعالین سندیکای شرکت واحدعطا
بابا خانی، سعید ترابیان، یعقوب سلیمی و علی زاده حسینی به جرم
احقاق حقوق پایمال شده خود و هم طبقه ای¬شان به حبس های تعلیقی
محکوم شده اند.
- جنبش زنان، زینب بایزدی، هاناعبدی، روناک صفازاده، نگین شیخ
الاسلامی، فاطمه گفتاری، عشا مومنی و ... به جرم¬های واهی- در
حقیقت دفاع از حقوق زنان- به بند کشیده شده در زندان بسر
میبرند.
- فعالین جنبش های اجتماعی کردستان، آذربایجان و بلوچستان ...
به جرم دفاع از آزادی و عدالت¬خواهی به زندان¬های طویل المدت
محکوم شده اند.
- عبدالرضا رجبی پس از تحمل سال زندان از محکومیت حبس ابد خود
نظیر زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، اکبر محمدی، ولی آلله فیض
امیری و ابراهیم لطف الهی ... با صحنه سازی دیگری دراسارتگاه
رژیم سر به نیست می¬شود.
- مجرمینی که در سنین نوجوانی مرتکب اعمال جنائی شده اند،
هم¬چنان توسط
״
عدالت¬خانه حکام
اسلامی ״
به جوخه
های مرگ سپرده می¬شوند.
روزی نیست که خبر زندان، شکنجه و مرگ از ایران بگوش نرسد.
از این رو
کانون همبستگی با کارگران ایران- کلن، در تداوم اقدامات و
همگامی خود با جنبش کارگری و سایر جنبش¬های اجتماعی در ایران
روز شنبه ׃
۲۲∕۱۱∕۲۰۰۸
از ساعت׃
۱۳
تا ۱
یک آکسیون ایستاده در شهر کلن
Neumarkt_ Anfang Schildergasse
محل׃
برگزار می کند.
ما از همه یاران و مردم آزاده می خواهیم برای اعتراض به
دستگیری¬ها، زندان ، شکنجه و کشتار فعالین جنبش کارگری، زنان ،
دانشجوئی، خلقها و تمامی کوشندگان راه آزادی و عدالت همگام تر
شده ، متحداً برعلیه بی عدالتی¬ها، برای آزادی زندانیان سیاسی
فریاد خود را رساتر کنیم.
با حضور خود در صحنه است که می¬توان ضمن هم¬دردی و هم¬گامی با
فعالین جنبش های اجتماعی، افشاء جنایت کاران را، تا جمع آوری
بساط ننگین شان تداوم بخشید.
کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن
419- درطوماري خطاب به رئيس جمهور و رئيس مجلس:
بازنشستگان تامين اجتماعي را مشمول نظام هماهنگ حقوق کنيد
:
تهران- خبرگزاري
کار ايران در تاریخ 22 آبان 87 ؛ جمعي از کارگران بازنشسته
شهرري در طوماري خطاب به رئيس جمهور و رئيس مجلس، خواستار
اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت براي بازنشستگان سازمان تامين
اجتماعي شدند.
به گزارش "ايلنا" در اين طومار آمده است: کارگران بازنشسته،
مستمريبگير و از کارافتاده سازمان تامين اجتماعي شهرستان ري
و حومه، خواستار توجه به اين قشر عظيمند که سالهاست جواني خود
را جهت رونق اقتصادي سپري کردهاند.
در ادامه اين طومار با اشاره به اين که طبق مصوبه مجلس، نظام
هماهنگ پرداخت حقوق شامل بازنشستگان کشوري و لشکري شده، آمده
است: اين افزايش حقوق يکطرفه، باعث بهم زدن تعادل نظام بازار
شده است، لذا خواهشمند است نسبت به محاسبه حقوق بازنشستگان
سازمان تامين اجتماعي همانند بازنشستگان کشوري و لشکري از هر
طريق ممکن جهت از بين بردن اين دوگانگي اقدامات لازم را به عمل
آوريد.
پايان پيام
420- کارگران طي نامهاي عنوان کردند
وضعيت کارگران شرکت کفش گنجه را مشخص کنيد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22 آبان 87 ؛
جمعي از کارگران شرکت کفش و پوشاک
گنجه، طي نامهاي به دبير اجرايي خانه کارگر استان گيلان، با
اشاره به تعطيلي اين واحد خواستار بازنشستگي خود شدند.
به گزارش "ايلنا"، در اين نامه آمده است: ما 37 نفر از
کارکنان شاغل در شرکت کفش و پوشاک گنجه همچنان در بلاتکليفي و
سرگرداني هستيم، چرا که شرکت تعطيل شده است.
در بخش ديگري از اين نامه تصريح شده است: مديريت شرکت چهار
دستگاه تزريق زيرکتاني را فروخته و قصد دارد تا ديگر
ماشينآلات شرکت را نيز بفروشد.
در اين نامه با بيان اينکه شرکت گنجه 850 نفر پرسنل داشته و
روزانه 20 هزار کتاني و کفش توليد ميکرد، آمده است: چرا
مديرعامل شرکت، جوانان جوياي کار شهرستان رودبار را که در
اداره کار اين شهرستان در نوبت کار هستند، در اين شرکت شاغل
نميکند.
در اين نامه با طرح اين ادعا که مسوولان رودبار در قبال مشکلات
کارخانه گنجه سکوت کردهاند، آمده است: در حال حاضر فقط 37
کارگر در اين شرکتند که قصد بازنشستگي دارند اما هيچ اقدامي در
اين خصوص انجام نميشود.
پايان پيام
دنباله خبر
421- سرگردانی کارگران شرکت کفش گنجه:
کارخانه کفش گنجه یکی از واحدهای صنعتی نسبتاً
بزرگ تولید کفش کتانی بوده است. این شرکت تا چندی پیش با
استثمار حدود 600 کارگر به طور متوسط در هر روز 000 20 جفت کفش
تولید و به بازار عرضه می کرد. سرمایه دار صاحب کارخانه در
همین اواخر مثل هر سرمایه دار دیگر نگاهی به بازار می اندازد،
حوزه های مختلف سرمایه و میزان سودآوری هرکدام از آن ها را خوب
می سنجد و سرانجام بر پایه محاسبات دقیق نرخ سودها و حجم اضافه
ارزش ها تصمیم می گیرد که کارخانه را تعطیل و سرمایه خود را به
حوزه دیگری منتقل کند. او شروع به اخراج کارگران می کند. پس از
آن چهار دستگاه مهم ویژه تزریق زیرکتانی شرکت را می فروشد و
اینک در ادامه کار درصدد فروش همه ماشین آلات باقی مانده است.
در حال حاضر 37 نفر از کارگران همچنان در شرکت می گردند و
کارهایی انجام می دهند. اما کارخانه به طور واقعی مدت ها است
که تعطیل است. 37 کارگر باقی مانده زیر فشار اجبار، از وحشت
بیکار ماندن و گرسنگی کشیدن و همه بدبختی ها و با توجه به
سابقه طولانی کار خویش خواستار بازنشسته شدن هستند. آنان تمام
عمر را برای سرمایه دار کار کرده اند و این کار به سرمایه صاحب
کارخانه تبدیل شده است. اما اکنون معلوم نیست که حتی چند سال
از این دهه های کار و استثمار در پرونده بازنشستگی آنان منظور
شود.
22 آبان 87
کمیته هماهنگی ...
422- دبير اجرايي خانه کارگر اين شهرستان:
اکثريت کارگران پاکدشتي از نبود مسکن رنج ميبرند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22 آبان 87؛
دبير اجرايي خانه کارگر پاکدشت
واردات بيرويه کالاهاي خارجي را از جمله دلايل رکود برخي
کارخانهها و بيکاري کارگران اين منطقه دانست.
به گزارش"ايلنا"، عوض سلطاني در ديدار اعضاي هيات اجرايي خانه
کارگر پاکدشت با نماينده اين شهرستان درمجلس افزود: اشتغال
اتباع بيگانه بدون مجوز در کارخانههاي اين شهرستان نيز از
دلايل ديگر بيکاري در منطقه است.
وي با انتقاد از بيتوجهي اداره کار پاکدشت به مسايل کارگري
گفت: ازمصاديق اين بيتوجهي ميتوان به کاهش تعداد شوراهاي
اسلامي کار اشاره کرد.
سلطاني اظهار اميدواري کرد تا با اجراي موفقيتآميز طرح مسکن
مهر، يکي از دغدغههاي اصلي کارگران مرتفع شود.
به اعتقاد وي 80 درصد کارگران پاکدشتي از نبود مسکن رنج
ميبرند.
در اين ديدار بشيري، نماينده پاکدشت در مجلس شوراي اسلامي قول
داد تا در جهت حل مشکلات کارگران پيگير و جدي باشد.
پايان پيام
423- عضو هيات نظارت بر سازمان تامين اجتماعي:
درصدد بازپس گيري 29 بيمارستان هستيم
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22 آبان 87 ؛
عضو هيات نظارت بر سازمان تامين
اجتماعي از تشکيل کميتهاي براي بررسي نحوه واگذاري 29
بيمارستان اين سازمان به وزارت بهداشت و درمان خبر داد و گفت:
درصدديم اين بيمارستانها را به تامين اجتماعي بازگردانيم.
اوليا علي بيگي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" افزود: در سال
1380 هيات دولت وقت مصوبهاي مبني بر واگذاري 29 بيمارستان
تامين اجتماعي به بخش خصوصي داشت و جالبتر آنکه دولت قيمت
اين بيمارستانها را مشخص کرد؛ در صورتي که در هيچ کجاي دنيا
خريدار قيمت را مشخص نميکند.
نايب رئيس کانون عالي شوراهاي اسلامي کار کشور اظهار داشت:
همچنين هيات دولت، سازمان تامين اجتماعي را مکلف کرده بود تا
تجهيز اين بيمارستانها هم با سازمانها باشد.
علي بيگي با بيان اينکه تمامي اين بيمارستانها به وزارت
بهداشت واگذار شده است، گفت: اين در حالي است که تاکنون
واگذاري رسمي آن به وزارت بهداشت انجام نشده است و سند اين
بيمارستانها به نام سازمان تامين اجتماعي است.
وي با اشاره به افزايش تعداد بيمهشدگان تامين اجتماعي گفت:
اگر مسوولان سازمان تامين اجتماعي اراده و دلسوزي لازم را
داشته باشند، ميتوان اين بيمارستانها را به صاحبان اصلي؛
يعني کارگران بازگرداند.
نماينده کارگران در هيات نظارت بر سازمان تامين اجتماعي همچنين
در پاسخ به اين سوال که چرا جلسات شوراي عالي تامين اجتماعي
همانند جلسات شوراهاي شهر و روستا به صورت علني و با حضور
خبرنگاران انجام نميشود، گفت: اين جلسات محرمانه نيست و
بايد نماينده رسانهها و افکار عمومي، در آن حاضر و مفاد جلسه
را به مخاطبان منعکس کنند.
پايان پيام
424- دبير اجرايي خانه کارگر اين شهرستان:
اکثريت کارگران پاکدشتي از نبود مسکن رنج ميبرند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه کارگر پاکدشت
واردات بيرويه کالاهاي خارجي را از جمله دلايل رکود برخي
کارخانهها و بيکاري کارگران اين منطقه دانست.
به گزارش"ايلنا"، عوض سلطاني در ديدار اعضاي هيات اجرايي خانه
کارگر پاکدشت با نماينده اين شهرستان درمجلس افزود: اشتغال
اتباع بيگانه بدون مجوز در کارخانههاي اين شهرستان نيز از
دلايل ديگر بيکاري در منطقه است.
وي با انتقاد از بيتوجهي اداره کار پاکدشت به مسايل کارگري
گفت: ازمصاديق اين بيتوجهي ميتوان به کاهش تعداد شوراهاي
اسلامي کار اشاره کرد.
سلطاني اظهار اميدواري کرد تا با اجراي موفقيتآميز طرح مسکن
مهر، يکي از دغدغههاي اصلي کارگران مرتفع شود.
به اعتقاد وي 80 درصد کارگران پاکدشتي از نبود مسکن رنج
ميبرند.
در اين ديدار بشيري، نماينده پاکدشت در مجلس شوراي اسلامي قول
داد تا در جهت حل مشکلات کارگران پيگير و جدي باشد.
پايان پيام
425- بازنشستگان سمناني معترض جلسه اضطراري برگزار کردند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22
آبان 87 ؛ رييس کانون بازنشستگان استان سمنان از برگزاري جلسه
اعتراضي بازنشستگان در روز يکشنبه خبر داد.
به گزارش "ايلنا"، حبيب الله محقق اظهار داشت: حدود 150 نفر از
بازنشستگان تحت پوشش بيمه تأمين اجتماعي در اين جلسه به عدم
دريافت بن رمضان که تنها به کارمندان دولتي پرداخت شد، اعتراض
کرده و خواستار برقراري نظام هماهنگ حقوقي در سطح کشور شدند.
محقق دليل ديگر اعتراض اين افراد را ناچيز بودن مبلغ وامهايي
که به بازنشستگان تعلق ميگيرد، عنوان کرد و افزود: با وجود 5
هزار نفر بازنشسته در سطح استان، امسال تنها هشت فقره وام 500
هزار توماني به اين استان تعلق گرفته است.
وي به مشکلات اين کارگران در رابطه با دريافت حقوق اشاره کرد و
گفت: بازنشستگان براي دريافت حقوق خود در بانک رفاه با مشکلات
زيادي روبرو هستند و تعداد کارمندان بانک پاسخگوي نيازها نيست.
وي افزود: در اين نشست بازنشستگان خواستار رسيدگي به اين
مشکلات شده و اعلام کردند، در صورت عدم دستيابي به خواستههاي
خود، دست به تجمع خواهند زد.
پايان پيام
426- کارگران صنايع شميايي ساري هفت ماه حقوق نگرفتهاند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 22
آبان 87 ؛ کارگران کارخانه صنايع
شيميايي ساري (کرم کيميکال) هفت ماه حقوق، عيدي و پاداش سال 82
و 83 خود را دريافت نکردهاند.
رييس شوراي اسلامي کار اين کارخانه در گفتوگو با خبرنگار
گروه کارگري "ايلنا" اظهار داشت: اداره تأمين اجتماعي نيز از
تمديد اعتبار دفترچههاي بيمه کارگران خودداري ميکند.
احمد حسين نژاد افزود: مراجعات پياپي به فرمانداري، استانداري
و وزارت کار و حتي مذاکره با نمايندگان مجلس هم نتيجهاي در
پي نداشته است.
وي تعداد پرسنل اين شرکت در سال 81 را 120 نفر اعلام کرد که در
حال حاضر به 80 نفر تقليل يافته است.
حسيننژاد تصريح کرد: مديريت عدم نقدينگي را بهانه کرده، در
صورتي که اين کارخانه از نظر نقدينگي و فروش محصولات هيچ مشکلي
ندارد و هدف اصلي مديريت، به دست آوردن نيروي کار ارزان با
قراردادهاي موقت است.
اين فعال کارگري تصريح کرد: توصيههاي مکرر مسوولان دولتي نيز
نتيجهاي نداشته و مديريت همچنان از پرداخت حقوق کارگران
خودداري ميکند.
رييس شوراي اسلامي کار اين کارخانه تصريح کرد: طي چند روز
گذشته، نامهاي از سوي کارگران اين کارخانه به استانداري
فرستاده شد که در اين نامه، کارگران اعلام کردند که اگر اقدامي
براي پرداخت حقوق صورت نگيرد، دست به تجمع خواهند زد.
نصرالله دريابيگي، دبير اجرايي خانه کارگر استان مازندران نيز
در اين رابطه به خبرنگار "ايلنا" گفت: اين واحد توليدي از
بهترين واحدهاي صنعتي در سطح کشور است که مشکل اصلي آن، ضعف
مديريتي است و لازم است مسوولان براي حل اين مشکل و نجات زندگي
کارگران چارهاي بيانديشند.
پايان پيام
427- اعلام حمایت کارگران ریسندگی پرریس از کارگران لاستیک
البرز :
همرزمان
ما کارگران شرکت ریسندگی پرریس سنندج از
مبارزات بر حق شما کارگران لاستیک البرز که خواست اکثریت
کارگران ایران است اعلام پشتیبانی نموده و خود را در کنار شما
می دانیم. زنده باد همبستگی کارگران – کارگران ریسندگی پرریس
سنندج 23/8/87
428- گزارشی از" شرکت گسترش سازه ماد سنندج"
کارگران " شرکت گسترش
سازه ماد" ، که مشغول ساخت مجموعه ورزشی واستادیوم 15هزار نفری
سنندج هستند حدود شش ماه است که حقوق ومزایای خود را دریافت
ننموده اند . کارفرمای این شرکت سازمان تربیت بدنی می باشد که
کار اجرای پروژه را به فردی به نام "هویدا وزیری" واگذارنموده
است . نامبرده خود در بهترین نقطه شهر سنندج ودرساختمانی مجلل
با تمام امکانات مادی مشغول زندگی است. ولی هروقت کارگران از
حقوق معوقه خود حرفی را به میان می آورند با چهره عبوس
وبرخورد غیرانسانی می گوید پول ندارم .عاقبت کارگران دریافتند
که مفت خوران استثمارگر جز با زور تسلیم خواسته های آنان
نخواهند شد.
به همین منظور مورخه
21/8/87 درداخل محوطه شرکت تجمع ودست از کار کشید ند .این تجمع
تا نزدیک ظهر طول کشید . درنهایت وقتی کارگران با کارفرما وارد
مذاکره شدند ، کارفرما آنان راتهدید کرده که باید همه تسویه
حساب کنید در غیر اینصورت هیچ گونه حق و حقوقی به آنها
پرداخت نخواهد شد . این کارگران که 50 نفر هستند در شرایط
بسیار بد مادی همرا به خانواده های شان روزگار را سپری می کنند
.درطول این مدت (شش ماه )فقط به هرکدام از کارگران مبلغ
70هزارتومان !! پرداخت شده است که باید وجا دارد از حامیان
سرمایه پرسیده شود که این مبلغ ناچیز کفاف پول تو جیبی یک
هفته فرزندان آنان را می کند !!؟چطور با این همه فقروفلاکت
وگرانی که عاملش شما حریسان پول وثروت هستید کارگرزحمت کشی که
تمام نعمات مادی این کره به دست او خلق می شود ، حق ندارد
ونباید از ثمره رنج وتلاش خود بهره گیرد؟. وبا شکم گرسنه شب را
همراه خانواده اش به صبح رساند .
کارگران ؛ اتحاد
وهمبستگی ما ضامن رسیدن به خواسته های برحقتان است. متحد
شویم.!
اين گزارش از طرف یکی
از کارگران شرکت " گسترش سازه ماد سنندج" براي سايت کميته
هماهنگي ارسال شده است.
کمیته هماهنگی برای
کمک به ایجاد تشکل های کارگری (منطقه غرب )
23/8/87
429- به دلیل کمبود نقدینگی و مواد اولیه 253000 نفر بیکار
شدند:
به گزارش بخش فارسی بی بی سی محمد در تاریخ 24آبان 87 آمده
است : جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی اعلام کرد : بدلیل کمبود
نقدینگی و مواد اولیه 253000 نفر بیکار شده اند. بر اساس طرح
وزارت کار برای مقابله با بیکاری تاکنون 19 میلیارد دلار جهت
اجرای طرح بنگاههای زود بازده پرداخت شده است.
430- يک فعال کارگري:
تکليف خواهي از نيروي کار سدي در مقابل حق مداري نيروي
کاراست
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 24 آبان 87 ؛
يک فعال کارگريتکليف خواهي از
نيروي کار را به عنوان سدي در مقابل حق مداري نيروي کار دانست.
حميد حاج اسماعيلي درگفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان
اينکه سابقه حقوق کار به تاسيس سازمان جهاني کار (I.L.O)
برميگردد، گفت: قدمت 80 ساله حقوق کار در برابر حقوق اجتماعي
سياسي بشر که با انقلاب کبير فرانسه آغاز شد چندان زياد نيست.
وي حقوق کار را مجموعهاي از مقررات حمايتي و دستوري دانست که
ناظر بر روابط کار است و گفت: حقوق کار با توجه به اقتضائات
زماني و مکاني به بررسي و ارزيابي قوانين ميپردازد.
عضو هيات مديره اتحاديه کارکنان بيمارستانها و مراکز درماني
کشور هدف نهايي نگارش حقوق کار را تامين عدالت و امنيت نيروي
کار دانست و گفت: امروزه حقوق کار جزء حقوق اساسي انسانها
در تمامي کشورهاست.
حاج اسماعيلي اظهارداشت: قدمت حقوق کار به قبل از تدوين حقوق
بشر بازميگردد، به گونهاي که در اعلاميه جهاني حقوق بشر به
کليات حقوق کار اشاره شده است.
به اعتقاد اين فعال کارگري در دنياي مدرن امروز حقوق کار
برتراز حقوق شهروندي است چون که بنيادي است و معيشت خانوارها و
خانوادهها به آن بستگي دارد.
او با بيان اينکه بر اساسگزارشهاي سازمان جهاني
کارتماميکشورها ناقض حقوق کارهستند اما ميزان آن متفاوت است،
گفت: جهاني سازي و آزادي تجارت عاملتشديدکننده براي نقض
حقوق کار است.
حاج اسماعيلي با بيان اينکه حقوق کار درتمامي کشورها مورد
پذيرش است،گفت: با اين حال تا اجراي کامل و دقيق آن فاصله
بسيار زيادي وجود دارد.
عضو هيات مديره اتحاديه کارکنان بيمارستانها و مراکز درماني
کشور افزود: بعد از ايران باستان پيشرفتي در موضوع حقوق کار
نداشتيم به گونهاي که گسترش طبقات اجتماعي ناشي از فرهنگ
ارباب و رعيتي از جمله مضررات حکومتهاي مستبد بوده است.
حاج اسماعيلي با تاکيد بر اينکه شرايط پايداري درحقوق کار
نداريم، گفت: علت اين است که فرهنگ پذيرش حق وحقوق کار در
کشور با موانع جدي روبروست.
وي تاکيد کرد: نميتوان گفت که آموزش تنهاترين راه ارتقاي
حقوق کار در کشور است اما مسلماً مهمترين آن مي باشد.
پايان پيام
- تهديد به اعتصاب کارگران واحدهای 2 و 1 ، جوجه کشی کشت و
صنعت مهاباد :431
طبق گزارش
رسیده روز سهشنبه 21 آبان 1387، کارگران اخراجی واحد دو و
کارگران واحد یک جوجه کشی، در اقدامی هماهنگ و طی ضرب العجلی
به کارفرمای بخش مربوطه هشدار دادند که اگر تا روز سه شنبه
28/8/87 در سالنها، جوجه ریزی نشود دست به اعتصاب خواهند زد.
لازم به
ذکر است که درهمین رابطه شش نفر از کارگران با نامهای امیر
صوفی بیرم، رحیم باردل، حسین محملی، مصطفی کلهری، سیامند فقه
یعقوبی و منصور ذهابی از واحدهای یک و دو به حراست کارخانه
فراخوانده شدند و به آنان هشدار داده شده که اگر در اختشاشات
کارخانه شرکت کنند با آنها برخورد تند خواهد شد. اما این
کارگران ضمن رد ادعای بی اساس حراست کارخانه، اعلام کردند که
عاملان اصلی اختشاش، کارفرمایان و مسئولین حراست هستند. دفاع
این کارگران از خواستههای برحق خود، همبستگی سایر کارگران را
جلب کرده و به پشتیبانی همکاران کارگر خود، مسئولین حراست را
وادار به عقب نشینی کردند.
قابل ذکر
است که کارگران در صورت عدم رسیدگی به خواستههایشان، روز
سهشنبه 28 آبان دست به اعتصاب خواهند زد.
کمیته
هماهنگی برای کمک به اجاد تشکلهای کارگری (متطقه غرب)
24/8/1387
432- سهيلا جلودارزاده:
ثبات شغلي زنان کارگردرگرو اجراي صحيح قانون کار است
کارگر بودن دشوارتر از زن بودن است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 24
آبان 87 ؛ رئيس اتحاديه
زنانکارگر گفت: به منظور پايداري و ثبات شغلي کارگران به
ويژه زنان کارگر ايجاد شرايط اجراي قانون کار لازم است.
سهيلا جلودارزاده در گفتوگو با خبرنگار گروه کارگري
"ايلنا"تصريح کرد: براي بهبود وضعيت شغلي کارگران به ويژه زنان
کارگر، لازم است به دنبال راهکارهايي براي تغيير اين شکل تجملي
قانون کار باشيم.
وي افزود: مواد قانون کار هيچ مشکلي ندارد و تنها مشکل اصلي
اقتصاد ناسالم موجود در جامعه است.بنابراين لازم است به مشکلات
اقتصادي بيشتر و سنجيدهتر رسيدگي شود.
نماينده مردم تهران در مجلس ششم و هفتم تصريح کرد: امروزه
زنانمالک کمتر از 20 درصد داراييهاي جهان هستند و اين در
حالي است که زنان کارگر نيز پا به پاي مردان کارگر تلاش
ميکنند و حتي در همه اديان ذکر شده است که زنان با توجه به
ايفا کردن نقش مادري، حق بهره برداري بيشتري را از عوامل
توليد دارا هستند.
کارگر بودن
دشوارتر از زن بودن است
اين عضوخانه کارگر اظهار داشت : باتوجه به اينکه زنان با دو
مشکل مواجه هستند اما مشکلات کارگر بودن آنها بسيار دشوارتر از
مشکلات زن بودن است.
وي به اشاره به سيستم اقتصادي ناسالم موجود درجامعه افزود:
امروزه واردات بيرويه کالاها ضربههاي جدي و شديد اقتصادي
به کارفرمايان وارد کرده است و اين مسأله به مراتب تأثيرات
منفي وشديدتري بر وضعيت معيشت کارگران نيز خواهد داشت.
عضو هيئت رييسه مجلس ششم اظهار داشت:با توجه به نقش محوري زن
درخانواده فشار بيشتري بر زن کارگر وجود دارد و اين طرز تفکر
در نسلهاي مختلف نهادينه شده و موجب بالا رفتن سطح توقع از
زنان کارگر در محيطهاي کاري و خانواده شده است.
رييس اتحاديه زنان کارگر گفت: در عصر حاضرکه عصر آزادي و
دانستن است حرکتهاي بينالمللي زيادي براي احقاق حقوق زنان
شروع شده است.
وي با اشاره به کنفرانسهاي جهاني زن تأکيد کرد:اين
کنفرانسها که سه دهه از تشکيل آنها ميگذرد از نمونههاي
بارز اين امر است . در اين کنفرانسها زنان از همه جاي دنيا
به دور هم جمع ميشوند تا براي از بين بردن ظلم و ستم مضاعف
موجود بر طبقه کارگر راهکارهايي بيانديشند.
رويه اقتصادي موجود نياز به اصلاح دارد
سهيلا جلودارزاده گفت:لازم است با اصالت دادن به توليد و از
بين بردن قوانيني که کشور را به سمت واردات بي رويه سوق
ميدهد شرايط بهتري را براي کارگران به وجود بياوريم.
عضو شوراي مرکزي خانه کارگر داشتن تشکلات مستقل کارگري را به
نفع زنان کارگر دانست و افزود: تشکلهاي مستقل به حل اختصاصي
مشکلات کارگران زن ميپردازد .
وي با اشاره به اتحاديه زنان کارگر گفت: اين اتحاديه در عين
وابستگي به ديگر اتحاديهها به بررسي و برنامهريزي براي حل
مشکلات زنان کارگر ميپردازد.
نقش مادري مانع از حضور موثر زنان در اعتصابات کارگري شده است
رييس اتحاديه زنان کارگر در پاسخ به اين پرسش که آيا ايفاي نقش
مادري بر حضور کمرنگ زنان کارگر در اعتصابات کارگري تاثير گذار
است، گفت: حضور بسياري از زنان کارگر در برخي اعتصابات شايان
ذکراست اما در بيشتر موارد وجود نقش مادري مانع از
اعتصابهاي پررنگ زنان شده است.
نماينده مردم تهران در مجلس پنجم تأکيد کرد: افزايش تعداد
زنان فارغالتحصيل نسبت به مردان و همچنين تحصيل زنان در
رشتههاي علمي و تئوري و نياز جامعه به نيروي کار در
رشتههاي عملي موجب چهار برابر شدن نخ بيکاري زنان شده است.
پايان پيام
اخراج 13 نفر از کارگران شهرداری شهر اشنویه
:-
433
طبق گزارش
رسیده، تعداد 13 نفر از کارگران شهرداری شهر اشنویه در تاریخ
10 آبان ماه 1387 اخراج شدند. این کارگران که در بخش حفظ و
نگهداری فضای سبز شهر اشنویه مشغول به کار بودند بدون دریافت
هیچگونه پاداش و یا بیمه بیکاری از کار اخراج شدند.
لازم به
ذکر است که کارفرما به بهانه اینکه فصل زمستان و باریدن برف در
راه است و دیگر نیازی به نگهداری فضای سبز شهر نیست، کارگران
را اخراج کرده است. این در حالی است که کارگران به دلیل نیاز
شدید به کار و امید به اینکه دوباره در فصل بهار به سر کار
برگردند هیچ گونه اعتراضی نکردهاند.
گفتنی است
که همگی این کارگران متاهل و هیچ گونه منبع درآمدی ندارند. یکی
از کارگران این وضعیت را اینچنین تعریف میکند: "چون ما
کارگران خدماتی هستیم و دستی درتولید نداریم، بیشتر از همه هم
طبقههای خود در مراکز تولیدی، استشمارمی شویم که این خود
نمایانگر خصایص ددمنشانه سرمایه است."
کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
24/8/1387
434- جان باختن یک کارگر در بانه بر اثر سوانح
محل کار :
طبق گزارش
رسیده، روز جمعه مورخ 24/8/1387 یک کارگر با نام "سلام
امینپور" بر اثر سانحه در محل کار مجروح و متاسفانه بعد از
چندی جان خود را از دست داد.
لازم به
ذکر است که"سلام امین پور" اهل روستای "کانی ناو" برای امرار
معاش در معدن سنگ روستای "سبدلو" واقع در کیلومتر 5 جاده بانه
– سقز مشغول به کار بود که در اثر ریزش سنگ، به شدت مجروح
میشود. نامبرده بلافاصله به بیمارستان منتقل شده اما در اثر
شدت جراحات وارده، جان خود را از دست میدهد . گفتنی است که
کارگر نامبرده متاهل و دارای 3 فرزند میباشد.
کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری (منطقه غرب)
24 آبان
1387
435- بازداشت مجدد
فعال اتحاديه آزاد کارگران :
به گزارش رادیو برابری در تاریخ 24 آبان 87
؛ ما با خبر دستگیری حسن ملايی برادر طيب ملايی فعال بازداشتی
اتحاديه آزاد کارگران می شنویم . لینک زیراین خبر را بازگو می
کند.
http://www.radiobarabari.net/files/2008/11/13/3.ram
436- طرح صرفه جويی در آموزش و پرورش عامل محروميت دانش آموزان
روستايی از تحصيل:
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 24 آبان
87 : عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: اجراى بخشنامه
انحلال مدارس زير 15 دانشآموز موجب محروميت از تحصيل برخى از
دانشآموزان روستايى خواهد شد.
على كريميفيروزجايى در گفتوگو با خبرنگار اجتماعى فارس در
پاسخ به اين پرسش كه آيا اجراى بخشنامه انحلال مدارس زير 15
دانشآموز موجب محروميت از تحصيل دانشآموزان خواهد شد، گفت:
خود به خود اين اتفاق خواهد افتاد چرا كه در خيلى از مناطق
روستايى و دور، امكان تردد نيست.
وى افزود: براى دانشآموزان دختر مشكلات بسيارى وجود دارد چرا
كه محدوديتهاى فرهنگى و اجتماعى براى دختران بيشتر است و
برخى خانوادهها حاضر نيستند دخترشان را به مدارس روستاهاى
ديگر بفرستند.
كريمى به موضوع سرويس مدارس اشاره كرد و گفت: سرويس مدارس شايد
چند ماهى داير باشد ولى چندى بعد تق و لق ميشود و معلوم نيست
در سالهاى آينده برقرار بماند در نهايت اتوماتيك وار، عدهاى
از دانشآموزان از تحصيل باز خواهند ماند.
وى اضافه كرد: در برخى مناطق، تعدادى از مدارس بالاى 15
دانشآموز نيز تعطيل شده است.
437- چند تن از شرکت کنندگان در مراسم يادبود ستارخان بازداشت
شدند:
به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر در
تاریخ 24 آبان 87 : طبق اخبار رسيده در مراسم يادبود "ستارخان"
در شاه عبدالعظيم در تهران تعدادی از فعالان آذری شرکت کننده
بازداشت شده اند.
از جمله اين افراد عبدالله عباسی جوان، استاد دانشگاه شهيد
رجايی و حسين حسينی دانشجوی دانشگاه اردبيل و دبير سابق انجمن
اسلامی دانشگاه رازی کرمانشاه، هستند.
گفتنی است از محل نگهداری بازداشت شدگان تاکنون اطلاعی در دست
نيست. اسامی ساير بازداشت شدگان متعاقبا اعلام خواهد شد.
438- نكاتي در باره ي امضاي قرارداد هاي كار
روايتي از شرايط روز بازار كار و چند توصيه به جويندگان كار
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 25 آبان 87 ؛
خدمت سربازي را تمام كرده و
ميخواهيد وارد بازار كار شويد يا درس و دانشگاهتان تمام شده و
از تحصيل فراغت يافتهايد. حتي اگر فشار مالي و مسئوليت تامين
هزينه زندگي خانواده بطور كامل يا بخشي از ان بر دوشتان نباشد
باز هم بسيار تمايل داريد كه ديگر دستتان در جيب خودتان باشد.
ميل داريد شغلي داشته باشيد و از طريق آن هويت و منزلت اجتماعي
پيدا كنيد و اين حق طبيعي شماست . حقي كه در ميثاق جهاني حقوق
بشر و قانون اساسي همه كشورها بر آن تاكيد شده است.
* در جستجوي يك حق طبيعي همه
جا را مي گرديد ...
در جستجوي اين حق به دفتر كاريابيها مراجعه و ثبت نام
كردهايد، به دوستان و اطرافيان سپردهايد برايتان كار پيدا
كنند، نيازمنديهاي روزنامه و بازاركار ... و بالاخره از يك
جايي برايتان يك فرصت شغلي پيدا شده. خوشحال و در عين حال
مضطرب به طرف آدرس مورد نظر حركت ميكنيد. از يك طرف رؤياي
شاغل بودن، دريافت حقوق ،داشتن درآمد ماهيانه، حل تدريجي
مشكلات و تنگناهاي مالي،ثبات در زندگي و ... و از طرف ديگر :"
اين جا كه ميروم چگونه جايي است ؟"، "چطور آدمهايي هستند؟ "،
" از من چه انتظاراتي وانجام چه كارهايي را توقع دارند؟ "، "
چقدر حقوق در فرم درخواست كار بنويسم كه هم خودم راضي باشم و
هم فرصت كار و اشتغال را از دست ندهم؟ "، " نه، اصلاٌ ميزان
حقوق الان چندان مهم نيست. فعلاٌ يك جوري مشغول كار بشوم تا
بعد ... " ، بالاخره به محل تعيين شده ميرسيد. زنگ ميزنيد و
وارد ميشويد. همه كس و همه چيز برايتان غريبه و نا مانوس است.
فرم درخواست كار را پر ميكنيد. اگر شما را مناسب تشخيص ندهند
با سردي و بيتفاوتي به شما مي گويند: "شما تشريف ببريد بعدا
با شما تماس خواهيم گرفت" و معمولا تماسي در كار نخواهد بود.
اما اگر تا حدودي برايشان مناسب باشيد همان روز يا چند روز
ديگر مصاحبهاي ديگر و شايد مصاحبه دوم و سوم را هم با شما
انجام خواهند داد و اگر همه چيز خوب پيش برود سرانجام يك
قرارداد كار و يا يك تعهدنامه براي امضا جلوي شما خواهند
گذاشت. شايد براي تضمين (تضمين چه چيزي؟) از شما بخواهند يك و
يا چند قطعه سفته را هم امضا كنيد... .
* مي خوانيد ، امضا مي كنيد
و لبخند مي زنيد، اما ...
... قرارداد را ميخوانيد ، عجله و اضطراب داريد و چيزي
دستگيرتان نميشود. در واقع فقط كلمات از جلوي چشمهايتان رد
شدهاند. سعي ميكنيد دوباره بخوانيد ولي فايدهاي ندارد.
بيشتر به نظرتان ميآيد همان چيزهايي است كه در مصاحبه به شما
گفتهاند، وانمود ميكنيد كه داريد ان را با دقت مي خوانيد و
بالاخره نگران از دست دادن كار با اضطراب آن را امضاميكنيد و
با لبخندي ساختگي كه بين شما و منشي رد و بدل ميشود آن جا را
ترك ميكنيد و بعد ... .
... نام شركتي كه ميخواهيد در آن جا استخدام شويد ، ميزان
دستمزد و حقوق ماهيانه ، شرايط و ساعت كار ، تعهدات و وظايف
... اما فقط ساعت كار و شايد چيزهايي كلي درباره حقوق و دستمزد
يادتان هست ، از بقيه شرايط ، مقررات و تهعدهاي مندرج در
قرارداد كار چيزي در خاطرتان نمانده. شايد به دليل عجله و
اضطراب از اول هم چندان متوجه اين نكتهها نشدهايد. معمولاٌ
نسخه دوم يا كپي قرارداد امضا شده يا حتي سفيد آن هم در اختيار
شما نيست كه بعدها به آن مراجعه و يا آن را مرور كنيد. اصلاٌ
چه چيزي را كه امضا كردهايد ؟"قرار داد كار ؟"، " تعهدنامه؟"
يا "برگ تسويه حساب؟" شايد هم يك برگه موهوم و قرارداد سفيد را
امضا كردهايد كه بعداٌ هرچه را ميتوان به آن اضافه يا از آن
كم كرد. "چيزي را كه امضا كردهايد تاريخ، موعد و مبلغ معين
داشت؟"، "تاريخ يا شرايط پايان و فسخ آن چگونه بود؟" به احتمال
قوي (و اصولاٌ ربطي به حافظه ندارد) اين طور نيست كه يادتان
نمانده باشد، بلكه موقع امضا اصلاٌ متوجه نشدهايد! اين مسئله
كه فرصت موجود از دست نرود و بتوانيد شاغل بشويد آنقدر برايتان
مهم بوده كه نتوانستهايد روي متني كه امضا كرده ايد تمركز
داشته باشيد و طبيعي است كه چيزي از آن در يادتان نمانده باشد.
