گفتگوهای زندان

 

 

همبستگی کارگری

از 6 تا 13 ژوئیه 2008( 16 تا 23 تیر 1387) شبکه آلمانی کارگران دایملر در آلمان در شهرهای برلین، هامبورگ و اشتوتگارت یک تور همبستگی و حمایتی را برای همکاران آمریکایی خود در شرکت فرایتلینر ترتیب دادند. کارگران آلمانی در باره مبارزه کارگران اخراجی  این شرکت آمریکایی برای بازگشت به کار به مردم  این شهرها گزارش دادند و آنان را به حمایت از کارگران اخراجی فراخواندند.

شرکت فرایتلینر در کلیولند قراردارد که یک شهر کوچک با مردمی محافظه کار درجنوب آمریکا است. در حال حاضر 3000 نفر در آن به کار اشتغال دارند و هزاران نفر نیز به صورت زنجیره حمل و نقل اتومبیل به آن وابسته اند، به نحوی که اقتصاد منطقه ازاین کارخانه تغدیه می کند. سال گذشته 700 کارگر این کارخانه اخراج شدند و امروزه نیز صحبت از اخراج 1500 کارگر دیگر در میان است. این شرکت، وابسته به دایملر است و 100٪ آن به دایملر تعلق دارد. رئیس دایملر آلمان به تازگی اعلام کرده است "کارگران فرایتلینر به خاطر این که ضرر می دهیم و سودها پایین آمده  باید به نصف کاهش یابد." اما واقعیت امر این است که می خواهند شعبه ای در مکزیک دایر کنند وبه جای کارگران شاغل کنونی کارگران ارزان مکزیکی را به کار گیرند، ترفندی که سرمایه در همه جای دنیا به کار می بندد. وقتی از ضرر صحبت می کنند درواقع منظورشان این است که سود شرکت در آن حدی که آن ها انتظار داشته اند نیست. وقتی از ورشکستگی صحبت می کنند منظورشان این است که حوزه ای را یافته اند که در آن نرخ سود آن بالاتر است. یعنی جایی را یافته اند که وحشیانه تر می شود کارگران را استثمار کرد و با اعلام ورشکستگی می شود از تعهداتشان در قبال کارگران اخراجی شانه خالی کرد.

این همبستگی در حمایت از مبارزه پنج کارگر برای بازگشت به کار انجام می گیرد. سال گذشته این پنج نفر که چهار کارگر مرد و یک کارگر زن هستند به اتفاق شش کارگر دیگر به اتهام سازمان دهی یک اعتصاب غیرقانونی اخراج شدند. آن ها اعضای هیات رئیسه کمیته مذاکره کننده قرار داد جمعی کار و از اتحادیه کارگران بودند. شش کارگر ازاین یازده کارگر به کار بازگشته اند. در ضمن چهار نفراز این پنچ نفر از فعالان حقوق شهروندی نیز هستند. دو نفر ازین پنچ کارگر آمریکایی آفریقایی تبار هستند و مانند همیشه در جنوب آمریکا دیدگاه های نژاد پرستانه کارفرمایان آمریکایی با سرنوشت کارگران سیاه پوست بازی می کند.

باید این کارزار حمایتی را به فال نیک گرفت.  در سه دهه اخیر این گونه همبستگی ها کمتر اتقاق افتاده است، هرچند این حرکت زیباتر می بود اگر صرفا به خاطر پنج عضو هیات رئیسه نبود بلکه در حمایت از 700 کارگری که در سال 2007  اخراج شدند صورت می گرفت.  این حمایت به کارگران اخراجی جرات می داد که بیشتر بجنگند و میدان را برای تاخت و تاز بعدی کارفرمایان خالی نکنند. باید چنین حرکت هایی تداوم یابد و به صورت وظیفه طبقه کارگر در همه جهان سرمایه داری درآید. نه تنها کارگران دایملر در آلمان بلکه کارگران فولکس واگن، زیمنس، الکترولوکس، ایران خودرو، پژو، ولوو، بوش و... نیز باید به شبکه همبستگی و حمایت بپیوندند و درمقابل قدرت نمایی طبقاتی سرمایه داران قدرت طبقه کارگر را به نمایش درآورند. این همبستگی اکنون برای کارگران ایران بسیار ضروری است، در درجه اول برای کارگرانی که یا بیکار شده اند یا با خطر بیکاری مواجه اند. کارگران نیشکر هفت تپه، لاستیک البرز و ایران صدرا، کارگران نساجی ها و همه کارگرانی که ماه ها ست دستمزدی نگرفته یا مزایای خود را دریافت نکرده اند باید با هم ارتباط برقرار کنند و به صورت هماهنگ عمل کنند. باید شوراهای ضد سرمایه داری خود را تشکیل دهند وهرجا که امکانش است به تصرف کارخانه و اداره تولید اقدام کنند. در حالی که اصولا امنیت شغلی ما در خطر است، یکباره مبارزه را روی تشکیل سندیکا متمرکز کردن چه دردی از ما را دوا می کند؟ سندیکا برای کدام حقوق ما می خواهد ما را یاری دهد؟ ما نیاز داریم که چرخ کارخانه را راه بیندازیم و این خلاف میل سرمایه دار است. سندیکا/ اتحادیه تنها در زمینه تعرفه کاری و مزدی و در پای میز مذاکره  می تواند به چانه زنی بپردازد و درمورد تصرف کارخانه برای جلوگیری از بیکاری هیچ  کمکی نمی تواند به ما بکند.

حرکت کارگران اگر در همین محدوده موجود باقی بماند و مورد حمایت کارگران مراکز کلیدی و حیاتی   قرارنگیرد و اگر به مسئله روز همه کارگران تبدیل نشود در بستر خود می خشکد. باید کارگران نفت، گاز، آب، برق، ذوب آهن، پتروشیمی، معلمان، پرستاران، کارگران دفتری، حمل و نقل، کارگران بیکار و کارگران دیگر بخش های خدمات و صنعت و معدن خود را با مسئله درگیر کنند. روزنامه ها خبرهای ما را پوشش نمی دهند و ما را به حاشیه می رانند. باید خود گزارشگر وضعیت خود باشیم. و پست کارگری و خبررسانی کارگری ایجاد کنیم. همبستگی کارگری را گسترش دهیم و مبارزه را همگانی کنیم.

آن که می جنگد امکان دارد که ببازد، اما آن که نمی جنگد از آغاز باخته است.

 فریده ثابتی                                                       

 اوت 2008 / مرداد 1387