در حاشيه "انتخابات" در جمهوري اسلامي
در يک نظام ديکتاتوريِ فاشيستي، توده هاي مردم تنها يک انتخاب در پيش رو دارند : سرنگوني رژيم حاکم!
جابر کليبي
djaber_ka@yahoo.ca
تکرار صحنه هاي مشمئز کننده اي تحت عنوان "انتخابات" در جمهوري اسلامي ديگر تبديل به خيمه شب بازي بي مزه اي شده است. جمهوري اسلامي هرچند سال يکبار براي ادامه حاکميت استبدادي خود، برنامه هاي از پيش تنظيم شده اي را تحت عنوان "انتخابات" که درواقع مفتضح ترين نوع انتصابات است، به مردم تحميل مي کند. رژيمي که در همه زمينه ها، از همان آغاز به قدرت خزيدن، چيزي جز اعدام، شکنجه، قتل عام، ترورهاي فردي، فحشاء بي کاري، فقر و مذلت نصيب مردم زحمت کش ايران نکرده است، هيچ حقانيتي نه از نظر حقوقي و نه از نظر سياسي و اجتماعي ندارد.اکثريت قريب باتفاق مردم ايران به دلايل بي شماري که محصول سلطه سياه بيش از 30 سال ديکتاتوري خشن، فساد، ريا و تزوير، سرکوب و اعدام است هيچ گونه تمايلي نسبت به رژيم اسلامي ندارد که سهل است، حتا از آن متنفرند. ما اين را در کوچه و بازار، کارخانه و دانشگاه و ...، در يک کلام همه جاي ايران مشاهده مي کنيم.
نگاهي به صحنه سازي ها و رقابت هاي مصنوعي کانديداها نشان مي دهد که همه ترفندها و عوامفريبي هاي حاکميت ديگر هيچ کس را جلب نمي کند. کنار رفتن خاتمي، مهره سوخته و آبرو باخته رژيم به خوبي بيانگر اين واقعيت. وعدهاي بي اساس کروبي مبني بر دادن "سهم نفت به افراد بالاي 18 سال"!! و ادعاي "تغيير قانون اساسي"!! در عين حال که وعده ي توخالي از قبيل آنچه خميني، رفسنجاني، خاتمي احمدي نژاد و ...، پيش از رسيدن به حاکميت مي دادند را تداعي مي کند(مجاني کردن آب و برق و رساندن نفت به خانه هاي مردم، شعارهاي ظاهراً دموکراتيک و "گفتگوي تمدن "ها و...)، گوياي آنست که از نظر حاکميت، منابع و ثروت هاي مملکت ملک طلق اين افراد است و آن ها فعال مايشاء سرنوشت همه چيز در ايران مي باشند. در واقع هم همين طور است و اين يکي از مظاهر برجسته ي استبداد مي باشد! همه کانديداهاي رژيم که امروز اين چنين براي حفظ ظاهر، چهره دموکراتيکي به خود گرفته اند، مسببان اصلي فقر، بي خانماني، شکنجه، اعدام و همه آن چيزي هستند که امروز ببرکت سلطه سياه سرمايه داري جمهوري اسلامي بسر مردم ايران آمده است. ميان زحمت کشان ايران با حاکميت اسلامي دريايي از خون قرار دارد که با هيچ ترفند و تغيير چهره و تعويض مهره ها التيام ناپذير است.
برخي نيروهاي اپوزيسيون تصور مي کنند با تحريم انتخابات مي توان موضع راديکالي نسبت به رژيم جمهوري اسلامي اتخاذ کرد. آن ها چه بخواهند و چه نخواهند به نوعي وارد بازي هاي دموکراتيکي که در کشورهاي سرمايه داري پيشرفته معمول است، مي شوند. بباور نويسنده تحريم انتخابات در رژيمي که راي و نظر مردم را در تئوري و عمل سرکوب مي کند و اين را آشکارا در قوانين و فرهنگ خود نيز بيان مي کند، به تنهايي شعاري اصولي و راديکال نيست. زيرا 30 سال حاکميت اين رژيم نشان داده است که او به راحتي مي تواند به عناوين مختلف براي خود راي بسازد و هر کس را که بخواهد از صندوق راي بيرون بکشد و هيچ مرجع، داخلي و خارجي قادر نيست در نحوه انتخابات و چگونگي راي گيري ها نظارت کند. اين رژيم سلطه خود را با ريا و تزوير و سرکوب برقرار کرده و در اين زمينه مثل هر ديکتاتوري ديگري از امکانات بسياري برخوردار است. از رفراندم کذايي خميني براي تحميل نظام اسلامي گرفته تا همه انتخاباتي که پس از آن به عناوين مختلف انجام گرفته، همه چيز از پيش برنامه ريزي شده بود. با چنين رژيم که تا مغز استخوان ضد مردمي، توطئه گر، عوامفريب، رياکار و جنايت پيشه است نمي توان با اصول و پرنسيپ هاي "دموکراتيک" و بطور مسالمت آميز روبرو شد، تنها راه مبارزه جدي و موثر با همه ترفندهاي رژيم جمهوري اسلامي، مبارزه جهت سرنگوني قهر آميز آن است. از اين رو، شعار اصولي و راديکال در رابطه با انتحابات کنوني رياست جمهوري، شعار سرنگوني اين رژيم و مبارزه براي به قدرت رسيدن يک نظام دموکراتيک و اجتماعي است!