* قرار داد موقت كار پاياني براي امنيت شغلي، آرامش خاطر
كارگران
اصولاٌ قرارداد كار يعني چه و چرا تنظيم و امضاي قرارداد كار
ضروري و مهم است؟
آيا قرارداد كار امنيت شغلي ، اطمينان و آرامش خاطر به همراه
ميآورد؟ براي چه كسي و چه مدت؟
اين روزها همه قراردادهاي كار موقت يا كوتاه مدتاند، يك ماهه،
سه ماهه، شش ماهه و حداكثر يك ساله .اصولا چرا بايد در كارهايي
كه ماهييت دايم و مستمر دارند استخدام،قراردادي و كوتاه مدت
باشد؟ آيا هميشه همينطور بوده است؟
تا قبل 15 اسفند سال 1373 استخدام قراردادي و قرارداد موقت يا
كوتاه مدت كار پديدهاي استثنايي بود و بيشتر در كارهاي موقت،
مدت معين و پروژههاي ساختماني و راهسازي كاربرد داشتند.
تا اين تاريخ اگر يك قرارداد موقت چند دوره پيدرپي و بدون
وقفه تمديد ميشد در حكم استخدام دائم تلقي ميگرديد و ديگر
نيازي نبود قرارداد جديدي تنظيم يا قرارداد قبلي تمديد گردد.
ولي در اين سال براساس نياز و در عين حال كشف جديد سرمايهداري
بينالمللي و انطباق قوانين و مقررات كار و بازرگاني ايران با
الزامات سياستهاي نئوليبراليستي كه تحت عنوان " نياز به
سرمايهگذاري خارجي" براي بازسازي خرابههاي ناشي از جنگ
وپيوستن بهWTO
و... توجيه ميشد ديوان عدالت اداري وقت تفسير جديدي از تبصره
2 ماده 7 قانون كار ارائه داد. براساس اين تفسير كه به دنبال
شكايت كانون كارفرمايان از وزارت كار ارائه شده بود:
1) حتي در كارهايي كه ماهيت دائم و مستمر داشتند استخدام كارگر
با قراردادهاي موقت و كوتاه مدت به يك رويه عادي تبديل شد.
2)ازاين تاريخ ديگر تمديد پيدرپي قراردادهاي موقت در حكم
دائمي شدن قرارداد كار و استخدام دائم تلقي نشد و كارفرما هيچ
گونه تعهد يا الزامي در تنظيم قرارداد جديد و يا تمديد
قراردادهاي كار (هر چند مرتبه كه قبلاٌ تكرار شده باشد)نداشت و
اين چنين بود كه ديگر امنيت شغلي كارگران و حقوقبگيران، آرامش
خاطر و برنامهريزي براي زندگي آيندهبر اساس درآمد و حقوقي كه
در مقابل انجام كار نصيب آنها خواهد شد از جامعه رخت بر بست.
يافتن كار مناسب و انعقاد" يك قرارداد" كه بتواند حداقلها را
تامين كند دغدغه هميشگي همه ي كارگران گرديد، اعم از كارگران
غير متخصص ، ساده و با تحصيلات كم و يا متخصص و با تحصيلات
عالي...
* جاي خالي سازمانهاي مستقل و فراگير صنفي كارگري
پيدا كردن كار و فرصت شغلي شانسي است كه هميشه و به راحتي دست
نميدهد. از آنجا كه كارگران و كارفرمايان در موقعيت و شرايط
برابر نيستند ، متاسفانه زماني كه چنين فرصتي رخ مينمايد براي
كارگران معمولاٌ امكان گزينش بين فرصتهاي مختلف و يا مطرح كردن
خواستهها و شرايطشان فراهم نيست و اغلب مجبورند به همه ي
شرايطي كه كارفرماتعيين مي كند تن بدهند. همانطور كه در ابتدا
نيز گفته شد عملا در هنگام عقد قرارداد كار كارگران فقط امضا
ميكنند و چيزي را تعيين نميكنند.
اگر شرايط جامعه بهگونهاي بود كه كارگران و حقوق بگيران
ميتوانستند تشكلها و سازمانهاي مستقل صنفي خود را داشته
باشند قرار- دادهاي كار به چنين معضلي تبديل نميشدند.
سنديكاهاي كارگران در هر رشتهبا آموزش و توصيه هاي حقوقي
مناسب و آگاهي رساني به موقع ،اعضاي خود را جهت عقد قراردادهاي
انفرادي كار به گونه اي كه تا بيشترين حد ممكن منافع و حقوق
آنها تامين شود ياري ميكنند. سنديكاها در هر رشته ، كارخانه و
بنگاه توليدي يا خدماتي در هنگام امضاي قراردادهاي دستهجمعي
كار با اعزام كارشناس و دادن مشاورههاي حقوقي لازم و در صورت
نيازاستخدام وكلاي متخصص دراين زمينه ، تلاش ميكند تا حد
امكان منافع كارگران لحاظ شود. در هنگام تمديد و پايان
قراردادها وهمچنين بروز حوادث و مشكلات ناشي از كار سنديكاها
چون وكيلي هميشه حاضر كارگران عضو خود را ياري ميدهند.
* حقيقت تلخ است
اما متاسفانه وبه هر حال بخشي از واقعيتهاي جامعه امروزي ما
چنين است:
1. اتحاديه، سنديكا و تشكلهاي مستقل و فراگير كارگري كه
كارگران بتوانند به كمك آنها تامين منافع خود را پيگيري كنند
وجود ندارند.
2. به دليل وجود بحران همه جانبه اقتصادي و اجتماعي و ركود
حاكم بر صنايع و مؤسسات توليدي و خدماتي كارگران شاغل بطور
مستمر در معرض بيكاري و اخراج قرار دارند.
3. وجود سه الي چهار ميليون بيكار، بازار كار و قوانين حاكم بر
آن را به شدت آشفته و نابسامان كرده است.
4. در حاليكه كارشناسان مستقل امور اجتماعي و اقتصادي، درآمد
ماهيانه كمتر از 500 الي 600 هزار تومان را زير خط فقر ميدانند
شوراي عالي كار متاسفانه حداقل حقوق ماهيانه كارگران رابا
احتساب حق مسكن و بن خواروبار 600/239 تومان تعيين كرده است.
با اين همه شاهد هستيم كه گروه بزرگي از طبقه كارگر به دلايلي
كه پيش از اين گفته شد در شرايط بسيار نامساعد و ناامن، بدون
هر نوع قرارداد كار و محروم از حمايت و پوشش بيمه و تامين
اجتماعي با حقوق و دستمزدي بسيار كمتر از حداقل تعيين شده به
كار گمارده ميشوند.
5. گرفتن سفته و اوراق تضميني از كارگران در هنگام استخدام به
يك رويه تبديل شده و كم نيست مواردي كه كارفرمايان با به اجرا
گزاردن اين سفتهها وديگر اوراق تضمينهاي مالي، مشكلاتي را
براي كارگران فراهم كردهاند.
در چنين شرايطي كارگران اولاٌ بايد سعي كننداز همه فرصت هاي
ممكن استفاده كرده و سنديكا ياهر نوع تشكل مستقل و ويژه خود
را مطابق با موازين بينالمللي ايجاد و به كمك آنهاتامين منافع
و حل مسايل و مشكلات خود را پيگيري نمايند.
ثانياٌ با آموزش و همآموزي ،دستكم آن بخش از قانون و نكات
حقوقي و مسايل روابط كار را كه به انعقاد قراردادها و شرايط
كار مربوط ميشود فراگيرند تا در اين وانفسا و شرايط نابرابر
با مشكلات كمتري مواجه گردند.
* بد نيست پيش از امضاي قرار داد كار بدانيد...
در زير چند ماده از قانون كار و توضيح هاي لازم در اين رابطه
كه توجه به آنها هنگام انعقاد قراردادهاي كار ميتواند مفيد
بوده و از بعضي مشكلات و سوء استفادهها پيشگيري كند به شكل
پرسش و پاسخ تقديم ميگردد :
1):قرارداد كار چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟
پاسخ:
الف- مورد قرارداد مشروع باشد.
ب- موضوع قرارداد مشخص و معين باشد.
پ- طرفين ( كارگر و كارفرما) از نظر قانوني و شرعي مجاز به
تصرف در اموال باشند.
ت- نوع كار يا حرفه يا وظيفهاي كه بعهده كارگر قرار ميگيرد
بايد مشخص باشد.
ث- حقوق و مزاياي كارگر و تعهدات كارفرما در اين مورد با رعايت
حداقلهاي ذكر شده در قانون كار بدقت مشخص گردد.
ج- ساعات كار، تعطيلات و مرخصيها تعيين گردد.
چ- محل انجام شغل مورد نظر مشخص گردد.
ح- تاريخ قرارداد تعيين گردد.
خ- چنانچه كار براي مدت معين باشد مدت قرارداد مشخص گردد.
د- مواردي كه عرف و عادت كار معيني ايجاب مينمايد بايد به
تفصيل ذكر گردد.
ذ- قرارداد كار اگر كتبي باشد در 4 نسخه تنظيم گردد.
ر- اگر طرفين توافق دارند مدت دوره آزمايشي مشخص گردد.
ز- وضعيت اضافه كار و ميزان آن در صورت توافق بر اضافه كاري
تعيين گردد.
ژ- چنانچه قرارداد كار براي كار معين باشد مشخصات دقيق آن كار
معين در قرارداد ذكر شود.
2) قراردادهاي موقت كار به چه قراردادهايي اطلاق ميشود؟
پاسخ :
الف- قرارداد كار در صورتي كه براي كارهايي كه طبيعت آنها جنبه
غير مستمر دارد معمولاٌ بصورت قرارداد موقت كار تنظيم ميگردد.
ب- در كارهايي كه طبيعت آنها جنبه مستمر دارد ميتوان قرارداد
كار را براي مدت معيني تنظيم نمود.
3)در صورت اجرا نشدن قرارداد كار از جانب هر يك از طرفين چگونه
ميتوان او را ملزم به اجرا قرارداد كرد؟
پاسخ :
الف- با توجه به بند "و" ماده 21 قانون كار قرارداد كار از
ناحيه كارگر جزء عقود حائز بشمار ميآيد.
ب- با توجه به ماده 27 قانون كار كه فسخ قرارداد از ناحيه
كارفرما مشروط به قصور كارگر در انجام وظيفه يا نقض
آييننامههاي انضباطي كارگاه شده است و از طرفي اعلام نظر
مثبت شوراي اسلامي كار نيز بعنوان شرط ديگر براي فسخ قرارداد
كار توسط كارفرما قيد شده است و همچنين با عنايت به تبصره 1
ماده 27 قانون كار در صورت نبود شوراي اسلامي كار در كارگاه و
فقدان نماينده كارگر، كارفرما در صورتي حق فسخ قرارداد را
خواهد داشت كه هياتهاي تشخيص نظر مثبت خود را در اين خصوص
اعلام كرده باشد. افزون بر آن با توجه به اينكه هياتهاي تشخيص
و حل اختلاف كارگري چنانچه تشخيص دهند كه از ناحيه كارگر قصور
يا تخلفي صورت نگرفته راي را به بازگشت به كار صادر مينمايند
بنظر ميرسد كه قرارداد كار دائمي از ناحيه كارفرما جزء عقود
لازم تلقي ميگردد و صرفاٌ در صورت تخلف كارگر آنهم با اثبات
آن در مراجع حل اختلاف كارگري براي كارفرما حق فسخ ايجاد
ميشود.
پ- با التفات به ماده 25 قانون كار قراردادهاي مدتدار يا موقت
و همچنين قرارداد كار براي انجام كار معين جزء عقود لازم بشمار
ميآيد.
4)آيا نسخهاي از قرارداد كار ميتواند يا بايد نزد كارگر
باشد؟
پاسخ :
با عنايت به تبصره ذيل ماده 10 قانون كار قرارداد كار چنانچه
كتبي باشد در چهار نسخه تنظيم ميشود كه يك نسخه آن بايد نزد
كارگر باشد.
5) چگونه ميتوان اثبات كرد كه قراردادي سفيدامضا بوده و
بعدازامضاء كردن يكي از طرفين بدلخواه متن آن را تحرير كرده
است؟
پاسخ :
چنانچه فاصله زماني بين امضاء و تحرير متن بيش از يك يا دو ماه
باشد از طريق كارشناسي ميتوان تاريخ مندرج شدن امضاء و تاريخ
تحرير متن را تا حدي مشخص نمود.
6)آيا گرفتن تضمين ( از قبيل چك يا سفته) از كارگران در هنگام
استخدام قانوني است؟
پاسخ :
چنانچه بدون دليل و صرفاٌ براي اعمال فشار به كارگر باشد اخذ
هر نوع تضمين غير قانوني است ولي در بعضي مشاغل كه ممكن است
اموال قابل توجهي به كارگر سپرده شود مانند كسي كه صندوقدار يك
شركت يا يك فروشگاه شده است ممكن است در حساب و كتاب روزانه
كسري پيدا شود يا سوء استفادهاي بعمل آيد در اين صورت كارفرما
براي تضمين جبران خسارت احتمالي ميتواند در هنگام عقد قرارداد
كار از كارگر تضميني از قبيل سفته يا چك دريافت كند كه در اين
صورت بايد در قرارداد كار اين موضوع ذكر شود و شماره چك يا
سفته نيز قيد شود.
روي برگ چك يا سفته نيز ميتوان مورد تضمين را قيد كرد. يعني
در متن چك يا سفته پس از مبلغ اضافه كرد "جهت تضمين ...". اين
كار امكان استفاده از چك يا سفته را در غير از موارد مورد
توافق به حداقل ميرساند.
7)در صورت به اجرا گذاشتن اوراق مالي (چك يا سفته تضميني) چه
بايد كرد؟
پاسخ :
چنانچه مدرك كتبي فيمابين طرفين (كارگر و كارفرما) در رابطه با
چك يا سفته وجود داشته باشد بايد به استناد آن قرارداد كتبي
دفاع كرد و چنانچه شماره چك يا سفته در هيچ قرارداد يا
صورتجلسهاي درج نشده باشد ميتوان از شهادت شهود براي دفاع
استفاده نموده و در غير اين صورت نهايتاٌ قضيه به سوگند
ميانجامد و احتمال محكوميت كارگر وجود دارد.
پايان پيام
تهيه و تنظيم : كاظم فرج الهي (فعال كارگري)
439- رئيس کانون بازنشستگان شهرري:
تبعيض ميان بازنشستگان باورکردني نيست
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 25 آبان 87 ؛
رئيس کانون بازنشستگان شهرري گفت:
نميتوان باور کرد که دولت و مجلس ميان بازنشستگان کشوري
ولشکري وتامين اجتماعي تبعيض قائل شود.
سيد مرتضي اطيابي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"با بيان اين
که تمامي بازنشستگان شهروند ايران هستند، افزود: تورم ناشي از
افزايش حقوق بازنشستگان کشوري ولشکري موجب تضعيف معيشت
بازنشستگان سازمان تامين اجتماعي خواهد شد.
وي از عملکرد بخش درمان تامين اجتماعي انتقاد کرد وگفت: ازدحام
در مراکز درماني مشکلات فراواني را بيمه شدگان ايجاد کرده است.
اطيابي اظهار داشت: به تازگي زمزمههايي مبني بر دريافت
مستمريها از طريق خودپردازهاي بانک رفاه کارگران شنيده
ميشود، در صورتي که در گذشته هم گفتهايم که بازنشستگان
تامين اجتماعي مخالف اين اقدام هستند.
پايان پيام
440- رئيس کميته کارآفريني شوراي شهر دوم تهران:
دولت حق بيمه کارگران را متقبل شود
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 25 آبان 87 ؛
رئيس کميته کارآفريني دوره دوم
شوراي شهر تهران گفت: متاسفانه دولت و شوراي شهر نتوانستهاند
درباره کارآفريني جوانان و به خصوص قشر تحصيلکرده اقدام در خور
توجهي انجام دهند.
خير حبيباللهي در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اين که
مجلسي که فرياد دفاع از حقوق زنان را سر ميدهد نتوانسته
اقدام قابل توجهي را براي زنان انجام دهد، افزود: موضوع
سهمالارث و قوانين مربوط به کار زنان از مواردي است که نياز
به اصلاح دارد.
عضو دوره دوم شوراي شهر تهران تصريح کرد: اگر زني که بازنشسته
است از دنيا برود فرزندان وي نميتوانند از مستمري مادر خود
استفاده کنند؛ در صورتي که اين موضوع تضييع حقوق زنان است.
حبيباللهي خواستار شفاف شدن بخشهاي حمايتي قانون کار شد
وگفت: در حال حاضر اين قانون به درستي اجرا نميشود و مورد
سواستفادههاي قرار ميگيرد که رواج قراردادهاي 89 روزه از
آن موارد است.
وي خواستار پرداخت حق بيمه کارگران از سوي دولت شد و گفت: اگر
اين کار عملي شود مشکل بسياري از واحدهاي توليدي کاهش يافته و
اشتغالزايي رونق ميگيرد.
حبيباللهي همچنين از کاهش بودجه کارآفريني و عدم توجه شوراي
شهر تهران به مقوله کارآفريني انتقاد کرد وگفت: در شرايطي که
بودجه کارآفريني بايد افزايش يابد و 2 برابر شود، کاهش بودجه
حکايت از بيتوجهي به کارآفريني دارد.
پايان پيام
441-
بدون شرح :
معاون دبيرکل خانه کارگر در امور استانها:
تشکلات کارگري در ايران اسلامي بايد آزادانه فعاليت کنند
کارگران از کانديداتوري کمالي در انتخابات آتي رياست جمهوري
استقبال ميکنند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 25 آبان 87 ؛
معاون دبيرکل خانه کارگر، انقلاب
اسلامي را يک انقلاب ديني دانست و گفت: انتظاري که از اين
انقلاب ميرود اين است که به موضوع آزادي انديشه و برگزاري
آزاد اجتماعات سامان دهد.
به گزارش" ايلنا"، حسن صادقي با اشاره به اهميت و نقش تشکلات
کارگري در انسجام بخشي به فعاليتهاي جامعه کارگري گفت:
تشکلات کارگري بايد آزادانه فعاليت کنند و در مقابل تحرکات طرف
مقابل، آزادانه نظرات و ديدگاههاي خود را ارايه کنند.
صادقي با اشاره به انتخابات رياست جمهوري و طرح کانديداتوري
کمالي، وزير اسبق کار وامور اجتماعي از سوي حزب اسلامي کار و
خانه کارگر گفت: کارگران کشورمان دوران عزت و سربلندي خود را
در دوران وزارت کمالي فراموش نکردهاند و بدين لحاظ حزب
اسلامي کار و خانه کارگر از ايشان براي کانديداتوري در دوره
دهم رياست جمهوري دعوت کردهاند.
وي گفت: کارگران با توجه به کثرت جمعيت، بايد با حضور در اين
انتخابات و نشان دادن توان خود، سهم خود را در قدرت خواسته و
اگر هم نتواند در ساختار قدرت حضور يابد، از ابزارهاي قدرت
براي دفاع از کيان خود بهره گيرد.
صادقي اجراي صحيح اصل 44 قانون اساسي را خواستار شد و گفت:
تاريخ اقتصاد ايران نشان ميدهد که اقتصاد کشور، دولت محور
است و اين اقتصاد نميتواند يک شبه، آزاد و به بخش خصوصي
واگذار شود.
صادقي با بيان اينکه اگر اجراي اصل 44 قانون اساسي خوب مديريت
نشود، کشور با مشکلات جدي روبرو خواهد شد، گفت: اشتباه در
اجراي اين اصل موضوع سبب تکرار تجربيات قبلي شده و خصوصيسازي
را به خودماني سازي تبديل خواهد کرد.
وي پيروي از منويات رهبري را تنها راه نجات اقتصاد کشور دانست
وگفت: مقام معظم رهبري چند سال قبل تاکيد کردند که قانوني
طراحي شود که اقتصاد کشور به يک اقتصاد بدون نفت تبديل شود و
متکي به بازوان توانا و فکر ارزشمند نيروي کار و کارگر باشد؛
آن وقت قادر خواهيم بود که به يک کشور عزتمند تبديل شويم.
پايان پيام
442- کارگران « گسترش سازه ماد » و 6 ماه کار بدون حقوق:
شرکت گسترش سازه ماد یک شرکت ساختمانی است که
کارگران زیادی را استثمار می کند. این شرکت مدت ها است که دست
به کار تأسیس مجموعه ورزشی و استادیوم 15 هزار نفری شهر سنندج
است. اجرای این پروژه از سوی سازمان تربیت بدنی به شرکت یاد
شده محول شده است و شرکت « گسترش سازه ماد» مثل بیشتر سرمایه
داران دیگر ایران تعویق دستمزد کارگران را طبیعی ترین پدیده
رابطه خرید و فروش نیروی کار در این جامعه می داند. او همیشه
با کارگران چنین می کند و این بار 6 ماه تمام است که هیچ ریالی
به هیچ کارگری پرداخت نکرده است. کارگران این شرکت در اعتراض
به این شرارت سرمایه دار بارها دست به اعتراض زده اند، اما
هیچ پاسخی از هیچ کجا دریافت نکرده اند. کارگران به همین دلیل
و در همین راستا در یکی از روزهای هفته پیش دست از کار کشیدند
و اعلام اعتصاب کردند. شمار کارگران شرکت 50 نفر است که همه آن
ها در اعتصاب حاضر بودند. اعتصاب یک روز طول کشید اما هیچ
کارفرمایی حتی برای گفتگو در اجتماع کارگران حضور نیافت. همه
این 50 کارگر از وضعیت کار و استثمار و بی حقوقی و کوه
بدهکاری ها و گرسنگی و فقر و فاقه دامنگیر خویش به ستوه آمده
اند. آنان خواستار پرداخت فوری دستمزدهای معوقه 6 ماهه خود
هستند.
26 آبان 87
کمیته هماهنگی ...
|
|
|
443- گفتگو با چند کارگر ساختمانی
:
برای آنان که صبح ها اول وقت
باید در محل کار خود حاضر باشند دیدن خیل انبوه
انسان هایی که در کنار میادین شهر تهران تجمع کرده
و هر کدام از آنان بقچه وسایل شخصی خود را نیز روی
دوششان دارند تا حدودی عجیب و غیرمنتظره است. هر
چند دیدن این صحنه ها که گاهی حجم زیاد تجمع
کنندگان درآن باعث راه بندان و ترافیک هم می شود
برای مردم عادی شده، اما دیدن این همه جوان که
بیشتر آنان از شهرستان آمده اند تا حدودی تامل
انگیز است. جوانانی که باید الان در سر کلاس درس
مدرسه و یا دانشگاه حاضر باشند در این جا جمع شده
اند تا منتظر حضور صاحب کاری شوند و
نیروی کار خود را به او بفروشند.
صبح اول وقت روز پنج
شنبه در کنار میدان امام حسین تهران کارگران زیادی
همراه با وسایل شخصی خود آماده و ایستاده اند. در
نگاه همه آنان می توان نوعی انتظار و اضطراب را
مشاهده کرد، انتظار برای دیدن صاحب کاری که آنان
را برای کار ساختمانی یا هر کار دیگری
به همراه برد
تا بتوانند نان
امروز خود را به دست آورند.
هوشنگ جوان 21 ساله ای که از شهرستان کوهدشت
لرستان آمده است وسایلش را که شامل یکدست لباس کار
است در داخل بقچه اش گذاشته و
منتظر خریداری برای نیروی کار شبه
رایگان خویش است. او در
حالی که با دقت تردد ماشین ها را زیر نظر دارد
حاضر می شود چند دقیقه ای با من صحبت
کند.
از او می پرسم که چرا اینجا ایستاده است؟ از نگاه
و حالت چشمانش می توان این پاسخ را دریافت که
«
چو دانی و پرسی سئوالت خطاست!».
اما برای شروع صحبت ناچارم این سئوال را از وی
بکنم. او می گوید از اول تابستان همراه تعدادی از
دوستانم برای کارگری از کوهدشت لرستان به تهران
آمده ایم. از او می پرسم با توجه به هزینه های
سنگین تهران چرا در همان شهر و استان خود کارگری
نمی کنید تا حداقل در کنار خانواده خود باشید؟ با
ناراحتی می گوید در آنجا کارگر به حدی زیاد است که
دیگر کاری برای ما پیدا نمی شود. اینجا کارهای
ساختمانی و ساخت و ساز زیاد است و ما می توانیم در
اینجا کار پیدا کنیم. وی درحالی که همچنان تردد
افراد و ماشین ها را زیر نظر دارد ادامه می دهد.
در استان ما بیکاری بیداد می کند. حتی آن هایی که
درس خوانده اند و دانشگاه رفته اند نمی توانند
کاری پیدا کنند. برای ما که تا سیکل مدرسه رفته
ایم جز کارهای سنگین ساختمانی کار دیگری پیدا نمی
شود به همین دلیل مجبور شدیم به تهران بیاییم. از
او در مورد وضعیت استراحت شبانه و محل اسکانش
سئوال می کنم.
می گوید از اول تابستان تا یک ماه پیش که هوا
مناسب بود همراه دوستانم شب ها را در پارک ها می
خوابیدیم. الان که هوا در حال سرد شدن است مجبوریم
شب ها در یک ساختمان نیمه کاره که یکی از همشهریان
من سرایدار آنجاست استراحت کنیم
.
بعد از ظهر همان روز به حومه
تهران رفتم، در اینجا کارهای ساختمانی زیاد است و
اکثر کارگران روزمزد برای انجام کار به اینجا می
آیند. ساعت 4 بعدازظهر پایان ساعت کار آنان است.
با آن که خستگی در چهره همه کارگران دیده می شود
اما با روحیه ای خوشحال به صاحب کار مراجعه می
کنند تا دستمزد خود را دریافت کنند. مزد یک روزه
هر کارگر 15 هزار تومان است. البته این حداکثر
مبلغی
است که به یک کارگر روزمزد داده می شود، چون بعضی
از صاحب کارها با توجه به متقاضیان زیاد کار
ساختمانی حداکثر 12 هزار تومان به
آنان پرداخت
می کنند.
یکی از کارگران که پسر جوانی است و خود را عبدالله
معرفی می کند در پاسخ به این سئوال من که با این
پول چکار می کنید می گوید حدود 5 هزار تومان آن در
روز خرج خودم می شود. باید غذا تهیه کنم تا برای
کار انرژی داشته باشم. بقیه آن را برای مادرم در
شهرستان می فرستم. وی می گوید تامین بخشی از هزینه
زندگی خانواده ما بر عهده من است و باید حتما این
مبلغ را برای آنان بفرستم. کارگر دیگری به نام
رحیم که مرد میانسالی است در پاسخ به همین سئوال
من می گوید صاحب 4 تا بچه هستم. هزینه زیاد و
گرانی باعث شده تا برای خرج آنان از جان
خویش مایه بگذارم. بچه
های من در نهایت فقر زندگی می کنند. رحیم در رباط
کریم از شهرهای حاشیه تهران ساکن است. قامت او در
زیر فشار زندگی و فقر روزافزون تکیده و رنجور شده
است. از او می پرسم آخرین باری را که برای بچه های
خود گوشت خریده اید به یاد دارید؟ فقط لبخند تلخی
را تحویلم می دهد و سکوت می کند. سکوتی که می توان
یک دنیا حرف و حدیث را از آن فهمید و استنباط کرد.
نقل از « آژانس خبر» با اختصار و
اندکی اصلاحات نگارشی
26 آبان 87
444- اجتماع اعتراضی کارگران چینی اشکان:
کارگران چینی اشکان مدت ها است که
در سرگردانی به سر می برند. آنان ماه ها است که
هیچ حقوقی دریافت نکرده اند و زیر فشار فقر و
بدهکاری و گرسنگی افراد خانواده به ستوه آمده اند.
کارگران به دنبال ماه ها اعتراض و مبارزه و
سرگردانی تصمیم به مصادره ماشین آلات و اموال
کارخانه گرفتند، اما تصمیم آن ها بلافاصله با
مخالفت شدید نهادهای دولتی رو به رو شد. سرمایه
دار صاحب شرکت با مشاهده این وضعیت تلاش کرد تا با
دادن وعده و وعید کارگران را از مصادره ماشین آلات
منصرف کند. او همزمان با رجوع به سازمان های دولتی
خواستار دخالت آن ها و سرکوب کارگران شد. دستگاه
های اعمال قدرت و قهر سرمایه که تا پیش از اعلام
تصمیم کارگران تحت هیچ شرایطی حاضر با شنیدن هیچ
حرف کارگران نبودند با شنیدن گزارش کارفرما برای
دفع خطر هجوم کارگران بی درنگ وارد صحنه شدند.
آنان درحمایت گسترده و همه جانبه اداری و پلیسی و
نظامی از صاحب سرمایه به کارگران اخطار دادند که
عجالتاً صبر کنند و دست از پا خطا نکنند. تهدیدات
دستگاه های قهر و قدرت سرمایه اگر چه تا حدودی بر
روی روند مبارزات کارگران اثر گذاشت اما در اراده
مصمم آن ها برای مصادره اموال شرکت خلل زیادی پدید
نیاورد. کارگران بر مصادره ماشین آلات پای فشردند
و اصرار کردند که از طریق فروش آن دستمزدهای معوقه
خویش را برداشت خواهند کرد. سرمایه دار با اغتنام
فرصت از دخالت وسیع دستگاه های نظم و سرکوب سرمایه
شروع به دسیسه بافی و اجرای ترفندهای پی در پی
کرد. او بیش از هر چیز کوشید تا در صفوف کارگران
شکاف اندازد. تلاش کرد تا برخی از کارگران را با
پرداخت بخشی از حقوق و وعده کار از همراهی و همدلی
با همزنجیران خود بازدارد. او به طور همزمان کوشید
که اموال شرکت را از دسترس کارگران خارج کند. صاحب
سرمایه در معیت عمال دولتی سرمایه به همه این
کارها دست زد اما کارگران مقاومت خویش را ادامه
داده اند. آنان برای آخرین بار در مقابل دادگستری
سرمایه در قزوین اجتماع کردند و خواستار صدور حکم
مصادره اموال کارخانه توسط کارگران شدند. دستگاه
قضائی سرمایه در همراهی متحد و ارگانیک با سرمایه
دار و قوای سرکوب برای انصراف کارگران تلاش می
کنند اما ده ها کارگری که ماه ها است هیچ ریالی
دستمزد دریافت نکرده اند همچنان بر اجرای تصمیم
متحد جمعی خویش دایر بر مصادره ماشین آلات و فروش
آن ها پای می فشارند.
26 آبان 87
کمیته هماهنگی
|
445- بازداشت طیب مولایی در سنندج :
به گزارش رسانه ها در تاریخ 26 آبان 87 آمده
است : طیب مولایی عضو هئیت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران
توسط نیروهای امیتی در سنندج بازداشت گردید . همچنین طه آزادی
عضو البدل هئیت مدیره اتحادیه آزادکارگران به اتهام فعالیت
تبلیغی علیه نظام به شعبه معاونت دادستانی شهرستان کنگان احضار
شد.
446- دبير اجرايي خانه کارگر شهر ري:
قانون كار خط قرمز كارگران است
تكليف بيمه اجباري كارگران ساختماني را مشخص كنيد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 26 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر شهر ري
قانونكار ايران را از مترقي ترين قوانين كار دنيا دانست و
خواستار اجراي دقيق مفاد آن شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا" علي تركاشوند با تاكيد بر اين كه
قانون كار براي كارگران حكم خط قرمز را دارد؛ گفت:جامعه كارگري
به هيچ شخص يا گروهي اجازه عبور از اين خط قرمز را نمي دهد.
او با بيان اين كه كارگران همواره از حمايت هاي رهبر معظم
انقلاب برخوردار بودهاند؛ افزود:از مسئولان ميخواهيم كه
آنان نيز به تبعيت از رهبر معظم انقلاب از كارگران حمايت كنند.
اين فعال كارگري از مسئولان دولتي و نمايندگان مجلس خواست تا
در آستانه سالروز تصويب قانون كار هر چه زودتر تكليف قانون
بيمه اجباري كارگران ساختماني را روشن كنند.
پايان پيام
447- دبير اجرايي خانه کارگر زنجان:
كارگران در بدترين شرايط اقتصادي به سر مي برند
دلالي را بر صنعت و كشاورزي ترجيح داده اند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 26 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر استان
زنجان اظهار داشت: امروز كارگران در بدترين شرايط اقتصادي به
سر ميبرند و با بدترين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنند.
به گزارش خبرگزاري "ايلنا" مرتضي ريحانيان افزود: بنهاي ماه
رمضان به كارگران تحويل داده نشد و حقوقهاي دريافتي با تورم
موجود در جامعه سازگاري ندارد و مشخص نيست چه سرنوشتي در
انتظار كارگران است.
وي با اشاره به ساختار دلالي اقتصاد كشور گفت: نظام دلالي
امروز كه درآمد سرشاري دارد موجب نابودي توليد شده است و اين
در حالي است كه شكوفايي كشور تنها به وسيله توليد امكان پذير
است.
ريحانيان افزود: لازم است مسئولين كشوري براي رهايي از بحران
اقتصادي در بخش توليد سرمايه گزاري كنند و از سرمايه گزاري در
بخش هاي دلالي و واسطه گري پرهيز كنند.
اين فعال كارگري نقطه اول شكوفايي اقتصادي را اشتغال در بخش
كشاورزي و نقطه دوم را در صنايع مادر كه مواد اوليه آن در
معادن وجود دارد دانست.
دبير اجرايي خانه كارگر اين استان گفت: لازم است متفكران و
دانشمندان اندوخته علمي خود را در اختيار كميته بحران اقتصادي
قرار دهند تا شايد بتوانيم اقشار كم درآمد را نجات دهيم.
پايان پيام
448- دبير اجرايي خانه کارگر زنجان:
كارگران در بدترين شرايط اقتصادي به سر مي برند
دلالي را بر صنعت و كشاورزي ترجيح داده اند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 26 آبان 87 ؛
دبير اجرايي خانه كارگر استان
زنجان اظهار داشت: امروز كارگران در بدترين شرايط اقتصادي به
سر ميبرند و با بدترين مشكلات دست و پنجه نرم ميكنند.
به گزارش خبرگزاري "ايلنا" مرتضي ريحانيان افزود: بنهاي ماه
رمضان به كارگران تحويل داده نشد و حقوقهاي دريافتي با تورم
موجود در جامعه سازگاري ندارد و مشخص نيست چه سرنوشتي در
انتظار كارگران است.
وي با اشاره به ساختار دلالي اقتصاد كشور گفت: نظام دلالي
امروز كه درآمد سرشاري دارد موجب نابودي توليد شده است و اين
در حالي است كه شكوفايي كشور تنها به وسيله توليد امكان پذير
است.
ريحانيان افزود: لازم است مسئولين كشوري براي رهايي از بحران
اقتصادي در بخش توليد سرمايه گزاري كنند و از سرمايه گزاري در
بخش هاي دلالي و واسطه گري پرهيز كنند.
اين فعال كارگري نقطه اول شكوفايي اقتصادي را اشتغال در بخش
كشاورزي و نقطه دوم را در صنايع مادر كه مواد اوليه آن در
معادن وجود دارد دانست.
دبير اجرايي خانه كارگر اين استان گفت: لازم است متفكران و
دانشمندان اندوخته علمي خود را در اختيار كميته بحران اقتصادي
قرار دهند تا شايد بتوانيم اقشار كم درآمد را نجات دهيم.
پايان پيام
449- يک مقام ارشد کارگري:
اصلاح قانون کار بهشرط دادن حق اعتصاب کارگري مورد قبول است
کارگران در حال رويگرداني از تشکلهاي صنفي موجود هستند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 26 آبان 87 ؛
رئيس سابق کانون عالي شوراهاي
اسلامي کشور گفت: سکوت تشکلهاي کارگري در مقابل موضوع اصلاح
قانون کار نشان دادن چراغ سبز به مخالفان اين قانون است.
به گزارش "ايلنا"، حسن صادقي درباره اظهارات وزير کار وامور
اجتماعي در خصوص اصلاح قانون کار، گفت: برخلاف اظهارات آقاي
وزير، قانون کار را نميتوان به نفع همه گروههاي اجتماعي
اصلاح کرد.
به اعتقاد صادقي، با توجه به جنبههاي حمايتي که در قانون کار
نهفته است، نميتوان اين قانون را به نفع همه گروهها
اصلاح کرد.
وي تاکيد کرد: حتي در قوانين کار ليبرالترين نظامهاي
اقتصادي دنيا، رويکرد حمايتي و جانبدارانه قانون از کارگران
مشهود است.
صادقي افزود: با اين حال اگر مدافعان اصلاح قانون کار حاضر
باشند تا در ازاي انجام اصلاحات مورد نظر خود، حق آزادي اعتصاب
را براي کارگران به رسميت بشناسند، نيروي کار ميتواند با
انجام حرکتهاي اعتراضي نسبت به بهبود وضعيت صنفي خود اقدام
کند.
معاون امور شهرستانهاي دبيرکل خانه کارگر با انتقاد از
تشکلهاي کارگري که درباره اصلاح قانون کار سکوت کردهاند،
گفت: ادامه اين وضعيت باعث ميشود تا کارگران از تشکلهاي
صنفي حاضر رويگردان شوند.
صادقي با بيان اينکه در حال حاضر تجمعهاي کارگري از حالت
عادي، خلع و کمرونق شده است، يادآور شد: آنچه که از قانون
فعلي کار باقيمانده است تنها با تحرکات کارگري حفظ شده است.
پايان پيام
450- دبير کانون صنفی معلمان به منطقه ى خزل همدان تبعيد شد:
به گزارش كانون صنفى معلمان تهران(طيف
صنفى) در تاریخ 26 آبان 87 آمده است : نادرقديمى دبير كانون
صنفى معلمان همدان كه ازسوى هيات بدوى تخلفات ادارى سازمان
آموزش وپرورش استان همدان به 5 سال تبعيد به استان خراسان
محكوم شده بود، ازسوى دادگاه تجديد نظرحكم وى به يك سال تبعيد
به منطقه ى خزل( khezel)
در145كيلومترى شهرهمدان تبديل شد.نادر قديمى از 20 مهرماه 1387
براى گذارندن دوران تبعيد خودراهى ديارخزل شد.
آقاى يوسف زارعى كه به خاطر اعتراضات سالهاى گذشته به مسئولين
مورد خشم آنان قرارگرفته بود، حكم تبعيد وى توسط دادگاه
تجديدنظر،از 3سال به استان ايلام به يكسال به شهر نهاوند تبديل
شده، وهم اكنون براى گذراندن يكسال تبعيدى خود در شهرستان
نهاوندبه سرمى برد.
اين دوتن به همراه 7 تن ديگرازاعضاى هيات مديره ى كانون صنفى
معلمان همدان در طول دوران مبارزات عدالت خواهى خوددرسال 1387
از سوى دادگسترى همدان به 91 روز زندان محكوم شدند.كه دادستان
همدان از طرف خود(بدون ارائه ى هيچگون اعتراضى از سوى متهمان)
حكم را از 91 روزقطعى به 2سال تعليقى تبديل نمود.
اين معلمان شجاع به رغم خواهش هاى مكررنمايندگان مجلس مبنى
برارائه ى اعتراض نامه به دادستان همدان براى تجديد
نظرخواهي،اما ايشان از دادن اعتراض نامه خود دارى نموده
وخواستار اجراى بيدرنگ حكم خود شدند.نهايتا خود دادستان حكم
زندان آنان را از91 روز قطعى به دو سال تعليقى تبديل نمود.
451- سرويس كارخانجات استان قم فرسوده هستند
:
به نوشته سایت فریاد کارگر و در تاریخ 26
آبان 87 به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده
است
سرويس ترددات كارخانه همه دچار مشكل هستند.
به گزارش فرياد كارگر هيچ كدام از اين خودروها سالم نبوده و
براي استفاده استاندارد نيستند. اين خودروها يا لاستيكشان خراب
است,يا اتاقكهايشان خراب و فرسوده است, مطلقا ايمني ندارند و
كارگران در هر ترددي نگران اين هستند كه در اين مسير به خاطر
فرسودگي خودرو دچار سانحه جدي شوند.
452- كمبود گاز در قم
:
به نوشته سایت فریاد کارگردر تاریخ 26 آبان
87 به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است:
به گفته كارگران استان قم ,با شروع فصل
سرما بحران گاز در اين شهر رو به افزايش گذاشته است.يك كارگر
به فرياد كارگر گفت :”سالنهاي كارخانه ها در قم بخاري گازي
دارند ,سالنها بزرگ هستند و اين بخاريها با اين ميزان سوخت
جواب گوي سرماي اينجا را نيست.نزديك 7 سوله در كنار هم هستند
كه به هم مرتبطند .كارخانه هاي ما هم به لحاظ گرمايش مشكل
دارند و هم به لحاظ سرمايش ! يك بخاري را براي يك سالن 1000
متري اختصاص داده اند !! و به خاطر ميزان گم سوخت گاز سالنها
هميشه سرد هستند.براي حل اين مشكل مراجعه كرديم ولي هيچ اقدامي
صورت نگرفته است.“
453- افزايش نجومي قيمت مواد غذايي در قم
:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 26 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است :
وضعيت تورم در استان قم هم مثل همه شهرهاي
ديگر است . نان لواش تا يك ماه پيش 16 تومان بود الان به 20
تومان رسيده است.نان سنگك گران شده است. بقيه مواد غذايي هم به
شدت افزايش قيمت داشته است.تايد دستي به بسته اي 80 تومان و
تايد ماشيني به بسته اي 1000 تومان افزايش يافته است. در قم
ميوه اي كمتر از كيلويي 500 تومان پيدا نميشود. بدترين نوع
ميوه كيلويي مينيمم 500 تومان است.قيمت ميوه متوسط بالاي 2000
تومان است.
الان فصل توزيع ميوه فصل يعني انار است اما شهروندان قمي هنوز
امكان تهيه اين ميوه را نداشته اند . به گفته شهروندان يك نوع
انار از كاشان و يزد وارد قم شد كه به قدري گران بود كه كسي
امكان خريد آن را نداشت.
454- باز هم كارخانه صندوق نسوز كاوه !
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 26 آبان 87 به نقل از انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است :
كارگران اين كارخانه همچنان در جنگ و جدال
با مديريت براي دريافت حق مسلم خود هستند. يك فعال كارگري از
اين واحد توليدي به خبرنگار فرياد كارگر گفت:” 7 ماه طلب
كارآيي هاي ما را به طور خيلي افتضاحي پرداخت كردند. طلب ما را
به صورت 10 يا 20 تومان پرداخت كردند كه واقعا خنده دار بود و
اگر نميدانند بهتر بود !باعث اين وضع هم خودشان هستند به حدي
توليدات را كم كرده اند كه به اين وضع در آمده است . خيلي از
بچه ها هم بدهكار شده اند.معمولا بچه ها چيزي حدود 250 تومان
كارآيي ميگرفتند ولي الان همه را به ميزان خيلي كمي كاهش داده
اند.“
455- تحريمهاي اقتصادي و تاثير آن بر روي كارخانه ها
:
به گزارش فرياد كارگر در تاریخ 26 آبان 87
به نقل از انجمن دفاع از كارگران و بيكاران ، آمده است
:واحدهاي توليدي در معرض نابودي قرار گرفته اند. يك فعال
كارگري از كارخانه ايران تابلو در خصوص اين بحران به فرياد
كارگر گفت :”وضعيت كار خراب است.بيكاري بيداد ميكند.وضعيت
كارخانه ما امسال به شدت وخيم شده است.بحران اصلي از نبود مواد
اوليه ناشي ميشود. اين مشكل اصلي ماست كه مشكلات بعدي از جمله
بيكاري را به دنبال دارد.متاسفانه اين مشكل تنها مال كارخانه
ما نيست .اين مشكل در كل كشور وجود دارد ولي هيچ خبري از
مسؤلين امر نيست
كارخانه هايي مانند لاستيك البرز كه هفته گذشته اعتراض داشتند
7 ماه است كه حقوق دريافت نكرده اند.اما هيچ عملي از طرف
مسؤلين انجام نميگيرد.فقط حرف ميزنند و ديگر هيچ !دولت هيچ
چاره اي نمي انديشد.بيكاري بيداد ميكند ,تورم سرسام آور شده
است.كارخانه ما كارخانه اي بوده كه شب و روز كار داشت و قبلا
وضع كاري ما خيلي خوب بود .وقتي سران كشور نشسته اند و هيچ
تدبيري براي اين وضعيت نمي انديشند از دست ما قشر كارگر چه
برمي آيد؟مواد اوليه ما همه وارداتي است وقتي وارد نشود توليد
ما ميخوابد !اين دولت بايد تحريمها را از بين ببرد كه متاسفانه
از بين رفتني هم نيستند و روز به روز هم بدتر ميشود.الان
پالايشگاهها هم خوابيده اند.كار ما به هم مرتبط هستند.وقتي ما
تابلو ندهيم آنها هم شروع به كار نميكنند .تنها چاره ما اين
است كه جامعه كارگري با هم متحد باشد همه با هم يكدل و يكرنگ
باشيم تا وضعيت جامعه كارگري سرو سامان بگيرد و از اين وضعيت
بحراني نجات پيدا كنيم.“
456-
پیام ث ژ ت، سندیکای فرانسه، به رفقای سندیکای هفت تپه
:
ث ژ ت با دقت زیادی
وضعیت کارگران ایران را دنبال می کند. فشار و سرکوبی که متوجه
کارگرانی که در جهت تشکیل سندیکاهای آزاد ، مستقل و صنفی تلاش
می کنند ، توجه و نگرانی ما را به خود معطوف کرده است . ما
پیگیرانه تقاضای آزادی تمامی فعالین کارگری زندانی هستیم . ما
بخوبی به مسائل و مشکلات شما آگاهیم و به شهامت و پیگیری شما
جهت تشکیل سندیکایتان درود می فرستیم. فعالیت های پیگیر و
افتخار آمیز شما پایه های یک سندیکالیسم واقعی نه تنها برای
کارگران ایران بلکه برای تمامی کسانی که در جهان برای آزادی ،
عدالت ، تساوی و زندگی بهتر مبارزه می کنند ، بنا می کند .
مبارزات شما شایسته ستایش و همبستگی تمام و کمال ماست . ما
تلاش خواهیم کرد با تحکیم همبستگی ، این شجاعت شما را ارج
بگذاریم
.
ث ژ ت در طول مبارزات
شما ، در جهت یک سندیکالیسم متحد و دمکراتیک در کنار شما خواهد
بود
.
با احترامات رفیقانه
ژان فرانسوا کورب
457- وزير کار:نرخ
بيکاری دو رقمی می ماند، حجم واردات به 60 ميليارد دلار می
رسد:
به گزارش خبر گزاری ايسنا در تاریخ 26 آبان
آمده است : امسال 55 تا 60 ميليارد دلار واردات خواهيم داشت كه
80 درصد آن مربوط به واردات مواد اوليه و واسطهاى مجموعه
توليدات داخلى است.
محمد جهرمى ـ وزير كار و امور اجتماعى ـ در همايش استاندارد و
كيفيت گفت:"كشور ما وابسته به درآمدهاى نفتى است و بخشى از
صادراتمان نيز كه به نام غير نفتى شناخته ميشود در اصل به
صورت مستقيم يا غير مستقيم به نفت وابسته است بنابراين كشورى
كه تنها صادرات آن تك محصولى باشد با نوسانات قيمتهاى جهانى
دچار مشكل ميشود."
وى خاطرنشان كرد:" توسعه صادرات غير نفتى راهكار خروج از
صادرات تك محصولى است به طورى كه نيازهاى اساسى كشور از طريق
ارز غير نفتى تامين شود."
او در ادامه با اشاره به سوالى مبنى بر اينكه اگر ارز حاصل از
درآمدهاى نفتى نباشد آيا ميتوانيم ارز مورد نياز براى واردات
را تامين كنيم؟ گفت:" يقينا اگر قيمت نفت روند نزولى خود را
ادامه دهد مجبوريم كه از درآمدهاى ارزى استفاده كنيم. با توجه
به توسعه صنعت و نياز بيشتر به ماشينآلات روندى صعودى در
واردات و تامين نيازهاى اساسى كارخانجات خواهيم داشت و براى
1.2 ميليون ايجاد فرصت شغلى جديد نياز به سرمايهگذارى جديد
داريم."
به گفته وى "هر چقدر اين روند ادامه يابد ما وابستهتر به
درآمدهاى نفتى ميشويم و راهكار جدا شدن از شير نفت ساماندهى
صادرات غير نفتى است و براى اين كار تا نتوانيم توليد با كيفيت
و رقابت پذير در عرصه جهانى داشته باشيم صادرات غير نفتى
نميتواند افزايشى پيدا كند. بنابراين اهميت استاندارد با
موضوع صادرات غير نفتى كاملا بر هم منطبق هستند."
جهرمى ادامه داد: "البته براى صادرات تنها استاندارد ايران
كفايت نميكند و براى صادرات بايد به نحوى عمل شود كه كيفيت و
ارتقاى استانداردهاى ما مورد تاييد استانداردهاى بينامللى نيز
باشد."
وى در مورد بيکاری و نرخ آن و اينکه آيا تا پايان سال اين نرخ
تک رقمی می شودگفت:" با توجه به شرايطى كه در حال حاضر ميبينم
اين كار امكان پذير نيست."
جهرمی همچنين گفت:"آمار نرخ بيكارى در تابستان را مركز آمار
اعلام كرده است كه با توجه به مسائلى كه قبلا مطرح كردم،
احتمال افزايش آن با توجه به رقم اعلامى 10.2 درصدى نيز وجود
دارد."
وی در مورد نياز به سرمايه گذاری گفت:"براى چشماندازى بيست
ساله به سرمايهگذارى معادل چهار هزار ميليارد دلار نيازمنديم
و با توجه به رشد جمعيت جوان و در آستانه ورود به بازار كار طى
10 سال آينده در اين زمينه روند صعودى خواهيم داشت و صادرات
غير نفتى بايد از سرانه 300 دلار به 1000 دلار و در چشم انداز
بيست ساله به پنج هزار دلار افزايش يابد. همچنين بايد بتوانيم
صادرات غير نفتى خود را به 300 تا 350 ميليارد دلار در سال
افزايش دهيم تا نيازهاى داخل و اقتصادى از اين طريق تامين
شود."
جهرمی در مورد بحران ناشی از سقوط قيمت نفت گفت:" تهديد در
زمينه كاهش قيمت نفت مشكلات تامين ارز مورد نياز كشور و از بعد
ديگر در زمينه كاهش سرمايهگذارى ايرانيان خارج از كشور مطرح
است و اين فرصتهاى زيادى نيز در كشور به وجود آورده كه بايد
راهكارهايى براى شناسايى آنها ارائه شود. بخشى از اين فرصتها
فرصتهاى مالى است كه مجموعه كسانى كه در اروپا و امريكا
انگيزه خود را براى سرمايهگذارى از دست دادهاند بايد بتوانيم
انگيزه آنها را براى سرمايهگذارى در كشور فراهم كنيم."
458- پیام
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
به تمامی سازمان ها، اتحادیه ها، و احزاب کارگری در سراسر جهان
از کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
همرزمان گرامی،
بیش از یکسال است که کارگران کارخانه لاستیک سازی کیان تایر در
ایران بحران را حس کرده اند. کارفرمایان انبارها را از
محصولات و مواد اولیه خالی کرده و به فروش رسانده اند. همچنین
از خرید و تولید استنکاف نموده و گفته می شود که با
پیمانکاران چینی برای تولید محصولات شان در چین قرار بسته
اند. در نتیجه این اقدامات ، کارگران این کارخانه امنیت شغلی
خود را از دست داده و در واقع بیکار گشته اند. گو اینکه به
علل سیاسی، کارفرما هنوز جرأت اخراج ایشان را نداشته است، اما،
ماه هاست که حقوق ایشان را نپرداخته و بصورت مستمر بر ایشان
فشار وارد می کند تا کارشان را بدون دریافت حقوق و مزایایشان
رها سازند.
کارگران کیان تایر تمامی از طریق مراجعه و نامه نگاری با
نهادهای ولتی مربوطه کلیه ی راه های قانونی را طی کرده اند.
ایشان بارها در مقابل مجلس، کاخ ریاست جمهوری و وزارت صنایع و
معادن تحصن کرده اند و علیرغم سرکوب مداوم نیروهای پلیسی و
امنیتی و تحمل بازداشت و اتهامات قضایی، اقدام به تصرف دفاتر
شرکت و سالن های تولید نموده اند، بدون آنکه به حقوق خود دست
یابند.
از آنجایی که مشکلات، سرنوشت و اهداف کلیه ی کارگران جهان در
مقابله با سرمایه جهانی همسان می باشد، ما، کمیته پیگیری ایجاد
تشکل های آزاد کارگری ایران، بدینوسیله تمامی سازمان ها،
اتحادیه ها، و احزاب کارگری در سراسر جهان را به استفاده از
کلیه امکانات خود برای حمایت از مبارزه ی قهرمانانه ی کارگران
کارخانه لاستیک سازی کیان تایر فرا می خوانیم .
کارگران جهان متحد شوید!
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
26 آبان ماه 1387 برابر با 16 نوامبر 2008
459- افزايش نجومي قيمت مواد غذايي در قم
:
به گزارش فرياد كارگر و به نقل از
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران در
تاریخ 26 آبان 87 آمده است : ،وضعيت تورم در استان قم
هم مثل همه شهرهاي ديگر است . نان لواش تا يك ماه پيش 16 تومان
بود الان به 20 تومان رسيده است.نان سنگك گران شده است. بقيه
مواد غذايي هم به شدت افزايش قيمت داشته است.تايد دستي به بسته
اي 80 تومان و تايد ماشيني به بسته اي 1000 تومان افزايش يافته
است. در قم ميوه اي كمتر از كيلويي 500 تومان پيدا نميشود.
بدترين نوع ميوه كيلويي مينيمم 500 تومان است.قيمت ميوه متوسط
بالاي 2000 تومان است.
الان فصل توزيع ميوه فصل يعني انار است اما شهروندان قمي هنوز
امكان تهيه اين ميوه را نداشته اند . به گفته شهروندان يك نوع
انار از كاشان و يزد وارد قم شد كه به قدري گران بود كه كسي
امكان خريد آن را نداشت.
460- كمبود گاز در قم
:
به
گزارش انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
در تاریخ 26 آبان 87 آمده است :
به گفته كارگران استان قم ,با شروع فصل سرما بحران گاز در
اين شهر رو به افزايش گذاشته است.يك كارگر به فرياد كارگر گفت
:”سالنهاي كارخانه ها در قم بخاري گازي دارند ,سالنها بزرگ
هستند و اين بخاريها با اين ميزان سوخت جواب گوي سرماي اينجا
را نيست.نزديك 7 سوله در كنار هم هستند كه به هم مرتبطند
.كارخانه هاي ما هم به لحاظ گرمايش مشكل دارند و هم به لحاظ
سرمايش ! يك بخاري را براي يك سالن 1000 متري اختصاص داده اند
!! و به خاطر ميزان گم سوخت گاز سالنها هميشه سرد هستند.براي
حل اين مشكل مراجعه كرديم ولي هيچ اقدامي صورت نگرفته است.“
461- سرويس كارخانجات استان قم فرسوده هستند:
به
گزارش انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
در تاریخ 26 آبان 87 آمده است :
سرويس ترددات كارخانه همه دچار مشكل هستند. به گزارش فرياد
كارگر هيچ كدام از اين خودروها سالم نبوده و براي استفاده
استاندارد نيستند. اين خودروها يا لاستيكشان خراب است,يا
اتاقكهايشان خراب و فرسوده است, مطلقا ايمني ندارند و كارگران
در هر ترددي نگران اين هستند كه در اين مسير به خاطر فرسودگي
خودرو دچار سانحه جدي شوند.
462- باز هم كارخانه صندوق نسوز كاوه !
به گزارش انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران در تاریخ 26
آبان 87 آمده است : كارگران اين كارخانه همچنان در جنگ
و جدال با مديريت براي دريافت حق مسلم خود هستند. يك فعال
كارگري از اين واحد توليدي به خبرنگار فرياد كارگر گفت:” 7 ماه
طلب كارآيي هاي ما را به طور خيلي افتضاحي پرداخت كردند. طلب
ما را به صورت 10 يا 20 تومان پرداخت كردند كه واقعا خنده دار
بود و اگر نميدانند بهتر بود !باعث اين وضع هم خودشان هستند به
حدي توليدات را كم كرده اند كه به اين وضع در آمده است . خيلي
از بچه ها هم بدهكار شده اند.معمولا بچه ها چيزي حدود 250
تومان كارآيي ميگرفتند ولي الان همه را به ميزان خيلي كمي كاهش
داده اند.“
463- تحريمهاي اقتصادي و تاثير آن بر روي كارخانه ها
:
به
گزارش انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
در تاریخ 26 آبان 87 آمده است :
واحدهاي توليدي در معرض نابودي قرار گرفته اند. يك فعال
كارگري از كارخانه ايران تابلو در خصوص اين بحران به فرياد
كارگر گفت :”وضعيت كار خراب است.بيكاري بيداد ميكند.وضعيت
كارخانه ما امسال به شدت وخيم شده است.بحران اصلي از نبود مواد
اوليه ناشي ميشود. اين مشكل اصلي ماست كه مشكلات بعدي از جمله
بيكاري را به دنبال دارد.متاسفانه اين مشكل تنها مال كارخانه
ما نيست .اين مشكل در كل كشور وجود دارد ولي هيچ خبري از
مسؤلين امر نيست
كارخانه هايي مانند لاستيك البرز كه هفته گذشته اعتراض داشتند
7 ماه است كه حقوق دريافت نكرده اند.اما هيچ عملي از طرف
مسؤلين انجام نميگيرد.فقط حرف ميزنند و ديگر هيچ !دولت هيچ
چاره اي نمي انديشد.بيكاري بيداد ميكند ,تورم سرسام آور شده
است.كارخانه ما كارخانه اي بوده كه شب و روز كار داشت و قبلا
وضع كاري ما خيلي خوب بود .وقتي سران كشور نشسته اند و هيچ
تدبيري براي اين وضعيت نمي انديشند از دست ما قشر كارگر چه
برمي آيد؟مواد اوليه ما همه وارداتي است وقتي وارد نشود توليد
ما ميخوابد !اين دولت بايد تحريمها را از بين ببرد كه متاسفانه
از بين رفتني هم نيستند و روز به روز هم بدتر ميشود.الان
پالايشگاهها هم خوابيده اند.كار ما به هم مرتبط هستند.وقتي ما
تابلو ندهيم آنها هم شروع به كار نميكنند .تنها چاره ما اين
است كه جامعه كارگري با هم متحد باشد همه با هم يكدل و يكرنگ
باشيم تا وضعيت جامعه كارگري سرو سامان بگيرد و از اين وضعيت
بحراني نجات پيدا كنيم.“
464- تعرض سازمان
يافته به فعالين کارگری در ايران:
بنا به گزارش رادیو برابری در تاریخ 26
آبان 87 ، گفتگوی راديو برابری با جعفر عظيم زاده از فعالين
اتحاديه آزاد کارگران در رابطه با تعرض سازمان يافته به فعالين
کارگری و بازداشت مجدد طيب ملايی و احضار طه آزادی را در لينک
زير بشنويد:
http://www.radiobarabari.net/files/2008/11/14/6.ram
465- حرف های زنان کارگر در گیلان:
« .... من مدام از درد استخوان رنج می کشم
زیرا تمام عمر کار کرده ام. وضعیت برای زنان و مردان کارگر هر
دو بسیار سخت است اما برای زنان بازهم سخت تر است زیرا جامعه
ما جامعه ای مردسالار است. نیروی کار زنان حتی از نیروی کار
مردان هم ارزان تر است و به همین دلیل صاحبان سرمایه استثمار
ما را بر استثمار مردان ترجیح می دهند. آن ها برای استثمار ما
اولاً بهای کمتری می پردازند و ثانیاً بسیار بیشتر از وجود ما
کار می کشند.
چند سال پیش که وارد این جا شدم برگ کاغذ
سفیدی را پیش رویم گذاشتند و گفتند امضا کن. آن ها هر چه دلشان
خواست درآن کاغذ نوشتند. ما اصلا حق اعتراض نداریم و پاسخ هر
اعتراض بلافاصله اخراج است. کارفرمایان دستمزد نازل ما را حاضر
نیستند به حساب بانکی واریز کنند زیرا نمی خواهند که هیچ نشانی
از کار و استثمار ما در هیچ کجا ثبت شود. آنان نمی خواهند هیچ
حق بیمه ای در قبال کار ما بپردازند. اداره کار و همه ادارات
دیگر نیز سیر تا پیاز با آن ها همکاری می کنند و از آن ها
دفاع می کنند.»
کارگر دیگری می گوید:
« ..... من در یک مغازه کار می کنم و ماهی فقط
60 هزار تومان مزد می گیرم. سال های تحصیل دانشگاهی خود را
تمام کرده ام. اما هیچ کاری پیدا نمی کنم. استخدام مال از ما
بهتران است و هیچ اداره دولتی یا نهاد خصوصی حاضر به استخدام
امثال من نیست. ما مجبوریم با همین کارها با دستمزدی که نان
خالی هم نمی شود بسازیم. وضعیت بسیار دردناکی است. پدر و مادرم
فقیر و محتاج هستند. مجبورم به آن ها کمک کنم. تحت این شرایط
رقت بار است که حتی دستمزد ماهی 60 هزار تومان را به نشستن در
خانه ترجیح می دهم. بارها به کارفرما اعتراض کرده ام. اما او
بسیار خشن و سنگدل پاسخ می دهد که هر جا بروی آسمان همین رنگ
است و در هیچ کجا هیچ ریالی بیشتر نخواهی گرفت.»
کارگر سوم می گوید:
«.... چند سال است که در یک شرکت کارمی کنم.
شوهرم بیمار است و دو فرزند دبیرستانی و یک دانشجو دارم.
دستمزدم بسیار نازل است و با همین دستمزد باید هزینه معاش
خانواده و خرج تحصیل بچه ها را تأمین کنم. این کار غیرممکن
است. اما هیچ راهی در پیش پای خود نمی بینم. من اگر بازنشسته
شوم هیچ ریالی دریافت نمی کنم. تا حال شمار زیادی از کارگران
بازنشسته شده اند اما در فقر و گرسنگی غوطه می خورند و هیچ
ممری برای امرار معاش ندارند.»
منبع « آژانس خبر» ( با اختصار و نقل به
مضمون)
27 آبان 1387
466-
کارگر پالایشگاه نفت آبادان در اتش سوزی سوخت :
به گزارش خبرگزاری ایسنا در تاریخ 27 آبان 87
آمده است : سرهنگ احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران بزرگ
اعلام کرد: بر اثر آتش سوزی در پالایشگاه نفت یک نفر کشته شد.
467-
مديرعامل شركت تهيه و
توليد مواد معدني : معدن انگوران در مسير واگذاري قرار دارد:
به نقل از سایت " آسمان نیوز " در
تاریخ 27 آبان 87 و به گزارش خبرنگار موج، آمده است : اردشير
سعد محمدي مديرعامل شركت تهيه و توليد مواد معدني ايران، با
بيان اين مطلب در خصوص واگذاري معدن انگوران به بخش خصوصي
افزود: همانطور كه پيش تر اعلام شده بود، پروانه بهره برداري
از اين معدن متعلق به دولت است و عمليات اجرايي آن در گذشته از
سوي پيمانكار صورت گرفته است.
وي در خصوص مصوبه واگذاري معدن انگوران و دستور رئيس جمهوري در
اين خصوص اظهار داشت: به طور قطع دستور رئيس جمهوري و وزير
صنايع و معادن يك وظيفه است و بايد انجام شود، اما تاكنون اين
مصوبه (واگذاري معدن انگوران به توسعه معادن روي ايران) براي
اجرا ابلاغ نشده است.
دكتر سعد محمدي تصريح كرد: تاخير در واگذاري معدن انگوران به
بخش خصوصي، به دليل عمليات فني در معدن (مشكلات ريزش ديواره
معدن در سال گذشته) بوده است.
مديرعامل شركت تهيه و توليد مواد معدني ايران در ادامه با
اشاره به اينكه براي معدن انگوران 12 ميليون تن ماده معدني پيش
بيني شده است، اضافه كرد: صنعت روي كشور به طور متوسط سالانه
به يك ميليون تن ماده معدني نياز دارد كه در اين شرايط مي توان
يك عمر 12 ساله براي حيات معدن انگوران پيش بيني كرد.
468- 5 تا 7
آذرماه امسال
هشتمين همايش ايمني در معادن برگزار مي شود
دكتر سعدمحمدي در ادامه اين نشست خبري از برگزاري هشتمين همايش
ايمني و بهداشت در معادن و صنايع معدني، و چهارمين نمايشگاه
بين المللي معادن پنج تا هفت آذرماه امسال در مركز همايش هاي
صدا و سيما خبر داد.
469- در نتیجه ی تلاش و مبارزه ی جمعی و متشکل کارگران کارخانه
ی ایران برک، کارگران اخراجی ، بر سر کارهای خود بازگشتند
( گزارش شماره 3 )
سر انجام پس از گذشت بیش از دو هفته از اعتصاب هماهنگ و
یکپارچه ی کارگران ، در کارخانه ی ایران برک رشت ، مبنی بر
بازگشت به کار تمامی کارگران اخراجی ، کارفرمای این کارخانه ،
مجبور به عقب نشینی و پذیرش خواست کارگران ، در این خصوص شد .
توضیح اینکه ، همان گونه که در گزارش شماره ی 1 کارگران این
کارخانه ــ که عیناً در سایت " کمیته ی هماهنگی برای کمک به
ایجاد تشکل های کارگری " انعکاس یافته است ــ آمده ، " 7 نفر
از نمایندگان کارگران ، در اعتراض به عدم پرداخت 4 ماه حقوق و
مزایای معوقه ی خود ، توسط کارفرمای کارخانه اخراج شدند ، که
در مقابله با این برخورد رذیلانه و ضد کارگری ، تمامی 200
کارگر کارخانه ، به شکلی متحد و یکپارچه دست از کار کشیدند و
دستگاه ها را یکی پس از دیگری خاموش کردند . در پاسخ به این
عمل انقلابی کارگران ، کارفرمای ضد کارگر کارخانه ، در همدستی
با لطیفی ، رئیس حراست اداره ی کار و امور اجتماعی استان ، که
در دفاع از سرمایه دار زالو صفت کارخانه سر از پا نمی شناخت و
مدام کارگران را تهدید به اخراج و به اصطلاح " تنبیهات " جور و
واجور می نمود ، برای چشم زهر گرفتن از کارگران ، اقدام به
اخراج 7 تن دیگر از کارگران این کارخانه نمود . که کارگران نیز
بی کار ننشسته و در اقدامی شجاعانه و تحسین برانگیز ، در پاسخ
به کارفرمای ضد کارگر کارخانه و مسئولین حراست استان اعلام
نمودند که " تا بازگشت به کار تمامی کارگران اخراجی و پرداخت
حقوق معوقه ی کارگران ، به اعتصاب خود ادامه خواهند داد " .
لازم به یادآوریست که کارفرما و گماشتگان او ، در طول این مدت
، تمام سعی و تلاش خود را به کار بردند تا به عناوین مختلف در
میان صفوف متحد کارگران تفرقه انداخته ، اعتصاب یکپارچه ی
کارگران را به شکست بکشانند . به عنوان مثال اعلام نمودند که
حقوق معوقه و عیدی ــ پاداش سال های قبل کارگران را در صورتی
پرداخت می کنند که کارگران از تقاضای بازگشت به کار کارگران
اخراجی کارخانه صرف نظر نمایند . و یا معدودی از کارگران
قراردادی را با تهدید به اخراج و بعضأ تطمیع ، مجبور کردند که
پای ورقه هایی را امضاء کنند که در آن نوشته شده بود که " ما
کارگران ، ضمن حمایت از مدیریت کارخانه ، خواهان شروع به کار
فوری کارخانه و ادامه ی کار آن هستیم ، اما ... " که خوشبختانه
تمامی این ترفند ها ، با هوشیاری و درایت کارگران با شکست
مواجه شد و همان طور که در آغاز ای گزارش نیز آمده است ،
کارگران توانستند پس از دو هفته اعتصاب یکپارچه و متحد ،
کارفرما را مجبور به عقب نشینی کرده و کارگران اخراجی این
کارخانه را بر سر کارهای خود باز گردانند .
مبارزه ی متحد و یکپارچه ی کارگران کارخانه ی ایران برک رشت و
موفقیت آنان در به کرسی نشاندن یکی از خواست ها و مطالبات مهم
و اساسی خویش ، به کارفرمایان و حامیان آنان ، دایر بر بازگشت
به کار کارگران اخراج شده ، به کارخانه و بر سر کارهای خود ــ
اگر چه در ابعادی کوچک و منفرد اتفاق افتاده است ــ اما به
نوبه ی خود ثابت می نماید که کارگران اگر بخواهند به مثابه یک
طبقه همدیگر را پیدا کنند و عزم خود را برای به دست آوردن حقوق
و مطالبات مورد نظر خویش در زمینه های مختلف جزم نمایند ، می
توانند در سایه ی تلاش و مبارزه ی آگاه ، متحد و متشکل خود ،
به دست آورد های بزرگ تر و عظیم تری در ارتباط با تحقق خواست
ها و مطالبات طبقاتی خویش ، در همه ی عرصه ها ، نایل آیند و در
نهایت دست سرمایه داران و عوامل آنان را در هر شکل و هیئتی ،
از شرایط کار و زندگی کارگران و همه ی توده های مردم محروم ،
کوتاه نمایند . کارگران ایران برک همچنین با این حرکت متحد و
این پیروزی تحسین برانگیز ، درس ها و آموزه های گرانقدری نیز
برای هم طبقه ای های خود در اقصی نقاط کشور به ارمغان آورده
اند که :
اگر می توان با قدرت اتحاد و نیروی عزم و اراده ی کارگران ،
سرمایه داران و حامیان شان را ــ به ویژه در کارخانه ای که تا
مدتی پیش از این واقعه ، آن چنان احساس قدرقدرتی میکردند که به
خود اجازه میدادند تا همراه با اِعمال شدید ترین و وحشیانه
ترین نوع استثمار ، نسبت به کارگان ، هر ستمی ، از اخراج
کارگران به هر بهانه گرفته ، تا انواع فشار ها و به اصطلاح "
تنبیهات " را در حق آنان روا دارند ، ( تا آنجا که کارگران در
انتهای نامه ای که برای کمیته ی هماهنگی ، در ارتباط با شرح
فشارهای صاحبان سرمایه ، نسبت به کارگران در این کارخانه ،
ارسال داشته بودند ناامیدانه نوشتند که : " ... انشااله که
خداوند خود احقاق حق نماید " ) به عقب نشینی و پذیرش خواست ها
و مطالبات کارگران ــ اگر چه در یک مورد حتی ــ وادار نمود و
آنان را درمانده و مستأصل ، بر سر جای خود نشاند ، پس می توان
به قدرت آگاهی و همبستگی طبقاتی کارگران و عزم جزم آنان ، در
کارزاری به وسعت ایران نیز بر سرمایه و سرمایه داران ، فایق
آمد و آن طبقه را نیز به شکست و هزیمت مجبور کرد و بر سرجای
خود نشاند . کارگران ایران برک ، در واقع با این حرکت متحد و
یکپارچه ی خود ، در واقع ، بر این امر خطیر مهر تأیید کوبیدند
و تنها گوشه هایی از قدرت طبقه ی کارگر را به نمایش گذاشتند .
آنان نشان دادند که اگر این طبقه اراده کند و در ابعادی گسترده
و سراسری ، متشکل شود و به میدان بیاید هیچ قدرتی جلودار آن
نخواهد بود .
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، این
پیروزی را که در سایه ی آگاهی و همبستگی کارگران به دست آمده
است ، به کارگران این کارخانه تبریک گفته و همچنان آنان را به
هوشیاری در مقابله با ترفند های ریاکارانه ی سرمایه داران و
اتحاد در مقابل این طبقه آنان فرا می خواند .
با امید به پیروزی نهایی طبقه ی کارگر ، درسایه ی ایجاد تشکل
های مستقل ، توده ای و طبقاتی کارگران ، به نیرو وقدرت اراده ی
خود آنان .کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
470- نگراني رانندگان برون شهري درباره به خطر افتادن بيمه
تامين اجتماعي
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 27
آبان 87 ؛ عضو انجمن صنفي رانندگان اتوبوسهاي برون شهري
اعلام کرد: در صورتي که بيمه ماهيانه رانندگان از اجباري به
اختياري تغيير کند، بسياري از رانندگان در پرداخت حق بيمه خود
با مشکل مواجه خواهند شد.
به گزارش "ايلنا"، علي عقبايي گفت: از سال 83 تاکنون سازمان
اجتماعي به دنبال آن است که بيمه اجباري رانندگان را به بيمه
اختياري تغيير دهد.
وي افزود: بر همين اساس در مجلس لايحهاي درباره اجراي ماده
35 قانون تامين اجتماعي براي محاسبه بيمه رانندگان مطرح شده که
کليات آن به دليل ناتواني رانندگان در پرداخت تمام حق بيمه از
سوي شوراي نگهبان مغاير با شرع تشخيص داده شده است.
وي افزود: با اين حال مجمع تشخيص مصلحت نظام در بررسي اين
موضوع، نظر مجلس را تاکيد کرده و با اختياري شدن بيمه رانندگان
موافقت کرده است.
عقبايي افزود: تلاش براي تغيير بيمه رانندگان در حالي است که
با مصوبه مجلس، رانندگان از سال 79 تاکنون در چارچوب قانون
کار، کارگر محسوب شده و بيمه آنها بصورت اجباري محاسبه و
پرداخت ميشود.
به گفته وي، در حال حاضر از مجموع 70 هزار راننده اتوبوس برون
شهري، 52 درصد بهصورت بيمه اجباري و 22 درصد به شکل اختياري
از مزاياي بيمه برخوردار هستند.
پايان پيام
471- واردات انواع
خوراکی ها به ايران افزايش يافته است :
به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 27 آبان 87 :گزارش مقايسه اى
از واردات اقلام خوراكى در هفت ماهه نخست سال جارى در مقايسه
با مدت مشابه سال گذشته، حاكى از افزايش قابل توجه واردات
غلات، فرآوردههاى گوشتى و آبزيان، سبزيجات و ميوهها،
نوشابهها و محصولات نباتى است.
بنا بر آمار مقايسهاى واردات مواد غذايي، در هفت ماهه سال
جارى نسبت به مدت مشابه سال گذشته در گروه فرآوردههاى گوشتى و
آبزيان به لحاظ وزنى با 432 درصد و به لحاظ ارزشى با 466 درصد
افزايش واردات روبهرو بوديم و در گروه فرآوردههاى غلات به
لحاظ وزنى با 197 درصد و به لحاظ ارزشى با 208 درصد افزايش
واردات، در گروه قند و شكر و شيرينى به لحاظ وزنى با 35 درصد و
به لحاظ ارزشى با 46 درصد كاهش واردات و در كاكاگو و
فرآوردههاى آن به لحاظ وزنى 22 درصد و به لحاظ ارزشى 43 درصد
افزايش واردات داشتيم.
در گروه فرآوردههاى سبزيجات و ميوهها به لحاظ وزنى با 57
درصد و به لحاظ ارزشى با 79 درصد افزايش واردات، در
فرآوردههاى خوراكى به لحاظ وزنى با 11 درصد و به لحاظ ارزشى 7
درصد افزايش واردات، در نوشابهها به لحاظ وزنى با 11 درصد و
به لحاظ ارزشى با 15 درصد افزايش واردات و در توتون و تنباكو
به لحاظ وزنى با 32 درصد و به لحاظ ارزشى با 2 درصد كاهش
واردات روبهرو بوديم.
به گزارش فارس، در گروه محصولات صنايع غذايى با توجه به ميزان
و وزن واردات در مجموع به لحاظ وزنى با 27 درصد و به لحاظ
ارزشى 11 درصد كاهش واردات داشتيم.
در گروه چربيها و روغنهاى حيوانى يا نباتى به لحاظ وزنى با
28 درصد كاهش واردات و به لحاظ ارزشى با 8 درصد افزايش واردات
مواجه بودهايم.
افزايش 140 درصدى واردات غلات
بنا بر جداول آمارى گمرك، واردات غلات در هفت ماهه امسال نسبت
به مدت مشابه سال گذشته به لحاظ وزنى با 70 درصد و به لحاظ
ارزشى با 140 درصد افزايش روبهرو بوده است.
به گزارش فارس در گروه محصولات نباتى به لحاظ وزنى با 44 درصد
و به لحاظ ارزشى با 93 درصد افزايش واردات و در گروه حيوانات
زنده محصولات حيوانى به لحاظ وزنى با 12 درصد كاهش و به لحاظ
ارزشى با 23 درصد افزايش واردات داشتهايم.
472- کارگران
لاستيک البرز شش ماه است حقوق نگرفته اند :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 27 آبان
87 : به گفته مسوول شوراى اسلامى كار واحد لاستيك البرز هر
چند رييس اين واحد از سه ميليارد تومان كمك دولت و يك ميليارد
تومان صندوقى كه براى خود كارگران اين واحد بوده نيز استفاده
كرده اما هنوز مشكل اين واحد لاينحل مانده است.
وليالله صالحى ـ مسوول شوراى اسلامى كار واحد لاستيك البرز
(كيان تاير سابق) ـ در گفتوگو با ايسنا در پى تجمع مجدد چند
روز پيش كارگران اين واحد گفت: هنوز مشكل واحد لاستيك البرز
لاينحل مانده است، ولى باز هم مذاكرات و نشستهايى براى رفع
اين مشكل برگزار ميشود.
وى با اشاره به ظرفيت خوبى كه اين شركت دارد، افزود: اين واحد
هزار و 400 كارگر دارد كه حدود 300 نفر از آنها مهندس هستند و
در حال حاضر همه اين افراد شش ماه است كه حقوقى دريافت
نكردهاند.
صالحى با اذعان به اينكه واحد لاستيك البرز هماكنون توليدى
نيز ندارد، افزود: اگر اين واحد روزانه 70 تن لاستيك توليد كند
ميتواند يك ميليارد تومان سود ماهانه داشته باشد.
وى با اشاره به رييس اين واحد كه چند سال قبل شركت به او
واگذار شده بود، اظهار كرد: 4.5 سال است كه با او كلنجار رفتيم
ولى مشكل حد نشده و حتى رييس واحد از سه ميليارد تومان كمك
دولت و صندوق يك ميليارد تومانى كه براى كارگران بوده است نيز
استفاده كرده و علاوه بر اين، سه سال نيز براى پرداخت بدهى
شركت مهلت گرفته بود كه با وجود اينها به دليل نداشتن اهليت
توليد و خودخواهى و خودمحورى مشكل واحد حل نشده است.
اين مقام كارگرى با بيان اين سوال كه نميدانم چرا اين قدر به
رييس اين واحد مهلت دادهاند؟ تصريح كرد: بايد براى حل اين
مشكل ضربتى اقدام كرد و همه قوا اعم از قوه قضايى و مجريه براى
حل اين مشكل تلاش كنند.
وى متذكر شد: وقتى مجلس اين موضوع را به عنوان نمونهاى از
واحدهاى داراى مشكل دنبال كند، اين موضوع ميتواند الگويى براى
ساير واحدهاى واگذار شده باشد.
صالحى در پايان حرفههايش خاطرنشان كرد: بهترين راه همين است
كه براى حل مشكلهاى اين گونه شركتها، دولت به نوعى دخالت و
شركت را سرپرستى كند تا مشكلات آن رفع شود و با برنامهريزى
لازم آن را واگذار كند ولى نبايد زمان را از دست داد.
به گزارش ايسنا، واحد لاستيك البرز از جمله واحدهاى داراى مشكل
كشور است كه در چند ماه اخير مشكلات آن حادتر شده و كارگران آن
نيز براى اعتراض به وضعيت موجود چندين نوبت تجمع كردهاند ولى
تاكنون اين اعتراضات جوابى نداده است و هزار و 400 كارگر آن
نيز همچنان منتظر دوباره فعال شدن اين واحد هستند، اما
,چگونه؟, اين سوالى است كه هنوز جلسات و مذاكرات متعدد مسوولان
مربوطه نتوانسته جوابى براى آن بيابند.
473- در نظام فعلي ، قفل مسكن با هيچ كليدي باز نميشود
:
به نقل از سایت فریاد کارگرو به گزارش انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران در تاریخ 27 آبان 87 ، آمده است
: كنار بحرانهاي لاعلاج اين دولت مانند بي آبي، برق، گاز،
گراني، بيكاري، مسكن نيز به يكي از بحرانهاي جدي تبديل شده
است. وزير مسكن چند روز پيش آب پاكي را روي دست همه اقشار ريخت
و مسئوليت خانهسازي را از گردن خود باز كرد و گفت :“براي كم
درآمدها، بايد شهرداريها اقدام كنند و اين كار جزو وظايف دولت
نيست! ”
جمعيت خانوار كشور طبق آخرين آمار اعلام
شده نظام آخوندها 17و نيم ميليون ميباشد. ولي به اعتراف
ارگانهاي دست اندركار دولت در حال حاضر فقط 16ميليون مسكن در
كشور وجود دارد. يعني حدود يك ونيم ميليون نفر بي خانمان در
كشور ما وجود دارد، و با افزايش سالانه يك ميليون و 200هزارنفر
به جمعيت متاهل، اين كمبود، يك بحران جدي را به وجود آورده
است. بهتر است از زبان صاحبان بنگاه معاملات ملكي نيز معضلات
مسكن را بشنويم:
مصاحبه خبرنگار فرياد كارگر با يك
بنگاهدار: “هرسال 15درصد افزايش قيمت مسكن بوده ولي امسال و
سال گذشته 30 تا 40درصد افزايش يافته. علت گراني، هزينه بالاي
دريافت جواز، قيمت بالاي مصالح و كارگر و مافياست. …در كشورهاي
اروپايي 60ساله كه قيمت مسكن بالا نرفته است !
اين هم وطن در پاسخ به اين سوال كه براي
خريد يك خانه با حقوق 300هزارتومان چند سال بايد صبر كنيم؟ گفت
:“ فكر ميكنم بايد سال نوري طي كنيد. عمر معمولي كفاف نميكنه.
بايد دو سه فاكتور را وارد كني. عمرنوح، صبر ايوب، گنج قارون
تا اگر پيداكني ميتواني يك خانه 30متري بگيري.”
واقعيت اينست كه بحران مسكن همچون ساير
بحرانها از ترافيك تا بحران برق و سوخت و آب ، در نظام تحت
حاكميت آخوندها، هرگز پاسخي نخواهد داشت. چپاول و سركوب وجه
مميزه و ماهيت غير قابل تغيير اين حاكميت است
474- خبری کوتاه از شرکت دامپروری سفیدرود رشت
:
کارگران واحد پرورش ماهی شرکت دامپروری
سفیدرود رشت، مدت 3 ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند. با
توجه به این که بازار قیمت ماهی در سال جاری برای پیمان کاران
شرکت بسیار سود آور بوده است، اما تا کنون هیچ اقدامی برای
پرداخت حقوق معوقه کارگران انجام نداده اند.
" کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل
های کارگری – منطقه شمال "
18.11.2008 - 27/8/1387
475- محسن ايزدخواه:
قانون کار بحث اخراج را پيچيده کرده است
توجهي به حق اعتصاب کارگران نشده است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 27 آبان 87 ؛
معاون پارلماني سازمان تامين
اجتماعي دولت اصلاحات با اشاره به اينکه قانون کار پس از قانون
اساسي، يک قانون پايه و بنيادين است به ذکر معايبي از اين
قانون پرداخت.
محسن ايزدخواه در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، اظهار داشت:
قانون کار تنظيم کننده روابط نيروي کار، کارفرما و صنعت است و
راهبردهاي لازم براي توسعه منابع انساني را تعريف ميکند.
وي افزود: پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به آرمانهاي
موجود در قانون اساسي، شرايط حاکم بر تجديدنظر در بعضي از مواد
قانون کار اقتضا ميکرد و در چارچوب اين اصل، قانون کار تدوين
شد.
قانون کار مدافع نيروي کار يا بهانه کارفرما؟
پژوهشگر موسسه دين و اقتصاد گفت: در زمان تدوين اين قانون برخي
از دلسوزان که هيچ گونه منافع مادي و شخصي در اين رابطه
نداشتند، متذکر شدند قانوني که تنها به آرمانها توجه ميکند
ممکن است از مسائل اصلي ديگر که در اولويتهاي اصلي به منظور
دستيابي به توسعه قرار دارد، غفلت کند.
وي افزود: قانون کار به جاي دفاع از کارگر تنها بهانه
کارفرمايان به منظور بيتوجهي به قانون است.
ايزدخواه تصريح کرد: مجلس شوراي اسلامي و مجمع تشخيص مصلحت
نظام نيز بارها تائيد کردند که قانون کار در برخي از موارد، از
مقاولهنامههاي بينالمللي سازمان کار نيز فراتر رفته است
و در بعضي از موارد نيز به اين مقاولهنامهها بيتوجه بوده
است.
مشاور مديرعامل سازمان تامين اجتماعي دولت اصلاحات با اشاره به
فصل ششم قانون کار تاکيد کرد: مبحث سنديکاها و تشکلهاي صنفي
مستقل و فراگير نيز از ضعفهاي اساسي قانون کار فعلي است.
تشکيل تشکلهاي صنفي در قالب شوراهاي اسلامي هيچ تطابقي با
مقاولهنامههاي بينالمللي ندارد.
وي افزود: هرچند که اين ديدگاه در جوامع پيشرفته ميان کارگر و
کارفرما شکل گرفته است که با ساختارشکني، هيچ هدفي را
نميتوان پيش برد، اما اعتراضات و اعتصابات کارگري که از حقوق
شناخته شده کارگران است، هيچ سامان و محمل قانوني نيافته است.
قانون کار مبحث اخراج را پيچيدهتر کرده است
به گزارش "ايلنا"، محسن ايزدخواه در ادامه گفت: دخالت بيش از
حد دولت بر روابط بين نيروي کار و کارفرما نيز از مشکلات ديگر
اين قانون است، چرا که قانون کار در مقولهي اخراج از
مقاولهنامههاي بينالمللي فراتر رفته است.
وي افزود: آمار و اطلاعات نشان ميدهد که در 80 تا 90 درصد
پروندههاي نيروي کار که با اخراج مواجه ميشوند، هيئتهاي
حل اختلاف بهنفع کارفرما راي صادر ميکنند که اين مساله،
بحث اخراج را پيچيدهتر ميکند.
معاون پارلماني تامين اجتماعي دولت اصلاحات با اشاره به
پيچيدگي بحث اخراج در قانون کار اظهار داشت: به منظور بهبود
قوانين کار در اين مورد، لازم است 5 تا 6 شرط لحاظ شود تا
چگونگي اخراج در قانون کار را بهبود بخشيم.
ايزدخواه شرايط بهتر شدن وضعيت اخراج در قانون کار را اين گونه
بيان کرد: اولاً اخراج با اطلاع قبلي کارگر باشد، ثانياً در
صورت اخراج، حق و حقوق بهطور کامل پرداخت شود، ثالثاً اخراج
در زمان بيماري کارگر نباشد، رابعاً اخراج به دليل مسائل صنفي
و سياسي نباشد و اينکه اخراج در دوره بارداري زن کارگر نباشد.
اين پژوهشگر مسايل تامين اجتماعي تاکيد کرد: پيچيدگي مساله
اخراج موجب موقتي شدن قراردادهاي 50 تا 60 درصد کارگران شده
است.
پايان پيام
476- اعتصاب کارگران لوله سازی لوشان:
کارخانه لوله سازی لوشان شمار زیادی کارگر را
استثمار می کند. این کارگران چندین ماه است که دستمزد خویش را
دریافت نکرده اند. سرمایه دار صاحب کارخانه مدعی است که
بالاخره روزی روزگاری دستمزدها داده خواهد شد و کارگران باید
تاب تحمل کار بدون دستمزد را ولو برای مدت های طولانی داشته
باشند!! کارگران لوله سازی لوشان در همه این مدت به جنایت
کارفرما اعتراض کرده اند اما همواره با وعده و وعید یا توپ و
تشر و تهدید به اخراج یا احضار نیروی سرکوب مواجه شده اند.
کارگران در ادامه اعتراضات خویش تصمیم به اعتصاب گرفتند. آنان
در روز 21 آبان چرخ تولید را از کار انداختند و به سرمایه دار
شرکت اخطار کردند که اعتصاب را تا دستیابی به همه مطالبات خود
ادامه خواهند داد. مدیر عامل شرکت با مشاهده مقاومت توده های
کارگر حکم به بستن درب ورودی کارخانه داده است اما همزمان در
وحشت از ادامه اعتصاب و توقف تولید به کارگران گفته است که
شاید برای پرداخت دستمزدها چاره ای بیندیشد!!
28 آبان 87
477-
احضار طه آزادی، فعال
کارگری به دادگاه :
به نوشته سایت " آسمان نیوز " در تاریخ 28 آبان 87 و به نقل از
فعالین حقوق بشر در ایران آمده است : طه آزادی فعال کارگری
اهل سقز که به همراه نامق (جوانمير) مرادی اهل کرمانشاه در
تاريخ يازدهم ارديبهشت ماه سال جاری به علت برگزاری روز کارگر
در منطقه عسلويه بازداشت و مدت ۴۷
روز را در اداره اطلاعات و زندان شهر بوشهر به سر برده بود جهت
معرفی خود به دادگاه احضار گرديد.
طبق احضاريه ای که برای آقای آزادی ارسال گرديده است نامبرده
تا تاريخ دوم آذرماه سال جاری فرصت دارد تا خود را به دادگاه
انقلاب شهرستان کنگان از توابع استان بوشهر جهت برگزاری دادگاه
رسيدگی به اتهامات خود معرفی نمايد.
شايان ذکر است اتهام اين فعال کارگری فعاليت تبليغی بر عليه
نظام ذکر گرديده است.
478-
بدون شرح :
در نطق پيش از دستور محجوب عنوان شد:
مجمع تشخيص و دولت کارگران را دلخور کردند
بيش از 500 واحد توليدي بحرانزده در کشور وجود دارد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران در تاریخ 28 آبان 87 ؛
در آستانه بيست و نهم آبان ماه،
سالروز تصويب قانون کار جمهوري اسلامي ايران، عليرضا محجوب،
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، در نطق پيش از دستور
خود، با انتقاد از اقدامات اخير دولت و مجمع تشخيص مصلحت نظام
درباره قانون کار، ياد نقشآفرينان در راه تصويب اين قانون را
گرامي داشت.
به گزارش "ايلنا"، متن کامل نطق پيش از دستور دبيرکل خانه
کارگر ايران به اين شرح است: فردا 29 آبان ماه سالروز تصويب
قانون کار جمهوري اسلامي ايران است. در وهله نخست به روح
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران که حقوق کارگران را به عنوان يک
اولويت پاس ميداشت درود ميفرستيم. ايشان وقتي توقف روند
تصويب قانون کار را مشاهده کردند دستور تشکيل مجمع تشخيص مصلحت
نظام را براي شکستن اين بنبست صادر فرمودند. جا دارد که
اقدامات کارگر دوستانه رهبر معظم انقلاب اسلامي را در جريان
تصويب اين قانون در مقام رياست جمهوري و آقاي مهندس موسوي،
نخستوزير ايشان را نيز ياد کنيم و از جانب کارگران سپاس و
قدرشناسي خود را نسبت به دولت و مجلس آن دوران اعلام داريم.
همچنين جا دارد از اولين مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست محترم
آن، به خاطر زحمات بيشائبه تشکر کنم و در همين جا بايد
نگراني خود و جامعه کارگري را از بند "ز" الحاقي به ماده 21
قانون کار که مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رساندند، و
همچنين از اقدماتي که در کميسيون تحول اقتصادي در مورد ماده 41
قانون کار صورت ميگيرد، اعلام دارم.
قانون کار جمهوري اسلامي ايران حاصل خواست و ارادهي کارگراني
است که خواهان پايان دادن به روابط يکطرفه مطابق قانون کار
1337 و ماده 23 آن که اخراج را بيچون و چرا به کارفرما وا
ميگذاشت، بودند.
طليعه پيروزي انقلاب اسلامي و عدالت محوري اين انقلاب
بيمانند، خود انگيزه و اميد ميليونها کارگري بود که از عمق
جان تحول بر بنيان عدالت و مبتني بر قانون کار اسلامي را
پذيرفته بودند.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران همه کارگران آرمانهاي خود را
در تدوين قانون کار اسلامي تحقق يافته ميدانستند و لذا
پافشاري بر تغيير و بهبود شرايط کار که با تحول در قانون کار
عملي بود، آغاز شد. به اين ترتيب قانون کار جمهوري اسلامي
ايران با پيشنويسي که آقاي اصغري، وزير وقت دادگستري به دولت
ارايه و به تصويب رساند، به مجلس شوراي اسلامي ارايه و به
تصويب مجلس محترم رسيد و نامه آقاي ابوالقاسم سرحديزاده وزير
کار وقت و جديت کمالي، رييس کميسيون کار وقت مجلس شوراي اسلامي
و نامه سرحديزاده و دستور امام براي تشکيل مجمع تشخيص مصحلت
نظام، بالاخره باعث تصويب قانون کار در 29 آبان 1369 شد.
گلايه از دولت درباره عدم شمول بازنشستگان تامين اجتماعي تحت
قانون مديريت اداري
امروز فرصتي است که از تلخي و نازيبا بودن آثار يکي از مصوبات
و تصميمات مجلس شوراي اسلامي و نحوه اجرا توسط دولت در مورد
بازنشستگان تامين اجتماعي سخن بگويم. لايحه مديريت اداري و به
دنبال آن افزايش مستمري بازنشستگان کشوري و لشکري که باعث
تحسين بنده و هم بازنشستگان مشمول تامين اجتماعي و ساير
صندوقهاي خاص شد، عملي پسنديده بود اما اين سوال را برانگيخت
که چرا اين اقدام براي همه بازنشستگان عملي نشد؟ مگر غبار پيري
و بازنشستگي که براثر زحمات و صدمات سخت، طاقتفرسا و
مشقتبار بر رخساره کارگران شريف و زحمتکش نشسته است، لشکري
و کشوري و تامين اجتماعي دارد؟ آيا بازنشستگان صندوق تامين
اجتماعي و صندوقهاي خاص استحقاق بخش کوچکي از افزايش حقوقي
را که از خزانه دولت پرداخت ميشود، نداشتند؟ اين دومين باري
است که بازنشستگان تامين اجتماعي که داراي بيشترين عضو هستند،
مورد بيمهري قرار ميگيرند. وقتي در سال 1384 حداقل حقوق
بازنشستگان کشوري دوميليون ريال عنوان شد، بازنشستگان تامين
اجتماعي با نجابت کامل تا پايان سال 1385 اين وضع را متحمل
شدند و انتظار داشتند اين وضعيت ناگوار به شکل مناسبي ترميم و
جبران شود. با وجود اين که مجلس محترم در جريان تصويب متمم
بودجه تصميم گرفت در سه ماه آخر سال 1385 از محل متمم بودجه
مابهالتفاوت تا 200 هزار تومان را پرداخت کند، با اين وجود
هرگز پولي بابت اين مابهالتفاوت به سازمان تامين اجتماعي و
بازنشستگان آن پرداخت نشد و نتيجتاً در سال 1386 نيز از ذخاير
سازمان تامين اجتماعي و جيب بيمه شده اين اقدام صورت پذيرفت.
اکنون هم تصميمي اتخاذ شده است که فاصله حداقل دريافتي
بازنشستگان کشوري ولشکري و مستمري بگيران تامين اجتماعي را
بسيار زياد کرده است که بنا بر ارقام اوليه، شکاف مستمري اين
عده تا 50 درصد تخمين زده ميشود.
گلايه اينجانب از دولت و مجلس محترم اين است که چرا طي دو ماه
اخير هيچ اقدام عاجلي از هيچ ناحيهاي حتي در جهت توضيح وضعيت
موجود صورت نپديرفته است؟ آيا دولت و مجلس محترم نميدانند
کاسه صبر مستمري بگيران سازمان تامين اجتماعي و ساير
صندوقهاي خاص نيز حدي دارد؟ آيا نبايد علاج واقعه قبل از
وقوع کرد؟ آيا کمک به صندوق بازنشستگي نميتواند به ساير
صندوقها تسري داده شود؟ شکي ندارم که همگي دريافتکنندگان
استحقاق چنين افزايشي را داشتهاند اما بحث بر سر آنهايي است
که از اين سفره گشاده سهم کوچکي نيز برنداشتهاند. البته يقين
دارم که نهاد رياست جمهوري و مجلس با تخصيص منابع جديد
همانطوريکه با عرضه سهام عدالت خوشحالي بازنشستگان را فراهم
ساختند، مجدداً دلهاي رنجور اين عزيزان را مرهمي گذارند.
بيکاري گسترده جوانان هشدار دهنده است
موضوع مهم ديگري که اين روزها نيازمند توجه ويژه به آن هستيم
مساله توجه به بيکاران جوان و فارغالتحصيلان دانشگاهي است.
واقعيت اين است که بيکاري جوانان 15 تا 24 سال يعني سن اصلي
جستجوي کار و تقاضاي موثر و عمده اشتغال، براساس آمارگيري
جمعيت و نفوس سال 1386 بالغ بر 22 درصد است که نشانگر
بيتوجهي به متقاضيان اصلي کار يعني جوانان است.
اگر به جدول توزيع استاني 15 تا 24 ساله توجه کنيد آن زمان
درمييابيد که چگونه بيکاري خصوصاً بيکاري فارغالتحصيلان سر
به آسمان ميزند.
جاي تاسف است که در اين مورد توجه و تمرکز رسانههاي عمومي و
مسوولان ارشد کشور به ميانگين کل يعني کوچکترين آمار منتشره
است که سبب غفلت از مشکل اصلي بيکاري يعني بيکاري جوانان شده
است. اميدوارم آمار غيرتبليغاتي که بايد به برنامهريزي بهتر
کمک کند ملاک عمل قرار گيرد تا براي نجات از اين وضعيت پيچيده
و نگران کننده مسوولان دلسوز کشور راهحل مشکل جوانان را از
طرق مختلف خصوصاً بيمه بيکاري براي کسانيکه پيش از شروع دوره
اشتغال سالها بيکارند چارهجويي شود، اميد را در دل جوانان
زنده کرده و راه آنها را به سوي آينده باز کند.
رشد شتابان قيمتها زندگي کارگران را متاثر کرده است
موضوع ديگر مساله حرکت شتابان قيمتهاي عمومي به گواهي آمار
منتشره طي ماههاي اخير است. اگر موج حرکت بيترمز قيمتها
ادامه يابد زندگي کارگران خصوصاً حداقلبگيران به طور
فزايندهاي تحتتاثير اين وضعيت واقع ميشود. ناتواني آنها
در برابر خريد و اجاره مسکن که پيش از اين نمايان شده بود، اين
روزها به تامين خوراک مناسب نيز کشيده شده است که بايد در اين
مورد براي شاغلان و بازنشستگان اقدام عاجلي صورت گيرد. عدم
پرداخت بن رمضان عليرغم تاکيدات مکرر به کارگران با وجود تخصيص
آن به همه سطوح کارمندي سبب اعتراض اين عده شده است. من به
عنوان اعتراض به عدم تخصيص بن رمضان به کارگران، آنچه به من
تخصيص داده شده بود را به اتحاديه امکان تحويل دادم و تا زمان
تحقق اين حق کارگران، از دريافت آن چشمپوشي و به تلاشهاي
خود ادامه ميدهم.
در مورد سهام عدالت يادآوري ميکنم که برگه سهام عدالت
کارگران قراردادي و پيمانکاري تاکنون با وجود اينکه حتي مديران
ارشد و افرادي با درآمدهاي قابل قبول از اين مزيت برخوردار
گرديدهاند، اعلام و عرضه نگرديده است.
همچنين بار ديگر نگراني خود در مورد کارگران پيماني اعلام
ميکنم. لازم است عرض کنم که با وجود قانون لايحه مديريت
اداري و تصريح بر قراردادهاي مستقيم کارگران توسط دستگاهها و
بخشنامه 13/5/87 معاونت اول رياست جمهوري، تاکنون عملاً هيچ
گزارشي از اجراي آن نرسيده است و کار تبديل وضعيت کارگران
پيمانکاري که آرزوي انعقاد قرارداد مستقيم را با دستگاههايي
که براي آنها کار ميکنند، دارند بيپاسخ مانده است.
واردات بيرويه حراج اشتغال و سرمايه ايراني است
در پايان بار ديگر نسبت به واردات بيرويه کالاهاي خارجي و
تبليغ آنها توسط تمامي رسانههاي رسمي و غيررسمي و تابلوهاي
شهري و بر سر در مغازهها هشدار ميدهم. آنچه در اين ميان به
مزايده گذاشته شده است اشتغال و کار سرمايه کارگر و صنعتگر
ايراني است. رکود توليدات و صنعت کشور و رونق براي دشمنان،
نتيجه گريزناپذير اين چرخه باطله است.
امروز بسياري از واحدها به دليل اين سياست تعطيل و نيمهتعطيل
شدهاند و کارگران آنها ماههاست که حقوق دريافت نداشتهاند
که در همين خصوص و درباره شرکت لاستيک البرز به رياست محترم
جمهوري متذکر ميشوم که هر چه زودتر با ابلاغ مصوبهاي که
آماده امضا است، حداقل سبب تسکين وضعيت دشوار کارگران اين واحد
گردند.
البته متاسفانه پيش از 500 واحد توليدي در وضعيت مشابه به سر
ميبرند و بهدليل عدم حمايت از واحد داخلي و سيل واردات
شمار آنها هر روز افزايش مييابد و اين در حاليست که امروز
برخلاف گذشته برنامه کاروکارگر نيم ساعتي در راديو که براي
انعکاس مشکلات بود، وجود ندارد و بهجاي آن راديو تجارت فقط
صداي يکطرف را منعکس ميکند. کارگران از رسانه ملي انتظار
دارند همان نيم ساعت برنامه را به آنها برگرداند چرا که
گوشهچشمي به توليدکنندگان و کارگران ميتواند مشکلات آنها
را سبک کند.
پايان پيام
479- مديركل دفتر آمار سازمان تامين اجتماعي:
بياحتياطي عامل اول حوادث ناشي از كار است
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 28 آبان 87 ؛
مديركل دفتر آمار سازمان تامين
اجتماعي، بي احتياطي را عامل بيشترين حوادث ناشي از كار دانست
و گفت: در سال گذشته 14 هزار و 887 نفر به دليل رعايت نكردن
نكات ايمني در حين كار دچار حادثه شدند.
سياوش قراگزلو در گفت وگو با خبرنگار"ايلنا" افزود: در سال 86
يك هزار و 142 مورد حادثه به دليل رعايت نشدن مسائل حفاظتي
قرباني حوادث حين كار شدند.
وي با بيان اين كه يك هزارو 33 نفر ديگر نيز به دليل فقدان
اطلاعات دچار حادثه شدند، افزود: در سال گذشته پوشيدن لباس
خطرناك باعث بروز 183 مورد حادثه ، نور ناقص باعث بروز 64 مورد
حادثه و تهويه نامطلوب نيز باعث بروز 29 مورد حادثه ناشي از
كار شده است.
قراگزلو اظهار داشت: 5 هزار و663 حادثه نيز به دلايل متفرقه
بوجود آمده است.
پايان پيام
480- شركتهاي دولتي برخلاف شعار اشتغالزايي تعطيل شدند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 28 آبان 87 ؛
مسول روابط عمومي اتحاديه كارگران
صنعت برق و آب كشور گفت: با وجود شعار اشتغالزايي دولت،
شركتهاي دولتي به بهانه زيانده بودن تعطيل و كاركنان آنها
بيكار شده اند.
به گزارش خبرگزاري كار ايران"نوروز بلوكات" افزود: تعطيلي
شركتهايي مانند "ساخت نيروي برق تهران" (وابسته به وزارت نيرو)
، "ترابري برق" و "آب گستر" در حالي صورت گرفت كه كارگران
مختصص شاغل در اين واحدها در بخش دولتي مصدر خدمات شاياني
بودند.
وي با بيان اينكه نهادهايي چون سازمان خصوصي سازي، وزارت كار و
سازمان بازرسي كل كشور از تعطيلي اين واحدها جلوگيري نكردند؛
گفت: تعطيلي شركتها و فشارهاي جانبي روحيه كارگران را تضعيف
كرده است.
بلوكات ياد آور شد: در حال حاضر كارگران به دليل نداشتن انگيزه
و روحيه دركوتاه مدت با پيشنهاد بازخريدي موافقت ميكنند.
وي با بيان اينكه بيمه بيكاري راه حل مناسبي براي حمايت از
كارگران نيست؛ گفت: اين اقدام كارگران را از تمام مزاياي
حمايتي محروم ميكند.
پايان پيام
|
481- هدیه مجمع تشخیص مصلحت نظام در ٢٩ آبان
سالروز تصویب قانون کار:
|
|
|
|
|
|
اخراج بدون مانع و هزینه ، یکی
از دغدغه های کارفرمایان بود که با اضافه شدن یک
بند به بند های ماده ٢١ قانون کار از طرف مجمع
تشخیص مصلحت نظام ، راه را برای اخراج کارگران
هموار کرد و کارفرمایان به خواسته خودشان رسیدند.
البته قبل از این مصوبه هم کارفرمایان بدون اینکه
توجهی به قوانین قانون کار داشته باشند به هرروشی
که دلشان می خواست کارگر را اخراج می کردند ،
بنابراین نیازی به تصویب این تبصره نبود . با این
حال دولت با در اختیار داشتن این مصوبه ، به
کارفرما جرات و جسارتی دوباره داد ، تا از این
به بعد به طریق قانونی حقوق کارگران را تضییع کنند
.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با جمعی از
فعالین کارگری می گویند «« تشکل ها و احزاب حامی
کارگران باید در تصمیم گیرهای اساسی کشور فعال تر
ظاهر شوند»» در حالی که این گفتار با مصوبه روز
شنبه مورخ ٢٥/٨/٨٧ کاملا" در تناقض است . رئیس
مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت از حضور کارگران در
تصمیمات اساسی کشور را مطرح می کنند ولی عملا" با
این مصوبه اعلام می کنند که هیچ ارزشی برای
کارگران قائل نیستند ، در حقیقت به سه جانبه گرائی
اعتقادی ندارند و اساسا" همه می دانند هر تصمیمی
که در رابطه با مسائل کارگری گرفته شده تا به
امروز دو جانبه گرایی بوده یعنی دولت و کارفرما،
دو دوست و حامی دیرینه ، دولت وکارفرما بدون
حضور نمایندگان واقعی کارگران تصمیمات را گرفته
و به مرحله اجرا می گذارند و اگر هم از طرف کارگر
افرادی انتسابی به عنوان نماینده ، حضور داشته
باشند تسلیم تصمیمات دولت هستند چرا که اگر غیر
از این بود کارگران اینهمه مشکل را جلوی پای خود
نمی دیدند .
در اینجا باید به کسانی اعتراض کرد که بیش از دو
دهه خودشان را نماینده و حامی کارگر معرفی می
کنند و در همه جا هم حضور دارند ، آقایان به جای
اینکه به مصاحبه و نوشتن مطلب در روزنامه کار و
کارگر بسنده کنند ، باید در مقابل مصوبات و قوانین
ضد کارگری که به شکل دو جانبه ( کارفرما و دولت)
به تصویب می رسد با همراهی و حضور کارگران
اعتراض کنند .
اگر واقعا" یک تشکل مستقل کارگری هستید نه دولتی
، اگر طرف دار واقعی کارگر هستید نه سرمایه دار ،
در این مواقع کارگران را آگاه کنید و با اعتراضات
گسترده نشان دهید که طرفدار کارگر هستید نه دولت
، در اعتراضاتتان اعلام نمائید، که دولت نمی
تواند بدون حضور نمایندگان کارگران و بدون نظر
سنجی از کارگران در مورد آنان تصمیم گیری کنند .
این مصوبه با شعارهای داده شده فاصله ای بی نهایت
دارد . دولت باید به کارگر بها بدهد چرا که چرخ
اقتصادی کشور با دستتان توانمند این کارگران به
حرکت در می آید . این کارگران هستند که در تمام
عرصه ها حضور فعال دارند و تولید کننده تمامی
ثروت ها ونعمات موجود در جامعه هستند ، پس چرا
باید از حق انسانی که همان زندگی شرافتمندانه است
محروم شوند .
بیائید متحد شویم و ایرانی آباد بسازیم
رضا شهابی زکریا
عضو هیئت مدیره وخزانه دار سندیکای کارگران
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/8/28 |
482- نماينده سابق کارگران در شوراي عالي کار:
دستمزدي هاي كنوني مجردها را نيز تامين نمي كند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 28 آبان 87 ؛
به اعتقاد نماينده سابق كارگران در
شوراي عالي كار افزايش واقعي دستمزد كاراگران موجب افزايش تورم
نمي شود.
محمد دانشور در گفت و گو با خبرنگار "ايلنا" تورم و حداقل
معشيت را از فاكتورهاي اساسي در تعيين حداقل مزد كارگران
برشمرد و گفت: ماده 41 قانون كار بر رعايت اين موارد صراحت
دارد.
وي با بيان اينكه تورم فعلي كشور 24 درصد است؛ گفت: به احتمال
زياد اين تورم در ماه هاي پاياني سال افزايش خواهد يافت
بنابراين اعضاي شوراي عالي كار بايد اين موضوع را مدنظر قرار
دهند.
دانشور با اشاره به آثار تورمي اجراي طرح تحول اقتصادي، گفت:
در خصوص اجراي اين طرح به ويژه در رابطه با ميزان افزايش مزد
كارگران ابهاماتي وجود دارد كه مسولان مربوطه به خصوص مسولان
وزارت كار بايد در اين خصوص پاسخگو باشند.
اين فعال نهال كارگري اظهار اميدواري كرد كه اعضاي شوراي عالي
كار به خصوص وزير كار و نمايندگان كارگري اين شورا در خصوص
منافع كارگران كوتاه نيايند.
وي افزود: دستمزدهاي فعلي حتي كفاف هزينه هاي زندگي مجردها را
نيز نمي دهد چه رسد به اينكه بتوان با اين مبلغ يك خانواده را
اداره كرد.
پايان پيام
483- در كارخانه هاي اراك چه ميگذرد ؟
انجمن دفاع از کارگران و بیکاران در تاریخ
28 آبان 87 ؛ طبق گزارش ارسالي به فرياد كارگر,در پتروشيمي
اراک چندين نوع نيرو مشغول به کار هستند رسمي شرکت نفت با
اينکه اين شرکت به بخش خصوصي واگذار شده اما با اين حال از
مزاياي زيادي استفاده ميکنند که مابقي از آن مزايا نمي توانند
استفاده کنند. در اين شرکت يک شرکت پيمانکار بنام پتروکاران که
خدماتي به حساب مي آيد تامين نيروي متخصص را نيز انجام ميدهد
،سهامداران اين شرکت روساي قبلي شرکت پتروشيمي هستند و مابقي
به پرسنل رسمي واگذار شده است.سهام اين شرکت در بدو تاسيس به
مبلغ ده هزارتومان فروخته شد که به روسا و پرسنل نفت تعلق
گرفت, بعد از نزديک به ده سال قيمت اين سهام به يک ميليون
تومان نيز رسيد که با افزايش سرمايه قيمت کنوني آن به حدود
280,000 تومان ميرسد. سوال اينجا است كه چگونه يک شرکت خدماتي
تامين نيروي متخصص را به عهده گرفته است ؟اين خود يک نوع دور
زدن قانون در زمان رفسنجاني است. اما بحث اصلي اين است که در
ميان همين نيروها در شرکت پتروکاران, هستند افرادي که با
سابقهء 14-15 سال هنوز از منازل مسکوني که در حال ويران شدن
است نميتوانند استفاده کنند, در حالي که نيمي از حقوق دريافتي
خود را بابت اجاره مسکن پرداخت ميکنند. در ضمن به تعدادي از
اين نيروها منزل واگذار شده اما به مابقي هيچگونه مزايايي نمي
پردازند, در صورتيکه نزديک به 200 آپارتمان نيمه کاره در شهر
جديد مهاجران در حال ويراني است. روساي شرکت پتروشيمي از تکميل
و واگذاري آنها شانه خالي ميکنند و دليل آن را مسايل مالي
عنوان ميکنند در صورتي که اين اماكن و پولها را به رئيس واحد
هاي مجتمع سمند هديه ميدهند !!قسم حضرت عباسشان را باور کنيم
يا دم خروس را...
484- تجمع اعتراضى مردم منطقه میانرود
دزفول و هفتتپه
:
مردم منطقه میانرود دزفول و هفت تپه
روزگذشته تجمع اعتراضی برگزار كردند. آنها در اعتراض به تكمیل
نشدن پل ارتباطی میان این دو منطقه در خیابان اصلی شهر
میانرود دزفول تجمع كرده و خواستار تسریع در اجرای این طرح
شدند. معترضین گفتند با توجه به نزدیکی فصل سرما، نگران شرایط
سخت روزهای زمستانی بهخاطر تكمیل نشدن این پل هستند.
485- تجمع اعتراضى مردم منطقه خاوران تهران در مقابل شهرداری
دولت :
مردم منطقه خاوران تهران در مقابل سازمان
نوسازی شهرداری دولت در تهران تجمع اعتراضی برگزار كردند. تجمع
كنندگان در مورد علت اعتراض خود گفتند: ”چند سال پیش شهرداری
تهران برای نوسازی بافتهای فرسوده، اقدام به خرید منازل این
محدوده كرد و قرار شد بهجای آن، پول یا واحد مسكونی جایگزین
بدهد اما هیچگونه اقدامی در این راستا صورت نگرفته است و ما
همچنان بلاتكلیف هستیم“.
486- اعتراض
کارگران شرکت کشت و صنعت امام خمینی به عدم پرداخت حقوقهای
معوقه :
طبق گزارش رسیده کارگران شرکت کشت و صنعت
امام خمینی بیش از دو ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت
نکردهاند، این کارگران نسبت به عدم پرداخت حقوق معوقه خود دست
به اعتراض زدهاند.
لازم به ذکر است که مدیر عامل این شرکت در
پی اعتراض کارگران، ناچارا وعده و وعیدهایی را مطرح کرده است.
مدیر عامل این شرکت ضمن اشاره به واردات بیرویه شکر در
ماههای گذشته دلیل عدم پرداخت حقوق کارگران را فروش نرفتن شکر
تولیدی بیان کرد. وی همچنین قول مساعد داد که در هفته جاری
تمامی مطالبات کارگران را پرداخت کند، این در حالی است که
اعتراض کارگران برای دستیابی به حقوق معوقه خود همچنان ادامه
دارد.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای
کارگری
سهشنبه 28 آبان 1387
487- تجمع کارگران مراکز تولیدی شهر تهران در سالروز تصويب
قانون کار:
طبق گزارش رسیده کارگران مراکز تولیدی شهر
تهران همزمان با سالروز تصویب قانون کار، در اعتراض به اخراج
سازیهای اخیر، عدم رسیدگی به خواست و مطالبات کارگران، پرداخت
حقوقهای معوقه و اجرا نشدن قانون کار بسیار اسفبار موجود، در
روز چهارشنبه 29 آبان 87 گرد همایی کارگری را سازمان خواهند
داد.
گفتنی است که مسئولان خانه کارگر در تلاش
هستند که ابتکار عمل را به دست گرفته و زمینه مساعد اعتراض
خیابانی کارگران را خنثی کنند. متاسفانه تا این لحظه از مکان
برگزاری تجمع خبری به دست کمیته هماهنگی نرسیده است.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای
کارگری
سهشنبه 28 آبان 1387
488- کارگران واگن سازی تبریز در پشت درهای بسته:
واحد تبریزکمیته
پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری، خبر ازبسته شدن کارخانه
واگن سازی این شهرمی هد.
طبق این گزارشات،
کارگران کارخانه واگن سازی تبریز که بیش از 5 ماه است حقوقشان
را دریافت نکرده اند، اینک مدت قریب به یک ماه است که هر روز
با درهای بسته کارخانه مواجه می شوند و نسبت به آینده ی شغلی
خود و بازگشایی مجدد این کارخانه در بی اطلاعی و نا امنی به سر
می برند.
کمیته پیگیری ایجاد
تشکل های آزاد کارگری
28 آبان ماه 1387
489- پیام
کمیته
پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
در
محکومیت موج جدید اعمال فشار و سرکوب فعالان کارگری
با درود!
دوستان، رفقا و همرزمان کارگر!
مدتی است که جمهوری اسلامی ایران موج جدیدی از سرکوب و اعمال
فشار بر روی فعالان کارگری را برنامه ریزی و اجرا کرده است.
این سرکوب و فشار به علت رشد کمی و کیفی جنبش کارگران ایران می
باشد.
در یکی دو هفته ی اخیر ما شاهد محکومیت فعال کارگری، افشین شمس
از کمیته هماهنگی برای کمک ...به یکسال حبس و احضار محمد
جراحی، از فعالان کمیته پیگیری... و آقایان طه آزادی و طیب
مولایی به بی دادگاه های عمومی و انقلاب، به جرم کوشش در جهت
آگاهی سازی و ترغیب کارگران به ایجاد تشکل های آزاد و مستقل
کارگری بوده ایم. و با رشد هر چه بیشتر مبارزات کارگری و تحرک
بسوی انسجام و تشکیلات ر این جنبش، شاهد استمرار و تشدید چنین
اقدامات سرکوبگرایانه ای خواهیم بود.
همزنجیران و همراهان مبارز!
ما، اعضای
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران، از تمامی
فعالان کارگری در داخل و خارج از کشور تقاضا می کنیم تا به
اقدامات متحد و یکپارچه روی آورده تا بتوانیم متحدانه از
پیشروی حکومت سرمایه و نیروهای پلیسی و امنیتی آن در شدت
بخشیدن به اقدامات سرکوبگرایانه شان جلوگیری کرده و ایشان را
وادار به عقب نشینی سازیم.
کمیته
پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
28 آبان
ماه 1387
490- آخرین خبرها از مبارزات کارگران کیان تایر:
در تعاقب تجمع اعتراضی هفته گذشته ی کارگران
کیان تایر در مقابل کاخ ریاست جمهوری، به ایشان قول رسیدگی
داده شد. اما با گذشت یک هفته، کارگران کیان تایر که اقدامی از
طرف دفتر احمدی نژاد مشاهده نکردند، تصمیم گرفتند که از دوشنبه
شب 27 آبان ماه، در کارخانه به تحصن بنشینند. پس از اعلام این
تصمیم، دفتر ریاست جمهوری مجبور به عقب نشینی گشت و از طریق
نماینده ی خود به کارگران قول داد تا پایان همین هفته مبلغ یک
میلیارد تومان بابت حقوق های عقب افتاده به کارگران بپرازد.
همچنین اعلام داشت که در ظرف ده روز هیئت مدیره ی جدیدی برای
کارخانه انتخاب خواهد کرد. کارگران کیان تایر نیز با دریافت
قول های دفتر ریاست جمهوری تصمیم گرفتند که تحصن اعتراضی خود
را برای نشان دادن حسن نیّت تا اطلاع ثانوی به تأخیر بیاندازند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
28 آبان
ماه 1387
491- نگرانی کارگران تبریز از اخبار فروش کارخانه تراکتور سازی
:
گزارش های رسیده از تبریز حاکیست که کارخانه ی
تراکتور سازی تبریز برای اولین بار با مشکل پرداخت حقوق
کارگران خود مواجه گشت. این خبرها حاکیست که تأخیر در پرداخت
حقوق کارگران زمانی صورت پذیرفته است که شایعاتی در مورد فروش
کارخانه در محافل کارگری و کارفرمایی قوت گرفته است.
اهمیت خبر فوق زمانی برجسته می گردد که
کارخانه تراکتور سازی تبریز یک واحد تولیدی و صنعتی مادر در
این استان و کشور بوده که شیوع هر نوع بحرانی در آن باعث تسّری
بحران به واحدهای تولید قطعات مصرفی و کارخانه های وابسته می
گردد. هم اکنون جامعه کارگری شهر تبریز با نگرانی پیگیر اخبار
این کارخانه می باشند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
28 آبان
ماه 1387
492- کارگران واگن سازی تبریز در پشت درهای بسته
:
واحد تبریز کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد
کارگری خبر از بسته شدن کارخانه واگن سازی این شهر
می دهد.
طبق این گزارشات، کارگران کارخانه واگن سازی
تبریز که بیش از 5 ماه است حقوقشان را دریافت نکرده اند، اینک
مدت قریب به یک ماه است که هر روز با درهای بسته کارخانه مواجه
می شوند و نسبت به آینده ی شغلی خود و بازگشایی مجدد این
کارخانه در بی اطلاعی و نا امنی به سر می برند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
28 آبان
ماه 1387
493- وضعيت آب اراك بحراني است
:
به گزارش سایت " فریاد کارگر" در تاریخ 28
آبان 87 آمده است : رسيدگي به وضعيت آّب شهر اراک زير صفر است.
طي گزارشات دريافتي بيش از 5سال است كه دولت قصد دارد از سد
کمال صالح براي اراک لوله کشي آب بكند اما هنوز خبري نيست و
شهروندان ساكن اين شهر با مشكلات جدي در اين زمينه مواجه
هستند.
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
494- اعتراض کارگران شرکت کشت و صنعت امام خمینی به عدم پرداخت
حقوقهای معوقه :
طبق گزارش رسیده کارگران شرکت
کشت و صنعت امام خمینی بیش از دو ماه است که حقوق و مزایای خود
را دریافت نکردهاند، این کارگران نسبت به عدم پرداخت حقوق
معوقه خود دست به اعتراض زدهاند.
لازم به ذکر است که مدیر عامل
این شرکت در پی اعتراض کارگران، ناچارا وعده و وعیدهایی را
مطرح کرده است. مدیر عامل این شرکت ضمن اشاره به واردات
بیرویه شکر در ماههای گذشته دلیل عدم پرداخت حقوق کارگران را
فروش نرفتن شکر تولیدی بیان کرد. وی همچنین قول مساعد داد که
در هفته جاری تمامی مطالبات کارگران را پرداخت کند، این در
حالی است که اعتراض کارگران برای دستیابی به حقوق معوقه خود
همچنان ادامه دارد.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد
تشکلهای کارگری
سهشنبه 28 آبان 1387
495- سردبير و خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم به دادگاه احضار
شدند:
به گزارش کانون صنفی معلمان ايران در تاریخ
29 آبان 87 آمده است : سجاد خاکساری فرزند محمد خاکساری و ثريا
دارابی سردبير قلم معلم طی احضاريه های جداگانه ای به دادگاه
احضار شدند.
بر اساس احضاريه سجاد خاکساری خبرنگار قلم معلم که در جريان
اعتراضات معلمان در اسفندماه ۸۵
به مدت چند روز بازداشت شده بود، بايد ساعت
۹ صبح
۷ بهمن
۸۷ در شعبه
۱۵ دادگاه انقلاب
به عنوان متهم حاضر شود.
احضار خانم ثريا دارابی فرهنگی با سابقه و عضو سابق هيات مديره
کانون از سوی شعبه ۱۰۸۳
مجتمع شهيد بهشتی تهران برای شرکت در جلسه رسيدگی ودفاع صورت
گرفته است. خانم دارابی بايد روز ۱۱
بهمن ماه در دادگاه حاضر شود
496- تجمع رانندگان تاکسي در کرمانشاه :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 29 آبان
87 آمده است : جمعى از رانندگان تاکسيهاى دوگانه سوز
کرمانشاه، صبح امروز (٢٩ آبان) درحوالى ميدان آزادى اين شهر
تجمع کردند.
اين رانندگان شلوغى جايگاههاى سوخت
CNG و
معطل شدن چند ساعته خود جهت سوخت گيرى دراين جايگاهها را از
دلايل تجمع اعتراض آميز خود عنوان کردند.
به گفته رانندگان، آنان براى هر بار سوخت گيرى حداقل سه ساعت
بايد در صف بمانند تا بتوانند به اندازه ٥/٢ تا سه ساعت کار
کردن سوخت بزنند که اين موضوع باعث شده روزانه بخش عمدهاى از
وقتشان با ماندن در صف
CNG بگذرد که اين موضوع بر کاهش
درآمدشان تاثير زيادى دارد.
اين افراد خرابى تعدادى از جايگاههاى
CNG
سطح شهر را دليل طولانى شدن صفها ميدانند.
يکى از رانندگان، گفت: تاکسيهاى دوگانه سوز روزانه شش ليتر
سهميه بنزين دارند که کفاف حداکثر ٥/١ ساعت کار کردن در سطح
شهر را ميکند، از سوى ديگر با صفهاى طولانى
CNG
مواجهايم و براى هر بار سوخت گيرى بايد ساعتها در صف بمانيم
که اين موضوع هم مشکلاتى براى ما ايجاد و درآمدمان را کاهش
داده و هم از طرف ديگر خدمت رسانى به مردم را با مشکل مواجه
کرده، زيرا به لحاظ معطلى تاکسيها در صفهاى
CNG
عملاً از تمام ظرفيت ناوگان تاکسيرانى جهت جابجايى مردم
استفاده نمى شود.
وى افزود: اکثر رانندگان ماهانه از ٩٠ تا ١٨٠ هزار تومان قسط
تاکسى خود را پرداخت ميکنند و اين جداى از مخارج زندگى آنان
است که با اين وضعيت واقعاً از عهده تامين اين مخارج بر نمى
آييم.
اين افراد خواستار افزايش سهميه بنزين تاکسيهاى خود و يا
تعيين جايگاههايى اختصاصى جهت سوخت گيرى تاکسيها شده و عنوان
کردند: در اکثر شهرها تاکسيها در جايگاههاى اختصاصى سوخت
گيرى ميکنند، ولى متاسفانه در کرمانشاه چنين نيست.
يکى ديگر از خواستهاى اين افراد جلوگيرى از مسافرکشى
سواريهاى شخصى بود.
يکى از رانندگان در اين خصوص گفت: تنها شغل ما رانندگان تاکسى
همين مسافرکشى است، درصورتى که اکثر رانندگان مسافرکشهاى شخصى
شغل ديگرى هم دارند و مسافرکشى شغل دوم آنان محسوب مى شود.
وى افزود: در اکثر شهرها از کارکردن مسافرکشهاى شخصى جلوگيرى
مى شود، ولى مسوولين شهر ما در اين خصوص هيچ اقدام عملى انجام
نميدهند.
در پى اين اعتراض صنفى رانندگان تاکسي، در محدوده ميدان آزادى
ترافيک ايجاد و تردد مردم با مشکل مواجه شد.
497- تجمع اعتراضی رانندگان تاکسی شهر کرمانشاه :
طبق گزارش رسیده، صبح امروز چهارشنبه
28/8/1387 جمع کثیری از رانندگان تاکسیهای دوگانه سوز شهر
کرمانشاه، باری دیگر در اعتراض به شلوغی و ازدحام جایگاههای
گاز (سی ان جی) و کم بودن سهمیه بنزین، در محل ایستگاه تاکسی
در میدان آزادی این شهر تجمع کردند. طوری که ترافیک سنگینی در
خیابانهای منتهی به آنجا ایجاد شد.
لازم به ذکر است که یک ساعت بعد، مسئولین
سازمان تاکسیرانی شهرداری شهر کرمانشاه در میان رانندگان حضور
یافته و با آنها به بحث و گفتگو پرداختند. در نتیجه اعتراض
رانندگان، مسئولین سازمان تاکسیرانی قول مساعد دادند که تا
هفته آینده، جایگاه اختصاصی گاز ویژه تاکسیداران را تعیین
کنند.
شایان ذکر است که افزایش نرخ کرایه، دسترسی
آسان به قطعات یدکی و ارزان بود آن، از جمله خواستههای دیگر
رانندگان بودند. همچنين گفتني است که نیروهای انتظامی که در
محل تجمع حضور داشتند یک نفر را که از این تجمع فیلمبرداری
میکرد دستگیر و بازداشت کردهاند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای
کارگری
چهارشنبه 29 آبان 1387
498- در اجتماع امروز کارگران تهراني اعلام شد:
اربابان پول و سرمايه به دنبال اصلاح قانون كار هستند
محجوب:كارگران اجازه اصلاح قانون كار به ضررجنبههاي حمايتي
آن را
نميدهند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 29 آبان 87 ؛
جمع كثيري از كارگران تهران صبح
امروز به مناسبت 29 آبان ماه سالروز تصويب قانون كار گرد هم
آمدند تا ضمن گراميداشت اين روز اعتراض خود را نسبت به اصلاح
هر گونه موادحمايتي از اين قانون اعلام كند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"،كارگران امروز مراسم هيجدهمين سالگرد
تصويب قانون كار را در حالي گرامي داشتند كه در روزهاي اخير با
افزودن تبصره جديد به قانون كار، شرايط اخراج كارگران بيش از
پيش آسان شده است.
هيجده سال پيش از اين در 29 آبان ماه سال 1369 مجمع تشخيص
مصلحت نظام به فرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران براي
نخستين بار تشكيل شد تا به اختلاف مجلس شوراي اسلامي با شوراي
نگهبان قانون اساسي بر سرتصويب قانون كار پايان دهد.
به گفته فعالان كارگري درآن زمان شوراي نگهبان قانون اساسي بيش
از 60 ماده از قانون كار مصوب مجلس شوراي اسلامي را مغاير با
شرع و قانون اساسي تشخيص داد كه سرانجام مجمع تشخيص مصلحت نظام
به نفع مجلس شوراي اسلامي قانون فعلي كار را تصويب كرد.
تا پيش از تصويب اين قانون، قانون كاريكه در سال 1337 براي
نخستين بار در ايران تصويب شده بود روابط كارگران و كارفرمايان
ايراني را تنظيم ميكرد.
هر چند مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال 69 با رد ايرادهاي شرعي و
قانوني شوراي نگهبان قانون اساسي، قانون كار را به نفع كارگران
تصويب كرد، اما درروزهاي گذشته اين مجمع با افزودن يك تبصره به
ماده 21 قانون كار (موضوع خاتمه قرارداد كار) شرايط اخراج
كارگران را هموارتركرد.
بر اساس اين اصلاحيه كه پيشتر در پيش نويسهاي اصلاحي وزارت
كار نيز گنجانده شده بود، اخراج كارگران در شرايط بحراني
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي امكان پذير است.
عيلرضا محجوب دبيركل خانه كارگر و نماينده تهران در مجلس شوراي
اسلامي در اجتماع امروز كارگران گفت:كارگران به هيچ كس اجازه
نميدهند كه به نام اصلاح قانون كار از جنبههاي حمايتي
قانون كار بكاهند، زيرا قانون كار حكم حكومتي بوده و ماهيت آن
حمايت از كارگر است.
وي روز گذشته نيز در نطق پيش از دستور خود با بيان اينكه در
سال 69 امام خميني (ره)در پاسخ به نامه وزير كار وقت(
ابوالقاسم سرحدي زاده ) فرمان تصويب قانون كار در مجمع تشخيص
نظام را صادر كرده بود؛ از اقدامات دولت و مجمع انتقاد كرده
بود.
محجوب با بيان اينكه مساله انتقاد از قانون كار ايران به سال
هاي پيش از انقلاب باز ميگردد؛ گفت: نخستين قانون كار ايران
پس از يك دهه تاخير و كشمكش در سال 37 تصويب شد تا اينكه در
دهه 50 كه كارگاههاي صنعتي در ايران توسعه پيدا كردند،
هياتهاي تشخيص و حل اختلاف ادارات كار وقت با سوء استفاده از
ماده 33 اين قانون به طور يكطرفه براي كارگران حكم اخراج
صادركردند.
دبير كل خانه كارگر افزود: از همان سالها عادلانه بودن
شرايط اخراج به يكي از خواستههاي صنفي كارگران ايران تبديل
شد تا اينكه پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين خواسته در ماده 27
قانون كار جديد كار لحاظ شد.
وي گفت: در شرايطي كه امروز نيز كارفرمايان با استفاده از
قراردادهاي موقت و شركتهاي پيمانكاري نيروي انساني از آزادي
كامل براي اخراج كارگران برخوردار هستند اما هنوز كساني كه از
اربابان پول و سرمايه حمايت ميكنند قصد دارند به نام اصلاح
قانون كار شرايط اخراج كارگران را از وضع كنوني آسانتر كنند.
وي كم كاري كارگران را در به وجود آمدن وضع كنوني بي اثر
ندانست و افزود: در سالهاي گذشته هر بار كه موضوعي به نفع
كارگر در مجلس قديم و جديد مطرح شد هرگز تصويب نشد و يا اجراي
آن پس از تصويب مسكوت ماند.
وي از لايحه منع استخدام نيروهاي پيماني در دستگاه دولتي، توقف
اجراي قانون بيمه كارگران ساختماني و ساماندهي قراردادهاي موقت
به عنوان شاهد مدعاي خود ياد كرد و گفت: به عنوان نمونه در
حالي كه قانون منع استخدام نيروهاي پيماني در دستگاههاي
دولتي از 12 مرداد ماه براي اجرا ابلاغ شده است اما نه تنها
دولت حاضر به اجراي آن نيست بلكه حتي دستگاه مجري آن نيز
تاكنون از صدور بخشنامههاي لازم خودداري كرده است.
محجوب همچنين بر ضرورت ترميم مستمري بازنشستگان سازمان تامين
اجتماعي تاكيد كرد و گفت: معتقديم دولت بايد طبق قانون نظام
هماهنگ حقوق به تعهدات خود در قبال افزايش مستمري بازنشستگان
تامين اجتماعي عملكند.
وي همچنين در خصوص اصلاح اخير اساسنامه تامين اجتماعي گفت: به
نظر مي رسد كه شخص وزير رفاه نيز از اصلاح اين اساسنامه
بياطلاع بوده است زيرا به گفته شخص وزير رفاه اصلاحيه انجام
شده با اصلاحيه پيشنهادي اين وزارتخانه بيارتباط است.
وي با بيان اينكه اميدواريم متن اساسنامه اصلاح شده سازمان
تامين اجتماعي به يك پيشنويس مربوط باشد گفت: در غيراينصورت
به عنوان معترض ناچار هستيم برخي مطالب ناگفته را عنوان كنيم.
پايان پيام
499-
اعتراض كارگران صنایع
فلزی موجب اختلاف بین نیروهای سركوب شد :
به گزارش فعالان کارگران از ایران آمده است : كارگران صنایع
فلزی شماره ٢ در اعتراض به یكماه دستمزد معوقه خود و همچنین
طلبهائی كه از سال ٨۵ دارند، روز ٢٩ آبان ماه دست به یك تجمع
اعتراضی زدند. در این خبر آمده است : كه كارگران اجازه ندادند
كارفرما بالای منبر برود و با حمایت یكی از بسیجیان كارخانه از
كارفرما، اعتراض كارگران بالا گرفت كه با دخالت بسیج كارخانه و
ورود اطلاعات رژیم روبرو شد. نیروهای سركوب رژیم می خواستند ۵
تن از كارگران اعتصابی را با خود ببرند، كه به نوبه خود باعث
شدت گرفتن اعتراض كارگران شد كه این بار نیروی انتظامی ١١٠ نیز
وارد كارخانه شد. با ورود نیروی ١١٠، این بار اختلاف بین این
نیروی انتظامی و بسیج كارخانه بالا می گیرد و دست از پا درازتر
در برابر اعتراض كارگران جملگی وادار به عقب نشینی می شوند.
نیروی های سركوب دولتی نتوانستند هیچ كس را دستگیر كنند و
كارفرما نیز از كارگران یك مهلت یك هفته ای خواست.
لازم به یادآوری است كه در اواسط شهریور ماه امسال نیز كارگران
صنایع فلزی شماره ٢ در اعتراض به حقوق پرداخت نشده خود دست به
اعتراض یكپارچه زدند كه خبر آن را در اطلاعیه ای در روز ٢٦
شهریور ماه به اطلاعتان رساندیم. كارگران صنایع فلزی شماره ١ و
٢ كه جمعا نزدیك به ٧٠٠ نفر هستند از سال ٨۵ تا كنون چندین بار
اعتراض كرده اند و دولت نیز در برابر اعتراض آنها كمیته ای به
نام كمیته بحران در سال ٨٦ تشكیل و همچنین وامی به كارفرما داد
كه كارخانه را دوباره راه اندازی كند؛ با این وجود هنوز بخشی
از طلب کارگران از حقوق های معوقه پرداخت نشده است.
500- قطعنامه پاياني گردهمائي بزرگداشت سالروز تصويب قانون كار
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 29 آبان آمده است :
به مناسبت هيجدمين سالگرد تصويب
قانون كار، ستاد بزرگداشت سالروز تصويب قانون كار بيانيه اي را
صادر كرد متن اين بيانيه به شرح ذيل است:
مدت 30 سال از انقلاب اسلامي مي گذرد. انقلابي كه يكي از
شعارهاي محوري آن حاكميت مستضعفان بود. كيست كه انكار
كندكارگران مصداق عيني مستضعفان نيستند چه كسي مي
تواند منكر اين حقيقت شود كه پيروزي انقلاب مديون تلاش و از
خودگذشتگي كارگران نمي باشد.
كارگران ايران اسلامي چه قبل و چه بعد از انقلاب، ركن سرنوشت
ساز و تعيين كننده بوده و اين حقيقتي انكار ناپذير است در
مقابل اين همه ايثار و فداكاري كارگران اين سوال را از مديران
و مسئولان جامعه دارند كه از دستاوردهاي انقلاب چه سهمي به
آنان داده شده است .
اگر از بُعد معيشتي و دستمزد به روند گذشته توجه كنيم ما شاهد
سقوط قدرت خريد كارگران مي باشيم . از بُعد امنيت شغلي، تاريخ
گواهي مي دهد در گذشته اگر كارگري نياز به كار داشت در زمان
كوتاهي بجاي يك فرصت شغلي شايد چند فرصت شغلي بدست ميآورد؛
امروز كارگران آماده بكار بايد ماهها و بعضاً بيش از يكسال
انتظار را سپري كنند و چه بسا شغلي هم كه نصيب شخص بيكار
ميشود تناسبي با توانايي، مهارت و تحصيلات وي نداشته باشد.
امروز به دليل نرخ بالاي بيكاري امنيت شغلي كارگران به مخاطره
افتاده و هيچ كارگري نمي تواند مطمئن باشد كه به ادامه كار خود
اميدوار باشد. وضعيت اشتغال كودكان، زنان و همچنين حوادث ناشي
از كار هم شرايط بهتري را گواهي نميدهد و از همه مهمتر تراژدي
غمانگيز تشكيلات كارگري است كه قرار است مدافع حقوق كارگران
باشند.
شرايط به حدي شكننده شده كه بنظر ميرسد خود اين تشكلات احتياج
به دفاع حقوقي داشته باشند اين نمايي از وضعيت موجود كارگران
است. در حاليكه نهادهاي برخواسته از انقلاب تلاش خود را مصروف
برپايي تشكلاتي صنفي براي دفاع از حقوق كارگران ميكنند برخي
از راه ميرسند و به بهانه سياسي كردن موضوع، سعي در انحلال
تشكلات كارگري سابقهدار كرده و در عوض تلاش براي شكلگيري
تشكلات همسو هم در بخش كارگري هم در بخش كارفرمائي مي كنند.
ولي موضوع به اينجا ختم نميشود و در دوره هاي مختلف تهاجمات
به قانون كاري كه عملاً بشكل كامل هم اجرا نشده در دستور كار
قرار ميگيرد در مقاطعي بخشهاي مختلف كارگري از جمله كارگران
كارگاههاي زير 5 نفر و كارگران قاليباف را از شمول قانون
كار و تأمين اجتماعي خارج ميكنند و در ادامه تلاشهاي زيادي
صورت ميگيرد كه مواد اصلي قانون مذكور را به نحوي تغيير دهند
تا همه حقوق كارگر ساقط شود.
قانون كار كه بر اساس فلسفه شكلگيري آن يك قانون آمرانه و
حاكميتي است را ميخواهند به اقتصاد آزاد واگذار كنند و اسم
آنرا بهبود فضاي كسب و كار نام گذارند. تلاشهاي ناكام مانده در
حوزه سرمايه گذاري و تأسيس بنگاههاي توليدي كه نشان از عدم
درك درست علمي از شرايط روز جهان و كشور دارد سب شده است كه
براي جبران آن حقوق اساسي كارگران هدف گرفته شود و تحت عنوان
رفع موانع توليد، اصلاح قانون كار و عناوين جذاب ديگر بخشي
قابل توجهي ازحقوق اصلي كارگران زير پا گذاشته شود. اخيراً
ترفندهاي ديگري از سوي مخالفين حقوق كارگري مشاهده ميشود در
حاليكه تفسير ماده 26 فقط در صلاحيت هيأت هاي تشخيص و حل
اختلاف است برخي براي اعمال محدوديتهاي اجرايي براي هيأت هاي
حل اختلاف دستورالعمل مينويسند و در آن تلاش ميكنند قانون
كار جديدي را براي ماده 26 تبيين كنند. به همين سبب ما امروز
به مناسبت دفاع از يكي از ارزشمندترين دستآوردهاي انقلاب كه
همانا يادگار امام (ره) براي كارگران است گردهم آمدهايم تا به
همه اعلام كنيم.
1- قانون كار ايران حاصل يك دهه كار كارشناسي مستمر و پرچالش
از سوي مخالفين و موافقين اين قانون است اهميت اين قانون همين
بس كه مجمع تشخيص مصلحت نظام به بهانه آن شكل گرفت. لذا ما
معتقديم اين قانون نبايد به وسيله افرادي با انديشههاي ناثواب
مورد هجوم قرار گيرد تجربههاي گذشته در مورد كارگاههاي كوچك
نشان داد حذف حقوق كارگران نسبت به توسعه اشتغال كاملاً بي كشش
است و انجام اين امر فقط به بينظمي و نارضايتي دامن ميزند
لذا ما معتقديم تغيير و اصلاح قانون كار جز با هدف رفع مشكلات
كارگران از طريق مشاوره و مشاركت جدي آنان و نمايندگان آنها
ممكن نيست و در صورت نياز جامعه كارگري از هر ابزاري براي حفظ
آن بهره خواهد برد.
2- نرخ بيكاري دو رقمي يك تهديد جدي براي همه جوامع در ابعاد
مختلف است سياستهاي دولتهاي گذشته و دولت نهم حتي با تزريق
منابع عظيم پول ارزان قيمت نتوانسته است مشكل را برطرف كند
جامعه كارگري نسبت به اين مسئله كاملاً حساس است چرا كه بالا
بودن نرخ بيكاري تهديد جدي روي امنيت شغلي شاغلين دارد لذا ما
از مسئولان ارشد نظام ميخواهيم سكان سياستگذاري هاي اقتصادي ـ
اجتماعي را از دست سليقه هاي شخصي خارج و آنرا به بدنه برنامه
هاي توسعه، پيوند بزنند چرا كه تجربه ثابت كرده است توزيع پول
به تنهايي قادر نيست مشكل بيكاري را در ايران برطرف كند بلكه
خود عامل گسستگي در اقتصاد و اشتغال كشور است.
3- صندوق بيمه بيكاري با توجه به حجم بالاي بيكارشدگان طي
سالهاي اخير متأسفانه با مشكل جدي منابع روبرو شده است ما از
دولت ميخواهيم نسبت به تقويت مالي اين صندوق كه به نوعي يكي
از موضوعات اساسي اجراي طرح تحول اقتصادي و اصل 29 ميباشد
اقدام عاجل و مناسبي انجام دهد تا چتر حمايتي بيشتري را بر سر
كارگران بيكار شاهد باشيم.
4- صندوق تأمين اجتماعي يك صندوق بين النسلي و متعلق به
كارگران و بيمه شدگان است در طي چند دهه گذشته بعد از انقلاب
از اين صندوق بعنوان يار دولت استفاده شده، بنحوي كه امروز اگر
تعهدات و مطالبات آنرا حسابرسي كنيم صندوق عملاً ورشكسته است
متأسفانه دولت محترم ظاهراً نمي خواهد از تن نيمه جان آنهم
بگذرد و با تغيير در اساسنامه صندوق و قبضه كردن همه اختيارات
آن و شريك كردن ديگران در صندوق قصد دارد تنها نهاد حمايتي را
هم از كارگران و بيمه شدگان بگيرد لذا ما جداً اخطار مي كنيم
اگر به استقلال و تماميت اين صندوق تعرضي شود كارگران همانند
گذشته از حقوق خود دفاع خواهند كرد و پاي آن هر هزينه اي را
نيز پرداخت خواهند نمود.
5- سازمان تأمين اجتماعي در راستاي عمل به وظايف قانوني خود در
حوزه قانون بازنشستگي در كارهاي سخت و زيان آور از همان اول
اجراي قانون سنگ اندازي كرده و مي كند متأسفانه اين سازمان در
آخرين اصلاحيه سال 86 آئين نامه اجرايي قانون به موضوع آلاينده
سنجي تمسّك كرده و عملاً اجراي قانون را متوقف كرده است ما
خواستار يك بازنگري كلي سازمان در بخشنامههاي فني و
دستورالعملهاي اداري و پالايش موارد خلاف قانوني هستيم كه
متأسفانه حجم زيادي شكايات از سازمان در ديوان عدالت اداري را
به همراه نارضايتي بيمه شدگان از مجريان سازمان تاكنون به
همراه داشته است.
6- به دليل عدم اجراي كامل ماده 41 قانون كار كارگران هيچگاه
به دستمزد واقعي حتي نزديك هم نشدهاند پرداخت حداقل دستمزد
متناسب با حداقل معيشت يك حق بديهي و از اصول اوليه عدالت است
كه رئيس جمهور همواره در سخنرانيها از آن ياد مي كنند پس
چگونه است كه وضعيت معيشتي كارگران نه تنها طي سالهاي گذشته
بهبود پيدا نكرده بلكه افزايش بهاي همه كالاها و خدمات نشان از
كاهش جدي قدرت خريد كارگران دارد ما از آقاي رئيس جمهور
ميخواهيم حداقل در سال پاياني دولت نهم ترتيبي اتخاذ فرمايند
كه سفره كارگران طعم عدالت را بشكل واقعي بتواند لمس كند و
براي يكبار هم كه شده سبد معيشت كارگران را در تعيين رقم حداقل
دستمزد ملاك قرار دهند.
7- كارگران يكي از مهمترين سهام داران سهام عدالت هستند اين در
حالي است كه دولت توجه بسيار كمي به اين قشر كرده است ما
خواستار توجه جدي دولت به كارگران و هم ارزش قراردادن اين بخش
مهم اجتماعي با ساير اقشار جامعه در توزيع سهام عدالت مي
باشيم.
8- موضوع همسان سازي حقوق بازنشستگان كشوري و لشكري يكي از
تصميمات مثبت دولت بوده لاكن اثرات تخريبي اين تصميم در بخش
بازنشستگان تأمين اجتماعي كه نوعي بيتوجهي دولت را نسبت به
خود احساس ميكنند مورد اعتراض بوده لذا ما خواستار افزايش
حقوق بازنشستگان تأمين اجتماعي همانند بازنشستگان كشوري و
لشكري با تأمين منابع آن از سوي دولت ميباشيم.
پايان پيام
501- شركتهاي دولتي برخلاف شعار اشتغالزايي تعطيل شدند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 29 آبان 87 آمده است :
مسول روابط عمومي اتحاديه كارگران
صنعت برق و آب كشور گفت: با وجود شعار اشتغالزايي دولت،
شركتهاي دولتي به بهانه زيانده بودن تعطيل و كاركنان آنها
بيكار شده اند.
به گزارش خبرگزاري كار ايران"نوروز بلوكات" افزود: تعطيلي
شركتهايي مانند "ساخت نيروي برق تهران" (وابسته به وزارت نيرو)
، "ترابري برق" و "آب گستر" در حالي صورت گرفت كه كارگران
مختصص شاغل در اين واحدها در بخش دولتي مصدر خدمات شاياني
بودند.
وي با بيان اينكه نهادهايي چون سازمان خصوصي سازي، وزارت كار و
سازمان بازرسي كل كشور از تعطيلي اين واحدها جلوگيري نكردند؛
گفت: تعطيلي شركتها و فشارهاي جانبي روحيه كارگران را تضعيف
كرده است.
بلوكات ياد آور شد: در حال حاضر كارگران به دليل نداشتن انگيزه
و روحيه دركوتاه مدت با پيشنهاد بازخريدي موافقت ميكنند.
وي با بيان اينكه بيمه بيكاري راه حل مناسبي براي حمايت از
كارگران نيست؛ گفت: اين اقدام كارگران را از تمام مزاياي
حمايتي محروم ميكند.
پايان پيام
502- رئيس سازمان کار و امور اجتماعي استان چهارمحال و
بختياري:
نرخ بيکاري 15 تا 25 ساله ها بيشتر است
:
تهران-
خبرگزاري کار ايران تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 29
آبان آمده است : رئيس سازمان کار و
امور اجتماعي استان چهارمحال و بختياري با بيان اينکه در شش
ماهه اول سال جاري هفت هزار نفر در کاريابي هاي اين سازمان ثبت
نام کرده اند، گفت: از اين تعداد حدود 30 تا 35 درصد داراي
مدرک دانشگاهي هستند.
پرويز سلطاني در گفت و گو با خبرنگار ايلنا، با بيان اينکه
نرخ بيکاري در فصل بهار ده درصد و در تابستان 7/10 درصد بوده
است، افزود: نرخ بيکاري در بين دانشگاهيان بيشتر از سايرافراد
است.
وي نرخ بيکاري هرم سني 15 تا 25 ساله ها را بيشتر از ساير گروه
هاي دانست و گفت: طبيعي است به علت تقاضاي زياد شغل در اين
گروه سني نرخ بيکاري در اين هرم سني بيشتر از ساير گروه هاست.
سلطاني مرکز آمار را مسوول بررسي و اعلام نرخ بيکاري دانست و
گفت: با توجه به سابقه 60 ساله اين مرکز نمي توان ايراد اساسي
به اين آمارها وارد کرد اگر هم مساله اي وجود داشته باشد، به
دليل اينکه مرکز معتبر ديگري در زمينه آمار نداريم به اجبار
بايد به اين آمار استناد کنيم.
پايان پيام
503- توقف افزايش دستمزدها ظلم به طبقه کارگري است
:
تهران- خبرگزاري کار ايران تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ
29 آبان آمده است : عضو هيات مديره
کانون شوراهاي استان تهران از توقف افزايش دستمزدها ابراز
نگراني کرد و آن را ظلمي آشکار بر طبقه کارگر دانست.
علي اکبر عيوضي در گفت و گو با خبرنگار گروه کارگري ايلنا،
ضمن تبريک سالروز تصويب قانون کار به کارگران به دليل داشتن
مترقي ترين قانون کار گفت: توقف افزايش دستمزدها به عنوان يکي
از نماد طرح هدفمند کردن يارانه ها هيچ کمکي به تحقق يافتن اين
هدف نمي کند.
وي افزود: کارگران به عنوان آسيب پذيرترين قشر و عاملان
پيشرفت تکنولوژي هم آسيب هاي جدي خواهند ديد و حتي اگر حقوق
کارگران را بار ديگر حقوق ها مقايسه کنيم متوجه بالا نبودن آن
مي شويم.
عيوضي در رابطه با بيانيه مجمع تشخيص مصلحت نظام در رابطه با
اخراج کارگران در مواقع بحران کارگاه تاکيد کرد: با توجه به
نظارت ضعيف دولت بسياري از کارفرمايان با ادعاي بحران هاي
اقتصادي به راحتي قادر به اخراج کارگران و تعديل نيرو هستند و
اين ضربه اي بزرگتر به طبقه کارگر است.
وي تصريح کرد: افزايش قيمت زمين کارخانجات موجب شده بسياري از
کارفرمايان طمع کار به هر بهانه اي براي تعطيلي کارخانه متوسط
شوند و اعلام بحران اقتصادي تبديل به يکي از بهترين بهانه ها
براي اين کارفرمايان سودجو شده است.
عيوضي در ادامه گفت: در حقيقت هدف اين چنين شرکت ها تنها فروش
زمين کارخانجات است که در نتيجه تنها به طبقه کارگر زيان مي
رساند.
پايان پيام
504- علي مزروعي:
رکود اقتصادي وضعيت معيشتي کارگران را وخيم تر مي کند
:
تهران- خبرگزاري کار ايران تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ
29 آبان آمده است : رئيس انجمن
صنفي روزنامه نگاران ايران رکود اقتصادي موجود را از عوامل
وخيم تر شدن وضعيت کارگران دانست.
علي مزروعي در گفت وگو با خبرنگار ايلنا، اظهار داشت: رکود
اقتصادي موجود موجب کاهش اشتغال و افزايش نرخ بيکاري مي شود.
نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم افزود: انتقال تاثيرات بحران
اقتصادي غرب به اقتصاد ايران همانند ديگر کشورها نيست.
وي افزود: از آنجايي که درآمد نقدي ايران از طريق فروش نفت
تامين مي شود و با توجه به کاهش يک سوم قيمت نفت در نتيجه
درآمد نقدي ايران نيز کاهش خواهد يافت و بودجه کشور هم از اين
بحران متاثر خواهد شد.
عضو دفتر سياسي حزب مشارکت در ادامه گفت: حتي پيش بيني مي
شود که دولت در تامين بودجه خود نيز دچار مشکلاتي شود.
اين اقتصاددان تصريح کرد: با توجه به کاهش قيمت کالاهاي
اساسي و معدني و هم چنين کاهش ارزشي سهام سوددهي و درآمد
بسياري از شرکت هاي سودده نيز کاهش يافته است.
مزروعي تاکيد کرد: طي اين بحران اقتصادي اعتقاد شهروندان به
مسوولان در رابطه با اداره صحيح اقتصاد کشورها از بين رفته است
در نتيجه در وهله اول لازم است در ميان شهروندان اعتماد ايجاد
کرد.
وي افزود: نسبت به وام دهي بانک ها نيز بايد نظارت کامل وجود
داشته باشد و وام ها تنها به بنگاه هاي توليدي تعلق گيرد و
همچنين لازم است سهم بيشتري از بودجه به سرمايه گذاري ها
اختصاص يابد.
اين کارشناس اقتصادي در آخر گفت: عمل کردن به قانون برنامه
چهارم توسعه به عنوان يک بسته سياسي بهترين راه حل بود.
پايان پيام
505-
افزایش فشار بر فعالان
کارگری در ایران
:
به نوشته سایت " آسمان نیوز" در تاریخ 29
آبان 87 ، آمده است : اتحادیه آزاد کارگران ایران، با انتشار
بیانیه ای اعلام کرده که طیب مولایی، یکی از اعضای هیئت مدیره
این تشکل کارگری غیر دولتی، چهارشنبه گذشته در شهر سنندج
بازداشت شده است.
در این بیانیه که برای کنفدراسیون بین
المللی اتحادیه های کارگری ارسال شده، گفته شده است که داستانی
شهر کنگان، طه آزادی، یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره اتحادیه
آزاد کارگران ایران، را احضار کرده است.
این اقدامات، به گفته اتحادیه آزاد کارگران
ایران، با هدف جلوگیری از تشکل یابی کارگران و خانه نشین کردن
فعالان کارگری در ایران انجام می گیرد.
به گفته این تشکل کارگری، طیب مولایی پیش
از این به اتهام نگه داری اسلحه بازداشت و سپس به قید کفالت
آزاد شده بود.
جعفر عظیم زاده، رییس هیئت مدیره اتحادیه
آزاد کارگران ایران، در گفت و گو با « رادیو فردا» این اتهام
را رد کرد و گفت: « دفعه قبل که نیروهای انتظامی به خانه آقای
طیب مولایی آمده بودند، گفته بودند که به ما گزارش شده است که
شما در خانه اسلحه نگهداری می کنید. آنها دو ساعت خانه را
تفتیش کردند و چیزی نیافتند.»
وی اضافه کرد: « اتحادیه آزاد کارگران
ایران این اتهام را واهی می داند. این اتهام به هیچ عنوان صحت
ندارد و آقای طیب مولایی فقط یک فعال کارگری و یکی از اعضای
هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران است.»
اما این تنها موردی نیست که اتحادیه آزاد
کارگران ایران در بیانیه خود به آن اشاره کرده است.
این تشکل کارگری گفته که روز پنجشنبه،
احضاریه ای از سوی معاونت دادستانی کنگان برای طه آزادی، عضو
علی البدل هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، ارسال شده و
در آن از او خواسته شده است در مدت هفت روز خود را به اتهام
فعالیت تبلیغی علیه نظام به شعبه معاونت دادستانی این شهر
معرفی کند.
آقای آزادی پیشتر، به اتهام شرکت در
برگزاری مراسم روزجهانی کارگر امسال در عسلویه بازداشت شده
بود.
جعفر عظیم زاده گفت که این عضو اتحادیه
آزاد کارگران ایران در زندان مورد بدرفتاری قرار گرفته بود و
افزود: « آقای طاها آزادی ۴۷
روز زندانی بود و فشارهای جسمی و روحی بسیاری به او وارد شد.»
« یورش سازمان یافته علیه تشکل های کارگری»
اقدامات اخیر علیه اتحادیه آزاد کارگران
ایران، در شرایطی انجام می گیرد که پیش از این نیز فعالان
کارگری ایران احضار و یا بازداشت شده اند.
بازداشت طه آزادی و جوانمیر مرادی در
عسلویه و همچنین چند نفر در سنندج در پی شرکت در مراسم
بزرگداشت روز جهانی کارگر، ادامه بازداشت منصور اسانلو، رییس
هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و
حومه و احضار و صدور محکومیت های زندان تعلیقی برای چند تن از
اعضای این تشکل کارگری از جمله برخوردهای صورت گرفته با فعالان
کارگری به شمار می رود.
در عین حال، می توان به محکومیت یک سال
زندان برای افشین شمس، عضو کمیته هماهنگی و احضار محمد جراحی،
یکی دیگر از اعضای این تشکل کارگری، اشاره کرد.
این در حالی است که این فعالان کارگری متهم
به جرایم سیاسی، مانند تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت
نظام شده اند.
رییس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران
ایران از این رفتار با فعالان کارگری به عنوان « یورش سازمان
یافته علیه فعالان و تشکل های کارگری» یاد کرد و گفت: « ما فکر
می کنیم که اقدامات نیروهای امنیتی- انتظامی پاسخی به ایجاد
تشکل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه است. آنها با احضار،
بازداشت و آزاد و اذیت فعالین کارگری تلاش می کنند تا فضای
موجود را تنگ تر کنند و مانع اعتراض کارگران شوند.»
گزارش رسانه ها در ایران به نقل از مقام
های دولتی حاکی از آن است که بیش از یک هزار واحد تولیدی در
ایران دچار بحران و نیازمند حمایت هستند.
در عین حال، بر اساس گزارش ها، دستمزد
کارگران بسیاری از واحدهای تولیدی با تاخیرهای چند ماهه پرداخت
می شود. این در شرایطی است که نرخ تورم در ایران به طور
روزافزونی افزایش یافته است.
آقای عظیم زاده اشاره کرد که « وضعیت
معیشتی کارگران در سال جاری بسیار اسف بارتر از سال های پیش
است و تورم افسار گسیخته، زندگی را برای کارگران سخت کرده
است.»
او افزود: « اخراج کارگران و تعطیلی
کارخانه ها افزایش یافته است و طبیعی است که در چنین شرایطی
کارگران اعتراض کنند. ما فکر می کنیم چنین تعرض هایی نسبت به
فعالین و رهبران کارگری از طرف نیروهای امنیتی- انتظامی، در
حقیقت ایجاد مانع در برابر اعتراضات کارگری است. آنها با توسل
به این شیوه ها می خواهند از یک طرف جلوی اعنراضاتی که ممکن
است رخ دهد را بگیرند و از طرف دیگر از ایجاد تشکل های کارگری
ممانعت کنند.»
فشارهایی که جعفر عظیم زاده به آنها اشاره
می کند، از سوی سازمان های بین المللی کارگری و حقوق بشری مورد
اعتراض قرار گرفته است و آنان از جمهوری اسلامی ایران خواسته
اند تا با احترام گذاشتن به تعهدات بین المللی خود، مانع ایجاد
تشکل های کارگری نشود.
506- سلامتي:
اصلاح قانون کار بايد با توجه به نظر کارگران باشد
:
تهران- خبرگزاري کار ايران تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ
29 آبان آمده است : دبيرکل سازمان
مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: چنانچه قرار است اصلاحي در قانون
کار صورت گيرد لازم است با توجه به نظر کارگران باشد.
محمد سلامتي در گفت و گو با خبرنگار گروه کارگري ايلنا، اظهار
داشت: قانون کار حداقل هايي را براي کارگران در نظر گرفته است
که کارفرما ملزم به رعايت آن است.
معاون روابط بين الملل وزارت کار دولت اصلاحات افزود: علت
مورد توجه قرار گرفتن قانون کار به علت مورد عنايت قرار گرفتن
کارگران از سوي اين قانون بود.
وي افزود: در اوايل انقلاب تلاش بر اين بود که حداقل به اندازه
متوسط هاي بين المللي حقوق کارگران رعايت شود.
سلامتي تصريح کرد: در دوره طاغوت عده قابل توجهي از کارفرمايان
از مفاد آن قانون سوء استفاده مي کردند و به اخراج کارگران
بدون پرداخت حق و حقوق آنها مي پرداختند.
وي تاکيد کرد: چنانچه قانون کار فعلي به درستي انجام شود
حقوق کارگران تا حد زيادي رعايت مي شود.
دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب گفت: هر چند ممکن است کاستي هايي
در اين قانون وجود داشته باشد که يکي از اين ضعف ها بحث تشکل
هاي کارگري است که آزادي کامل خارج شده است و به منظور اصلاح
اين ضعف ها لازم است نظرات کارگران نيز منتقل شود.
پايان پيام
507- با اعتراضات کارگران لاستیک البرز حکم خلع مالکیت از
کارفرما صادر و دو ماه از دستمزدهای معوقه کارگران در طول هفته
آینده پرداخت میشود :
پس از بیش از چهار
ماه از تجمعات اعتراضی و شکایات کارگران لاستیک البرز حکم خلع
مالکیت از کارفرمای این کارخانه و واگذاری آن به شرکت سرمایه
گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) به وزرای امور اقتصادی و
دارائی و رفاه ابلاغ و امروز مورخه 29/8/1387 نیز دستوری فوری
برای بررسی و اعلام نتیجه به شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین
اجتماعی ابلاغ شد.
لازم به یادآوری
است به دلیل فشارهای زیادی که کارفرمای کارخانه لاستیک البرز
در طول حدود 5 سال گذشته به کارگران این کارخانه وارد کرده بود
خلع مالکیت از کارفرما یکی از خواستهای کارگران لاستیک البرز
در طول اعتراضات و تجمعات چهار ماه گذشته آنان بود.
از سوی دیگر بنا بر
خبرهای دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران دو ماه از
دستمزدهای معوقه کارگران لاستیک البرز نیز به حسابی در بانک
تجارت واریز شده است و قرار است پس از تهیه لیست کارگران و
ارائه آن به بانک در طول هفته آینده، این پول جهت پرداخت به
کارگران به حساب امور مالی کارخانه واریز شود. همچنین در حال
حاضر مشکل تمدید دفترچه های درمانی کارگران لاستیک البرز نیز
حل شده است و کارگرانی که بصورت انفرادی برای تمدید دفترچه های
درمانی خود به شعب سازمان تامین اجتماعی مراجعه میکنند دفترچه
هایشان تمدید میشود. نماینده های کارگران لاستیک البرز در حال
حاضر در حال تهیه لیست تمامی کارگران برای ارائه به سازمان
تامین اجتماعی هستند و این لیست هفته آینده به سازمان تامین
اجتماعی رد خواهد شد.
اتحادیه آزاد
کارگران ایران پیشرویهای تاکنونی کارگران لاستیک البرز را حاصل
مبارزات متحدانه و اتکا آنان به مجمع عمومی و نماینده های
منتخب شان میداند و ضمن تبریک موفقیتهای تاکنونی کارگران
لاستیک البرز به یکایک این دوستان، از آنان میخواهد ضمن حفظ
هوشیاری تا رسیدن به تمامی خواست هایشان، با برگزاری مداوم
مجمع عمومی و تبدیل آن به حرکتی دائمی در کارخانه، خود را بیش
از پیش متشکل نمایند.
زنده باد جنبش مجمع
عمومی
پیروز باد مبارزات
کارگران لاستیک البرز
اتحادیه آزاد
کارگران 29/8/1387
508- پیشنهادی به دوستان عزیز حق التدریسی :
آنطور که از اخبار و شنیده ها پیداست آقای
علی احمدی قصد نداره معلمان حق التدریس آزمونی را امسال
استخدام کند و سال دیگر هم که معلوم نیست چه اتفاقاتی رخ دهد .
دوستان آقای احمدی عنوان میکند بودجه ندارد
در صورتیکه بودجه استخدام پارسال داده شده است وقتی آموزش و
ژرورش ردیفی برای استخدام اعلام میکند بودجه آن را نیز دریافت
کرده ولی ایشان این بودجه را نمیخواهد صرف استخدام معلمان کند.
و همینطور قصد استخدام حق التدریسان دیگر
را هم ندارد و برای آنها نیز خوابهای شیرینی دیده است .
و هر بار فقط قولهای دروغینی میدهد که
اعتراضات معلمان را بخواباند.
ما معلمان بیش از ۶سال
از بهترین سالهای عمرمان را با هفته ای بالای
۲۵ ساعت کار با
حقوق اندک و ناچیز ۶
ماه یکبار و بدون بیمه و مزایاصرف آموزش و پرورش کردیم .
استخدام کمترین حق ماست چرا نباید از آن
دفاع کنیم.
فقط با اتحاد و همبستگی دوباره در مقابل
مجلس میتوانیم از حق خود دفاع کنیم اگر واقعاٌ فکر میکنید
دارد حقی از حقتان ضایع میشود که بسیار شده
باید در این اجتماع حضور داشته باشید.
یکی از دوستان عنوان کردند :
پیشنهادمی کنم چنانچه تاچندروز آینده خبری
ازوضعیت استخدام نشدباتوجه به اینکه روزشنبه 10/9/87روزمجلس
نامیده شده وخواه ناخواه کلیه مسئولین وخبرنگاران درآن
روزدرمجلس جمع می باشند یک فراخوان دیگربرای همکاران اعلام
کنیدفکر می کنم فرصت خوبی باشد لطفا نظر خودرا اعلام فرمایید.
من هم موافقم.
خبر جدید را هم بخوانید
رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از نامه
آموزش و پرورش به رئیسجمهور برای ارائه امتیاز به مدعیان جذب
در آموزش و پرورش به جای استخدام خبر داد.
علی عباسپور تهرانیفرد افزود: نامهای
وزارت آموزش و پرورش به رئیسجمهور ارائه كرده كه رونوشت آن
نامه به ما ارائه شده است.
وی ادامه داد: در این نامه آموزش و پرورش
آمار دقیقی از معلمان و كارمندان آموزش و پرورش و كسانی كه به
نوعی با این وزارتخانه همكاری دارند، ارائه كرده است.
عباسپور با بیان اینكه وزارت آموزش و
پرورش دارای ۵۰۰
هزار نفر است كه مدعی استخدام در آموزش و پرورش هستند، گفت: در
نامه آموزش و پرورش به رئیسجمهور خواسته شده است كه امتیازاتی
به جای استخدام به این افراد داده شود.
وی افزود: رونوشت این نامه به ما ارائه شده
و هماكنون در دست بررسی است.
معلمان حق التدریس
509- كارخانه نساجي كردستان از شروع تا انحلال :
كارخانه نساجي سنندج كه در حال حاضر اعلام
ورشكستگي كرده است و كارگران آن بيكار هستند, دو كارخانه در يك
كارخانه بود, هم بافت هم نساجي.
اين كارخانه كه جهت اشتغال زايي در شهر
سنندج راه اندازي شد قرار بود براي 1500 نفر اشتغال زايي كند
اما بالاترين آمار كارگران مشغول به كار مربوط به سال 81 است
كه 830 كارگر در اين كارخانه مشغول به كار بودند.
اولين نشانه هاي تعطيلي كارخانه در سال 81
خودنمايي كرد, مدير عامل كارخانه به مدت 15 روز كل كارخانه را
تعطيل كردند, علت تعطيلي را هم زياندهي سالن ريسندگي عنوان
كردند اما بعد از 15 روز كار در سالن ريسندگ آغاز شد اما
كارخانه بافندگي را به طور كامل تعطيل كردند.
در سال 82 مدير عامل اعلام كرد, مي خواهيم
تغيير كاربري دهيم و دستگاه هايي كه عرض 150 سانتيمتر دارند
بايد از دور خارج شوند, بعد هم اعلام شد دستگاههايي كه داريم,
پارچه را با عرض 3 متر توليد مي كند, براي اين توليد مجوز
نداريم و با اين بهانه اين كارخانه با 250 كارگر تعطيل شد.
بعد از تعطيلي واحد بافت و اخراج 250
كارگركه به آنها تعديل كارگران مي گويند, 75 نفر از اين
كارگران طي شكايتي از مدير عامل توانستند حكم دريافت ديه از
كارخانه را از دادسرا بگيرند. به اين معني كه اين كارگران به
دليل كار با ماشين ها بافندگي دچار بيماري شده بودند و بايد
كارخانه ضرر وزيان سلامتي به آنها مي داد. دادگاه براي اين 75
كارگر بعد از سالها دوندگي حكم داد كه از كارخانه مبلغ 260
ميليون تومان به عنوان ديه دريافت كنند.
بعد از دوسال حكم توقيف اموال گرفتند. يكي
از كارگران به خبرنگار ما گفت: كارخانه چيزي براي اينكه ما
توقيف كنيم و بفروشيم نداشت, اما هفته گذشته ما رفتيم كارخانه
و به جاي پول به ما نخ دادند, دستمان كه بجايي بند نيست بازهم
اين غنيمت است و نخ ها را گرفتيم شايد بتوانيم بفروشيم و اندكي
پول دستمان بيايد!
اما بهانه بعدي تعطيلي كارخانه اين است كه
مي گويند كارگران نساجي دست به اعتصاب زدند. اين اعتصاب بر مي
گردد به سال 81 يعني 6 ماه بعد از تعديل اوليه كارخانه كه يك
واحد توليدي تعطيل شد.
اعتصاب بعدي كارگران در سال 83 آغاز شد,
دراين اعتصاب كه 17 روز به طول انجاميد 5 نفر از كارگران اخراج
شدند, اما كارگران به خواسته هاي خود رسيدند. يكي از كارگران
در اين رابطه گفت: وقتي ديديم با اتحاد و اعتصاب مي توانيم به
حقوق خود برسيم تصميم گرفتيم با حفظ اتحادمان در مقابل مديريت
بايستيم, اما مديريت شروع به سركوب كرد. اما در مقابل اين
سركوبها ايستاديم و يك اعتصاب 57 روزه كرديم. بعد از اين
اعتصاب دولت آمد كلنگ كارخانه رنگ رزي را هم زد, دستگاههاي
جديد هم آوردند, اما از طرفي هم شروع به تصفيه كارگران كردند,
از همان موقع قراردادها تمديد نمي شد و به هر بهانه اي كارگران
را اخراج كردند, در مقابل هر اعتراضي هم نيروهاي امنيتي وارد
شده و سركوب را بيشتر مي كردند. پول احداث كارخانه رنگ رزي را
هم بالا كشيدند.
يكي از كارگران در اين رابطه گفت: اينجا
كردستان است, به ما در فقر مطلق صنعتي به سر مي بريم, دولت نمي
خواهد در اين منطقه صنعت شكل بگيرد, مي خواهد مردم كرد هميشه
گرسنه بمانند كه يك وقت صدايشان در نيايد, اينجا نگاه نم كنند
ببينند نفر كارگر است, كارمند است, معلم است, كرد بودن جرم است
و به كوچكترين بهانه اين دستگير و زنداني و بعد هم اعدام مي
شود.
بنا به گزارشات رسيده مدير عامل كارخانه
قصد داشت از آذر سال گذشته كارخانه را به طور كامل تعطيل كنند
و از ارديبهشت اعلام ورشكستگي كرد. دولت با اينكار تمام سابقه
هاي كاري را از بين برد و تعدادي از كارگران كه در شرف
بازنشستگي بودند در بلاتكليفي ماندند.
يكي از كارگران گفت: در حال حاضر دولت 3
ميليارد و 100 ميليون تومان هزينه كرده تا حساب كارگران را
تصفيه كند, در حاليكه با يك ميليارد تومان كارخانه راه اندازي
مي شود, دولت مي گويد به خاطر بازار چين و تورم اقتصادي صنعت
نساجي در ايران فلج شده است, البته اين بهانه است, علت اصلي
اين است كه در كردستان به خاطر موضوعات سياسي تمام كارخانه ها
را دارند تعطيل مي كنند. احمدي نژاد آمد و گفت: براي نساجي
كردستان 12 ميليار تومان در نظر گرفته ايم اما يك شاهي هم به
ما ندادند و آخر سر هم بيكار شديم.
در حال حاضر كارخانه نساجي كردستان به تمام
ادارات بدهي دارد. بدهي به اداره دارايي, بانك تجارت, بانك
ملت, شركت آب, شركت برق و حتي اداره گاز. اما تسهيلات براي
تصفيه بدهي ها و استارت دوباره كارخانه داده نشد.
يكي از كارگران گفت: گلكار, فروزنده كياني
و ... ( از مديران كارخانه) نخواستند اين كارخانه استارت
بخورد. در اين كارخانه 15 ميليارد تومان سرمايه در حال خاك
خوردن است.
بنا به آخرين گزارشات از سال 84 قرار داد
كارگران ديگر تمديد نشد, دليل اخراج تعديد كاربري عنوان شد.
تمام طرحهاي مطرح شده روي كاغذ باقي ماند, اكثر دستگاههايي كه
مديريت ادعا مي كرد جواز براي بهره برداري از آن را ندارد, در
حال حاضر در كارخانه ريسندگي اصفهان در حال كار هستند.
لازم به ذكر است, 200 كارگر اين كارخانه با
داشتن خانواده در حال حاضر بيكار و بدون حقوق و در آمد در
شرايط بسيار سختي به سر مي برند.
اين است عدالت و مهرورزي در دولت نهم!!
كميته كارگري پويا
510- پيام همبستگی کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه با کارگران
سنديکای هفت تپه :
ث. ژ. ت، کنفدراسيون عمومی کارگران فرانسه، در پيامی به
کارگران سنديکای هفته تپه، از تشکيل اين سنديکا و مبارزات
کارگران ايرانی پشتيبانی کرده است:
ث ژ ت با دقت زيادی وضعيت کارگران ايران را دنبال می کند. فشار
و سرکوبی که متوجه کارگرانی که در جهت تشکيل سنديکاهای آزاد،
مستقل و صنفی تلاش می کنند، توجه و نگرانی ما را به خود معطوف
کرده است. ما پيگيرانه تقاضای آزادی تمامی فعالين کارگری
زندانی را داريم. ما بخوبی به مسائل و مشکلات شما آگاهيم و به
شهامت و پيگيری شما جهت تشکيل سنديکايتان درود می فرستيم.
فعاليت های پيگير و افتخارآميز شما پايه های يک سنديکاليسم
واقعی را نه تنها برای کارگران ايران بلکه برای تمامی کسانی که
در جهان برای آزادي، عدالت، تساوی و زندگی بهتر مبارزه می کنند
، بنا می کند. مبارزات شما شايسته ستايش و همبستگی تمام و کمال
ماست. ما تلاش خواهيم کرد با تحکيم همبستگي، اين شجاعت شما را
ارج بگذاريم .
ث ژ ت در طول مبارزات شما، در جهت يک سنديکاليسم متحد و
دمکراتيک در کنار شما خواهد بود.
با احترامات رفيقانه
ژان فرانسوا کورب
-
گرامیداشت اهدای رز نقره ای به سندیکای کارگران شرکت واحد
:511
خبرگزاری کار ایران - جمعی از فعالان کارگری روز گذشته اهدای
جایزه رز نقرهای سولیدر به سندیکای کارگران شرکت واحد را
گرامی داشتند.
به گزارش "ایلنا"، در این مراسم چند ساعته که در یکی از محلات
جنوب تهران برگزار شد، علاوه بر اعضای سندیکای کارگران شرکت
واحد، فعالان کارگری و مدنی، نمایندگانی از اتحادیه آزاد
کارگران ایرانی، سندیکای کارگران نقاش، جمعیت دفاع از حقوق
کودکان کار و خیابان و کانون مدافعان کارگر نیز حضور داشتند.
چهارشنبه گذشته جایزه رز نقرهای سال 2008 سولیدر در پارلمان
اروپا به یوسف مولایی، وکیل قانونی و نماینده سندیکای کارگران
شرکت واحد اهدا شد.
نهاد بینالمللی و غیردولتی سولیدر که 60 سال از زمان تاسیس آن
میگذرد در سال 48 میلادی و با هدف کمک بینالمللی به کارگران
جهان، هر سال جایزه رز نقرهای خود را به اشخاص حقیقی و حقوقی
که در راه عدالت اجتماعی فعالیت میکنند، اهدا میکند.
سال 2005 جایزه این نهاد به خوان سوماویا، رییس سازمان جهانی
کار
ILO
تعلق گرفت.
512-
گزارش خبری تحلیلی آبان ماه جنبش کارگری :
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
اخبار جنبش کارگری در ماه آبان به کلی تحت تاثیر خبر
برگزاری انتخابات سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه قرار گرفت.
مبارزات متحدانه ی کارگران هفت تپه که طی یک سال و نیم گذشته
به تشکیل سندیکای مستقل کارگران منتهی شد. تاسیس این تشکل
مستقل نوید گامی رو به جلو در جنبش کارگری ایران را می دهد. در
زیر به بررسی مهمترین اخبار کارگری طی ماه آبان می پردازیم.
تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
به جرئت می توان تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را
مهمترین اتفاق چندساله ی اخیر در جنبش کارگری ایران دانست. با
خیزش دوباره ی جنبش کارگری از اوایل دهه ی 80 و تشکیل سندیکای
کارگران شرکت واحد _به عنوان اولین تشکل مستقل کارگری پس از
سرکوب وسیع جامعه در دهه ی 60_ شاهد تلاش های بسیاری از سوی
کارگران برای دست یازیدن به حقوقشان بوده ایم. اما پس از تجربه
ی سندیکا هیچ نتیجه ی مثبت دیگری در زمینه ی ایجاد یک تشکل
مستقل به دست نیامد تا اولین روز آبان امسال که با برگزاری
انتخابات سندیکای هفت تپه، رسما این تشکل کارگری پا به عرصه ی
وجود گذاشت.
کارگران نیشکر هفت تپه از یک سال و نیم گذشته در پی ایجاد
بحران در کارخانه و عدم دریافت دستمزدها دست به یک سری
اعتراضات گسترده زدند و طی آن چندین اعتصاب، تحصن در مقاب
نهادهای مختلف و در نهایت راهپیمایی در شهر شوش را سازمان دهی
کردند. در میانه ی این اعتراضات بود که بحث ایجاد یک تشکل
مستقل کارگری شکل گرفت و کارگران نیشکر هفت تپه تلاش های خود
را به منظور ایجاد این تشکل آغاز کردند و در نهایت در اولین
روز از ماه آبان 1000 کارگر کارخانه ی نیشکر هفت تپه با شرکت
در انتخابات، اعضای هیئت مدیره ی سندیکا را انتخاب کردند. با
وجود تشکیل سندیکا و انجام انتخابات داخلی هیئت مدیره، ریاست
کارخانه هم چنان سندیکا را به رسمیت نمی شناسد و از مذاکره با
آن سر باز می زند.
تشکیل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه موجی از خوشحالی را در
بین فعالین جنبش کارگری به وجود آورد و پس از برگزاری انتخابات
گروه های مختلف کارگری برای کارگران هفت تپه پیام تبریک
فرستادند که از آن جمله می توان به این گروه ها اشاره کرد:
سندیکای کارگران شرکت واحد، کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد
کارگری، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری،هیئت
موسسان بازگشایی سندیکاهای کارگری، جمعی از کارگران ایران
خودرو، اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران. هم
چنین اتحادیه کارگران پست کانادا و ث.ژ.ت نیز پیام های تبریکی
را ارسال نمودند.
ادامه ی مبارزات کارگران لاستیک البرز
ظاهرا بلاتکلیفی کارگران لاستیک البرز ادامه دارد. در حالی که
کارگران این کارخانه بیش از 7 ماه است حقوقی دریافت نکرده اند،
دولت پس از خلع ید مالک کارخانه، هم چنان از تعیین هیئت مدیره
ی جدید برای کارخانه سر باز می زند و هیچ تلاشی برای شروع به
کار دوباره ی کارخانه و پرداخت حقوق کارگران صورت نمی گیرد.
کارگران لاستیک البرز در ادامه ی مبارزات خود اوایل آبان ماه و
در پی اطلاع از عملکرد مدیران مالی و منابع انسانی با برگزاری
مجمع عمومی تصمیم به اخراج این دو نفر از کارخانه گرفتند.
مدیران مالی و منابع انسانی با وجود رای اداره ی کار اسلامشهر
از رد لیست بیمه ی تامین اجتماعی کارگران خودداری کرده بودند و
کارگران نیز در اعتراض به این مسئله وپس از تصمیم گیری در مجمع
عمومی در برابر ساختمان اداری کارخانه تجمع کردند و مدیر مالی
را از کارخانه اخراج کردند. اما به دلیل خودداری مدیر منابع
انسانی از ترک کارخانه نیروی انتظامی با حضور در کارخانه و
مذاکره با کارگران وی را از کارخانه بیرون کرد. شرفی سهامدار
عمده ی کارخانه نیز بی کار ننشسته است و از کارگرانی که ماه
گذشته ساختمان اداری را تصرف کرده بودند شکایت کرده است که در
نتیجه ی آن 12 تن از فعاان کارگری لاستیک البرز به کلانتری 118
ستارخان احضار شده اند.
19 آبان ماه 40 تن از کارگران در ادامه ی پیگیری های خود به
منظور روشن شدن وضع کارخانه به نهاد ریاست جمهوری مراجعه کردند
ولی با دلایل واهی از رسیدگی به مطالبات ایشان خودداری شد. به
دلیل این بی توجهی روز بعد بیش از 700 تن از کارگران در برابر
نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند و ضمن سردادن شعار خواستار عملی
شدن وعده های مسئولین شدند. اما پس از گذشت یک هفته از این
تجمع هیچ اقدامی از سوی نهاد ریاست جمهوری صورت نگرفت و
کارگران تصمیم گرفتند از 27 آبان در محل کارخانه تحصن کنند. پس
از اعلام این تصمیم نهاد ریاست جمهوری دوباره قول داد تا طی 10
روز آینده هیئت مدیره ی جدید را معرفی کند و مبلغ یک میلیارد
تومان را به منظور پرداخت حقوق کارگران اختصاص دهد.
در این ماه جمعی از کارگران ایران خودرو، کارگران پرریس سنندج،
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و کمیته پیگیری با صدور اطلاعیه
هایی حمایت مجدد خود از مبارزات کارگران لاستیک البرز را اعلام
کردند.
ادامه ی فشارها بر فعالین کارگری
در ادامه ی افزایش فشارها بر فعالین کارگری، دادگاه افشین شمس
از اعضای "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری"
در آخرین روز مهرماه با حضور محمد شریف، وکیل وی، برگزار شد و
سرانجام در روز 11 آبان حکم 1 سال حبس تعزیری توسط دادگاه به
افشین شمس ابلاغ شد. افشین شمس در روز 13 تیرماه در شهرستان
محل کار خود، علی گودرز، به دلیل فعالیت های کارگری دستگیر و
روانه ی زندان دستگرد اصفهان شده بود.
محمد جراحی از اعضای "کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد
کارگری" نیز در روز 9 آبان طی تماسی تلفنی به دادگاه انقلاب
احضار شد. محمد جراحی از فعالین کارگری شهرستان تبریز می باشد
و پیش از این نیز در روز 30 خرداد امسال بازداشت شده و حکم 4
ماه حبس برای وی صادر گشته بود که در نتیجه ی اعتراض خانواده
های کارگری تبریز این حکم لغو شد.
طه آزادی از اعضای "اتحادیه آزاد کارگران ایران" که در روز
کارگر سال جاری به دلیل شرکت در مراسم روز کارگر در عسلویه
دستگیر شده بود و به مدت 47 روز در اداره اطلاعات و زندان
بوشهر در بازداشت به سر می برد در ماه آبان به دادگاه احضار شد
و تا روز 2 آذر باید خود را به دادگاه انقلاب شهرستان کنگان
معرفی کند. طیب مولایی سخنگوی این اتحادیه نیز در روز 18 آبان
بازداشت شد و روز بعد آزاد گردید. ماموران امنیتی که به خانه ی
وی هجوم برده بودند برخی از لوازم منزل را ضبط می کنند. هنگامی
که طیب مولایی به کلانتری 12 سنندج مراجعه می کند بازداشت می
شود اما روز بعد آزاد می گردد.
منصور اسالو رئیس در بند هیئت مدیره ی "سندیکای کارگران شرکت
واحد" که از ناحیه ی چشم احتیاج به مداوا دارد در راه
بیمارستان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بنا بر هماهنگی های قبلی
قرار بود که در روز 12 آبان منصور اسالو برای ادامه ی مداوای
چشم خود به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شود اما در میانه ی راه
مامورین زندان به اسالو می گویند که باید به بیمارستان فارابی
بروند که با مقاومت اسالو مواجه می شوند و سرانجام با ضرب و
شتم وی او را مجددا به زندان رجائی شهر منتقل می کنند.
گوهری از دیگر اعضای هیئت مدیره ی سندیکا نیز روزهای 6 و 7
آبان به خاطر دو جرم مختلف به دو شعبه ی دادگاه مراجعه کرد.
دادگاه اول قرار بود به خاطر بازداشت ایشان در پارک چیتگر طی
یک گلگشت خانوادگی برگزار شود که به دلیل حضور نداشتن معاون
دادستان برگزار نشد. دادگاه دوم نیز به دلیل بازداشت سال 84 با
حضور صالح نیکفرد وکیل ایشان برگزار شد که حکم آن هنوز اعلام
نشده است.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
http://www.komiteyepeygiri.com
513- تجمع کارگران پرریس در مقابل اداره کار سنندج :
روز پنج شنبه مورخه 30/8/87 کارگران پرریس
در اعتراض به صدور حکم توقیف رای هیئت حل اختلاف اداره کار
سنندج از سوی شعبه 19 دیوان عدالت اداری دست به تجمع زدند.
لازم به یادآوری است در پی اعتصاب کارگران
پرریس در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهایشان هیئت تشخیص اداره
کار سنندج عملا حکم به اخراج این کارگران داده بود اما با
اعتراضات این کارگران و شکایت به هیئت حل اختلاف اداره کار،
این هیئت به اتفاق آرا رای به بازگشت به کار کارگران پرریس با
حذف قید موقت از قراردادهای آنان داد و کارفرما را ملزم نمود
تا تمامی دستمزدهای دوران اعتصاب و بلاتکلیفی این کارگران را
که کارفرما به آنان تحمیل کرده بود پرداخت نماید.
در پی صدور این حکم کارفرما از تن دادن به
آن سرباز زد. به همین دلیل کارگران پرریس به اجرای احکام
دادگستری سنندج مراجعه کرده و حکم را به اجرا گذاشتند که پس از
گذشت پانزده روز از این اقدام، اجرای احکام دادگستری سنندج در
مورخه 29/8/87 با اعزام ماموری درصدد اجرای حکم بر آمد که
کارفرما با ارائه حکم شعبه 19 دیوان عدالت اداری مبنی بر توقف
اجرای حکم، مانع اجرای رای هیئت حل اختلاف اداره کار سنندج شد.
کارگران پرریس امروز در اعتراض به حکم
دیوان عدالت اداری با در دست داشتن پلاکاردهایی در مقابل اداره
کار سنندج دست به تجمع زده و خواهان اجرای حکم هیئت حل اختلاف
اداره کار شدند. این کارگران اعلام کرده اند در صورت عدم اجرای
حکم در مقابل دیوان عدالت اداری در تهران دست به تجمع و اعتراض
خواهند زد.
در این راستا قرار است به عنوان اقدام
اولیه نماینده های این کارگران روز شنبه مورخه 2/9/87 به شعبه
19 دیوان عدالت اداری مراجعه نمایند و نسبت به صدور حکم توقف
اجرای رای هیئت حل اختلاف اداره کار سنندج اعتراض نمایند و
چنانچه به اعتراض آنان ترتیب اثری داده نشود تمامی کارگران
پرریس در مقابل دیوان عدالت اداری دست به تجمع اعتراضی خواهند
زد.
514- ادامه خبر : تجمع کارگران پرریس در مقابل اداره کار سنندج
در اعتراض به صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل اختلاف توسط
دیوان عدالت اداری
:
امروز پنج شنبه مورخه
30/8/87 کارگران پرریس در اعتراض به صدور حکم توقیف رای هیئت
حل اختلاف اداره کار سنندج از سوی شعبه 19 دیوان عدالت اداری
دست به تجمع زدند.
لازم به یادآوری است
در پی اعتصاب کارگران پرریس در اعتراض به عدم پرداخت
دستمزدهایشان هیئت تشخیص اداره کار سنندج عملا حکم به اخراج
این کارگران داده بود اما با اعتراضات این کارگران و شکایت به
هیئت حل اختلاف اداره کار، این هیئت به اتفاق آرا رای به
بازگشت به کار کارگران پرریس با حذف قید موقت از قراردادهای
آنان داد و کارفرما را ملزم نمود تا تمامی دستمزدهای دوران
اعتصاب و بلاتکلیفی این کارگران را که کارفرما به آنان تحمیل
کرده بود پرداخت نماید.
در پی صدور این حکم
کارفرما از تن دادن به آن سرباز زد. به همین دلیل کارگران
پرریس به اجرای احکام دادگستری سنندج مراجعه کرده و حکم را به
اجرا گذاشتند که پس از گذشت پانزده روز از این اقدام، اجرای
احکام دادگستری سنندج در مورخه 29/8/87 با اعزام ماموری درصدد
اجرای حکم بر آمد که کارفرما با ارائه حکم شعبه 19 دیوان عدالت
اداری مبنی بر توقف اجرای حکم، مانع اجرای رای هیئت حل اختلاف
اداره کار سنندج شد.
کارگران پرریس امروز
در اعتراض به حکم دیوان عدالت اداری با در دست داشتن
پلاکاردهایی در مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زده و
خواهان اجرای حکم هیئت حل اختلاف اداره کار شدند. این کارگران
اعلام کرده اند در صورت عدم اجرای حکم در مقابل دیوان عدالت
اداری در تهران دست به تجمع و اعتراض خواهند زد.
در این راستا قرار
است به عنوان اقدام اولیه نماینده های این کارگران روز شنبه
مورخه 2/9/87 به شعبه 19 دیوان عدالت اداری مراجعه نمایند و
نسبت به صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل اختلاف اداره کار
سنندج اعتراض نمایند و چنانچه به اعتراض آنان ترتیب اثری داده
نشود تمامی کارگران پرریس در مقابل دیوان عدالت اداری دست به
تجمع اعتراضی خواهند زد.
اتحادیه آزاد کارگران
ایران با محکوم کردن صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل اختلاف
اداره کار از سوی دیوان عدالت اداری مصرانه خواهان اجرای فوری
این حکم می باشد و با تمام توان از اعتراضات کارگران پرریس در
این راستا حمایت خواهد کرد.
اتحادیه آزاد کارگران
30/8/1387
www.ettehadeh.com
ایمیل:
k.ekhraji@gmail.com
فاکس: 02144514795
اعتراض نامه یک کارگر « ایران ژلاتین» در قزوین :
- 515
«.... 4 ماه است که ما کارگران این کارخانه
حقوق نگرفته ایم. عیدی سال گذشته را نیز دریافت نکرده ایم.
تکلیف ما را تعیین نمی کنند. تا حرف می زنیم تهدید به اخراج می
کنند. بیشتر ما مجبوریم در بیرون کارخانه هر کجا کاری باشد
نیروی کارمان را بفروشیم تا شاید لقمه نانی به شکم گرسنه
فرزندانمان برسانیم. دولت هیچ کاری برای ما نکرده و نمی کند.
هر 2 ماه یک بار 50 هزار تومان به ما می دهند. آخر ما با این
مبلغ محقر ناچیز کدام درد زندگی را می توانیم درمان کنیم؟ آن
را به نانوایی بدهیم؟ به صاحب خانه پرداخت کنیم؟ خرج لباس بچه
هایمان کنیم؟ پول آب و برق بدهیم؟ با ماهی 25 هزار تومان چه
خاکی به سر خویش بریزیم؟ اصلاً معلوم نیست کارگر چه باید بکند؟
همه چیز به ضرر کارگر است. قانون علیه کارگر است. هر اقدام
دولت بر ضد کارگران است. دولت فقط بلد است پشت سر هم به
کارفرمایان وام بدهد. دولت و قانون صرفاً در خدمت کارفرما و
صاحب سرمایه است. اداره کار مال سرمایه داران است. ما جملگی در
این جا کارگران متخصص هستیم و به صورت مدام با مواد شیمیایی
کار می کنیم اما در لیست اداره بیمه ما را کارگر ساده به حساب
آورده اند. سرمایه دار این را خواست و اداره بیمه هم فوری
خواست صاحب سرمایه را اجابت کرد. ما باید حق سختی کار و خسارات
کارهای خطرناک را بگیریم. اما هیچ گاه دیناری از این بابت
دریافت نکرده ایم. اداره بیمه مثل روز می داند که ما با مواد
شیمیایی کار می کنیم اما مجری دستورات سرمایه دار است و به حرف
ما گوش نمی کند. وحشیانه ترین کارها را از گرده ما کارگران می
کشند. ما در این مملکت بدتر از بردگان زندگی می کنیم. دسترنج
ما یکسره سرمایه و کاخ های سر به فلک کشیده سرمایه داران می
شود. سهم ما در این میان فقط خجالت کشیدن از زن و فرزند است.»
منبع : « آژانس
خبر» ( نقل به مضمون و با اختصار)
29 آبان 87
516 - بیکاری گسترده کارگران کوره های آجرپزی :
کوره های آجرپزی یکی پس از دیگری خاموش و
تعطیل می شوند و خیل وسیع کارگران آن ها که در شرایط اشتغال هم
سخت مفلوک و گرسنه و سیه روز بودند اینک گروه گروه به باتلاق
گرسنگی مرگبار پرتاب می شوند. سرمایه داران در قبال هر مقدار
کاهش فروش محصولات و هر ریال سود نازل تر یک فوج کارگر را راهی
قربانگاه می سازند و پروانه زندگی آنان و افراد خانواده آن ها
را باطل می کنند. این حکم قطعی سرمایه در باره بردگان مزدی
است. پیش از این در منطقه ورامین بیش از 48 کوره بزرگ در حال
تولید آجر بود. از این رقم 7 تای آن ها تعطیل شده است. صاحبان
این 7 کوره ترجیح داده اند که به جای تولید آجر سرمایه هایشان
را به بخش ساختمان منتقل کنند زیرا سودهای کلان تری به چنگ می
آورند. جای آن کوره ها را اکنون برج های عظیمی پر کرده است که
مستغلات صاحبان سرمایه است. از این 7 واحد که بگذریم 30 کوره
دیگر نیز در ورطه زوال قرارگرفته و در آستانه تعطیل شدن هستند.
سرمایه داران صاحب این ها هم فکر می کنند که باید هرچه زودتر
راه همتایان طبقاتی خویش را دنبال کنند مبادا از دریافت سودهای
طلایی ساختمان سازی و فروش مستغلات محروم مانند. سرمایه داران
یکی یکی یا چند تا چندتا چنین می کنند و سرمایه های کوچک تر را
با سرمایه های بزرگ تر و غول پیکرتر جایگرین می سازند، کارگران
نیز فوج فوج بیکار می شوند و طعمه دیو مهیب گرسنگی و فقر و
بدبختی می گردند. هر چه سرمایه رشد می کند کارگر ضعیف تر می
شود. این قانون عام سرمایه است و در جهنم سرمایه داری ایران
رشد وحشتناک و دیوانه وار سرمایه ها کارگران را نه فقط ضعیف
بلکه نابود می کند.
29 آبان 87
کمیته هماهنگی ...
517 - مزروعی تنها را نجات کشور و اقتصاد را اجرای اصل ٤٤ و
خصوصیسازی دانست:
به گزارش خبرنگار ايسنا و به نقل از سایت "
آسمان نیوز " در تاریخ 30آبان 87 آمده است : رجبعلی مزروعی،
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی در نشستی با عنوان
«نقد عملکرد و برنامههای اقتصادی دولت نهم» که از سوی انجمن
اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفهان در اين دانشگاه برگزار
شد، گفت: در گذشته اختلافاتی ميان اصلاحطلبان و اصولگرايان
وجود داشت و اصلاحطلبان به دنبال توسعه سياسی و فرهنگی کشور
بودند و نسبت به حل مشکلات اقتصادی کمتر توجه میکردند و
اصولگرايان معتقد بودند که بايستی توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه
سياسی و فرهنگی باشد و دولت و مجلس اصلاحات را مورد چالش و
انتقاد قرار میدادند.
وی در مورد انتخابات رياست جمهوری دوره قبل
و کانديداهای اصولگرايان با بيان اين که اين افراد در بحثهای
اقتصادی متمرکز شده و از حل مسائل و مشکلات معيشتی مردم صحبت
میکردند، گفت: مهمتر از همه کانديداهای آن زمان احمدینژاد
بود که شعار بردن نفت بر سر سفرههای مردم و بحث عدالتمحوری
را به خصوص در ميان طبقات محروم و متوسط جامعه مطرح نمود و با
شعار "ما میتوانيم" و "شدنی است" توانست در آن انتخابات رای
بياورد و اين در شرايطی بود که قوه مقننه نيز با حاکميت،
يکپارچه شده بود؛ اين در حالی است که در دوران خاتمی فقط چهار
سال مجلس و قوه مجريه همسو بودند.
وی با بيان اينکه همچنان مساله اصلی کشور
از ديدگاه اصلاحطلبان توسعه سياسی و فرهنگی است، اظهار داشت:
دليل اين امر اصلاح ساختارهای اجتماعی و فرهنگی است که در صورت
اصلاح اين ساختار مسائل اقتصادی خود به خود حل خواهد شد.
وی معتقد است که مهمترين جايی که میتوان
عملکرد دولت و اصولگرايان را مورد نقد و بررسی قرار داد مسائل
اقتصادی است، زيرا موضوع اقتصاد قابل اندازهگيری و مقايسه
است.
مزروعی با اشاره به دو مرکز اقتصادی بانک
مرکزی و آمار ايران که هر دو دولتی هستند و با انتقاد از نبود
نهادهای آمارگيری مستقل در ايران گفت: هر سه ماه يک بار بانک
مرکزی نماگرهای اقتصادی را منتشر میکند و در حال حاضر آمار
عملکرد اقتصادی سه ماهه دولت را منتشر کرده است.
وی افزود: به منظور بررسی عملکرد اقتصادی
يک دولت، از سه شاخص استفاده میشود منظر جهانی، منطقهای و
برنامه چهارم توسعه.
وی با بيان اينکه بر اساس گزارش صندوق
بينالمللی پول و بانک جهانی رتبه ايران از ١١٥ به ١٤٢
افزايش پيدا کرده است، فضای کسب کار در کشورمان را بر اساس اين
رقم بدتر از قبل دانست.
مزروعی با اشاره به تصويب و ابلاغ سند
چشمانداز ٢٠ ساله کشور و با بيان اين که هرساله دولت بايد
براساس ماده ١٥٨ قانون برنامه چهارم توسعه، گزارشی از وضعيت
اقتصادی و جايگاه ايران نسبت به سند چشمانداز ارائه دهد، گفت
که طی دو سال گذشته گزارشی از طرف دولت ارايه نشده و به يکی از
الزامات قانونی عمل نشده است.
وی تصريح کرد: مجمع تشخيص مصلحت نظام
گزارشاتی مبنی بر وضعيت اقتصادی، اجتماعی جمهوری اسلامی ايران
در مقايسه با کشورهای آسيای جنوب شرقی ارايه کرد که مشخص شد
جايگاه کشورمان در طول اين سه سال نه تنها ارتقا پيدا نکرده
بلکه در بسياری از شاخصها از لحاظ جايگاه اقتصادی و اجتماعی
تنزل پيدا کرده است.
وی ادامه داد: طبق سند برنامه چهارم توسعه
بايد نرخ رشد توليد ناخالص داخلی متوسط سالانه به ٨ درصد و
نرخ رشد سرمايهگذاری به ١١ درصد و نرخ بيکاری به ٦/٩ و نرخ
تورم ٥/٨ درصد کاهش پيدا کند، اما در طول اين سه سال گذشته
نسبت به اهداف برنامه چهارم توسعه ناموفق بودهايم.
وی افزود: در زمان سه سال آخر دولت خاتمی
درآمد ارزی حاصل از نفت و گاز به طور متوسط سالانه ٥/٨٦
ميليارد دلار بوده در صورتی که در سه سال گذشته اين رقم به
١٩٨ ميليارد دلار رسيده است؛ در حالی که در ٣٠ سال پس از
انقلاب کل درآمد ارزی حاصل از نفت و گاز ٦٤٥ ميليارد دلار
بوده است که تقريبا يک سوم اين ميزان در اين سه سال گذشته بوده
است.
مزروعی گفت: درآمد صادرات غيرنفتی در زمان
سه سال آخر خاتمی ٥/١٩ ميليارد دلار بوده و در اين سه سال به
طور متوسط سالانه ٣٧/٣٩ ميليارد دلار بوده است.
اين کارشناس مسائل اقتصادی اظهار عقيده
کرد: در زمان دولت خاتمی کالاهای وارداتی بيشتر سرمايهای و
واسطهای بوده اما در زمان فعلی به سمت کالاهای مصرفی رفتهايم
که اين امر برای کشور آثار منفی بر جای میگذارد و باعث رکود
میشود.
وی با بيان اين که در زمان فعلی برای اولين
بار واردکننده محصولات کشاورزی بودهايم، اما تا سال ٨٤ تنها
ميوهای که وارد کشور میشد موز بود، گفت: در حالی که در عيد
٨٤ به علت واردات ميوه از جمله پرتقال و ... تراز کشاورزی ما
به شدت منفی شد و در حال حاضر رقم واردات محصولات کشاورزی به
کشور به ١٢ ميليارد دلار رسيده است.
به گفته وی تراز کشاورزی در سال ٨٣ منهای
٢٠ ميليون دلار بوده؛ در صورتی که در حال حاضر به منهای ٩
ميليارد دلار افزايش پيدا کرده است.
مزروعی با بيان اينکه بودجه عمومی دولت سه
سال آخر دولت خاتمی ١٠٥ ميليارد تومان بوده و طی سه سال اخير
به ١٧٩ ميليارد تومان رسيده است، گفت: بودجه کل کشور در سه
سال آخر دولت اصلاحات ٢٧٣ ميليارد تومان بوده و در سه سال
گذشته به ٥٨٠ ميليارد تومان رسيده است در مجموع در دولت فعلی
در اين سه سال بيش از دو برابر منابع به اقتصاد کشور تزريق شده
است.
وی در ادامه در پاسخ به سوال دانشجويان در
خصوص اقتصاد اسلامی اظهار داشت: اقتصاد يک علم است و شرق و غرب
و شمال و جنوب ندارد اما حکومت اسلامی يک اهدافی دارد که اخلاق
و معنويت اين حکومت را متمايز از ديگر حکومتها میکند.
مزروعی مهمترين شاخصههای اخلاق و معنويت
در يک جامعه دينی را رعايت انصاف، مروت و عدالت دانست و گفت:
هدف حکومتهای دينی برقراری عدل و قسط در همه ابعاد جامعه و
ميان همه افراد بوده است.
وی در پاسخ به سوال يکی ديگر از دانشجويان
مبنی بر اينکه دولتهای پس از انقلاب نظام سرمايهداری را در
کشور رواج دادند، اظهار داشت: مسئولان در زمانهای مربوطه
اجازه نمیدادند که کشور در مسير غلط قرار گيرد و اينکه اين
دولتها را مروج نظام سرمايهداری بدانيم اشتباه است.
مزروعی در خصوص آنچه اقتصاد صدقهای عنوان
شد، گفت: يک سوم بودجه دولتهای پس از انقلاب مستقيم يا
غيرمستقيم صرف کمکهای اجتماعی میشد، اما در هيچ کجای دنيا
کشوری پيدا نمیکنيم که بخواهد به طور مستقيم يا غيرمستقيم به
فقرا و مستمندان پول دهد.
وی افزود: تنها راه نجات کشور و اقتصاد،
اجرای اصل ٤٤ و خصوصیسازی است.
وی خاطر نشان کرد: يکی از ناموفقترين
برنامههای خاتمی که نتوانست آن را اجرا کند و اکثر اصولگرايان
هم با اين سياست مخالفت کردند خصوصی سازی بود.
مزروعی در ادامه در خصوص انتخابات رياست
جمهوری سال آينده گفت: کانديداها بايد حتما برنامه برای اداره
کشور داشته باشند.
518- رانندگان مسافر كش :توجهي به مسائل ما نميشود!
به گزارش سایت " فریاد کارگر" در تاریخ 30
آبان 87 آمده است : يك راننده تاكسي در خصوص مشكلات اين شغل به
خبرنگار فرياد كارگر گفت:”من در منطقه سروري -بهشت ( پاسگاه
نعمت آباد-نازي آباد ) راننده هستم. اين تنها شغل من است .من
در روز 11 ساعت كار ميكنم.ترافيك اذيت ميكند و سرسام آور است.
در آمد ماهانه من 550 هزار تومان است كه هر ماه بيش از 150
تومان را به اصطحلاك خودرو و خسارت اختصاص ميدهم.من بيمه نيستم
و اين وظيفه دولت است كه ما را بيمه كند. اين درآمد كفاف زندگي
من را نميدهد. تورم بالاست .هفته پيش رفتم لاستيك بخرم چند
برابر شده بود. دولت بايد اين امكانات را براي ما فراهم كند.من
بچه دارم خرج دارند, دوا و درمان و خورد و خوراك و درس و مدرسه
و قسط و اجاره ...
وضعيت بنزين هم مشكل بعدي ما است. 550 تا در روز سهميه دارم
اما نميرسد و مجبورم آزاد بزنم چون در روز 17 ليتر بنزين مصرف
ميكنم.بنزين آزاد در پمپ بنزين 400 تومان است و برايم صرف
ندارد از طرفي هم بايد چندين ساعت در صف بايستم ,ولي مجبورم
بسازم چون بايد نان در بياورم.وضعيت جاده ها خيلي خراب است.دست
انداز خيلي زياد است. شلوغ است .هر ماه كمك فنر و لنت ماشين من
خراب ميشود بس كه دست انداز زياد است. دولت هيچ رسيدگي اي
انجام نميدهد. دولت بايد براي رفع اين ترافيك و جاده ها
اقداماتي انجام بدهد . بايد تدبيري بيانديشد.اما اصلا برايشان
اهميتي ندارد كه مردم راضي و راحت باشند.ما هم كه حرف ميزنيم
اصلا توجهي نميكنند. ميتوانند مثلا فرمهايي به ما بدهند كه
حداقل مشكلاتمان را بنويسيم اما نميدهند,يا مكاني باشد كه حرف
ما را به عنوان رانندگان اين مملكت گوش بدهد اما اصلا چنين
خبري نيست. حرف حرف دولت است و ديگر هيچ خدايي را بنده نيستند
!اگر اينها دلسوز بودند به فكر عوض كردن ساختار بودند . اگر
ميخواستند ساختار را عوض كنند بايد به دنبال نظرات رانندگان
ميبودند ,ما از صبح تا شب در جاده ها هستيم ما با مشكلات دست و
پنجه نرم ميكنيم . مشخص است كه حرف ما منطقي است اما متاسفانه
اصلا اهميتي داده نميشود.“
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
519- تجمع کارگران پرریس در مقابل اداره کار سنندج در اعتراض
به صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل اختلاف توسط دیوان عدالت
اداری :
امروز پنج شنبه
مورخه 30/8/87 کارگران پرریس در اعتراض به صدور حکم توقیف رای
هیئت حل اختلاف اداره کار سنندج از سوی شعبه 19 دیوان عدالت
اداری دست به تجمع زدند.
لازم به یادآوری
است در پی اعتصاب کارگران پرریس در اعتراض به عدم پرداخت
دستمزدهایشان هیئت تشخیص اداره کار سنندج عملا حکم به اخراج
این کارگران داده بود اما با اعتراضات این کارگران و شکایت به
هیئت حل اختلاف اداره کار، این هیئت به اتفاق آرا رای به
بازگشت به کار کارگران پرریس با حذف قید موقت از قراردادهای
آنان داد و کارفرما را ملزم نمود تا تمامی دستمزدهای دوران
اعتصاب و بلاتکلیفی این کارگران را که کارفرما به آنان تحمیل
کرده بود پرداخت نماید.
در پی صدور این حکم
کارفرما از تن دادن به آن سرباز زد. به همین دلیل کارگران
پرریس به اجرای احکام دادگستری سنندج مراجعه کرده و حکم را به
اجرا گذاشتند که پس از گذشت پانزده روز از این اقدام، اجرای
احکام دادگستری سنندج در مورخه 29/8/87 با اعزام ماموری درصدد
اجرای حکم بر آمد که کارفرما با ارائه حکم شعبه 19 دیوان عدالت
اداری مبنی بر توقف اجرای حکم، مانع اجرای رای هیئت حل اختلاف
اداره کار سنندج شد.
کارگران پرریس
امروز در اعتراض به حکم دیوان عدالت اداری با در دست داشتن
پلاکاردهایی در مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زده و
خواهان اجرای حکم هیئت حل اختلاف اداره کار شدند. این کارگران
اعلام کرده اند در صورت عدم اجرای حکم در مقابل دیوان عدالت
اداری در تهران دست به تجمع و اعتراض خواهند زد.
در این راستا قرار
است به عنوان اقدام اولیه نماینده های این کارگران روز شنبه
مورخه 2/9/87 به شعبه 19 دیوان عدالت اداری مراجعه نمایند و
نسبت به صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل اختلاف اداره کار
سنندج اعتراض نمایند و چنانچه به اعتراض آنان ترتیب اثری داده
نشود تمامی کارگران پرریس در مقابل دیوان عدالت اداری دست به
تجمع اعتراضی خواهند زد.
اتحادیه آزاد
کارگران ایران با محکوم کردن صدور حکم توقف اجرای رای هیئت حل
اختلاف اداره کار از سوی دیوان عدالت اداری مصرانه خواهان
اجرای فوری این حکم می باشد و با تمام توان از اعتراضات
کارگران پرریس در این راستا حمایت خواهد کرد.
اتحادیه آزاد
کارگران 30/8/1387
www.ettehadeh.com
ایمیل:
k.ekhraji@gmail.com
فاکس: 02144514795
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته اول آذر ۱٣٨۷
(نوامبر۲۰۰٨
)
520- پیروزی کارگران کیان تایر را تبریک می گوییم:
پیام شماره 2 کمیته پیگیری
ایجاد تشکل های آزاد کارگری ایران
بر کارگران مبارز
لاستیک سازی کیان تایر، درود!
شما با تکیه بر نیروی
متحد و مبارزه ی پیگیرتان موفق شدید تا کارفرمایان و دولت حامی
ایشان را وادار به عقب نشینی کرده و به بخشی از خواسته هایتان
دست یابید. این خبر خوشی برای شما، ما و دیگر هم طبقه ای
هایمان در داخل و خارج از کشورمی باشد.و این پیروزیِ را تبریک
می گوییم . اما باید به خاطر داشته باشیم که این موفقیت نتیجه
ی یکسال مبارزه ی مستمر ومتحد شما کارگران ایران تایربوده است
که دولت کارفرمایان را وادار به پذیرش بخشی از مطالبات
و خواسته های به حق شما
ساخته است. این پیروزی بدون زحمت و پرداخت هزینه نبوده و
مسلماً پیشکشی از کارفرما و دولت ایشان نمی باشد .
پس باید آگاه باشیم که تا زمان احقاق کلیه ی حقوق خود و دیگر
کارگران ایران می
بایست
با دائمی نمودن سازمان یافتگی خود ،برای حفظ اتحاد و انسجام و
پیگیری مبارزات مان، مان،دستاورد دیگری به پیروزی هایمان
بیافزاییم و نسبت به حیله ها و اقدامات تفرقه سرکوبگرایانه ی
سرمایه دار و عمال آنها هوشیار باشیم
.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل
های آزاد کارگری ایران
اول آذر 1387
521- دبير اجرايي خانه کارگر استان سمنان:
شوراهاي اسلامي كار در مقابل
اصلاح ماده 21 قانون كار سكوت نكنند
تهران- خبرگزاري كار ايران در 1 آذر 1387
؛ با اضافه شدن بند (ز) به ماده 21
قانون كار امنيت شغلي كارگران رسمي كارخانه هانيزاز بين خواهد
رفت.
به گزارش ايلنا، دبير اجرايي خانه كارگراستان سمنان در تجمعي
كه كارگران اين استان به مناسبت سالروز تصويب قانون كار برگزار
كردند؛ گفت: درحالي كه با اضافه شدن بند (ز)به ماده 21 قانون
كار اخراج كارگرا آسانتر شده است؛ اما شوراهاي اسلامي كار هنوز
ساكت نشسته اند وبراي دفاع از حقوق كارگران هيچ اقدامي نمي
كنند.
طاهرزاده تصريح كرد: دولتي شدن اساسنامه سازمان تأمين اجتماعي
نيز با اصل 44 قانون اساسي (خصوصي سازي)مغايرت دارد و به زيان
كارگران است.
طاهرزاده با اشاره به تصويب قانون كار در 29 آبان ماه سال
1369، گفت: در طول اين 18 سال كارفرمايان و برخي مسولين به
دنبال اصلاح اين قانون بوده اند و همراه براي كاهش جنبه هاي
حمايتي اين قانون تلاش كنند.
دبير اجرايي خانه كارگر استان سمنان از ديگر مشكلات جامعه
كارگري را عدم پرداخت بن ماه رمضان،سهام عدالت و نقدي كردن بن
هاي كارگري دانست و گفت:لازم است مبلغي از بيت المال به قشر
ضعيف و زحمتكش جامعه كه همان كارگران هستند تعلق گيرد.
وي همچنين از اجرا نشدن نظام هماهنگ حقوق براي بازنشستگان
تامين اجتماعي به عنوان يكي از دغدغه هاي اصلي بازنشستگان ياد
كرد.
پايان پيام
522- محمد جراحی: هرگز عضو کمیته هماهنگی نبوده ام!
تکذیبیه
اخیراً آقای جعفر عظیم زاده در مصاحبه خود
اینجانب محمد جراحی را یا به عمد یا به اشتباه عضو کمیته
هماهنگی قلمداد کرده است به این وسیله این موضوع را تکذیب کرده
واعلام میدارم من هیچگاه عضو کمیته هماهنگی نبوده و تنها در
کمیته پیگیری فعال بوده و عضو این کمیته هستم .
محمد جراحی 1/9/1387
523- گوشه کوچکی از دردهای رانندگان مسافرکش
:
«... من یک راننده هستم و در منطقه ای از نازی
آباد مسافرکشی می کنم. هر روز 11 ساعت کار می کنم. کار ما
بسیار دشوار است و تراکم دردآور ترافیک این دشواری را بیش از
اندازه تشدید می کند. درآمد ماهانه من در بهترین حالت 550 هزار
تومان است. اما این چیزی نیست که به طور واقعی نصیب من شود و
صرف معاش و مخارج زندگی ام گردد. حدود 150 هزار تومان آن
یکراست خرج استهلاک خودرو و خساراتی می شود که مجبورم پرداخت
کنم. من بیمه نیستم و دولت برای بیمه ما حاضر به انجام هیچ
کاری نیست. بهای نیازهای اولیه زندگی به صورت هولناکی بالاست و
این امر آنچه را که در قبال 11 ساعت کار روزانه به دست می آورم
مثل خوره می بلعد و کاهش می دهد. یک هفته پیش برای خرید لاستیک
های مورد نیاز به فروشگاه لاستیک رفتم. قیمت ها به صورت جهشی
بالا رفته بود و باید خیلی بیشتر از دفعه پیش پرداخت می کردم.
دولت هیچ نوع امکاناتی در هیچ سطحی برای من و سایر کارگران در
نظر نمی گیرد. من بچه دارم. از عهده هزینه دوا و درمان و خورد
و خوراک و قلم و کاغذ و شهریه تحصیلی بچه ها اصلاً بر نمی آیم.
هر ماه باید کلی اقساط بدهکاری را پرداخت کنم. اجاره بهای خانه
نیز آخر هر ماه مثل کابوس جسم و جانم را می آزارد، زیرا قادر
به تأمین آن نیستم. تهیه بنزین مشکل بزرگی است که بر همه
مشکلات دیگر اضافه می شود. هر روز حدود 17 لیتر بنزین مصرف می
کنم، اما سهمیه من فقط بخشی از این مقدار را تأمین می کند.
بقیه را باید در پمپ بنزین ها به قیمت هر لیتر 400 تومان بخرم.
پرداخت این هزینه سنگین برای بنزین عملاً دستمزد روزانه مرا
سخت کاهش می دهد. علاوه بر این، باید چند ساعت هم به خاطر
انتظار در صف گاز و بنزین از دست بدهم. این نیز کاهش دیگری در
عایدات روزانه من است. مجبورم همه این ها را تحمل کنم، زیرا
هیچ راه دیگری در پیش رو نمی بینم. باید هزینه نان بخور و نمیر
بچه هایم را فراهم کنم و برای این کار چاره ای جز تحمل تمامی
این دردها ندارم. دولت حتی ریالی از این همه ثروت را که حاصل
کار و استثمار امثال من است صرف تعمیر خیابان ها و جاده ها هم
نمی کند. چاله های فراوان و آسفالت های خراب شده خیابان ها
هزینه استهلاک خودروها را بسیار بالا می برد و هیچ نهاد دولتی
حاضر به فکر کردن در این زمینه نیست. دولت هر چه اراده می کند
انجام می دهد و هر آنچه می کند به زیان ما و بر خلاف مصالح
زندگی ماست. بارها اعتراض کرده ایم. فریاد سر داده ایم. بدبختی
های خود را جار زده ایم. اما گوش هیچ دولتمرد و سازمان دولتی و
کل دولت بدهکار شنیدن حرف هیچ کارگری نیست.»
منبع: « آژانس خبر» ( با تلخیص و نقل به
مضمون)
1 آذر 87
524- فرماندار کاشان خواستار شد:
مديران ناتوان براي حل مشكل كارگران كنار بروند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 1 آذر 1387 ؛
فرماندار كاشان با انتقاد از
پرداخت نشدن بيش از 8 ماه حقوق كارگران كاشاني، گفت: اگر
مديران كارخانهها توانايي لازم براي پرداخت مطالبات كارگران
ندارند جاي خود را به مديران لايق و توانمند بدهندتا مشكلات
كارگران حل شود.
به گزارش خبرنگار ايلنا در شهرستان كاشان، معاون استاندار و
فرماندار شهرستان كاشان در چهاردهمين جلسه شوراي اطلاع رساني
اين شهرستان گفت: با پيگري هاي انجام شده جهت كاهش نرخ اجناس و
ايجاد اشتغال مقرر شده چندين بازار روز در سطح شهر ايجاد شود
تا باعث ايجاد رقابت وجذب دستفرشي ها در اين بازارچه ها شود.
معاون استاندار و فرماندار كاشان در خصوص نگاه فرمانداري ويژه
كاشان به مشكلات مردم گفت: نگاه و نحوه برخورد مديران استان
از زمان تاسيس فرمانداري ويژه به اين شهرستان تغيير پيدا كرده
و تمايل آنها نسبت به حل و فصل مشكلات اين شهرستان زياد شده
است.
حاجي از تمامي صاحب نظران خواست تا براي پيشبرد اهداف
فرمانداري ويژه كاشان در گردهمايي و كارگروههايي شركت كنند و
با ارائه پيشنهاد هاي خود مسوولان را ياري نمايند.
به گفته فرماندار ويژه كاشان باوجود پديده خشكسالي، شهرستان
كاشان از نظر بحران كم آبي نسبت به شهرهاي ديگر كشور در وضعيت
مطلوبي قرار دارد.
وي افزود: تا كنون به منظور سرعت بخشيدن به انتقال آب زاينده
رود به شهرستان كاشان، مبلغ 15 ميليارد تومان توسط آب منطقه اي
اصفهان براي ساخت مخازن هزينه شدهاست.
وي با تقدير از حضور مردم شهرستان كاشان در راهپيمايي ورزشي
يكصد هزار نفري اخير، از مسوولين كشور خواست در جهت توسعه و
آباداني اين شهرستان اقدامات جدي رابه عملآورند.
فرماندار كاشان درخصوص افزايش قيمت قير ابزار اميدواري كرد كه
مسوولين وزارت نفت در اين خصوص تمهيداتي را به عمل آورند تا
نسبت به اجراي طرح هاي نيمه تمام آسفالت خيابانها و معابر
تسريع شود.
گفتني است؛ در اين جلسه خبرنگاران و مسوولين روابط عمومي
ادارات شهرستان از دغدغه هاي مردم در خصوص كمبود اتوبوس در سطح
شهر، عقب افتادن حقوق كارگران بعضي از كارخانجات بزرگ شهرستان
عدم آسفالت معابر وخيابان ها با توجه به شروع فصل سرما، افزايش
قيمت ميوه وتره بار و عدم كيفيت آن در شهرستان و تعويق انتقال
آب زاينده رود به شهرستان كاشان انتقاد نمودند كه مقرر شد
فرمانداري ويژه كاشان در اين خصوص نسبت به حل و فصل مشكلات
ودغدغه هاي مردم پيگيري هاي لازم را به عمل آورد.
پايان پيام
525- حکایت تلخ کوره
پزخانه :
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
حکایت تلخ کوره
پزخانه
زندگی با همه آنچه دارد
زندگی با همه آنچه ندارد
مهمان می کند ستاره هایی خمجوار را که بیرون از عرصه اند
و ابرهایی مهاجر را که بیرون از مکان اند
و زندگی در اینجا
از خویش می پرسد
چگونه زندگی را به آنها بازمی گردانیم
محمود درویش
در جنوب غربی تهران،۵
کیلومتری جاده خاوران(خروجی تهران به سمت مشهد) در سمت راست یک
فرعی دیده می شود که به سمت اشرف آباد می رود. در حاشیه روستای
اشرف آباد محوطه وسیعی است که تا چشم کار می کند، کوره پز خانه
دیده می شود. در این کوره پز خانه ها ایرانیها و اکثرا
افغانیها مشغول به کار هستند. پدر خانواده کار تهیه خشت را به
صورت کنترات به قیمت هر
۱۰۰۰
خشت ۱۲۰۰۰
تومان از کارفرما می گیرد. در برابر شرایط سخت اقتصادی، تمام
اعضای خانواده، مادر، کودکان وحتی پدربزرگ و مادربزرگ در کنار
پدر از ساعت ۵
صبح تا ۹
شب مشغول به کار هستند.
کودکان (دختران و پسران)که کوچکترین آنها
۷
سال دارند با صورتهای سوخته در زیر آفتاب و گاری به دست که با
آن ماسه و آب را حمل می کنند با بدنی نحیف و لاغر، موهای قرمز،
ناخنهای قاشقی شکل و چشمهای بی رنگ و فرو رفته ناشی از سوء
تغذیه که ۱۵-۱۰
آجر را بر پشت یا روی دستان کوچک خود حمل می کنند، دختران
کوچکی که برای نگهداری کودکان کوچکتر آنها را بر پشت خود بسته
و خشت می زنند و زنانی که هم کار منزل را انجام می دهند و هم
کار کوره پزخانه دیده می شوند. دختران و زنانی که زبان گویای
استثمار هستند. زنان و کودکانی که بابت کار طاقت فرسای خود
هرگز دستمزدی دریافت نکرده و پدر برای تأمین مخارج خانواده خود
تمام دستمزدها را دریافت می کند.
تمامی کسانی که در کوره پز خانه کار می کنند به علت مشکلات
اقتصادی نتوانسته اند حتی یک اتاق در تهران و یا یک خانه در
روستاهای اطراف اجاره کنند. بنابراین در ازای کاری که برای
کارفرما انجام می دهند،از اتاقکهایی که توسط کارفرماها در کنار
کوره پز خانه ها ساخته شده به عنوان محل سکونت استفاده می کنند
و سرسال که به حسابها رسیدگی می شود مبلغ اجاره اتاقها به قیمت
ماهی ۱۵۰۰۰۰-
۱۰۰۰۰از
دستمزدها کم می شود.
محل سکونت آنها به صورت یک دالان، به طول تقریبی
۵۰
متر و عرض ۲
متر است. در یک طرف دالان
۱۵
اتاق و درست در مقابل هر اتاق، یک آشپزخانه ٣ متری ساخته شده.
تمامی اتاقها ۱۲
متری است که در هر اتاق یک خانواده معمولا
۹-٨
نفره زندگی می کنند. تنها یک پنجره کوچک در ابعاد
۵۰
سانتیمتر در ۴۰
سانتیمتر و یک لامپ
۶۰
وات تأمین کننده نور اتاقها است. سقف و دیوار اتاقها نم
دار،دیوارها دارای درز و شکاف است که حشرات موذی (سوسکها)را در
خود جای داده است. در انتهای دالان دو توالت یکی مردانه و یکی
زنانه در شرایط کاملا غیربهداشتی که از پتو به عنوان درب آن
استفاده شده دیده می شود. توالت فاقد لوله کشی آب است.
تنها دو شیر آب برای شستن (دست و صورت، لباس و ظروف) در دالان
وجود دارد. آب آلوده ناشی از شستشو به محوطه پشت محل سکونت
آنها ریخته می شود به طوریکه آن ناحیه پر از لجن و موش و پشه
است که خود باعث انتقال بسیاری از عفونتها و بیماریها به خصوص
به کودکان می شود. آبی که برای شستشو استفاده می شود آب چاه
است و آب آشامیدنی هر روز با تانکر آورده می شود و ساکنین آب
را به قیمت لیتری
۲۰۰
تومان خریداری می کنند. یک حمام زنانه و یک حمام مردانه با ٣
دوش چند متر پایین تر از محل سکونت آنها ساخته شده که اصولا
باید ٣ نفر در حمام باشند اما گاهی تا
۱۰
نفر نیز وارد حمام می شوند. آب حمام با نفت گرم می شود.
بنابراین مردم این منطقه برای تهیه نفت به خصوص در زمستان با
مشکلات زیادی روبه رو هستند به طوریکه در زمستان گذشته به دلیل
نداشتن نفت تا یکماه از رفتن به حمام محروم بوده اند.
وضعیت تحصیل؛
در این محدوده با وجود داشتن
۱۵۰-۱۰۰
کودک در سن تحصیل (۱٨-۷
ساله) هیچ گونه مکان آموزشی از طرف دولت که موظف به تأمین
امکانات آموزشی برای تمامی آحاد جامعه است ساخته نشده. کودکان
برای تحصیل با مشکلات زیادی روبرو هستند. در فصل تحصیل هر روز
مسافت خاکی کوره پز خانه تا اشرف آباد را نیم ساعت در سرمای
زمستان که تا مچ پا در گل فرو می روند و گرمای اواخر بهار، با
پای پیاده طی می کنند.از طرفی کودکان افغانی فاقد کارت که به
صورت غیرقانونی وارد کشور شده اند از حق آموزش و تحصیل محروم و
کودکان افغانی دارای کارت که به صورت قانونی وارد شده اند با
پرداخت مبلغ
۵۰۰۰۰ تومان
بابت تحصیل در مدارس ابتدایی و میلغ
۷۰۰۰۰
تومان برای تحصیل در دوره راهنمایی و مبلغ
۱۰۰۰۰۰
تومان بابت تحصیل در دبیرستان می توانند به تحصیل خود ادامه
دهند که البته سال به سال به این مبلغ افزوده می شود. با توجه
به زیاد بودن تعداد فرزندان محصل در هر خانواده و عدم توانایی
اقتصادی، تعداد زیادی از این کودکان با وجود اشتیاق فراوان به
آموزش و یادگیری، مجبور به ترک تحصیل و کار در کوره پزخانه ها
می شوند.
وضعیت بهداشتی
هیچ گونه مرکز بهداشتی و درمانی در این منطقه وجود ندارد.
ساکنین برای انجام مراقبتهای بهداشتی باز هم مجبورند به اشرف
آباد بروند که به علت دوری راه، تعدادی از کودکان از انجام
واکسیناسیون، کنترل رشد و تکامل و بررسی وضعیت تغذیه محروم شده
اند. سطح آگاهی مادران از بهداشت، تنظیم خانواده و پیشگیری از
بیماریها در حد صفر است. از طرفی این منطقه در شب مملو از سگ و
حیواناتی است که بیماری هاری را منتقل می کنند و از آنجا که
این افراد با خاک سرو کار دارند که خود باعث انتقال بیماری
کزاز می شود، کارکنان بهداشتی نه تنها از تزریق واکسن کزاز و
هپاتیت برای بزرگسالان که جزء گروههای در معرض خطر هستند
امتناع می کنند حتی کوچکترین آموزشی به منظور پیشگیری از این
بیماریها داده نشده است.
526- درخواست کارگران بازنشسته از رئيس مجلس:
بازنشستگان تامين اجتماعي را مشمول قانون خدمت كشوري كنيد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 1 آذر 1387 ؛
كانون كارگران سازمان تامين
اجتماعي استان مركزي در نامه اي به دكتر علي لاريجاني رئيس
مجلس شوراي اسلامي خواستار شموليت قانون خدمات كشوري براي خود
شدند.
به گزارش ايلنا در اين نامه آمده است: "به نظر ميرسد كه مجلس
محروم و دولت عدالت گستر و مهر ورز نميخواهند بپذيرند كه
بازنشستگان و مستمري بگيران سازمان تاميناجتماعي نيز
شهروندان ايران اسلامي هستند؛ چراكه هر روز مصوبات قابل تقديري
در مجلس و دولت در خصوص اعطاي تسهيلات گوناگون به بازنشستگان
كشوري و لشكري تصويب ميشود؛ بدون آنكه به بازنشستگان تامين
اجتماعي توجه شود."
در ادامه اين نامه با اشاره به جمعيت يك ميليون و چهارصد هزار
بازنشسته تامين اجتماعي در سراسر كشور، آمده است: بيش از 70
درصد اين افراد حقوقي معادل 235 هزار تومان دريافت مي كنند
بدون آنكه هيچگونه اعتباري براي بهبود وضعيت آنها در نظر گرفته
شده باشد.
در ادامه اين نامه تاكيد شده است: ما بازنشستگان تامين اجتماعي
از مجلسيان محترم و دولت مهرورز انتظار داريم با عنايت به بند
9 اصل سوم قانون اساسي نسبت به رفع تبعيضات ناروا و اصلاح
قانون خدمات كشوري اقدام كنند.
پايان پيام
527- استاندار يزد در مراسم 29 آبان عنوان کرد:
مشكلات كارگران 21 واحد بحران زده بررسي شد
براي كمك به كارگران دست خالي هستيم
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 1 آذر 87 آمده است :
مراسم گراميداشت سالروز تصويب
قانون كار با حضور چند صد نفر كارگران در سالن اجتماعات خانه
كارگر استان يزد برگزار شد.
به گزارش ايلنا، در اين مراسم كه استاندار و معاونانش ، مدير
كل كار و امور اجتماعي، مديريت درمان تامين اجتماعي، مدير كل
سازمان تامين اجتماعي و جمعي از دست اندركاران نهادها و تشكلات
كارگري نيز حضور داشتند؛ علي دهقاني دبير اجرايي خانه كارگر از
اقداماتي كه براي تغيير قانون كار صورت ميگيرد انتقاد كرد.
وي در بخش ديگري از سخنان افزود: دولت درحالي سبد كالاي ويژه
ماه مبارك رمضان را براي كارمندان تصويب كرد كه ميليون ها
كارگر در سراسر كشور از مزاياي اين سبد محروم ماندند.
دهقاني اظهار داشت: مستمري بازنشستگان لشكري و كشوري با
بازنشستگان تامين اجتماعي قابل مقايسه نبوده و اين مستمري
نميتواند پاسخگوي هزينه هاي زندگي كارگران بازنشسته باشد
باشد.
در ادامه جلسه خانم رضايي مسئول كانون زنان خانه كارگر با
نامطلوب خواندن شرايط كار كار زنان كارگر اظهار داشت: درحالي
كه قانون كار شرايط ويژهاي را براي كار مادران شيرده درنظر
گرفته است اما همچنان مادران شيرخوار در كارخانه هاي ريسندگي
براي ساعتهاي متوالي و حتي در شيف شب مشغول به كار هستند.
در ادامه جلسه شريفي رئيس هيات مديره تعاوني مسكن شماره يك
كارگران، گفت: اصلي ترين مشكل كارگران در زمينه مسكن مهر، عدم
توانايي مالي اعضا تعاوني ها در پرداخت هزينه هاي آماده سازي و
پيش پرداخت اوليه است.
وي با توجه به ماده 149 قانون كار از كارفرمايان خواست تا در
اين زمينه مساعدت بيشتري اعمال نمائيد.
در پايان اين مراسم فلاح زاده استانداريزد با بيان اينكه
استانداري به مشكلات كارگران رسيدگي خواهد كرد ؛افزود: ما براي
كارگران احترام قائل هستيم؛ اما چه كنيم كه دستهاي ما بسته
است.
فلاح زاده با اشاره به جلسه اي كه در رابطه با بحران واحدهاي
توليدي با مديران كارخانه و فعالان كارگري استان در در
ارديبهشت ماه داشت؛ گفت: در اين جلسه مشكلات كارگران واحدهاي
توليدي اظهار داشت21 واحد توليدي مورد بررسي قرار گرفت.
به گفته استاندار يزد: بر اساس بررسي هاي انجام شده عدم يا ضعف
نيروها ي كارآمد، تاخير در پرداخت حقوق كارگران، افزايش بدهي
واحدهاي توليدي به اداره مالياتي، اختلاف بين سهامدارن و ضعف
مديران ازدلايل بروز اين مشكل در اين واحدها بوده است.
پايان پيام
528- عملكرد مديران حتي خلاف قانون نوشته خودشان است
:
بازنشستگي و جايگزين كردن يك كارگر با
كارگر قبلي نيز در كارخانه به معضل جدي تبديل شده است. يك
كارگر از كارخانه صندوق نسوز كاوه به خبرنگار فرياد كارگر
گفت:”كارگراني كه بازنشسته ميشوند جايگزينشان را در سوله هاي
مربوط به همين كارخانه در اصفهان به كار ميگيرند .قرار دادشان
تهران است اما كارشان در اصفهان است.اين كار از لحاظ قانون
خلاف است چون به اين ترتيب نيرو از اين كارخانه كم ميشود اما
جايگزين نميشود و به جاي كارخانه ما به كارخانه اصفهان اضافه
ميشود .طبق قانون هر كس كه بازنشسته ميشود بايد يك نفر جايگزين
در همين كارخانه داشته باشد اما مديران كارخانه ما پرونده را
در تهران امضا ميكنند اما طرف را به سوله هاي اصفهان منتقل
ميكنند چون سود آنجا برايشان بيشتر است.“
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
529- كارگران قراردادي قربانيان بي قانوني
:
يك فعال كارگري به فرياد كارگرگفت :”امنيت
شغلي براي كارگران خصوصا كارگران قراردادي وجود ندارد. جايگاه
محكمي نيست كه كارگران قراردادي را حمايت كند.كارگران روزمزد
كه مطلقا امنيت شغلي ندارند.قانون كار معتبري نداريم كه واقعا
بي طرفانه از كارگران قراردادي حمايت كند و يا قراردادهاي 3
ماه و 4 ماه را لغو كند.چون يك قانون مشخصي نيست لذا كارفرما
دستش باز است و هر كار بخواهد با قرارداديها ميكند.“
انجمن
دفاع از كارگران و بيكاران
530- اطلاعيه حمايت جمعي از كارگران شهرك صنعتي شكوهيه قم:
از 16 آذر
به نام خدا و به حرمت واژه آزادي
ما جمعي كارگران شهرك صنعتي شكوهيه قم از
دانشجويان ميخواهيم كه حمايت ما را بپذيرند ما در شرايطي زندگي
ميكنيم كه بايد پشتيبان هم باشيم و از هم حمايت كنيم. اين
حمايتها نبايد در حد شعار باشد به اين معني كه ما بايد از حقوق
هم دفاع كنيم.طوري كه دانشجويان بتوانند به موقع از حقوق
كارگران دفاع كنند و پشتيبان آنان باشند و بالعكس كارگران هم
در شرايط حساس بتوانند از حق و حقوق دانشجويان حمايت كنند.به
اين ترتيب است كه حمايتها و حركات ما به هم خواهند پيوست و به
نتيجه مطلوب همه اقشار ايران زمين كه همانا رسيدن به يك جامعه
ايده آل است خواهد انجاميد.ما 16 آذر روز دانشجو را گرامي
داشته و حمايت خود را به دانشجويان تقديم ميكنيم.
به اميد اتحاد گسترده تمام اقشار
آذر ماه 1387
531- دبير اجرايي خانه کارگر استان همدان:
كارگران از اجراي قانون كار خيري نديده اند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 2 آذر 87 آمده است :
دبير اجرايي خانه كارگر استان
همدان از سكوت جامعه كارگري در قبال اصلاح قانون كار انتقاد
كرد وگفت : كارگران از اجراي دست و پا شكسته قانون كار خيري
نديده اند.
چنگيز اصلاني افزود: تنها ماده 27 اين قانون (موضوع شرايط
اخراج كارگران) براي خيل عظيم جامعه كارگري مفيد بود كه آن هم
با اضافه شدن تبصره" ز" به ماده 21 اين قانون ارزش خود را از
دست داد.
اصلاني با بيان اينكه عده اي تنها دليل رفع مشكلات اقتصادي و
اشتغال كشور را اصلاح قانون كار مي دانند؛ اظهارداشت: بي توجهي
و سكوت جامعه كارگري در برابر اين اقدامات تنها به ضرر كارگران
است.
وي باتاكيد بر اينكه در قانون كار بايد مرزهاي كارگر، كارفرما
مشخص شود تصريح كرد: دولت ها نبايد در خصوص قانون كار سليقه اي
عمل كنند.
وي پيش شرط اصلاح قانون كار را دادن حق اعتصاب به جامعه
كارگران عنوان كردو گفت: مشكل اقتصادي كشور ما فقط قانون كار و
بيمه تامين اجتماعي نيست.
پايان پيام
532- اصلاح ماده 21 قانون كار اخراج كارگر را آسانتر كرد
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 2 آذر 87 آمده است :
يك فعال كارگري گفت: با اصلاحيه
اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص تغيير ماده 21 قانون كار
راه براي اخراج كارگران هموار شد و كارفرمايان به خواسته خود
رسيدند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، "رضا شهابي" از اعضاي هيات مديره
سنديكاي كارگران شركت واحد با بيان اينكه اخراج بدون مانع و
هزينه همواره يكي از دغدغه هاي كارفرمايان بوده است، گفت:
البته تا پيش از اين اصلاحيه نيز كارفرمايان بدون توجه به
قانون كار از هر روشي كه مي توانستند براي اخراج كارگران
استفاده مي كردند.
وي افزود: با افزوده شدن بند" ز" به بندهاي ديگر ماده 21 قانون
كار، كارفرمايان براي تضييع حقوق كارگران جسارتي تازه پيدا
كردند.
اين فعال كارگري با يادآوري اينكه نهادي كه خود زماني قانون
فعلي كار را تصويب كرده بود، در آستانه هجدهمين سالروز تصويب
همين قانون، اصلاحيه جديدي را به نفع كارفرمايان به آن افزوده
است، گفت: اين اقدام با ديدگاهاي مسوولان مجمع تشخيص مصلحت
نظام مغايرت دارد.
شهابي افزود: اين اقدام نه تنها جايگاه كارگران در تصميم گيري
هاي اساسي كشور بلكه جايگاه آنها در گفت و گوهاي سه جانبه را
نيز زير سوال مي برد.
اين فعال كارگري همچنين از سكوت نمايندگان و مدافعان صنفي
كارگري در مقابل اصلاحيه انجام شده انتقاد كرد و خطاب به آنها
گفت: اگر آنها مدافع منافع طبقه كارگر هستند؛ بايد به طور جدي
در مقابل تغيير انجام شده موضع گيري كنند و كارگران را از
تبعات اصلاح انجام شده مطلع سازند.
پايان پيام
533- رئيس اتاق تعاون ايران در بازديد از غرفه ايلنا:
ّبراي موفقيت تعاوني هاي كارگري، كارگران خود بايد همت كنند
كارگران بيشترين متقاضي مسكن مهر هستند
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 2 آذر 87 آمده است :
رئيس اتاق تعاون ايران گفت: براي
اينكه تعاوني هاي مسكن كارگري زودتر به نتيجه برسند، بايد خود
كارگران همت كنند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا، "حسين رحماني نيا" در
بازديد از غرفه خبرگزاري كار ايران در پانزدهمين نمايشگاه
مطبوعات و خبرگزاري ها، گفت: كارگران كارگاه هاي مختلف براي
خانهدار شدن ميتوانند در چارچوب قانون با تشكيل شركت هاي
تعاوني مسكن در بازار مسكن به خريد زمين و سرمايه گذاري
بپردازند
.
"رئيس اتاق تعاون ايران" با بيان اينكه شركت هاي تعاون مسكني
با حمايت كارگران در واحدهاي توليدي تشكيل مي شود تنها راه
ورود نيروي كار به بازار ساخت و ساز مسكن هستند؛ افزود: در
اين بخش هر اندازه كه كارگران مشاركت بيشتري كنند زودتر
صاحبخانه مي شوند .
وي با بيان اينكه ارائه آمار دقيق از تعداد تعاوني هاي كارگري
و نحوه مشاركت آنها نيازمند تحقيق و بررسي است. در خصوص طرح
مسكن مهر گفت: اين طرح كه مورد حمايت جدي دولت است مي تواند به
تعاوني هاي مسكن كارگري براي خانه سازي كمك كند.
به گفته رحماني نيا در حال حاضر بخش عمده چهار ميليون و 500
هزار مسكن مهر را را كارگران تشكيل مي دهند، يادآور شد: در اين
طرح دولت به متقاضيان مسكن زمين رايگان و 15 ميليون تومان مي
دهد.
پايان پيام
534- بحران سرمایه و ضرورت تصرف کارخانه ها :
سخن مکرر ما این
بود که بحران سرمایه جهانی به سرعت سرمایه داری بحران زده
ایران را نیز دربرخواهد گرفت. این سرعت بسی بیش از آن است که
عقل متفکران و دولتمردان سرمایه به طورکلی و دولت سرمایه داری
ایران به طور خاص قادر به محاسبه آن باشد. درظرف فقط چند روز
رخساره سرمایه در ایران چروک خورده است.
دیگر تنها فعالان
ضدسرمایه داری نیستند که از بحران سرمایه داری سخن می گویند.
اقتصاددانان و دولتیان و حاکمان سرمایه از هر جناح و مسلک و
دار و دسته همه به هراس افتاده اند. همه از سقوط قیمت نفت و
درواقع از کاهش عظیم حجم اضافه ارزش های افسانه ای نفتی سخن می
گویند. ذخیره ارزی دولت سرمایه از 200 میلیارد دلار در دو سال
پیش اینک به صفر نزدیک شده است. کارخانه ها به سرعت چندتا
چندتا تعطیل می شوند و درحالی که تا همین چندی پیش از تعطیل
200 کارخانه سخن می رفت اکنون یکی از نمایندگان مجلس سرمایه
شمار مراکز تعطیل شده را 500 تا اعلام کرده است. چند صد هزار
کارگر بیکار جدید به لشکر چندین میلیونی بیکاران قبلی اضافه می
شود و این روند بی گمان در آینده شتاب بیشتری به خود خواهد
گرفت. این ها مسائلی هستند که پشت سرهم دارد اتفاق می افتد.
قبل از هر چیز ببینیم که سرمایه داران و دولت آن ها چه راه حلی
برای مقابله با امواج ویرانگر بحران دارند.
محمد نهاوندیان،
رئیس اتاق بازرگانی یعنی بزرگ ترین تشکل اقتصادی سرمایه داران
بخش خصوصی ایران، به نمایندگی از تشکیلات متبوع خود طرحی را
زیر نام « طرح حمایتی تولید و کارآفرینی» تسلیم احمدی نژاد
کرده است. او در بخش اول این طرح به احمدی نژاد هشدار می دهد
که به جای ابراز خوشحالی از وقوع توفان بحران باید فکری به حال
کشتی در حال غرق اقتصاد سرمایه داری ایران کرد. او سپس ادامه
می دهد که وضعیت واحدهای تولیدی رو به وخامت گذاشته است. خطر
تعطیل کارخانه ها رو به افزایش است و تنها چاره کار این است که
راه دولت های سرمایه داری غرب را در پیش بگیریم. اتاق بازرگانی
در همین راستا انجام کارهایی را به دولت احمدی نژاد پیشنهاد می
کند و بر ضرورت اجرای فوری آن ها تاکید می کند. خطوط کلی این
پیشنهادات عبارت است از:
بدهی های معوقه
سرمایه داران به دولت برای 2 سال به تعویق انداخته شود.
بخشش تمام جرائم دیرکرد وام ها و اعتباراتی که سرمایه داران در
سال های گذشته دریافت کرده اند.
دولت هرچه سریع تر تعهداتش را درقبال بخش خصوصی انجام دهد و کل
بدهی خود به سرمایه داران این بخش را پرداخت کند.
برای تقویت توان بانک ها در حمایت از واحدهای تولیدی یک «
صندوق تثبیت» ایجاد شود تا بانک ها بتوانند نقدینگی مورد نیاز
مؤسسات صنعتی و تولیدی را تأمین کنند.
اگر بخواهیم حرف های نهاوندیان و پیشنهادات اتاق بارزگانی کشور
را با نگاه اقتصاد سیاسی طبقه کارگر مورد توجه و بررسی
قراردهیم معنای همه آن ها این است که اقتصاد سرمایه داری در
سراسر جهان و از جمله ایران در منجلاب بحران فرورفته است. ریشه
بحران در ذات سرمایه نهفته است. در این شیوه تولید فقط سرمایه
و سرمایه و بازهم سرمایه تولید می شود. کل دنیا ازجمله جامعه
ایران از سرمایه اشباع شده است. میلیاردها کارگر در سراسر جهان
و میلیون ها برده مزدی بیش ازحد ارزان و شبه رایگان در ایران
شب و روز به وحشتناک ترین شکل توسط سرمایه استثمار می شوند.
این کارگران اقیانوس بیکرانی از ارزش اضافی یا سود برای سرمایه
ها تولید می کنند، اما این اقیانوس بیکران بازهم نمی تواند
عطش و حرص سیری ناپذیر سوداندوزی سرمایه را ارضا کند. از همین
رو است که نرخ سودها تنزل کرده، بحران سرمایه فعلیت یافته و
بخش عظیمی از سرمایه جهانی و سرمایه های متعلق به سرمایه داران
ایرانی قادر به بازتولید و ادامه روند ارزش افزایی خود نیستند.
این سرمایه ها در رقابت های سبعانه و هار با هم حداکثر تلاش را
برای کسب سهم مناسب و دلخواه خود از کل اضافه ارزش های تولید
شده توسط بردگان مزدی در سراسر دنیا کرده اند. اما این سهم
کفاف ادامه کار برای تولید مجدد سرمایه و انباشت عظیم تر
سرمایه های تازه را نمی دهد.
کالبدشکافی کارگری
و ضدسرمایه داری مقدمات « طرح حمایتی تولید و کارآفرینی» اتاق
بازرگانی هیچ چیز جز نکات بالا را نشان نمی دهد و طبعاً از
درون شناخت درست و کارگری همین مقدمات است که می توان معنا و
محتوای پیشنهادات نهاد مذکور را خوب درک کرد. اتاق بازرگانی
خطاب به دولت احمدی نژاد می گوید: خوب، اوضاع به گونه ای است
که تصویر شد. شما هم دولت سرمایه داری و سرمایه داران هستید و
باید کشتی توفان زده سرمایه را در این شرایط حساس خوب سکانداری
کنید. اساساً فلسفه وجودی شما پاسخ به منویات و ملزومات حیات
سرمایه است و در دل این شرایط توفانی و خیزش امواج سهمگین
بحران و از آن مهم تر و هولناک تر خطر خیزش امواج کوبنده
اعتراض و پیکار میلیون ها برده مزدی بیکار و گرسنه و در معرض
مرگ باید هرچه زودتر بجنبید و سرمایه را نجات دهید! اتاق
بازرگانی البته به این اخطارها و هشدارها بسنده نمی کند و پس
از بیان مقدمات ماجرا یکراست سراغ پیشنهادات و راه حل ها می
رود. فشرده کل این طرح ها و توصیه ها و رهنمودها این است که
دولت هر چه دارد در طبق اخلاص بگذارد و به مراکز کار و تولید و
مؤسسات خرید و فروش نیروی کار هدیه کند. کوه عظیم تعهداتی را
که همواره در مقابل سرمایه ها داشته است هر چه سریع تر انجام
دهد. 5000 میلیارد تومانی را که برای کمک به صاحبان سرمایه
متعهد بوده است پرداخت کند. میلیاردها میلیارد سرمایه هایی را
هم که قبلاً از طریق بانک ها در اختیار سرمایه داران و نهادهای
سرمایه گذار گذاشته است حاتم وار بذل و بخشش کند. حتی از بهره
های بانکی این وام ها یا در عالم واقع سهم سود همان سرمایه ها
از اضافه ارزش های تولید شده توسط کارگران به طور کامل چشم
بپوشد. دولت تمام این کارها را با بلندنظری و سعه صدر و سخاوت
بسیار انجام دهد تا شاید کشتی به گل نشسته سرمایه را از لای گل
و لای بحران بیرون آورد. معنای طرح اتاق بارزگانی این است. اما
مفاد این طرح و لاجرم تعبیر زمینی و کارگری آن ادامه دارد. به
بیان دیگر، بخش اساسی یا جوهر و خمیرمایه اصلی آن از این به
بعد است که رخ از پرده برون می اندازد و خود را آفتابی می کند.
اکنون پرسش مهم این
است که دولت این همه سرمایه را که بر اساس توصیه اتاق بازرگانی
باید هر چه سریع تر در اختیار سرمایه داران بخش خصوصی قراردهد
از کجا می آورد؟ جواب، ساده است. دولت خود بزرگ ترین سرمایه
دار است و کل هست و نیست وی به عنوان سرمایه دار اضافه ارزش
هایی است که کارگران تولید می کنند. دولت مالکیت بخش وسیعی از
سرمایه های جامعه را در اختیار دارد. جمعیت کثیری از توده
فروشنده نیروی کار را در آب و برق و ذوب آهن و نفت و گاز و
مخابرات و پست و هزاران کارخانه زیر پوشش نهادهای غول پیکر
مالی و تراست های عظیم صنعتی استثمار می کند. دولت علاوه بر
مالکیت این سرمایه ها و تصاحب اضافه ارزش های ناشی از استثمار
کارگران این حوزه ها هر سال کوه عظیمی از اضافه ارزش های تولید
شده توسط طبقه کارگر بین المللی را نیز به صورت درآمدهای نفتی
نصیب خود می سازد. از این ها که بگذریم، دولت وجوه بسیار کلانی
از حاصل کار و استثمار طبقه کارگر را نیز سالانه به شکل مالیات
از دایره معیشت آن ها خارج و به سرمایه های خود اضافه می کند.
دولت سرمایه داری نهاد نظم سیاسی و برنامه ریزی و اعمال حاکمیت
سرمایه است و بر همین پایه در چهارچوب بودجه های مصوب سالانه
اقلامی از درآمدهای عظیم خود را باید در حوزه هایی مانند
بهداشت، درمان، آموزش و خدمات و تأسیسات و زیرساخت های عمومی
هزینه یا سرمایه گذاری کند. به این ترتیب، معنای تقاضای اتاق
بازرگانی از دولت دریک کلام این است که دولت فشار خود بر چند
ده میلیون کارگر و افراد خانواده های آن ها را بازهم بیشترکند
تا به این طریق از کاهش سود سرمایه های سرمایه داران جلوگیری
کند. به عبارت صریح تر، دولت لقمه های نان خالی را نیز از دهان
کارگران و فرزندان آنان بگیرد و به سرمایه داران بدهد تا شاید
کشتی به گل نشسته اینان از گل درآید. این کل صدر و ذیل
پیشنهادات اتاق بازرگانی و طرح آقای نهاوندیان رئیس این نهاد
قدرتمند سرمایه داران بخش خصوصی است. عصاره حرف های این ها آن
است که دولت هزینه دارو و درمان کارگران و خانواده های آنان را
بازهم بیشتر کند، بیمه خدمات درمانی را از این هم که هست بی
خاصیت تر کند، شهریه تحصیلی فرزندان کارگران را بازهم بالاتر
ببرد، سطح دستمزدهای واقعی کل توده های کارگر را بازهم کاهش
دهد، بهره وام های مسکن را از این هم که هست بیشتر کند، بر
افزایش افسارگسیخته اجاره بهای مسکن و قیمت خورد و خوراک و
پوشاک بیش از پیش چشم بپوشد و بهای بلیط اتوبوس و مترو و راه
آهن و هر وسیله نقلیه دیگر را بازهم بیشتر کند. اتاق بازرگانی
از دولت می خواهد و در مقام نهاد قدرت سرمایه داران خصوصی به
سازمان نظم و برنامه ریزی سرمایه حکم می دهد که 50 میلیون
کارگر و انسان های عضو خانواده کارگری را هر چه جلادانه تر قتل
عام کند تا از این طریق کشتی سودآوری سرمایه را از توفان
برهاند. حرف سرمایه داران و از جمله اتاق بازرگانی این ها بود
که گفتیم. حال سؤال این است که حرف کارگران چیست یا چه باید
باشد؟ آیا قرار است که ما بازهم به ستم سرمایه تن دهیم، بازهم
به صرف شکایت و عریضه نویسی بسنده کنیم، باز هم دایره مبارزه
خویش را به تحصن و اجتماع در برابر مجلس و سایر نهادهای دولتی
سرمایه و اعتصاب در کارخانه های از پیش تعطیل محدود سازیم؟
همزنجیران!
سؤالات بالا بسیار
اساسی و در واقع اساسی ترین پرسش های زندگی ما درحال حاضر است.
به این سؤالات باید پاسخ داد و ما به سهم خویش به عنوان بخشی
از کارگران ایران تا حال پاسخ داده ایم و این پاسخ را هر روز
تکرار می کنیم و خواهیم کرد. به طرح اتاق بازرگانی خوب دقت
کنید. به کلمه کلمه گفتار سرمایه داران را با دیده بصیرت و با
آگاهی نظر بیندازید. این ها با تمامی وقاحت و بیشرمی به دولت
می گویند که هست و نیست ما را سلاخی کند و به سود سرمایه ها
بیفزاید تا در این گذر سرمایه های صاحبان کارخانه های تعطیل
شده یا در معرض تعطیل بتواند با سودهای کلان و نجومی به
استثمار ما ادامه دهند. مطمئن باشید که دولت هم به این ندای
سرمایه داران لبیک خواهد گفت. سؤال اساسی این است که چرا ما
نباید این کارخانه ها را تصرف کنیم و با قدرت عظیم طبقه مان
دولت سرمایه داری را مجبور سازیم که اولاً حتی یک ریال هم از
معیشت ما کسر نکند و ثانیا بخشی از کوه عظیم اضافه ارزش هایی
را که از استثمار ما به چنگ آورده است به ما پس دهد تا ما خود
برنامه ریزی کار و تولید را در همه این واحدها به دست گیریم.
چرا سرمایه داران باید به خود اجازه دهند چنان خواست هایی را
از دولت مطرح کنند و فوری لباس قانون بر آن ها بپوشانند و دولت
سرمایه را نیز به اجرای آن ها حکم دهد اما ما 50 میلیون نفوس
کارگری این جامعه باید این گونه خوار و ذلیل و درمانده شاهد
تاخت و تاز بی عنان سرمایه داران و دولت آن ها علیه آخرین لقمه
نان کودکان خود باشیم؟
همزنجیران!
جامعه سرمایه داری
میدان جنگ همیشه جاری توده های کارگر در یک سو و سرمایه و طبقه
سرمایه دار و دولت سرمایه داری در سوی دیگر است. در این جنگ آن
که نجنگد به طورقطع شکست می خورد و از هستی ساقط می شود، زیرا
طرف مقابل به طور قطع می جنگد و دیگری را ساقط می کند. اگر ما
کارگران با سرمایه نجنگیم سرمایه ما را بیش از پیش به ورطه
شکست می کشاند. شکست ما از سرمایه در شرایط کنونی بیش از آنچه
به تصورآید هولناک خواهد بود. سرمایه داران و نظام سرمایه داری
برای تسلیم میلیون ها نفر از ما و کودکان ما به دم تیغ گرسنگی
و مرگ عزم جزم کرده اند. اگر راه درست جنگ با نظام سرمایه داری
را پیدا نکنیم آنان این کار را می کنند. باید به پاخیزیم و
کارخانه های درحال تعطیل را از دستان آن ها خارج سازیم. برای
این کار ابتدا باید متحد و متشکل شویم. باید به صورت شورایی و
سراسری متشکل شویم. باید منشور مطالبات پایه ای طبقه خویش را
شالوده استوار سازمانیابی سراسری خویش علیه سرمایه قرار دهیم.
باید درهرکجا که هستیم شوراهای خود را برپا داریم. باید شوراها
را به هم گره زنیم و تشکل سراسری و شورایی ضد سرمایه داری خود
را به وجود آوریم. باید با اتکا به قدرت این شوراها کارخانه ها
را تصرف کنیم. باید قدرت تمامی بخش های طبقه مان را در این
سازمانیابی سراسری یکدست و یک کاسه کنیم. باید تصرف کارخانه
های در حال تعطیل، اعتصاب در سایر مراکز کار و تولید و از کار
انداختن چرخ تولید سود و همه راهکارهای مؤثر دیگر را با هم یکی
کنیم تا به این ترتیب قدرت واقعی دگرگونساز طبقاتی خویش را در
مقابل سرمایه وارد میدان سازیم.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
برای جلوگیری از
بیکاری، کارخانه های در معرض تعطیل را به تصرف خود درآوریم !
کمیته هماهنگی برای
ایجاد تشکل کارگری
2 آذر 87
:
- دفترجمعیت دفاع از
کودکان کار و خیابان توسط پلیس امنیت پلمب شد535
نیروهای پلیس امنیت تهران صبح امروز، دوم
آبان ماه 1387 با حضور در دفتر "جمعیت دفاع از کودکان کار و
خیابان" افدام به پلمب دفتر این مؤسسه غیردولتی نمودند. جمعیت
دفاع از کودکان کار و خیابان" در سال 82 با اخذ مجوز از وزارت
کشور و با هدف " توانمندسازی کودکان کار و خیابان" و " آشنا
نمودن جامعه با معضل کودکان کار" تأسیس شد. طبق آنچه در
اساسنامه این نهاد آمده این جمعیت سازمانی غیردولتی (NGO*) و
محور فعالیتهای آن آموزش و حمایت از کودکان کار و تمام
کودکانی است که به هر علت از آموزش و حمایت های اجتماعی محروم
هستند.
Non Government Organization*
سال گذشته از سوی پلیس امنیت تهران، به این
موسسه اخطار داده شد که مجوز فعالیت آن باطل شده و می بایست
مجددا به اخذ مجوز از پلیس امنیت اقدام نمایند. از جمله
ایرادات مطرح شده از سوی پلیس امنیت بر عملکرد این جمعیت، وجود
کلاسهای آموزشی مختلط و ثبت نام کودکان مهاجر در کلاسها بوده
ا
دولت ایران طی چند سال گذشته با ممنوعیت
حضور کودکان افغانی در مدارس دولتی و غیردولتی اقدام به تحت
فشار گذاشتن آنان جهت ترک ایران را نموده است. دفتر جمعیت دفاع
از کودکان کار و خیابان صبح امروز و بدنبال ابطال مجوز فعالیتش
طی حکم سرهنگ حمدالله از اداره اتباع خارجی تعطیل شد.
گفتنی است، کودکان تحت پوشش این جمعیت،
اغلب از مهاجران غیرقانونیاند که دارای کارت اقامت نبوده و
لذا فاقد شناسنامه و اوراق هویت هستند.
این جمعیت، علاوه بر آموزش کودکان، دارای
کمیته های مددکاری، بهداشت، روابط عمومی و ورزش و هنر نیز هست
که وضعیت کودکان در صورت لزوم در هر یک از این واحدها مورد
رسیدگی قرار میگیرد. کمیته آموزش هم اکنون با تشکیل کلاسهایی
تا مقطع دوم راهنمایی، حدود 160 کودک از 7 تا 18 سال را تحت
پوشش خود قرار داده است. بطور کلی، حدود 500 مددجو، تحت پوشش
این جمعیت قرار دارند.
برخورداری از آموزش برای زندگی از جمله
حقوق اولیه، بنیادین و غیرقابل سلب کودکان در هر نقطه از جهان
است. ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تصریح دارد که
" هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و
پرورش تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید
مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری است". از سوی دیگر ماده 28
پیمان نامه حقوق کودک علاوه بر اجباری دانستن آموزش ابتدایی
اعلام می دارد که " حکومتهای عضو پیمان کوشش خود را می کنند
تا روند آموزش و پرورش در مدارس درخور منزلت انسانی بوده و با
محتوای این عهدنامه هم خوان باشد ". به عبارت دیگر نه تنها
بهره مندی از آموزش حق بنیادین کودکان است بلکه روند و محتوای
آموزش نیز در این امر دخالت بسیار دارد. مضاف بر آنکه کشورهای
عضو منشور جهانی حقوق بشر و امضاکنندگان میثاق حقوق مدنی و
سیاسی متعهد شدهاند در صورت حق اتباع کشورهای دیگر را برای
پناهندگی برسمیت شناخته و در احقاق حقوق مربوط به مهاجرین
بکوشند.
536- مديرساماندهي مسافربرهاي شخصي
شركتهاي تاكسي خصوصي تهران20ميلياردتومان پول غيرقانوني
گرفتند:
مدير طرح ساماندهي مسافربرهاي
شخصي ستاد حمل و نقل و سوخت كشور با انتقاد شديد از شركتهاي
خصوصي تاكسيراني در تهران گفت: اين شركتها تا كنون بيش از 20
ميليارد تومان به صورت مستقيم از رانندگان و مردم دريافت
كردهاند كه بايد هرچه سريعتر اين مبالغ را مسترد كنند.
مهندس حسين هاشمي روز چهارشنبه در گفتوگو با (ايسنا)، با
اشاره به اينكه از خبر بررسي وضعيت شركتهاي خصوصي تاكسيراني
در شوراي شهر تهران هم خوشحال شديم و هم ناراحت افزود: خوشحال
شديم كه مسؤولان شوراي شهر تهران به اين نتيجه رسيدند كه به
فعاليت غيرقانوني آن شركتها پايان دهند، از سوي ديگر ناراحتيم
چرا كه يكسال و نيم اين موضوع به تاخير افتاده و اين امر موجب
شده كه هزينههاي زيادي به مردم و رانندگان تاكسي تحميل شود.
وي با تاكيد بر اينكه فعاليت شركتهاي خصوصي تاكسيراني هيچ
خروجي مناسبي در تهران نداشتهاند افزود: اين خروجي نه در بخش
كيفيت و نه در بخش كميت ارائه خدمات بوده است.
مدير طرح ساماندهي مسافربرهاي
شخصي ستاد حمل و نقل و سوخت كشور با استقبال از اظهارات نائب
رييس شوراي شهر تهران در خصوص انحلال شركتهاي خصوصي تاكسيراني
گفت: اين شركتها به دليل نداشتن اهداف و ضوابط مشخص بايد هرچه
سريعتر تعطيل شوند.
وي شوراي شهر تهران را نمايندگان
مردم خواند و گفت: اين شورا در راستاي استيفاي حقوق مردم بايد
هرچه سريعتر نسبت به انحلال شركتهاي خصوصي تاكسيراني و
بازگرداندن 20 ميليارد توماني كه از جيب تهرانيها رفته است
اقدام كند.
مدير طرح ساماندهي مسافربرهاي
شخصي ستاد حمل و نقل و سوخت كشور با اشاره به اينكه شهرداري
تهران براي 37 شركت خصوصي تاكسيراني مجوز فعاليت صادر كرده است
گفت: متاسفانه استراتژي بسيار بدي در اين بخش حاكم بود به شكلي
كه شركتها بدون توجه به بخشنامهها و مصوبات شوراي شهر تهران
تشكيل شدند؛ از سوي ديگر ماهيت آنها تجاري بوده نه خدماتي و
همچنين با توجه به دريافت مبالغ غيرقانوني از سوي اين شركتها
شاهد تاثير غيرمستقيم بر نرخ كرايه تاكسيهاي تهران و كاهش
كيفيت و كميت خدمات رساني تاكسيراني بودهايم.
هاشمي با تاكيد بر اينكه سازمانهاي نظارتي همچون سازمان
بازرسي كل كشور، سازمان تعزيرات حكومتي و ساير سازمانهاي
ذيربط بايد در اين زمينه وارد عمل شده و اين مبالغ غير قانوني
را پس بگيرند به ايسنا گفت: از سوي ديگر ستاد ساماندهي
مسافربرهاي شخصي نيز از كانالهاي قانوني در حال پيگيري اين
موضوع است.
وي از تمامي رانندگان تاكسيهايي
كه هم اكنون زير مجموعه شركتهاي خصوصي تاكسيراني تهران قرار
دارند خواست از اين تاريخ به بعد به هيچ عوان به اين شركتها
پولي پرداخت نكنند.
مدير طرح ساماندهي مسافربرهاي
شخصي ستاد حمل و نقل و سوخت كشور با اشاره به اينكه يكي از
حربههاي شركتهاي تاكسيراني خصوصي فشار بر رانندگان از طريق
ابطال كارت سوخت بوده است افزود: تمامي رانندگان تاكسي در
جريان باشند ابطال كارت سوخت تنها از طريق وزارت نفت، راهنمايي
و رانندگي و ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت صورت ميگيرد و
افرادي كه شارژ خود را به اين شركتها پرداخت نميكنند نگران
ابطال كارتهاي سوخت خود نباشند.
وي ساماندهي مسافربرهاي شخصي را
يكي از افتخارات بعد از انقلاب اسلامي عنوان كرد و گفت: اجراي
اين طرح در راستاي قانون مجلس شوراي اسلامي در زمينه سهميه
بندي بنزين و ساماندهي حمل و نقل عمومي بود كه متاسفانه مشكلات
كنوني ايجاد شده در تهران به دليل ناهماهنگي شهرداري تهران با
ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت اتفاق افتاده است.
ستاد ساماندهي مسافربرهاي شخصي آمادگي دارد با معرفي مديريت
جايگزين در بخش تاكسيراني تهران نسبت به ساماندهي مسافربرهاي
شخصي و تاكسيهاي بخش خصوصي اقدام كند
هاشمي در خصوص تاكسيهاي وارداتي
نيز به ايسنا گفت: به راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي ابلاغ
شده است كه از اين پس شماره گذاري خودروهاي وارداتي در قالب
تاكسي بدون موافقت ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت ممنوع
است.
وي با انتقاد از وضعيت نابسامان تاكسيهاي
بخش خصوصي در تهران گفت: اگر واقعا آقايان در سازمان تاكسيراني
و شهرداري تهران نميتوانند اين امر را ساماندهي كنند، ستاد
ساماندهي مسافربرهاي شخصي آمادگي دارد با معرفي مديريت جايگزين
در اين بخش نسبت به ساماندهي تاكسيهاي بخش خصوصي و مسافربرهاي
شخصي تهران اقدام كند.
537- تبصره "ز" ماده 21 قانونكارقرار بود حذف شود
:
تهران- خبرگزاري كار ايران در تاریخ 2 آذر 87 آمده است :
به گفته يك فعال كارفرمايي مجمع
تشخيص مصلحت نظام در حالي بند (ز) را به ماده 121 قانون كار
اضافه كرد كه پيشتر نمايندگان وقت كارفرمايي و كارگري با توافق
قبلي از مسوولان ارشد وزارتكارخواهان حذف اين بخش از اصلاحيه
قانون كار شده بودند.
به گزارش ايلنا، عباس وطن پرور، دبير شوراي هماهنگي كارفرمايان
كشور گفت: در ارديبهشت 85 كه موضوع اصلاح قانون كار در قالب
ساماندهي قراردادي و حمايت از اشتغال مجلس وقت مطرح بود،
نمايندگان وقت تشكلهاي كارگري و كارفرماي
|